بسمه تعالی. استاد عزیز، با توجه به مبانیای که در آثار شما درباره انقلاب اسلامی، استقلال، مقاومت و شکلگیری تمدن نوین اسلامی مطرح شده است، برای من یک ابهام جدی وجود دارد. اگر هدف انقلاب اسلامی حفظ استقلال و عدمتسلیم در برابر نظام سلطه است، چرا جمهوری اسلامی در عمل به گونهای پیش رفته که بخش قابلتوجهی از روابطش با بسیاری از کشورهای دنیا پرتنش شده است؟ آیا نمیتوانست ضمن حفظ همان اصول و مرزبندیهای اعتقادی، با بهرهگیری از دیپلماسی فعال و تعامل هوشمند، مسیر توسعه اقتصادی، رفاه عمومی و پیشرفت کشور را نیز مانند کشورهایی نظیر چین، مالزی یا حتی ترکیه دنبال کند؟ امروز بسیاری از مردم احساس میکنند که نه در زندگی روزمره خود پیشرفت و رفاه ملموسی میبینند و نه کارآمدی لازم در اداره کشور را. در چنین شرایطی، چگونه باید نسبت میان «مقاومت و استقلال» با «توسعه، رفاه و کارآمدی» را فهمید؟ آیا از منظر اندیشه شما، وضعیت کنونی نتیجه اجتنابناپذیر این مسیر است، یا معتقدید میتوانستیم ضمن حفظ اصول انقلاب، با سیاست خارجی و مدیریت متفاوت، به توسعه و رفاه بیشتری نیز دست یابیم؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر میآید مردم همان کشورهایی که نام بردید با تمام وجود به دنبال حضور دیگری هستند. زیرا آنچه بشر جدید را در زندگی به روش مدرن آزار میدهد، پوچی و نیهیلیسم است و رسالت ایرانِ اسلامی آن است که جهان دیگری را مقابل بشر قرار دهد که تحت عنوان «جهان بین دو جهان» عرایض مفصلی در ۵ جلد تنظیم شده است که میتوانید در سایت دنبال بفرمایید. بنگرید انسانهایی را که چگونه در اوج رفاه و با حضور در همان کشورهایی که به ظاهر، رفاه را به مردمشان دادهاند، چه اندازه خود را در ذیل آقای شهید ایران جستجو میکنند. https://eitaa.com/aieneh_ensaniyat و https://eitaa.com/aieneh_ensaniyat/16 موفق باشید
سلام و عرض ادب سخن از دیگری است و درک دیگری... اما کدام دیگری و چه درکی؟ ما مبتلایان تاریخیام، ما پدری را از دست دادیم که از پس رنجها و ظلمات این تاریخ او را یافته بودیم، ما در ظلمتکدهی تحجر و تجدد غم میخوردیم و فراق میکشیدیم. ما از پس سالها درد مردی را یافته بودیم که در همهی ساحات انسانی بینظیر و بیبدیل بود، او که اولین قدم شناختش برای من ساحت علمیاش بود، کم کم چنان رخ نمود که دلم جز او سکینهای نمییافت و نمیخواست. استاد شاید عمق این محبت و عشق از یک جایی توسط معارف صدرا که شما برای ما گشودیم قویتر و قویتر شد ولی پدری او، پدری است در طراز عجیبی از انسانیت... او محبوبی بود که در بیاناتش نوعی آرامش و تفکر مییافتیم، در تفکر و خواندن بیاناتش در ساحتی عمیقتر و در انتظار دیدارش مراتبی عجیب از انتظار را درک میکردیم و در دیدارهای سخت و دشوارش یک ساحتی از دل و دلدادگی را میچشیدیم و در آن موقعیت تبیین راه و جایگاهش و دفاعش، در عین درد، محبت و عشقی بیمانند را تجربه میکردیم. ما امام از دست دادهایم، ما درد فراق مردی را میکشیم که کلمه پدر برای نسبتمان کم است... و زبان قاصر از زخمی که قلبهای ما را مجروح کرده. به شخصه در عین درد فراق و درد زخمی که میکشم، حس خسران دارم و اینکه آنطور که او پای ما و انسانیت ایستاد و حقش بود من پایش نایستادم، حس یأس و ناامیدی ندارم، من تا چهلم حضرت آقا توان شنیدن صوت و خواندن متن تفصیلی نداشتم، آن جاهایی که غم مرا فرا میگرفت به چند دقیقه نمیرسید، کلام و بیانات خود حضرت آقا را در درونم میشنیدم و چنان آرام میشدم که خودم حیرت میکردم و گاهی چنان به وجد میآمدم که ساعتها مینشستم و فقط به رب خامنهای پرور فکر میکردم و از خدا چنین ربوبیتی را برای خودم و همه تمنا میکردم.... اما مگر میشود عاطفه را خاموش کرد، مگر میشود سهم دل و دیده را ندید، مگر میشود با دم زدن از معارف و عقلانيت، انسان و انسانیت را منتفی کرد. میخواهم هم درد دل کنم، هم تمنای درک واقعی دیگری را به وجه حقیقی بکنم. استاد این ملت ۱۴۶ شب است در غم ریخته شدن خون ولی مهربان و بزرگ خویش، مبعوث شده و آواره کوچه و خیابان، این ملت سوختهی درد است تا اینک مبعوث شده است، هفتهی تشییع حضرت آقای شهید ایران تجلی این احوال بود، هرکس هرطور میتوانست خود را به او میرساند تا آنی در جمع عشاقش باشد و جان خویش را در این مسیر و با حداقل یک دیدار صیقل دهد و مرهمی هرچند ناچیز بر قلب خویش گذارد و با او عهد ببندد تا پای جان و با اهل و خانواده پای او میایستد، همه در تمنای بودن و حضور تاریخی و در ادامه در تمنای پاسخگویی به احساسات و عواطفشان بودند. نمیشود منکر عشق و محبت و مصادیق زمینیاش شد، چه بسا که در عین حضور تام و تمام جانهای متبرک اهل بیت علیهمالسلام ما یقین داریم زیارت بر سر مزارشان فرق دارد. چه میشود که بعضی دوستان عزیزتر از جان ما خویش را به وداع در مصلی تهران و نماز تهران و تشییع تهران و تشییع و نماز قم و تشییع و نماز مشهد میرسانند و جالب است مسیر طولانی در مشایعت آن پیکر مطهر قدم میزنند ولی وقتی کسی که چه تهران و چه مشهد توفیق دیدار یک لحظه دیدار آن پیکر مطهر را به دلیل خرد عدهای که الآن میخواهم به حسن ظن گذر کنم، نیافته است و وقتی صحبت از آمدن پیکر در صحن پیامبر اعظم صلّیاللهعلیهوآلهوسلّم میشود و بیتاب ماندن و لحظهی دیدار میشود، سرزنش میشود که ای وای شما با این مباحث و معارف درگیر ظاهری، و دوست دارم فریاد بزنم و بگویم آره من عاشقیام که معشوق از دست دارم، آره من سطحیام، آره من محتاجم یک آن تابوت پدرعزیزتر از جانم را ببینم، چه میشود ما برای خویش و احساسات و عواطف خویش ارزش قائلیم و لابد احساسات خویش را از ساحت قلب میدانیم و بقیه را سخیف و سطحی😭😭😭، کو درک دیگری؟ شما به من بگویید معارفی که انسان را از ساحت محبت و عشق ورزیدن به ولی خارج کند، معارف اهل بیت علیهمالسلام است؟ عقل قدسی است؟ این چه ادعایی است؟ این چه زبانی است؟ ما را چه میشود؟ شما به من بگویید چرا در زیارت بعید حضرت رسول اکرم صلیاللهعلیهوآلهوسلم میفرماید صورت مزار بساز و اسم بنویس؟ چه چیزی باید پاسخ داده شود در جان من انسان که این گفته میشود؟ استاد، همهی ما انسانیم، جمع حس و عقل و قلب، تا کی قرار است برای خودمان اصالت قائل باشیم برای دیگری نه...استاد، شما بهم بگویید چرا آقای شهید ایران برای مردم و دیدار مردم، خانواده شهدا و دیدارشان جا قائل بود؟ آن همه محبت و بوسیدن برای چه بود؟ چرا چنان عاشقانه حاج قاسم را میبوسیدند؟ چرا بین شهدا این همه محبت و تبادل عواطف انسانی زنده بود؟ چرا ما همه چیز را ذبح میکنیم؟ وای چرا ما انسانها برای عواطف خود اصالت قائلیم و خود را حق میپنداریم و دیگری سطحی و سخیف و سادهلوح است... این درد است، درد درک نکردن دیگری را در همین نزدیکی بیابید، همین جا... ما مبتلاییم... حتی ازدواج نکردن دهه شصت را همین جا بیایید، و بترسیم از خدا برای کشتن انسان به اسم عقلانیت، به اسم معارف... استاد سهم دل و دیده در معارف کجاست؟ سهم ابعاد طبعی و طبیعی انسان در دین کجاست؟ ولایت مگر محبت جاری در دل امام و امت نیست؟؟ جرم زن بودن، مجرد بودن کم بود، جرم آشنایی با معارف هم اضافه شده... ببخشید من خیلی درد کشیدم و سعی کردم صبر کنم تا در آرامش و با منطق مورد پسند شما و دوستان بنویسم ولی باز تا در آن نقطه قرار میگیرم بهم میریزم. ولی فارق از همه درد کلامم، سوالاتم جا دارد برام و چالشه... حلال کنید خدانگهدار
باسمه تعالی: سلام علیکم: مهم آن است که آقای شهید ایران را همانطور که در این کلمات نوشتهاید؛ «فهم» کنیم و به عنوان آینۀ نمایش ربوبیت حضرت ربّ العالمین با نظر به شخصیت ایشان به حکم «قالوا بلی شهدنا» به تماشای ربوبیت او بنشینیم. و اینجا است که جان ما با شیفتگیِ تمام اشک میریزد تا ملاقات خود را بیش از پیش در جان خود نگه دارد. و این اشک در جای خود حکایتی از «لقاء» و «رؤیت» است.
بخواهیم و نخواهیم «حقیقت» در نمادها رُخ مینمایاند و نه در محفوظات و در فلسفه. مهم آن است که ما را عزم رؤیت افزون از عزمِ دانستن باشد حتی آنگاه که با کلمات الهی روبهرو میشویم میتوانیم از حضرت حق تقاضا کنیم: «وَ ارْزُقْنی حُسْنَ الْمَنْظَرِ فیما یُرْضیكَ عَنّی» بدین معنا که «او» نگاهِ زیبایی به ما عطا کند، نگاهی که او، راضی باشد. و این یعنی حتی باید نگاه را بالاتر از فکر در میدانهای ظهور حقیقت به میان آورد از آن جهت که جایگاه حقیقت در نمادها و شخصیتها به ظهور میآید زیرا حکایت آنها «آشِکاری» است و نه «دانایی».
حال ذیل حضوری که آقای شهید ایران مقابل ما گشودند که از جنس حضور در «وجود» است در عین بیکرانگی، همه جا هستیم و در عین حال هیچجایی نیستیم و این در جای خود رازِ زندگی میباشد و در این حضور، هیچ محرومیتی محرومیت به حساب نمیآید. حضوری است فوق محرومیتها. موفق باشید
آتش زدن عکس روحانی خائن و ظریف بهائی زاده در اجتماع شبانه بله آفرین درستش همینه✅ باید ننگ نامه را هم آتش بزنید✌️ بعضی فکر میکنند چون انقلابیون سروصدا کردند واقعا ظریف از دولت کنار رفته و هیچ کاره است‼️ اشتباه میکنید ظریف همه کاره است‼️ آنهمه فشار که در ایام انتخابات خورد، برای این بود که قرار بود با کشتن رئیسی کشور را دست این خائنان بسپارند تا صهیون را از خطر نجات دهد‼️ و دیدید که شد و جبهه مقاومت یک به یک نابود شد و نوبت به ایران رسید و اگر به کمک ظریف و تیم خائنش در دولت امید نداشتند هرگز ریسک حمله به ایران و کشتن امام را قبول نمیکردند❌ ⭕️ ملّت ایران همانطور که کمر فتنه را شکست، کمر فتنهگر را هم باید بشکند. ۱۴۰۴/۱۰/۲۷ اگر این دستور امام شهیدمان را اطاعت کرده بودیم و کمر فتنهگر را هم میشکستیم، امروز عزادار امام خود نبودیم😭 ای کسانیکه با پرچم سرخ خونخواهی🚩🚩 خواب وفاقیون با دشمن را آشفته کردید! بخدا که اگر خط سرخ پرچم های شما نبود؛ خون امامتان را به همراه شرف و عزت و اعتبار مملکت فروخته بودند‼️ استیضاح پزشکیان، عزل قالیباف، مذاکره نمیخوایم سر ترامپ رو میخوایم، مرگ بر سازشگر، از بنی صدر عبور کنید تا به دشمن پیروز شوید‼️ #قوموا_لله #مرگ_بر_امریکا #مذاکره فریب است🚨 سلام استاد اگر این کار غلط است چطور میشود جلویش را گرفت؟ استاد از صمیم دل التماس دعا
باسمه تعالی: سلام علیکم: روش حکیمانۀ آقای شهید ایران عبور از این افراد و افکار بود به همان صورتی که انقلاب را از جریان آقای هاشمی عبور دادند همانند مولایمان حضرت علی «علیهالسلام» که از خلفاء عبور کردند زیرا درگیری مستقیم و یا توهین به این افراد، سیرۀ اهلالبیت «علیهمالسلام» نمیباشد. همینقدر عرض کنم جناب آقای دکتر عبدالفتاح عبدالمقصود دانشمند سنیمذهب در کتاب «امام علی بن ابیطالب» که در ۸ جلد تألیف فرمودهاند، و جلد اول آن را مرحوم آیت الله طالقانی که به تعبیر حضرت امام «رضواناللهتعالیعلیه» مالک اشتر انقلاب بودند؛ ترجمه نمودند در همان جلد اول میفرمایند از عظمت علی «علیهالسلام» همین اندازه بس که همگان میدانستند راه او و نگاه او از راه و نگاه خلفا جداست و در عین حال از همکاری و کمک به آنها هیچ دریغی نمینمودند. موفق باشید
بسم الله الرحمن الرحیم سلام و عرض ادب و ارادت محضر استاد عزیز! چهارشنبه در جلسه «ما و برکات یگانگی و خطر تقابل بزرگ»، نکاتی جاری شد که وقت بیان در محضرتان نبود، اندکی مینگارم تا او چه بخواهد و چه پیش آید. شما از سبک شدن گفتید، بارها در جاهای مختلف به اینکه ما باید یک سبک شویم اشاره کردهاید، مدتها برایم ابهام داشت که چه سبکی؟ و ما انسانیم در عین تفکر و اندیشه محتاج مصداق. اکنون که در این نقطهی خاص تاریخ ایستادهایم، مدتی است فکر میکنم شاید بهتر است بگوییم ما فرزندان و نسل آقای شهید ایران چارهای جز این نداریم که متفکرانه و متدبرانه چشم باز کنیم و دست به زانو زده و سبک «امام خامنهای شهید» را سرلوحهی خویش قرار دهیم. آری الحمدالله عشق به او پیشران ماست، اما سختی این راه این است که باید او شویم، پس با فکر، بصیرانه نگاه کنیم و حرکت و عمل کنیم. سبک آقای شهید ایران در تمام مراتب و حوادث عظیم انقلاب اسلامی وجود دارد: آری حدود ٣۶ سال سبک او در لباس زعامت و رهبری پیشروی ماست و حدود ۱۰ سال در لباس مسؤل و مجاهد پس از پیروزی انقلاب اسلامی و بیش از ۱۰ سال در لباس مبارز و مجاهد قبل از پیروزی انقلاب اسلامی، حقا تابلویی بینظیر و دقیقی برای انسان انقلابی و آزاده ترسیم کرده است که ابهامی ندارد، هرچند درک آن، محتاج انس با قرآن و شناخت انسان و شناخت تفکر امام خمینی به عنوان مبادی فکری ایشان است تا عقلانیت و زمانهشناسی و حضور به موقع و خروج به هنگام داشته باشیم وگرنه با کجفهمی و بیهنری خویش میتوانیم آن را هم چون تاریخ عظیم شیعه گشتل کرده و به حاشیه رانده یا به حجاب فهم نابخردانه خویش بکشانیم، البته این هم محرومیت شخصی است وگرنه سبک او مانا است و اهلش با او پرواز خواهند کرد. آری سبک او، سبکی است شفاف و روشن که البته بسیار حکیمانه و آیندهنگارانه است و از شدت شفافیت و روشنایی ممکن است خطر سادهنگری آن را به حجاب برد و چون بسیار حکیمانه است ممکن است ترس ما که او نیستیم و ما نمیتوانیم ما را از آن بیبهره کند. امری بسیار لطیف و باز هم صراطی است که باید با توسل به خودشان و توکل به حق به آن چنگ زد. کلام را طولانی نکنم، نهایت و غایت سبک آقای شهید ما در وسعت بسیار زیادی پیش چشم ماست، همو که میفرماید روی کفنم فتوایم در اتحاد بین شیعه و سنی را بنویسید تا نهایت سعه وجودی مورد نیاز جهان اسلام را در مسیر رشد مورد نیاز انسان مسلمان متذکر شود و این ذکر دیگر فقط یک فتوای ساده نیست، یک فتوایی است که خونشان بهای درک و فهم آن است. پس برای عبور از ظلمات آخرالزمانی و ایستادن در جبههی نهایی مبارزهی انسان با مستکبرین جهان وحدت حیاتی است، با تمام اختلاف نظرها. اما شاخص بودن سبک آقای شهید ما این است که در عین این فتوا، پای اصول و مبانی شیعه مستقر است و هر سال دههی فاطمیه روضهی حضرت زهرا سلاماللهعلیها را برپا میکند و میفرماید رزق و روزی سال مردمم را آنجا میگیرم. این یعنی جامعیت حضور ایشان. اگر این گفته نشود فرزندان بر حق او عمق کلامتان را شاید متوجه نشوند و فقط کنند دارند دعوت به رها کردن میشوند، در حالی که منظور حضور تاریخی در سایه وحدت اسلامی و حتی انسانی است برای فتح الفتوح نهایی این تاریخ. درکم این است، زاویهی دید بسیار باز و گستردهی آقای شهید ما که در اوج درک اسلام و انسان و انسان این تاریخ است، به سوی افق حقیقی اسلام حرکت میکند. و امروز ولیزمان ما و نایب برحق امام زمان عج، فرزند صالح ایشان که وجودشان و کلامشان سند حقانیت انقلاب اسلامی و حقیقت ولایت فقیه است در پیام خویش تابلوی عظیمی از این وسعت را به نمایش گذاشت، آری! او به همهی عالم نشان داد ولی فقیه و رهبری در انقلاب اسلامی یعنی تجلی و سردمداری جمهوریت، و علی الاصول او یعنی قطعا من ولی فقیه امت اسلامی که باطن ساری و جاری امت اسلام را صیانت، زعامت و رهبری میکنم بر اصول حقیقی اسلام که مبارزه با استکبار است ایستادهام و حتی اذن و اجازهای که دادم برای تفاهمنامه و مذاکره با ایستادن در موضع اصول است و عَلَم مولا را برداشتم برای رفع موانع در مسیر راه رسیدن به قله، برای شدن تک تک انسانهای هم عصرم، از توی مردم انقلابی کف خیابان که باید سعه وجودی داشته باشی و علمدار وحدت باشی تا آن انسانهای منتظر منجی عالم ولی در سیطرهی رسانه و مکر استکبار، همه و همه. آری او که بر اصول ایستاده، اجازه حرکت در جهت مذاکره را داده، او که منتقم است، متوجه سبکهای مختلف انتقام است... چون وسعت و جامعیت مسائل بسیار است و محدود نیست. قضیه به اصطلاح صراطی است یعنی بر لب تیغ به سوی حق حرکت کردن، ساده نیست، راحت نیست، عمیق است و بصیرتی تاریخی را محتاج است که البته حضرت آقا سیدمجتبی خامنهای متوجه است که باید با همین مردم این مسیر طی شود و به این دلیل با مردم در میان میگذارند، او با تمام وجود ایستاده تا مردم را به سمت ریل قطار تمدن نوین اسلامی که آقای شهید ما زیر ساختهایش را فراهم کرده، سوق دهد. سبک نرم افزاری شیعه و آزادمردان تاریخ، بودن است نه صرفا گفتن، و یا بهتر است بگویم «بودنی است در عین گفتن» ولی تحمیل در آن نیست ولی تبیین هست، ایجاد میدان تفهیم هست. یعنی زبانش بر آمده از جانش است که جانش همان سبک بودنش را به تجلی میکشد البته در موقعیتها این موضوع به صحنهی نمایش میآید. نظرتان را مشتاقانه با جان پذیرا هستم انچه نوشتم قطعا پر از نقص است. یک تعبیر شاعرانه هم در جلسه به جانم نشست، برایتان مینویسم، امیدوارم در توصیف عاجز نباشم. وقتی از وحدت میگفتید و از اینکه در نقص دیگری متوقف نشویم. و فرمودند شاید حتی خیرخواهی خالصانه در درک دیگری این است که باید پوشاننده نقایص باشیم. گلبرگهای گل در نظرم آمد، هر گلبرگی زیباست و لطیف اما در نقطه اتصال که گل کامل متولد میشود، یک حالتی دارد که خود را به کاسبرگ میسپارد تا آن حالت را بپوشاند، ظاهر آن جمع شدن در پس زبری حتی هست ولی زیباست و گل متولد میشود در آن اجتماع لطیف و زیبا.... سرتان را درد آوردم و وقت چون دُرتان را گرفتم، امیدوارم آنچه به قلم آمد، راهی بر خودم و انسان منتظر تاریخ بگشاید و اطاله کلام و زمان نباشد. این روزها، دردم دغدغهی امامی است که در غیبت پس غیبت است و درک شدنشان حتی توسط طرفدارانشان بسا بسیار سختتر از درک شدن امام و پدر شهیدشان است. ما خسران زدگان تاریخ هستیم و امام شهیدی از بین ما رفته که ابرمردی بیمانند بود و هر چه بگوییم کم است برای وصف این خسران عظیم... دل به هیچ تسلی نمییابد جز بیانات خودشان و پیامهای امام جوانمان. دعا کنید اگر عمری هست در راه او باشد ولاغیر. حلال بفرمایید و التماس دعای خیر
باسمه تعالی: سلام علیکم: همانطور که ملاحظه فرمودید آقای شهید ایران حتی شیعه را برای جهانیان معنا کردهاند تا گمان نشود شیعه یک فرقهای میباشد مقابل دیگران، بلکه رسالتی است تا به همگان عظمت انسانیِ آنان گوشزد شود و همانطور که فرمودید این رسالت، حقیقتاً هویت صراطی دارد یعنی از مو باریکتر و از شمشیر تیزتر است و با نظر به شخصیت امروزین آقای شهید ایران و رهبر معظم انقلاب میتوان این راه را طی کرد مشروط بر آنکه بدانیم همچون «مو» باریک و ظریف است و تأمّل زیاد نیاز دارد، و همچون شمشیر تیز است و نمیتوان روی آن متوقف شد. نکته، نکتۀ دقیقی است که سبک نرمافزاریِ شیعه چگونه باید باشد که انسان با بودن و شخصیت خاصی که در مواجهه با افراد به میان میآورد، هرکس با هر موقعیتی که دارد خود را در آن فرد جستجو کند و به خود آید که چه کسی میتواند باشد بدون جدال و بدون تحمیل نظر. در شهادت آن مرد الهی، تولد دیگری برای هر آن کس که با انسانیت خود، خود را درک میکرد پیش میآید. به عنوان نمونه https://eitaa.com/matalebevijeh/23334 همانطور که عرض شد: این عزیزان به دنبال چه نوع حضور و چه نوع انسانیتی بودند که تا این اندازه سرگردان شدند و حال، خود را در آقای شهید ایران یافتند؟ که در واقع تولّد دیگری میباشد. در این مورد رفقا زحمت کشیدهاند و در کانال «رهبر شهید و آینه انسانیت» https://eitaa.com/aieneh_ensaniyat بعضی از این موارد را جمعآوری کردند. آری! «رهبر شهید و آینه انسانیت». موفق باشید
سلام علیکم: در آخرین سوال درباره تزاحم حکم قصاص سران آمریکا و مذاکره با آنها سوالی پرسیدم که جواب شما برای بنده قانع کننده نبود. بگذارید سوال رو طور دیگه مطرح کنم. هر مذاکره به توافق و تفاهمی باید منتج بشه و اینها هم تا امضا رئیس جمهور کشور طرف مذاکره نباشد اعتباری ندارد! حال که به فرموده امام جامعه امضا رئیس جمهور آمریکا فاقد اعتبار است آیا جایگاهی برای مذاکره باقی میماند یا طبق معمول مذاکره کننده های ما با دیدن پوست موز روی زمین باید بگویند ای وای دوباره باید به زمین بخوریم؟؟؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: با توجه به پیام رهبر معظم انقلاب نسبت به دلسوزی مسئولین محترم، وقتی رهبر معظم انقلاب به خوبی جایگاه رئیس جمهورآمریکا و آمریکا را آنچنان روشن میفرمایند «...که امضای رئیسجمهور امریکا چقدر بیارزش و نامعتبر است و زورگوئی، تمامیّتخواهی و وحشیگری، اجزاء لاینفک مرام و مسلک آمریکایی میباشد. امروز شیطان بزرگ بار دیگر چهرهی واقعی و بدون نقاب خود را آشکار کرده تا این تجربهی تاریک از جنایت و بدعهدی، سند محکم دیگری بر دروغگویی، غیرمنطقی و غیر قابل اعتماد و پلید بودن آمریکا باشد.» فکر نمیکنم جایگاهی برای تفاهم حتی تفاهمی که مفاد آن را ما تعیین کرده باشیم باقی مانده باشد. به هر حال این رهبر انقلاب هستند که با بصیرت تمام و درک شرایط تاریخی مان تصمیم میگیرند. موفق باشید
سلام علیکم استاد عزیز: ببخشید سوالی داشتم. ما یک گروهی ایم که تو یک مسجد کار فرهنگی\تربیتی میکنیم، یک تشکیلاتیم هرچند با تشکیلات اسلامی خیلی فاصله داریم اما خب داریم به سمتش پیش میریم، چندتا کربلا رفتیم با دوستان سفرهای مختلف ایستگاه و موکب زدن و برنامه درسی، مطالعاتی اندیشکده داریم، جلسه هفتگی و هیئت داریم، آموزش قرآن و محفل قرآنی داریم و کلاس های اصول عقاید و حلقه های معرفتی و اردوهای مختلف و کوه و سالن و ... میدونیم که نباید بازی کردن بچه ها به عبادت بقیه آسیبی بزنه و میدونیم که پینگ پنگ و بازی تو مسجد وسیله جذب جوانان به مسجد نیست اما خب یک سوال، اگه در کنار تمام برنامه ها برنامه ای برای بازی بچها، زمان های مدیریت شده برای بازی با میز پینگ پنگ یا ... با حضور یک بزرگتر در زمان های خاص با هدف خاص تربیتی انجام بشه و بینش مسائل تربیتی هم آاموزش داده بشه مشکلی داره؟ نه به شکلی که در مساجد الان هست... با تشکر💚 خدا حفظتون کنه ان شاءالله
باسمه تعالی: سلام علیکم: خدا قوت و خدا را شکر از اینهمه همّت و بصیرت که در جوانان عزیز ما به میان آمده است. آری! شأن مسجد به عنوان عبادت گاه و فضایی که روحها معراجِ خود را احساس کنند؛ امر مهمی میباشد. ولی همانطور که بحمدالله شما متوجه هستید میتوانید طوری فضای تفریح جوانان را در مسجد برنامهریزی کنید که اولاً: جوانان ما به نحوی با مسجد مرتبط شوند و ثانیاً فضای معنوی مسجد محفوظ بماند همانطور که از صدر اسلام لشکر اسلام در مسجد تجهیز میشد و حرکت میکرد. موفق باشید
سلام وقت شما بخیر: خسته نباشید. استاد چرا در پیامی که آقا مجتبی صادر کردن و نظر خودشون رو راجع به مذاکرات اعلام کردن باز گروه هایی تحلیل و تفسیر میکنن!!! مگر پیام رهبر جامعه نباید صریح و واضح باشه و از شخص مبتدی تا سطح بالا از بعد آگاهی و علم بتونن پیام رو دریافت کنن و عمق پیام رو بگیرن؟!! پس تحلیل و تفسیر برای چیست؟ پیام واضح هست دیگه. اگر رهبر جامعه بخوان پیام پژوهشی طور و تحلیل طور بدن که گروه هایی شروع کنن تحلیل و تفسیر کردن و ابهامات جامعه بیشتر شه، آیا این مصداق حق الناس نیست به گردن رهبر جامعه؟ مگر پیام باید ابهام آمیز و تحلیل طور باشه و در شرایط فعلی که حساس و مهمه؟!!! پیام واضح بود و آقا مجتبی رضایت نداشتن. اگر پیام بخواد تحلیل و تفسیرطور باشه حق الناس به گردن رهبر جامعه هست!! اگر پیام رهبر جامعه در چنین شرایطی تحلیل طور باشه و زمینه شک و ابهامات که نتیجه این شک و ابهامات و عدم انتقال پیام به تمام مردم با هر سطحی از آگاهی میشه اختلاف و چند دسته شدن، خب تقوای رهبر زیر سوال میره و میشه مصداق بی تقوایی و حق الناس نابخشودنی در حالی که آقا مجتبی خودشون اهل تقوا و رعایت شدید هستن. لطفا توضیح بدین راجع به این موضوع. ممنون از پاسخ دهی تون
باسمه تعالی: سلام علیکم: سیرۀ آن آقای شهید ایران که فرداها بیش از امروز معلوم میشود، نیز چنین بود که در مواجهه با دیگرنظرها، انعطاف به خرج میدادند. میماند حال آنکه آمریکا به گفتۀ رهبر معظم انقلاب در مواجهه با «تفاهم»، شیطان بزرگ بار دیگر چهرهی واقعی و بدون نقاب خود را آشکار کرده تا این تجربهی تاریک از جنایت و بدعهدی، سند محکم دیگری بر دروغگویی، غیرمنطقی و غیر قابل اعتماد و پلید بودن آمریکا باشد. حال آیا جایی برای تفاهم دیگری میماند؟ البته علت آن بدعهدی را رهبر معظم انقلاب، سرشت پلید آمریکای ترامپ اعلام کردند؛ در عین احترام به رئیس جمهور ایران. و تلاش هرچه بیشتر برای حفظ اتحاد که در این مورد اخیراً عرایضی مطرح شد که خوب است نظری به آن بیندازید https://eitaa.com/matalebevijeh/23331 . موفق باشید
سلام و عرض ادب خدمت استاد عزیزم: آیا تغییر شغل به معلمی رو با توجه به شرایط کنونی جامعه، پیشنهاد می کنید؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر کسی بتواند معلّم شود و با روح جوانانمان گفتگو کند که اقیانوس انسانیت در دانه دانۀ آن عزیزان در تلاطم است؛ چرا به امر دیگری فکر کند؟ موفق باشید
سلام علیکم: لازم دارم تا نظرتان را راجع به زمان و موقعیت نابودی آمریکا و اسرائیل بدانم. ظلمی قرنها دوام آورده، اما اکنون زمانِ فروپاشی است که با عبور از معادلهی کهنه جنگ و مذاکره های پایاپای محقق میشود. مثل بندی هستند بر پای جهانمان. و ما در مدارِ روشنایی بالقوه ایستادهایم و عهدهدارِ بالفعل کردنِ امیدها هستیم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: همینطور است. به گفتۀ ویلدورانت از بینرفتنِ یک تمدن مانند قلعهای است که بدون سکنه گردد و نه آنکه انتظار داشته باشیم خراب شود. موفق باشید
سلام استاد عزیز و گرامی: ما ملت، منتظر بودیم اماممان ظهور کنند، رهبرمان هم غائب شدند! این از گنهکاری و ناشکری ماست یا علت دیگری دارد؟ التماس دعا
باسمه تعالی: سلام علیکم: شاید همین امور، میدانی باشد برای هرچه عمیقترشدن نسبت به آیندۀ فوقالعادهای که در پیش است تا با درک عمیق هرچه بیشتر، انسانیت انسانها درک شود. https://eitaa.com/matalebevijeh/23281 . موفق باشید
سلام و رحمت مجدد بر استاد عزیزتر از جان و عذرخواهی مجدد در خصوص پاسخهایی که مرقوم فرمودید دو نکته عارض میشوم. ۱. نگاه کردن به افق تمدنی انقلاب فراتر از اختلافات موجود به یک معنا درست است و به یک معنا غلط. دستیابی به افق تمدنی روشن ناگزیر از خلال اصلاح وضع موجود یا دست کم کسب شناخت و بصیرت نسبت به خطاها و انحرافات و نفوذهای حاد امروز محقق میشود. مادام که مقامات کشور فریفته و مجری سیاستهای استعماری تحت القائات شبکه نفوذ باشند و بین جامعه فکور انقلابی نیز نسبت به آنها آگاهی و تذکر اتفاق نیفتد پیشرفتی حاصل نمیشود و لذا این مباحثات و مناظرات خودش بخشی از این فرایند گذار تمدنی است. ۲. اما گشایشهای معنوی که با ایثارگری و بذل جان خواص اسلام مثل رهبر شهید و شهید سلیمانیها و حماسههای تشییع به قاعده رزق لایتحسب هر از چند گاه نصیب جبهه انقلاب میشود نهایتاً باید در قالب حکمرانی صحیح دینی نهادینه شود تا ممد و مثبِت آن حال و آن صفا در ساختار اجتماعی شود و غایت حکومت اسلامی که حیات طیبه است برای احاد مردم محقق شود. حتی اگر تحقق این مهم برای آینده بقیهاللهی تقدیر شده باشد اما در دوره غیبت باید صورتی از آن حکمرانی مطلوب در ذهنها ترسیم شود و حتی الامکان از استمرار خطاهای مفرط در حکمرانی که موجب مزید ابتلائات و خسارات در دوره غیبت است اجتناب شود البته به مقداری که سعه تنگ و بضاعت مزجات دوره غیبت اجازه میدهد. لذا وقتی افق تمدنی نورانی که حضرت استاد بدان التفات میدهند را با ملاحظات بالا تفصیل دادیم و صورت راهبردی و فرایندی بدان بخشیدیم، آنگاه تمام آنچه در نقد خطاهای مفرط دوستان خودی عرض شد محل اعراب خود را یافته و دیگر حمل به مقولات روانشناختی و اخلاقی مثل نابردباری یا عدم تحمل تفاوتها یا نفی دیگران نمیشود. به هر حال نسبت به تهدیدات حاد و خطاهای خسارتباری که در این مسیر طولانی رخ می دهد باید موضع و واکنش داشت و با احاله به لمعههای گذرا از وجود برترمان که در ایامالله ظاهر میشود، نمیتوان آن خطاها را که ناشی از صورت نهادینه و پایدار استعمار در نظام دانشگاهی و حکمرانی کشورمان و دستکاریهای شبکه نفوذ است نادیده گرفت. به هر حال غفلتها و خطاهای حکمرانی این دوستان موجب ریختن خون مردم و ضربات جدی به امنیت و کیان کشور و جبهه مقاومت شده است و نمیتوان به دلیل امید به حیات أنسی و رفقیِ آینده از تذکر خطاهای مهلک امروز خودداری کرد. استاد گرامی خود از دوپارگی تاریخی و وجودی ما در منزلگاه واقع در بین تجدد و ظهور سخن گفته اند و نگرانی ما نیز از شرور ناشی از آن پاره غربزده است که در کنار آن پاره نورانی ایمانی، به سان قرین شدن آب و آتش، در وجود برخی دوستان خودی قرین شده است و سر منشأ خطاها و خلطهای بزرگ. اما در خصوص نظری که از جناب دکتر زارعی در خصوص بحث کودتا از آقای نبویان ارجاع دادید. یکی از صغرویات و حقایق تاریخی مهم که شناخت آن بسیار ضروری و البته بسیار نادر است، آگاهی از وضعیتی است که شبکه نفوذ بر سر دستگاه اطلاعاتی کشور آورده است. مطالعات ما حاکی از تأثیرگذاری قابل توجه شبکه نفوذ حتی بر عملکرد دستگاه اطلاعاتی کشور است که شامل تأثیرگذاری فکری و شناختی و سازمانی تا حتی سلطه و انحراف میشود بدان سان که میتوان گفت دستگاه اطلاعاتی کشور اغلب خود یا مجری یا بازیچه طرحهای نفوذ است. فلذا اعتماد جناب دکتر زارعی به شهادت مقامات اطلاعاتی کشور در کمیسیون امنیت ملی، نوعی خوش خیالی است. استاد گرامی را به مصاحبه آیتالله سید محمد خامنهای درباره واقعه مک فارلین و همکاری راهبردی آقایان هاشمی و روحانی با آمریکا و انگلیس به واسطه شبکه مخفی اسرائیل، مقالات آقای عبدالله شهبازی با عنوان سرویسهای جاسوسی و انقلاب اسلامی در باره سیطره شبکه زیتون بر دستگاه اطلاعاتی و افشاگریهای آقای احمدینژاد از شبکه نفوذی در دستگاه اطلاعاتی کشور ارجاع میدهم. اجمالاً اینکه به دستگاه اطلاعاتی که جان و فرماندهان کشور را هم نمیتواند حفظ کند و مانند جریان سیاسی غربگرا فریفته شبیخون مذاکراتی دشمن میشود (که در آن تعمد هم قطعا دخیل است) نمیتوان اعتماد کرد. بگذریم که ما درگیری آقای زارعی با چهرههای فوقالعاده بصیر جبهه انقلاب را نمونهای از بازیخوردگی خود ایشان به دست شبکه نفوذ میدانیم و یک بار تلاشمان برای تنبه و التفات ایشان به این بحث مهم به دلیل خوشبینی ساده لوحانه ایشان به «ارگانهای قانونی نظام مقدس جمهوری اسلامی» بی نتیجه ماند. مطمئناً یکی از گامهای بزرگ ما به سوی آینده بقیهاللهی و تحقق وجود متعالی معنوی ترابطی و انسی، شناسایی و رسیدگی به شبکه نفوذی به غایت خبیث در دستگاه اطلاعاتی کشور است که مرتب مشغول ایجاد آشوب شناختی در کنار ترویج انحرافات سیاستی و ضربات امنیتی است؛ کاری که شاید در آینده از عهده احمدینژادها و بهتر از اوها بر بیاید. ان شاء الله عذرخواه از دوام تصدیع التماس دعا با خاکساری
باسمه تعالی: سلام علیکم: در اینکه این نوع مکالمه را به معنی واقعی نوعی گفتگو میدانم؛ موجب خرسندی بنده میباشد و منظور بنده از گفتگو همان واژۀ «دایلوگی» است که جناب هگل در تاریخ خود به میان آوردند تا نسبت انسانها در تفاوتهای نگاه به سوی تعالیِ برتر سوق پیدا کند. لذا «تز» در مواجهه با «آنتی تز» نتیجه نفیِ یکی و اثبات دیگری نمیشود، بلکه حاصلی پیش میآید تحت عنوان «سنتز». ما در حضورِ تمدنی خود در چنین جایگاهی قرار داریم و هگل متوجۀ این خطر بود که به جای مواجهۀ اندیشهها، تقابل اندیشهها پیش آمد و بسیار تلاش کرد که چنین نشود. ولی با تأسف تمام جنگ جهانی اول و دوم در دل همان اروپایی که اندیشهها به میان آمدند، ظهور کرد و حدود 80 میلیون از آن مردم، خودشان را به دلایلی که از نظر خودشان موجه بود، به قتل رساندند. حال، این مائیم و آینده ای دیگر که اگر بتوانیم ذیل اسلام و انقلاب اسلامی به وسعتی که آقای شهیدمان نسبت به انسانها داشتند؛ خود را ادامه دهیم تا آن حدّی که حتی توصیه میفرمایند تا فتوایشان در مورد «عدم توهین به بزرگان اهل سنت» را روی کفنشان بنویسند. https://eitaa.com/matalebevijeh/23281 حال مائیم و آیندهای که یا میتوانیم از این خطر عبور کنیم و یا با هزار دلیل هر کدام به گمان خودمان، «دیگری» را نفی میکنیم. خطری که حضرت آیت حقّ، آیت الله سید مجتبی خامنهای با بصیرت خاص تاریخیشان متوجه شدهاند و اینچنین در پیام اخیر خود تحت عنوان «تبیین مسائل مهم کشور» در تاریخ ۲۶ / تیر / ۱۴۰۵ متذکر اصولیترین امور در این برهه که اصرار بر «وحدت کلمه» و «اتحاد مقدس» است؛ شدند. امری که انتظار میرود عزیزانِ دلسوزی مانند شما طلایهدار و پیشتاز چنین امری باشید. مسائلی که مطرح میکنید بسیار فرعیتر از آن است که مشغول آنان شویم همچنانکه آقای شهید ایران، خود را مشغول این امور نکردند و با سبکی خاص، آری! با سبکی خاص نشان دادند که کجاها را باید مدّ نظر قرار داد و تاریخ گواه است که مسلمانان آن اندازه که با خُلق حضرت محمد«صلواتاللهعلیهواله» به اسلام گرایش پیدا کردند، بر اساس وَحی الهی آن گرایش را نداشتند. که البته این اولِ بحث است. در این رابطه خوب است به مصاحبۀ آقای جواد موگویی و دکتر عباس عراقچی توجه فرمایید. https://eitaa.com/arshiv3133/330 آیا میتوان آقای عراقچی و امثال ایشان را در عین تفاوتهایی که با آنها داریم، آنان را از خود ندانیم؟ موفق باشید
بسمه تعالی. سلام علیکم: (معرفت نفسانی؛ پایه نظام اسلامی) اگر پذیرفتیم که اسلام دین جهانیست، و اگر پذیرفتیم نظام و حکومت اسلامی مختص به عصر معصوم نیست، لاجرم از نظریه پردازی برای نظم اجتماعی، ایجاد ارکان نظم و شبکه ای به هم پیوسته و نظام مند در راستای تحقق اهداف عالیه اسلام خواهیم بود. و حال آنکه سوال اینجاست که این نظریه پردازی برپایه چه امری استوار میگردد؟ براستی چه کسی میتواند ادعا کند که در نظام اسلامی جایگاه مردم چیست؟ ارکان نظم کدام است؟ و آنچه که از این نظم در راستای تحقق امور فرامادّی استفاده میکند، چیست؟ در حقیقت امام راحل در چه نگاهی نظریه ولایت فقیه را بسط و گسترش داد و فرمان ایجاد مجلس خبرگان رهبری و شورای نگهبان و بسیج مردمی را داد؟ بگمان بنده نظریه پردازی در امر حکومت اسلامی، نظریه پردازی در امریست که با تأثّر از عنصر زمان و مکان در فقاهت محقق نمیگردد جز شناخت نظام روحانی و نفسانی خود! شناخت کارکردهای نفسانی و نظم پیچیده ی آن. شناخت نیازها و نحو رفع آن ها. که این منجر می شود اجتماع را که مبتنی بر فطرت است را به مثابه کالبد واحد در مواجه با رفع نیازهای خود انگاشت و پاسخ دهنده ی نیازهای آن را شکل بیرونی و اجتماعی بخشید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث در این مورد مفصل است. همانطور که حضرت روح الله «رضواناللهتعالیعلیه» فرمودند به همان معنایی که امر به معروف در هیچ شرایطی تعطیل نمیشود، ذیل اسلام همواره معروفی که اسلام تعیین میکند و فطرت انسانها با آن سازگاری دارد، حکایت هر روزگاری است با شرایط خاص آن روزگار و نظریهپردازی به معنای تدبّر در محکمات حقیقت نور محمدی «صلواتاللهعلیهوآله» میباشد و به میانآوردنِ آن حقیقت مطابق آمادگیهای آن جامعه. و هنر افراد متفکر آن است که اولاً: شرایط پیشآمده را بشناسند و ثانیاً: از افقهای گشودهشده غفلت نکنند. بحث در حضور جدیدی است که دفاع مقدس موجب حضور جهانیِ ایران عزیز شد و اینکه حال، ما در این حضور تمدنی، خود را چگونه «فهم» کنیم و بعثتی که حقیقتاً برای یاران انقلاب پیش آمده، آنان به چه نوع حضوری میاندیشند. آیا میتوان آنان را با نظر به بعثتی که در آنها ایجاد شده، مدّ نظر قرار داد؟ موفق باشید
سلام جناب استاد طاهرزاده: بنده ۳۵ سال سن دارم و دارای دو فرزند، الان دوباره همسرم باردار شده. کارگر هستم وضع مالی خوبی ندارم ولی از این بابت اصلا ترسی ندارم چون رزق هر انسانی مشخصه. واقعاً استرس گرفتم چون اصلاً حوصله بزرگ کردنش و گریه کردنش و تربیت کردنش را ندارم. رفتیم بچه را سقط کنیم پرستار یه حرفی بهم زد که خیلی تأثیر گذار بود بهم گفت هدیهای که خدا برات فرستاده پس نزن و بگیرش. بعد به خودم عهد بستم اگر جنگ زمینی بشه و لیاقت داشته باشم میرم حتماً، اون وقت همسرم با ۳ تا بچه کوچک چگونه زندگی کند؟ همش از این سوالات بی پاسخ تو ذهنم میچرخه چکار کنم؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: آن پرستار محترم سخن خداوند را متذکر شدهاند و متوجه باشید هر فرزندی که خلق میشود، رزق خود را با خود میآورد و مسلّم آن فرزند نیز خدا دارد. نباید نگران بود. موفق باشید
سلام و عرض ادب بر استاد معزز مردد بودم مجددا مصدع حضرت عالی شوم یا نه. با این حال با توجه به خطیر بودن شرایط و سابقه خطاهای بزرگ حکمرانان در دو-سه سال اخیر و پیچیدگی بیسابقه تحولات سیاسی و تشتت آرائی که فکر میکنم برخی بزرگان را هم میتواند به اشتباه بیاندازد نکاتی عارض میشوم. در نوشتههای قبلی بر اهمیت شناخت انضمامی از تاریخ و امروز در کنار بصیرتهای کلی دینی و معنوی برای نیل به بصیرت حقیقی تأکید کرده بودم. یکی از واقعیات انضمامی امروز نقش آقای قالیباف و تیم مشاوران ایشان است و مطلب اخیر شما در تمجید از ایشان داعی برای این نامه جدید شد. از یک منظر کلی، ما شاهد یک دودستگی جدی در جناح انقلاب هستیم. از یک سو جناح سیاسی آقای قالیباف با سابقه مدیریت شهرداری تهران و ریاست مجلس که با دولت اصلاح طلب پزشکیان که مورد حمایت اصلاحطلبان تندرو است ائتلاف کرده است و از سوی دیگر جناح خالص انقلابی که اغلب شخصیتهای نخبه/باسابقه مستقل بدون سابقه و/یا لاحقه سیاسی حزبی و دولتی هستند. این دو جناح در عمده مسائل مانند اقتصاد و سیاسی خارجی دارای اختلاف نظرات جدی کارشناسی و البته اعتقادی هستند که با توجه به اوضاع وخیم سه سال اخیر اختلافات آنها به دعواهای لفظی پیروانشان کشیده است. این تلقی من از این شکاف است. اما با کمال تعجب مطالب جناب استاد را که درباره آقای قالیباف میخوانم (خصوصا پاسخ ۴۱۹۹۲) تصویری متفاوت میبینم. تلقی جناب استاد ظاهراً این است که آقای قالیباف مجسمه بصیرت و ایثار و حضور آگاهانه در میدان خطیر امروز در کنار مشاورانی آگاه هستند و منتقدین ایشان مشتی افراد کینهای و تندرو هستند که علتش عمق نداشتن ایمانشان است! در حقیقت به نظر میرسد جناب استاد، روایت جناح آقای قالیباف را دربست پذیرفتهاند و حاصل کار یک نگاهی است که ناخواسته سر از تملق و مداحی درآورده است! بنده در سؤال ۴۱۹۷۳ به طور مفصل به خطاهای جدی آقای قالیباف و آقای مهدی محمدی در جریان مذاکرات اشاره کردم. تقاضا دارم استاد گرامی مجدداً آن مرسوله را مد نظر قرار دهند. در این فقره موارد بیشتری عرض میکنم. جناب آقای مهدی محمدی، با توجه به هوش بالایی که دارند، روایتی از مذاکرات ارائه میکنند که طبق آن هر اتفاقی بیفتد نگاه آنها نقض نمیشود و لذا همیشه میتوانند وقایع را توجیه کنند. ابتدا میگفتند هدف تفاهمنامه تثبیت دستاوردهای میدانی است. اما ضمن آن این را هم میگفتند که البته ما خوشبین نیستیم و میدانیم به احتمال زیاد ترامپ سعی خواهد کرد تفاهمنامه را نقض کند. طبق این روایت دوگانه زیرکانه، تفاهمنامه چه نقض بشود چه نشود ایشان میتوانند بگویند مصیب هستند چون هر دو حالت را پیشبینی کردند. اما سؤال جدی این است که آیا دستاورد نقدی که تفاهمنامه به ترامپ و نتانیاهو داد قابل اغماض است؟ اعم از خروج هزاران نفتکش از تنگه و بهبود جدی بازار نفت و ذخایر نفتی استراتژیک آمریکا (https://farsnews.ir/EnqelabStreetTV/1784220470438521935/)، ضمن خروج ترامپ از زیر فشار انتقادات سیاسی و لغو مصوبه احتمالی کنگره برای محدود کردن اختیارات جنگی او و اقدام به محاصره دریایی ایران بعد از تفاهمنامه و اقدام اسرائيل به اشغال و پاکسازی قومی جنوب لبنان بعد از ۲۵ سال پایداری تمامیت ارزی لبنان و ضربات جدی به زیرساختهای حزبالله. آیا همه این خسارتها که برخیشان واقعا جبرانناپذیر نیز هستند قابل اغماض است؟ به علاوه آقای قالیباف تفاهمنامه را سند شکست آمریکا نامیدند و گفتند میخواهند گرهای که با دست باز میشود را با دندان باز نکنند. معنی این تعبیرها آیا این نیست که بر خلاف القائات آقای محمدی، آقای قالیباف به توفیق این تفاهمنامه خیلی خوشبین بودهاند و به آن دل بسته بودند؟! به علاوه آیا مذاکره مستقیم با آمریکا بعد از منع آن از طرف رهبر شهید آن هم بعد از شهادت ایشان معنای بسیار زشتی ندارد؟ یعنی انگار تیم مذاکرهکننده بگوید با وجود حذف شخصیت معنوی بزرگ ایران که مانع مذاکرات بوده است ما حالا خودمان حاضریم مذاکره مستقیم کنیم با شیطانی که حالا دستش به خون رهبر ما هم آلوده است؟! به نظر شما آیا چنین برداشتی در ذهن بسیاری از سیاسیون غربی و مردم خودمان شکل نمیگیرد؟ پیشتر این هم عرض شد که مجموعه وفاق و آقای قالیباف و محمدی تظاهر میکردند که در مذاکرات همه چیز با رهبر معظم هماهنگ است. روایتی که آقای نبویان و برخی دیگر از نخبگان جبهه انقلاب دادند و بعدا با پیام علنی رهبری تأیید شد این بود که بر خلاف قول آنها تخطیهای جدی در مذاکرات از خطوط رهبری اتفاق افتاده بود که موجب تذکر جدی ایشان شده بود که منجر به اعلام برائت محترمانه ایشان از مذاکرات در پیام علنی ایشان شد! بنده برخی از این موارد را در سؤال ۴۱۹۷۳ هم مطرح کرده بودم اما استاد محترم با تذکر یک سری کلیات به راحتی از کنار همه آنها بدون هیچ پاسخی عبور کردند و امروز میبینم به یک نگاه تملقآمیز و شاعرانه از آقای قالیباف و محمدی رسیدهاند! بنده تلقیام این است نگاه عارفانه و رومانتیکی که حضرت استاد به عالم و آدم دارند (که در جای خود بسیار مطلوب و عالی است) اما از حیث روششناختی این تهدید را ایجاد میکند که با نگاه اسماء اللهی! و رحمانی! به شایستگیهای نسبی و سمبولیک افراد (مانند سابقه ایثارگری آقایان پزشکیان و قالیباف) این خطاها و اشکالات جدی آنها را نبیند؛ خصوصاً که در اطراف آقای قالیباف مشاورانی هستند که شخصاً انسانهای مؤمن و نجیب و باهوشی هستند اما چه کنیم در عرصه پیچیده سیاست ایمان و نجابت و هوش به تنهایی کافی نیست و برخی مسائل سیاسی آنقدر تخصصی و فنی و پیچیده و نیازمند ملاحظات جامع است که متخصصین هم دچار اشتباه میشوند، چه برسد به اینکه استاد گرامی بخواهند ایده غروب هستهای و طلوع نفتی آقای شاکری مشاور اقتصادی آقای قالیباف را که ایدهای برای همکاری نفتی استراتژیک با آمریکا بوده را به عنوان یک سند افتخار برای آقای قالیباف تلقی کنند با اینکه این ایده به عنوان یک ایده استعماری از طرف کارشناسان انقلابی نقد شده است! بگذریم که همین آقای شاکری با دفاع از راهاندازی سیاست ارز توافقی به دست آقای همتی، در فاجعه سقوط بیسابقه ارزش پول ملی در دو سال اخیر که نهایتاً موجب شورشهای دیماه شد مقصر هستند. مطالبی که عرض شد به طور تفصیلی از طرف نخبگان جبهه انقلاب مطرح شده است ولی نه تنها مسموع واقع نشده بلکه ایشان در این مدت از طرف جریان اصلاحات و برخی نزدیکان آقای قالیباف مورد طعن و هتاکی قرار گرفتهاند اما حضرت استاد میپندارند این نخبگان منتقد آقای قالیباف هستند که دچار تندروی هستند آن هم به دلیل ضعف ایمان! متاسفانه همین نگاه اما به شکل غلیظتر و تندتر آن در آقای دکتر مجتبی زارعی هم هست که یگانه همّ خود را در این دو سال درگیر شدن با همه نخبگان منتقد وفاق و آقای قالیباف کردهاند و همزمان داعیه سیاست فطرت و متعالیه نیز دارند! استاد محترم! فرصت بیشتر برای تفصیل این انتقادات فنی و تخصصی نیست. اما تأمل در لیست بلندبالای منتقدان آقای قالیباف که طیفی از چهرههای نخبه سیاسیتر تا فنیتر جبهه انقلاب را تشکیل میدهد باید موجب شود که در اعتماد مطلق به دو سه چهره متخصص اطراف آقای قالبیاف تردید نمایید: آقایان رسایی، ثابتی، نبویان، ایزدخواه، جبرائيلی، صمصامی، فؤاد ایزدی، عطا بهرامی، یوسف عزیزی، علی عبدی، فرشاد مؤمنی، حسین راغفر، حسین دهباشی و ... این تصور که این طیف متنوع که همگی یا سابقه سیاسی قابل توجه و/یا سابقه علمی و تخصصی دارند و اغلب درستترین پیشبینیها را در موضوعات مختلف داشتهاند همگی اشتباه میکنند و فقط آقای قالیباف و محمدی و شاکری درست میگویند به نظرم ناشی از کانالیزه بودن منابع اطلاعاتی استاد گرامی است. برای آشنایی بیشتر با این طیف منتقد گفتگوی اخیر دراین لینک را نیز علاوه بر لینکهای پیامهای قبلی پیشنهاد میکنم https://www.aparat.com/v/gaf2w28 حضرت استاد هر طور صلاح دیدند این پیام را با کم یا زیاد منتشر بفرمایند یا نفرمایند. مشکلی نیست. عذرخواه از تصدیع و التماس دعا
باسمه تعالی: سلام علیکم: خدا قوت! در راستای دو گفتگویی که تحت عنوان«ما را گفت و گویی در میان است» https://eitaa.com/matalebevijeh/23124 و https://eitaa.com/matalebevijeh/23167 عرض شد . عنایت دارید که ورود اینگونه به این مباحث نیاز به فرصت زیاد دارد تا بتوانیم روح و روحیۀ همدیگر را درک کنیم بخصوص که بنده ابداً و ابداً منتقدین به آقای قالیباف را «مشتی افراد کینهای و تندرو» نمیدانم و نگفتهام. و این بسیار برای امثال عزیزانی چون جنابعالی خطرناک است. و از آن بدتر اینکه میفرمایید: «در حقیقت به نظر میرسد جناب استاد، روایت جناح آقای قالیباف را دربست پذیرفتهاند و حاصل کار یک نگاهی است که ناخواسته سر از تملق و مداحی درآورده است». خدا به من و شما هر دو رحم کند. به من رحم کند اگر چنین نگاهی دارم! و به شما رحم کند اگر چنین برداشتی از سخنان بنده حقیر دارید! به نظر بنده همۀ مشکل آن است که جایگاه تاریخی تفاهم نامه درست دیده نشود و فکر میکنم رهبر معظم انقلاب با تمام امید در این آخرین پیامشان سعی بر آن داشتند تا از این زاویه ما را وارد تاریخی کنند که بتوانیم «همدیگر» را بفهمیم و در این صورت نگاه امثال جنابعالی به بنده به اینکه گمان شود منتقدین آقای قالیباف تندرو هستند، به کلی تغییر میکند زیرا بنده عزیزان را دعوت به «تفکر» میکنم و اتفاقاً نگاه جناب آقای دکتر مجتبی زارعی در حالت کلی، نگاه حکیمانه میدانم https://eitaa.com/Dr_Zareii_Siasatefetrat/4015 و این را برای امثال جنابعالی بسیار خطرناک میدانم که شخصیتی همچون آقای دکتر مجتبی زارعی را درک نکنید.
آرزومندم افرادی مانند آقایان رسایی و ثابتی و نبویان بتوانند افرادی چون آقای زارعی را درک کنند، در آن صورت است که ما در جهان «دیگری» وارد میشویم که بحث آن مفصل است. حقیقتش انتظار داشتم بعد از پیام اخیر رهبر انقلاب این نوع نگاه که بیشتر نفی نگاه هر آنکس غیر از نگاه خودتان است تغییر کند، به همان صورتی که جناب آقای دکتر سعدالله زارعی در یادداشت اخیر خود در روزنامه کیهان تحت عنوان «توشهای از پیام بصیرت و جهاد رهبر انقلاب» در این مورد متذکر نکات خوبی شدهاند. https://eitaa.com/MANABEVIZHEH/797
البته بنده با نظر به دغدغههای دلسوزانه جنابعالی و امثال جنابعالی به هیچ وجه ناامید نمیباشم، از آن جهت که انقلاب اسلامی راهی میباشد به سوی تعالی هرچه بیشتر انسانها در انسانیت خود و دیگران، امری که در پرسش و پاسخ شماره ۴۲۰۵۹ میتواند مدّ نظر قرار گیرد. https://eitaa.com/matalebevijeh/23300 و سعی بنده آن است در سلسله مطالب «روایتهای برترین حضور» https://eitaa.com/bartarin_hozoor متذکر همین امر باشم که البته گویا هنوز زمانۀ آن نرسیده است. موفق باشید
بسمه تعالی سلام علیکم: استاد برای آشنایی با شخصیت ابن عربی و موضوع کتاب های ایشان چه منبع و کتاب را معرفی میکنید که ایشان را و کتب ایشان را به خوبی معرفی کند؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: کتاب «محیی الدین ابن عربی؛ چهره برجسته عرفان اسلامی» نوشته محسن جهانگیری، تحقیقات خوبی در آن کتاب هست و پس از آن کتاب «فصوص الحکم» ابن عربی بسیار پر مطلب است. موفق باشید
بسمه تعالی. سلام علیکم (اعتدلال نفسانی؛ لازمه اقتصاد اسلامی). مواجه تفکر غرب با جامعه از جنس سرعت و کثرت روحیه ای را گستراند که انسان ها بخواهند در کمترین زمان به بیشتزین سود برسند. اینچنین ضمضمه های گران فروشی به فریاد فقر کشیده شد. روحیه ای که دیگر مایل نبود روالِ _شاید بشود گفت هزاران ساله ی_ تعاونات بشری را ادامه دهد؛ به گونه ای که دیگر فعالیت خود را به سود معمول ادامه نداد و خواست هرآنچه ار دست دارد را به بالاترین سود ها مبادله کند. آن روال هزاران ساله ای که بیان شد، روحیه ای عقل گرا بود که حساب و کتاب داشت و حس رضایتمندی از تعاملات اقتصادی متعادل_یا به نگاه امروزی، خورد!_ باعث میشد کار خویش را به بهترین شیوه در اوج حس مسئولیت پذیری به انجام برساند. جهان امروز نیز لاجرم از بازگشت به همان روحیه گذشته است که برپایه تعقل و منطق و ارتباط برابر و اجتماع گرای درضمن حفظ خود است تا از خود گرایی محض خارج شود. آن روحیه ای که در غالب ها نمیگنجید، و امروز نیز با ابزار های جدید تا حدود بسیاری همخوان است؛ اگر چه که برخی از ابزار های امروز برپایه همان روحیه ی غربی شکل گرفته اند که ذاتا با مناعتطبع و قناعت و تعقل در تضاد هستند.
باسمه تعالی: سلام علیکم: مهم معنایی است که بشر باید از خود داشته باشد. انقلاب اسلامی به عنوان «جهان بین دو جهان» متذکر حضور انسان جدید است در جهان جدید، در عین توجه به انسانیت انسانیِ انسانها تا با رعایت هر انسانی از آن جهت که انسان است، عملاً خود را در وسعت انسانیتِ انسانها حاضر میکند که نماد امروزینِ آن را در آن «آقای شهید ایران» یافتید تا آنجایی که وصیت کردند روی کفن خود آن جمله را بنویسند https://eitaa.com/matalebevijeh/23281 موفق باشید
سلام و ادب خدمت استاد گرامی: با توجه به نزدیکی اربعین حسینی و از سویی تاکید بر حفظ خیابان جهت حفظ نظام و انقلاب، جسارتا میتوانم نظر جنابعالی را در باب شرکت یا عدم شرکت در مراسم اربعینی سوال کنم؟ سپاس از پاسخگویی
باسمه تعالی: سلام علیکم: باز هم باید بررسی کرد. شاید با شروع زودتر برای عدهای و شروع دیرتر برای عدۀ دیگر و تقلیل زمان سفر، قابل توجه باشد و از طرفی باید صبر کنیم ببینیم جریان جنگ به کجا میکشد. موفق باشید
سلام علیکم حضرت آقا تو پیام اخیرشان مبنی بر خونخواهی و قصاص قاتلان آقای شهید فرمان قتل صدر تا ذیل فهرست دست اندرکاران و مباشران را داده ، درسته؟ ترامپ و ونس و روبیو و هگست و کوشنر و ویت کاف هم شامل این لیست میشه دیگه؟ آیا منطقیه وقتی امام حکیم جامعه دستور قتل کسانی رو صادر کرده گروهی رو هم برای مذاکره با آنها بفرسته؟؟در این رابطه جایگاه مذاکره چه میشود ؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- امروز موضوعِ قصاص از طریق ایران و بصیرتی که در مردم پیش آمده، یک فرهنگ شده است تفکر تاریخی یعنی اینکه جبهه استکبار با روحیه تمامیت خواهی اش بنا داشت ایران مستقل را از میان بردارد و حال ما با تولد ایران جدیدی روبرو هستیم همراه با مردمی که متوجه آشوب داخلی نیز هستند میدانند لازمه این حضور تاریخی صبر و بصیرت و توجه به آن آینده بزرگ است و اینجا است که این ملت به جای قصاص ترامپ به عنوان یک فرد، موضوع انتقام را پیش کشیدهاند از آن جهت که قصاص کشتن یک نفر است در ازای آن کسی است که او کشته. در حالی که انتقام مقابله با شخصی است که نماینده یک فرهنگ است به همان معنایی که ترامپ رئیس جمهور آمریکا میباشد و به عنوان رئیس جمهور تصمیم گرفته پس انتقام از او انتقام از جمهور و جمعیتی است که او نماینده آنها میباشد . آری جناب مختار کسانی را قصاص کرد که آنها زیر نظر عبیدالله و عمر سعد که آنها نیز ذیل یزید ملعون بودند فعالیت میکردند که در جای خود موجب تشفی خاطر بازماندگان شهدای کربلا شد ولی حضرت مهدی«عجلاللهتعالیفرجهالشریف» به عنوان منتقم با جریان یزید مقابله میکنند و بحمدالله مردم ما به عنوان منتقم با به قتل رساندن ترامپ و امثال او با یک جریان مقابله میکنند. و نگاه تاریخی کمک میکند تا متوجه تفاوت جایگاه تاریخی مختار با امامی که موصوف هستند به «این الطالب بدم المقتول به کربلا» باشیم و از این طریق است که ایران جدید به میدان میآید تا برای همیشه سایه ترور را نه تنها از کشور ایران بلکه از جهان دور کنند و این رسالت ایران میباشد که پیش آمده است و از این جهت انتقام، عملاً یک حرکت سیاسی میباشد در راستای سیاست گذاری جهان از طریق ایران. 2- البته در هیچ شرایطی مذاکره منتفی نیست، مهم آن است که آن مذاکره وسیلهای باشد برای تحقیر متجاوز و احیای حق ملت، و از آن جهت که مفاد مذاکرۀ ما با آمریکا عملاً تحقیر آمریکا بود؛ ترامپ زیر بار نرفت و به گفتۀ رهبر معظم انقلاب امضای خود را بیارزش و وحشیگری خود را ثابت کرد. به گفته سردار محسن رضایی چرا در حین جنگ با آمریکا همچنان مذاکره را ادامه ندهیم ؟ https://eitaa.com/matalebevijeh/23285 . چه اندازه خوب است که با دقت بر پیام اخیر رهبر معظم انقلاب که میفرمایند: « از اصولیترین امور، اصرار بر اتحاد مقدّس در همهی سطوح است، پرهیز از تفرقه و تنازع وظیفه همگانی است» باید متوجه باشیم طوری سخن نگوییم که شخصیت و نقش آنها مدّ نظر قرار نگیرد. موفق باشید
سلام استاد عزیز: امیدوارم سلامت باشید. این متن شرح حالیست از چیزی که با خودم تجربه میکنم. ببخشید اگر طولانیست و وقتتان را میگیرد. دلم میخواهد به حافظ بگویم از این حال عجب، که من در شلوغی و روزمرگی آرامترم تا در خلوت و تنهایی.. در خلوت و تنهایی برای من هوا طوفانیست، آشوب است و انگار در پهنه اقیانوس با باری از هیچ رها شدهام. وقتی در سکوت میروم، تاب خودم را ندارم. چقدر این سکوت سنگین است، انبار هیچهایم شده. آیا تا به حال بار هیچ را به دوش کشیدهای؟ باید در شلوغی کارها و آدمها اینقدر غرق شوم که ابدا آن سکوت را احساس نکنم. دیدی چطور بچهها را آرام میکنند؟ مدام با اسباب بازیها صداهای مختلف میسازند تا حواسش پرت شود و آرام شود. من هنوز هم با اسباب بازیها سرگرمم، تنها تفاوتش این است که اسباببازیها بزرگتر شدهاند و البته بازیگردان هم الان خودم هستم! با همه این اوصاف خواستم فکری کنم برای آن صداهای ساختگی. با خودم گفتم بگذار رهایشان کنم گفتم بگذار یاد بگیرم چگونه با خودم سر کنم و خلوت و تنهایی را خواستم. (البته نمیدانم این فعل خواستن را چگونه صرف کنم؟ من خواستم یا کس دیگری خواست یا اصلا مجهولش کنم و یا به ماضی و آینده ربطش بدهم) نوشتن از این قسمت قصه از همه جا سختتر است. نمیدانم چه شد که به خودم آمدم و دیدم در سکوت نشستهام. بگذریم، حتی خودم هم نمیتوانم باور کنم چگونه آدم چیزی را برمیگزیند که تاب بودنش را ندارد؟ کاش برای این سوال پاسخی پیدا شود. دیگر نمیتوانم بنویسم، بلد نیستم ادامه بدهم ولی یک جا تو خوب گفته بودی: دلم ز حلقه زلفش بجان خرید آشوب / چه سود دید ندانم که این تجارت کرد. من هم نمیدانم..من هم نمیدانم جناب حافظ.
باسمه تعالی: سلام علیکم: زمانه، زمانهای است که برای عبور از نیستانگاری و پوچی باید به «وجود» نظر داشت و به خوبی یافتهاید که چگونه به جای حضور در «انبارهای هیچ» خود را در سکوت حاضر کنید و معلوم است که «وجود» چیز خاصی نیست، حضوری است که پیش میآید بدون اراده، ولی با «انتظار». و همۀ غزلهای حافظ چنین حکایتی دارند. در این رابطه عرایضی در سلسله مباحث «انقلاب اسلامی، انتظار، وارستگی» https://lobolmizan.ir/sound/1096?mark=%D9%88%D8%A7%D8%B1%D8%B3%D8%AA%DA%AF%DB%8C شده است. موفق باشید
با سلام و ادب جناب استاد طاهرزاده: مطلبی بود به ذهن حقیر رسید. خواستم نظر حضرتعالی را جویا باشم که آیا بسط این فرضیه درست است یا خیر؟ آنچه بین مفسران قرآن گفته شده است که در مقایسه حضرت خضر با حضرت موسی گفته شده که ولایت حضرت خضر از نوع «ولایت تکوینی» یعنی سرپرستی موجودات جهان و عالم خارج و تصرف عینی داشتن در آنها بوده و ولایت حضرت موسی علیه السلام از سنخ «ولایت تشریعی» یعنی ولایت بر حکومت و نظام و اداره و تنظیم امور عباد و تأمین امنیت بلاد و .... است. حال سوال این است که آیا جایز هستیم که ولایت امام خمینی (ره) را در عصر حاضر از نوع ولایت حاکم بر نفوس و ولایت تکوینی بدانیم (چرا که شاید بتوان گفت نفس قدسی ایشان خصوصا تقارن ولایت ایشان با دوران جنگ تحمیلی و از سویی کهولت سن ایشان، فرصت مناسب تر و بهتری بود نسبت به اینکه در تنظیم امور شهروندی و اجتماعی و روابط ملل و افراد بطور مستقیم ایفای نقش و دستور اجرایی داشته باشند) و از سوی دیگر ولایت امام شهید خامنه ای را همچون ولایت حضرت موسی علیه السلام از نوع ولایت تشریعی بدانیم، چرا که ایشان با توجه به شرایطی که داشتند از قبیل سفرهای استانی و دیدارهای متعدد با اصناف مختلف و همچنین سخنرانی های کوبنده و هماهنگی قوای نظامی و ... بر تنظیم روابط حکومتی و دستورات خطشکن، فرصت بیشتری داشتند. اگر چنین تشبیهی درست باشد، آیا می توان منزلت رهبری جدید را به امام شهید مثابه منزلت هارون به موسی دانست و این فرضیه را بسط داد....؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: در جای خود این نکته که میفرمایید نکتۀ ظریفی میتواند باشد ولی عنایت داشته باشید که پیامبر خدا «صلواتاللهعلیهوآله» فرمودهاند که جامع حضرت خضر و حضرت کلیم الله «علیهماالسلام» هستند و از این جهت ذیل وجود مقدس پیامبر خدا، ولیّ فقیه قرار دارد. و از این جهت به طور کلی میتوان گفت جمع تکوین و تشریع میباشد در عین تفاوتهایی که دارند. موفق باشید
سلام استاد: به نظر شما با توجه به شرایط امروز کشور ماندن در ایران و شرکت در تجمعات خیابانی مهمتر است یا شرکت در راهپیمایی اربعین؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: هر دو حضور در جای خود خوب است. اگر بتوانیم آن دو را جمع کنیم، شاید بهتر باشد. در این مورد نظری به سؤال و جواب شمارۀ 42028 بیندازید. موفق باشید
سلام ببخشید این جنگ به نقطه غیر قابل بازگشت رسیده. اینجا همان مرحله ظهور و بروز این جنگ وجودی ست.یا استقلال و امنیت و خاک ایران خواهد ماند یا ابرقدرتی و قدرت هژمون بودن آمریکا در جهان ... هیچ حالت سومی متصور نیست. یا آمریکا باید یک پیروزی روشن به دست آورد و تنگه هرمز را کاملا تحت اختیار داشته باشد یا زیربنای قدرت این فرعون زمان متلاشی خواهد شد و همین جنگ نقطه عطف غرق شدندآمریکا خواهد بود. لذا بسیار طبیعی و بدیهیست که تمام ظرفیت های خارجی و داخلی اعم از منافق و کودتاچی و سلطنت طلب و اصولگرای غربگرا و اصطلاح طلب مفسد و همسایه خائن و...همه و همه به این میدان خواهند آمد. جنگ احزاب انقلاب اسلامی ست.به هوش باشید و بیدار که دل به یاران سست عنصر نبندید و نگاهتان به نائب امام زمان باشد و بدانید که ((هر مصر فرعونی دریا دارد...)) اینجا محل تفسیر شدن آیه کلّا انّ معی ربّی ست.اینجا محل بلعیده شدن تمام سِحرهاست.
باسمه تعالی: سلام علیکم: حکمت الهی را بنگرید که چگونه از طریق تنگه هرمز میدانی برای حضور ما در تاریخ گشوده است که جبهه استکبار هیچ راهی برای نجات خود از این میدان ندارد و تماماً با تحقیر و شکست روبرو شده است .چه خوب گفتند که: امروز "تنگهی هرمز"، تنگه اُحد است. درود بر دلاورمردان محافظ تنگه که هیچ غنیمتی قلب و توجه مراقب آنها را فریب نمیدهد. در این رابطه خوب است به لطف الهی بیندیشیم که چگونه خدا مقدّر کرده است تا ما بتوانیم در مقابل جبهۀ استکبار با آنهمه قدرتهای ظاهری، بایستیم و به لطف الهی همانطور که میفرمایید هیبت جهان استکبار از طریق این ملت بشکند. همانطور که آقای رامین نصیری نکات خوبی میفرمایند https://eitaa.com/matalebevijeh/23215
ایالات متحده حتی تصور هم نمیکرد که روزی کشوری بتواند در برابرش بایستد و از اجرای دستوراتش سر باز زند؛ با این حال، ایران نه تنها چنین کرد، بلکه آن را به وضعیتی از تحقیر کامل کشاند.
🔹این یک واقعیتی است که حاکمیت آمریکا را زجر میدهد؛ تصور اینکه ملتی وجود دارد که برای قدرت و هیبت آمریکا تره هم خُرد نمیکند، پایبند به ارزش ها و اعتقادات خود است، از شرف و عزت و استقلال خود دفاع میکند، و بر همین اساس سخت ترین ضربات را به امپراتوری زر و زور و تزویر وارد کرده، آنها را زجر میدهد.
🔹حال نه توانایی سرکوب این ملت را دارند، و نه میتوانند با وعده های سر خرمن آن را بفریبند. ایران اکنون به کمتر از تسلیم آمریکا و اخراج ارتش تروریستی اش از منطقه خلیج فارس راضی نخواهد شد.
موفق باشید
سلام علیکم استاد عزیز در مورد بحث حضرت هارون و حضرت موسی وقتی حضرت موسی از کوه طور برگشتند جواب حضرت هارون این بود که به خاطر تفرقه با گوساله پرستی بنی اسرائیل مقابله نکردند حال سوالم این هست که بین شرک گوساله پرستی و تفرقه کدام اولویت دارد؟؟ و آیا نباید شرک که گناه نابخشودنی هست بر تفرقه ترجیح میدادند؟؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: تصور آن قوم در غیاب حضرت موسی«علیهالسلام» آن بود که با پرستش گوساله، خدای حضرت موسی را میپرستند و از این جهت به حضرت هارون«علیهالسلام» میگفتند دخالت نکنند تا خود حضرت موسی«علیهالسلام» بیایند. و این غیر از آن نوع شرکی است که بهکلّی از آموزش انبیاء بیرون است که البته معلوم است این از تفرقه، خطرناکتر است. موفق باشید
سلام و عرض ادب خدمت استاد محترم، وقتتون به خیر بنده قراره مربی دختربچههای اول و دوم و سوم ابتدایی باشم، مربیِ حلقه صالحین. هدفم اینه که نگاه توحیدی آقا رو بهشون منتقل کنم که ایمان واقعی وارد قلبشون بشه. بچههای تو این سن خیلی به نشاط و تحرک و بازی و قصه و شعر احتیاج دارن و منم هیچ وقت مربی نبودم... میخواستم بپرسم شما پیشنهادی برام دارید که طرح مناسبی بتونم برای هر جلسه آماده کنم؟ یا موسسه قوی ای میشناسید که برای تربیت دینی کودک با معارف انقلاب اسلامی کار کنه که بتونم برای دریافت و چینش محتوا ازشون استفاده کنم؟ ممنون میشم لطف بفرمایید و راهنمایی بفرمایید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد در جریان مؤسسۀ خاصی نیستم ولی مباحث «معرفت نفس» از نوع «جوان و انتخاب بزرگ» در این مرحله نیز مهم و مفید است و در این رابطه میتوانید به کانال «رادیو حیات» https://eitaa.com/Radiohayat_ir و یا به کانال «تفکریسم» https://eitaa.com/tafakorism/4207 رجوع فرمایید. موفق باشید
باسلام خدمت استاد گرامی. استاد گرامی سوالاتم را می خواستم با مقدمه وموخره طولانی تری خدمتتان ارسال کنم ولی جهت اختصار سوالاتی مختصر جهت رعایت حال ازخدمتتان می پرسم تشکر از وقتی که می گذارید ۱.استاد عزیز نمیدانم درست می گویم یا نه ولی در ذهنم اینگونه سوال هست که چرا در انقلاب تعداد افرادی که ذات انقلاب را درک کنند ویا اینکه خودآگاهی به آگاهی خود داشته باشنددر بعد از دفاع مقدس به نسبت کم بوده اند؟تا بتوانند در اجرا هم تاثیر گذار تر باشند.آیا این داستان کلی افکار بلنداست که اینگونه یاران اصلیش در ابتدا کم تعدادند؟ ۲.چرا با گذشت سالیان سال ما نتوانستیم سبک زندگی مخصوص خودمان را به شیوه متناسب انقلاب اسلامی عزیزمان ترتیب دهیم.استاد چرا ما به جز افراد صالح شاخص انقلابمان الگوی فردی سبک زندگی و...به تعداد تاثیرگذار تربیت نکردیم؟ آیا زهر شبه سقیفه سازیهای بعد از انقلاب صرفا بوده یا خیر ۳.خب شاید به نسبت افراد منصوب به انقلاب ومسولان،مردم بیشتر نیازمند یک سیستم تذکر و یاداوری دائمی واگاهی دادن به اگاهی ذاتی انقلاب شان در ادامه انقلاب داشتند حال اگر اسم این سیستم تذکر را مجموعه ساختار اموزشی کشور از اموزش وپرورش بگیرید تا حوزه وتبلیغات وصداوسیما و..هرچند برخی بیشتر تحت نظارت حاکمیت هست آیا نیاز نبود که ما این قسمت از اجرا واموزش را بیشتر در قانون اساسی یا به شیوه دیگر که قابل اجرا باشد تحت اشراف نظام برای پیاده سازی وروشن کردن مردم از اینکه ما در انقلاب حرفمان چیست چه میخواهیم و...قرار دهیم تا هنوز بعد از گذشت قریب پنجاه سال گاهی سوالات ابتدایی در ذهن برخی مردم وحتی مسولان ناشی از عدم فهم انقلاب اسلامی شکل نگیرد. حال استاد باتوجه به مشکلی که درقسمت قبل بیان کردم می بینیم که ذات روشن ودرخشنده انقلاب ما گاهی آنچنان مورد غفلت قرا می گیردوجهل عده ای نسبت به انقلاب فضای موج سواری عده ای مغرض را فراهم می کند تا مقاصد ضد دین وانقلاب را پی بگیرند وفضای جامعه را هرچند کوتاه مدت مغشوش کنند وما مجبور باشیم برای وحدت با آنها وفاق کنیم بجای اینکه اصول انقلاب محور وحدت باشد عده ای ناآشنا با مفاهیم انقلاب واسلام پیش قراولان محور بشوند به جای اینکه اصول اصلی انقلاب محور اتحاد ووحدت باشد.
باسمه تعالی: سلام علیکم: مولایمان حضرت علی«علیهالسلام» میفرمایند: «لَا تَسْتَوْحِشُوا فِي طَرِیقِ الْهُدَی لِقِلَّةِ أَهْلِهِ،» در راه هدایت از کمی اهل آن وحشت نکنید، بحمدالله مردم مبعوث شدهای داریم که ماورای این جزئیات داخلی متوجه اصل انقلاب و جایگاه شخصیت رهبر عزیز هستند و به خوبی میدانند ما تا کجاها در حال جلو و جلوتر رفتن به سوی تمدن نوین اسلامی هستیم و این امر نیاز به سبک خاصی دارد که در رهبر شهید ما بود و به نظر بنده اگر ما جهان جدید و بشر جدید را بشناسیم، در درک جایگاه این انقلاب بزرگ بسیار موفق خواهیم بود و به هر حال خدا میداند چه اندازه باید نسبت به آیندۀ این انقلاب با همه ضعفهایی که داریم امیدوار باشیم، به همان معنایی که آن رهبر شهید به خوبی نسبت به آیندۀ تاریخ این انقلاب امیدوار بودند.
چشم اندازی پیش روی ماست که بسیار تعیینکننده است و مهمترین فاکتور این خواهد بود که جامعۀ ما اتحاد و انسجام و تابآوری خود را حفظ کند. میدان بزرگی در مقابل این جبهه طرحریزی شده که بسیار نیازمند صبر و پایداری و شکیبایی و حفظ وحدت ملی میباشد و معلوم است که دشمنان ما بسیار امیدوار به نتیجه جنگ شناختی شان هستند تا صبر و اعتماد به دستاندرکاران را کاهش دهند، در حالی که بحمدالله فرزندان این انقلاب در میدان نبرد با نهایت توان در صحنه هستند. به گفتۀ اساتید اهل نظر جنگی که در ذهنها پیش آمده، به عنوان جنگ شناختی مهمتر از جنگی است که در بیرون در حال انجام است و با نظر به جایگاه تاریخی آنچه بحمدالله پیش آمده بزرگتر و پیچیدهتر از آنی است که ما فکر میکنیم. آمریکاییها احمقانه تلاش میکنند با جغرافیا بجنگند با جغرافیایِ جزایر و جغرافیای ساحل و جغرافیای عمق به آن امید که مثلاً نیروی دریایی نتواند از تنگۀ هرمز صیانت کند و البته ضد انقلاب نیز در این مسیر به کمک آن که ما را ضعیف نشان دهد در تلاش است، ولی سخت باید متوجه بود شکست از نقطهای شروع میشود که ما اجازه دهیم دشمن در ذهن ما برنامهریزی کند غافل از آنکه ما به پشتیبانی ایمان الهیِمان میجنگیم. زیرا به خوبی میدانیم شکست از زمانی برای یک ملت پیش میآید که ذهن و قلب خود را به ادبیات دشمن بسپارد.
مهم آن است که متوجه باشیم هیچ جای تردیدی نسبت به عظمت جایگاه تاریخی این جنگ نیست، آری! ما نیازمند به روح حماسی هستیم که تاریخساز باشد و ذیل حضور سیاسی و اقتصادی، آن حضور، حضور دیگری میگردد که اجازه به سیطرۀ جهان مدرن ندهد و راز امیدواری رهبر شهید ما در همین راستا بود . این است که ما نیازمند به روحی بودیم که در این دفاع مقدس رمضانی با بعثت مردمی در حال طلوع میباشد و در این راستا میتوان امیدوار به تغییر نظام آموزشی خود نیز بود و این مشروط بر آن است که یاران انقلاب به جای آنکه با نگاههای دراز مدت و با نظر به اهداف بلند تمدن نوین اسلامی، «همدیگر را بفهمند، نفی همدیگر نکنند.» موفق باشید
