بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
41623
متن پرسش

با سلام خدمت استاد محترم: کتاب ادب خیال را خواندم ولی ی مشکلی که دارم. نمی دانم چرا گاهی مثلا یه کلاسی که در گذشته می رفتم را، به جای هزار خاطره خوب. یک خاطره بدش، حال مرا به شدت بد می کند. و یا حتی گاهی نسبت به یک شخص اینطورم!

متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: به حکم آن‌که شیطان با وسوسه‌هایش همواره در صراط مستقیمی که انسان قرار می‌گیرد؛ به سراغ انسان می‌آید، این نوع وسوسه‌ها و خطورات را به فال نیک بگیرید و با تذکر به نور توحیدی که خداوند مقابل شما گشوده است، راه را ادامه دهید و امیدوار باشید. موفق باشید

41622
متن پرسش

سلام آقای طاهرزاده: برای ترک همه گناهان چه کار باید بکنم و ترک همه گناهان چقدر طول می‌کشه؟ برای ترک همه گناهان چند تا کتاب لازمه؟ لطفا نام ببرید

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مهم آن است که با نظر به حضرت حق در بستر شریعت محمدی «صلوات‌الله‌علیه‌وآله» قدم بگذارید و کار را شروع کنید و به لطف الهی در این مسیر همچنان نورانی و نورانی‌تر شوید و این یعنی: «تو پای به راه در نِه و هیچ مپرس». موفق باشید

41621
متن پرسش

با سلام و تحییت خدمت شما استاد طاهرزاده: ۱. استاد بزرگوار روز معلم را به شما و دیگر معلمان با تاخیر تبریک عرض می کنم و شهادت آیت الله مطهری رو به شما و بقیه تسلیت عرض می کنم. استاد بزرگوار خواستم سیر ایشون رو شروع کنم به نظرتون از کدوم کتابشون شروع کنم سیرشون رو‌؟ ۲. معلم در دین اسلام استاد بزرگوار چه جایگاهی دارد؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با تشکر فراوان از لطفی که فرموده‌اید. ۱. در مورد آثار گرانقدر مرحوم شهید مطهری عنایت داشته باشید که به جز کتابهایی که تخصصاً در مورد مباحث فلسفی سخن فرموده‌اند؛ بقیۀ آثار ایشان از هر جایی که شروع بفرمایید، بسیار با برکت و ارزشمند است. ۲. در رابطه با معلّم و جایگاه معلّم سخن بسیار است. عرایضی در رابطه با پیشوایی معلّم و معنای شغل انبیاء بودنِ معلمی، شده است. https://lobolmizan.ir/search?search=%D9%BE%DB%8C%D8%B4%D9%88%D8%A7%DB%8C%DB%8C&tab=sounds و همچنان که آیت الله سید مجتبی خامنه‌ای رهبر عزیز در پیام اخیرشان فرمودند: «دانش‌آموزان و دانشجویان و طلّابی که در کنار هر معلمی رشد می‌کنند، در آینده نه‌چندان دور، مهارتهای آموخته و دانشهای یادگرفته خود را به‌کار بسته و اِی بسا در خُلق‌وخو و رفتار و گفتار خود در انواع عرصه‌ها از محفل گرم خانواده تا محیط کار و کوچه و خیابان چون آینه‌ای، نمایش‌دهنده‌ی رفتارها و گفتارهای معلمین خود خواهند بود.» و به گفتۀ ایشان: «معلمان مؤثرترین حلقه در نبرد فرهنگی و کارگران از مؤثرترین عناصر در نبرد اقتصادی خواهند بود؛» موفق باشید

41620
متن پرسش

با سلام و احترام: مطلبی تحت عنوان ضرورت اعزام حجاج فرموده بودید به دلیل نشان دادن اقتدار ِ آیا برای نشان دادن اقتدار مثلا بهتر نبود جلسات مجلس بصورت علنی برگزار می‌شد؟ منظور بر این است که مردم سپر بلا نشوند؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این موارد، مواردی است که با اعتماد به مسئولین نظام که حقیقتاً بنا دارند ذیل نظر رهبر عزیز انقلاب امور را جلو ببرند؛ با اعتماد به آنها باید به عهدۀ خودشان گذاشت. سخنان اخیر حجت الاسلام آقای مهدی تائب، برادرِ جناب آقای حسین تائب (رئیس سازمان اطلاعات سپاه) می‌تواند اندیشه‌ساز باشد. https://eitaa.com/matalebevijeh/22490  موفق باشید

41619
متن پرسش

سلام و عرض خدا قوت: میگن که زمانی انسان دچار قبض می‌شود، اصلاً نه می‌تواند نمازی بخواند، نه می‌تواند عبادتی کند، نه می‌تواند جایی برود، نه می‌تواند بگوید، نه می‌تواند بخندد. این ها رشحاتی از حال قبض در وجود انسان است. در این مواقع باید متوجه باشیم وجود ما با وجود پیغمبر اکرم (صلی‌الله) و با وجود امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) ‌خلق شده است. آن لحظه که بی‌دلیل دل‌مان می‌گیرد، مفتاح و کلید گشایش این حال و انقباض، فرو رفتن درون خود و جستجوی مقام ولایت است. اگر به آن نزدیک شدیم، این نور گسترش پیدا می‌کند و قلب را می‌گیرد و انفتاح پیدا می‌شود. چطور و چگونه از کلید قفل قبض ها استفاده کنیم؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! در «بسط» و گشوده‌شدن قلب به سوی حضرت معبود، مائیم و شکر. و در «قبض» و تجلیِ جلال او، مائیم و صبر، به همان معنایی که فرمودند: «در بلا هم می‌چشم الطاف او / مات اویم مات اویم مات او» و این حالت، همان توجه وجودی به حضرت محبوب است بدون نظر به حتی اسمی خاص از اسمای الهی. موفق باشید

41617
متن پرسش

سلام و ادب و تبریک روز معلم خدمت شما: آیا امر به معروف و نهی از منکر در مورد حجاب در زمان حال باعث دوقطبی در جامعه می‌شود و پیگری حجاب در حال حاضر به ضرر جامعه است با توجه به اینگه الان دیگر از بی حجابی به بی حیایی رسیده ایم واقعا نمی‌دانیم چکار درست است؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مسئله بسیار حساس است. از یک طرف نسبت به آن‌هایی که با دلسوزی نسبت به ایران عزیز و شهادت رهبر بزرگوارمان در عین عدم رعایت کامل حجاب، به نظام نزدیک شده‌اند؛ که فعلاً می‌توان نسبت به ظاهر آن‌ها اغماض کرد و از طرف دیگر با کسانی روبرو هستیم که گویا مأمور تظاهر به بی‌حجابی هستند، که بالاخره بعد از این جنگ و با پیروزیِ قاطع نظام اسلامی و تحقیر هرچه بیشتر نظام استکباری باید این افراد، تکلیف خود را با این نظام و این مردم که می‌خواهند کشورشان کشوری مستقل و آزاد باشد؛ تعیین کنند. موفق باشید 

41616
متن پرسش

سلام و درود و نور و رحمت الهی تقدیم به پیشگاه حضرت حجت ارواحنا فداه معلم هستی و همچنین استاد طاهرزاده عزیز. روز معلم رو به شما استاد گرانقدر تبریک عرض می‌کنم. کلماتی برای تشکر از رنج و زحمت و خون دلهایی که در راه تربیت و تعلیم و پرورش فرزندان سرزمین کشیدید و خوردید، پیدا نمی‌کنم و واقعا از خدای قادر و علیم و مهربان می‌خواهم که اجر شما رو به شیرینی و شایستگی بدهد. ان‌شاءالله که همیشه در پیشگاه مادر سادات حضرت فاطمه ی زهرا سلام الله علیها سربلند باشید و هر آن مقرب درگاه الهی باشید و بهترین تقدیر برای شما رقم بخورد به دستان مبارک حضرت حجت ارواحنا فداه. کاش من یک نشانه ای پیش شما داشتم که هیچوقت اسمم رو برای دعا فراموش نمی‌کردید. خدای بزرگ عزت تان رو بیش از پیش کند. بهترین درسی که من از شما گرفتم و امیدوارم با دعای شما و امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف در موفق این مسیر باشم شور و شعور توحیدی هست. همه جا با اهل بیت علیهم السلام بودن و به تعبیر بهتر عین اهل بیت بودن، سلمان بودن، اباذری بودن، عمار بودن، خمینی بودن، حاج قاسم بودن و اکنون خامنه ای بودن. استاد دلمان خیلی برای آقا تنگ شده است. خوش به حال اونایی که حضرت آقا رو از نزدیک می‌دیدند، مراوده داشتند، خوش به حال فرزندان شون که از نسل ایشون هستند، آه حسرت دارم تا ابد و این جگر سوخته ما با هیچ چیزی آروم نمی‌شود. التماس دعا در نماز شب‌های تان و هر لحظه.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با تشکر فراوان از الطاف جنابعالی. به امید اجابت دعاهای مخلصانه و ارزشمندی که لطف فرموده‌اید. امید است که خداوند توفیق عطا فرماید و دعاگوی امثال جنابعالی باشم تا آن‌جایی که در ذیل ایمان، آری! ایمان، این غیر قابل توصیف‌ترین حقیقتِ هستی، همچنان جلو و جلوتر رویم. موفق باشید

41615
متن پرسش

سلام: در قران آمده که از بین پیامبران بر جسته. خداوند با حضرت موسی بی واسطه صحبت کرده، ولی با حضرت محمد جبرایل صحبت می کرد. این یعنی مقام حضرت موسی از حضرت محمد بالاتره، پس نباید دینی پس از حضرت موسی می اومد که کامل تر باشه.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اتفاقاً چنین نیست. به همین جهت وقتی حضرت کلیم الله «علیه‌السلام» از حضرت حق تقاضا کردند که او را ببینند، و حضرت حق فرمود چنین نیست بلکه از طریق تجلی انوار او بر کوه، خود را به آن حضرت با آن واسطه نمایاندند. «وَ لَمَّا جاءَ مُوسی لِمیقاتِنا وَ کلَّمَهُ رَبُّهُ قالَ رَبِّ أَرِنی أَنْظُرْ إِلَیک قالَ لَنْ تَرانی وَ لکنِ انْظُرْ إِلَی الْجَبَلِ فَإِنِ اسْتَقَرَّ مَکانَهُ فَسَوْفَ تَرانی فَلَمَّا تَجَلَّی رَبُّهُ لِلْجَبَلِ جَعَلَهُ دَکا وَ خَرَّ مُوسی صَعِقاً فَلَمَّا أَفاقَ قالَ سُبْحانَک تُبْتُ إِلَیک وَ أَنَا أَوَّلُ الْمُؤْمِنینَ »(اعراف، ۱۴۳) در حالی‌که از پیامبر خدا «صلوات‌الله‌علیه‌وآله» داریم: « لِی‌ مَعَ اللَهِ وَقْتٌ لَا یَسَعُنِی‌ فِیهِ مَلَکٌ مُقَرَّبٌ وَ لَا نَبِیٌّ مُرْسَلٌ» این «وقتِ» حضور وسعتی دارد فوق وسعت فرشتگان مقرب که تنها در محدودۀ اسم خاصی حاضرند و فوق نبیّ مرسل، که مانند حضرت کلیم الله «علیه‌السلام» مأمور تذکر به احکام الهی هستند، بدون حضور در مقام حضرت خضر که حضوری است ماورای پرسیدن و دانستن به همان معنایی که حضرت خضر «علیه‌السلام» به حضرت کلیم الله «علیه‌السلام» فرمودند: «فَلا تَسْئَلْني‏ عَنْ شَيْ‏ءٍ حَتَّى أُحْدِثَ لَكَ مِنْهُ ذِكْراً»  (کهف/۷۰) آری! اموری است که باید تنها حضور و ذکر آن امور پیش آید و از این جهت پرسیدنی نیست و در وقتِ محمدی «صلوات‌الله‌علیه‌وآله» آن حضور پیش می‌آید، حضوری که «لایسعنی ملک المقرب و لا نبیّ المرسل» این است حضور نهایی که با اسلام و آخرین پیامبر برای آنانی که به وقت محمدی نظر دارند، پیش می‌آید. حضوری ماورای حضور حضرت کلیم الله «علیه‌السلام» که مأمور رعایت احکام شریعت می‌باشند، امری که البته هیچ انسانی نباید از آن غافل باشد ولی حضور دیگری هم هست که باید در افق شخصیت حضرت خضر آن را یافت و در این تاریخ با حضور در وقتِ جامع محمدی می‌توان در آن حاضر شد. موفق باشید

41614
متن پرسش

سلام استاد: تبریک بابت روز معلم، به خاطر چیزهای زیادی که از شما یاد گرفتم اما حقیقتا موضع گیری های شما سر بحث مذاکرات مرا ناامید کرد و ناامیدتر آنوقت که به عنوان استاد اخلاق دلواپسی ها و نگرانی های افراد دلسوز و انقلابی را با الفاظ به تو چه جواب می‌دادید، حتی اگر این دلسوزی ها درست نبوده باشه که البته زمان نشان خواهد داد که کاملا درست بوده شما نباید با این تندی جواب می‌دادید، بگذریم. حسن روحانی: برای ما این مهم بود که بفهمید تنها راه، مذاکره است! الحمدلله فهمیدید! مذاکره مستقیم با آمریکا بعد از تجاوز دوم و ترور امام‌مان آن هم با هیاهوی ۸۷ نفره و بستن دهان منتقدان، تابو را شکست و راه را بست بر انتقاد به هر سازشی که در دولتهای آینده رقم خواهد خورد! دست ظریف‌ها تا ابد باز شد! خب بالاخره مالک اشتر یا ابن عباس یا هرکس‌ دیگه ای هم به حکمیت می‌رفت بازهم بازی توی پلن و زمین معاویه بود...! مثل اینکه یادتون رفته که اصل این مذاکره از کجا اومده و از چه خطوط فکری نشئت گرفته؟! مذاکره از موضع قدرت تون چرا هیچ خروجی نداره و با یه سری خزعبلات نمایشی و تبلیغاتی پوچ دارید سر مردم رو گرم می‌کنید؟! راستش حمایت الان شما از مذاکرات و آقای قالیباف مرا یاد حمایت های شما از هاشمی رفسنجانی در صوت های قدیمی تان می‌اندازد آنهم با چه الفاظ و تعابیری! البته الان زمان روی دور تند می‌گذرد و به زودی متوجه اشتباه خود خواهید شد با احترام.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با تشکر از لطفی که نسبت به بنده دارید؛ در این‌که مسلّماً آنچه فرمودید از سر دلسوزی می‌باشد حرفی نیست، ولی عنایت داشته باشید وقتی این پیروزیِ بزرگ که در مقابله با استکبار برای‌مان به عنوان یک سرمایه می‌ماند که بتوانیم آن را در داخل کشور و در مناسباتی که نسبت به همدیگر داریم، درست معنا کنیم و بنگریم چگونه جریان‌های به ظاهر با روحیۀ انقلابی و مقابله با استکبار با نظام اسلامی همراهی نداشتند، همچون آقای شمس‌الواعظین‌ها در کنار ملت انقلابی و نظام اسلامی قرار گرفته‌اند. خطر در آن‌جا است که ما هنوز آن جریان‌ها را غیر خودی بدانیم و به بهانۀ مذاکرات قبلی با آمریکا که حقیقتاً با نوعی سازش همراه بود، در این زمان و در این تاریخ هم آن‌ها را متهم کنیم و از خود برانیم. غافل از این‌که اساساً مسیر کشور ایران تغییر کرده و شهادت رهبر انقلاب از یک طرف و حضور مردمِ مبعوث‌شده در میدان‌ها از طرف دیگر؛ صحنه را تغییر داده و همه متوجۀ ایرانِ دیگری شده‌ایم. این است آن حضوری که نباید از آن غفلت کرد، حال چه به مذاکرات در چنین فضایی موافق باشیم و چه موافق نباشیم، شایسته است که به جای نفیِ همدیگر، همدیگر را «فهم» کنیم. 
اگر با نگاه پدیدارشناسی و نظر به جایگاه تاریخی موضوعات و افراد بیندیشیم حتماً متوجۀ مسیر تاریخی شخصیت آقای هاشمی خواهید بود که یک‌جا رهبر شهید انقلاب فرمودند: «هیچ کس برای من آقای هاشمی نمی‌شود» و یک‌جا در نمازی که برای ایشان خواندند جملۀ معروف «اللَّهُمَّ إِنَّا لَا نَعْلَمُ مِنْهُ إِلَّا خَیْرا» که عموماً برای متوفی می‌خوانند برای ایشان نخواندند و در همین راستا حتماً جزوۀ «چه شد که کار به قتل امام حسین «علیه‌السلام» کشیده شد؟» را در
کتاب راز شادی امام حسین در قتلگاه صفحه 13 
«  https://eitaa.com/kotobtaherzadeh/1341 » ‌
که آن سال ها مطرح شد را ملاحظه کرده اید که در جزوه اصلی مقایسه‌ای بین خلیفۀ دوم و آقای هاشمی شده که به جهت سختگیری های ارشاد نام ایشان را حذف کردیم، و همۀ حرف آن است که پدیده‌ها و رخدادها و اشخاص را در بستر تاریخی که در آن هستند و در آن هستیم، بنگریم تا متفکرانه زندگی کنیم.  https://eitaa.com/mohammadi61/915   موفق باشید   

41613
متن پرسش

روز معلم بر شما مبارک باد، استاد گرامیِ من، جناب طاهرزاده. نخست: در تمام روزگارِ تحصیلم و در میان همه آن استادان، چه در این سرزمین و چه در دیار غربت، تأثیر وجود شما از همه ژرف‌تر و ماندگارتر بود. این سخن، نه مدحی قالبی که اقرارِ دلی است برخاسته از تجربه. دوم: جنسِ فهمِ شما را دوست می‌دارم؛ فهمی که مانند آب روان، زلال و حیات‌بخش است و چونان سنگِ سرد، گرفتگی و ایستایی در آن راه ندارد. سوم: وقتی شما هستید، بودنِ من ناگاه معنا می‌یابد. گویی حضور شما، آینه‌ای است که «من» را به «خودِ من» بازمی‌نماید. چهارم: در مکتب شما بود که دین را دیگرگونه فهمیدم؛ دریافتم که دین نه فقط باوری قلبی، که تفکری زنده است؛ هم ایمانی است گرم و هم اندیشه‌ای سترگ. پنجم: با یاری شما، هرچند لنگان‌لنگان و هرچند در رنج، گام برمی‌دارم تا با کفرِ خویش روبه‌رو شوم. شاید این بزرگ‌ترین خدمتی باشد که یک استاد به شاگردش می‌کند: نه پنهان کردن‌ها، که یاد دادن رویارویی با آن‌ها. ششم: سرانجام اینکه، با شما دریافتم معنای آن سخن هایدگر را که «هستَم، اما هنوز نَه». هستم، ولی هنوز آغاز کرده‌ام. هنوز طلب دارم. هنوز راه. و این «هنوز» را از برکت حضور شما دارم. و در آخر از شما درخواست می‌کنم چه کنیم که بودمان را در بستر معلمی شدت دهیم؟ روزتان مبارک، استاد. زنده باشید و چون همیشه، دریچه‌ای به حقیقت امید هادیان برسیانی.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: هرچند خود را شایستۀ چنین الطافی نمی‌دانم ولی انسان امیدوار می‌شود که عزیزانی مانند جنابعالی چگونه به بهانۀ عرایض بنده، به چنین حضوری نایل می‌شوید که دیگر مشغول مفاهیم نیستید که مانند متحجّرین راه را تمام‌شده بدانید. و این امر بسیار مهمی می‌باشد و البته در این رابطه، نگفتنی‌هایی که حالت اشاره دارد در پیش است و همۀ عرض بنده در آن است که باید جهان همدیگر را دریابیم و تجربه کنیم و هر کدام، دیگری را آینه‌ای بدانیم که باید در او به تماشا نشست. در جلسات «ما و ادب گفتگو در امروز تاریخمان» https://eitaa.com/matalebevijeh/22255  و «دیالوگ با بشر امروز در نظر به غیب» https://varastegi.ir/4235/ . این حقیر بسیار تلاش کرده‌ام تا این حضور را که گفتنی نیست، بگویم تا معلّمی را که امری جز «اشاره» به افق‌ها نمی‌باشد؛ بازگو کرده باشم. موفق باشید        

41612
متن پرسش

سلام خدا قوت: در فصل دوم کتاب امام خمینی و سلوک در تقدیر توحیدی زمانه در سر عنوان «حکمت متعالیه و زیر ساخت های فکری تمدن اسلامی» الی آخر فصل که به مباحث عشق و عشق مجازی و حقیقی و مباحث علوم و فنون و صنعت و اکتشاف و اختراع، همچنین در ادامه در نظر به سیره امام و تامل در آینده الی آخر فصل: در سراسر مطالعه این عناوین گویا از نظر به عالم غربی در کنار عالم خودمان و تمدن اسلامی ناگزیر بودم_شاید علتش هنوز تسخیر تکنیکی و تکنولوژی غربی باشد_ و دائم مد نظرم مباحث دکتر داوری به خصوص خرد سیاسی در زمان توسعه نیافتگی است. و همچنین تذکراتی که در کتاب عقل تکنیکی و مباحث آن مد نظر می‌آید. به نظرم رسید بد نباشد بعد از شهادت حضرت آقا که ورود به مرحله‌ی جدیدی از تاریخ‌مان است، خصوصا که هنوز در نهادها و سازمان‌هایمان و حتی در خود سازمان‌های نظامی‌مان، به خصوص آن‌ها که در بطن تکنیک و تکنولوژی و صنعت بوده و درگیر این چنین مباحث هستند، برای ادامه راه آینده و نحوه بودن‌مان فکر کنیم. و نیاز به بازخوانی داریم. به خصوص استقامت در امر دانش بنیان_که به نظر بنده خیلی راه داریم_ و عزم طی کردن این راه که چگونه میسر خواهد بود. و من‌الله توفیق

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خدا را بسی شکر که به یک معنا، ما را از روزمرّگی و بن‌بست‌های توهّمی که همان بی‌آیندگی می‌باشد و غرب‌زدگی؛ به نور اسلامِ امام خمینی «رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» و اسلام رهبر شهیدمان عبور داد و چه عبوری! و چه صراطی! سال‌ها از خدا طلب می‌کردیم که «اهدنا الصراط المستقیم» و حال به خود آمده‌ایم که چه طلب بزرگی را با این جمله، به میان می‌آوردیم و نمی‌دانستیم آن صراط، راهی است که این مردان بزرگ به ما نمایاندند و خودشان نیز همان «صراط» بودند. آری! و این‌جا است که بازخوانی، معنا می‌دهد زیرا همچنان باید رفت و رفتنی که منقطع از دیروز نیست، ولی توقف در آن نیز نمی‌باشد. و حال ما و ایرانی جدید و حضوری که همه چیز باید با این حضور جدید، معنای دیگری پیدا کند. از دانش و علم بگیرید و اخلاق و سلوک،  تا در این حضور ما به وسعت انسانیتِ آخرالزمان در نسبت با همدیگر و نسبت با دیگر مردمان جهان حرف‌های گفتنی داشته باشیم مانند حرف‌های آیت الله سید مجتبی خامنه‌ای «حفظه‌الله‌تعالی» در پیام‌شان به مناسبت روز خلیج فارس و روز بزرگداشت کارگر و معلّم؛ که اگر با دقت و با تعمّق کافی به آن‌ها نظر کنیم، دقیقاً همان سخنی می‌شود که فرمودید به عنوان «آغازی پس از آغاز». موفق باشید                      

41610
متن پرسش

با عرض سلام و ادب خدمت استاد گرامی: استاد بنده در سیر معرفتی و خودشناسی مطالعات روزانه ای دارم می‌خواسم از محضرتان در رابطه با موضوعی که جوابش را از نگاه توحیدی پیدا نمی‌کنم بپرسم که وظیفه ی توحیدی و ولایی ما در زمانی که اشخاصی با انرژی های منفی و دنیوی (افرادی که با کلمات و حتی نگاهشان آدمی را رنج می‌دهند) که باعث کدورت خاطر می‌شوند و اصرار به رفت و آمد هم دارند چیست؟ آیا باید نفاق را کنار گذاشت و صریحا از پذیرش آنها جلوگیری کرد؟ و یا امتحان الهی است برای صیقل دادن روحمان و نشان دادن تاریکی های خودمان؟ باید از رفت و آمد با چنین افرادی که بعد از هر دیدار دچار تنگی نفس و پریشانی خیال و حالت منفی می‌شویم امتناع کنیم و وقتی می‌خواهند بیایند نگذاریم و ممانعت کنیم و یا خیر باید صبر پیشه کنیم و بپذیریم و رشدمان در این است؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در عین آنکه نباید قطع رحم کرد و در عین آنکه باید با افرادِ ناآگاه مدارا نمود؛ آری! باید طوری با این افراد مواجه شد که فضا، فضای روزمرّگی ها نباشد و با طرح نکات معنوی و یا تعریف از انسانهای الهی، مجلس را به نوعی در اختیار گرفت به همان معنایی که رفت و آمدها نیز با این افراد، محدود باشد، به اصطلاح می فرمایند نباید با این افراد مخلوط شد. در هر حال باید طوری باشد که اگر به خود آمدند شماها را مأمن بدانند و ناامید نباشند از اُنس با شماها. موفق باشید  

41609
متن پرسش

سلام علیکم; یه مشکلی داشتم: من کتاب جوان و انتخاب بزرگ رو خوندم ولی پس از تمام شدن هیچی متوجه نشدم و هیچی دستگیرم نشد، جزئیات رو خوب متوجه نشدم ولی در کل فهمیدم تن انسان من اصلی نیست؛ همین؛ چیکارکنم؟ و مشکل دیگه ای که دارم اینه که وقتی کتاب هارو میخونم، حین مطالعه میفهمم چی میگه ولی تا بقیه رو میخونم ، قبلیا حین مطالعه از یادم میره و یادم میره داشتم چی میخوندم و اینکه وقتی کتاب تموم میشه نمیتونم مطالب رو در یه خلاصه باهم جمع بندی کنم. لطفا راهنماییم کنید🙏

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اولاً: نیاز نیست آن مطالب را در حافظه داشته باشید. همین‌که متوجۀ نکاتی که آن کتاب‌ها متذکر می‌شوند؛ بشوید کافی است. ثانیاً: بنا به گفتۀ کتاب خوب «امامت و رهبری» از شهید مطهری، این روش خوبی است که نکات اصلی هر متنی را یادداشت‌برداری کنید. موفق باشید

41607
متن پرسش

باسلام و احترام خدمت استاد گرامی؛ در پیام اولی که راجع به مذاکرات و مطالبات مردمی خدمتتان ارسال نمودم نکاتی فرمودید که بسی مایه امیدواری بود. این مطلب را در ادامه آن ارسال میکنم. جایی که افرادی در لباس ملی-مذهبی و به‌ظاهر دلسوزِ میهن و انقلاب، سعی در ساکت کردنِ مردمِ مجاهدِ حاضر در خیابان می‌کنند! ابتدا مطلبی از دکتر منان رئیسی را میگذارم تا باتوجه به آن، ادامه دهیم: [دکتر منان رئیسی، نماینده مردم شریف استان قم در مجلس شورای اسلامی در کانال بله خود فرمودند:« تا اطلاع ثانوی هر نوع روشنگری ممنوع (حکایت یک سانسور عجیب!) 🔹امروز ظهر مهمان شبکه خبر بودم؛ نزدیک به یک هفته پیگیری می‌کردند و تماس می‌گرفتند که بیا و نهایتا بعد از چند بار پیگیری آنها، عرض کردم که امروز ظهر می‌آیم. حدود ۲۰ دقیقه گفتگو با بنده را درباره اهمیت حضور مردم، اهمیت اقتصادی و امنیتی تنگه هرمز و ‌... ضبط کردند و البته ضمن نقدی ملایم و بسیار کوتاه به برجام، تذکراتی محترمانه هم به دولت در خصوص لزوم مدیریت بازار و قیمتها دادم. قرار بود برنامه را امروز عصر پخش کنند اما پس از برنامه، در کمال تعجب مطلع شدم که احتمالا به برنامه حقیر اجازه پخش نخواهند داد! پرسیدم چرا؟! گفتند چون از برجام انتقاد کردی! یاللعجب! کار به کجا رسیده که نقد ملایم و کوتاه به موضوعی که بارها توسط رهبر شهیدمان صراحتا نقد شده است اکنون به خط قرمز رسانه ملی تبدیل شده است؟! 🔹اما آنچه بنده گفتم و به مذاق آقایان خوش نیامده چه بود؟! گفتم که گرچه حضور مردم در صحنه بسیار ضروری و لازم است اما اولا از مردم درخواست دارم که اگر نقدی هم دارند در تجمّعات خود به مسئولان کشور اهانتی نکنند چون بارها رهبر شهیدمان در این خصوص تذکر دادند؛ ثانیا معنای تقاضای حقیر برای عدم اهانت این نیست که وظیفه مردم فقط تکبیر گفتن و تایید کردن تصمیمات مسئولان است زیرا لزوما همیشه همه تصمیمات مسئولان درست نیست؛ نمونه‌اش برجام است که گرچه تصمیم مسئولان بود اما به تصریح رهبر شهیدمان جزییات این تصمیم مورد رضایت ایشان نبود؛ و یا تصمیم تعلیق فعالیت‌های هسته‌ای که طبق خاطرات مرحوم هاشمی رفسنجانی، مورد رضایت رهبر انقلاب نبود. 🔹حالا با خودم می‌اندیشم که اگر مدیران رسانه ملی، تحت فشار برخی مسئولان کشور، حتی این نوع نقدهای ملایم‌، محترمانه و روشنگرانه را هم نمی‌توانند تحمل کنند پس کاش قبل از دعوت از هر مهمانی (به ویژه آن دسته از مهمانانی که حرّیت دارند و نیامده‌اند تا همه تصمیمات قبلی و آتی را توجیه و ماست‌مالی کنند) به آنها اعلام کنند که تا اطلاع ثانوی هر نوع روشنگری ممنوع! تا به این ترتیب، مهمانانی که می‌آیند تا حرفها و مطالبات مردم کف خیابان را بزنند از قبل تکلیفشان را بدانند و وقتشان را برای آمدن به استودیوهای سیما تلف نکنند! 🔹گاهی فکر می‌کنم شاید امثال بنده که مطالبات مردم کف خیابان را پیگیری می‌کنیم و گروه خونی‌مان به ماله‌کشی و ماست‌مالی نمی‌خورد در نظام حکمرانی کشور زیادی هستیم و بهتر است به دانشگاه برگردیم و عطای سیاست را به لقایش ببخشیم تا نظام حکمرانی کشور یکدست بشود و هیچ صدای مطالبه و نقدی بلند نشود! اما هرچه هست دلم به حال این ملت مبعوث شده می‌سوزد که نزدیک به ۲ ماه است که برای محافظت از انقلابشان با زن و بچه کف خیابان هستند و حالا حتی انعکاس برخی از واضح‌ترین و کم‌ترین مطالباتشان هم در سیمای ملی تحمل نمی‌شود! اما بدانند که یکبار که هیچ، صد بار دیگر هم اگر امثال بنده را سانسور کنند انشاءالله دست از پیگیری مطالبات مردم برنخواهیم داشت. 🔹نمی‌دانم، شاید هم این چند سطر سبب شود که آقایان برای تبرئه خودشان هم که شده روزهای بعد این برنامه را پخش کنند! اما آنچه مهم است اصلاح روند فعلی حاکم بر سیما است که اگر می‌خواهد واقعا ملی باشد نباید در دام محافظه‌کاری‌های کُشنده گرفتار شود و از مطالبات مردم کف خیابان فاصله بگیرد و بداند که این‌مردم مبعوث شده، دیگر وظیفه‌شان را فقط تایید کردن و تکبیر گفتن نمی‌دانند!»] 1. پس از این مطلب براستی خواستم بدانم که علت این تنگنایی و عدم سعه برای چیست که حرفها شنیده نمیشود، مردم را عوام می‌نامند، صدای فریاد های این مردم را ساکت می‌کنند و گوشی برای شنیدن خواسته هایشان نیست؟ 2. مردم با اصل مذاکره مشکلی ندارد. چیزی که مشکل است مذاکره توأم با تهدید با آمریکایی‌ست که جز به تسلیم ایران عزیز نمی‌اندیشد. هرگاه برخلافِ این گمان کردیم، رکبِ دشمنِ آمریکایی را خوردیم و کلاه گشادی به سرمان رفت! 4. آری! میدانیم که تاریخ جدیدی آغازیدن گرفته است که ما برای مذاکرات شرط تعیین میکنیم. ولی آیا بسنده کردن به همین مورد برای ما کافی است؟ مایی که بیش از این را هم به لطف خدا و اراده او می‌توانیم به‌دست آوریم؟ و این همان پیروزیِ کاملِ نهاییِ با اقتدار است. 5. ما تجربه تلخی از مذاکرات داریم. باید منصف بود و نگرانی مردم را در قبال مذاکرات محترم دانست که براستی نگرانی آور است. 6. امروز اتفاق عجیبی افتاد که خواهشمندم به آن توجه کنید؛ مشرق نیوز و تسنیم مطلبی را منتشر کردند که در آن مطلب، ده شرطِ رهبرِ انقلاب را به لوبیای سحرآمیز تعبیر کرده بودند و آنرا به تمسخر گرفته بودند. 7. وقتی جریاناتی اینچنین پلید در مطبوعات حضور دارند، به حق و انصاف است که مردم عزیز راجع به مذاکرات مطالبه‌ای نکنند و ساکت و ساکن شوند؟ 8. خدمت شما بگویم؛ بنده در تجمعات شرکت میکنم و مردم عزیز و بزرگوار، دست‌نوشته هایی بسیار محترمانه و عزتمندانه و مطالبه گرانه در دست دارند و درحال مطالبه گری هستند. بعضی از به‌ظاهر دلسوزان، سعی در جمع آوری این دستنوشته ها کرده بودند. دستنوشته هایی که روی ده شرط مذاکرات پافشاری داشتند و دستنوشته هایی که موجب اقتدار مسئولان در مذاکرات میشد. این پلاکارد ها به جرم مطالبه‌گریِ معقولانه مردمِ عزیز جمع‌آوری می شدند. 9. نمیدانم این جمله رهبر عزیز را چگونه باید فهم کنیم که :«فریاد های شما در نتیجه مذاکرات مؤثر است!». این بدان معنا نیست که اتفاقا مردم باید و باید و باید راجع به مذاکرات مطالبه نمایند، آنهم با فریاد کشیدن؟ فریاد را نمیتوان استعاره از این گرفت که صدایتان بایست به گوش مذاکره کنندگان-چه دوست و چه دشمنِ آمریکایی- برسد؟ باتشکر

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بخواهیم و نخواهیم مردمی و مطالباتی به صحنه آمده که حکایت تاریخی است که تاریخ شکست آمریکا از طریق این ملت است و از این جهت به لطف الهی انقلاب اسلامی راه خود را بازیافته و با همان روح آرامش و پایداری از اهداف عالیه‌ای که غرب‌زدگان به حاشیه بردند، کوتاه نمی‌آیند. مسلّماً صدا و سیما در این میدان قدم‌های خوبی برداشته، ولی با اینهمه باید متوجه بود که روحیۀ انقلابی مردم را نباید به جهت ترس بعضی از جریان‌های محافظه‌کار به حاشیه برد از آن جهت که «من چه غم دارم که ویرانی بود / زیر ویران گنج سلطانی بود». باید دیوارهای ترس از آمریکا که در روح و روان بعضی رخنه کرده، با نظر به گنج‌های شور ایمانی مردم فرو ریزد و از این جهت این، اول کار است بدون هرگونه افراط و مطالبات غیر واقعی از آن جهت که بدنۀ این مردمِ مبعوث‌شده حکیم‌تر از آن است که میدان را به عده‌ای بدهند که با شعارهای افراطی بخواهند خود را مطرح کنند. موفق باشید

41605
متن پرسش

بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین قدرت لایزال خداوند متعال با حضور انسانهای با بصیرت و مقاوم به ترسیم کشیده شده و می شود هرشب و هر لحظه در آن معجزه ای نهفته است که علاوه با دیده بصیرت گونه ........ با چشم سر هم می توان نور خدا را در تک تک انسان‌ها دید که چگونه مهدی فاطمه سلام الله علیها در دل کودک ، نوجوان و جوان و ........ جلوه نمایی کرده و حماسه ای بر پا می کند و اثر می شود در این کره خاکی آیا این جز با عند ربهم شدنی است ؟!!!!! و سنت الهی را باور کنیم که ما در کجای تاریخ این سرزمین ایستاده‌ایم امام شهید ما این سنت‌ها را می شناخت عمل می کرد و پیش می‌رفت، که همراه علم ، عین و حق، به یقین می رسید که مردم را به مبعوث شدن وعده داد که توحید حرکت ایجاد می کند حرکتی که دائم در حال جوشش است آن هم از جنس آب و نور که با خود پاکی و روشنایی به همراه دارد ، نوری که همه تاریکی ها و ظلمت ها را از بین برده و روشنایش از دنیا شروع و انتهایش را نمی توان دید که آیا به پهنای آسمان ، دریا ، زمین ، و هزاران وسعتی که در افق دید شهادت گونه می گنجد، هست ؟ آیا حقیقت گونه وارد خویشتن خود، شده ایم تا حضور پیدا کنیم در حضور خودمان و نسبت خود را رقم بزنیم در جهان خود که با پرچم ، حنجره ، و گام هایمان ، سلاحی شویم در برابر آشفتگی‌های درونی و دشمن بیرونی که بتوانیم در پی تفکر و ربط و نسبت خودمان را با این جریان ها که هزاران سال است در پی آنیم، آن را بیابیم که با آغاز انقلاب اسلامی جوشش گرفته و بعد از چهار دهه به اوج خود رسیده که با درک تفکر و عمق حضور ، با اراده‌ای مستحکم کام بر داشته بسوی نور الهی که انقلابی مهدوی در قلب های ما در حال ظهور درونی و جوشش بیرونی است . اللهم عجل لولیک الفرج

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: راز اینگونه گشوده‌شدن قلب‌ها را باید در قرارگرفتن در راهی دانست که مردم ما آن راه را درست تشخیص داده‌اند آن‌گاه که حضرت روح الله«رضوان الله‌تعالی‌علیه» در شخصیت خود بیش از آن‌که از آن راه بگوید، خودش راهی بود در مقابل انسان‌های این تاریخ. انسان‌هایی که خودشان مسئلۀ خودشان شده بودند تا در این میدان، جهانی شوند به وسعت همۀ انسان‌ها در بیکرانگی ذاتی‌شان. و این است که ملاحظه می‌کنید هر شب به سوی همدیگر می‌آیند تا به حکم «این رازترین سخن» که فرمود: «المؤمن مرآت المؤمن» هرکدام در جان همدیگر، خود را تجربه کنند و به شوری که ایمان را به معنی واقعی آن معنا می‌کند، ورودی داشته باشند و باز متوجه شوند «هنوز نه!» زیرا می‌دانند این راه بسی حکایت‌ها در پیش دارد، حکایتی از جنس روبه‌روشدن با میدانی که دو کشور هسته‌ای به جهت بحران موجودیت‌شان به ما تجاوز کردند. زیرا «از همه محروم‌تر، خفاش بود / که عدوی آفتاب فاش بود». چه کسی باور می‌کرد که ما با موجودیت خود این‌چنین، آن دو کشور را که با هزار امید، خود را دنبال می‌کردند؛ با چنین بحران موجودیت روبرو کند و پنجه در چهرۀ خورشید بکشند. و این همان حضوری است که از «علم الیقین» شروع شد و تا«عین الیقین» جلو آمد و حال، مائیم و مردمی که در حضوری که آن را به«حقّ الیقین» وصف کردند؛ حاضر شدند و این یعنی «المؤمن مرآت المؤمن». موفق باشید  

41604
متن پرسش

باسلام و احترام خدمت استاد گرامی؛ چندی پیش که در حال کلنجار با مبحثی بودم که به ذهنم رسیده بود، مطلبی در پایان برایم روشن شد که ربط زیادی به بحث اصلی نداشت. درحال کار روی قضیهٔ « نظر به گلاسنهایت و تفکر به امکان معاصرت بخشی به سنت ها» بودم که نوشتاری را در عنوان «بوتهٔ آتَر» نرد خود یافتم. خواستم قبل از هرچیز آنرا با جنابعالی درمیان بگذارم تا ببینیم که آیا زاویه دید مناسبی برای تفکر در این تاریخ می‌تواند باشد؟! ................................................................. «بوتهٔ آتَر¹» بسم الله الرحمن الرحیم [عصر تکنیک؛ پایانِ عشق² یا محک خلوصِ آن؟] روزگار تکنیک جهانی می‌سازد که در آن هر چیز باید قابل استفاده باشد؛ انسان، روابط و حتی معنویات. وقتی همه‌چیز به کارآیی تقلیل پیدا کند، عشق نمی‌تواند پشتِ عرف، سنت یا ساختار‌های تثبیت شده پنهان شود. اگر هست باید خودش را در عریان ترین شکلش نشان دهد. در گذشته عشق و ایثار و تعهد تاحدودی توسط ساختار مردمان حمایت میشد اما امروز اگر کسی بخواهد ایثار کند غالبا باید در جریان ضدمحاسبه حرکت کند. این یعنی ایثار و عشق دیگر عادت نیستند بلکه انتخابهایی آگاهانه اند و این همان جایی‌ست که آزمون آغاز می‌شود. در این روزگار عشق می‌بایست از سه آزمون بگذرد: ۱. محاسبه: آیا هنوز می‌توان انتخابی کرد که صرفه مادی نداشته باشد؟ ۲. سرعت: جهان شتاب‌زده است ولی عشق باتدریج؛ آیا هنوز می‌توان ماند، گوش سپرد و درنگ کرد؟ ۳. اختیار: اگر ایثار و عهدی وجود داشته باشد، آن از سرِ جبر است یا اختیار و آگاهی؟ خطر این آزمونها این است که جهان بالاخره تهدید می‌کند و برنمی‌تابد که چیزی در سیطره امکان های آن نباشد. پس خطر این است که عشق به احساسات زودگذر و هوس تقلیل یافته و معنای اصیل آن به حجاب رود. با این حال شاید این خطر و دشواری امکانِ خلوص را فراهم می‌کند. عشقی که در شرایط آسان زاده شود با اولین بحران فرو می‌ریزد ولی عشقی که در برابر محاسبه دوام آورد، چیزی بسیار عمیق‌تر است. برای تجربه زیستن عاشقانه نباید از در معرض قرار گرفتن بهراسیم. زیرا عشق تجربه ناارادگی و بی‌کنترلی هم هست و ما در این زمانه با کنترل کردن خو گرفته‌ایم. تجربه عشق مارا در معرضِ خطر قرار می‌دهد؛ خطر بی‌کنترلی در عصر کنترل؛ و این قسمتِ دشوار ماجراست. اگر عصرِ تکنیک را سراسر کژی بدانیم آنگاه هرآنچه درآن است از مهر تهی خواهد بود. در این نگاه تکنیک پایانِ عشق است؛ زیرا هر پیوندی به سود سنجیده می‌شود و هر پیمانی تا وقتی می‌پاید که کارا باشد. در گیتی آسان و بی‌فشار، مهر چندان محک نمی‌خورد. پیمان وقتی معنا می‌یابد که گسستن آسان باشد و تعهد در هنگامه آشوب خود را آشکار می‌کند. شاید این زمانه نه پایان عشق بلکه بوته آتر باشد. در این آتر، آنچه از سر عادت است می‌سوزد، آنچه از سر ترس است فرو می‌ریزد و آنچه از سود است دوام نمی‌آورد. اگر عشق از این آتش بگذرد و بماند، دیگر احساسی ناپایدار نیست. عقل محاسبه‌گر رخنه‌ای پدید آورده است، همه‌چیز را عریان کرده که اگر کسی بی‌حساب دوست بدارد، آن مهر آشکارتر از هر زمان می‌درخشد. اگر بنیاد های مهر در کنه گیتی پاینده است و کیهان بامهر در قرار است آنگاه تکنیک هرچند سترگ، توانایی خفه کردن آنرا ندارد بلکه آن‌را عاری از تعلقات و بیرون از عادات به‌ما تحویل می‌دهد. (گر تو با چشم ارادت نگری جانب دیو دیوت اندر نظر افرشته‌وش و حور لقاست؛ وگر از دیدهٔ انکار به یوسف نگری یوسف اندر نظرت زشت‌رخ و نازیباست³) .................................................................. [1. آتَر: آتش در زبان اوستایی] [2. عشق در اینجا به معنای کلی‌ترِ خیر، خوبی، مهر و... نظر دارد] [3. ملک الشعرای بهار] . .

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ای کاش می‌دانستیم با روحیۀ حساب‌گریِ فرهنگ مدرنیته چه حضور و چه حقیقتی را از دست دادیم! و چه اندازه متنی که از «بوتۀ آتر» به میان آوردید دقیق و عمیق و شورانگیز بود وقتی با ما از عشقی سخن گفت که عطایی است الهی، تا آن‌جایی که اگر آنچه در آن متن به میان آمده است «فهم» شود تازه، آری! تازه متوجه می‌شویم چگونه جناب مولانا فرمود: «جمله بی قراری ات از طلب قرار توست / طالب بی قرار شو تا که قرار آیدت». راستی! چه شد که ما در فضای تکنیک از مِهر، تهی شدیم و ندانستیم تا آن‌جا می‌توان با عشق زندگی کرد که خداوند در وصف آن کسی که او را به پیامبری برگزید، فرمود: «لَعَلَّکَ باخِعٌ نَفْسَکَ أَلّا يَكُونُوا مُوْمِنِينَ» زیرا آن مرد الهی آنچنان غم انسان‌ها را نسبت به غفلت‌شان از حضور در آستانۀ خدا غمگین می‌شد که خداوند فرمود نزدیک است قالب تهی کند. سخن، بسیار و بسیار زیاد است در «فهم» و درکِ متنی که تحت عنوان «بوتۀ آتر» به میان آورده‌اید. امید است جمعی در کنار همدیگر بنشینند و به سطرسطرِ کلامی که معنای خلوص را در مقابل ما می‌گشاید، بیندیشند. بنده «امّی‌بودن» را که شرط بعثت است؛ از این نوع می‌دانم تا آن‌جایی که مدعیان تفکر، گمان می‌کردند چون مانند آنان فکر نمی‌کند، آن مرد الهی تحت تأثیر افراد است و متوجۀ روحانیت خاص آن حضرت نبودند. و در همین رابطه حضرت ربّ العالمین فرمود: «وَ مِنْهُمُ الَّذينَ يُؤْذُونَ النَّبِيَّ وَ يَقُولُونَ هُوَ أُذُنٌ قُلْ أُذُنُ خَيْرٍ لَکُمْ يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَ يُؤْمِنُ لِلْمُؤْمِنينَ وَ رَحْمَةٌ لِلَّذينَ آمَنُوا مِنْکُمْ وَ الَّذينَ يُؤْذُونَ رَسُولَ اللَّهِ لَهُمْ عَذابٌ أَليمٌ»(توبه/61) که به گفتۀ علامۀ طباطبایی: «برخی از آنان کسانی هستند که پیامبر را آزار می دهند ومی گویند او گوش است (یعنی دهن بین و حرف شنو)بگو برای شما دهن بین خوبی است که بخدا ایمان دارد و مؤمنان را تصدیق می کند و برای افراد با ایمان شما مایه رحمت است و کسانی که پیامبر را آزار دهند برایشان عذابی دردناک خواهد بود)، بعضی از منافقان پیامبررا آزار می دهند و می گویند: او مثل گوش است ، یعنی به حرف همه گوش می دهد و هر حرفی را می پذیرد، می فرماید: به آنها بگو که او گوش بسیار خوبی است ، یعنی آنچه را خیر شما در آنست می شنود، مثلا وحی خدا را می شنود و خیر خواهی مؤمنان را می شنود و در هرصورت استماع آن جناب استماع خیری است و سخنان خوب شما را می شنود وسخنانی را هم که صحیح نیست گوش می دهد و هتک حرمت شما را نمی کند وبه خدا ایمان دارد و مؤمنان را شخصا تصدیق می نماید و خدا را در وحیی که به او می شود تصدیق می کند، اعم از اینکه سخن آنان را هم تصدیق کند یا خیر واین امر باعث خیر برای مؤمنان است ، همچنین او رحمتی برای مؤمنان است ،چون آنها را از شقاوت و هلاک نجات داده و راه فطرت را به آنها نمایانده است ودینی را برایشان آورده که هم از فرد حمایت می کند و هم از جامعه ، پس مراد ازرحمت در این آیه رحمت فعلی است ، یعنی مؤمنان عملا از رحمت وجودپیامبر(ص ) برخوردارند، امادر سوره انبیاء که می فرماید:(وما ارسلناک الا رحمه للعالمین ) ، مراد رحمت شأنی است ، یعنی وجود پیامبر چنان است که همه عالم می توانند از رحمت وجودش برخوردار شوند. و در نهایت خداوند کسانی راکه پیامبرش را آزارنمایند به عذابی دردناک تهدید می نماید.»
آری! ای رفیق! حکایت مردم عزیز ما در این شب‌ها نیز چنین است که آن‌ها را متهم به عوام می‌کنند. در حالی‌که بابعثتی به میان آمده‌اند که بنا است از تاریخ محاسبه‌گریِ عقل تکنیکی عبور کنند. و این است که باید بدانیم: 
در بیابان گر به شوق کعبه خواهی زد قدم / سرزنشها گر کند خار مغیلان غم مخور
گر چه منزل بس خطرناک است و مقصد بس بعید/ هیچ راهی نیست کان را نیست پایان غم مخور           موفق باشید              
 

41603
متن پرسش

سلام و عرض ادب استاد گرانقدر طی مطالبی که تحت عنوان شهادت رهبری و تقابل جهانِ «سنت» با جهانِ ساختگی «رسانه» در این بعثت تاریخی فرمودید ما و دوستانمون بر آن شدیم بحث مهم سنت های الهی در قرآن رو مورد نظر قرار داده ودر خود قرآن و روایات و از جمله بیانات رهبر شهیدمون به گفتگوبپردازیم به امید سنت هدایت و امداد حق تعالی ... و برای ظهور بیشتر سنت ظهور حق در جانمان و جمعمان از شما استاد گرانقدر تقاضا داریم در خصوص مطالعه منابع مورد نیاز و روش راهنمایی بفرمایید و من الله التوفیق لکم

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که مکرراً عرض شده یکی از شاخصه‌های تفسیر قیّم «المیزان» برای هرچه بیشتر مأنوس‌شدن با حقایقی که قرآن با ما در میان می‌گذارد؛ توجه به سنت‌های الهی می‌باشد. نمونه‌اش جزوۀ «سنّت سقوط تمدنها از نظر قرآن در الميزان»https://eitaa.com/jozavatlobolmizan/1550 می‌باشد و این تازه ابتدای کار است به همان معنایی که عرض شد راز آرامش آن رهبر شهید چیزی نبود جز توجه به سنت‌های الهی و اراده‌ای که حضرت حق برای نابودی جبهۀ استکبار اراده کرده است. https://eitaa.com/matalebevijeh/22373 موفق باشید

41599
متن پرسش

با سلام و تحییت خدمت شما استاد طاهرزاده 1_خداوند چگونه انسان ها را مبعوث می کند؟ 2_در این عالم چه انسان‌هایی چه در ظاهر و چه در باطن وارد زندگی انسان می شوند؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- بعثت، امری نیست که انسانها بتوانند خودشان در آن مورد اراده کنند و چگونگی آن را بیابند، نوعی حضور است که خداوند در جان انسانها ماورای ارادۀ آنها ایجاد می‌کند 2- نمی‌دانم. موفق باشید      https://lobolmizan.ir/special-post/1771

41597
متن پرسش

سلام استاد وقت بخیر بارها رهبری و بسیاری دیگر بر اهمیت فضای مجازی تاکید داشتند (کشتارگاه ) الان سالهاست پیام رسال داخلی توسعه داده اند نزدیک دو ماهه اینترنت بین الملل رو هم که بسته اند میری تو همین پیام رسان های داخلی (روبیکا) جستجو میزنی لینکدونی گروه: چندین سایت برات میاد هرکدوم که می خای عضو شو بلافاصله مطالب جنسی بسیار زشت و زننده ارسال می شه افرادی که در حال رد و بدل کردن محتوای جنسی -مکالمه جنسی و در اون مایه ها هستند و یا گاهی توهین به مقدسات و پیامبر اکرم ، امیرالمومنین و ... بسیار بدتر و شنیع تر و بی ضابطه تر از فضاهای مجازی خارج از ایران (اونایی که ما دیده بودیم) علت رو یه توضیحی می فرمایید؟! دقت فرمایید من نگفتم در یک فضا دور افتاده وضع اینگونه بود اغلب فضا ها و اینکه مطمئنا کسی که فضایی مثل روبیکا دستشه کاملا اشراف داره چقدر از مطالب جنسی و پورن و مشابه اون هستند اینها چیزی نیست که مخفی باشه

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: هرچند نظام اسلامی در حدّ توان موظف است فضای مجازی را مدیریت کند، ولی عنایت داشته باشید که عمدۀ مطلب در آن است که بتوانیم مردم را آگاه کنیم که برای حفظ روان و روح خود، خودشان چشم و گوشش‌شان را نسبت به چنین میدان‌هایی حفظ کنند به همان معنایی که رهبرانقلاب آیت الله سید مجتبی خامنه‌ای متذکر آن شدند و فرمودند: «مراقبت از گوشهایمان که پنجره مغز و قلب است در مقابل  رسانه های تحت حمایت دشمن یا همسوی با ایشان امری لازم است. مسلماً  آن رسانه ها خیر خواه کشور و ملت ایران نیستند و این معنا بارها ثابت شده  است. بنابراین یا اساساً مواجهه و استفاده از آنها را ترک کنیم یا اقلاً با سوء ظن  فراوان با هر چیزی که ارائه میدهند برخورد کنیم.» موفق باشید

41595
متن پرسش

بسم‌الله الرحمن الرحیم و به نستعین آیه ۷ سوره بقره که در حرز ۲۲ امام سجاد علیه السلام نیز ذکر شده است خَتَمَ اللهُ عَلَی قُلُوبِهِمْ وَ عَلَی سَمْعِهِمْ گویی این روزها بیش از هر زمان دیگری معنای عینی پیدا کرده است؛ حقیقتی که به چشم می‌بینیم و دربرابر آن، عده‌ای همچنان از باور به حماسه‌ها و خیزش‌های دوباره این امت سرباز می‌زنند. پناه بر خدا گویی چشم‌هایی برای دیدن و گوش‌هایی برای شنیدن حقیقت ندارند. این روزها تفاوت‌ها به‌طرز عجیبی برجسته شده است. از سویی کودکانمان را می‌بینیم که زود بزرگ شدند دانش‌آموز شهیده ای که گویی از ملاقات خود با رهبرش خبر می‌دهد، یا طفل خردسالی که در خیل جمعیت، پیش‌گامِ بزرگ‌سالان شده و سرودِ مقاومت می‌خواند. و در سوی دیگر، متأسفانه شاهدیم که برخی بزرگ‌سالان گویی در کودکیِ خویش متوقف شده و با گذشت بیش از ۵۰ روز، همچنان در سردرگمی‌ها و بازی‌های کودکانه خود مانده‌اند. شدت و ضعف ایمان‌، امروز شفاف‌تر از همیشه نمایان است؛ جایی که هم‌وطنانی درگیرِ چه کنم‌های بی‌پایان‌اند، و یا عده‌ای معدود، همچون منافقان و وطن‌فروشان، در ظلمتی کور فرو رفته و به امیدهای واهی دل خوش کرده‌اند. خدا عاقبت همه ما را ختم به خیر کن و امام زمانمان را برسان اللهم عجل لولیک الفرج

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: زیبایی زندگی و تاریخ در همین است که با نور اسلام و با شرافت انسان‌های معصوم، هرچه بیشتر حق از باطل جدا و جداتر شود تا آن‌جایی که ان شاءالله در نهایی‌ترین منزل دوران زمینیِ آدم، اوجِ حق در مقابل اوج باطل قرار گیرد که بحمدالله به خوبی در تاریخ آن حضور قرار گرفته‌ایم. آیا شرافتی بالاتر از این می‌شود که مقابل ما خبیث‌ترین جریان یعنی استکبار و صهیون قرار گرفته‌اند؟ خدا می‌داند همۀ پیامبران و همۀ انسان‌های آزاده با هر سبک و دینی به دنبال چنین حضوری بودند و این‌جا است که باید با وقار و دلسوزی و امید به آینده، جداییِ این دو جبهه را هرچه بیشتر نشان داد. موفق باشید

41594
متن پرسش

سلام ارادت شبتون بخیر خداقوت از معرفت نفس میخوام برسم به جنگ به جنگ ناتمام حق و شجره طیبه با باطل و شجره خبیثه از اولش که جدال ابلیس و ملائکه بود تا الان یعنی انقلاب اسلامی و امریکا به جنگ ناتمام در روند احتناک ذریه حضرت آدم ع و اینکه جمهوری اسلامی بخاطر انسان ایستاده و مقاومت میکنه و چرا باید بجنگم چرا باید هزینه بدم و استرس بکشم چرا اونا به ما حمله کردن چجوری باید این استرس ها رو تحمل کنم به چه صورت داخل یک متن کوتاه مثلا تراکت تبیین میشه کرد این رو با معرفت نفس؟ انسان بدون هیچ برهان و استدلالی خودشو حس میکنه دیگه و حتی اگه بخواد به همه چی شک کنه، به اونی که داره شک میکنه که شک نداره بنظرم برای صحبت با کسایی که فکری باهامون همسو نیستن و اصطلاحا خاکسترین مناسب هست شاید در حد تشکیک در عقاید مخاطب و جرقه ای برای ورود به بحث و گفتگوی تفصیلی

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: کار خوبی است که به میان آورده‌اید. زیرا به هر حال انسان‌ها در تاریخ جدید، خودشان با خودشان مسئله‌دار شده‌اند و با طرح اشاراتی که متذکر کرامت انسانی‌شان باشد، می‌توان با آن‌ها گفتگو کرد. در این رابطه سلسله مباحث «تقابل آزادی و حجاب چرا؟» می‌تواند کمک‌کار باشد.https://lobolmizan.ir/search?search=%D8%AA%D9%82%D8%A7%D8%A8%D9%84%20%D8%A2%D8%B2%D8%A7%D8%AF%DB%8C&tab=sounds  موفق باشید

41593
متن پرسش

سلام علیکم استاد بزرگوار ان شاءالله سلامت باشید ببخشید مزاحم وقت شریف شدم یک سوالی از خدمتتون داشتم. ما قصد داشتیم یک کار تبیینی در قالب انتشار نوشته(تراکت) و گفتگوی چهره‌به‌چهره داشته باشیم و مخاطبمون هم تمام اقشار باشند یعنی چه افرادیکه نسبتی با اسلام و انقلاب دارند و آنهایی که تنها وجه مشترکشان با ما که باعث میشه پای گفتگو بنشینند، فقط مسئله ایران و دفاع از خاک هستش نه بیشتر. برای این مدل افراد، ما چطور میتونیم اون نگاه‌های بلند و آرمانهای اصیل رو مطرح کنیم؟ یعنی بطور مثال برای کسیکه ۱۸دی و بهمن‌ماه۱۴۰۴ یا سال ۱۴۰۱ در دانشگاه و خیابان اعتراض کرده ولی الان بخاطر جنگ، یا سکوت کرده یا حتی درکنار حاکمیت ایستاده چطور میشه مسئله رو از بحث ایران فراتر برد؟ خیلی از این افراد صرفا بخاطر اینکه ترس از تجزیه ایران جدی شد و یا اینکه جایگزین قدرتمندی برای حاکمیت وجود نداره(عدم اعتماد به پهلوی)، در جنگ درکنار حاکمیت ایستادند وگرنه دلیلی برای همراهی با حاکمیت نداشتند. الغرض؛ چند سوال مشخص به ذهن حقیر رسید که شاید پاسخ به اونها بتونه کمک کنه تا بتونیم باب گفتگو رو با این افراد باز کنیم که جسارتا خدمتتون ارسال میکنم. ببخشید که وقت شما رو میگیریم🙏🏻 ۱_اصلی‌ترین آرمانهای انقلاب ما چه بوده؟بالاخص برای این قشر که احتمالا مسئله ذهنیشان این موارد نیز هست: _مثل حجاب و نقش زن _چرایی وجود محدودیت‌های اجتماعی امثال مباحث حجاب و موتورسواری بانوان و... _چرا برای مقاومت در منطقه هزینه میدهیم، چشم‌انداز ما چیست؟ ظهور یا رفاه اجتماعی؟ _چرا باوجود همه‌ی نقایص و ظلم‌های حکومت، همچنان باید در این جنگ درکنار پرچم ایران ایستاد؟ _چطور میشود مخالف حکومت بود اما در جنگ درکنار او ایستاد؟ ۲_اگر جایگزینی برای این نظام وجود داشت که اقتصاد بهتری را ایجاد میکرد کافی بود تا ما آن را بپذیریم؟ اگر یک جایگزین بهتر از پهلوی برای این حکومت بود، بهتر بود که مردم آنرا سر کار بیاورند؟ درواقع اینکه مردم درکنار حاکمیت میجنگند بخاطر قوّت و ایدئولوژی حاکمیت است یا بخاطر ضعف گزینه‌های جایگزین آن؟ ⬅️⬅️⬅️

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث در این موردها مفصل است 1- آری! انقلاب اسلامی با نظر به کرامت انسانی و مقابله با جبهۀ استکبار، تاریخی را در مقابل انسان‌ها گشوده است و در این رابطه جمهوری اسلامی در راستای کرامت انسان، حکومتی تشکیل داده است و این مبنای اصلی نظام اسلامی می‌باشد و نباید ضعف بعضی از مسلمانان را به حساب اسلام و نظام اسلامی گذارد. معلوم است که رعایت دستورات اسلامی برای هرچه بیشتر به کمال‌رساندن انسان‌ها می‌باشد. باید با چنین فضایی گفتگوها با مخاطب صورت گیرد و یا جملاتی اشاره‌گونه نوشته شود 2- حقیقت، امری نیست که جایگزین داشته باشد هرچند ممکن است ما در مسیر رسیدن به حقیقت در ابتدای آن باشیم و بدین لحاظ نظام اسلامی چیزی نیست که برایش جایگزین تصور شود مگر هرچه بیشتر آن نظام از نقص‌ها به سوی کمالش سیر کند. شاید در سلسله مطالبی که تحت عنوان «ما و جنگ رمضان و نظر به حضور تاریخی که در پیش است» تهیه شده است و اشاراتی که در آن نوشتارها پیش می‌آید؛ بتواند وسیلۀ گفتگو و یا تهیۀ نوشتار بشود. https://eitaa.com/bartarin_hozoor  موفق باشید

41591
متن پرسش

خدمت استاد گرامی حاج آقای طاهرزاده سلام علیکم و رحمه الله . گروه جهادی نورالزهرا سلام الله علیها، با توجه به شرایط «جنگ تحمیلی سوم»، در نظر دارد خدمت رسانی خود را به اقشار مختلف مردم گسترش دهد. محورهای اصلی فعالیت عبارت است از: ۱. خدمات پزشکی و توانبخشی · تأمین کپسول اکسیژن · تهیه ویلچر و تجهیزات کمکحرکتی · تأمین داروهای ضروری ۲. لوازم منزل · لوازم آشپرخانه · پتو و سایر ملزومات گرمایشی ۳. اقلام ضروری و مواد غذایی برای اثربخشی بیشتر، نیازمند همراهی مردم در این مسیر هستیم. لذا خواهشمند است نکات و راهنمایی های خود را درباره اعتلای مشارکت مردمی در چنین شرایط حساسی، بیان بفرمایید بفرمایید. با تشکر از توجه جنابعالی گروه جهادی نورالزهرا سلام الله علیها شماره کارت واریز کمک های مردمی ۶۱۰۴۳۳۷۸۶۷۸۵۸۷۱۲ علی نوجوکی

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بحمدالله با حضور درمیدان مقابله با استکبار و صهیون، خداوند عنایت خاص خود را به ملت ایران کرد تا در همۀ صحنه ها، آری! در همۀ صحنه ها به میدان بیایند اعم از مقابلۀ مستقیم با آن جبهۀ ضد انسانی تا حضور در میدان های دیپلماسی و حضور در میادین و حضور در انواع ایثارها که در این رابطه عزیزانمان سر از پا نمی شناسند و گروه جهادی نورالزهرا سلام الله علیها از آنگونه هستند و شایسته است عزیزان هرکس در حدّ امکان خود، آن گروه محترم را که سابقۀ خوبی در کمک رسانی به اهلش دارند؛ یاری کنیم. و جناب آقای علی نوجوکی از افراد بسیار مطمئن و دلسوز هستند. موفق باشید 

41590
متن پرسش

سلام و علیکم آقای طاهرزاده 1_ توحید از سه بخش ذات،صفات،افعال تشکیل شده؛ چگونه توحیدم رو قوی کنم؟ 2_ با توجه به حدیثی که امام صادق فرمودند اعرف امامک و... چرا باید امام زمان رو بشناسیم؟ 3_برای مطالعات در عرصه مهدویت ، چه موضوعاتی رو پیشنهاد می کنید؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- توحید حقیقی همان توحیدی می‌باشد که به حکم «من عرف نفسَهُ عرف ربّه» با معرفت نفس پیش می‌آید و این تقسیمات سه گانه مربوط به مباحث استدلالی در مقابل منکران توحید است 2- امام زمان«عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف» نهایتِ انسانیت انسان می‌باشند و از این جهت باید آن جایگاه، شناخته شود. 3- در این مورد می‌توانید به کتاب «بصیرت و انتظار فرج»https://lobolmizan.ir/book/244 رجوع فرمایید. موفق باشید

41589
متن پرسش

عرض سلام خدمت استاد محترم استاد احساس می کنم در شرایط فعلی و در موقعی که بحث مذاکرات پیش آمد موقعیتی پیش آمد تا جامعه ی حزب اللهی ما به جمع بندی درستی بین جمع نظر ولی فقیه و مردم برسند و از افراط وتفریط فاصله بگیرند،که نه به بهانه ی اینکه ولی حکمی را داده از آتش به اختیار بودن و مطالبه ی مردم غفلت شود ونه به بهانه ی آتش به اختیار بودن مردم،نسبت به حکم ولی بی تفاوت باشیم و نهایتا حکم ایشان را برحسب تحمیل و جام زهر به ایشان بدانیم. سوال دوم ام هم در خصوص اعزام‌حجاج است که بعضی آقایون بحث خیانت مسئولان نفوذی در سازمان حج را عامل تصمیم اعزام حجاج می دانند،در حالی که وقتی این نهاد ذیل ولی فقیه تصمیم می گیرد نباید چنین اتهامی زده شود،نهایتا مردم به اختیار خود وبررسی شرایط روحی شان می توانند تصمیم بگیرند ،نروند اما چنین اتهامی راهم نزنند. نظرتون را بفرمایید.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- عنایت داشته باشید که هر دو طرف در میدان پیروزی در مقابل جبهۀ استکبار دو نگاه دارند. امری که در پرسش و پاسخ https://eitaa.com/matalebevijeh/22405  عرض شد و اخیراً استاد مهدی محمدی در موضوع برنامۀ دشمن برای ایجاد اختلاف نسبت به موضوع مذاکره و عدم مذاکره نکات دقیقی فرموده‌اند که خوب است به آن نکات توجه شود. https://eitaa.com/mohammadi61 2- در این رابطه می‌توانید به جواب پرسش شمارۀ 41586 رجوع فرمایید. موفق باشید

نمایش چاپی