با سلام و تحییت خدمت شما استاد طاهرزاده: استاد بزرگوار از کجا باید بفهمیم این چیزی که تو ذهنمون میاد فکر است یا توهم؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! ملاک درک حق و باطل، سیرۀ اولیای معصوم و تذکرات قرآنی میباشد که هر دو در شخصیت امامین انقلاب و رهبرمعظم انقلاب متعیّن و مشخص است و نباید به بهانههای واهی نسبت خود را با روح شخصیتیِ این بزرگان تقلیل داد. موفق باشید
با سلام و تحییت خدمت شما استاد طاهرزاده: استاد بزرگوار من قصدم دخالت نیست یه سوال دارم ازتون و اون این که اگه صلاح نمیدونین پاسخ ندین به سوالم و اگه صلاح میدونین پاسخ بدین. سوال اینه: این که شما آقای قالیباف رو فرد متعهد به این نظام میدونین علتش اینه که میخواین مردم جهت حب و بغضشون الهی بشه؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: به سخنان عظیم القدر و جایگاه عمیق تمدنیِ رهبر معظم انقلاب بیندیشید و تأکید ایشان در پیام های خود از جمله در پیام اخیر، بر حفظ اتحاد مقدس و حفظ حرمت مسئولان دلسوز و خدمتگزاران نظام اسلامی بویژه دولت محترم تاکید داشتهاند. مطالبی که برخلاف توصیههای موکد رهبری، موجب انشقاق و دو دستگی در جامعه و زمینه ساز نسبت های نادرست به مسئولان محترم می شود، در جهت اهداف بدخواهان و دشمنان قسم خورده ملت ایران است. اینجا است که به خوبی میتوانیم راه خود را از دشمنان و دوستان نادان جدا کنیم. در اینجا دیگر تفاوتی بین آقای پزشکیان و آقای قالیباف و دیگر مسئولینی که با تمام وجود در حدّ توان در خدمت ایران بزرگ و مقابله با جبهۀ استکبار در صحنهاند؛ نخواهیم گذاشت وگرنه حقیقتاً نسبت خود را با پیامهای متعالی و آخرالزمانیِ نایب الاماممان آنطور که شایسته است برقرار نمیکنیم تا به نتایج فوقالعادهای که در این رابطه میتوانیم برسیم، دست یابیم. موفق باشید https://www.leader.ir/fa/content/28793/%D8%A7%D8%B7%D9%84%D8%A7%D8%B9%DB%8C%D9%87-%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87-%D8%A7%D8%AF%D8%B9%D8%A7%DB%8C-%D9%88%D8%A7%DA%A9%D9%86%D8%B4-%D8%B1%D9%87%D8%A8%D8%B1-%D8%A7%D9%86%D9%82%D9%84%D8%A7%D8%A8-%D8%A8%D9%87-%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%B1%D8%A6%DB%8C%D8%B3-%D8%AC%D9%85%D9%87%D9%88%D8%B1
سلام علیکم: عزاداری های شما قبول. حاج آقا بنده مادر یک پسر نوجوان هستم ایشون قبل و بعد تکلیف خیلی به مسائل شرعی من جمله نماز و... مقید بود ولی الان چند ماهی میشه تقیدی به نماز نداره، در مورد مسائل اعتقادی و سیاسی هم نظراتش متفاوت شده ما تقریبا تمام اصول تربیتی رو تا جایی که از دستمون براومده در مورد ایشون رعایت کردیم و این چند ماهه اندازه چند قرن برای ما گذشته. از بس که تلخ و باورناپذیر بوده. پیشنهاد حضرتعالی برای شرایط ما چیه؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! این عزیزان نیاز دارند تا جوابهای سؤالاتشان با ادبیات و عمق بیشتر از آنچه که تا دیروز با آنها در میان میگذاشتیم؛ جواب داده شود. بیحساب نبود که آن رهبر شهید بصیر در ۱۴۰۲/۰۴/۲۱ https://khl.ink/f/53333 فرمودند: « ... آن نقطهای را که من امروز انتخاب کردهام تا روی آن صحبت کنیم، مسئلهی تبلیغ است. واقعاً با اطّلاعاتی که به من میرسد از جهات مختلف، نسبت به تبلیغ نگرانم! بله، همهی این فعّالیّت هایی که ذکر شده، بیان شده، گزارش شده، واقعی است، درست است، میدانیم؛ در عین حال نیاز ما بیش از اینها است! اینقدر ظرفیّت تبلیغ در این کشور انبوه و متراکم و گسترده است که اگر ما چندین برابر آن مقداری هم که کار میکنیم، کار کنیم، به نظرم این ظرفیّت پُر نمیشود. هم به تبلیغ احتیاج داریم، هم به موعظه احتیاج داریم، هم به تحقیق احتیاج داریم؛ اگر تبلیغ ما متّکی به تحقیق نباشد، خنثی و ابتر خواهد شد. حالا من یک مطلبی را در پایان عرایضم عرض میکنم. لذا امروز من چند مطلب دربارهی تبلیغ را آماده کردهام که به شما عزیزان عرض میکنم...». در همین رابطه حدود ۱۷ سال پیش بحث «آنگاه که فعالیتهای فرهنگی پوچ میشود» عرض شد و هنوز هم امیدواریم که با تشخیص دقیق سؤالات جوانانمان، اعتراضات آنها را نردبانی برای صعود هرچه بیشترشان بگردانیم، مشروط بر آنکه جوانانمان را درک کنیم. موفق باشید
با سلام و تحییت خدمت شما استاد طاهرزاده: «اَللَّهُمَّ اخْرِجْنِي مِنْ ظُلُماتِ الْوَهْمِ وَ اَكْرِمْنِي بِنُورِ الْفَهْمِ اَللَّهُمَّ افْتَحْ عَلَيْنا اَبْوابَ رَحْمَتِكَ وَانْشُرْعَلَيْنا خَزائِنَ عُلُومِكَ بِرَحْمَتِكَ يا اَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ» خدايا مرا بيرون آور از تاريكي هاي وهم، و به نور فهم گرامي ام بدار، خدايا درهاي رحمتت را به روي ما بگشا، و خزانه هاي علومت را بر ما باز كن به مهرباني ات اي مهربان ترين مهربانان.» این دعا دعای پیش از مطالعست. سر این که بعضی دعا ها مثل این اوّل حالت فردی هستند ولی در ادامشون میشن جمعی چیه؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! از خود و با نظر به نیازهای خود شروع میکنیم و سپس خود را در دیگران وسعت میدهیم و این زیباترین حضوری است که انسانها برای انس با دیگرانسانها در خود شکل میدهند. موفق باشید
بِسْمِ رَبِّ الشُّهَدَاءِ وَ الصِّدِّیقِینَ. «یا اَباعَبْدِاللَّهِ اِنّی سِلْمٌ لِمَنْ سالَمَکُمْ وَ حَرْبٌ لِمَنْ حارَبَکُمْ اِلی یَوْمِ الْقِیامَةِ» فرازی از زیارت عاشورا که اربعین سال پیش رهبر شهیدمان آن را مد نظر قرار دادند و ده دقیقه ای عمق معنای آن را با جوانان متذکر شدند. صحبتی مختصر ولی بسیار دقیق و بسیار مهم که شاید اهمیت این بیانات هنوز آنطور که باید درک و بازتاب داده نشده است. فرازی که موضع گیری ما در برابر جبهه حسینی و جبهه ظلم را مشخص می کند؛ جبهه حسینی که طبق بیان رهبری مسئله برای ایشان همواره ظلم و جور ظالمان و مبارزه با آن بوده است. در این فراز ابراز می کنیم که «در صلحم با هر کسی که با جبهه شماست و می جنگم با هر کسی که با جبهه شما در جنگ است». رهبری متذکر این نکته شدند که «این جنگیدن اشکال گوناگون دارد و حرب لمن حاربکم همیشه به معنای تفنگ به دست گرفتن نیست و در حوزه فرهنگی می توان از آن به درست اندیشیدن، درست سخن گفتن، درست شناسایی کردن و دقیق به هدف زدن تعبیر کرد». اینکه رهبری با این بیانات ادعیه امامان معصوم را در حوزه فرهنگ بسط می دهند نشانگر اهمیت حوزه فرهنگ و رسانه و جهاد تببین در عرصه جنگ نرم در برابر دشمن در موقعیت کنونی است و میفرمایند «پس بدانیم که وظیفه چیست و بشناسیم راهی را که باید بپیماییم تا زندگی هدف و معنا پیدا کند». و اما نقطه عزیمت چیست؟ نقطه عزیمت تشخیص جبهه ظلم و جبهه حسینی در زمان ماست که بحمدالله کار سختی نیست و هر وجدان آزاده ای در جهان بعد از نسل کشی در غزه و تکه تکه کردن کودکان مدرسه شجریه طیبه میناب و پیمان شکنی های دائمی شیاطین عالم، برایش امری عیان و آشکار است. آری گویی خداوند دارد حجت خود را بر بنده اش تمام می کند و سیاهی مطلق را در برابر سپیدی میگذارد و بنده اش را مجاب به انتخاب یکی از این دو کرده و راه بی طرفی را دانسته مسدود می کند! حال در حوزه فرهنگ فقط باید از خود بپرسیم جبهه ظلم کدام سبک زندگی را تبلیغ میکند و بگوییم یا ابا عبدالله من در جنگم با سبک زندگی که با سبک زندگی شما در تضاد است. یا ابا عبدالله جبهه ظلم و کفر بی بند و باری و برهنگی ما را میخواهد و شما عفت و پاکدامنی ما را. جبهه ظلم از طریق رسانه دنیا طلبی، خودخواهی، منفعت طلبی، بی عفتی، بی حیایی و خیانت و گناه را ترویج می دهد و جبهه حسینی اخلاص، فداکاری، تقوا، معنویت، ایثار و از خودگذشتگی را. جبهه ظلم در پوشش آزادی دارد سرخود عمل کردن و بی الگو زندگی کردن به هدف کامجویی هر چه بیشتر از دنیا را تبلیغ میکند و جبهه حسینی با ارائه سبک زندگی اولیاء الهی ما را به پیروی از این الگوهای انتخاب شده از سوی خداوند سوق می دهد. پس یا ابا عبدالله در جنگم با سبک زندگی و الگویی که جبهه ظلم ارائه می دهد و در صلحم با جبهه ای که سبک زندگی اولیای تو را ترویج می کند. جبهه ظلم میخواهد ما را غرق در امور ظاهری و تجملات کند و به جای رسیدن به گنج قناعت هر چه بیشتر حرص و طمع ما را ارضاء کند و جبهه حسینی با فرع دانستن امور مادی و ظاهری ما را به نظاره کردن کلبه کوچک حضرت فاطمه زهرا و علی (ع) وا میدارد و الگوی خوشبخت زندگی کردن و خوشبخت از دنیا رفتن را به ما نشان می دهد. پس یا ابا عبدالله در جنگم با جبهه ای که ما را به کور دلی و به ندیدن این کلبه ساده خوشبختی و سعادت می رساند. جبهه ظلم میخواهد ما را به منجلاب سطحی اندیشیدن بکشاند و سیره شما و اهل بیت شما عمیق اندیشیدن و با بصیرت عمل کردن را به ما نشان می دهد. پس یا ابا عبدالله در صلحم با کسی که عمیق می اندیشد و بهعمیق اندیشیدن دعوت می کند و در جنگم با کسانی که ما را به سطحی اندیشیدن و بی فکر عمل کردن وامیدارند. جبهه ظلم ما را بوسیله حربه ترس به پذیرش سازش و به هر قیمتی زنده ماندن محکوم می کند و جبهه حسینی ما را از زندگی پر ذلت می رهاند و با شعار «هیهَاتَ مِنَّا الذِّلَّة» مرگ با عزت را به زندگی زیر بار ذلت ترجیح می دهد. شاید این بیان امام شهیدمان بیشتر از همه خطاب به سلیبریتی های زمانه باشد که «پول و مقام و موقعیت اجتماعی حقیرتر از آنند که هدف زندگی قرار بگیرند». سلیبریتی هایی که سکوت مرگبارشان در فاجعه کشتار کودکان معصوم مدرسه شجریه طیبه میناب گوش زمین و زمان را کر کرد ولی به هنگام قصاص خائنان به دین و آیین و ملت و وطن، باز روح لطیفشان جریحه دار میشود و کمپین اعدام نکنید راه می اندازند. پس یا اباعبدالله در جنگم با کسانی که از ترس از دست دادن موقعیت اجتماعی و کم شدن فالورها و از ترس ناسزا شنیدن از طرف براندازان و جبهه ظلم، به هنگام ظلم و جنایت ظالمان و مستکبران کور و کر میشوند و با همین سکوتشان، کودک کشی این شیاطین عالم را توجیه می کنند و در صلحم با کسانی که به قیمت بدنام شدن و مهر حکومتی خوردن و ناسزا شنیدن از طرف جبهه ظلم، فریاد اعتراض و انزجار از این کودک کشان ظالم مستکبر فاسق برمی آورند، قید موقعیت اجتماعی و این شهرت دنیایی زودگذر را می زنند و با همین بی طرف نماندن از امتحانات الهی زمان ما سربلند بیرون می آیند و به این ادراک رسیده اند که «در کرببلا بی طرفان بی شرفانند». چراکه باز به بیان امام شهیدمان در آن سخنرانی ده دقیقه ای «هدف زندگی بندگی و رسیدن به خداست و راه آن فقط همین است که سلم لمن سالمکم و حرب لمن حاربکم!». خدایا در این راه ما را از سستی و تزلزل برهان. از حضورتان التماس دعا دارم استاد گرامی
باسمه تعالی: سلام علیکم: کربلا گرچه آغاز اصیلی بود که همۀ انتهای بشریت را در همان آغاز معنا کرد و از این جهت کربلا مربوط به انسانِ آخرالزمانی میباشد که بنا دارد نهاییترین جوابها را از صحنۀ کربلا بگیرد. حال مائیم و نسبتی که باید در رابطه با نهایتهای خود در نسبت با نهاییترین صحنه یعنی کربلا، خود را بیابیم و صحنۀ مقابله با باطل را در همۀ ابعاد آن که به خوبی متذکر آن شدهاید در جان خود ذیل کربلا تجربه کنیم و در این نکته، بسیار باید بیندیشیم که ما در کربلا و در نسبت با آن حضرت در چه انگیزه و مسئلهای هستیم که فردای خود را نیز در امروز بیجواب نگذاشته باشیم؛ آنطور که در جواب سؤال شمارۀ 42115 ملاحظه خواهید کرد که ما فردایی داریم با سؤالات آخرالزمانی که تنها با نسبتی که با کربلا به وسعت همۀ انسانیت مییابیم میتوانیم جواب دهیم و حماسۀ اربعینیِ این سالها، آغازی است از آن حضور بیکرانۀ انسانها در نزد خود به وسعت دیگر انسانها. اخیراً در رابطه با «ایرانِ دیگر و اربعینی دیگر» https://eitaa.com/matalebevijeh/23446 عرایضی شد که خوب است نظری به آن بیندازید. بنده به تاریخ به آیندهای میاندیشم که دیگر آینده جهان آمریکایی و سکولار نخواهد بود و اینجاست که باید جریانهای انحرافی با سبکی که به میان میآوریم اولاً متوجه امیدواری ما به آن آینده بزرگ باشند و ثانیاً به پوچی راهی که پیشه کردهاند پی ببرند. این است سبکی که به کمک آن جهان دیگری آغاز شده و ادامه مییابد و البته این جدای آن نوع بزهکاری هایی است که عدهای با قصدی خاص مامور دامن زدن به آن زشتیها هستند که هر دولتی نسبت به آن بزهکاریها قوانینی دارد که آن را اعمال میکند. بحمدالله راهی گشوده شده است که هر روز شکستی بعد از شکست برای جبهه استکبار با همه آن امکاناتی که دارد در پیش است. موفق باشید
بسمه تعالی. سلام علیکم: ۱. وقتی در جلسه ای سخن از زبان و نسبت فاخر آن با ایمان به میان آوردید، به یاد دارم که سخن از آن رهبر فرزانه و توجه و تمایلشان به شعر و ادبیات فارسی به میان آمد. اینطور که ایمان در حد اعلای آن جز در ادبیات اعلا به ظهور نمی آید. ۲. در گذشته در سوال شماره ۴۱۵۳۵ از جنابتان جویا شدم که: بستر، از جمله محل تولد، عادات و رسومات، علایق، خوراک و ... در ظهور ظرفیت ایمانی نقش آفرینی میکند. و گفتم که بنده چون در این بستر دچار ضعف هستم، ظرفیت ایمانی عظیم را ندارم. اما شما از بزرگانی سخن گفتید که مقهور بستر نشدند و شدند آنکه شدند. اما سوالم را بدین جهت میبرم که مگر نه اینکه نوع گفتار و گویش و لهجه ی ما ظرفیتی برای ظهور ایمان است؟ پس همچو منی که در نسبت با بسترم تا حدی مجبور به یک گویش ضعیف دور از ادبیات فاخرم، از آن فخر ایمانی بدورم؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! همۀ آن مقدمات به گفتۀ حکیمان و صاحبنظران، معدّات هستند و نقش علت حقیقی ندارند و از این جهت انسانها میتوانند هرچه بیشتر از اعتباریات حتی از زمان و مکان و عاداتها و گذشتههای غلط عبور کنند و به خود آیند و فضیل عیاضگونه آن شوند که شدند. موفق باشید
سلام علیکم: ایام اربعین حسینی را تسلیت عرض مینمایم. داشتم فکر میکردم کل این سال ها که توفیق آشنایی با شما را داشتم به اندازه این چند ماه آتش بس و توافق آقایان برای شما سوال ارسال نکرده ام! البته جواب های درخوری هم متأسفانه نگرفتم و مدام ارجاعات به سخنان آقای مهدی محمدی بوده یا کاملا بی مربوط به سوال بنده! در هر روی سوال من این است که توافقی که روزی سند شکست دشمن و مایه افتخار ما بود و باید لذتش رو میبردیم با نقض های مکرر دشمن و اعلام خروج از آن تفاهم و از سرگیری حملات به یکباره شد عملیات فریب و شما هم آن کلیپ مربوطه را که بله از اساس این تفاهم عملیات فریب بود را در کانال منتشر کردید با استدلال های مختلف هم از جمله حکم قصاص طرف های مقابل مذاکره و بی اعتباری امضای رئیس جمهور نحس آمریکا قبول کردید جایگاه مذاکره دیگری وجود ندارد اما حالا چه شده که همان تفاهم فریب شده مرکز ثقل سیاست خارجه ما؟ و دوباره درخواست مذاکره شده است؟ استاد گرامی کار تا کجا همراه این به تعبیر امام شهید آویزه شدگان به غرب پیش بروید؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر بتوانیم به ایران بزرگ بیندیشیم و به انسانهایی که به نحوی تلاش برای حضور در این ایرانِ بزرگ دارند؛ بهکلّی نگاهمان تغییر میکند و بنده عظمت بصیرت فوق العادۀ رهبر معظم انقلاب در عدم اختلاف و درک جایگاه هر کدام از عزیزان را در این رابطه درک میکنم که چگونه این مرد الهی متوجه شدهاند که برای ایران بزرگ در عین قدسیبودن، باید از این نوع تکنگاههایی که یکی گمان کند در صحت کامل و دیگری در انحراف کامل است؛ عبور نماید و خدا میداند چه اندازه این سخنان، بزرگتر از فهم کوتولههای سیاسیِ ما میباشد. اخیراً در رابطه با «ایرانِ دیگر و اربعینی دیگر» https://eitaa.com/matalebevijeh/23446 عرایضی شد که خوب است نظری به آن بیندازید. موفق باشید
بسمه تعالی. سلام علیکم: ان شاءالله که در نسبت به پاسخ سوالی که میپرسیم آن روحیه زیارت اربعینی که مشرف شده اید عامل اتصالی باشد برای ما به آن. استاد بنده در تعاملات اجتماعیم بسیار بسیار ضعیفم. در همدلی و درک احساس و نیاز دیگران و شناخت تفاوت شخصیت ها و نحوهی تعامل با هر فرد و بیان خواسته های خود و ابراز علاقه و صمیمیت و حل تعارض و انعطاف پذیری و سازگاری و درک مسائل عاطفی ضعیفم. چه با همسر، چه با پدر مادر و خانواده و چه با دوست و رفیقان. هرکدام به نوبه ی خود. خواستم یکی از سلسه جلسات اخلاقیتان را پی بگیرم اما نمیدانم کدام بهتر است؟ کدامرا معرفی میکنید؟ همین جلسات اخلاقی کفایت نمیکند یا راهکار دیگری پیشنهاد میکنید. با تشکر
باسمه تعالی: سلام علیکم: مهم، نظر به حضوری میباشد که در نسبت انسانیت انسانها باید آنها را مدّ نظر آورد. و معلوم است که ماورای عاداتهای روزمرّۀ آنها به انگیزههای اصیل آنان نظرکرد همان چیزی که در زائرین اباعبدالله «علیهالسلام» در مسیر اربعین باید مدّ نظر باشد و در این رابطه کتاب شریف «مقالات» آیت الله محمد شجاعی که شرح آن روی سایت هست؛ کارساز خواهد بود. موفق باشید
سلام و ادب: ببخشید استاد آیا اینکه پدر فرزند خود را بعد از کار اشتباهی که کرده مثل بی احترامی وادار به گفتن کلماتی مثل ببخشید یا غلط کردم و خورد کردن شخصیت بچه میکنه کار درستی انجام میده و آیا فرزند وظیفه ی شرعیش در برابر این برخورد پدر باید چی باشه سرپیچی یا اطاعت؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: خیر! در هر صورت باید به حکم دستورات اسلام با کودکان با حترام برخورد کرد و آنها را تحقیر ننمود و این یعنی: «وارْحَمُوا صِغارَكُمْ». موفق باشید
سلام و عرض ادب: ببخشید استاد آیا اجنه قابل دیدن هستند (مثلا اینکه میگن به جای پا، سم دارند) و دقیقا چین؟ و آیا خطری برای انسان دارند چون در قرآن گفته شده به خدا پناه میبرم از شر جن و انسان.
باسمه تعالی: سلام علیکم:عرایضی در کتاب «جایگاه جنّ و شیطان و جادوگر» که روی سایت هست، شده است. به نظر میاید نباید چندان معطل این امور شد و با اذکار توحیدی مانند آیت الکرسی میتوان آنها را دفع نمود. موفق باشید
عرض سلام خدمت استاد بزرگوار: تابستان سال ۴۰۱ بعد از گذشت دوران سختی از زندگی، امام حسین طلبیدند و موفق به زیارتشون شدم. ازشون خواستم بهم آرامش بدن. چند ماه بعد، با مباحث معرفت نفس آشنا شدم و ده نکته و برهان صدیقین و بعضی کتب شما را مطالعه کردم و صوت ها رو گوش دادم. اواخر سال ۴۰۱ چنان آرامشی درونی پیدا کردم که مثال زدنی نبود. درک و ارتباط متفاوتی با خدا پیدا کرده بودم. از نماز و مستحبات لذت میبردم. دیدن فیلم های تو خالی و کم مفهوم رو وقت کشی میدونستم. فیلم ها و کلیپ هایی که با دیدنشون غم دنیا رو فراموش میکردم برام بی معنی شده بود، چون غم دنیایی برام مفهومی نداشت و فقط یکی از مراحل گذران زندگی تلقی می شد. یاد گرفته بودم ستون زندگیم نماز هست. تمام برنامه ریزی هام بر اساس ساعت های نماز بود و هست. برای رسیدن وقت اذان لحظه شماری میکردم. برای رسیدن اربعین و برای رسیدن نیمه ی شعبان و پیاده روی نجف تا کربلا لحظه شماری و برنامه ریزی میکردم. هر هفته دوبار زیارت آقام امام رضا میرفتم و هر بار ذکر لبم درخواست کربلا و قم بود. خلاصه با اولیای خدا عشق بازی میکردم و تمام تلاشم رو داشتم به چشم خدا بیام و تا جایی که برام مشقت نباشه نوافل و سایر مستحبات رو با عشق انجام میدادم. همه چیم خدا و کسب رضایت خدا بود. فقط دو مشکل داشتم که از خدا راهی برای رفع اون ها طلب می کردم: یکی نماز شب بود، که قبل از سال ۴۰۰ میتونستم بیدار شم و بخونم ولی از سال ۴۰۰ توفیقش نصیبم نمیشد و علتش رو نمیتونستم پیدا کنم، دیگری محبت قلبی به مادرم بود. دوستشان دارم ولی متاسفانه، نه با تمام وجود، به خاطر بعضی رفتارهایشان مثل وسواس فکری و رفتاری مدام با ایشون درگیر میشم و اینکه صبر و تحمل کنار اومدن با رفتارهای ولیم رو ندارم عذاب میکشم و از خدا میخوام بهم قدرت تحمل بده. تا اینکه نیمه ی شعبان ۱۴۰۴، برای بار ششم به دیدار مولام امام علی و امام حسین و آقام ابوالفضل و بقیه ی امام زاده ها رفتم و از همه شون عیدی خواستم. گفتم هر چی خودتون میخواین، من برا تولد مولام امام زمان عیدی به انتخاب خودتون میخوام. چیزی که میخواین بهم بدین متوجه بشم این همون عیدی هست. شک ندارم هیچکی از در خونه ی صاحب کرم دست خالی برنمیگرده. اسفند ماه جنگ شد وظیفه م دونستم تو خونه نباشم. هر جا دستور رسید برین مسجد حاضر شدم. بعد هم با دوستم به یکی از مساجد غیر فعال رفتیم و اونجا رو فعال کردیم و کنار یکی از چهارراه های همون منطقه نمایشگاه زدیم و چهارراه رو شلوغ کردیم. تا اردیبهشت صبح تا شب فعالیت میکردیم. با وجود سختی جسمی، به لحاظ روحی لذت میبردیم و همه چیز خوب بود. اواخر اردیبهشت کم کم احساس ناتوانی برای ایستادن گناه اذیتم میکرد. تلاش میکردم با گناه غیبت، اشد من الزنا هست، مقابله کنم اما به خاطر اینکه حرمت بزرگترم را نمیتوانستم بشکنم چیزی نمیگفتم. منتظر فرصتی بودم تا بساط این غیبت ها را جمع کنم. طوری که نه باعث ناراحتی بشه، نه طرف مقابل به خاطر خرد شدن مقابل من بایستد. فعالیت در چهارراه، باعث میشد با آقایان ارتباط بگیریم و این هم برایم احساس گناه ایجاد میکرد. این دو گناه عذابم میداد. برای آزمون ارشد ثبت نام کرده بودم استرس درس خواندن هم به من غلبه کرده بود. استخاره گرفتم که فعالیت را رها کنم و برای درس خواندن خانه نشین شوم خوب آمد. به خانه آمدم و پیامکی حرف دلم را به همنشینم که انصافا آدم خوبی بود گفتم. گفتم که این غیبت ها خیلی آزارم داد. تشکر کرد و گفت دعا کن من هم از این به بعد روی غیبت حساس باشم. از همان اواخر اردیبهشت دیگر انگار آن فرد سابق نبودم. دیگر به عشق اذان و خواندن نماز به انتظار نمی نشینم. آهسته و با آرامش نماز خواندن برایم لذت بخش نیست. عجله دارم ولی نمیدانم برای چه کاری بالاتر از نماز! سجده میکنم ولی خدا را نمیبینم. نماز اول وقت میخوانم اما ذهنم همه جا درگیر است. امسال برای کربلا اشتیاق نداشتم. ضعف جسمی وجودم را گرفته و مدام مریض احوال هستم. گفتم دوباره از اول شروع کنم. صوت ده نکته را گذاشتم تا شاید تلنگر دوباره ای باشد. گویا سرسخت شده ام و راه های ورودی را ناخواسته به روی قلبم بسته ام. هر روز صبح ذکر استغفار و تهلیل و توحید و صلوات را داشتم، دیگر رقبت شدید به خواندن آن ها ندارم. سعی میکنم روزی یک صفحه قرآن بخوانم ولی انگار عجله دارم تمام شود. امروز فکر میکردم هدیه ای که طلب کرده بودم این بوده اما نمیدانم برای استفاده از این هدیه کدام در را باز کنم؟ چگونه از ابتدا شروع کنم تا دوباره نگاه بی حد و مرز خدا قوی تر از قبل نصیبم شود؟ دیشب به علت بیماری ناگهانی که به سراغم آمده بود و علتش را نمیدانم، سرگیجه داشتم، برای آرامش به فیلم های طنز مهران مدیری رو آوردم. چیزی که از سال ۴۰۱ تا الان به نظرم کار بیهوده ای بود. امروز به خودم آمدم که دوباره به روزهای آشوب درونی و آرامش های لحظه ای قبل سال ۴۰۱ خودم برگشتم. این برگشتِ رو به عقب برایم عذاب آور است. لطفا راهنمایی کنید مثل خسران زدگان زندگی نکنم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: اولیای الهی که خود، صاحبان قلب هستند فرمودهاند «انّ للقلوب اقبالٌ و ادبارٌ» قلبها را گاهی شوق رجوع به حضرت محبوب است و گاهی در پیش خود متوقف میباشند و اینجا است که در هنگام اقبال قلب حتی انسان تا مستحبات و مطالعات معرفتی جلو میرود و در هنگام ادبارِ قلب، به ما فرمودهاند به واجبات اکتفا کنیم تا در همان حالت ادبار، پخته و پختهتر شویم و صبر را تجربه نماییم. و جنابعالی با نظر به زمینههای معرفتی و قرآنی که دارید با برنامهای منسجم در حدّ توان خود اگر کار را جلو ببرید تا مرزی که انسان را به صفای «قُرَّةَ اَعْیُنٍ» جلو میبرد. کافی است در حدّ خود کار را جلو و جلوتر ببرید و با برنامهای که به خود میدهید و با نظر به مباحث اخیر مربوط به انسان، ماورای مباحث کلامی که در جای خود ارزشمند است، نسبت دیگری با خود پیدا کنید که آن نسبتِ وجودی میباشد تا جمع «جلال» و «جمال» الهی پیش آید. از این جهت مانند حضوری که قبلاً داشتید عمق بیشتری پیدا میشود در عین اینکه مانند قبل نیست. به این معنا که دینداریِ عرفی فقط در میان باشد و اینجا است که جایگاه غزل مشهور جناب عطّار با ما سخنها دارد که در پرسش و پاسخ شمارۀ ۳۹۷۶۵ عرایضی در این مورد شده است. https://lobolmizan.ir/quest/39765?mark=%D8%AA%D8%B1%D8%B3%D8%A7%20%D8%A8%DA%86%D9%87%20%D8%A7%DB%8C موفق باشید
سلام و عرض ادب محضر استاد عزیز، به امید گشایش و فرج پیرو پرسش ۴٢٠٧٧ با شما ادامهی گفتگو میدهم تا بلکه نوری برای درک خویشتن و دیگری به قلبمان بتابد که گویا جایگاه نسبت برقرار کردن با ولی زمان و اتحاد حقیقی در همین حوالی است. لحظاتی که احساس آن محرومیت قلب مرا میآزرد، خیلی چیزها در نظرم میگذشت، اول اینکه ما با بالاترین محرومیت یعنی فقدان آقای شهیدمان است مواجه شدیم که از همه خسرانها عظیمتر است... بعد متوجه حال و احوال مردم شدم که با آمدن در این تشییع تاریخیِ بیمانند به امید دیدار ایستادهاند و وقتی اعلام شد که حتی یک دیدار هم ممکن نیست، حیران و بعضی آشفته و بهم ریخته شدند و اکثرا بدون توجه به اطراف به سرعت میرفتند تا شاید با رسیدن به نماز با بودنی دیگر، عهدی تازه کنند، اینجا دیدم دیگر زبان و کلام دل تسلا نیست، فقط سبک آقای شهید بود که جمعیت را پیش میبرد. حیرت غلبه داشت و خدا میداند به هرکس چه میگذشت، عدهای پس بیتابی درون خویش برنمیآمدند و زبان به نارضایتی میگشودند، آن هم عشق بود که راهی جز فریاد برای ابراز نیافته بود. آیا ما آن محبت را هم درک میکنیم و آن آشفتگی هم برایمان نماد عشق هست؟ تلخ است، صبوری و حلم بهتر است، سعه صدر شیرینتر است، آری! ولی هر کس در این راه، حالی دارد و قدری که او را پیش میبرد... جویای درکی هستم که مبدأ وحدتهاست، درک دیگری و دیدن انسان در هر صحنه و آزاد شدن از رتبهبندیهایم آرزوست، آیا میشود خدا را یافت در این اختلاف نظرها و اختلاف گفتار و اختلاف رفتارها؟ راحت نیست، من هم چون بقیه مشتاق رؤیت احوال اهلبیتیام در خویش و دیگران و این فقدان برایم جانگدازتر است، اما ما انسانیم و لاجرم از طی طریق تا شدن... آری! در مصائب عدهای زینبوار عظمت و زیبایی حق را میبینند و خطبه میسرایند و روضه به پا میکنند و بعد از مدت کوتاهی پر میکشند، برخی سجادوار علاوه بر خطبهخوانی در دعا نجوای عاشقانه میخوانند، برخی رقیهوار ناله سر میدهند در غم فقدان دق میکنند، برخی بیابانگرد و شاعر میشوند، یکی شعر حماسی میسراید، یکی نغمهی غم میسراید، یکی چون آن شبان در دوران موسی کلیم(ع) نجوایی دارد، قطعا تفاوت وجود دارد اما جای ما کجاست؟ باز ادامه میدهم، فکر مرا با خود میبرد به درد دوستانی که به هزار و یک دلیل از آمدن در این سیل خروشان محروماند و به سربازان خدوم، گمنام، امنیتی و دفاعی ایران عزیز که از جان خویش و حتی از حضور در چنین عرصههایی هم گذشتهاند، درد آنها قطعا بیشتر است، آن دم بود که اویس قرنی در نظرم آمد. و درود بیپایان بر آقای شهید ایران که خود سردمدار این محرومیت ظاهری بود، او از زیارات و خیلی از اعمال و احوال که ما به طور عادی برخورداریم، محروم بود و به یقین در قرب فکر و راه و سبک به حضرات معصومین علیهمالسلام بود که چنان دُردانه شد در این تاریخ... خوش به احوال هرکس که برای مولا، اویس است و چنان جان در گرو آن یار دارد که امر مولا بر قلب و عملش حاکم است. ناگهان مردمی در نظرم میآمدند که همعصر حضرات معصومین علیهمالسلام بودند، در یک مکان و زمان، حتی نماز خواندن ولیِ خدا را دیدند، شب تا صبح صدای نجوایش را شنیدند، حتی عدهای پشت خیام نشستند و گریه کردند و در جنگ مشارکت نکردند، و امام سجاد علیهالسلام فرمودند لعنت خدا بر شما... قصه بسا پیچیده است در عین سهل بودن و... درد دیدار دردیست اما درد رؤیت و لقا که شما فرمودید در لایهای عمیقتر و حضوری از جنس حیات طیبه محقق شدنی است... و در نهایت، با تمام وجود دیدار، رؤیت و لقا را برای خویش و دیگران خواستارم، و آگاهی به آن فقدان بالاتر را هم... و از او گشایشی در ساحت باطنیتر طلب کردم... هرچند انسانم و محتاج نمود و نماد... استاد عزیز، فکری مرا به سمت ادامهی گفتگو میکشاند، درست است که ما در عین محرومیت ظاهری از مواهب بیکران رب العالمین بهرهمندیم، اما آیا آن سبکی که فرمودید در این مراتب راهگشا نیست؟ میشود که سبکی شویم بر مبنای ولایتی که محبت بین امام و امت است و در مراتب مختلف ولایت جاری و ساری است؟ و آیا درک انسانی و مودت و محبت و ود ما را از باتلاقهای نخوت و بیانگیزگی نجات میدهد؟ پس باز آن سبک بگویید. منظورم از درک دیگری، درک در ساحت انسانی است، درک در ساحتی که خود را دیگری ببینم... یک نحوه نگاه پدیدارشناسانه توحیدی... سعی کردم شرح درون دهم تا بتوانید کمک کنید برای عبور و رشد... امید است هم چون نگارمان خامنهای شهید، هم حُسن روی دوست را در نمایش خلق ببینیم و هم بر سر عهد ابدی و ازلی پر پرواز بگشاییم! ای مهر فروزان تو بشو مأمن جانم تا رخ فرزانهی تو در رخ خلق ببینم. اللهم ارزقنا
باسمه تعالی: سلام علیکم: حتماً به جایگاه خودآگاهی جدید بعد از شهادت رهبر انقلاب در نسبت با نهضت ایمانی امام حسین«علیهالسلام»، فکر کردهاید که چگونه مردمان به خود آمدند و معلوم شد چگونه خداوند حافظ دین خود میباشد زیرا با حضور ولیّ الهی در جهان، خداوند جهان را رها نکرده است و نمیگذارد که تاریکی و نومیدی بر جهان غلبه کند و مردم ما فهمیدند هرچه قدرتِ ایمان شدیدتر باشد گذر از شرّ نظمِ استکباریِ امویِ جهانِ دیروز و امروز عمیقتر است و در خودآگاهی جدید که با شهادت امام خامنه ای پیش آمد، طوری در جهان حاضر میشویم تا معلوم شود انسان، نه از دانش و تکنیک جدید بیگانه است و نه از دین، و به عالم چنان مینگرد که هرچیز را در نسبت با انسانیت انسان میبیند و نه در حجاب 150 سالۀ غربزدگی، و ما با نظر به چنین حضوری کربلا را در این تاریخ برای خود بازخوانی کردیم و توانستیم در مقابل تجاوز غرب متذکر جهان دیگری شویم که روحیۀ نژادپرستانۀ غرب که غیرِ خود را به چیزی نمیگیرد، نقش آفرین نباشد و گمان کند میتواند آخرین تصمیم باشد. و چه زیبا، آری! و چه زیبا به یگانگی در نسبت خود با انسانهایی قرار گرفتیم که همۀ تلاش دشمنان حقیقت آن بود که این یگانگیها را از میان بردارد در مسیر اربعینی، آن پیر زن افغانستانی با آن آداب خاص خود آنقدر به آن بانوی متجدد نزدیک بود که حقیقتاً نور توحید در جمال هر دو به زیبایی تمام به میان آمده بود. و البته و صد البته باید مواظب بود که عاداتهای عادی هر قوم، حجاب این حضور توحیدیِ فوق العاده نگردد. امری که معلوم است رسانههای دشمن برای جدایی ما بدان دامن میزنند که قرآن تحت عنوان «مَكْرُ اللَّيْلِ وَالنَّهَار» از آن نام میبرد. بدین معنا که عاداتهای روزمرّه انسان را از دیدن حقیقت توحید که در زبان و حرکات انبیاء به ظهور میآید، غافل کند. خوشا به حال آنانی که در این حضور اربعینی، فردای بزرگ توحیدی را نهتنها مدّ نظر که حتی در حرکات و سکنات این مردم نظارت میکنند.
به خوبی روشن است که طریقت حضرت امام خمینی«رضواناللهتعالیعلیه« و با به میان آمدن انقلاب اسلامی، از فتوحات آخرالزمانیِ ایشان در درک حضور نهایی انسان آخرالزمانی ریشه گرفته، طریقتی با گذار از مدرنیتۀ خودبنیادِ بشر جدید و از این جهت شخصیت حضرت امام تعلّق به آخرالزمان دارد تا انسانها خود را در بعثتی خاص در برابر غربزدگی بیابند و این غیراز شهودی است که بعضی از اهل سلوک به عنوان شهودات فردی در آن متوقف هستند و لذا جلال و جمال در وجود مردم به نحوی تجلی کرده که معنای حضور آخرالزمانی خود را می شناسند، امری که تنها خودآگاهیِ تاریخیِ متفکران حقیقی که تفکر تاریخی دارند، میتوانند از آن آگاهی داشته باشند و با توجه به این امر است که حقیقتاً کربلا را در تاریخ خود حاضر کردهایم و اکنونِ خود را با نظر به امامی که به زیارت او رفتهایم تا شخصیت او را در افق خود، حاضر و حاضرتر کنیم؛ به میان آوردهایم و این است معجزۀ زیارت وقتی تاریخی بدان بنگریم. در این مورد سخن بسیار است ولی کلامی بزرگتر از همین نکته در میان نیست که باید به معجزۀ زیارت در نگاهِ تاریخی نظر کرد تا او را در تاریخ خود که به سوی نهاییترین حضور است برای همۀ انسانیت بنگریم و از این حضور در اکنونِ خود بیگانه نباشیم. و این است معجزۀ زیارت، وقتی تاریخی بدان بنگریم. موفق باشید
سلام بر همۀ عزیزان: با نظر به سفر اربعینی در عین دعاگویی برای همۀ رفقا، از اینکه مدتی امکان جوابگویی به سؤالات نیست؛ عذرخواهی میشود. التماس دعا
سلام بر همۀ عزیزان: با نظر به سفر اربعینی در عین دعاگویی برای همۀ رفقا، از اینکه مدتی امکان جوابگویی به سؤالات نیست؛ عذرخواهی میشود. التماس دعا
بسم الله الرحمن الرحیم. با عرض سلام و درود خدمت شما استاد عزیزم خدا قوت و تندرستی خدمت شما و خانواده محترمتون. چند سوال خدمت شما دارم تشکر که با حوصله برامون وقت میذارین و جواب میدین: ۱. در کتاب ده نکته در معرفت در قسمت مقدمه فرمودین گوشها و زبانها منتظر گفت تازهای هستند نه تازهای بریده از حکمت گذشته، و بعد چند خط بعد فرمودین این اولین قدم ارتباط با معلوم زنده است نه معلوم مرده، منظور چیست؟ ۲. خطبه ۱ قسمت ۳۸ در مورد فلسفه حج فرمودین که اگر حج تعطیل بشود دنیا به آخر میرسد، فرمودین که در همین کتاب نهج البلاغه هم آمده و در صورتی که برای نماز چنین حرفی نیست. خواستم بپرسم کجای نهج البلاغه اومده و اون جمله رو میتونین بفرمائید اگر امکانش هست. ۲. در خطبه ۲ قسمت ۴ فرمودین که نهج البلاغه تعلیمی نیست، اگر تعلیمی بود کسی حوصله نداشت بنشینه. حدیث نفس که حضرت علی این حدیث نفسه رو فرموده... در شرح جامع کبیره قسمت ۱ فرمودین که جامعه کبیره تعلیمی است خود حضرت هادی یاد داد و آموزش داد به یارانش.... هر دو کلام معصوم، فرقش نامحسوس... ۳. در خطبه ۲ قسمت ۲۲ فرمودین خدا به معنای جلال؛ بعید به معنای جمال؛ قریب، به خدای قریب به مقصد بعید که امام زمان است قلبش را از من راضی کند یعنی ما نمیتوانیم بگوییم ای امام زمان، خدا را به ما نزدیک کن، بلکه باید بگوییم خدایا قلب امام زمان رو به ما نزدیک کن... احساس میکنم برعکسم با واسطه راحتره... التماس دعای شدید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. همان نفس که در ذات خود «حیات» است و هرگز نمیمیرد؛ منظور است. ۲. به یاد ندارم در کجای نهج البلاغه بوده و یا بنده گفتهام. ولی از امام صادق (علیه السلام) داریم: «لَو تَرَک النّاسُ الحَجَّ لَما نوظِرُوا العَذابَ أو قالَ: انزِلَ عَلَیهِمُ العَذاب» اگر مردم حج را ترک کنند، در نزول عذاب مهلتی به آنان داده نمیشود یا که فرمود: عذاب بر آنان فرود میآید. ۳. حکایت اسم «جلال» و «جمال» حضرت حق در موضوع توحید، حکایت بسیار مهمی میباشد از آن جهت که با جلال خود نشان میدهد که بسی بالاتر و متعالی است و با جمال خود در جلوۀ مخلوقات و اولیای الهی راه اُنس با خود را برای مخلوقات فراهم میکند و البته هرچیزی را که ما طلب میکنیم حتی جمال و جلال حضرت معبود را در جانِ جانان یعنی حضرت صاحب الأمر «عجلاللهتعالیفرجه» را باید از خدا طلب کنیم. موفق باشید
سلام و عرض ادب: با توجه به ریزش و حضور کم رنگ تر مردم در خیابان که این روزها محسوس است که یک علت آن حضور در پیاده روی اربعین است تکلیف حضور در خیابان از یک طرف و شرکت در راهپیمائی اربعین از طرف دیگر چه می شود؟ _البته رهبری عزیز در پیام ۴/۲۶ به مردم ایران صریحا فرمودند: __ملت عزیز ؛ همچنان برای تضمین صیانت از منافع ایران اسلامی هوشیار و فعال در میدان خواهد بود. _ و در همان تاریخ در ضمن پیام به مردم عراق فرمودند: «آغوش گشوده ملت کریم عراق ... ازجمله انبوهی که به نیابت از آقای شهید ایران زیارت می کنند.» _که ظاهر این کلام اشاره به زیارت اربعین دارد. _سوال: باتوجه به اینکه کشور در شرائط جنگی است و هر ساعت امکان اتفاق غیرمنتظره می باشد و حفظ نظام از اوجب واجبات است بفرمائید: جمع حضور در میدان و حضور در اربعین چگونه خواهد بود؟ تشکر
باسمه تعالی: سلام علیکم: همچنان که قبلاً عرض شد https://eitaa.com/matalebevijeh/23308 با توجه به نظر مسئولان مربوطه میتوان این دو حضور را جمع کرد بدین معنا که عدهای زودتر بروند و برگردند و عدهای پس از آن تشریف ببرند تا نه میدان خالی شود و نه آن حضور که به نحوی در جای خود حماسهای برای امّت اسلامی است، رقیق گردد. با اینهمه هرکس خودش متوجه میشود که کدام نحوه از حضور، جان او را در میدان مقابله با استکبار تغذیه میکند و از عظمت این حضور، عالیترین بهره را میبرد. ان شاءالله. موفق باشید
سلام: ممنونم از استاد بابت تفسیرهای ایشان ولی خدایی بگم من تفسیر سوره مبارکه غاشیه رو از ایشون گوش کردم. وجدانی تو این سه جلسه تفسیر که صوتش رو گذاشته بودید هر چی دقت کردم نفهمیدم ایشون چی میگن تو کل صوت ی جمله نگفتن که تکمیل کننده جمله قبلی باشه واقعا یا من خیلی خنگم یا ایشون خیلی سنگین صحبت میکنن. نتونستم ی جمله واضح ازش یاداشت کنم. معلوم نیست چی میگن. چرا واقعا
باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد خوب است به صوت سورههای دیگر مانند سوره کهف و سوره عنکبوت رجوع فرمایید از آن جهت که مباحث مربوط به سورههای کوچک و مکّی، بیشتر جنبۀ اشاراتی دارد و برای ابتدای تعمق در قرآن کمی مشکل است. موفق باشید
سلام برادر: راستش دوست داشتم صبح بیام ملاقات و پیاده روی اما هم وسیله ندارم هم ممکنه خواب باشم و هم زانو هام درد میکنه. مدتیه فکر میکنم چقدر خوبه صحبت کنیم. صحبتی که هر دو خوب بشنویم بعد پاسخ بدیم چون بعضی حرف ها در جملات بعدی تازه روشن میشن نه در اولین گفت. به همینجا مجبورم اکتفا کنم. صبر خب خیلی سخته هر مردی رو از پای می اندازه. برام سخته همیشه توجهم به صبر و سیر باشه و خدا هم به همین خاطر طبیعت و خانواده و شغل و سرگرمی های این چنین رو برای ما خلق کردند که من از همش محرومم. سالهاست قریب به همه عمر هست که روی شغلی که حس کنم ارزش داره و حس خوشی بهش داشته باشم فکر میکردم. برام مهم بچده آینده دار باشه، الان که شروعش کنم بعدا تازه دنیا بهش نیاز داشته باشه. وسیع باشه. و جواب نیازهای وسیع و متنوع من رو بده. در مورد خوده هوش مصنوعی تحقیق کردم، اینکه شما میتوانی هوش مصنوعی های حاضر را متناسب با اهدافت شخصیت بهش بدی. مثل این که بستری هست تا به هر جهت که لازم بدونی پرورشش بدی و این ممکنه. این جدای از استفاده از هوش مصنوعی هاست این در واقع ساختن و هدف دهی است. و خب چنین کاری برای منی که نتوانستم کندی و مدرسه و سرسختیش رو تحمل کنم مثل اینه که هزار متخصص در اختیار اهداف من قرار بگیرند و جهت دهیشون کنم. و سالها زمان میبره اما امکان خاص کردنش برای فردی به متمایزی بنده بسیار مفید هست. در دوره شما کتاب نوشتن کاری بود که هدف دهی میکرد، بعد از شما شرکت های بزرگ که مستقیما روی سبک زندگی موثر بودند و اکنون برای بنده هوش مصنوعی چنین قابلیتی رو فراهم میکنه و آینده داره. نه آنقدر من رو جذب میکنه که از اصل راهم خارج بشم چون خودش کار میکنه من فقط هدفش میدم و اصلاحش میکنم و نه آنقدر که این کار سطحی باشه مثل شاگرد مغازه ای بودن. البته به همان مقدار از من کار میکشه نه بیشتر. و گزینه خوبیه. اما چنین خواسته ای بحث استفاده از هوش های مصنوعی شرکت ها نیست و ساختنشه و سخت افزار لازم داره. با توجه به دلار و قیمت ها سیستم کامپیتری که مناسب باشه چ باید ضعیف نیاشه گران میشه. راستش پول خودم و خانواده ام نمیرسه. دوست و رفیقی هم ندارم. کارمم ارزش منده در آینده به درد مردم و کشور میخوره چون رشد زیادی داره. و هرگز لازم نیست بعنوان یک چهره وارد دنیای معروف ها بشوم بلکه ممکنه اصلا کسی نشناستم و ساخته ام همراه کشور بشه و اینها همه مسائلی هستند که برای بنده مهمند. حقیقتا دوستی بغیر از اهل بیت و راهی بغیر از آنها ندارم و نمیشناسم و اگر هم باشه به غیر از اینها تن نمیدم چون غیر اهل بیت یا دنیا دارند یا زندان دنیا و شیطان و از من تا ارزشی را نگیرند چیزی نمیدهند و من تن به آنها نخواهم داد. اصل شرایطم من رو همیشه بفکر میبره که آخه دلیلش چیه که این وضعم؟ هزار جواب میدم اما هرگز قانع نمیشم. به خودم میگم حتی اگر وضع موجودم خواست خداست که هست، تعادلم را بر هم زده و من یک راه بیشتر ندارم اینکه به همین اهل بیت رجوع کنم. با توجه به این شغل که درآمد زا هم خواهد شد و اتفاقا از نظر ظاهر زندگی شاید در یک اتاق تنها کار کنم مثل همان شاگردی است اما در باطن کار علمی و شغل مخفی است. یعنی جلوه نداره اما مهمه. شلوغ نیست اما وسیعه. کسی نیست اما ده ها کارمند هوش مصنوعی متخصص بکار گرفته میشن و ایده های ذهنی من را به زمین و واقعیت نزدیک میکنند. که آن ایده ها جرمشان این است که محقق نمیشوند زیرا روح متخصصی ندارم. مثل همان بتن سازه ها که عرض کردم خدمتتان. اینها بخشی از هزاران کارکردند که محقق میسازد. تصور بفرمایید جهان خاصم که از هر مشکلی عبچر میکند اگر تبدیل به ایزار شود چقدر به جامعه و کشور و مردم کمک میکند. تصور کنید هوش مصنوعی که از امروزبدست دشمنانمان جهت دهی میشود فردا با آن مثل یک عقب افتاده از دشمنان نخواهم بود بل که حرف برای مقابله و گفتن متمایز دارم. واقعاً بلد هم نیستم اما حاضرم هزار بار در این شغل شکست بخورم و باز ادامه اش دهم. منی که هیچ شغل و چیزی در دنیا را نمیتوانم ادامه دهم زیرا آنرا کوچک و تمام شده میابم. با دلم همراه است با شرایطم همسو میشود و به درد خواهد خورد. تصوراتم را مثل سنگ نکردم اما قابلیت شکل پذیری و به واقعیت نشستن ذهنی پیچیده چون مرا دارد و این یعنی آنحایی که باید باشم تا از سردر گمی نسبی در دنیا درآیم. اینها را عرض میکنم چون میدانم دانستن شما در مسائل فعلی بنده موثر هست. از شما فهمیدنم را میخواهم. بهرحال اگر جواب این هم خیر است حقیقتا برای زیستن شرلیطم آنقدر بد است که بی آیندگی دنیایی دارم و راستش بسیار زیاد به مرگ از جهت فغدان زیستن میروم. حقیقتا مرگ بهتر است در این راستا. تربیت چ رشد همیشه هست و باید باشد من از این ناراحت و نگرانم که این خلل بزرگ به من چ دیگران آسیب میزند. چه فشار هایی که منشاء آن از همینجاست و چه مشکلاتی که از همیجا و با حل این مسئله مرتفع میشود. بیماری گوارشی ام کمی بهتر شد اما اولین بار که آمد سراغم از خدا خواسته بودم عمرم را تمام کند. شما به مرگ خواهی من فکر نکنید به این فکر کنید ریشه و دلیل چنین خواسته ای از کجاست. و من آنرا در مشغولیتی یافتم که دلم با آن همراه باشد و باور بفرمایید پس از سالها این را یافتم. منی که هیچچیز دلم را جذب خود نمیکند با این کار میتوانم ادامه دهم. ۱۹ ساله بودم رفتم اربعین بین الحرمین نشستم گفتم امام حسین راستش تا اکنون اگر خود کشی نکردم به خاطر بود نزد شما آیم و مودبانه اتمام حجت کنم تا بعدا از من گله ای نکنید و عرض کردم تا ۲۴ سالگی نیز با شما قرار میگذارم اگر زندگی کردم البته در همه ابعاد، که زندگی میکنم وگرنه به خدا قسم زیستن تلخ تر از هر گونه مرگ است. و امدم و وفا کردند و خب از ابتدایش به دیدار شما آمدمو خودتان مابقی را مستحضرید. اینها را عرض کردم تا از دید من هم مسائل بنده را ببینید که دید شما حقیقتا تا به امروز کافی نبوده و عزیز دلم من با همان دید یکجانبه شما راه آمدم و حسرت به دل ماندم که آیا روزی شما قادر خواهید شد پا روی خود گذارید و از دید من هم بنگرید که موفق نبودم. حد اقل اگر مقدور نیست بدانید از صدق سخن گفتم و اعتماد کنید. وقتی بیکار و تنهایی کوچکترین چیز تورا بسمت خودش میکشد و فرقی نمیکند آن چیست، حتی شیطان هم برای زیبا میشود چون بعد غز سالها تداوم تنهایی به تشنه ترین و ضعیف ترین شکل غز پا درآمده ای. هر روز خودم را نقاشی میکنم و هر بار پاره اش میکنم زیرا میدانم دروغی موقتی است. این تکرار مرا نابود کرده. همانگونه که من خوبیهایم مرا تعریف نمیکنند از اینکه مردم خوبی هایشان را اصل تعریف خود میدانند منزجرم. همه ما معمولی و همواره در تلاشیم تا خوب بشویم و هرگز نخواهیم شد؛ اصل بر تداوم است. از همین رو سخن مرا بشنو و بر من نتاز. انشاالله که خوش دل باشید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: خدا قوت. همانطور که عرض شد «آنقدر ای دل که توانی بکوش» امید است که در این راهی که پیدا کردهاید جلو و جلوتر بروید. البته حتماً عنایت دارید که امثال بنده دیگر نمیتواند وارد چنین میادینی بشود و لذا تنها کلیّات معرفتی که در کتابهای بنده هست، شاید بتواند افقگشایی کند. ولی حالت کاربردی در نسبت به هوش مصنوعی این دیگر کار شما جوانان میباشد که البته باید با همّت خوب خود از بیماریها و ناتوانیهای بدن خود با ورزش و غذاهای مشخص عبور کنید تا همّتتان صدچندان شود و بنده برای موفقیت جنابعالی دعا میکنم. موفق باشید
سلام و درود و نور الهی تقدیم به پیشگاه حضرت حجت ارواحنا فداه و شما استاد بزرگوار: استاد طاهرزاده عزیز من بعنوان یک انسان نگرانم که نکنه قبل از اینکه برای انتقام و قصاص خون پاک امام سید علی خامنه ای وظیفه ام رو انجام داده باشم، از دنیا برم. برای همین واقعا میخوام که شما راهنماییم بفرمایید. این دغدغه قلبمه، شب و روزم رو به این فکرم و خودمو مدیون رهبرم میدونم. من برای انتقام خون امام شهیدم از قاتلینش چه کار باید بکنم؟ التماس دعا در نماز شبهای تان
باسمه تعالی: سلام علیکم: مهم این ارادۀ اصیل است که به لطف الهی در مردم ما پیش آمده است و حکایت نابودی ترامپ، حکایت یک قصاصِ عادی نیست، حکایتِ نابودی نماد استکبار است و همین ارادۀ بزرگ مردم ما اولین قدم انتقام خواهد بود و انشاءالله خداوند قهّار هرچه زودتر به دست مردم ما این ارادۀ بزرگ را محقق کند تا معنای حضور تاریخیِ ما از این طریق به ظهور آید از آن جهت که با یک شخص روبهرو نشدهایم بلکه با فرهنگ استکبار روبهرو شدهایم و این زمینه و بستر ظهور انسان کامل را در بر دارد، انشاءالله.
همانطور که از جوانب مختلف عرض شده جنگ ما با آمریکا از یک جهت غیر از جنگ ما با عراق است زیرا ما به لطف الهی با استکباری در حال جنگ هستیم که جایگاهی برای انسانیتِ انسانها قائل نیست و با تحقیر همه انسانها آن استکبار خود را دامه میدهد و در این راستا انتقام ما از ترامپ انتقامی است که موجودیت استکبار را به حاشیه میبرد و این لطف بزرگی میباشد که برای ما و برای جهان پیش آمده.
جنگی است که منجر به معنابخشی ما به عنوان ایران بزرگ شده است و جمهوری اسلامی یعنی تغییر در جهان و خداوند زمینه این حضور را برای ایران فراهم کرده و ما نباید به کمتر از این حضور در مقابل آمریکا راضی باشیم زیر به هر حال ایران برای مردم جهان دیگر تنها یک کشور نیست بلکه یک ایده است در مقابل آمریکایی که به دروغ میخواست خود را به عنوان یک ایده مطرح کند.
انتقام از ترامپ انتقام از یک شخص نیست بلکه یک فرصت است برای نشان دادن عظمت ایران و به حاشیه رفتن آمریکای جنایتکار که چهره خود را با ترامپ بهتر نشان داده و مقاومت به معنای واقعی در چنین میدانی ظهور میکند و از این جهت برای ایران این انتقام که امری فوق یک قصاص عادی میباشد، یک فرصت است تا روح ایران به عنوان فرهنگ مقاومت در جهانِ همه مردم نهادینه شود و ترامپ عملاً گمان کرد با شهادت جان مردم یعنی آقای شهید ایران، ایران روح مقاومت را فرو مینشاند، غافل از آن که همه آزادیخواهان جهان را در مقابل خود قرار داد آزادیخواهانی که بنا دارند با ایرانِ آینده زندگی کنند، همه آنها همانطور که رهبر معظم انقلاب فرمودند اولیا دم آقای شهیده ما خواهند بود. جا دارد در این رابطه مصاحبه استادمحمد هادی محمودی، مدیر اندیشکده علم و سیاست فارسی را با جناب آقای دکتر زادور دنبال فرمایید. https://eitaa.com/tabien_voice/8255 موفق باشید
سلام و عرض ارادت چرا در کانال از محمدی صوت میگزارید کارشناسی که صحبتهای ظریف رو عینا تکرار میکنه از شما خیلی تعجب میکنم حاصل اعمال چهل ساله کجاست ؟!
باسمه تعالی: سلام علیکم: با توجه به تخصص و سوابق آقای دکتر مهدی محمدی است که جناب سردار قالیباف به خوبی تشخیص دادند ایشان را به عنوان مشاور انتخاب کنند. پیشنهاد بنده آن است که آزاد از این قضاوتها و با نظر به پیام رهبر معظم انقلاب که به ما توصیه میکنند تا آنجا که ممکن است از اختلاف پرهیز کنیم؛ با دقت به نکاتی که آقای محمدی میفرمایند فکر کنید بدون آنکه بخواهیم مرید کسی باشیم. عنایت داشتید که حتی برنامۀ «به وقت ایران» که بحمدالله عزیزان اهل نظر و اندیشمند آن را اداره میکنند، اخیراً آقای محمدی را در رابطه با نکات مهمی که عموماً ایشان در آن صاحبنظر هستند دعوت نمودند و البته این بدان معنا نیست که از دیگر صاحبنظران در این مورد مانند آقای دکتر سعدالله زارعی و یا آقای دکتر خوشچشم غفلت شود. ولی در هر حال با نظر به جایگاه و تخصص ایشان اگر به دنبال نکات استراتژیک در مورد جنگ اخیر هستید، حتماً نمیتوانید از امثال آقای محمدی منصرف شوید. آیا این حاصل اعمال 40 ساله نیست که گرفتار جوّ انکارِ دیگران نمیشویم؟!!! عرایضی در سلسله مباحث «ما و جنگ رمضان و نظر به حضور تاریخی که در پیش است» در شماره -106 تحت عنوان«ما و جهانی که همه در آن جهان هستیم» شده است خوب است نظری به آن بیاندازید.https://eitaa.com/bartarin_hozoor موفق باشید
الحمد لله رب العالمين، والصلاة والسلام على سيدنا محمد، خاتم الأنبياء والمرسلين، وعلى آله وصحبه أجمعين. سلام خدمت شیخ اصغر طاهرزاده. حوادث طوفان الاقصی، اسباب ضیق صدر من شد و مسیر من را در رشتهی جامعهشناسی به مطالعهی علوم شرعی تغییر داد. در این مدت خداوند توفیق و فراغت عنایت فرمود تا مطالعهی کتاب خار و میخک شهید یحیی سنوار رحمت الله میسر شود. در بررسی عمیق دربارهی یحیی سنوار با متنی از شما مواجه شدم که بدون اشاره به اختلاف مذهبی شهید سنوار را در کنار شهید نصرالله قرار داده بودید. خداوند مرا به این نظر هدایت کرد که آیا میتوان بسیط تر به سیاست شرعی اندیشید. به خصوص که امروز نشانههای غلبهی جمهوری اسلامی بر کفار حاضر در منطقه و صهیونیست آشکار شده است و دور نیست که با قضا و قدرالهی، ظهور اسلام واقع شود. تردیدی نیست که مسئله امامت عظمی، از بنیادیترین مباحث فقهی است. هیچیک از ائمه جماعت، حکومت را نهادی صرفاً عرفی یا قراردادی ندانستهاند، بلکه همگی بر این باور بودهاند که بقای دین، اجرای احکام الهی، حفظ جماعت مسلمانان و صیانت از امنیت امت، بدون وجود امامی که زمام امور مسلمانان را در دست گیرد، با مخاطره جدی روبهرو خواهد شد. از همین رو، جمهور علما، نصب امام را از واجبات کفایی امت دانستهاند؛ واجبی که ترک آن، امت اسلامی را در معرض اختلاف، فتنه و از هم گسیختگی قرار میدهد. امام ابوالحسن ماوردی در اثر ماندگار خود، الأحكام السلطانية، تعریفی ارائه کرده است که میتوان آن را جامعترین تعریف خلافت در فقه دانست: «الإمامة موضوعة لخلافة النبوة في حراسة الدين وسياسة الدنيا.» این عبارت کوتاه، حقیقت امامت را به روشنی آشکار میسازد. از نگاه امام ماوردی، خلافت نه صرفاً جانشینی سیاسی پیامبر اکرم ﷺ، بلکه استمرار مسئولیتی است که پیامبر در اداره جامعه اسلامی بر عهده داشت؛ با این تفاوت که پس از ختم نبوت، امام وظیفه دریافت وحی ندارد، بلکه مکلف است شریعت نازلشده را حفظ کرده و جامعه را بر اساس آن اداره کند. بنابراین، دو رکن اساسی خلافت، «حراست از دین» و «سیاست دنیا بر پایه دین» است و هر حکومتی که از این دو هدف فاصله بگیرد، از فلسفه وجودی امامت نیز فاصله گرفته است. همین معنا را امام الحرمین جوینی در غياث الأمم با بیانی دیگر مطرح میکند و تشکیل حکومت را لازمه حفظ نظام امت میداند. همچنین علامه ابنخلدون در المقدمة، خلافت را «نیابت از صاحب شریعت در حفظ دین و تدبیر امور دنیا» معرفی میکند. این همسویی در آثار متقدمان نشان میدهد که اگرچه درباره برخی شرایط امام اختلافهایی وجود داشته، اما در اصل ضرورت حکومت اسلامی و نقش آن در پاسداری از دین، میان جمهور علما اختلاف قابل توجهی دیده نمیشود. اساس این نگرش، پیش از هر چیز، بر نصوص صحیح نبوی استوار است. در صحیح مسلم، از حضرت حذیفه بن یمان رضی الله عنه روایت شده است که رسول خدا ﷺ فرمود:«تلزم جماعة المسلمين وإمامهم.» یعنی مسلمان موظف است همراه جماعت مسلمانان و امام آنان باشد. امام نووی در شرح این حدیث مینویسد که مقصود، حفظ وحدت امت و جلوگیری از پراکندگی مسلمانان است؛ زیرا تفرقه، راه نفوذ فتنه را میگشاید و امنیت جامعه اسلامی را از میان میبرد. همچنین در صحیح بخاری و صحیح مسلم، حضرت عبادة بن صامت رضی الله عنه نقل میکند که صحابه با رسول خدا ﷺ بر شنیدن و اطاعت کردن در سختی و آسانی بیعت کردند و آن حضرت فرمود:«إلا أن تروا كفراً بواحاً عندكم من الله فيه برهان.» فقهای بزرگ از جمله امام نووی، حافظ ابن حجر عسقلانی و قاضی عیاض، این حدیث را از مهمترین ادله لزوم حفظ نظم عمومی دانستهاند. آنان تصریح میکنند که شارع مقدس، هرگونه اختلاف یا نارضایتی را مجوز برهم زدن وحدت امت قرار نداده است؛ زیرا فساد ناشی از جنگ داخلی و فروپاشی نظم عمومی، غالباً از فساد ناشی از خطاهای فردی حاکمان بزرگتر خواهد بود. بر همین اساس، حفظ جماعت مسلمانان، یکی از مقاصد قطعی شریعت در باب سیاست شرعی به شمار میآید. این اصل، نه تنها در احادیث نبوی، بلکه در سیره خلفای راشدین نیز به خوبی آشکار است و از همین رو، ائمه اهل سنت همواره میان «اصلاح حکومت» و «فروپاشی حکومت» تفاوت قائل شدهاند. در کنار این مبانی، جمهور فقها شرایطی را برای امام برشمردهاند که مهمترین آنها عبارت است از اسلام، عدالت، کفایت، قدرت بر اداره امور، سلامت عقل و توانایی اجرای احکام شریعت. همچنین بر پایه حدیث مشهور «الأئمة من قريش» که در صحیح بخاری و صحیح مسلم روایت شده است، بیشتر فقهای متقدم قریشی بودن را نیز از شرایط خلافت دانستهاند. با این حال، آنان این شرط را در منظومهای از شرایط بررسی کردهاند و آن را جدا از مسئولیتهای سنگین امام در حفظ دین، اقامه عدل و پاسداری از مصالح امت ندانستهاند. از این رو، به نظر میرسد اگر بخواهیم اندیشه سیاسی اسلام را به درستی فهم کنیم، نباید تنها به فهرست شرایط امام بسنده کنیم، بلکه باید به حقیقتی توجه نماییم که همه ائمه جماعت بر آن اتفاق دارند و آن اینکه امامت، پیش از آنکه عنوانی تشریفاتی یا صرفاً تاریخی باشد، نهادی شرعی برای تحقق مقاصد بزرگ شریعت است. از همین نقطه، میتوان پرسشهای نوینی را درباره نسبت میان مقاصد ثابت شریعت و تحولات متغیر تاریخ مطرح کرد؛ پرسشهایی که در قرون اخیر، به دلیل دگرگونی ساختارهای سیاسی جهان اسلام، اهمیت بیشتری یافته است و زمینه گفتوگوهای جدید در اسلام را فراهم ساخته است. برای فهم صحیح امامت، نمیتوان از بستر تاریخی شکلگیری آن چشم پوشید. فقه، هرچند بر نصوص شرعی استوار است، اما همواره در مواجهه با واقعیتهای اجتماعی و سیاسی رشد کرده و بسیاری از مباحث آن در پاسخ به مسائل عینی زمانه شکل گرفته است. از همین رو، فهم قول جمهور درباره امامت، بدون شناخت شرایط تاریخی سدههای نخست، فهمی ناقص خواهد بود. پس از رحلت رسول خدا ﷺ، مسئله جانشینی آن حضرت، نخستین مسئله بزرگ سیاسی جهان اسلام شد. خلافت ابوبکر صدیق رضیاللهعنه با بیعت اهل حل و عقد آغاز گردید و پس از آن، خلافت عمر، عثمان و علی رضیاللهعنهم استمرار یافت که نزدیکترین الگو به سیره نبوی بود؛ زیرا در این دوره، مشروعیت حکومت با بیعت، شورا و پذیرش عمومی مسلمانان پیوندی نزدیک داشت. اما از نیمه دوم خلافت حضرت عثمان و سپس در دوران خلافت حضرت علی رضیاللهعنه، جامعه اسلامی وارد مرحلهای شد که بعدها از آن با عنوان «فتنه کبری» یاد شد. جنگ جمل، صفین و نهروان، تنها منازعات نظامی نبودند، بلکه سرآغاز شکلگیری اختلافات سیاسی و کلامی عمیقی شدند که آثار آن تا قرنها در اندیشه اسلامی باقی ماند. در چنین فضایی، حفظ وحدت امت به یکی از بزرگترین دغدغههای جمهور علما تبدیل شد. آنان تجربه کرده بودند که نزاع بر سر حکومت، چگونه میتواند به خونریزی گسترده، تضعیف اقتدار مسلمانان و گسترش شکافهای اجتماعی بینجامد. از همین رو، در بسیاری از متون فقهی، اصل «لزوم جماعت» و پرهیز از خروج بر امام، جایگاهی برجسته یافت. این موضع را باید در پرتو تجربه تاریخی آن عصر فهمید، نه صرفاً بهعنوان یک گزاره انتزاعی. همزمان، با تثبیت حکومت اموی و سپس عباسی، نهاد امامت نیز صورتی متفاوت از دوره خلفای راشدین پیدا کرد. بسیاری از فقها، ضمن آگاهی از تفاوت میان وضع موجود و الگوی آرمانی، کوشیدند قواعدی فقهی تدوین کنند که از یک سو با نصوص شرعی سازگار باشد و از سوی دیگر، از فروپاشی نظم عمومی جلوگیری کند. به همین دلیل، مباحثی مانند شرایط امام، بیعت، اطاعت، اهل حل و عقد و احکام بغی، در آثار فقهی گسترش یافت. در همین دوران، دولتهای شیعی مانند آلبویه و سپس فاطمیان نیز در بخشهایی از جهان اسلام قدرت سیاسی یافتند. این واقعیت تاریخی سبب شد که مسئله مشروعیت حکومت، بیش از پیش با اختلافات کلامی درهمآمیزد. از این رو، بسیاری از فقها هنگام بحث از امامت، افزون بر مباحث فقهی، به دغدغههای اعتقادی و حفظ هویت مذهبی نیز توجه داشتند به طوری که باعث عدم مشروعیت خلافت فاطمی شد. از منظر تاریخ اندیشه، این امر نشان میدهد که صورتبندی امامت تنها محصول استنباط از نصوص نبود، بلکه تجربههای سیاسی عصر نیز در نحوه طرح مسائل و اولویتبندی آنها نقش داشت. با گذر زمان و ورود جهان اسلام به دوران جدید، شرایط سیاسی دگرگون شد. پایان خلافت عثمانی، پیدایش دولتهای مستقل، تدوین قانونهای اساسی و شکلگیری نهادهای حکومتی مدرن، موضوع بسیاری از مباحث را تغییر داد. ازاینرو، شماری از پژوهشگران معاصر این پرسش را مطرح کردند که آیا همه مباحثی که فقهای متقدم در چارچوب نظام خلافت مطرح کردهاند، بدون تغییر موضوع، بر ساختارهای سیاسی جدید نیز قابل تطبیق است، یا آنکه برخی از آنها نیازمند بازخوانی اجتهادی در پرتو اصول ثابت شریعت هستند. آنچه در این میان اهمیت دارد، وفاداری به اجتهاد است. این روش، هم به نصوص شرعی پایبند است و هم در تطبیق آنها بر واقعیتهای نوپدید، از ابزارهایی چون تحقیق مناط، اعتبار مصالح و توجه به مقاصد شریعت بهره میگیرد. از همین رو، بررسی نسبت میان میراث امامت و تحولات سیاسی معاصر، تنها زمانی ارزش خواهد داشت که با همین روش و بدون نسبت دادن آرای اثباتنشده به فقهای گذشته انجام شود. فقه سیاسی همچون دیگر ابواب فقه، در طول تاریخ همواره در تعامل با تحولات اجتماعی و سیاسی بوده است. اگرچه اصول کلی شریعت ثابت است اما موضوعاتی که فقیه با آنها مواجه میشود، در هر عصر دگرگون میگردد و همین امر، ضرورت اجتهاد را پدید میآورد. این حقیقت را بسیاری از ائمه جماعت پذیرفتهاند و بر آن تأکید کردهاند که فهم صحیح نصوص، بدون شناخت واقعیتهای زمانه، به نتیجه مطلوب نخواهد رسید. در سده اخیر، با پایان خلافت عثمانی و پیدایش نظام جدید جهانی، پرسش از «امامت» بار دیگر در محافل علمی مطرح شد. برخلاف تصور برخی، اندیشمندان معاصر پاسخ واحدی به این مسئله ندادهاند. گروهی بر احیای نهاد خلافت تأکید کردهاند، گروهی دیگر بر همکاری و همگرایی دولتهای اسلامی، و گروهی نیز کوشیدهاند با تکیه بر مقاصد شریعت، الگوهای جدید حکومت را ارزیابی کنند. در میان این اندیشمندان، علامه شیخ یوسف قرضاوی جایگاه ویژهای دارد. وی، ضمن تأکید بر ضرورت وحدت امت اسلامی، بارها تصریح میکند که مقصود شریعت، تحقق عدالت، شورا، حفظ کرامت انسان و اجرای احکام الهی است. از نگاه او، نباید میان اهداف ثابت شریعت و قالبهای تاریخی حکومت خلط کرد. به همین دلیل، وی بر این باور است که فقه سیاسی نیازمند اجتهادی مستمر است تا بتواند پاسخگوی مسائل جهان معاصر باشد. همچنین علامه احمد الریسونی، مقاصد شریعت، بر این نکته تأکید میکند که فقیه باید میان «ثابت» و «متغیر» تمایز قائل شود. از دیدگاه او، اصولی همچون عدالت، حفظ دین، حفظ جان، شورا و مصالح امت، از مقاصد ثابت شریعتاند؛ اما شیوه تحقق این مقاصد، ممکن است با تغییر شرایط اجتماعی و سیاسی، صورتهای متفاوتی پیدا کند. در همین راستا، علامه وهبه زحیلی نیز در آثار فقهی خود، ضمن پایبندی به مبانی، بر نقش شورا، قانون، مسئولیت حاکمان و رعایت مصالح عمومی تأکید میکند. او نشان میدهد که فقه اسلامی، ظرفیت پاسخگویی به مسائل نوپدید را دارد، مشروط بر آنکه اجتهاد بر پایه نصوص، قواعد اصولی و مقاصد شریعت صورت گیرد. این رویکردها، ریشه در میراث اصولی دارد. امام شاطبی در الموافقات، مقاصد شریعت را معیار فهم بسیاری از احکام معرفی میکند و معتقد است که شارع، در همه احکام، مصالح بندگان را در نظر داشته است. همچنین امام ابنقیم جوزیه در إعلام الموقعين یادآور میشود که مقصود شریعت، تحقق عدالت، رحمت و مصلحت است و فقیه باید در تطبیق احکام، واقعیتهای زمان و مکان را نیز بشناسد. البته این بدان معنا نیست که اندیشمندان معاصر، شرایط امامت را کنار گذاشتهاند. بلکه پرسش اصلی آنان این است که آیا همه آن شرایط، به یک میزان، جنبه تعبدی دارند یا برخی از آنها در پیوند با شرایط تاریخی عصر نخست اسلام قابل فهماند. این پرسش، همچنان محل گفتوگو است و پاسخهای گوناگونی درباره آن ارائه شده است. از منظر نگارنده، اهمیت این مباحث در آن است که نشان میدهد سنت فقهی، سنتی ایستا نیست، بلکه ظرفیت بازخوانی در چارچوب اصول خود را دارد. اگر مقاصد شریعت، حفظ دین، عدالت، امنیت، وحدت امت و اجرای احکام الهی باشد، طبیعی است که هر پژوهشگری بتواند درباره نسبت این مقاصد با ساختارهای سیاسی معاصر پرسش کند. چنین پرسشی، مادامی که بر پایه منابع معتبر و قواعد اصول فقه طرح شود، نه خروج از سنت، بلکه ادامه سنت اجتهادی خواهد بود. از همین نقطه، زمینهای فراهم میشود؛ تا بدون نادیده گرفتن تفاوتهای اعتقادی و تاریخی، میکوشد نسبت میان نهاد امامت و برخی دیدگاههای معاصر حکومت اسلامی را از منظر اهداف و کارکردها بررسی کند. از مباحثی که در دهههای اخیر بیش از گذشته مورد توجه اندیشمندان قرار گرفته، نسبت میان «امامت عظمی» و «وحدت امت اسلامی» است. هرچند فقهای متقدم غالباً مباحث امامت را در چارچوب خلافت تاریخی اسلام بررسی کردهاند، اما بسیاری از پژوهشگران معاصر بر این باورند که نباید میان حقیقت امامت و صورت تاریخی آن خلط نمود. به تعبیر دیگر، آنچه در نصوص شرعی و آثار ائمه جماعت اصالت دارد، تحقق مقاصد امامت است و قالبهای سیاسی، همواره در بستر شرایط تاریخی شکل گرفتهاند. در قرآن کریم، امت اسلامی با عنوان «امت واحده» معرفی شده است: ﴿إِنَّ هَٰذِهِ أُمَّتُكُمْ أُمَّةً وَاحِدَةً وَأَنَا رَبُّكُمْ فَاعْبُدُونِ﴾ (انبیاء: ۹۲). همچنین خداوند متعال میفرماید: ﴿إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ﴾ (حجرات: ۱۰). جمهور فقها این آیات را دال بر پیوند ایمانی مسلمانان دانستهاند؛ پیوندی که فراتر از قومیت، زبان و جغرافیا است و یکی از مهمترین مقاصد شریعت در عرصه اجتماع، حفظ همین اخوت و وحدت به شمار میرود. علامه شیخ یوسف قرضاوی، در آثار خود درباره فقه دولت و امت، بارها بر این نکته تأکید میکند که امت اسلامی، حقیقتی فراتر از تقسیمات سیاسی معاصر است و همبستگی دینی مسلمانان، نباید در مرزهای جغرافیایی محدود گردد. او در عین پذیرش واقعیتهای موجود، بر این باور است که آرمان وحدت امت همچنان از مقاصد اساسی شریعت است و هرگونه اجتهاد در فقه سیاسی باید این مقصد را در نظر داشته باشد. همچنین علامه احمد الریسونی، با تکیه بر نظریه مقاصد شریعت، یادآور میشود که مقصود شارع از تشریع امامت، تحقق مصالح امت است؛ از جمله حفظ دین، اقامه عدالت، جلوگیری از تفرقه و صیانت از کیان مسلمانان. از نگاه او، فقیه باید همواره میان نصوص ثابت و موضوعات متغیر تفکیک کند و در تحلیل مسائل سیاسی، به مقاصد کلی شریعت نیز توجه داشته باشد. این رویکرد، ریشه در میراث اصولی دارد. امام شاطبی در الموافقات، حفظ دین و حفظ جماعت را از مهمترین مصالح شریعت میشمارد و تصریح میکند که فهم احکام بدون توجه به مقاصد، فهمی ناقص خواهد بود. امام ابنقیم جوزیه نیز در إعلام الموقعين بر این نکته تأکید میکند که شریعت در همه احکام خود، عدالت، رحمت و مصلحت بندگان را دنبال میکند. بر همین اساس با توجه به دیدگاه برخی از پژوهشگران معاصر میان «صورت تاریخی خلافت» و «حقیقت امامت» تفکیک کردهاند. به اعتقاد آنان، اگرچه شکل حکومتها در طول تاریخ دگرگون شده است، اما وظایف اساسی امام همچنان ثابت باقی مانده است؛ وظایفی مانند پاسداری از دین، حفظ امنیت مسلمانان، اقامه عدالت، دفاع از امت و جلوگیری از تفرقه. از این منظر، ارزیابی هر تجربه سیاسی، پیش از آنکه بر اساس نام یا ساختار آن باشد، باید با توجه به میزان تحقق این مقاصد صورت گیرد. با توجه به اینکه جمهور فقها ، امامت عظمی را صرفاً نهادی برای اداره یک سرزمین معین ندانستهاند، بلکه آن را نهادی برای حفظ شوکت مسلمین ، صیانت از امت و دفاع از دارالاسلام تلقی کردهاند. از همین رو، در بسیاری از متون ، مباحث امامت در کنار مباحث جهاد، دارالاسلام و روابط مسلمانان با سرزمینهای غیرمسلمان بررسی شده است. این همجواری نشان میدهد که فقهای متقدم، امامت را در پیوندی وثیق با حفظ موجودیت امت اسلامی میفهمیدند. امام ابوالحسن ماوردی، هنگامی که وظایف امام را برمیشمارد، تنها به اقامه حدود و اجرای احکام بسنده نمیکند، بلکه از حفظ شوکت اسلام، دفاع از مرزهای مسلمانان، تجهیز سپاه و حمایت از مسلمانان نیز سخن میگوید. همین معنا در آثار قاضی ابویعلی، امام الحرمین جوینی و دیگر فقها نیز دیده میشود. تقسیم سرزمینها به دارالاسلام و دارالکفر، بیش از آنکه یک بحث جغرافیایی باشد، ناظر به قلمرو نفوذ احکام و امنیت مسلمانان بود. ازاینرو، فقهای مذاهب مختلف درباره معیارهای این تقسیم اختلاف داشتند. فقهای حنفی، مانند امام سرخسی و امام کاسانی، امنیت مسلمانان و غلبه احکام را از مهمترین معیارها دانستهاند، در حالی که برخی فقهای شافعی و حنبلی بر جنبههای دیگری نیز تأکید کردهاند. همین اختلاف نشان میدهد که موضوع، از آغاز نیز محل اجتهاد بوده است. با این حال، آنچه در میان جمهور فقها کمتر مورد اختلاف است، این است که فلسفه وجودی امامت عظمی، حفظ دین، صیانت از جماعت مسلمانان و دفاع از مصالح عمومی امت است. به همین دلیل، فقها در شمار وظایف امام، همواره از دفاع در برابر تجاوز، حمایت از مسلمانان و حفظ امنیت سرزمینهای اسلامی یاد کردهاند. علامه ابنخلدون نیز در المقدمة، امامت را نیابت از صاحب شریعت در حفظ دین و سیاست دنیا معرفی میکند و بدین وسیله، پیوند میان رهبری سیاسی و صیانت از امت را تبیین مینماید. از همین رو به نظر میرسد، اهل علم باید از منظری تازه به نظم جدیدی که در جهان در حال شکلگیری است نگاه کنند و براساس این نظم جدید که به نظر میرسد، تقدیرالهی غلبهی مسلمین بر کفار به دست جمهوری اسلامی ایران است، در چارچوب این وضعیت جدید به فقه و مباحث امت اسلامی نگاه کنند و از نگاههای فرقهای و اختلافات مذهبی عبور کرد. به نظر من تاکید زعیم جمهوری اسلامی سید مجتبی خامنهای، بر حفظ شوکت و عزت مسلمین در برابر کفار و با توجه به نسب قریشی محکم و مسلمی که دارد؛ امروزه میتوان به احیای خلافت اسلامی درعالم کنونی در گسترهی امت اسلامی اندیشید تا به خواست خداوند موجب تجدید حیات مذاهب مختلف اسلامی و احیای نقش تمدنی مسلمین در آینده نه چندان دور گردد. وصلى الله على نبينا محمد
باسمه تعالی: سلام علیکم: خدا قوت. نکات بسیار حکیمانه و محقّقانهای را در راستای تأکید بر امّت اسلامی مطرح فرمودهاید تا آنجایی که عنایت دارید آقای شهیدمان فتوایشان را که در مورد «عدم توهین به بزرگان اهل سنت» بود دستور دادند روی کفنشان بنویسند تا متذکر آن «یگانگی» باشند که باید در میان آید. تا آنجایی که نهتنها تشیّع امری مقابل تسنن به حساب نیاید، بلکه تشیّع وسیلهای باشد برای عبور از دوگانگیهایی که عدهای بین اهل سنت و شیعیان دامن میزنند. پیشنهاد جدّی بنده آن است که بیانات رهبر شهید را در دیدار جمعی از علما و بزرگان اهل سنت کشور دنبال بفرماییدhttps://khl.ink/f/57542 که میفرمایند: «مسئلهی اساسی بنده، مسئلهی «امّت اسلامی» است. من سالها است که بر روی واژهی «امّت اسلامی»، بالخصوص متعمّداً تکیه میکنم تا ما فراموش نکنیم که یک امّتیم.» و این است معنای اسلام و مسلمانی که به انسانیت انسانها نظر دارد. موفق باشید
سلام استاد: ببخشید نظر شما راجع به موسسه مصاف و آقای رائفی پور چیه؟ با تمام تیم های تحقیقاتی هاشون و ...
باسمه تعالی: سلام علیکم: عزیزانی هستند که با تلاش زیاد سعی دارند در جبهۀ انقلاب اسلامی جلو و جلوتر روند. برای موفقیت هرچه بیشتر آنها از خداوند تقاضامندیم با حکمت خود عنایت خاصه به آن عزیزان داشته باشد . موفق باشید
سلام مجدد: در جواب سوال ۴۲۰۷۴ فرمودین: فکر نمیکنم جایگاهی برای تفاهم حتی تفاهمی که مفاد آن را ما تعیین کرده باشیم باقی مانده باشد. به هر حال این رهبر انقلاب هستند که با بصیرت تمام و درک شرایط تاریخی مان تصمیم میگیرند. استاد واقعا هنوز فکر میکنید موضع ما در مذاکرات از سر قدرت بوده و ما مفاد تفاهم رو تعیین کردیم؟؟؟ اگر قبلش به شما میگفتیم و شما ما را متهم به کج فهمی و تندروی میکردین الان که امثال ونس و ترامپ علنا گفتند که مذاکره برای خریدن وقت و ابزار فریب بوده هنوز شما سر حرفتون هستین؟؟؟ الان که حتی تو بیانیه سپاه هم اشاره شد که نتیجه این تفاهم و آتش بس جایگزینی ذخایر نفتی آمریکا شد شما نمیخواهین به موضع اشتباهتون اعتراف کنید؟؟؟ از همه اشتباه تر اینکه همه چیز را به تصمیم رهبر گره میزنید این حرف شما روی دیگه جمله همه چیز هماهنگه وفاقیون بیمار دل بوده است که رهبری با پیام علی الاصول باطن آنها را که از اول برای ما مشخص بود برای همگان آشکار کرد! محض اطلاع رهبر دیکتاتور نیست که همه چیز با تصمیم ایشان باشد - مسؤلین مصلحتاندیش هستند و ترسو و بعضا خائن - فضای جامعه و مردم دچار فتنه و فریب و لفاظی مسؤلین - امام شهید در کمتر از یک ماه قبل از شهادت دوبار به کودتا اشاره کرده اند و از زمانی که از مردم خواستند کمر کودتاگر را بشکنند آب از آب میان مسولین ما تکان نخورده است ولی متاسفانه شما و دیگران شبیه شما تنها به همان بخش از دلسوز بودن مسولین اشاره دارید در صورتیکه به تعبیر قرآن بیمار دلان دچار خطای محاسباتی هستند هر چند که دلسوز باشند به تعبیر من هم خاله خرسه هم دلسوز بود و هم حست نظر داشت اما خطای محاسباتی او باعث نابودی آن شخص شد.
باسمه تعالی: سلام علیکم: باید در این مورد جایگاه تأکیدات فوق العاده اساسی رهبر معظم انقلاب نسبت به عدم سوء ظنّ به مسئولان مربوطه را مورد توجه قرار داد و نسبت به جایگاه تاریخیِ آخرین پیام ایشان فکر کرد. در این مورد عرایضی تحت عنوان «ما و برکات یگانگی و خطر تقابل بزرگ» https://eitaa.com/matalebevijeh/23331 شده است. با توجه به این امر اگر سعی کنیم نگاههای متفاوت جاری در امور کشور را که دلسوزانه کارها را جلو میبرند؛ مدّ نظر قرار دهیم، جایگاه حضور تاریخی و تمدنی خود را بهتر درک میکنیم و اینجا است که اگر به مصاحبۀ آقای عراقچی فکر کنیم https://eitaa.com/arshiv3133/330 و یا به سخنان اخیر آقای مهدی محمدی که شب گذشته در برنامۀ «به وقت ایران» نیز متذکر فرصت ما با پذیرفتن آتش بس برای آمادهشدن در مقابله با آمریکا شدند، بیندیشید https://eitaa.com/barzegar1359/4384 جریان را طور دیگر خواهید دید و از خطری که در بحث ««ما و برکات یگانگی و خطر تقابل بزرگ» بدان گوشزد شد، رهایی مییابیم، از آن جهت که در کلمات شما نوعی نفی و نه نقد و نوعی تقابل با جریانی که مانند شما فکر نمیکنند؛ احساس میشود. به عنوان پیرمردی که در دل انقلاب اسلامی مسئولیتهایی داشتهام اجازه بدهید پدرانه عرض کنم: آیا خطر اینکه از افق گشودۀ حاضرشدن در نگاه رهبری فاصله بگیرید را در خود احساس نمیکنید؟! در حالیکه معلوم است نسبت به اهداف انقلاب اسلامی دغدغهمند هستید؟ موفق باشید
هر کس که حسینی است حقیرش مشمار/ در رتبه کبیر است صغیرش مشمار
عنوان گدائی درش آقائی است / آقاست گدای او فقیرش مشمار
سلام استاد گرامی .استاد امسال ما جامونده کربلا هستیم إن شاالله رفتنی شدید به سرزمین عشق و دلدادگی و معرفت از ما جامونده ها هم یاد کنید . ما امسال به خاطر دنیا ومراعات مالی برای خریدن وسیله نقلیه نرفتیم عقل بنده احساسی وعقل همسر محتاط که نمیخواد دستش جلو کسی دراز باشه .من درکشون میکنم ولی چه کنم که امسال انگار بیقرارتریم واشک امان مون نمیده هر چند میدونم اصل کاری نطلبید. فقط خواستم بگم التماس دعا .
باسمه تعالی: سلام علیکم: حکایت دلهایی که دورا دور در آنجایی هستند که جسمها در آنجا حاضر نیست، در جای خود حکایت مهمی میباشد. آنجایی که آن شخص خدمت مولایمان رسید که برادرم دوست داشت در کنار شما با دشمنان اسلام جهاد کند ولی در یمن زندگی میکند. آنجا بود که حضرت فرمودند چه کسانی که در صُلب پدرانشان هستند ولی اکنون در کنار ما میباشند زیرا حکایت، حکایتِ حضور جانها است. و جناب خواجه ابوسعید ابوالخیر به زیبایی آن را بیان فرموده است:
گر در یمنی چو با منی پیش منی
گر پیش منی چو بی منی در یمنی
من با تو چنانم ای نگار یمنی
خود در غلطم که من توام یا تو منی (آری! ما «او» هستیم و «او» ما، و این یعنی اتحاد روحانی روحها.
و این یعنی چه بسیار جاماندههایی که در واقع به جهت دلهای سوختهشان، جا نماندهاند. یا حکایت جناب اویس قرنی را دارید که آمد در مدینه تا پیامبر خدا صلوات الله علیه و آله را ملاقات کند که به جهت قولی که به مادرش داده بود قبل از ملاقات پیامبر خدا به یمن برگشت و جالب است که همین که پیامبر وارد مدینه شدند فرمودند : بوی اُوَیس قَرَنی را از یمن استشمام میکنند و میفرمایند:اِنّی اَشَمُّ رائِحَةَ الرَّحْمَنِ مِنْ جانِبِ الْیَمَنِ. من بوی نسیم حضرت رحمان را از جانب یمن استشمام میکنم. موفق باشید
سلام استاد عزیز: بنده ۲۵ سال سن دارم. پنج سال بیشتر طلبه بودم. ولی دوران طلبگی من پر از فراز و نشیب های زیادی بود. در نوجوانی که غرق در شهوتهای نفسانی بودیم با عنایت امام زمان و توسل به اهل بیت (ع)، یک رفیق خوب سرراه ما گذاشتند و ما سربه راه شدیم. در ادامه کنجکاوی خود را دنبال کردیم تا جلسات مطالعاتی کتب شهید مطهری به توصیه یکی دیگر از دوستان پیوستیم و در حین آن بعضی از کتاب های شما رو میخواندیم و بعدها کتاب های استاد وکیلی از اساتید فلسفه مشهد را مورد مطالعه قرار دادیم ولی در کنار آن به جلسات تفسیر قرآن با همان دوستی که باعث سربه راهی ما شد میرفتیم، جلساته آقای معمار منتظرین در مسجد رضوی. در همین حین بود که آرام آرام رشد عرفانی برای ما صورت گرفت ولی نه به شکل درست با یک استاد و نه با یک استاد اخلاق و نه با.... با مبانی آقای معمار که جلو رفتیم در عرفان، ولی از نظری نمیتوانستیم بپذیریم چون استدلال ها و مطالبی که در کتب فلسفی مذکور خوانده بودیم با این عرفانی که ما دچارش شدیم جور در نمیآمد، هر روز که میگذشت ما شبهاتمان روزبه روز زیادتر میشد و دچار یک نوع شک گرایی شدیم. رفیق مان که خیلی جلو رفت و جلوتر بود به ظاهر تا جایی که بعد از مدتی اصول اولیه منطقی را کلا نقض کرد و دیگر پی حرف کسی نمیرفت. تا اینکه وارد حوزه شدیم و برخی از رشد معنوی غلط مان در حوزه بود که با یک استاد منطق و فلسفه دان که خصوصیتش زمان شناس بودن او بود آشنا شدیم و در درس های منطق ایشان بود که خط فکری مان را تونستیم اصلاح کنیم ولی افسوس که ایشان بدلیل اختلاف های که با حوزه داشتند با چند استاد دیگر از حوزه رفتند به حوزه دیگر. وما دوباره انگار خودمون شدیم و خودمون... در این مدت طلبگی پنج سال در شهوت و عقلانیت و شبهات خودمون رفتیم و آمدیم و دوباره رفتیم و آمدیم... آنقدر که بیشتر از پنجبار از معنویت افتادیم به شهوت مان و دوباره رفتیم سمت معنویت و بعدش عقلانیت و دوباره دچار شبهات فلسفی و عرفانی شدیم و..... نمی دانم بعضی موقع ها فکر میکنم دیگر نمی شود، به کل ناامید میشوم و تنها چیزی که تسلای دلم میشود فکر کردن به امام زمان (عج) و هدفی که انگار برای آن ما اصلا به این دنیا آمدیم. لطفا به بنده حقیر توصیه ای فرمایید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: چرا با قرآن که از طریق تفسیر قیّم «المیزان» مطرح شده است، مأنوس نباشید؟ پیشنهاد بنده آن است که در این رابطه سری به جزوۀ «جایگاه تفسیر المیزان و روش استفاده از آن» https://lobolmizan.ir/leaflet/182?mark=%D8%A7%D9%84%D9%85%DB%8C%D8%B2%D8%A7%D9%86 بزنید. موفق باشید
با سلام و احترام خدمت استاد گرامی: امکان دارد لطف کرده و منابعی معتبر در موضوع حکمت خسروانی معرفی نمایید. با تشکر
باسمه تعالی: سلام علیکم: کتاب «آسیا در برابر غرب» کتابی است به قلم «داریوش شایگان». در این مورد نکات خوبی را مطرح کردهاند. در پرسش و پاسخ شمارۀ ۳۱۶۸۸ نکاتی مطرح است که خوب است به آن رجوع فرمایید. موفق باشید
