سلام علیکم: با عرض معذرت در صفحه ۴۳ از کتاب با دعا در آغوش خدا، پاراگراف اول، شاعر شعر(مژده بده مژده بده) مولانا ذکر شد در صورتی که شعر متعلق به مرحوم هوشنگ ابتهاج (سایه) است. امیدوارم بی ادبی و جسارت بنده رو ببخشيد. استاد عزیزم وظیفه دونستم که بیان کنم تا در نسخ بعدی تصحیح بشه. نسخه موجود در دست بنده نوبت چاپ اول است. ان شاءالله خدا خیرتون بده استاد جانم
باسمه تعالی: سلام علیکم: با تشکر از تذکری که دادید. حقیقتش در ذهن بنده آن بود که آن شعر خوب از مولوی باشد. خدا رحمت کند آقای هوشنگ ابتهاج را با آن شعر خوبشان که موجب امیدواریِ انسان نسبت به راهی است که به سوی او میرود. موفق باشید
سلام علیکم استاد: اگر کسی پرسید که خداوند همه چیز را به نحو احسن و کامل خلق فرمود و بعد از آن دیگر کاری ندارد و فقط ناظر است و هیچ کاری نمیکند پس دعا هم اثر ندارد پاسخ چیست؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! خدا همواره خدایی میکند به معنای حضور مطلق او در همه عالم، و دعا موجب میشود تا حجابهای بین ما و حضرت محبوب برطرف شود و ما هرچه بیشتر، او را بیابیم. به همین جهت فرمودهاند: «اول قدم آن است که او را یابی / آخر قدم آن است که با او باشی». موفق باشید
بسم الله الرحمن الرحیم. سلام علیکم و رحمت الله: استاد ذیل یکی از سوال هایی که خدمت شما فرستادم فرمودید: تقویت ابعاد معرفتی از یک طرف و ابعاد سیاسی از طرف دیگر کار ساز است. برای بعد معرفتی از سلسله مباحثی که در سایت گذاشته اید استفاده مینمایم برای بعد سیاسی چه پیشنهادی دارید؟ تشکر
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر میآید در موضوع ابعاد سیاسی در این زمانه، تمرکز بر رهنمودهای مقام معظم رهبری و تلاش بر توجه به بنیانهای آن سخنان درک حضور تاریخی ما در بستر انقلاب اسلامی، حقیقتاً به زیباترین شکل در جهان سیاست وارد خواهیم شد. آنجا است که میفهمیم چه اندازه روشنفکرانِ گرفتار ِ پیشفرضهای نئولیبرالیسمی از صحنه جهانی که در آن زندگی میکنند، عقب افتادهاند و چه اندازه مقام معظم انقلاب در همین جهان، آری! در همین جهان حاضرند. موفق باشید
سلام علیکم: استاد بزرگوار آیا ذات انسان روح اوست؟ روح انسان نسبت به وجود مطلق چه جنبه های نیازمندی یا عدم و نقص دارد؟ انا الحق منصور حلاج از کدام جهت است؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! حقیقت انسان همان روح یا نفس ناطقه او است و از آن طرف روح، یکی از مراتب وجود عالم ومرتبهای از مراتب وجود است. که میتوانید اصل بحث را در «برهان صدیقین» همراه با شرح صوتی آن دنبال کنید. موفق باشید
با سلام: معنی این عبارت چیست؟ «تمثل ملکات به صور مناسب بدانها در صقع نفس ناطقه را تعبیر به تجسم اعمال نمودهاند.» این صقع نفس ناطقه یعنی چه؟ معنی داخل و خارج نفس ناطقه یعنی چه؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید که این نوع مباحث، مباحثی نیست که طی یک سؤال و جواب بتوان بدان پرداخت. مباحثی است که باید در مدرسه و درس و مباحثه مطرح شود، وگرنه ما باید جهت جوابدادن به آن مقالهای طولانی بنویسیم که فرصت چنین کاری برای ما نیست و این سایت چنین وظیفهای برای خود تعریف نکرده است. موفق باشید
با سلام: با توجه به پرسش و پاسخ زیر: (با سلام وقتی می گوییم بسم الله آیا منظور آن است که الله اسم ذات خدا است؟ آیا منظور از اسم الله آن است که این الله اسم عین وجود است، نه خود عین وجو ؟ متن پاسخ باسمه تعالی: سلام علیکم: روی «اسم» در اصطلاحات عرفانی بیشتر فکر شود. «اسم» به معنای نام و یا عنوان نیست. «اسم» به معنای ذات است به صفت خاص، بنابراین معنا نمیدهد بگوییم «الله» اسمِ عین وجود باشد! موفق باشید) آیا میتوان گفت که از نظر عرفانی گفت که ذات به اضافه الله هم می شود یک اسم عرفانی؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: ذات، با صفت خاص همان اسم است، نه اینکه ذات، به چیزی اضافه شود بلکه خود ذات که با صفت خاصی به ظهور آید مثلاً با صفت «حیات» میشود اسم حیّ. موفق باشید
سلام و درود: چرا در اسلام خود دین وسیله آزمایش است؟ مثلا قران را کسی بدون استفاده صحیح از عقل و حدیث بخواند گمراهتر میشود!
باسمه تعالی: سلام علیکم: عمده حساسیتی است که ما باید نسبت به فهم قرآن داشته باشیم و نخواهیم نظرات خود را بر آن تحمیل کنیم و عقل و روایت نیز جهت بهتر رابطه برقرارکردن با قرآن است. موفق باشید
بسم الله الرحمن الرحیم. سلام و احترام خدمت استاد عزیز، ضمن عرض تبریک سال نو استاد، بنده یک فکری که در ذهنم هست و میشه گفت که ازم جدا نمیشه، این هست که باید یک تغییر اساسی کرد و احساس ضعف شدید دارم و به فرموده شما، تفسیر المیزان را هم با یکی از دوستان شروع کرده ام، اما خیلی ضغیف شده ام و جلوی گناهانم را هم نمیگیرم و این حالم را تشدید میکند، یکی از راه هایی که برای تغییر اساسی به نظرم میرسد، اینست که بمیرم و دوباره زنده شوم، حالا شما بفرمایید که چگونه قبل از اینکه بمیریم، بمیرم و دوباره زنده شوم؟ خدا خیرتون دهد
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظرم بد نیست سری به جواب سؤال شماره 32521 بزنید. إنشاءاللّه موجب گشودهشدن راهی میشود که به دنبال آن هستید. موفق باشید
با نام خدا. سلام: از زمان جنگ ۱۲ روزه اسرائیل با شدت بیشتری مردم غزه را کشته و یک روز هم رها نکرده. به یاد دارم شبهایی که مردم غزه از موشک های ما لبانشان خندان میشد فرداش اسرائیل تاوان لبخند آنها را با بمباران بیشتر میگرفت تا اشک بجای لبخند جایگزین شود. در همین چند روز شدت تحریم غذا آنقدر زیاد شده که یک خبرنگار نوشت از گرسنگی نمیتوانم از جایم بلند شوم خبر بگیرم یا پیرمردی را دیدم که برای خانواده اش در صف طولانی غذا وقتی به دیگ رسید که فقط یه بشقاب برنج موجود بود همه مردم گفتند این یک ظرف را به ایشان بدهند همین که طرفش را پر کردند از شدت گرسنگی همانجا فوت کرد. مردم اسرائیل خودجوش میروند جلوی کامیون های کمک های ارسالی غزه و میخوابند تا غذاها به غزه نرسد یا هر روز جمع میشوند و ریختن بمب بر روی مردم غزه را میبینند و شادی میکنند. دلم خون است دیگر حتی کمک های نقدی مردم هم کفایت نمیکند هرچند با امید کمک میکنم. ایران بزرگ بعد از چندصد سال خفتگی باید نام بلند آزادگی و جوانمردی خود را در تاریخ امروز دوباره بسازد و این ملزم انجام این کار است تا ایران دوباره زنده شود وگرنه یدک کش گذشته هاست. در تمام دنیا فقط ما هستیم که توانست مقابل اسرائیل بایستد این نشان میدهد ایران فرصتی دارد تا«ایران بزرگ امروز بشود». دلم برای غزه خون است واقعاً دیگر توانش را ندارم. https://biaupload.com/do.php?filename=org-1352597284521.mp4
باسمه تعالی: سلام علیکم: حقیقتاً جامعه در تجاوز ۱۲ روزۀ رژیم اسرائیل به خوبی متوجه شد که آرمانگرایی انقلاب اسلامی، واقعیترین و کارآمدترین راهبردِ حفظ و صیانت از ایران است، از آن جهت که منطق حاکم بر جهان امروز، منطق زور و قدرت است، نه ایدههای فانتزی و ذهنی روشنفکران که امیدوار به جریان حاکم در غرب است. این گفتمان دینی اسلام ناب است که قدرت دفاع از ایران را دارد و در همین رابطه رهبر معظم انقلاب در اوج حملات اسرائیل فرمودند: «ملت ایران در مقابل تحمیل، تسلیم هیچکس نمیشود»، و ملاحظه کردید که دشمنان مجبور شدند عقبنشینی کنند و این یعنی کربلا و این یعنی حضور در آیندهای که ایران اسلامی مدّ نظر انسانها قرار میگیرد. ایرانی که توانسته بین تکنیک و معنویت جمع کند و در عین دفاع از مردم مظلوم فلسطین، از داشتن موشکهای آنچنانی کوتاهی نمیکند. و همانطور که فرمودید فرصتی پیش آمده است تا ایران، رسالت تاریخی خود را به لطف الهی به میان آورد. موفق باشید
سلام و عرض ادب خدمت استاد عزیز و دستاندرکاران گرامی: هر چه فکر کردم شاید بهتر باشد که قبل از آنکه شروع کنم به سخن گفتن، مقدمهای داشته باشم، اما چیزی به ذهنم نیامد. گویی مجالی برای مقدمه نوشتن نیست و باید این راه را با سر رفت. میدانی؟ وجود، یکبار به اجمال بر تو نمایان میشود و گویی ظلمات بیابانِ وجودت با یک رعد و برق همچون روز روشن شده است. در آن «وقت» برای تو حضور در وجود پیش میآید. نزد خودت حاضر میشوی؛ مشعر میشوی به وجود. این وقت، وقتِ جوانه زدن تفکر است و به گمان اهل فلسفه، کمال اول عقل؛ یا همان که حضرت عیسی، آن را تولد دوبارهٔ انسان مینامد و یا عرفا میگویند حیرت ثانی. تنها با پیش آمدنِ وقت است که کارها و امورات و تفکرات انسان، سامان مییابد. تا وقتش برای انسان پیش نیاید، هیچگاه نمیتواند از غفلت بنیادانگاری وجود، بگذرد. و بعد از اجمال، عقل میرود در مقام سیر از اجمال به تفصیل. گویی انسان پس از سیر اجمالی در آسمانها، دوباره برمیگردد به همان غاری که بود؛ تا راهش را به تفصیل، در دنیا برود. حالا چالههای بیابانِ وسیعی را که در افق دیدش گشوده شده - که همان پیش آمدن وقت برای انسان و گشودگیِ انسان نسبت به زمان است - را دیده و به وقتآگاهی رسیده است. چشمانش عینیتِ رابطهها و مناسبات نظام هستی را دیده و ایمان آورده به غیب. حالا آمده تا روزگار، با بالا و پایینیهایش، تعلقات تاریخی و غیر تاریخی انسان را یکی یکی بکوبد به پیشانیاش تا به تفصیل، وجود را ببیند. این مقامِ فروبستگی وجود است و قبض روحی. گویی او، پردهها را از جلوی چشمان انسان کنار میکشد و انسان به چشم میبیند خراب شدنِ عالم فانی را. و ای کاش او، زان پیشتر که عالم فانی شود خراب، ما را ز جام بادهٔ گلگون، خراب کرده باشد... تو به اجمال، چالههای بیابانِ زندگی را دیدهای. تو دیدهای که در این عالم، حقیقتی هست و تو هم عین تعلق به همین حقیقت هستی. این، حقیقتِ وجود توست و جز آنکه در قرب این حقیقت، شاعرانه سکنی بگزینی و با آن انس بگیری، هیچچیز تو را آرام نمیکند. و بادِ خزانِ نیهیلیسم و نیستانگاری که در بیابانِ زندگی - یا شاید آنطور که حافظ میگوید: چمن دهر- وزیدن گرفته را دیدهای. به تو نشان ندادهاند راهی را که باید بروی؟ رزق تو را دادهاند؛ و میشکافی زمانه را، از برای حضورِ نهاییِ انسانِ آخرالزمانی... و داد از نهاد مردانِ راه برمیخیزد؛ آه من قلة الزاد و بعد السفر و وحشت الطریق... چه عجیب است این فروبستگی وجود و قبض روحی. چه وحشتناک است. گویی انسان به انتظار مینشیند تا دوباره شبنمی از کوی یار، او را سرمست از زیستن کند. اما هر چه مینشیند، گویی انتظارش اشتباه است و باید به دنبال چیزی از جنس دیگر باشد...
باسمه تعالی: سلام علیکم: و آن جنسِ دیگر، همان «وجود» است با شدت بیشتر که سراسر وجود ما را در بر میگیرد تا با حضوری که حضورِ حضورها میباشد ابعاد نفس ناطقه بشکفند و عقل، عین قلب شود و آنچنان خیال را در بر گیرد که انسان خالقِ صورتهایی شود که همه حکایت قلبی میباشند که در انس با حضرت محبوب به دنبال آن بود و این یعنی پله پله حضور در بهشت، به همان معنایی که آیۀ ۲۵ سورۀ بقره از آن حکایتها دارد که اگر عمری باشد باید از آن سخنها گفت تا معلوم گردد گویا سالها در بهشت بودیم، ولی اکنون ظاهر شد و این یعنی باز اصالت وجود آنگاه که انسان خود را غرق در آن حضور بیابد. موفق باشید
با سلام خدمت استاد عزیز: به برخی ها که در مورد حجاب تذکر میدهیم در جواب بهمون میگن که تو قرآن گفته البقره «لَا إِكْرَاهَ فِي الدِّينِ قَد تَّبَيَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَيِّ فَمَن يَكْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَيُؤْمِن بِاللَّهِ فَقَدِ اسْتَمْسَكَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقَىٰ لَا انفِصَامَ لَهَا وَاللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ» ﺩﻳﻦﺩﺍﺭی ﻭﺍﺟﺐ ﺍﺳﺖ؛ ﺍﻣﺎ ﺩﻳﮕﺮﺍﻥ ﺭﺍ ﻧﻤﻲﺗﻮﺍﻥ ﻭ ﻧﺒﺎﻳﺪ ﺑﻪﺯﻭﺭ ﺩﻳﻦﺩﺍﺭ ﻛﺮﺩ؛ ﭼﻮﻥﻛﻪ ﺭﺍﻩ ﺍﺯ ﭼﺎﻩ ﻛﺎﻣﻠﺎً ﻣﺸﺨﺺ ﺍﺳﺖ. ﭘﺲ ﻫﺮﻛﻪ ﺩﺭ ﺯﻧﺪﮔﻲ ﺍﺯ ﺁﻧﭽﻪ ﺩﺭ ﺗﻌﺎﺭﺽ ﺑﺎ ﺧﺪﺍﺳﺖ، ﺩﻭﺭی ﻛﻨﺪ ﻭ ﺧﺪﺍ ﺭﺍ ﺑﺎﻭﺭ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ، ﺑﻪ ﭼﻨﺎﻥ ﺗﻜﻴﻪﮔﺎﻩ ﻣﻄﻤﺌﻨﻲ ﭘﻨﺎﻩ ﻣﻲﺑَﺮﺩ ﻛﻪ ﻫﻴﭻ ﺗﺰﻟﺰﻟﻲ ﺩﺭ ﺁﻥ ﺭﺍﻩ ﻧﺪﺍﺭﺩ. ﺧﺪﺍ ﺷﻨﻮﺍی ﺩﺍﻧﺎﺳﺖ.(٢٥٦) لذا میگن چرا کسی رو به اجبار می خواهید به حجاب وادار کنید؟ جواب اینگونه افراد در مورد حجاب رو چی بدیم؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: اتفاقاً بعد از آنکه فرمود: « لَا إِكْرَاهَ فِي الدِّينِ»، میفرماید: « قَد تَّبَيَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَيِّ» یعنی آنچه دین میگوید روشنکردن راهِ راست است از کج راهه، و تذکرات ما نیز در رابطه با وظایف دینی افراد است نسبت به خطری که انسان ممکن است گرفتار کجراههها یعنی همان«غَیّ» شود. موفق باشید
سلام خدمت استاد عزیز: دلمان هوای غزه کرده و کمک به مجاهدین اسلام. آیا راهی دارد برای رفتن و اگر راهی نیست چه کنیم؟ ضمنا حداقل می توانیم کمک مالی نماییم به صورت زیر: (سلام امروز روزیه که باید دست ولی مقتدر خدا رو پرکنیم جنگ پول لازم داره توی سایت آقا قسمت وجوهات https://www.leader.ir/fa/monies توی عنوان کمک ها رو انتخاب کنید و زیر عنوان کمک به غزه رو انتخاب کنید هرچقدر توان دارید پول بریزید، شده هزارتومن امروز باید سطل آبو بریزیم روی اسرائیل ساده نگذرید از ماجرا)
باسمه تعالی: سلام علیکم: پیشنهاد خوبی است. شایسته است که رفقا مدّ نظر قرار دهند. موفق باشید
سلام: خیلی ممنون از پاسخی که میدید. ببخشید یه سوال دارم. سوالم درباره اینه که کمبود زمان دارم، به اندازه ای تحت فشار هستم که حال بدی دارم. کارم سخته و انرژی زیادی میبره و برای درآمد مجبورم سخت کار کنم در حدی که حال خوبی ندارم و فرصت استراحت کردن ندارم چون دایما باید به صاحب کار تحویل بدم، گوش دادن به موسیقی تنها مایه آرامش من برای اینه که چند دقیقه احساس آرامش داشته باشم و فشار کاری طوریه که به نماز و قرآن و ... نمیرسم. نمازم رو به زور میخونم و بهم آرامش نمیده چون فشار زیادی رومه و نمیتونم در خلوت و آرامش به نمازم برسم. چه توصیه ای دارید برای من؟ نماز و قرآن و خدا و امام ها رو چه کار کنم و چطور با این وضعیت به اونها فکر کنم؟ نمیتونم بین دنیا و آخرت جمع کنم و گیجم چه کاری باید بکنم. آخرتم چی میشه؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: چه خوب متوجه شدهاید که باید بین دنیا و آخرت جمع کرد. مطمئن باشید اگر بدون عجله و در عین امیدواری به رحمت الهی و خوشبینی به خلق و انجام صله رحم جلو بروید، گشایش لازم پیش خواهد آمد. موفق باشید
سلام: حضرتعالی در جلسه تفسیر امروز بیگ بنگ را مردود دانستید. همچنین در پاسخ ها تکامل را رد می کنید ولی این ها نظریات پذیرفته شده ی علمی است و مبتنی بر کوهی از شواهد، هم می شود توحیدی نگاه کرد که خداوند جهان را از نقطه ای آغاز کرد و بعد به آن تکامل بخشید و نیز اگر خدا را نخواهیم وارد کنیم نگاه های مختلفی می توان داشت یکی اینکه بگوییم ما قبل از بیگ بنگ را نمی دانیم چه بود و فعلا یا برای همیشه درین زمینه ساکتیم یک نگاه دیگر آنکه بگوییم جهان از هیچ پدید آمده است این نگاه برای بنده شگفتی بیش تری دارد چون در فرض وجود قادر متعال شگفتی خاصی، آدمی در مواجه با عالم احساس نمی کند و خود نیز مشاهده می کنید که برهان نظم قدرت چندانی ندارد و به صدیقین مراجعه می کنید مثلا دست با این ظرافت ها هیچ جای شگفتی ندارد خدایی فوق العاده قادر دستی را خلق نمود به صدیقین مراجعه می کنید می گوید بابا این ها که قدرت نیست و برای خدا هیچ محسوب می شود و در نتیجه در نظر ما نیز عادی تلقی می شود ولی هیچی را فرض کنید که ناگهان با بیگ بنگ منفجر شد و دست چنین هیچی را باید بوسید بعد دست تصادف و تکامل به ما دست و ... بخشید اکنون من خود را مبتنی می دانم بر هیچی که متکامل شد و این شگفتی بخش و حیرت زاست.
باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی ما با برهانی اینچنین مطلق روبرو هستیم که عین هستی همواره در صحنه است، به اعتبار عین هستی چرا باید ذهن خود را مشغول توهّماتی مانند بینگ بنگ کنیم و یا این موضوع را که انسان از نسل میمون است در حالیکه خودِ علم آن را مردود کرده است؛ به عنوان موضوع علمی بپذیریم؟!!در جلسات اولیه سوره سجده عرایضی در رابطه با این مطلب اخیر شده است. موفق باشید
سلام استاد گرامی وقت شما بخیر: مدتی مباحث پلورالیزم شما رو خوندم و به مباحث فکر می کردم از این حدیث برداشت پلورالیستی داشتم، لطفا برداشتم رو نقد، اصلاح و تکمیل بفرمایید. سه درب بهشت از قم باز میشود حضرت امام صادق علیه السلام فرمودند: بدانید که بهشت هشت درب دارد که سه درب آن از قم باز میشود. با این برداشت، که راه ورود به بهشت متنوع هست افراد جامعی هستند که از چند در وارد می شوند شاید بتوانیم اینگونه نگاه کنیم، فقه بابی است که با رعایت حلال و حرام وارد بهشت شویم، عرفان باب دیگریست شاید خوش خویی و خدمت به خلق و تعهد به نیکی بابی دیگر باشد، شاید از خودگذشتگی بابی باشد، شاید تخصص در امور و تعهد بابی باشد و ابواب دیگر حقیقت را منحصر به خود ندانیم، و با صرف یک مساله (دین و آیین دیگر - بدخلقی - نادانی - بی مبالاتی در برخورد افراد - ...) دیگران را اهل جهنم مپنداریم. قم با اینکه مرکز شیعه هست فقط سه باب را شامل می شد اینجا صرفا بحث جهنمی نشدن نظر داشتم بحث دین کامل و توحید مورد نظر نبود.
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! همانطور که در جزوهای که در جواب آقای دکتر سروش عرض شد پلورالیسم به این معنا که راههای رجوع به حضرت حق یک راه نیست، غیر از آن است که گمان کنیم هر راهی در جای خود نسبت به دیگر راهها ارزش مساوی دارد. در حالیکه قرآن در همین زمان مسیحیت و یهودیت را چنانچه به توحیدی که در آن ادیان هست، پایبند باشند اهل نجات میدانند هرچند که درجه و شدت توحید آن ادیان با توحید اسلامی یکسان نیست. موفق باشید
سلام خدمت استاد بزرگوار: استاد مطالعه کتابهای دکتر داوری و مواجه شدن با دردِ پوچی زمانه و توسعهنیافتگی، به شدت ما را رنجور و خسته کرده. جوانهای باصفایی که با این نگرش مواجه میشوند، گویی خود را در بنبستی بیفرار مییابند، آزرده میشوند و حتی متوقف میشوند. در جلسه سوم «دیدار آوینی» که تشریف آوردید فرمودید همان طور که همهی شما حاج قاسم هستید، همهی شما یک نیچه در وجود خود دارید. لطفا کمک کنید که چگونه از درد پوچی که نیچه با آن روبرو شد به افق پرامید حاج قاسم برسیم؟ در ادامه متنی که در مواجهه با این درد به قلمم جاری شد، خدمتتان ارسال میکنم. لطفاً ما را راهنمایی کنید.
پوچی، درد فراگیر زمانه است اما مواجهه با این درد، این رنج جانکاه، همیشه یکسان نیست؛ بیشترِ مردم آن را همچون مشکلی لاینحل و عمومی مینگرند، از آن گریزی نمیبینند و همچون بیماری که پزشکان از درمان او اعلام عجز کردهاند، تلاش میکنند. چند روز باقیمانده از حیاتشان را در غفلت از بیماری در خوشی بگذرانند، به «روزمرّگی» و «روز- مرگی» رضایت میدهند. اما کسانی هم هستند که به دنبال شفایافتناند، نه تنها برای خود که برای زمانهی خود، گویی میخواهند و امیددارند که نه به نحوی صرفاً فردی، به نحوی تاریخی، با اپیدمی پوچی مبارزه کنند و خود را در قامت مصلحان بزرگ تاریخ تعریف میکنند، میشود ذیل گام بزرگی که امام خمینی در مبارزه با روحِ به نیستی رضایتدادهی زمانه قدم برداشت، سلوک کرد. میشود در دشت وسیعی که او برای ما راه به سوی او گشوده، قدم برداشت و افق روشن عصر ظهور را در آن ترسیم کرد. آری! اگر خمینی نیستم، بیخمینی هم نیستم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: واقعاً قضیه چنین است که بخواهیم و یا نخواهیم ما در این تاریخ، انسانی هستیم که تنها خود را در خود جستجو میکنیم و این آغاز طوفانی است که نه میتوان از آن رهایی یافت و نه میتوان آن را آرام کرد. تنها و تنها میتوان خود را در ابعادی بسی متعالی، ولی در درون خود جستجو نمود و نگهبانِ «وجودِ» خود شد، آنهم وجودی که نسبتی با وجود مطلق دارد و وجود مطلقی که در صحنههای تاریخی به سراغ ما میآید، و این تازه اول ماجرا است. زیرا در موقعیتی قرار میگیریم که معلوم نیست چه موقعیتی است و هیچ تعریفی از آن نمیتوانیم داشته باشیم از آن جهت که «وجود»، چیزی نیست که انسان بتواند در کنار آن قرار گیرد و چیزی نیست کنار چیزها. و اینجا است که با جناب حافظ همراه میشویم که ندا سر داد: «چو بید بر سر ایمان خویش میلرزم». به این نکته نیز خوب است فکر کنیم که فرمودهاند: «در همه سنتهای حکمی فلسفی گونهای جهتگیری به سوی درک واقعیت ناب که اغلب نامِ «حقیقت» بر آن نهادهاند، وجود دارد. اما بر اساس موقف نیهیلیسم، اگر این جهتگیری نام و تعریف و توصیفی نهایی پیدا کرد، دیگر «حقیقت» نیست.» و باز: «چو بید بر سر ایمان خویش میلرزم». آیا این همان گزارشی نیست که رسول خدا «صلواتاللهعلیهوآله» در مناجات با حضرت ربّ العالمین به میان آوردند و عرضه داشتند: «ما عرفناک حقّ معرفتک»؟! و این به همان معناست که فرمودند: «اگر این جهتگیری نام و تعریف و توصیفی نهایی پیدا کرد، دیگر «حقیقت» نیست.» موفق باشید
حضرت استاد سلام الله علیکم: طاعات و عبادات تان قبول. با تشکر و سپاس، من پاسخ پرسش شماره 34886 را در این بخش از فرمایش حضرتعالی یافتم که بیان فرمودید: «هرگز ربوبیت حضرت حق بدون فاتحة الکتاب نمیشود. از آن جهت که عبد با ظهور عبودیت خود در نماز، انوار خلیفه اللهی خدا را به نمایش میگذارد، تا خداوند در درک حضور خود در جامعیت باشد. هم درک حضور خود در خود، و هم درک حضور خود در اسماء و انوار تفصیلی اش.» و از اینکه دریچه دیگری را در موضوع «فقیر الی الله»، به رویم گشودید، سپاسگزارم. «هیچ اگر سایه پذیرد منم آن سایه هیچ» التماس دعای فراوان در سحرهای خاص دارم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: بحمدلله به گفته جناب مولوی با توجه به آنکه فرمودهاید:
عاشق شده ای، ای دل سودات مبارک باد... از جا و مکان رستی، آنجات مبارک باد
از هر دو جهان بگذر تنها زن و تنها خور.... تا مُلک و مَلَک گویند، تنهات مبارک باد
ای پیشرو مردی، امروز تو برخوردی.... ای زاهد فردایی فردات مبارک باد
کفرت همگی دین شد تلخت همه شیرین شد.... حلوا شده ای کلی حلوات مبارک باد
در خانقه سینه غوغاست فقیران را.... ای سینه بیکینه غوغات مبارک باد
این دیده دل دیده اشکی بد و دریا شد.... دریاش همی گوید دریات مبارک باد
ای عاشق پنهانی آن یار قرینت باد.... ای طالب بالایی بالات مبارک باد
ای جان پسندیده جوییده و کوشیده.... پرهات بروییده پرهات مبارک باد
خامش کن و پنهان کن بازار نکو کردی.... کالای عجب بردی کالات مبارک باد
موفق باشید
با سلام و عرض ادب: لطفا شرح و توضیحی بسیار بسیار ساده و مبسوط بدهید که یعنی چه عرفا امور پست دنیوی و نفسانی را از سنخ اوهام و خیال میدانند؟ دقیقا مبسوط بگویید چرا گفته اند از سنخ وهم و خیال؟ کسانی هستند که به هدف های پست دنیوی خود که از آن به هدف های وهمی و خیالی یاد شده رسیده اند یعنی خیال را تبدیل به واقعیت کرده اند و البته شما هم در مقدمه کتاب آشتی با خدا از خیال و وهم سخن گفته اید که در ادامه نوشته ام: فرموده اید: ما با خود آشتی نیستیم و خود را چون حمالی برای هدفهای وهمی به در و دیوار میکوبیم. یا در شعر مولوی آمده در مقدمه: جان همه روز از لگدکوب خیال وز زیان و سود وز خوف زوال
باسمه تعالی: سلام علیکم: میدانید که در این رابطه ابتدا باید جایگاه «وجود» را از «عدم» تفکیک کنیم. اموری که جناب صدرالمتألهین با «برهان صدیقین»اش برای بشر جدید به میان آورده، امری که حقیقتاً این نسل، سختْ بدان نیاز دارد. پیشنهاد میشود پس از دنبالکردن «برهان صدیقین» و شرح صوتی آن، به کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» سری بزنید. در آنجا معلوم میشود حتی همانهایی که به گفته جنابعالی: «کسانی هستند که به هدفهای پست دنیوی خود که از آن به هدف های وهمی و خیالی یاد شده رسیده اند» گرفتارِ خیال اندر خیالاند. در حالیکه حقیقت و وجود، امر دیگری است. موفق باشید
بسم الله الرحمن الرحیم. عرض سلام و خدا قوت خدمت استاد عزیز. بنده حدود ۴ سالی هست که طلبه شده ام هنوز مشکلی احساس نمی کنم لکن می بینم که طلاب دچار رخوت شده اند برخی از اساتید معتقدند اینها اهل هدف و تلاش نبوده اند لکن چه بسیار طلابی بوده اند که بسیار پرشور و تلاش و هدف بوده اند اما به تدریج دیگر حوصله ی این دروس را ندارند تا اینکه مطلع گشتم که عیب از بودن در عالمی غیر از عالم اسلام است و مشکلات پیشرو از این مسئله نشات گرفته است و تا این صفحه تغییر نکند بسیاری از سوالات پیش می آید حقیر جزوه (عالم طلبگی) شما را خوانده ام اما هنوز به برنامه ای روشن و دست یافتی برای خروج از عالم غیر دینی نرسیده ام قدم هایی که متاسب با ما باشد و قابل حصول فکر میکنم رفع مشکل مذکور اهمیت بیشتری دارد تا پرداختن به دروس حوزوی. حداقل با لحاظ تقدم رتبی راهی که در ذهن حقیر است بودن و انس با آثار جنابعالی است اگر این راه را تایید می کنید چه موضوعاتی از آثار شما برای این راه کمک کننده تر است و آثار چه شخصیت های دیگری را توصیه می کنید؟ با تشکر
باسمه تعالی: سلام علیکم: طلاب عزیز باید متوجه باشند ابعادی از انسان و بخصوص نسل جدید در میان است که تنها از طریق دین خدا وقتی به صورت حضوری با آنها در میان گذارده شود، میتوانند جان خود را ارضاء کنند. حال اگر در این رابطه، خود را رشد دهند میبینند که چه اندازه میتوانند مفید باشند. لذا در کنار دروس رسمی حوزه، با رویکرد رسیدن به فهم عمیق قرآن و روایت، شخصیت خود را شکل میدهند. مباحثی مانند «معرفت نفس» را باید جدّی گرفت زیرا بشر جدید نیاز دارد تا نسبت به خود بازاندیشی کند. موفق باشید
سلام استاد: طاعات قبول. استاد داستان خلقت های بی نتیجه چیه؟ بارداری ناموفقی داشتم. هفت هفته دلم به جنینی خوش بود که گفتن جز کیسه آب چیزی نبوده!! ولی موقع سقط خودم دیدم تکه هایی که در رحم من خلق شده بود و بدون رسیدن به نتیجه دفع شد. هدف از خلقت این ها چیه؟ چه ایرادی به من مادر وارده؟ دلم میخواست از دید شما به قضیه نگاه کنم. خدا حفظتون کنه همیشه یاری گرم بودین بلطف الله
باسمه تعالی: سلام علیکم: هرچه هست متأسفانه شرایط زندگی طبیعی نیست و طبیعت آنطور که شایسته است متعادل نمیباشد و همین است علتِ این نوع مشکلات. لذا حدّاقل باید تا میتوانیم در زندگی از مسیر طبیعی آن کمتر فاصله بگیریم و البته با پیشآمدنِ چنین مشکلاتی خود را نبازیم و زندگی را همچنان ادامه دهیم. موفق باشید
با سلام خدمت استاد عزیزم: استاد یک دسته از اقوام نزدیک ما کلا بی حجاب و بی اعتقاد هستن و اخیرا هم بیشتر این بی حیایی ها را نشان میدهند. مثال سیزده به در رسماً همه را برای ناهار دعوت کرده بودند باغ و اگه کسی روزه باشه یا حجاب داشته باشه بش گیر میدن که چرا هنوز تو حجاب داری و شعار زن آزادی را میدن و از این صحبتا. من واقعا دلتنگ این اقواممون هستم و دوست داشتم میدیدمشون اما با این اوصاف واقعا نمیدونم کار درست چیه؟ وقتی کسی به مقدسات ما توهین کنه و احکام خدا را به مسخره بگیره رفت آمد با آن اشخاص چه حکمی دارد؟ لطفا راهنماییم کنید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! به هر حال نباید در جایی که گناهِ علنی صورت میگیرد، حاضر شد و در عین حال، قطع رابطه هم نباید کرد. موفق باشید
سلام: با اغلب جوونها که صحبت میکنم دچار بیهویتی و پوچی تو مسئله دین شدن. میگن تا یکسال پیش نمازامون قضا نمیشد حالا اما نماز و مسجد و خدا براشون بیاهمیت شده. هر کارم به ذهنشون خورده جهت ترک این حالت انجام دادن اما به نتیجه نرسیدن. در این زمینه راهنمایی میخواستم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! به حیات دینی زندهتر و وسیعتری باید حاضر شوند. مباحث «معرفت نفس» در این مورد کمک خواهد کرد. مصاحبهای با مجله «سوره» شد که قسمت دوم آن مصاحبه إنشاءالله بتواند در این مورد کمکِ فکری باشد. https://eitaa.com/matalebevijeh/12424 موفق باشید
سلام: کدام یک از دو بیان زیر صحیح یا صحیح تر هستند؟ ۱. مقام نوری معصومین علیهم السلام، روح العظمه که در روایتهای مربوط به مراتب قلب معصوم، عالی ترین مرتبه قلب معصوم شمرده شده است و مثل اعلای خداوند ( که در دو مورد در قرآن کریم آمده است) و باطن خلیفه الله الاعظم همگی یک حقیقت واحد هستند که به لحاظ مختلف اسامی گوناگون بر آن اطلاق شده است. ۲. مقام نوری انسان کامل، مرتبه عالیه همه اینهاست و بقیّه، شوون مختلف مقام نوری انسان کامل هستند؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: تا آنجا که از این دو جمله میفهمم نباید بین آنها تفاوت قائل شد، زیرا نور عظمت که مقام موهبی حضرت حق به آن بزرگواران است، بنیان و اصل و اساس مقام آن ذوات مقدس میباشد تا مبنای هدایتشان برای خلق عالیترین مبنا باشد. موفق باشید
بسمه تعالی. با عرض سلام و خدا قوت. در رابطه با شهید آوینی می شود ایشان را وامدار فیسلوفان غربی دانست؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: شاید بتوان اینطور گفت که شهید آوینی با فهم اندیشه و اشارات متفکران غربی مانند هگل و هایدگر که به بشر جدید داشتهاند، متوجه شخصیت تاریخی حضرت امام خمینی «رضواناللهتعالیعلیه» شد و به گفته همسر شهید آوینی، او همه آنچه که میخواست در حضرت امام یافت. موفق باشید
با سلام: ۱. با توجه به موقعیتی که در آینده داریم و در آینده ای نزدیک قرار است که در نظم نوین جهانی (در کلام حضرت آقا) نقش آفرینی کنیم؛ با توجه به موقعیت آخرالزمانی ما و با توجه به سعه وجودی انسان آخرالزمانی، چه ویژگی ها و چه مهارتهایی را باید در خود نهادینه کنیم تا به وقتِ عمل از آن استفاده کنیم؟ ۲. باید چگونه برای این مهارت ها برنامه ریزی کرد؟ ۳. از الان باید منضبط و عالی عمل کرد تا به تعالی برسیم؛ رازِ اینگونه عملکرد چیست؟ با تشکر 🌹
باسمه تعالی: سلام علیکم: همه عرض بنده آن است که حضور در تاریخ انقلاب اسلامی با رعایت دستورات الهی به امید گشودهشدن هرچه بیشتر افقی که در پیش است، خود به خود آنچه را باید در آن قرار گیریم، پیش میآید. ما به انقلاب اسلامی و گشودگی و انتظار و وارستگی بسیار باید حساس باشیم. موفق باشید.
