بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
39320
متن پرسش

باسمه تعالی
کاربران محترم عنایت داشته باشند که این سایت وظیفۀ خود را تنها در محدودۀ جواب دادن به سؤالات معرفتیِ کاربران می‌داند و از این‌که نمی‌توانیم جوابگوی سؤالات شخصی و حالات فردی کاربران محترم باشیم؛ عذرخواهی می‌شود.
طاهرزاده

متن پاسخ

.

42028
متن پرسش

سلام و عرض ادب خدمت استاد عزیزتر از جان: استاد پرسشی مطرح شده، خواستم با شما در میان بگذارم تا اگر صلاح دانستید راهنمایی فرمایید؛ در شرایط کنونی کشور و انقلاب و حضور مردم در خیابان ها و میادین و با توجه به نزدیکی به اربعین حسینی چه کنیم، سفر اربعین یا حضور در خیابان؟ اخیرا مواردی شندیم از بزرگان مبنی بر کوتاه کردن سفر اربعین ولی در عمل با دو یا سه روز امکان این سفر مخصوصا با در نظر گرفتن پیاده روی مسیر نجف تا کربلا میسر نیست. ما را از دعای خیر خود فراموش نکنید.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: باز هم باید بررسی کرد. شاید با شروع زودتر برای عده‌ای و شروع دیرتر برای عدۀ دیگر قابل توجه باشد و از طرفی باید صبر کنیم ببینیم جریان جنگ به کجا می‌کشد. موفق باشید

42027
متن پرسش

سلام و عرض ادب: استاد عزیز سخنران عزیز استاد شجاعی گفتن امسال خالی کردن میادین درست نیست و سریع برید اربعین یکی دو روزه برگردین به نظرم لحن صحبت و محتوا اینطور بود که همین میدان از اربعین بالاتره. خواستم نظر شما رو هم بدونم.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌آید نکتۀ قابل توجهی را فرموده‌اند مگر آن که شرایط تغییر کند. موفق باشید

42026
متن پرسش

سلام علیکم: درود بر شما. سوالم این هست که چرا ما از محاصره دریایی واهمه داریم؟ می‌دانم بحث واردات کالاهای اساسی و صادرات نفت و... هست، اما متوجه نمیشم چرا ما نمی‌توانیم یا نمی‌خواهیم محاصره دریایی را بشکنیم؟ آقای محمدی هم در صحبت ها و مخصوصاً مصاحبه ای که اخیرا داشتند می‌شد به طور ضمنی فهمید که گویا محاصره دریایی مسئله بغرنجی هست و شکستنش به این راحتی نیست. بنده نمی‌فهمم وقتی موشک ها و پهپادهای ما اهداف مختلف دور و نزدیک را علیرغم وجود رادارها و سامانه های پدافندی هدف قرار می دهند، چگونه نمی‌توانند موانع و مزاحمت های محاصره دریایی را هدف قرار دهند؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اهل نظر و رفقای برنامۀ «به وقت ایران» در عین آنکه قبول دارند محاصرۀ دریایی وسیله‌ای است تا ما از مدیریت تنگۀ هرمز منصرف شویم؛ ولی بحمدالله عزم مسئولان کشور همه و همه مدیریت بر تنگه می‌باشد حتی اگر به قیمت آن باشد که وقتی صحنه برای ما نیست، برای هیچ‌کس نباید باشد و این لطف بزرگ خداوند است که ما را در چنین شرایطی قرار داده که می‌توانیم با آمریکا بجنگیم و به قول آقای دکتر مهدی محمدی در آخرین سخنان خود: ترامپ شکست خورده و هیچ کاری نمی‌تواند بکند. https://eitaa.com/mohammadi61 موفق باشید

42025
متن پرسش

سلام علیکم عرض ادب و احترام خدمت استادگرامی . به راستی به کدام افق نظر میکنید که در آن تمام کثرات عالم سیاست و افرادی که این مقدار حواشی دورشان هست به راحتی برایتان مسائلش حل میشود؟! خیلی ها دوست دارند بدانند استادطاهرزاده چگونه می اندیشد که چنین ارامشی دارد ‌. چگونه استاد طاهرزاده ای که قطعا نقدهایی دارد به اقای قالیباف عراقچی و و و‌... چه عینکی میزند که الان همه این عزیزان دل که بقول خود شما سرداران ما هستند را در پازل انقلاب تعریف میکند و دوگانگی یا چندگانگی نمیابد؟! بقول برادر عزیزمان اقای یامین پور:
 «اگر مدتی مطالب کانال استاد طاهرزاده را دنبال کنید احتمالاً از زاویه‌ی نگاه او به سیاست تعجب خواهید کرد‌. او به دنبال "درک" است؛ درک انسان و موقعیت و حضور او در تاریخ. از این زاویه انسان‌ها از آنچه در آینه‌‌ی رسانه‌ها دیده می‌شوند، به شما بسیار نزدیکترند. این زاویه، زاویه‌ی اُنس است نه غلبه، نه رقابت و نه قضاوت. در این موقف شما بیرون از هیجان سیاست قرار میگیرید. پس جریان‌شناسی و تعیین تکلیف و برچسب‌زنی بی‌رنگ شده و تعطیل می‌شود. از این زاویه، حکمت و عقل قدسی آشکار و کینه‌توزی ناپدید می‌شود.»
 دعای حضرتعالی را خواهشمندم.یاعلی

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! این ما هستیم و فهمِ آیندۀ تمدنی که پیش آمده. و در این راستا انسان‌ها می‌توانند به جای نظر به محدودیت‌های امور نزدیک به آن افق‌های دور نظر کنند و مردم عزیزی که هرکدام با نظر به آن افق‌های دور، دیگری را درک می‌کنند نکته‌ای که امروز صبح در جلسۀ « جایگاه تاریخی رخدادکربلا» با مخاطبان محترم در میان گذاشته شد. https://eitaa.com/matalebevijeh/23240 و همۀ تلاش بنده در سلسله مباحث «ما و جنگ رمضان و نظر به حضور تاریخی که در پیش است» https://eitaa.com/bartarin_hozoor   آن است که متوجۀ تاریخ بزرگی که برای ما پیش آمده، باشیم و در این صورت حکایتِ «المؤمنُ مرآت المؤمن» پیش می‌آید. موفق باشید

42024
متن پرسش

در باب رسانه و جایگاه آن. سؤال: با توجه به نقش رسانه و تأثیر آن چه راه‌کاری دارید که ما بتوانیم از رسانه و استعدادی که دارد، استفاده کنیم ولی گرفتار انحرافات آن نگردیم؟ 

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! آگاهی از جایگاه رسانه برای جبهۀ انقلاب، فراتر از یک انتخاب، یک ضرورت تاریخی است. ولی مسئلۀ بنیادین این‌جاست که توجه داشته باشید ما عموماً در فضای «تکنیک غربی» تنفس می‌کنیم که دارای سیطره و هیمنۀ خاص خود است. اگر فعالیت رسانه‌ای با تأمل عمیق فکری همراه نباشد، فعالان این حوزه علی‌رغم تسلط بر فنون و ابزارهای تولید محتوا، ناخواسته در پازل رقیب بازی کرده و در «پرتگاه» هویت‌زدایی سقوط خواهند کرد و با توجه به این‌که رسانه در ذات خود پیچیدگی‌هایی دارد که اگر به درستی درک نشود، عملاً به نام مبارزه با رسانه در مسیری قرارمی‌گیریم که رسانه به دنبال آن است. در حالی‌که چالش اصلی، تقابل میان «جهانی که رسانه می‌سازد» و «جهانی است که خداوند بر بستر سنت‌ها بنا نهاده است». رسانه‌های مدرن بر پایۀ مدیریت اراده‌های بشری، جهانی در راستای توهّمات بشری خلق می‌کنند؛ اما در اندیشۀ اسلامی، رسالتِ رسانه توجه به جهانی است که خداوند ساخته است و تفاوت ماهوی میان رسالت پیامبر اکرم«صلوات‌الله‌علیه‌وآله» و رویکرد ابوسفیان در مفهوم «تغییر جهان» نهفته است. ابوسفیان نماد تمدنی پیچیده بر بنیاد جاهلیت بود که حتی در قالب «سقیفه» و با پوسته‌ای از شعائر دینی (همچون نماز) بازتولید شد؛ جهانی که در آن اراده‌های بشری بر جایگاه حق تکیه می‌زنند، در حالی‌که اسلام و دنقلاب اسلامی در این تاریخ، مخاطب را به سوی «سنن الهی» سوق می‌دهد. این همان مرز باریک میان «تفکر انقلابی» و نگاه‌های «ظاهرگرایانه» مانند جریان حجتیه است که آینده را صرفاً در تغییر صوریِ حاکمان می‌بینند، نه در استقرار انسانیت ذیل توحید. رسانه نباید ابزاری برای سرگرمیِ صرف یا تشدید تنش‌های بی‌حاصل باشد. هدف غایی، ارائه یک «سیره» یا «سبک حیات» قدسی است که در آن «حضور در سنت‌های الهی جاری در هستی» تجربه شود. ولی برنامه‌هایی که صرفاً به دنبال مشغول‌سازی مخاطب هستند - حتی با تغییر ظاهرِ مجری از بی‌حجاب به باحجاب- همچنان در ساحت جهان مدرن باقی مانده‌اند؛ چرا که جهان مدرن برای پوشاندن پوچیِ ذاتی خود، ناگزیر از «مشغول‌سازی» مداوم انسان است. مواجهِ با فضای مجازی به مراتب دشوارتر و پیچیده‌تر از مبارزه با بت‌پرستی در صدر اسلام است. برای عبور از این بحران، بازگشت به «تفسیر المیزان» به عنوان یک ضرورت استراتژیک مطرح می‌شود. علامه طباطبایی در این اثر، قرائتی از دین ارائه می‌دهند که بر حضور در «سنن لایتغیّر الهی» استوار است. در صورتی که بدون تکیه بر آن مبانی نظری، حتی ممکن است فعالیت‌های کثیر رسانه‌ای رفقا به سلبریتی‌زدگی و استحاله در فرهنگ جهانی منتهی شود؛ اگر ذیل سنت‌های الهی خود را قرار ندهیم و بر مبنای آن سنت‌ها کار را دنبال ننماییم. راز آرامش و اقتدار امام خمینی و رهبری شهید«رضوان‌الله‌تعالی‌علیهما»، زیستن در افق سنت‌های الهی و داشتن «نگاه تاریخی» به پدیده‌هاست. فعالیت رسانه‌ای زمانی ارزشمند و «عبادی» خواهد بود که در ذیل تاریخِ آغاز شده با انقلاب اسلامی و در جهت ظهور انسان کامل معنا شود. فعالان رسانه‌ای باید متوجه باشند که آیا در تاریخ جدیدی که با انقلاب اسلامی و حضور تمدنی آن پیش آمده، تنفس می‌کنند، یا همچنان در اسارت زمان‌پریشیِ جهان مدرن هستند؟ تنها با این خودآگاهی تاریخی است که می‌توان از دام چاله‌های رسانه‌ای عبور کرد و به سوی حقیقت رهنمون شد، که این اول بحث است در سلسله بحث‌های «شهادت رهبری و تقابل جهانِ «سنت» با جهانِ ساختگی «رسانه»، در این بعثت تاریخی» عرایضی در این مورد شده که خوب است به آن‌ مباحث رجوع شود. https://lobolmizan.ir/special-post/1771?mark=%D8%B4%D9%87%D8%A7%D8%AF%D8%AA%20%D8%B1%D9%87%D8%A8%D8%B1%DB%8C#sound-row-5886 این‌جا است که باید به هستی‌شناسیِ رسانه در افق انقلاب اسلامی نظر کرد و متوجه تقابل «سنن الهی» و «تکنیک مدرن» بود تا در رابطه با بحران تکنیک، ضرورت تأمل معرفتی در جبهۀ فرهنگی بیش از پیش جدّی گردد. موفق باشید        

42023
متن پرسش

سلام و عرض ادب: استاد بزرگوار بنده چندین ساله اربعین مشابه حضور داشتم ولی نمیتونم به حرم و زیارت جدم سیدالشهدا سلام الله بروم. بین الحرمین چند ساعتی می‌مانم و برمی‌گردیم یکسال رفتم داخل حرم حالم خیلی بد میشه قلبم سنگین میشه تموم روضه ها مجسم میشه و اصلا نمیتونم جلوی گریه ها و... بگیرم و... نمیدونم یعنی به طرف حرم که می‌روم نمیخوام پا روی زمین بذارم حس می‌کنم روی خون جدم پا میذارم خلاصه حالم خیلی زاره از این طرف این همه سفارش و توصیه به حضور درحرم شده نمیدونم من محروم هستم چرا هر روز بر مصیبت کربلا گریه می‌کنم و سرمایه را روی ضریح میذارم و... تا کمی آروم شوم ولی وقتی فکر رفتن به سفر می‌کنم دوباره اون حالت سنگین برام تداعی میشه راهکاری می‌خواستم برای اینکه کمی آرام تر شوم و بتونم اون ضریح مطهر 😢 را زیارت کنم و تبرک بشم.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خدای را بسی شکر باید بکنید که دل را به حسین «علیه‌السلام» سپرده‌اید. به نظر می‌آید با مطالعۀ کتاب «حماسۀ حسینی» https://eitaa.com/arshiv3133/285 و کتاب «کربلا، مبارزه با پوچی‌ها» نگاه‌تان ان شاءالله نگاهی می‌شود که ساحت دیگری از حضور در محضر امام را با زیارتی مستقیم‌تر بیابید. موفق باشید

42022
متن پرسش

با سلام و احترام: چگونه از معرفت نفس به معرفت امام و اتصال با او پل بزنیم؟ درچه مباحثی این مطلب را بسط داده اید؟ ارتباط وجودی با امام که طور دیگری است و متفاوت از ارتباط متعارف قلبی و دلی است چگونه حاصل می‌شود؟ با تشکر

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در موضوع رسیدن به معارف عالیه، اتفاقاً شاید بتوان گفت بدون معرفت نفس بعید است بتوان به آن معارف عالیه دست پیدا کرد. به همین جهت فرموده‌اند: «تو پای به راه در نِه و هیچ مپرس». موفق باشید

42021
متن پرسش

سلام استاد: من مدام حق و باطل رو گم می‌کنم یعنی کلیات رو می‌فهمم اما مصداق رو اشتباه پیدا می‌کنم ،استاد من خانم هستم اما شاغلم ولی مرخصی بعد تولد فقط تا نه ماهگیه با سه چهارم حقوق و درست زمانی‌که بچه شروع می‌کنه به فهم اطرافیان باید مادر بره سرکار، بنظرتون این درسته، توی بعضی کشورها که مسلمانان هم نیستن برای افزایش نسل، این مرخصی تا دو یا سه سالگی بچه است با حقوق کامل یعنی دیگه تقریبا بچه مستقل میشه اما اینجا که این همه شعار فرزندآوری میدن حاضر به حمایت خانم ها نیستن، استاد من بچه یکسالمو پیش کی بذارم، نه مهد کودکی اطرافم هست نه میخوام مزاحم فامیل بشم، اینه که دارم قید کارکردن رو می‌زنم و ناچارا تو خونه نشستم، شوهرم هم که تو یه شرکت خصوصی کار میکنه که تا دو ماه دیگه بیشتر کار نداره، خانوادم مخالف مطالعات من بودن، یه خانم ظاهر صلاح اومد واسطه شد و گفت که با این ازدواج میتونم مطالعاتم رو ادامه بدم ولی خودتون قضاوت کنید این شرایط الان منه، من قید تمام خواسته هامو از ازدواج زدم به امید داشتن هم فکر، اما الان این منم استاد نمیدونم زن باشم یا مرد، مونس و همدم داشتن که هیچ، فقط ناچار به موندنم، چون نه راه پس دارم نه راه پیش، بشم زن مطلقه و بچه مو بگیرن ببرن ازش سگ شکاری بسازن، بمونم و به فقر و فلاکت بیفتم و نهایتا بتونم چند تا بچه بزرگ کنم که اونم معلوم نیست صالح از آب دربیان، خانوادم هم میگن بدون کار منو نمیخوان، هیچ راهی ندارم استاد، با یه امیدواری رفتم سرکار که استعدادهام رو رشد میدم، تمام کارهایی که پول نداشتم انجام بدم انجام میدم کتابهایی که میخوام رو می‌خرم هنرهایی که میخوام رو ادامه میدم بچه هام رو طوری تربیت می‌کنم که توی جامعه به جایی برسن، ولی این خانم با دروغ هاش همه چیزم رو گرفت، خانوادمم گه از خدا خواسته من رو به ازدواج با اینا دادن تا آبرو و اعتبار و شغل و ازدواج خوب به دست بیارن، حالا استاد من موندم دارم به انسان بودن خودم شک می‌کنم، یعنی من هم حق انسانیت دارم؟ چرا اسلام اینجا هیچ کاری ازش برنمیاد؟ چرا قوانین اسلام همه به ضرر دینداری و سلامت روحی زنه، چرا جامعه هیچ حقی به زن نمیده؟ و زن هیچ حقی برای انسان محسوب شدن نداره؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با همۀ این احوال، محال است خداوند راهِ باریکی برای یک زندگی سالم در مقابل انسان قرار نداده باشد. آری! نباید به جهت سختی‌هایی که پیش می‌آید، زندگی را طوری آتش زد که مجبور باشیم در خاکسترهای آن قرار بگیریم. این هنر انسان‌های بزرگ است که در اوج سختی‌ها، ماورای آن‌ها زندگی کردند. یکی از پیشنهادهای اهل نظر آن است که در این موارد شخصی را که شایسته می‌دانید مدنظر قرار دهید و عموماً با نظر به او تصمیم بگیرید و عمل کنید. موفق باشید

42020
متن پرسش

بسمه تعالی، سلام علیکم: (ظهور برزخی در امتداد ظهور زمینی) مگر نه این که الدنيا مزرعة الآخرة؟ و مگر نه این که پیامبر خاتم علم را فریضه جهانی دانسته؟ ولو با عزیمت به دور دستها؟ که فرمود: اطلبوا العلم و لو بالصین. و مگر نه این که محصول زراعت دنیا همان علمیست که زوال پذیر نیست و تا ابدیت پابرجاست و روشنی بخش راه؟ اما این زارعان!، اینان که آمده اند توشه ای برچینند...، همانا دانه شان، سخن قرآن و عترت است که هرکدام به قدر و زعم خود آنها را در دل زمین خود می‌نگارند. آیا نه چنین است که هر که زمین وجود خود را با میل و علاقه، همت و تلاش، استعداد و توان می‌گستراند و به همان قدر از دانه های سر از خاک برآورده، توشه برمی‌چیند؟ و آیا نه چنین است که هر که با هر میزان از میل و توان و همت در زمین به همانقدر در برزخ حاضر است؟ که لنگ لنگان در زمین، لنگ لنگان در برزخ اند... غرض آنکه؛ ۱. آیا به هر مقدار از اراده و همت و امید داشته باشی، در امتداد همان میزان در عوالم بعد روبه صعودی؟ ۲. با توجه به جایگاه رفیع علم دینی که در روایات متعددی به این مضمون که یک عالم به از هزار عابد است، آیا هرقدر در علوم دینی حوزهی، استعداد و توان، همت و اراده، امید و علاقه داشته باشی، نشانه از سعه ی وجودی است که نشان می‌دهد حقیقتمان چقدر است و چند مرده حلاج؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. به این مژدۀ الهی بیندیشید که حضرت پروردگارمان می‌فرمایند: « ... وَ لَنَجْزِيَنَّ الَّذينَ صَبَرُوا أَجْرَهُمْ بِأَحْسَنِ ما كانُوا يَعْمَلُون» آن کس را که در مسیر دینداری همچنان جلو و جلوتر رود را پاداشی هست در حدّ عالی‌ترین شکل آن نحوه حضوری که او به دنبال آن بوده است. و این‌جا است که انسان با صبر و پایداری با آن عالی‌ترین‌ها روبرو می‌شود. ۲. در موضوع علوم دینی و حوزوی مهم، طریقیت است که در بستر فرهنگ حوزوی، انسان می‌تواند به عمق موضوعات انسانی و الهی برسد برعکسِ نظام جدید آموزشی که عموماً نمایی از موضوعات را با مخاطبان در میان می‌گذارد. موفق باشید‏

42019
متن پرسش

سلام و نور و رحمت خدمت استاد عزیزم: آرزویم همه این است که حاصر باشم / در حضوری که حیات است محیا باشم. هر چه زمان می‌گذرد بیشتر بیشتر این سوال و بهتر است بگویم نیز در وجودم رخ می نماید که چگونه می‌توان حاضر شد و این حضور را هم به آن آگاه بود؟؟ مطالبی به نظر رسید که خواستم از منظر شما استاد عزیزم بپرسم آیا این یافت درست است؟ آیا حضور امام حسین در همه ی ادوار تاریخی به دو صورت است؟ یعنی علاوه بر حضور کلی ایشان و وجود خود حضرت آیا می توان جان افرادی چون سید حسن ها و سید علی ها را هم جان هایی تهی از خود و سرشار از روح حسین دانست؟ آیا نه این است که از جان این بزرگواران بوی حسین و روی حسین می اید؟ آیا این ها همان آینه ی جمال یار نیستند؟ بعد از شهادت رهبر عزیزمان در میدان علیخانی متنی را تهیه و خدمت مردم عزیز خواندم آنجا گفتم امروز جهان نه با یک خامنه ای که با میلیون ها خامنه ای روبروست‌. استاد آیا اینگونه است که این افراد چون به شهادت می رسند گویی سیری از وحدت به کثرت رخ می دهد و در جان های آزاده خانه می کنند و چون مردم مبعوث می گردند این سیر از کثرت رو به وحدت می گذارد و دایره سیر و کمال و رشد کامل می گردد و اینجا انسان کامل حاضر است.ایا یکی از رموز تاکید رهبر معظم و آن والظاهر والباطن همین است؟ و استاد عزیزم پرسش دیگرم که خواستم با شما در میان بگذارم این است که چه در جان رهبر عزیزمان هست که با ایشان می توان حضرت حجت را تجربه کرد؟ برای حفظ ایشان توصیه شما بر چه عمل قرآنی و محمدی هست؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- آری! «آن‌که عمری در پی او می‌دویدم کو به کو / ناگهانش یافتم با دل نشسته روبرو». مگر نایب حضرت حجت«عجل‌الله‌تعالی‌فرجه» آینۀ ظهور انوار آن حضرت نمی‌باشند که با شخصیت همه‌جانبۀ خود اشاره به آن حقیقت نهایی انسانی دارند؟ خدای را بسی شکر که ما با چنین مرد الهی، احساس نمودیم چگونه راه انس با حضرت محبوب برای انسان‌ها گشوده است. و البته این، اولِ حرف است. 2- حکایت نایب الامام ‌بودنِ آن رهبر شهید را ساده نگیرید. هیچ زمانی را نخواهید یافت که «او» با ما نباشد. آیا جز آن است که خداوند او را در همه ابعاد پرورش داد تا ما امروز با کسی روبرو باشیم که پرورش یافته خداوند است در همه ابعاد، به همان معنایی که پیامبر خدا صلوات الله علیه و آله فرمودند: «من رآنی فقد رأی الله» آیا تشییع آن مرد الهی نظر به افقی نیست که او با شخصیت همه جانبه خود در مقابل ما گشود تا انسانیتی را که انسان‌ها می‌توانند در آن حاضر شوند بنگریم؟ موفق باشید                    

42018
متن پرسش

استاد این جمله محترمانه «دنیای فردا دنیای گفتمان است» هست منتها بعد از ۲ جنگ وجودی و شهادت رهبر و این همه طفل بیگناه. ما شما رو دوست داریم ولی اخبار به روز رسانی های جنگ رو منعطف به یک جریان نکنید که سابقه نظر مخالف ولی فقیه اون هم وسط جنگ وجودی میگیره و بهش افتخار هم میکنه ین جمله آقای قالیباف که ان شاء الله به آغوش ملت برگرده و جبران کنه یک ننگ در کارنامه او محسوب میشه که فرمودن سنگرها رو باید از رزمنگان پشت لانچر بگیریم و به اقتصاد برسیم. شما که نفستان پاک است و اگر ارتباطی با ایشان دارید این قل و زنجیر را که فکر می‌کنم ایشان در حال تبدیل شدن به مهره جریان غربگرا شده را از دست و پای ایشان باز کنید.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همچنان‌که در جلسۀ امروز عرض شد https://eitaa.com/matalebevijeh/23240  ما هر دو جریان را دلسوز می‌دانیم. مهم آن است که با نگاه تمدنی به صحنه بنگریم. موفق باشید

42017
متن پرسش

سلام و احترام خدمت استاد بزرگوار: ما هرسال هم از باب علاقه هم تکلیف اجازه ترک راهپیمایی اربعین رو به خودمون نمی‌دادیم. در این چهار ماه و اندی هم نگذاشتیم یکشب حضور خیابانی مان قضاء بشه جز چند روز تشییع آقای شهید حال سوال اینجاست: این ایام که هم حضور خیابانی مردم کمتر شده و هم به ایام اربعین نزدیک میشیم، آیا حفظ سنگر خیابان که سفارش و خوشنودی رهبر انقلابه اولویت داره یا همچنان حضور در همایش اربعینی تکلیفه حتی درصورت خالی شدن خیابان؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: إن‌شاءالله بشود هر دو را جمع کرد با کمترماندن و زودتر برگشتن. مگر آن‌که شرایط جدیدی پیش آید که باید نسبت به آن تصمیم جدیدی گرفت. موفق باشید

42016
متن پرسش

سلام خدمت شما: اگر ماجرای سقیفه بنی ساعده اتفاق نمی افتاد، تاریخ اسلام چگونه رقم می‌خورد؟ شما در کتاب بصیرت و انتظار فرج گفتید که اگر سقیفه اتفاق نمی‌افتاد باز هم یک انتظاری برای آمدن موعود رقم می‌خورد، لزوم این انتظار را نمی‌فهمم. اگر غدیر پذیرفته می‌شد و امام علی (ع) خلیفه اول مسلمین می‌شد، چه اتفاقی می افتاد؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ظاهراً در راستای نهایتی که باید پیش آید، نیاز به نوعی آمادگی می‌باشد که امّت باید در خود ایجاد کند و از این جهت شاید آن غیبت که همراه با وارستگی و انتظار است؛ زمینۀ حضور آن نهایتی باشد که با انسان کامل محقق می‌شود. موفق باشید 

42015
متن پرسش

با عرض سلام و احترام خدمت استاد گرامی: ما همیشه در طول تاریخ اسلام شاهد تحریف مکتب و سیره انبیاء و اولیاء بوده‌ایم. همیشه عده‌ای به اسم دلسوزی برای اسلام و مسلمین به پیکره اسلام ضربه زده‌اند هرچند در حقیقت نیت شومی نداشتند و از سر جهل چنین اعمالی را مرتکب شده‌اند. پس از رحلت امام خمینی (ره)، رهبر شهید بسیار در مورد تحریف شخصیت و مکتب امام راحل صحبت می‌کردند و این تحریف حتی شامل خود ایشان هم می‌شد، چه پیش از شهادت و چه پس از شهادت و اکنون که علمدار انقلاب اسلامی رهبر سوم هستند باز هم کج‌فهمی نسبت به صحبت ولی، تحریف و سوء‌استفاده وجود دارد. چیزی از شهادت رهبر عزیزمان نگذشته و ما شاهد اختلافات و کج‌فهمی‌ها هستیم. سوال من اینست اگر اوضاع به همین شکل پیش رود و ما ارزش خون مقدس رهبر شهیدمان را ندانیم و پاسدار آن نباشیم آیا خطر گرفته شدن نعمت انقلاب اسلامی از ایران اسلامی وجود دارد؟ آیا ما افراد معمولی اجتماع در غنای فکری جامعه می‌توانیم نقش مؤثری داشته باشیم؟ چگونه؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حتماً نیاز به تفکر تاریخی داریم و توجه به افقی که در مقابل ما در دفاع مقدسِ رمضانی گشوده شد. در آن صورت است که مشغول اشکال‌گیری نسبت به همدیگر نمی‌شویم. ما با مردمی در صحنه انقلاب هستیم که هر کدام در جای خود هسته مقاومت می‌باشند که روی پای خود ایستاده‌اند با شایستگی کامل. و به حمدالله نشان دادیم که کارهای دشمنانمان برایشان بی‌هزینه نیست. اگر همۀ تلاش خود را بر چنین حضور مقدسی که پیش آمده است، صرف کنیم و نسبت به ضعف‌های یکدیگر اغماض نماییم، یقیناً نتایج فوق‌العاده‌ای خواهیم گرفت و وظیفۀ ما حاضرشدن در چنین جایگاهی است. موفق باشید

42013
متن پرسش

سلام علیکم استاد بزرگوار: این پیام در فضای مجازی دست به دست می‌شود لطفا بفرمایید این پیام صحت دارد؟ خیلی متشکر ❌❌❌🚨توجه توجه توجه. مطلب مهم زیر را تا آخر بخوانبد و سپس نشر دهید. فتنه مرداد ماه پروژه «لیبی‌سازی ایران»؛ کالبد شکافی فتنه محتمل ۱۴۰۵ (از مرداد تا دی ماه) بنیامین نتانیاهو صراحتاً اعلام کرد: «پروژه لیبی‌سازی ایران در پیش است.» اما این استراتژی چگونه بومی‌سازی شده و قرار است از چه زمانی کلید بخورد؟ «تکرار فتنه دیماه ۱۴۰۴» + ترکیب تصمیمات غلط اقتصادی + مذاکرات بی ثمر + اختلاف مردم و مسولین + کودتاچیان داخلی 👈 اینبار از مرداد و شهریور تا دی ماه تکه‌های پازل نشان می‌دهد ممکن هست دشمن برای بازه زمانی ۲۰ تیر تا اواسط مرداد یک کلان‌سناریوی امنیتی طراحی کرده باشد: ▪️حجم نیروهای آمریکا در منطقه به طرز عجیبی در حال افزایش هست. ▪️رسانه های معاند به شدت در حال تلاش برای اختلاف افکنی میان نیروهای داخلی جبهه انقلاب و مسولین هستند. تبدیل فضای نقدمنصفانه به فضای تقابل خصمانه در هر دو طرف. مرحله اول: تخلیه خیابان از بدنه انقلابی و آغاز آنارشی (۲۰ تیرماه به بعد) خطر تعطیلی موکب های مردمی و اجتماعات شبانه مردم مبعوث شده... مکانیسم: با پایان تشییع باشکوه رهبری، موکب‌های وحدت‌آفرین جمع می‌شوند و بدنه اصلی نیروهای مؤمن و عملیاتی از ۲۰ تیرماه برای حماسه اربعین راهی عراق می‌شوند. خطر امنیتی: خیابان عملاً از حضور «لنگرگاه‌های آرامش‌بخش» (موکب‌ها) و نیروهای مهارکننده تخلیه می‌شود. این یعنی ایجاد خلأ استراتژیک در کف خیابان برای آغاز تجمع‌های هنجارشکن و سازمان‌نیافته. مرحله دوم: شلیک به تاب‌آوری جامعه با تصمیمات غلط اقتصادی و سیاسی کاتالیزور اقتصادی: تکرار خطای دی‌ماه این‌بار در حوزه انرژی (مانند بردن برق به بورس، گرانی ناگهانی گاز و سوخت) دوقطبی «مردم - مسئولین» را کلید می‌زند. کاتالیزور سیاسی: اصرار برخی مسئولین بر مذاکره به هر قیمت همزمان با بدعهدی آمریکا و حملات بی‌امان اسرائیل به جنوب، جریان انقلابی را به نقطه جوش می‌رساند. *نتیجه: همگرایی بی‌سابقه قشر خاکستری (معترض اقتصادی)، متدینین (معترض سیاسی) و مخالفین علیه کارگزاران. مرحله سوم: فاز ترور و پیراهن عثمان (اوج فتنه در ایام اربعین - ۱۳ مرداد) در غیاب نیروهای انقلابی (که درگیر اربعین هستند)، پروژه ترور مسئولین پرحاشیه (تصمیم‌سازان حوزه انرژی و مذاکره) آغاز می‌شود. تکنیک جنگ روانی: دشمن این ترورها را به بدنه انقلابی یا توده‌های مردم منتسب می‌کند تا یک «جنگ داخلی و تقابل فیزیکی» شکل بگیرد. مرحله چهارم: ضربه نهایی نظامی (پروژه لیبی‌سازی) کشوری که انسجام داخلی‌اش متلاشی شد، آماده ضربه خارجی است. دشمن تا پایان جام جهانی (اوایل مرداد) مقدمات را چیده است؛ هدف بعدی: حملات گسترده به زیرساخت‌ها (برای فلج کردن زندگی مردم) و ترور زنجیره‌ای لایه تصمیم‌ساز حاکمیت. 📚 مستندات تاریخی: مدل لیبی چطور اجرا شد؟ در سال ۲۰۱۱ در لیبی، ابتدا رسانه‌های غربی دوقطبی شدیدی میان مردم و بدنه حاکمیت ایجاد کردند. سپس با ایجاد درگیری‌های مسلحانه داخلی و مقصرنمایی حاکمیت، مشروعیت داخلی را از بین بردند. به محض قفل شدن دست دستگاه‌های امنیتی در داخل، ناتو وارد شد، زیرساخت‌های انرژی را منهدم کرد، قذافی را حذف کرد و لیبی امروز را به یک کشور چندتکه، بدون دولت مرکزی و غارت‌شده تبدیل کرد. دشمن همین مدل را برای ایران صراحتاً نام برده است. ➖➖➖ 🛡️ ۵ راهکار فوری و حیاتی برای عبور از دالان فتنه: ۱. خط قرمز قیمت انرژی: دولت باید فوراً از هرگونه تصمیم تنش‌زا در حوزه سوخت و برق عقب‌نشینی کند؛ این تصمیمات در این برهه، بازی در زمین دشمن است. ۲. حفظ پناهگاه‌های خیابانی: موکب‌های شهری نباید کاملاً جمع شوند؛ بخشی از آن‌ها باید به عنوان لنگرگاه‌های فرهنگی و امنیتی تا پایان مرداد حفظ شوند. ۳. انضباط کلامی جبهه انقلاب: نقدها به مسئولین و مذاکره‌کنندگان باید «عالمانه و ساختاری» باشد. ترویج شعارهای مرگ و تکفیر، قطعه اول پازل ترور دشمن است. ۴. مدیریت سفر اربعین: توجیه بدنه انقلابی برای حفظ لایه‌های مراقبتی و امنیتی در شهرهای بزرگ و عدم تخلیه کامل کشور. ۵. جهاد تبیین و جهاد امید: آماده‌سازی روانی جامعه برای یک نبرد و جهاد طولانی‌مدت و بالا بردن تاب‌آوری ملی در برابر تکانه‌های رسانه‌ای. ⚠️ جمع‌بندی: فتنه پیش‌رو، نه صرفاً یک اعتراض خیابانی، بلکه یک «عملیات مهندسی‌شده برای فروپاشی از درون و تهاجم از بیرون» است. هوشیاری، نقد منصفانه و صیانت از انسجام ملی، پادزهر این توطئه است. ✍ حوزه انقلابی

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید با شهادت رهبر انقلاب، مردم با حضور شبانۀ خود در میادین و خیابان‌ها در مقابل پیشرفته‌ترین فناوری‌های دشمن، فناوری جدیدی را در این تاریخ  به میان آورده‌اند، تا با این حضور، حضور ایران در جهان و تمدن نوین اسلامی طلوع کند. و از این جهت ما در تاریخی قرار گرفته‌ایم که حضور در آن با همۀ جوانب آن ما را به آینده‌ای بس بزرگ رهنمون می‌شود و از این جهت نباید نگران این مسائل حاشیه‌ای بود و از آن افق بلند که با تشییع رهبر شهید مدّ نظرها آمد؛ غفلت کرد. همۀ تلاش ما باید متوجۀ آن افقی باشد که ملاحظه فرمودید مردم عراق چه اندازه در درک آن موفق بوده‌اند و تأکید بنده و جنابعالی باید نسبت به چنین حضوری باشد تا با درک انسان و موقعیت و حضور او در تاریخ، انسان‌ها از آنچه در آینه‌‌ی رسانه‌ها دیده می‌شوند بالاترند. این زاویه، زاویه‌ی اُنس است نه غلبه، نه رقابت و نه قضاوت. در این موقف شما بیرون از هیجان سیاست قرار می‌گیرید. پس جریان‌شناسی و تعیین تکلیف و برچسب‌زنی بی‌رنگ شده و تعطیل می‌شود. از این زاویه، حکمت و عقل قدسی آشکار و کینه‌توزی ناپدید می‌شود. یا نهضت‌های آیندۀ مردم دنیا با چنین حضوری که ایران اسلامی متذکر آن شده، به آن نتیجه‌ای که با نهضت‌های خود در مقابل استعمار قد عَلَم کرده‌اند؛ دست نمی‌یابند؟ موفق باشید

42011
متن پرسش

سلام: من ۲۸ سالمه پارسال آزمون وکالت و قضاوت قبول شدم اما هنوز مصاحبه این ها رو نرفتم به خاطر شرایط جنگ، توانمندی درس خوبی داشتم در دوران تحصیل، از مدت ها پیش دوست داشتم بیام حوزه امسال هم ثبت نام کردم و قراره دو روز دیگه برم مصاحبه مدرسه معصومیه قم، اما مردد هستم. برای تمدن سازی اسلامی و کمک به ظهور حضرت این علاقه دروس حوزه در من ایجاد شده خیلی از نشانه ها هم من رو به این سمت سوق می‌دهد خیلی زیادن اما نمی‌دانم الان اول تکلیف کارم رو مشخص کنم. ازدواج کنم سال دیگه بیام یا همین امسال با توکل برم داخل حوزه، برخی مواقع شیطان با تسویف و درگیری زن و زندگی آدم رو دور می‌کنه از مسیر درست، من چطور تشخیص بدم مسیر درست رو؟ الان دوزار پول ندارم و دنبال ازدواج هم هستم آن چه بر ذهن شما جاری می‌شود هدایتی است از طرف خدا برای من، پس در پاسخگویی خدا رو در نظر بگیرید و سر سری عبور نکنید.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: البته تصمیم در این نوع گذرگاه‌ها کار ساده‌ای نیست و هرکس باید بر اساس شرایط زندگی‌اش تصمیم بگیرد. آنچه همیشه بنده در این رابطه عرض کرده‌ام آن است که اگر خداوند علاقه به حوزه را در شخصی ایجاد کرد، آن را امر مهمی بداند و به راحتی از آن منصرف نگردد. موفق باشید

42010
متن پرسش

با سلام: در مورد جوابی که در رابطه با آقای سردار قالیباف دادید https://eitaa.com/arshiv3133/256 خیلی عالی و شجاعانه بود و واقعاً دل شیر می‌خواهد در این زمانه چنین بگوید. در آینده کسانی که تخطئه می‌کنند و در عین حال دل در گرو اسلام و انقلاب و ایران دارند بزودی پشیمان و بقول ادبا «به دندانِ حسرت، پشت دست خواهند خایید»!!.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم : رفقای عزیز اگر با نگاه تمدنی و حضور جهانی ایران اسلامی مسائل را دنبال بفرمایند متوجه می‌شوند امثال آقای سردار قالیباف در این حضور جایگاه دارند و به نظر بنده با بصیرتی که دارند وارد چنین میدانی شده‌اند نمی‌توان این حضور را نادیده گرفت هرچند عده‌ای به گفته آقای دکتر مهدی محمدی متوجه این حضور نیستند و تنها بر نگاه خود که در جای خود بی‌حساب نیست تاکید می‌کنند. این است راز توجه ما به شخصیت آقای سردار قالیباف بدون آنکه بخواهیم ضعف‌های جزئی ایشان را نادیده بگیریم. موفق باشید  https://eitaa.com/barzegar1359/4258

42009
متن پرسش

سلام استاد خسته نباشین: استاد من به یه برداشتی به صورت کلی از قضایای عرفان نظری و حکمت متعالیه و عرفان عملی و رابطه اشون رسیدم خواستم نظرتون رو بدونم ببینم درسته یا نه. استاد در عرفان عملی شما روی حضور در وجود و نظر و توجه به وجود در بستر معرفت نفس تأکید دارین که به نوعی میشه همون توجه و معرفت به نفس که در عرفان مکتب نجف هست و نفی خواطری که در اون هست و این که غرب رو ذهنیت گرایی میدونین و باید رجوع واقعیت داشت. در واقع فکر می‌کنم غرب دنبال افکار میدود و به حقیقت نمی‌رسد اما در رجوع به وجود و حضور افکار دنبال انسان می‌دود و البته انسان بهشون بها نمیده و صرفا به وجود توجه داره و در اون استقرار داره و هرچه هم میگذره و این حالت رو حفظ میکنه افکار و وارداتش نورانی تر و به حقیقت نزدیک تر میشه، به نظرم این حالت حضور نوعی حالت فناست و ادامه ی اون حالت بقاست و همچنین این حضور همان حالت قربه و اسقرار در اون همان اشتداد وجود انسان و قرب بیشتر و هرچه انسان این حالت رو حفظ میکنه کثرات و واردات در او بیشتر میشه و البته بهشون بها نمیده و صرفا به وجود و جنبه وحدت توجه داره تا بی نهایت و این همان کثرت در وحدته و هرچه توجه و استقرار در وجود بیشتر، اشتداد بیشتر و ظهور کثرات در وجود بیشتر و شدیدتر و البته باز هم انسان توجهش باید به وجود و جنبه وحدت باشه و بزاره وجود خودش تدبیر زندگی و کثرات کنه و نه این که بخواد درگیر کثرات و هست و نیست ها و ابهام و اضطراب ها و ناکامی های حاصل از کثرات بشه این آدم ترسی نداره هرچی میخواد بشه بشه اون با وجود به سر میبره وجود به معنای ظهور وجود برای انسان نه به معنای وجود و موجوداتی که وجود دارن یا امکان وجود دارن ولی نزد انسان نیستن یعنی در غیب هستن نسبت به انسان یعنی انسان مشغول به ظاهر و ظهوره تا خود وجود هرچه خواست از غیب برای انسان به ظهور بیاره نه آنکه انسان با حدس و گمانش سودای غیب داشته باشه که در اون صورت سرگردان میشه وقتی انسان مشغول وجود به معنای ظهور اون در وجود خودش میشه و حضور پیدا میکنه خواطر بهش هجوم میارن یعنی رجوع به وجود فکر و ذکر میاره حالا چه اوهام و ظلمانی باشن و چه نورانی و حقیقی نباید حواس انسان رو از خود وجود پرت کنن وگرنه باز به کثرت و کثرات برمیگرده البته در توجه به وجود کثرات هستن به معنای وحدت در کثرت اما به صورت مستقل و خاص دیده نمیشن یعنی به معنای جمع و همه با هم.. و هرچه با توجه به وجود... وجود انسان اشتداد پیدا کنه و انسان در راه باشه کثرات بیشتر و روشن تری در وجود انسان جمع میشه و ظهور پیدا میکنه تا بی نهایت البته در عرفان نظری تشکیک در ظهوره یعنی وجود و گذشته و آینده و همه چی از ازل تا ابد همین حالا هست و در وجود جمعه ولی ظهورش برای انسان شدت و ضعف داره آیا برداشت من از قضایا درسته؟! چنین نگاه و عملی به زندگی همه ی ترس و اضطراب و وسواس ها رو فرو میریزه چون الان آدما مدام ترس از ضرر دارن یعنی از امکان ها و اتفاقات بدی که ممکنه بیوفته میترسن ولی چنین انسانی از جهنم هم نمیترسه و در جهنم هم رحمت حق می‌بینه و می‌فهمه که شر هم برای رشدش خوبه و فقط به وجود به معنای ظهور او در خودش نظر داره نه به امکان و ذهنیات و کثرات. چو ممکن گرد امکان برفشاند به جز واجب دگر چیزی نماند. میدونید استاد من یه بیماری های سخت و لاعلاج گرفتم فکر می‌کنم بدلیل مشکلات فکری و روحی و گناهانم بوده گاها دردهام شدت میگیره من بعضی وقتا که به وجود نظر می‌کنم فقط ویرانی احساس می‌کنم و انگار میخوام با همه دعوا کنم یعنی واقعا حس می‌کنم وجودم یعنی ویرانی! اما معمولا بعدش حالم بهتر میشه و احساس خوبی نسبت به وجود پیدا میکنم حس میکنم این ویرانی همون خرابات شاعران و عرفاس! نمیدونم خواستن ببینم برداشت هام درسته! یه مدت خیلی شک گرا بودم اما الان دیدگاهام خیلی تغییر کرده و بهتر شدم ولی بازم میخوام افکارم رو چک کنم که ببینم درسته یا غلط ولی دیگه خیلی دنبال فکر نیستم دنبال حضور و احساس و وجود و بودنم و نه آرزوها و چیزی های خاص! ما به وجود رجوع میکنیم آنهم ظهور وجود برای انسان یعنی نفس این تعین وجود برای انسانه و تمام وجود نیست. اما تنها وجود واقعی که نزد انسانه همینه راه های دیگه حدس و گمانه و حدس و گمان موجب گمراهی در کثراته و این که گفته میشه علم حتی علم توحید حجاب اکبره مربوط به همینه چون متوقف شدن در علم یعنی ذهنیت گرایی در حالی که اصل ماجرا حضوره و رجوع به وجود خارجی نه ذهنیت. حضور در همین ظهور و تعین موجب اشتداد وجود انسان و ظهور بیشتر وجود برای انسانه یه سوالم اینه که آیا در نهایت تمامیت وجود برای انسان به ظهور میرسه یا نه؟! انگار بیشتر گفته میشه که نه ولی انگار عده ای هم معتقدن که انسان میتونه تمامیت وجود رو تجربه کنه و براش به ظهور برسه بینهایت ممنون که به سوالات پاسخ میدین

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم : بحمدالله در نگاه و توجه خوبی قرار دارید، به همان معنایی که با نظر به وجود به معنای حقیقتی که هیچ وصفی از آن نمی‌توان داشت، افقی در مقابل انسان گشوده می‌شود که هم در راه قرار می‌گیرد و هم همچنان باید برود و این خاصیت به سر بردن با وجود است که همواره انسان در آن بدون آنکه نهایتی در میان باشد از آن جهت که وجود تشکیکی است هست  و این‌جا است که به قول جناب فیض کاشانی: گفتم به کام وصلت خواهم رسید روزی؟ گفتا که نیک بنگر شاید رسیده باشی.» و معلوم است که بالاخره شیطان هم بیکار نیست و به هر نحوی می‌خواهد مانع ادامه راه شود و با صبر و پشت کار ما شیطان را مایوس خواهیم کرد ان شاالله. موفق باشید 

42008
متن پرسش

سلام و احترام: من در این مدت که در مجالس امام حسین شرکت کردم سوالات زیادی برام پیش آمده، لطف می‌کنید پاسخ بدهید. علت اندوه فراوان حضرت مهدی (عج) برای واقعه عاشورا چیست؟ چرا برخی در روز عاشورا می‌گویند که برای سلامتی امام زمان صدقه بدهید که فشار خیلی زیادی رو تحمل می‌کنند، مگر نه اینکه ایشان از جایگاه اخروی امام حسین (ع) و یاران و اصحابشان خبر دارند، پس این اندوهی که علما می‌گویند برای چیست؟ راز عاشورا چیست اصلا؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم : به نظر بنده همانطور که مرحوم شهید مطهری رضوان الله تعالی علیه در کتاب خوب حماسه حسینی می‌فرمایند این نوع ادبیات به سوی انحرافی از قرن هفتم وارد  مداحی های ما شده است. https://www.khabaronline.ir/news/470655/%D8%A8%D8%B1-%D8%A7%DB%8C%D9%86-%D8%AA%D8%AD%D8%B1%DB%8C%D9%81-%D9%87%D8%A7-%D9%88-%D8%AF%D8%B1%D9%88%D8%BA-%D9%https://eitaa.com/matalebevijeh/2319287%D8%A7-%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D8%AF-%DA%AF%D8%B1%DB%8C%D8%B3%D8%AA

اخیرا عرایضی شده است که گمان می‌کنم تا حدی بشود متوجه حقیقت کربلا باشیم https://eitaa.com/matalebevijeh/23192 و  https://eitaa.com/matalebevijeh/23216  کتاب کربلا مبارزه با  پوچی‌ها که روی سایت هست می‌تواند متذکر معنای تاریخی کربلا باشد. موفق باشید

42007
متن پرسش

سلام استاد: داشتم واکنش سروش به قیام مردم و حضور ده ها میلیونی در تشییع آقای شهید رو می‌دیدم؛ برام سوال شد که چی میشه عبدالکریم سروش هم چنین واکنش میده و نمیتونه چنین پدیده ای رو نبینه یا سکوت کنه؛ اما فردی مثل آقای داوری حرفی در این باره نمیزنن؟ به نظرتون علت چیه و از کجا ناشی میشه؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم : عنایت داشته باشید که جناب استاد رضا داوری در حال حاضر مدتی است که در منزل بستری می‌باشند و هرگز در این سن توانی برای ورود در این امور را ندارند. و البته  این گفته‌های آقای دکتر سروش در جای خود محترم است ولی آیا آقای دکتر سروش از آن عقیده خاصشان که وحی الهی را در حد رؤیای شاعرانه می‌دانند عدول کرده‌اند و یا هنوز از این جهت منکر وحی الهی به معنایی که علمای ما مانند علامه طباطبایی معتقدند، می‌باشند. تقابل آقای دکتر داوری با آقای سروش بسیار دقیق‌تر از آن است که بخواهیم در این نوع موارد آنان را مقایسه کنیم. موفق باشید

42006
متن پرسش

سلام استاد. نظرتان را درباره متنی که نوشتم، می‌خواستم. 🔸گامِ مُحال. ✍علی جلالی اصفهانی‌های قدیم اگر می‌دیدند کودکی دستش به طاقچه و بلندی نمی‌رسید که چیزی را بردار، از سر شوخی به او می‌گفتند: «سَرِت را بذار زیر پات، تا قَدِت بلند شه و دستِت برسه!» همین مضمونِ به ظاهر طنزآمیز ولی سراسر حکمت را سعدی چنین گفته است: سعدیا! کنگرهٔ وصل بلندست و هر آنک/ پای بر سر نَنِهد، دستِ وی آن جا نرسد آری وصال در مرتبه بالایی قرار دارد و دستِ کسی به راحتی به آنجا نمی‌رسد. باید قید سَر را زد و سر را زیر پا نهاد و یک پله بالاتر رفت تا به آنجا رسید. ظاهراً در شهادت چنین حکمتی است. مقامی است که جز با جان‌باختن در راه دوست به آن نمی‌توان رسید. اما گاهی یک نفر سرش را زیر پای عزیزانش می‌نهد تا آنها بالا روند. به قول سعدی: سر که نه در پای عزیزان رَوَد/ بارِ گرانی است کشیدن به دوش شهادت رهبری هرچند جانسوز است اما ما را سرافکنده نکرد بلکه حس می‌کنم با این شهادت، همه ملت یک پله بالاتر رفتند. پله‌ای که هر چقدر همه می‌کوشیدیم نمی‌توانستیم از آن بالا برویم. رهبر شهید مثل کوهنوردی باتجربه به ما می‌گفتند: «گام اول را برداشتید و حالا نوبت گام دوم انقلاب است. خطرات راه این‌هاست و پرتگاه‌ها آنجاست. به قله نزدیکیم و باید گامی بلند بردارید!» ولی انگار هر کار می‌کردیم نمی‌شد و نمی‌توانستیم این قدم بعدی را برداریم. انگار این قله وصل خیلی بالاتر از قَدِ ما بود و ما در بُهت و درماندگی مانده بودیم و هاج و واج به هم نگاه می‌کردیم و برخی در دل و برخی به زبان حرفش را انکار می‌کردیم. او که مسیر و قله را می‌دید و ناتوانی ما را، سر در قدم ما عزیزانش نهاد تا قدمان بلند گردد و این پله بعدی را بتوانیم طی کنیم. تا به قله نزدیکتر شویم. او با شهادتش ما را از این راهِ محال عبور داد. پله بعدی که چشم انتظار ما بود، پله بعثت ما بود. ما باید مبعوث می‌شدیم و اکنون جهانیان ما را در پله‌ای دیگر می‌بینند. پله‌ای که باید بر فراز آن، رسالت تاریخی خود را به انجام برسانیم.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم : به نکات دقیق و ارزشمندی اشاره فرموده‌اید. حقیقتاً همینطور است که شهادت آن مرد الهی ما را در جایگاهی از تاریخ مان قرار داد  که بدون آن شهادت شاید سال‌ها طول می‌کشید و معلوم نبود تا اینجاها قد بکشیم و به چنین بعثتی که این مردم تا مرز خونخواهی از  خبیث ترین جبهه و شخص به میان آمده است برسیم ،به هر قیمت که باشد و این است آن حضور تاریخی عظیمی که پیش آمده و از خدا عاجزانه  می‌خواهیم تا در درک آن و در حفظ آن ما را یاری بفرماید .باید از شرایط موجود فهم درستی داشت تا خطای محاسباتی پیش نیاید و لازمه آن صبرو تاب‌آوری و خسته نشدن است و با نظر به اهداف الهی. با مردمی در صحنه انقلاب هستیم که هر کدام در جای خود هسته مقاومت می‌باشند که روی پای خود ایستاده‌اند با شایستگی کامل و این است عامل امیدواری ما نسبت به آینده تمدنی که در پیش است، با ایرانی قدرتمند و قدسی که همدیگر را نیز می‌فهمیم .  موفق باشید

42005
متن پرسش

۱. استاد چرا عده ای با وجود صراحت کلام سید علی خمینی سخنران مدعو مراسم رهبری ، باز با تقطیع و شیطنت و نامردی سعی دارند به فتنه گری و بی اعتبار سازی نهادها و تصمیمات نظام ادامه دهند؟ ۲. خاطر شریفتان هست سالیان قبل در یکی از انتخابات ها رهبر شهید گفتند نظر من به فلان کاندیدا نزدیکتر است ، بر اساس قاعده ای که عده ای دارند تشریح و بنا میگذارند که مسئولان وقتی نظر رهبری را میفهمند دیگر حق ندارند خلافش را انجام دهند و بالاترین نهاد نظام یعنی شعام را انگ میزنند و تخطئه میکنند که آرائشان باطل است چون می‌دانستند نظر رهبری این نیست ، بر این مقدمات این افراد نتیجه نخواهند گرفت که مسئولین موظفند آراء انتخابات را در مثال فوق دستکاری کنند؟ و یا اگر سهام حق ندارد رای دیگری دهد پس به طریق اولی مردم حق ندارند رای دیگری دهند ؟ عاقبت این حرف های عجیب به کجا ختم میشود؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم : حقیقتاً به نکته مهمی متذکر هستید و دغدغه بنده  نیز از همین جنس است که چرا همدیگر را نمی‌فهمیم و چرا در جهانِ نیروهای انقلاب که انگیزه‌های مقدس دارند حاضر نباشیم ؟ بنده نیز همین نوع فعالیت‌هایی که متذکر شده‌اید را دیده‌ام و واقعاً نگران هستم که چرا بعضی‌ها با انگیزه های  به ظاهر انقلابی و ولایی ، چنین می‌کنند. امید است مردم عزیز ما مرز خود را از این افراد جدا کنند . نمونه کارهایی که انسان را نگران می‌کند می‌توانید ملاحظه بفرمایید  https://eitaa.com/arshiv3133/250  که چگونه با تقطیع سخنان حجت الاسلام آقای  سید علی خمینی عملاً موضوع را تغییر می‌دهند. خود مردم ما باید با هوشیاری و سواد رسانه‌ای متوجه این امور باشند. اتفاقاً آقای مهدی محمدی متذکر همین امر شدند که جناب حجت الاسلام سید علی خمینی بر آن تاکید داشتند https://eitaa.com/mohammadi61/1046     موفق باشید

42004
متن پرسش

سلام علیکم: ابتدا تشکر می‌کنم از اینکه با سعه صدر به همه پرسش‌ها با این وسعت پاسخ می‌دهید، استاد گویا در تحلیل اشخاص و دیدگاه ها و رخدادها «علی الاصول نظر دیگری داشتم» را بالکل نادیده می انگارید، فهم کردن مسوولان و اهالی مذاکره و تفاهم یک بحث است و نوع کنشگری و اخذ موضع در قبالشون بحثی دیگر که از جانب شما تایید است و انتشار بدون در نظر گرفتن «علی الاصول..» ، در ثانی آیا امثال ثابتی و ایزدی و نبویان مصداق وجود نیستند و نباید فهم شوند یا عده ای شعارزده و هیجانی هستند؟ آیا نوع برخورد رهبری شهید با امثال هاشمی باید الگوی برخورد امت با مسئولان منحرف باشد؟ پس نقش خواص چه می‌شود؟ آیا وظیفه علی علیه السلام و ابوذر در قبال خلیفه یکی است؟ تکلیف «این عمار» چه می شود؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم : البته عنایت دارید که حکایت ما حکایت گفت و گو می‌باشد، به امید آنکه در دل این نوع گفتگوها فهمی تاریخی پیش آید. اینجا است که هر کس باید با نظر به شرایط تاریخی و افقی که با مدنظر قرار دادن تمدن اسلامی پیش می‌آید ، جایگاه حرف‌های  افراد را بررسی کند و حتی اگر نگاه او با بعضی افراد متفاوت است تعهد و دلسوزی آنان را نادیده نگیرد همه عرض بنده درتذکرات نودگانه «ما و جنگ رمضان و نظر به حضور تاریخی که در پیش است» https://eitaa.com/bartarin_hozoor  در همین رابطه است و گمان می‌کنم با انس ممتد با آن تذکرات بتواند افقی را برای فهم تاریخی خود در مقابل رفقا بگشاید تا تفکر کنند از آن جهت که تفکر حقیقی، تاریخی می‌باشد. موفق باشید

42003
متن پرسش

سلام استاد بزرگوار: بنده با کتا‌ب‌های شما آشنایی دارم فرهنگ مدرنیته و توهم، گزینش تکنولوژی و علل تزلزل تمدن غرب و ... خوندم، در مجموعه‌ای کار می‌کنم که محصول پیچیده‌ای ساخته میشه، ما از اسناد مهندسی آمریکایی و روسی استفاده می‌کنیم چه برای مهندسی و چه برای مهندسی سیستم (که به نوعی سامان‌دهی کار مهندسان و محصول است‌). اما بنده با مواجه با آثار شما و مطالعه برخی از آثار ملاصدرا و کتب امام به مدد جمعی از دوستان متوجه شدم که در انقلاب اسلامی نمی‌توان با تکیه بر دستورالعمل‌های غربی سامان‌دهی محصولی پیچیده را انجام داد و باید طرحی نو درانداخت. بنده همچنین با توجه به نگاه شما به آثار هایدگر طالب بهره‌بردن از ایشان هم هستم مقاله پرسش از تکنولوژی هایدگر را با این طلب خواندم که اصلا تکنولوژی چیست؟ چگونه می‌توان از آن بهره برد اما ذیل آن قرار نگرفت و به نظرم آمد وقتی محصولی بسیار پیچیده است باید از اصل تکنولوژی پرسش کرد. کتاب هستی و زمان ایشان را تهیه کردم اما متوجه آن نمی‌شوم. می‌خواهم در عالَم انقلاب اسلامی این مساله حل شود نه بیرون از تاریخ و در فضای توسعه‌نیافتگی و امید پوچ به غرب. شعار امام خمینی که می‌فرمایند نه شرقی و نه غربی چگونه در مهندسی ساری و جاری شود؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم : خدا قوت و آفرین به این همت. همین روحیه را اگر ادامه دهید و از آن کوتاه نیایید خود به خود راهی در مقابل تان گشوده می‌شود که می‌توانید در فضای عقل تکنیکی گرفتار گشتلی که جناب هایدگر از آن سخن می‌گوید نشوید. در این رابطه کتاب عقل تکنیکی همراه با مباحث صوتی آن ، به اضافه ۱۵ نکته در موضوع عقل تکنیکی و عرایضی که در این مورد شده ان شاالله می‌تواند راهگشا باشد. و پس از آن جناب استاد امیرنجات بخش در مرکز سها نکاتی در رابطه با اقتصاد مقاومتی مطرح فرموده‌اند که راهگشا می‌باشد. موفق باشد

نمایش چاپی