باسمه تعالی
کاربران محترم عنایت داشته باشند که این سایت وظیفۀ خود را تنها در محدودۀ جواب دادن به سؤالات معرفتیِ کاربران میداند و از اینکه نمیتوانیم جوابگوی سؤالات شخصی و حالات فردی کاربران محترم باشیم؛ عذرخواهی میشود.
طاهرزاده
.
۱_آیا بعد از غیبت امام زمان ، دورهای بوده که مردمش مثل الان و یا بهتر ، عدهای پای کار دین باشند ؟ منظورم از این لحاظ است که اینکه به این مردم که ۱۸۰ شب تو میدون هستند میگن ملت برگزیده برای ظهور امام زمان ، قبلا هم نمونه ای بوده؟ اگر بوده دلیل عدم ظهور چی بوده ؟ ۲_قطعاً نباید به یه پرچم گردونی اکتفا کنیم و امیدوار به ظهور باشیم. تازه اونی که من دارم میبینم ،کم هستند کسانی که به نیت کمک به ظهور امام زمان بیان و متاسفانه در خیلی از مسائل اولیه دینی هم مشکل دارند از طرفی با توجه به وجود زیاد عبدالصالحین دارای کرامات و اسم اعظم، و نیز رجعت خیلی از افراد، قطعاً توی بحث فرمانده و نیروهای اصلی امام زمان مشکلی ندارند بحث نیروهای عادی است مثل من که میخوام بدونم از لحاظ اعتقادی و خودسازی و بعدش تاثیر بر دیگران جهت جذب و در عین حال شناسایی امام زمان و شیعه و مقاومت به دنیا در چه حدی باید باشیم این دو سوال را توضیح بدید ممنون میشم
باسمه تعالی: سلام علیکم: حکایت، حکایت عجیبی است. در اینکه مثل روز روشن است که ما به یک معنا به ظهور نزدیک شدهایم و باید این شرایط را پاس بداریم و شکر کنیم؛ ولی البته که حفظ آن مانند حفظ هر عطای الهی نیاز به توجه خاص دارد. محال است که این حضور خیابانی با اراده و تحلیل خود مردم شکل گرفته باشد و چقدر خوب است خود مردم متوجۀ چنین عنایتی باشند. و کافی است همین حضور را بدون هر حاشیهای درک کنند اگر در آن حدّ است که هر شب در مدتی محدود با پرچمهای افراشته در میادین حاضر شوند و بدون هیچ سخن و هیچ مجلسی به خانهها برگردند؛ همین حکایت از آن دارد که این مردم در جمع ارادهمندِ خود متوجۀ امری هستند که با شهادت آقای شهید ایران و تجاوز دشمنان حقیقت پیش آمده است. آری! آمدهاند تا روشن کنند متوجۀ چنین امری هستند در مقابل انبوه مردمان سرگردانی که متوجۀ چنین امر مهمی نمیباشند و این یعنی «...كَمْ مِنْ فِئَةٍ قَلِيلَةٍ غَلَبَتْ فِئَةً كَثِيرَةً بِإِذْنِ اللَّهِ وَاللَّهُ مَعَ الصَّابِرِينَ» چه اندازه بزرگ و پیروز و توانا هستند آن مجموعۀ کم و با ارادههای بزرگ در مقابل مجموعههای کثیر با ارادههای پراکنده. و معلوم است که خداوند با آنانی است که میدانند ذیل ارادۀ الهی در صحنه هستند و خداوند با جان چنین انسانهایی که با شکیبایی و پایداری در تاریخ خود حاضرند، یگانگی دارد. موفق باشید
سلام و ارادت خدمت استاد بزرگوار و عزیزتر از جان غرض از مزاحمت آن بود که میدانم از فردا در پاسخ به سوال کاربران یکی از ترجیع بندهای مورد استفاده حضرت عالی از کلمات رهبری معظم عبارت خواهد بود از «قاطعانه اعلام میکنم ارتکاب هر آنچه به ضرر انسجام اجتماعی باشد ممنوع است» و هر کسی هرچند نقد دلسوزانه ای به مسئواین امر کند وی را متذکر این جمله میسازید. حال اگر به عبارات قبل از این سخن توجه کنیم متوجه میشویم که مخاطب اصلی این سخن مسئولین و کسانی هستند که با دوگانه سازی انسجام مردم را ز میان میبرند. این در حالی است که در سخنان حضرت عالی بیش از آن چه مسئولین و مخاطبین اصلیِ این سخنان مخاطب قرار گیرند، مردم کف میدان را مخاطب قرار میدهید. در حالی که نکته قابل توجه آن است که از قضا رهبر معظم، در همین پیام مردم را «آشکار کننده انسجام» نامیدند. از این پیام هم که بگذریم، در سایر کلمات رهبر معظم تاکید بر انسجام بسیار دیده میشود ولی آیا دقت کرده ایم که خود ایشان، در بیشتر موارد مسئولین را ملزم به رعایت انسجام کرده اند؟ مثلا در پیام چهاردهم خردادشان «کاشت بذر یاس و تردید» را از عوامل اختلاف و از اصلیترین ابزارهای جنگ ترکیبی برشمردند در حالی که ما نگاه دیگری داریم تا جایی که اگر مسئولی با سخنانش بذر یاس را منتشر کند به او نخواهیم گفت «لطفاً انسجام را رعایت فرمایید» بلکه برعکس، نقد مسئولین را از عوامل اختلاف میشماریم. یعنی اگر از رهبر معظم بپرسیم منظورتان از اینکه فرمودید «قاطعانه اعلام میکنم ارتکاب هر آنچه به ضرر انسجام اجتماعی باشد ممنوع است» چیست؟ پاسخ خواهند داد: تکلیف مردم آن است که بر وحدت اصرار داشته باشند، به تنازع نپردازند و تداوم اعتماد به مسئولین داشته باشند (۲۶ تیر) و همانطور که تا کنون انسجام را رعایت کرده اند(۶ شهریور)، ادامه دهند. و تکلیف مسئولین آن است که دوگانه سازی نکنند (۶ شهریور)، نقاط ضعف را روایت نکنند (۲۶ تیر و ۶ شهریور)، به دشمن روحیه ندهند و دوستان را سردرگم نکنند(۶ شهریور) اعتماد متقابل به مردم داشته باشند (۱۴ خرداد)، ایجاد یاس و تردید نکنند (۱۴ خرداد). بنابر این اگر از فردا یکبار به مردم یکبار فرمودید «ارتکاب هر آنچه به ضرر انسجام اجتماعی باشد ممنوع است» به مسئولین چندین بار بفرمایید و یا لا اقل اگر شخصی مثل رهبری معظم برای بار دوم بیانیه داد و به مسئولین گفت «راوی ضعف نشده و انسجام را حفظ کنید» متهم به از بین بردن انسجامش نفرمایید. عرض دوم بنده که در حقیقت سوالی از محضرتان است عبارت است از این که اگر قبل از پیام امشب، ما به آقایان قالیباف و پزشکیان عرض میکردیم «با استفاده نابجای کلمات (هر چند از روی صداقت) به دشمن روحیه ندهید و با این کار دوستان را حیران و سردرگم نکنید» آیا شما این کلام را مغایر انسجام، خارج از تاریخ و غیر حکیمانه نمینامیدید؟ آیا به ما نمیفرمودید «به سفارش های رهبر حکیم انقلاب عمل کرده و در مسیر ایجاد تمدنی عظیم، انسجام را رعایت کنید»؟ نمیدانم پاسخ چیست آیا این را میفرمودید یا نه ولی این را میدانم که رهبر حکیم انقلاب همین کلمات را به مسئولین فرمودند و در کنار آنکه مردم را آشکار کننده انسجام نامیدند، مسئولین را به رعایت انسجام مکلف کردند. حضرت استاد ما هر چه داریم از شما داریم و اگر نکته ای میگوییم از سر دلسوزی است و اینکه دوست داریم حضرتعالی بیش از قبل جانب انصاف را رعایت فرمایید. به هر حال بی ادبی بنده را ببخشید و لطفا در پاسخ نفرمایید «به آینده ای فکر کنید که با حضور تمدنی ایران، تاریخ دیگری به صحنه میآید که در سایه انسجام انسان، ظهور جدیدی از بشر مد نظر قرار میگیرد»
باسمه تعالی: سلام علیکم: هرچه هست حال این مائیم و تفکر نسبت به سخنان شخصیتی که به نظر میآید با احاطۀ کامل نسبت به زمانه و انسان و شرایط فرهنگیِ ما سخنان دقیق و فوقالعادهای را با ما در میان گذاردهاند. همانطور که در جواب سؤال شمارۀ 42206 عرض شد این سخنان، وجهِ باطنی خاصی دارد و نباید آن را تا محدودۀ جریانهای سیاسی تقلیل داد. در عظمت آن سخنان همین بس که به نظر بنده احدی از علمای بزرگ و جلیلالقدر را نمیشناسم که بتوانند در چنین عمق و وسعتی سخن بگویند که باطن انسان احساس کند روح و روان ما را مورد خطاب قرار دادهاند تا در راههای بلند و عمیقی وارد شویم. توجه به این امر نه تنها موجب می شود تا ما متوجه نور نیابت حضرت حجت «عجل الله تعالی فرجه الشریف» در نوشتههای رهبری شویم ، علاوه بر آن دلگرم به آیندهای هستیم که خداوند برای این ملت اراده کرده است ،به همان معنایی که در جواب سوال شماره 42213 مطرح شد که چگونه مردم، بعثت گونه به میدان آمده اند . موفق باشید
سلام علیکم استاد: من در این سنی که تازه واردش شدم حس میکنم بعضی از رذیله ها داره سراغم میاد مثلا حب قدرت و منصب را به شدت حس میکنم از طرفی زندگی مشترک و پول در آوردن که این روزها براش تلاش میکنم حس میکنم از طرفی نگران رزق هستم از طرفی پولی که در میارم خرج کردنش سخته واسم. چه کنم استاد مثل دوران کودکی که بعضی معاصی بد بود اما حالا برایم عادی شده این موارد عادی نشود.
باسمه تعالی: سلام علیکم: باید در این موارد ذیل معارف الهی و تدبّر در قرآن از طریق سورههایی که در سایت مطابق با نگاه المیزان مطالبی مطرح شده، در حدّ ممکن وقت بگذارید. مانند سورههای زمر و روم و کهف. و از حضور در مسجد جهت نمازهای یومیه غفلت نشود. ان شاءالله با برکت در زندگی در ایمان ارزشمندی رشد خواهید کرد. موفق باشید
به نامِ خُداوَندِ کِه اَوَّل اَست و آخِر، ظاهِر و باطِن اَست کِه مالِکِیَّت و فَرمانرواییِ آسِمانها و زَمین دَر سِیطَرِهیِ اوست. گَر گویَم آغازِ راهی اَست، آیا شَفَقِ اُفُق را دیدِهها میبینَد آن اِنسان کِه بِه تَوحید، آهَنِی اَست قَوی؟! مَرا تَهدیدی بِپِندارید، او پارِهای از جانِ مَن اَست... «مَگَر رَهَایَت کُنَم کِه تازِه تو را بازیافتِهام؟ ماهِ نِهان دَر دِلِ مَن اَست، پِیِ چِه میگَردَم؟ مَگَر دَست از تو بِشویَم کِه تازِه دارد بِه اوجِ زِیبایی میرِسَد؟! غِیابَت جان میطَلَبَد، شایِستِه اَست خُود را بِرسانی. از گیتی سَهمِ مَن تو باش، نِگینِ بیهَمتایِ گَنجینِهام. مَرگ دَر آغوشَم آرمیدِه اَست لیکِن، زِندِهتَرَم از هَر زَمان. اِضطِرابَم را از مَن بِربا، کِه دوریات روزگارَنَم را دَگَرگون میسازَد. از این دیدِهها خُون میچِکَد و عُمرَم را بِه جایِ اَشک فُرومیریزَد. بیقَراریام را از مَن بِسْتان. از یاد مَبَر کِه از آنِ مَنِی، هَر کُجا غایِب بودَم یادَم دَر آغوشِ توست. دار و نَدارَم را بِخواه، معَطَّل نَخواهَم کَرد.» آیا انقلاب اسلامی ادامه ندارد؟!
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! همۀ آینده، در پرتو انقلاب اسلامی آیندۀ واقعی خواهد بود که نظر به انسان کامل دارد، وگرنه بیمعنایی، بشر را هلاک میکند. جناب آقای دکتر یامینپور در سخنان اخیر خود در نسبت با جایگاه تاریخیمان نکات خوبی را فرمودهاند که خوب است بدان توجه شود. https://eitaa.com/matalebevijeh/23596 موفق باشید
با سلام: میخواستم نظر استاد را در مورد کتاب معجزه شکرگزاری بدونم. عده ای میگویند در این زمینه اغراق شده است.
باسمه تعالی: سلام علیکم: آن کتاب را نخواندهام. ولی شاکربودن و نسبت به نعمتهای الهی و غفلتنداشتن از آن نعمتها به خصوص نعمت تاریخی انقلاب اسلامی در جای خود برای ادامۀ راه بندگی معجزۀ بزرگی در زندگی ما به وجود میآورد. موفق باشید
بسمه تعالی. سلام علیکم حضور رهبری سید مجتبی؛ اشاره ای بر بازگشت به عهد امام عسکری علیه اسلام. غیبت و امامت غیبی امام زمان عجّل الله نحوه ای از امامت را پیش آورد که قله نحو حضور دینی_ انسانی ای بود بر اساس اراده الهی از خلقت مقرر گشته. اما عهد امام عسکری علیه اسلام_که گویی هنوز عهد آن بزرگوار به بلوغ و تکامل خود نرسیده تا امام بعد از ایشان خلافت را ادامه دهند_ عهدیست که بزرگترین مسئولیت را _در برابر دیگر امامان_ نسبت به آمادگی خلافت غیبی دارد؛ امامی که با واسطه، به صورت غیر مستقیم و از پس پرده با مأمومین خود مرتبط بود. و امروز رهبری خامنه ای جوان بازگشت به همان عهد عسکری علیه السلام است؛ رهبری ای که در باطن تمامی نا امنی ها و قضایای اجتماعی و زدوبند های سیاسی، اراده الهی را محقق میسازد، و آن همان تقویت رجوع غیبی و معنوی خلائق به امام خویش است. آری! نباید در ظاهر متوقف گشت و بازی های سیاسی مارا از حقیقت درحال ظهور و ارادات الهی درحال پیشروی مارا غافل کند که در اینصورت جایگاه انسانی از دست خواهد رفت و جهنم بی مکانی مارا خواهد سوزاند.
باسمه تعالی: سلام علیکم: و این نسبتی که در حال حاضر بین مردم با رهبر خود و بین رهبر با مردم شکل گرفته، در جای خود بسیار عجیب است به طوری که هم مردم در باطن خود آماده هستند سخنانی را بشنوند که باید نسبت به آن سخنان بسیار فکر کرد و گویا دارند با آن سخنان باطن خود را احساس میکنند؛ و هم رهبر عزیز گویا با آگاهی تمام با ابعاد باطنی ما با ما سخن از عمق حضور در تاریخی که در آن قرار داریم، سخن میگویند. کافی است متوجۀ افقی باشیم که بدان اشاره میکنند و با تعبیر «فراراهبردی به مسئلهی فرهنگ، تعلیم و تربیت» ما را متذکر نکات ظریف تمدنی کردهاند که البته لازم است به جای جایِ آن پیام و سخنان اشارتگونه، با دقت تمام و با نظر به حضور تاریخیِ خود در این زمانه که به تعبیر ایشان «ایرانِ هرچه قویتر» است؛ توجه لازم بشود. موفق باشید
سلام و نور و رحمت بر استاد عزیز🌹 استاد چرا با مطالعه ی کتب اخلاقی بزرگان از جمله امام خمینی رحمه الله و سایر علما و آشنایی با راهکارهای رفع رذایل اخلاقی باز هم در کنترل نفس ناتوانایی هایی وجود دارد؟ و اینکه با چه میزانی میتوان متوجه بود که گفتار و کردار ما بر اساس خواسته های نفسانی نیست؟ استاد اینکه در کتب عرفانی به این نکته اشاره شده که انسان تا زمانی که نفس خود را مهار نکردهام کار خیری هم که انجام دهد باز هم نفسانی است یعنی چه؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: در سلوکی که انسان به لطف الهی بتواند از امیال نفس امّاره و رذائل اخلاقی عبور کند، سیرۀ اولیای الهی بسیار راهگشا میباشد. آری! حقیقتاً تا نفس امّاره در میان است، جهتِ ما به سوی خودمان است و نه به سوی خدا. مهم آن است که با کشیکِ نفس کشیدن، بیش از همه خودمان خود را متذکر شویم که جهت الهی کارها به حاشیه نرود. موفق باشید
به دلیل اشتباهی که سالها پیش در مشورت و اصرار برای یک تصمیم مهم در زندگی یکی از عزیزانم داشتم، اکنون دچار عذاب وجدان و افسردگی شدید شدهام. با اینکه سالهاست متوسل به اهلبیت (ع) و نذر و نیاز های بسیار کردم که اگه اجابت میشد، به آسودگی میرسید، اما وضعیت آن عزیز تغییر نکرده و دیگر امیدی به رهایی او از این پیش آمد نیست، این موضوع باعث شده نسبت به الطاف الهی ناامید شوم و احساس گناه عمیقی مرا رها نکند. چگونه میتوانم این بار سنگین را از دوش بردارم و آرامش قلبی و اعتمادم به تقدیر الهی را دوباره به دست بیاورم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: با همۀ این احوال که بالاخره وظیفۀ شما در عین استغفار و تلاش برای جبران است؛ باید به این نکته هم فکر کرد که شاید تقدیر او چنین بوده است و بدین لحاظ نباید از رحمت الهی مأیوس شد. موفق باشید
عرض سلام و احترام خدمت استاد گرامی: پیرو سوال ۴۲۱۷۰ یک موردی را خواستم از شما بپرسم. در دوران جدید و تغییر محسوس سبک زندگی نوجوان و جوان امروزی، بنده به عنوان یک معلم که هم سن و سال جوانان این نسل هستم گاهی سر کلاس درس دانش آموزی پیدا می شود که به هیچ هنجاری و ادبی پایبند نیست و مدام سعی بر بی نظمی و بی ادبی و ایجاد اختلال در کلاس درس می باشد. خواستم از شما بپرسم که در چنین وضعیتی چه باید کرد؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: همچنان که مکرراً عرض شدهhttps://lobolmizan.ir/get-file/5977/?item=0 به هر حال ما با نسلی روبرو هستیم که باید به نحوی متوجه شوند بنا نداریم همچنان حرفهای دیروزین را با آنان در میان بگذاریم که از معنای امروزینشان غافل باشند. در این رابطه به هر حال به هر زبانی باید موضوع معرفت نفس با وسعت جهانیِ آن با آنان در میان گذارده شود تا حیثیت تاریخی خود را مانند مهدی طحانیان آن جوان ۱۳ ساله در اسارت، درک کنندhttps://eitaa.com/arshiv3133/387 حقیقتاً همۀ جوانان ما در این شرایط اگر متوجۀ رسالت تاریخی خود بشوند، مهدی طحانیان هستند. موفق باشید
سلام استاد عزیز: ممنونم از پاسخ گویی و وقتی که برای ما میذارید. بنده همانطور که شما قبلا توصیه کرده بودید در حال مطالعه و پیگیری مباحث از برهان تا عرفان هستم. به لطف خدا که شما رو واسطه قرار دادن و زبان گویای شما رو برای بنده به ظهور آوردن کتاب رو همراه با شرح اون پیگیری کردم و الآن در آخرین صفحات کتاب هستم. در مورد حرکت جوهری سوال داشتم. برهان اول حرکت جوهری چندتا بخش داره. بخش اول گفته اگر با چشم واقع بین دقیقا به اطراف خود بنگریم، هیچ چیزی نمی بینیم که در حال تغییر و تحول نباشد؛ حال چه این تغییر کند باشد چه سریع. سوال بنده همینجاست. با اینکه بنده هم هر چیزی که نگاه می کنم رو تغییرپذیر میدونم اما گوشه ذهنم میگم ممکنه یک چیزی در عالم ماده وجود داشته باشه که در حال تغییر و تحول نباشه ولی من خبر نداشته باشم. از کجا معلوم همچین چیزی وجود نداشته باشه؟! از کجا معلوم یک چیزی باشه که اصلا در اعراض خودش تغییری نداشته باشه، نه رنگ، نه بو، نه مزه، نه وزن، نه صافی و زبری و نه کوچکی و بزرگی. هیچ کدام تغییر نکند. اگر بتوانیم همچین موجودی در این عالم تصور کنیم، خب می توانیم بخش اول این برهان رو نقض کنیم. این نشون میده که این بخش یقینی نیست. درست متوجه شدم؟ لطفا برامون باز بفرمایید. خیر دنیا و آخرت نصیب شما باد 🤲🙏🌹🙏🌹🙏
باسمه تعالی: سلام علیکم: حرکت جوهری نظر به عالم ماده دارد با هر گونه تغییر و تدریج و تقسیمی که باشد به همان معنایی که حتی یک پدیدۀ مادی شکسته شود برعکسِ پدیدههای مجرد. و صفاتی مثل زبری و صافی، پدیدههای خارجی مستقلی نیستند که به عنوان پدیدۀ مادی مدّ نظر باشد. مهم آن است که متوجه باشیم آیا حرکاتی که در عالم ماده به هر نحوی هست؛ ریشه در چه نحوه از بودن عالم ماده دارد؟ حرکت جوهری روشن میکند ذات عالم ماده اقتضای چنین تغییری را به اعتبار قوۀ محض بودن دارد. موفق باشید
بسمه تعالی.سلام علیکم. ۱. حاج آقا جایگاه احساس و به معنی جامع تر، حبّ و بغض در عالم خلق و ماده چگونه است؟ اگر ما عوالم را طولی از امر به خلق و از غیب به ماده ببینیم. و اگر عالم ماده را دور ترین و ضعیفترین عالم _از حیث طولی_ از حضرت حق بدانیم، و اگر حب و بغص را از جنس فرا مادی_و شاید از جنس عالم خیال_ بدانیم، چگونه احساس در ماده حضور پیدا میکند و تا چه اندازه حضور دارد؟ و همچنین عقل به عنوان یک عالم عالی، چگونه در ماده حاضر است؟ ۲. اینکه آیه میفرماید «خلقنا فی احسن تقویم ثم رددنا فی اسفل سافلین» احسن تقویم اشاره به چیست؟ خلق به عنوان یک امر بسیار باواسطه از حضرت حق، چگونه در احسن تقویم شکل میگیرد؟ عالم خلق مگر یک عالم بسیار ضعیف از حیث وجودی نیست؟ و مراد از سافل چیست؟ اگر احسن تقویم اشاره به عالم امر و عقل و غیب دارد؟ چگونه خلق در آنجا ممکن شد؟ و اگر اسفل سافل اشاره به عالم خلق و ماده دارد چگونه «خلق» در آیه ردّ به دنیا شد؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. نسبت نفس با عالم ماده، موجب میشود تا معناهایی که از عالم ماده مییابد را در خیال خود به صورتِ صورت خیالی و در عقل خود، به صورت معنای عقلی بیاورد. ۲. آری! انسان در احسن تقویم و بهترین قوام به ارادۀ الهی خلق میشود به همان معنای جمعشدن ابعادی در کنار هم که جمع قوای انسانی باشد و سپس همان شخصیت را متوجۀ عالم ماده میکند به همان معنای هبوطی که برای حضرت آدم «علیهالسلام» پیش آمد. موفق باشید
با سلام و تشکر از شما: پیرو سوال مطروح شمارهی ۴۲۱۳۸ که فرمودید: «بحث در این مورد مفصل است. در جمعبندی میتوان گفت عقل، آن استعداد فطری و خداوندی می باشد که از یک طرف متوجۀ واقعیات عالم است در مقابل توهمات، و از طرف دیگر متوجۀ عبودیت ذاتی انسان است در مسیر «ما عبد بها الرّحمن»، بقیۀ عقلها در نسبت با موضوع خاص مطرح است مانند عقل ریاضی یا عقل تکنیکی. موفق باشید»
اگر کتاب مناسبی سراغ دارید لطفا بفرمایید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: با توجه به اینکه عقل، عنایت الهی و فطری میباشد، هر اندازه که از طریق تدبّر در قرآن با قرآن مأنوس شویم، آن عطای فطری خود را مینمایاند. و در همین رابطه قرآن در آیه ۱۰ سورۀ انبیاء میفرماید: «لَقَدْ أَنْزَلْنَا إِلَيْكُمْ كِتَابًا فِيهِ ذِكْرُكُمْ أَفَلَا تَعْقِلُونَ» بیتردید کتابی به سوی شما آمد که حکایت یادِ شما نزد خداوند بود و خداوند با یادی که از شما داشت، آن را برای شما نازل کرد. آیا تعقل نمیکنید تا از طریق همان تعقل نهتنها متوجۀ حقّانیت کتاب خدا شوید؟ بلکه به عظمت گوهر عقل خود نیز پی ببرید. موفق باشید
سلام و عرض ادب و احترام: در مورد این جمله آیت الله قاضی (ره) که فرمودهاند: «هرکس نمازش را اول وقت بخواند و به مقامات عالیه نرسد، مرا لعن کند» لطفاً توضیح دهید که متظور ایشان چیست؟ از فواید و فضایل و برکات نماز مطابق فرمایشات معصومین (صلوات الله علیهم اجمعین) به قدر فهم آگاه هستیم، منتها این فرمایش آقای قاضی را مشخصاً توضیح بفرمایید که منظور ایشان چیست؟ متشکرم
باسمه تعالی: سلام علیکم: حقیقتاً همانطور است آنگاه که انسان خداوند را به عنوان معبودی بیابد که دل را تماماً به او سپرده است و در راستای همین دلدادگی به او، نماز را، آری! نماز را که به عنوان عمود دین پیامبر خدا «صلوات اللهعلیهوآله» در مورد آن فرمودند: «أَوَّلُ مَا يُحَاسَبُ اَلْعَبْدُ اَلصَّلاَةُ فَإِنْ قُبِلَتْ قُبِلَ مَا سِوَاهَا وَ إِنْ رُدَّتْ رُدَّ مَا سِوَاهَا» اولین چیزی که در نسبت با بنده به محاسبه مینشیند، نماز اوست و چنانچه او در این حضور در طول زندگی حاضر بود، آری! بقیۀ تلاشهای خوب او نیز مورد بررسی قرار میگیرد. زیرا هر حرکت خوبی اگر ذیل توحیدی نباشد که ما در نماز یافتهایم، جای و جایگاهی ندارد. مهم آن است که با نگاهی که عرض شد در نماز وارد شویم و معجزۀ آن را که اُنس بینهایت کوچکها با بینهایت بزرگیها است، احساس کنیم. موفق باشید
سلام خدمت استاد: در محل تجمع که ما شبها میرویم و شلوغ هم میشود یکی دوتا خانم هر شب و گاهی یک آقای پا به سن گذاشته با لباس بسیجی، به خانمهایی که بی حجاب هستند چه عابر پیاده و چه در ماشین تذکر حجاب میدهند، که با عکس العمل های مختلفی مواجه میشویم، و بسیاری از این دختران اصلا چیزی ندارند که بر سر کنند! و این که هر شب با این تذکرات مواجه میشم اعصابم خورد میشه، و اونجایی بیشتر زجر میکشم که دیدم یک خانمی که نیمه حجابی داشت و در ماشین پرچم ایران بدست گرفته بود با تذکر این خانم مواجه شد میخواستم ببینم به نظر شما این تذکرات در این موقعیت جنگی و در تجمعات صحیح است؟ نکنه همین امر ناگهان آتشی به پا کند یا به مرور اختلاف و دو قطبی بوجود بیاد و آتش زیر خاکستر بشود؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: همینطور که ملاحظه فرمودهاید بسیاری از این افراد بیحجاب، به رهبری و انقلاب ارادت خاص دارند https://eitaa.com/aieneh_ensaniyat بنابراین ما در این شرایط باید بین این بیحجابها با عریانیِ خیابانی تفاوت قائل باشیم و طوری با بیحجابها برخورد نکنیم که احساس کنند ما آنها را از خود نمیدانیم زیرا همینکه ما را با حجاب بنگرند و به آنها احترام بگذاریم، عملاً آنچه باید گفته باشیم را گفتهایم و همانطور که افراد دلسوز فرمودهاند فعلاً باید از دولت خواست تا به نحوی نسبت به عریانیِ خیابانی با حکمت لازم فکری بکند. https://eitaa.com/matalebevijeh/23567 موفق باشید
سلام خدمت استاد عزیز: احتراما بنده یه فرد مذهبی هستم که با برخی بستگان که خیلی هم عقیده بنده نیستند سرمایه گزاری نموده و تالار پذیرایی (اکثراً مراسمات عروسی) احداث کرده و در آن مشغول به کار می باشیم. (شراکت حدود ۱۷ درصد) محل کار بنده با توجه به ماهیت آن، از لحاظ رعایت حلال و حرام چندان مناسب نبوده و اینجانب نیز خیلی توان ایجاد تغییرات را ندارم. لازم به ذکر است بنده کارمند هستم و این شغل دوم بنده بوده که در اکثر روزها تقریباً تا نیمه شب من را مشغول میکند لذا: ۱. من را از وقت گذاشتن به اندازه لازم برای خانواده محروم کرده. ۲. تا حد زیادی مانع از پرداختن به خود و مسائل مذهبی شده. ۳. محیط کار برای یک فرد مذهبی خیلی مناسب نیست. دلایل ماندن: بصورت نه چندان زیادی مانع از برخی منکرات خواهد شد (مثل رعایت عدالت در حقوق کارکنان، مانع برگزاری مراسم های عروسی مختلط و...) نیاز مالی برای خرید خانه و البته طمع و میل به دنیا هم بی تاثیر نیست. حال سوال بنده این است تکلیف بنده چیست؟ ۱. ترک این مشارکت و یا عدم حضور و اجاره دادن سهم خود به شرکا ۲. ادامه شراکت و تلاش برای تأثیر بیشتر در مانع شدن از منکرات؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: با توجه به اینکه میفرمایید، آری! به هر حال، زندگی بزرگتر و عزیزتر از آن است که انسان اسیر این نوع حضورها باشد که میفرمایید. و از این جهت سعی بفرمایید با انتخاب زندگی ساده، خود را از این نوع شرایط آزاد کنید. موفق باشید
سلام استاد بزرگوار: بنده دو سال هست خویشتن پنهان را مباحثه میکنم و خیلی تلاش کردم که نگاه غائبانه نداشته باشم و جنبه پایدار انسان ها را ببینم و شهود کنم که همه چیز جلوه های حضرت حق است ولی در مسیر لقاءالله مشکل اساسی پیش آمده که از طرف همسر و فرزند خیلی اذیت میشم به نحوی که اصلا نمیتونم گاهی به درون برم و نگاه جلوه ای داشته باشم و هر روز شکست میخورم. و گاهی که اذیت نیست پیشرفت های خوبی حاصل میشه. از جهتی هم میدانم این امتحان این مرحله است که اگر رد شوم چشمه های جوشان معرفت هست ولی نمیدانم باید چطور رد شوم. شما بفرمایید بنده چه عملی انجام بدم واقعا کم مانده این راه را برای همیشه کنار بزارم ولی امید به لقاء و رسیدن به عالم بقا درونم زبانه میکشه و بنده را نگه داشته. اگر نرسم جهنم را در همین دنیا تجربه میکنم. التماس دعا
باسمه تعالی: سلام علیکم: ما در دل معرفت گرانقدر خودشناسی به همان راهی که کتاب «خویشتن پنهان» متذکر آن است؛ در جهانِ وسیع و بیکرانۀ خود به علم حضوری وارد و حاضر میشویم و در این فضا، همین حضور است که ما را به صفایی نایل میکند که بهترین برخورد را با افراد داشته باشیم به همان معنایی که جناب شیخ الرئیس ابن سینا که این روزها یاد خیر او برای اهل فکر شیرین است؛ میفرماید: «الْعارِفُ هَشٌّ بَشٌّ بَسَّامٌ یبَجِّلُ الصَغیرَ مِنْ تَواضُعِهِ کما یبَجِّلُ الْکبیرَ، وَ ینْبَسطُ مِنَ الْخامِلِ کما ینْبَسطُ مِنَ النَّبیهِ، وَ کیفَ لا یهِشُّ وَ هُوَ فَرْحانٌ بِالْحَقِّ وَ بِکلِّ شَیی ء فَإنَّهُ یرَی الْحَقَّ فیهِ، وَ کیفَ لا یسْتَوی وَ الْجَمیعُ عِنْدَهُ سَواسِیةٌ. أَهْلُ الرَحْمَةِ قَدْ شُغِلُوا بِالْباطِلِ. (الاشارات و التنبیهات، تنبیه چهارم، نمط نهم / 388)» انسان عارف، گشاده رو و شکوفا [بوده و] همواره تبسّمی بر لب دارد. عارف، مردمِ کوچک و افتاده را با فروتنی خود، همان گونه تعظیم و تکریم می کند که مردم بزرگ و چشمگیر را. و برعکس، آری! و برعکس، آنکه نتواند در صفای خود حاضر شود همۀ تلاشش آن است که به هر شکلی، دیگران را نفی کند. به همان معنا که جناب مولوی فرمود: « زآنک هر بدبخت خرمنسوخته / مینخواهد شمع کس افروخته» و این یعنی چنانچه انسان در جان خود به زیبایی تمام حاضر شود، به دیگران عشق میورزد، عشقی که رسول خدا «صلواتاللهعلیهوآله» با تمام وجود به مردم داشتند. https://lobolmizan.ir/special-post/1699?mark=%D9%84%D9%8E%D8%B9%D9%8E%D9%84%D9%8E%D9%91%D9%83%D9%8E%20%D8%A8%D9%8E%D8%A7%D8%AE%D9%90%D8%B9%D9%8C موفق باشید
سلام استاد: چندین مشکل دارم؛ یکیش نماز شبهام ترک شده و این به ضرر منه. چند وقتیه نماز صبحام قضا میشن نمیخوام این وضع ادامه پیدا کنه، نمیخوام نفس بنده به این قضیه عادت کنه اما مقاومت میکنه، چند باری روزها میخوابیدم شبها عادت به شب زنده داری میکردم ولی فقط یکی دوشب تونستم دووم بیارم روزها خسته و بی رمق بودم دیدم نتیجه نداد شبها زودترخوابیدم ولی باز با صدای زنگ ساعت بیدارنمیشدم. استاد قضیه بدتر از این حرفهاست. بار گناهانم سنگینی میکنه. یعنی زمانی بود روزها به مراقبه میپرداختم شبها خودبخود برای نماز شب بیدارمیشدم اما الان جای پیشرفت؛ پسرفت کردم. نماز شب بماند نماز صبحم قضا میشه. دلم برای زمان قدیمم تنگ شده، اون زمان تحت تربیت استادی بودم اما به دلایلی تا مدتها بدون راهنما مسیر رو طی کردم و باعث سقوط من شد. استاد لطفا راهکاری بدین تا از این وضع نجات پیدا کنم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: در انجام مستحبات نباید به خود سختگیری کرد و در انجام واجبات باید تلاش خود را به کار برد. ان شاءالله صفای لازم پیش میآید. اگر فرصت کردید عرایضی که در رابطه با سورۀ عنکبوت شده است را دنبال بفرمایید https://lobolmizan.ir/sound/688?mark=%D8%B9%D9%86%DA%A9%D8%A8%D9%88%D8%AA موفق باشید
سلام خدمت استاد: آخر این مفهومی ذهنی خدا مرا خواهد کشت در واقع دیگر از خداوند مفهومی خسته شده و راه ارتباط گیری با اهلبیت را هم بلد نیستم در واقع باز هم دچار مفهوم ذهنی اهلبیت هستم. نه راه بازگشتی دارم که به سکر طبیعت برگردم نه راه برای ادامه هرچه فکر کردم دیدم اولین قدم من برای حل مشکل ترک محرمات و دومین قدم من کنار گذاشتن منیت است تا زمانی که منی در کار باشد جواب خدا لن ترانی خواهد بود دیدم من که توانی ندارم باید گدایی در خانه خدا کنم اما گدایی در خانه اهلبیت مفهومی؟! کتاب ادب خیال عقل و قلب که بخاطر مشکلات ADHD و ادبیات سنگینی که کتاب داره سخت قابل درکه. با تشکر
باسمه تعالی: سلام علیکم: همین راهی که انتخاب کردهاید بهترین راه است و تبعیت از دستورات شرع مقدس به همان معنای انجام واجبات و ترک محرمات، خود به خود نور انس با خداوند را به همراه دارد. موفق باشید
سلام خدمت استاد طاهرزاده عزیز. در پرسش و پاسخ شماره ۴۲۱۷۴، درباره جریانهای عریانی در خیابانها نکاتی را فرموده بودید: https://eitaa.com/matalebevijeh/23546 و
https://eitaa.com/matalebevijeh/23547https://eitaa.com/matalebevijeh/23547
از فرمایشات حضرتعالی اینگونه برداشت میشود که عبور از این جریانها، در نهایت نیازمند یک حرکت فرهنگی عمیق و عبور از فرهنگ غربی و آمریکایی است که به نظر بنده نیز سخن درستی میباشد.
اما در کنار این بحث فرهنگی، آیا دولت و دولتمردان نیز وظیفه ندارند بر اساس قوانین موجود، از رواج این نوع برهنگی در فضای عمومی جلوگیری کنند؟ در این رابطه، جناب آیتالله مهدوی، امام جمعه، نیز تذکراتی به دولتمردان داشتهاند: https://eitaa.com/janfada_hejab/109
خواهشمندم نظر خود را در این زمینه بفرمایید. آیا دولت موظف است برای جلوگیری از رواج این نوع برهنگی در فضای عمومی، در چارچوب قوانین موجود اقدام کند؟ و چگونه میتوان این وظیفه را بهگونهای انجام داد که موجب تقابل و ایجاد تنش و اغتشاش در جامعه نشود؟ با تشکر
باسمه تعالی. سلام علیکم. آری! حکایت عبور از آمریکا و فرهنگ برهنگی یک بحث است که ما باید در فعالیتهای فرهنگی مدّ نظر قرار دهیم و بحث دیگر وظیفه دولت و دولتمردان است که با تاکید بر قوانینی که شرط شهروندی میباشد مانع زیر پا گذاردن آن قوانین توسط عدهای بشود، قوانینی که مسلماً این نوع برهنگی ها را بر نمیتابد و تاکید آیت الله مهدوی از این جهت تاکیدی لازم و ضروری میباشد. حداقل همان اندازه که اگر شهروندی رعایت قوانین رانندگی را نکرد باید از بعضی از امکانات شهر محروم شود، چرا دولت در رابطه با این نوع عریانیها در این رابطه اقدام نمیکند، بدون آنکه نیاز باشد تقابلی صورت بگیرد و اغتشاشی را دامن بزند که بهانهای باشد برای دشمنان ما که گمان کنند ما گرفتار اختلافات داخلی هستیم. موفق باشید
سلام استاد خدا قوت: استاد ما کتاب ها و صوت های شما رو همیشه می خوانیم و گوش میدیم ولی همش یاد مون میره و تو ذهن مون نمی مونه، آیا این اشکالی داره؟ باید چیکار کنیم؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: توصیۀ شهید مطهری در کتاب «امامت و رهبری» توصیۀ بسیار دقیقی است که میفرمایند ما هرگز نمیتوانیم همۀ آنچه میخوانیم یا میشنویم به ذهن بسپاریم، باید با یادداشتکردنِ نکات مهم، ذهن را مدیریت کرد. موفق باشید
سلام استاد: خدا قوت. ببخشید استاد، من به دلیل یک ضعف جسمی که دارم و همچنین ضربههایی که تا حالا چند بار به خاطرش خوردم، دیگه از وارد شدن به مسیرهای جدید زندگی میترسم؛ مثلاً رفتن به دانشگاه، انتخاب شغل، خواستگاری و... با اینکه قبول دارم همهچیز خواست خداست و میدونم خودش هم کمکم میکنه، باز هم ترس و دو دلی سراغم میاد. مدام با خودم میگم نکنه وارد این مسیر بشم و دوباره همون اتفاقات و ضربههای قبلی تکرار بشه. همین ترس باعث شده چند بار مسیر زندگیم رو تغییر بدم. استاد، به نظر شما برای از بین بردن یا کم کردن این ترس چه راهکاری وجود داره؟ چطور میتونم با وجود این نگرانیها، با توکل به خدا تصمیم بگیرم و وارد مسیرهای جدید زندگی بشم؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: توصیۀ بزرگان این است که در این رابطه در اموراتتان با فرد حکیم و متقی که شما را میشناسد، مشورت فرمایید. موفق باشید
با سلام: شنیدم که ملاک در مسیر صحیح بودن فرد، کیفیت ارتباط وی با معصوم علیه السلام است، هرچند ممکن است دیگران (همسر) از وی راضی نباشند. لطفاً این نکته را تبیین بفرمایید. با تشکر
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! ما در نسبت با خدا و با حضور قلب جلو میرویم و ملاک این حضور و ادامۀ آن، سیرۀ ائمه «علیهمالسلام» میباشد و در این مسیر مدارا با دیگران بهخصوص با همسر خود، جزو کیفیت این مسیر است. موفق باشید
با سلام و احترام: الحمدلله که زمان انقلاب، امثال شما دوآتشه و اهل انگشتر شکاندن بودید! (مزاح بنده اشاره به روی میز زدنتان در آموزش و پرورش دارد!) وگرنه اگر آن زمان هم مثل الان مدام حرف از بخاطر دهی شهری را ویران نکنیم و مسئول خائن نداریم و وحدت بی قید و شرط و... بود، امثال بنی صدرها عزل و شوت که نشده بودند هیچ، تمام نقشهشان را هم عملی کرده بودند. چگونه باور نکنیم و بر حذر نداریم که امروز جبهه نفاق داخلی از طریق رئیسجمهور ساده لوح (و نه ساده)، در حالیکه خودش هم ان شاءالله خبر ندارد، دست در دست و هماهنگ با دشمن در حال انتقام از نظام اسلامی و سرنگونی آنست؟ جبهه نفاق و رهبران پیر و فرتوت آن بعد از القای این امر به دشمن که مانع تمام اهدافشان و مانع فروختن و دو دستی تقدیم کردن کشور، رهبر شهید است، دشمن را ترغیب کردند و اکنون بعد از شهادت و کنار زدن ایشان توسط دشمن، هم مدیون هستند و هم فرصت را تکرار نشدنی می یابند فلذا با تمام قوا و با هزار نقشه مشترک با دشمن به میدان آمده اند و ما همچنان میگوییم ان شاءالله بز است... شما را چه شده که مصداقی از آن همه آیاتِ نفاق در زماننا هذا نمی یابید؟! از نظر کاملا شخصی اینجانب، متاسفانه با سرعتی که جریان نفاق گرفته است، بزودی نظام مقدس اسلامی و رهبری معظم بالاجبار بین دو راهی حفظ نظام یا برخورد و پاکسازی منافقینِ شمشیر کشیده و فرصت را نهایی یافته قرار خواهند گرفت و امت حزب الله باید به دقت تحولات را رصد کند و البته فقط منتظر امر رهبری باشد.
باسمه تعالی: سلام علیکم: صفای این شور و دلسوزیِ شما. خدا میداند اگر در آن زمان که بنیصدر بود و انقلاب، تهدید میشد، باز قرار گیریم؛ نهتنها باید روی میز زد، در زمرۀ کسانی باید قرار گرفت که مشهور شدیم «به کفشزنها به رئیس جمهور» آنگاه که بنیصدر به میدان امام آمد و صراحتاً مقابل حضرت روح الله «رضوان اللهتعالیعلیه» قد علم کرد و حضرت امام نیز او را از مسئولیتی که به او داده بودند، عزل کردند. و حال، مائیم و ایرانی که بناست جهانی شود و حقیقتاً این ایران، ایدۀ حکمرانی و زندگی در جهانی شده است که مردم به دنبال تعالی هستند و اگر بنا داشتیم تنها از شرّ ترامپ راحت شویم اینهمه احتیاط که رهبر معظم انقلاب نسبت به عدم اختلاف دارند، لازم نبود. به سخن حجّت خدا در این زمانه حضرت آیت الله سید مجتبی خامنهای «حفظهاللهتعالی» فکر کنید که بر حفظ اتحاد مقدس و حفظ حرمت مسئولان دلسوز و خدمتگزاران نظام اسلامی بویژه دولت محترم تاکید داشتهاند و دوری از آنچه موجب انشقاق و دو دستگی در جامعه و زمینه ساز نسبت های نادرست به مسئولان محترم می شود، در جهت اهداف بدخواهان و دشمنان قسم خورده ملت ایران است. اینجا است که باید متوجه باشیم با تاریخ دیگر و آیندۀ دیگری روبهرو هستیم که حتی حضرت سجاد «علیهالسلام» راه و روش زیدبن علی آن مرد شجاع و متقی و بنیانگذار انصارالله را ادامه ندادند و این است که شما امروز با شیعه به وسعت جهان روبهرو هستید و انصار الله عزیز را با آن حماسه و صفا در عین آنکه به یک معنا در زمرّۀ اهل سنت قرار دارند؛ ذیل دفاع از خود قرار دادهاید. اینجاست که باید در مواجهه با آنچه در جنگ رمضان پیش آمد و ایران را نمادی خاص در مقابل جبهه استکبار قرار داد، با نگاه تاریخی نگاه کرد و از این زاویه این رخداد را بررسی نمود و معلوم است که در رابطه مقابله با آمریکا با دو نوع حضور پیش میآید که به نظر میآید نگاه تمدنی به این رخداد ما را در فهم پیامهای رهبر انقلاب دقیقتر و هرچه دقیقتر میکند. موفق باشید
استاد سلام: درعلم پزشکی امروزین و داروهایی که ساخته شده ما نمی دانیم هنگام مریضی به پزشک رجوع کنيم یا نه؟ چون از طرفی هنگام مریضی در دین آمده باید به پزشک مراجعه کرد و از طرفی پزشکان در تشخیص و تجویز بی پروا و بی رویه اقدام می کنند که در موارد بسیاری هوش مصنوعی بهتر از آنها عمل می کند و جدای از اسراف هایی که در زمینه دارو انجام می دهند هیچ اعتمادی به تجویز آنها نیست و داروها هم به خودی خود به بدن آسیب های فراوانی می رساند و ضررات بلند مدت بسیاری برای بدن دارد و ضررش بیش از نفعش است. ما چگونه در دستگاه دین و فضای مداوای امروزین مسئله بیماری و رجوع به پزشک را حل کنیم؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال علم پزشکی در جای خود به عنوان یک علم تجربی جایگاه خود را دارد هرچند بینقص نیست. ولی نمیتوان در شرایط امروز از آن منصرف شد همانطور که امامین انقلاب منصرف نشدند. آری! باید به پزشکانی رجوع کرد که در کنار آن علم، حکمت نیز داشته باشند. موفق باشید
