باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده این سخنان را سخنانِ هوشیارانهی کسی میبینم که میخواهد یک قدم از همهی آنچه در اطراف او ست، جلوتر بگذارد تا شاید گشایشی زنده او را در برگیرد. سخنان کسی که نمیخواهد خود را با مفاهیم بلند قانع کند، ولی از حضوری متعالی جا بماند. ماندهام که چگونه با شما در این واژههای بس طوفانی قدم بزنم و از کجا شروع کنم؟!
میگویی من با امام، خودم را در کجا پیدا کنم؟ میدانم که میدانی خواهم گفت: در حضور در مقابل استکبار، با روحی جستجوگر که میخواهد در این تقابل، خدا را ملاقات کند به همان معنایی که شهداء شروع کردند.
میگویی ما چوبِ چه میخوریم که اینهمه تاریکی؟! و باز خواهم گفت چوبِ غفلت از حضور تاریخی انقلاب اسلامی. اما نه به آن معنا که در فکر خود مطلب را دنبال کنی، بلکه این یک احساس عارفانه است که در لحظهلحظههای انقلاب اسلامی میتوان با آن زندگی کرد.
نه! نه! هرگز انقلاب همراهِ دروغ و تأییدهای دروغین و اندیشههای سطحی نمیخواهد. اینها قاتل انقلاباند. انقلاب اسلامی حقیقتی است که بر جانِ هوشیارانِ این تاریخ مستقر شده است و تمام آن چیزی است که فطرت ما به دنبال آن است.
میگویی انقلاب اسلامی، فطرتها و صدقها را نمیفهمد! در حالیکه خدا میداند تنها در بستر نور انقلاب اسلامی است که درستیها و صدقها و کذبها و دوروییها و ریاها، هرکدام نمایان میشوند.
من از تو نمیپذیرم که رجوع به افرادی که نام بردی آویزانشدن به آنها است. نه! انقلاب اسلامی مظاهری دارد که رجوع به آنها، رجوع به زاویههای مختلف منشوری است که هر صفحهی آن وجهی از خود را نشان میدهد.
خوب متوجهای که نه با مطالعهی کتاب و نه با مباحث تمدن اسلامی و نقد مدرنیته، به آن افقی که در عهد با انقلاب اسلامی به دنبال آن هستیم نخواهیم رسید. و باید آن افق را در همان کند و کاوِ فطرت و حریّت و صدق جستجو کرد.
اگر به کتاب رجوع میشود قصّهی ما قصّهی آن است که گفت:
ما جامه نمازی به سر خم کردیم
از خاک خرابات تیمم کردیم
شاید که در این میکده ما دریابیم
آن عمر که در مدرسه ها گم کردیم
پس قضیه، کتابخوانی و یافتنِ تحلیلی برای دلخوشکردن نیست؛ قضیه، دربهدر به دنبال تذکری است که راهِ گشودهشده را فراموش نکنیم.
فرق نمیکند، هم شمایِ تازه به دورانرسیده از سرگشتگی و تنهایی و بیهمزبانیِ در زمانهی فترت خسته شدهاید، و هم این پیرمردی که دورانهای گذشته را دیده است. و اگر جوان بودم به جای قدمقدمزدنهای امروزی، به سوی آیندهای که روشنیگاهِ این تاریخ است مثل شما گریبان پاره میکردم و کفش از پا در میآوردم و میدویدم.
شما نسل سوختهای نیستید، نسلی هستید که بویِ میّ تاریخیِ انقلاب اسلامی به مشامتان خورده است و طالب مستیِ دوران نسلی هستید که شهیدان آن را نشان دادهاند و شما ماندهاید که مستی شما چگونه باید باشد. و ماندن در دورانِ فترت، از همین جنس است. چه سخت است اسیر قبض و بسطی باشیم که نه میتوانیم به وضع موجود که باز، سیاهیِ دورانِ غربزدگی است راضی باشیم و نه راه آزادشدن از ریسمان غربزدگی به راحتی به عنوان یک سبک، نمایان شده است.
تنها و تنها وقتی در باور رهبری انقلاب جستجو میکنیم و با او به تاریخ خود مینگریم میبینیم شرری از دور و قاصدکی پیامآور، از پشت ابرها و در پشت کوهها – کوههای تاریک بیروح سرد دنیای مدرن – بسی نمایان است. مائیم و همچنان پایداری و پایداری، زیرا آن شرر خبر از آیندهای میدهد که رهبری انقلاب، گزارشگر آن است وقتی که گفت: قطعاً آیندهی شما بهتر از امروز است؛ دروغ نمیگوید. باید در باور او نشست تا آن آینده را احساس کرد و با گرمی تمام، زندگی را معنا بخشید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: مگر نمیدانی قصّهی عشق و عاشقی از همهی عقلها بالاتر است؟!! چه میتوان گفت نسبت به واژههایی که آن مرد الهی در کلمهکلمهی آن حقایقی را در مقابل ما گشودهاند. انسانِ سرگشتهای که سالها در عرفانِ نظری و عملی قدمها جلو گذاشته است، به ما خبر میدهد که راهی را یافته و برای ما گشوده است که همهی آنچه ما در طلب آن هستیم، در آن نهفته است. یعنی دل آرام و قلب مطمئن و ضمیر امیدوار و روح شاد. حال آیا میتوان در این تقدم و تأخرها رازی را دنبال کرد یا یک حقیقت است با واژههای مختلف؟! موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی کسی به جهت روح استکباری در مقابل حق از چشم ایمانی محروم گردد، در هیچ منظری او را نمیتواند ببیند، چه در آیات تکوینی و چه در آیات تدوینی. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ظاهراً کوهِ بیرونی در آن حال، صورت اَنانیت انسان بوده است و حتی موسایِ در مقام کلیماللّهی به آن شکل جواب «لن ترانی» شنید و در مقام کلیم اللّهی خود بیشتر مستقر شد. آری! به این وجوه نیز میتوان نظر داشت که گفتهاند: حضرت موسی خطاب به خداوند در کوه طور گفت: «ارنی» و خدا فرمود: «لن ترانی». حال بنگر که بزرگان ما هرکدام در این مکالمه چه گفتهاند:
برداشت سعدی:
چو رسی به کوه سینا ارنی مگو و بگذر
که نیرزد این تمنا به جواب "لن ترانی"
برداشت حافظ:
چو رسی به طور سینا ارنی بگو و بگذر
تو صدای دوست بشنو، نه جواب "لن ترانی"
برداشت مولانا:
اَرِنی کسی بگوید که تو را ندیده باشد
تو که با منی همیشه، چه "تَرَی" چه "لن ترانی"
سه بیت، سه نگاه، سه برداشت
مثل سعدی، عاقلانه
مثل حافظ، عاشقانه
مثل مولانا، عارفانه
موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: مواظب باشید بین تقسیمبندیهای عرفانی که استاد یزدانپناه در آن کتاب مطرح میکنند و تقسیمبندیهای فلسفی که جناب ملاصدرا به میان آوردهاند؛ خلط نشود. هرکدام را باید در جای خود و جدای از همدیگر قرار داد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بعد از بحث «ده نکته در معرفت نفس» اگر بخواهیم با سادگی موضوع سلوک اخلاقی را دنبال کنیم؛ مباحث «ای اباذر» کارساز است و اگر بخواهیم کمی با شدت بیشتر، کار را شروع کنیم مباحث «یابن جندب» کمک میکند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! حقیقتاً غرب یک کلّ واحد است به این معنا که اگر خودآگاهیِ لازم نسبت به این امر نداشته باشیم با اتخاذ هر جزیی از آن، بقیهی آن را عملاً گرفتهایم و از این جهت، غرب وارد زندگی ما شده است. با اینهمه آیا میتوان گفت که آن عقل تکنیکی در جای خود تواناییهایی ندارد؟ مسلّم چنین نیست که کسی منکر آن تواناییها باشد، بحث بر سر آن است که اگر ملتی شیفتهی آن نظم و فرهنگ شد، باید بپذیرد که روح سکولاریتهی آن او را در بر میگیرد. و اینجا است که به قول شهید آوینی، میتوان با خودآگاهی به گزینش نسبت به غرب اقدام کرد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- خداوند طبق آیهای که میفرماید: «ربّنا الذی اعطاء کلّ شیئ خلقه ثم هدی» خلقت ما را به ما داده و آنچه از او طلب کردهایم را به ما داده است، ولی این غیر از آن است که شما میفرمایید. ما در همهوقت دارای اختیار هستیم و این انتخابهای ما است که شخصیت ما را شکل میدهد تا به لشکر حسین«علیهالسلام» بپیوندیم یا نپیوندیم 2- در مورد قسمت دوم سؤال، این احساسها ربطی به عالم ذر ندارد بلکه چون نفس انسان مجرد است، میتواند آنچه هنوز برایش پیش نیامده است را تا حدّی بیابد. در این مورد میتوانید به کتاب «ده نکته در معرفت نفس» با شرح صوتی آن که بر روی سایت هست، رجوع فرمایید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- رهبر معظم انقلاب از طریق رهنمودهایشان ما را متوجه میکنند در چه جهانی زندگی میکنیم 2- آری! انسانها با نیّاتشان محشور میشوند. یعنی حضرت حق به اندازهی نیّات آنها به آنها اجر و جزا میدهد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: اتفاقاً این نکتهی بسیار مهمی است و جناب آقای دکتر رضا داوری نیز در کتاب ارزشمند «خرد سیاسی در جهان توسعهنیافتگی» به همین نکته اشاره میکنند که اگر فرهنگ غربی با سکولاریتهبودنش انسان را از حیات متعالی محروم میکند، نباید از عقلِ تکنیکی آن که همراه با نظم خاصی میباشد، غفلت کرد، چرا جهانِ توسعهنیافته به بهانهی بدی فرهنگ غربی، خود را باید از نظم تکنیکی آن محروم کند و یا چرا آنچنان شیفتهی آن نظمِ دنیایی بشویم که فراموش کنیم ما معنای زندگی را باید در فرهنگی متعالیتر از فرهنگ غربی با سکولاریتهبودنش جستجو کنیم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: مسلّم همهچیز از طریق خداوند برآورده میشود. منتها بهترین رجوعِ به حق از طریق مظاهر الهی است که تعینات انوار الهی میباشند که البته بحث آن مفصل است. بهتر است ما مثل بچهی آدم از آن وسایل استفاده کنیم و بهره ببریم و مثل کسی نباشیم که بگوید خدا باید تشنگی مرا رفع کند و خدا هم خواهد گفت: تو از آبی که من خلق کردهام استفاده نمیکنی، بهتر است از تشنگی بمیری. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: رویهمرفته اگر شرایط و مصلحت باشد، حرزها مؤثر خواهند شد 2- فرق چندانی ندارد که از کدام حرزها استفاده کنید 3- از جستجوگر گوگل میتوانید آنها را بهدست آورید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: با مطالعهی کتابهای ساده و جذابی مثل «داستان راستان» شروع کنید تا پس از عادت به مطالعه، بتوانید کتابهای مشکلتر را نیز مطالعه نمایید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در سن نوجوانی و جوانی قوهی واهمه قدرت و شدت بیشتری دارد. لذا سعی کنید آن محبت را که ریشه در قوهی واهمه دارد کنترل نمایید و زندگی خود را به آن رفیقتان متصل ننمایید. آری! به صورت مستقل زندگی کنید و احترام لازم را برای ایشان قائل باشید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در زمان حضرت علی«علیهالسلام» هم شرط مشروعیت حاکمیت، بیعت بود. و به همین جهت حضرت علی«علیهالسلام» به مردم فرمودند حکومت از آن شماست، به هرکس میخواهید بدهید. لذا صورت امروزینِ بیعت، همان انتخابات است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده ممکن است موارد قلیلی باشد که فکر کنند اگر شناسنامهشان مهر نخورد برایشان مشکل بهوجود میاید؛ ولی اکثراً مثل من و شما هستند که میدانیم در رأیدادن و رأیندادن آزادیم و نیز میدانیم بالاخره باید مشکلات را با همین نظام حل کرد و مقام معظم رهبری از این جهت میفرمایند رأیدادن نحوهای از تأیید نظام را در بر دارد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- بنده نمیدانم ما حق داریم چنین تصمیمی برای بدن خود بگیریم یا نه؟ به همین جهت است که نمیدانم ثوابی برای آن کار مترتب است یا نه؟ 2- در مورد فروش کلیه و یا هدیهدادنِ آن، چون رویهمرفته مشکل چندانی برای انسان پیش نمیاید، میتوان گفت موجب کمک به بقیه شده و بیاجر و ثواب نیست 3- ثواب و عقاب مربوط به نیّت انسان است و ربطی به اعضای بدن او ندارد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: حضرت آیت اللّه جوادی«حفظهاللّه» در نظر نسبت به این خطبه میفرمودند افسوس که جناب سید رضی با تقطیع چنین خطبههایی موجب اشکال شده، زیرا نهتنها محتوای این خطبه با آموزههای اسلامی نمیخواند، حتی در درون خطبه تناقض وجود دارد. زیرا چه ربطی بین نقص ایمان زن و اینکه مدتی از ماه را نمیتواند به جهت نظام طبیعیاش عبادت کند؛ هست؟ و تازه این چه ربطی به نقص عقل دارد؟!! موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: هر اندازه انسان از خود بگذرد، حضرت حق را که فطرت الهی انسان را بر اساس توحید شکل داده است، بهتر مییابد. به همان معنایی که جناب حافظ فرمود: «تو خودْ حجاب خودی حافظ از میان برخیز / که در میان تو و او، بهجز تو حائل نیست». به قول وحدت کرمانشاهی:
هرکه از خود بگذرد جانش دهند
هرکه جان در باخت جانانش دهند
هرکه در سجن ریاضت سرکند
یوسف آسا مصر عرفانش دهند
هرکه گردد مبتلای درد هجر
از وصال دوست درمانش دهند
هرکه نفس بت صفت را بشکند
در دل آتش، گلستانش دهند
هرکه برسنگ آمدش مینای صبر
کی نجات از بند هجرانش دهند؟
هرکه گردد نوح عشقش ناخدا
ایمنی از موج طوفانش دهند
هرکه از ظلمات تن، خود بگذرد
خضر آسا آب حیوانش دهند
هرکه بی سامان شود در راه عشق
در دیار دوست، سامانش دهند
موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: امامان در مقام عصمتاند یعنی به هیچ گناهی نزدیک نمیشوند. در نتیجه اگر ما به همان اندازه که تکلیفمان را با گناهان روشن کنیم و با عمقِ جان واجبات را انجام دهیم و از محرمات دوری کنیم، از جهتی با آنها همسنخ میشویم و جان خود را حقیقت آنها مییابیم. و در همین رابطه در روایت از ائمه داریم که شیعیان ما در قیامت در کنار ما هستند و دو انگشت سبابهی خود را به هم نزدیک کردند و فرمودند: «کهاتین»، مانند این دو انگشت. فکر میکنم در این رابطه کتاب «مبانی نظری و عملی حبّ اهلالبیت» همراه با شرح 70 ساعاتی آن در این امر راهگشا باشد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: چون حضرت متوجه هستند تصوری که آن طرف از حضرت دارند که موجب شده است به ایشان توهین کنند، تصور غلطی است که از آن حضرت دارد. لذا پس عملاً به آن حضرت توهین نکرده است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: کار مشکلی است. شاید کتاب «سیر تحول مکتب فلسفی اصفهان از ابن سینا تا ملاصدرا» از آقای دکتر مهدی امامیجمعه که اخیراً تجدید چاپ شد، کمک بکند از آن جهت که ایشان قسمتی از کتاب را در نسبت صناعت با حکمت متعالیه شکل دادهاند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در فرهنگ دینی خداوند میفرماید: «وللّه الاسماء الحسنی فادعوه بها» خدای را اسماء حسنایی هست، پس او را با آن اسماء حسنا بخوانید. لذا همانطور که اگر خدای حکیم را با اسم «یا سریع الإجابه» بخوانید، اگر حکمت او اقتضاء کند با همان اسم به صحنه میآید و تقاضای ما را سریعاً جواب میدهد؛ میتوان گفت جناب عباس«علیهالسلام» به یک معنا مظهر اسم سریعالإجابهی حضرت حقاند و اگر حکمت الهی اقتضاء کند، ایشان به نور آن اسم به صحنه میآیند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: شکوه برای مکانهای مقدس خوب است ولی تجمل نه. و عموماً بین این دو خلط میشود. دریا، شکوه دارد ولی تجملی نیست. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده نیز التماس دعا دارم. چون تحلیل ایشان را تحلیلی حکیمانه دیدم عیناً در جواب بعضی از سؤالات کاربران، آن را ارسال نمودم. موفق باشید
