بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
30328
متن پرسش
سلام خدمت استاد سوالی داشتم: بنده به تازگی از سفر مشهد به اصفهان برگشته ام. می خواستم بدونم که باید چه کار بکنم که این ارتباط امام رضایی که بین من و امام رضا برایم به وجود آمده به مرور زمان خاکستری نشود و همیشه گوهر وجود امام رضا برایم پررنگ باشد؟
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: امام معصوم «علیه‌السلام» مظهر کامل دیانت هستند. هر اندازه با تعمیق و تعمق در معارف الهی به دیانت پرداخته شود، نسبت انسان با امام معصوم شدیدتر می‌گردد. پیشنهاد می‌شود مباحث مربوط به کتاب «مبانی نظری و عملی حبّ اهل البیت» را دنبال بفرمایید. موفق باشید

30327
متن پرسش
سلام به استاد گرامی: حتماً در جریان هستید که عده‌ای در شهر اصفهان در روز ۲۲ بهمن شعار توهین آمیز بر علیه رئیس جمهور دادند. با این‌که بنده به شدت نسبت به اعمال و افکار آقای روحانی ناراحت هستم ولی فکر می‌ کنم این کار خوبی نبود. ولی بعضی از دوستانی که طرفداری از انقلاب و رهبری می کنند به صورتی آن کار را یا تأیید می کنند و یا رد نمی کنند. نظر جنابعالی در این مورد چیست؟
متن پاسخ


باسمه تعالی: سلام علیکم: همه‌ی ما دیدیم و شنیدیم که اخیراً رهبر معظم انقلاب در آبان‌ماه انتقاد را غیر از هتک حرمت دانستند و افزودند: «هتک حرمت در میان مردم حرام است و نسبت به مسئولان بیشتر، بخصوص در میان مسئولان بالای کشور.»  و در آن صحنه این افراد مستقیماً خواسته یا ناخواسته مقابله‌ی مستقیم با رهبر انقلاب کرده‌اند و کار تا آن‌جا ظالمانه است که دشمنان انقلاب از یک طرف خوشحال شدند که چگونه سخنان رهبر انقلاب حتی در بین طرفداران‌شان نافذ نیست و به خوبی با نفوذ در جمع مدعیان طرفدار رهبری می‌توان برنامه‌ای علیه رهبری شکل داد. و از طرف دیگر بسیاری از مردم ایران نسبت به جبهه‌ای که این افراد، خود را به آن جبهه منتسب می‌کنند، بدبین می‌شوند و اگر باز دوباره ما در انتخاب آینده شکست خوردیم، ریشه‌اش را باید در چنین تندروی‌های سیاهی دانست که به اسم نیروهای انقلاب، بهانه‌ای این‌چنین خطرناک به دست رسانه‌های بیگانه می‌دهند. حقیقتاً هرچه تا حال ضربه خورده‌ایم، از دشمنان بیرونی نبوده، از ظلمی است که این افراد نادان بر سر ما می‌آورند. حرکات این‌ها را مقایسه کنید با سعه‌ی صدر رهبر معظم انقلاب «حفظه‌الله‌تعالی» که موجب دلگرمی و امیدواریِ بسیاری از مردم حتی مردم عادی شده است. آیا مردم نباید نگران باشند که آینده انقلاب ممکن است به دست این افراد بیفتد؟!! باز به یاد سخن سردار جان‌ها افتادم که فرمود: «رهبر انقلاب مظلوم است». آری! بین کسانی مظلوم است که مدعی طرفداری از آن مرد الهی هستند و باز مظلوم است نزد کسانی که این کار را در راستای دفاع از سخن مقام معظم رهبری تقبیح می‌کردند و نکردند. مگر رهبر معظم انقلاب نفرمودند: «باید حرمت رؤسای سه قوه و مسئولان کشور که در عرصه خدمت رسانی به مردم هستند، حفظ شود.» یا این افراد، کاری به آنچه رهبر معظم فرموده‌اند ندارند و اساساً سخن ایشان را دنبال نمی‌کنند و نسبت به سخن رهبر انقلاب جاهلند، که چرا خود را به ایشان نسبت می‌دهند. و اگر می‌دانستند رهبر انقلاب چنین امری فرموده‌اند، باید پرسید پس چرا امر ایشان را زیر پا گذاشتند؟ آیا شایسته نیست که قلب انسان نسبت به کار این افراد جریحه‌دار شود؟! از آن جهت که این کار، مقابله‌ی مستقیم با اصل و مبنای نظام است؟ موفق باشید   

30326
متن پرسش
سلام: نظر شما در مورد این شرح از غزل حافظ چیست؟ اهل عرفان مانند مرحوم حاج اسماعیل دولابی و آیت الله یعقوبی قائنی در شرح این بیت حافظ که «نگویمت که همه ساله می پرستی کن / سه ماه می خور و نه ماه پارسا می‌باش» می گویند: منظور رجب و شعبان و رمضان است. در نظر اولیه، این سخن حافظ در همین غزل که «منتظر رحمت می باش» با توصیفات مکرر از این سه ماه که گفته می شود مملو از رحمت و غفران الهی هستند سازگار است. اما باید شواهد بیشتری برای این تأویل عرفانی یافت. معنای اولیه این بیت این است که سه ماه می بخور و بقیه سال از می پرهیز کن و بیش از این زیاده روی نکن. اما اگر پارسایی را نزد حافظ بهتر درک کنیم باید گفت معنای کامل این است که سه ماه می بخور و بقیه سال اثرات این می پرستی را از باطن به ظاهر بیاور. منظور از پارسایی در اینجا زهد ریایی نیست که در تقابل با رندی است بلکه وقتی حافظ در پایان این غزل می گوید: «معاشر رندان پارسا می‌باش» منظورش پارسایی است که با رندی سازگار است بلکه از «عشق و می» ناشی می شود. در طریقت حافظ شریعت و مقام ظاهر دو معنا دارد یکی در تقابل با طریقت است و دیگری ادامه و وامدار طریقت است. یکی زهد است و دیگری پارسایی. پارسایی باید طوری تعریف شود که با رندی سازگار باشد و آن ظهور و بروز آن جلوه از رند است که ظاهر را نگه می دارد و از طریقت به شریعت می رسد. معمولاً شارحان مراقبات رجبیه به مقایسه این سه ماه با هم می پردازند ولی حافظ و عرفایی دیگر، علاوه بر این مقایسه، به مقایسه این سه ماه با بقیه سال توجه می کنند. اگر یک سال را به چهار سفر سه ماهه تقسیم کنیم یک سفر سه ماهه از آن «می پرستی» است و می توان اسفار اربعه را در سال تعریف کرد و نگذاشت که همه سال فقط در سفر اول صرف شود. بلکه عرفان کامل آن است که سالک فقط در مقام مستی نماند و دوباره به پارسایی برگردد. این همان مقام رندان پارساست.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نکات خوبی است. بنده هم در عرایض خود نسبت به سه ماه مذکور همین مطلب از آن غزل را شاهد آوردم. آری! «سه ماه میّ خور و نُه ماه پارسایی کن». موفق باشید

30325
متن پرسش
سلام خسته نباشید برام سوال پیش اومده بود که چرا در ماه رجب در ذکر استغفار، ربی ندارد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد عرایضی در کتاب «ماه رجب، ماه یگانه‌شدن با خدا» شده است. خوب است به آن کتاب که روی سایت هست، رجوع فرمایید. موفق باشید

30324
متن پرسش
با سلام: ببخشید استاد عزیز بنده اشخاص زیادی را می شناسم که در انجام سلوک فردی بسیار کوشا هستند و به مقاماتی رسیده اند اما هیچ کاری با انقلاب و شرایط روز ندارند مگر این سلوک فردی نباید انسان را به سلوک اجتماعی برساند و اگر اینگونه است چرا این افراد که عموما محرمات الهی و انجام واجبات و مستحبات را به جا می اورند به همچین سلوکی که شما در این تاریخ با انقلاب اسلامی می فرمایید نمی‌رسند مشکل آن ها کجاست و آیا این که این افراد به چنین جایی نمی‌رسند ضعفی برای آنان است چون آنان به واقع فکر می کنند به تمام دین دست پیدا کرده اند. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: سلوک فردی به تنهایی یک امر فکری است و البته در جای خود مفید می‌باشد. ولی سلوکی که در بستر تاریخی باشد که با انقلاب اسلامی شکل گرفته، سلوک قلبی است و موجب شور ایمانی می‌شود و راه شهدا را در مقابل ما می‌گشاید.

با حضور انقلاب اسلامی در تاریخ، منابع هویت‌بخشیِ ما که در جهان مدرن در حال بیرنگ‌شدن و فراموشی بود، امکان بازخوانی یافت و توانستیم از آینده‌ی تیره و تاری که جهان مدرن گرفتار آن است، به آینده‌ای دیگر نظر اندازیم و آن‌چنان با به ظهورآمدن انسانیت توسط شهدا، روحی انسانی چشم‌ها را به خود جلب کرد که امیدواری به حقیقت دل‌ها را گرم نمود و این یعنی باز انسان می‌تواند در اندیشه‌های متعالی مأوا بگیرد و باز خداوند در جان‌ها حاضر شود و زندگی از سرگردانی و بی‌جهتی، جهت خود را پیدا کند. زیرا پس از سال‌ها روشن شد آن‌جا که معنا و حقیقت نباشد، آدمی نمی‌ماند. آدمی زیر سایه‌ی حقیقت مأوا می‌گیرد و از پوچیِ دنیای مدرن فاصله می‌گیرد تا گرفتار زندگی روزمرّه نگردد و به هر چیز تن ‌دهد. و از این جهت در این زمانه نیاز به سلوکی داریم در بستر انقلاب اسلامی. موفق باشید    

30323
متن پرسش
سلام خدمت استاد عزیز: استاد شما حدود ۸۳ سوره از سوره های قرآن رو شرح دادید (من صوت آنها را دارم). لطفا یک «سیر» از آنها را بفرمایید یعنی به ترتیب کدام را گوش کنم. همچنین حدود ۲۷ خطبه نهج البلاغه را هم شرح دادید. اگر سیر آنها را هم بدهید ممنون می‌شوم. البته می‌دانم که وقت شما را می‌گیرم ولی فکر می‌کنم اگر با سیر مد نظر خود شما پیش بروم بهتر نتیجه میگیرم. ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: باید روی آن فکر کرد. رفقا در مورد نهج‌البلاغه تا حدّی این کار را کرده‌اند. موفق باشید

30322
متن پرسش
سلام و خسته نباشید خدمت استاد طاهر زاده: چگونه می‌توانیم ارتباط مان را با اهل بیت قوی تر کنیم و بتوانیم با اهل بیت اَجین تر بشویم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد خوب است به کتاب «مبانی نظری و عملی حبّ اهل‌البیت» که روی سایت هست رجوع فرمایید. موفق باشید

30321
متن پرسش
سلام و خسته نباشید خدمت استاد بزرگوار: سوالی داشتم. می‌خواستم بدونم وظیفه ی ما جوانان در برابر انقلاب اسلامی و جامعه چیست؟ و چه کاری ما باید انجام بدهیم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد مطالعه‌ی جزوات «نقش فرآیندی انقلاب اسلامی در این تاریخ» http://lobolmizan.ir/leaflet/1690  و «انقلاب اسلامی و عصری جدید در گام دوم»

http://lobolmizan.ir/leaflet/1720 إن‌شاءالله افقی را در این مورد می‌گشاید.

موفق باشید.

30320
متن پرسش
با سلام: عرض احترام و ادب استاد عزیز و خدا قوتتان بدهد. اولا: در ماه رجب نوشته ای داشتید در مورد روزه روز دوشنبه و چهارشنبه و پنجشنبه. حالا آیا منظورتان دوشنبه ها و چهارشنبه ها و پنجشنبه های هر ماه یا در این سه ماه مي‌فرمایید؟ دوما: شنیدم از علمای اصفهان رهبرمان امسال روز عید نوروز به خاطر کرونا مشهد نرفتند. آیا ما هم می‌توانیم از پیروی ایشان نرویم یا ما با ایشان فرق می‌کنیم؟ به خاطر از جنبه های دیگر سوما: در مورد اخلاص یا نیت صدق مطلبی وارد ذهنم شد که در جمعی که نشسته ایم صبحانه می‌خوریم کسی تعارف می‌کند اما با اینکه میل داریم اما به خاطر آبرویمان که نگند چقدر مي‌خوریم یا به دلیل های دیگر آیا هنوز ضعف اخلاص یا صدق داریم؟ ممنون از زحمات شما که وقتتان را صرفمان می‌کنید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- در مورد روزه‌های ماه رجب، هر روز ار روزهای آن ثواب خاص خود را دارد. در این مورد نکات خوبی در مفاتیح هست ولی در مورد سایر ماه‌ها، بحث 5 شنبه اول و آخر ماه و چهارشنبه‌ی وسط ماه توصیه شده است 2- شاید رهبر معظم انقلاب به جهت ازدحامی که در سخنرانی ایشان در روز اول فروردین پیش می‌آمد، مشرّف به مشهد مقدس نشدند 3- فکر نمی‌کنم این موارد، مشکلی در اخلاص به‌وجود بیاورد. موفق باشید

30319
متن پرسش
با سلام و عرض ادب و احترام: از آنجایی که فعالیت در رشته های رزمی شرقی تا حدودی باعث رویارویی بنده با تفکر شرقی شده برای شناخت بهتر معارف و مکاتب شرقی در حوزه فلسفه، عرفان و تاریخ و مقایسه با معارف ناب اسلامی از کجا میتونم شروع کنم که به باورها و اعتقادات اسلامی ام آسیبی وارد نشه و بتونم جامعه شرقی رو به درستی بشناسم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد چندان حضور ذهن ندارم. آثار جناب ایزو تسو و یا اُپانیشادها و کتاب «آسیا در برابر غرب» آقای شایگان به نظر می‌آید خوب باشد. موفق باشید

30318
متن پرسش
سلام: از خداوند منان سلامتی و طول عمر با عزت را برای شما و خانواده محترم خواهانم. ببخشید معلم گرامی فلسفه یا حکمت. این چیه که در تمام ذکرهای ماه رجب یا شعبان یا رمضان یا حتی در مفتاتیح. بیشترین آیه ها حمد، توحید، کافرون، آیة‌الکرسی، فلق و ناس. و ذکر تسبحیات به اضافه لا حوله و لا قوة الله بالله. یعنی بیشتر از اینها گفته شده. تا بقیه سورها. حس می‌کنم انگار تمام عالم و قرآن بر پایه همین سوره ها گذاشته شده شاید هم اشتباه می‌کنم. ولی جوابی هست که بهم بدید و راهنمایی کنید؟ تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این موارد، بنیانِ توحیدند تا راه به سوی دشت‌های سرسبز سوره‌های بلند گشوده شود و انسان در آن میدان‌ها خود را آن‌طور که شایسته است حاضر کند. مگر حضور در سوره‌ی انعام یا آل‌عمران، ساده است؟ موفق باشید

30317
متن پرسش
سلام علیکم وقت بخیر: اگر دیگران را عفو نماییم (افرادی که حقمان را پایمال کرده اند)، آیا خداوند حق دارانمان را، راضی می نماید؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بالاخره صفای زندگی در آن است که «بیش از این عربده با خلق خدا نتوان کرد». از جاهل باید گذشت، ولی از دشمنان دین خدا، نه. زیبایی زندگی به دشمنی با دشمنان خداست. موفق باشید

30316
متن پرسش
سلام خدا قوت: می‌خواستم کتاب بخرم اما نه سایت هست که بفروشه و نه یه شماره تماس که ارتباط بگیرم. لطفا راهنمایی کنید
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد خوب است با جناب حاج آقا نظری به شماره‌ی 09136032342 تماس فرمایید. موفق باشید

30315
متن پرسش
سلام: بیاد داشتن گناهان گذشته خصلت خوبی است یا بد؟ بطوری که هنگام استغفار آن گناهان رو مد نظر داشته باشیم؟ ولو اینکه قبلا توبه کرده باشیم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر توبه کرده‌ایم دیگر تمام، یار شما را پسندیده است، چرا شما خودتان را در محضر یار نمی‌پسندید؟!! موفق باشید

30314
متن پرسش
با سلام خدمت استاد محترم: در بحث مراقبه ماه رجب فرمودید ۴ مرحله هست و اذکار باید با مراقبه جای خودش بنشیند.‌ که مرحله اول استغفار و رجوع به حق است و فرمودید همین ذکر استغفرالله و اسئله التوبه هست. مرحله دوم: فرمودید همواره خودش را در پیشگاه خداوند احساس کند، تذکر و اندیشه یگانگی و همین ذکر استغفرالله الذی لا الا هو وحده لا شریک له. مرحله سوم: با مداومت مرحله قبل اندیشه یگانگی به احساس یگانگی می رسد. حس زیر نظر حق بودن، توحید صفاتی. مرحله چهارم: مداومت مرحله قبل و احساس تبدیل به شهود شود توحید ذات، «استغفرالله ذلجلال و الاکرام من جمیع الذنوب و الاثام» مرحله سوم با کدام ذکر می تواند هماهنگ باشد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌آید در ذکر فوق مقام فنایی مدّ نظر باشد زیرا نظر به جلال او دارد و توجه به موانعی که در راه است نسبت به جلال او. از حضرت محبوب تقاضا دارید نسبت به جلالش، همه‌ی تعلقات را بزداید تا ما باشیم و خلوت‌خانه‌ی محبوب. موفق باشید

30313
متن پرسش
سلام استاد: خسته نباشید. من از اوایل نوجوانی فقط به لطف خدا و اهل بیت با جذب دلبسته تفکر امام و شهدا و عرفا شدم البته در سطح بسیار پایین خودم، بعد ها بیش تر در این زمینه ها مطالعه کردم، حالا با توجه به این که خانواده و نزدیکان طرز تفکری مثل من ندارند و در سال های دبیرستان با فرد همفکری آشنا نشدم، با این که دوستانی دارم ولی احساس تنهایی می‌کنم و تشنه یک رفیق راه و یا جمعی مانند جمع شهدا هستم. البته که قطعا در حد چنین افرادی نیستم که بخواهم در جمعشان حاضر شوم، ولی احساس نیاز زیادی به این چنین جمع و یا دوستانی می‌کنم، گفتم با شما که شاید بیش ترین مقبولیت از نظر افکار در این زمان را شما برای من دارید، مشورت و به نوعی در و دل کنم که شاید فرجی بشود، لطفا هم این را در بین پرسش هایی که همه می‌بینند نگذارید، با تشکر فراوان و التماس دعا. ضمنا اگر هم می‌دانید اینطور جواب درستی نمی شود داد روز در مسجد خدمتتان برسم و مطرح کنم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به حضور در جهانی فکر کنید که خداوند در ماه رجب به رجبیون داده است. شب گذشته عرایضی تحت عنوان «ماه رجب، ماه حضور در عالَم به حضور خدا» شد که امروز یا فردا می‌توانید صوت آن را روی سایت بیابید. إن‌شاءالله می‌تواند تذکری در این رابطه باشد.

موفق باشید.

30312
متن پرسش
سلام علیکم: با عرض تبریک ایام! قبلا جزوه چاپی از شما منتشر شده به نام چگونه تفکر به تاریخ ما بر می‌گردد، الان هر چی تو سایت دنبالش گشتم پیدا نکردم، نام تغییر کرده یا؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: شاید جزوه‌ی «نقش فرآیندی انقلاب اسلامی در این تاریخ» باشد. موفق باشید

http://lobolmizan.ir/leaflet/1690

30310
متن پرسش
عرفا قایلند که در صقع ربوبی اسما به واسطه تعین اول و به ویژه تعین ثانی متاخر از مقام ذات دارای کثرت حقیقی اند ولی این کثرت به گونه ای نیست که به وحدت آن مقام خدشه ای وارد کند. برای مثال هم حالت ذهن یا فکر برای نفس انسان را ذکر می کنند و اینکه گر چه فکر متاخر از ذات نفس است ولی در عین حال وحدت حقیقی با آن دارد و اینکه گویا خداوند در آن مرتبه در حال فکر کردن در نفس خود است. برخی احادیث در منابع معتبر مثل حدیث خلق اسما توسط خداوند در اصول کافی نیز ممکن است صحه ای بر این نظر باشد. البته این احادیث متواتر نیستند و قاعدتا به تنهایی قابل استناد در اصول دین نیستند و محدثی مثل علامه مجلسی آن‌ را از احادیث متشابه می داند. علی ای حال از نظر تحلیل عقلی این کثرت و این وحدت در صقع ربوبی قابل تعقل نمی باشد یعنی یکی شی که دارای وحدت حقیقی است متکثر هم باشد قابل دفاع عقلانی نمی باشد (زیرا جهت کثرت و وحدت یکی فرض شده و بر یک موضوع واحد از جهت واحد دو محمول متضاد قابل حمل نیست) شاید به همین دلیل باشد که حضرت علامه طباطبایی در رسایل توحیدی این تکثر را مفهومی می داند نه حقیقی. البته شاید نظر نهایی علامه هم کثرت حقیقی باشد که شواهدی منجمله تذییل ایشان بر بحث مرحوم کمپانی و مرحوم سید احمد کربلایی هم گواه آن باشد. و خلاصه اینکه اگر این نظر را کسی پذیرفت ادعای نصارا بر اینکه او سه تاست و در عین حال یکی است نباید از نظر وی قابل مناقشه باشد. در حالی که صدها سال است به ایشان پاسخ داده ایم اگر تکثر حقیقی باشد وحدت جایگاهی ندارد و اگر وحدت حقیق باشد تکثر واقعی نخواهد بود. آن وقت خودمان به جای اقانیم سه گانه، ده و صد و هزار و بلکه بی نهایت اسم متکثر در آن ذات قایلیم. این چگونه ممکن است؟ بنده برخی مباحث جناب استاد یزدانپناه منجمله کتاب عرفان نظری ایشان را برای پاسخ به این سوال ملاحظه کردم ایشان به صورت کلی و در حد یک جمله از آن عبور کرده اند.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: جناب صدرالمتألّهین به خوبی متذکر می‌شوند علم به کثرات، موجب کثرت در ذات نمی‌شود زیرا از جنس علم است و علم با ذات اتحاد دارد و وحدت او را از او نمی‌گیرد. به نظر می‌اید در این دستگاه باید فکر کرد، زیرا بالاخره نمی‌توان از وحدت ذات عدول نمود زیرا تحقق ذات منوط به تحقق اجزاء می‌شود. علمِ به اسماء هم موجب کثرت در ذات نمی‌گردد زیرا از جنس علم است. موفق باشید

30309
متن پرسش
سلام علیکم: در جریان اغوای شیطان فکر نمی‌کنید که بهترین نظریه این باشد که آدم و حوا و شیطان در همین دنیای مادی بودند نه در بهشت برزخی (در قوس نزول) چرا که آدم و حوا دارای بدن مادی بودند و عالم معنا چه در قوس نزول و چه در قوس صعود جای ماده نیست و اصلا ماده در معنا نفوذی ندارد که در جریان معراج پیامبر هم همین بحث مطرح است. لذا با جمع بندی آیات ابتدا شیطان آن اشتباه بزرگ را مرتکب شد و هبوط کرد یعنی معنویتی را که با عبادت کسب کرده بود از دست داد و به قول امروزی ها فرکانس وجودی او تنزل پیدا کرد و بعد آدم و حوا با اغوای شیطان در همین دنیا تنزل وجودی پیدا کردند و از آن مرتبه عالیه که غرق در جمال الهی بودند به مرتبه بدن هبوط کردند. البته بدنی که از ابتدا بود ولی به آن توجه نداشتند که با این نظریه دیگر مجبور نیستیم ورود مجدد شیطان را به بهشت برای اغوای آدم توجیه کنیم بلکه در همین دنیا در قوه خیال آنها نفوذ کرد و آنها را از آن حالت عرفانی و ادراک متعالی ساقط کرد. ظاهرا بعضی روایات بهشت آنها را در همین دنیا می‌داند نضر جنابعالی چیست؟ «من که امروزم بهشت نقد حاصل می‌شود / وعده فردای زاهد را چرا باور کنم؟»
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عرایضی در این رابطه در کتاب «هدف حیات زمینی آدم» شده است. ظرایف دقیقی در این رابطه مطرح است از آن جهت که حقیقت آدم به اعتبار «علّم آدم الاسماء کلها» جهان دیگری است و این بدان معنی نیست که وجه حضوری او در دنیا نادیده گرفته شود، بلکه تأکید در جهان‌های دیگری است که در سوره‌ی اعراف نیز تا حدّی بدان پرداخته شد. موفق باشید

30308
متن پرسش
با سلام استاد عزیز: چند روز پیش مطلبی از تلویزیون شنیدم ذهنم خیلی درگیر شده اینکه می‌گفت آیت الله جوادی آملی فرمودن ما نباید دنبال جنت باشیم باید دنبال «عند ملیک مقتدر» باشیم. استاد تا جایی که یادم و اینطور که فهمیدم امام آیه «فدخلی فی عبادی و ادخلی جنتی» را در بحث هاشون داشتن. سوالم اینه استاد ما الان با این حرف یعنی جایی بالاتر از سلوک امام هستیم اگه اینطوره آیا سلوک رهبری الان چیه؟ و آیا این آیه «عند ملیک» بالاتر از «و ادخلی جنتی» هست؟ استاد ببخشید ولی ذهنم خیلی درگیر این مسئله هست. ۲. استاد یه شخصیت هایی در دوران جنگ و الان هم یه عده شون هستن اینا تو همون دوران جنگ و حتی الان دنبال اینکه یه مسئولیت قبول کنن نیستن گاه می‌بینم نمیشه هم انگ بی مسیولیتی بهشون زد. خیلیشون از ترس سختی مسئله میگن و مانمی‌تونیم منظورم مسوولیت اجتماعی. یکیشون یه بار از دهنش دراومد گفت تو همون دوران هم خیلی پیشنهاد سردار شدن و اینا بهش می‌شده ولی حاضر به قبول نشده اگر اینطور باشه اونوقت این دعواهای سیاسی سر کسب قدرت را ببینیم یا؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: «جنّتی» که حضرت حق صاحبان نفس مطمئنه را بدان دعوت می‌کند، غیر از جنت و بهشت عادی است. وقتی می‌فرماید: «فدخلی جنّتی» این دعوت به جنتِ لقاء می‌باشد، کم‌ترینش «عند ملیکٍ مقتدر» است. موفق باشید

30306
متن پرسش
سلام: می فرمایید: قرآن کشف محمدی است. جای دیگر فرمودید: کتب علمای اهل خلوت ما، اسرار و مکشوفات ایشان است که به کتابت در آمده است. حال پرسش اینجاست که این گونه طرح مسئله چه تفاوتی با نظریه بسط تجربه نبوی دکتر سروش دارد؟ اگر پاسخ دهید که: تفاوت اینجاست که آن کشف، تام است و معصوم و برخاسته از یک نفس مصطفی، و این کشف، ناقص است و غیر معصوم و برخاسته از نفوس مادون مصطفی، نقول: امثال آقای سروش هم این حد وسط را حفظ کرده اند! فیمکن القول بر این که از جهت مبانی، تفاوتی میان اندیشه شما و ایشان دیده نمی شود. به معراج برآیید چو از آل رسولید، رخ ماه ببوسید چو بر بام بلندید! شما متشرعان به شریعت مصطفایید! متمسکان به معراج ولایت اویید! پس تحت ولایت والای او سیر کنید و به معراج برسید. تجربه ی محمد مصطفی را شما هم می توانید بچشید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عرایضی در جزوه‌ی «بررسی و نقد نظریه قبض و بسط تئوریک شریعت» شده است. از آن جهت که قرآن اگر کشف محمدی است، به اعتبار «نزل به الرّوح الأمین» است تا پیامبر «منذر» باشند. لذا به آن حضرت فرمود: «لتکون من المنذرین». پس با ربوبیت الهی پیامبر مأمور هدایت بشریت است و این، از زمین تا آسمان با تئوری تجربه‌ی نبوی فرق دارد. موفق باشید.

 http://lobolmizan.ir/leaflet/1314/  آدرس جزوه

30305
متن پرسش
سلام و عرض ادب و عرض تبریک به مناسبات شهر رجب: هدیه ای برای ماه رجب از استادمان می‌خواستیم ولو چند کلمه، دستورالعمل یا هر چیزی که خودتان صلاح می‌دانید. ملتمس دعایتان نیز هستیم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: از آن‌جایی‌که رسول خدا «صلّی‌الله‌علیه‌وآله» می‌فرمایند: «إِنَّ رَجَبَ‏ شَهْرُ اللَّهِ‏ وَ شَعْبَانَ شَهْرِی وَ شَهْرَ رَمَضَانَ شَهْرُ أُمَّتِی» ماه رجب، ماه خداست و ماه شعبان ماه من است و ماه رمضان ماه امتم؛ معلوم می‌شود در ماه رجب یعنی ماه خدا، خداوند انسان‌ها را به صورتی خاص در بر می‌گیرد تا انسان‌ها خود را بیش از پیش در آغوش خدا احساس کنند و این مشروط بر آن است که با اعمال خاص این ماه در «رجب» حاضر شوند و در زمره‌ی «رجبیون» گردند. در این حالت وقتی خود را در آغوش خدا احساس کردند و «بودن»شان را عینِ ربطِ به حضرت حق یافتند؛ «بالحق» در هر جایی که خدا حاضر است، اینان حاضرند و با همه‌ی عالَم به نور حق مرتبط هستند، هرچند این نوع حضور و این نوع ارتباط در ابتدا به صورت اجمال واقع می‌شود و تنها انسان احساس می‌کند نحوه‌ای از وجود در همه‌ی عالم برای او واقع شده. و هر اندازه بیشتر در ماه رجب حاضر شود آن اجمال، بیشتر حالتِ تفصیل پیدا می‌کند و وَجهِ خدایی عالم برای او بهتر و بهتر و بهتر ظهور می‌نماید. به این معنا حضرت فرمودند ماه رجب، ماه خداست و انسان به نحو خاص با خدا یگانه می‌شود. این یگانگی، نوعی از حضور است به حضور خدا در عالم.  إن‌شاءالله امشب عرایضی در این رابطه خواهد شد. موفق باشید.       

30304
متن پرسش
با سلام و درود خدمت استاد گرامي: من در حدود بيست و پنج سال با ناراحتي روحي دست و پنجه نرم مي‌كنم و از بيماري اسكيزوفرني و وسواس فكري رنج مي‌برم. با وجود اين بيماري من رشته الهيات خواندم ولي بعد روانشناسها گفتن اين رشته براي شما مضر بوده. من خيلي عالقمند به دانستن به نظريات فلاسفيون و عرفا هستم و خيلي دلم مي‌خواهد به آنچه كه خدا محقق كرده كه بشر بدان برسد قبل از مرگم بدان شهود پيدا كنم من گاهي با تضادهاي دروني مواجه هستم گاهي صفات انساني دارم گاهي شيطان بر من غلبه مي‌كند و من علم به اين دارم كه بايد ارتباطم رو با خدا و علم رو از لحاظ عقلاني زياد كنم با توجه به شرايط روحيم مي‌خواستم بدانم وارد حيطه علم فلسفه و عرفان بشوم با توجه به اينكه روانشناسان منع ميكنن و من را مي‌ترسانند. لطفا راهنمايي نماييد. با تشكر و امتنان از پاسخگويتان.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: پیشنهاد می‌شود سیر مطالعاتی سایت را ادامه دهید. إن‌شاءالله در فضای تعادل علم و عمل قرار خواهید گرفت. موفق باشید

30303
متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم: با سلام و عرض تبریک به مناسبت فرا رسیدن ماه رجب. بنده از توحید درست و خالص این چنین برداشت کرده ام: توحید حقیقی و خالص به معنای اطاعت و بندگی خالص است. آیا برداشت بنده درست هست؟ اگر بله، پس ۱. نقش توحید عقلی و فکری (به معنی اینکه شخص از لحاظ عقلی و اعتقادی خدای یگانه را قبول داشته باشد) چه می‌شود؟ (آیا مقدمه هست یا نه؟) ۲. در روایات داریم که مشرکان در جهنم جاودان هستند، منظور از این شرک، شرک در عمل هست (بندگی خاص و فقط برای خدا نکردن) یا نه شرک در عقیده و اعتقاد به خدایی دیگر داشتن؟ التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. آری! توحید خالص، اطاعت و بندگی است. ولی همچنان‌که امام صادق «علیه‌السلام» می‌فرمایند: آن اطاعت‌ها به اندازه‌ی عمق معارف توحیدی قبول می‌شود. در این مورد خوب است به قسمت کتاب «عقل و جهل» از اصول کافی رجوع فرمایید. ۲. شرک در عقیده، آن هم نه شرک خفی، افراد را مخلّد در آتش می‌کند. موفق باشید

30302
متن پرسش
به نام خداوند عزیز: سلام استاد محترم: من از شما کمک می‌خواهم. چند سال است که در سایه جلالیت خداوند قرار گرفته ام و دائما در ترس و گریه ام، هر کاری می‌کنم، هرچه با خودم از رحمانیت خداوند می‌گویم و تفکر می‌کنم فایده ندارد با آغاز ماه شریف رجب، به جای شادمانی دائمی در حزن هستم و میل به استغفار دارم، کارم به جایی رسیده که حتی دیگر نمی توانم طولانی گریه کنم چون به علت پلاکت پایین، بی حال می‌شوم و فقط می‌ترسم از مورد لطف خداوند قرار نگرفتن. چرا نمی توانم رحمانیت خداوند را ببینم؟ انگار نمی توانم گناهان ۳۰ ساله خود را در محضر الهی نادیده بگیرم. برآیم دعا کنید و اگر لطف کنید راهکاری ارائه دهید، ممنون شما می‌شوم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به گفته‌ی جناب خواجه عبدالله انصاری: این جفا به خداوند است که پس از توبه، باز انسان در فکر گناهانی باشد که توبه کرده، در حالی‌که خداوند بخشیده. در شرایطی مثل ماه رجب که درهای آسمان به سوی انسان گشوده شده، باید شادی کرد. به گفته‌ی جناب مولوی:

ای گــروه مومــــنان شـــــادی کنید

هــمچو سـرو و سوسن آزادی کنید

موفق باشید

نمایش چاپی