بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
29891
متن پرسش
با عرض سلام: با مقایسه دیوان حافظ به تصحیح غنی و قزوینی با برخی تصحیح های دیگر چون تصحیح قدسی احساس می‌شود غنی اشعاری که بوی تشیع حافظ را بدهد نیاورده است. سالها پیش سخنرانی از استاد فاطمی نیا گوش می‌کردم اگر خطا نکنم در مورد انواع کشف بود و اینکه علامه در کنار مقبره حافظ برایشان کشف شد که این شعر از حافظ است «قبر امام هشتم و سلطان دین رضا از جان ببوس و بر در آن بارگاه باش» این شعر در غنی نیست ولی در قدسی هست. البته شعری در غنی آمده که «کجاست صوفی دجال فعل ملحد شکل بگو بسوز که مهدی دین پناه رسید» که البته چون اهل سنت هم به مهدی معتقدند شاید ازین لحاظ غنی اشکالی در آوردن این شعر نمی‌دیدند دو سوال دارم: ۱. غنی بعلت اینکه حافظ را سنی می دانستند اشعار تشیعی او را نیاوردند یا واقعا این اشعار از حافظ نیست و در نسخ کهن نیامده است و اگر از حافظ نیست آن کشف علامه چگونه قابل توجیه است؟ ۲. حضرتعالی کدام تصحیح را به حافظ نزدیکتر و توصیه می‌فرمایید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده در این موارد تحقیقی نداشته‌ام. جناب اقای غنی و قزوینی انسان‌های محققی بوده‌اند. مهم، روح غزلیات جناب حافظ است که بالاتر از شیعه و سنیِ رسمی در عالَم و در نسبت با حضرت حق حاضر است مثل سایر عرفا. موفق باشید

29890
متن پرسش
سلام استاد: اگر انسان بخواهد در طول عمرش فقط یک کتاب بخواند اون چه کتابی است؟! چه پیشنهادی می‌دهید؟! به غیر از قرآن
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بعد از جلد ۸ و ۹ اسفار، روایات، بهترین هستند. موفق باشید

29889
متن پرسش
سلام و عرض ادب: آقا جان ما بالاخره نفهمیدیم این معرفت نفس چیه؟! ده نکته رو خوندیم، خویشتن پنهان رو هم خوندیم. به کتاب معرفت نفس علامه حسن زاده هم نگاهی انداختیم. اما نفهمیدیم این چجور معرفت نفسیه که میشه انفع المنافع. میدونم علمش مبتی بر حضور و درک هست. اما خب حالا من فهمیدم و درک کردم و حس کردم که مثلا دست من در واقع دست 'تن' هست و من یچی دیگست و از این حرفا... تا نکات دیگه اش و خواب دیدن و جاودانگی و... ولی همه اینا بیشتر شبیه یک سری اطلاعاته که دونستنش خوبه. اینا که واسه آدم نون و آب نمیشه. من احساسم اینه که معرفت نفس چیز دیگه ایه که اینا پیشش شوخیه. اما هنوز نفهمیدم چجوری بدست میاد؟ آیا باید به حالات نفس و عتاب و خطاب و تندی و نرمی و خواطر و اینا علم پیدا کرد که مثلا بدونیم الان نفسم داره چیکار میکنه (نظاره از بیرون) یا نه باید گناه نکرد حتی گناه های بسیار ریز یا نه کلا اشتباه گرفتم؟ ببینید شما میگید "بعضی اساتید ما نشسته میرفتن مسیر سلوک رو" این حرف با چارتا کتاب و مطلبِ اطلاعات طور بدست نمیاد بنظرم. لطفا راهنمایی بفرمایید. در ضمن بنده خیلی اهل محبت هستم. که الان در قبض نسبتا شدیدی گرفتارم. ممنون.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. احساس همه‌جانبه‌ی خود در همه‌ی عوالم وجود، قصه‌ی ما می‌باشد و قصه‌ی بودنِ ما. معرفت نفسِ مرسوم، راهی به سوی آن نوع بودنِ بیکرانه است و این خود، هدف است به عنوان حقیقتی که عین ربط به حضرت حق است. مرحوم علامه در کتاب «رساله الولایه» نکات ظریفی در این رابطه فرموده‌اند. ۲. چه اشکال دارد، بالاخره زندگی با همین قبض و بسط‌ ها وسعت می‌یابد. موفق باشید

29888
متن پرسش

سلام استاد: آیا شخصیت هایی مثل مالک اشتر مثل معصومین هستند که اگر در هر زمانی حاضر باشند به نحو احسن کارایی و کارآمدی داشته باشند؟! مثلا آیا اگر الان مالک را با همون فعلیتی که در قرن خود داشته در این قرن حاضر کنیم کارآمد خواهد بود؟! در این شکی نیست که اگر مالک در قرن فعلی متولد می‌شد قطعا ابر مردی بود برای خودش و مثل امام و رهبری بودن و حتی بالاتر. اما ما داریم از یک چیز بدیهی حرف می‌زنیم مبنی بر اینکه مالک با همان فعلیتی که در تاریخ خود دارد قطعا با قرن فعلی بیگانه است و نمی‌تواند کارآمد باشد! هر چند باید گفت مبنای کارآمدی جناب مالک در همان تاریخ باید مبنای کارآمدی الان هم قرار گیرد، ولی بحث ما در مورد تخصص ها و آگاهی های مورد نیاز فعلی است! مثلا قطعا علامه حلی نمی تواند جای رهبری را در زمان فعلی بگیرد و اگر علامه حلی با همان نصاب های زمان خودش را اینجا بیاریم و در جایگاه رهبری بزاریم قطعا کارآمد نخواهد بود! چون اون نه مدرنیته را درک کرده نه بایسته های زندگی در قرن فعلی را و.... لطفاً منو روشن کنید.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خدا جناب مالک اشتر را رحمت کند، مرد بزرگی بود، ولی وقتی او را با حاج قاسم سلیمانی مقایسه می‌کنیم، با توجه به اطلاعاتی که بنده از آن دو بزرگوار دارم. حاج قاسم از مالک اشتر بزرگ‌تر بود حتی اگر در این تاریخ مالک اشتر حاضر می‌شد. موفق باشید

29887
متن پرسش
سلام: در تفسیر المیزان در آیه ۲۱۳ بقره بیان شده است که روزگاری بر نوع بشر گذشته که در زندگی اتحاد و اتفاقی داشته، به خاطر سادگی و بساطت زندگی امتی واحد بوده اند و هیچ اختلافی در بین آنان نبوده است و دلیل این معنا جمله بعد است که می‌فرماید: «فبعث الله النبیین مبشرین و منذرین....» حال سوال من این است که چه ربطی بین این دو جمله است یعنی به چه دلیل بعث انبیا و حکم کتاب در موارد اختلاف نتیجه و فرع امت واحده بودن مردم قرار دارد؟ آیا در این زمینه خودتان فرمایشات داشته اید؟ اگر داشته اید حتما معرفی کنید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عرایضی در رابطه با آن آیه در زمانی که سوره‌ی مبارکه‌ی بقره بحث شد؛ انجام شد ولی ضبط نشده. نکته‌ی بسیار دقیقی را علامه‌ی طباطبایی و به تبع ایشان، مرحوم شهید مطهری دارند که در ابتدای امر مردم در حدّی ساده و سطحی بودند که تنوعی در فهم و اندیشه‌ی آن‌ها نبود، ولی در سیر به سوی خودآگاهی‌ها، تفاوت‌ها شکل گرفت و این‌جا است که باید آن سیر با هدایت الهی از طریق انبیاء جلو می‌رفت به جای آن‌که به گذشته برگشت شود و لذا انبیاء آمدند تا سیر خودآگاهی به کمال خود نایل شود. موفق باشید 

29886
متن پرسش
بسم الله سلام استاد طاهرزاده: فرمودید مرجع باید اعلم و زنده باشد رهبری که حضرتعالی مقلدشان هستید احتیاط واجب دارند یعنی به این بایدی که شما مطرح کردید نرسیدند در آن سوال شما نظر اجتهادی خود را مطرح کردید یا نظر مراجع دیگر یا نظر رهبری و در فرض اخیر چرا بصورت احتیاط واجب نفرمودید. اما مساله اعلمیت و زنده بودن اختلافیست برخی علمای مخالف را اگر اشتباه نکنم نام می‌برم آقایان مرعشی، علوی گرگانی، نکونام، جواد لنکرانی و ... اعلمیت را شرط نمی‌دانند آقایان جناتی، شبیری زنجانی (البته با شروطی که مطرح می‌کنند) میرزای قمی، نکونام و ... تقلید ابتدایی از میت را جایز می‌دانند و من در آن سوال گفتم که به استناد نظر چنین فقهایی در هر مساله به هر یک از فقها که خواستم رجوع می‌کنم و در قیامت هم کافیست فعلم منطبق بر نظر یکی از فقها در طول تاریخ باشد خداوند قبول خواهد کرد. اگر بر اعلمیت و زنده بودن تاکید کنیم فرض کنید حکم واقعی شطرنج حرمت باشد فقیه حی اعلم هم فتوا به حرمت دهد. قطعا اگر مرتکب شوم حق مرا مواخذه خواهد کرد. اما اگر اعلمیت و حی بودن را شرط ندانیم کما اینکه من نمی‌دانم در فرض حکم واقعی شطرنج حرمت باشد کافیست حکم ظاهری یکی از فقها حلیت باشد همان را حجت نزد پروردگار قرار می‌دهیم و حق قبول خواهد کرد و معذوریم. البته در اندیشه من اینست که بتوانم این مساله را بنحوی پیش ببرم که در نهایت به این برسیم که کافیست برای هر فعلی که انجام می‌دهیم یک فقیه چه در گذشته های دور چه حال چه حتی در آینده و بالاتر فقهایی که پس از مرگمان خواهند آمد (بعبارتی همه فقها از اول تاریخ تا روز پایان تاریخ) فتوا به حلیت دهد تا معذور باشیم ولو روحمان هم از آن فتوا بی اطلاع باشد. پس حتی اگر همه فقها تا کنون فلان فعل را حرام بدانند و ما مرتکب شویم هزار سال بعد فقیهی حلال بداند در قیامت برین مبنا معذوریم البته این مبنا جای بسط بیشتر دارد تا اگر بشود از سایر فقهای مذاهب دیگر و حتی ادیان دیگر الهی و غیر الهی هم استفاده کرد تا شریعت بسیار سهله شود و تمرکز بیشتری بر طریقت و بتوفیق حق ایصال به حقیقت داشته باشیم از تصدیعی که رخ داد عذرخواهم در پناه الله باشید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فدایت شوم. بنده که در این موارد هیچ مهارتی ندارم. در این موارد به اساتید حوزوی اهل نظر مراجعه کنید که می‌گویند:‌ لازم است برای فهم این مسائل به مباحث «اجتهاد و تقلید» که علما انتهای مباحث اصولشان مطرح می‌کنند مراجعه فرمایید. موفق باشید

29885
متن پرسش
سلام: بحث تغییر عین ثابت که آقای صمدی آملی مطرح کردند ایشان درین قول منفرد هستند یا عرفایی بغیر از ایشان هم این قول را بیان کرده بودند با توجه به جایگاه علمی بالای ایشان بعید می‌دانم نتوانسته باشند به فهم این مبحث نائل نشوند بلکه برخی مباحث عرفانی لازمست مستور بماند تا ایجاد حساسیت نشود و موجب طرد بقیه مباحث عرفانی نگردد. بنابرین ایشان درین بحث حلاج گون سری را فاش کردند که قبل ازین در پرده بود و البته هر چه به آخر زمان نزدیکتر شویم متعمقین مجاز به افشای اسرار بیشتری می‌شوند.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حقیقت‌اش من در چنین باوری نیستم. موفق باشید

29884
متن پرسش
سلام مجدد استاد محترم: اگر آثار عرفا همچون «غربت الغربیه» شیخ اشراق رو ببینیم بنظر می‌رسد که تمام سلوک شان در قوس نزول واقع می شود و وقتی سفر وجودی خود رو وارونه سپری کرده به خانقاه پدر می‌رسند باید به چاه قیروان برگرده با اراده و اختیار خود قوس صعودی/عروجی رو طی نمایند۔ بفرمایید آیا درست فهمیده ام؟ ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حرف خوبی است. موفق باشید

29883
متن پرسش
عرض سلام و ادب خدمت استاد بزرگوار و مهربان: پیرامون پاسخ سوال قبلیم در مورد قوه خیال و وهم با عرض معذرت قانع نشدم۔ حتماً عیب در جمله بندی سوالم بوده۔ حضرت استاد، سوال بنده بر اساس جمله ای از شیخ اکبر بوده که فرموده اند وهم سلطان اعظم است۔ از این لحاظ کارکرد قوه خیال باید کلی باشد اما چون قوه وهم صورت گری های خیالی رو معنی و مفهوم می‌دهد کار اصلی بر عهده آنست۔ اگر تحت سیطره عقل نورانی فعال بوده باشد که نور علی نور اما اگر طغیان نماید انسان رو بسوی ورطه تخیل و توهم سوق داده راهزن می‌شود۔ بفرمایید آیا این برداشت بنده درست است یا اشتباه کرده ام۔ سوال دیگری در مورد قوس نزولی هست که می‌خواهم علاحده مطرح نمایم۔
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر در افق توحیدی نظر شود، قوه‌ی واهمه صورت‌های معقول هستند که در موطن خیال تجلی می‌کنند ولی اگر افق دنیا مدّ نظر باشد قوه‌ی واهمه صورت‌های توهمیِ عالم محسوسات را می‌سازد که غیر واقعی هستند. موفق باشید

29882
متن پرسش
سلام استاد: مدت ۳ سال است که با دانش آموزان مقطع سوم راهنمایی تا الان کار کرده ایم و موضوعات کار شده کتاب های جوان و انتخاب بزرگ، چه نیازی به نبی، ده نکته از معرفت نفس و برهان صدیقین بوده است. اکنون در ادامه چه مطالبی را کار کنیم؟ آیا برهان حرکت جوهری را اجازه می فرمایید؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نه. مباحث حرکت جوهری برای این مقطع سخت و سنگین است. مطالعه‌ی کتاب «فرزندم این‌چنین باید بود» پیشنهاد می‌شود. موفق باشید

29881
متن پرسش
سلام و ادب: داشتم کتاب «آشتی با خدا...» را مطالعه می‌کردم از متن کتاب برایم سوالی ایجاد شد. ص ۱۳«آشتی با خدا آنگونه راهی است که امامان معصوم می‌نمایانند نه دانستن خدایی که فیلسوفان از آن خبر می‌دهند.» _ ص۱۴ «بیا از خویشتن خویش پنجره ای بساز و از آن پنجره بدون هیچ حجابی حتی بدون حجاب استدلال...» _ ص۱۴ «چرا که انسان سبک بال آن انسانی نیست که می‌داند چه چیزی خوب است که این کار فیلسوفان است بلکه آن انسانی است که خوب را دوست دارد» حال سوال اینجاست که متن نوشته شده روبرو کتاب است و کتاب از جنس علم است و علم با تفکر همراه است؛ پس چرا استدلال را حجاب، دانستن را عدم سبک بالی و راه امامان معصوم را بجز راه عقل و فلسفه نوشته اید؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: استدلال به عنوان مقدمه کارساز است ولی ما را در حدّ مفهومِ خدا نگه می‌دارد و این، کافی نیست. در این رابطه عرایضی در کتاب «آن‌گاه که فعالیت‌های فرهنگی پوچ می‌شود» شده‌است. موفق باشید

29880
متن پرسش
سلام و عرض ادب و ارادت: در آیه ۱۱۰ کهف فرموده شده هر کس به لقای پروردگار امید دارد ابتدا فرموده عمل صالح و بعد فرموده شرک نورزیدن به خدا که جزء عقاید است. آیا می‌شود این تقدم و تاخر را به حساب آن گذاشت که خداوند عمل را مقدم دانسته، و اعتقاد و یقین انسان با عمل به مرور زمان زیاد می‌شود و یقین در مرتبه بعد است؟ آیا می‌شود به این  صراحت و تفکیک گفت؟ و رابطه عمل صالح و اعتقاد اینگونه است؟ با تشکر و توفیقات روز افزون.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: شاید بتوان گفت عبور از شرک بعدی آن توحیدی است که منجر به لقاء‌الهی می‌شود که همان شرک خفی باشد. موفق باشید

29879
متن پرسش
با سلام و احترام استاد عزیز: خدا قوت. اول اینکه در نماز اختصاصی روز جمعه در مورد ساعتهایش سوالمس. در وقتی که آفتاب پهن می‌شود (الان که زمستان است حدود ساعت چند) در وقت چاشت و اگر از وقتش فراموش شد. ساعت ۱۰ خواندیم آیا مشکلی ندارد؟ممنون. دوم اینکه در سوال ۲۹۷۰۶ فرمودید از ملائکه مقرب حضرت عضرائیل از این طریق می‌شود کمک گرفت. حالا می‌شد لطف کنید از آن سه ملائکه مقربمون بعد از نماز بگوییم. ممنون از زحمتای شما.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. چون‌که بنده توفیق این این اعمال را نداشته ام، تحقیقی هم نکرده‌ام. ۲. چرا که نه. موفق باشید

29878
متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم عرض سلام خدمت استاد عزیز طاهرزاده دارم: اگر چه حضرتعالی از پاسخ به سوالم در مورد نامه جناب دکتر گلشنی ظاهرا برای آنکه قدحی نسبت به حضرت علامه صورت نگیرد زیرکانه امتناع فرمودید و البته تادیبی‌است برایمان که حرمت اساتید را محفوظ نگه داریم گر چه بنظر حقیر بیان حقایق ارجح است باری یکی از پایه های اساسی مباحثتان بحث معرفت نفس است. حضرتعالی در ده نکته بحث خواب و .. را مطرح کردید و معرفت نفس را بر چنین پایه سستی بنا کردید سالها پیش که آثارتان را شروع کردم به این کتاب رسیدم و در همان قدم های اول زمین گیر شدم و در شب قدری توفیق هم کلامی با شما از مسجد تا منزل فراهم آمد و به توصیه خودتان از این کتاب صرف نظر کردم بعدها که در بخش سوالات از شما پرسیدم که کتابی معرفی فرمایید که بصورت مستدل معرفت نفس را مطرح کند گمان کنم کتاب معرفت نفس علامه حسن زاده را معرفی کردید. البته حقیر از مطالعه آن هم با توجه به اشکالاتی که داشتم بازماندم با توجه به نامه دکتر گلشنی که مشخص می‌شود علامه در فضای جهان جدید ظاهرا نیستند و نیز اشکالاتی که جناب دکتر یثربی که فکر کنم در کتاب حکمت متعالیه نسبت به بحث های نفس شناسی ملاصدرا وارد می‌کنند و بخوبی مشخص می‌کنند که آن نحوه استدلالها درین جهان که علوم اعصاب این نحوه رشد کرده اند دیگر مستحکم نیست بنابرین همانطور که شما به فلسفه های جدید پرداختید تا بتوانید برای بشر امروز فلسفه اسلامی رابازخوانی کنید در معرفت نفس هم کسی را می‌خواهیم که بتواند با توجه به پیشرفت های علوم جدید بخصوص مغز و اعصاب به مباحث معرفت نفس با توجه به فلسفه اسلامی جانی دوباره بخشد و آن را احیا نماید طالب شخصی چنینم کو به کو.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مباحث معرفت نفس نظر به وجه مجردِ انسان دارد. مثال خواب اصل موضوع را منتفی نمی‌کند. به هر حال نزدیک‌ترین واقعیت مجرد که می‌توان به عنوان علم حضوری آن را تجربه کرد، معرفت نفس است. موفق باشید

29877
متن پرسش
سلام استاد عزیز: من تا قبل از چند روز اخیر، مذهبی بودم ولی اخیرا در باورم شک کردم. متأسفانه اخیرا می بینم برخی افراد هرچقدر دغدغه ی دینی ِبیشتری دارند، بیشتر ظلم می‌کنند. و با خود می گویم اگر دغدغه های دینی و اعمال عبادی انسان ساز بود چرا انسان های زیادی که واقعا و بدون تظاهر دغدغه های دینی دارند، ساخته نشدند و چرا ظلم هایی می‌کنند که من ِعادی و معمولی نمی‌توانم چنین ظلم هایی بکنم؟ و متأسفانه این مسئله خیلی تکرار شده. و این حرفی که قبلا از شما شنیدم مبنی بر اینکه شیطان با افراد مؤمن کار دارد و سراغ آنها می‌رود برای همین مؤمن ها بیشتر ظلم می‌کنند، را نمی‌توانم بپذیرم. لطفا اگر استدلال قیاسی دارید بیان کنید تا من منحرف نشوم چون من تصمیم خودم را گرفتم ولی چون زیاد از تصمیمم نگذشته، اگه استدلال بیارید برمی‌گردم. خیلی ممنونم از شما.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر بررسی کنید، انسان‌های فرهیخته‌ی واقعی، تنها از طریق پیامبران و ائمه «علیهم‌السلام» به آن فرهیختگی رسیده‌اند. راه اصلی سعادت را آن‌ها می‌گشایند. موفق باشید

29876
متن پرسش
سلام استاد: وقت بخیر. توی کتاب معاد طبق حدیثی از امام باقر یا امام صادق (ع) شش صورت در برزخ مومن رو اخاطه میکنن که چهره ی سمت چپ زکات هست و طبق فرمایش علامه فرمودید این صورت ها توی همین دنیام همین کار رو میکنن و آنجا که شیطان میگه از سمت چپ یعنی از طریق فحشا به مومن نفوذ می‌کنم با انفاق و ذکات میشه دفعش کرد. همینطور که نماز و روزه جهت آرزو های انسان رو تغییر میده. حالا سوال اینه که چرا با وجود انفاق کردن خیلی ها من جمله خود بنده با اینکه ذکات بهم تعق نمیگیره ولی ماهیانه مقداری در حد وسعم به خانواده های نیازمند کمک می‌کنم ولی همچنان درگیر فحشام (از نوع کبیره)؟ مشکل من چیه که همچنان از ناحیه ی چپ طبق گفتمان بالا بهم نفوذ میشه؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با معرفت بیشتر و دین‌داری همه‌جانبه، اعمال ما تأثیر خود را می‌گذارد. موفق باشید

29875
متن پرسش
سلام: آیا آیت الله مکارم اعلم هستند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: از اهل فن و اساتید حوزه که در درس آقایان شرکت کرده‌اند بپرسید. موفق باشید

29874
متن پرسش
بنده طلبه پایه یک در تهران هستم و ۱۷ ساله هستم. سوالم از حضرتعالی این است که آیا برای اینکه دروس حوزوی رو بسیار بسیار قوی بخونم و به هدفم که اجتهاد هست برسم آیا لازم هست که به قم مهاجرت کنم؟ چون بنده شنیدم اساتید قم خیلی بهتر هستند و در کل فضای قم برای درس خواندن بسیار بهتر هست. اگر لازم هست که مهاجرت کنم از چه پایه ای؟ آیا از همین پایه یک و دو اشکال داره؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده در این موارد صاحب نظر نیستم.  اهل نظر می‌گویند در مجموع رفتن به قم فضای علمی‌شما را بیشتر رشد می‌دهد و مخصوصا اگر دنبال اجتهاد در فقه هستید، موسسات تخصصی قم موسسات خوبی هستند ولی این‌که از چه پایه ای وارد شوید را مشورت بگیرید. موفق باشید

29873
متن پرسش
سلام و عرض ادب: می‌خواستم بدانم خواندن اشعار حافظ اصولا چه فایده ای دارد (و اینکه بعضا شنیدیم که حضرت علامه طباطبایی در حرم حافظ می‌خواندند) و با چه نیتی باید با این کتاب انس بگیریم؟ ممنون حلال بفرمایید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: جناب حافظ با غزلیات خود افق‌های تکوینی عالم را می‌گشاید. بد نیست در این مورد سری به مباحث «ما و حافظ» که روی سایت هست بزنید. موفق باشید

29872
متن پرسش
سلام استاد: ببخشید آیا این حدیث یک ساعت تفکر از هزاران سال عبادت برتر است، شامل تفکر خاصی است؟ مثلا تفکر های مربوط به علم نفسانی است؟ یا هر فکری مثلا حل یک مسئله ریاضی که نیازمند فکر و تمرکز عمیق است، هم مشمول این حدیث میشود؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: تفکر حقیقی به تعبیر جناب شیخ شبستری

تفکر رفتن از باطل سوی حق /  به جز اندر بدیدن کل مطلق

مباحث معرفت نفس و معرفت الله تفکر حقیقی هستند. موفق باشید

29871
متن پرسش
با سلام استاد: ۱. پیرو سوال ۲۹۸۵۸ دعای سحر رو سایت چیزی نبود باید چکار کرد؟ ۲. استاد جایی خوانده امام در مورد توحید یه چیزهایی گفتن نمیتونم درسته یا نه و اصلا این موضوع صحیحه یا نه که علم توحید هم ممکنه یه جاهایی ادمو.. و یا شنیدن توحید بدون کفر به طاغوت معنی نداره استاد اینا در بحث شرح دعا هست؟ ۳. استاد یه سوال دیگه اینکه در فضای اینترنت دیدم یه بچه هایی نشون میده وقتی بدنیا میان رو تنشون قرآن نوشته، اینا راسته استاد؟ استاد لطفا به ایمیلم اینا رو بفرستید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. کتاب «اسماء حسنی دریچه‌ی نظر به حق» که روی سایت هست. ۲. خوب است در این مورد مباحث «معرفت نفس» دنبال شود. ۳. نمی‌دانم. موفق باشید

29869
متن پرسش
باسمه تعالی. سلام علیکم: استاد خدا قوت در مورد آقای امجد چه باید گفت آیا عرفان بدون بصیرت به اینجا می‌رسد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خوب است در این مورد به جواب سوال‌های شماره 29854 و 29816 و جلسه‌ی آخر «بنیان‌های حکمت حضور در جهان بین دو جهان» رجوع شود. موفق باشید

29868
متن پرسش
سلام: آیا مردگان در برزخ صعودی قرار دارند؟ اگر آری با توجه به صعوبت دسترسی به این عالم و غیب محالی بودن آن، در خواب که افراد با اموات مواجه می‌شوند در حقیقت با چه چیز روبرو می‌شوند؟ و آیا این صعوبت فقط برای ماست یا برای اموات هم ارتباط با احیا در خواب دشوار است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اموات در عالم برزخ در آن حدی که اذن دارند به سراغ زندگان می‌آیند و از احوالات خبر می‌دهند. موفق باشید

29867
متن پرسش
سلام بر استاد: اگر فردی بتواند با توجه به تجرد نفس یا ارتباط با ارواح و اجنه به آینده دسترسی پیدا کند دو سوال پیش می آید: ۱. آیا این اطلاع موجب اتخاذ تصمیمی نمی‌شود که باعث تغییر در آینده شود مثلا اطلاع پیدا می‌کنیم فردا قرارست حادثه ای برای کسی یا خودمان رخ دهد قبل از بروز آن رخداد تمهیداتی می اندیشیم که آن خطر مرتفع شود اگر تغییر ممکن باشد جایگاه آن علم چه می‌شود و اگر ممکن نباشد که خلاف درک وجدانیست من که می‌دانم بیرون روم تصادف می‌کنم چه عاملی باعث می‌شود باز جبرا بیرون روم. ۲. اگر اطلاع بر آینده ممکن باشد می‌توان به نظرات علمایی که در قرون بعد می آیند و کتبی که می‌نویسند مطلع شد اگر آری ممکن است فرد مطلع بر آینده مطالب آن کتب را زودتر نشر دهد یا با توجه به مطالب علمی که آینده نشر می یابد آن مطالب علمی را زودتر در سخنرانی ها و ... بیان کند تا تشنگان حقیقت بهره ای از حقایق آتی داشته باشند و اگر انتشار عمومی را حق اجازه نمی‌دهد این اجازه در جلسات خصوصی هست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. تغییر سرنوشت با تغییر هویت مثل توبه ممکن است. صرف آگاهی از آینده تغییر در سرنوشت ایجاد نمی‌کند مانند آن‌که علی علیه‌السلام می‌دانند در آن شب شهید می‌شوند ولی می‌دانند این حضور، مطابق نظام الهی است نه آن‌که مقابل آن نظام بنا داشته‌باشند انتخاب و اراده‌ای بکنند. ۲. حضور در آینده، حضور در حقایق دوران‌ها است مثل اخباری که در مورد آخر الزمان داریم. این غیر از آگاهی از اعتباریاتی است که مثلا آیند‌گان بر اساس آن کتاب‌ها می‌نویسند. موفق باشید

29866
متن پرسش
سلام علیکم حاج آقا: بنده یه سوالی کرده بودم با شماره پیگیری 29754 در مورد نوشتن خاطرات و خاطره نویسی، متاسفانه پاسخش نیست و یا اگر به ایمیل فرستادید به ایمیل قبلیم دسترسی ندارم. ممنون میشم پاسخ بدین. ممنونم
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به طور شخصی این‌طور جواب داده شد:

29754- باسمه تعالی: سلام علیکم: ایراد ندارد ولی باید جهت‌دار باشد برای استفاده و عبرت‌گرفتنِ بقیه‌ی انسان‌ها. موفق باشید

نمایش چاپی