سلام شیخ: عیدت مبارک. من متولد ۷۹ هستم و تازه دانشجو شدم درکنار بیکاریام و ولگردی هام کتابای شما رو میخونم اما چون سیر مطالعاتی کتابای شما رو ندارم پخش و پلا میخونم برا همینم از شما یه سیر مطالعاتی میخوام که درست و حسابی بخونم. دمت گرم شیخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: سعی ما نیز این بوده است که با سیر مطالعاتی که درسایت هست، جواب امثال جنابعالی را بدهیم. إنشاءالله مفید خواهد بود. موفق باشید
با سلام: استاد من به یادگیری زبان انگلیسی علاقه مند هستم و علاوه بر آن برای آزمون های مختلف نیاز به نمره آن هست، من کتب و نرم افزارهای مختلفی برای یادگیری آن از قبل دارم، می خواستم نظر شما را در این مورد بدانم که آیا می توانم در جهت یادگیری انگلیسی قدم بردارم یا آن را کنار بگذارم و مطالعات دیگری را جایگزین آن کنم بهتر است؟ با تشکر
باسمه تعالی: سلام علیکم: مگر میشود امروزه و در این تاریخ، از این نوع حضورها غفلت کرد؟! در حالیکه انسان این تاریخ باید با وسعت جهانی خود، خود را بپروراند تا نقشی مؤثر در عالم داشته باشد. موفق باشید
سلام استاد: سوال زیر خدمتتون ارسال شد. من به نتیجه صریح نرسیدم در صورت امکان با پاسخ بله و نخیر جواب رو بفرمایید. با توجه به پاسخ سوال دوم اینکه در زمان ده بیست سال و صد سال قبل از حضرت رسول اکرم حجت حی و حاضر چه کسی بود؟ آِیا تفکر کسی که معتقد باشد امام زمان متولد نشده اند، اما هم اکنون حضور نورانی در عالم دارند صحیح است و چنین تفکری در شیعه جایگاهی دارد؟ متن پاسخ: به هر حال به ادله عقلی و روایی، جهان هرگز بدون حجّت حیّ و حاضر نیست و غفلت از این موضوع غفلت از نکته بسیار مهم و ارزشمندی است.
باسمه تعالی: سلام علیکم: همانطور که در کتاب «مبانی نظری مهدویت» عرض شده؛ در هر دورانی انسانی که واسطه فیض الهی باشد در عالم حیّ و حاضر است و در زمان گذشته، پیامبران خدا مصداق چنین واسطه فیضی بودهاند. در کتاب «جایگاه واسطه فیض» میتوانید مطلب را دنبال فرمایید. موفق باشید
سلام استاد گرانقدر: وقتی که بنده ای تماما در دنیا و هواهای نفسانی مسیرهای زیادی را پیموده و جایی مسیر خود را تغییر داده و وارد مسیر خداشناسی درست میشود اما خود را خالی از همه علوم و دین می داند و سر درگم در مسیر معنوی پیش میرود، چگونه باید خودش را بسازد؟ از کجا شروع کند؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: از معارفی مانند «معرفت نفس»، امری که در سیر مطالعاتی سایت پیشنهاد شده است. موفق باشید
عمده انحرافات انسان از برای آنست که خود را نشناخته است و هویت خود را فراموش کرده. هویتی که با عشق عجین شده و عشق می آفریند و مسیر میسازد. هویتی که هیچ چیز نمی تواند در برابرش قد علم کند و آنکه هویت فراموش شده اش را بیاد آورده، کوه در برابرش به زانو درآمده. هویت گمشده انسانیت در اعماق کدامین آوار به حبس کشیده شده است که رخ نمی نمایاند؟ هویت از یاد رفته ی طلبگی در کدام سیاره از کوله بار افتاده که طلبه رسالت خود را به ظهور نمی رساند؟ استاد در رابطه با هویت انسانی و طلبگی توضیحاتی بفرمایید و رجوعاتی بدهید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همانطور که متوجه شدهاید میخانهای را که حضرت روح الله «رضواناللهتعالیعلیه» تقاضای گشودهشدنش را به رویش دارد؛ از دست دادهایم که همان حضور وجودی در تاریخی است که با انقلاب اسلامی شروع شده در بحث «باز آوینی و وسعت روزه داری پس از فتنه این روزها» https://eitaa.com/matalebevijeh/13440 صحبت از عشق در معنای امروزین آن به میان آمد. باشد که با کتاب «سلوک ذیل شخصیت امام خمینی» راهی گشوده شود. موفق باشید
سلام استاد بزرگوار: دعا می کنم تمام هستی و وجودتان لبریز از سوز و محبت و معرفت به مولای متقیان امیرمؤمنان علی علیه السلام باشد. شما هم برای بنده دعا بفرمایید. استاد این برداشت از «وحدت وجود» تا چه اندازه کامل و درست است و اگر نقصی دارد بنده را متذکر بفرمایید: خدای متعال بر تمام هستی تجلی فرموده. یا به تعبیری تمام هستی تجلیات خداست. پس در تمام هستی، خدا با تمام مراتب مادونش «حاضر» است. مثلاً در یک گل زیبا همه ی خدا با تمام مراتب مادونش که صادره اول و... باشد در صحنه است. منتها هر مخلوقی به اندازه ظرف و ظرفیتی که دارد نور خدا را «ظهور» می دهد. و ما هم به اندازه ای که حجاب ها را کنار زده ایم متوجه نور خدا و نور مراتب مادون خدا در هر مخلوقی می شویم. لذا ممکن است یک نفر در یک گل اسم جمیل خدا را فقط ببینید. دیگری اسم اجمل. و دیگری اسم الله را به جامعیت در یک گل مشاهده کند. هر چه روی دل مصفاتر/ زو تجلی تو را مهیاتر. پس «حضور» و «ظهور» خدا در سراسر هستی مطلق است. منتها از یک طرف مشکل از ظرف وجودی مخلوق است و از طرف دیگر مشکل از حجاب های وجودی ما. در این نگاه ظاهراً می توان بین «تشکیک در مراتب» و «تشکیک در ظهور» جمع کرد.
باسمه تعالی: سلام علیکم: همینطور است و به گفته حضرت امام خمینی «رضواناللهتعالیعلیه» آنجا که حضرت علی «علیهالسلام» میفرمایند: «مَا رَأَيْتُ شَيْئاً الّا وَ رَأَيْتُ اللّه قَبْلَه وَ بَعْدَه وَ مَعَهُ»[1] حضرت تأکید دارند که در هر چیزی که دیدهاند «الله» را، آری! «الله» را دیدهاند و حضرت امام خمینی عظمت شخصیت معنوی آن حضرت را در همین میدانند که حتی اگر با گل روبهرو شوند که مظهر اسم جمیل است، به اسم «الله» که جامع جمیع اسماء میباشد؛ منتقل میگردند. موفق باشید
[1] ( 1)- مصباح الهداية، ص 89 88.
سلام آقا مرتضی! شاید گوش ما با نجوای تو ناآشناست ولی این کلمات و روایتِ تو است از ما که ما را با تو آشنا کرده و به دنبال تو راه افتاده ایم تا شاید از لابلای این همه هیاهو و غبار آغشته به دروغ و ناراستی، افقی را که با جانت برای ما گشودی، بیابیم. آسید مرتضی جان! بر کدام کوه سجده کنان رفتی؟ تا از میان غار حِرا ات گوشهایت را از سخنهای هروزی بزدایی و آیات حق را برایمان روایت کنی؟ به کدام کهفِ حصینی پناه بردی که خود را آماده شنیدن آیات و اشارات حق کردی؟ به کدام چشمه رفتی و از آبش نوشیدی و غسل کردی و وجودت را از غیرش پاک کردی؟ و آیینهای شدی تا هر خانه عنکبوتی را ویران کنی و ما را از غفلت بیرون کشی؟ و ما را به جایی بخوانی که نه در پیش است و نه در پس!! آنجا همان جایی است که با پاهای آشنا به معراجت رفتی و ما را به آن خواندی. آقا مرتضی! سالها میگذرد از شهادتت و ما که ناآشناییم به شهادتت، آمدهایم تا شهادت بدهیم به همان صراطی که تو و آنان که تو برایمان روایت کردی شهادت دهیم و از میان این گرد غبار که چشم ها و گوشها و پاها را کور و کر و گمراه در راه کرده، چنگ به حبلالمتینی زنیم که تو با آن خود را بالا کشیدی و از آنجا برایمان راویِ حقیقتِ زمانه شدی. امید که نوری که تو را به آن خواند، ما را بخواند و ما نیز بگوییم از آنچه باید بگوییم و نگفتهایم؛ آن همان خورشید حقیقتیست که نورش تو را به آن خواند و ما نیز اِنابهکنان آمدهایم تا چشم بشوییم، آن را بیابیم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! حقیقتاً آن مرد یعنی آرمانِ آوینیِ دیروزهای دور و آقاسید مرتضی آوینیِ امروزها و فرداها، داستان نوشیدن از چشمه زلال حضرت روح الله را در گفتار و نوشتارش با ما در میان گذاشت تا ما نیز از حضور نسبت به معرکه حقیقتی که با جمهوری اسلامی به میدان آمد؛ عقب نمانیم.
حقیقت، چه اندازه شیرین و با صفا است وقتی انسان را در بر بگیرد و یا بگو انسان با آن روبهرو شود، چه رویارویی عظیم و عجیبی! که انسان در آن حضور، همچون جناب لسانالغیب حافظ بزرگ: «چو بید بر سر ایمان خویش میلرزم». دقیقاً این همان چشمه حیاتی است که از طریق انقلاب اسلامی میتوان به سوی آن گام برداشت و زیباییِ حرکات شهدای عزیز را لمس کرد و حضور در جبهههایی که سالهای پیش قصه شور ایمان بوده است را، تجربه نمود و از معجزه یاد شهدا در مقتل آنها حیران شد، همان حیرتی که پیامبر خدا «صلواتاللهعلیهوآله» از پروردگارش تقاضا نمود: «ربّ زدنی تحیّراً» جمعبندیِ عجیبی است بین سیاستی که عین دیانت است و حقیقی که در سیاست ظهور میکند و شهادتی که بودنی است بس بزرگتر از ماندن. موفق باشید
با سلام و ارادت حضور استاد عزیز: با توجه به عرایض حضرت عالی در خصوص اشارت سوره مبارکه شمس موارد زیر به ذهن اینجانب رسید. در صورتی که اعلام نظر بنمایید موجب خرسندی ما خواهد بود. از زمانی که برای خواندن مطلب میگذارید متشکرم. ۱. اشاره به خورشید و ماه سپس اشاره به شب و روز (که روز زمین است) ۲. اشاره به آسمان (و سازنده آن) سپس اشاره به خود زمین و سازنده آن ۳. اشاره به نفس و سازنده آن سپس؟ به نظر حقیر در سیاق آیات سعی بر این هست که اول ذهن انسان را به مراتب بالای عالم ببرد شاید میخواهد انسانی به بزرگی بالاتر از آسمانها را در وجود ما تجلی کند (شاید هم خود پیامبر از این پله ها بالا رفته) چرا که بعد از جهش از ماه و خورشید به آسمان جهش بعدی از آسمان به نفس می باشد شاید قسم بعد از آسمان به زمین هم نکته ای داشته باشد مثلا بزرگی زمین از بزرگی آسمان کمتر نیست (به جهت اولویت در ترتیب اشاره) و شاید هم بخواهد انسان زمینی را در حضوری عرشی بدهد. نکته ی دیگر اینکه شاید یک نفس واحد مد نظر باشد که دارای آن عظمت هست (نفس واحد هم در تفسیر المیزان اشاره شده) در اینصورت اگر نفس به عنوان یک کل (مثل آسمان که به عنوان یک کل اشاره شد بعد به زمین اشاره شد که جزئی از این کل هست) مطرح شده باشد اشاره به یک جزء که تک تک انسانها باشد مستتر میباشد تا آنجا که اشاره میکند «قد افلح من زکها و...»(شاید این من همون جزء باشد) نهایتا شاید خود پیامبر از طریق ماه و خورشید و آسمان به عالم بالاتری دستیافته که سعی دارد ما را به آن عالم بکشاند.
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده وسعت آیات بخصوص آیاتی که جنبه اشاراتی آن بر جنبه عباراتی و مفهومی آن غلبه دارد، آری! بنایش آن میباشد تا ما را با جهانی روبهرو کند که برای رسول الله «صلواتاللهعلیهوآله» گشوده شده است و حضرت مأمورند به نور وَحی الهی بدان جهان از طریق آن آیات، اشاره نمایند تا انسان را هرچه بیشتر به خود آورند. از آن جهت آنچه میفرمایید نظر به همان جهان گشوده محمدی «صلواتاللهعلیهوآله»دارد، جهانی که انسان را به خود میآورد و در این رابطه در یادداشتهایی تحت عنوان «تقابل فجور و تقوا» نکاتی عرض شد که ذیلاً خدمتتان ارسال میگردد. موفق باشید
تقابل فجور و تقوا
۱. در تقابل فجور و تقوا است که ذات انسان کامل میشود، به همان معنای: «قَدْ أَفْلَحَ مَنْ زَكَّاها».
۲. با توجه به اینکه فرمود: «فَأَلْهَمَها فُجُورَها وَ تَقْواها»، ماه رجب شرایط تحقق همین تقواست با رعایت مستحبّات مطرحشده در این ماه و ادعیه و روزه داری. و از این جهت اهل سلوک سعی در حفظ ماه مبارک رجب دارند. زیرا هرچه بیشتر به وجود گسترده و گشوده خود که با تقوا درک میشود، نزدیک میشوند.
۳. در ماه مبارک رجب شرایط، شرایطِ غلبه تقوا بر توهّم و گمانهای سرگردان است تا انسان بیش از پیش به حقیقتِ بنیادین خود که همان «فَأَلْهَمَها فُجُورَها وَ تَقْواها» است نزدیک شود.
۴. فرمود: «قَدْ أَفْلَحَ مَنْ زَكَّاها»، زیرا انسان با شناخت بنیادینترین بنیاد خود میداند چه چیز او را به خودش نزدیک میکند تا در اُنس با خدا قرار گیرد. «زکّاها» یعنی آزادکردنِ جان از امور دست و پا گیر، مانند تشنهای که در بیابانی بیکرانه از گنجی که پیدا کرده است پر از طلا و جواهرات، خود را آزاد میکند.
۵. فرمود: «قَدْ أَفْلَحَ مَنْ زَكَّاها»، این همان تذکر به تعالیِ ملی یک ملت بزرگ و قدسی است تا از ارزشهای الهی و انسانی بتواند دفاع کند، وگرنه: «وَ قَدْ خابَ مَنْ دَسَّاها» (۱۰) گرفتار فضای رسانههایی مانند ایران اینترنشنال میشود. و این همان همسوشدن با جریانهای مقابل جمهوری اسلامی است. جمهوری اسلامی که حاج قاسمِ شهید و بصیر ما آن را «حرم» می داند.
6- آیات «وَ نَفْسٍ وَ ما سَوَّاها» (7) «فَأَلْهَمَها فُجُورَها وَ تَقْواها» (8) توان آدمسازی دارد. در حالیکه در فرهنگ غربی، نهایتاً ما به دانش فیزیک و شیمی و تکنولوژی میرسیم که برای معنابخشیدن به بشریت کافی نیست و نارضایتیِ انسان جدید را برطرف نمیکند و انسان را در عین دانابودن به علوم تجربی، بدون درک حقیقت انسان، انسان را همچنان عوام نگه میدارد.
7- آیات فوق موجب میشود که حتی بتوانیم خودمان را نیز نقد کنیم و به گفته مقام معظم رهبر انقلاب توجه به لسان قوم در فعالیتهای فرهنگی- تبلیغاتی از جمله اقتضائات فعالیتهای فرهنگی است: زبان ارتباط گرفتن با یک جوان و نوجوان با زبان حرف زدن با یک غافل جاهل یا معاند فرق میکند همچنانکه باید زبان و لسان صحبت و تبلیغ در کشورهای دیگر با کار فرهنگی-تبلیغی در داخل از جمله در مجموعههای انقلابی تفاوت داشته باشد.
8- در جنگِ شناختیِ انسان که غرب پیش آورده است، انسان از ابعاد متعالی و بنیادین خود غافل میشود. باید با نظر به این آیات از خود پرسید آیا اولاً: خود را حقیقتاً میشناسیم؟ ثانیاً: آیا مسیر انسانهایی که غافل از خود شدهاند را میدانید؟
9- خداوند در این سوره پس از اشارات و سوگندهایی که مطرح فرمود، خودِ ما را در نزد خودمان به میان آورد تا در نزد خود حقیقت را احساس کنیم و ادامه دهیم.
۱۰. آیا احترام به خود، همان نیست که خود را تا بنیادینترین نحوه حضور که آیه شماره 8 این سوره به میان آورد، پیدا کنیم؟ که در بنیاد خود چه حضوری از خود احساس میکنیم؟ آیا آن حضور، همانی نیست که خداوند در مورد ما میفرماید: «فَأَلْهَمَها فُجُورَها وَ تَقْواها» آری! در بنیاد و نفس انسان، فجور و تقوایش را به او الهام کرد تا خودش در درون خود عامل سقوط و صعود خود را احساس کند.
۱۱. خداوند می فرماید: «یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا عَلَیکُمْ أَنْفُسَکُمْ لَا یضُرُّکُمْ مَنْ ضَلَّ إِذَا اهْتَدَیتُمْ.» (۱۰۵ مائده) هان ای اهل ایمان، متوجه و مواظب نفس و جان خود باشید، در آن صورت چنانچه کسی گمراه شود، شما را هراسی نیست آنگاه که از طریق درک حقیقت خود هدایت شده باشید.
و یا حضرت علی (علیه السلام) می فرمایند: «عجبتُ لمن یُنْشِد ضالتَه و قد اَضَلّ نَفْسَه فلا یطلبها»، در تعجبم از آنکه کسی به دنبال آنچه گم کرده است میگردد، در حالیکه خود را گم کرده و به دنبال خود نمیگردد.
۱۲. به گفته جناب مولوی:
در تو نمرودی است آتش در مرو رفت خواهی اول ابراهیم شو
=========
ره آسمان درون است، پَرِ عشق را بجنبان پَرِ عشق چون قوی شد، غم نردبان نماند
تو مبین جهان ز بیرون که جهان درون دیدهست چو دو دیده را ببستی ز جهان جهان نماند
....................
خویشتن نشناخت مسکین آدمی از فزونی آمد و شد در کمی
خویشتن را آدمی ارزان فروخت بود اطلس، خویش بر دلقی بدوخت
داند او خاصیت هر جوهری در بیان جوهر خود، چون خری
قیمت هر کالَه دانی که چیست قیمت خود را ندانی احمقی است
سلام استاد: کاش صوتهایی که بعضا توصیه میکنید گوش بدیم را میدادید رفقا تا بزارند روی سایت. مثلا در یک صوتی اشاره به درسگفتار هگل دکتر خاتمی در قم کردید ولی ما صوتش را پیدا نکردیم. اصلا کاش میشد کانالی برای درسگفتارهایی که مد نظرتان هست تشکیل میشد تا بقیه هم استفاده میکردند. حس میکنم صوت هایی که بعضا شما دارید را نشه راحت پیدا کرد. لذا نشرش مفید است. انشاءالله
باسمه تعالی: سلام علیکم: حقیقتاً این کار مشکلی است ولی باید فکر کنیم ببینیم چه راه حلی برایش میتوان در نظر گرفت. موفق باشید
با سلام خدمت استاد: کاملا برای اینجانب محرض شده است که در عالم خواب تحت کنترل اشخاصی آشنا و غیر آشنا میباشم چیکار باید بکنم؟ خویشتن پنهان را خوندم خیلی کمکم کرد. اما مطمئنم که عده ای قادر هستن که دیگران رو تحت کنترل خودشون در بیارن. با تشکر
باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال پای توهّم در میان است. در این مورد خوب است به کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» که روی سایت هست، رجوع شود. موفق باشید
سلام: اگر انقلاب اسلامی برای خداوند اهمیت دارد چرا ظاهرا به تیم ملی امداد غیبی نرسید و احتمالا در ادامه نیز با تحقیر از ولز و به خصوص آمریکا شکست می خوریم. ولی عربستان سعودی آرژانتین که گویا شانس اول قهرمانی بوده است را شکست می دهد، آل سعود که بعضا وهابی هستند.
باسمه تعالی: سلام علیکم: این نوع حضور، حضور تقابل جبهه حق با جبهه باطل نیست که حضرت حق مددکار جبهه حق باشند. از طرفی مگر در جبهههای دفاع مقدس با آنهمه حقّانیتی که جبهه انقلاب اسلامی در مقابل یورش جهان استکبار داشت، همواره ما پیروز میشدیم؟ و مگر با درک درست همان شکستها نبود که توانستیم در جایگاه جهانیِ خود در امروزِ تاریخمان حاضر شویم؟ موفق باشید
با سلام: در قرآن بسیار حمد را با تسبیح آورده است. مثلا «فسبح به حمد ربک» سوال این است که چگونه با تسبیح گفتن خدا به حمد او نیز پرداخت؟ آیا این کار زبانی است و با گفتن تسبیحات اربعه انجام می شود یا موضوعی است قلبی و نیازمندیهایی برای ادای آن دارد؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! میفرماید با نظر به کمالات او که همان حمد حضرت ربّ میباشد، او را منزه از هر نقصی بدان و این امری است که انسان در نسبت با پروردگارش میتواند برقرار کند که بهترین نسبت است. موفق باشید
سلام: برخی خیال میکنند وقتی انسان میخوابد، خوابی که میبیند ساخته ی ذهنش است و مثلا اگه چهار نفر رو تو خواب ببینه ذهنش اون ها رو ساخته، حالا چطور میشه به آنها اثبات کرد که در واقعیت این روحه انسانه که حین خواب جسم رو رها میکنه و....؟ با تشکر
باسمه تعالی: سلام علیکم: در این موارد آنچه حکایت از حضور نفس ناطقه انسان در صحنه های آینده برایش پیش میآید و بعداً انسان با آن روبرو میشود یعنی از طریق رویای صادقه معلوم میشود نفس ناطقه تنها با ساخته های ذهنش در خواب روبرو نیست. موفق باشید
سوالی که من از محضر استاد عزیز دارم این هست که حکم فعالیت هایی که به شبهه و ایجاد شک در امور مختلف حکومت دینی می پردازند چه هست؟ شک و شبهه به اصول دین به صورت کلی یا نسبت به جنبه حاکمیتی دین، نسبت به حاکم دین یا نسبت به کارگزاران حکومت دینی چه هست؟ در حکومت دینی آیا می توان حتی به هدف خرابکاری کار فکری علیه مبانی دینی انجام داد؟ آیا تا زمانی که این کارهای فکری و تبلیغی منجر به حرکت مسلحانه و درگیری نشد می توان حکم قضایی صادر کرد؟ به عنوان مثال در جامعه امروز ما یک نفر در فضای مجازی کانالی دارد و مدام شبهه پراکنی می کند در حکومت دینی خصوصا در حکومتی دینی اسلامی و خصوصا در حکومت پیامبر و امامان آیا آزادی های اینچنینی وجود داشت یا از ابتدا جلوی این نوع فعالیت ها می ایستادند و برخورد قضایی می کردند؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: آنچه میدانم بخواهیم و نخواهیم در این شرایط بالاخره و در این فضا از روبهروشدن با این شبهات، گریزی نیست عمده آن است که با جوابگویی درست به آنها بدون تعصب بیجا، عظمت اسلام حقیقی روشن میشود و مرز بین اسلام حقیقی و غیر حقیقی معلوم میگردد. موفق باشید
«و هو للدعوات سامع و للكربات دافع و للدرجات رافع و للجبابرة قامع.» فکر میکنم دعای عرفه این روزها دل مرا چون جذبه ای ربوده و عجب اینکه چه سرنوشت زیبایی بر جهان و تاریخ رقم خورد از اینجا به آیندگان سلام میدهم و میگویم عزیزانم خدا را هست با او باشید که تاریخ از آن خداست خوب زندگی کنید و اگر خواستید مرا یاد کنید بگویید پیر نیهیلیسم، کسی که در نیهیلیسم دل به احدی غیر خدا نداد و تا یقین نکرد نیهیلیسم از خداست، رهایش نکرد. یقینی که محال است کسی در پوچی باشید و راهی به خدا نداشته باشید، بس او حاظر و ناظر است. این عید گذر از کل نیهیلیسم نیز بر شما مبارکباد. لینک دعای غرفه را نیز می گذارم: https://ketaab.iec-md.org/DOAA/niyaayesh_imam_hossein_arafeh_jaafari_02.html
باسمه تعالی: سلام علیکم: امید است با درک نیستانگاری که حاصل تاریخی است که در جهان غرب به ظهور آمد، جایگاه نبیّ و نبوت و پیرو آن آنچه اولیای الهی متذکر شدهاند و بر زبان جاری نمودهاند؛ برایمان درک شود. بعثت نبیّ گرامی «صلّیاللهعلیهوآله» که توجه به حضوری است تا دورهای دور، برایمان نزدیک شود را؛ تبریک میگویم از طریق توجه به این سخن مولا «علیه السلام» که فرمودند: «تَخَفَّفوا تَلحَقوا» سبکبار باشید تا در اکنونتان به آن نهایتِ نهایتها ملحق شوید. موفق باشید
در این گروه همهی اعضا صلوات و قرآن خوانی و... ( به تعداد دلخواه) میفرستند و ثواب آن برای هدیه به ذوالحقوق کل اعضای گروه و اموات باشد. (چه اعضا فعال باشند چه نباشند). استاد آیا حتما فقط خود فرد باید برای خودش ذخیره داشته باشه و این چیزی نیست که دیگران بخواهند برای ذوالحقوق او بفرستند؟ این نیت درسته؟ ا ما ۵۰ نفریم میخواهیم سخاوتمندانه و آگاهانه به این نیت صلوات هدیه کنیم. اعضای فعال به این نیت کاملا راضی و آگاهند. به شدت وسوسه میشوم که این کا را نکنم. میترسم چیزی به گردن بنده بیفته. پویش خودم گفتم هر چه استاد طاهرزاده گفت لینک فقط برای خواهران است.
باسمه تعالی: سلام علیکم: اصلِ کار، کار ارزشمندی است و هرچه قدر در آن ذکر شریف قلباً بیشتر حاضر باشید و معارف عالیۀ آن ذکر، بیشتر مدّ نظر باشد تأثیرش برای خودِ شما و برای عزیزانی که ثواب آن ذکر را به آنها هدیه میکنید بیشتر است از آن جهت که اولیای معصوم به ما فرمودهاند به اندازۀ معرفتی که نسبت به اعمالمان داریم، آن اعمال قبول میشود. و در این رابطه خوب است به کتاب «اصول کافی» قسمت «عقل و جهل» رجوع فرمایید. موفق باشید
با سلام و خدا قوت خدمت استاد و کسب اجازه در فص یعقوبی هستم. استاد من حدود ۱۲ سال است که اکثرا دعای من «هب لی کمال النقطاع» هست تا آنجا که می فرماید «به عز قدسک» و دوست دارم ان شا الله در عوالم بعدی به جایگاه برزخیت کبری نائل شوم ولی خودم را در این حد اصلا نمی بینم و از طرفی میدانم بیشتر از حول عین ثابته ی خود نمیتوانم بالا بروم و فکر نمیکنم عین ثابته ی من تا اینجاها باشد. میخواستم از شما بپرسم آیا ما در عوالم بعدی نهایتا به افق رویکرد روح مان نائل میشویم یا حول مدار عین ثابته ی خود بیشتر نمی توانیم نائل شویم؟ استاد لطفا پاسخم را ملموس بفرمائید. خدا خیرتان دهد
باسمه تعالی: سلام علیکم: عین ثابته هرکس، همان شخصیت او میباشد در بستر انتخابهایش. و هر اندازه انتخابهای او توحیدیتر باشد، در همان بستر شخصیتش وسعت بیشتری مییابد. به نظر میآید در «فصّ عُزیری» بهتر بتوانید جایگاه عین ثابته را برای خود روشن کنید مبنی بر آنکه در این بحث، جبری در میان نیست. موفق باشید
عرض سلام استاد عزیز: وظیفه من در برابر همچنین پدر و مادر بزرگواری که بعضی از رفتارهایشان را خواهم نوشت چیست؟ ۱. سیستم خواب من بهم ریخته و از ساعت ۱۰ تا ۱۲ شب و ۸ صبح تا ۲ بعد از ظهر شده است که خودم میدانم اشتباه است ولی این دلیل میشود که موبایل من را بردارند و بعد هم بگویند خواستیم سر موقع بخوابی؟ ۲. به کوچکترین رفتارهای من ایراد میگیرند که تو فلان گونه هستی و خیلی این رفتار بده و... در کل که از جهت نداشتن اختیار، من نزد آن بزرگواران گوسفندی بیش نیستم، حالا باز هم باید احترامشان کرده و همین طور عصبانیتم بیشتر شود؟ فقط خواهش میکنم یک شخص ۲۱ ساله رو فرض کنید که در همچنین شرایطی چه ها که نمیکرد.
باسمه تعالی: سلام علیکم: سختگیری آنها خوب نیست، ولی دلسوزیهای آنها را نیز مدّ نظر قرار دهید که مایلند شما در مسیر طبیعی زندگی که سایر انسانها به طور معمولی در آن قرار دارند؛ قرار بگیرید تا انسانی منزوی و تنها و جدا از دیگر انسانهای معمولی و آشنایان خود نباشید. موفق باشید
بسم الله الرحمن الرحیم. سلام علیکم: با تشکر از زحمات شما. اینجانب از همکاران فرهنگی هستم که سالها ست خدمت جنابعالی ارادت دارم، همانگونه که مستحضر هستید هر چند در شرایط کنونی امر ازدواج و فرزندآوری بسیار مهم است و سن ازدواج و خانه نشینی دختران بسیار زیاد شده، ولی متأسفانه اغلب خانواده ها و حتی خود جوانان هر چند مذهبی پایبند رسم و رسوماتی از فرهنگ غرب و تجملات و... هستند که موجب سخت شدن ازدواج شده و پيدا کرد ن دختران یا پسرانی که به این تجملات و رسومات غلط اهمیت ندهند بسیار مشکل شده، لذا اگر بشود ترتیبی اتخاذ شود که خانواده هایی که پایبند این رسومات نیستند به هم معرفی شوند تا ان شاءلله موجب آسان شدن امر ازدواج شود. البته خود ما هم با این معظل روبرو هستیم و اغلب خواستگاری هایی که میرویم هر چند خانواده ها به ظاهر مذهبی هستند ولی شروط بدی را مطرح میکنند مثلا از همان ابتدا صحبت و آشنایی در کافه و... با تشکر
باسمه تعالی: سلام علیکم: متأسفانه همین طور است که میفرمایید. به هر حال برای عبور از این مشکل باید به تحولی فکر کرد که حالت همگانی پیدا کند تا خانوادهها اعم از خانواده دختر و خانواده پسر متوجه باشند با سبکی که برای زندگی در این زمانه در نظر گرفتهاند، به کلّی فرزندان خود را از زندگی محروم میکنند زیرا از طرف خانواده دختر، بحث جهیزیههای آنچنانی مدّ نظر هست و از طرف خانواده پسر، بحث خانه مستقل. در حالیکه با تحولی اساسی میتوانیم فعلاً به این فکر باشیم که بالاخره در کنار خانواده با جهیزیه محدود، بتوان جایی را برای زندگی مدّ نظر آورد و انتظار است که خانوادههای مذهبی با چنین شجاعتی به زندگی فکر کنند تا گرفتار مرگ تدریجیِ تنهاییِ دخترها و پسرها نباشیم. موفق باشید
عرض سلام و وقت بخیر: استاد ببخشید شما ارتباط نظریه ی وحدت وجود ابن عربی رو با مکتب پاتئیستی چطور تلقی میکنید؟ یکین؟ متضادن؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: این مکتبها را نمیشناسم. آری! وحدت وجود به معنای آنکه حقیقتی در همه عالم با یگانگیِ خاصاش جاری است و همه عالم مظاهر حضور بیکرانه او هستند؛ قابل قبول است ولی نمیدانم آیا مکاتبی که میفرمایید به همین معنا حضور حضرت حق را متذکر هستند؟ یا پایههایی از توهّم و تصور در آنها در میان است؟ موفق باشید
سلام و نور: آیا شاگرد می تواند استاد طریق سیر و سلوک خود را تغییر دهد؟ با توجه به متون عرفانی که شدیدا از این مسئله نهی کرده اند. اما اگر انسان با گذشت سالهای زیاد احساس هیچ پیشرفت و یا رسیدن به حقیقتی را نمیکند. واقعا باید چگونه تصمیم گرفت؟ خواهش میکنم راهنمایی بفرمایید. من خیلی دچار مشکل شدم
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر میآید خوب است در این مورد به نظر آیت الله بهجت توجه شود که معتقدند در این زمانه علم هرکس به معارف الهیه میتواند استاد او شود و او خودْ در بستر شریعت الهی جلو رود بخصوص وقتی شخصیتی مانند حضرت امام خمینی «رضواناللهتعالیعلیه» را در مقابل خود دارد. موفق باشید
با سلام: بنده فکر میکنم تا زمانی که مسولین به خاطر دلار ۳۹۰۰۰ تومان از مردم عذر خواهی نکنند و درصدد جبران بر نیایند، مباحث اینچنینی در این سایت کاری عبث و بیهوده است. چگونه میشود کسانی که در حل مسایل دنیوی مردم مانده اند، بخواهند مسایل آخرتی ایشان را حل و فصل کنند؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: انسان باید به این آگاهی برسد که بالاخره حضور در تاریخی که بنا دارد خود را از سیطره استکبار آزاد کند، هزینه باید بدهد تا از تنگناهای تاریخی و تعلّق به دشمن و عبور از جاسوسهای داخلی آزاد گردیم. و حوصله و پشتکار رهبر معظم انقلاب با توجه به این امر است که میدانند جبهه استکبار با همه تقلاهایی که میکند، روز به روز نسبت به حضور تاریخی انقلاب اسلامی در تنگنای بیشتری قرار میگیرد. موفق باشید
پاسخ سوال ۳۴۲۵۶ چقدر شبیه این مصاحبه ی معروف است: «اینها کسانی هستند که میخوان بین ما نفاق برپا کنند....»
باسمه تعالی: سلام علیکم: همچنان که عرض شد بهترین راه، گفتگو و تبیین است تا در بستر گفتگوی بدون جدال و تحکم حقیقت برای طرفین، آری! برای طرفین ظهور کند. عمده آن است که طرفین گفتگو به دنبال حقیقت باشند و سعی کنند گفتگو را به بستر روشنشدن حقیقت تبدیل نمایند بدونآنکه اصرار داشته باشند یک طرف پیروز و طرف دیگر شکست بخورد. موفق باشید
با عرض سلام و خدا قوت: جناب استاد طاهرزاده برای بنده حقیر چند سال پیش اتفاق بسیار مطلوبی رخ داد که طی آن با جزییات امر به معروف و نهی از منکر طی سه دوره در سه سطح مختلف آشنا شدم و این دوره ها را گذراندم. بعد از آن به لطف خدا در این فریضه الهی و در موضوع حجاب که قبلا کاملا کوتاهی میکردم موفق به امر به معروف و نهی از منکر شدم و نتیجه بسیار جالب آن بود که در بالای ۹۰ درصد موارد تاثیر خود را داشت. یا شخص همان موقع حجاب خود را رعایت می کرد و یا وقتی فاصله می گرفتم و از دور چک می کردمُ شخص مورد نظر حجاب خود را رعایت میکرد. البته در بسیاری از موارد هم برخوردهای لفظی نادرست با من میشد ولی اصلا مهم نبود. سوالی که برای بنده پیش آمده شرایط فعلی است که تکلیف چیست؟ الان همانطور که جنابعالی مستحضرید کشف حجاب نسبت به قبل آنهم کاملا آشکاراُ زیاد شده است. در این ایام یکی دو مورد را تذکر دادم ولی نمیدانم آیا باید مقداری صبر کرد تا هیجان دوستانی که این سبکی هستند یک مقدار کاهش پیدا کند و آیا تذکر دادن باعث ایجاد درگیری و یا هیجان های بیشتر و در ادامه حاشیه سازی های مجدد خواهد شد یا خیر ما باید حتی در این شرایط به وظیفه خود عمل کنیم. و یا اینکه رویکرد دستگاه های حاکمیتی در این مورد چیست؟ چند روز پیش با یکی از عزیزان بسیجی صحبتی در این خصوص داشتم و اشاره کردند که ظاهرا مد نظر است که به صورت اطلاعاتی در این مورد عمل شود و با تعقیب و شناسایی افرادی که کشف حجاب می کنند به آنها و خانواده هاشون تذکر دهند. ممنون خواهم شد اگر ارایه طریق بفرمایید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد به نظرم خوب است به نگاهی که حاج آقا فتحی دارند، نظری بشود. https://eitaa.com/sheikh_farhad_fathi/4212 موفق باشید
https://eitaa.com/sheikh_farhad_fathi
سلام علیکم: جمله ای از استاد مطهری در ذهن دارم (متاسفانه منبع رو نمی دونم) به این مضمون که ملتی که امام زمان عجل الله تعالی فرجه رو یاری می کنند الزاما مردم ایران نیستند و ممکن است مردم کشور دیگری باشند.[چرا که وعده الهی حتمیست] از سوی دیگر شما در پاسخ به این سوال به شماره 32266 که آیا جمهوری اسلامی ایران باعث تضعیف اسلام می شود با استناد به این جمله از شهید سلیمانی که جمهوری اسلامی حرم است فرمودید جمهوری اسلامی ایران عامل تضعیف اسلام نیست. ممنون میشم این تناقض رو با توجه به عملکرد ضعیف و ریاکارانه بسیاری از مسوولین و جایگاه این دو بزرگوار توضیح بفرمایید
باسمه تعالی: سلام علیکم: البته که تنها یاران حضرت منحصر به ایرانیها و اهل فارس نیستند، ولی با تأکیدات پیامبر خدا «صلواتاللهعلیهوآله» نسبت به اهل فارس میفهمیم که گویا مسئولیت خاصی بر مردم ایران بخصوص در آخرالزمان هست. در روايات متعدد از رسول خدا (ص) در رابطه با شرافت قوم فارس يعني ايرانيان داريم که از آن جمله حضرت ميفرمايند: «اَعظمُ النّاسِ نصيباً فِي الاسلامِ اهلُ الفارسِ» برترين مردم از جهت بهرهمندي از اسلام، اهل فارساند. يا ميفرمايند: «لَوْ كَانَ الْعِلْمُ مَنُوطاً بِالثُّرَيَّا لَتَنَاوَلَتْهُ رِجَالٌ مِنْ فَارِس» (بحار الانوار، ج1، ص195) اگر دين در ثريا و آسمان باشد، مرداني از فرزندان خطّهي فارس به آن دسترسي خواهند داشت. موفق باشید
