بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
29806
متن پرسش
سلام: استاد بنده از دستتون گله دارم. شما به خوبی با تبعات و عوارض فکری بعضی از سیاسیون آشنا هستید و میتونید در مورد آنها قلم بزنید اما نمی‌زنید! شما میتونید توضیح دهید که بعضی از سیاسیون مثل آقای قالیباف اگر مدیریتشون در دولت اجرایی بشه ما را وارد چه تنگناهایی می کنه اما توضیح نمی‌دید! شما میتونید خطر بزرگ سکولاریسم و لیبرالیسم پنهان که توسط بعضی از آقایون مثل قالبیاف که می‌تونه انقلاب را با اون مواجه کنه را بگید اما نمیگید! شما میتونید قلم بزنید و از عوارض تقدم توسعه بر عدالت بگید و نمیگید! چرا استاد؟! حداقل برای ما بگید تا ما برای مردم بگیم!
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید اگر در بعضی از سرداران از جمله آقای قلیباف متأسفانه چنین ضعف‌هایی هست؛ جهت‌گیری ایشان و امثال ایشان نسبت به مقام معظم رهبری، بسیاری از این ضعف‌ها را به حاشیه می‌برد به همان معنایی که «حبّ علیٍ حسنه لا یضرّه سیئه». موفق باشید

29804
متن پرسش
سلام و ارادت: جایگاه غضب در نسبت میان بدن و نفس کجاست؟ یعنی به کدام ملحق می شود؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: غضب، مثل همه‌ی احوالات روحی مربوط به نفس ناطقه است به اعتبار تعلّقی که برایش پیش می‌آید چه تعلق به بدن و یا غیر بدن، و چه تعلق مثبت و غضب مقدس و چه تعلق منفی و غضب مذموم. موفق باشید

29803
متن پرسش
سلام و ادب: استاد عدم فهم مقدم بودن خود شناسی بر خدا شناسی یا خدا شناسی بر خود شناسی ذهنم را مشغول می کند. لطفا چاره ای بفرمایید؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بالاخره وقتی به خود بیاییم متوجه‌ی نحوه‌ای از وجود مجرد که ذات خودمان باشد، می‌شویم و می‌فهمیم موجود مجرد، فوقِ زمان و مکان است و این نوعی در آستانه‌ی درک حضور خداوند در عالَم می‌باشد. موفق باشید

29802
متن پرسش
سلام علیکم: استاد شما در کتاب آنگاه که فعالیت های فرهنگی پوچ می شود فرمودید علم حصولی شدت وجودی برای ما نمی آورد. این فرمایش با تعریف علم توسط صدرا و اتحاد عالم و معلوم که نوعی توسعه وجود است چگونه قابل جمع است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: تمام بحث جناب صدرالمتألّهین در نظر به «وجود» است و نه مفهوم وجود. مفهوم وجود که شدت و ضعف ندارد، ذات وجود، عین شدت و ضعف است در افقی که انسان به علم حضوری احساس کند. موفق باشید

29801
متن پرسش
سلام: در سوال 29783 فرمودید آثار حضرت سلیمان تا حدی در اورشلیم هست اما مختصر جستجویی که کردم گویا باستانشناسان چیز خاصی درین مورد نیافتند. مثلا در ویکیپدیا در مدخل هیکل سلیمان آمده است که معاویه ابراهیم که یکی از باستان شناسان فلسطینی می باشد در مورد معبد سلیمان بیان کرده است که بر اساس حفاری های انجام شده چیزی در مورد معبد پیدا نشده است. همچنین آقای هیرتسوغ که از باستان شناسان اسراییل هست که استاد دانشگاه تل آویو می باشند در مقاله در روزنامه هارتس در 28/11/1999 بیان کرده است که همه حفاری ها در سرزمین اسراییل ناامید کننده است و هیچ چیزی بر اساس آنچه که در تورات آمده پیدا نشده است. در تورات در مورد پادشاهی و حکومت سلیمان و داوود بسیار توصیف شده است که حکومت بزرگ و وسیعی بوده است اما با توجه به حفاری های انجام شده در بهترین حالت یک حکومت قبیله ای کوچک بوده است. آقای اسرائیل فنکلشتاین که مسئول بخش باستان شناسی در دانشگاه تل آویو می باشد بیان کرده است که براساس حفاری ها انجام شده آثار باقی مانده بسیار ناچیز است و تقریبا هیچ نتیجه ای نگرفتند و حتی براساس حفاری ها معبدسلیمان اصلا وجود نداشته است. بر اساس آنچه ذکر شده به صراحت گفته می شود که آتار از معبد سلیمان بر اساس آنچه در تورات ذکر شده است هیچ چیز پیدا نشده است. حضرتعالی اگر اسناد یا منابعی درین زمینه مدنظرتان است محبت کنید بیان فرمایید در مورد سایر انبیا می‌توانستند اسناد تاریخی از خود بجا بگذارند کما اینکه در مورد حضرت محمد احیانا اسنادی بجا مانده است.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در مورد حضرت سلیمان، اطلاعات بنده در همان حدّی بود که شایع است باید آن کاخ و بنا در اورشلیم باشد که به یک معنا مسجدالاقصی مدّ نظر است و چیز بیشتری نمی‌دانم. و این در استقبال از سؤال جنابعالی بود که چرا از سایر پیامبران آثاری نمانده که عرض شد نقش انبیاء تربیت نفوس بود و این‌که امروز مردم جهان بیگانه از تأثیر انبیاء نیستند، حتی در همان کشورهایی که به ظاهر متجددند. موفق باشید

29800
متن پرسش
سلام: طلبی است که مدتهاست در جان حقیر افتاده است نمی‌دانم میسور است یا خیر و آن اینست می‌خواهم بدانم ذات حق آنا به آنا چه احساسی دارند و یک کسی که خدا هست و علم حضوری بخود دارد که فکر کنم مقام احدیت است و پیکره وجودی خود را یکپارچه می‌نگرد من هم می‌خواهم آن نگریستن را تجربه کنم. البته اگر تجربه وجودی بالاتری در مقام ذات دارد آن هم تجربه کنم. البته مستظهرید که تمنای اگزیستانسیلی وجود من بالاتر از آنست که طلبم علم حصولی نسبت به آنچه حق احساس می‌کند باشد پس اینکه بدانم خدا چه احساسی دارد کافی نیست و اگر بعلم حضوری بیابم و احساس کنم حق چه احساس می‌کند هم باز کافی نیست بنظرم طلب باید فوق احساس احساس حق باشد و قدمی بالاتر بردارم که فوق علم و وجدان باشد و شاید باید به تبدل وجود خود به خدا بیندیشم و انگار این انگاره که انگ وجود انسی در طول سیر و اینکه هرچه رویم باز شر بشری بودن زوال پذیر نیست و اینکه فرمودید عین ثابت تغییر پذیرنیست از همه اینها باید عبور کرد و نمیدانم مراحل سلوک بعدی چیست آیا رهی به ژرفناک ترین ژرفای حق هم هست یا اگر حقایقی در عرض و طول حق هستند رهی بر تملیکشان هست به هر رو فعلا گام اول خود را تمنای علم حصولی به علم حضوری حق نهادم بعد بقیه سیر که در فوق ذکر شد تا در ادامه به فوق فوق رسید و ستیغ وجودی خود را فوق وجود و عدم موجود نهم و به فوق وجود و عدم مستحیل و معدوم ره جویم و اگر فوقی برین فوق باشد باز بازم را برای شکار آن عنقا و اعلی از آن عنقا فرستم و کار به امکان و امتناعش ندارم و معتقدم سالک نباید درک وجودی خود را حد وجودی سلوک بداند و باید تمنای خود را غیرممکن ترین غیرممکن ها قرار دهد و قرار نهاییش را دران بیابد تو مگو ما را به آن شه راه نیست با کریمان کارها دشوار نیست به این بیندیشیم که برخی حد نهایی را تعین ثانی گرفتند و در نتیجه از اول بازماندند و عرفایی هم که تعین اول را مستقر نهایی خویش گرفتند طبیعتا اگر در نفس الامر برای آدمی اعلای ازآن ممکن باشد و بتواند قدم به کنه عنقای مغرب نهد که من از کرم حق دور میدانم چنین نباشد از کمال این عارفان بازخواهند ماندو میتوان اندیشید آیا استاد ازل در اندیشه تلمیذانی فروتر و فرودست است یا فراتر و فربه تر به هر حال استاد رهی برین تمناها می یابید؟ واعلی تمنای مستحیله را چه می‌دانید تا طلب کنم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده بهترین شکلی که این موضوع را می‌توان دنبال کرد، منزل 99 «منازل‌السائرین» می‌باشد به معنای منزل «جمع». بنده سعی کرده‌ام در جلسه‌ی پنجم سوره‌ی فتح نکاتی در این رابطه مطرح شود به این معنا که:

  این همان درکِ آرام‌آرام وحدت وجود است که هر چقدر سالک جلو برود با عمق بیشتری در آن حاضر می‌شود و جناب خواجه عبدالله انصاری در منزل «جمع» که نود و نهمین منزل از منازل صدگانه‌ی سلوک است، از آن سخن می‌گوید و می‌فرماید: «و اَمَّا جمع الوجودِ: فهو تلاشى نهايةِ الاتّصالِ في عين الوجود مَحْقاً.» و جمعُ الوجود عبارت است از تلاشی و فناءِ نهایت اتصال در عین وجود به صورت محق شدن آن علوم در عین وجود. و سپس می‌فرماید: «و الجمعُ غايةُ مقاماتِ السالكين، و هو طَرَفُ بحرِ التوحيد.» مقام جمع، غایت مقامات سالکین است و آن کرانه‌ی دریای توحید می‌باشد.

مقام جمع مقامی است که وحدت شخصی وجود در آن جریان می‌یابد و تمام ریاضت‌ها برای همین است که برای سالک جز خدا نماند و هیچ مانع و حجابی در میان نباشد.

خوب است که به اصل جلسه که در بنر سایت هست، رجوع فرمایید. موفق باشید

29799
متن پرسش
سلام استاد عزیز و بزرگوار: استاد بنده تفسیر شما و کتاب های شما را دنبال و راهی حوزه شدم و الان پایه هشت هستم و واقعا اگر تمام عمرم را سجده کنم از این راهی که آمدم باز هم کم است. اما اجازه بدهید صریح و بدون تعارف سخن بگویم. بعد از دیدن گفت و گوی شما در پاتوق تربیتی دوره ی تربیت مربی «آرمان اندیشه» دلم تنگ آمد که این مطلب را نگویم. استاد شما به عنوان مصداق داِئما مثال شهدا و شهید سلیمانی یا شهید حججی رضوان الله علیهم را می زنید و شاگردان خود را از آداب امثال آیت الله قاضی رحمت الله علیه فاصله می دهید با بیان اینکه زمانه تغییر کرده و الان زمانه سیر و سلوک شهدا است. چرا نمی خواهیم باور کنیم که شهدای در جبهه کشته شدن را به چشم می دیدند و خود را روز به روز آماده می کردند و غفلتی برایشان نمی آمد. ولی الان در این جامعه غفلت زده مگر می شود بدون ذکر و خلوت و چله نشینی های شرعی طبق روش علمای گذشته، آن حضور و آن بیان نورانی را دارا شد که وقتی الله می گوییم مخاطب با تمام وجود خدا را ببیند. در همین اصفهان اگر صاحبان نفس قدسی که به واسطه ی همین اذکار و خلوت ها، صاحب نفس شدند نبودند و امام روح الله طبق عرفای گذشته (شاگرد و استاد) و اهل ذکر بودن، سلوک نمی کردند نمی توانستند جوانان زمان خود را متوجه حقیقت شان کنند که شهدا شهدا شوند. بنده با نظر شما که با آمدن انقلاب، افقی جلوی ما روشن شد که بدون آن افق، نمی توانیم دینداری فعالی داشته باشیم اما این نگاه تکمیل کنننده ی روش گذشته است نه نفی کننده روش گذشته. اگر برداشت بنده از روش تربیتی شما اشتباه است اصلاح بفرمایید. استاد عزیز ملتمس دعا و توفیق دیدار پر برکتتان از خداوند خواهانم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: تذکر به جایی است و واقعاً هرگز نباید از سلوکی که امثال آیت الله سید علی قاضی داشتند، غفلت کنیم. بحث بنده در آن است که اگر بعضی از عزیزان نتوانستند در آن مسیر باشند و یا به آن نتایج نرسیدند، گمان نکنند راه بسته است. عمده توجه به راهی است که به گفته‌ی حضرت امام «رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» بعضی ره صدساله را یک‌شبه طی کرده‌اند. موفق باشید

29798
متن پرسش
با عرض سلام و خدا قوت خدمت استاد گرامی: استاد حدود یکسال و نیم است که با آثار شما و سیر مطالعاتی در مرحله برهان صدیقین هستم. سوالم پیرامون نوع برخورد و تشخیص بیان سخن درست در اجتماعی مثل محل کار است. حقیر در محل کار که روزانه ۹ ساعت از روز را با جوی روبرو می‌شوم که افراد تحصیل کرده با استدلالهای بسیار ضعیف خود را از حضور در فضای دین محروم می‌کنند. شخصا وقتی سکوت می‌کنم حالم خوب است اما صدای آنها در می آید که آقا یه جوابی چیزی. وقتی پاسخ می‌دهم و سعی دارم که بیانم با مراء هم آمیخته نشود اولا که حالم بد می‌شود و در ثانی شبهه و بحث جدیدی را پیش می‌کشند و با شوخی و مزاح مانع از به سرانجام رسیدن بحث می‌شوند. جالب اینکه در طی چندین سال شاهد تغییراتی هم در آنها بوده ام هم نظام اسلامی و هم تغییرات در گرایش به دینداری و... اما فضای دلشان با فضای دلمان یکسو نمی‌شود و این حال مرا در مواجهه در برخورد و حضور در بین آنها سخت اذیت می‌کند. مثل همیشه بیان دلگرم کننده شما را مشتاقانه به انتظار می‌نشینم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: باید همان‌طور که متوجه هستید حالت «مراء» پیش نیاید و در حدّ فهم آن‌ها با آن‌ها صحبت شود و همیشه فضا را برای فرار آن‌ها از بحث، باقی بگذارید که مجبور نشوند مطلب را بپذیرند. موفق باشید

29797
متن پرسش
با سلام و خسته نباشید: نزدیک به شب یلدا هستیم امیدوارم شب خوبی داشته باشید، در کتاب های شما به کرات دیده ام که در مورد سرهنگ کشتی آمریکایی که هواپیمایی مسافر بری ایران رو زد، خوانده ام. حال که جمهوری اسلامی هم همچین کاری مشابه انجام داده است و بعد از گذشت چندین ماه هیچ یک از مسئولان بازخواست نشده است، مردم رو از دادگاهی که وعده داده بودن خبر دار نکرده اند. سردار سلامی که در این چند وقت از کار هایی که انجام داده دل خوشی نداریم (رفتن به پروژه کشف دستگاه کرونا یاب) در مجلس حضور پیدا کرده و با نمایندگان خنده می کند. استعفا که نداده هیچ پاسخی در مورد از اون ندیده ایم. آیا این رفتار جمهوری اسلامی با این اتفاق منطقی است؟ آیا جمهوری اسلامی جا پای جای دیگر قدرت هایی که هیچ حد و مرزی ندارن نگذاشته است؟ منتظر پاسختان هستم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نمی‌دانم چگونه این دو حادثه را در کنار هم قرار می‌دهید. در آن‌جا آن فرمانده تعمداً دستور سرنگونیِ ایرباس ایرانی را می‌دهد تا به ایران خط و نشان، نشان دهد و بعد به آن فرمانده‌ی ناو مدال افتخار دادند. ولی در مورد ایران، خطا صورت گرفته. تازه اگر نظر بعضی از کارشناسان را که گفته‌اند آن خطا از طریق سیگنال‌های آمریکایی انجام شده است را؛ نادیده بگیریم. موفق باشید

29796
متن پرسش
سلام علیکم: اگر انسان صرفاً به جهت کنجکاوی و علم دوستی، در طلب علم تلاش کند، به لحاظ معنوی ارزش دارد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: از آن جهت که دوستدار علم است، مطابق فطرت خود عمل کرده. موفق باشید

29795
متن پرسش
سلام استاد عزیز: خوابهایی که می‌بینم آشفته و پریشان است دست و پایم در خوابهایی که می‌بینم بسته است و اصلا خوشایند نیست می خواستم ببینم بعد از مردنم برزخ من همینگونه است. مطلبی از حضرت ایت الله حسن زاده خواندم که گویا بی ارتباط نیست. لطفا راهنمایی فرمایید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خیر. نباید این حالات که بیشتر در راستای تحت تأثیربودنِ روح نسبت به مسائل روزتان هست را، به احوالات برزخ نسبت داد که انسان در آن‌جا با ملکات خود روبروست. موفق باشید

29794
متن پرسش
با عرض سلام; پاسخ دکتر رضا منتظر (پزشک و محقق در حیطه طب ایرانی اسلامی) پیرو پرسش۲۹۷۴۹ به نام یگانه مبداء مهربان هستی با عرض سلام خدمت استاد گرامی جناب آقای طاهر زاده افتخار دارم خدمت حضرتعالی درس پس بدهم در مورد جایگاه آزمون و خطا در علم پزشکی فرازهایی از کتاب «طب اسلامی در آینه وحی» را تقدیم می کنم: «وجود برخی اظهار نظرهای ضد و نقیض در جهان پزشکی می تواند ناشی از اتکاء صرف به تجربه بشری باشد. این که هر از گاهی دارویی با تبلیغ فراوان وارد بازار شده ولی بعد از مدتی به خاطر عوارض کشنده اش جمع آوری می شود و این که یک روز می گویند فلان ماده غذایی مفید است و روز دیگر ضررهایش را بر می شمارند ناشی از بی توجهی به آموزه های وحی است. چه بسا رویکرد به «طب اسلامی» با تعریف صحیح آن، موجب شود در تحقیقات، دامنه آزمون و خطای ما محدودتر شده و سریع تر به پاسخ معماهای پزشکی برسیم.» «شایسته است دامنه تحقیق، تجربه و تجویز ما متمرکز بر داروها و روش های مورد تایید وحی باشد. البته این بدان معنی نیست که در طب اسلامی مانند برخی افراد ساده اندیش تنها بر اساس مفهوم ظاهری یک آیه یا روایت به قطعیت برسیم و نسخه تجویز کنیم بلکه ابتدا مجموع آیات و روایات در یک موضوع با تعقل و رعایت اصول علم حدیث بررسی شده آنگاه دریافت ها مورد آزمون عملی قرار گرفته در بوته تجربه محک می خورد.» «همان طور که گفتیم باور به این حقیقت که مبداء دانش پزشکی خداوند متعال و تعالیم انبیاء الهی است اولین و مهمترین مبنا در طب اسلامی است. این دیدگاه موجب می شود که در پزشکی تعالیم وحی را پذیرفته و در تحقیق، آزمون و خطای خود را بر آموزه های وحی متمرکز کنیم و برای داروها و روش های ناشناخته و مبهم اصالت قائل نشویم.» با این توضیح ما آزمون و خطا را در علم بشری می پذیریم ولی دامنه آن را به اخبار رسیده از منابع دینی محدود می کنیم. با این روش از سرگردانی نجات یافته سریع تر به درمان بیماریها پی می بریم. خداوند شما را حفظ فرماید. دکتر رضا منتظر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با تشکر از آقای دکتر رضا منتظر. خوب است که کاربران محترم نظر استاد را بدانند که ایشان معتقدند در بستر رهنمودهای وحی، جریان آزمون و خطا را باید ادامه داد تا به اشتباهات طبّ جدید گرفتار نبود. که البته نکته‌ی قابل توجهی است. موفق باشید

29793
متن پرسش
سلام استاد خسته نباشید: من ۱۷ سالمه و خیلی به فکر حفظ دینم هستم ولی متاسفانه گاهی مرتکب گناه های بزگی میشم و خیلی خیلی پشیمون مبشم و تا به حال چندین و چند بار این اتفاق تکرار شده و توبه کردم ولی متاسفانه نتونستم توبه ام را نگه دارم و ... از این بابت خیلی ناراحتم که چرا هواهای نفسانی بر من غالب میشن و حتی بعضی مواقع از اینکه خدا من را ببخشد نا امید می‌شوم و فکر می‌کنم خدا دیگر من را نمی‌بخشد و دوباره توبه کردن فایده ندارد. استاد از شما راهکاری میخوام چکار کنم که هوای نفسانی بر من غالب نشه و بتوانم خود را کنترل کنم؟ و چگونه توبه کنیم که خداوند قطعا ببخشد؟ و آیا راهی هست که انسان بتواند نفس خود را کنترل کند و مرتکب گناه نشود و اگر مرتکب شد چه اقدامی‌کند‌؟ ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: متوجه افقی شوید که از طریق ایمان و عمل صالح در مقابل انسان گشوده می‌شود و جهان کیفی برای انسان پیش می‌آید و گناهان ما را از آن نحوه بودن محروم می‌کند. در این مورد می‌توانید به کتاب «فرزندم؛ این‌چنین باید بود» که روی سایت هست، رجوع فرمایید. موفق باشید

29792
متن پرسش
با سلام خدمت استاد گرامی: پرسش بنده درباره بنیاد اخلاق در نگاه شما است. به طور ساده اگر این سوال مطرح شود که مثلا چرا عفت آری و هرزگی نه، شما چگونه جواب می دهید؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در نسبت به افقی که انسان به سوی خدا برایش گشوده است، راه‌هایی را باید طی کند جهت نزدیکی به آن حقیقت الهیه. و عقاید صحیح و اعمال صالح یا اخلاق برای رسیدن به آن مقصد است. موفق باشید

29791
متن پرسش
سلام: با توجه به سوال 29788 بحث در بداهت اصل استحاله اجتماع نقیضین نیست بلکه در مصادیق آن و ساختار ذهنی بشر است و بحث هگل هم ارتباطی با سوال من ندارد. در ثانی اگر قاعده قاعده است معنا ندارد یکجا جاری باشد و جای دیگر جاری نباشد بار دیگر شما را دعوت به مداقه بیشتر در آن سوال می‌کنم و اگر آن ایرادات که ماخوذ از یکی از مباحث آیت الله حیدری بود وارد باشد باید پذیرفت دست ما از واقع کوتاه است.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظرم تا حدّی متوجه‌ی موضوع شدم. اتفاقاً مشکل را در این می‌بینم که می‌فرمایید «اگر قاعده قاعده است، معنا ندارد یک‌جا جاری باشد و جایی دیگر جاری نباشد». در حالی که هر قاعده‌ای تنها در جای خود جاری است. مگر نخواندید: «

در تناقض هشت وحدت شرط دان

وحدت موضوع و محمول و مکان

وحدت شرط و اضافه ، جزء و کل

قوه و فعل است ، در آخر زمان

به همین جهت مثال هگل زده شد تا نمونه‌ای باشد جهت جایی که تناقض می‌تواند جاری باشد وگرنه باید بحث مفصلی را به میان آورد که جای آن این‌جا نیست و هنوز هم عرض بنده آن است که این سایت بیشتر در ازاء جواب سؤالاتی قرار دارد که رفقا در مطالعه‌ی کتب موجود روی سایت برایشان پیش آمده، وگرنه برای ورود به آن نوع سؤالات نیاز به یک تیم هست و یک مؤسسه. موفق باشید

29790
متن پرسش
با سلام و عرض احترام: استاد ببخشید مطلبی هست که اگر بخواهیم مثلا یکی از اسما الهی در قلب ما برسد باید از صدر، شغاف و مهجه القلب برسد و حتی تا مرحله فنا و بقای اسم. میشه صوتی یا کتابی را معرفی بفرمایید که کلا این مراحل را توضیح کامل داده باشد؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: رویهمرفته جلد اول کتاب «مقالات» آیت الله شجاعی جوابگو خواهد بود. اگر کتاب در بازار پیدا نشد، شرح صوتی آن را می‌توانید از حاج آقا نظری بگیرید. موفق باشید

29789
متن پرسش
با سلام: یه سوال همیشه از نوجوونی ذهن من رو درگیر کرده و اون اینه می گن با دعا حتی قضای خدا تغییر می کنه پس چرا برای یه خواسته اون قدر باید درخواست کنیم که اصلا عمرمون می‌ره دعاهمون مشکل داره واقعا نمی فهمم؟ مثلا طرف از ۲۰ سالگی دعا می کنه ازدواجش جور بشه تازه ۳۵ سالگی این اتفاق میوفته بعضی وقتا می گم شاید اصلا ازدواج نباید بکنه با اون دعا میشه ۳۵ نمی دونم به هرحال این حدیث رو نمی فهمم با واقعیت جور در نمی یاد. ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این موضوع از موضوعاتی است که مفصل در آموزه‌های دینی ما بحث شده است. همین اندازه باید گفت دعا، در بستر خودش نقش‌آفرین است لذا اگر شرایط آن به هر دلیلی فراهم نباشد و خداوند آن را برآورده سازد، معلوم نیست به ضرر دعاکننده نباشد. شاید بعداً ما از خداوند تشکر کنیم که دعاهای‌مان را مستجاب نکرده. موفق باشید

29788
متن پرسش
سلام: آیا با توجه به دو اشکال زیر می‌توان قائل شد که ما نمی‌توانیم بفهمیم اجتماع نقیضین و ارتفاع آن مطابق واقع هست یا خیر ۱. ولو اصل این قضیه مطابق با واقع باشد ولی ما در هر مساله ای که با آن اصل تطبیق می‌کنیم از کجا معلوم تطبیق ما از مصادیق اجتماع نقیضین باشد تطبیق مصداق نظریست و بدیهی نیست مثلا جزیی جزیی است و جزیی جزیی نیست طبق وحدت های هشتگانه تناقضست اما ملاصدرا که وحدت حمل را مطرح کردند طبعا مصداق تناقض نخواهد بود یا مثلا خلق حق است و خلق حق نیست مصداقی برای تناقض در دستگاه فلسفیست اما در دستگاه عرفانی از مصادیق تناقض نیست و مستظهرید که وحدت ها مساله ای استقراییست و حصر عقلی نداریم که وحدت ها مثلا ۸ تا است و بیشتر نیست. کما اینکه ملاصدرا افزودند یا آیت الله جوادی علاوه بر آن وحدتها یکی دو وحدت دیگر هم دیدم مطرح کردند بنابرین ممکن است فعلا مواردی را جزو مصادیق این اصل بدانیم آیندگان با کشف وحدت های دیگر آن را مصداق این اصل ندادند بحث وحدتها را بعنوان مثال مطرح کردم مسائل دیگری هم ممکن ست باشد که موجب خطا در مصداق یابی برای ام القضایا شویم. ۲. اگر ساختار ذهنی بشر بگونه دیگری خلق شده بود از کجا معلوم که باز قائل به استحاله اجتماع نقیضین می‌شد ممکن است این استحاله ریشه در ساختار فکری و عقلی بشر داشته باشد نه واقعیت اذا جاء الاحتمال بطل الاستدلال.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: درک عدم اجتماع نقیضین در جای خود امری است بدیهی و هرکس آن را تصور کند، مسلّم تصدیق می‌کند. حتی جناب هگل که معتقد است آن قاعده در همه جا قابل اجرا نیست، در جای خود آن را می‌پذیرد منتها معتقد است مثلاً در حرکت که عین بود و نبود است، یا به تعبیر فلسفه‌ی اسلامی عین تقدّم و تأخّر است، آن قاعده جاری نیست. موفق باشید

29787
متن پرسش
با عرض سلام دوباره: با توجه به پرسش۲۹۷۷۷: استاد فرمودید ناراضی بودن از قوانین حق هر کسی هست. خب حالا صرف این ناراضی بودن چه احقاق حقی اتفاق میافته؟ من از یه قانون ناراضی ام باید چگونه حقم را بگیرم؟ دقیقا چطور باید اعتراض کنم؟ میشه با یه مثال بفرمایید تا واقعا بفهمم دامنه ی اعتراض تا چه حده و استاد لطفا یک مثال هم برای کار آتش به اختیار در دوران فعلی بزنید. واقعا من نفهمیدم. چون ما هر کاری می‌خوایم بکنیم میگند مجوز ندارید باید از فلان اداره یا سازمان اجازه بگیرید. استاد حقیقتش دغدغه ی اصلی من که منجر به این سوال شد فعلا بحث پروتکلهای بهداشتی من جمله اجبار ماسک زدن هست. استاد ما از لحاظ طبی میدونیم که ماسک زدن حقیقتا نمیتونه مانع اصلی انتقال بیماری باشه. بنده با استادم صحبت کردم فرمودن که ماسک زدن فقط موقعی ضرورت پیدا میکنه که فرد بیمار سرفه یا عطسه داشته باسه یا با فردی روبرو بشیم که عطسه و سرفه دارن. خب حالا این را به صورت قانون گذاشتن و تخطی ازون هم جریمه داره. ما باید همچنان کورکورانه از این قانون غیر علمی تبعیت کنیم؟ استاد واقعا من از لحاظ عقلی میدونم که ماسک شاید ده درصد اثر داشته باشه چرا باید این قانون را رعایت کنم؟ یا مثلا الان اخبار واکسیناسیون اجباری داغه. پس فردا قانونیش میکنن و افرادی که واکسن نزدن از یه سری حقوق شهروندی محروم میشند (یکی از دوستانم که در شبکه بهداشت کارمنده خودش این اعتراف را کرد) ما باید به این قانون تن بدیم؟ پس حق ناراضی بودن چی میشه؟ من چطوری آتش به اختیار عمل کنم؟ و به بقیه بگم این قانون اشتباهه انجام ندید؟ من چطوری اعتراض خودم را نشون بدم؟ اگه نخام از قانون سرپیچی کنم که مجبور به واکسن زدن میشم! استاد خواهشا بفرمایید شهدای زیر هیجده سال چرا از قوانین تخطی کردند و با قانون دلشون خودشون را عرشی کردند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. به گفته‌ی علامه‌ی طباطبایی به هر حال همین‌که ما زندگی در اجتماع را پذیرفتیم، باید بدانیم با محدودیت‌هایی روبرو می‌شویم و به همین جهت هم اگر بعضی از قوانین با آنچه ما به دنبال آن هستیم، ‌هماهنگی ندارد باید با اعلان نارضایتیِ مردمی و نه فردی، نارضایتی خود را نشان دهیم تا مسئولان در تصمیم‌گیری خود تجدید نظر کنند و اساساً نظام دموکراسی و انتخابات در همین راستا در جهان مدرن شکل گرفته است. ۲. همان شهدای عزیز هم بالاخره در دل همان قوانین و با قبول فرمانده های جنگ و جبهه که اختیاراتی داشتند، وارد جبهه‌ها شدند. موفق باشید

29786
متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم سلام علیکم: استاد در بحث حساب معاد، فرمودید که پیامبر (ص) در مکه در جاهای مختلف می‌خواستند جانشینی خود که خداوند فرموده بود را ابلاغ کنند اما از عاقبت آن می‌ترسیدند تا این که خداوند فرمودند اگر اعلام نکنی رسالتت کامل نیست. مگر پیامبر با نور وجودی خود متوجه این عاقبت نبودند؟ ۲. منظور از نظام در بحث ها چیست؟ آیا آیاتی از قرآن که «نا» دارند مثل خلقنا و انزلنا مربوط به نظام است که جمع بسته شده است؟ اجرکم عندالله
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. عموماً پیامبر خدا «صلوات‌الله‌علیه‌وآله» به نور اجمالی که در لیلة القدر به آن منوّر شدند، اجمالِ قضایا را می‌دانستند و منتظر بودند تا خداوند آن را با نزول وَحی به تفصیل درآورد. ۲. به نظر بنده همین‌طور باید باشد. موفق باشید

29785
متن پرسش
سلام استاد جان: پرسش من این است که گاهی آیات قرآن، از نظر من، با علم جدید همخوانی ندارد، مثلا آیه ۱۵ و ۱۶ سوره نوح، که گفته میشه خداوند آسمان رو در هفت طبقه آفرید و ماه و خورشید رو موجب نور و.... در حالی‌که در سماوات فقط یک ماه و یک خورشید نیست. اینجور آیات چطور قابل انطباق با علم روزه؟ متشکرم
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر دقت شود نگاه قدسی به عالَم با نگاه تجربی به‌کلّی متفاوت است. مثلاً ما در روایت داریم آسمان اول محلّ فرشتگان مخصوص به خودش می‌باشد و پیامبر خدا «صلوات‌الله‌علیه‌وآله» در سفر معراجی‌شان در آسمان اول با آن‌ها روبرو شدند و مسلّم آن آسمان، آسمانِ این زمین نیست. پس معنی آسمان‌های هفتگانه، مراتبِ عوالم وجودند در هویت قدسی‌شان. موفق باشید   

29784
متن پرسش
سلام: همسر من تمایل به خرید و یادگیری گیتار داره، بنظرتون من چه واکنشی نشون بدم؟ از طرفی نمیخوام باهاشون مخالفت کنم و این خواسته و علاقه چند ساله براشون تبدیل به عقده بشه و از طرفی خیلی بدم میاد از اینجور آلات موسیقی. خودتون هم بهتر میدونید احادیث در مورد آلات موسیقی هم هست به این مضمون که اگر تو خونه باشن برکت میره و ... ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فقهای محترم آلات موسیقی را به ذاته حرام نمی‌دانند بلکه بیشتر از آن جهت که وسیله‌ی لهو و لعب می‌شود حرام می‌دانند و معتقدند وجود این وسائل در خانه فرشتگان را می‌راند. اگر بشود ما در فرهنگ خودمان با تدبّر در قرآن و روایات و آثاری مثل مثنوی جناب مولوی، اوقات خود را آباد کنیم، بهتر است. پیشنهاد می‌شود سری به کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» زده شود. موفق باشید

29783
متن پرسش
سلام: چرا آثاری از انبیا همچون سلیمان با آن همه حشمت در تاریخ نمانده است اما از غارنشینان که از نظر تاریخی شاید قبل از انبیا باشند آثاری در دست هست؟ اگر هم مستکبرین تبانی کرده باشند و سعی در از بین بردن آن آثار داشته بودند هم اکنون که نظام عالم یکپارچه نیست در کشور های متعدد که بعضا مذهبی هستند چرا هم اکنون در تحقیقات باستانشناسی هیچ اثری از انبیا نیست یا اگر هست و شما اطلاعی دارید بیان فرمایید تا مستفیض شویم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آثار حضرت سلیمان تا حدّی در اورشلیم هست. ولی سایر انبیاء مأمور به شکل‌دادن چنین آثاری در زمین نبودند، آن‌ها بیشتر جهت روحانی انسان‌ها را جلو می‌بردند و امروز ما با انسان‌هایی روبه‌رو هستیم که رویهمرفته تحت تأثیر آموزه‌های انبیاء هستند. موفق باشید

29781
متن پرسش
عرض سلام و تحیت مجدد: در رابطه با مبحث رزق و سوال قبلی خودم، سوالی را از حضورتان داشتم. با توجه به این مطلب که رزق انسان معین و قسمت شده است، آِیا بذل و بخشش در موارد گوناگون (مالی، فکری و اندیشه ای، اختراعات و ...، خدشه ای به رزق انسان وارد می‌کند؟ و جایز است؟ (با توجه به اینکه در قرآن به پیامبر گفته شده «و لا تقعد یدک مغلوله الی عنقک و لا تبسطها کل البسط فتقعد ملوما محسورا» سپاس فراوان از شما
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: دقیقاً با توجه به آیه‌ای که متذکر شدید، می‌توانید اندازه و جایگاه بخشش‌ها را مشخص کرد و جناب خواجه سعید ابوالخیر در همین رابطه می‌فرماید:

چون تیشه مباش و جمله بر خود متراش

چون رنده ز کار خویش بی‌بهره مباش

تعلیم ز اره گیر در امر معاش

نیمی سوی خود می کش و نیمی می پاش

موفق باشید

29779
متن پرسش
سلام: در مورد آیت الله خویی گفته می‌شود آینده خود تا مرگ را مشاهده کردند از طرفی این علمی که برای ایشان پدید آمد ولو علمی باشد که تکلیف آفرین نبوده است مثل ائمه که غذای مسموم تناول کردند اما بنظر می‌رسد عدم اعتنای ائمه به علم غیب در راستای اعتلای اسلام بود و مثلا جز اینست که مامون با مسموم کردن امام خود را معدوم کرد اما در مورد مرحوم خویی که می‌گویند نهایتا به حقانیت راه روح الله رسید چرا نهایتا؟ مگر از قبل حقانیت امام را مکاشفه نکرده بودند یا آن دیدار با فرح در حالی‌که شخصی مثل آیت الله بهاالدینی را می‌بینیم که در زمان مرحوم منتظری نظرشان بر سید علیست و مشخص است که این علم را از مکاشفه گرفتند و اعتنا کردند والا از طرق عادی نظرها معطوف منتظری بود.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فراموش نکنیدکه آیت الله خویی با این‌که استعدادهای خوبی داشتند، ولی بیشتر در فقه متوقف شدند. موفق باشید

نمایش چاپی