بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
29030
متن پرسش
سلام استاد: من ۲۸ سالمه و یک دختر دارم، برای بچه بعدی مرددم و نمیتونم تصمیم بگیرم که چکار کنم، از طرفی الان دخترم تمام وقتم رو گرفته و من به علایق شخصی و مطالعه خیلی کم می‌رسم. لطفا به من بگین با این افکار چکار کنم تا مادری در نظرم مهم شود و احساس بی ارزشی نکنم و بچه دوم بیارم. ممنونم
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: معنای شما در بسط و گسترشِ شما می‌باشد و یکی از راه‌های بسطِ وجودیِ انسان، فرزندآوری است. البته در کنار توکل به خدا، تا خداوند ما را تنها نگذارد. موفق باشید

29029
متن پرسش
سلام استاد خدا قوت: در رابطه با این بیت از مولوی «آب کم جو تشنگی آور بدست / تا بجوشد در تو از بالا و پست» یه چند تا مسئله دارم که باهاتون در میان می‌گذارم؛ حدود چند سالی میشه که مطالعه دارم و با آثار شما علی‌الخصوص و بقیه متفکرین مانوس هستم، مانوس که نه یه چیزکی می‌فهمم. خدا رو شکر یه سری مسائل رو خوب درک می‌کنم، اما همچنان اون‌اضطراب و سرگشتگی هنوز باقی است. یکی از بزرگان یه جمله می‌فرمودند که «انسانی که تشنه نیست اگر آب بخوره باد میکنه» و بنده حس می‌کنم یک چنین حالی دارم و از این مطالعاتم فقط باد کرده‌ام. الان هم یه سرگشتگی توی موضوعات دارم، نمیدونم چی بخونم، یه کم رمان میخونم بعد میگم نه باید انقلاب بخونم بعد رها می‌کنم می‌شینم پای معرفت‌النفس و خلاصه یه سرگشتگی از این جنس دارم. و اصلا هیچ مسیری رو طی نمی‌کنم و اصلا هیچ جدیتی تو خودم حس نمی‌کنم. این بیت مولوی تو ذهنم بود تا الان که دارم خدمتتون بابش رو باز می‌کنم، احساس می‌کنم اصلا تشنه نیستم و فقط هوس هستش، به خاطر همین جدیتی برای هیچ چیز ندارم. مسئله‌ام اینه؛ ۱. کی میشه که انسان تشنه بشه؟ اصلا چطوری باید تشنگی آورد بدست؟ ۲. با این حال تو این وضعیت مطالعه کردن مفیده یا مضره؟ مطالعه کردن رو رها کنم برم و وقتی تشنه شدم بیام؟ ۳. این سرگشتگی برای مطالعه و در کل جدی نبودن در کارها و بی خیالی رو چیکار کنم؟ ریشه‌اش کجاست؟ خیلی وقته تحمل کردم که سوال نپرسم و صبر کنم به اعتبار اینکه «مرغ صبر پرّان‌تر بود» ولی مثل اینکه بلد نیستم صبر کنم. شما از این گفته‌ها، ناگفته‌های من رو بخونید. خیلی ممنونم استاد که حرف‌های بنده رو میشنوید، حق پدری به گردنم دارین...ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. احساس حضور در عالم و در تاریخ، کارساز است. در این رابطه پیشنهاد می‌شود متون نوشتاری 26 جلسه‌ی سوره‌ی جاثیه را با حوصله و تا آخر دنبال بفرمایید. ۲. پیشنهاد دنبال‌کردن افقی را دارم که در کتاب «سلوک ذیل شخصیت امام خمینی «رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» مطرح است. ۳. بعد از این دو مرحله، مباحث «انقلاب اسلامی، طلوع جهانی بین دو جهان» را دنبال بفرمایید. البته هنوز ما جهان خود را پیدا نکرده‌ایم تا از این نوع قبض و بسط‌ها که گرفتار آن می‌شوید راحت شویم ولی بالاخره این راه را خداوند در مقابل ما گشوده است. موفق باشید

29028
متن پرسش
سلام: ببخشید یه سوال داشتم. می‌خواستم بدونم اگر شخصی تمام عمرش سعی بر دوری از دنیا باشه و تو راه سلوک الی الله باشه، اگر یوقت یه گناه کبیره انجام بده شامل کلام خدا که می‌فرماید حبطت اعمالهم، می شود؟ اگر میشه خب واقعا خسر دنیا و آخرت شده! حال با این وجود چرا باید از دنیاش بگذره تا به آخرتش برسه؟ چرا باید لذت های دنیا رو ترک کنه؟ اگر با یک گناه اعمالش حبوط میکنه خب چرا باید در این دنیا زجر بکشه؟! چرا به دنیا نچسبه و مثل اکثر مردم لذت نبره؟ چرا باید سعی و تلاش بیهوده کنه، وقتی میدونه امکان خطا وجود داره؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: راه توبه که بسته نیست! به ما فرموده‌اند: «قُلْ يَا عِبَادِيَ الَّذِينَ أَسْرَفُوا عَلَىٰ أَنْفُسِهِمْ لَا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ ۚ إِنَّ اللَّهَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِيعًا ۚ إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ» ای رسول رحمت) بدان بندگانم که (به عصیان) اسراف بر نفس خود کردند بگو: هرگز از رحمت (نامنتهای) خدا نا امید مباشید، البته خدا همه گناهان را (چون توبه کنید) خواهد بخشید، که او خدایی بسیار آمرزنده و مهربان است. موفق باشید

29027
متن پرسش
با سلام و تشکر: آخر کتاب معاد آورده اید کتاب تمام شد حالا بگو چه شروع شد؟ راستش تا قبل از مطالعه کتاب فکر می کردم اگر انسان به شریعت عمل کند و دنبال حب اهل بیت و خودسازی باشد با مرگ به آرامش می رسد. الان فکر می کنم آرامش فقط به شرط ۲۰ گرفتن است. حتی ۱۹ بودن هم بعد از مرگ سختی دارد. و از اونجا که تعداد کمی به آخرش در دنیا می رسند پس احتمالا من هم گرفتارم. و این خیلی احساس اضطرار در من ایجاد کرده. فکر می کنم خدایا چه جوری طاقت بیارم. من پنج سالی هست که با بیماری صعب العلاج دست و پنجه نرم می کنم، همین را هم طاقت ندارم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! «گرچه بهشت‌اش نه به کوشش دهند / آن‌قدر ای دل که توانی بکوش». موفق باشید

29026
متن پرسش
سلام استاد: بنده در درس خواندن دچار مشکلم. مباحث خیلی خیلی عالی و روحبخش فلسفه و عرفان و کتب معرفتی رو میخونم و در لحظه می‌فهمم ولی بعد از اندکی از حافظه ام میره. مشکل حافظه پیدا کردم. چیکار کنم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: کار خاصی لازم نیست انجام دهید. همین‌که مطالب را ادامه دهید خودتان إن‌شاءالله اهل فکر می‌شوید، به جای آن‌که بخواهید آن حرف‌ها در حافظه‌ی شما بماند. موفق باشید

29025
متن پرسش
با سلام خدمت استاد محترم: سوالم این است آیا زمان اثر تکوینی متفاوت دارد، مثلا درست است بگوییم اثر تکوینی ماه رمضان گشوده شدن درهای ملکوت است؟ آیا مثلا روز عید غدیر همیشه اون روز اثرات تکوینی خود را دارد؟ این موضوع را در مورد ماه صفر چگونه بگوییم؟ سوال دوم: بعضی عرفان حلقه ای هایی که در گروه های خانوادگی هستند، و به شغل شبهه پردازی مشغولند حتی زیارت قبور در شب جمعه را برای جوانان زیر سوال برده اند چه پاسخ جامعی برای این موضوع هست. و سوال سوم: در مورد بریدن سر گوسفند برای صدقه. چه پاسخی دهیم که می گویند چرا برای خودمان حیوانات را اذیت کنیم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. در رابطه با ظرفیت زمان‌ها و مکان‌ها در مباحث «روزه» عرایضی شده است. ۲. دلیل آن‌ها در مقابل نفی سعه‌ی شب جمعه چیست؟ آری! زیارت قبور در شب برای کسی که ممکن است گرفتار توهم شود، صحیح نیست. ۳. خود حیوان از نظر تکوینی دوست دارد که به ثمر برسد و به گفته‌ی جناب صدرالمتألّهین، استفاده‌ی او توسط انسان‌ها شأن حیوانیِ او را در حدّ حیات انسانی قرار می‌دهد. موفق باشید

29024
متن پرسش
سلام استاد: خیلی شده که بزرگان میگن: سوء ظن داشتن به دیگران کار خوبی نیست. این با اعتماد کردن به دیگرانی که بعضا نمیشناسیمشون تنافی نداره؟ ساده لوح نبودن رو چجوری میشه از عدم سوء ظن جدا کرد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر بخواهیم امور خاصی را به کسی واگذار کنیم باید به او اعتماد داشته باشیم. ولی در امور عادی باید همه را خوب دانست و سوء ظن نداشت. موفق باشید

29023
متن پرسش
سلام استاد: خدا قوت، استاد چرا نمی‌شود حالات را بیان کرد؟ چرا هر وقت می‌خواهم حالتی را حتی به استادم حضرتعالی هم بگویم، جوری دست و پایش را قطع می‌شود که اگر ذبح می‌شد بهتر می‌بود. چرا اساسا حالات معنوی قابل بیان نیستن؟ آیا همیشه اینگونه خواهد بود؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: باید زبان ارائه، عوض شود. زبان دیگری در میان است که إن‌شاءالله با آن «گفت»، گفته‌ها می‌توان گفت. در متن شماره‌ 18 مباحث «انقلاب اسلامی، طلوعی بین دو جهان» این‌طور عرض شده است:

18- اگر انسان در آن احساس بیکرانه در سعه‌ی ذاتی‌اش که از جهتی به سوی وجود نظر دارد، خود را در معرض تجلیّات وجود مطلق قرار ‌دهد ، تجلیّات حضور خداوند را در ابعاد متفاوت‌اش می‌یابد، یعنی در عقل، به فهمی خاص نسبتِ به بیکرانگی خدا می‌رسد و در قلب به احساسی خاص نسبت به بیکرانگی آن حقیقت دست می‌یابد و در سامعه به شنیدنی خاص نسبت به بیکرانگی آن حقیقت نایل می‌شود و زبان انسان نیز تجلی همان حقیقت بیکرانه است، منتها در همه‌ی این موارد اجمال در میان است، چه در عقل و چه در قلب و چه در سمع و چه در زبان، و هر اندازه انسان با حضورِ بیشتر یعنی «تقوا» با رویکردِ به تفصیل‌درآوردنِ تجلیّات، نظر به حقیقت بیکرانه داشته باشد و با مسئله‌ای مشخص به آن حقیقت بیکرانه، نظر کند، زبان او آن حقیقت بیکرانه را بهتر ظاهر می‌کند و بهتر می‌تواند دریایی را در کوزه‌ای جای می‌دهد، کوزه‌ای که از جنس دریاست، موجی که منقطع از دریا نیست. لذا به همان معنایی که موج عین دریا است، زبان عین حضور خدا می‌شود و هر سخنی را که انسان در این رابطه بگوید و یا نام ببرد، حقیقت را ظهور داده و به اشیاء اجازه داده تا در دل آن زبان، به ظهور آیند و آینه‌ی «وجود» باشند ولی نه بی‌نسبت با حقیقت انسان که موجب دوگانگی سوبژه و اُبژه شود، بلکه همان عالم انسانی است که از آن طریق ساخته می‌شود و انسان در این زبان سکنی می‌گزیند، زیرا نوعی از تجلی است که او را فرا گرفته و همواره و در هر حال افقی را در مقابل خود دارد که خودش نیز در آن افق است، بدون محجوب‌شدن از طریق هسته‌ای معنایی و مفهومی.

موفق باشید     

29021
متن پرسش
سلام استاد: زن خانه دار هستم و ۶ ماهی هست روی مباحثتون کار می‌کنم. ۲۴ سالمه و فرزندی ندارم، نمیدونم آیا بچه دار شم به سلوکم لطمه ای وارد میشه یا با وسعت قلبم بهتر جلو میرم. واقعا از بچه دار شدن هراس دارم ولی از طرفی احساس عذاب وجدان دارم که فعلا به حرف رهبری راجع فرزند آوری عمل نکردم. از طرفی سنم هم داره بالا میره می‌ترسم دیر بشه. استاد کمکم کنید قلبم اروم بشه، بتونم این مسیر رو با فرزند طی کنم. چون من اکثر وقتم تنهام و خلوت دارم و خونه ارومه و خیلی آرامش دارم، می‌ترسم بچه هی شلوغ کنه و کل وقتمو بگیره. شرمنده شاید این حرفا خیلی پیش پا افتاده باشه ولی واقعا برام دغدغست. استاد نگید که با فرزند فقط به خدا می‌رسم، من بدون عبادت و مناجات با خدا می‌میرم و قلبم خراب میشه، حتی یه روز دوری از خدا زود منو می‌کشه، استاد قوت قلبی بهم بدین که با فرزند آوری هم میشه این راه رو رفت.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با حضور فرزند، فرشتگان زیادی وارد زندگی می‌شوند و برکات معنوی خاصی نصیب شما می‌گردد. موفق باشید

29020
متن پرسش
سلام: با توجه به این که ارواح طیبه ی شهدا مجرد هستند و مانند خدا محدود به زمان و مکان نیستند و از این لحاظ شباهت به تجرد خداوند در اذهان دارند و این مساله دارای اهمیت توحیدی است. و با در نظر گرفتن این که توسل به امور غیرجسمانی و در گذشتگان در قرآن،‌ نمونه ی معین و واضحی ندارد و در آیاتی همچون ۱۴ فاطر و ۱۹۴ اعراف و ۵۶ اسرا، خواندن درگذشتگان نهی شده است. آیا دلیلی *قرآنی* داریم که در آیه ی يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ ابْتَغُوا إِلَيْهِ الْوَسيلَة کلمه ی وسیله می تواند اشاره به *توسل به این ارواح مجرد* داشته باشد؟ با در نظر گرفتن این که ایشان در قید حیات نیستند؟ آیا در این آیه کلمه ی وسیله اشاره به جهاد و نماز و زکات و اعمال خیر ندارد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: چرا آیه را محدود به جهاد و نماز بکنیم؟! چرا می‌فرمایید شهدا در قید حیات نیستند؟! در حالی‌که قرآن می‌فرماید: «بل احیاء» و از آن مهم‌تر می‌فرماید: «فَرِحِينَ بِمَا آتَاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَيَسْتَبْشِرُونَ بِالَّذِينَ لَمْ يَلْحَقُوا بِهِمْ مِنْ خَلْفِهِمْ أَلَّا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ» (آل‌عمران/ ۱۷۰). موفق باشید

29019
متن پرسش
سلام علیکم: در پاسخ به سوال ۲۹۰۰۸ از سنتی لا یتغیر فرمودید که راز تداوم انقلاب در آن نهفته است. به یاد دارم در کتاب انقلاب اسلامی بازگشت به عهد قدسی فرموید که تفاوت ما در نگرش ما به مشکلات با یک فرد غیر انقلابی این است که متوجهیم حقیقت انقلاب اسلامی که ریشه در ایام الله و برخاسته از سنتی دارد که خداوند الطاف خاصه اش را بر افراد و مومنین صبار و شکور نازل می‌کند، عظیم تر از آن است که با مسئولان و فلان گرایش آن شخص و یکسری بدسلیقگی و ناکارآمدی ها به حجاب برود و محو شود بلکه عظیم تر از آن تاریخ را از آن خود می‌کند مثل اینکه امیرالمومنین چون اطمینان به وعده «والله یعصمک من الناس» داشتند در زمان خلفا، اسلام را از دست رفته ندیدند چون مطمئن به وعده الهی و حقیقت و تجلی توحیدی آن بودند. انقلاب اسلامی با زعامت دو عبد صالح خدا، چنان عظمت و حضوری بس متعالی و کیفی بخش و تمدنی در این تاریخ دارد که با این نفاق و ناکارآمدی و مشکلات از پا نمی افتد و اثبات کرده می‌تواند از سخت ترین مشکلات ولو تهاجم فرهنگی یا نهادینه سازی لیبرالیزم به اسم سازندگی و توسعه مدرن به نام اصلاحات و انحرافات در عدالتخواهی با رویکرد به اصطلاح بهاری و از رمق انداختن شعائر و سنجه های انقلاب بنام تدبیر و امید بگذرد و همه اینان اگر روزی هم در قطار انقلاب بودند نهایتا نتوانستند ذیل عالم و عهد انقلاب حاضر شوند و از این قطار یا پیاده یا در حال پیاده شدن یا درگیر رکون و خموشی شده اند ولی با این‌همه همچنان این انقلاب عظیم است که چهل و یکسال مانده و توحید را در برابر استکبار گشوده و لرزه ای بر تن جاهلیت مدرن و تفکر منقطع از عالم قدس انداخته و آغازی بر یک پایان است. کدام ملتی درون وادی تمدن سازی رفته و این مشکلات و دردسرها را ولو ده ها برابر بدتر نکشیده؟ همین تمدن غیر توحیدی مدرنیته برای شکل گیریش چقدر فلاکت و مصیب کشیدند و کافی است برای فهم معیشت و اوضاع جوامع بدنبال مدرنیسم به کتب تاریخ تمدن رجوع شود تا ببینیم در چه مشکلاتی قوطه ور بودند. تمدن سازی و گذار از تمدن مدرن و عالم غربی و شبه مدرنیته ایرانی که علی الخصوص از دوره قاجار و پهلوی قوت گرفت، کار یکشب و دو شب نیست و علاوه بر سختی ها و اشتباهات و نفاق ها که جدا ما اکثر ضرباتمان از نفاق و نفوذ در درون نظام بوده، معلوم است که مستکبرین و پرچمداران لیبرال دموکراسی در صدد شعب ابی طالب ها بر می آیند و سعی دارند از طریق استعمار نوین و با علوم انسانی غربی، فکرهای توحیدی و ریشه های انقلابی را تعطیل کنند. دستاوردهای مادی انقلاب هم حقا با اوج مشکلات و ساختارهای شبه مدرن و عناوها جدا بی نظیرست و چند برابر شدن امکانات زیر بنایی و ظرفیتها که حتی مجلداتی را به خود اختصاص می‌دهد، شاهدی بر این مدعاست و حتی آمارها و اسنادی که دشمنان ما هم منتشر می‌کنند صحت آن را بیشتر می‌کند. اما اکنون ماییم و دستور رب العالمین که فرمود: «و اما بنعمه ربک فحدث»؛ این آیه جدا افق پیش روی ماست. در اوج شدتها و سختی ها و تهدیدات مشرکین و منافقین و معلوم نبودن افق آینده و تشکیک های این امت اسلام، خداوند امر می‌فرماید تحدیث نعمت کن و در روایات تعبیر شده منظور از این خیر و نعمت همان رجعت به عنوان زمان تحقق دولت حق و دولت آدم بصورت تام است؛ آری رسول الله باید در اوج این سختی ها و تشکیک ها و دلهره ها از آینده، تحدیث نعمت کند تا امت بفهمند مشغول ساخت تاریخی هستند که نهایتش رجعت است و به آن حقیقت متعالی می‌رسد و دارید این مسیر را باز می‌کنید و اگر نظر به رجعت و آن هدف کلان کنید تاب می آورید و صبر و شکر خواهید داشت و بزرگ می‌شوید و مشکلات، شما را ابن السبیل نخواهد کرد. مانند اینکه اگر درخت بشوید نشستن گنجشک ها بر روی شما اثر ندارد چون انقدر تنومنید که متغیر نشوید ولی اگر شاخه گلی باشید، با نشستن گنجشنکی به این سو و آن سو می‌روید پس باید نگاه شما و سعه وجودیتان بسط یابد و عظیم شود تا بتوانید بفهمید شما در حال مقاومت در مسیری هستید که آینده اش آنجاست و لذا همین الان شما هم خیرست و مهلتی برای سنجش عیارتان و کنار زدن زنگهارها و گوش سپردن به نوای حق و برداشتن حجابهای این راه. تا امت بینش تمدنی و کلان و عظیم نیابد و در نیابد در چه مسیری مشغول حرکت است و چه افقی را مد نظر گرفته و مشغول گشودن چه تاریخی است، توفیق و صبری نصیبش نخواهد شد ولی بالعکس با این صبر و مجاهدت و نظر به مقصد این راه می‌شود «و لما رای المومنون الاحزاب قالوا هذا ما وعدنا الله و رسوله»
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: یکی از راه‌های تفکر برای درک موقعیت تاریخی خود، فهم موقعیت و سخن و موضع‌گیریِ دشمنان این حرکت است بدون هیچگونه تعصبی، حقیقتاً دشمنان انقلاب اسلامی با همه‌ی تنوعی که دارا هستند، به پایین‌ترین نحوه‌ی تفکر و به انواع آلودگی‌های شخصی گرفتارند و این بهترین شکل برای درک جایگاه وجودی انقلاب اسلامی در هستی است از آن جهت که اولاً: خداوند هیچ توفیقی به آن افراد برای درک حقیقت نمی‌دهد و ثانیاً: هیچ امکانی برای رسیدن به هدف در نظام الهی برای آن‌ها نیست. پس باید خاطرمان از طرف خطراتی که دشمنان حرکت توحیدیِ انقلاب اسلامی پیش می‌آورند، جمع باشد. عمده درک موقعیت خود و رسالتی است که خداوند در این گردونه به عهده‌ی فرد فرد ما گذاشته است که مجهز به شأنی باشیم که در این مقابله نشان دهیم ما در راستای اراده‌ی الهی عمل می‌کنیم و معنای شناخت زمان و مطابقِ زمان عمل‌کردن و تقوای زمانه را در خود شکل‌دادن، در این‌جا جای خود را باز می‌کند و امیدواریِ هر روز ما به جهت آن است که آرام‌آرام مردم ما با خودآگاهی تاریخی از امیدواری نسبت به جبهه‌ی کفر فرو می‌نشینند و برای حضور تاریخی خود به اندیشمندیِ صحیح نزدیک می‌شوند. آری! صبری نیاز است تا حضرت معبود هر لحظه بیش از پیش اراده‌ی خود را که اراده‌ی نفی استکبار است به ما نشان دهد. موفق باشید  

29018
متن پرسش
سلام وقت بخیر: برای آشنایی با فلسفه اسلامی و مخصوصا تاریخ فلسفه اسلامی از اول تا الان چه کار کنم؟ علاقه مندم ذهن منظمی در این رابطه داشته باشم تا بتوانم قطعات پازل سیر فلسفی را کنار هم بچینم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر می‌کنم جزوات «تاریخ فلسفه و کلام اسلامیِ» روی سایت شروع خوبی باشد. موفق باشید

29016
متن پرسش
سلام علیکم خدمت استاد بسیار گرامی: بنده یک خانوم خانه دار هستم و با تحصیلات دیپلم، بنا به دوره هایی که خداوند به رویم گشاده، سیره اهل بیت رو هم تا حدود زیادی بررسی کردیم، در اون دوره ها روشن شد که کتاب های قصه کودکان درباره انبیا و امامان دارای اشکالاتیست که هنوز بنده و خیلی از دوستان موفق به پیدا کردن کتاب های خوب برای کودکانمون نشدیم، اگر هم باشه خیلی کمه، استاد بنده پیشنهاد دادم برای ارائه طرح مون نوشتن کتاب قصه برای کودکان در این را زمینه شروع کنیم، بنده میخاستم شما راهنمایی بفرمایید به کجا رجوع کنم که راه رو اشتباه نرم، از کی مشاوره بگیرم؟ منبع داستان هام از کجا باشه؟ اجرکم عندا.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده در این مورد تخصص ندارم. مطلب را برای عزیزانی که در جریان این امور هستند می‌فرستم تا نظرشان را برایتان ارسال کنم. موفق باشید

29015
متن پرسش
سلام علیکم: استاد من چند ساله دوست دارم نماز شب بخونم ولی انقدر برام سنگینه که تا حالا نتونستم بخونم. فقط امسال رهبر یه حدیثی خوندن و من بعد اون حدیث تونستم نافله صبح رو قبل نماز صبح بخونم. استاد من چیکار کنم برا این مساله خیلی ناراحتم. یه موردی کاش سوالای کلیدی در مورد موضوعات رو یجوری قابل دسترس تر میکردین تو سایت. بعضی کلید واژه ها بیست صفحه براش میاد بالا خیلی سخته همه رو بخوایم بخونیم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. «آنقدر ای دل که توانی بکوش» ولی إن‌شاءالله با ارادت به شهدا بهره‌ی لازم را می‌برید. ۲. موضوع با مسئول محترم سایت در میان گذاشته می‌شود تا هر طور صلاح می‌دانند بررسی کنند. موفق باشید

29014
متن پرسش
عنوان: عرفان با سلام و تشکر. حدود ۵ سال است که بر اثر بیماری روی ویلچرم، دو سال پیش که دو دکتر رفته بودم و حال بسیار بدی داشتم، آقای دکتر سر صحبت را باز کرد. این دو سال برکات معنوی زیادی برایم داشته، احساس می کنم دوباره متولد شدم، دوبار ه اسلام اوردم، با خدا آشتی کردم. اما در کمال بهت و تعجب روزی دکتر گفت که لایک است، نماز نمی خواند، و خلاصه هیچی! اصلا قابل باور نبود. او تسلط زیادی به آیات و روایات، مثنوی و منابع عرفانی شرق و غرب داشت و باورش برایم سخت بود. گفت دیگه نمی تونه من را راهنمایی کنه و من به حد کافی رشد کردم که بقیه راه را بروم. چندی بعد به یکی از دوستانی که در همین مسیر آشنا شده بودم موضوع را گفتم، گفت بله دکتر بی دین است و چون شما با او هم افق نشدید دیگه نمی تونه با شما باشه! استاد، من با آشنایی با دکتر به کتاب های شما رسیدم و خدا را شاکرم که سطر به سطر کارهاتون نوره. ولی همش با خودم می گم می شه انسان به اهل بیت برسه با کسی که اهل بیت را فقط در حد انسانهای عارف قبول داره؟ کجای کارم می لنگه؟ حتی دکتر روزی گفت که تقلید از یک دین خاص یعنی زندگی به جای گوسفند! دکتر قدرت روحی زیادی داره، و این را بارها تجربه کردم. خیلی گیج و حیرانم نمی دانم در این دو سال فاتحه خودم را خواندم یا سالک شدم؟ * مورد دیگه که سوال داشتم، در حال مطالعه کتاب معادتون هستم، این که توضیح دادید که اکثرا فشار اولیه را دارند چون مثلا از بداخلاقی بدش میامده ولی نتونسته پاکش کنه، واقعا دچار وحشت شده ام، چون ان شاءالله بتوانیم پاک بشویم ولی اگر نشدیم باید منتظر فشار باشیم. و باور کنید در این پنج سال بیماری آنقدر درد کشیدم که دیگه فشار ....** سوال دیگه: یکی از کتاب هایی که دکتر گفت بخوانم سرگذشت یک یوگی بود. در این کتاب فصلی درباره مرگ استاد یوگی و سپس ظاهر شدن او بر یوگی و خبر دادن از جایی است که رفته. اونجا دیگه خبری از نکیر و منکر و اهل بیت نیست. دکتر به من گفت اگر راه نجات فقط در تمسک به اهل بیت است پس بفرمایید همه جهنم، فقط شیعیان علی ع آن هم عده قلیلی متنعم. کجای این کار به خدای خیر محض می خوره؟ من چیزی نگفتم دست از اعتقادم هم بر نداشتم. هر چند شبهه در ذهنم ماند. **در فصلی از آن کتاب شاگرد یوگی می میرد و شش ماه بعد یوگی انرژی ورود او به دنیا را درک می کند و می گه او برای تکامل برگشته. می دانم که تناسخ باطله فقط بفرمایید این چه انرژی بوده؟ ببخشید که طولانی شد. پیشاپیش تشکر من را بپذیرید. التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: هرچند این موضوع نیاز به بحث مفصل دارد ۱. در این‌که این افراد در فضای اخلاقی زندگی می‌کنند، ولی عبودیت خود را رشد نمی‌دهند؛ مربوط به خودشان است و به مرور می‌رسند که یک جاهایی کم می‌آورند. زیرا انسان در ذات خود عین ربط به حق است و با عبودیت خدا این شخصیت به ظهور می‌آید. ۲. چه اشکال دارد در عین سیر مطالعاتی خود، رابطه‌تان محفوظ باشد و متذکر ضعف‌های بینشیِ ایشان بشوید. ۳. در مورد یوگی‌ها و تأثیری که بر طبیعت و جسم انسان‌ها دارد، یک بحث است و حضور در برزخ و قیامت و روبروشدن با فطرتی که در إزای عبودیت می‌تواند از برکات قیامت بهره‌مند شود، بحث دیگری است. موفق باشید

29011
متن پرسش
سلام: استاد به نظر میرسه کرونا فقط هدفش تضعیف گفتمان معنویت و دینداری و به حاشیه راندن قطب اسلام به پرچمداری انقلاب اسلامی است. و قطعا با روند کندی که کرونا طی می‌کند! مثلا الان در جهان فقط سی میلیون کرونا گرفته اند! این یعنی اینکه کرونا همیشگی و پایدار است! سوال اینه. آیا کرونایی اصلا است؟! فکر نمی‌کنیم دست هایی خارجی و داخلی پشت پرده است که به صورت هماهنگ و یا حداقل کل دنیا در دام پروتکل های حرفه ای افتاده اند؟! و خود را گرفتار ویروسی کرده اند که با اینکه وجود خارجی دارد اما هیچ اثر خارجی ندارد؟! مگر کاری داره که هر فوتی را کرونایی ثبت کرد؟! جوانی که سکته کرده و آزمایشش مثبت کرونایی شده آیا کرونا او را کشته؟! جوانی که تصادف کرده و سریع به کما رفته و در بخش مراقبت های ویژه از دنیا رفته و بعد از مرگ تست کرونایش مثبت شده آیا کرونا او را کشته! و... مگر کاری دارد هر کسی بدنش گرفتار ویروس ها و میکروب ها و...باشد و خونش را در کیت ها مثبت کرونایی نشان دهند؟! و اگر فوت کرد مثبت کرونایی مرگ! و اگر زنده ماند مثبت کرونایی بهبود یافته.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عده‌ای در این مورد به همان شکلِ تردیدآمیز که شما متذکر هستید به موضوع فکر می‌کنند. هرچه هست باید به این نکته فکر کرد که خداوند جهان خود را در دست یک ویروس که از مخلوقات خود اوست؛ قرار نداده تا ما از سنت‌های اصیل الهی از ترس کرونا دست برداریم. می‌ماند که همه دارند فکر می‌کنند چگونه باید با این موضوع برخورد شود که همه‌ی جوانب در نظر گرفته شود. به هر حال نباید جهان را به دست کرونا داد. موفق باشید

29010
متن پرسش
سلام: با توجه به اینکه ارواح شهدا، مانند خدا، همه جا حاضر و شنوای نجوای ما هستند اما بدون اذن خداوند کوچکترین اراده و کاری نمی توانند بکنند چرا به جای توسل به آن ارواح طیبه، به خود خداوند توکل نکنیم؟ آیا جایی در قرآن، توصیه به توسل به ارواح مجرد شهدا یا احبار و رهبان داریم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: از آن جهت که شهدای عزیز به اذن الهی می‌توانند واسطه‌ی فیض الهی باشند، می‌توان به آن‌ها رجوع کرد و تجربه نیز این را نشان داده است و قرآن نیز به ما توصیه می‌فرماید: «يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ ابْتَغُوا إِلَيْهِ الْوَسيلَة»(مائده/۳۵) که ای مؤمنان تقوا پیشه کنید و در جهت رسیدن به حضرت حق از واسطه‌ها و وسائل غافل نباشید. موفق باشید    

29009
متن پرسش
سلام وقت بخیر: بحث های طالع بینی همه خرافی هستند یا ریشه ای در حقیقت دارند که بصورت خرافی درآمده اند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اساساً این افراد نمی‌توانند خدمتی به کسی بکنند. نهایتاً بعضاً آنچه را که در آینده پیش می‌آید از آن خبر می‌دهند، ولی کاری از این جهت نمی‌توان کرد. عمده رعایت تقوای الهی است که انسان را از مشکلات در امان می‌دارد. موفق باشید

29008
متن پرسش
بسمه تعالی ضمن تسلیت ایام محرم و صفر و سپاس فراوان از شما استاد گرامی: به صورت خلاصه عرض می‌کنم. در شرایط اقتصادی کنونی، یک بی اعتمادی بین اقشار مختلف مردم شکل گرفته است. من ظاهری مذهبی دارم و به دلیل شغلم در کارگاه های عمرانی رفت و آمد دارم و همیشه مورد سوال های مختلفی واقع می شوم که در نهایت امر تمام مشکلات را بر سر رهبر جامعه خراب می کنند و البته شاید گله های حقی داشته باشند. در سخنرانی های دیگران شنیدم که تمام مسئولین را جهنمی خواند جز اندکی وقتی آقای فتاح در مورد زمین های بنیاد دست مسئولین سخن گفت و اتفاقاتی مشابه خدا را شکر می‌کنم که نه پدری مسئول دارم و نه خودم مسئولیتی (شاید فکر درستی نباشد) با توضیحات بالا ۱. چه تضمینی است که انقلاب اسلامی و ادامه راه غدیر توسط مردم ایران ادامه یابد؟ ممکن است مردمان دیگر پرچم را از ما بگیرند آنها پرچم دار ذات انقلاب باشند. ۲. وقتی بناست انقلاب اسلامی جهان را نجات دهد و وقتی رهبر انقلاب به جوانان دیگر کشورها نامه می نویسد-چرا در درون باید دچار مشکلات این چنینی باشد؟ گاهی به این فکر می افتم که مسئولین ما منتظرند ببینند رهبر انقلاب چه می گوید و درست راه خلاف آن را بروند. با سپاس فراوان.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! ذات انقلاب اسلامی تنها راه نجات ملت است ولی این ما بودیم که آن‌طور که شایسته‌ی اهداف انقلاب اسلامی است عمل نکردیم و عملاً به رهبر انقلاب ضربه زدیم. با این‌همه مطمئن باشید این انقلاب که با خون شهدا آبیاری شده است، بزرگ‌تر از آن است که با این نوع سهل‌انگاری‌ها به حاشیه رود. این نوع افراد سودجو را به حاشیه می‌برد و با شخصیت اصیلی در آینده حاضر می‌شود. همین اندازه یک ملاک و قاعده را در نظر بگیرید که دشمنان این انقلاب که مشخصاً فاسق‌ترین و فاسدترین انسان‌های روزگارند، بنا دارند این انقلاب را از آینده‌ی متعالی خود محروم کنند و مطمئن باشید خداوند هرگز به مدد چنین افرادی نخواهد آمد و مسلّم آنها ناکام خواهند بود و این‌جا است که باید برخلاف ظاهری که ما در کشور خود با آن روبه‌روئیم و به هر دلیلی بخصوص با تبلیغات دشمن فعلاً آنچه شایسته است را در میدان نداریم؛ این ظاهر را اصل قرار ندهیم. آنچه را که باید اصل قرار دهیم اراده‌ی الهی است در ناکامیِ اراده‌ی دشمنان این انقلاب و به ثمررسیدن اهداف رهبر متقی و فرهیخته‌ی انقلاب اسلامی. موفق باشید 

29007
متن پرسش
سلام استاد: امروز به خاطر وضع کاملا بی حجابی چندین نفری که در کوه دیدم حالم گرفته شده؛ استاد می‌دانم که نهی از منکر در آن افراد شرایطش فراهم نیست و بر من هم واجب نیست اما چه کار کنم که دلم راضی شود؟ احساس می‌کنم وظیفه ام را خوب انجام ندادم از طرفی هم این آیه در گوشم می‌شنوم که «علیکم انفسکم»
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: باید منتظر شرایطی بود که از یک طرف فرزندان انقلاب نشان دهند سجایای اخلاقیِ بلندی دارا هستند و تهمت‌های جبهه‌ی استکبار که از افراد مذهبی انسان‌های تنگ‌نظر ساخته است، خنثی نمود.  و از طرفی با کار فرهنگی موضوع اصالت‌داشتن حجاب را تبیین نمود و به امید افول هرچه زودتر فرهنگ غربی که مبلغ عریانی است، منتظر ماند که بسیاری از این مشکلات در یک روند تاریخی رفع شود. البته به هیچ‌وجه نباید از حجاب که یک نماد انقلابی و دینی و ایرانی است؛ کوتاه آمد و در نظر به تمدن اسلامی که در دل چنین شاخصه‌هایی خود را به ظهور می‌آورد، مطلب را دنبال کرد. مناظره‌ی آقای مهدی نصیری با آقای دکتر سورنچی نشان داد که آقای نصیری گویا متوجه نیستند ما در آینده‌ی متعالی خود قرار داریم و عملاً ایشان یک نوع انفعال نسبت به تبلیغات دشمنان در رابطه با حجاب پیش کشیده‌اند در حالی‌که جناب آقای دکتر سوزنچی بسیار حکیمانه موضوع را مطرح کردند که نه حالت تحمیل دیکتاتورانه در کار باشد و نه حجاب از هویت حکومتی خارج شود. در این مورد خوب است به مصاحبه‌ی مذکور که در برنامه‌ی «زاویه» پیش آمد رجوع فرمایید. موفق باشید 

29006
متن پرسش
سلام استاد: ما چند سالی هست که ازدواج کردیم ولی بچه دار نمیشیم. خانومم پیشنهاد میده میگه بریم از بهزیستی یه بچه بیاریم. ولی با توجه به اثر بسیار مهم نطفه در آینده فرد و با توجه به اینکه وضعیت والدین این بچه ها نا مشخصه، می خواستم نظر شما رو بدونم آیا ما این کار رو بکنیم یا نه و لطفا نظر کلی خودتون در رابطه با این موضوع رو هم بفرمایید. خیلی ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بد نیست با نیّت خیر، کودک بی‌سرپرستی را در پوشش تربیتی خود قرار دهید. به هر حال فطرت انسان پاک است و إن‌شاءالله خدا کمک می‌کند. موفق باشید

29005
متن پرسش
با توجه به اینکه روح شهدا و امامان پس از شهادت، از بند جسم رها می شود و تجرد کامل می یابد و نفس مجرد در مکان و زمان محدود نیست و ما شیعیان باور داریم که این نفوس مجرد همواره ناظر بر اعمال مایند و نجوای ما را می شنوند، توسل به شهدا (یعنی این امور مجرد حاضرد در هر مکان و زمان که می شنوند و می‌بینند) به جای خداوند، رقیب مفهوم توکل به خدا در اذهان نخواهد شد؟
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: مگر بدون اذن خدا آن‌ها کوچک‌ترین اقدام و اراده‌ای می‌توانند داشته باشند. نهایتاً خداوند است که به آن‌ها اذن می‌دهد تا توجهی به ما بکند. موفق باشید

29004
متن پرسش
چرا وقتی بعضی وقت ها از خواب بیدار می‌شویم، خیلی قبراق‌ و شاد نیستیم و با کوچکترین اقدام از کوره بیرون می‌رویم؟ و نمی تونیم صبور باشیم؟ آیا به نوع خواب و چطور می خوابیم ربط دارد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نمی‌دانم. شاید با ظهور احوالات مختلف، بنابراین است که ما را امتحان کنند. «ای برادر عقل یک‌دم با خود آر / دم به دم در تو خزان است و بهار». موفق باشید

29003
متن پرسش
سلام استاد: ۱. با توجه به اینکه تهیه همه کتب شما برام هزینه ی زیادی داره می‌خواستم بپرسم ایا لازمه همه کتب رو تهیه کنم؟ مثلا من، کتاب آنگاه که فعالیت های فرهنگی پوچ می‌شود رو کامل صوتش رو گوش دادم، آیا خواندن متن کتاب هم ضروری هست؟ کتب کم حجم رو از تو سایت میخونم ولی اونهایی که خیلی متنش زیاده باید بخرم تا بتونم بخونم البته کتب مهم رو تهیه می‌کنم. مثل معاد و کتب مباحث اهل بیت و فاطمه شناسی و ... ۲. استاد من با تمرکز روی کتب شما خیلی عالی پیش میرم ، خواستم بدونم جز کتب علامه طباطبایی و کتب حضرت امام آیا لازم هست کتب دیگه ای تهیه کنم؟ البته منظورم برای الان نیست، مثلا بعد از اتمام سیر مطالعاتی شما و حضرت امام و علامه. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. فکر می‌کنم همین‌طور که عمل می‌کنید خوب است. آنچه رزق شما باشد به لطف الهی از طریق همان کتاب‌ها که در اختیار دارید، به شما می‌رسد. ۲. بستگی به ذوق خودتان دارد. آری! بالاخره از کتاب‌های حضرت امام و علامه نباید غافل بود ولی بقیه را بر اساس روح و روحیه‌ی خودتان دنبال کنید. موفق باشید

29001
متن پرسش

سلام و عرض ادب خدمت استاد گرانقدر: راستش استاد برای برگزاری مراسم پیاده روی اربعین امسال با توجه با اینکه شرایط خاص هست و خب با همین وجود کشور عراق اجازه ورود زائرین خارجی را داده است اما در کشور خودمان این اجازه صادر نشده، دو راه وجود دارد ۱. با توجه به اینکه گفتند این بیماری سالها با ما خواهد بود و باید شیوه زندگی خودمان را تغییر دهیم نه تعطیل! و همچنین سخن گرانقدر سردار سلیمانی که باید از بحران ها فرصت بسازیم به شرط اینکه برایمان ترس معنایی نداشته باشد پس مراسم اربعین هم باید برگزار شود اما نه با شرایط سال های گذشته و لزوم ایجاد شرایط جدید! ۲. اینکه برگزار نکنیم به دلیل اینکه الان با این شرایط سخت کرونایی و مدیریت ضعیف کشور در بحران کرونا احتمال آسیب ها و هزینه های بهداشتی بعد از مراسم اربعین بالاست آیا اشتباه نیست که به نظام برای برگزاری مراسم فشار بیاوریم؟ آخه خود حضرت آقا هم از برگزاری اجتماعات در محرم و مراسماتشان جلوگیری کردند و این یک الگو برای ما می‌شود. آیا بهتر نیست فشار نیاوریم و به خدا توکل کنیم اگر خود آقا بخواهند مسیر باز می‌شود؟! استاد بنده جزو کسانی بودم ک هرساله مشرف می‌شدم و امسال واقعا ناراحتم و برگزاری اربعین را مثل نیازهای دیگری می‌دانم که همه آنها اکنون در این شرایط برقرار هستند و حتی بالاتر! و با این شرایط نمی‌دانم چه تصمیمی درست و غلط است. ممنونم در این مورد راهنمایی کنید. سپاس فراوان.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال همه در این فکر هستیم که در ادامه‌ی حضور انقلاب اسلامی خداوند چه چیزی را بعد از اربعین برای ما تقدیر کرده است. گویا انقلاب اسلامی در این چندساله با حضور اربعینیِ خود راهی را گشود که ادامه‌ی آن از طریق مردم عراق محقق خواهد شد و به همین جهت جمعیت 20 میلیونی اربعین توسط مردم عراق تعطیل نمی‌شود، بلکه زائر خارجی نمی‌پذیرند. باید به نحوه‌ای دیگر از حضور تاریخی خود فکر کرد. نکاتی که منجر به انتظار می‌شود در شرح غزل شماره‌ی 89 عرض شده است. ذیلاً خدمتتان ارسال می‌شود. موفق باشید

غزل شماره‌ی 89

رخداد اربعینی و راهی دیگر در تاریخی دیگر

باسمه تعالی

یا ربّ سببی ساز که یارم به سلامت      

باز آید و برهاندم از بند ملامت

طلب حضور محبوب و برگشتن به شعف گذشته، موجب سرزنده‌شدن روحانیتِ از دست رفته‌ی انسان است. جناب حافظ در شرایطی خود را احساس می‌کند که تجلیات خاص دورانی که در آن بوده، به نحوی رخ‌ برکشیده و او را تنها گذاشته و با توجه به آن نوع شورآفرینی که نورانیت‌اش همه را در بر گرفته بود، طلب برگشت آن را دارد و به یاد آن دوران می‌گوید:  

خاک رهِ آن یار سفر کرده بیارید    

 تا چشم جهان‌بین کنم‌اش جای اقامت

آن‌چنان حضور آن محبوب برایش ارزشمند بود که می‌گوید خاک راهی که او در آن قدم گذاشته، ارزش آن را دارد که چشم خود را در جای پای او گذارم و از این طریق در هوای آن حال و احوال باقی بمانم، زیرا معنای زندگی را در آن احوالات احساس می‌کرده.

فریاد که از شش جهتم راه ببستند      

آن خال و خط و زلف و رخ و عارض و قامت

در فریادی از سر در برگرفتگی همه‌ی ابعاد وجود انسان، می‌گوید که مظاهر حضور و ظهور او آنچنان مرا در بر گرفته که اساساً ماورایی جز خال و خط و زلف و رخ و عارض و قامت او را نمی‌شناسم که بخواهم به ماورای آن‌ها نظر کنم و توجه نمایم. تماماً در سیطره‌ی حضور او هستم، به همان معنایی که «وحدت وجود» همه‌ی ابعاد انسان را در خود غرق می‌کند.

امروز که در دست توام مرحمتی کن      

فردا که شوم خاک، چه سود اشک ندامت

ای محبوب من! آنچه مرا مسرور می‌کند و به نشاط می‌آورد آن است که امروز احساس کنم مرا در برگرفته‌ای. من امروز نیاز به چنین اُنس و مناسبتی خاص با تو دارم و در آن حالت حضور ابدی خود را احساس کنم و در فردایی که در همین امروز می‌توان آن را احساس کرد، حاضر شوم، وگرنه در فردای زندگی اگر متوجه شوم چه راهی را می‌توانسته‌ام طی کنم، چه سودی برای من دارد و اشک ندامت چه فایده‌ای برای من خواهد داشت.

ای آن‌که به تقریر و بیان دم زنی از عشق   

ما با تو نداریم سخن خیر و سلامت

ای کسی که می‌خواهی با توصیف عشق، عشق را به صحنه آوری! چنین کاری ممکن نیست و ما را با تو کاری نمی‌باشد. زیرا عشق، احساسی است که جان انسان باید احساس کند و حالتی است که با سیطره‌ی حضور محبوب پیش می‌آید، شنیدنی نیست، چشیدنی است.  

درویش مکن ناله ز شمشیر اَحِبا       

 کاین طایفه از کشته ستانند غرامت

ای درویش! جای گلایه و ناله از شمشیر دوستان نیست زیرا این دوستان از کشته هم غرامت می‌گیرند زیرا این نوع کشتن و از خود بی‌خود شدن، آن‌چنان حیات‌بخش است که جا دارد در ازای آن غرامت‌ها داد. زیرا اگر کسی به عنوان غرامت سر ندهد، سردارِ دل‌ها نمی‌شود.

در خرقه زن آتش که خَمِ ابروی ساقی     

برمی‌شکند گوشه‌ی محراب امامت

ای درویش! خرقه را آتش بزن و بسوزان، زیرا خم ابروی ساقی طوری در صحنه است که گوشه‌ی محراب امامت را می‌شکند. پس چه جای حفظ خرقه در منظر ساقی، وقتی خم ابروی او این‌چنین امام جماعت را از امام جماعت مردم شدن سرگردان می‌کند تا سر بر کوی و بیابان بگذارد.

حاشا که من از جور و جفای تو بنالم        

 بیدادِ لطیفان، همه لطف است و کرامت

ای یار سفر کرده! ای انوار معنوی که ما را فرا گرفته بودید و در دعای کمیلِ شب‌های جمعه در مسجد دارخوئین، آن غوغا را برپا می‌کردید، حالیا در خود آن احوالات را نمی‌یابیم و ملامت‌ها در میان است از عدم حضور انوارِ یار سفر کرده. آری، ای یار سفر کرده! «حاشا که من از جور و جفای تو بنالم» زیرا این حرمان در جای خود بیداد لطیفان است که سراسر لطف و کرامت می‌باشد و در جای خود «راهی است دیگر در تاریخی دیگر.»

کوته نکند بحثِ سر زلف تو حافظ      

پیوسته شد این سلسله تا روز قیامت

آری! بحث از سر زلف یار و نظر به انواع حضور او در مراحل مختلف تاریخ، چیزی نیست که حافظ و هر انسان طالب حقیقت، بخواهد از آن دست بردارد و سخن را کوتاه کند. زیرا پیوستگی و استدام سلسله‌ی زلف او تا قیامت ادامه دارد و در هر تاریخی دارای ظهور خاصی است و اگر از خدا می‌خواهیم که یار دیروزین و محل اُنس با حقیقت همچنان باز گردد و آن احوالات دوباره ما را در برگیرد، از این نکته هم غافل نیستیم که این رُخ برکشیدنِ امروزین‌ محبوب، بیداد و جور لطیفانه‌ای است که بی‌حساب نیست و تجربه‌ی دیگری است از درک حضور اراده‌ی الهی در مرحله‌ای دیگر از تاریخی که با انقلاب اسلامی شروع شده است و لذا «پیوسته شد این سلسله تا روز قیامت» همچنان باید در انتظار نحوه‌ای دیگر از حضور محبوب بود برای قدم‌گذاردن در راهی دیگر و روبه‌روشدن با حضرت محبوب در شأنی جدید.

یعنی اگر سفر اربعینی مثل سال‌های قبل، در میان نیست و این حقیقتاً جور و جفایی است بر جان شیفته‌ی ما و خداوند چنین تقدیرِ جان‌سوزی را بر ما روا داشته؛ می‌دانیم بیدادِ لطیفان همه لطف است و کرامت، و لذا دست از سر زلف یار که محل صعود به سوی اوست برنمی‌داریم و می‌دانیم سلسله‌ی زلف او که راه‌هایی است به سوی او، تا قیامت گشوده است. هنرمان آن است که در این تاریخ راهی دیگر برای اُنسی دیگر بیابیم.

والسلام

نمایش چاپی