سلام علیکم استاد بزرگوار: این پیام در فضای مجازی دست به دست میشود لطفا بفرمایید این پیام صحت دارد؟ خیلی متشکر ❌❌❌🚨توجه توجه توجه. مطلب مهم زیر را تا آخر بخوانبد و سپس نشر دهید. فتنه مرداد ماه پروژه «لیبیسازی ایران»؛ کالبد شکافی فتنه محتمل ۱۴۰۵ (از مرداد تا دی ماه) بنیامین نتانیاهو صراحتاً اعلام کرد: «پروژه لیبیسازی ایران در پیش است.» اما این استراتژی چگونه بومیسازی شده و قرار است از چه زمانی کلید بخورد؟ «تکرار فتنه دیماه ۱۴۰۴» + ترکیب تصمیمات غلط اقتصادی + مذاکرات بی ثمر + اختلاف مردم و مسولین + کودتاچیان داخلی 👈 اینبار از مرداد و شهریور تا دی ماه تکههای پازل نشان میدهد ممکن هست دشمن برای بازه زمانی ۲۰ تیر تا اواسط مرداد یک کلانسناریوی امنیتی طراحی کرده باشد: ▪️حجم نیروهای آمریکا در منطقه به طرز عجیبی در حال افزایش هست. ▪️رسانه های معاند به شدت در حال تلاش برای اختلاف افکنی میان نیروهای داخلی جبهه انقلاب و مسولین هستند. تبدیل فضای نقدمنصفانه به فضای تقابل خصمانه در هر دو طرف. مرحله اول: تخلیه خیابان از بدنه انقلابی و آغاز آنارشی (۲۰ تیرماه به بعد) خطر تعطیلی موکب های مردمی و اجتماعات شبانه مردم مبعوث شده... مکانیسم: با پایان تشییع باشکوه رهبری، موکبهای وحدتآفرین جمع میشوند و بدنه اصلی نیروهای مؤمن و عملیاتی از ۲۰ تیرماه برای حماسه اربعین راهی عراق میشوند. خطر امنیتی: خیابان عملاً از حضور «لنگرگاههای آرامشبخش» (موکبها) و نیروهای مهارکننده تخلیه میشود. این یعنی ایجاد خلأ استراتژیک در کف خیابان برای آغاز تجمعهای هنجارشکن و سازماننیافته. مرحله دوم: شلیک به تابآوری جامعه با تصمیمات غلط اقتصادی و سیاسی کاتالیزور اقتصادی: تکرار خطای دیماه اینبار در حوزه انرژی (مانند بردن برق به بورس، گرانی ناگهانی گاز و سوخت) دوقطبی «مردم - مسئولین» را کلید میزند. کاتالیزور سیاسی: اصرار برخی مسئولین بر مذاکره به هر قیمت همزمان با بدعهدی آمریکا و حملات بیامان اسرائیل به جنوب، جریان انقلابی را به نقطه جوش میرساند. *نتیجه: همگرایی بیسابقه قشر خاکستری (معترض اقتصادی)، متدینین (معترض سیاسی) و مخالفین علیه کارگزاران. مرحله سوم: فاز ترور و پیراهن عثمان (اوج فتنه در ایام اربعین - ۱۳ مرداد) در غیاب نیروهای انقلابی (که درگیر اربعین هستند)، پروژه ترور مسئولین پرحاشیه (تصمیمسازان حوزه انرژی و مذاکره) آغاز میشود. تکنیک جنگ روانی: دشمن این ترورها را به بدنه انقلابی یا تودههای مردم منتسب میکند تا یک «جنگ داخلی و تقابل فیزیکی» شکل بگیرد. مرحله چهارم: ضربه نهایی نظامی (پروژه لیبیسازی) کشوری که انسجام داخلیاش متلاشی شد، آماده ضربه خارجی است. دشمن تا پایان جام جهانی (اوایل مرداد) مقدمات را چیده است؛ هدف بعدی: حملات گسترده به زیرساختها (برای فلج کردن زندگی مردم) و ترور زنجیرهای لایه تصمیمساز حاکمیت. 📚 مستندات تاریخی: مدل لیبی چطور اجرا شد؟ در سال ۲۰۱۱ در لیبی، ابتدا رسانههای غربی دوقطبی شدیدی میان مردم و بدنه حاکمیت ایجاد کردند. سپس با ایجاد درگیریهای مسلحانه داخلی و مقصرنمایی حاکمیت، مشروعیت داخلی را از بین بردند. به محض قفل شدن دست دستگاههای امنیتی در داخل، ناتو وارد شد، زیرساختهای انرژی را منهدم کرد، قذافی را حذف کرد و لیبی امروز را به یک کشور چندتکه، بدون دولت مرکزی و غارتشده تبدیل کرد. دشمن همین مدل را برای ایران صراحتاً نام برده است. ➖➖➖ 🛡️ ۵ راهکار فوری و حیاتی برای عبور از دالان فتنه: ۱. خط قرمز قیمت انرژی: دولت باید فوراً از هرگونه تصمیم تنشزا در حوزه سوخت و برق عقبنشینی کند؛ این تصمیمات در این برهه، بازی در زمین دشمن است. ۲. حفظ پناهگاههای خیابانی: موکبهای شهری نباید کاملاً جمع شوند؛ بخشی از آنها باید به عنوان لنگرگاههای فرهنگی و امنیتی تا پایان مرداد حفظ شوند. ۳. انضباط کلامی جبهه انقلاب: نقدها به مسئولین و مذاکرهکنندگان باید «عالمانه و ساختاری» باشد. ترویج شعارهای مرگ و تکفیر، قطعه اول پازل ترور دشمن است. ۴. مدیریت سفر اربعین: توجیه بدنه انقلابی برای حفظ لایههای مراقبتی و امنیتی در شهرهای بزرگ و عدم تخلیه کامل کشور. ۵. جهاد تبیین و جهاد امید: آمادهسازی روانی جامعه برای یک نبرد و جهاد طولانیمدت و بالا بردن تابآوری ملی در برابر تکانههای رسانهای. ⚠️ جمعبندی: فتنه پیشرو، نه صرفاً یک اعتراض خیابانی، بلکه یک «عملیات مهندسیشده برای فروپاشی از درون و تهاجم از بیرون» است. هوشیاری، نقد منصفانه و صیانت از انسجام ملی، پادزهر این توطئه است. ✍ حوزه انقلابی
باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید با شهادت رهبر انقلاب، مردم با حضور شبانۀ خود در میادین و خیابانها در مقابل پیشرفتهترین فناوریهای دشمن، فناوری جدیدی را در این تاریخ به میان آوردهاند، تا با این حضور، حضور ایران در جهان و تمدن نوین اسلامی طلوع کند. و از این جهت ما در تاریخی قرار گرفتهایم که حضور در آن با همۀ جوانب آن ما را به آیندهای بس بزرگ رهنمون میشود و از این جهت نباید نگران این مسائل حاشیهای بود و از آن افق بلند که با تشییع رهبر شهید مدّ نظرها آمد؛ غفلت کرد. همۀ تلاش ما باید متوجۀ آن افقی باشد که ملاحظه فرمودید مردم عراق چه اندازه در درک آن موفق بودهاند و تأکید بنده و جنابعالی باید نسبت به چنین حضوری باشد تا با درک انسان و موقعیت و حضور او در تاریخ، انسانها از آنچه در آینهی رسانهها دیده میشوند بالاترند. این زاویه، زاویهی اُنس است نه غلبه، نه رقابت و نه قضاوت. در این موقف شما بیرون از هیجان سیاست قرار میگیرید. پس جریانشناسی و تعیین تکلیف و برچسبزنی بیرنگ شده و تعطیل میشود. از این زاویه، حکمت و عقل قدسی آشکار و کینهتوزی ناپدید میشود. یا نهضتهای آیندۀ مردم دنیا با چنین حضوری که ایران اسلامی متذکر آن شده، به آن نتیجهای که با نهضتهای خود در مقابل استعمار قد عَلَم کردهاند؛ دست نمییابند؟ موفق باشید
سلام: من ۲۸ سالمه پارسال آزمون وکالت و قضاوت قبول شدم اما هنوز مصاحبه این ها رو نرفتم به خاطر شرایط جنگ، توانمندی درس خوبی داشتم در دوران تحصیل، از مدت ها پیش دوست داشتم بیام حوزه امسال هم ثبت نام کردم و قراره دو روز دیگه برم مصاحبه مدرسه معصومیه قم، اما مردد هستم. برای تمدن سازی اسلامی و کمک به ظهور حضرت این علاقه دروس حوزه در من ایجاد شده خیلی از نشانه ها هم من رو به این سمت سوق میدهد خیلی زیادن اما نمیدانم الان اول تکلیف کارم رو مشخص کنم. ازدواج کنم سال دیگه بیام یا همین امسال با توکل برم داخل حوزه، برخی مواقع شیطان با تسویف و درگیری زن و زندگی آدم رو دور میکنه از مسیر درست، من چطور تشخیص بدم مسیر درست رو؟ الان دوزار پول ندارم و دنبال ازدواج هم هستم آن چه بر ذهن شما جاری میشود هدایتی است از طرف خدا برای من، پس در پاسخگویی خدا رو در نظر بگیرید و سر سری عبور نکنید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: البته تصمیم در این نوع گذرگاهها کار سادهای نیست و هرکس باید بر اساس شرایط زندگیاش تصمیم بگیرد. آنچه همیشه بنده در این رابطه عرض کردهام آن است که اگر خداوند علاقه به حوزه را در شخصی ایجاد کرد، آن را امر مهمی بداند و به راحتی از آن منصرف نگردد. موفق باشید
با سلام: در مورد جوابی که در رابطه با آقای سردار قالیباف دادید https://eitaa.com/arshiv3133/256 خیلی عالی و شجاعانه بود و واقعاً دل شیر میخواهد در این زمانه چنین بگوید. در آینده کسانی که تخطئه میکنند و در عین حال دل در گرو اسلام و انقلاب و ایران دارند بزودی پشیمان و بقول ادبا «به دندانِ حسرت، پشت دست خواهند خایید»!!.
باسمه تعالی: سلام علیکم : رفقای عزیز اگر با نگاه تمدنی و حضور جهانی ایران اسلامی مسائل را دنبال بفرمایند متوجه میشوند امثال آقای سردار قالیباف در این حضور جایگاه دارند و به نظر بنده با بصیرتی که دارند وارد چنین میدانی شدهاند نمیتوان این حضور را نادیده گرفت هرچند عدهای به گفته آقای دکتر مهدی محمدی متوجه این حضور نیستند و تنها بر نگاه خود که در جای خود بیحساب نیست تاکید میکنند. این است راز توجه ما به شخصیت آقای سردار قالیباف بدون آنکه بخواهیم ضعفهای جزئی ایشان را نادیده بگیریم. موفق باشید https://eitaa.com/barzegar1359/4258
سلام استاد خسته نباشین: استاد من به یه برداشتی به صورت کلی از قضایای عرفان نظری و حکمت متعالیه و عرفان عملی و رابطه اشون رسیدم خواستم نظرتون رو بدونم ببینم درسته یا نه. استاد در عرفان عملی شما روی حضور در وجود و نظر و توجه به وجود در بستر معرفت نفس تأکید دارین که به نوعی میشه همون توجه و معرفت به نفس که در عرفان مکتب نجف هست و نفی خواطری که در اون هست و این که غرب رو ذهنیت گرایی میدونین و باید رجوع واقعیت داشت. در واقع فکر میکنم غرب دنبال افکار میدود و به حقیقت نمیرسد اما در رجوع به وجود و حضور افکار دنبال انسان میدود و البته انسان بهشون بها نمیده و صرفا به وجود توجه داره و در اون استقرار داره و هرچه هم میگذره و این حالت رو حفظ میکنه افکار و وارداتش نورانی تر و به حقیقت نزدیک تر میشه، به نظرم این حالت حضور نوعی حالت فناست و ادامه ی اون حالت بقاست و همچنین این حضور همان حالت قربه و اسقرار در اون همان اشتداد وجود انسان و قرب بیشتر و هرچه انسان این حالت رو حفظ میکنه کثرات و واردات در او بیشتر میشه و البته بهشون بها نمیده و صرفا به وجود و جنبه وحدت توجه داره تا بی نهایت و این همان کثرت در وحدته و هرچه توجه و استقرار در وجود بیشتر، اشتداد بیشتر و ظهور کثرات در وجود بیشتر و شدیدتر و البته باز هم انسان توجهش باید به وجود و جنبه وحدت باشه و بزاره وجود خودش تدبیر زندگی و کثرات کنه و نه این که بخواد درگیر کثرات و هست و نیست ها و ابهام و اضطراب ها و ناکامی های حاصل از کثرات بشه این آدم ترسی نداره هرچی میخواد بشه بشه اون با وجود به سر میبره وجود به معنای ظهور وجود برای انسان نه به معنای وجود و موجوداتی که وجود دارن یا امکان وجود دارن ولی نزد انسان نیستن یعنی در غیب هستن نسبت به انسان یعنی انسان مشغول به ظاهر و ظهوره تا خود وجود هرچه خواست از غیب برای انسان به ظهور بیاره نه آنکه انسان با حدس و گمانش سودای غیب داشته باشه که در اون صورت سرگردان میشه وقتی انسان مشغول وجود به معنای ظهور اون در وجود خودش میشه و حضور پیدا میکنه خواطر بهش هجوم میارن یعنی رجوع به وجود فکر و ذکر میاره حالا چه اوهام و ظلمانی باشن و چه نورانی و حقیقی نباید حواس انسان رو از خود وجود پرت کنن وگرنه باز به کثرت و کثرات برمیگرده البته در توجه به وجود کثرات هستن به معنای وحدت در کثرت اما به صورت مستقل و خاص دیده نمیشن یعنی به معنای جمع و همه با هم.. و هرچه با توجه به وجود... وجود انسان اشتداد پیدا کنه و انسان در راه باشه کثرات بیشتر و روشن تری در وجود انسان جمع میشه و ظهور پیدا میکنه تا بی نهایت البته در عرفان نظری تشکیک در ظهوره یعنی وجود و گذشته و آینده و همه چی از ازل تا ابد همین حالا هست و در وجود جمعه ولی ظهورش برای انسان شدت و ضعف داره آیا برداشت من از قضایا درسته؟! چنین نگاه و عملی به زندگی همه ی ترس و اضطراب و وسواس ها رو فرو میریزه چون الان آدما مدام ترس از ضرر دارن یعنی از امکان ها و اتفاقات بدی که ممکنه بیوفته میترسن ولی چنین انسانی از جهنم هم نمیترسه و در جهنم هم رحمت حق میبینه و میفهمه که شر هم برای رشدش خوبه و فقط به وجود به معنای ظهور او در خودش نظر داره نه به امکان و ذهنیات و کثرات. چو ممکن گرد امکان برفشاند به جز واجب دگر چیزی نماند. میدونید استاد من یه بیماری های سخت و لاعلاج گرفتم فکر میکنم بدلیل مشکلات فکری و روحی و گناهانم بوده گاها دردهام شدت میگیره من بعضی وقتا که به وجود نظر میکنم فقط ویرانی احساس میکنم و انگار میخوام با همه دعوا کنم یعنی واقعا حس میکنم وجودم یعنی ویرانی! اما معمولا بعدش حالم بهتر میشه و احساس خوبی نسبت به وجود پیدا میکنم حس میکنم این ویرانی همون خرابات شاعران و عرفاس! نمیدونم خواستن ببینم برداشت هام درسته! یه مدت خیلی شک گرا بودم اما الان دیدگاهام خیلی تغییر کرده و بهتر شدم ولی بازم میخوام افکارم رو چک کنم که ببینم درسته یا غلط ولی دیگه خیلی دنبال فکر نیستم دنبال حضور و احساس و وجود و بودنم و نه آرزوها و چیزی های خاص! ما به وجود رجوع میکنیم آنهم ظهور وجود برای انسان یعنی نفس این تعین وجود برای انسانه و تمام وجود نیست. اما تنها وجود واقعی که نزد انسانه همینه راه های دیگه حدس و گمانه و حدس و گمان موجب گمراهی در کثراته و این که گفته میشه علم حتی علم توحید حجاب اکبره مربوط به همینه چون متوقف شدن در علم یعنی ذهنیت گرایی در حالی که اصل ماجرا حضوره و رجوع به وجود خارجی نه ذهنیت. حضور در همین ظهور و تعین موجب اشتداد وجود انسان و ظهور بیشتر وجود برای انسانه یه سوالم اینه که آیا در نهایت تمامیت وجود برای انسان به ظهور میرسه یا نه؟! انگار بیشتر گفته میشه که نه ولی انگار عده ای هم معتقدن که انسان میتونه تمامیت وجود رو تجربه کنه و براش به ظهور برسه بینهایت ممنون که به سوالات پاسخ میدین
باسمه تعالی: سلام علیکم : بحمدالله در نگاه و توجه خوبی قرار دارید، به همان معنایی که با نظر به وجود به معنای حقیقتی که هیچ وصفی از آن نمیتوان داشت، افقی در مقابل انسان گشوده میشود که هم در راه قرار میگیرد و هم همچنان باید برود و این خاصیت به سر بردن با وجود است که همواره انسان در آن بدون آنکه نهایتی در میان باشد از آن جهت که وجود تشکیکی است هست و اینجا است که به قول جناب فیض کاشانی: گفتم به کام وصلت خواهم رسید روزی؟ گفتا که نیک بنگر شاید رسیده باشی.» و معلوم است که بالاخره شیطان هم بیکار نیست و به هر نحوی میخواهد مانع ادامه راه شود و با صبر و پشت کار ما شیطان را مایوس خواهیم کرد ان شاالله. موفق باشید
سلام و احترام: من در این مدت که در مجالس امام حسین شرکت کردم سوالات زیادی برام پیش آمده، لطف میکنید پاسخ بدهید. علت اندوه فراوان حضرت مهدی (عج) برای واقعه عاشورا چیست؟ چرا برخی در روز عاشورا میگویند که برای سلامتی امام زمان صدقه بدهید که فشار خیلی زیادی رو تحمل میکنند، مگر نه اینکه ایشان از جایگاه اخروی امام حسین (ع) و یاران و اصحابشان خبر دارند، پس این اندوهی که علما میگویند برای چیست؟ راز عاشورا چیست اصلا؟
باسمه تعالی: سلام علیکم : به نظر بنده همانطور که مرحوم شهید مطهری رضوان الله تعالی علیه در کتاب خوب حماسه حسینی میفرمایند این نوع ادبیات به سوی انحرافی از قرن هفتم وارد مداحی های ما شده است. https://www.khabaronline.ir/news/470655/%D8%A8%D8%B1-%D8%A7%DB%8C%D9%86-%D8%AA%D8%AD%D8%B1%DB%8C%D9%81-%D9%87%D8%A7-%D9%88-%D8%AF%D8%B1%D9%88%D8%BA-%D9%https://eitaa.com/matalebevijeh/2319287%D8%A7-%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D8%AF-%DA%AF%D8%B1%DB%8C%D8%B3%D8%AA
اخیرا عرایضی شده است که گمان میکنم تا حدی بشود متوجه حقیقت کربلا باشیم https://eitaa.com/matalebevijeh/23192 و https://eitaa.com/matalebevijeh/23216 کتاب کربلا مبارزه با پوچیها که روی سایت هست میتواند متذکر معنای تاریخی کربلا باشد. موفق باشید
سلام استاد: داشتم واکنش سروش به قیام مردم و حضور ده ها میلیونی در تشییع آقای شهید رو میدیدم؛ برام سوال شد که چی میشه عبدالکریم سروش هم چنین واکنش میده و نمیتونه چنین پدیده ای رو نبینه یا سکوت کنه؛ اما فردی مثل آقای داوری حرفی در این باره نمیزنن؟ به نظرتون علت چیه و از کجا ناشی میشه؟
باسمه تعالی: سلام علیکم : عنایت داشته باشید که جناب استاد رضا داوری در حال حاضر مدتی است که در منزل بستری میباشند و هرگز در این سن توانی برای ورود در این امور را ندارند. و البته این گفتههای آقای دکتر سروش در جای خود محترم است ولی آیا آقای دکتر سروش از آن عقیده خاصشان که وحی الهی را در حد رؤیای شاعرانه میدانند عدول کردهاند و یا هنوز از این جهت منکر وحی الهی به معنایی که علمای ما مانند علامه طباطبایی معتقدند، میباشند. تقابل آقای دکتر داوری با آقای سروش بسیار دقیقتر از آن است که بخواهیم در این نوع موارد آنان را مقایسه کنیم. موفق باشید
سلام استاد. نظرتان را درباره متنی که نوشتم، میخواستم. 🔸گامِ مُحال. ✍علی جلالی اصفهانیهای قدیم اگر میدیدند کودکی دستش به طاقچه و بلندی نمیرسید که چیزی را بردار، از سر شوخی به او میگفتند: «سَرِت را بذار زیر پات، تا قَدِت بلند شه و دستِت برسه!» همین مضمونِ به ظاهر طنزآمیز ولی سراسر حکمت را سعدی چنین گفته است: سعدیا! کنگرهٔ وصل بلندست و هر آنک/ پای بر سر نَنِهد، دستِ وی آن جا نرسد آری وصال در مرتبه بالایی قرار دارد و دستِ کسی به راحتی به آنجا نمیرسد. باید قید سَر را زد و سر را زیر پا نهاد و یک پله بالاتر رفت تا به آنجا رسید. ظاهراً در شهادت چنین حکمتی است. مقامی است که جز با جانباختن در راه دوست به آن نمیتوان رسید. اما گاهی یک نفر سرش را زیر پای عزیزانش مینهد تا آنها بالا روند. به قول سعدی: سر که نه در پای عزیزان رَوَد/ بارِ گرانی است کشیدن به دوش شهادت رهبری هرچند جانسوز است اما ما را سرافکنده نکرد بلکه حس میکنم با این شهادت، همه ملت یک پله بالاتر رفتند. پلهای که هر چقدر همه میکوشیدیم نمیتوانستیم از آن بالا برویم. رهبر شهید مثل کوهنوردی باتجربه به ما میگفتند: «گام اول را برداشتید و حالا نوبت گام دوم انقلاب است. خطرات راه اینهاست و پرتگاهها آنجاست. به قله نزدیکیم و باید گامی بلند بردارید!» ولی انگار هر کار میکردیم نمیشد و نمیتوانستیم این قدم بعدی را برداریم. انگار این قله وصل خیلی بالاتر از قَدِ ما بود و ما در بُهت و درماندگی مانده بودیم و هاج و واج به هم نگاه میکردیم و برخی در دل و برخی به زبان حرفش را انکار میکردیم. او که مسیر و قله را میدید و ناتوانی ما را، سر در قدم ما عزیزانش نهاد تا قدمان بلند گردد و این پله بعدی را بتوانیم طی کنیم. تا به قله نزدیکتر شویم. او با شهادتش ما را از این راهِ محال عبور داد. پله بعدی که چشم انتظار ما بود، پله بعثت ما بود. ما باید مبعوث میشدیم و اکنون جهانیان ما را در پلهای دیگر میبینند. پلهای که باید بر فراز آن، رسالت تاریخی خود را به انجام برسانیم.
باسمه تعالی: سلام علیکم : به نکات دقیق و ارزشمندی اشاره فرمودهاید. حقیقتاً همینطور است که شهادت آن مرد الهی ما را در جایگاهی از تاریخ مان قرار داد که بدون آن شهادت شاید سالها طول میکشید و معلوم نبود تا اینجاها قد بکشیم و به چنین بعثتی که این مردم تا مرز خونخواهی از خبیث ترین جبهه و شخص به میان آمده است برسیم ،به هر قیمت که باشد و این است آن حضور تاریخی عظیمی که پیش آمده و از خدا عاجزانه میخواهیم تا در درک آن و در حفظ آن ما را یاری بفرماید .باید از شرایط موجود فهم درستی داشت تا خطای محاسباتی پیش نیاید و لازمه آن صبرو تابآوری و خسته نشدن است و با نظر به اهداف الهی. با مردمی در صحنه انقلاب هستیم که هر کدام در جای خود هسته مقاومت میباشند که روی پای خود ایستادهاند با شایستگی کامل و این است عامل امیدواری ما نسبت به آینده تمدنی که در پیش است، با ایرانی قدرتمند و قدسی که همدیگر را نیز میفهمیم . موفق باشید
۱. استاد چرا عده ای با وجود صراحت کلام سید علی خمینی سخنران مدعو مراسم رهبری ، باز با تقطیع و شیطنت و نامردی سعی دارند به فتنه گری و بی اعتبار سازی نهادها و تصمیمات نظام ادامه دهند؟ ۲. خاطر شریفتان هست سالیان قبل در یکی از انتخابات ها رهبر شهید گفتند نظر من به فلان کاندیدا نزدیکتر است ، بر اساس قاعده ای که عده ای دارند تشریح و بنا میگذارند که مسئولان وقتی نظر رهبری را میفهمند دیگر حق ندارند خلافش را انجام دهند و بالاترین نهاد نظام یعنی شعام را انگ میزنند و تخطئه میکنند که آرائشان باطل است چون میدانستند نظر رهبری این نیست ، بر این مقدمات این افراد نتیجه نخواهند گرفت که مسئولین موظفند آراء انتخابات را در مثال فوق دستکاری کنند؟ و یا اگر سهام حق ندارد رای دیگری دهد پس به طریق اولی مردم حق ندارند رای دیگری دهند ؟ عاقبت این حرف های عجیب به کجا ختم میشود؟
باسمه تعالی: سلام علیکم : حقیقتاً به نکته مهمی متذکر هستید و دغدغه بنده نیز از همین جنس است که چرا همدیگر را نمیفهمیم و چرا در جهانِ نیروهای انقلاب که انگیزههای مقدس دارند حاضر نباشیم ؟ بنده نیز همین نوع فعالیتهایی که متذکر شدهاید را دیدهام و واقعاً نگران هستم که چرا بعضیها با انگیزه های به ظاهر انقلابی و ولایی ، چنین میکنند. امید است مردم عزیز ما مرز خود را از این افراد جدا کنند . نمونه کارهایی که انسان را نگران میکند میتوانید ملاحظه بفرمایید https://eitaa.com/arshiv3133/250 که چگونه با تقطیع سخنان حجت الاسلام آقای سید علی خمینی عملاً موضوع را تغییر میدهند. خود مردم ما باید با هوشیاری و سواد رسانهای متوجه این امور باشند. اتفاقاً آقای مهدی محمدی متذکر همین امر شدند که جناب حجت الاسلام سید علی خمینی بر آن تاکید داشتند https://eitaa.com/mohammadi61/1046 موفق باشید
سلام علیکم: ابتدا تشکر میکنم از اینکه با سعه صدر به همه پرسشها با این وسعت پاسخ میدهید، استاد گویا در تحلیل اشخاص و دیدگاه ها و رخدادها «علی الاصول نظر دیگری داشتم» را بالکل نادیده می انگارید، فهم کردن مسوولان و اهالی مذاکره و تفاهم یک بحث است و نوع کنشگری و اخذ موضع در قبالشون بحثی دیگر که از جانب شما تایید است و انتشار بدون در نظر گرفتن «علی الاصول..» ، در ثانی آیا امثال ثابتی و ایزدی و نبویان مصداق وجود نیستند و نباید فهم شوند یا عده ای شعارزده و هیجانی هستند؟ آیا نوع برخورد رهبری شهید با امثال هاشمی باید الگوی برخورد امت با مسئولان منحرف باشد؟ پس نقش خواص چه میشود؟ آیا وظیفه علی علیه السلام و ابوذر در قبال خلیفه یکی است؟ تکلیف «این عمار» چه می شود؟
باسمه تعالی: سلام علیکم : البته عنایت دارید که حکایت ما حکایت گفت و گو میباشد، به امید آنکه در دل این نوع گفتگوها فهمی تاریخی پیش آید. اینجا است که هر کس باید با نظر به شرایط تاریخی و افقی که با مدنظر قرار دادن تمدن اسلامی پیش میآید ، جایگاه حرفهای افراد را بررسی کند و حتی اگر نگاه او با بعضی افراد متفاوت است تعهد و دلسوزی آنان را نادیده نگیرد همه عرض بنده درتذکرات نودگانه «ما و جنگ رمضان و نظر به حضور تاریخی که در پیش است» https://eitaa.com/bartarin_hozoor در همین رابطه است و گمان میکنم با انس ممتد با آن تذکرات بتواند افقی را برای فهم تاریخی خود در مقابل رفقا بگشاید تا تفکر کنند از آن جهت که تفکر حقیقی، تاریخی میباشد. موفق باشید
سلام استاد بزرگوار: بنده با کتابهای شما آشنایی دارم فرهنگ مدرنیته و توهم، گزینش تکنولوژی و علل تزلزل تمدن غرب و ... خوندم، در مجموعهای کار میکنم که محصول پیچیدهای ساخته میشه، ما از اسناد مهندسی آمریکایی و روسی استفاده میکنیم چه برای مهندسی و چه برای مهندسی سیستم (که به نوعی ساماندهی کار مهندسان و محصول است). اما بنده با مواجه با آثار شما و مطالعه برخی از آثار ملاصدرا و کتب امام به مدد جمعی از دوستان متوجه شدم که در انقلاب اسلامی نمیتوان با تکیه بر دستورالعملهای غربی ساماندهی محصولی پیچیده را انجام داد و باید طرحی نو درانداخت. بنده همچنین با توجه به نگاه شما به آثار هایدگر طالب بهرهبردن از ایشان هم هستم مقاله پرسش از تکنولوژی هایدگر را با این طلب خواندم که اصلا تکنولوژی چیست؟ چگونه میتوان از آن بهره برد اما ذیل آن قرار نگرفت و به نظرم آمد وقتی محصولی بسیار پیچیده است باید از اصل تکنولوژی پرسش کرد. کتاب هستی و زمان ایشان را تهیه کردم اما متوجه آن نمیشوم. میخواهم در عالَم انقلاب اسلامی این مساله حل شود نه بیرون از تاریخ و در فضای توسعهنیافتگی و امید پوچ به غرب. شعار امام خمینی که میفرمایند نه شرقی و نه غربی چگونه در مهندسی ساری و جاری شود؟
باسمه تعالی: سلام علیکم : خدا قوت و آفرین به این همت. همین روحیه را اگر ادامه دهید و از آن کوتاه نیایید خود به خود راهی در مقابل تان گشوده میشود که میتوانید در فضای عقل تکنیکی گرفتار گشتلی که جناب هایدگر از آن سخن میگوید نشوید. در این رابطه کتاب عقل تکنیکی همراه با مباحث صوتی آن ، به اضافه ۱۵ نکته در موضوع عقل تکنیکی و عرایضی که در این مورد شده ان شاالله میتواند راهگشا باشد. و پس از آن جناب استاد امیرنجات بخش در مرکز سها نکاتی در رابطه با اقتصاد مقاومتی مطرح فرمودهاند که راهگشا میباشد. موفق باشد
سلام استاد وقتتون بخیر میبخشید من متوجه نمیشم چرا شما و شاگردهای خاصتون همچنان میگید که مذاکره درسته و رهبری منظور دیگهای داشته. من از اول گاردی به این موضوع نداشتم. الان هم میترسم خیلی محکم حرف بزنم دو فردای دیگه آقایون ایکس و ایگرگ شهید بشن پشیمون بشم. اما رهبر در پیامشون به وضوح گفتن که نظرشون چیز دیگهای بوده. بعدا هم کلیپهایی از رهبر شهید بیرون اومد که مذاکره رو خطا میدونستن. پیامهای شما و شاگردهاتونو خوندم. اصلا واضح صحبت نمیکنید. انگار یه چیز خصوصی بین خودتون هست که میدونید و انتظار دارید بقیه بدون دونستنش بفهمنش. در مورد پیام رهبر هم انگار چنین دیدگاهی دارید. چیزی که من از حرفاتون برداشت کردم اینه که فکر میکنید رهبر منظور دیگهای داشته و اکثریت مردم فقط به جمله علی الاصول چسبیدن. در صورتی که ما حدیث داریم خداوند پیامبران رو فرستاد که با مردم قدر عقولهم صحبت کنند. اگر واقعا رهبر میخواسته چیز دیگهای بگه و مردم متوجه نشدن و بد فهمیدن، اینجا ایراد به سید مجتبی وارده. چون ایشون نباید چنین پیام مهمی رو به این شکل بیان میکرد که باعث شکاف عمیقی در جامعه بشه. این که یک جلسه خصوصی با نخبگان و عارفان نبود. پیام عمومی به ۹۱ میلیون نفر بود. وظیفه رهبر جامعه اسلامی هم اینه که طوری صحبت کنه که اکثریت مردم درکش کنن. بنابراین من فکر میکنم منظور ایشون همون برداشتی هست که اکثریت مردم دارن، یعنی تحمیل مذاکرات از جانب گروهی خاص. البته ممکن هم هست من اشتباه کنم. برای همین پیام دادم که ببینم واقعا منظورتون چیه. اما لطفا جواب بدید. یک جواب که واقعا جوابه. ما رو به گمان خودمون یا کلیپهای پراکنده واگذار نکنید.
باسمه تعالی: سلام علیکم : حساسیت جنابعالی در این موارد بسیار ارزشمند است. ولی ملاحظه میفرمایید که بحث در این مورد بسیار مفصل است و همانطور که آقای دکتر حداد عادل و آقای فضائلی و سردار محسن رضایی فرمودند نمیتوان از واژه علی الاصول رهبر معظم انقلاب در آن بیانیه نتیجه ای گرفت که منجر به اختلاف شود.https://eitaa.com/arshiv3133/192 و https://eitaa.com/arshiv3133/186 و https://eitaa.com/arshiv3133/227 به نظر بنده نکاتی که جناب حجت الأسلام والمسلمین حاج آقا تویسرکانی مسئول محترم نمایندگی ولی فقیه در نیروی هوافضای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در رابطه با واژه علی الاصول رهبر انقلاب فرمودند قابل استفاده میباشد. https://eitaa.com/rahe_khamenei/51560 این موارد است که دعوت میکند از حوزه ردّ یا قبول افراد به میدان تفکری که در افق تمدن نوین اسلامی میتوان حاضر شد فکر بفرمایید. که البته بحث در این مورد بسیار است . شاید تذکرات نودگانه «ما و جنگ رمضان و نظر به حضور تاریخی که در پیش است» https://eitaa.com/bartarin_hozoor بتواند تفکری که نیاز این تاریخ است را متذکر شود . موفق باشید
استاد گرامی سلام علیکم: احتراما در بعضی پاسخ ها در حمایت از آقای قالیباف و عملکردشان اشاره به مشاورین دانشمند نظیر مهدی محمدی و مجید شاکری کرده اید. آیا از تفکرات مجید شاکری و نظریات مخرب لیبرال سرمایه داری ایشون اطلاع دارید؟ اگر آدرس ایتا بدهید کلیپ های نشریات ایشون رو براتون می فرستم. در ضمن عملکرد مجلس به ریاست قالیباف در مورد عدم اخطار به دولت لیبرال در مورد افزایش نرخ ارز و عدم پیگیری لازم در مورد قانون حجاب و تعطیلی عمدی مجلس در سه ماه اخیر هم مورد قبول مردم نیست.
باسمه تعالی: سلام علیکم : عنایت دارید که بنده به نظر امثال جنابعالی احترام میگذارم و نسبت به آن نگاه فکر میکنم ولی همانطور که ملاحظه کردید نگاه بنده به موضوعات و برداشتی که جنابعالی دارید متفاوت است. پیشنهاد میکنم از میدان ردّ یا قبول افراد به میدان تفکری که در افق تمدن نوین اسلامی میتوان حاضر شد فکر بفرمایید. که البته بحث در این مورد بسیار است. شاید تذکرات نودگانه «ما و جنگ رمضان و نظر به حضور تاریخی که در پیش است» https://eitaa.com/bartarin_hozoor بتواند تفکری که نیاز این تاریخ است را متذکر شود. https://eitaa.com/matalebevijeh/23180 موفق باشید
سلام استاد بزرگوار: دیدگاه یک هموطن کف خیابون آن قرائت هوشمندانه و نزدیکتر به پیام زیرکانه و حکیمانه رهبر جدیدمان آیت الله سید مجتبی خامنه ای درباره مذاکرات https://eitaa.com/rahbar_enghelab_ir/677 به احتمال قوی توسط تیم روانشناسی کاخ سفید رمز گشایی شده و مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته و نوعی کپی و تقلید از این پیام در کنترل و مدیریت مذاکرات را به ترامپ دیکته کرده است و او با یک تاخیر فاز ۴۰ روزه نوعی کپی از پیام رهبری را در ترکیه بیان میکند که بلا تشبیه (علی الاصول) با ادامه مذاکرات موافق نیستم اما به تیم مذاکره کننده (کوشنر و ویتکاف) اجازه میدهم تا به مذاکره ادامه دهند. بسیار جا دارد در کنار بحثها و گفتگوهای سیاسی و تفسیر موافقت و مخالفت پیام رهبری با مذاکرات، که در جای خود لازم هم هست به ابعاد حکمرانی هوشمندانه و دانش بنیان و روانشناسی سیاسی اجتماعی پیام پرداخته شود و تاثیرات آن بر تیم مذاکره کننده خودی و طرف مقابل و تقویت و هدایت تیم مذاکره کننده از بعد هوش مستقل و آزاد ولایت مداری و آتش به اختیار در حوزه مذاکرات به بحث گذاشته شود یعنی در عین اینکه نوعی استقلال و ابتکار عمل به مذاکره کننده میدهد از ابتدا تا انتها آنرا در یک مدار و مدیریت پاسخگویی به ملت و ولایت قرار میدهد.
باسمه تعالی: سلام علیکم : اتفاقا دقیقاً موضوع به همان صورت که میفرمایید باید ادامه یابد تا استیصال جبهه استکبار دائماً مد نظر باشد و اینکه مقابله با آمریکا و اسرائیل باید با منطقهای کردن جنگ و حتی فرا منطقه ای ادامه یابد از آن جهت که نگاهها به ایران عوض شده و ما باید با شأن ایران مقتدر در مقابل نظم استکباری در میدان حاضر باشیم و علی الاصولِ رهبر معظم انقلاب متذکر این نکته بزرگ است که همان لایتمداری میباشد در عین احترام به ابتکارات مذاکره کنندگان که حقیقتاً بنا ندارند با رهنمودهای رهبر انقلاب مقابله کنند. در این مورد خوب است سری به سوال و جواب شماره 42002 بزنید. موفق باشید
سلام استاد متشکر از مطالب راهگشا که واقعاً باب دیگه ایی ر رو به قلب ما باز کرد نظرتون ر در مورد شخص آقای پزشکیان هم به ما میگین؟ چون گاهی از ایشون توقع رفتار مقتدرانه تری در برابر ترامپ داریم اما یا سکوت یا توییت ضعیفی در پاسخ ترامپ میزنن و این روزها داغ آقا هم برای ما سنگین و رفتار ایشون در خور این زمان نیست
باسمه تعالی: سلام علیکم : یقیناً این بنده خدا با روحیهای که دارد از جنس انقلابی که آن رهبر شهید عزیز بنا داشتند در جهان حاضر کنند و جوابگوی روحهای تشنه نسبت به حقیقت هستند ، نمیباشد. مهم عظمت روحیه آن شهید بزرگوار بود که چگونه بنا داشتند به جای مقابله مستقیم که متهم میشدیم به دیکتاتوری با حکمتی آنچنانی انقلاب را از این جریان عبور دهند همانطور که ما را از امثال آقای هاشمی رفسنجانی عبور دادند این است نکته اصلی که ما بدانیم بدون درگیری و توهین چگونه با نظر به آن افق متعالی که تمدن اسلامی مدنظر دارد از این موانع عبور کنیم و خود را درگیر این موانع ننماییم و در این مورد بسیار باید حساس بود دقتی که عزیز دل ما آقای مهدی رسولی از خود نشان دادهاند. https://eitaa.com/arshiv3133/243 این است آن هوشیاری تاریخی. موفق باشید
هر چه به تو نگاه میکنم و به مشیِ لحظه به لحظه و در هر میدان مبارز بودنت، به اینکه تاریخ صدر اسلام را تمام لحظات مبارزه گونهاش از جهاد اکبر و اصغر را در این زمانه حاضر کردی، حیرت میکنم. تو نیز "لمعهای"و "لمحهای" از آسمان ولایت بودی که به ما عطا شدی. اینکه چگونه این سیره و این مشی را یافتی نمیدانم، اما در اوج زمینگیری و زمینخوردگیام هنوز تو را طلب دارم و زندگیِ مبارزهگونهات را هر چند هنوز ناکامِ ناکام خود را مییابم. اینکه این زمینگیری را چگونه فکر کنم بماند، این مبارزه عطای الهیای است که به خاطرش تو را به ما دادند :" مَا خَصَّنَا بِهِ مِنْ وِلاَيَتِكُمْ طِيباً لِخَلْقِنَا (لِخُلْقِنَا) وَ طَهَارَهً لأَِنْفُسِنَا وَ تَزْكِيَهً لَنَا وَ كَفَّارَهً لِذُنُوبِنَا ". مقاومت و مبارزه عطایی الهی است که در تو جلوهگر شد. و این افقی که از تشییع شما میرود که روشنتر و روشنتر شود، مشی مبارزه در تمام وجوه را میطلبد. آری افق آینده را تشییع تو روشن کرده است، آینده بدون آمریکا و اسرائیل در افق تشییع تو میتوان از سر حیرت به نظاره نشست، هر چند عادات غربیمان کوره راهش کرده است. تشییع تو را که میبینم، آری عزای تو از جنس عزای سیدالشهداست و باید با ارادهای قویتر این راه را برویم، اما غمی سنگین از جنس هدر رفتن عمر و نیافتن و نرفتن و نشدن بر دلم سنگینی میکند. تو را و شهیدانت را که میبینم، بگو چه کنم؟ حاج قاسمت را که میبینم، تمام غمهای از دست رفتنم و اینکه چه عمری از من تباه شده بیچارهام میکند. بماند... شربتی از لب لعلش نچشيديم و برفت روی مه پيکر او سير نديديم و برفت گويی از صحبت ما نيک به تنگ آمده بود بار بربست و به گردش نرسيديم و برفت بس که ما فاتحه و حرز يمانی خوانديم وز پی اش سوره اخلاص دميديم و برفت عشوه دادند که بر ما گذری خواهی کرد ديدی آخر که چنين عشوه خريديم و برفت شد چمان در چمن حسن و لطافت ليکن در گلستان وصالش نچميديم و برفت همچو حافظ همه شب ناله و زاری کرديم کای دريغا به وداعش نرسيديم و برفت خواجه حافظ شیرازی @Esharenakhana
باسمه تعالی: سلام علیکم : همه عرض بنده آن است که . نه!!! هیچ زمانی را نخواهید یافت که «او» با ما نباشد. آیا جز آن است که خداوند او را در همه ابعاد پرورش داد تا ما امروز با کسی روبرو باشیم که پرورش یافته خداوند است در همه ابعاد، به همان معنایی که پیامبر خدا صلوات الله علیه و آله فرمودند: «من رآنی فقد رأی الله» آیا تشییع آن مرد الهی نظر به افقی نیست که او با شخصیت همه جانبه خود در مقابل ما گشود تا انسانیتی را که انسانها میتوانند در آن حاضر شوند بنگریم؟.
در جواب یکی از کاربران محترم عرض شد: در جمال آن امام شهید، ربوبیت حضرت ربّ العالمین را به تماشا بنشینیم و بیندیشیم و باز بیندیشیم چگونه در جمال این رهبر شهید میتوانیم حضور ربوبیت حضرت ربّ العالمین را نظاره کنیم به همان معنایی که در «عهد الست» که اصیلترین حضور برای هر انسان است؛ حضرت ربّ العالمین به ظهور آمدهاند و میپرسند: «الست بربّکم؟» و این ماییم که به جهت حاضرشدن در عالیترین حضور که از جنس حضوری است که در تشییع رهبر شهید برایمان پیش آمد، جواب دادیم: «بلی شهدنا». آری! میبینیم ربوبیت تو را که چگونه در صحنههایی اینچنین به ظهور آمدی. راستی را! در آن شرایط به کدام شخص نظر کردیم و گفتیم آری! میبینم که تو پروردگار عالم به ظهور آمدهای و من تو را مشاهده میکنم؟ آیا حکایت ما با رهبر شهیدمان از این جنس نیست؟ که مردم عزیز ما در این رابطه در جمال شخصیت رهبر شهید به ملاقات پروردگار عالم رفتهاند تا راهی که راه انس با خداوند است را تجربه کنند.
همه عرض بنده در همین نکته است که میتوانیم در شخصیت آن رهبر شهید نور ربوبیت حضرت رب العالمین را بنگریم و این است نظر به آینه ربوبیت حضرت رب العالمین. موفق باشید
با سلام: مباحث تون اقیانوس عظیمیه که هر چی توش غوطه میخورم به همهش نمیرسم، لطفا برای وسعت وقتم دعا بفرمایید. صوت مبحث «شرح کتاب مقالات آیة الله شجاعی (ره)» رو شروع کردم به گوش دادن، همون ابتداش در مقدمه به بحث «علم النفس» که گذشت اشاره میفرمایید، منظورتون بحث «شرح ده نکته از معرفت نفس» هستش؟ یا بحث علم النفس جداست؟ آیا لینکی از صوت مبحث علم النفس موجوده که بهم بدید؟
باسمه تعالی: سلام علیکم : آری منظور همان بحث کتاب ده نکته در معرفت نفس و شرح صوتی آن است. https://lobolmizan.ir/sound/641?mark=%D8%AF%D9%87%20%D9%86%DA%A9%D8%AA%D9%87%20%D8%AF%D8%B1%20%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81%D8%AA%20%D9%86%D9%81%D8%B3 امید است در راهی که وارد شدهاید به مصداق آیه «وَالَّذِينَ جَاهَدُوا فِينَا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنَا وَإِنَّ اللَّهَ لَمَعَ الْمُحْسِنِينَ.» به لطف الهی به هدایتی برسید که همه راههای انس با خدا در مقابل تان گشوده شود و در مقام محسنین قرارگیرید که فرمود: إِنَّ اللَّهَ لَمَعَ الْمُحْسِنِينَ» چه مژده بزرگی است که خداوند همراه محسنین باشد. معیت خدا با انسان مگر چیز کمی میباشد؟ موفق باشید
دعای «اسئلک ان تکرمنی بهوان من شئت من خلقک» مقصود این است که اگر مشیت تو تعلق گرفته است که عده ای را پست بگردانی ما را از جمله آنان قرار نده؟
باسمه تعالی: سلام علیکم : حضرت به محضر حق عرضه میدارند: «خدایا از تو میخواهم دشمنان تو و دشمنان رسولت به دست من کشته شوند و از تو تقاضا داریم آنهایی را که میخواهی خوار بگردانی – از دشمنان خدا و رسول – با کرامتدادن به من در راستای شکستدادن آنها، آن کار را انجام دهی و طوری نباشد که با درگیرشدن با دوستانت من خوار شوم. موفق باشید
« بسم رب الزهرا » خداوندا ای هستی مطلق همه تو ای جانِ جانان و محبوبِ محبوب ترینان هر زمان ای اشتیاقِ دل انگیزِ هستی در جامِ جهان نمای ما ای تو همه هستیِ ما ای غایت و مقصود همه تو تو را قسم به آهِ مظلوم در هر صورت و مکان و زمان تو را بر رگانِ بریده علی اصغر تو را بر بدن ارباً اربا علیِ اکبر تو را به داغِ دلِ زینبِ کبرا تو را به لبانِ خشکِ ابنا الحیدر تو را به چشمانِ شرمنده ابالفضل العباس تو را به عصرِ عاشورا و تن های فتاده به خاک و خونِ کربلاییان تو را به غربت و تنهایی حسین در دهشتِ دشتِ نینوا تو را به ابدان مطهر کربلاییان زیر نعلِ اسبِ یزیدیان هر زمان تو را به سینه شکستهِ فاطمه زهراءِ علیِ مرتضیٰ آری تو را به غربت قرآن در طول زمان مگذار مگذار مگذار که امید شیعیان تو مردم و ملتِ کربلایی تو آرمان بلند امام شهید و امت آخرالزمانی ما خاک به خون و جگر آمیخته شیعیان تو انتظار هزار اندی ساله تحقق آرمانِ اسلام محمدی تو در تطاول زمان و آن حقیقت مکتوم و مظلوم در صیرورت زمان از میان جانمان به غفلت و نسیان ذات نهفتهِ زمان و حیلت و مکر دشمنان در هر زمان، بگذرد در طول تطاول زمان. آری تو را به اشک های این ملتِ مظلومِ مقتدر در تشییع پیکر امام شهیدمان، وداع مان رنگ و بوی هجرت ده از عهد های شکسته و نومید به انتظار دیدار او از چشمان خشکیده به اشک حضور او از زبان های بسته و مکتوم به وصف او از خیال های آشفته و مکدر به آرمان او از دستان خسته و ناتوان به ساختن ایران کربلایی او از پاهای به گِل تپیده برای حرکت به سوی او از ابتلایِ ملت تو در آزمونِ وحدت و الفت و حضور از قلب های تکیده و رنجور و نا امید از غربتِ مردانِ مرد آن جان های مضطر و به لب آمده برای حضور بیشتر برای تو از عقل های تکیده به جهل از نبودن ها و حسرت های حضور برای تو از ساده اندیشان راه آرمانِ بلند او آری هجرتمان ده، هجرت دوباره به یاد قصۀ حضور او هجرتی به یادِ حسرتِ نگاه و بیان و صدایِ او قلم و دست و آغوش و بوسه گرم الهی او دقت و ظرافت و هیبت و جلال او به ای ایران بخوان های مکرر او به خون دل ها و صبر و انتظار به لقایِ تو او به خونِ بر خاک نشسته او به دستانِ مشت کرده و ایستاده در برابر دشمنان ما و او به صلابت به اقتدار به قیام و قعود و غرش و فریاد او آری که ما ترک کردیم حیات خود را بعد از حیات او آری که ما ترک کردیم ممات خود را با شهادت او و یافتیم حیات و ممات دوباره خود در وداع و دیدار هزار باره او. به امید دیدار و ملاقات با او در قتلگاه و آرامگاه او در بر امام رئوف ما و او.
باسمه تعالی: سلام علیکم : از امام رضا «علیهالسلام» هست که حضرت میفرمایند: «إِنَّ الْعَبْدَ إِذَا اخْتَارَهُ اللَّهُ لِأُمُورِ عِبَادِهِ شَرَحَ صَدْرَهُ» اگر خداوند بنده ای از بندگانش را جهت امور مردم انتخاب کرد، سینۀ او را گشاده میگرداند. تا در مدیریت خود کوچک ترین لغزشی نداشته باشد و امور بندگان را با وسعت نظر سر و سامان دهد. «فَلَمْ یَعْیَ بَعْدَهُ بِجَوَابٍ وَ لَمْ تَجِدْ فِیهِ غَیْرَ صَوَابٍ» در نتیجه آنچنان توانا می شود که در جواب گویی به هیچ نیازی در نمی ماند و غیر از صواب از او نخواهی یافت و به خوبی مصلحت مردم را در نظر می گیرد. «فَهُوَ مُوَفَّقٌ مُسَدَّدٌ مُؤَیَّدٌ» پس او در کار خود توفيق يافته و رهنمون گشته و از خطا و لغزش و افتادن در امان است و مورد تأیید الهی است.»
صحبت از مردی است که به تعبیر فرزندشان «آنقدر که مشهور بود شناخته نشد» و از جمله هنرهای او، «قدرت خلق معانی از طریق ساختِ به هنگام واژگان و ترکیبهای بدیعی که هر یک انبوهی از معانی را خلق و حمل میکرد» بود. حال سؤال این است که آن مرد یعنی رهبر شهید انقلاب چه نوع حضوری را در این عالم اراده کرده بودند که به جهت آن حضور، او را در میدانهای مختلف می یابیم؟ آیا بعد از شهادت آن مرد، بازخوانی شخصیتشان به همان معنایی نیست که ماورای شهرتشان به آن شخصیت فکر کنیم؟ شخصیتی که به فراتر از زمانۀ خود نظر داشت و در جستجوی فردایی بود که نسبت به آن بیگانه نبود و می دانست از دلِ ویرانه ها حوادث نویی می شکفند و از این جهت میتوان گفت هیچ چون و چرایی در آن نیست که دوران دیگری در پیش است که انسانیت انسانها مدّ نظر خواهد بود، به همان معنای تقوایی که «وارستگی» می نامیم و با هزاران زبان میتوان از آن حضور یاد کرد و در جستجوی آن حضور، مانند آن مرد کتاب خواند و در قرآن تدبّر کرد. و این است که می خواهیم پس از شهادتشان بیش از پیش به ایشان فکر کنیم. در این راستا در رابطه با نوع نگاهی که باید به گفتار و نوشتار آن مرد الهی داشت، پیشنهاد می شود به آثار ایشان رجوع شود تا رویکردمان به آن مرد الهی رویکرد حقیقی باشد و از این جهت همچنان با او زندگی را ادامه دهیم. و با صبر و شکیبایی باید همواره آن آینه را مدّ نظر قرار دهیم. در آن صورت زندگی و دنیا برای ما کامل خواهد بود، وقتی همواره او را مدنظر داشته باشیم و خودمان تصمیم بگیریم چه کسی باید باشیم، آنجایی که تماماً به انسانی فکر کنیم که وسعت او به وسعت حضور ما در این تاریخ است و سخنانی دارد با اشاره به چنین حضوری و چنین وسعتی. موفق باشید
با سلام و تحییت خدمت شما استاد طاهرزاده: ۱. استاد بزرگوار آیا شما نظرتان نسبت به آقای قالیباف مثبته؟ اگر آری چرا؟ ۲. منظور از نور انسان همان روح است؟
باسمه تعالی: سلام علیکم : بنده جناب آقای سردار قالیباف را در کنار دیگر سرداران یکی از فرزندان انقلاب میدانم که با همان روحیه سلحشوری در دل جنگ با استکبار و صهیونیسم به صحنه آمده است به همان معنایی که به گفته جناب استاد مهدی محمدی که مشاور سردار قالیباف میباشند: این مردانی که اکنون بر سرکارند، مجاهدانی که دست ها بر ماشه به قتال دشمنان خدا رفته اند، هیچ سستی و تردیدی در این کار ندارند گرچه همه می دانند نبرد با فرزندان ابلیس ساده نخواهد بود. مجاهدان خواهند جنگید، طاعنان طعن خواهند زد و نشستگان، بر ایستادگان خرده ها خواهند گرفت. اما باید ایستاد و استوار بود. ما سربازیم. حق سستی، ناامیدی و کوتاهی نداریم. در صبح پیروزی، یا هستیم و کنار باشرف ترین ملت جهان جشن خواهیم گرفت یا نیستیم که با شرف ترین ملت جهان ما را یاد خواهد کرد. و چه چیز بهتر از این.
به گفته بعضی از کاربران محترم: بدعهدی آمریکا و احتمال حملهاش، کشف تازهای نیست؛ امروز حتی کودکان هم میدانند نمیشود به آمریکا اعتماد کرد. اما عدهای هر بار همین بدیهیات را بهعنوان یک «پیشبینی شگفتانگیز» به مخاطبان خود میفروشند تا از آن، ابزاری برای تخریب مسئولان و تسویهحسابهای سیاسی بسازند. هنر سیاست، فقط جنگیدن نیست؛ مدیریت میدان جنگ و مذاکره است. اینکه چگونه از مذاکره نیز بهعنوان ابزاری در خدمت منافع ملی استفاده شود، نه اینکه با تصمیمهای هیجانی، کشور را متحمل هزینههای غیرضروری کنیم. کاش برخی درک میکردند که همین فرصتهای محدود، چه نقش مهمی در بازیابی توان دفاعی، تأمین دارو و واردات کالاهای حیاتی داشته است.
آری! در جنگ اراده ها و تقابل راهبردها، همچنان اراده و راهبرد غالب با جمهوری اسلامی است، چه در جنگ و چه در میز مذاکره و نباید توجهی به جنجال و سروصدای عده ای کرد که متوجه جایگاه این نوع مذاکره نمیباشند در حالی که به گفته آقای دکتر حداد عادل رهبر عزیز آیت الله سید مجتبی خامنهای مخالف نفس مذاکره حتی مذاکره با خود آمریکا نمیباشند. https://eitaa.com/arshiv3133/192 به فرموده امام شهیدمان این تندی ها از عمق نداشتن ایمان است. تأکید رهبر معظم انقلاب نسبت به حضور ما در مدیریت تنگۀ هرمز از آن جهت است که تنگۀ هرمز عموماً ابزار جنگ و تجاوز به ما بوده است و در این رابطه آری! یا تنگۀ هرمز با مدیریت ایران و یا مقابله با هر آن کس که ما را از این حق بخواهد محروم کند، حتی به قیمت شهادت. و نقش سردار قالیباف در این رابطه و تاکید بر بند ۵ تفاهم امری نیست که نادیده گرفته شود. در رابطه با موضوع تنگه هرمز و جایگاه آن خوب است به ۱۶۹ برنامه به وقت ایران توجه شود https://eitaa.com/bevaqteiran/1661 و موضوع تفاهمی که در این رابطه تنظیم شده که به هر حال همه شکست ترامپ در آن نهفته است و این است که مجبور است به نحوی آن را نادیده بگیرد و به لطف الهی. پیروزی ما دقیقاً در همین جا میباشد و مذاکره کنندگان بر همین تکیه دارند که ما نباید آن را نادیده بگیریم. آیا انتخاب مشاورانی همچون دکترمجید شاکری اقتصاددان و صاحب نظریه «غروب هسته ای و طلوع نفتی» و دکتر مهدی محمدی صاحب نظر در امور بینالمللی، حکایت از هوشیاری آقای سردار قالیباف ندارد؟ آن هم در میدانی که مذاکره و جنگ یکی شده است و نباید ضعفهای جزئی آقای قالیباف را در چنین شرایطی عمده کرد و از نقش حساس ایشان غفلت نمود. مهم ان است که نقش تاریخی تفاهم را با روحیه نظامی و جنگی ادامه دهیم در آن صورت است که ملاحظه خواهید کرد چگونه بنا بود بعد از ظهر روز پنجشنبه چیزی از پایگاههایشان در منطقه باقی نماند که طرف پاکستانی تماس گرفت و گفت: ترامپ تعهد کرده که تفاهمنامه را خط به خط اجرا کند. https://eitaa.com/syriankhabar/36743 موفق باشید https://eitaa.com/arshiv3133/238
سلام استاد گرامی: در مصلای امام خمینی، در مراسم وداع با امام شهید، یکی از مداحان گفت: «مردم بیاین دعا کنیم رهبری به خوابمون بیاد.» دلم شکست. بنده بعد از شهادت امام خامنه ای، دوبار خواب ایشون رو دیدم. صرف نظر از محتوای خواب، خوشحال بودم که می بینمشون و خوشحال بودم که من رو دیدند و به خواب من اومدند. ولی وقتی از یکی از اساتید تعبیر خوابم رو جویا شدم، بهم توصیه کردند که از هوش مصنوعی بپرسم. از این پیشنهاد دلم گرفت. مگه هوش مصنوعی، عشق میفهمه!؟! احساس کردم شاید آدم هایی مثل بنده که ایمان و عمل و علم معمولی دارند، رابطه شون با عوالم دیگر قطع است و گویا حتی خواب هاشون هم نمی تونه پیام یا بشارت یا هشداری از عوالم دیگر داشته باشه. گویا ما عوام، هر چه و هر کس که در خواب و بیداری حس می کنیم، اگر حاصل روزمرگی نباشد، نهایتا ریشه در مسائل روانشناختی دارد. باور این موضوع خیلی دردناک است. بنده ی عوام، من عوام نمی دونم چجوری توضیح بدم که مسائل من در نظر خواص لااقل در حد شنیده شدن، اهمیت داشته باشد. ببخشید مزاحم شدم. ممنون.
باسمه تعالی: سلام علیکم : مگر حکایت ما با آن رهبر شهید در حد آن است که آن عزیز به خواب ما بیاید و یا نیاید؟ در حالی که همواره میتوان با او زندگی کرد هزار برابر بیشتر از آنکه به خوابمان بیاید. ازآن عجیبتر که از جناب هوش مصنوعی بخواهیم خواب ما را تعبیر کند. آری اگر به دنبال آن هستید که آن عزیز به خوابتان بیاید و از این همه حضوری که او در جان ما به وجود آورد و با گفتار و رفتار خود راههای بلندی را نشان داد غافل شویم، معلوم است که کارمان به هوش مصنوعی می کشد.🤔
سلام و رحمت خدمت استاد بزرگوار: استاد فکرِ تاسیس مدرسهی غیرانتفاعی به ذهن دستاندرکاران هیأت مذهبی شهر رسیده، ممنون میشم نظرتون رو راجع به مدارس غیرانتفاعی بفرمایید و ما رو راهنمایی بفرمایید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر میآید نظر کلی رهبر شهید آن بود که ما بیشتر نظام آموزشی کشور را تقویت نماییم و مدارس غیر انتفاعی به عنوان واسطه باشند تا ما بالاخره نظام آموزشی کشور را تقویت نماییم. در سال ۴۲ در این رابطه به طور ظریف مطالبی را فرمودند که خوب است به آن مطالب رجوع شود
https://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=52723 موفق باشید
سلام علیکم: مجدداً بر حضرت استاد طاهرزاده تا همینجا خیلی مصدع شدم و همانطور که فرمودید این بحث دامنهدار و مفصل است. با این حال با توجه به اشتراک حداکثری در مبانی فکری و قرابت فکری با مخاطبان حضرت عالی، بنده مناسب دیدم با ذکر برخی دیگر از یافتههایم در عالم جزئیات و صغرویات بحث را ادامه دهم چون سخت معتقدم بدون شناخت عالم جزئی و عینی، بصیرتهای کلی ضامن توفیق و گشایش نیست الا ما رحم ربی. چارچوب تحلیلی استاد گرامی متشکل از اصولی چون توجه دادن به افق حیات معنوی متعالی برخاسته از لایههای عمیق معارف دینی است که اغلب چهرهها و پیروان انقلاب از آن غافل یا جاهل هستند. تأثیر حیاتبخش و نجاتبخش لمس این معارف آنچنان است که استاد گرامی مدارای سیاسی با جریان غربگرا را برای ظهور یک اجماع معرفتی جدید برای عبور از غرب و غربگرایی توصیه میکنند. این خلاصه آنچیزی است که بنده از مجموع تألیفات و فرمایشات شما در این سالها برداشت کردم و در این مختصر قابل بیان است. حالا بنده این تجویز کلی و کلنگر و آیندهگرایانة جناب استاد که با چاشنی خوشبینی عرفانی و مهدوی همراه است (و قطعا بیوجه نیست) را در کنار شناخت جزئی میدانی خود از گذشته و اکنونِ کارنامة حکمرانی فاجعهبار نظام و ارگانهایش میگذارم که شدیداً متأثر از فعالیت شبکه گسترده و مرتفع و عمیقِ نفوذ بوده که پیشاپیش امکانات سختافزاری و نرمافزاری شکلگیری هر اجماع معرفتی انقلابی را نیز از بین برده است! این بحث بسیار مفصلی است اما اجمالا برخی سرفصلهای کلی آن را ذکر مینمایم. این مطالب را به طور مفصلتر در کانالم در ایتا @criticalknowledge توضیح داده ام. ۱. سابقه فعالیت شبکه اطلاعاتی ناتو (خاندان ریپورترها) و شبکه زیتون (خاندان عالیخانی) در نظام سیاسی ایران قبل و بعد انقلاب با نظر به تحقیقات محققینی چون عبدالله شهبازی و پیام فضلینژاد. مطالب در کانال با هشتگ #شبکه_زیتون قابل دسترسی است. در ادامه نمونههای مهم از کارنامة نیرنگآمیز و خونین این شبکه را در جمهوری اسلامی ذکر میکنم. ۲. دستکاری و جرح و تعدیل در نیروی انسانی نخبه و فکور در جمهوری اسلامی از طریق: ۲.۱. قتل نخبگان انقلاب (مطهری و بهشتی): دلایل: نقش عامل اطلاعاتی ناتو از فرانسه در تشجیع گودرزی به ترور شهید مطهری؛ ۲.۲. شواهد فعالیت شبکه اطلاعاتی ناتو و شبکه زیتون در پوشش مجاهدین خلق طبق الگوی عملیات گلادیو در ایتالیا که ترورهایی چون ترور شهید بهشتی و دیگران به اسم گروههای چپ تمام شود و نه سرویسهای غربی. نتیجة فرعی: مشروعیتزدایی از ایدئولوژی چپ با هدف اعاده هژمونی لیبرال. ۲.۳. تماس برقرار کردن با چهرههای سیاسی طرفدار سازش چون هاشمی و روحانی در ماجرای مکفارلین ضمن ایجاد روابط سازمانی مخفی و حمایت سیاسی از آنها با هدف تغییرات اساسی ضدانقلابی در سیاستهای پسا-خمینی. کد خاص: شبکه زیتون اسرائيل واسطه مذاکرات هاشمی-روحانی با دولت نومحافظهکار یهودی ریگان است. منوچهر قربانیفر از اعضای این شبکه است. ۲.۴. انزوای اجباری نخبگان انقلابی باقیمانده برای حذف موانع تجدیدنظرطلبی ضدانقلابی: نمونهها از دیروز: انزوای سید مرتضی آوینی و سید عباس معارف و داوری اردکانی بعد از جنگ. نمونههای اخیر: تبلیغات عجیب داير بر دروغ و هتاکی در فضای رسانهای و مجازی علیه چهرههای سیاسی نخبه انقلاب مانند احمدینژاد، جلیلی، حسین شریعتمداری، فؤاد ایزدی، رسایی، ثابتی، صمصمامی، جبرائيلی و ..... شاهد: در برخی از اکانتهای هتاک به نخبگان انقلابی، سوابق قضایی و امنیتی دیده میشود که به نظر میرسد آلت دست شبکه نفوذی در دستگاه اطلاعاتی و قضایی شدهاند ۲.۵. شاهد خاص برای اینکه یک برنامه سازمانیافته تحت هدایت شبکه اطلاعاتی دشمن برای استحاله فکری نخبگان در جریان بوده است: سیل ترجمه کتب اندیشه سیاسی لیبرال بعد از انقلاب به دست عزتالله فولادوند فرزند یکی از عوامل بلندپایه رژیم سابق در وزارت نفت که پایگاه منافع کنسرسیوم بود و سابقه همکاری فولادوند با انتشارات بهایی قبل انقلاب. (منبع: ارتش سری روشنفکران، پیام فضلی نژاد) ۲.۶. برکشیدن چهرههای فکری نفوذی مؤتلف با طبقه حاکمه غرب در نظام دانشگاهی و تصمیمسازی جمهوری اسلامی با هدف استحاله فکری فارغالتحصیلان دانشگاهی و دادن مشورتهای استعماری به مسئولین بلندپایه. نمونه خاص قابل اثبات: محمود سریعالقلم با روابط سازمانی نزدیک و واضح با شبکه اندیشکدههای خاندان راکفلر (داووس، بیلدربرگ، کارنگی) و دیدار شخصی (طبق اعتراف خودش) با دیوید راکفلر ملعون که مؤتلف آمریکاییِ بزرگِ خاندان یهودی روچیلد اروپایی، مؤسسین اسرائيل هستند. ۳. بسیار مهم: توطئههای ترکیبی شناختی-امنیتی برای بیآبرو کردن جریان انقلاب و حزباللهی و اثبات عینی تبلیغات ناتوی فرهنگی دایر بر اندیشه لیبرال جدید و دال بر بدعاقبتی ایدئولوژیهای آرمانگرا: ۳.۱. قتلهای زنجیرهای با عاملیت نفوذی بلندپایه شبکه زیتون، سعید امامی، بهایی و یهودی مخفی متظاهر به اسلام و تقوا در وزارت اطلاعات. ۳.۲. حادثه کوی دانشگاه با آلت فعل کردن برخی جوانان حزباللهی و هدایت آنها به داخل کوی و ضرب و شتم دانشجویان کوی با زنجیر و میلگرد!! (این جنایت نه توجیه دینی داشت نه توجیه سکولار سیاسی یا امنیتی. دانشجویان معترض به قتلهای زنجیرهای و بستن روزنامه سلام بعد از یک تظاهرات مسالمتآمیز در بیرون کوی با شعارهای نه چندان تند، به کوی برگشته بودند و داشتند میخوابیدند!). ۳.۳. این دو حادثه مشکوک عجیب که علی الظاهر به دست نیروهای حزباللهی انجام شد موجب طلاق عاطفی و فکری گسترده و دائم جامعه دانشگاهی و فعالین سیاسی و رسانهای با نظام ولایت فقیه و جریان انقلابی شد و تصویر ناتوی فرهنگی از انقلاب دایر بر آرمانگرایی سرکوبگر، وحشی و متحجر را جا انداخت. با این حال، این همه، حاصل طراحی و هدایت شبکه زیتون بود با حضور جدی در وزارت اطلاعات کشور! یکی از واکنشهای سیاسی بزرگ موارد ۲.۵ و ۳، ظهور جریان تجدیدنظرطلب اصلاحات بود که به آرمانهای انقلاب پشت کرد و تا امروز بر کشور حاکم است. ۴. ترویج سیستماتیک فساد مالی در بین مسئولین برای نمکگیر کردن آنها و امکان کنترل و تأثیرگذاری بر آنها. شاهد عام: سونامی عجیب فساد در نظام برآمده از انقلاب اسلامی و ولایت فقیه. شاهد خاص: افشاگریهای آقای احمدینژاد از حضور شبکه زیتون در وزارت اطلاعات و نقش آن در ترورها و سرکوبها و شورشها و مفاسد مالی مسئولین: https://eitaa.com/criticalknowledge/2744 https://eitaa.com/criticalknowledge/3330 https://eitaa.com/criticalknowledge/6252 https://eitaa.com/criticalknowledge/6286 ۵. از دهه ۱۳۸۰ با ظهور موفقیتهای فوقالعاده نیروهای نظامی در عرصه موشکی و منطقهای شبکه زیتون اقدامات ترور گسترده خود را علیه دانشمندان و سرداران آغاز کرد. ترورها به راحتی با توجه به حضور شبکه در وزارت اطلاعات و دسترسی به تمام اطلاعات محرمانه کشور صورت میگیرد. آقای احمدینژاد در این باره مطالب خاصی را افشا کرده است در همان لینکهای بالا. ۶. از دستکاری شبکه در اندیشه اقتصادی پساجنگ نیز بگذرم. اجمالاً اشاره میکنم به برنامه تبادل دانشجوی گروه اقتصاد شریف تحت ریاست مسعود نیلی با دانشگاه شیکاگو (متعلق به خاندان راکفلر) که جالبترین خروجی آن مدنیزاده وزیر اقتصاد فعلی است! ۷. در رابطه با جزئیات عملیاتی، احتمال جدی استفاده از پرستوهای موساد برای مسئلهدار کردن مسئولین مانند پرونده جفری اپستین وجود دارد. کد جالب: جفری اپستین با عدنان قاشقچی از دستاندرکاران معاملات ایران-کنترا ارتباط داشت و از نقش شبکه زیتون اسرائيل نیز در مذاکرات مکفارلین پیشتر گفتم. ۸. لذا شبکه زیتون اسرائيل و شبکه اطلاعاتی ناتو از انگلیس (تحت هدایت روچیلدها) با یک دستکاری گسترده در نظام سیاسی و اندیشهای کشور از طریق عملیاتهای ترکیبی شناختی-امنیتی، ترورها، حذف یا انزوای چهرههای نخبه انقلاب و برکشیدن متفکرین وابسته استعماری، نظام را به قهقرا برده است. ۹. نتیجه نهایی اینکه بدیهی است رسیدگی به این هیولای امنیتی نفوذ و فریبخوردگان و وابستگان و آلت دستهای مستقیم یا غیر مستقیم آن (مانند پزشکیان و قالیباف)، خیلی با بحثهای اندیشهای و فلسفی ممکن نیست. شبکه نفوذ با امکانات سختافزاری و عواملش، اصولا اجازه شکلگیری دیالوگهای معرفتی که موجب تنبه جریان روشنفکری شود را نمیدهد و به افرادی که توان دیالوگ معرفتی دارند نیز میدان نمیدهد. عاقبت خونین شهید مطهری و بهشتی و عاقبت شاگردان مرحوم فردید شاهدی بر این امر است. اگر راه معرفتی ممکن باشد تنها با افشای تاریخ ناگفته عملیات پیچیده شناختی شبکه نفوذ مسیر است که آن هم اغلب با استنکار و انکار جریان روشنفکری/اصلاحات تحت عنوان تئوری توطئه مواجه میشود. حملات عجیب به صدا و سیما برای حذف آخرین پل ارتباطی جامعه فکور انقلابی با عامه مردم در این راستا است. انگ تندرو زدن به چهرههای نخبه انقلاب نیز در همین راستا است. ۱۰. نتیجه نهایی: بدون رسیدگی پژوهشی و عملیاتی به نقش گسترده شبکه نفوذ در شؤون مختلف نظام و کشور، دیالوگهای معرفتی و فلسفی به تنهایی بسیار بعید است تحولی در تفکر سیاسی غالب کشور ایجاد کند. چنانکه قبلا عرض شد بنده در کوتاه مدت نیز برخود انتقادی جدی با جریان وفاق که متأثر از تفکر استعماری و شبکه نفوذ است را ضروری میدانم چون دقیقاً در راستای نجات اسرائيل و فرصت دادن به دشمن برای طرحهای براندازانه بعدی عمل میکند. عذرخواه از تصدیع و تشکر از حسن توجه استاد ربانی
باسمه تعالی: سلام علیکم: همانطور که درhttps://eitaa.com/matalebevijeh/23124 عرض شد ما را گفت و گویی در میان است بدون آنکه بنده بخواهم امری را به جناب عالی و امثال جناب عالی آموزش دهم .
نمیدانم باید سبکی که ما در جهان باید حاضر شویم را مدارای سیاسی بنامیم یا تذکر به افقی که بشر جدید در معنای خود سخت بدان نیاز دارد. مطالب آقای فضلی نژاد و مطالب مربوط به آن نگاه را سالهای گذشته دنبال میکردم و البته مهم افقی است که از طریق انقلاب اسلامی در مقابل مردم ما گشوده شد و در این راستا بسیاری از نقشههای جریانهایی که متذکر شدید به طور طبیعی خنثی شد و ملاحظه فرمودید که چگونه افراد و جریان هایی که نام بردید به حاشیه رفتند به همان معنای عبور از آنها در عین آگاهی کلی از نقشه آنها که رهبر شهیدمان تحت عنوان تهاجم فرهنگی و شبیخون فرهنگی به طور معجزه آسایی انقلاب را از آن نقشههای بسیار پیچیده عبور دادند و حال ما بودیم که با حضور انقلابی مردم آنان را در میدان انفعال هرچه بیشتر مجبور کردیم تا با ناشیگریهای هرچه بیشتر جایگاه خود را خراب و خرابتر کنند هرچند تا آنجایی نفوذ داشتند که گویا آن رهبر شهید فرموده باشند حتی در پشت اتاق من هم جاسوس هست و عجیب است که ما را حضور دیگری در این تاریخ به میان آمده که اگر بر آن تاکید نماییم همانطور که اسلحههای آنها با همه آن قدرت کاری از پیش نبرد سایر فعالیتهای آنان با همه پیچیدگی هایش کاری از پیش نمیبرد مشروط بر آنکه بر افق قدسی و تمدنی خود بسیار حاضر باشیم آنطور که آن رهبر شهید بر آن تاکید داشتهاند اینجا است که باید بر مسیر اصلی انقلاب اسلامی تاکید شود وگرنه همانطور که متذکر شدهاید امثال آقای احمدی نژادها با روبرو شدن با آن باندها گمان میکنند که انقلاب در همین محدودهها متوقف میشود و به جای آنکه همانند آن رهبر شهید سعی کنند با روحی که در کلیت نظام و انقلاب دمیده میشود جهتگیری مردم ما را به سویی ببرند که هزاران حججیها و حاج قاسمها به میان آیند که گوششان بدهکار آن جریانی که متذکر آن هستید نباشند، امری که بنده نیز در طول زندگی خود آن را تجربه کردهام. راستی اگر آقای احمدی نژاد ذیل آن رهبر شهید خود را ادامه میداد بهتر بود و یا اینکه راه دیگری را دنبال کرد و نتیجه آن بیثمری شد با آن همه استعداد؟ چه شد که آقای احمدی نژاد با روبرو شدن با آن جریانهای فاسد که به نامهای مختلف در انقلاب نفوذ کرده بودند خود را باخت؟ آیا به جهت عدم درک حضور تاریخی انقلاب اسلامی نبود که کلیات موضوع را متوجه نشد؟ اینجا است که اجازه دهید باز تاکید شود آری صغرویات در جای خود مهم است ولی به جای مشغول شدن به آنها باید با تاکید بر جایگاه قدسی و تمدنی انقلاب اسلامی به طور معجزه آسایی از آنها عبور کرد. تجربه بنده که بیگانه نسبت به انقلاب و به جهت مسئولیتهای اجرایی که داشتهام نسبت به آنچه فرمودید نیستم، تاکید بر آن دارم که به حضور نرم انقلاب اسلامی بسیار باید بیندیشیم تا آنجایی که ملاحظه فرمودید چگونه عراقی که صدام حسین از آن خود میپنداشت و آنگونه به ما حمله کرد امروز این چنین به استقبال رهبر شهید آمدند و این است جایگاه ما برای عبور از همه صدام حسین های داخلی با حضور مردمی که در دل اجتماع شبها در میادین و حضور در آن تشییع فوق العاده ما نه تنها از اقتصاد لیبرالی عبور میکنیم حتی مطمئناً نظام اداری فردای ما نظام سیطره بروکراسی نمیباشد https://eitaa.com/matalebevijeh/23127 و البته نظر بنده نسبت به آقای قالیباف با نظر جناب عالی متفاوت است و همین جا است که اگر تمدنی بیندیشیم به جای حضور در تاریخ ردّ و یا قبول افراد سعی بر فهم و نگاه آنان خواهیم داشت و به آیندهای نظر میکنیم که در رابطه با آن آینده رهبر شهید مان فرمودند: «اگر ایراندوست هستید، یکی از علائم و شاخص های ایراندوستی شما این است که امیدآفرینی کنید؛ اگر یاسآفرینی کردید، نمیتوانید بگویید ایراندوستید. شاخصِ عمدهی ایرانستیزی یاسآفرینی است، امیدسوزی است، القای ناتوانی است، القای بنبست است؛ اینها شاخص های ایرانستیزی است.» ( ۱۴۰۱/۰۸/۲۸). با آرزوی توفیق برای جناب عالی و احترام به دغدغههای ارزشمندتان. موفق باشید
سلام استاد گرامی ۴ماه خونین دل در شهادت آقامون ومنتظر تشییع ایشون بودم .دلم پر پر میزد که در مراسمشون شرکت کنم . خیلی دوست داشتم درتهران حضور پیدا کنم که به دلایلی توفیق نشد و درمراسم قم به بدرقه آقای شهید رفتم.حدود۱۳،۱۴ ساعت در مسجد مقدس جمکران چشم انتظار آقا بودیم .بعد نماز بر پیکر پاک ایشون به قصد تشییع به بیرون مسجد رفتیم که در وسط راه گفتند پیکر آقا را به جایگاه میارن برای زیارت مردم .. ولی ما که از روز قبلش چشم انتظار بودیم در ازدحام جمعیت نتونستیم بر گردیم و توفیق این دیدار ازمون سلب شد. وقتی هم شهدای عزیز را به مسیر تشییع آوردن ، بخاطر همراهانمون نتونستم تا آخر عزیزان را مشایعت کنم ویه مقدار مسیر را که دنبالشون رفتیم ..برگشتیم.... از همون مدقع تا حالا خیلی حالم گرفته وبده، یه غم بزرگ ، یه بغض سنگین، یه درد عمیق ویه حسرت عظیم رو دلم مونده که چرا نتونستم یه دل سیر آقای مجاهد شهیدمون را ببینم وزیارت کنم .تو راه که بر میگشتیم تا خونه فقط اشک میریختم که چرا این توفیق ازم سلب شد....
باسمه تعالی: سلام علیکم: مهم حضوری است که بحمدالله این مردم با نظر به شخصیت آن مرد الهی متوجه شدهاند با شهادتش افقی برای ادامه بودن ما گشود و بتوانند راهی را که خداوند پیش آورده بیش از پیش بشناسند و با جدیت تمام آن را ادامه دهند زیرا مردم ما اعم از زن و مرد انسانهای دیگری شدهاند برای حضور در جهانی که دیگر جهان آمریکا و اسرائیل نیست ، حال ما هستیم و آینده ای که آن مرد الهی در مقابل ما گشود به خصوص در بیانیه گام دوم. به نظر میآید وقت آن رسیده است تا او را بازخوانی کنیم و بیانیه گام دوم از این جهت حرفهایی برای آینده ما دارد. موفق باشید
با سلام و احترام خدمت استاد گرامی: چرا برخی از ما با وجود اینکه دغدغههایی نسبت به انقلاب اسلامی داریم و به دنبال جایگاه خود در نسبت با انقلاب اسلامی و تاریخمان هستیم و درد لحظهای ما را رها نمیکند اما همچنان دست روی دست میگذاریم و کاری نمیکنیم؟ چرا اکنون که درد فراق و از دست دادن رهبر شهیدمان قلبمان را تکهتکه کرده و تمنا داریم همچون ایشان لحظهای از پای ننشینیم و مدام برای اسلام و انقلاب در تلاش باشیم اما گویی کسی پاهایمان را محکم بر زمین فشار میدهد و مانع حرکتمان میشود؟ مشکل و مانع از کجاست؟ چه کنیم که از این رکود و حسرت خارج شویم و سرباز انقلاب باشیم و بتوانیم از میراثی که رهبر شهیدمان برجای گذاشت محافطت کنیم؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: همچنان که مکرراً عرض شده است مهم آن است که متوجه باشیم در تاریخی که قرار داریم تاریخ مقابله با فرهنگ استکباری میباشد و در این راه، ما هستیم و عبور از دوگانگی زندگی و مقاومت. حال به هر صورتی که این حضور در مقابل ما گشوده شود. مهم سبکی میباشد که باید پیشه کنیم. آری و صدآری مهم سبکی میباشد که باید پیشه کنیم، با نظر به افقی که تمدن نوین اسلامی در مقابل ما میگشاید و این همان راهی میباشد که باید در آن قدم بگذاریم : «تو پای به ره درنِه و از هیچ مپرس / خود راه بگویدت که چون باید رفت» در این رابطه امید است عرایض ۸۸ گونه «ما و جنگ رمضان و نظر به حضور تاریخی که در پیش است» اشارههایی باشند به آنچه باید مدنظر قرار گیرند. https://eitaa.com/bartarin_hozoor موفق باشید
عرض سلام و ادب، عجب عالم جدیدی را به روی ما گشودهاید، خدا به شما و متعلقین شما خیر کثیر عنایت فرماید. مدتیست روی مباحث شما خصوصا در مورد معنای درک حضور تاریخی اصحاب امام حسین (ع) کار میکردم، و در مسئلهی مقایسهی «انتقام» خون امام حسین (ع) و خون رهبر شهید دچار سردرگمی شده بودم، چند وقت پیش در حرم امام رضا (ع) از حضرت خواستم که کمکم کنند تا مباحث عمیق شما رو بفهمم. الحمدلله امروز ۱۶ تیر، در برنامهی به وقت ایران، فرمایشات آیت الله میر باقری در فهم فرمایشات شما خیلی بهم کمک کرد.
باسمه تعالی: سلام علیکم: حکایت همه ما حکایت حضور در تاریخی است که با اسلام عزیز شروع شد و آنگاه که جبهه اموی خواست آن را به حاشیه ببرد این امام حسین علیه السلام میباشند که به صحنه میآیند تا باز اسلام و اگر در دیروز جریان غرب زده رضاخانی خواست حضور توحیدی اسلام را به حاشیه ببرد باز اسلام و باز امام خمینی رضوان الله تعالی علیه و در همین بستر آن مرد الهی آن رهبر شهید به میان آمد تا باز اسلام در قامتی این چنینی که دلها تمام جهت خود را متوجه او کردند. از آن جهت که اسلام در قامت عاشورایی و مقاومتش به میان آمد و دیدید که آن مرد الهی فرمود: «ما کوتاه نمیآییم» و «تسلیم نمیشویم» و این است که با حضور عاشورایی و درک معارفی که ما را در کربلا معنا میکنند میتوانیم خود را ادامه دهیم، آری تنها در این مسیر میتوانیم خود را ادامه دهیم. موفق باشید
