بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
41967
متن پرسش

سلام استاد: اگر بخوایم دوره ای برای تربیت نوجوان یا ارتباط والدین با جوان و نوجوان بگذاریم البته با محوریت مباحث حضرتعالی اولا موافق هستید؟ ثانیا چه مباحثی رو پیشنهاد می‌فرمایید؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: برای شروع، مباحث «معرفت نفس» می‌تواند مؤثر باشد. https://eitaa.com/marefatenafs_10nokteh و بعد از آن است که مباحث «قرآنی» جای خود را می‌گشاید. در ضمن می‌توانید به نامۀ ۳۱ امیرالمؤمنین«علیه‌السلام» به امام حسن «علیه‌السلام» که در کتاب «فرزندم؛ این‌چنین باید بود» از آن بحث شده است؛ رجوع فرمایید. تجربۀ دوستان آن بوده که توانسته‌اند در محافل خود نتایج خوبی بگیرند. موفق باشید https://lobolmizan.ir/search?search=%D9%81%D8%B1%D8%B2%D9%86%D8%AF%D9%85&tab=posts&inner_tab=book

41965
متن پرسش

سلام بر استاد طاهرزاده عزیز: پرسش و پاسخ شماره ۴۱۹۴۶ را خواندم و بسیار متعجب شدم. به عنوان کسی که سال ها سعی کردم با طاهرزاده بیاندیشم و از منظر طاهرزاده باصدرا آشنا شدم و به عنوان کسی که سال ها خودم را در تفکر منتسب به ارسطو انداخته‌ام و سعی کردم هر دو را بفهمم اما باز خیلی تعجب کردم. من از تفکر طاهرزاده به این نتیجه رسیدم که صدرا و بوعلی سینا در تناقض با یکدیگر نیستند. این طور نیست که اگر خواستیم صدرایی فکر کنیم ناچار باشیم سینا را کنار بگذاریم و اینگونه اندیشیدم و احساسم اینه که واقعا شد. یادم هست کتاب مبانی توسعه تمدن غرب آوینی عزیز را می خواندم چند بار سعی کردم خطای منطقی از کلام آوینی پیدا کنم اما پیدا نشد. دیگه تفکر صدرایی تر و اشراقی تر از آوینی؟ ولی به نظر هیچ تضادی با تفکر منطقی ندارد. من به عنوان یه فیزیسین هم کوانتوم را می فهمم خرابی منطق کوانتومی را هم می فهمم. کسی که با منطق کوانتومی می اندیشد دقیقا بر روی کدام شاخه محکم نشسته و فکر می کند؟ جدا از اینکه متفکر وقتی بخواهد در جایگاه قاضی درستی یا نادرستی منطقی مثل تفکر کوانتومی را بسنجد از همان قواعد کلام که بنیان های اندیشه را می سازد باید استفاده کند؟ ما اگر بنیان تفکر منطقی را زیر پا بگذاریم دیگر با تکیه بر چه چیز می خواهیم اندیشه کنیم؟ و در مورد جزئیات مطالب نظر بدهیم. بله شاید در جایگاه حضور یک کلیتی حاصل شود ولی در جزء مطالب، وقتی پای قضاوت به میان می آید پای چارچوب های تفکری پیش می آید. حضور از جنس کلیت است. من حتی نمی توانم بگویم که درستی یا نادرستی جزئی را با یک مقایسه سطحی که مثلا این جزئی با روح کلی سازگار نیست می توان به راحتی قضاوت کرد. می گویم نیاز به بررسی عمیق تر است بررسی عمیق تر هم باز حرف از قواعد کلام می شود. حضور یک ادراک کلی و بسیط است و حرف های امروز جامعه بعضا در جزئیات است و در جزئیات پای استدلال وسط است که اگر بگوییم نیست اصلا «حرف زدن» از جنس «قضاوت کردن» بی حاصل می شود. فاصله بین شعر و شعور از بین می رود فاصله بین هستی و نیستی یک فاصله پوچ می شود و دیگر نخواهیم دانست که بیان اصلا چه مفهومی خواهد داشت.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بین حق و باطل، باید متوجۀ حق بود ولی در مسیر حقّ، بحث در «الطرق إلى الله بعدد أنفاس الخلائق‏»؛ راه‌های رسیدن به خدا، به تعداد تک تک افراد مخلوقات است. و این است موضوع «اصالت وجود» از یک طرف و حضور در تاریخ آن‌گاه که انسان‌ها ذیل آن تاریخ و نه مقابل آن تاریخ، هر کدام جهانی می‌باشند و باید در نسبت با جهان آنان با آن‌ها ارتباط داشت. آری! این‌جا دیگر منطق ارسطویی آنچنان که هایدگر بزرگ در کتاب شریف «هستی و زمان» متذکر می‌شود، از میدان خارج می‌شود. زیرا به گفتۀ او در تاریخ سیطرۀ ارسطویی «وجود»، در غیاب خواهد بود. موفق باشید

41963
متن پرسش

سلام مجدد به جناب استاد طاهرزاده: عذرخواهم باز مصدع می‌شوم چون نکات مهمی در خصوص موقع و مقام بحث وجود دارد که نیاز هست مورد التفات استاد مکرم قرار گیرد. اگر دغدغه حضرت عالی استفاده نکردن از لفظ «خائن» برای جریان وفاق است از حیث عدم ایجاد تشنج در فضای سیاسی، چند نکته گفتنی است: ۱. شأن بحث ما به نظر حقیر بسیار فراتر از این بود که صرفاً با بیان تذکرات مربوط به زبان و ادب بخواهد رفع رجوع شود. اما چون چنین چیزی تلقی شد نیاز هست توضیحاتی عرض کنم. اولا بنده در مرسوله، آقایان پزشکیان و قالیبالف را «خائن» خطاب نکردم و اصولا محور بحث‌ام الصاق یک سری القاب و عنوان‌ها به افراد نبود. ما به روابط سازمانی قابل اثبات و مستند آقایان ظریف و سریع القلم با شبکه نهادهای راکفلرها اشاره کردیم که معمار کلان برجام از آمریکا بودند و مذاکرات اخیر هم در همان راستاست چنان که عرض خواهد شد. ۲. در خصوص آقایان پزشکیان و قالیباف، قطعا می‌توان بین خطاهایی که با حسن نیت اما از سر تأثر از گفتمان استعماری اصلاحات نشأت می‌گیرد و خطاهایی که سر از خبث طینت است تفکیک کرد، فلذا از استفاده از القابی چون «خائن» برای ایشان اجتناب کرد. ۳. این جدای از این بحث است که اصولاً لوازم و شرایط احراز «خیانت» برای مسئولین چیست. اجمالا آنچه روشن است اینکه نفس وجود «حسن نیت» در مسئولینی که کشور را دچار ضربات مهلک کردند، نافی مسئولیت دنیایی و عقوبت الهی برای آنها نیست. اگر فرموده امیر حکمت علیه السلام را ملاک قرار دهیم نفس پذیرش مسئولیت برای افراد که صلاحیت اندیشه‌ای و علمی لازم برای آن را ندارند در احراز خیانت کفایت می‌کند. و ضمناً خوب می‌دانید که برخی شخصیت‌های منفی صدر اسلام مثل سعد ابن ابی وقاص با «حسن نیت» با اوامر ولایی مخالفت می‌کردند! ۴. اینکه رهبری جدید، اختلاف خود با تیم آقایان قالیباف و پزشکیان را علنی کردند و تمام مسئولیت را متوجه آقای پزشکیان کردند، به معنی جدی بودن اختلافات است. بدیهی است اگر «مصلحت» ایجاب کند که با دولت و رئیس مجلس مستقر برخورد انتقادی هم شود، تلاش برای حفظ آرامش کشور و جلوگیری از تنش ضروری است؛ چون دشمن ممکن است از تنش‌های احتمالی ناشی از تذکر خطاهای بزرگ مسئولین نیز به نفع خود استفاده کند اما... ۴.۱ با توجه به سابقه برجام، ضربات مهلک و کشنده به کشور در عملکرد دوساله جریان وفاق، از جمله اقدام دشمن به ترور رهبر شهید با علم به اینکه ایشان مانع پیشرفت مذاکرات با وفاقیون هستند!، نظر کارشناسیِ کارشناسان نخبه و «فهیم» مبنی بر اینکه پذیرش آتش‌بس فرصت بازسازی اقتصاد و نظامی و سیاسی را برای ترامپ لعین و حمله مجدد به کشور از موضع قوی‌تر را فراهم کرد، قلع و قمع بی‌سابقه شیعیان به دست اسرائيل در همان ساعات اولیه آتش‌بس از جمله نابودی ۶۰ روستا، رسیدن نبطیه پایگاه تاریخی مقاومت به مرز سقوط و دسترسی دشمن به شهرک‌های زیرزمینی حزب‌الله، دروغ‌ها و خلاف‌گویی‌های مکرر جریان وفاق درباره مذاکرات، افشاگری‌ها از پشت پرده مذاکرات با رهبری که دال بر تهدید آقای پزشکیان به استعفاء در صورت عدم پذیرش خواسته‌های آنان و تذکرات شدید رهبر فعلی به تیم مذاکره کننده به دلیل تخطی‌های جدی در مذاکرات پاکستان بود؛ و عقب‌تر، نقش جریان اصلاحات در سقوط سوریه باتوجه به افشاگری‌های اخیر آقای وحید جلیلی مبنی بر مخالفت آقای ظریف با گسترش روابط اقتصادی استراتژیک با سوریه و ده‌ها نکته گفته و نگفته دیگر در خصوص مجموعه جریان اصلاحات/وفاق، ما نمی‌توانیم هیچ نتیجه‌ای جز «وجوب برخورد انتقادی جدی» با این جریان بگیریم در عین اینکه می‌دانیم تنش‌های سیاسی نیز به ضرر کشور است با این حال... ۴.۲ چنانکه تجربه برجام و وفاق اثبات کرد، مدارا و مماشات با این جریان می‌تواند نتایجی چون قتل رهبری و سقوط حماس و شهادت مقامات نظامی و قلع و قمع حزب الله و کن فیکون شدن فرهنگ و اقتصاد کشور را داشته باشد. لذا با توجه به این ملاحظات این سؤال پیش می‌آید که آیا واقعا از نظر آن استاد محترم، مشکلات ناشی از برخورد انتقادی با جریان وفاق، از این فجایعی که در همین ۲ سال سر کشور آمد، بیشتر و خطرناک‌تر و فاجعه‌بار تراست؟!!! کدام دعوای سیاسی از نظر شما می‌توانست چنین بلاهایی بر سر کشور بیاورد و تاکجا می‌توان با این روند مهلک و مخرب وفاقیون که با خیره‌سری عجیبی جلو می‌رود مماشات کرد؟!! ۳. در خصوص نکته شما درباره «فهم» فکری جریان‌ها بنده با توجه به مطالعات وسیع‌ام در فلسفه، عرفان نظری، تاریخ روابط بین الملل، اقتصاد سیاسی و تاریخ نبردهای اطلاعاتی و حتی جنبه‌های باطنی منازعات ما با دشمن، نسبت به عقبه فکری و سازمانی جریان‌های سیاسی کشور بحمدالله بصیرت‌های نظری و تاریخی قابل توجهی به دست آورده ام. مثلاً مدت‌ها است دریافتیم که چارچوب فکری آقای ظریف و سریع‌القلم که در دانش روابط بین‌الملل از آن تعبیر به «بین‌الملل‌گرایی» می‌شود عیناً رویکردی است که خاندان شیطانی راکفلر یک قرن است در دنیا برای بسط سلطه جهانی زرسالارانی چون خودشان ترویج کردند. روابط سازمانی ظریف و سریع‌القلم نیز با شبکه راکفلرها را مستنداً «فهمیدیم». خوب حالا که اشتراک فکری و راهبردی و سازمانی بین جریان لیبرال در سیاست خارجی با منحوس‌ترین زرسالاران غرب را «فهمیدیم» و رد پای همان‌ها را در برجام و مذاکرات اخیر و مقاله اخیر ظریف در فارن افرز (نشریه پایگاه راکفلرها) دیدیم تکلیف چیست؟ به اسم وفاق و حفظ آرامش کشور، در برابر این جریان متحد با دشمن سکوت کنیم؟! ۴. سیاهه‌ای که برای استاد عزیز ارسال کردیم، اتفاقاً بر اساس «فهم تخصصی» و ۲۰ سال سابقه مطالعات بین‌رشته‌ای حقیر بوده است، نه شور احساسات انقلابی! بر این اساس، به عنوان یک متخصص و از منظر کارشناسی، می‌توانیم حتی به رویکرد رهبر شهید در مماشات با این جریان نیز انتقاد وارد کرد. مماشات و مدارایی که موجب قربانی شدن خود رهبر شهید، و ایجاد فرصت برای شبکه نفوذ دشمن برای جرح و تعدیل خونین در ساختار سیاسی کشور با هدف برکشیدن جریان غربگرا و سوق نظام سیاسی به سمت استحاله، تسلیم نهایی یا فروپاشی شود، آیا واقعا به اسلام و مسلمین است؟ آیا مماشات و مدارای امیرالمؤمنین علیه السلام با جریان حکمیت در نهایت نتیجه خوبی داشت و آیا اگر ما بعد از جریان حکمیت بودیم باید از نتیجه حکمیت دفاع می‌کردیم یا متذکر اراده اولیه و اصلی امیرالمؤمنین علیه السلام که جنگ جنگ تا رفع فتنه بود می‌شدیم و جریانی که حکمیت را با نتایج خسارت‌بارش تحمیل کرده نقد و نصیحت می‌کردیم؟! ما عرائضی که خدمت حضرت عالی داشتیم را با دو حدیث از ائمه بصیرت علیهم السلام پایان می‌دهیم که التفات کلی به آن در اندیشه حضرت عالی دیده می‌شود اما چه کنیم که در بزنگاه‌های تاریخی اختلاف بین مؤمنین در صغرویات است نه کبرویات، و تذکر کبرویات هنگام اختلاف در صغرویات مغالطه است. العالم بزمانه لا تهجم علیه اللوابس لایحمل هذا العلم الا اهل البصر و الصبر با ادله تفصیلی که در بالا ذکر شد اجازه دهید آقایان حداد عادل یا قالیباف را مصداق اهل بصر و صبر ندانیم. التماس دعا

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ملاحظه می‌فرمایید که در این موارد مانند شما فکر نمی‌کنم. عرایضی در کتاب «سوره جاثیه و راز زمین‌گیری امّتها» در رابطه با آیۀ «قُلْ لِلَّذينَ آمَنُوا يَغْفِرُوا لِلَّذينَ لا يَرْجُونَ أَيَّامَ اللَّهِ لِيَجْزِيَ قَوْماً بِما كانُوا يَكْسِبُونَ (۱۴)» شده است. با فرض این‌که حتی افرادی که می‌فرمایید امید به ایّام الله نداشته باشند؛ ما نمی‌توانیم آن‌ها را متهم به مقابله با حقیقت بکنیم. خوب است به آن‌ بحث رجوع شود. صفای دل‌هایی که دل در گرو موفقیت جبهۀ حق در مقابل باطل دارند با هر جریانی که می‌خواهند باشند. بحمدالله ما در شرایطی هستیم که با قدرت در میدان مقابله با استکبار در صحنه هستیم و از این جهت هر دو جریان که صادقانه موافق یا مخالف مذاکره با آمریکا هستند را، می‌فهمیم، بدون آن‌که یکی را حقّ و دیگری را باطل بدانیم.   https://eitaa.com/mohammadi61/1025   موفق باشید

41961
متن پرسش

سلام استاد بزرگوار: عذرخواهم. در حیرتم از عزیزانی که شما را متهم به دفاع از مذاکره و جریان وفاق می‌کنند! در حالیکه استاد طاهرزاده اساساً «در جای دیگری ایستاده» و تلاش می‌کنند کشور دچار دوقطبی نشود. چون دو قطبی شدن، کشور و انقلاب را از سیر تمدنی و جهانی شدنِ خودش عقب می اندازد. استاد طاهرزاده با شناختی که از تقدیر تاریخی و اراده‌ی الهی در تاریخ کنونی دارند، بدون هیچ نگرانی و با آرامش مخصوص به خودشان به راحتی می دانند که حوادث چگونه در حال پیشروی به سوی مقاصد خودش هست. باز هم از محضر استاد بزرگوار عذرخواهم.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: وظیفۀ اصلی ما این است که همواره «تفکر»، در میان باشد و به همین جهت در روایات داریم عبادات ما هم در حدّ تفکر ما قبول می‌شود و نه به جهت کثرت عبادات. و از این جهت باید متوجۀ جایگاه موضوعات شد و این‌که بحمدالله ما در شرایطی هستیم که با قدرت در میدان مقابله با استکبار در صحنه هستیم و از این جهت هر دو جریان که صادقانه موافق یا مخالف مذاکره با آمریکا هستند را، می‌فهمیم بدون آن‌که یکی را حقّ و دیگری را باطل بدانیم. موفق باشید

41959
متن پرسش

سلام استاد عزیز: من بارها از شما شنیدم که فرمودید که حضرت آقای شهیدمان فرمودند که نباید هیچ گاه دشمنیت دشمن را فراموش کنیم. من فکر می کنم که خوش‌خیالی است که به تفاهم نامه اعتماد داشته باشیم و ضامن این تفاهم نامه، اعتماد ما به آمریکا باشد در صورتی که فرضاً تفاهم نامه تمام حقوق ملت را رعایت کنه، چه ضمانت اجرایی داره؟؟او فقط زبان زور حالیش است و ما هنوز او را خوب سر جایش ننشانده ایم؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! بحث در تحمیل قدرت بر جبهۀ استکبار است به همان معنایی که سردار قالیباف فرمودند و یا آقای دکتر شاکری در برنامۀ «به وقت ایران» مطرح کردند https://eitaa.com/bevaqteiran/1502  و این نکتۀ بسیار مهمی است که جایگاه این نوع مذاکره را در جای خود مدّ نظر قرار دهیم. موفق باشید

41958
متن پرسش

سلام علیکم جناب استاد: وقت عالی بخیر. ما از علاقه‌مندان قدیمی شما بودیم و سال‌ها پیش از آثار شما استفاده کردیم. خدا نگهدارتان باشد‌. اخیراً که کانال شما را در ایتا چک کردیم از مواضع شما در دفاع از وفاقیون و‌ مذاکرات تعجب کردیم. عنایت کنید ما در موقعیت خطرناک و خطیر تمدنی و‌ سیاسی هستیم و خطاهای دولت و هیئت رئیسه مجلس تا همین الان ضربات مهلکی به کشور زده است. سیاست‌های اقتصادی تکراری شوک ارزی اما با شدت و حدت و مدت بی سابقه که زمینه شورش دی ماه گذشته را فراهم کرد با اینکه منتقدان نخبه انقلابی نسبت به تبعات اقتصادی و سیاسی آن هشدارهای دقیق و‌ بلیغ داده بودند اما مسموع نشد. از انگیزه های اقتصاد‌سیاسی این سیاست ها بگذرم که نفع رساندن به طبقه اولیگارشی خام‌فروش است که در انتخابات از ستاد آقای پزشکیان و قالیباف حمایت کردند و بعد از انتخابات چک شان نقد شد و از شوک های ارزی طبق محاسبات ما در همین دو سال سودهای چند هزار همتی (چند هزار×هزار میلیارد تومانی!!!) بردند و در ۷ سال اخیر ۱۳۰ میلیارد دلار ارز صادراتی نیز از کشور خارج کردند که رقم آن پارسال با پیگیری چهره های اقتصادی حزب تمدن نوین اسلامی افشا شد. رها کردن فرهنگ کشور که در دو سال اخیر وضعیت فرهنگ کشور را کن‌فیکون کرد طوری که خیلی از خانواده‌های متدین امروز حتی از رفت و آمد در شهر معذب هستند چه‌برسد به پارک ها و الان بعد از عادی شدن بی حجابی و کم کم برهنگی دارند بحث حقوق دگرباشان جنسی را مطرح می‌کنند و خواهید دید که اگر مقابله نشود بنا به سیر این‌بحث ها در غرب به اجباری کردن آموزش جنسی و ترویج تغییر‌جنسبت در بین کودکان هم می رسد. گرچه این مراحل آخر فعلا کمی دور از دست به نظر می رسد. اصرار عجیب به مذاکره با طبقه اپستینی آن‌هم بعد از نهی های مکرر رهبر شهید و بعد از اینکه خود ایشان در فضای مذاکرات قربانی و شهید شدند و دو‌تا جنگ به کشور تحمیل شد و در شرایطی که واقعا هم راه حل درون زا برای مشکلات اقتصادی کشور هست—که اقتصاددانان جبهه انقلاب چون دکتر صمصمامی به شکل تفصیلی و مکتوب ارائه کردند اما نه گوش دولت بدهکار است و نه هیئت رئیسه مجلس—و هم واقعا اصل مذاکره به قول رهبر شهید به دلیل خباثت دشمن هم نفعی به کشور نمی‌رساند هم ضرری را دفع نمی کند بلکه در فقره اخیر فقط فرصت نجات اقتصاد آمریکا و بهبود وضعیت سیاسی داخلی ترامپ را فراهم کرد که به طور جدی با خطر از دست دادن کنگره و استیضاح رو به رو بود و قطعا با گذر از گردنه انتخابات کنگره و‌ با بازسازی نقشه‌ها و تجهیزات نظامی خود در منطقه جنگ را از موقعیت بسیار بهتر دوباره آغاز خواهد کرد آن‌هم بعد از ضربات بی سابقه وسیع و‌ ساختاری به حزب الله و شیعیان عزیز لبنان که وضعیت آنان را دارد به وضعیت پنجاه سال پیش می رساند و ختصلغ ۶۰ سال تلاش های امام موسی صدر و شهبد چمران و‌ مغنیه و سلیمانی و نصرالله را تخریب کرده و در ازای آن فقط به شل و سفت کردن تنگه هرمز اکتفا کرده اند. بگذریم از هماهنگی عجیب سیاست دولت در دوره جنگ با ترامپ که هر موقع نفت می خواست به مرز ۱۲۰ دلار برسد با مواضع دولت کاهش پیدا می‌کرد گویی دولت در حین جنگ داشت مراعات منافع اقتصادی آمریکا و ترامپ لعین را می‌کرد. کمپبن‌عجیب غیراخلاقی اکانت‌های وابسته به دولت و رئیس مجلس علیه منتقدین نجیب جبهه انقلاب به جای پاسخ منطقی از جمله اکانت های امنیتی که شدیداً به نظر می رسد وابسته به جریان نفوذی در دستگاه اطلاعاتی کشور هستند و با روش هایی که فقط شبیه روش های یهودی-صهیونیستی است در حال افترا و تحقیر و‌ توهین دلسوزترین و‌ نخبه ترین و نجیب ترین فعالین انقلاب هستند از آقای جلیلی و فواد ایزدی و امیرحسین ثابتی تا آقای صمصمامی و جبرائیلی. این کمپین مسموم رسانه‌ای از نظر ما بسیار مشکوک هم هست. از حرکات مشکوک در هنگام جلسه خبرگان برای تعیین جانشین رهبری بگذریم که آنجا هم با کارشکنی ها و تاخیرهای عجیبی مواجه بودیم که صدای برخی از اعضا را در آورد و‌همگی حاکی از قطعات یک کودتا بود که پیشتر شواهد عینی آن نیز در جنگ ۱۲ روزه نشان داده شده بود که هدفش به قدرت رساندن روحانی بود با شواهد قطعی که علیه ایشان در رابطه با انگلیس وجود دارد‌. نکته نهایی که به عنوان یک خطای روشی در اندیشه حضرت عالی ذکر می‌کنیم بنای جناب عالی بر خوش بینی به فضای سیاسی کشور آن هم در خطرناک ترین شرایط و واضح ترین انحرافات است. بنده از حضرت عالی تقاضا می‌کنم تحقیقاتی که برخی محققین مستقل از نفوذ ساختاری اسرائیل و انگلیس در بین ارگان ها و مسئولین نظام از بدو انقلاب کردند را مطالعه فرمایید (با کلیدواژه شبکه زیتون) و همچنین مشخصاً روابط تیم مشاوران آقای روحانی و شخص ایشان با انگلستان که در کنار تحقیقات آقای پیام‌فضلی نژاد از معماری اندیشه جریان اصلاحات به دست ناتوی فرهنگی، همگرایی ساختاری جریان اصلاحات با سیاست‌های استعماری غرب را روشن می‌کند. توجه به روابط سازمانی آقایان سریع القلم و ظریف با شبکه نهادها و اندیشکده های وابسته به خاندان منحوس راکفلر نیز بخش دیگری از نفوذ شبکه ای و ساختاری زرسالاران غرب را در بین نخبگان سیاسی کشور اشکار می‌کند. در چنین شرایطی خوش بینی معرفتی و اخلاقی به جریان سیاسی غربگرا با سابقه خطاهای فاحش مطلقا شایسته نیست. سزاوار نیست آن استاد گرامی که عمری را به نقد غربگرایی از منظر فلسفی پرداخته اند، در این بزنگاه‌ آخرالزمانی که جریان نفاق-نفوذ عزم‌ خود را جزم کردند که با همراهی انفلابیون بی بصیرت فرصت شکست تمدن اپستبنی را به یک شکست بزرگ برای جبهه انقلاب تبدیل کنند، با آنها همراهی نمایید. بنده خودم به عنوان دانشجوی سال آخر دکتری فلسفه معتقدم نگاه صرف اندیشه ای به مسائل سیاسی و غفلت از منظرهای اقتصاد سیاسی، امنیتی-اطلاعاتی و مطالعات پسااستعماری پاشنه آشیل جدی نگاه‌های صرف فلسفی در نقد غرب بوده که در بین برخی شاگردان آقای فردید چون دکتر داوری و دکتر عبدالکریمی هم وجود داشت و ایشان را هم دچار خطاهای سیاسی‌ در برخی بزنگاه ها چون‌ یرجام کرد و امروز می بینیم همان رویکرد معرفتی ناقص جناب اصغرزاده را هم دچار خطا در این بزنگاه آخرالزمانی خطیر کرده است. امیدوارم که با آشکار شدن حقایق دوستان جبهه انقلاب فرصت جبران خطاها را پبدا کنند. عذرخواه از تصدیع و جسارت. التماس دعا. اللهم عجل لولیک الفرج

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: می‌دانید که در این موارد، بحث مفصل است و وظیفۀ امثال بنده آن است که بخصوص در این شرایط تاریخی همان‌طور که رهبر عزیز می‌فرمایند بدون بدگمانی، جریان‌هایی که مشخص است به نحوی در مقابل جبهۀ استکبار هستند را «فهم» کنیم https://eitaa.com/arshiv3133/193 و سعی بفرمایید در تاریخی که به نور الهی آغاز شده تا تمدن نوین اسلامی، جهانی شود؛ به جای ردّ و قبول افراد با گرایش‌های مختلف، همدیگر را «فهم» کنیم. جناب آقای دکتر حداد عادل با توجه به اشرافی که دارند اخیراً نکات خوبی را متذکر شده‌اند. https://eitaa.com/arshiv3133/172  و https://eitaa.com/arshiv3133/192  
به  هر حال هنوز همه ی حرف بنده آن است که باید جریان های دلسوز اعم از طرفداران مذاکره و یا مخالفان مذاکره همدیگر را درک کنند و این طورنیست که یک جبهه بنای خیانت داشته باشد و اساساً به این نکته فکر کنید چرا رهبر انقلاب با آن که نظر دیگری داشته اند اجازه ی امضاء آن تفاهم نامه را به آقای رئیس جمهور دادند. آن هم مشروط بر آن که دو سوم شورای عالی امنیت ملی آن را تأیید کنند. آیا این حکایت از آن ندارد که مصلحت نمی دانسته اند در آن شرایط نظر خود را بدهند؟ و حاکی از آن که ممکن است دولت آمادگی آن نوع برنامه را نداشته باشد؟ ولی با این حال مسئولیت را به دوش شعام گذاشتند بدان معنا که آنها ذیل نظر رهبری به هر چه رسیدند رئیس جمهور عمل کند. بنابر این، این نه تحمیل به رهبری حساب می شود و نه به نحوی مقابله ی رئیس جمهور با رهبری و به همین جهت در پیام خود می فرمایند: تفاهم نامه ای بین رئیس جمهوران ایران و آمریکا امضا شد. در مسیر رسیدن به این مرحله، مسئولین امر ازسر دلسوزی و با حسن نظر، تلاشهای زیادی را به عمل آوردند. با توجه به این امر نباید طوری تصور شود که ما فضا را فضای دو قطبی کنیم و از جامعیتی که نظام اسلامی بدان نیاز دارد عدول نماییم و حال این ماییم و جهانی که سیاست آن عین دیانت آن و دیانت آن عین سیاست آن است. این است جهانی که در پیش است و باید نسبت به آن بسیار بیندیشیم. زیرا وقتی می توانیم از غرب عبور کنیم که غرب را به خوبی بشناسیم و تنها در آن صورت است که متوجه می شویم باید به انسان دیگری فکر کرد تا روشن شود آن چه در ایران تمدنی در عرصه زیستن با دیگری اهمیت دارد، حقیقت جاری و ساری در زندگی است که با نگاه تاریخی به رخدادها پیش می آید. در این حالت است که همدیگر را می فهمیم، چرا به جای آنکه نقاط ضعف مواد تفاهم را مطرح کنیم، برای رفع آن نقاط ضعف، با همدیگر دعوا می کنیم و همدیگر را متهم به خیانت می نماییم. آیا این روحیه ها، پیروزیِ ما را به تأخیر نمی اندازد؟ موفق باشید   https://eitaa.com/bartarin_hozoor/138

41957
متن پرسش

سلام و خدا قوت عرض می‌کنم: چرا در کانال منتسب به استاد، مطالب ویژه، فایلهای آقای مهدی محمدی که پر از خطای محاسباتیست بازنشر میشه؟ فهم بیانات و اوامر امام خامنه ای سخت نیست و اینکه صحبتهای آقای مهدی محمدی همسو نیست همیشه با امام.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اتفاقاً آقای مهدی محمدی به جهت اشرافی که دارند و با توجه به تخصص ایشان در جای خود نکاتی را می‌فرمایند که کمک می‌کند به موضوعات مطرح در این شرایط، فکر کنیم و البته این به معنای این نیست که ایشان بی‌اشکال باشند و یا بخواهیم مرید ایشان شویم. آری! باید در این موارد به نگاه‌های مختلف بیندیشیم و از آن مهم‌تر همدیگر را بفهمیم. https://eitaa.com/matalebevijeh/23076   موفق باشید  

41955
متن پرسش

با سلام و احترام: در آیه شریفه «ان الله و ملائکته یصلون...» از مومنین می‌خواهد بر پیامبر صلوات بفرستند. بعد مومنین در پاسخ می‌گویند اللهم صل علی محمد و ال محمد در حالی که خداوند دائم در حال انجام اینکار است؟ با تشکر

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! در کتاب «صلوات....» عرض شده که چگونه مؤمنین از طریق صلوات بر پیامبر و ائمه «علیهم‌السلام» در نوعی یگانگی با نور توحید حضرت ربّ العالمین قرار می‌گیرندhttps://lobolmizan.ir/book/72?mark=%D8%B5%D9%84%D9%88%D8%A7%D8%AA   موفق باشید

41953
متن پرسش

سلام: بنده کتابهای چگونگی فعلیت یافتن باورهای دینی و عالم دینی رو خوندم. راستش مشکل من فکر در گذشته و آینده نیست مشکلم افکارم در زمانِ حال هست. مثلا شب میرم تجمع یه عده آقای جوان ایستادن. میخوام همراه با مردم زیارت عاشورا بخونم همش ذهنم میره، افکارم اینجوریه که آره الان اینا دارن نگاه ما میکنن. یا خوشم میاد چون جوان هستن. پیر باشن میگم الان میگن چند شب اومدن تجمع یا بدم میاد میگم اینا هر روز منو میبینن. یا نگرانم که عکاس بیاد اون لحظات عکس بگیره و من در حال گریه باشم. و تا بخوام بخودم بیام دعا تمام شد. هیچ حضور قلبی هم حاصل نمیشه چون به همین نوع افکار میگذره. دست خودمم نیست هرچی میگم نه. ذهنم خودش بصورت خودکار افکار میان داخلش. و بعدش دلم از سنگ میشه. می‌خواستم ببینم بااین مشکل چیکار کنم ؟ چه کتابی بخونم؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال در هرجا که باشیم این توهّمات سراغ انسان می‌آید و انسان با نظر به توحید الهی و آن افقی که با ذکر «لا اله الا الله» و سورۀ توحید در مقابلش گشوده می‌شود؛ از آن خطورات عبور می‌کند و البته باز به شکل دیگری می‌آید و باز ما را عهدی است با جانان و جنگی که باید همواره با شیطان داشته باشیم، تا با ذکر توحید و نظر به آن افق بیکرانه، دامن ذهن خود را از این خطورات برگیریم تا به مرور و باز به مرور، شیطان مأیوس شود. و این‌جا است که فرمود: «در جهان جنگ این شادی بس است / که برآری بر عدو هر دم شکست». کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» راه‌کارهایی در این رابطه دارد. موفق باشید 

41952
متن پرسش

سلام، وقت بخیر: با توجه به صحبتهای استاد و کتاب معاد بازگشت به جدی ترین زندگی، و وجود قیامت در حال حاضر، پس لطفا در مورد آیه ۱۸۷ سوره اعراف و علم ساعت قیامت نزد خداوند، توضیح دهید آیا منافات ندارند با مباحث مطرح شده؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! این خداوند است که می‌داند قیامت چگونه و چه وقت به ظهور می‌آید و البته در نسبت با زمانِ دنیا می‌توان آن وقت را مدّ نظر داشت وگرنه قیامت را که زمان نیست. موفق باشید

41951
متن پرسش

سلام استاد بزرگوار: دوستی دارم که مثل خواهرم برایم عزیز است و با او ارتباط خانوادگی دارم. همسر و ۴ فرزند دارد. عاشق امام حسین است و چند سالی است هر سال با سختی زیاد همراه همسر و ۴ فرزندش که همه شان کم سن و سال هستند در گرمای طاقت فرسای نجف تا کربلا پیاده عازم زیارت می شوند. گاه گاهی برای نماز خواندن کاهلی می‌کند ولی گاهی حتی نماز شب می‌خواند و نمازهای یومیه اش اول وقت است، هر روز زیارت عاشورا و ختم قرآن بر می‌دارد. چند وقتی است که گرفتار گناه بزرگی شده. برادر شوهرش که در این ۱۵ سال زندگی با اینها ارتباط نمی‌گرفته، ارتباط برقرار کرده و گفته به خاطر اینکه این سال ها من عاشق تو بودم ارتباطم را با شما خراب کرده بودم. ابتدا دوستم نصیحتش می‌کرد که من شوهر دارم و این گناه کبیره است، ولی بعد از مدتی درگیر احساس شد و ارتباطشان گسترده تر شده. دوستم به قدری عذاب وجدان داشت که با من مشورت می‌کرد که چکار کنم. هم همسرم را دوست دارم هم دل کندن از صحبت کردن با برادر شوهرم برایم سخت است. ارتباطشان تا حدی گسترده شد که به ملاقات حضوری هم رسید. از عواقب کارش گفتم. می‌گفت همه را می‌دانم ولی نمی‌توانم. در نهایت گفتم خب اگر واقعا زندگی با او را می‌خواهی از همسرت جدا شو. ولی همسر و فرزندانش را هم دوست دارد. در یک دامی افتاده که مثل یک معتاد توان خارج شدن ندارد. به عنوان دوستش عذاب وجدان دارم که دست روی دست گذاشته ام و گناهش را نادید گرفته ام و نمی‌توانم از منجلاب او را بیرون بکشم. گاهی فکر می‌کنم با همسرش صحبت کنم و که ارتباطش را با برادرش قطع کند. اما ترس دارم زندگیشان بهم بریزد و اعتماد همسرش از بین برود. واقعا نمی‌دانم باید چطور به دوستم کمک کنم.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این یک توهّم احمقانه است که اگر انسان در این موارد با این توهّمات برخورد جدّی و جانانه نکند مانند بسیاری که خوار و ذلیل شدند؛ خوار و ذلیل می‌شود. و این‌جا است که هرکس نتواند در مقابل این نوع موارد با خود برخورد جدّی کند باید تماماً خود را در چنگال شیطانی که با ایجاد این نوع میل‌ها و حرص‌ها می‌خواهد همۀ زندگی‌ها را نابود کند، احساس کند. مگر جناب مولوی نفرمودند: «وگر حرص بنالد، بگیریم کری‌ها»؟!! در این مورد خوب است به کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» رجوع شود. موفق باشید 

41950
متن پرسش

بسمه تعالی. سلام علیکم: استاد بنده برای انتخاب سطح عالی با حدود ۲۰ استاد صحبت کردم و مشورت گرفتم اما به نتیجه ای نرسیدم لذا به شما پناه آوردم و بعد از شما دیگر کارم با استخاره است. هر کس بنابر مذاق خود چیزی می‌گوید؛ برخی علاقه و نیاز جامعه را محور انتخاب می‌دانند. برخی سنت حوزوی را محور می‌دانند بدون در نظر گرفتن حال شخص. برخی هدفی که برای اشتغال خدمت گزاری در آینده متصور شده ایم را محور می‌دانند. آن کسانی که تخصصا فقه خوانده اند می‌گویند فقه و اصول بخوان. آن کسانی که فلسفه خوانده اند می‌گویند فلسفه بخوان. دقیقا یک پیام مشترکی که برای اساتید فرستادم هرکدام براساس راه خود پاسخ دادند. گویی هیچ مبنا و معیاری نیست که هرکس خود را با آن بسنجد و جای خود را مشخص کند. اما هیچ کدام مرا قانع نکرد. استاد بنده ذهنم کلی نگره، افق محوره، آینده نگره. در روند تحصیلی سیر ذهنیم از کلی به جزئی است. بسیار بسیار بسیار به مباحث معرفت نفسی و هستی شناسی علاقه دارم، علاقه ای نه برای دانستن، بلکه برای بودن (بنایی که فقه دارد که چگونه باشیم‌ را و پایه آن‌را در حکمت و معرفت می‌چینم). هدفم در آینده حضور در بستر فرهنگ و رسانه و تفکر و نظام سازی فکری_فرهنگی حتی قانونی است. در حال حاضر بسیار از فقه (آنهم به صورت تخصصی) نا مانوس و گریزانم؛ چرا که پایه ها و افق های کلان مشخص نیست و در دریای جزئیات فقه خفه می‌شوم. اما فقه را ذاتا دوست دارم اما روند فکری و تحصیلی ام همراهی نمی‌کند که با شیوه مرسوم حوزه در پایه ۷ به بعد رسائل مکاسب را به طور جدّ پیگیری کنم که فلسفه ام در حاشیه قرار گیرد، احساس پوچی می‌کنم. فقه را بعد از فلسفه به طور جدّ‌ می‌خواهم به صورتی که بعد از سطح ۳ درس خارج های فقه و اصولی شرکت کنم. اما در سطح دو و سه به صورت عمومی فقه و اصول بخوانم و بیشتر در حکمت تفقه کنم. در حال حاضر حتی لمعه خوانی هم‌برایم مشکل است که به سختی امتحاناتش را نیز قبول می‌شوم. من بسیار احساس بی جایی، بی هویتی، نا امیدی پیدا کرده ام با این روند آموزشی. حس کارآمد بودن، حس بکار آمدن همین فقه و اصول به طور عمومی در میان طلاب خوابیده و خاموش است. من اگر الان می‌خواهم فلسه بخوانم و یا اگر می‌خواهم فقه عمومی بخوانم و بعدا درس خارج فقه و اصول شرکت کنم، نه برای اینکه معلوماتم را زیاد کنم، بل برای اینکه بتوانم مراحل تحصیل را بگونه ای بروم که چشمه شود و نه اینکه بعد از ۱۰ _۱۵ سال درس خواندن همچنان گیج و سردرگم به کمترین حالت بسنده کنم (همچنان که روند عمومی حوزه اینگونه شده...) چکار کنم به نظرتان؟ خوب است که اصل را بر فلسفه و حکمت بگزارم و از فقه اصولی که امروزه در موسسات تدریس می‌کنند که بیش از ده ساعت در روز را به خود اختصاص می‌دهد و هیچ چیز دیگری را اجازه تحصیل نمی‌دهد، فاصله بگیرم و در حد عمومی پشت سر بگذارم؟ اما مردانه بعد از سطح در درس خارج فعالانه و پویا حاضر باشم؟ همچنان در در بیانات امام شهید آمده که درس سطوح را زود و عمومی بگذرانید و اصل را بر درس خارج بگذارید. متنشان را برایتان مرقوم‌ می‌دارم: «برای این طلبه سطح را می‌خواند که وقتی درس خارج می‌رود، استاد مجبور نباشد هر مسئله را از اول برای او بگوید؛ رؤوس مطالب را بداند... وقتی که استاد به «اجتماع امر و نهی» اشاره می‌کند، بداند که اجتماع امر و نهی یعنی چه؛ بداند اصالة الجواز یعنی چه؛ تا استاد در زمینه تحقیق آن مسئله نظراتش را بیان کند و نخواهد از صفر شروع کند... پس ما در دوره‌ی سطح فقط احتیاج داریم که یک دوره اصول و فقه را به صورت فقط آشنایی ـ که بداند این چیست ـ به طلبه یاد بدهند. این دوره فقط برای آشنا شدن است... فرض بفرمایید طلبه می‌خواهد بداند اصلاً علم اصول یعنی چه؟ وقتی که راجع به مباحث الفاظ بحث می‌کنند، مباحث الفاظ یعنی چه و این مباحث چیست؟ یا مباحث عقلیه و از این قبیل. می‌خواهد اجمالاً از این اصطلاحات سر در بیاورد و اندکی راجع به آنها بداند. در زمینه‌ی فقه هم طلبه احتیاج دارد که از طهارت تا دیات یک دوره مسئله بداند، با اندکی اشاره به استدلال... ما می‌خواهیم کاری صورت گیرد که طلبه وقتی به پای درس خارج ـ که اول شروع کار جدی است، والا بقیه مقدمات درس خارج است ـ می‌رسد، اگر استاد در درس خارج کلمه‌ای گفت و اشاره‌ای کرد، او گیج و گم نباشد. تحصیل در حوزه باید طوری باشد که دوره‌ی ادبیات و سطوح در ظرف حداکثر پنج سال تمام شود و بعد طلبه پای درس خارج بنشیند...» لذا این نوع مواجه پایه ۷ تا ۱۰ که پدر طلبه را در می‌آورند، اگر اشتباه نباشد (که بنابر نظر امام شهید در این مطالبی که ارسال می‌شود و هزارنا جای دیگر که حرف از عوض شدن‌کفایه و مکاسب هم هست..) برای بنده کاربردی احتمالا نباشد. جوایای نظرتان هستم. با تشکر

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حکایت ساده‌ای نیست آنهم نسلی که به راحتی نمی‌تواند با آنچه در دیروز پذیرفته شده بود، در امروزش با آن کنار آید مگر آن‌که جایگاه امروزین آن فعالیت و کار را بیابد. و دقیقاً مسئله همین است که نه می‌توانید از آنچه رسائل و مکاسب می‌گویند جدا شوید، و نه می‌توانید خود را فریب دهید و به آن مطالب دل ببندید. و در این میدان به این نکته بیندیشید که در نسبت با آن دو کتاب، نه برای آن که آنچه گفته‌اند را بدانید و مانند کودکِ مکتبی به ذهن بسپارید، بلکه مانند اندیشمندی که باید جایگاه آن نوشته‌ها را و آن کلمات را بداند با روحیۀ فرهیختگی با آن نوشته‌ها مواجه می‌شوید. این است توصیۀ آن رهبر شهید که شما اسیر آن نوشته‌ها نمی‌شوید ولی همچون اندیشمندی فرهیخته با آنان برخورد می‌کنید. موفق باشید

41949
متن پرسش

"....أَمَّا بَعْدُ فَإِنَّ اَلْجِهَادَ بَابٌ مِنْ أَبْوَابِ اَلْجَنَّةِ فَتَحَهُ اَللَّهُ لِخَاصَّةِ أَوْلِيَائِهِ : پس از ستايش پروردگار، جهاد در راه خدا، درى از درهاى بهشت است، كه خدا آن را به روى دوستان مخصوص خود گشوده است..." قسمتی از خطبه ۲۷ نهج‌البلاغه با نظر به شهدا خصوصا حاج قاسم عزیز و آن رهایی و نسبت‌هایی که برایش پیش آمد و سیره خود امام شهیدمان، ان‌شاءالله اشاراتی پیش بیاید و قلب‌مان متذکر شود. کتاب "قاسم" نوشته مرتضی سرهنگی را که میخواندم، از این همه گویا بدون مانع بودن و سختی بودن راهی که حاج قاسم میرفت در حیرت بودم و اشک بی‌تابی می‌ریختم و البته منظورم از سختی، راحتی جان و وسعت وجود و روح آماده پرواز اوست و اینکه در تصمیم گیری و انتخاب‌ها دچار سختی نمیشود و چقدر کارها انگار در زمان و موقع خودش انجام میشود و نسبت‌ها و ارتباط‌ آدم‌ها و کارها به راحتی پیش می‌آمد. این‌ همه کار و مسئولیت و این راهی که پیش آمده برای ایشان و دیگران، استعدادها و ویژگی‌های شخصی و شخصیتی و فردی اینهاست، و یا اقتضای راه توحید است بدین معنا که غم دلدار خواب و خوراک را از اینها می‌گیرد؟ این پرسش به نظرم خیلی حساس است. شاید نقطه‌ای است که نه میشود خود شخص را نادیده گرفت و نه میتوان همه چیز را به او نسبت داد. بگذارید طور دیگری به مسئله نگاه کنیم. در ابتدا قسمتی از خطبه ۲۷ را آوردم. باب جهاد تنها برای اولیاء خاص‌ او باز شده است. بنده بعد از شهادت حاج قاسم در جایی مشغول به کار شدم که ایشان مشغول بودند و نه برای شغل و نه برای مزایا و تنها به شوق او این راه را رفتم. به شوق او نه یک دلداگی ساده که با دیدن برخی ناملایمات و شرایط بد و بروکراسی‌های اداری بخواهد از دست برود. منتها حاج قاسم هم دور از این شرایط نبود که آدم‌ها را گرفتار شغل و مزایا و دنیادوستی و کار نکردن، ندیده باشد و آخرین سخنرانی‌اش با سپاه موید این قصه است. اما او خود را در کدام نقطه نگه می‌داشته است؟ حال پرسش بنده اینجاست: خُب به آدم‌ها و به شرایط نگاه می‌کنم. به خصوص به خودم و این احوالاتِ به زبان شما بی‌تاریخی و نیست‌انگاری خویش می‌نگرم. به این ناهم‌زبانی و حتی بد زبانی‌ای که بین خود با خویشتن و با دیگران میبینم. نمی‌دانم، شاید بنده تیره و تار میبینم، ولی آخر که باید فکر کرد. حال این احوال را چطور دریابیم_احوالِ جهادِ بی‌وقفه و طلب شهادت. و چطور آدم‌ها_ که هر کدام ایده‌ای دارند و راه حل را چیزی می‌دانند و مابقی را بدان دعوت می‌کنند_ آری چطور آدم‌ها مثل حاج قاسم و حاج احمد از همه چیز گذشته‌اند و اینطور قربون همدیگر می‌روند. می‌دانم. بله می‌دانم که در وجود و نگاه وجودی و توحیدی است که این نسبت پیش می‌آید و لذتش را در جانم که نه ولی در ذهنم چشیده‌ام. اما چطور در این وضع بی‌نسبتی می‌توان دوام آورد؟ از اینکه باید انتظارگونه و آماده‌گرانه این راه رفت_ مجسمه این احوال حاج قاسم و سیدالشهدای‌مان است_ شکی نیست و به خوبی صحبت‌های اخیرتان از بعد از جنگ که درک سیاست عین دیانت و دیانت عین سیاست را که به نظرم بعد جنگ خیلی روشن‌تر درک میشود را متوجه هستم. و از طرفی دوره‌ی تصمیم گیری و تقسیم کارهایی که به دور از جان‌ انسان‌ها باشد نیز گذشته است، منتها بنده کمی وضعیت را در این مورد که عرض کردم بحرانی میبینم. حال پرسش اصلی‌ام که در بین حرف‌ها شاید پیدا باشد را باز میپرسم: در این شرایطی که خود و از بیرون از خود مطرح کردم چگونه فکر کنیم و چطور راه برایمان باز میشود؟ چطور شب و روز برایمان از بی‌معنایی در می‌آید و لحظه به لحظه در جانمان استقرار در مغز عالم را حس خواهیم کرد؟ چطور آدم‌ها در پیوندی از جنس پیوند اصحاب عاشورایی سیدالشهدا و اصحاب عاشورایی امام خمینی قرار می‌گیرند و قربون همدیگر میروند؟ دیگر این تجربه اینگونه کنار هم بودن‌ و اینقدر چون آینه همدیگر را یافتن را میتوان یافت؟ بنده خیلی این را سخت برای خویش می‌یابم. در صحبت کردن با رفقایم خود و هر کداممان را در توهمی یا در منفعتی یا خیلی خوبش در هم‌زبان نبودن با هم‌دیگر یافتم. و این ناهمزبانی بعد از قضایای یک سال اخیر یا شدیدتر شده یا همان است که وخامتش به بیشتر به چشم می‌آید‌. اینکه مشکل چشم تیره و تار بین بنده است و چشم دیگری میخوام و یا شرایط و نسبت آدم‌ها تیره و تار است_که البته بی ربط به هم نیستند_ را نمیدانم ولی آخر باید به این مسئله فکر کرد. شاید راه جهاد و شهادت از این تفکر پیدا بشود. یاعلی مدد

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! و صد آری! آن‌گاه که شرایط به زیباترین حالت، شرایطِ مقابله با دشمنان خدا و دشمنان انسانیت است و خداوند  با لطف خود راهی را برای این مقابله به نام «جهاد» گشوده است؛ چه حضوری و چه حیاتی در انسان طلوع می‌کند! و البته هرکس را در این میدان راه نمی‌دهند تا به بهانۀ «جهاد»، دشمن‌سازی بکند و با دشمنان خیالی خود درگیر شود. این‌جا است که مولای‌مان تأکید دارند آن جهاد دروازه‌ای می‌باشد که خداوند در مقابل اولیای خاص خودش می‌گشاید. مانند دروازه‌ای که مقابل حضرت روح الله«رضوان‌الله تعالی‌علیه» و قائد شهید عظیم ما گشود، به جای آن‌که مانند بعضی‌ها با همه درگیر می‌شوند به جز با دشمنان خدا. به هر حال قصۀ بی‌معنایی را باید در همین جاها جستجو کرد وقتی به نحوی دشمنان خدا فراموش شوند و جنگ و جهاد با دشمنان خدا به حاشیه رود. حال جنگ نظامی باشد و یا جنگ فرهنگی، خدا می‌داند اگر در کنار همدیگر در این مبارزه قرار بگیریم، آنچنان در یگانگی نسبت به همدیگر حاضر می‌شویم که شهید آوینیِ عزیز به آستین خالی حاج حسین خرازی عزیز دل می‌بست تا همۀ زندگی را بیابد. اگر جناب ملک‌الشعرای بهار فرمود: «زندگی جنگ است جانا بهر جنگ آماده شو /  نیست هنگام تامل بی‌درنگ آماده شو» منظور آن است که هیچ لحظه از زندگی بدون جهاد نباشد؛ یا جهاد با نفس و یا جهاد با خصم. و عجیب است که این دو در مولای‌مان جمع شد تا او را مولای متقیان نامیدند. موفق باشید            

41947
متن پرسش

سلام علیکم ما و قانون اساسی... شاید علی الاصول ، تحققِ اصلِ مهمِ "وَ قاتَلوهُم حَتی' لَا تکونَ فِتنَه" از طریق ادامه دادن مقاومت و تاب آوری تا ایام انتخابات کنگره و رساندن ترامپ به عاقبت کارتر و سرنگونی او ، راه درست‌تری بود اما لشکر اسلام با چه کنم چه کنم ها و نداریم نداریم های رئیس دولت و الیگارش منفعت در غرب طلب ، از کنار خیمه های معاویه برگشت و پا از گلوی آن بدن نیمه جان شده آمریکا برداشت تا مجددا نفت به زیر ۷۰ دلار و معیشت مردم آمریکا به دوران قبل از جنگ بازگردد ... پر واضح است که دشمن مانند جنگ ۱۲ روزه ، رفت تا با چاره اندیشی برای خلأها و باگ های این جنگ ، بعد از گذران مسائل سیاسی داخلی‌ بازگردد . شاید علی الاصول امروز که در جنگ بوده و نصف راه را رفته بودیم تحمل سختی ها تا رسیدن به ریشه کنی فتنه ، راحت تر از چند ماه بعدی بود که دشمن تجدید قوا کرده و برای تنگه و مانند آن چاره ای جُسته سراغ‌مان می آمد ، اما هر چه ولی جامعه از خطر اشتباه محاسباتی مسئولان فرمود افاقه نکرد. با پیام بی سابقه و منحصر به فرد رهبری معروف به "علی الاصول" ، خیلی از مسائل و مبانی قانونی کشور مورد تأمل و بعضا محل مناقشه قرار گرفته است. ابتدا باید بیان کنم که صدور این پیام هوشمندانه ، خطر خدشه وارد کردن به ولایت فقیه را دور کرد ، زیرا اگر این اختلاف نظر بعدها و پس از ضرر و زیان کشور علنی می‌شد این اشکال به کارآیی ولایت فقیه پیش می‌آمد که چگونه می شود چه بی حمایت قاطبه جامعه ( رک و راست بگویم کما در زمان رهبری شهید و برجام و وجود عوام فریبی مانند روحانی) و چه با حمایت قاطبه جامعه مبعوث شده کما زماننا هذا ، خلاف نظر رهبری انجام شود. اما این پیام صریح نشان داد در صیانت از حقوق جامعه برخواسته ای که ۱۰۰ شب است از رهبرشان سعادت و هدایت را مطالبه می‌کنند هیچ مسامحه ای راه ندارد. اما از موارد قابل تأمل آنکه همه ما معتقدیم ولی فقیه خاصتا بعد از انتصاب به رهبری جامعه ، مورد برخی عنایات و تفضلات خاصه الهی قرار میگیرند ، اما چگونه می‌شود وقتی ولی جامعه به همراه ملت ، اتفاقا باهم ، منفعت مملکت را کشف کنند قانون اساسی به چند نفر در شواریی به نام عالی امنیت ملی اجازه دهد جلوی آن کشف را بگیرند و احیانا باعث ضرر سنگین و جبران ناپذیر به جامعه شوند. جایگاه آن الهام و کشف چه می شود ؟! آیا قانون اساسی به واسطه ایجاد محدودیتی به نام شورا ، مانع از اجرای آن حکم الهی که به واسطه عنایات خاصه ربانی حاصل شده است نشده؟ عده ای گفته اند این نشان از دموکراسی است چون اینان مستقیم و غیرمستقیم نمایندگان ملت هستند! اما وقتی خود ملت رأسا پشت امام جامعه آمده و به کشفی رسیده اند و می خواهند آن را جاری کنند ، دیگر نمایندگان چه معنایی دارند؟! قابل تأمل دیگر ؛ اینکه قانون اساسی ریاست این شورا را به رئیس‌ جمهورانی می‌دهد که معمولا به علت تحصیلات آکادمیک از فهم واقعی امنیت به دور هستند علی‌الخصوص این فرد که الفبای آن را هم نمی داند و اتفاقا مدام بر علیه امنیت ملی سخن می‌گوید ، خود محل تامل است و با اینکه از ابتدای انقلاب تا کنون بارها از آن ضربه خورده ایم اما در صدد اصلاح آن بر نیامده ایم‌. آیا احساس نمی‌شود ظرائفی از دید قانون اساسی پنهان مانده است ؟...

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! بحث در این مورد بسی مفصل است و در عین اعتماد به عزیزانی که همه و همه دغدغۀ ایرانِ اسلامی و حضور ذیل شخصیت آن رهبر شهید را در خود زنده نگه داشته‌‌اند و بنا دارند با قاطعیت تمام به عنوان ایرانِ ابرقدرت در مقابل متجاوزین کوتاه نیایند، آری! در عین اعتماد به آن‌ها بالاخره طبیعی است که به هر دلیلی ضعف‌ها و یا اشتباهاتی دارند. مهم آن است که با همان مبانی و اصولی که انقلاب اسلامی و رهبرِ الهی آن مدّ نظرها می‌آورند، جایگاه افراد و افکار را با همان طمأنینه بررسی نماییم. در آن صورت است که اولاً: از سایۀ خیمه‌گاه اصیل انقلاب فاصله نمی‌گیریم و با حکمت علوی از افراط و تفریط‌ها مصون می‌مانیم. ثانیاً: مواظب هستیم برای آبادکردن دهی، شهری را ویران نکنیم. و این در صورتی است که با وسعت حضور جهانی تمدن نوین اسلامی در نزد خود و در نزد دیگران حاضر باشیم. در این‌جا با این حضور است که می‌توانیم سخنان حکیمانه و روش حضرت آیت الله سید مجتبی خامنه‌ای را درک کنیم. به همان معنایی که در جواب سؤال کاربر شمارۀ 41946 عرایضی شد. و باید از خود بپرسیم ما چه نسبتی باید با سخنان و روش حکیمانۀ رهبرمان داشته باشیم که نه اندیشیدن را در این رابطه ترک کنیم و نه از اشارات شخصیت ایشان فاصله بگیریم. موفق باشید  https://eitaa.com/arshiv3133/186

41946
متن پرسش

سلام استاد گرامی این متن رو چگونه ارزیابی میکنید؟ ۱. از اعتماد اولیه تا طرح پرسش‌ها از زمان آغاز جنگ دوازده‌روزه تا همین چند روز پیش، گزارش‌ها و تحلیل‌های آقای مهدی محمدی را با حسن‌ظن دنبال می‌کردم. ایشان که در جایگاه مشاور ویژه آقای قالیباف فعالیت می‌کنند، همراه با ایشان در مواضع رسمی پیش از آتش‌بس و تفاهم، بارها تأکید داشتند که شیوه نبرد باید به گونه‌ای باشد که کشور در چرخه «مذاکره ـ جنگ ـ مذاکره ـ جنگ» گرفتار نشود و اعلام می‌کردند تا تحقق بازدارندگی کامل، مسیر نبرد ادامه خواهد یافت. ۲. تغییر روایت پس از تفاهم با این حال، در روزهای اخیر و در شرایطی که بسیاری از دستاوردهای ادعایی این تفاهم بیش از پیش رنگ سراب به خود گرفته است، روایت دیگری مطرح می‌شود. اکنون گفته می‌شود که «از ابتدا می‌دانستیم در آینده دوباره جنگی رخ خواهد داد و این تفاهم صرفاً فرصتی برای خرید زمان و آمادگی بیشتر بوده است.» ۳. مواجهه با نقد و برچسب‌زنی سیاسی در کنار این تغییر روایت، هر صدای انتقادی نیز به سرعت با برچسب اغراض سیاسی و جناحی کنار گذاشته می‌شود. چنین رویکردی، که در آن روایت‌ها تغییر می‌کنند و نقد نیز به حساب خصومت‌های سیاسی گذاشته می‌شود، برای افکار عمومی قابل پذیرش نیست و پرسش‌های جدی درباره صداقت و انسجام مواضع ایجاد می‌کند. ۴. ضرورت پاسخ‌گویی در برابر افکار عمومی مذاکره‌کنندگان به رهبری معظم تعهد داده‌اند و طبیعی است که در برابر وعده‌ها، تحلیل‌ها و تصویرهایی که از آینده ارائه کرده‌اند، در برابر ملت پاسخ‌گو باشند. اعتماد عمومی سرمایه‌ای است که با وعده‌های اغراق‌آمیز و تصویرسازی‌های غیرواقعی آسیب می‌بیند. ۵. مسئولیت پیامدهای آینده اگر در آینده شکاف و بی‌اعتمادی در جامعه شکل گیرد، مسئولیت آن پیش از هر چیز بر عهده کسانی خواهد بود که با وعده‌های بزرگ و روایت‌های خوش‌بینانه، افکار عمومی را به مسیری هدایت کردند که با واقعیت فاصله داشت. چنان‌که گفته‌اند: «سخن را با سخنِ پیشین درآمیختند که از عقل و از تدبیر، برنگشتند» 

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مهم آن است که با نظر به حضوری که به لطف الهی در نسبت با جهانی‌شدن ایرانِ اسلامی پیش آمده، جای و جایگاه هر سخن و هر فعالیت و هرکس را مدّ نظر قرار دهیم تا به جای مطلق‌نگری که بیشتر روحیۀ منطق ارسطویی می‌باشد، با فهمِ تاریخی و نظر به «اصالت وجود» در فهم همدیگر حاضر شویم. امری که متفکرانی همچون هایدگر متوجۀ ارزش آن شدند و به دلایل زیادی که در کتاب «هستی زمان» مطرح فرمودند، ما را متذکر تاریخ عبور از سیطرۀ منطق ارسطویی کردند با متذکرشدن به «وجود» و «انسان». در آن صورت است که می‌توانیم کنار همدیگر، همدیگر را «فهم» کنیم و از تاریخِ قرون وسطایی که تاریخ همه یا هیچ است که منجر به دوقطبی‌شدن خواهد شد؛ عبور کنیم و به حضور تمدنیِ خود بیندیشیم که در آن صورت در جهانِ همدیگر حاضر می‌شویم به جای این‌که جهانِ خود را مطلق کنیم و هر آن‌کس که در جهان ما حاضر نیست را، نفی نماییم. آیا این به همان معنا، همان تحجّری نیست که حضرت روح الله«رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» با تأکید بر «اتحاد» خواستند ما را از آن عبور دهند؟ موفق باشید                

41944
متن پرسش

سلام استاد جان: امشب مدیر یه مجموعه خیریه که خصوصی هست و همش با پول مردم میچرخه صحبت کردم گفتم علاوه بر فقر مالی، مردم فقر فرهنگی هم دارند. پیشنهاد دادم ماهی یکبار سالی یکبار به این خیرها بگو یه کتاب هم به خانواده ها اهدا کنید اگر کسی تلنگر بخوره دنیا و آخرت خودت و خانوادت و خیرها آباد میشه. حالا سوالم اینه چه کتابی باشه که همه فهم باشه و راه و رسم زندگی الهی را آموزش بده؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: کتاب‌های استاد صفائی حائری مانند کتاب «نامه‌های بلوغ» و کتاب «مسئولیت و سازندگی» ان شاءالله مؤثر خواهد بود. موفق باشید

41940
متن پرسش

سلام استاد: استاد به خدا دلم می‌سوزه برای جایگاه شما که داره به آقای مهدی محمدی گره می‌خوره استاد جان، تو را به خدا بفرمایید فایل‌های ایشون را در کانالتون نگذارن. آخه کدوم یک از بزرگان فکری جبهه انقلاب اینگونه عمل می‌کنن؟ استاد، آقای محمدی در این مدت هم تحلیلهای اشتباه داشته (که البته از هر تحلیلگری تا حدی طبیعیه ولی نه در قضایای ساده اون هم از ایشون که بیش از بقیه به اخبار دسترسی داره) و بدتر از اون اخبار اشتباه به مردم گفته مثل قضیه لبنان، هماهنگی همه چیز با رهبری و.... و بدتر تر از اون اینکه گوشه کنایه به مخالفینش می‌زنه و بدتر تر تر اینکه حرفهای قبل خودش رو نقض می‌کنه https://eitaa.com/hamidkasiri_ir/13110 و بدتر تر تر تر اینکه برداشتهای اشتباه داره مثل اینکه به نامه رهبری تمسک می‌کنه و میگه رهبری صریحا! اجازه مذاکرات زوریخ را دادند. استاد الان یه فاصله ای بین ایشون و تحلیلگران انقلابی افتاده و با دفاع شما از ایشون، شما هم در فضای ایشون تعریف می‌شید نه اینکه ایشون از شما آبرو بیابد اصلا استاد، آقای محمدی خوب، عالی، هلو، ماه، گل، تحلیلگر، همه چی تمام ولی شان شما کجا و اینکه فقط و فقط از ایشون دفاع کنید و به مخالفین دلسوز اعتنا نکنید کجا. به بقیه بگید «دیگری» را نیز بشنوید و خودتون به هیچ «دیگری» ای اعتنا نکنید. استاد نمی‌گم حرفهاش رو قبول نکنید ها (اون رو هر کسی خودش جمع بندی می‌کنه) بلکه فقط می‌گم خواهشا بفرمایید توی کانال نگذارن و خودتون رو در سمت ایشون تعریف نکنید. استاد به خدا دلمون می‌سوزه هر چند دیر شده و نه شما این نصح مشفقانه را می‌پذیرید و نه اتفاق خاصی میفته بیشتر درد دل بود ببخشید وقتتون رو گرفتم.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خدا را شکر از این نوع دلسوزی‌ها. همان طور که متوجه شده‌اید ما بحمدالله به عنوان یک تمدن، در حال طلوع در این تاریخ هستیم و همچنان‌که در مباحث https://eitaa.com/bartarin_hozoor عرض می‌شود شرط تحقق تمدن، فهمِ «دیگری» می‌باشد و این‌جا است که به نظر بنده آقای مهدی محمدی به عنوان کسی که به جهت موقعیت و شخصیتش توان تذکر دارد، نکاتی را مطرح می‌کنند تا میدان تفکر باشد و این غیر از مرید و مرادبازی است. موفق باشید

41939
متن پرسش

بسم الله الرحمن الرحیم. سلام بر استاد طاهرزاده عزیز: سایه حضرتعالی مستدام. عزاداری هایتان قبول. امیدوارم که در صحت و سلامت باشید. در آموزه‌های حضرتعالی یاد گرفته‌ام آنچه در عوالم ملک و ملکوت جاری می‌باشد، تجلی اسماء و صفات الهی است. با ظهور اسم رب همه مخلوقات مطابق با علم و طرح خداوندِ رحمان و رحیم، تدبیر و تربیت می‌شوند. آیا درست فهمیده‌ام که در این بخش از تاریخ نیز کلیه عوامل، اتفاقات و رویدادها در تعامل اند تا ما انسان‌ها در سراسر گیتی نیز برای ظهور امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف تربیت و آماده شویم؟ تا اینجا که حتی خطای محاسباتی مسئولین، مدیران و خواص هم جزء عوامل موثر در رشد و تکامل امت اسلامی قرار می‌گیرد. یعنی کسب آمادگی جهت ایستادگی به پای خلیفه إلهی نیاز به بصیرتی دارد که جریانات سیاسی در این ایام از لوازم آن است.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: دقیقاً همین‌طور است که همه چیز با تدبیر الهی جلو می‌رود تا بشریت به بلوغ درک انسان کامل برسد و جبهۀ باطل، میدان ادامۀ خود را از دست بدهد. آری! اگر با نگاه تاریخی، صحنه‌ها را بنگریم حضور ربوبیت حضرت ربّ را در همۀ صحنه‌ها می‌یابیم. موفق باشید

41938
متن پرسش

سلام علیکم و رحمه الله: به نظر می رسد همزیستی و هم فهمی و هم گامی با دگر اندیشان که توصیه شما هست جهت حرکت در مسیر نگاه تمدنی، در بعضی موارد موضوعیت ندارد، مثلا شاید در موضوع پوشش بانوان صادق باشد ولی در موضوع جنگ و صلح و مذاکره و مقاومت موضوعیت ندارد، چرا که در این بین هستند طیفی که اساسا مخالف و متضاد همین دیدگاه تمدنی هستند و ذیل دیدگاه استکبار پذیری تعریف می شوند، در اینجا بحث سر پذیرش دیگرانی است که در باور به سنت‌های الهی می لنگند، و از همین رو در برابر رهبر و مردمی که با اتکا و ایمان به این سنت‌ها معتقد به مقاومت هستند ظاهر می شوند، در اینجا و در این زمان بعثت مردم که منجر به صراحت کم نظیر رهبری هم شده است باید اینان را از سر راه تحقق اهداف عالیه الهی تمدنی برداشت.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این مطلب که می‌فرمایید نکتۀ مهمی می‌باشد ولی مهم، سبک ما در نسبت به آینده پیشِ رو است به همان صورتی که رهبر شهید نسبت به آقای هاشمی عمل کردند که بدون درگیری، توجهات را به آیندۀ تاریخی انداختند آن هم با سبکی خاص. و اگر متوجۀ حضور تمدنی خود در جمع «سیاست» و «دیانت» باشیم مطمئناً خیلی خوب از این معضلات عبور می‌کنیم و وعدۀ الهی هرچه زودتر محقق می‌شود. موفق باشید

41936
متن پرسش

عرض سلام و رحمت خدمت استاد طاهرزاده عزیزم: آیا نظر به اینکه اطاعت از ولی فقیه جامعه، امتداد اطاعت از رسول الله است، آیا بهتر نیست که مسئولین برگردند بر همان نظر علی الاصول حضرت آقا؟ البته در حال حاضر بر وظیفه خود مبنی بر حفظ اتحاد و پرهیز از نزاع، دقت به اینکه با این پیام دست تیم مذاکره کننده برای چانه زنی بیشتر پر شد، پرهیز از توهین به مسئولین،... را مد نظر قرار داریم.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید که خود رهبر معظم انقلاب اجازه داده‌اند حال که مسئولان امر چنین تصوری دارند که به نظر خود آنگونه جلو بروند؛ شعام نظر دهد و عملاً نمی‌توانیم این راه را راهی مقابل با نگاه رهبر بدانیم به اعتبار آن‌که ایشان با نظر به محذورات مسئولان امور، این راه را پیش آورده‌اند و این نشانۀ بصیرت ایشان است نسبت به شرایطی که فعلاً در آن قرار داریم. موفق باشید  https://eitaa.com/arshiv3133/180

41935
متن پرسش

«أَلسَّلامُ عَلَى الْبَدَنِ السَّلیبِ» سلام استاد بزرگوار: مژده بده، مژده بده! با مطالعه این مطلب https://eitaa.com/arshiv3133/177 قلبم اشاره آیه شریفه «وَالْعَاقِبَةُ لِلْمُتَّقِينَ» را دریافت کرد😍. عاقبة اگر به معنای آینده باشد، آینده‌ی درخشان انقلاب اسلامی در رخدادهایی مثل رخداد شهادت رهبر شهید انقلاب «هم اکنون» به سوی متقین می تابد (لِلْمُتَّقِينَ) تا راه را روشن کند. استاد ببخشید که زبان فاخری ندارم که اشارات اجمالی حضرتعالی را پر و بال بدهم و به پرواز در بیارم. همین چند کلمه را از ما قبول کنید به همان معنای «همچو موری اندر این خرمن خوشم»

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور است حقیقتاً با عبور از دوقطبی‌گری که متأسفانه بعضاً رفقای عزیز گرفتار آن شده‌اند از آیندۀ بسیار قدسی و متعالی و تمدنی، محروم می‌شویم که همان محرومیت از نهایت و عاقبتی است که خداوند برای متقین تقدیر فرموده است. موفق باشید

41934
متن پرسش

سلام: سوالی در مورد علائم ظهور حضرت مهدی علیه السلام داشتم. این حدیث در کتاب نوائب الدهور: بسم الله الرحمن الرحیم. کتاب نوائب الدهور فی علائم ظهور. جلد یک. حدیث سی و ششم. صفحه یکصد و هفتاد و دو: چون فرود آید عیسی بن مریم و کشته شود دجال بهره می برید زنده می مانید شبی را که طلوع می کند آفتاب از مغرب خود و تا اینکه بهره ببری بعد از خروج دجال چهل سال که نمی میرد احدی و بیمار نمی شود و می گوید مرد به گوسفندها و حیواناتش که بروید چرا کنید در چنین مکان و چنان مکان و در چنین ساعت و چنان ساعت بیایید و دیده می شود حیوانات در میان دو زراعت می روند و از آن خوشه ای نمی خورند و با سم های خود شاخه چوبی را نمی شکنند و مارها و عقرب ها ظاهر می شوند و احدی را اذیت نمی کنند و درندگان درب خانه ها می آیند و خوردنی می خواهند و به احدی آزار نمی رسانند و مرد یک صاع یا یک مد خوردنی گندم یا جو یا حبوبات را می گیرد و می افشاند در زمین بدون آنکه آن را شخم و شیار کند و رنج ببرد پس دخل می آورد هر دانه ای یا مدی هفتصد دانه یا هفتصد مد. سوال اینکه این حدیث مربوط به قبل از ظهور است و اینکه چهل سال کسی نمی میرد و مریض نمی شود به چه معنی است؟ آیا احتمال دارد ناظر به مسئله رجعت باشد؟ تشکر

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! این روایات عزیزالقدر مربوط به زمانی است که با حاکمیت انسان کامل، حق و حقیقت در همۀ جوانب جامعه حاکم می‌شود و طبیعت نیز به عالی‌ترین شکل استعدادهای خود را ظاهر می‌کند. مانند آنچه در شخصیت رهبر شهید ملاحظه کردید. موفق باشید

41933
متن پرسش

من فیلم سخنرانی آقای حداد عادل رو دیدم. صحبتاشون خیلی خوب بود ولی تو یه بخشش یه نکته دارم. ایشون میگن قضیه گندم رو ترامپ گفته واسه مصرف داخلی خودشون، ما که قرار نیست بریم بگیریم ولی خب ماجرا جایی نگران کننده میشه که فقط ترامپ این حرف رو نمیزنه و رئیس بانک مرکزی خودمون هم میگه اگر قیمتش و کیفیتش خوب باشه خب می‌خریم! اینجا نباید نگران شد که مسئولین دارن چیکار میکنن؟ ترامپ لعنتی اصرار داشت که تفاهم نامه یکشنبه (روز تولد نحسش) امضا میشه و دقیقا همون روز یکشنبه امضا شد تو آتش بس اول مگه پیش شرط آغاز مذاکره رو نگفتیم آزاد شدن بخشی از پولهای بلوکه شده و توقف کامل جنگ در لبنان هیچ کدوم از دو پیش شرط انجام نشد و مسئولین عزیز باز هم رفتند پای مذاکره و... موارد دیگه که دیگه نام نمی‌برم. پس مردم با سابقه‌ای که از مذاکره کنندگان تو برجام دیدن حق دارن نگران باشن. البته با توهین کردن و خائن نامیدن و مرگ بر گفتن به مسئولین کاری از پیش نمیره و حفظ وحدت خیلی مهمه ولی چاره‌ای باید کرد. زمان اکنون با دوره برجام و گذشته خیلی فرق میکنه اون موقع جنگ نشده بود رهبرمون رو شهید نکرده بودن که البته همون موقع هم نباید باج می‌دادیم الان که دیگه هیچ. ولی خب رفتار مسئولین اینطور نیست متاسفانه.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ملاحظه فرمودید که بعداً معلوم شد آن سخن آقای همتی از خود ایشان بوده با روحیه‌ای که متأسفانه دارند. و همان‌طور که ملاحظه کرده‌اید به لطف خدا ما در جای دیگری از تاریخ خود در میدان مقابله با استکبار ایستاده‌ایم. و از این جهت اگر هم عده‌ای در میدان مذاکره وارد شده‌اند، برای حضور بیشتر؛ در میدان مقابله با استکبار وارد شده‌اند و از این جهت ما ادامه می‌یابیم چه آن مفاد مذاکره را آمریکا قبول کند و چه نکند. در هر صورت شما هستید که دارید تاریخ دیگری را می‌سازید. موفق باشید

41932
متن پرسش

سلام استاد: در قرآن آمده که وقتی عده ای گفتند «وَإِذْ قَالُوا اللَّهُمَّ إِنْ كَانَ هَٰذَا هُوَ الْحَقَّ مِنْ عِنْدِكَ فَأَمْطِرْ عَلَيْنَا حِجَارَةً مِنَ السَّمَاءِ أَوِ ائْتِنَا بِعَذَابٍ أَلِيمٍ» در آیه بعدش خداوند می فرماید: «وَمَا كَانَ اللَّهُ لِيُعَذِّبَهُمْ وَأَنْتَ فِيهِمْ ۚ وَمَا كَانَ اللَّهُ مُعَذِّبَهُمْ» اکنون سوالم این است که در قضیه: «سَأَلَ سَائِلٌ بِعَذَابٍ وَاقِعٍ» چرا علیرغم حضور رسول خدا (صلوة الله علیه) عذاب بر اون شخص نازل شد؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌آید تا حضور توحیدی رسول خدا «صلوات‌الله‌علیه‌وآله» و یا انسان‌های موحدِ تاریخ‌ساز در میان باشند، عذابی برای اضمحلال آن جامعه پیش نیاید. و این غیر از آن است که یک نفر بخواهد با ادعای خود نفیِ حقیقت بکند و معلوم است که با او برخورد می‌شود. موفق باشید 

41931
متن پرسش

سلام استاد: خانه دار و دیپلمه هستم و از بیاناتتون استفاده زیاد دارم، گرچه مطالب برام سنگینه. نگاه جدید شما خیلی بنده رو تو فکر میبره ولی همزمان که از تمام متدینین با تکیه بر جمله ی علی الاصولِ رهبری، پیام نه به مذاکرات دریافت می‌کنم و استدلالهاشون رو هم می‌شنوم تنم به لرزه درمیاد که نکنه اشتباه و بخاطر هوای نفسم تو موضع موافقت با مذاکرات ایستادم (اونهم با تکیه بر پیامهای سرداران سپاه مون و پیامهای شیخ نعیم و ارتباط این پیامها با پیامهای رهبری و با تکیه بر استدلالهای شما و دیگر دوستان) اشک های این دهه ی محرم من بیشتر بخاطر احساس بدبختیم بود که خدایا من کجا وایسادم، نکنه عاقبت به شر بشم!!!! و با خودم مدام می‌گفتم و میگم مگه میشه این همه آدم متدین و مادحین و منبری های سرشناس و خداشناس دارن میگن نه به مذاکره و... و میگن تیم مذاکره کننده ی ما این‌همه نقض از دشمن دیدن ولی همچنان دارن یطرفه تعهدات رو عمل میکنن و خون امام شهیدمون رو دارن با گندم و ذرت عوض میکنن و.... و بیشتر ترسم هم اینجاست که مدام همه چیز رو از تمام زوایا به عاشورا ربط میدن و با اینکاره مهر تایید محکمی به حرفهاشون میزنن امیدوارم حال بنده و امثال بنده رو درک کنید و با توضیحات جامع تون ما رو از سردرگمی دربیارید. حالا اینکه از قول امام خمینی (ره) می فرمایید دنیا عوض شده است، و از طرفی از تیم مذاکره کننده دفاع می‌کنید این یعنی تیم مذاکره کننده ما و شخصی مثل آقای پزشکیان و آقای همتی و آقایان قالیباف و عراقچی دارن با مبانی امام خمینی (ره) حرکت می‌کنند و تا این حد بصیر و فهمیم هستند؟ یا اینکه این اشخاص فقط طبق وظیفه ی دیپلماسی مذاکره می‌کنند، ولی نظارت رهبری و عمل سرداران سپاه و هماهنگی ای که سردار موسوی بین خود و میدان دیپلماسی اعلام کردند هست که داره طبق مبانی امام خمینی (ره) و امام شهیدمون پیش میره؟ ممنون که تشنگی بنده و امثال بنده رو برای باز کردن کامل این موضوع درک می‌کنید و ممنون که جملات و مطالب رو قابل فهم، برامون بیان می‌کنید🙏🏻

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خدا را شکر که بانوان خانه‌دار ما تا این اندازه متفکرانه در تاریخ خود حاضرند و دغدغه‌هایی این‌چنین زیبا دارند. عنایت دارید که همۀ عرض بنده آن است که چرا یاران انقلاب همدیگر را نمی‌فهمند! و در این راستا است که عرض می‌شود چرا تیم مذاکره‌کننده را به جای انتقاد، نفی می‌کنیم. و از این جهت بنده نخواستم از تیم مذاکره‌کننده دفاع کنم، عرض بنده آن است که آنان را به عنوان فرزندان انقلاب درک کنیم، حال یا موفق می‌شوند و یا نه. زیرا ما بالاتر از آن هستیم که حضور تاریخی خود را محدود به این نوع مذاکره‌ها بکنیم و بنده از سخنان رهبر عزیز همین نکته را می‌فهمم. امید است که با درک همدیگر و تقوایی که مقصد نزول وحی الهی است، خود را جلو و جلوتر ببریم. موفق باشید

نمایش چاپی