بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
34634

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

یا مُنقِذَ الغرقی وَ یا منجِیَ الهَلکی. سلام و عرض ادب: در قرآن می فرماید: «اِنَّ في ذلِكَ لَذِكْري لِمَنْ كانَ لَهُ قَلْب» (ق/۳۷) در این قرآن، ذکر و هوشیاری و بیدارباشی است برای کسی که او را قلب است. استاد، مگر نه این است که انسان به قرآن مراجعه می کند تا قلبش زنده شود؟ پس با توجه به این آیه، عملاً کسی نمی تواند از طریق قرآن دارای قلبی زنده شود! چون خودش می فرماید «اگر قلب داشته باشی» این قرآن برایت ذکر و بیدارباش خواهد بود. و الا فلا. این مسأله را چگونه حل کنیم؟ شبیه همین مسأله در آیه ی شریفه «وَ نُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ ما هُوَ شِفاءٌ وَ رَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنِينَ وَ لا يَزِيدُ الظَّالِمِينَ إِلَّا خَساراً» هم هست. بالاخره ما به قرآن رجوع می کنیم تا انواع ظلم ها و ظلمات وجودی ما را برطرف کند. چرا باید خسارت در پی داشته باشد؟ عذرخواهم.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! همان‌طور که قرآن می‌فرماید: «ذَٰلِكَ الْكِتَابُ لَا رَيْبَ ۛ فِيهِ ۛ هُدًى لِلْمُتَّقِينَ» منتها پس از آن تقوای اولیه که همان طالب حقیقت‌بودن است، بنا بر آن است که همان‌طور که می‌فرمایید اگر قلب‌ها آماده باشد، این قرآن سخن‌ها با آن‌ها دارد وگرنه اگر کسی خواست ایراد بگیرد «لا يَزِيدُ الظَّالِمِينَ إِلَّا خَساراً». موفق باشید

34596

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

بسم الله الرحمن الرحیم. سلام علیکم: امیدوارم باعث تلف شدن وقت شما نشوم. حقیر تصمیم دارم ان شاء الله مقاله‌ای پیرامون شخصیت سیّد العارفین و آیت لله سید علی قاضی طباطبائی مرقوم سازم. قاعدتاً از کتبی که در این مورد نگاشته شده استفاده خواهد شد اما حقیر خواستم اگر حضرت استاد در این رابطه فرمایشی در گذشته داشته اند معرفی بفرمایند تا لحاظ شود و در غیر این صورت خواهشمندم اگر تمایل داشتید مطلبی در این مورد بیان بفرمائید. و همچنین در صورت تمایل شما می‌توانم در پیام رسان ایتا با شما مرتبط شوم تا به جهت سهولت از پیام صوتی بهره مند شویم.

متن پاسخ

باسمه تعالی سلام علیکم: هر اندازه به شخصیت مرحوم قاضی طباطبایی بپردازیم، جادارد؛ ولی بنده نکات خاصی غیر از آنچه در کتاب «آیت الحق» و یا «کهکشان نیستی» مطرح شده و مؤلف محترم زحمت وافر کشیده، در نظر ندارم. موفق باشید

34594

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام: وقتتون بخیر باشه. من در مورد درسهای آقای طاهرزاده که درباره انفاق و معنای واقعی انفاق داده شده برام سوال پیش اومده میشه تلفنی با شما صحبت کنم؟

متن پاسخ

باسمه تعالی سلام علیکم: تنها از طریق همین سایت می‌توانم در خدمت رفقای محترم باشم. موفق باشید

34557

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام‌ استاد بزرگ آقای طاهر زاده: پس از ۴۴ سال که از وقوع انقلاب در ایران می گذرد وجود نابسامانی های بسیار در ابعاد مختلف این سئوال را در ذهن می آورد که چرا این انقلاب با آن پشتوانه عظیم مردمی، نتوانست انتظارات شهروندان را برآورده سازد و ایجاد شکوهمندش را به بقایی پرعظمت پیوند بزند؟! می دانیم که انقلاب کبیر فرانسه که از انقلاب های مادر تاریخ، محسوب می شود توانست تحولات گسترده ای را در سطح فرانسه و اروپا به وجود آورد و حکومت سلطنتی را پس از فراز و نشیب های بسیار به نظام دمکراتیک و ایجاد لائیسیته، سوق دهد تا جایی که توسعه این کشور و حتی اروپا اکنون محصول دگرگونی های آن انقلاب است. انقلاب مشروطیت و تلاش های بعدی آن در ایران نیز می توانست منتج به چنین نتیجه ای شود و از جمله تلاش هایی مانند نهضت ملی، ملی شدن صنعت نفت، انقلاب اسلامی، اصلاحات و... آن انقلاب منحرف شده و ناکام را به ریل اصلی خود بازگرداند. اما انگار تحولات هم در کشور ما جهان سومی است و با آزمون و خطا و شکست و پیروزی های مکرر و عدم ثبات و نتیجه گیری، همراه است و به جای صعود به قله های هدف، ما را گرفتار مار و پله های اصلاحی کرده به طوری که با مجموعه ای از تلاش ها بر پلکان آرزوها چند گامی صعود می کنیم و از مار ناامیدی ها و شکست ها حتی بیش از صعود قبلی مان سقوط می نماییم. دست کم اکنون این تجربه تاریخی را چون چراغی در دست داریم مراقب باشیم دوباره ترس امام زادگی، ما را به ورطه شاهزادگی نکشاند و به عقب باز نگردیم و در عصر گسترش و استیلای هوش مصنوعی، خود را گرفتار قدرت پرستان تاریخ گذشته نکنیم و با هشیاری و نظام مندی به سمت هدف های روشن و آزموده شده، پیش برویم در این مسیر حتی آن ها که آرمان اصلاحی در سر دارند اگر نتوانند خود را از بند عنکبوت باورها و تجربه های شکست خورده، رها کنند و از اسارت کلیشه ها و تعلقات فرسوده خود را برهانند هیچ تفاوتی با واپسگرایان نشان دار نخواهند داشت و تاریخ و افکار عمومی داوری واحدی در باره آن ها خواهد داشت. مراقب باشیم که علاقه مندی های گذشته ما را از نگاه به افق های بلند فردا و گام نهادن در مسیر آن غافل نکند و باور کنیم با شاخص های جهان سومی، نخواهیم توانست به قلمرو جهان اول گام نهیم. انگار حضرتعالی هم در توهم بزرگی به سر می‌برید و از بی عدالتی و تبعیض بی خبرید یا زبان لال خودتان را به خواب زده اید.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با توجه به همین نکات، اخیراً عرایضی شد. فکر می‌کنم با دنبال‌کردن آن نکات بتوانیم نسبت به موقعیتی که در آن هستیم فکر کنیم و متوجه باشیم چه آینده‌ای در دل همین مشکلات در پیش داریم. https://eitaa.com/matalebevijeh/12933 و https://eitaa.com/matalebevijeh/12934 موفق باشید

34475

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام و خدا قوت خدمت جنابعالی: ببخشید بنده یه اعتقادی دارم، می خواستم عنوان کنم ببینم آیا صحیح است یا نه. اگر انسان نیت کند تمام اعمال مستحبش را هدیه کند به انبیاء و ۱۴ معصوم و شهداء باعث می‌شود که در آخرت اگر با گناهانش آتشی در پرونده اعمال صالح انداخته و همه اعمال نیکش حبط و از بین رفته و چیزی برایش در پرونده اش نمانده لا اقل بابت آن اعمال مستحبی که هدیه کرده، آنان هم از فضل و کرمی که دارند برای جبران کردن اعمال نیک خودشان حتی به مقدار خیلی کم هدیه اش کنند باعث می‌شود پرونده اش پر از اعمال صالح شود و از او دستگیری و شفاعت کنند و در چنین صورتی باعث نجاتش شوند. حتی اگر پرونده اعمالش خالیه خالی از حسنات باشد. آیا دلخوش کردن و امیدوار بودن به این امر دیدگاه درستی هست. اگر با دلیل ذکر فرماید سپاسگزارم. نزد خدا ماجور باشید بی حساب.🤲🌹

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ظاهراً در این امر تناقضی پیش می‌آید زیرا هدیه اعمال به اولیای الهی به معنای نوعی هماهنگیِ روح آن اعمال با شخصیت اولیای الهی است و لازمه آن داشتن شخصیتی است که ذیل آنان قرار گیریم. بنابراین وظیفه انسان است تا در حدّ توان خود اعمال خود را انجام دهد و در دل انجام آن اعمال افق شخصیت خود را در آن بزرگان مدّ نظر آورد و بدین‌سان آن اعمال را به آن‌ها هدیه کرده است. عرایضی در این مورد در شرح کتاب «فعلیت‌یافتن ‌باورها» شده است. موفق باشید

34438

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

بسم الله الرحمن الرحیم. سلام علیکم: جزوه حضرتعالی در رابطه با کتاب سیاحت غرب مطالعه شد، فرمودید که درگیری های درونی انسان در دنیا در برزخ برای ما تمثل پیدا می کند، بنابر این دیدن این درگیری ها برای ما یا عالمی مانند ایشان فشار به همراه دارد یا خیر؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌آید با فشار همراه نباشد زیرا آن مرحوم و امثال ایشان در زندگی دنیایی از آن مراحل عبور کرده‌اند. ولی اتفاقاً برای اهل دنیا که گرفتار چنین امور دنیایی هستند دقیقاً آن صورت‌ها همراه با فشار خواهد بود. موفق باشید

34062

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و رحمت و برکت خدا بر شما استاد صبور: استاد مطلبی از کتاب تفسیر جزء سی ام استاد مرحوم علی صفایی برداشت کرده ام. اگر زحمتی نیست نظر شریفتان را مرقوم فرمایید. با تشکر. سوره فیل و قریش با هم یک سوره حساب می‌شود و در نماز هم هر دو باید با هم خوانده شود. سوره قریش مفسر کید و نقشه پنهانی قدرتهایی است که قصد دارد انس و الفت جامعه منتظر پیامبر آخر الزمان را بهم زند تا آنها از هم پراکنده شوند و در تنهایی و غربت خودشان هلاک شوند. ولی خداوند با کوچکترین پرندگان اصحاب قدرتمند فیل سواران را در هم می‌شکند و کیدشان را نابود می‌کند. علت تمام ترورها و تحریم ها در این چهل و چهار سال انقلاب اسلامی، کید و نقشه پنهانی دشمنانی است که می‌خواهند امنیت و اقتصاد جامعه ایرانیان منتظر را بر هم زنند. (الذی اطعمهم من جوع و آمنهم من خوف).

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌آید این نکته قابل تفکر است که چگونه خداوند دشمنان خود را با آن هیبتِ فیل‌سواری با ریزترین مخلوقاتش، تبدیل به زباله می‌کند و از آن طرف، راز همراهی قریش با یکدیگر را بندگی خدای کعبه می‌داند که بستر همراهی دل‌ها می‌تواند باشد. موفق باشید

33522

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

اینکه در قیامت لذت و درد از مقوله فعل است نه انفعال، یعنی چه؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: برای انسان در قیامت همه‌چیز «وجودی» است. موفق باشید

39946
متن پرسش

سلام خدمت استاد بزرگوار: کتاب هدف حیات زمینی آدم رو میخوندم که سؤالی برام پیش اومد. بعد از اینکه فهمیدم جهنم یعنی همین زمین و تعلقات آن و بهشت فارغ شدن از این زمین و تن و توجه به سمت خدا، دو تا سؤال پیش میاد یکی اینکه در فلسفه بحث حرکت جوهری و رشد انسان را می‌خوانیم و اینکه در عالم بعد از دنیا هم برای انسان رشد وجود دارد و انسان متوقف نمی شود، جمع بین این حرف و آیات و روایاتی که فرصت انسان را فقط عالم دنیا می‌دانند چیست؟ و سؤال دوم هم اینکه خوب انسان با عمل خودش باعث شده به وضعیت و شاکله ای برسد که یا جهنمی است یا بهشتی که البته نسبی هم هست، خوب مسئله دعا و توسل در این دنیا را متوجه می شوم که موجب زمینه سازی و کمک به انسان می شود ولی خوب خود انسان انتخاب گری می‌کند لکن مسئله شفاعت در عالم پس از دنیا را متوجه نمی شوم، که اگر قائل باشیم که آنجا دیگر عمل انسان نتیجه ای ندارد پس یعنی هرچه هست از شافع هست و در اینجا شافع با نفسی که من ساخته ام چه می‌کند که موجب ارتقاء می شود و نقش من چیست؟ ممنون میشم پاسخ بدین. اگر هم نیاز هست برای فهم آن ارجاعی به مباحث گذشته اتان داشته باشم بفرمایید لطفا. ممنون

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. در «حرکت جوهری» روشن می‌شود حرکت به معنای تبدیل قوه به فعل منحصر به همین دنیای مادی می‌باشد. ۲. بحث شفاعت، بحث بسیار عمیق و دقیقی است. آری! وقتی انسان در هویت انسانیِ خود حاضر باشد و با این حضور در قیامت با انسان‌هایی روبه‌رو شود که در اوج انسانیت‌اند، انعکاس همان شخصیتی که او به اجمال در آن بود را در آینۀ وجود مقدس آن انسان‌های کامل می‌یابد و روبروشدن با آن‌ها، همان شخصیت انسانی او را با تفصیل و شفافیت بیشتر در او حاضر می‌کنند و از همین جهت به ما فرموده‌اند اگر انسان محشور شویم و از ابعاد حیوانی عبور کرده باشیم، ما را شفاعت می‌کنند. موفق باشید    

37366
متن پرسش

سلام خدمت استاد محترم: در این مدت اخیر بارها شاهد بوده ایم که روحانیون مطرح انقلابی و ولایی کشور، مورد انتقادات شدید و گاه عجیب قرار گرفته اند تا جایی که گمان می رود توطئه ای از جانب دشمن پشت آن باشد، مانند آیت الله علم الهدی، آیت الله مهدوی، آیت الله صدیقی و حاج آقا پناهیان ، درست است که این افراد معصوم نیستند و قطعا اشتباهاتی داشته اند، ولی با اشتباهات آن ها به نحوی برخورد و با استفاده از رسانه، جوسازی شده که مردم در مقابل آن ها برآمده و گاهی خدماتی که داشته اند را زیر سوال برده اند. حتی از برخی افراد بصیر و انقلابی چنین برخوردهایی دیده می شود که در این فضای مسموم، اشکالات دیگر این افراد را نیز برملا می کنند و فضای بدبینی را شدت می بخشند. از نظر شما آیا این ایجاد فضای مسموم برای عالمان دین و بدبین کردن مردم نسبت به آن ها می تواند توطئه ی دشمن باشد؟ و وظیفه ی مردم و به ویژه خواص در مقابل این فضاها و خبرهایی مبنی بر اشتباهات بزرگان چیست؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: یقیناً توطئه دشمن است زیرا دشمنان ما می‌دانند از کدام ناحیه ضربه خورده‌اند و حقیقتاً روحانیت ما در کلیتِ خود ادامه‌دهنده راه انبیاء هستند و در دل ارادت و علاقه‌ای که به اسلام داشته‌اند، وارد این میدان شده‌اند. اخیراً در مصاحبه‌ای که پیش آمد عرایضی تحت عنوان « نسبت روحانیت با مردم» https://lobolmizan.ir/leaflet/1468?mark=%D8%B1%D9%88%D8%AD%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%AA . شد خوب است که به آن مصاحبه رجوع شود. موفق باشید

37053
متن پرسش

خودشناسی خطرناک ترین علمی است که باید آموخت. بر قرینِ خویش مَفْزا در صِفت کآن فراق آرد یقین در عاقبت (مولوی، مثنوی، دفتر دوم، بیت ۳۵۱۴) شناخت یافتن، بر هر چیزی کسب ماهیت یا چیستی آن چیز است! _چیستی هر چیزی عارضی بر ذات آن چیز برای مثال شناخت ما از دیدگاه نویسندهٔ یک کتاب در نهایت ایجاد تصوری است در نزد ما که مازاد بر خود آن دیدگاه است. حال تطبیق این تصویر و تصور ما با واقعيت آن نظر، سخن دیگری است. به هر حال دریافت ما از ابژه مورد نظر یک افزوده است. حالا در مورد شناخت خود وضعیت کمی بغرنج تر است اگر ما بخواهیم از خویشتن خود شناختی داشته باشیم، یک تصوری از خود می‌کنیم که مازاد بر اصل است! و این غلط است پس راه درست چیست؟ مولانا بعنوان حکیم و عارف می‌فرماید بر قرین؛ یعنی تصور خود از خود میفزا! چرا؟ چون در نهایت این شناخت غلط منجر به دوری خود از خویشتن می‌شود! بی دلیل نیست که بزرگان اذعان دارند «انسان امروزه از خودش در دورترین کیفیت ممکن است» شاید بی مسمی نباشد در پاسخ سوال دورترین کس به انسان کیست؟ بگوییم خودش! مولانا می‌فرماید بر قرین خویش میفزا در صفت یعنی خود را بدون هیچ چگونگی بشناسید! بعبارت دیگر شناخت خود از چشم فرا خود! خود را در نسبت با خود نسنجید بلکه خود را در نسب فرا خود بسنجید! یعنی در نسبت با حق، رسول حق، امام حق، فقیه حق. لذا در ابیات بعدی فرمود: نطق موسی بد بر اندازه ولیک / هم فزون آمد ز گفت یار نیک / آن فزونی با خضر آمد شقاق / گفت رو تو مکثری هذا فراق

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور است که می‌فرمایید. اتفاقاً نوع معرفت نفس‌هایی که کتاب‌هایی همچون «کیمیای سعادت» به میان می‌آورد و جناب مولوی در آن زمان با آن نوع متون آشنا بودند، عملاً انسان را ابژه خود می‌کند و معرفت نفسی که باید نوعی حضور در نزد خود باشد، به مفهومی از خود تبدیل می‌شود. بر عکسِ کاری که علامه طباطبایی «رحمت‌الله‌علیه» در کتاب «رسالۀ الولایه» به میان آوردند که باب «عین الربط‌» بودنِ انسان را مطرح می‌کنند. انسان در حضوری که با هستیِ خود نزد خود می‌یابد دائماً از خویش فراتر می‌رود و هستیِ نامتعیَّن‌اش رو به سوی فردا در صیرورت است و رو به سوی آینده طرح‌افکنی می‌کند، در حضوری که لحظه به لحظه فراتر از خودش در خودش حاضر می‌شود و بر اساس انتخابی که می‌کند به خود هویت می‌بخشد و نسبت به هستی تقرب می‌جوید، زیرا انسان با حقیقت هستی نسبت دارد و جهت‌اش به سوی آن است. موفق باشید
 

36844
متن پرسش

سلام استاد: از اینکه مصدع اوقات شما بزرگوار می شوم عذر می خواهم مدتی است که می خواهم برایتان بنویسم ولی نه روی نوشتن داشتم و نه کلمه ای که بتوانم به زبان جاری کنم، ولی اکنون ناامید و دل شکسته تر از هر لحظه ای به شما پناه آوردم تا مرحمی برایم باشید. چند سالی است که چادری شده ام در شب قدر همه چیز را رها کردم و رو به سوی خدا آوردم از همه دست کشیدم و عادت ها را کنار گذاشتم تنها دختر چادری در خانواده بودم تمام حرف ها و خنده ها را به جان خریدم و محکم تر ایستادم چه لحظه های نابی با خدای خودم داشتم چنان عاشقی می کردم که هیچ چیز مانع رسیدن من نبود هر چه بود فقط برایم او بود. ولی عمر این لحظاتم کوتاه بود بعد از ازدواجم هجوم سنت ها و رسم ها عقایدی که باید حتما قبولشان می کردم تمام بال پروازم را از من گرفت. سال ها فقط در پی این بودم که از من راضی باشن و هر کاری برای خشنودی اطرافیان انجام دادم. در برابر حرف ها و تحقیرها سکوت کردم و گذشتم. بارها با مطالب کتاب جلو رفتم و خودم را سرپا نگه داشتم راه های پر پیچ و خمی را گذراندم ولی باز به بن بست خوردم و باز در پی اطرافیان دویدم. بدون اینکه بدانم چرا، چنان آبرویی از من برده شده که بعد از آن توانی برایم نمانده است. نه دل ماندن دارم و نه پای رفتن. ایستاده ام در میانه ای که زمان در حال گذر است و همه در تکاپو ولی توان حرکتم نیست، به اهل بیت و شهدا متوسل می شوم ولی چیزی دریافت نمی‌کنم. انگار این دل منجمد شده باشد. با خدای خودم راز و نیاز می‌کنم ولی ساعتی بعد همه چیز فراموش می شود. می‌دانم اشتباه رفتم نباید معشوق را میانه راه رها می کردم و در پی رضای بنده ها و... می‌رفتم همین ها وجدانم را به قدری به درد می آورد که فقط آه حسرت می کشم و پشیمانی و پشیمانی. تمامم شده یاس و ناامیدی. عباداتم رنگی ندارد و هیچ ارتباطی نمی توانم بگیرم. مانده ام سرگردان ساعاتی با ذکر آرامم و ساعاتی وجودم پر از خشم و نفرت و حسرت می شود. حس می کنم به بن بست رسیده ام. استاد شما بگویید این دل را چطور آرام کنم؟ دلم برای آن روزها تنگ است. با وجود این همه راه اشتباه و زخم های برجا مانده از دیگران چطور باید ادامه داد، ندید و رفت و دل کند؟ آیا آغوش خدا مثل سال‌های قبل به رویم باز است؟ چرا هیچ نور و نشانه ای برایم نیست؟ تمام امیدم ماه رجب بود ولی ماه از نیمه گذشته و حال دل همچنان در گذشته دست و پا می‌زند. می ترسم رجب تمام شود و همچنان این بمانم. استاد می‌دانم حق شاگردی ادا نکرده ام ولی به حق صاحب این ماه، این بنده روسیاه خطاکار را راهنمایی کنید.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این‌که می‌فرمایید بیشتر قصه حضوری است که باید با عبور در دل سنگلاخی پیش آید و آن‌چه حکایت می‌کنید قصه زمستانی است برای بهاری دیگر که بهاری است غیر از بهار گذشته، نوعی به خودآمدن است و تجربه‌ای برای مقابله با طوفان. آن‌جا است که باید به حضوری نظر کرد که در اکنونِ خود بسی بیکرانه و جاودانه است، امری که در کتاب سوره مرسلات و شرح صوتی آن می‌توان به سراغ آن رفتhttps://lobolmizan.ir/book/1095?mark=%D9%85%D8%B1%D8%B3%D9%84%D8%A7%D8%AA و https://lobolmizan.ir/book/1095?mark=%D9%85%D8%B1%D8%B3%D9%84%D8%A7%D8%AA. موفق باشید            

36409

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام و عرض ادب و احترام خدمت شما و استاد گرانقدر: شرح صوتي كتاب  «شرح فصوص» استاد طاهرزاده انجام شده است؟ در كدام بخش از سايت قابل دسترسي است؟ ممنون از پاسخگويي و تشكر التماس دعا

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با توجه به این‌که ارتباط با کتاب «فصوص الحکم» نیاز به مقدماتی دارد، وگرنه منظور جناب ابن عربی، درست فهم نمی‌شود و موجب بدآموزی می‌گردد؛ خوب است با جناب حاج آقا نظری به شماره  09136032342 تماس بگیرید. موفق باشید    

36371
متن پرسش

سلام استاد: متنی نوشته بودم و می‌خواستم نظر شما را در این باره بدانم:
 به نام پروردگار حیات مرگ و حیات و مرگ و زندگی می‌گذرد، ایام در این شهر و در هر شهر دیگری می‌گذرد، چون باید سپری شود اما اینکه چگونه می‌گذرد نیز مهم است. این‌جا، این‌جایی است که ما هستیم و همه و همه زنده‌اند، یعنی می‌بینیم که مردم راه می‌روند حرف می‌زنند می‌خندد گریه می‌کنند و نشان از حرکت و بودنِ خود می‌دهند، اما آیا هستند؟! می‌خواهم بدانم که آیا واقعا هستند؟ آیا فقط زنده اند یا حیات هم دارند؟ شهر در عین زندگی، مرگ است.
(هم از سکوت گریزان، هم از صدا بیزار/ چنین چرا دلتنگم؟! چنین چرا بیزار؟ / زمین از آمدن برفِ تازه خشنود است. / من از شلوغی بسیار ردّ پا بی‌زار/ قدم زدم! ریه‌هایم شد از هوا لبریز / قدم زدم! ریه‌هایم شد از هوا بی‌زار / اگرچه می‌گذریم از کنار هم آرام / شما ز من متنفر، من از شما بی‌زار / به مسجد آمدم و ناامید برگشتم  / دل از مشاهده تلخی ریا بی‌زار، / صدای قاری و گلدسته‌های پژمرده / اذان مرده و دل‌های از خدا بی‌زار / به خانه‌ام بروم؟ خانه از سکوت پر است، / سکوت می‌کند از زندگی مرا بیزار / تمام خانه سکوت و تمام شهر صداست! / از این سکوت گریزان، از آن صدا بی‌زار. فاضل نظری)
 آیا شما جایی را سراغ دارید که حیات هم باشد، من جایی را سراغ دارم جایی که این روزها بعد از مدت‌ها آمده تا حیات را معنا کند و آن را به تمام جهان هبه کند؛ غزه و ملت بزرگ ‌فلسطین، نواری که شاید در این ایام خیلی‌ها آن را نوارِ مرگ، نوارِ نیست و نابودی نامیدند؛ اما در این نوار، از دل ویرانی‌ها آبادی‌ها رشد می‌کند و نسیمِ بوی مرگ، حیات می‌بخشد و عزرائیل همچون دوستی قدیمی امانتش را می‌گیرد و حیات می‌بخشد. حالا این نوارِ کوچک غزه تمام وجود و حیات است و جایی بیش از اینجا صفا ندارد. شب ها با نور موشک و انفجارها، شهر روشن می‌شود و روزها، بچه ها با صدای آژیر آمبولانس چشم به امید شهادت باز می‌کنند و شکر می‌کنند در اینکه در برابر این مصیبت خداوند صبر و مقاومتی بی‌نظیر را برایشان هدیه کرده است، و شکر می‌کنند با قرآن، گویا که قرآن آنجا دارد معنا می‌شود، گویا نوارِ غزه شده زبان قرآن و در زیر سایه حق، گویا قرآن ناطق شده است. و اینجاست ظهور و بروز و حضور حیات. آنجاست که دشمن هرچه می‌خواهد تو را نابود و نیست کند، تو باز هستی و حتی بیشتر از قبل!! مگر کسی شک دارد که شهید حاج قاسم کاری کرد که سردار حاج قاسم نکرد!! ‌و اینجا فرق حیات و زندگی را این شهید معنا می‌کند. اگر به حیات برسیم پایانی برای خود متصور نیستیم، ولی اگر به زندگی برسیم منتظر پایان تلخِ مرگ هستیم. غزه، زبان گویای قرآن، حیات دارد و پایانی ندارد و هست و حیات دارد و حیات دارد و هست.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! هرکس هر کجا که می‌خواهد باشد. اگر در جبهه‌ای که حق در مقابل باطل قد برافراشته حاضر نباشد، هیچ کجا نیست. زیرا در آن‌جایی که زندگی جریان دارد، حاضر نبوده است. همین‌طور که می فرمایید امروز از نوار غزه، آهنگ زندگی به گوش می‌رسد و این است آن کابوسی که صهیونیست‌ها می‌خواستند با شهادت مردم غزه آن را بمیرانند ولی هرچه بیشتر آن مردم را شهید کردند، آن کابوس به آن‌ها نزدیک و نزدیک‌تر شد. موفق باشید       

35846

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم استاد: در شرح نامه ی ۳۱ حضرت امیرالمومنین علیه السلام فرمودید سر سفره های رنگین نشینیم چون آسیب های جدی داره برای روح و ایمان، و اونها رو نهی از منکر کنیم و بهشون بگیم آیا سفره ی پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم اینگونه بود! سوالم اینجاست اگر برنج و قیمه یا قرمه سبزی یا مرغ که در توانمون هست برای مهمانمان درست کنیم آیا اشتباه کردیم و تاسی به پیامبرمان نکردیم؟ آیا این غذاها به عنوان غذای ساده محسوب نمی‌شود حتما باید مثلا نون و ماست یا نون املت یا نون و سبزی برای مهمان اونم در دوره ی الان بذاریم؟ آیا جنبه افراط بودن نمیگیره؟ و سوال دیگرم این است که فرمودید آقایمان امیرالمؤمنین علی علیه السلام فرمودند صاحب تفقه در دین باشید دینتان را عمیق بفهمید، آیا تفقه در دین راهش حوزه درس خواندن است یا راهی غیر از حوزه نیز دارد؟ آیا بنده خودم طلبه هستم می‌خواهم بدانم اگر غیر از حوزه راه دیگری برای تفقه دین هست بفرمایید تا برای دیگرانی که نمی‌توانند بخاطر سن بالا یا نارضايتي همسر در حوزه شرکت کنند و درس بخوانند، بگویم. ممنون میشوم طوری پاسخ بفرمایید که کاملا متوجه شوم ببخشید استاد، التماس دعا

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. به نظر می‌آید موضوع احترام به میهمان بحث جدایی باشد. البته در آنجا هم چرا چند خورشت؟!! در مورد خودمان باید سعی کنیم طالب سفره‌های رنگین نباشیم. ۲. تفقّه در دین، با تعمق در قرآن به کمک تفاسیر و توجه به روایات و مباحث «معرفت نفس» ان شاءالله پیش می‌آید. موفق باشید

35804

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد: به حول و قوه ی الهی فصوص و منازل رو تا یکی دو ماه دیگه تمام می‌کنم و خیلی دوست دارم کتاب طلب و اراده ی امام خمینی رو مطالعه کنم. می‌خواستم ببینم از چه شرحی و چه استادی میتونم کار کنم ؟ توی اینترنت چیزی پیدا نکردم. خیلی ممنونم که کمکم می‌کنید.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با توجه به مقدماتی که طی فرموده‌اید به نظر می‌آید بتوانید با خود آن کتاب رابطه برقرار کنید. نهایتاً می‌توانید با شرح صوتی کتاب «مصباح الهدایه» کار را وسعت دهید. موفق باشید

35618

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام: ببخشید چرا صوت استاد در خصوص درس فصوص الحکم را درسایت نمی‌گذارند؟ چون در ایتا و روبیکا حذف میشه ثانیا در فهم مطالب کمک می‌کند.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مباحث «فصوص‌الحکم» نیاز به مقدماتی دارد تا منظور ابن عربی معلوم شود و از این جهت بهتر است هرکس بدون طی آن مقدمات، ورود نکند وگرنه متوجه مقصد و مقصود جناب ابن عربی نمی‌شود و به زحمت می‌افتد. موفق باشید

35615
متن پرسش

سلام و عرض ادب: سوالی داشتم من باب این موضوع که اینکه چگونه علت محرومیت از توفیقاتی که قبلا قسمتان می‌شد و الان از آن محروم می‌شویم را بفهمیم. اینکه قبلا گویا خیلی وصل بودیم به خدا و ائمه (ع) و الان انگار همه آن حب و توفیق گرفته شده. علت های معمول آن چه می‌تواند باشد چطور دوباره به آن حالت وصل برسیم و توفیقات را شامل حالمان کنیم؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آن ایمان، مربوط به آن زمان بود و آن شرایط، و آن معارفی که به نور آن ایمان و آن شرایط توانستید انقلاب را تا اینجاها حفظ کنید. ولی باید متوجه باشید که هرچه حقیقت بیشتر جلوه کند، ظلمات نیز بیشتر از پیش ابعادِ ظلمانی خود را به میان می‌آورد تا ما باز با رجوع به اسلام با ایمانی عمیق‌تر خود را به صحنه آوریم. این‌جا است که ملاحظه کردید چرا حضرت روح الله «رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» در آخر سال‌های عمر خود در تفسیر سوره حمد ما را متذکر ایمانی عرفانی و حِکمی نمود.
باور کنیم که برهوت در حال گسترش است، حال باید از خود پرسید آن ایمان، چه ایمانی است که در مقابل چنین برهوتی تاب مقاومت دارد؟ جز همان ایمانی است که حضرت امام خمینی خیلی زود در آثاری مانند «مصباح الهدایه» و «شرح دعای سحر» متذکر آن شدند. وقتی امری چون انقلاب اسلامی در اوج ایمان و عرفان در این تاریخ به ظهور آید، ایمانی باید در صحنه جان‌ها طلوع کند که متوجه حقیقت این رخداد توحیدی باشد وگرنه انسان گرفتار ریزش‌هایی همچون مهدی نصیری‌ها خواهد شد. موفق باشید   

 

35498

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام: آیا انسان می‌تواند حضور خداوند را احساس کند و یا اینکه فقط ظهور خدا را احساس می‌کند؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بستگی به خودمان دارد که بتوانیم با رفع حجاب‌هایی که بین ما و خدا می‌باشد، خود را در آغوش خدا بیابیم. در این مورد شرح تفسیر سوره حمد حضرت امام نکات خوبی را با ما در میان می‌گذارد. در ضمن کتاب «با دعا در آغوش خدا» متذکر چنین اموری می‌باشد. موفق باشید

35485
متن پرسش

سلام علیکم استاد: آیا بی حجابی این روزها امری موقت است یا طولانی مدت؟ پاسخ پرسش های گذشته را مطالعه کردم اما اگر ممک است تحلیل خودتان را از وضعیت بگویید تشکر. مشهد دعاگوی شما هستم

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مسلّماً موضوع، موضوع ساده‌ای نیست و بحث در نوعی گذار از تاریخی به تاریخی است. تصور بنده آن است باید معنای آزادی را به دختران‌مان که به عنوان بشر جدید، آزادی برایشان مهم است روشن کرد و در این راستا عرایضی در مقاله «تقابل حجاب و آزادی چرا؟» و چهار جلسه شرح آن به میان آمد و از این جهت مسلّماً بی‌حجابی از معنای خود که تصور آزادی است، فرو می‌افتد و البته این غیر از بحث در قانونی است که به عنوان رعایت عفاف و حجاب مدّ نظر است و باید قانون‌گزاران به آن بپردازند. موفق باشید

34903

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم: چرا اجنهٔ کافر با آن خباثتی که دارند به طور معمول با انسان کاری ندارند و آسیبی نمی رسانند؟ آیا اجنه شیعه دست به آسیب زدن و مزاحمت برای انسان می زنند؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اجنه کافر به اعتبار آن‌که ذرّیه شیطان هستند و شیطان، دشمن مؤمنین است با انسان‌ها دشمنی می‌کنند و معلوم است با رجوع به حضرت ربّ العالمین، وسوسه‌ها و تأثیرات شیطان و شیاطین به حکم «ان کید الشیطان کان ضعیفا» بی‌ثمر خواهد شد. موفق باشید

34843

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام و ادب: کتاب علل تزلزل تمدن غرب را مطالعه کردم. هزاران بار از خدا تشکر کردم که این کتاب را خواندم. گم بودم و پیدا شدم. عاقبت بخیری را براتون ارزومندم. برای ما هم دعا بفرمایید.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به امید آن‌که متوجه شویم چرا رهبر معظم انقلاب این اندازه نسبت به امید، سخن می‌گویند. از آن جهت که ایشان بحمدلله به خوبی متوجه هستند که تمدن غرب نتوانست جوابگوی نیازهای گسترده و متعالی بشر جدید و انسانِ آخرالزمانی بشود. موفق باشید

34666

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

بسمه تعالی. بازخوانی هویت دینی و ملی. محضر طربناک استاد سلام و احترام: جملاتی که در زیر می آید چقدر با فضای فلسفه و عرفان ما قرابت دارد؟ این جملات نشات گرفته از تفکرات سلوکی قومی در آمریکای شمالی است که به نظر بنده به راحتی نمی‌توان از آن گذشت. و آن جملات این است: (دکتر هیولن می‌گوید کار و وظیفه اصلی او پاکسازی درون خودش است. همین. وقتی درونش را پاکسازی می‌کند، دنیا هم پاک می‌شود، چون او خود دنیاست. دکتر هیولن اعتقاد دارد که هر چیزی در اطراف و دنیای بیرونی اوست، انعکاسی از درون او و نوعی توهم می‌باشد. او می‌گوید هر چیزی در دنیای بیرون می‌بینید، سایه ای از زندگی درونی خودتان است. او معتقد بود همه چیز انعکاس و آینه ای از درون خودمان است)

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این همان بحث سوبژگیِ انسان است که به تعبیر جناب کانت، جهان انسان در درون او است. حال سؤال این‌جا است که اگر ایمان توحیدی در افق حضور خود در نزد خود در میان نباشد و شریعت الهی راهی برای آن حضور توحیدی در مقابل ما نگشاید، پاکسازیِ درونی چگونه صورت می‌گیرد؟ همان سؤالی که از جناب آقای کریشنامورتی در کتاب «نگاه در سکوت» داریم. موفق باشید

34588

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام‌ استاد: نظرتون در باره این مطلب چیه؟ ابتذال دین: چرا قرآن می‌فرماید وای به حال نمازگزاران؟ خداوند در قرآن هیچ‌گاه نفرموده است وای به حال بی‌حجابان، وای به حال بی‌نمازان، وای به حال روزه‌خواران، وای به حال به حج نرفتگان. اما فرموده وای به حال نمازگزاران: «واى بر نمازگزاران، کسانی که روز جزا را انكار مى‌كنند، واى بر نمازگزاران، کسانی که یتیم‌نوازی نمی‌کنند، واى بر نمازگزاران، کسانی که از فقرا دستگیری نمی‌کنند، واى بر نمازگزاران، کسانی که ریا می‌کنند» (ماعون / 1-6). فکر می‌کنید چرا خداوند این چنین نمازگزاران را نهیب زده است؟ مگر می‌شود کسی نماز بخواند اما مورد عتاب خداوند قرار بگیرد؟ مگر می‌شود کسی نماز بخواند اما روز جزا را انکار کند؟ قاعدتاً نمازگزار کسی است که روز جزا را پذیرفته است زیرا لازمۀ نماز خواندن، پذیرش دین اسلام و لازمۀ مسلمانی باور داشتن به زندگیِ پس از مرگ است؛ و لازمه باور داشتن به زندگیِ پس از مرگ اجتناب از زشتی‌ها و رذائل اخلاقی و التزام به خوبی‌ها و فضائل اخلاقی است. به همین خاطر خداوند می‌فرماید: «نماز انسان را از کار زشت و ناپسند بازمي‌‏دارد» (عنکبوت / 45). حال در نظر بگیرید کسانی نماز بخوانند و در عین حال مرتکب دروغ، دغل، ظلم، ستم، اتهام ناروا، ریا، دورویی، قضاوت ناعادلانه، بی‌رحمی، بی‌عدالتی و تبعیض گردند؛ نماز بخوانند و عامل رواج فقر در جامعه باشند؛ نماز بخوانند و به مخالفان خود تهمت بزنند؛ نماز بخوانند و به زندانی خود ظلم کنند؛ نماز بخوانند و حقوق اولیه مردم را زیر پا بگذارند؛ نماز بخوانند و مکرر دروغ بگویند؛ نماز بخوانند و مسئولیتی را قبول کنند که تخصص و شایستگی آن را ندارند؛ نماز بخوانند و اصول اخلاقی را به نفع حفظ وضعیت موجود زیر پا بگذارند؛ نماز بخوانند و فقر مردم را که خود مسبب آن هستند به بی‌حجابی دختران حواله دهند؛ نماز بخوانند و ظالمانه بازجویی کنند؛ نماز بخوانند و مانع شکنجه نشوند؛ نماز بخوانند و کم‌سوادان و غیرمتخصصان را بر باسوادان و متخصصان اولویت دهند. چنین نمازگزارانی حتی اگر به زبان روز جزا را انکار نکنند در عمل منکر آن هستند. آنها نه تنها اعتقادی به روز جزا ندارند بلکه دین خدا را به ابتذال کشانده‌اند زیرا با نمازخواندن خود مدعی دینداری هستند و نماد دینداری به شمار می‌روند اما با عملکرد خود دیگران را از دینداری بیزار می‌کنند. زشتی کار اینها بسیار بیشتر از کسانی است که مرتکب همین اعمال می‌شوند ولی نماز نمی‌خوانند زیرا آنها ادعای دینداری ندارند و نماد دین به شمار نمی‌روند. پس واى بر نمازگزاری که نمازش او را از بی‌عدالتی، دروغگویی، فریب و قساوت باز نمی‌دارد؛ وای بر نمازگزاری که عملکردش نافی روز جزاست؛ واى بر نمازگزاری که ظلم می‌کند؛ وای بر نمازگزاری که در مواجهه با هم‌نوع رحم ندارد؛ وای بر نمازگزاری که تهمت بر مخالفان خود را روا می‌داند؛ وای بر نمازگزاری که ریاکارانه نماز می‌خواند؛ وای بر نمازگزاری که در جایگاهی می‌نشیند که شایستگی آن را ندارد؛ و در یک کلام وای بر نمازگزاری که دین خدا را به ابتذال کشانده است.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. سخن درستی است. آری! شأن انسانی که مفتخر به نیایش با پروردگار عالم شده، آن است که نمونه‌ای باشد برای سایر انسان‌ها، نه آن‌که نماز او و عباداتش عاملی گردد مثل تنگ‌نظری‌ها و دنیاپرستی‌ها. به گفته جناب مولوی: «گر تو قرآن بدین نمط خوانی/ ببرى رونق مسلمانى» ۲. البته اگر فرمود: «ویلٌ للمصلّین» چون موضوع، موضوع مصلّین و نمازگزاران بوده، نه این‌که بخواهد مثلاً روزه‌خواران را تبرئه کند. موفق باشید

34488

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با عرض سلام و احترام خدمت شما استاد گرامی: ببخشید اگر وقت تون را می‌گیریم، من سوالی نداشتم فقط یک خواهش داشتم. امروز سوالات کاربران را می خواندم که یکدفعه سوال شماره ۳۴۴۷۳ مرا میخ کوب کرد. چون سرنوشت زندگی من نیز به نوعی شبیه زندگی ایشان بود. مادر من نیز با نیت خیر خواهی هرچی دلش خواست به من تحمیل کرد. من هم به خاطر حفظ حرمت مادری چیزی نگفتم اما متاسفانه نتیجه این همه تحمیل و اطاعت کورکورانه این شد که الان در سن ۳۷ سالگی هرچی سرمایه مادی و معنوی داشتم از دست دادم و چنان سوختم و آینده ام تباه شد که حتی نتوانستم همان آرزوی های تحمیلی مادرم را نیز برآورده کنم اکنون خود مادرم پشیمان است و هر وقت بهش می‌گویم چرا این کار را کردی این جواب می‌دهد که پدر و مادر خیر بچه شون را می‌خواهند من نمی دانستم که اینطور میشه. استاد عزیز خواهش می‌کنم اگر ایمیل این خانم را دارید پیام مرا به این دختر خانم برسانید و بهش بگوید که به عنوان یک خواهر رنج کشیده به شما توصیه می‌کنم در ضمن رعایت احترام والدین به هیچ وجه و هیچ گاه و تحت هیچ شرایطی از ارزش های معنوی و اعتقادی و ولایی که دارید کوتاه نیایید و اجازه ندهید پدر و مادر حتی از روی دلسوزی و محبت به جای شما تصمیم بگیرند، مخصوصا در مورد انتخاب‌های اصلی زندگی تون مانند ازدواج که اولین اشتباه؛ آخرین اشتباه است چون هنوز شما ۲۰ ساله هستی و فرصت های فراوانی پیش رو خواهی داشت و می توانی در تمام جنبه های مادی و معنوی رشد کنی. می‌دانم مقاومت کردن در برابرخواسته های غلط خانواده در عین رعایت احترام بسیار سخت است اما مدتی سختی کشیدن ارزشش را دارد که آینده انسان تباه نشود. از دوستان خوب و مشاورین متعهد و دلسوز کمک بگیرید تا با همراهی آنها تحمل سختی ها برات آسانتر بشود. بسیار ممنونم استاد گرامی. مجدد عذرخواهی می‌کنم اگر وقت تون را گرفتم.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اتفاقاً با این‌که سؤال آن خانم حالت شخصی داشت، احساس شد دیگر کاربران ممکن است از همت و درک خوب ایشان استفاده کنند؛ از این جهت در معرض دیگر کاربران قرار گرفت. در ضمن امید است خود ایشان نیز از تذکرات شما بهره‌مند گردند. موفق باشید

نمایش چاپی