عرض سلام و احترام: پرسشی پیرامون «ذکر یونسیه» و نسبتِ میانِ «رنجِ وجودی» و «اقرار به ظلم» برایم مطرح شده ممنون میشوم اگر دیدگاهتان را در این باب بفرمایید: ۱. ماهیتِ ایمان به «تنزّه الهی»: آیا این باور که «خداوند منزه از ظلم است» (سبحانالله) یک اصلِ موضوعه و پیشینی است که ایمانمان را با آن آغاز میکنیم؟ یا حقیقتی است که تنها در کورانِ رنج و تجربهی زیستهی بشر بهدست میآید؟ آیا حضرت یونس (ع) در آن لحظاتِ بحرانی، به حقیقتی «نو» رسید یا حقیقتی کهن را به «جان» چشید؟ ۲. مسئله «رنجِ تحمیلی/غیر انتخابی» و اقرار به «إنی کُنتُ مِنَ الظالمین»: در مواردی که انسان «قربانی»ِ ظلمِ دیگران یا حوادثِ بیرحمانهی جهان است (مثل کودکی در خانوادهای آسیبدیده یا فقدانِ عزیزان)، اقرار به «من از ستمکاران بودم» چگونه تفسیر میشود؟ آیا اینجا باید به معنای «پذیرشِ گناهِ فردی در ایجادِ آن رنج» باشد؟ اگر نه، چطور میتوان میانِ «تنزّهِ خدا» و «واقعیتِ رنجِ ناعادلانه» جمع کرد، بدون اینکه بارِ سنگینِ تقصیر را بر دوشِ فردِ آسیبدیده گذاشت؟ مرزِ میانِ «مسئولیتِ وجودی» و «تقصیرِ اخلاقی» در این دعا کجاست؟ سپاس از وقت و راهنمایی شما.
باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید که عزیز دل ما حضرت یونس «علیهالسلام» وقتی بالاخره با آن صحنهای که در شکم آن ماهی به خود آمدند و ذکر مبارک «لا إِلهَ إِلَّا أَنْتَ سُبْحانَک إِنِّی کنْتُ مِنَ الظَّالِمِینَ» به میان آوردند؛ بدین معناست که با نظر به یگانگیِ حضرت محبوب با گفتن «سبحانَکَ» نظر به جلال حضرت حق انداختند که متأسفانه بعضی از مترجمین آن را به «منزه بودن از ظلم» معنی کردهاند. در حالیکه جان مبارک حضرت یونس «علیهالسلام» در آن اوج معنویت، از یک طرف نظر به جلال خداوند کردند که بسی بلندمرتبه از آن است که خودشان تصمیم بگیرند آنطور که بدون اذن الهی قوم گنهکار را رها کردند و از طرف دیگر عرضه میدارند: «إِنِّی کنْتُ مِنَ الظَّالِمِینَ» بدین معنا که در مقابل جلال ربّانی من از ظالمین خواهم بود که حدّ جلال پروردگاریت را رعایت نکردهام و خوشا به حال حضرت یونس «علیهالسلام» که پروردگارش از او خبر میدهد که فرمود: «فَاسْتَجَبْنَا لَهُ وَنَجَّيْنَاهُ مِنَ الْغَمِّ وَكَذَلِكَ نُنْجِي الْمُؤْمِنِينَ» و اینگونه تقاضای عبور از غضب الهی را از او پذیرفتیم و این، حکایت هر آن کسی است که در إزای غفلت از فرمان الهی متوجۀ غفلت خود بگردد و عزیزانی که این کلام حضرت یونس «علیهالسلام» را به عنوان «ذکر یونسیه» پیشنهاد میکنند که چه پیشنهاد خوبی است؛ میخواهند تا انسان با نظر به وعدۀ الهی که فرمود: «وَنَجَّيْنَاهُ مِنَ الْغَمِّ وَكَذَلِكَ نُنْجِي الْمُؤْمِنِينَ» با ادامۀ آن ذکر امیدوارِ نجات خود از مشکلاتی باشند که به جهت غفلتها و ضعفها برایشان پیش آمده. البته ادامۀ این بحث را میتوانید در عرایضی که در شرح سوره یونس در سایت هست، دنبال فرمایید. بنابراین مباحثی مانند آنکه بخواهیم طوری سبحان اللهیِ خدا را معنا کنیم که به معنای منزهبودن خداوند از هر عیب و نقص است؛ واژه را تقلیل دادهایم. موفق باشید
با سلام و تحییت خدمت شما استاد طاهرزاده: استاد کسانی که در قیامت حسرت میخورند دو دسته اند: ۱. کافران: که دو دسته اند: ۱. منافقین ۲. کسانی که هم در ظاهر و هم در باطن مشرکند، ۲. نیکوکاران غیر از چهارده معصوم. ۱. آیا نیکوکاران (غیر از چهارده معصوم) حسرت شان از بین می رود؟ اگر آری کی، کجا و چگونه از بین می رود؟ ۲. آیا پیامبران هم حسرت میخورند؟ ۳. آیا اگر انسانی که تا الآن گناه کرده بخواهد کاری کند که در قیامت اصلا حسرت نخورد، میتواند این کار را بکند؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! آنگاه که انصراف از حقیقت توحید در میان باشد چه در مشرک و چه در منافق، هیچ نسبتی در هیچ جهانی بین او و حضرت توحید در میان نیست. ولی آن کس را که جانش نظر به توحید ربوبی دارد، اگر در میدان «یوم الفصل» که به خود میآیند مییابد که کوتاهیهایی کرده است ولی کلیّت شخصیت او از جنس بندگی پروردگار است؛ همینکه به لطف الهی وارد بهشت شد، حضرت محبوب به فرشتگان دستور میدهند آن احساس پشیمانی را از ذهن و جان او بزدایند که البته بحث در این مورد مفصل است و معلوم است که اولیای الهی و پیامبران ربّانی که تمام جانشان توحید است را، حسرتی نیست. موفق باشید
با سلام: رفقا در گروه جهادی نورالزهرا سلام الله علیها فعالیتهایی جهت کمک به نیازمندان انجام میدهند که در جای خود ارزشمند است. حال سوال شده است که آیا باید این نوع فعالیتها را به اطلاع دیگر افراد برسانند و یا بی سر و صدا انجام دهند؟ با تشکر باسمه تعالی: سلام علیکم: به همان معنایی که خداوند میفرماید: «وَتَعَاوَنُوا عَلَى الْبِرِّ وَالتَّقْوَى» آری! باید به کمک همدیگر در کارهای خیر شرکت کنیم. و از این جهت بقیه را در جریان قراردادن، نوعی کمک کردن به آن افراد است تا در این امور خیر شرکت کنند و این نوع تبلیغ، غیر از خودنمایی و ریاکاری میباشد که افراد بخواهند خود را مطرح کنند.
باسمه تعالی: سلام علیکم: همانطور که قبلاً عرض شد https://eitaa.com/matalebevijeh/22414 به همان معنایی که خداوند میفرماید: «وَتَعَاوَنُوا عَلَى الْبِرِّ وَالتَّقْوَى» آری! باید به کمک همدیگر در کارهای خیر شرکت کنیم. و از این جهت بقیه را در جریان قراردادن، نوعی کمک کردن به آن افراد است تا در این امور خیر شرکت کنند و این نوع تبلیغ، غیر از خودنمایی و ریاکاری میباشد که افراد بخواهند خود را مطرح کنند. موفق باشید
بسم الله. در بحث اخیر در موضوع هوش مصنوعی: اولا از جهان صحبت میکنیم. باید جهان و حضور در جهان و عالم داشتن را درک کنیم. یعنی کسی که درکی از جهان بودن خویش ندارد شاید جهانگونه با هوش مصنوعی برخورد نکند. مطلب بعدی اینکه چگونه میتوان جهانگونه اندیشید و آن طور که بحث شد چطور باید بحث هوش مصنوعی را دنبال کرد که از آن جهان او نشد؟ گویا به زبانی برای درک جهان خویش در عین داشتن جهان تکنیک نیاز داریم. خوب بنده و رفقایمان در مسائل فنی و تکنیک مشغول هستیم و در محافل گوناگون در پیشبرد اهداف ساخت و تولید ادوات تکنیک با هوش مصنوعی درگیر هستیم اما این درک که نیست_البته احساس بنده این است_ منظورم جهانگونه ایستادن. نگرانی بنده این است که شاید اگر این درک نباشد دچار روزمرگی بشویم و در نهایت فرهنگ مقاومت تبدیل به شعار بشود و نشود دیگر به معنای قرانی و اسلامی آن ادامه داد.
باسمه تعالی: سلام علیکم: همچنان که عرض شدhttps://eitaa.com/matalebevijeh/23667 تأکید بر توجه به سنتهای الهی، اولین شرط است تا در مواجهه با رهنمودهای هوش مصنوعی آنها را با توجه به جهانی که با نظر به سنتهای الهی مدّ نظر داریم؛ مقایسه کنیم. شاید مباحثی که تحت عنوان «شهادت رهبر انقلاب و تقابل جهان سنت با جهان ساختگی رسانه در این بعثت تاریخی» https://lobolmizan.ir/search?search=%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86%20%D8%B3%D9%86%D8%AA&tab=sounds مطرح شده، در این مورد راهگشا باشد. موفق باشید
سلام علیکم با عرض ادب واحترام محضر استاد طاهرزاده در سالروز ولادت رهبر معظم انقلاب حضرت آیت الله مجتبی خامنهای مناسبت دیدم به این آیه نظری شود: يُرِيدُونَ لِيُطْفِئُوا نُورَ اللَّهِ بِأَفْوَاهِهِمْ وَاللَّهُ مُتِمُّ نُورِه وَلَوْ كَرِهَ الْكَافِرُونَ. کافران امروز یعنی آمریکا و اسرائیل خواستند با موشک و سلاح ( بِأَفْوَاهِهِمْ) رهبر ما را شهید و به ظن خود خاموش کنند(لِيُطْفِئُوا نور الله) ولی اراده الهی بر این قرار گرفت که با مرد الهی دیگر یعنی حضرت آیتالله مجتبی خامنهای این مسیر نورانی ادامه یابد ( مُتِمُّ نُورِه) و عصبانیت و نامیدی دشمنان اسلام را بهمراه داشت ( وَلَوْ كَرِهَ الْكَافِرُونَ.). وانشالله این مسیر انقلاب اسلامی به اتمام کامل نور الهی یعنی ظهور حضرت حجت ابن حسن می انجامد . این برداشت بنده بود و درس پس دادنی بود تا از نظر حضرت عالی بهره مند شویم با تشکر
باسمه تعالی: سلام علیکم: با شکر بسیار از تولد مولودی عزیزالقدر که در این زمان رهبریِ این نهضت را با بصیرت خود ادامه میدهند؛ به حکم آیهای که اشاره کردید دقیقاً حکایت مسیر توحیدی و سنت الهی چنین است که هرگاه دشمنان انوار الهی بنا داشته باشند برای راحتشدن از آن، آن را خاموش کنند؛ نهتنها موفق نمیشوند، بلکه «وَاللَّهُ مُتِمُّ نُورِه». و این عجیب است که نور دیروزین با چهرهای بسی عمیقتر و جلوهای بسی گستردهتر به میان میآید. زیرا آنان با تصور دیروزین خود از نوری که به میان آمده بود، گمان کردند با نوعی تبلیغات و بیان رسانه که از نیروی نظامی شدیدتر است، میتوانند آن نور را در آن حدّی که بود خاموش کنند. غافل از آنکه حال که آنها شکل مبارزه را تغییر دادند و به جنگ شناختی رو آوردند، حال این خداوند است که نور خود را مناسب مقابله با آنان شدت میبخشد و این است که امید جبهۀ غرب برای فریبدادنِ مردم ما توسط بعضی از سیاسیون سادۀ دیروزین، خنثی میشود و امیدواریِ سران آمریکا که به چراغ سبز این افراد امیدوارِ اغتشاش داخلی هستند، تماماً خنثی میشود. بنابراین در یک کلمه به این قسمت آیۀ شریف دوباره نظر کنید که فرمود: «وَاللَّهُ مُتِمُّ نُورِه وَلَوْ كَرِهَ الْكَافِرُونَ» نهتنها در این مقابله، چهرههای خاصی از اسلام در مقابل رسانههای قدرتمند آنان به صحنه میآید، بلکه دقیقاً صحنه به حکم: «وَلَوْ كَرِهَ الْكَافِرُونَ»، صحنهای خواهد شد که دشمنان گمان آن را هم نمیکردند. موفق باشید
با سلام و عرض ادب خدمت استاد گرامی: بنده چون مقیم خارج از کشور هستم و به تازگی به کشور عزیزمان ایران آمده ام فقط چند روزی توفیق حضور در تجمعات خیابانی را پیدا کرده ام. حس عجیبی دارد همین حضور ساده در خیابان و این پرچم تکان دادن به ظاهر معمولی. گویی انسان به نیابت از مظلومین و آزادگان جهان، هرچند کوچک ولی دارد کاری می کند. شوقی وصف ناشدنی در وجود انسان ایجاد می شود. این همان پرچم است که در مسابقه فوتبال هم آن را با افتخار بالا برده ایم ولی انگار این پرچم بالا بردن با آن پرچم بالا بردن حسی کاملاً متفاوت در انسان ایجاد می کند! شاید بخاطر این باشد که در خیابان این پرچم تبدیل به نماد حق شده است ولی در مسابقه فوتبال تنها سخن از برد و باخت است و نه از حق و باطل! چیز دیگری که توجه مرا به آن جلب کرد نگاه هاست؛ نگاه های مردم به یکدیگر. وقتی در خیابان پرچم تکان می دادم و به ماشین ها و مردم مختلف نگاه میکردم یک تفاوت عمده را حس می کردم. مردمی که خود پرچم به دست بودند و ماشین هایی که پرچم داشتند نگاهی آشنا همراه با حب به یکدیگر به هم داشتند. گویی سالهاست همدیگر را می شناسند و در یک عالم بسر میبرند ولی نگاه بی تفاوت ها به من غریب بود. گویی که اصلاً در این عالم نیستند، نه تنها نگاهشان به من، که بی تفاوت ها نگاهشان به یکدیگر هم آشنا نیست، غریب است. شاید به خطر باشد که در دنیای فردیت خود گرفتارند و نسبتی با یکدیگر و با این حضور تاریخی ایجاد نکرده اند. حسی که بنده داشتم این بود که ما و بی تفاوت ها در دو عالم متفاوت زندگی می کنیم. بی تفاوت ها از این نگاه ها بی خبرند. استاد عزیز راز این نگاه های همراه با همدلی و حب و شوق را در چه می دانید؟ با کمال تشکر
باسمه تعالی: سلام علیکم: در نگاه تاریخی به رخدادها، هر حرکتی آینهای خواهد بود به سوی آیندهای که آن حرکت، بدان اشاره دارد. حال یا به گفتۀ شما تکاندادنِ پرچم پیروزی یک تیم است در مقابل تیم رقیب و آیندهای که در ذهنها میماند بدون آنکه حیاتبخش باشد و به انسان وسعتی به گستردگی انسانیت بدهد و این درست برعکسِ حضور فوقالعادهای است که در دل جنگ رمضان برای ملّتی به ظهور آمد که در بنیۀ وجودی آنها به نهایتی نظر داشتند که همۀ انسانها ذیل انسانیت کامل، خود را در خود جستجو کنند. و اینجا است که تکاندادن پرچمها توسط این ملت، حکایت حضور شبانه مردمی در میادین میباشد که آن ملّت به معنای واقعیِ یک ملّت در صحنه است. مردم ما در وجدان تاریخی خود متوجۀ حضور دیگری شدند که همان حضور «تمدنی در عین قدسی بودن» میباشد و احترام به انسانیت انسانها، نکتهای که نباید از آن غفلت کرد تا نسبت به آگاهیِ خاصی که در جان مردم جاری میباشد، به «خودآگاهی» نایل شوند. امری که در https://eitaa.com/bartarin_hozoor/118 و https://eitaa.com/bartarin_hozoor/127 بدان اشاره شد. و ضرورت روایت این حضور از طریق توجه به خودآگاهیِ این مردم عزیز، عاملی خواهد بود تا هرکس در جان خود انسانها را دعوت به جهانی بکند که جهان آمریکایی نیست. https://eitaa.com/bartarin_hozoor/246 موفق باشید
سلام استاد وقتتون بخیر: بعد از شروع جنگ رمضان شهرستان ما خب خیلی مورد اصابت قرار گرفت و متاسفانه یکی از این اصابت ها در روز ۲۲ اسفند بر خانه ما بود و هفت نفر از اعضای خانواده ام به شهادت رسیدند هنوز چهلم شهدا نشده بود که پسر ۱۸ ساله برادرم هم به رحمت خدا رفت. حالا ۶ ماه از این موضوع میگذره با اینکه پدرم خیلی اهل قرآن هست آیات رو دائم میخونه اما خیلی خودش رو اذیت میکنه خیلی گریه میکنه من بارها براش صحبت میکنم اما خب فایده نداره میشه یه راهی به من معرفی کنید تا آرام بشه؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: گریه برای انس بیشتر با شهدا و احساس وسعتی که آنان در بین ما برایمان پیش میآورند؛ گریۀ شکست و مصیبت نیست. بنابراین در این شهادتها به عظمت ایرانِ شیعه فکر کنند و توجهاتی که انسانها در کل جهان به فرهنگ شیعه و اهل البیت «علیهمالسلام» انداختهاند. تذکر به «صبر» و برکات آن در این موارد لازم است. موفق باشید
بسمه تعالی. استاد سلام. بفرمایید بر ما چه میگذرد و در چه شرایطی هستیم از یک طرف پنجههای خونین دشمن را میبینیم که چگونه دندان تیز کرده است که ما را بشکند و از طرف دیگر مردم امیدواری را در داخل کشور و در جبهه مقاومت ملاحظه میکنیم که گویا با تمام وجود در مقابل دشمنانی این چنین خونخوار ایستادهاند. همیشه از طریق شما متوجه شرایط تاریخی خود بودهایم ، حضوری که ماورای ظاهر صحنهها با نظر به افقهایی که انقلاب اسلامی در مقابل بشر گشوده است ما خود را تجربه کردهایم. البته بسیار امیدوار هستم اما دوست داشتم از شما نیز بشنوم. با تشکر
باسمه تعالی: سلام علیکم: درارزیابی متفکران درخود آمریکا معتقدند که آمریکا و اسرائیل جنگ را به انسجام داخلی ایران باختهاند، امری که حقیقتاً رهبر معظم انقلاب«حفظهاللهتعالی» متوجۀ آن هستند و در همین رابطه بر انسجام داخلی تأکید میکنند، زیرا دشمن جنگ را به مردم ایران باخته است و معلوم است که نهایت تلاش خود را در این رابطه به کار میگیرد و بصیرت ملت بزرگ ما نیز در همین موضوع باید بیش از پیش در صحنه باشد که کار بسیار مهم، دقیق و تمدنسازی میباشد. از این جهت به گفتۀ استراتژیستهای ما، کلید استراتژی ترامپ در همین نکتۀ ایجاد دوگانگی در بین ملت است. ما مفتخریم که نه تنها در میدان نظامی دشمن را با همه تلاشی که حتی در محاصره دریایی به کار برده منفعل کردهایم، افتخار میکنیم که بحمدالله مردم عزیز ما به نور بعثتی که در آن قرار دارند دشمن را با حساس بودن نسبت به اختلافات داخلی از آیندۀ خود مایوس کرده است، زیرا حضور مردم در میادین یعنی حضور در میان انسانها. آری! حضور میان انسانها با وجه انسانی آنها، آزاد از هرگونه انگیزههای سطحی و جزئی و خودنمایی. و این مهمترین حضور تاریخی است که پیش آمده و موجب شدت روحیۀ جبهۀ نظامی ما گردیده تا به عملیاتهایی دست بزنند که دشمنان تصور آن را هم نمیکردند. ای کاش ما متوجه جایگاه حضور خود در کنار هم به خصوص در میدانهای شبانه باشیم که موجب غافلگیری دشمن و سربلندی ایرانی میشود که ایرانِ دیروزین نخواهد بود که بخواهد حتی مشکلات داخلی را که رانتخواران ایجاد کردهاند تحمل کند. این است برکات انسجام داخلی و توجه به آیندهای که تنها پیروزی نظامی بر دشمن نیست. به آینده بزرگی بیندیشید که ایران با حضور خود نه تنها با ناوهای آمریکایی که عامل محاصرۀ دریایی است ، درگیر میشود؛ مطمئناً مسئله حزبالله و لبنان را نیز به نحو شایستهای حل خواهدکرد. به این نکته فکر کنید که محاصره دریایی ما که آمریکا بسیار بدان امید داشت در حال شکستن است و این یعنی حضور «ایرانِ هرچه قویتر». وقتی حضور ایران را ماورای تبلیغات دشمنان، حضوری تاریخی بدانیم، کافی است که باور کنیم همه چیز حکایت از آن دارد که خداوند اراده کرده است استکبار را سرشکسته و ایران را سرفراز نماید. شیرینی و شور زندگی جز این نیست که در چنین میدانهایی حاضر باشیم و زندگی را به معنی واقعی آن تجربه کنیم که چگونه خداوند اراده کرده است در میدان مقابله ما با آمریکا و اسرائیل هیچ مانع و بنبستی وجود نداشته باشد و هر نقشهای از نقشههای پیچیده آنها به راحتی خنثی شود. آری! جنگی چنین بزرگ بدون سختی نخواهد بود ولی یقیناً خداوند در کنار ما، ما را یاری میکند تا ایمانِ بیشتری را در نسبت با خداوند تجربه کنیم. موفق باشید https://eitaa.com/arshiv3133/400
سلام استاد بزرگوار. این نگرانی و تصور بعضاً وجود دارد که با شدت یافتن و طولانی شدن جنگ، همان بلایی که بر سر غزه و مردمش آمد، بر سر ایران و ایرانی هم بیاید. حضرتعالی در مورد افق آینده این جنگ چگونه فکر میکنید و چه میبینید؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: فراموش نفرمایید که ما با انقلاب اسلامی جهانی و تاریخی را آغاز کرده ایم که جهان استکبار با حضور تاریخیِ ما، به جهت بیمعناشدنش به ما حمله کرد به گمان اینکه این حضور جهانی و قدسی ما را لااقل به گفتۀ ترامپ محدود و متوقف کند و ملاحظه کردید که حکایت ما حکایت هرچه گستردهترشدن این جبهه گردید و نهتنها نجات غزه، بلکه نجات بشر از سیطرۀ استکبار در راه است. مهم آن است که به آنچه در صحنه از طریق دست و پازدنهای اسرائیل ملاحظه میکنید، با نگاه تاریخی بنگرید تا روشن شود به گفتۀ استاد سعدالله زارعی در یادداشت اخیرشان در روز شنبه، جبهۀ مقاومت هر روز با وسعت بیشتر و عمق بیشتر در صحنه است و جبهۀ استکبار به جهت خطر وجودیاش، به هر جنایتی دست میزند زیرا موجودیتش با تمام ابعاد به خطر افتاده است و بصیرت رهبر معظم انقلاب با عنوان «ایرانِ هرچه قویتر» حکایت از چنین حضوری دارد. در سخنان و پیشنهادها و رهنمودهای رهبر معظم انقلاب به آیندهای فکر کنید با همان عنوان ایران هرچه قویتر و این یعنی امید به آیندهای که در پیش است. موفق باشید
سلام استاد: عذر می خوام، اگه فرضاً با گسترش جنگ و قطعی برق و اینترنت، ارتباط مون با سایت لب المیزان قطع شد چه خاکی بر سر بریزیم؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: مطمئن باشید اگر این جنگ تا این حد که جناب عالی میفرمایید جلو رود به لطف الهی جهانی مقابل ما گشوده میشود هزار برابر وسیعتر و زندهتر از جهانی که استکبار بنا داشت آن را حفظ کند و بر این اساس رهبر معظم انقلاب بر «ایرانِ هرچه قویتر» با ما صحبت میکنند. https://eitaa.com/bartarin_hozoor/243 موفق باشید
سلام علیکم وقت بخیر: با توجه به اینکه شما هیچ توضیحی راجع به روان اعم از تعریف و اقسام ندادید و فقط منابع غربی از روان موجود است و باز با توجه به اهمیت این موضوع در مجامع علمی و درمانهای عمیق روانکاوی که منجر به شفای بیماریهای جسمی و روانی میشود و حتی به گفته بیماران شبیه به معجزه است آیا نباید به این موضوع بیشتر پرداخته شود و اگر در مباحث قبلی مستتر است بفرمایید تا جایگاه آن را پیدا کنیم. و چرا در مباحث معرفت نفس و عرفان اسلامی چنین رویکرد آماده و پله پله درمانی به صورت ملموس (برای جسم و روان) وجود ندارد.
باسمه تعالی: سلام علیکم: همانطور که میدانید روانشناسی و روانپزشکی هر دو از علوم تجربی هستند و با روش آزمون و خطا کاربرد خود را ادامه میدهند و نباید از این جهت از آن علوم منصرف شد. در حالیکه معرفت نفس ما را متوجۀ حقایق وجودیِ خود و نسبتی که باید با حقایق داشته باشیم، میگرداند. موفق باشید
سلام علیکم: بنده دانش آموز کنکوری هستم پایه دوازدهم، زندگی شدیدا سختی داشتم و با یک نگاه واقع نگرانه خیلی خوب توانستم در این شرایط به سختی دینم را حفظ کنم و بلکه وارد فضای سیر و سلوک شوم و در مکتب تربیتی مرحوم پهلوانی گام بردارم، اما سوالی که دارم مهم است ولی مرتبط به مکتب تربیتی نیست آن هم اینکه به خود که نگاه میکنم میبینم از تمام هم سالانم در تمام عرصه ها عقب تر هستم شاید فقط در تهذیب نفس کمی در حد این بزرگوارها باشم، از طرفی روح وسیعی دارم که میخواهم در عالیترین سطوح خدمت به خلق باشم و از طرفی از لحاظ امکانات و شرایط فراهم مثل خانواده و فضای امن در خانه و مدرسه و... در مضیقه شدید هستم، روحم را با هر شغلی اعم از طلبگی یا تحصیل در رشته فیزیک گرایش کوانتوم شریف یا امیر کبیر میسنجش، میبینم نسبت به روح من کوچک است اما نسبت به واقعیت من خیلی هم بزرگ است و از سرم زیادی است و با وجود تلاش آنها را دست نیافتنی میبینم و گم شدم و نمیتوانم بفهمم برای چه کاری ساخته شده ام. میشود کمکی بکنید تا برایم واضح شود و بتوانم بین وضع مطلوب و موجود، روح وسیع و امکانات کم بفهمم تکلیفم چیست و چه باید بکنم (تا الآن هم بابت کوچک ترین چیزهایی که برای خیلی ها عادی است سختی های بیشتر و هزینه های هنگفت تری کردم مثلا برای نماز اول وقت و روزه واجب و نماز شب و درس خواندن... و این باعث شده کمی عقب تر باشم از آنچه باید) عطشان روحم با کارهای کوچک یا حتی بزرگ عادی خاموش نمیشود جنون آور کار عظیم میطلبد در عین کوچکی در واقعیت.
باسمه تعالی: سلام علیکم: مهم آن است که در میدانی که در امور اجتماعی و دانشگاهی در مقابلمان گشوده میشود، مردانه وارد شویم و خود به خود روح شما، خود را با آن حضور هماهنگ میکند. پیشنهاد میشود کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» https://lobolmizan.ir/book/78?mark=%D8%A7%D8%AF%D8%A8%20%D8%AE%DB%8C%D8%A7%D9%84 که روی سایت هست مطالعه شود. موفق باشید
سلام استاد: ممنون از اینکه فرصتی فراهم کردید که بتونیم سوالاتمون رو بپرسیم. ببخشید استاد این تجمعهایی که در اصفهان جلوی استانداری انجام میشه برای حجاب از نظر شما تایید شده است یا نه؟ ظاهراً قراره هر هفته انجام بشه، من از طرفی از این وضع بی حجابی کلافه شدم، از طرفی میترسم این تجمعات التهاب جامعه رو بیشتر کنه و یه وقت خدای نکرده واکنش بی حجابها رو به دنبال داشته باشه و نتیجه ش بشه اغتشاش و... از طرفی متوجه نمیشم منظور آقا از کنار گذاشتن اختلافات اجتماعی چی هست؟ آیا منظورشون بحث حجاب هم هست؟ و این کنار گذاشتن اختلاف یعنی سکوتمون در مقابلشون؟ یا کلا منظورشون چیز دیگه ست؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد به پرسش و پاسخ https://eitaa.com/matalebevijeh/23546 و صوت https://eitaa.com/matalebevijeh/23547 رجوع فرمایید. موفق باشید
سلام استاد خدا قوت: می خواستم در مورد مسئله ای با شما مشورت کنم وضعیت شغلی من به صورتی هست که حقوق خوبی دارم و وضع مالی متوسط حدود ۳۷ سال سن دارم و اگر در همین شغل بمانم احتمال زیاد تا ۵ سال دیگر بخاطر سختی کار بازنشسته می شوم و در شغل فعلی که هستم بیشتر از حد خودم فعالیت دارم و چون شرکت دولتی هست از جهت حلال بودن حقوقم مطمئن تر هستم حالا مدتی هست که می خواهند ارتقا شغلی به من بدهند خوب از لحاظ حقوق و مزایا شرایط من بهتر می شود ولی چون ۱. سرپرست می شوم خودم ناراضی هستم که نکنه نتوانم عدالت را بین پرسنل رعایت کنم و حق الناس گردنم بافته ۲. شاید نتوانم وظیفه خود را در اون حد که باید انجام دهم. ۳. دلم می خواد زودتر باز نشسته شوم که بیشتر وقت داشته باشم و بتوانم تحقیق و مطالعه بهتر داشته باشم حالا اگه شد هم یه شغل در زمان بازنشستگی داشته باشم. لازم به ذکر است اگر ارتقا شغلی بگیرم حداقل ۱۳ سال دیگر می توانم بازنشسته شوم. نظر شما راجع به این مسئله چیه با تشکر
باسمه تعالی: سلام علیکم: بستگی به روحیۀ خودتان دارد که اگر میتوانید با وسعت بیشتر در کار حاضر شوید، نباید خود را به عقب برانید. چه خوب است که انسان بتواند هر امری را در جای خود داشته باشد و در عین فعّالبودن در شغل، فرصتهای زندگی را برای تعالی معرفتی و تعالی معنوی از دست ندهد. موفق باشید
سلام علیکم وقت شما بخیر...
باسمه تعالی: سلام علیکم: در سؤال شمارۀ 42229 به طور شخصی به ایمیل تان جواب ارسال شده. موفق باشید
سلام عرض ادب و احترام و خدا قوت: استاد عزیز سوالی از حضورتون داشتم، با توجه به جو بی حجابی من خیلی دوست دارم که دخترهایم که یازده و نه ساله هستن با یکسری دختر با حجاب آشنا و در رفت و آمد باشند تا خودشان را در رعایت حجاب تنها نبینند و با معاشرت با اینها به حجاب و ایمانشان افزوده شود. چون در آشنایان دیده ام که دختران خانواده های مذهبی در اثر دوستی با همسالان بی حجابشان بی حجاب یا کم حجاب شده اند. اخیرا با یک گروه سرود در جامعه القران آشنا شده ایم که دختران همسن شان با هم سرود های مذهبی و انقلابی را با پوشش چادر در تجمعات و مراسم مذهبی می خوانند دختر بزرگم روحیه ی رفیق باز دارد و بسیار علاقه به دوست و وابستگی به دوست دارد و من خوشحالم چون احساس میکنم ارضا می شود، برای تولد پیامبر اعظم (ص) اجرای خیابانی داشتن یعنی در پارک پاساژ ها و ... شعرهایی در مدح رسول مکرم و رهبر شهید قرار بود اجرا کنند پدرشان که آنها را به پارک برد گفت نه و چرا باید در پارک یا کنار خیابان مراسم داشته باشند و مناسب دختر به سن تکلیف رسیده نیست و کلا دیگر سرود نروند ولی بنظر من با این حجم بی حجابی حضور دختر بچه ها با چادر زیبا و سرودهای ارزشی بسیار خوب و اثر گذار هست پدرشان ناراحت شده و می گوید کلا سرود نروند می گویم حداقل اجازه بده بروند و اجرا در مکان ها و تجمعات مذهبی را حضور داشته باشند و اجرای خیابانی را نروند (هر چند بنظر من مشکلی ندارد) قبول نمی کند. با توجه به ارادت و حرف شنوی از شما خواستم نظرتان را بدانم
باسمه تعالی: سلام علیکم: بالاخره دختران ما با این حضور که با حجاب و به صورت گروه سرود در این میادین حاضر میشوند؛ برای خود شخصیتی میگردند که عملاً روی دیگران هم مؤثر خواهند بود. زمانه، زمانهای نیست که بتوانیم دختران خود را که میتوانند با حضوری مثل حضور در گروه سرود در محافل اجتماعی حاضر شوند، آنان را منزوی کنیم. موفق باشید
سلام علیکم و رحمت الله: استاد عزیز، در این بامداد جمعه، خبری خواندم در خصوص ادعای رژیم سفاک صهیونی در خصوص سقوط علی الطاهر لبنان و انفجار تونل های حزب الله و ....با خواندن این خبر یاد صحبتهای شما افتادم در خصوص اینکه خداوند که در قرآن میفرماید شهدا رو پاداش می دهیم و .... منظور بهشت نیست بلکه تحقق آن اهداف و راهی که اینها به خاطرش شهید شدند، مزد آنهاست، استاد چه خون دلها شهید سید حسن نصرالله و دیگر مجاهدان شهید برای حزب الله خوردن، چه خون دلها رهبر شهید در راه مقاومت خورد و همه شان در این راه به شهادت رسیدند، یعنی آرزوهاشان محقق می شود؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: یقیناً و یقیناً گویا خداوند اراده کرده است با ضایعشدنِ آمریکا از طریق رئیس جمهوری که به قول خود آمریکاییها، حوزۀ اندیشیدن او کمتر از یک کودک ۱۰ ساله است؛ آمریکا را به عنوان کشوری تأثیرگذار از میان بردارد و معلوم است که دیگر چیزی به نام اسرائیل در میان نیست و به معجزۀ مقاومت بسیار امیدوار و مطمئن باشید که این راه اساساً با تسخیرِ چند تونل از بین نمیرود، امری که همیشه رژیم بیچارۀ اسرائیل گرفتار آن بوده و هست. بحمدالله جهان، جهانِ دیگری شده است و ما در جهانِ فردایی در اکنون خود باید با امیدواریِ تمام حاضر شویم، امر و امیدی که رهبر معظم انقلاب حضرت آیت الله سید مجتبی خامنهای متوجۀ آن هستند و هرچه بیشتر وعدۀ تحقق تمدن نوین اسلامی و ایران هرچه قویتر را میدهند. موفق باشید
سلام علیکم: استاد در عالم که جز خدا وجود ندارد، و همه چیز از خداست؛ از وجود است و همان خدا هم ظلمت می آفریند و هم نور، چگونه میشود که بخواهد یکی را بر دیگری غلبه دهد؟ در تاریخ هم نیز که همیشه اصحاب نور در اقلیت بودند تا حدی که در ادعیه به خدا بخاطر قلت عدد و کثرت عدوّ شکایت شده. آنچیزی که تعبیر به نفاق شده به تعبیر انسانی اش، در خدا در حد اعلی است که هم وجود دهنده نور است و هم وجود دهنده ظلمت. و تضاد و اختلاف و دشمنی نیز در همین ظهور اسماء الهیست که تا قیام قیامت نیز خواهد بود که در اصحاب بهشت و جهنم اند. چرا اینگونه است؟ اساسا مگر میشود شما هم به فرزندتان صلاح بدهید که مراقب خود باشد و هم به کسی بگویید که او را اذیت کند؟ و مگر میشود برفرض اینکه اگر شما هم عامل محافظت بودید و هم عامل اذیت، فرزند شما بتواند از خود محافظت کند؟ و حال این مثالی که زدم او پدر بود و این خدا که صاحب همه چیز است و فرار از حکومت او معنایی ندارد و عملا هیچ راه کاری برای در آمدن از این تضاد نیست. چرا اینگونه است؟ اگر اینگونه است که این را به خود بقبولانیم و با نگاه دیگری زندگی را معنا ببخشیم و برنامه بریزیم و در صحنه اجتماع به گونه دیگری حاضر شویم در عین دین داریمان. (البته با این سوالاتی که پرسیدم بگمانم فلاسفه غرب اینچنین دارند زندگی میکنند و مبنای فکریشان همینست که به عنوان مثال فرزند آوری را نتیجه تضاد میدانند؛ نتیجه تز و آنتی تز میدانند که می شود سنتز) والله اعلم. ما که پدرمان سوخت از بس که فکر کردیم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! همینکه عالم ماده خلق شود، بُعد و فاصله خلق شده است بدون آنکه خداوند فاصله و بُعد را مستقیماً خلق کرده باشد. در مورد ظلمت نیز قصه همین طور است که به اصطلاح به گفتۀ شهید مطهری عزیز آن عالم فرهیخته در کتاب «عدل الهی» ظلمات به تبع نور خلق شده است نه به طور استقلالی. میماند که به هر حال جهان امتحان و جهان ابتلاء باید چنین باشد که در دل همین سختیها انسانها به تعالی میرسند. پس بنابراین خداوند میداند در نظام خلقت خود چنین میشود که میفرمایید. ولی «دوست دارد یار این آشفتگی» تا در دل همین،همین آشقتگیها، بشریت معنای خود را جستجو کند. موفق باشید
نظر حضرتعالی در مورد مطالعه آثار حضرت حجت الاسلام و المسلمین حاج شیخ محمدحسن وکیلی چیست؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: خداوند به جناب حاج آقا شیخ محمد حسن وکیلی توفیق دهد که با دلسوزی تمام در تلاشند که فرهنگ محمد و آل محمد «صلواتاللهعلیهوآله» با تواضع فراوان در عین عمقِ فهم به جوانانمان بنمایانند. موفق باشید
سلام و درود و رحمت الهی بر استاد محترم: استاد چرا بعضی دعاها مثل دعای عشرات یا ادعیه هر روز با بسمالله الرحمن الرحیم شروع میشه ولی بعضی دعاها مثل دعای کمیل بدون بسم الله شروع میشه؟؟ سوال دومم اینه که یکی از تعقیبات نمازها سلامی است که بعد از تسبیحات حضرت زهراست (اللهم انت السلام و منک السلام و لک السلام و الیک یعود السلام سبحان ربک رب العزة عما یصفون و سلام علی المرسلین....) «ضمیر کاف» در عبارت «سبحان ربک رب العزه عما یصفون» بهچهکسی برمیگردد؟ درست نیست که ضمیر کاف به الله برگردد. رب الله معنی ندارد. ولی مرجعش را هم متوجه نمیشوم کیست ممنونم، انشاءلله دعای خیر امام زمان (عج) شامل حال شما استاد عزیز و همه مومنین و بنده حقیر بشود، الهی آمین
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. عنایت داشته باشید که «اللهمّ» در واقع خطاب به حضرت محبوب است و معنا نمیدهد که بسم الله گفته شود مگر رجاءً که میخواهیم کاری را شروع کنیم، وگرنه وقتی اصل دعا با «اللهم» شروع میشود، بسم الله نمیخواهد. ۲. اگر فرمود: «سبحان ربک رب العزة عما یصفون...» منظور آن است که پروردگارا! بسی منزه و بلندمرتبهای، پروردگاری هستی که ربّ عزت و بلند مایگی میباشی، آزاد از هر گونه وصفی. موفق باشید
سلام به استاد محترم: مدتی است توفیق دیدار نداشتم. به امید تجدیدشدن دیدارها شعر زیر را سرودم.
در اوج پاکیِ دل، متّهم شدن سخت است/ میان جمجمهها، جامجم شدن سخت است/ بهای رؤیت خورشید، مرگ یلدا بود/ زیاد بودن و یکباره کم شدن، سخت است/ برای من که هوادار علم فلسفهام/ وجود بودن و گاهی عدم شدن، سخت است/ حرارت دل تو، جبرئیل را سوزاند/ چقدر با دل تو هم قدم شدن، سخت است/ شریعتم که به باد است و این طریقت هم/ صمدپرستی و مستِ صنم شدن، سخت است/ نسیم آمد و خنداند و از کناری رفت/ چقدر ساکن در این حرم شدن، سخت است.
باسمه تعالی: سلام علیکم: به امید تجدید دیدارها.
همینطور است که سرودهاید. خدا را شکر انسان انگشتنما نمیشود و از آن طرف در وسعت خود به عنوان جام جم خود را تجربه میکند. خدا را شکر که خورشید بدون مرگ یلدا ظهور نمیکند وگرنه مخلوط تاریکی و روشنایی مانند نگرانیهای رهبر عزیزمان است که عدهای در عین دلسوزی نسبت به انسجام جامعه بیتفاوتند. آری! زیاد بودن و یکباره کمشدن، یعنی از کثرتِ ماهیات، حضور در «وجود»، وجودی که هیچ چیز نیست و هست در بحث https://eitaa.com/soha_sima/5995 از جلالی که بسی جمال را به حاشیه میبرد و انسان در آن تنهاییِ تنها حتی گمان میکند که بیدین شده است. در حالیکه بیدینی آخرالزمان یعنی احدیتش بر صمدیتاش غلبه دارد و این همان حرارتی است که جناب جبرائیل را نیز میسوزاند و به گفتۀ شما شریعت به باد میرود و صمدیتاش در اوج بیکرانگی، دل را سخت امیدوار میکند. و این یعنی ساکنشدن بر درگاهی که «که عَنقا را بلند است آشیانه!». موفق باشید
سلام و عرض ادب: چهل و هشت سال پیش ۹ شهریور ۱۳۵۷ امام موسی صدر ربوده شد، پرسش بنیادین این است که چرا امام موسی صدر بدست فراموشی سپرده شده؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: حتماً در جریان هستید که در این مورد بسیار تلاش شد، ولی وقتی معمر قذافی به درک واصل شد راهی برای ادامه نمانده است وگرنه عزیزان هرگز کوتاه نیامده و هنوز هم کوتاه نمیآیند. موفق باشید
سلام وقت بخیر: استاد چه راهبردی در وارد نشدن سیاست جمهوری اسلامی در زمینه اتمی هست؟ با توجه به اینکه بعضی میگویند اگر بمب هسته ای را نه برای مصرف که حرام باشد بلکه برای بازدارندگی داشتیم این جنگها و مشکلات را نداشتیم وجه اجتناب شدید رهبر شهید از این مسئله چه بود؟ و چه نگاهی را دنبال میکردند؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال سخن در آن است که با بمب اتم بیگناهان نیز قربانی تجاوزِ تجاوزکاران میشوند و حتماً در جریان هستید که در این مورد بسیار بحث شده است و به سادگی نمیتوان تصمیم گرفت. موفق باشید
«یا مجیب» سلام و عرض ادب خدمت استاد بزرگوار: انجام عبادات منجر به «وَيُكَفِّر عَنكُم سَيِّئَاتِكُم وَيَغفِر لَكُم» می شود یا منجر به «فَكَشَفْنا عَنْكَ غِطاءَكَ فَبَصَرُكَ الْيَوْمَ حَدِيدٌ»؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: در آیۀ «وَيُكَفِّرعَنكُم سَيِّئَاتِكُم وَيَغفِر لَكُم» ما را امیدوار میکند از ضعفهایمان بگذرند ولی در آیۀ «فَكَشَفْنا عَنْكَ غِطاءَكَ فَبَصَرُكَ الْيَوْمَ حَدِيدٌ» حکایت از بصیرتی است که در قیامت برای انسانها پیش میآید تا در افق شخصیت خود با حقایق روبهرو شوند. موفق باشید
سلام و عرض ادب: ان شاءالله در پناه خداوند باشید. خواستم ببینم نظر استاد طاهرزاده در مورد تفسیر اشعار مولانا در برنامه گنج حضور یا تفسیر اشعار مولانا سعید قویدل چیست؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: از فعالیت آقای سعید قویدل اطلاع ندارم. همین اندازه نسبت به حساسیت اشارات جناب مولوی باید حساس بود که حتی حضرت امام خمینی «رضواناللهتعالیعلیه» تفسیری که آقای دکتر سروش از مثنوی مولوی داشتند و در تلویزیون پخش میشد، دستور به حذف آن دادند و به گفتۀ مرحوم آقای حسینیان فرموده باشند آنچه آقای سروش میگوید مولوی و مثنوی نیست. تا این اندازه عظمت اشارات مثنوی بلند است که هرکس را توان ارتباط با آن قلۀ بلند نیست. رهبر شهید در جلسه اى كه با شعرا داشتند فرمودند: مثنوى همان طور كه مولوى مىگويد: «هُوَ اصولُ اصولِ اصولِ الْدّين» است و گفتند مرحوم مطهرى هم با من هم عقيده بود. موفق باشید
