بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
30356
متن پرسش
سلام خدمت استاد اصغر طاهرزاده: با توجه به جواب شما به سوال 30342 درباره مستحبات، آیا این امر را قبول دارید که اگر اشتغال بیش از حد به این مستحبات باعث کوتاهی و ترک واجبات شود نه تنها ثواب ندارد عقاب هم دارد؟ در جامعه متاسفانه افرادی داریم که به تکالیف خود عمل نمی کنند و به جای آن به مستحبات چسبیده اند! مسلما این مستحبات وقتی خوب است که با تدبر در معانی اذکار و پس از انجام واجبات باشد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! اگر اعمال مستحبی ما را از وظایف اجتماعی خود باز دارد و یا صرفاً عادت شود، چیز خوبی نیست. ولی از آن طرف هم تأکید اولیای الهی آن است که با انجام مستحبات، نقصِ اعمال واجب خود را جبران کنید. به هر حال در هیچ چیزی افراط و تفریط خوب نیست. موفق باشید

30355
متن پرسش
یه استفتاء بگیرید که مدتی است یه کلاس هفتگی تو مباحث سیاسی و فرهنگی تو مسجد تشکیل شده تو یکی از اتاق های مسجد که بعضاً هم زمان میشه با برنامه های عبادی مسجد آیا این همزمانی ایرادی دارد یا خیر؟ و پیشنهاد دهید. لطفاً نظرتان را مرقوم فرمایید
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این موارد باید به مرجع تقلید خود رجوع فرمایید. موفق باشید

30354
متن پرسش
سلام و احترام و عرض تبریک ایام پربرکت ماه رجب المرجب: با توجه به ضعف و بی حالی که بدلیل روزه داری بر بدن غالب می شود و مطالعه و گوش کردن صوت دروس معرفتی مشکل می شود روزه داری اولویت دارد یا کسب امور معرفتی؟ بهترین راه استفاده از این روزها کدام است؟ با تشکر. لطفا جواب صرفا ایمیل گردد.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده اگر روزه‌های مستحب ما را از فعالیت‌های عادی خود باز دارد، باید از آن‌ها خودداری کرد یا مثلاً در ماه رجب هفته‌ای یک یا دو روز آن را روزه گرفت. موفق باشید

30353
متن پرسش
سلام بر استاد طاهرزاده: در برخی سوالات در مورد نگاه عرفا به عالم مادی که منطبق بر هیئت قدیم است پرسیده شده است و شما سعی بر ارائه توجیهاتی چون وجه قدسی و... دارید لکن چه دلیلی دارد که وجه قدسی عالم دقیقا منطبق بر هیئت قدیم باشد و مثلا فلک چهارم قدسی عرفانی اتفاقا شمس باشد که در هیئت قدیم مطرح شده است. واقعیت اینست که ما به کتب عرفا همچون مصباح که مراجعه می‌کنیم واقعا در مباحثی که در مورد عالم ماده دارند سعی بر تبیین مادی آن را دارند نه اینکه بخواهند وجه قدسی را مطرح کنند و بنظر می‌رسد که اگر کشف عرفا مساعد هیئت قدیم باشد (و دلیلی ندارد که عرفا نتوانند امور تجربی مادی را کشف نکنند) و مطالب علوم جدید که به اعتراف خود غربی ها و فیلسوفان علمشان یقینی نیست و فرضیاتیست که در عمل بهتر بکار می آید چه دلیلی دارد که ما آنقدر غرب زده باشیم که مکاشفات یقینی عارفان را فدای این قبیل مشهورات غربی کنیم در یکی از سایت ها مطلبی دیدم در مورد محمد علی حکیم: آقای صدوقی سُها نوشته است: «… دیدم و شنیدم که مرحوم دکتر مهدی حمیدی شیرازی…، گاهی به خنده فراوان خطاب به مولانا [= حکیم شیرازی] گفت که: آقای حکیم! آپولو هم که به فضا رفت! و آنانی که می دانستند که مولانا با فَلَکیّاتِ قدیم سخت پایبند است ـ و البته شخص شخیصِ مرحوم دکتر حمیدی نیز از آن زمره می بود ـ به خنده اندر آمدند و چنین شنیدند از آن بزرگوار [=حکیم شیرازی] که: ها! شیره سرتان می مالند! دخترِ شاه پریان نشانتان می دهند!» پایان نقل قول. اگر به این نقل دقت شود بخوبی مشخص است که نگاه عارف بصیری چون جناب حکیم به عالم بطلمیوسیست نه این که صرفا نگاه قدسیشان به عالم ماده اینگونه باشد و حال که پس از دهه ها تشکیک هایی که در سفر به ماه می‌شود و بعضا آن را مجعول می‌دانند را مشاهده می‌کنیم به بصیرت ایشان پی می‌بریم گر چه آن زمان به ایشان می‌خندیدند و شما اگر به کتاب زیر رجوع فرمایید که در مورد مسطح بودن زمین است می‌بینید که لااقل در کنار نظرات رایج علوم غربی بدیل هایی نیز وجود دارد که می‌تواند مورد التفات قرار گیرد. https://s17.picofile.com/file/8413956100/%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87_111_%D8%A7%D8%A8%D8%B9%D8%A7%D8%AF_%D9%88_%D9%85%D9%82%DB%8C%D8%A7%D8%B3_%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D9%88%D8%A7%D9%82%D8%B9%DB%8C_%D8%B2%D9%85%DB%8C%D9%86_%D8%B2%D9%85%DB%8C%D9%86_%D9%85%D8%B3%D8%B7%D8%AD_.pdf.html
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر به آیه‌ی «اللَّهُ الَّذِي خَلَقَ سَبْعَ سَمَاوَاتٍ وَ مِنَ الْأَرْضِ مِثْلَهُنَّ» فکر کنیم با توجه به این‌که برای زمین هم مانند آسمان هفت مرتبه قائل شده، می‌فهمیم قضیه‌ی هفت آسمان ربطی به علم هیئت بطلمیوسی ندارد. مثلاً ما در ورایت داریم رسول خدا «صلوات‌الله‌علیه‌وآله» در سفر معراجی، حضرت عیسی «علیه‌السلام» را در آسمان چهارم زیارت کردند. پس همان‌طور که هفت آسمان، هفت مقامِ طولی به سوی حقیقت است، هفت زمین نیز، هفت سقوط طولی به سوی رذالت می‌باشد. موفق باشید

30352
متن پرسش
سلام خدمت استاد طاهرزاده: خوب هستین ان‌شاء الله! در فرهنگ های گذشته مشکلات روانی به شیطان نسبت داده می شده که امروزه ثابت شده است ناشی از مشکلات ژنتیکی و تربیتی و هورمونی و نسبت به شیطان امری غلط بوده! در قرآن هم فراموشی به شیطان نسبت داده شده!(داستان خضر و موسی علیه السلام) چرا؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بالاخره آنچه مربوط به شیطان است، همیشه مربوط به شیطان است، چه علت علمی آن معلوم باشد، چه نباشد. موفق باشید

30351
متن پرسش

سلام استاد: نظر شما در مورد برگزاری اعتکاف با عده ای بسیار محدود و رعایت کامل شرایط بهداشتی چی هست؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر صراحتاً انجام اعتکاف را ممنوع کنند، نباید به صورت علنی که عنوان اعتکاف داشته باشد، انجام گیرد. موفق باشید

30350
متن پرسش
با سلام و ادب: بنده احساس می کنم قضیه ویروس کرونا نیز از اسباب امتحان اقشار مختلف من جمله قشر مذهبی شد. یکی از این بسترهای امتحان، دوگانه درست کردن در میان مومنین هست که متاسفانه خیلی از ما به آن تن داده ایم. عده ای با عدم اعتماد به وزارت بهداشت به خاطر دنبال کردن پروتکل های جهانی، دستورات وزارت من جمله زدن ماسک و... را قبول نداشته و خیلی راحت به دلایل شخصی من جمله عارضه دار بودن ماسک آن را کنار گذاشته اند و از همین الان در مقابل واکسیناسیون نیز مقاومت نشان می دهند در صورتی که بنده شنیدم تولید واکسن ادامه کاری بوده که شهید فخری زاده زحمت آن را برعهده داشته اند. از طرفی عده ای دیگر به تبعیت از رهبر به انجام همه پروتکل ها مقید بوده و اطاعت از قوانین جمهوری اسلامی خصوصا در این مورد که رهبر ورود کرده اند را لازم الاجرا می دانند. می خواستم نظر صریح شما را در این زمینه خصوصا در مورد تقید به ماسک، فاصله گذاری و... بدانم. بسیار متشکرم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده در زمره‌ی افراد اخیر هستم که به تبعیت از مقام معظم رهبری، دستورات ستاد کرونا را در حدّ ممکن انجام می‌دهم. موفق باشید

30349
متن پرسش
سلام استاد: اگر کسی توانايي روزه گرفتن را نداشته باشه چیکار کنه که بی بهره نمونه. یه روزه دیگه وجود نداره مثلا همین روزه سکوت که ازش یه چیزایی شنیدیم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: روایت شده اگر شخص قادر بر روزه این ماه نباشد، هر روز صد مرتبه این تسبیحات را بخواند تا ثواب روزه آن را دریابد؛ «سُبْحَانَ الْإِلَهِ الْجَلِیلِ سُبْحَانَ مَنْ لَا یَنْبَغِی التَّسْبِیحُ إِلَّا لَهُ، سُبْحَانَ الْأَعَزِّ الْأَکْرَمِ سُبْحَانَ مَنْ لَبِسَ الْعِزَّ وَ هُوَ لَهُ أَهْلٌ‏». موفق باشید

30348
متن پرسش
سلام علیکم خدمت استاد عزیز: برای فهم دقیق کتب یک متفکرِ دارای نظام فکری که الفاظ آن، بار معنایی متناسب با نظام فکری آن متفکر را دارد، نیاز به استادی است که قبل از شروع آن کتب یا در حین مطالعه آنها، منظومه فکری شخص و ادبیات او را در چند جلسه توضیح و تشریح کند. می‌خواستم بدونم که شاگردی دارید که این کار رو بتونه انجام بده؟ اصلا این نکته ای که گفتم به نظرتان درست هست یا خیر؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این نکته، نکته‌ی درستی است ولی با نظر به افقی که امثال حضرت امام و علامه‌ی طباطبایی گشوده‌اند؛ می‌توانیم جایگاه منظومه‌ی فکری افراد را نسبت به مسائل اجتماعی و سیاسی و معرفتی در این زمان، فهم کرد. البته رفقای زیادی هستند که گوشه و کنار مشغول طرح مباحث می‌باشند. موفق باشید

30345
متن پرسش
با عرض سلام و ادب: اعلم بودن فرشتگان نسبت به حضرت ابراهیم را از آن جهت پرسیدم که عالم فرشتگان عالم عقل است درحالیکه انبیا علی القاعده به عالم اسما باید راه داشته باشند و برتر از فرشتگان هستند.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: انبیاء به اعتبار نبوت‌شان، از طریق فرشتگان نبوت خود را دریافت می‌کنند هرچند که به اعتبار مقام ولایت‌شان، فوق فرشتگان هستند. موفق باشید

30344
متن پرسش
سلام: در ادامه سوال ۳۰۳۳۵ آیا با توجه به اینکه پیامبر قرمودند «اول ما خلق الله نوری» این فرض که ملائکه عالین مقام بالاتری دارند ممکن است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! اگر بحث «اول ما خلق الله» باشد مقام پیامبر خدا «صلوات‌الله‌علیه‌وآله» از هر آنچه نامِ خلق بر آن گذاشته شود، افضل است. ولی بحث تجلیات نوری مثل اسمای الهی، امر دیگری است و شاید بتوان ملائکه‌ی عالین را از جنس تجلیات نوری دانست. حضرت امام در کتاب «مصباح الهدایه» نکات ظریفی دارند که می‌توان به آن نکات فکر کرد.

موفق باشید

30343
متن پرسش
با سلام و وقت بخیر: چند سوال در مورد چینش نظام عالم و تفسیرات ابن عربی داشتم. سوال اولم این هست که ابن عربی آسمان های هفتگانه را با اسم پیامبران تطبیق می‌دهد و این آسمان ها را از آسمان ماه تا آسمان کیوان نشان می‌دهد چطور این موارد را در کشف شهود دیده که با هیئت قدیم که اشتباه بوده تطبیق می‌دهد؟ یعنی صحت شهود و کشف در اینجا چه می‌شود؟ در ضمن عالم را با حروف تطبیق می‌دهد و می‌گوید آفرینش خداوند منطبق با حروف است و هر حرفی مرتبه ای دارد. پس زبان فارسی یا چینی و... که چندین حرف بیشتر دارند مراتب هستی از نظر او را باطل نمی‌کند؟ در این سوال هم منظورم به صحت کشف برمی‌گردد. سوال سومم این است که در جایی برای توضیح قاعده الواحد و فهم فلاسفه این را می‌گوید که خدا می‌تواند محال عقلی را انجام دهد چون ورای عقل است و حکم عقل از اوست و می‌گوید خدا می‌تواند شتری را از ته سوزن رد کند و اینجا ورای عقل است. این سخن چگونه تفسیر می‌شود؟ و منظور او چیست؟ ممنونم از سایت خوب شما
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. همچنان‌که قبلاً عرض شد در نگاه دینی اعم از آیات و روایات و نظر عرفا، آسمان غیر از آسمان‌هایی است که در علم هیئت مطرح بوده ۲. موضوع علمِ حروف که ابن عربی در ابتدای فتوحات آورده اساساً دستگاه دیگری است غیر از آن‌که موضوع تعداد آن مطرح باشد. نکات بسیار دقیقی در آن‌جا مطرح است. ۳. بحث در نظام‌های مختلف است که آیا عقل در کدام نظام، عقل است که بحث آن مفصل است. مثل منطق صوری که در کدام نظام عقلی منطق است. در حالی‌که در نظام منطق دیالکتیک دیگر نگاهِ منطق صوری جایگاهی ندارد. موفق باشید

30342
متن پرسش
با سلام خدمت استاد محترم: «لیلة الرغائب حقیت یا افسانه؟» حجت‌الاسلام قیصری «لیلة الرغائب» شب برآورده شدن آرزوهای بلند، شبِ بردن ثواب بسیار، اولین شب جمعه از ماه رجب. «صلاة الرغائب» نمازی که در اولین شب جمعه ماه رجب برای رسیدن به ثواب بسیار و برآورده شدن آرزوهای بلند خوانده می شود. ریشه و اساس این نامگذاری و این اعمال روایتی است که از پیامبر (ص) نقل شده است. انجام اعمال لیلة الرغائب در میان عوام اهل سنت و شیعه رواج داشته و دارد مخصوصا در سالهای اخیر با برنامه ها و تبلیغات گسترده صدا و سیما توجه عامه مردم به آن بیشتر شده است. در این گفتار کوتاه این روایت را از جهت متن و سند مورد بررسی قرار می دهیم: اصل این حدیث در منابع اهل سنت است و به نقل از آنها وارد کتابهای دعائی شیعه شده است. در منابع دعائی شیعه برای اولین بار توسط ابن طاووس (متوفای ۶۶۴ ه‍- ق‌) در کتاب «إقبال الأعمال» روایت شده است. بسیاری از محدثین و فقهای شیعه و اهل سنت روایت فوق را ضعیف، ساختگی و غیر قابل اعتماد دانسته اند: علامه مجلسی: «در کتب ادعیه برای هر شب از ماه رجب نماز مخصوصی را ذکر کرده اند و چون سند معتبری ندارد دوست ندارم آنها را ذکر کنم اما به جهت آن که جداً مشهور است اجمالا آنها را ذکر می‌کنم. برای هر یک از این نمازها ثواب فراوانی بیان شده که به دلیل غیر قابل اعتماد بودن سند، از ذکر آنها خود داری می‌کنم، و بعضی از نمازهای ذکر شده طولانی است و باید بین نماز مغرب و عشا خوانده شود و ناچار بعد از داخل شدن وقت نماز عشا خوانده می شود و این خالی از اشکال نیست، به این جهت و به دلیل عامی بودن سند، نماز لیلة الرغائب را در این رساله ذکر نکردم.» (زاد المعاد ص ۴۰) آیت الله فاضل لنکرانی: حکم به استحباب نماز لیلة الرغائب و روزه روز قبل از آن مشکل است. (جامع المسائل،ج۲، ص۱۷۲) ابن الجوزی از علمای اهل سنت: این حدیث به نام رسول خدا جعل شده است و ابن جهیم متهم به این جعل است که او را درغگو می‌دانند، و واضع این حدیث از بدعت گذاران است. (الموضوعات ،ج۲،ص۱۲۶) نووی از علمای اهل سنت: نماز لیلة الرغائب بدعتی است زشت و ناپسند، بدعتی که نتیجه آن گمراهی و جهالت است و در آن امورِ غیر مشروع و ناپسندِ روشن و واضحی است، و گروهی از بزرگان علم حدیث کتابهای بسیاری در تقبیح و در گمراهی بودن کسی که این نماز را می‌خواند و کسی که آن را جعل کرده و این بدعت را گذاشته و در دلائل زشتی و بطلان این بدعت و گمراهی کسی که آن را انجام می دهد، نوشته اند. (شرح صحیح مسلم، ج۸، ص۲۰) با توجه به ضعیف و غیر قابل اعتماد بودن این حدیث نزد بسیاری از محدثین و فقهای شیعه و اهل سنت شکی در جعلی و ساختگی بودن حدیث «لیلة الرغائب» باقی نمی‌ماند. نگاهی اجمالی به متن حدیث: ابن طاووس (ره) در اعمال ماه رجب می گوید: رسول خدا (ص) فرمودند: از اولین شب جمعه در ماه رجب غافل نشوید. زیرا شبى است که فرشتگان آن را «لیله الرغائب» مى‏ نامند. این نامگذارى به این جهت است که هنگامى که یک سوم از شب گذشت هیچ فرشته‏ اى در آسمان‏ها و زمین نمى‏ ماند مگر این که در کعبه و اطراف آن جمع مى‏ شوند. و خداوند ناگهان بر آنان وارد شده و مى‏ فرماید: اى فرشتگانم هر چه مى‏ خواهید از من درخواست کنید. فرشتگان عرض مى‏ کنند: حاجت ما این است که از روزه‏ داران رجب درگذرى. خداوند مى‏ فرماید: این کار را انجام دادم. سپس رسول خدا فرمود: کسى که روز پنجشنبه اول رجب را روزه گرفته و سپس بین نماز مغرب و عشا دوازده رکعت نماز بجا آورده هر دو رکعت به یک سلام‏ و … سپس رسول خدا فرمودند: قسم به کسى که جانم در دست اوست، هیچ مرد و زنی این نماز را بجا نمى‏ آورد، مگر این که خداوند گناهان او را مى‏ بخشد حتی اگر گناهان او مثل کف روی دریا و به عدد شنها و به وزن کوه ها و به عدد برگهاى درختان باشد، و روز قیامت هفتصد نفر از خویشان خود را که همگى سزاوار آتش باشند شفاعت مى‏ کند.( اقبال الأعمال،ج۲،ص۱۵۳) مخالفت حدیث «لیله الرغائب» با قرآن: به این جمله از حدیث توجه کنید: و خداوند ناگهان بر آنان وارد شده و مى‏ فرماید. آیا این به معنای تنزل شأن خداوند در حد مدیر و فرمانده‌ای که ناگهان به نیروهای تحت فرمان خود سرکشی می کند نیست؟! آیا این به معنای نسبت جسمیت و مکان به خدا نیست؟! به این جمله از حدیث توجه کنید: «هیچ مرد و زنی این نماز را بجا نمى‏ آورد، مگر این که خداوند گناهان او را مى‏ بخشد حتی اگر گناهان او مثل کف روی دریا و به عدد شنها و به وزن کوهها و به عدد برگهاى درختان باشد، و روز قیامت هفتصد نفر از خویشان خود را که همگى سزاوار آتش باشند شفاعت مى‏ کند.» این قسمت از حدیث معنایی غیر از به تمسخر گرفتن عبادت و نماز و سوق دادن مردم به گناه و تجارت پیشگی در عبادت و بندگی خدا و ترویج دین مناسکی و دور شدن از روح عبادت و عمل صالح و حقیت ایمان ندارد. https://chat.whatsapp.com/Gxsilx7sZKA5ctYjI5Ln0m
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این موارد خوب است به این نکات توجه شود. یکی این‌که عموماً اعمال عبادی به صورت سینه به سینه بین مردم جاری می‌شود تا این‌که بالاخره مؤلفی آن را به نوشته درآورد و به این جهت نمی‌توان گفت که فلان شخص آن را جعل کرده. زیرا به راحتی کسی جعل او را نمی‌پذیرد، بخصوص که باید بین مردم جاری باشد. ثانیاً: این نوع احادیث، مثل احادیث فقهی نیست که فقهای شیعه و سنی نسبت به سند آن حساس باشند، مانند احادیث اخلاقی است. ثالثاً: آقایان در نظر به ثواب آن و نفی آن می‌توانند همین اشکال را به اعمالی که صحیح ودارای سند هم هست، بگیرند. در حالی‌که این اعمال را اگر کسی با مبانی توحیدی انجام دهد، حتماً به آن نتایج می‌رسد، وقتی به سوره‌ها و اذکارِ آن توجه شود، مثل سوره‌ی «قدر» و «توحید» و اذکار فوق‌العاده توحیدیِ بعد از نماز. رابعاً: مگر ائمه به ما توصیه نفرموده‌اند اگر به قصد قربت چنین اعمالی را انسان انجام دهد، هرچند که از طرف معصوم هم صادر نشده باشد؛ مطابق گمان خودِ آن شخص خداوند به او جواب می‌دهد؟ به اعتبار آن‌که در حدیث قدسی فرمود: «أَنَا عِنْدَ ظَنِّ عَبْدِي بِي» من در گمان بنده‌ام هستم که نسبت به من دارد. موفق باشید

30341
متن پرسش
با سلام و احترام: ممنون از پاسخ شماره 30292 عذرمی‌خواهم مجدد مزاحم شدم شاید در این رفت و برگشت ها و گفتگو، برکت باشد ان شاءالله. راستش بنده دقیقا با شما همراه هستم ولی این سوال در جمع ما پیش آمد که در اینصورت چرا ازدواج با غیر مسلمان حرام است؟ ممنون از لطف شما. مأجور باشید. در این ایام پر برکت التماس دعا دارم
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اولاً: ازدواج با موحدین طبق آیه‌ی ۵ سوره‌ی مائده، جایز است. البته بخث فقهی آن را فقها روشن می کنند. ثانیاً: مودّت و رحمت الهی در بستر توحید بر زوجین تجلی می‌کند وگرنه صرفاً یک امر شهوانی می‌شود. موفق باشید

30340
متن پرسش
با سلام و عرض ادب: استاد عزیز مقداری از بحث حرکت جوهری را با توجه به کتاب شما برای عزیزی که رشته تحصیلی اش، تجربی هست بنا به درخواست خودشان می‌گفتم. سوالی کرد که ذهنم مشغول شد. پرسید مگر در مورد عالم ماده حرف نمی‌زنیم پس چرا جوهر یا حرکت جوهری مشهود و ملموس نیست مگر ماده نیست چرا باید در مورد عالم ماده وجه عقلانی ای مطرح باشد؟ ممنون. التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: موضوع جوهر، یک موضوع عقلی است که با نظر به حرکتی که در عالم ماده می‌یابیم، متوجه‌ی آن می‌شویم. لذا بنا نیست امرِ عقلی، محسوس باشد. به همین جهت جناب صدرا در مورد حرکت فرمود: حرکت، محسوسی است به کمک عقل و یا معقولی است به کمک حس. موفق باشید

30339
متن پرسش
با سلام خدمت استاد بزرگوار: توی شرح کتاب معاد در قسمت تجسم اعمال فرمودید که ما با صورت سیرمون در دنیا روبرو میشیم و اون رو می‌بینیم. مثلا فردی ۱۰ سال کار میکنه تا حسادتش رو کنار بذاره و بالاخره هم موفق میشه و این رو در برزخ صورت روندش رو می‌بینه. ۱. آیا این مشاهده گری براش عذاب آور نیست؟ مگه نمی‌گفتیم عملی که صورت پیدا میکنه و در واقع خود ما هست و از ما جدا نیست، آیا اینطوری دیگه مشاهده گری مطرحه و ما اذیت نمیشیم؟ ۲. اگه توی این دنیا مثلا روی حسادتمون کار کردیم ولی موفق نشدیم که کامل از بینش ببریم اونوقت تفاوت سیرش با حالت ۱ چی میشه؟ سپاسگزارم
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. مشاهدات ما در عالَم معادمان، صورتِ جان‌مان می‌باشد بدون دوگانگی بین شاهد و مشهود. زیرا فرمود: «تطّلع علی الأفئده» یعنی آنچه در بیرون، اطراف ما را فرا می‌گیرد اعم از بهشت یا آتش، صورت جان ما است که به ظهور آمده. آیا سیر عبور از حسادت در جای خود، نوعی رحمت نیست که به صورت آمده است؟ ۲. به همان اندازه که عبور کرده‌ایم با نور رحمت روبه‌رو می‌شویم. موفق باشید

30338
متن پرسش
سلام استاد: خدا قوت. در مورد روایت زیر: امیرالمؤمنین (علیه السلام) كُنْ لِمَا لاَ تَرْجُو أَرْجَى مِنْكَ لِمَا تَرْجُو فَإِنَّ مُوسَى ع خَرَجَ يَقْتَبِسُ لِأَهْلِهِ نَاراً فَكَلَّمَهُ اَللَّهُ وَ رَجَعَ نَبِيّاً وَ خَرَجَتْ مَلِكَةُ سَبَإٍ فَأَسْلَمَتْ مَعَ سُلَيْمَانَ ع وَ خَرَجَتْ سَحَرَةُ فِرْعَوْنَ يَطْلُبُونَ اَلْعِزَّ لِفِرْعَوْنَ فَرَجَعُوا مُؤْمِنِينَ. در آنچه نااميدي، اميدوارتر باش از آنچه به آن اميد بسته اي؛ زيرا موسي عليه السلام رفت تا براي خانواده اش آتش بياورد، خدا با او سخن گفت و مقام پيامبري يافت و برگشت و ملكه سبا رفت و هنگام همراهي كردن او مسلماني اختيار كرد و جادوگران فرعون براي آن كه نزد او عزت يابند به مبارزه موسي عليه السلام رفتند ولي مومن بازگشتند. و روایات دیگر با همین مضمون از معصومین. یه کم میشه توضیح بدین، خوب متوجه‌اش نمیشم. یه کم هم احساس می‌کنم در تاریخی که خودمون باهاش روبرو هستیم این روایت شاید بهتر باهاش روبرو بشیم. در کل چندین‌بار باهاش روبرو شدم ولی گشودگی در مقابلم ندیدم. ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور است. زیرا اگر انسان صادقانه عمل کند، در مسیر خود به اموری می‌رسد که در ابتدا گمان آن را هم نمی‌کرد. عمده با خود و با بقیه، صادق‌بودن است و از حق و حقیقت عدول‌نکردن. نتایج آن چه در امور فردی و چه در امور اجتماعی، در پیش خواهد بود. موفق باشید

30337
متن پرسش
سلام علیکم محضر استاد اصغر طاهرزاده عزیز: حضرتعالی در کتاب مبانی نظری حب اهل بیت به نقل از المیزان در ذیل آیه مودت فرمودید که حتی نباید حب به پدر و مادر داشته باشیم و محبت و مودت تنها برای خداست. در حالی که در قرآن می فرماید که ما بین زن و شوهر مودت قرار دادیم. تنافی این مطلب برای بنده روشن نشد.
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌آید منظور از مودّت به اهل‌البیت، مودّتی است که منجر به اطاعت شود که این مخصوص به اهل‌البیت است. ولی مودّت بین زوجین، جهت ادامه‌ی زندگی می‌باشد و خداوند این مودّت را عطا می‌کند. ولی محبت و مودّت به اهل‌البیت را باید سعی کنیم با رفع تعلّقات دنیایی در خود ایجاد نماییم. موفق باشید

30336
متن پرسش
با سلام خدمت استاد محترم: در مورد ماه رجب و ظرف زمانی این ماه فرموده اند که ماه اجابت دعاست و شما نیز در مباحث مربوط به این ماه ماجرای زکریا و موضوع کنار رفتن حجاب اسباب را توضیح دادید. این برای من سوال شد که چرا این موضوعات در ماه رجب بیان شده اند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حضرت حق چنین تقدیر فرموده‌اند. بالاخره چشم برای دیدن و گوش برای شنیدن است و ماه رجب برای یگانه‌شدن با خداوند می‌باشد. موفق باشید

30335
متن پرسش
سلام: آیا مقام ملائکه عالین از مقام محمد و آل محمد (ص) بالاتر بوده که خطاب سجده برای آنان نبوده؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نمی‌دانم. زیرا ما در جایگاه مقایسه‌ی آن انوار مقدس نیستیم، هرچه هست آن فرشتگان تماماً محو جمال حق می‌باشند. موفق باشید

30334
متن پرسش
سلام علیکم استاد بزرگوار: بنده مساله ای برام پیش میاد که خیلی برام سواله و خیلی ناراحتم از بابتش. من وارد هر کاری بشم و شروع کنم مدت زیادی نمیکشه و از اون بیزار میشم. مثلا مدتی مشغول دوره های قرآن، تثبیت محفوظات، نمازهای با خشوع و خضوع ذکر و.. بعد ناگهان زده میشم و بی میل واقعاا خسته شدم از خودم. علت چیه و چه راه حلی براش هست؟ چه باید کرد جوان هستم و دوست دارم جوانیم در راه خدا صرف بشود. اما مدتی کوتاه دوباره به عقب برمی‌گردم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: برنامه‌ی اصلی خود را مشخص کنید و در دل آن برنامه‌ی اصلی، به فرعیات بپردازید. مثلاً بنا بگذارید یک دوره‌ی کامل تفسیر المیزان را در چند سال ممتد مطالعه کنید، یا به عنوان مثال به سیر مطالعاتی سایت بپردازید. موفق باشید

30333
متن پرسش
با عرض سلام و ادب خدمت جنابعالی: استاد در قرآن در داستان حضرت ابراهیم علیه السلام و فرشتگانی که برای نابودی قوم حضرت لوط علیه السلام آمدند می فرماید وقتی حضرت به فرشتگان فرمود لوط هم در بین آنهاست آنها جواب دادند ما داناتریم. از این اعلم چه می‌توان برداشت کرد؟علی القاعده حضرت ابراهیم باید بالاتر و داناتر از آنها باشد به حکم اینکه نبی و خلیفه خداست و معنی ندارد فرشتگان به او بگویند ما داناتریم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فرشتگان حامل سنتی و علمی بودند که مأموریت خود را بر اساس آن سنت و علم به حضرت ابراهیم «علیه‌السلام» خبر دهند و از این جهت «اَعلم» از آن حضرت بودند. تازه، مگر نبیّ و خلیفه‌ی خدا در سایر امور جز از طریق فرشتگان عالِم به امور می‌شوند؟ موفق باشید

30332
متن پرسش
سلام علیکم: با تبریک ماه مبارک رجب و ایام سرور اهل البیت (ع) ۱. آیت الله جوادی آملی در تفسیر تسنیم ذیل آیه «انی جاعلک للناس اماما» مطابق همان نظر مرحوم علامه طباطبایی، درباره اینکه معنای امامت در این آیه چه هست، می‌فرمایند منظور ولایت باطنی و تکوینی و ایصال الی المطلوب در طریق هدایت است که خداوند برای حضرت ابراهیم (ع) و ذریه ایشان قرار داد. در عین حال یکی از مصادیق ولایت تکوینی و باطنی، معجزات و کرامات و هدایت معنوی انسانها هست. سوالم این هست که معجزاتی که پیامبران ارائه می‌دهند هم آیا مصداق ولایت تکوینی است و هر پیامبری که معجزه و خرق عادتی برای اثبات نبوت و حقانیت خویش ارائه کرد، در مقام امامت است؟ ۲. آیا پیامبری هم پیش از حضرت ابراهیم (ع) در مقام امامت قرار گرفت؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ظاهراً امامت با حضرت ابراهیم «علیه‌السلام» شروع شده به اعتبار آن‌که جهان جدیدی در زمان آن حضرت شکل گرفته است که قبل از آن جهان، جهانْ جهانِ تمدن‌ها و شهرها نبود و امامت نوعی حضوری قدسی است در عین مدیریت اجتماعی. تصور بنده از آیه‌ی مذکور آن است که چون خداوند بعد از آن امتحانات به حضرت ابراهیم «علیه‌السلام» فرمود: «انّی جاعلک للنّاس اماما» و بعد هم بنا شد در افق شخصیت آن حضرت، نسل در نسل این هویت ادامه یابد، باید امامت با نوعی حضور تاریخی همراه باشد، در عین حضور قدسی که دست در تکوین دارد. موفق باشید   

30331
متن پرسش
عرض سلام و ادب خدمت استاد طاهرزاده: نظر حضرتعالی درباره استاد کاظم محمدی و حسین حیدرخانی که از مکتب کبرویه هستند چیست؟ التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اطلاعی از اساتیدی که می‌فرمایید، ندارم. موفق باشید

30329
متن پرسش
جناب آقای طاهرزاده سلام علیکم: فایل صوتی صحبت آقایان وطن فدا، عبدالکریمی و شهرستانی به همراه تقریری نقد و کوتاه از شما به دستم رسید. با شنیدن صحبت آقایان محترم به انضمام تقریر شما، برآن شدم آنچه پیشِ روست را عیان کنم. می دانم چنانچه انسان صاحب همّ باشد، هرگز بریده از دیگری نیست اما من به خود دیگر این همّ را این گونه و در گفتگو دنبال نکرده ام بلکه می دانم هر چه شود من تهِ چاه دیگری ام هستم. سخنم را با رجوع به پرسش و پاسخی که بواسطه ی یکی از مخاطبین شما عرضه داشته شده است، آغاز می کنم. سلام بر استاد گرامی: و با سلام به آن رفیقی که از جنابعالی «وداع» کرد؛ پیرو سؤال و جواب شماره 22474 خواستم نکاتی را در خطاب به ایشان عرض کنم. بنده آن روزهایی که کتاب «آشتی با خدا» و «ده نکته در معرفت نفس» را مطالعه کردم در این تصور بودم که همه‌ی آن‌چه باید به‌دست آورم را، خدا به من داده است. تا این‌که با برهان صدیقین و کتاب «خویشتن پنهان» و بحث‌های معاد شما روبرو شدم و دیدم عجب میدانی است میدان معارف اسلامی. تصورم این بود که دیگر بهتر و بالاتر از این نمی‌شود تا بالاخره با شرح شما در کتاب حبّ اهل البیت و کتاب «آنگاه که فعالیتهای فرهنگی پوچ می‌شود» روبرو شدم. در پیش خود گفتم خدایا! آیا بشر بعد از چنین نگاهی به اهل البیت، جایِ دیگری هم می‌تواند برود و باز کتاب «سلوک ذیل شخصیت حضرت امام خمینی» پیش آمد تا بفهمیم امروزه راه اهل البیت چگونه می‌تواند ادامه یابد. خدا می داند با مطالعه آن کتاب احساس کردم در مغز عالم قرار دارم و همه چشمه هایی که باید بر روی انسان گشوده شود از طریق «سلوک ذیل شخصیت حضرت امام» پیش خواهد آمد و این علاوه بر مباحثی بود که شما در کتاب های مربوط به انقلاب اسلامی نمودید. همچنان با کتاب سلوک بسر می بردم و می برم که با مباحث «گوش سپردن به ندایِ بی صدای انقلاب اسلامی» روبرو شدم و متوجه گشتم در بستر سلوک ذیل شخصیت امام، راهی به سوی عالم معنا به صورتی گشوده می شود که دیگر می توان به چیزی گوش سپرد که آن قصه حقیقت این تاریخ است و در ساحتی می توان وارد شد که ثمره همه آن چیزی است که انقلاب اسلامی به بشر این تاریخ عطا کرده است. این سخنانی است که بنده از خود شما آموختم. سؤال من از آن رفیق عزیزی که بنا دارد با شما وداع کند آن است که (تو در آینه این تاریخ به کجا خواهی رهسپار شوی که در آن جا صدایی حقیقی تر از صدای انقلاب اسلامی به گوش می رسد). این سخن بنده بود با آن رفیق. نمی دانم می توان گفت نکند آن رفیق انتظار دارد شما با نظر به مشکلاتی که مردم را فرا گرفته است در امور جزئی وارد شوید. نظر شما چیست؟ - باسمه تعالی: سلام علیکم: البته این‌که انسان متوقف در شخص و شخصیتی نشود، چیزِ پسندیده‌ای است. عمده آن است که کمک کند و بگوید: «رهسپار چه میدانی است» تا بقیه را نیز به وسعتی که او بدان دست یافته است، وارد کند. هایدگر از استادش هوسرل در رابطه با پدیدارشناسی عبور کرد و نشان داد که پدیدارشناسی استادش هنوز در گردونه‌ی سوبژکتیویته است و با این کار، خدمت بزرگی به ما نمود تا بفهمیم که پدیدارشناسی اگزیستانسیالِ ما می‌باشد و برای ما شبکه‌‌ای از حضور با پدیده‌ها پیش می‌آورد. و چه خوب بود که در این شرایط تاریخیِ تفکر، گفتمانِ این نوع عبورها به میان آید تا هرچه بیشتر به صورت حضوری و وجودی با حقیقتِ دوران که انقلاب اسلامی است مرتبط باشند. بنده هم نمی‌دانم که آیا چنین انتظاری از من هست که در امور جزئی و موسمی وارد شوم، در حالی‌که تجربه‌ی سه دوره‌ی مدیریت، بنده را متوجه کرد که اگر به صورت زیربنایی مسائل خود را حل نکنیم و معارف لازم را به میدان نیاوریم باید به گفته حافظ «چو بید بر سر ایمانِ خویش می‌لرزم» مصداق ما باشد. موفق باشید. در توجه به صحبت آقایان محترم (وطن فدا، عبدالکریمی و شهرستانی) و همچنین پرسش و پاسخ آن مخاطب گرامی با جنابعالی، تا حدودی چرایی این پنداشتها از خویش را دریافتم. من نمی دانستم در این نقشه، راه بدین سان واضح است و مهیّا و ما، از بی چشمی پیِ خود می گردیم. نمی دانستم آب این چنین در دست است و ما دیوانگان به خودآزاری مفرط گرفتار آمده ایم. نمی دانستم می شود عطش را حلوا حلوا کرد و عمری در خیالِ آب به اشارت زیست. میان کدامیک از اینان دیگر تفاوتی ست؟ آنکه ندایِ سنت و مدرن و پس و پیشش را سر می دهد یا آنکه در ایستگاه فروبستگی و گشودگی سخن می گوید؟ دل ما در وقوع می تپد و حالا هر چه می شنویم از خیالِ آب، آب می خورد. اما بی چاره به بی راهه می زند. دیر هم بشود، دستْ خالی را به خیال، خوشتر می دارد. اینک ناشکیبایی و تعجیل در تعیین تکلیفِ همه، گویا مرز میان مرزبانی انقلاب و اثباتِ آن را به آشوب انداخته است. تعجیل با اثبات، پیِ تمایز است و با تمایز امان می گیرد. تیغ تعجیل، تند است. راه را می بُرد. متانتِ چشم به راهی، راه می شود اما به خنجر و در سینه. سینه را می شکافد از پیِ راه. ایستاده، این پا و آن پا میز گفتگو را در حرارتِ سینه تبر می زند. دیگر با جوهر سرد حاضر نمی شود بلکه این آتشِ اشک و خون است که یکی در میان سخن می گوید و می سوزد و به قدرِ مرگ، لحظه به لحظه تاب می آورد. تعجیل؛ به اثبات شکم سیر می کند و پاسداشت؛ گرسنه و نزار، چشم به راهی را فرا می خواند. شاید حقیقت قبل از زبان به دست هایمان نگاه می کرد. دست کشیدن از مفهوم، دست کشیدن از همه ی داشته هاست و تعجیل، دل به دست و پیمانه ی خالی نمی دهد. نیک می دانم نمی شود انسان بود و به این بی چارگی خوی گرفت و به صرافت نیفتاد. اما یوسف هم تهِ آن چاه است و از برادارن تهی تر. پیغامبران هم اگر به معجزه خواندند در برابر حقیقت سابقا بر دیگری عاجزند. با این همه؛ بانگِ گشودگی چطور دست از نهیبِ فروبستگی ها می شوید وقتی همه در یک چاه نشسته اند؟ و این بی صبریِ تعجیل، آه از تعجیل که در آن یا باید سر به دروازه ی گشودگی ها خم کرد، یا به موج ساختارها پیوست، یا از آن طرف، حظّ ِ نبودن را بُرد. در غیر این صورت صلاحِ خسروان آن است به دعوت و میانجیگری دلسوزان، رنج و اندوه را «دغدغه» نام نهند و سرها را به بند مناسبات و حوالاتش گردن زنند. آنکه نیهیلیسم را به ذره ذره چشیده باشد، لابد باید بداند نیهیلیسم وضع پلید و تأسف بار یا فحش و دشنام نیست که در طرف مقابل، شایسته و پسندیده باشد از آن عبور کنیم و با آن به فاصله افتیم. به یُمن نیهیلیسم است که دریافته ایم حقیقت کمر شکن است و آذوقه ی راه نیست که مبادا رهرو به ضعفِ بنیاد گرفتار و درمانده شود و در انتها؛ در خیال فترت، قوتِ فقر بمکد. زکریایِ سخن به یحیی نشانه خواست و مهر سکوت بر زبان مردِ اراده ی الهی، تمام آن بشارت بود. می شود در اراده ی الهی به گنگِ سکوت افتاد اما پاسدار حقیقت ماند. می شود اراده ی الهی به سستیِ عافیت نرود اما جرعه ی تلخ ناچاری را به مژده ی بشارت سرکِشد. نوش باد بی چارْگان را. تا آن روز...
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آیا ما را عهدی هست؟! عهدی که بتوان آن را عهد دانست؟! در نسبت با آن عهد در کجا هستیم؟! بیگانه با آن؟ و یا بر سرِ پیمان با آن همچنان حاضریم؟ در آقای عبدالکریمی هرچند دوست دارند همه را دوست داشته باشند، ولی معلوم نیست چرا و بر اساس چه عهدی؟!! آیا صِرف ایرانی‌بودن برای این دوست‌داشتن کافی است؟ آقای شهرستانی مانده‌اند چکار کنند، باید در مورد ایشان عجله نکرد. آقای وطن‌فداء نسبت به عهد خود سرزنده است و آرام‌آرام به پهن‌دشت‌های وسیعی که آقای شهرستانی بنا داشتند برسند، و هنوز نرسیده‌اند؛ می‌رسد. آیا ما را عهدی هست؟! نسبت به آن عهد، کجا هستیم تا بقیه را به جرم آن‌که بر آن عهد وفاداریم، اتّهام یهودی‌گری نزنیم. عجبا! اگر بر عهد اصیلی اصرار شود و در مسیر سنت انبیاء کوتاهی نکنیم، ما در تعصب یهودی‌گری هستیم؟ و خود را امت برگزیده پنداشته‌ایم؟ در حالی‌که آموزه‌های دینی آنچنان آغوش ما را گشوده کرده است که صد لعن و نفرین بر داعشی‌گری می‌فرستیم، اما از ترسِ یهودی‌گری، از عهدِ خود پای بیرون نمی‌نهیم. آری! همه را باید دوست داشت، اما این را هم در بستر عهد دینی شکل می‌دهیم تا نسبت به عهد خود بیگانه نباشیم. موفق باشید 

نمایش چاپی