بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
41308
متن پرسش

نمی‌دانم آیا لفظ «امام شهید» کلیشه‌ای شده و در عموم اذهان بی‌رنگ گشته و یا تلألؤ پر نور خود را دارد اما؛ امام شهیدم! با تو سخن می‌گویم؛ نه با زبانم، که با دلم! اگر قرار بود زبانم سخن براند زودتر از این‌ها به چرخش در می‌آمد و نه بعد از ۱۰ روز گذشت از عروج ملکوتی‌ات... امام شهیدم! می‌خواهم از عشقت که چند صباحی بر دلم جوانه زده بود با تو سخن برانم؛ که روزگاران اگر سیاه نباشد حداقل بی رنگ است، سرد است، فسرده است و رنگ زنده و حیات بَخشَت، اندوها که در میان خانه و شهر نپیچیده بود. تنها روزی توانستم‌‌ روزنه‌ای از نورت را در سیاهچاله دلم سوسو کنان ببینم که هجرت کردم برای فهم دین، برای طلبگی! گویی تو در پوستین نیستی؛ در کُّنهی، در عمقی، هرجا و هرطور بودن، تو را نمی‌نمایاند. تو را باید به نظاره نشست، باید قرن‌ها نگاه آموخت تا دیده شوی. سیدِ شهید! قدم حضورم در راه پیشوائی دین، تو را، شهد شیرین تو را، قند شکرینت را، عشق آتشینت را، اوج انسانیت را بر مزاقم چشاند که چه خوب چشیدنی بود. پس از ۲۰ سال گذر از دالان سراسر ظلمانی، جانم با جمالت روشن گشت و از شدت ذوق، گویی تازه متولد شده بودم. این‌گونه، دیگر تاریخ تولدم شد ابتدای ورود به راه طلبگی و نه تاریخ شناسنامه! این‌گونه من ۴ سال سن بیشتر ندارم. و امروز که بیش از هر روزی برای آموختنِ راه، به دستان پدرانه‌ات نیاز دارم که هوایم را داشته باشی، حذر از این‌که بر زمین خورم، نیستی... نمی‌دانم، نمی‌دانم، نمی‌دانم امروز که فرزندت آمده مرهمی گشته بر اقیانوس دردِ نبودنت! اما: صد شکر و صد حیف. شاهی به میان آمد و شاهی ز میان رفت. صد شکر که‌ این‌ آمد و صد حیف که آن رفت. 

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حکایت حضور تاریخی قائد شهید ما، حکایت حضور یک تاریخ بود که با حضرت روح الله «رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» در این دوران در مقابل جبهۀ استکبار به میان آمد و این بود که جوانانی همچون جنابعالی را با امکان حضور در صدها راه، به سوی طلبگی کشاند زیرا امثال شما جوانان که به انسان‌بودنِ انسان می‌‌اندیشید، در آن مرد الهی انسان‌بودن خود را تجربه کردید و از این جهت او یک «راه» بود و نه یک شخص. و در این رابطه یقیناً آن «راه» با رهبریِ جدیدی که پیش آمده است، ادامه می‌یابد و در همین رابطه باز باید متوجه بود که آیت الله سید مجتبی خامنه‌ای یک شخص نیست. و این بود راز این‌که مجلس خبرگان با بصیرت تاریخیِ خود به خوبی و به راحتی متوجه شدند چه کسی را پس از شهادت آن قائد عظیم انتخاب کنند. امری که متأسفانه با شهادت مولای‌مان حضرت علی «علیه‌السلام» حتی از طریق نخبگان آن تاریخ پیش نیامد و در نتیجه آن‌طور که باید حضرت امام مجتبی «علیه‌السلام» را برای ادامۀ آن تاریخ یاری نکردند. ولی مردم ما حتی بعد از انتخاب آیت الله سید مجتبی خامنه‌ای، دیروز در میدان‌های شهر زیر بمباران‌های دشمن آمدند تا به انتخاب مجلس خبرگان لبیک بگویند. حتی ملاحظه فرمودید که چهره‌های سیاسی که چندان از آن‌ها انتظار نبود؛ نیز از انتخاب خبرگان پشتیبانی کردند. و از این جهت باید متوجه بود ما در نسبت به گذشتۀ تاریخی خود جلو و جلوتر هستیم. موفق باشید

41307
متن پرسش

بسم الله الرحمن الرحیم. الحمدلله بابت نعمت رهبری خداوند بخشی از حضور ملت ایران را دادند که به فرموده قائد شهیدمان در مورد رهبری بعد از خودشان فرمودند: خداوند رهبر بهتر از منی را قرار می‌دهند. آنچه به ذهن بنده رسید که بپرسم این است که رهبری حضرت آیت الله سید مجتبی خامنه‌ای حفظه الله منافاتی با ظهور امام عصر در زمان رهبری ایشان بر ایران نخواهد داشت و نباید انتظار ظهور را دور شده یا دوگانگی بدانیم؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با همین افرادِ عزیزالقدر که عملاً به نور نیابت آن حضرت به صحنه می‌آیند، آن حضور به حضورات خود ادامه می‌دهد تا ان شاءالله به تعیّن نهایی در شخصیت مولای‌مان منتهی شود. موفق باشید

41306
متن پرسش

سلام استاد: نمی‌دانم چه سری در این خون پاک ریخته شده ی سیدالشهدای انقلاب هست که به شدت نسبت به ایمان قبل از شهادت رهبری پشت کرده ام و انگار حس می کنم همه اش مفهومی بیش نبوده و در امروز بعد شهادت فقط دنبال پیدا کردن ایمان ناب امام خامنه ای هستم، اما نمی‌دانم چگونه ایمانی است این ایمان و با دستان خالی به شدت در جستجوی آنم، اصلا نمی‌توانم مثل ماه رمضان های سابق کمیت عبادات را داشته باشم و فکر می کنم تمام آن عباداتم در حد فردیت تنگ خودم بوده و تنها می توانم بگویم به خدای خامنه ای رستگار شده ام.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: موضوع، موضوع مهمی است و نکته، نکتۀ مهمی می‌باشد و نباید به سادگی از آن گذشت. واژه‌ها توان وصف آنچه را که می‌فرمایید ندارند. در بحثی که اخیراً تحت عنوان «شهادت رهبری و تقابل جهانِ «سنت» با جهانِ ساختگی «رسانه» در این بعثت تاریخی» شد، ان شاءالله اشاراتی به آنچه متذکر شده‌اید برای رفقا پیش می‌آید. ان شاءالله صوت آن در اسرع وقت در اختیار رفقا قرار می‌گیرد. باید در این مورد همچنان اندیشید و باز اندیشه کرد. موفق باشید  https://eitaa.com/soha_sima/5591

من این روزها بیش از دیروز‌های خود که با امام حسین شهید «علیه‌السلام» اشک‌ها ریختم و به او فکر می‌کردم که چگونه آن امام بزرگوار در کربلا با آن عزمی آهنین در مقابل کوهی از فتنه که یزدیان ایجاد کرده بودند، با شخصیتی در اوج بصیرت و حکمت و دلسوزی، ایستاد و در نزد خود گمان می‌کردم آن امام عزیز را فهمیده‌ام، ولی امروز با نظر به امام شهید این دوران، تازه با او با همۀ حکمت و شجاعت و دلسوزی و بصیرت که داشت، فهمیدم امام معصومِ ما یعنی امام حسین «علیه‌السلام» چه اندازه بیش از هزاران هزار برابر امام شهیدِ این دوران بوده است. این یعنی من امروز آن امامِ شهید کربلا را با امام شهید این دوران تجربه ‌کردم که چه اندازه آن امام معصوم بزرگ و بزرگ‌تر بود و امام شهید این دوران چقدر بزرگ بود و این بزرگی در دل نظر به سنت‌های لایتغیّر الهی در مقابل رسانه‌های دیروزِ یزیدیان و فضای مجازی امروزِ یهودی‌گری، می‌تواند مدّ نظر قرار گیرد، تا با همان ایمان و آرامشی که امام حسین «علیه‌السلام» در قتلگاه و شما ای امام شهید در این زمان به نمایش آوردید، ما ایمان و آرامش را تجربه کنیم و جایگاه فریب و دغلکاریِ فرهنگ رسانه را «فهم» نماییم. 

41305
متن پرسش

با سلام خدمت استاد گرامی: می‌خواستم موضوعی را مطرح کنم که فکرم را مشغول کرده و نظرتان را بدانم. عادي شدن یاد امام زمان: انسان ها در سختی و مصیبت یاد خدا می‌کنند و ممکن است حتی ساعت ها با گریه و التماس و دعا از خداوند بخواهند امام زمان ظهور کنند، اما همین آدم به محض اینکه آسایشی بیاید یا اینکه به روال سختی اش عادت کند همه چیز را فراموش می‌کند و به زندگی خود در کمال آسایش ادامه می‌دهد. امروز که مدتی از بمباران ها می‌گذرد، حال خود را با حال روزهای ابتدایی مقایسه کردم که رهبر عزیزمان را شهید کردند، روز اول دستم به هیچ کاری نمی‌رفت و تمام فکرم مشغول این قضیه بود، غذا از گلویم پایین نمی‌رفت، اما حال می‌بینم دوباره این غذاها برایم رنگ و لعاب دارد، با خودم گفتم مسئله ظهور امام زمان همین است. بزرگان تذکر می‌دهند که باید منقطع شد، باید واقعا از ته قلب امام زمان را بخواهیم، نه اینکه احساساتی بورزیم و این احساسات با هر نسیمی به راحتی بیاید و برود، اما انقطاع به چند صباحی گریه و ناراحت بودن نیست، این آدم باید به جایی برسد که همچون یاران نزدیک ائمه (مانند سید عبد الکریم محمودی تهرانی) اصلا بدون امامش نتواند تصور کند چطور میخواهد زندگی کند و بدون امام دِق کند و بمیرد. وضعیت این آدم ها طوری است که اگر از همان ابتدا کشوری به نام اسرائیل یا آمریکا نبود، دور هم حتی تا ده ها هزار سال می‌توانستند زندگی ای شان را با همین خوردن و خوابیدن و شغل و دانشگاه بگذرانند و هر دفعه ای یک دعای ندبه ای هم بخوانند، آنگاه امام زمان می آمدند و مردم می‌پرسیدند اصلا برای چه آمدید! احساس می‌کنم هنوز قلب ها به آن بلوغ نرسیده است که امام زمان را برای محبت به ایشان بخواهند، بلکه امام را جهت رفع حوائج و بلا ها می‌خواهند. مهم ترین مسئله اینکه این انسان ها اگر واقعا امام را می‌خواستند و از دنیا سیر بودند، ابتدا از گناهان خود توبه می‌کردن و نفوس خود را به رنج و سختی می‌انداختند، شهید شدن به این نیست که (بدون در نظر گرفتن تعریف فقهی شهادت) یک بمب بر سرمان بخورد و بمیریم، در حالی که کارنامه مان پر از سیاهی است، اعمال و افکار و نیاتمان پر از آلودگی و عدم طهارت است، شهید شدن یعنی عالم شدن و برای اسلام مفید بودن، برای خدا هیچ شدن، چه بسا علماء بدون اینکه دشمن آنان را بکشد، می‌میرند اما شهیدند. شاید یکی از حکمت های اینکه این مسائل در هنگام رمضان پیش آمد و رهبر عزیزمان هم در این ماه شهید شدند و اینکه صیحه آسمانی قبل از ظهور در ماه رمضان و محرم است، این باشد که در این ماه ها به دلیل اینکه شیاطین اسیر هستند، انسان راحت تر می‌تواند به عالم معنا وصل شود. پس می‌فهمیم تمام ماجرا در این خلاصه می‌شود که انسان باید از هر چیزی دل بکند فقط خداوند را ببیند. البته با این همه زرق و برقی که در آخرت الزمان اطراف آدم ها را گرفته‌ و این همه بستر عدم طهارت مانند بانک های ربوی، می‌توان درک کرد که چرا پیامبر عزیز اسلام فرموده اند: زمانی بر مردم خواهد آمد که صبر نمودن در برابر مسائل دین ـ و عمل به دستورات آن ـ همانند در دست گرفتن آتش گداخته است. نتیجه اینکه باید انسان ها به درکی برسند که محبت گونه امام را بخواهند، به دور از احساسات زود گذر و نفسانی و با دل کندن از هر چیزی دنیایی‌.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با توجه به این که صبر و پایداری تنها در بستر حضور در سنت معنا می دهد وگرنه انسان گرفتار شتابزدگی و تهاجم‌های پیش‌دستانه می‌شود. در بستر صبر و با نظر به سنت‌های لایتغیّر الهی، آینده بیش از حضوری که آغاز شده است ادامه می‌یابد و این است معنای «انتظار» در فرهنگ مهدیت که نه حضور در آن به صورت یک آرزو می‌باشد و نه در آن انتظار نوعی اُبژگی و باوری مفهومی در میان است و نه آنچنان است که آن حضور تماماً در نزد ما و در اختیار ما باشد، ولی با «صبر» و «پایداری» ما آن حضور به ظهور می‌آید، به همان معنایی که رهبر شهیدمان فرمودند: «اگر مقاومت کردید قله‌ای فتح می‌شود که از بعد از زمان رسول خدا تا الآن انجام نگرفته...». و این‌جا است که باید در موضوع فرهنگ انتظار، بیش از پیش بیندیشیم و به آینده‌ای که در اکنونِ خود به آن فکر کرده‌ایم، امیدوار باشیم. اخیراً عرایضی تحت عنوان «شهادت رهبری و تقابل جهانِ «سنت» با جهانِ ساختگی «رسانه» در این بعثت تاریخی» شده است. ان شاءالله صوت آن در اسرع وقت در اختیار رفقا قرار می‌گیرد. موفق باشید   https://eitaa.com/soha_sima/5591

41304
متن پرسش

با سلام خدمت استاد گرامی و عرض تسلیت شهادت رهبری و مردم ایران. خانواده بنده مخالف نظام و رهبری هستند و در برخی موارد توهین هایی انجام می‌دهند که باعث واکنش من می‌شود و نهایتا باعث بداخلاقی و برخورد با یکدیگر می‌شود سوال اینجاست که آیا واکنش من درست است و رضای خدا در آن است؟ کلا در موارد اینچنینی چگونه باید برخورد شود خصوصا در این زمان که ما داغدار رهبری و وطنمان هستیم؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌آید در این موارد با سکوت خود، عدم رضایت خود را اعلام کنید بهتر است تا به طور مستقیم درگیر شوید. موفق باشید 

41303
متن پرسش

سلام و وقت بخیر: یک سوالی داشتم خدمت استاد. با توجه به اینکه مردم در صحنه ایستادگی می کنند و از مرگ هراسی ندارند اما خواص و جریان لیبرال با تاخیر در اعلام رسمی رهبری جدید و پایبندی به شورای موقت و سخنان اخیر رئیس جمهور در حال تضعیف جریان انقلابی هستند وظیفه مردم چیست؟ آیا فقط با تجمعات شبانه و صبوری مثل دفعات قبل باید شاهد تاخیر در حرکت حق باشند؟ آیا دیگر زمان اقدام نواب صفوی ها فرا نرسیده؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بحمدالله مسئله حل شد و حال، مائیم و امیدوار به آینده‌ای که دشمنان‌مان را خدا ناکام می‌کند. بیچاره‌ها گمان کردند آنان در مقابله با جبهۀ حق کاری از پیش می‌برند.
با بعثتی که آن مرد الهی از آن خبر داد به عنوان آغازی که با شهادت ایشان در مقابل جهانِ ساختگی رسانه آغاز شد تا ما ادامۀ آرامش‌بخشِ خود را در آغوش سنت‌های لایتغیّر الهی احساس کنیم. مانند حضور در سنتی که خداوند در وصف آن می‌فرماید: «إِنَّ اللَّهَ يُدَافِعُ عَنِ الَّذِينَ آمَنُوا إِنَّ اللَّهَ لَا يُحِبُّ كُلَّ خَوَّانٍ كَفُورٍ» (حج/۳۸) این‌جا است که انسان در آغوش چنین سنتی هرگز نگران حیله‌های دشمنان دین و دینداران نیست، هرچند رسانه‌ها، جهان دیگری را مدّ نظر آورند. موفق باشید
 

41302
متن پرسش

سلام استاد گرامی: رهبر شهیدمان امام خامنه‌ای در شعرشون دقیقا به اسفند ماه امسال اشاره کرده‌اند، شعری که رهبر انقلاب اسلامی ایران سروده‌اند: مستانه در این میکده بی‌تاب و قرارم. نستوه‌تر از سجده گذاران، سر دارم. عشاق پریشان دل سرمست بدانند. لبیک من از عمق سماوات بخوانند. یاران و رفیقان، همه در جنت اعلا. خوش منظره‌ای دیده‌ام اندر بر مولا. افسوس که من دیر به مقصود رسیدم. مفهوم شهادت ز لب یار شنیدم. نوروز من امسال کنار شه خوبان. همراه رفیقان و شهیدان و غریبان. امسال دگر نوبت سرداری ما شد. یعقوب صفت، روح و تن ازغصه رها شد. زندان تنم را به دل خاک سپردم. از توشه‌ی ره جز می و معبود نبردم. در حسرت راه شهدا چشم به راهم. هنگامه‌ی تقدیر، سپهدار سپاهم. شمس و قمر از خون دلم آگه و انگار. یوسف شده در بزم وفا طالب دیدار. طاغوت اگر جسم مرا کرده نشانه. اسفند شود جان پی عشاق روانه. نابودی کفار رقم خورده در این جنگ. مفهوم کلامم شده با عشق هماهنگ.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عجیب است که چگونه خداوند این‌چنین روح و روحانیتی را در آن مرد الهی قرار داد تا ما در نسبت به حضورِ آخرالزمانی انسان که حضوری است به وسعت همۀ انسان‌ها؛ بیندیشیم، در جوانانی که گویا با روحانیتی خاص در ظهور و بالیدن هستند و به امامِ شهیدشان می‌اندیشند و باز می‌بالند. ارادت به آن مرد الهی چه غوغایی در جوانان ما ایجاد کرده است. موفق باشید

41298
متن پرسش

سلام: به نظرم باید نخبگان و اساتید شروع کنند به بیانیه دادن و لزوم مقاومت. هر کس هر جوری می‌تونه تلاش کنه این بیانیه ها در بیاد. متاسفانه جریان غرب زده و واداده دارن پیشنهاد سازش و تسلیم میدن. سرمقاله دنیای اقتصاد، موسی غنی‌نژاد: ما درگیر جنگ نظامی نابرابر با بزرگ‌ترین قدرت‌های نظامی دنیا شدیم. این جنگ برای ایران یک تهدید وجودی است و باید هر چه زودتر استراتژی خروج از جنگ تدوین و اجرایی شود. هدف قراردادن هرچند مشروع عوامل دشمن در کشورهای همسایه به موقعیت بین‌المللی ایران لطمه می‌زند و برخلاف منافع ملی و استراتژی خروج عاقلانه از جنگ است. انتخاب رهبری جدید به غایت مهم است و نباید در این خصوص شتاب‌زده عمل کرد. رهبر جدید برای موفقیت و مقبولیت باید شخصیتی حتی‌الامکان فراجناحی باشد و بتواند با ترمیم حداکثری زخم ملی دی‌ماه بیشترین افراد با سلیقه‌های متفاوت را با خود همراه کند. https://donya-e-eqtesad.com/بخش-سرمقاله-28/4257099-انتخاب-های-پیش-رو-فایل-صوتی

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بحمدالله انقلاب اسلامی با همان روش حکیمانۀ رهبر شهیدمان از این جریان‌های غرب‌زده گذشته است. کدام افتخار از این بالاتر که ما امروز مستقیماً در مقابل آمریکا و اسرائیل ایستاده‌ایم و مردم ما شعار «نه سازش و نه پوزش» می‌دهند. عنایت داشته باشید ما در تاریخ دیگر و وقت دیگری وارد شده‌ایم که این‌چنین مقابل جبهۀ استکبار قرار داریم بدون توجه به این جریان‌هایی که تاریخ‌شان گذشته است. ما به حکم آیۀ «إِنَّ الَّذِينَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَيْهِمُ الْمَلَائِكَةُ أَلَّا تَخَافُوا وَلَا تَحْزَنُوا وَأَبْشِرُوا بِالْجَنَّةِ الَّتِي كُنْتُمْ تُوعَدُونَ» (فصلت/۳۰) با استقامتی که جریان لیبرالیسم، هرگز آن را نمی‌شناسد تا آن‌جایی آمده‌ایم که به خوبی نزول فرشتگان الهی را در این روزها و این شب‌ها در جبهه‌ها و در خیابان‌ها احساس می‌کنیم. چرا از چنین حضوری و چنین تاریخی که برایمان پیش آمده است، غفلت کنیم؟ آیا این نزدیکیِ ما به قله نیست؟! موفق باشید

41295
متن پرسش

سلام و عرض ادب و احترام وقت بخیر خداقوت استاد قرائت 12 هزار سوره فیل بدون بسم الله برای نابودی دشمن صحت دارد یا صحت ندارد و خود دشمن آن را منتشر کرده تا اثر عکس بگذارد؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ما را چه نیاز به این خطوراتِ افرادی که هرچند ممکن است قصد خیر داشته باشند!!! وقتی در متون مطمئن خود نظر به آیاتی مانند «آیت الکرسی» داریم؟ این حرف‌ها با سیرۀ اهل البیت«علیهم‌السلام» نمی‌خواند. همۀ سوره در همان بسم الله است. موفق باشید

41294
متن پرسش

با سلام و احترام: اینکه می‌بینم بعضی افراد که با حجاب اجباری مخالفن، بهانه میارن که این نظام مشکلی نداره فقط بحث حجاب اجباریشون ما رو دیوونه میکنه، نشون میده که الان این موضوع حجاب باعث دو قطبی شدن جامعه هست، و باز ممکنه حتی در صورت آتش دوطرفه بس دشمن رو به طمع بندازه همونطور که متاسفانه موجب تطمیع دشمن بودند در حمله متجاوزانه اخیر، دستور چه می‌فرمایند استاد محترم در نوع مواجهه با این قضیه و ایجاد اتحاد نسبی بین دوقشر بوجود آمده در این زمان؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اساساً واژۀ حجاب اجباری، ساختۀ رسانه‌های دشمنان انسان‌ها و انسانیت است. آنچه نظام مقدس اسلامی متذکر بانوان است، حفظ شخصیت آنان می‌باشد که بازیچۀ فضای فمینیستی و شهوانیِ جریان استکبار نشوند. مهم گفتگویی است که باید با دختران و با بانوان در این رابطه در میان بگذارید. در این رابطه عرایضی تحت عنوان: «تقابل آزادی و حجاب! چرا؟» شده که خوب است به آن مباحث رجوع فرمایید. https://lobolmizan.ir/special-post/1050  موفق باشید

41292
متن پرسش

سلام وقت بخیر: این که آقا فرمودند نزدیک قله ایم منظورشان چه بود؟ قله کجاست و کدام شواهد نزدیکی به آن را نشان می‌دهد؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بحمدالله مسیر انقلاب اسلامی به جایی رسیده که جبهۀ استکبار از طریق آمریکا و رژیم صهیونی مجبور شده ماورای مذاکرات با تمام وجود برای حفظ خود به جنگ مستقیم با ما وارد شود و این یعنی پایان حضور تاریخی جبهۀ استکبار. عظمت کار را در این بنگرید که چگونه ملت ما به جای آن‌که در این حملۀ سهمگین که با تمام توان به میدان آمده است، خود را ببازند، این‌چنین در صحنه حاضر شده‌اند و این است که در نگاه تاریخی، حقیقتاً متوجه می‌شویم تاریخی دیگر و وقت دیگری آغاز شده است که جبهۀ استکبار هیچ معنایی برای آیندۀ خود ندارد مگر قلدری. آیا این نزدیکیِ ما به قله نیست؟! موفق باشید          

41291
متن پرسش

سلام خدمت استاد عزیز: می‌خواستم خدمت حضرتعالی بپرسم حضرت آقای دکتر داوری که برای بسیاری از اهالی اندیشه و هنر و سیاست پیام می‌دادند، چنان پیام مفصلی برای رحلت آقای هاشمی دادند، در انتخابات ورودی داشتند با عنوان بودن و نبودن ایران، (البته که ارتباطات کمی مختل شده) برای شهادت آقا پیامی و سخنی ندارند؟ البته که قصد سیاسی از پرسش نداشتم و می‌خواستم ببینم حضرتعالی در همراهی و گشودگی نسبت به شخصیت ارزنده ایشان، فهم ناقص ما را راهنمایی فرمایید. مشخص است که مسائل شخصی متفکر، ربطی به استفاده و نسبتی که با متون ایشان می‌گیریم ندارد و متن متفکر جولانگاه اندیشه است.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: هرچند می‌دانم آقای دکتر داوری ارادت خاصی به رهبری دارند ولی می‌دانم از نظر بیماری، وضع عادی ندارند و نمی‌دانم توانسته‌اند به ایشان خبر شهادت حضرت آقا را بدهند یا نه؟ و آیا حال‌شان برای دادن پیام، عادی می‌باشد یا نه؟ موفق باشید

41290
متن پرسش

سلام استاد: درود و رحمت خدا بر جان مبارکتان که اینچنین ما را در جایگاه درست تاریخ امروزمان هدایت کردید. ان شاءالله ثابت قدم باشیم. روزی که خبر شهادت آقای شهیدمان را شنیدم جانم رفت، حتی توان گریه هم نداشتم هر روز را با حالی گذراندم تا امروز خبر آمد خبری در راهست. استاد شعفی جانم را گرفته، شوقی جانم را به رقص می آورد، انگار وارد جهانی دیگر شده ام، این جهان دیگر بوی باروت و آوار نمی‌دهد که جانم را بسوزاند، جهانی است سراسر امید، جهانی است پر از نور و شوق بندگی برای شدنی تماشایی. استاد جنس امروز خودم را فقط در حرم اهل بیت تجربه کرده ام، این شعف را فقط در روضه های سیدالشهدا چشیده ام مرا چه شده؟ خبری در راهست که رنگ مصیبت را به این همه زیبایی تبدیل کرده؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده خطاب به رهبر شهیدمان این‌طور نوشتم: امروز من بیش از دیروز‌های خود که با امام حسین شهید «علیه‌السلام» اشک‌ها ریختم و به او فکر می‌کردم که چگونه آن مرد با آن عزمی آهنین در مقابل کوهی از فتنه که یزدیان ایجاد کرده بودند، با شخصیتی در اوج بصیرت و حکمت و دلسوزی ایستاد و فکر می‌کردم آن امام عزیز را فهمیده‌ام، و امروز ای مردِ شهیدِ این دوران، تازه با تو با همۀ حکمت و شجاعت و دلسوزی و بصیرت که داشتی، فهمیدم امام معصومِ ما چه اندازه بیش از هزاران هزار برابر تو بود. و این یعنی من امروز آن امامِ شهید را با تو تجربه می‌کنم که چه اندازه او بزرگ و بزرگ‌تر بود و تو چقدر بزرگ بودی و این حقیقت در دل نظر به سنت‌های لایتغیّر الهی مدّ نظر خواهد بود در مقابل رسانه‌های دیروزِ یزیدیان و فضای مجازی امروزِ یهودی‌گری، تا با همان ایمان و آرامشی که امام حسین«علیه‌السلام» در قتلگاه و شما ای امام شهید در این زمان به نمایش آوردید، ما ایمان و آرامش را تجربه کنیم و جایگاه فریب و دغلکاریِ فرهنگ رسانه را «فهم» نماییم. موفق باشید  

41289
متن پرسش

«السلام علیک یا رحمة الله الواسعه». سلام و عرض ادب خدمت استاد طاهرزاده. ما کم و بیش و به صورت خیلی اجمالی حس می‌کردیم که سرنوشت رهبر معظم انقلاب چنین سرنوشت سرخ و زیبایی است. حتی آن جایی که به جناب آقای محمود کریمی فرمودند ای ایران بخوان! من احساس کردم که حضرت آقا دارند برای شهادت آماده می شوند‌. آن جایی هم که چند روز قبل از شهادت شان فرمودند: «مثلی لایبایع مثل زید»، بیشتر چنین احساسی را پیدا کردیم. چون سیدالشهداء «علیه السلام» این جمله را در آستانه شهادت مطرح فرمودند. به نظر حضرتعالی آیا ثمره این خون و این شهادت، کمتر از معجزه اخراج کامل آمریکا از منطقه و نابودی کامل رژیم صهیونیستی و آزادی قدس و فلسطین اشغالی است؟ و آیا چنین برکاتی بدون خطراتی عظیم ممکن هست؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: هرچه هست شهادت این مرد الهی یک اتفاق نبود و نیست، یک رخداد تاریخی است تا جهان دیگری به ظهور آید که از یک طرف جبهۀ استکبار با تمام قد خود از طریق ترامپ آن را گشوده است، و از طرف دیگر جبهۀ انقلاب اسلامی است که رهبر معظم انقلاب همچنان که در جواب سؤال شمارۀ 41283 عرض شد با نظر به انسانیت انسان‌ها آن را گشودند و این یعنی «غلبۀ نرم‌افزاری بر هیمنۀ پوچ استکبار» در منطقه که رهبر معظم انقلاب بر آن تأکید داشتند و مردم ما با بعثت این روزها و شب‌های خود در حال رقم‌زدن آن می‌باشند و معلوم است که آگاهی به این حضور کار آسانی نیست مگر با مدّ نظرداشتنِ شخصیت رهبر شهیدمان. موفق باشید 

 

41288
متن پرسش

سلام علیکم: طاعات و عباداتتان قبول درگاه حق ان شاءالله. سؤالی که خدمت شما استاد عزیز داشتم این هستش که اخیراً زمزمه هایی برای رهبر بعدی هم از طرف داخل هم از رسانه های خارجی شنیده شده که رهبر بعدی سید مجتبی خامنه ای خواهد بود. ولی در صورت تایید هر چند که ما ایمان داریم اراده خدا و خواست حضرت بوده ولی همواره چند چیز جای سوال خواهد داشت که آنها را خدمت شما عرض می‌کنم. ۱. در صورت تایید چگونه شده است که پس از رحلت امام خمینی زمزمه رهبری فرزند ایشان مطرح نشد ولی الان تا این حد مسئله رهبری آقا مجتبی مطرح شده است؟ ۲. اگر ایشان رهبر بشوند باید به رسانه هایی که یک عمر با تمسخر آنها را متهم به دروغ گویی می کردیم از این پس اعتماد کنیم چون تا اینجا هر چه در تحلیل ها و پیش آمدهای سیاسی پیش بینی و ادعا می کردند طبق برنامه پیش رفته است. ۳. آیا با رهبر شدن سید مجتبی خامنه ای جمهوریت نظام خدشه دار نمی شود و به‌ظاهر به سمت موروثی شدن حرکت نمی کند؟ ۴. خود رهبری مانع از ورود ایشان به عرصه سیاست و اجتماع بودند حال آیا اگر خود رهبری در مجلس خبرگان حضور داشتند با رأی خبرگان موافق بودند یا نه؟ ۵. و در پایان در کاندیدای رهبری بهترین شخص سید مجتبی خامنه ای بوده است و این سؤال هایی که خود بنده پرسیدم موجب نمی شود که در انتخاب ایشان اختلاف نظر پیش بیاید؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این خبرگان ملت می‌باشند که بنا به مسئولیت خود هر آن کس را که برای رهبریِ انقلاب شایسته دیدند، انتخاب می کنند. و البته مقایسۀ مرحوم احمدآقا که یک طلبۀ دلسوز بودند با آقا مجتبی خامنه‌ای که یک مجتهد مسلّم با کرسی درس خارج بسیار دقیق؛ صحیح نیست. و مسلّماً اگر خبرگان با صداقتی که ما از آن عزیزان سراغ داریم، ایشان را انتخاب کردند، حتماً با ایمانی که در شخصیت آن‌ها هست، باید به انتخاب آن‌ها اعتماد کرد. و عنایت داشته باشید که آیت الله آقا مجتبی خامنه‌ای در ریزترین موضوعات کشور حاضر بودند هرچند نمی‌خواستند علناً طوری حاضر باشند که در عرض پدرشان حساب شوند. موفق باشید

41286
متن پرسش

سلام و عرض ادب و عرض تسلیت خدمت استاد محترم و معزز جناب اصغر زاده: سوالی داشتم از خدمت شما، این کتب و سایت‌هایی که تعبیر خواب دارن مورد وثوق هستن یا خیر؟ البته بنده یک مورد از سایت‌های خبری مهم رو هم دیدم که تعبیر خواب میزاره مثل سایت دانشجوی جوان. ممنونم

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: از آن جایی که خواب افراد حتی اگر یکسان باشد، نسبت به شخصیت افراد متفاوت است؛ نمی‌توان به این نوع نوشته‌ها و اظهار نظرها اعتماد کرد. موفق باشید

41285
متن پرسش

سلام و عرض ادب خدمت استادطاهرزاده عزیز: حالتون خوبه؟ میدونم این روزا خیلی مشغله دارید ولی استاد یه سوال ازتون دارم جوابش کمک بزرگی بهم میکنه. خواهش می‌کنم اگه براتون مقدوره جواب بدید. استاد طبق تعلیمات دینی، هیچ اجلی جلوتر از وقت خودش واقع نمیشه. بنده این حرف رو زیاد شنیدم. خواستم ببینم آیا از نظر مباحث معرفت نفس و برهان صدیقین دلیلی برای این حرف وجود داره؟ بنده قبلا این دو مبحث (شرح ده نکته و برهان صدیقین) رو گذراندم. هیچ نوع جوابی به جز جواب از زاویه مباحث معرفت نفس و برهان صدیقین برام قانع کننده نیست. اصلا [اگر هم از این زاویه نمیشه این موضوع رو بررسی کرد] اگه امکان داره درمورد این حرف و برداشت درستی که باید از این حرف داشت توضیحاتی بفرمایید. اگر واقعا همچین حرفی به اون صورت که من (ذهن اولیه) برداشت کردم درست باشه شجاعت آدم بی‌‌نهایت میشه. چون دیگه چه به دل خطر بزنه یا به دل خطر نزنه تاثیری در تعجیل یا تاخیر در مرگش نداره. استاد هیچ آدم عاقلی وجود نداره که شهادت رو دوست نداشته باشه. ولی صحبت سر نوع شهادت و اثر بخشی بیشتر اونه. توی خیابون راه بری و موشک بزنه شهید بشی کجا، نبرد مستقیم با کفر در رکاب امام زمان کجا! خواهش می‌کنم توضیح بفرمایید. تشکر

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در مباحث «معرفت نفس» روشن می‌شود که نفس ناطقه با تدبیر بدن، بالقوه‌گی‌های خود را به فعلیت تبدیل می‌کند و چون  قوه‌ها تبدیل به فعل شد از تدبیر بدن منصرف می‌شود و مرگ، محقق می‌گردد. ولی چگونگیِ جهت‌دادن قوه‌ها به فعلیت، به اراده و اختیار انسان است و قرآن نیز در رابطه با این‌که مرگِ انسان از قبل تقدیر شده؛ می‌فرماید: «مَا أَصَابَ مِنْ مُصِيبَةٍ فِي الْأَرْضِ وَلَا فِي أَنْفُسِكُمْ إِلَّا فِي كِتَابٍ مِنْ قَبْلِ أَنْ نَبْرَأَهَا إِنَّ ذَلِكَ عَلَى اللَّهِ يَسِيرٌ» (حدید/۲۲) حاکی از آن‌که قبل از حتی به دنیاآمدن، اندازه و طول عمر هرکس مشخص شده. و این‌طور نیست که کسی گمان کند می‌تواند دیگری را بدون تقدیر الهی به قتل برساند. آری! مردن در دست خداوند است ولی خوب مُردن در دست ما می‌باشد. و از این جهت باید تقاضای خوب‌مردن و در سبیل الهی شهیدشدن داشت. ترامپ و ترامپ‌ها گمان می‌کنند رهبر ما را شهید کردند؛ نه! آن مرد الهی با مواضع حکیمانه و قاطع خود بهترین مرگ را برای خود رقم زد تا راهی باشد برای عبور از جبهۀ استکبار. موفق باشید

41283
متن پرسش

سلام علیکم: این که رهبر سید علی خامنه ای رحمت الله الهی چندین سال پیش فرمودند. ما با این اهل تسنن برادر هستیم. آن زمان فکر این موقع را می‌کردند. که الان به پشتیبانی ما آمدند. آیا درسته؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: او یعنی سیدالشهدای انقلاب اسلامی به انسانیت فکر می‌کرد در هرجا که باشد و این است که ملاحظه می‌کنید هرکس که انسانیت خود را نگه داشته و احساس می کند، او را از خود می‌داند و در نظر به او، خود را می‌یابد. و این برعکسِ هر آن کسی است که با او دشمنی کرد و او را شهید نمود و مقابل همۀ انسانیت ایستاد تا تاریخِ مقابلۀ حق با باطل، به عالی‌ترین شکل به ظهور آید. موفق باشید      

41282
متن پرسش

سلام علیکم‌: با عرض ادب و احترام محضر استاد طاهرزاده: حضرت زینب بلافاصله بعد از شهادت امام زمان آن عصر فرمودند : «ما رایت الا جمیلا» اکنون و پس از شهادت امام این عصر حضرت امام خامنه ای یقینا این جمله ملکوتی حضرت زینب امتداد دارد. خواستم از حضرتعالی بپرسم پس از شهادت امام این عصر «ما رایت الا جمیلا» چگونه تببین می‌شود و به چه زیبایی هایی می‌توانیم بنگریم؟ با تشکر

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در همین رابطه عرایضی در جلسۀ «شهادت رهبر معظم انقلاب و حضورِ فعّال انقلاب اسلامی در جهان بشری» https://eitaa.com/soha_sima/5571 شد. حقیقتاً این شهادت، جهان دیگری را که عبور از جهان استکبار است مقابل انسان این زمانه می‌گشاید. حتماً فکر کرده‌اید که چرا تاریخ با حضور اسلام در عین توجه به حقیقت، به سوی حاکمیت حق جلو می‌رود. در نظر بگیرید در صدر اسلام، اسلام متوجۀ حقیقت شد ولی با رحلت رسول خدا «صلوات‌الله‌علیه‌وآله» حاکمیت در اختیار جریانی به نام سقیفه قرار گرفت که در عین آن‌که دیگر بت نمی‌پرستیدند؛ از فرهنگ جاهلیتِ ابوسفیانی خارج نشدند و خلیفۀ اول معاویه، یعنی فرزند ابوسفیان را حاکم شام و شامات نمود. در حالی‌که در انقلاب اسلامی پس از رحلت حضرت امام خمینی، حاکمیت از بستر ولایت فقیه خارج نشد. و این یعنی تاریخ به سوی حاکمیت حق قدمی جلوتر برداشته و باز با شهادت حضرت امام حسین «علیه‌السلام» همچنان یزیدیان میدان‌دار بودند. ولی با شهادت سیدالشهدای انقلاب یعنی حضرت امام خامنه‌ای، میدان در اختیار جبهۀ حاکمیت حق قرار دارد و مقابله با جبهۀ باطل در میان است. و این یعنی تاریخ به سوی حاکمیت جبهۀ حق پیش می‌رود. و اتفاقاً جبهۀ مقابل با جبهۀ ولایت الهی در رسیدن به اهداف خود، ناکام و ناکام‌تر می‌شود. و این است معنای حضور ولایت بیشتر حق در مقابل جبهۀ باطل. و این یعنی «ما رأیتُ إلاّ جمیلاً» که البته باید در این مورد که تفکری است تاریخی، بیش از این سخن گفت. تنها خواستم فتح بابی باشد. موفق باشید                  

41281
متن پرسش

بسمه تعالی و سلام علیکم: با توجه به اینکه گمانه زنی در مورد انتخاب رهبر امری نیست که شأن ما باشد و این کار مختص خداوند و امام زمان و توسط خبرگان رهبری است، سئوال پیش می‌آید که آیا ظهور امام زمان عجل الله فرجه الشریف چه نسبتی با مردمان و ظرفیت تاریخ اکنون ما دارد؟ رابطه این امر با مرتبه‌ی درخواست مردم چگونه است؟ زیرا شنیده می‌شود صهیونیست یهودی‌_ مسیحی بنا را بر این گذاشته که با این ترور فاتحه حکومت اسلامی را بخوانند و برنامه های دقیقی از پیش کشیده‌اند، حتی بنا دارند مسجد الاقصی را با بمب تخریب و معبدشان را بسازند و این عمل را گردن بمباران های جبهه اسلام گذراند و عملاً ایده یهود بزرگ را آغازی جهانی کنند و این یعنی نهایت. متچکرم

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همچنان‌که در پرسش و پاسخ شمارۀ 41272 و 41277 عرض شد باید همواره متوجۀ دوگانۀ رسانه و سنت بود از آن جهت که رسانه بنا دارد با برجسته‌کردن آنچه صاحبان رسانه اراده کرده‌اند، جهان را از آنِ خود کند. و این درست بر عکسِ توجه به سنت‌های لایتغیّر الهی می‌باشد که اهل ایمان متوجۀ ارادۀ الهی در عالم هستند و این‌که جهانِ هستی از آنِ خداوند است و نه از آنِ صاحبان رسانه. و این‌جا است که جایگاه خود را در میدان مقابلۀ حق و باطل می‌توانیم تعیین کنیم به همان معنایی که خداوند می‌فرماید: « بَلْ نَقْذِفُ بِالْحَقِّ عَلَى الْباطِلِ فَيَدْمَغُهُ فَإِذا هُوَ زاهِقٌ ...» (انبیاء/۱۸) بلكه ما حق را بر سر باطل مى‏ كوبيم تا آن را هلاك سازد؛ و اين گونه، باطل محو و نابود مى ‏شود! و در این مورد بسی سخن بسیار است. مهم آن است که متوجۀ حضور خداوند در همۀ این میدان‌ها باشیم. میدانی که مقابلۀ جبهۀ حق در برابر جبهۀ باطل است و وظیفه‌ای که خداوند نسبت به دفاع از مظلوم در مقابل ظالم برای اهل ایمان تعیین کرده است و می‌فرماید: «وَ ما لَكُمْ لا تُقاتِلُونَ في‏ سَبيلِ اللَّهِ وَ الْمُسْتَضْعَفينَ مِنَ الرِّجالِ وَ النِّساءِ وَ الْوِلْدانِ الَّذينَ يَقُولُونَ رَبَّنا أَخْرِجْنا مِنْ هذِهِ الْقَرْيَةِ الظَّالِمِ أَهْلُها وَ اجْعَلْ لَنا مِنْ لَدُنْكَ وَلِيًّا وَ اجْعَلْ لَنا مِنْ لَدُنْكَ نَصيراً» (نساء/۷۵) چرا در راه خدا، و (در راه) مردان و زنان و كودكانى كه (به دست ستمگران) تضعيف شده ‏اند، پيكار نمى ‏كنيد؟! همان افراد (ستمديده ‏اى) كه مى‏ گويند: «پروردگارا! ما را از اين شهر (مكه)، كه اهلش ستمگرند، بيرون ببر! و از طرف خود، براى ما سرپرستى قرار ده! و از جانب خود، يار و ياورى براى ما تعيين فرما! آیا سبک و جایگاه ما در نسبت با مظلومان عالم بخصوص مردم فلسطین چنین جایی نیست؟ و آیا راز مقابلۀ جبهۀ استکبار و صهیونیسم با ما به جهت همین دفاع مقدس از مظلومان نمی‌باشد تا از این طریق در سنت دفاع از حق در مقابل باطل قرار گیریم؟ که راز آرامش حضرت سیدالشهدای انقلاب امام خامنه‌ای بود. https://eitaa.com/matalebevijeh/21846  موفق باشید    

41280
متن پرسش

با سلام و عرض ادب و تبریک و تسلیت شهادت حضرت آقا: ما در مواجهه با کتابهای اخیر شما با این نظر مواجه هستیم که می توان با انقلاب اسلامی به توسعه رسید بدون تبعاتی که تمدن مدرن دارد که به نوعی احساس می‌شود حرفی است بعد و پیشرفته تر از حرفهای دکتر داوری زیرا شاید ایشان ما را به توسعه ای دعوت می کنند که غربی است و عقل خاصی دارد و تبعات خاص خود را دارد حالا با وجود بحثهای شما که تکامل ان بحثها است باز هم ما در این موقعیت نیاز به سخنان دکتر داوری داریم؟

متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: سعی آقای دکتر داوری آن است که ما را متوجۀ فکر و فرهنگ توسعه نمایند که در جای خود یک تاریخ است و از این جهت نباید از اندیشۀ این مرد متفکر غفلت نمود و البته باید متوجۀ محذورات ایشان باشیم که مخاطب خود را صرفاً افراد مذهبی انتخاب نکرده‌اند، ولی بحمدالله متوجۀ افقی که انقلاب اسلامی در این تاریخ گشوده‌اند، می‌باشند. آقای دکتر رضا داوری در مورد انقلاب اسلامی می‌گویند: «انقلاب را دنباله تاریخ توسعه‌نیافتگی نمی‌دانستم. انقلاب حادثه‌ای پیش‌بینی نشده بود... احساسم این بود که دری در تاریخ در حال گشودن است ... اکنون به این نتیجه رسیده‌ام که انقلاب ما توانسته است آخرین تحولی را که در وجود بشر و در جهان پدید آمده است به نحوی نشان دهد.»  در ادامه می‌گویند: «انقلاب اسلامی حادثه بزرگی است و من همواره در سایه تفکر متفکران بزرگ به این حادثه و تجربه عظیم تاریخی اندیشیده‌ام»  و می‌گویند: «البته معتقدم که انقلاب باید بتواند در اساس جهان کنونی رخنه کند و اساس دیگری بگذارد.»  و در همین رابطه می‌فرمایند: «در هر صورت با نادیده‌گرفتن تجدد هیچ انقلابی صورت نمی‌گیرد. انقلاب بازگشت به گذشته و تجدید رسوم آن نیست. در انقلاب باید از غرب و از میان آن (و نه از کنارش) گذشت. غرب نمی‌گذارد هیچ قدرتی آسوده از کنارش بگذرد. من همچنان به انقلاب وفادارم به شرط این‌که آن را محدود به رعایت بعضی رسوم و ترک بعضی دیگر نکنیم و سودای حل همه‌ مسائل را از طریق إعمال قدرت سیاسی نداشته باشیم.»  و با توجه به این امر می‌فرمایند: «بنده اکنون هم از انقلاب دفاع می‌کنم و همچنان به غرب و تجدد با نظر انتقادی می‌نگرم.»  با توجه به سخنان چنین متفکری می‌توان به معنای «جهان بین دو جهان» فکر کرد، به‌خصوص آن‌جا که می‌فرماید: «انقلاب اسلامی ما توانسته است آخرین تحولی را که در وجود بشر و در جهان پدید آمده است به نحوی نشان دهد.» امری که بنده عنوان آن را حضور بشر آخرالزمانی گذاشته‌ام. موفق باشید          

41279
متن پرسش

با سلام و تحییت خدمت شما استاد طاهرزاده: استاد بزرگوار اگر کسی وارد این میدانی که ترامپ دیوانه، نتانیاهو جنایتکار و صهیونیست و هرکس که تو این کار دست دارد بشود و طرف حق رو بگیره اگر حق الناس به گردنش باشه بخشیده میشه؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بالاخره در عین آن‌که باید به حق النّاس حساس بود، ولی آن‌جایی که کلیت نظام در خطر است، موضوع حق الناس به حاشیه می‌رود و نباید به صرف توجه به امورات جزیی از تصمیمات بزرگی که کلیّت نظام را محفوظ می‌دارد غفلت کرد. موفق باشید

41278
متن پرسش

سلام استاد: برای جلوگیری از آتش بس بی وقت، بدون به انجام رساندن انتقام و بدون رسیدن به نتیجه لازم چه باید کرد، حرفهایی با زمینه ی میل به آتش بس بی مورد، از بعضی گلوها مثل آقای عراقچی در دولت به گوش می‌رسد. نکند باز کاری کنند که انقلاب را تضعیف کنند، خوبه شما که صدای بلندتری بین بدنه انقلابی دارید به نمایندگی از ما جهت‌گیری لازم را به فضای انقلابی تبیین کنید، ما نمی‌خواهیم میراث پدر عزیزمان آیت الله خامنه ای را تضعیف کنیم.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌آید در این مورد باید به آقایان اعتماد داشت از این جهت که در این موارد، بدنۀ نظام تصمیم می‌گیرند و نه صرفاً دولت. موفق باشید

41277
متن پرسش

امشب بعد از شب‌ها که گویی عمری گذشته ا‌ست و این جان در این لحظات را که گویی عمرهای عمر گذرانده‌است و چیزهایی با این جانِ ناقابل گویی نشانده شده است؛ شاید اگر بخواهم زود به آخرش برسم می‌گویم که هر چه می‌روی جلوتر هیچ است و هیچ و باز به همان هیچی می‌رسی، اما باید اینگونه بگویم که در جانم حداقل امشب را نمی‌خواهم به آخَرَش برسم بلکه امشب می‌خواهم بهانه‌هایم را کنار بزنم و خود را با تمامِ جان فرسایی به میدان بکشم. میدانی از جنس نور و رَحمَتِ عزیزکم؛ امشب می‌خواهم به تویی که نقدی، نقدی بزنم؛ می‌خواهم امشب با تو سخن بگویم؛: چند وقتی ‌است ندیدمت استاد، دلتنگتم؛ ماتمی که زنده کننده اینگونه است که هر لحظه با آن غم مجدد و مجدد مواجه میشم؟ هر لحظه‌اش شوکی بر جانَ‌ست؛ هر لحظه گویی لحظه‌ی تجدید و مواجه‌ای‌ست. بر من بگو چه آغوشی را محتاجم؟ این روزها با خودمان زمزمه‌های بسیاری داریم. با خود فکر می‌کنم و می‌گویم تسکین نمی‌خواهم، تسکین نمی‌خوام. بر من بگو، بر منی که به او می‌گویم ما بیشتر از هر چیز دعاهای تو را هم از دست دادیم. من کم شعر می‌گویم اما گاهی زبانم پر می‌شود از شعر؛ بر من بگو، بر منی که به او می‌گویم فقط می‌دانم شما کسی بودید که دلم می‌خواست چشمهایم را بشویم و غزلی ناب بسرایم و آن غزل را در خدمت شما باری دیگر بسرایم؛ بر من بگو از چیزی که برای حرکت و زندگی کردن کم دارم؛ بر من بگو از خودِ این بنده‌ام؛ این چه سفره‌ای‌ست؛ بر من بگو، بر منی که به او می‌گویم در آغوشم بگیر، این جانِ زخمی این جانِ پر از رگه‌های درد؛ آخر که می‌داند؟ من مدتهاست که او را می‌نوشَم، من با دیدنش، او گویی در دلم در آغوشم می‌جوشد و هست؛ من این آغوش را چگونه بگویم که بر زبانم جاری کردنش‌بسیار دشوار است؛ 

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به قامت بلندی که بلندتر از بلندی‌های انسانی است، نظر کنید. قامت بلندی که از تاریخ خود بسیار جلوتر و جلوتر بود و با آرامش فوق‌العادۀ خود به فردایی اشاره می‌کرد که فردایِ انسانیت انسان‌ها بود تا ما در امروزِ خود امیدوارانه متوجۀ حکایتی باشیم از ریزه‌کاری‌ها و ظرائف پروردگار عالم، که چگونه ضعف حیله‌های شیطان را به نمایش آورده. بیچاره شیطان که با هزار امید در توهّمات خود گمان می‌کند با برنامه‌هایی که ریخته است پیروز میدان است و ناگهان متوجه می‌شود چه بلایی بر سر خود آورده، زیرا گرفتار لحظه‌های ذهنی خود می‌باشد و نه متوجۀ سنت‌های الهی و نه متوجۀ فطرت‌های پاک مردمی که با تمام وجود، خود را در شخصیت امامِ شهیدشان حضرت آیت الله خامنه‌ای «رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» جستجو می‌کنند. و از این جهت راز حضور هر شب آن‌ها در میدان‌های شهر را حکایت بعثتی باید دانست که این مردم اراده کرده‌اند تا همه چیزرا با حضور مردمیِ خود به ظهور آورند، حضوری که امامِ شهیدمان یک ماه قبل از شهادت‌شان، فرمودند: « «این فتنه‌‌ها ادامه خواهد داشت... اگر چنانچه حادثه‌ای برای کشور پیش بیاید، خدای متعال این مردم را مبعوث خواهد کرد برای مقابله‌ی با حوادث، و کار را مردم تمام خواهند کرد.» آیا این حکایت تاریخی نیست که ذیل شهادت آن مرد الهی آغاز شده؟!
از خود باید بپرسیم ما در کجای این تاریخی که آغاز شده است، قرار داریم؟! تاریخی که به ظرافت نور و به صفای نسیم، وزیدن گرفته تا انسان‌ها گمشدۀ خود را که انسانیتِ اصیل است بیابند و این است حکایت حضور سنت‌های الهی در دفاع از مظلوم و نابودی ظالم. حال باز باید از خود پرسید در میدانی که با شهادت آن امامِ عزیز گشوده شد، ما در کجای این تاریخ ایستاده‌ایم؟
به آیات ۲۴ تا ۲۷ سورۀ ابراهیم «علیه‌السلام» بیندیشید که می‌فرماید: 
« أَ لَمْ تَرَ كَيْفَ ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلاً كَلِمَةً طَيِّبَةً كَشَجَرَةٍ طَيِّبَةٍ أَصْلُها ثابِتٌ وَ فَرْعُها فِي السَّماءِ (۲۴) تُؤْتي‏ أُكُلَها كُلَّ حينٍ بِإِذْنِ رَبِّها وَ يَضْرِبُ اللَّهُ الْأَمْثالَ لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ يَتَذَكَّرُونَ (۲۵) وَ مَثَلُ كَلِمَةٍ خَبيثَةٍ كَشَجَرَةٍ خَبيثَةٍ اجْتُثَّتْ مِنْ فَوْقِ الْأَرْضِ ما لَها مِنْ قَرارٍ (۲۶) يُثَبِّتُ اللَّهُ الَّذينَ آمَنُوا بِالْقَوْلِ الثَّابِتِ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا وَ فِي الْآخِرَةِ وَ يُضِلُّ اللَّهُ الظَّالِمينَ وَ يَفْعَلُ اللَّهُ ما يَشاءُ (۲۷)» 
به شجرۀ طیبۀ انقلاب اسلامی و به ریشۀ پایدار آن که در جان انسان‌ها ریشه دوانده و شاخه‌های آن سراسر عالم را به اذن الهی پر کرده، بیندیشید که هر روز جلوه‌ای از خود را به نمایش می‌گذارد و این است رازِ سراسیمگی جبهۀ استکبار و صهیونیسم که نمی‌داند با این شجرۀ طیبه چه کند؛ در مقابل شجرۀ خبیثه‌ای که بدون ریشه‌ای پایدار از جا کنده شده بدون هر آینده‌ای. و این‌جا است که فرمود: « يُثَبِّتُ اللَّهُ الَّذينَ آمَنُوا بِالْقَوْلِ الثَّابِتِ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا وَ فِي الْآخِرَةِ وَ يُضِلُّ اللَّهُ الظَّالِمينَ وَ يَفْعَلُ اللَّهُ ما يَشاءُ » آری! خداوند آنانی که در عهد خود با او پایدار باشند را در منطقی بزرگ، ثابت قدم می‌دارد و جبهۀ مقابل آنان را در گمراهی و بی‌هدفی سرگردان می‌کند زیرا آنچه در صحنه است خواست و ارادۀ خداوند است و نه خواست و اردۀ جبهۀ استکبار. 
چه اندازه زندگی زیبا خواهد شد آن‌گاه که ذیل ارادۀ الهی و با نظر به سنت‌های ثابت عالم، خود را همچون امامِ شهیدمان پایدار و با استحکام احساس کنیم. موفق باشید                
 

41273
متن پرسش

سلام استاد عزیز: شعری در فضای مجازی منتشر شده که گفته میشه آقای حسن زاده آملی، بیست سال پیش در دیدار با رهبر عزیزمان سروده اند، و در آن محل و زمان شهادت امام خامنه را به ترسیم کرده اند، خواستم از شما بپرسم به نظر شما این مطلب حقیقت دارد این شعر واقعا از آقای حسن زاده آملی بوده یا نکند کسی الان سروده به ایشون نسبت داده؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: جناب آقای منصوری لاریجانی نکاتی در این مورد فرموده‌اند که خوب است به آن نکات توجه شود.  https://eitaa.com/iranseda/1987 موفق باشید

نمایش چاپی