با عرض سلام خدمت استاد گرامی: خواستم نظر استاد را درباره ی آثار علامه جعفری بدانم. با آرزوی سلامتی و طول عمر برای استاد طاهرزاده.
باسمه تعالی: سلام علیکم: خدا آن مرد بزرگ را رحمت کند که حقیقتاً ما در فرداهای خود نیز به او نیازمندیم چه از جهت آثار و گفتار ارزشمندش، و چه از جهت شرحی که بر مثنوی نوشتند. موفق باشید
سلام استاد وقت شما بخیر: از میان دوستان قدیمی، دوستی داشتم که به نظام خودمون خوش بین نبود، کم کم شدتش بیشتر شد، تا جایی که برای شهادت آقا خوشحال بود.😔 من دیگه باهاش ارتباط ندارم، اما نمیدونم چیکارکنم، یکبار بهش زنگ بزنم و سعی کنم حرفهایی که میدونم درست هست رو بهش گفته باشم؟ سعی کنم و تلاش کنم براش؟ یا کلا باهاش ارتباطم رو قطع کنم؟ دوستیمون خیلی عمیق بود، هم دلم برای دوستیمون میسوزه هم خودش که با انتخاب های غلطش، آخرتش رو نابود میکنه.
باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر زمینۀ انصاف دارد؛ نباید با او قطع رابطه کرد. ولی اگر حقیقتاً اهل انصاف نیست، چرا وقت خود را صرف او کنید. موفق باشید
سلام و عرض ادب محضر استاد: من نسبت به دختر ۱۵ساله ام بسیار با عصبانیت و خشم برخورد میکنم و این عمل خودم رو هم بشدت آزار میده. خواستم هم دلیل خشم درونی که خودشو نشون میده بپرسم و هم راهکار عملی و سریع بیان بفرمایند. سپاسگزارم
باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال همواره با مدّ نظرقراردادنِ خُلق محمدی «صلواتاللهعلیهوآله» باید خود را از این نوع مهلکهها رهایی بخشید. https://lobolmizan.ir/sound/660?mark=%D8%AC%D9%86%D9%88%D8%AF موفق باشید
به نام خدا سلام علیکم: تقابل ما با آمریکا و اسرائیل امری ذاتی است. ما هدفی از جنگ با آنها نداریم که برای دست یافتن به آن، برنامه ریزی های حقوقی کنیم. هدف ما «خود بودن توحیدی است» این است که برای بیشتر خود شدن مان متجاوزان را از سرزمینهایمان عقب میرانیم. دشمنان ما هر سیاستی را سربریده اند هیچ احدی نتوانسته از آنها پیروز شود مگر انقلاب اسلامی که متوجه جنگ نرم ایمانی در تاریخ توحیدی است. این جهان زیبا، زاییدهی دردِ نبودن است، شهدا سوختند تا ریشه بدوانند و ما به ثمر نشینیم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! همینطور است. «در جهان جنگ این شادی بس است / که بر آری بر عدو هر دم شکست» و این است راز زندگی توحیدی و شکست هر روزینِ شیطان. به این جملۀ امیرالمؤمنین «علیهالسلام» بیندیشید که میفرمایند: «من نور وحى و رسالت را مى ديدم و شميم نبوّت را مى بوييدم. هنگامى كه بر پيامبر وحى نازل شد، فرياد شيطان را شنيدم. گفتم: اى رسول خدا! اين چه فريادى است؟ فرمود: اين شيطان بود كه از عبادت خويش [از سوى مردم] نوميد شد. همانا آنچه را من مى شنوم، تو نيز مى شنوى و آنچه را من مى بينم تو هم مى بينى جز اين كه تو پيامبر نيستى، اما البته وزير [و دستيار] هستى. راستى كه تو در راه خير و صلاح هستى.» و حکایت امروز ما نیز همین است که مردم مجاهدی ذیل نور امیرالمؤمنین «علیهالسلام» به صحنه آمدهاند و شیطان همچنان شیون میزند، و خداوند را شاکریم که مردمی اینچنین بزرگ داریم که از حیلههای شیطان به خوبی گسستهاند. موفق باشید
سلام علیکم: خدا قوت. با بیانیه اخیر آیت الله اعرافی چه نسبتی گرفتید و چطور آن را فهم و تفسیر می کنید؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: در جای خود سخن درستی است که ما در تفاهم تأکید نکنیم ادامه باید بدهیم که به نظر میآید بیانیۀ سردار قالیباف هم متذکر همین نکته هست که مذاکره از آن جهت که عین مبارزه است باید ادامه یابد و وقتی دشمنان ما بخواهند راه دیگری روند، معلوم است که ما در دل مبارزهای که بحمدالله با شکست جبهۀ استکبار پیش آوردهایم، خود را ادامه میدهیم. موفق باشید
عرض سلام خدمت استاد طاهرزاده بزرگوار: بنده توفیق داشتم در تشیع امام شهیدمون در قم حضور داشته باشم. من چندین مرتبه در این تشییع عظیم از افرادی که پشت تریبون حضور پیدا میکردند، شنیدم که میفرمودند هرکس در تشییع ولی زمانه خود شرکت بکند تمام گناهان او بخشیده خواهد شد. هرچه به این مسئله فکر کردم احساس کردم منظور نمیتواند این گناهان عادی روزمره مردم عادی باشد. شاید چیز دیگری در میدان هست. چرا که این گناهان روزمره عادی مردم رو اگر توبه ای واقعی به میدان بیاید خداوند میبخشد. به هر صورت احساسم این است که منظور چیز دیگری است.
باسمه تعالی: سلام علیکم: شاید منظور آن است که انسان به تولدی دیگر میرسد به همان معنایی که قرآن میفرماید باقیماندن بر بندگی از طریق رعایت حرام و حلال الهی انسان را شبیه امامان معصوم میکند و در مقام اُنس با پروردگارش قرار میدهد. از طرفی خداوند در رابطه با پاکشدن از گناه در اثر توبه و در اثر انجام عمل صالح دو مرحله را گوشزد میکند. یک مرحله که میفرماید: «إِنَّ الْحَسَناتِ یُذْهِبْنَ السَّیِّئات» یعنی اعمال خوب و الهی موجب از بینرفتن سیئات میشود و انسان با اعمالی که در نزد پروردگارش اعمال حَسن هستند خود را از گناهان آزاد میکند و در یک مرحله میفرماید: «... إِلاَّ مَنْ تابَ وَ آمَنَ وَ عَمِلَ عَمَلاً صالِحاً فَأُوْلئِکَ یُبَدِّلُ اللَّهُ سَیِّئاتِهِمْ حَسَناتٍ وَ کانَ اللَّهُ غَفُوراً رَحیما» که اگر انسان توبهکننده و در توبهی خود عمیق باشد، نهتنها خداوند گناهان او را از بین میبرد بلکه آن گناهان را تبدیل به حسنات میکند. شاید مصداق مورد دوم حرّبنیزید ریاحی باشد که با توبهی خود به آنچنان کمالی رسید که مفتخر به شهادت در رکاب امام معصوم شد. حال سؤال شما آن است که مقام حرّ بالاتر است یا مقام کسی که چنین گناهانی را نکرده که مجبور باشد توبه کند. در ابتدای امر معلوم است که آنکسی که گرفتار گناه نشده و خود را شبیه معصوم نگه داشته برتر است ولی از آیهای که میفرماید برای بعضی گناهانشان را تبدیل به حسنه میکنیم نیز نباید به سادگی گذشت، چون دیگر نمیتوان بگوییم آن فرد گناهانی داشته زیرا میفرماید همان گناهان را تبدیل به حسنه کرده، یعنی گویا آنچنان متحول شده که فرصتهای از دسترفتهی او نیز جبران شده و به جای آن ها حسنه قرار داهاند. موفق باشید
نشستهام و هیچ نمیدانم بناست چه بشود. دیروز در محل کار، کاری که بر عهدهام بود را خوب به سرانجام رساندم و زمانی را خالی کردم تا بعد از چند روز مطالعه مقدمه علامه در المیزان، سوره حمد را شروع کنم. (البته به توصیه شما با آن مقصدی که در پرسش و پاسخ شماره ۴۱۸۷۴ مطرح شد. البته با وضعیتی که در این پرسش توصیف شده، نمیدانم پرسشکننده از پس خواندن برمیآید یا نه). حدود پنج شش صفحه خواندم و احساس شعفی از خواندن که پس از خواندن بر دلم میگذشت که "گویا با نس و خواندت المیزان جایگاه امور و نسبتی که باید با آنها پیدا کرد برایم پیدا شود و از این آشفتگی بیرون آیم. چون علامه در نظر و مواجهه با دنیای جدید المیزان را به صحنه زندگی امروزین بشر آورد.» اینها بر دلم میگذشت.اما نمیدانم چرا هر شروعی برایم موانع سختی پیش رویش میآید. درست است که باید آدمی کاری از کاری بازش ندارد، اما همان شب در خانه و بین خانواده جر و بحثی بر سر کوچکترین مشکل پیشآمد، که هیچ وقت پیش نمیآمد و غضبهایی که بر سرمان آوار شد و چقدر بیحرمتیها و چقدر دلم را از بین برد. هر چقدرم که بگویم من تقصیر کارم مگر فایده دارد. دیگر دلم نمیخواست نماز هم بخوانم و نماز صبحم را هم نتوانستم بخوانم. بماند...این قضیه یکی از موانع است... گفتن این جزییات بیخود است. اما چه مد نظرتان بود و چه چیزی در خواندن آن پرسش و پاسخ مد نظرتان آمد که این راه را پیشنهاد دادین؟ آیا از سوال برنمیآید که نویسنده بر هر ارادهای ناتوان است؟ آیا عذاب استدراج الهی را در سوال نمیبینید!؟ الان که اینجا نشستهام، دلم نمیخواهد دیگر نماز بخوانم و حتی استغفار پیش خدا و عذرخواهی از دیگران بکنم. دیگر نمیخواهم حتی کتاب بخوانم و حتی با یاد شهدا و امامشان غرق در اشک شوم. (اگر چه باز تمامشان را انجام میدهم.) کاش حضرت ربالعالمین این عمر را که مرتع شیطان است زود تمامش کند یا قدرتی بدهد تا خودن تمامش بکنم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: به گفتۀ جناب مولوی: «گر به هر زخمی تو پُر کینه شوی / پس کجا بی صیقل آیینه شوی؟» و این، اول کار است که بالاخره شیطان مانع میشود بخصوص و بخصوص از طریق غضب که خودش را نابود کرد و با همین روحیه سعی بر ناکامکردن تلاشهای بقیه دارد که با وسعت وجودی همچون علامۀ طباطبایی که بحمدالله امثال شماها از آن بیگانه نیستید، میتوانید کار را جلو ببرید. موفق باشید
سلام علیکم: متن شما از دغدغهمندی و تعهدِ برخاسته از یک نگاهِ مسئولانه حکایت دارد که بسیار ارزشمند است. برای اینکه لحن متن به شیوهای «آوینیوار» (با همان صراحتِ توأم با ادب و عمقِ معرفتی) نزدیکتر شود، ویرایش پیشنهادی زیر تقدیم میگردد: *** **«سلام و عرض ادب محضر استاد ارجمند؛** **جناب استاد، جسارتِ بنده در طرحِ صریحِ پرسشها، نه از سرِ بیاحترامی، که ناشی از اضطرارِ شرایطی است که در آن، هر بزنگاه را یک «امتحان عاشورایی» میبینم؛ عرصهای که در آن، کوچکترین خطای محاسباتی، لغزشی تاریخی را رقم خواهد زد.** **استاد گرامی، جنابعالی با بازنشرِ تحلیلِ جناب آقای یامینپور، بر این دیدگاه صحه گذاشتید که در مواجهه با مسائل، «درکِ افراد» بر «قضاوتِ آنان» مقدم است. این حقیر نیز در اصالتِ این نگاه —که باید افقِ دید و مراتبِ حضورِ افراد را در تحلیل لحاظ کرد— تردیدی ندارم. اما پرسشِ بنیادینِ بنده اینجاست: چرا در ترازوی نگاهِ شما، این رویکردِ تمدنی و مشفقانه، نسبت به «جریانِ منتقدِ مذاکره و تفاهم» با وضوحِ کمتری دیده میشود؟ چرا در مواجهه با این جریان، آن «درکِ متقابل» که لازمهی نگاهِ تمدنی است، کمتر به چشم میآید؟** **امروز میبینیم که اساتیدِ فاضل و موجهی —همچون حضرات آقایان یزدانپناه، امینینژاد و آیتالله اعرافی— مواضعِ تندی نسبت به جریانِ تفاهم اتخاذ کردهاند. همچنین، این جمله استاد واسطی را ملاحظه بفرمایید:** *«بعد از نامه رهبر معظم انقلاب «مدّ ظلّه»، تاریخ مصرف برخی تحلیلگران از جمله آقای مهدی محمدی، منقضی شده است.»* **طبیعتاً چنین مواضعِ صریحی از سوی این بزرگواران، ریشه در بینش و اطمینانِ عمیقی دارد که نمیتوان به سادگی از کنارِ آن گذشت. مشتاقم بدانم منطقِ این تفاوتِ رویکرد در نگاهِ شما چیست؟»** *** ### چند نکته برای اصلاح: ۱. **ایجاز و وقار:** جملات طولانی به جملات کوتاهتر و ضربآهنگدار تبدیل شدند تا عمقِ مطلب در عینِ صراحت حفظ شود. ۲. **حذف حشو:** عبارت «خدایی نکرده» حذف شد؛ چرا که در متونِ تراز، لحنِ متن خود گویای ادب است و نیازی به قسمهای کلامی نیست. ۳. **تطبیق لحن:** سعی شد از واژگانی استفاده شود که همراستا با ادبیاتِ گفتمانِ انقلاب اسلامی باشد (مانند: «بزنگاه»، «ترازوی نگاه»، «مواجهه»، «اصالتِ نگاه»). ۴. **ساختار:** جملاتِ پرسشی برای تأثیرگذاری بیشتر، کمی صیقل خوردند تا استادِ مخاطب، ضرورتِ پاسخگویی را بهتر احساس کند. آیا این ویرایش با فضای فکری و هدفی که از این پرسش دارید، همخوانی دارد؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: اتفاقاً بنده شخصاً روحیۀ ادامۀ جنگ برایم زندهتر است ولی با نظر به حضور تمدنی که به لطف الهی در این پیروزی بزرگ برایمان پیش آمده، از تقابل با مذاکرهکنندگان نگران هستم و این به معنای موافقت صرف با مذاکرهکنندگان نیست، بلکه همچنانکه در جواب سؤال شمارۀ 42030 عرض شد خطر در آنجایی است که ما با نظر به افق گشودهشده تمدن نوین اسلامی همدیگر را درک نکنیم که در این رابطه نکاتی عرض شد. https://eitaa.com/matalebevijeh/23244 عمده آن است که فرزندان انقلاب مواظب باشند در گردونۀ موافقت و مخالفتِ همدیگر گرفتار نشوند آنطور که آقای علیزاده بدان دامن میزند. https://eitaa.com/bartarin_hozoor/152 وگرنه اگر با نگاه تمدنی موضوع دنبال شود، اساساً در جهان همدیگر حاضر میشویم ماورای این امور. موفق باشید
🔸 قصهی تشییع شهدا، بهخصوص سیدالشهدای انقلاب اسلامی، حرکتی عظیم در سنت فرهنگی شیعه است که بابی از معرفت را به روی انسان میگشاید. 🔹 ما در «آینهی تشییع» خود را بازمییابیم؛ خودی که به وسعت یک تاریخ است. مواجههی ما با دیگران در تشییع، آن وسعت حضور و یگانگی ما را آشکار میکند. در آنجا خود را در عهد با انبیا و اولیا احساس میکنیم و در وسعت تاریخی خویش ادراک میشویم. 🔸 این صحنه، غایت حضور انسان بر روی زمین است؛ یعنی پیدا شدن «خود تاریخی» انسان و آن وسعت ازلی و ابدی او؛ وسعتی که در یگانگی با حقیقت توحیدی میتواند حاصل شود. 🔹 به تشییع حاج قاسم توجه کنید. آن تشییع چگونه به تعبیر حضرت آقا «باطن ملت را روشن کرد»؟ ما در صحنهای قرار گرفتیم که از همهی فاصلهها آزاد شدیم. هر کس را میدیدیم، گویا خود را میدیدیم. گویی فاصلهها برداشته شده بود و یگانگی را در نسبت با یکدیگر میچشیدیم. حضرت آقا فرمودند باطن ملت ایران آشکار شد. باطن، همان یگانگی میان مردم بود، هرچند در ظاهر تفاوتها و فاصلهها وجود داشت. شهادت حاج قاسم و تشییع او، ظهور باطن ملت ایران بود. حال با این دید، آیا میتوانیم به تشییع حضرت آقا بیندیشیم که چه وسعتی را باید انتظار کشید و تا کجا باید خود را مهیا کرد که خود را در آن وسعت احساس کنیم؟ آنچه در این تشییع آشکار میشود، پیدا شدن همین وسعت تاریخی است. راه کربلا و راهی که حضرت آقا با شهادتشان پیمودند، توحیدی را که در ذهن و باور ماست، در صحنهای پیش روی ما میآورد که آن را «مییابیم». 🔸 آیا غایت حرکت جمهوری اسلامی، پیدا شدن همین صحنهی تشییع نیست؟ آیا نباید بیندیشیم که راهی که حضرت آقا میپیمودند تا بابی از معرفتالله برای انسانها بگشایند، در رخداد تشییع ایشان محقق میشود؟ باید خود را مهیا سازیم که این غایت را ادراک کنیم. در غیر این صورت، ممکن است مسئلهی تشییع را صرفاً پلهای برای رسیدن به چیزی دیگر بدانیم و نتوانیم حضور خود را در آن به درستی فهم کنیم و دچار غفلت شویم. 💠 کانال و سایت وارستگی: 🔺 @varastegi_ir 🔎 http://varastegi.ir
باسمه تعالی: سلام علیکم: دقیقاً نکته همان است که فرمودید که چگونه وقتی انسان ذیل ارادۀ الهی در تاریخ خود وسعت خود را احساس کند، در آن تشییع تاریخی در مواجهه با دیگران، هرکس را، نفحهای از نفحات الهی مییابد که گویا با او اُنسی دیرین دارد و به یگانگی که یاران مهدی«عجلاللهتعالیفرجه» مفتخر هستند، نظر میکند. آیا این نحوه حضور، همان حضوری نیست که سخت بدان نیاز داریم، با سبکی که باید مخاطب ما با نظر به آن سبک متذکر تفکری باشد که گفتنی نیست؟ و باز باید به افقی که از طریق آن سبک میتوان به آن اشاره کرد، بیندیشیم افقی که همچون جامِ جهانبین «حاضر» است ولی باید باز جلو رفت. «گفتم این جامِ جهانبین به تو کِی داد حکیم؟ گفت آن روز که این گنبدِ مینا میکرد». حال مائیم و جام جهان بین انقلاب. موفق باشید
🔸 اخوان ثالث در پایان شعر «زمستان» میگوید: «حریفا! رو چراغ باده را بفروز / شب با روز یکسان است». یعنی اگر فهمیدی که در زمستان هستی، آن چراغی که باید بیفروزی، «باده» و «مستی» است. 🔹 مسئلهی شهادت، یک نحو مستی حضور در نسبت با حقیقت است که آن چراغ راه آینده است. اگر این مستی نباشد، در تنگنای همین زمستان تجدد و دوگانگیهایش باقی میمانیم. 🔸 از این منظر باید به شهادت آقا اندیشید و دید چه درک عمیقتری در ایشان نسبت به انقلاب اسلامی و اسلام پدید آمده بود که حیات دینی عالمانهی خود را در مسیری دنبال کردند که یک ملت «مست» شد؛ مستِ نسبتی با حقیقت. نه صرفاً آگاهی دینی دادند، نه فقط واجبات و محرمات را تذکر دادند، و نه تنها حدودی در سیاست نهادند. بلکه راهی را گشودند که ما بتوانیم در آن قدمی که پیامبران در تاریخ برداشتند، حاضر شویم. پیامبران مستیِ حضوری نسبت به توحید پیش میآوردند. ما نیز اگر در این مسیر قرار گیریم، از مکر لیل و نهار جهان امروز آزاد میشویم. 🔹 شهادت آقا یک انتخاب بود، نه یک تصادف. ایشان عزم کردند که ملت ایران از این مرحله عبور کند و یک نحوه حیات را در وجود خود بچشند و به سوی شهادت بروند تا آن چراغ باده را در برابر ما بیفروزند. ما نیز در اشک بر ایشان و در تشییعشان، باید انتظار چنین مستیای را در خود بکشیم. ببینیم چه نحوه مستیای میتوانیم پیش آوریم که در آن، خود راهی بیابیم و خود عزمی به سوی آینده کنیم، و منتظر تکلیفی از بیرون نباشیم، بلکه آنچه را در وجود خود مییابیم، محقق سازیم. این همان نقطهای است که انسان در عالم انقلاب اسلامی میتواند متولد شود و آن آزادگی انسان محقق گردد. 💠 کانال و سایت وارستگی: 🔺 @varastegi_ir 🔎 http://varastegi.ir
باسمه تعالی: سلام علیکم: همۀ حرف در همین یک کلمه است که چگونه با حقیقت، مأنوس شویم امری که هم «هست» و هم «چیزی نیست». این است آن مستی و حیات و حرارتی که ما را در بر میگیرد و جلال خود را، آری! و جلال خود را به میان میآورد که به یک معنا حیرت است و امری که میتوان نام آن را «توحید» گذارد و دل در گرو آن قرار داد و اشک را تجربه کرد بدون آنکه این اشک نظر به چیزی و ماهیتی داشته باشد. امری که شهدای عزیز و آقای شهید ایران با حضور در عالم انقلاب اسلامی مدّ نظر داشتند و با سبک خاص خود مدّ نظرها آوردند. حال ماییم و آن «جلال». موفق باشید
🔸 این روزها که دغدغههای مختلفی، از جمله مسئلهی تفاهمنامه و چالشهای آن و رویارویی با آمریکا پیش آمده، خطر اصلیای که باید به آن اندیشید این است که آیا ما میتوانیم در این مسائل «همدیگر را بفهمیم»؟ 🔹 فهمیدن همدیگر، غیر از قبول نظر یکدیگر است. ممکن است کسی مخالف تفاهمنامه باشد و دیگری موافق. اما آیا میتوانیم در افق انقلاب اسلامی جایی برای یکدیگر قائل باشیم؟ یا تصور ما این است که انقلاب اسلامی یک «نظریه» است و ما یا با آن موافقیم یا مخالف، و از این رو دیگری را به تحجّر یا خیانت متهم میکنیم؟ 🔸 این خطر وجود دارد که ما خود را «ملاک حقیقت» بگیریم، به جای آنکه خود را در وسعت تاریخی احساس کنیم و حقیقت را در میان خود جستجو نماییم. 🔹 آیا میتوانیم به مسئلهی تشییع توجه کنیم که ما در تشییع حضرت آقا بناست از همهی فاصلهها که هر کس با فکر خود چیزی را حق میداند و نمیتواند دیگری را استقبال کند، فراتر رویم و ماورای همهی اختلافنظرها، یگانگی خود را احساس کنیم؟ 🔸 در این زمینه، منشور برادری حضرت امام (ره) بسیار راهگشاست. آقای انصاری در نامهای به امام نوشتند که امروز شاگردان شما دو گروه با نظرات مختلف اقتصادی و سیاسی هستند و این کار ادارهی کشور را سخت کرده است. از آنجا که آنان شاگردان شمایند، اگر یک نظر را ترجیح دهید، گروه دیگر کنار میروند و نظر واحد تثبیت میشود. امام در پاسخ، پیامی نوشتند که به «منشور برادری» معروف شد. اولین نکتهشان این بود که «اختلاف رحمت است» و عالم تشیع در طول تاریخ با همین اختلاف پیش آمده است و نباید به دنبال یک نظر واحد بود. اما باید «برادری» را بین خود حفظ کنید که اصل و اساس حرکت، برادری است. در انتهای پیام فرمودند که راه سازندگی کشور از «وحدت، برادری و تفکر» میگذرد. 🔹 یعنی به جای نگرانی برای یک نظر واحد، نگران وحدت و برادری میان خود باشید. این امر اساس آیندهی اسلام را پیش میبرد. 🔸 ما میتوانیم ذیل انقلاب نظرهای مختلف داشته باشیم، اما این «پیدا شدن وحدت و برادری» در میان ماست که ضامن آیندهی انقلاب است، نه تئوری و نظر ما. 🔹 چالش امروز ما این است که فکر میکنیم اگر نظر ما محقق نشود، انقلاب به بحران میافتد و با تحلیلهای مختلف میخواهیم آن را محقق کنیم. اما تحقق انقلاب به حفظ وحدت و برادری و یگانگی است. 🔸 اگر شهادت را به مثابه امری میبینیم که ما را در آینده حاضر میکند، باید به این راه بیندیشیم که شهادت راهی است که ما وحدت خود را مییابیم؛ مسیری که در آن یگانگی دوباره آشکار میشود. 🔹 همانطور که آقا دربارهی تشییع حاج قاسم فرمودند باطن ملت که یک نحوه یگانگی است، آشکار میشود. با این نسبت به تشییع میتوانیم از جهان استکبار عبور کنیم. 💠 کانال و سایت وارستگی: 🔺 @varastegi_ir 🔎 http://varastegi.ir
باسمه تعالی: سلام علیکم: البته و صد البته کافی است به جای اصرار بر گرایش خود، هر گرایشی که میخواهد باشد، هر چند محترم؛ خود را در ذات اندیشیدن پاس بداریم حتی به قیمت احترام به نظر «دیگری». اینجا است که تازه معنای وحدت و برادری و تفکر، ظهور میکند و با علاقهمندی تمام در جستجوی اندیشۀ «دیگری» بخواهیم خود را معنا کنیم. و این، آنگاه پیش میآید که تفکر، تاریخی باشد و نظر به افقی داشته باشیم که در مقابلمان بر اساس اقتضائات تاریخی گشوده شده است و همۀ اصرار بنده در این روزها برای حاضرشدن در برادری و وحدت و تفکر، همین نکته است که باید به افقی نظر کرد که به لطف الهی در این تاریخ در مقابل ما گشوده شده است و همچنانکه فرمودید شهادت، اشارهای است به آن افق. خدا کند همانطورکه حضرت روح الله«رضواناللهتعالیعلیه» فرمودند مشعل شهادت را همواره برپا داشته باشیم. موفق باشید
سلام و عرض ادب خدمت استاد عزیزتر از جان: استاد پرسشی مطرح شده، خواستم با شما در میان بگذارم تا اگر صلاح دانستید راهنمایی فرمایید؛ در شرایط کنونی کشور و انقلاب و حضور مردم در خیابان ها و میادین و با توجه به نزدیکی به اربعین حسینی چه کنیم، سفر اربعین یا حضور در خیابان؟ اخیرا مواردی شندیم از بزرگان مبنی بر کوتاه کردن سفر اربعین ولی در عمل با دو یا سه روز امکان این سفر مخصوصا با در نظر گرفتن پیاده روی مسیر نجف تا کربلا میسر نیست. ما را از دعای خیر خود فراموش نکنید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: باز هم باید بررسی کرد. شاید با شروع زودتر برای عدهای و شروع دیرتر برای عدۀ دیگر قابل توجه باشد و از طرفی باید صبر کنیم ببینیم جریان جنگ به کجا میکشد. موفق باشید
سلام و عرض ادب: استاد عزیز سخنران عزیز استاد شجاعی گفتن امسال خالی کردن میادین درست نیست و سریع برید اربعین یکی دو روزه برگردین به نظرم لحن صحبت و محتوا اینطور بود که همین میدان از اربعین بالاتره. خواستم نظر شما رو هم بدونم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر میآید نکتۀ قابل توجهی را فرمودهاند مگر آن که شرایط تغییر کند. موفق باشید
سلام علیکم: درود بر شما. سوالم این هست که چرا ما از محاصره دریایی واهمه داریم؟ میدانم بحث واردات کالاهای اساسی و صادرات نفت و... هست، اما متوجه نمیشم چرا ما نمیتوانیم یا نمیخواهیم محاصره دریایی را بشکنیم؟ آقای محمدی هم در صحبت ها و مخصوصاً مصاحبه ای که اخیرا داشتند میشد به طور ضمنی فهمید که گویا محاصره دریایی مسئله بغرنجی هست و شکستنش به این راحتی نیست. بنده نمیفهمم وقتی موشک ها و پهپادهای ما اهداف مختلف دور و نزدیک را علیرغم وجود رادارها و سامانه های پدافندی هدف قرار می دهند، چگونه نمیتوانند موانع و مزاحمت های محاصره دریایی را هدف قرار دهند؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: اهل نظر و رفقای برنامۀ «به وقت ایران» در عین آنکه قبول دارند محاصرۀ دریایی وسیلهای است تا ما از مدیریت تنگۀ هرمز منصرف شویم؛ ولی بحمدالله عزم مسئولان کشور همه و همه مدیریت بر تنگه میباشد حتی اگر به قیمت آن باشد که وقتی صحنه برای ما نیست، برای هیچکس نباید باشد و این لطف بزرگ خداوند است که ما را در چنین شرایطی قرار داده که میتوانیم با آمریکا بجنگیم و به قول آقای دکتر مهدی محمدی در آخرین سخنان خود: ترامپ شکست خورده و هیچ کاری نمیتواند بکند. https://eitaa.com/mohammadi61 موفق باشید
سلام علیکم عرض ادب و احترام خدمت استادگرامی . به راستی به کدام افق نظر میکنید که در آن تمام کثرات عالم سیاست و افرادی که این مقدار حواشی دورشان هست به راحتی برایتان مسائلش حل میشود؟! خیلی ها دوست دارند بدانند استادطاهرزاده چگونه می اندیشد که چنین ارامشی دارد . چگونه استاد طاهرزاده ای که قطعا نقدهایی دارد به اقای قالیباف عراقچی و و و... چه عینکی میزند که الان همه این عزیزان دل که بقول خود شما سرداران ما هستند را در پازل انقلاب تعریف میکند و دوگانگی یا چندگانگی نمیابد؟! بقول برادر عزیزمان اقای یامین پور:
«اگر مدتی مطالب کانال استاد طاهرزاده را دنبال کنید احتمالاً از زاویهی نگاه او به سیاست تعجب خواهید کرد. او به دنبال "درک" است؛ درک انسان و موقعیت و حضور او در تاریخ. از این زاویه انسانها از آنچه در آینهی رسانهها دیده میشوند، به شما بسیار نزدیکترند. این زاویه، زاویهی اُنس است نه غلبه، نه رقابت و نه قضاوت. در این موقف شما بیرون از هیجان سیاست قرار میگیرید. پس جریانشناسی و تعیین تکلیف و برچسبزنی بیرنگ شده و تعطیل میشود. از این زاویه، حکمت و عقل قدسی آشکار و کینهتوزی ناپدید میشود.»
دعای حضرتعالی را خواهشمندم.یاعلی
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! این ما هستیم و فهمِ آیندۀ تمدنی که پیش آمده. و در این راستا انسانها میتوانند به جای نظر به محدودیتهای امور نزدیک به آن افقهای دور نظر کنند و مردم عزیزی که هرکدام با نظر به آن افقهای دور، دیگری را درک میکنند نکتهای که امروز صبح در جلسۀ « جایگاه تاریخی رخدادکربلا» با مخاطبان محترم در میان گذاشته شد. https://eitaa.com/matalebevijeh/23240 و همۀ تلاش بنده در سلسله مباحث «ما و جنگ رمضان و نظر به حضور تاریخی که در پیش است» https://eitaa.com/bartarin_hozoor آن است که متوجۀ تاریخ بزرگی که برای ما پیش آمده، باشیم و در این صورت حکایتِ «المؤمنُ مرآت المؤمن» پیش میآید. موفق باشید
در باب رسانه و جایگاه آن. سؤال: با توجه به نقش رسانه و تأثیر آن چه راهکاری دارید که ما بتوانیم از رسانه و استعدادی که دارد، استفاده کنیم ولی گرفتار انحرافات آن نگردیم؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! آگاهی از جایگاه رسانه برای جبهۀ انقلاب، فراتر از یک انتخاب، یک ضرورت تاریخی است. ولی مسئلۀ بنیادین اینجاست که توجه داشته باشید ما عموماً در فضای «تکنیک غربی» تنفس میکنیم که دارای سیطره و هیمنۀ خاص خود است. اگر فعالیت رسانهای با تأمل عمیق فکری همراه نباشد، فعالان این حوزه علیرغم تسلط بر فنون و ابزارهای تولید محتوا، ناخواسته در پازل رقیب بازی کرده و در «پرتگاه» هویتزدایی سقوط خواهند کرد و با توجه به اینکه رسانه در ذات خود پیچیدگیهایی دارد که اگر به درستی درک نشود، عملاً به نام مبارزه با رسانه در مسیری قرارمیگیریم که رسانه به دنبال آن است. در حالیکه چالش اصلی، تقابل میان «جهانی که رسانه میسازد» و «جهانی است که خداوند بر بستر سنتها بنا نهاده است». رسانههای مدرن بر پایۀ مدیریت ارادههای بشری، جهانی در راستای توهّمات بشری خلق میکنند؛ اما در اندیشۀ اسلامی، رسالتِ رسانه توجه به جهانی است که خداوند ساخته است و تفاوت ماهوی میان رسالت پیامبر اکرم«صلواتاللهعلیهوآله» و رویکرد ابوسفیان در مفهوم «تغییر جهان» نهفته است. ابوسفیان نماد تمدنی پیچیده بر بنیاد جاهلیت بود که حتی در قالب «سقیفه» و با پوستهای از شعائر دینی (همچون نماز) بازتولید شد؛ جهانی که در آن ارادههای بشری بر جایگاه حق تکیه میزنند، در حالیکه اسلام و دنقلاب اسلامی در این تاریخ، مخاطب را به سوی «سنن الهی» سوق میدهد. این همان مرز باریک میان «تفکر انقلابی» و نگاههای «ظاهرگرایانه» مانند جریان حجتیه است که آینده را صرفاً در تغییر صوریِ حاکمان میبینند، نه در استقرار انسانیت ذیل توحید. رسانه نباید ابزاری برای سرگرمیِ صرف یا تشدید تنشهای بیحاصل باشد. هدف غایی، ارائه یک «سیره» یا «سبک حیات» قدسی است که در آن «حضور در سنتهای الهی جاری در هستی» تجربه شود. ولی برنامههایی که صرفاً به دنبال مشغولسازی مخاطب هستند - حتی با تغییر ظاهرِ مجری از بیحجاب به باحجاب- همچنان در ساحت جهان مدرن باقی ماندهاند؛ چرا که جهان مدرن برای پوشاندن پوچیِ ذاتی خود، ناگزیر از «مشغولسازی» مداوم انسان است. مواجهِ با فضای مجازی به مراتب دشوارتر و پیچیدهتر از مبارزه با بتپرستی در صدر اسلام است. برای عبور از این بحران، بازگشت به «تفسیر المیزان» به عنوان یک ضرورت استراتژیک مطرح میشود. علامه طباطبایی در این اثر، قرائتی از دین ارائه میدهند که بر حضور در «سنن لایتغیّر الهی» استوار است. در صورتی که بدون تکیه بر آن مبانی نظری، حتی ممکن است فعالیتهای کثیر رسانهای رفقا به سلبریتیزدگی و استحاله در فرهنگ جهانی منتهی شود؛ اگر ذیل سنتهای الهی خود را قرار ندهیم و بر مبنای آن سنتها کار را دنبال ننماییم. راز آرامش و اقتدار امام خمینی و رهبری شهید«رضواناللهتعالیعلیهما»، زیستن در افق سنتهای الهی و داشتن «نگاه تاریخی» به پدیدههاست. فعالیت رسانهای زمانی ارزشمند و «عبادی» خواهد بود که در ذیل تاریخِ آغاز شده با انقلاب اسلامی و در جهت ظهور انسان کامل معنا شود. فعالان رسانهای باید متوجه باشند که آیا در تاریخ جدیدی که با انقلاب اسلامی و حضور تمدنی آن پیش آمده، تنفس میکنند، یا همچنان در اسارت زمانپریشیِ جهان مدرن هستند؟ تنها با این خودآگاهی تاریخی است که میتوان از دام چالههای رسانهای عبور کرد و به سوی حقیقت رهنمون شد، که این اول بحث است در سلسله بحثهای «شهادت رهبری و تقابل جهانِ «سنت» با جهانِ ساختگی «رسانه»، در این بعثت تاریخی» عرایضی در این مورد شده که خوب است به آن مباحث رجوع شود. https://lobolmizan.ir/special-post/1771?mark=%D8%B4%D9%87%D8%A7%D8%AF%D8%AA%20%D8%B1%D9%87%D8%A8%D8%B1%DB%8C#sound-row-5886 اینجا است که باید به هستیشناسیِ رسانه در افق انقلاب اسلامی نظر کرد و متوجه تقابل «سنن الهی» و «تکنیک مدرن» بود تا در رابطه با بحران تکنیک، ضرورت تأمل معرفتی در جبهۀ فرهنگی بیش از پیش جدّی گردد. موفق باشید
سلام و عرض ادب: استاد بزرگوار بنده چندین ساله اربعین مشابه حضور داشتم ولی نمیتونم به حرم و زیارت جدم سیدالشهدا سلام الله بروم. بین الحرمین چند ساعتی میمانم و برمیگردیم یکسال رفتم داخل حرم حالم خیلی بد میشه قلبم سنگین میشه تموم روضه ها مجسم میشه و اصلا نمیتونم جلوی گریه ها و... بگیرم و... نمیدونم یعنی به طرف حرم که میروم نمیخوام پا روی زمین بذارم حس میکنم روی خون جدم پا میذارم خلاصه حالم خیلی زاره از این طرف این همه سفارش و توصیه به حضور درحرم شده نمیدونم من محروم هستم چرا هر روز بر مصیبت کربلا گریه میکنم و سرمایه را روی ضریح میذارم و... تا کمی آروم شوم ولی وقتی فکر رفتن به سفر میکنم دوباره اون حالت سنگین برام تداعی میشه راهکاری میخواستم برای اینکه کمی آرام تر شوم و بتونم اون ضریح مطهر 😢 را زیارت کنم و تبرک بشم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: خدای را بسی شکر باید بکنید که دل را به حسین «علیهالسلام» سپردهاید. به نظر میآید با مطالعۀ کتاب «حماسۀ حسینی» https://eitaa.com/arshiv3133/285 و کتاب «کربلا، مبارزه با پوچیها» نگاهتان ان شاءالله نگاهی میشود که ساحت دیگری از حضور در محضر امام را با زیارتی مستقیمتر بیابید. موفق باشید
با سلام و احترام: چگونه از معرفت نفس به معرفت امام و اتصال با او پل بزنیم؟ درچه مباحثی این مطلب را بسط داده اید؟ ارتباط وجودی با امام که طور دیگری است و متفاوت از ارتباط متعارف قلبی و دلی است چگونه حاصل میشود؟ با تشکر
باسمه تعالی: سلام علیکم: در موضوع رسیدن به معارف عالیه، اتفاقاً شاید بتوان گفت بدون معرفت نفس بعید است بتوان به آن معارف عالیه دست پیدا کرد. به همین جهت فرمودهاند: «تو پای به راه در نِه و هیچ مپرس». موفق باشید
سلام استاد: من مدام حق و باطل رو گم میکنم یعنی کلیات رو میفهمم اما مصداق رو اشتباه پیدا میکنم ،استاد من خانم هستم اما شاغلم ولی مرخصی بعد تولد فقط تا نه ماهگیه با سه چهارم حقوق و درست زمانیکه بچه شروع میکنه به فهم اطرافیان باید مادر بره سرکار، بنظرتون این درسته، توی بعضی کشورها که مسلمانان هم نیستن برای افزایش نسل، این مرخصی تا دو یا سه سالگی بچه است با حقوق کامل یعنی دیگه تقریبا بچه مستقل میشه اما اینجا که این همه شعار فرزندآوری میدن حاضر به حمایت خانم ها نیستن، استاد من بچه یکسالمو پیش کی بذارم، نه مهد کودکی اطرافم هست نه میخوام مزاحم فامیل بشم، اینه که دارم قید کارکردن رو میزنم و ناچارا تو خونه نشستم، شوهرم هم که تو یه شرکت خصوصی کار میکنه که تا دو ماه دیگه بیشتر کار نداره، خانوادم مخالف مطالعات من بودن، یه خانم ظاهر صلاح اومد واسطه شد و گفت که با این ازدواج میتونم مطالعاتم رو ادامه بدم ولی خودتون قضاوت کنید این شرایط الان منه، من قید تمام خواسته هامو از ازدواج زدم به امید داشتن هم فکر، اما الان این منم استاد نمیدونم زن باشم یا مرد، مونس و همدم داشتن که هیچ، فقط ناچار به موندنم، چون نه راه پس دارم نه راه پیش، بشم زن مطلقه و بچه مو بگیرن ببرن ازش سگ شکاری بسازن، بمونم و به فقر و فلاکت بیفتم و نهایتا بتونم چند تا بچه بزرگ کنم که اونم معلوم نیست صالح از آب دربیان، خانوادم هم میگن بدون کار منو نمیخوان، هیچ راهی ندارم استاد، با یه امیدواری رفتم سرکار که استعدادهام رو رشد میدم، تمام کارهایی که پول نداشتم انجام بدم انجام میدم کتابهایی که میخوام رو میخرم هنرهایی که میخوام رو ادامه میدم بچه هام رو طوری تربیت میکنم که توی جامعه به جایی برسن، ولی این خانم با دروغ هاش همه چیزم رو گرفت، خانوادمم گه از خدا خواسته من رو به ازدواج با اینا دادن تا آبرو و اعتبار و شغل و ازدواج خوب به دست بیارن، حالا استاد من موندم دارم به انسان بودن خودم شک میکنم، یعنی من هم حق انسانیت دارم؟ چرا اسلام اینجا هیچ کاری ازش برنمیاد؟ چرا قوانین اسلام همه به ضرر دینداری و سلامت روحی زنه، چرا جامعه هیچ حقی به زن نمیده؟ و زن هیچ حقی برای انسان محسوب شدن نداره؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: با همۀ این احوال، محال است خداوند راهِ باریکی برای یک زندگی سالم در مقابل انسان قرار نداده باشد. آری! نباید به جهت سختیهایی که پیش میآید، زندگی را طوری آتش زد که مجبور باشیم در خاکسترهای آن قرار بگیریم. این هنر انسانهای بزرگ است که در اوج سختیها، ماورای آنها زندگی کردند. یکی از پیشنهادهای اهل نظر آن است که در این موارد شخصی را که شایسته میدانید مدنظر قرار دهید و عموماً با نظر به او تصمیم بگیرید و عمل کنید. موفق باشید
بسمه تعالی، سلام علیکم: (ظهور برزخی در امتداد ظهور زمینی) مگر نه این که الدنيا مزرعة الآخرة؟ و مگر نه این که پیامبر خاتم علم را فریضه جهانی دانسته؟ ولو با عزیمت به دور دستها؟ که فرمود: اطلبوا العلم و لو بالصین. و مگر نه این که محصول زراعت دنیا همان علمیست که زوال پذیر نیست و تا ابدیت پابرجاست و روشنی بخش راه؟ اما این زارعان!، اینان که آمده اند توشه ای برچینند...، همانا دانه شان، سخن قرآن و عترت است که هرکدام به قدر و زعم خود آنها را در دل زمین خود مینگارند. آیا نه چنین است که هر که زمین وجود خود را با میل و علاقه، همت و تلاش، استعداد و توان میگستراند و به همان قدر از دانه های سر از خاک برآورده، توشه برمیچیند؟ و آیا نه چنین است که هر که با هر میزان از میل و توان و همت در زمین به همانقدر در برزخ حاضر است؟ که لنگ لنگان در زمین، لنگ لنگان در برزخ اند... غرض آنکه؛ ۱. آیا به هر مقدار از اراده و همت و امید داشته باشی، در امتداد همان میزان در عوالم بعد روبه صعودی؟ ۲. با توجه به جایگاه رفیع علم دینی که در روایات متعددی به این مضمون که یک عالم به از هزار عابد است، آیا هرقدر در علوم دینی حوزهی، استعداد و توان، همت و اراده، امید و علاقه داشته باشی، نشانه از سعه ی وجودی است که نشان میدهد حقیقتمان چقدر است و چند مرده حلاج؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. به این مژدۀ الهی بیندیشید که حضرت پروردگارمان میفرمایند: « ... وَ لَنَجْزِيَنَّ الَّذينَ صَبَرُوا أَجْرَهُمْ بِأَحْسَنِ ما كانُوا يَعْمَلُون» آن کس را که در مسیر دینداری همچنان جلو و جلوتر رود را پاداشی هست در حدّ عالیترین شکل آن نحوه حضوری که او به دنبال آن بوده است. و اینجا است که انسان با صبر و پایداری با آن عالیترینها روبرو میشود. ۲. در موضوع علوم دینی و حوزوی مهم، طریقیت است که در بستر فرهنگ حوزوی، انسان میتواند به عمق موضوعات انسانی و الهی برسد برعکسِ نظام جدید آموزشی که عموماً نمایی از موضوعات را با مخاطبان در میان میگذارد. موفق باشید
سلام و نور و رحمت خدمت استاد عزیزم: آرزویم همه این است که حاصر باشم / در حضوری که حیات است محیا باشم. هر چه زمان میگذرد بیشتر بیشتر این سوال و بهتر است بگویم نیز در وجودم رخ می نماید که چگونه میتوان حاضر شد و این حضور را هم به آن آگاه بود؟؟ مطالبی به نظر رسید که خواستم از منظر شما استاد عزیزم بپرسم آیا این یافت درست است؟ آیا حضور امام حسین در همه ی ادوار تاریخی به دو صورت است؟ یعنی علاوه بر حضور کلی ایشان و وجود خود حضرت آیا می توان جان افرادی چون سید حسن ها و سید علی ها را هم جان هایی تهی از خود و سرشار از روح حسین دانست؟ آیا نه این است که از جان این بزرگواران بوی حسین و روی حسین می اید؟ آیا این ها همان آینه ی جمال یار نیستند؟ بعد از شهادت رهبر عزیزمان در میدان علیخانی متنی را تهیه و خدمت مردم عزیز خواندم آنجا گفتم امروز جهان نه با یک خامنه ای که با میلیون ها خامنه ای روبروست. استاد آیا اینگونه است که این افراد چون به شهادت می رسند گویی سیری از وحدت به کثرت رخ می دهد و در جان های آزاده خانه می کنند و چون مردم مبعوث می گردند این سیر از کثرت رو به وحدت می گذارد و دایره سیر و کمال و رشد کامل می گردد و اینجا انسان کامل حاضر است.ایا یکی از رموز تاکید رهبر معظم و آن والظاهر والباطن همین است؟ و استاد عزیزم پرسش دیگرم که خواستم با شما در میان بگذارم این است که چه در جان رهبر عزیزمان هست که با ایشان می توان حضرت حجت را تجربه کرد؟ برای حفظ ایشان توصیه شما بر چه عمل قرآنی و محمدی هست؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- آری! «آنکه عمری در پی او میدویدم کو به کو / ناگهانش یافتم با دل نشسته روبرو». مگر نایب حضرت حجت«عجلاللهتعالیفرجه» آینۀ ظهور انوار آن حضرت نمیباشند که با شخصیت همهجانبۀ خود اشاره به آن حقیقت نهایی انسانی دارند؟ خدای را بسی شکر که ما با چنین مرد الهی، احساس نمودیم چگونه راه انس با حضرت محبوب برای انسانها گشوده است. و البته این، اولِ حرف است. 2- حکایت نایب الامام بودنِ آن رهبر شهید را ساده نگیرید. هیچ زمانی را نخواهید یافت که «او» با ما نباشد. آیا جز آن است که خداوند او را در همه ابعاد پرورش داد تا ما امروز با کسی روبرو باشیم که پرورش یافته خداوند است در همه ابعاد، به همان معنایی که پیامبر خدا صلوات الله علیه و آله فرمودند: «من رآنی فقد رأی الله» آیا تشییع آن مرد الهی نظر به افقی نیست که او با شخصیت همه جانبه خود در مقابل ما گشود تا انسانیتی را که انسانها میتوانند در آن حاضر شوند بنگریم؟ موفق باشید
استاد این جمله محترمانه «دنیای فردا دنیای گفتمان است» هست منتها بعد از ۲ جنگ وجودی و شهادت رهبر و این همه طفل بیگناه. ما شما رو دوست داریم ولی اخبار به روز رسانی های جنگ رو منعطف به یک جریان نکنید که سابقه نظر مخالف ولی فقیه اون هم وسط جنگ وجودی میگیره و بهش افتخار هم میکنه ین جمله آقای قالیباف که ان شاء الله به آغوش ملت برگرده و جبران کنه یک ننگ در کارنامه او محسوب میشه که فرمودن سنگرها رو باید از رزمنگان پشت لانچر بگیریم و به اقتصاد برسیم. شما که نفستان پاک است و اگر ارتباطی با ایشان دارید این قل و زنجیر را که فکر میکنم ایشان در حال تبدیل شدن به مهره جریان غربگرا شده را از دست و پای ایشان باز کنید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: همچنانکه در جلسۀ امروز عرض شد https://eitaa.com/matalebevijeh/23240 ما هر دو جریان را دلسوز میدانیم. مهم آن است که با نگاه تمدنی به صحنه بنگریم. موفق باشید
سلام و احترام خدمت استاد بزرگوار: ما هرسال هم از باب علاقه هم تکلیف اجازه ترک راهپیمایی اربعین رو به خودمون نمیدادیم. در این چهار ماه و اندی هم نگذاشتیم یکشب حضور خیابانی مان قضاء بشه جز چند روز تشییع آقای شهید حال سوال اینجاست: این ایام که هم حضور خیابانی مردم کمتر شده و هم به ایام اربعین نزدیک میشیم، آیا حفظ سنگر خیابان که سفارش و خوشنودی رهبر انقلابه اولویت داره یا همچنان حضور در همایش اربعینی تکلیفه حتی درصورت خالی شدن خیابان؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: إنشاءالله بشود هر دو را جمع کرد با کمترماندن و زودتر برگشتن. مگر آنکه شرایط جدیدی پیش آید که باید نسبت به آن تصمیم جدیدی گرفت. موفق باشید
سلام خدمت شما: اگر ماجرای سقیفه بنی ساعده اتفاق نمی افتاد، تاریخ اسلام چگونه رقم میخورد؟ شما در کتاب بصیرت و انتظار فرج گفتید که اگر سقیفه اتفاق نمیافتاد باز هم یک انتظاری برای آمدن موعود رقم میخورد، لزوم این انتظار را نمیفهمم. اگر غدیر پذیرفته میشد و امام علی (ع) خلیفه اول مسلمین میشد، چه اتفاقی می افتاد؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: ظاهراً در راستای نهایتی که باید پیش آید، نیاز به نوعی آمادگی میباشد که امّت باید در خود ایجاد کند و از این جهت شاید آن غیبت که همراه با وارستگی و انتظار است؛ زمینۀ حضور آن نهایتی باشد که با انسان کامل محقق میشود. موفق باشید
با عرض سلام و احترام خدمت استاد گرامی: ما همیشه در طول تاریخ اسلام شاهد تحریف مکتب و سیره انبیاء و اولیاء بودهایم. همیشه عدهای به اسم دلسوزی برای اسلام و مسلمین به پیکره اسلام ضربه زدهاند هرچند در حقیقت نیت شومی نداشتند و از سر جهل چنین اعمالی را مرتکب شدهاند. پس از رحلت امام خمینی (ره)، رهبر شهید بسیار در مورد تحریف شخصیت و مکتب امام راحل صحبت میکردند و این تحریف حتی شامل خود ایشان هم میشد، چه پیش از شهادت و چه پس از شهادت و اکنون که علمدار انقلاب اسلامی رهبر سوم هستند باز هم کجفهمی نسبت به صحبت ولی، تحریف و سوءاستفاده وجود دارد. چیزی از شهادت رهبر عزیزمان نگذشته و ما شاهد اختلافات و کجفهمیها هستیم. سوال من اینست اگر اوضاع به همین شکل پیش رود و ما ارزش خون مقدس رهبر شهیدمان را ندانیم و پاسدار آن نباشیم آیا خطر گرفته شدن نعمت انقلاب اسلامی از ایران اسلامی وجود دارد؟ آیا ما افراد معمولی اجتماع در غنای فکری جامعه میتوانیم نقش مؤثری داشته باشیم؟ چگونه؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: حتماً نیاز به تفکر تاریخی داریم و توجه به افقی که در مقابل ما در دفاع مقدسِ رمضانی گشوده شد. در آن صورت است که مشغول اشکالگیری نسبت به همدیگر نمیشویم. ما با مردمی در صحنه انقلاب هستیم که هر کدام در جای خود هسته مقاومت میباشند که روی پای خود ایستادهاند با شایستگی کامل. و به حمدالله نشان دادیم که کارهای دشمنانمان برایشان بیهزینه نیست. اگر همۀ تلاش خود را بر چنین حضور مقدسی که پیش آمده است، صرف کنیم و نسبت به ضعفهای یکدیگر اغماض نماییم، یقیناً نتایج فوقالعادهای خواهیم گرفت و وظیفۀ ما حاضرشدن در چنین جایگاهی است. موفق باشید
