سلام بر استادِ فهیم مسائل و بصیرِ زمانه: از روح حاکم بر حرفها و روایتهای کاندیدای اصلاح طلبان، متوجه شدم که چرا رئیس جمهورها، بعد از ریاست جمهوری، اپوزسیون میشوند و منتقد جدی یا برعلیه نظام میشوند؟! البته به گمان بنده : دلیل خاصی داره و آنهم اینه که این افراد برای «رأی اوردن» از اول بنا را بر این میگذارند که; با نظام درگیر شوند به نظام حمله کنند و علی الظاهر، خود را مدافع سر سخت مردم بدانند و کارهای عجیب و غریب دیگر و عملأ آگاهانه یا نا اگاهانه از ساحت انقلاب خارج میشوند و در میدان دیگری وارد میشوند که عملأ فرهنگ نفاق و طاغوتست اما و صد اما; که هدف اینگونه رفتارهای پوپولیستی و عوام فریبانه، رأی آوری و قدرت طلبیست. افرادی مثل شهید رئیسی، کم پیدا میشوند که صادق باشند و هدف خدمت برای رضای خدا و مردم را داشته باشند. مثلأ روش اصلاح طلبان این بوده که، سعی در انتقاد جدّی، تو ام با عصبانیت و تا حدی (کم یا زیاد) سعی درتخریب دارند. فقط از نقص ها میگویند انقدر از بدبختی و رنج میگویند که مردم فکر کنند بدبخت ترین آدم های روزگار درطول تاریخ بوده و هستند و مردم به این نتیجه برسند که; در حال غرق شدن، ویرانی و نابودی هستند. (غربگراها، توطئه ی القاء شکست و القاء بدبختی و شاید در اینده القاءات دیگر مثلأ القاء نکبت و نحوست و... را بکار ببرند) خب قدم بعدیشون چیه؟ ـــ خود را بهترین و یگانه منجی نشان دهند خود را دلسوز ترین آدم جا بزنند خود را شریف ترین، با وجدان ترین جا بزنند مگر آقای روحانی همین روش را بکار نبردند؟ رمز کلید آقای روحانی چی بود؟ و الان کاندیدای اصلاح طلبان که البته خیلی بی پرده حمله نمیکند اما تقریبأ همان مسیر را میرود اما چه کنیم از دست نفاقی که در لاک انقلاب وارد شد و از دست دنیا طلبان و الان دارم زمانه حضرت علی علیه السلام را میفهمم و البته ملت ما، ملت امام حسین است و ما یک تاریخ، فتح و گشودگی در پیش داریم و این چیزها، ما را از حضوری که هم اکنون در آینده داریم غافل نمیکند یا به عبارتی آینده ای که اکنون پیش ماست و ما در شعف و امید هستیم. ما می بینیم که آینده جهان، از آنِ جبهه انقلابست نه اینکه فکر میکنیم و رؤیا بافی میکنیم. آری می بینیم ماییم و یک تاریخِ وسیع و عزیزی که اجمالأ (در کلیات) داریم فی لوحٍ محفوظ!! آری می بینیم و انشاء الله این آینده نورانی به دست آقای دکتر جلیلی; که انصافأ دید وسیع و افق بلند دارد; محقق خواهد شد. بصیر به زمانه هست از همه مسلط تر و محیط تر به مسائل جهانست چون تا کسی، جهان و روابط جهان را نشناسد، نمیتواند ایران و مسائل ایران را بشناسد. دکتر جلیلی متفکریست که از افق بالا، همچون یک ماهواره نگاه وسیعی دارد و جهان را در هم تنیده میداند و راه برون رفت از این نقطه را میشناسد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری برادر! تبارنامه این ملت بسی خواندنی است که چه زیبا حضرت معبود فرصتهایی را در مقابل یک ملت قرار میدهد تا او همینکه به خود آید متوجه میشود چه اندازه شرایط برای تعالی و صعود فراهم است. کافی است ما بدانیم فرصتهای فوقالعادهای در این شرایط تاریخی برای ایران فراهم شده که به گفته آقای دکتر محمد مرندی https://eitaa.com/jedaaltv/2373 در دو سال آینده میتوانیم بهرههای عظیمی در نسبت با ریشهدارشدن فرهنگ و اقتصاد خود ببریم. آن شهید بزرگوار، مقدمات خط خاصی را که در مقابل ما گشوده شده است، فراهم نمود که در عین آرمانگرایی، سخت عملگرا بود آنهم در شرایطی که غرب، قدرت نسبی خود را از دست داده است و بحمدالله دست ایران پر شده و به خوبی و به هوشیاری به عدم اعتماد به رقیب رسیده است با مردمی که در تشییع شهدای عزیز عملاً ما به یک مانور قدرت دست زدیم تا معلوم شود جایگاه ایران دگرگون شده و توازن قدرت به هم خورده و متحدانمان قویتر شدهاند.
ای کاش! نامزدهای انتخابات کمی و کمی بیشتر از کمی به شعار حکیمانه آقای دکتر سعید جلیلی میاندیشیدند که چرا میگویند: «یک جهان فرصت، یک ایران جهش». ما در چنین شرایطی هستیم. موفق باشید
سلام استادعزیز: استاد بنده به دنبال بیشترین کسب ثوابم. حالا آیا خواندن انواع نمازهای مستحبی (ذکر شده در احادیث. نماز جعفرطیار. نماز توبه. و آمزش گناهان. نمازغفیله. نماز کامله و... ) در طول روز بهتر است؟ با توجه به حدیث نماز معراج مومن است. یا مدام ختم قران را از سر بگیرم؟ با توجه به اینکه میگن حضرت معصومه مثلا ماهی یک ختم قران داشته اند. یا ذکر گویی؟ (چون وقتی دارم قران میخونم مدام خودخوری دارم کاش نماز میخوندم. نماز که میخونم میگم نکنه قران خواندنها بهتر نتیجه میداد) من تمام مدت شبانه روز اوقات فراغت دارم و تنها هستم. و برای انجام هر کدام گزینه که شما بفرمایید، راحتم. میخام برنامه ای داشده باشم که تا اخر عمرم عمل کنم ان شالله. البته در کنارش مطالعه کتابها و صوت شما و استاد پناهیان و شجاعی و مطهری هم دارم. با تشکر فراوان.
باسمه تعالی: سلام علیکم: حتماً خودتان میدانید که اعمال دینی ما به اندازه معرفتِ توحیدی ما قبول میشود و موجب قرب انسان میگردد و از این جهت در مورد نماز خوب است به مباحث «شرح آداب الصلواۀ» حضرت امام خمینی که شروع خوبی است برای به ظهورآمدن افق اصیلی که ما در نماز نیاز به آن داریم، رجوع فرمایید. https://lobolmizan.ir/sound/674?mark=%D8%A2%D8%AF%D8%A7%D8%A8 و در مورد قرآن، یا به تفسیر «المیزان» رجوع شود و یا به شرحی که از سورهها در سایت هست، رجوع فرمایید. موفق باشید
سلام و عرض ادب: جلساتی را در باشگاه دانشجویی فرصت شروع کردیم با مسئله «بازخوانی مسئله دانشجو و دانشگاه» با محوریت گفت و گوی دانشجویی امیدواریم مورد توجه تان قرار بگیرد و نشستی داشته باشیم بزودی متن زیر برای جلسه نوشته شده «بسم رب الزهرا» اگر در انتظار شنیدن حرفی پر طمطراق که تکلیف مسئله دانشجو و دانشگاه را با شما روشن کند هستید راه را اشتباه آمده اید قصه دانشجو امروز، همین نا هم سخنی و هم قصه نبودنش با دانشگاه و هم افق نبودن با دیگر دانشجویان است. قصه دانشجو امروز شکست ایست که پیوند دارد با ناپیوندی یافتن آنات علم و کشف و نوآوری با آموزش همگانی دانشگاهی، شکستِ یافتن راهِ وحدت علم و عمل. شکستِ طلب و مسئله دانشجو برای راه یافتن به مسائل زمان و زمانه اش؛ و نیافتن حضور دانشجویی در حل مسائل و مشکلات زمانش که نتوانسته معنای واقعی دانشجو بودن را تجربه کند سرآغاز هر آینده و راه نو روبرو شدن با این شکست هست تا طلب گشایش راه آینده پیش بیاید. هر چند که این طلب غریب و تنها و روی زمین میماند و هم سخنی برای این درد یافت نمیشود اما تنها کوره راه ما برای شدن، انقلاب اسلامی و مجال بازخوانی آن در راه تقلید و تکرار از گذشته راه جهان جدید است، و دوباره اندیشیدن به مناسبت و مناسبات و نسبت های ما با جهان جدید و یافتن دوباره راه توحید در جهان امروز. امروز اگر در شکست و نیست انگاری و بی امیدی بسر میبریم باید دوباره به بازخوانی آنچه در نسبت دیروزی و بمعنایی طاغوتی با پدیده های مدرن داریم و داشتیم بیندیشیم و نسبت مناسبات نو در اندازیم تاریخ اسلام گواه همین درد است با حضرت محمد صلواتاللهعلیهوآله تاریخی شروع شد و در پسش راه دراز ائمه برای شکل دادن و تغییر جامعه و مناسبات طاغوتی اش به بشارت و اجمال محمدی صلواتاللهعلیهوآله ولی قصه انقلاب نیز قصه کشاکش ظهور بشارت و اجمال اسلام محمدی در مکه ای که خانه بت های رنگارنگ بت پرستان مشرکان مکه است هست. قصه توحید و اجمال محمدی صلواتاللهعلیهوآله در قلب امام برای دوباره به تفصیل و صحنه آمدن این اجمال در مناسبات خود بنیادانه و نفسانی جهان جدید. آری روضه فاطمیه نیز روضه نیافتن باطن تاریخمان در وجود حضرت زهرا و مقام لیلة القدری ایشان است. حضرت زهرا مقام مادری است و مادر بودن در مقام غربت و حضور. نبودنش، بودن است و بودنش، نبودن. درک مقام حضرت زهرا و روضه حضرت شاید کوره راه ما برای راه یافتن و به باطن تاریخ و آینده نا پیدا انقلاب اسلامی است. امید که هم ایام بودن فاطمیه و هفته دانشجو کوره راه ما باشد برای تفکر و تذکر به تاریخی که با رجوع دوباره امام به باطن اسلام، به قلب ایشان اشراق و با رهبر انقلاب در راه تفصیل آن قرار داریم باشد و ما نیز در این راه خود را بجوییم.
#بازخوانی_دانشجو_دانشگاه #باشگاه_دانشجویی_فرصت @forsat_soha
باسمه تعالی: سلام علیکم: نمیدانم چرا میخواهم با شما غزلی از جناب مولوی را در میان بگذارم که مدتها با آن بهسر میبردم. گویا جناب مولانا در این غزل قصه «دولتیافتنِ جانش» را با ما در میان میگذارد. ولی بنا شد از همه چیز، خود را آزاد کند. اینطور میگوید:
مرده بدم زنده شدم، گريه بدم خنده شدم دولت عشق آمد و من دولت پاينده شدم
گفت كه ديوانه، نهاي، لايق اين خانـه نهاي رفتم و ديوانه شدم سلسله بندنده شدم
گفتكهسرمست نهاي، روكه ازاين دست نهاي رفتم وسرمست شدم وزطرب آكنده شدم
گفت كه توزيرككي، مست خيالي و شكي گولشدم، هول شدم وزهمه بركندهشدم
گفت كه تو شمع شدي، قبلة اينجمعشدي جمع نِيَم، شمع نِيَم، دود پراكنده شدم
تابش جان يافت دلم، واشد و بشكافت دلم اطلس نو يافت دلم، دشمن اين ژنده شدم
زهره بدم، ماه شدم، چرخ دو صد تاه شدم يوسف بودم، زكنون يوسفزاينده شدم
از توام ايشهرهقمر، در من و در خود بنگر كز اثــر خنــدة تو، گلشـن خندنده شدم
آیا سرآغازی که مطرح کردید که روبهروشدن با آیندهای نو میباشد؛ در دلِ چنین حضوری نیست که جناب مولانا را در برگرفته؟ که حقیقتاً بیش از یک کوره راه نیست؟ چه اندازه این امر مهم است که اگر بنا میباشد به میدان درخشش خورشید در گستره میان جنگل انبوه رسید، باید به کوره راهی که مقابل ما گشوده شده، فکر کرد. کوره راهی بس امیدبخش. وگرنه هرچه هست نیستانگاری میباشد. حضرت روح الله «رضواناللهتعالیعلیه» در زمان خود برای عبور از آنچه باید عبور میکرد به خوبی متوجه آن کورهراه شد. و حال ما نیز با نظر به افقی که هیچچیز نیست، ولی همه چیز هست؛ باید از کوره راهی که توحید ربوبی مقابلمان گشوده است، غفلت نکنیم. موفق باشید
سلام علیکم استاد گرانقدرم: آیا کتبی مانند اشارات، اسفار و تمهید القواعد از کتبی هستند که حتما باید برای فهم فصوص خوانده شوند؟ میشه در این باره مقداری توضیح بدین؟ برای فهم شرح فصوص شما چطور؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: تصور میشود با ورود به مسائل «معرفت نفس» و «برهان صدیقین» و مباحث کتاب «معاد» و دنبالکردن شرح صوتی آنها بتوان وارد فصوص شد. موفق باشید
سلام علیکم استاد طاهر زاده عزیز و بزرگوار: امروز خامنه ای در سخنانی از قوه قضاییه خواست که با افرادی که در فضای مجازی و غیر مجازی «روی اعصاب مردم راه میروند» برخورد کند. من نمونههایی از بیانات مقامات جمهوری اسلامی را که فقط مربوط به چند روز گذشته میشود برایتان ذکر میکنم و سوال میکنم: انصافا چه کسانی با حرف هایشان روی اعصاب مردم راه میروند، ما یا اینها: وزیر اقتصاد: ناآرامیهای پس از فوت مهسا امینی باعث رشد تورم شد. امام جمعه مشهد: رسانهها اخبار دروغ درباره افزایش قیمت ها منتشر نکنند. مصباحیمقدم: ایرانیها مثل چینی ها به یکی دو وعده غذا در روز اکتفا کنند. امام جمعه اراک: مردم متاسفانه آن گونه که باید شکرگزار نیستند. حداد عادل: بالاترین امید این است که خامنهای زندگی ساده و سالمی دارد. سخنگوی قوه قضاییه: خاوری همچنان تحت تعقیب است. نماینده مجلس: طوری میگویند شاسیبلند گرفتیم انگار لکسوس گرفتیم. قالیباف: حکمرانی نو یعنی ایمان به نظریه ولایت فقیه و نظام جمهوری اسلامی. فرمانده سپاه: حضور ما در کشورهای دیگر به خاطر جلوگیری از غارت ثروت هایشان است. رییس بنیاد نوجوانان: امروز به جای مهد کودک باید هیأت های مخصوص کودکان راهاندازی شود. نماینده مجلس: کنسرت اگر در مدح ائمه باشد اشکال ندارد. مدرس حوزه: کار اصلی روحانیون دخالت در سیاست است. خبر: امضای تفاهمنامه بین حوزه و وزارت اقتصاد. نماینده رهبر در قم: مردم باید هزینه حفظ امنیت را بدهند. معاون وزیر بهداشت: زنان حامله باید محله به محله شناسایی شوند. مقام توانیر: برای سه میلیارد نفر آب داریم. وزیر ارتباطات: سه برابر نیاز کشور اینترنت تولید کردیم. رییس جمهور: مردم با دولت همکاری میکنند و همکاری آن ها بسیار صمیمانه است.
باسمه تعالی: سلام علیکم: همه این سخنان در جای خود درست است. مهم آن است که در مسیر تعالی انسان قرار گیرد و همانطور که رهبر معظم انقلاب «حفظهاللهتعالی» فرمودند در عین پاسداشت از آزادی مردم باشد. موفق باشید
سلام و ادب: وقت شما بخیر. استاد این فرمایش شما که فرموده اید: علامه حسن زاده آملی تولدها در پیش دارد به چه معناست؟ با تشکر
باسمه تعالی: سلام علیکم: به آن معناست که آن شخصیت بزرگ، حرفهایی دارند که نیاز است زمان بگذرد تا بشر جدید متوجه عمق آن نوع سخنان برای حضورش در عالم بشود. موفق باشید
سلام علیکم: استاد چند تا شبهه بود میخواستم باهاتون مطرح کنم: ۱. آیا شما این نقل قولی که از علامه طباطبایی پخش شده که گفته میشه ایشون بعد از شنیدن خبر شهادت آقای قدوسی گفتند این انقلاب فقط یک شهید داره اون هم اسلامه را شنیدید و در موردش بررسی داشتید؟ ۲. استاد اگه جمهوری اسلامی بتونه فضای سیاسی و اقتصادی و فرهنگی اسلامی و مناسبی فراهم کنه خوب در واقع همون آرمان انبیا و اولیا را بدون حضور امام معصوم محقق کرده و الگوی سایر جوامع هم قرار میگیره، آیا چنین امری ممکن الوقوع هست؟ اگه شیعیان در چنین شرایطی قرار بگیرند دعا برای فرج هم کم رنگ خواهد شد. ۳. استاد حضور میلیونی مردم در ۲۲ بهمن واقعا چشمگیر بود ولی آیا اون مردم شریف چند درصد جمعیت ایران بودن و آیا میشه اون حضور را به عنوان همه پرسی مطرح کرد و یا جهت گیری اونها را جهت گیری ملت ایران دونست؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. فرزند خود علامه طباطبایی این موضوع را رد میکنند. ۲. نه تنها حضور چنین موقعیتی برای انقلاب اسلامی ممکنالوقوع است حتی میتوان گفت حتمیالوقوع باشد و افق آینده بشر، نظر به افقی دارد که جمهوری اسلامی مدّ نظر بشر جدید قرار داده. که البته در این رابطه عرایضی در سلسله مباحث «راز امیدواری به آینده در تاریخ انقلاب اسلامی» شده است. ۳. همیشه همینطور بوده که عناصر فعّال یک کشور، نقشآفرین میباشند به طوری که میفرمایند آنچه موجب انقلاب فرانسه شد ۳ درصد از آن نوع مردم بودند. و یا در انقلاب روسیه حدود ۶ درصد و در ایران را ۱۰ در صد میدانند، و این بدان معنا نیست که بقیه بیتفاوت یا مخالف بودهاند. موفق باشید
سلام و عرض ادب خدمت استاد: تحت تاثیر کتاب شرح ۱۰ نکته از معرفت نفس حضرتعالی ی شب در عالم رویا بین خواب بیداری نفس مجردم را ادراک کردم بدون بعد و بدون قید زمان. میخواستم ببینم برای رسیدن به تجرد برزخی چه دستور العملی میفرمایید؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: همان رعایت حرام و حلال الهی در این مسیر انسان را بیش از پیش به حقیقت بیکرانهاش نزدیک میکند تا خود را جهانی بیابد بنشسته در گوشهای. موفق باشید
سلام استاد: این جمله تان برایم بسیار دلنشین بود خواستم توضیحی، تفسیری، مطلبی هم بر آن اضافه فرمایید. به سوی جهانی که انسانیت انسان، محور تفکر باشد و قلبها آنچنان با عاطفه و عقلانیت به ظهور آیند که تحمل یک فقر و یک فقیر برایشان نماند.
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! تمام دین و دینداری برای غمخواری و دلسوزی نسبت به خلق است در بحث «نبیّ و محبّت، ربوبیت و عبودیت»[1] . شواهد قرآنی مربوط به این موضوع به میان آمده است. موفق باشید
[1] - https://lobolmizan.ir/special-post/969
سلام و عرض ادب: مطلبی خواندم، گیج شدم کسی از علامه طباطبایی پرسید، آیا استفاده از ضمیر جمع که خداوند در قرآن از آن استفاده میکند، منظور خدا و ائمه اطهار است، متن: در روایات ائمه علیهم السلام درباره خود فرموده اند: «هر صیغه جمع که در قرآن در مورد خداوند تعالی است، «نَحْنُ فَعَلْنا، وَ نَحْنُ صَنَعْنا»؛ (ما کردیم، و ما انجام دادیم.) منظور از این روایات چیست؟ ج- منظور این است که ائمه اطهار علیهم السلام، وسائط و مجاری فیض از ناحیه حقّ به مخلوقاتند و هرچه به خلق می رسد، از ناحیه آنها می رسد. سوال آیا در آیه «اِنَّا اَنْزَلناهُ» (ما قرآن را نازل کردیم/) (قدر: ۱) نیز چنین است؟ ج- بله، همین طور است، و اشاره به ولایت کلیّه تکوینیّه آنهاست و اینکه کار آنها، کار خداوند متعال است. آیا اینکه این سخن را علامه گفتند حقیقت دارد؟ یا نه اگر امکان دارد توضیح دهید و نظر خودتان در مورد ضمیر جمع در بیان خداوند در قرآن چیست؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر میآید نکتۀ اصلی همان نکتهای است که حضرت علامه طباطبایی فرمودهاند با توجه به آنکه وجه وِلایی ائمه، باطنِ نبوت است و از این جهت به گفتۀ خود آن عزیزان همۀ آنها محمدند و واسطۀ فیض که این نکتۀ دقیقی است. در این موردمراجعه به کتاب « حقیقت نوری اهلالبیت «علیهمالسلام» خوب است. https://lobolmizan.ir/book/255?mark=%D8%AD%D9%82%DB%8C%D9%82%D8%AA%20%D9%86%D9%88%D8%B1%DB%8C . موفق باشید
کجاست روشنی؟ آنجا که سخت تاریک است / صراط نور خمینی چقدر باریک است / دوباره جوهر خودکار خوار خواهد شد / چه خندهدار که خودکار عاشقان بی(ک) است. / بترس! عقلِ سراسر خطرْ کمین کرده! / چه چیز بدتر از آنی که صبح نزدیک است؟ / نترس سینه سپر کن که حسنیین یکیست / همان که تیر خلاص است تیر شلیک است / اگر که اطّلع الشمس دل، چراغ خموش / به من بگو چه کسی گفته غزه باریکه است؟ / که عشق آمد و در گوش عقل زمزمه کرد / به من بگو چه کسی گفته غزه باریکه است؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! هرگز غزه باریکه نیست. غزه؛ شروعِ دوباره ما می باشد، در جهانی که با حضرت روح الل ه«رضواناللهتعالیعلیه» گشوده شد. هرگز غزه باریکه نیست، وگرنه نمیتوانستیم در غزه با تونلهایی روبهرو شویم که هر قطعهای از آن راهی است به سوی آزادی بشر امروز. اگر غزه باریکه بود، چگونه اینهمه در جانِ انسانها کران تا کران حاضر میشد؟! اینجا است که با شما همراه خواهم گشت که روشنی، آنجا است که سختْ تاریک است. آری! وای اگر صبحی شروع شود که در آن از ادامه راه غفلت گردد. مانند جریانهایی که در انقلاب اسلامی گمان می کنند به آنچه باید برسند، رسیدهاند!! در حالیکه روح اللهِ ما تازه بعد از قبول قطعنامه فرمودند: «خداوندا! این دفتر و کتاب شهادت را همچنان به روی مشتاقان باز، و ما را هم از وصول به آن محروم مکن. خداوندا! کشور ما و ملت ما هنوز در آغاز راه مبارزهاند و نیازمند به مشعل شهادت؛ تو خود این چراغ پر فروغ را حافظ و نگهبان باش.» موفق باشید
با سلام: در باره پرسش و پاسخ ۳۶۳۷۲ شما می فرمایید که خداوند نمی تواند منشا هر لذتی باشد چون ممکن است منشا آن توهمات باشد. سوال: مگرنه این است که هر چیزی منشا اثر باشد امر وجودی است و واضح است که هر توهمی اثری دارد و مگر نه این است که خدا عین هستی است و هر هستی به عین هستی ختم میشود. نتیجه آن که هر امر وهمی هم به عین هستی ختم میشود. لطفاً توضیح دهید! با تشکر!
باسمه تعالی: سلام علیکم: در آن جواب گفته نشده خداوند نمیتواند منشأ لذت باشد، بحث در انسان بود و توهّمات انسانی که ذهن خود انسان میسازد بدون آنکه ریشه در واقعیت و وجود و هستی داشته باشد. موفق باشید
سلام و عرض ادب به محضر شما استاد بزرگوار: در حدیثی نورانی از حضرت خیرالانام صل علی علیه و اله و سلم آمده که هرکس ملازم سکوت باشد به تمام قران عمل نموده است. منت بگذارید و بنده را متوجه این فرمایش گهربار بفرمایید که بنده و امثال بنده به به افق این نورانیتی که فرموده اند متوجه شویم. ان شاءالله
باسمه تعالی: سلام علیکم: ملاحظه دارید که بحث در این مورد مفصل است. پیشنهاد میشود به کتاب «شرح جنود عقل و جهل» از حضرت امام خمینی و یا به کتاب «جامع السعادات» از مرحوم نراقی رجوع فرمایید. موفق باشید
سلام روزتون بخیر: ببخشید استاد یه سوال از خدمت شما داشتم: جسارتا بنده نمیخوام قضاوتی در مورد شهید الداغی سبزوار داشته باشم ولی همش میگم یعنی جو گیر شد یا احساسی که وارد عمل شد و به دفاع از اون دخترا رفت؟ آیا فکر دخترش که منتظرش هست و زنش که منتطرش هست رو نکرد؟ چرا زنگ نزد به ۱۱۰ چرا با چند تا مرد دیگه وارد نشد؟یا چون ورزشکار بود فکر کرد میتونست پس این دو تا جوان بر بیاد؟ خیلی ناراحتم که خدایی نکرده قضاوتی بیجا در مورد این شهید نکنم. لطفا استاد حقیر را راهنمایی بفرمایند.
باسمه تعالی: سلام علیکم: با تشکر. آنچه با نظر به شخصیت آن شهید بزرگوار گفته میشود، همان روحیه بزرگواری و غیرت اوست. و اتفاقا این نوع روحیه و روحانیت، کارهایی ماورای محاسبات عادی را نهادینه میکند تا اوباش های جامعه که امنیت زندگی مردم را به خطر می اندازند با فرهنگ غیرت و مردانگی از صحنه خارج شوند و این غیر از آن است که به روشهای معمول اداری و انتظامی عملی گردد. باید فرهنگ فتوت و غیرت به میان آید. مطمئن باشید او با شهادت خود نه تنها شر دو اوباش را از سر جامعه کم کرد، بلکه فرهنگ فتوت و مردانگی را شعله ور نمود تا میدان جنایتکاران به خاکستر تبدیل شود. ملاحظه کردید که اولین کسی که وارد چنین فرهنگی شد، مادر خود شهید الداغی بود. بنابراین بحث بالاتر از آن است که نگران فرزند خود باشد او فرهنگی را در این مرحله از تاریخ به میان آورد که مرحله ای از تاریخ ما است. خدایش رحمت کند که نماد غیرت و فتوت و مردانگی بود. موفق باشید
https://eitaa.com/matalebevijeh/13629
https://eitaa.com/matalebevijeh/13625
سلام علیکم: با آرزوی قبولی طاعات و عبادات شما. عمری ست به بیهوده گذراندم. شدیدا احساس ندامت و غم دارم. از کجا شروع کنم که بعد از این سجده به دیدار برم نه دیوار؟! لطفا برای شروع و قدم های بعد بفرمایید چه کنم؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: پیشنهاد میشود سری به سیر مطالعاتی سایت بزنید. موفق باشید
یا اله العاصین. سلام خدمت استاد بزرگوار: در رابطه با نقش نماز و روزه و زیارت و اعتکاف و صدقه در راستای تزکیه و تطهیر و طهارت از گناهان تا حدودی اطلاعاتی داریم. اما آیا «دعا» هم در طهارت نفس نقش دارد؟ چقدر نقش دارد؟ مثلاً اگر با وضو و با توجه قلبی، دعایی از دعاهای صحیفه سجادیه یا کمیل یا ابوحمزه ثمالی را زمزمه کنیم چه اندازه در طهارت باطن تأثیر گذار است؟ (برای نجات ما گرفتاران خالصانه دعا بفرمایید)
باسمه تعالی: سلام علیکم: دعا، فوقالعاده مؤثر است در رفع حجابها و طهارت نفس، زیرا در دل دعاهایی که از اولیای معصوم وارد شده، در واقع تجلیات الهی است که در کلمات آن عزیزان ظهور کرده و از این جهت ادعیهای مثل مناجاتهای خمسعشر و یا مناجات شعبانیه و یا دعای کمیل، راههایی میباشند تا انسان از خود و خودبینی خود به در آید و در میدانی که میدان حضور تجلیات حضرت معبود است، وارد شود. خوب است در این مورد سری به کتاب «با دعا در آغوش خدا» که روی سایت هست، بزنید. موفق باشید
سلام علیکم و رحمهالله: لطفا دعا بفرمایید خداوند به حق صدیقه شهیده، بنده را بعنوان قربانی راه دین و ولایتش قبول کند و شهید شوم. همچنین به حق رسول خدا که شهر علم هستند من نیز عالم ربانی شوم. فرق بین بقا و حیات چیست؟ اینکه «العلماء باقون ما بقي الدهر» هستند و شهدا نزد پرودگارشان روزی میخورند و زنده هستند چه تفاوتی دارد و کدام بالاتر است؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! «بقاء» نوعی حضور است حتی اگر جسم انسان و حیات دنیایی در میان نباشد و آن حضورِ فرهنگی که علمای ربّانی پس از حیات خود دارند، شهیدپرور است. نمونه آن حضرت امام خمینی «رضواناللهتعالیعلیه» میباشند که تا قیام قیامت همچنان نقشآفرین خواهند بود. موفق باشید
سلام خدمت استاد بزرگوار: لازمه ی تقرب به خداوند یا اولین قدم در تقرب الهی رو جایی خوندم همین بلا و گرفتاری ها و امتحانات الهی است. و همین که انسان داخل بلا و گرفتاری افتاد رشد براش حاصل میشه. علم به این مطلب برام حصولی است. حضوری هنوز نشده که چطور میشه آدم تو سختی و بلا باشه و رشد هم بکنه؟ آخه ما انسان ها بیشتر اوقات تو سختی ها جزع و فزع میکنیم. ناسپاسی میکنیم. کمتر خدا رو میبینیم. حال سوال اصلی بنده اینه در رویایی با این امتحانات و بلاها چطور باید رفتار کرد که اون رشد حاصل بشه؟ و شاید گاهی اوقات خودمون رو در اون شرایط سخت با دیگران مقایسه میکنیم که آنها در آسودگی به سر میبرند و با خود بگوییم چرا باید اینطور باشه؟ چرا اینقدر فرق بین انسان ها هست؟ قطعا کسی که سلامتی داره آرامش خاطر داره به نسبت کسی که با بیماری و مشکلات دست و پنجه نرم میکنه این بلا و گرفتاری رو از جنبه ی عذاب الهی بدانیم از جنبه ی لطف الهی ببینیم یا...؟ از چه افقی باید نگاه کرد که حداقل وقتی انسان سختی رو تحمل میکنه تو این دنیا در کنار رشدی که میکنه برای آخرت ش هم اجر داشته باشه؟ آرامش مون رو هم داشته باشیم کنار این سختی ها.
باسمه تعالی: سلام علیکم: اولاً: هنر ما آن است که حکمت آن سختیها و بلاها را که در دل زندگی ایمانی پیش میآید، بشناسیم. ثانیاً: بدانیم انسان ابعاد و ظرفیتهایی دارد که در دل این سختیها پیش میآید و به همین جهت میفرماید: «و بشّرالصّابرین» یعنی وعدههایی و برکاتی برای کسانی که در سختیهای زندگیِ ایمانی شکیبایی به خرج بدهند، در میان است. در این مورد نباید از سختیهایی که ریشه آن گناهان و یا آرزوهای توهّمی دنیایی است، غفلت کرد. همچنانکه نباید از راحتیهایی که تحت عنوان استدراج خداوند برای نابودی یک ملتی اراده میکند، غفلت نماییم. عرایضی در شرح سوره «بلد» شده است که میتوانید آن را درhttps://lobolmizan.ir/sound/1065 بیابید. موفق باشید
سلام علیکم: در کتاب «به ملاقات هایدگر» صفحه ۱۰۸ آمده است: «هنگام خداحافظی درحالی که خانم هایدگر و شوهرش به سمت در حیاط همراهیم میکردند، متوجه شدم که پوشهام را در اتاق کارش جا گذاشتهام. دویدم تا که آنرا پیدا کنم. روی میز کاغذی دیدم که رویش با جوهر آبی لاجوردی چند کلمه با خط گوتیک نوشته شده بود: (بگو، پس باید چه کنیم؟ رها کردن.) درحالی که قطار به سوی پاریس روان بود، این هشت واژه بی وقفه در سرم میچرخیدند . به نظرم در نسبت با حقیقت این رها کردن را باید یاد بگیریم اما چطور؟ نمیدانم! خیلی سخت است...
باسمه تعالی: سلام علیکم: سعی بنده آن است در این مورد در این تاریخ با مخاطبان سخنی داشته باشیم و از رهایی در نسبت با هستی و گشودگی آن سخنی به میان آوریم که به تعبیر جناب هایدگر، نوعی «نااراده» است در مقابل «اراده». موفق باشید
با سلام: آیا تخیلات جنسی مشروع در ذهن اگر مقدمه گناهی را فراهم نکند مشکلی برای انسان ایجاد میکند؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: خیر! ولی همچنانکه آیت الله بهجت میفرمایند ورود این تخیلات در اختیار ما نیست، ولی دنبالکردن آنها در اختیار ما است که ما باید آنها را دنبال نکنیم و با اذکاری مثل «لا إله إلا الله» و استغفار، ذهن خود را از آن خیالات منصرف نماییم. موفق باشید
با سلام: شما در بحث ده نکته در معرفت نفس بیشتر جاها آنچه که مربوط به احکام نفس است به خداوند تعمیم میدهید. در صورتی که خداوند لیس کمثله شيئ است. در این باره چه توضیحی دارید؟ با تشکر!
باسمه تعالی: سلام علیکم: برای خدا، مثل یا شبیهی نیست ولی به تعبیر قرآن: «وَلَهُ الْمَثَلُ الْأَعْلَىٰ فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ ۚ» برای او در آسمان و زمین مثال و نمونههایی که حکایت از حقیقت او بکند، هست.
با توجه به اینکه برای سؤالات خود ایمیلی مشخص نکردهاید و جواب بعضی از سؤالات شما یک کلمه بیشتر نیست و کمکی به سایر کار بران نمی کند که به آن ها رجوع کنند؛ جواب بقیه سؤالات نیز در همینجا داده میشود:
33606- باید همینطور باشد. جواب سؤالهای: 33607- نه 33608- نه 33609- همینطور باید باشد 33610- آری 33611- یک مقام است که نسبت به امکان ظهور هر کدام بحث جبرائیل و یا میکائیل پیش میآید. در کتاب «خویشتن پنهان» میتوانید مطلب را دنبال کنید 33612- این قوا در نفس به جامعیت میباشند ولی نفس دارای ذومراتب و فراوانی است. باز همچنان توصیه ما آن است با حوصله و پشتکار، مطالب را در کتابهای مربوطه دنبال بفرمایید تا خود به خود این سؤالات جزیی نیز برایتان حل شود. موفق باشید
در پرسش ۴۰۵۲۰ فرمودید نبی اکرم صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند «من رانی فقد رای الله» (هرکس مرا ببیند خدا را دیده است)، آدرس این نسبت حدیثی که دادید را بیان نمایید. ظاهراً تصور میکنم این انتسابی که داده اید از برداشت جناب ملاصدرا و صحبت عین القضات همدانی در تمهیدات نشات گرفته که به نظر میرسد برداشت ذوقی و اشتباه از حدیث «من رانی فی المنام فقد رای الحق» بوده است. تمام احادیث با این ادبیات به اشکال ذیل است که با برداشت ذوقی و دلخواسته ی حضرت ملاصدرا و حضرت عین القضات متفاوت است: من رآنی فی المنام فکأنما رآنی فی الیقظه. (أمالی المرتضى، دار الفکر العربی، ج۲، ص: ۳۹۴) من رآنی فقد رأى الحق فان الشیطان لا یتمثّل بی (مجمع الزوائد، دار الکتب العلمیه، ج ۷، ص۱۸۱) من رآنی فقد رأى الحق فان الشیطان لا یتکوّننی (صحیح البخاری، دارالفکر، ج ۸، ص۷۲) من رآنی فقد رأى الحق فإن الشیطان لا یتزیّى بی (الجامع الصغیر، دارالفکر، ج۲، ص۶۰۲ من رآنی فقد رآنی فان الشیطان لا یتشبه بی (کنز الفوائد، دار الذخائر، ج۲، ص: ۶۳) بنابر این لفظ الحق که در حدیث آمده به معنی اینست که اگر کسی مرا در خواب یا حالات دیگر ببیند، حقیقتا خودم را دیده، نه اینکه الله را دیده، ضمنا لفظ الحق در لسان وحی و اهل بیت به وسعت ادبیات تصوف و عرفانِ امروزی برای حضرت حق به کار برده نمیشده، بلکه دلالت اصلی اش به حقیقت، درستی و مطابقت با حق بوده است. اگر آنچه به رسول الله ص نسبت دادید منبعی دارد بفرمایید. با توجه به اینکه اصلاح انتساب خلاف واقع عمومی به نبی اکرم (ص) باید عمومی باشد.
باسمه تعالی: سلام علیکم: همینطور است که میفرمایید که بیشتر بحث رؤیت آن حضرت «فی المنام» است و اساتید محترم همان را توسعه دادهاند و بر همین اساس به هر حال متوجۀ مظهریت حضرت رسول الله «صلیاللهعلیهوآله» به عنوان نور حضرت حق و حضرت «الله» میشویم و این غیر از تمثل حضرت «الله» است در جمال رسول خدا «صلیاللهعلیهوآله». موفق باشید
«السَّلٰامُ عَلَیکَ یٰا عَلی ابنِ موسَی الرّضٰا المُرتَضٰی» سلام استاد: عذرخواهم. ۱. خاطرم هست که حضرتعالی می فرمودید وقتی به زیارت اولیای معصوم «علیهم السلام» مشرف میشید، قبلش قلب خودتون رو با وصیتنامه های شهدا آماده میکنید. استاد ولی من وقتی به لطف خدا میرم زیارت، با مطالعه کتاب حقیقت نوری، مخصوصاً چند جلسه آخرش قلبم رو آماده و هموار می کنم. اشکالی نداره؟ ۲. استاد یادم هست که وقتی کتاب های «حقیقت نوری» و «امام و مقام تعلیم به ملائکه» و «امام و امامت در تکوین و تشریع» و «مبانی نظری و عملی حب اهل البیت» رو منتشر کردید، هر کاری می کردم نمیتونستم به این کتاب ها ورود کنم. از بس که افق شون بلند بود. ولی تقریباً همه این کتاب ها رو در حرم حضرت رضا علیه السلام به آسانی مطالعه کردم و نیوشیدم. استاد چرا من تونستم توی حرم این کتاب ها رو راحت مطالعه کنم؟ چرا؟ ۳. عازم مشهد و حرم حضرت رضا علیهالسلام هستم و التماس دعا دارم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: ان شاءالله که در زیارت امام رئوف با اذنی که آن حضرت نصیب زائران خود میکنند؛ که افضل اذن برای زوّار باشد، راههای حضور در مقام فوقالعاده متعالی آن حضرات گشوده شود و اینجا است که: «آنکه عمری در پی او میدویدم کو به کو / ناگهانش یافتم با دل نشسته روبهرو» و آن نورِ امامی بود که با زیارت او انوار همه اولیاء قابل درک میشود و انسان به کمال انسانی خود آگاه میگردد. آیا زیارت اولیای معصوم جز برای آن است که ما خود را در اصیلترین حضور احساس کنیم و بیابیم چه اندازه آن عزیزان «ما» هستند؟ و آیندۀ حضور خود را در زیارت آنها بیش از پیش احساس کنیم؟ حضوری که باز ما را به شدتِ حضوری بیشتر دعوت میکند، زیرا برکهای به زیارت اقیانوس رفته است. موفق باشید
سلام علیکم: حضرت امام در بیت «فارغ از خود شدم و کوس اناالحق بزدم / همچو منصور خریدار سر دار شدم» اشاره به حالت فراغ و خریدار شدن دار دارند و نه تایید مدعای منصور، اگرچه شعر شعر است نه وحی و نه کلام صاحبان علم اولین و آخرین معصومین علیهم السلام، امام نیز کارشناسی ست که هم تغییر نظر داشته و هم معصوم نبوده و هم برای اشعارش لایمسه الا المطهرون سر نداده. چنانچه در ابیات زیر بطلان این ادعای صوفیانه ی پر از تزویر را صراحتا بیان میدارند : ایشان در شعری خطاب به حلاج می فرمایند: گرتو آدم زاده هستی علّم الاسماء چه شد / قاب قوسینت کجا رفته است أو أدنی چه شد؟ / بر فراز دار، فریاد انا الحق می زنی / مدعی حق طلب إنّیت و إنّا چه شد؟ مرشد از دعوت به سوی خویشتن بر دار دست / لا الهت را شنیدستم ولی الاّ چه شد؟ (دیوان امام خمینی(ره)/ص94) ایشان در جای دیگر می فرمایند: از صوفی ها صفا ندیدم هرگز / زین طایفه من وفا ندیدم هرگز / زین مدعیان که فاش انا الحق گویند / با خودبینی فنا ندیدم هرگز (دیوان امام خمینی(ره)/ص217) تا کوس انا الحق بزنی خودخواهی / در سرّ هویّتش تو نا آگاهی / بردار حجاب خویشتن از سر راه / با بودن آن هنوز اندر راهی (دیوان امام خمینی(ره)/ص248) گر نیست شوی کوس انا الحق نزنی / با دعوی پوچ خود معلق نزنی / تا خودبینی تو، مشرکی بیش نیی / بی خود بشوی که لاف مطلق نزنی (دیوان امام خمینی(ره)/ص246) و در بیتی دیگر سروده : فریاد انا الحق ره منصور بود / یارب مددی که فکر راهی بکنیم (دیوان امام خمینی(ره)/ص226)
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نامه حضرت امام که در اواخر عمر به گورباچف نوشتند و بر صدرا و ابن عربی تأکید نمودند؛ میتوانید بیندیشید از آن جهت که اندیشه و شهود آن دو بزرگوار میتواند جواب سؤالات بشر امروز باشد که آقای گورباچف نماد آن بودهاند.
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم. سلام استاد: در رابطه با ماجرای شیطان و عدم سجده اش بر آدم، ۱. آیا خود شیطان از کفری که داشت «کان من الکافرین» خبر داشت؟ ۲. آن کفری که شیطان قبل از سجده نکردنش بر آدم در شخصیتش بود «کان من الکافرین»، چگونه ایجاد شده بود؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! ممکن است او و یا هر متکبّری از کفر خود آگاه نباشد، ولی اگر در خود جستجو مینمود از تکبر و خودبینیاش در نسبت با حقیقت میتوانست آگاه شود و طبیعی است که حضرت حق در مسیر امتحان هرکس، میدانی را برای مواجهه با خودش یعنی خود آن فرد میگشاید و شیطان با مواجهه با حضرت آدم که آینه اسماء الهی بود با کفر خود سجدهای که باید انجام میداد را، انجام نداد و این خودبینی و تنها خوبیهای خود را دیدن در هر موجود مختاری هست و خودش باید مواظب خودش باشد تا در عرصه ابتلا و امتحان از آن خودبینیها عبور کند. به گفته آیت الله محییالدین الهی قمشهای: «جرمش آن بود که در آینه روی تو ندید / ور نه در بوالبشری ترک سجود اینهمه نیست». و این مائیم و عبرت از خطر رجیمبودنی که شیطان گرفتار آن شد. موفق باشید
