با سلام خدمت استاد بزرگوار: چند وقتی است به این آیات قران فکر میکنم که در آخرشان میفرمایند «و لاخوف علیهم و لاهم یحزنون» میخواستم بدانم این خوف و این حزنی که از این افراد برداشته میشه از چه نوعی هست و این افراد دقیقا چه کسانی هستند، آیا آدم های عادی هم روزی میتوانند در این جایگاه قرار بگیرند؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! با رجوع به توحید الهی، با غفّاریت خداوند، حُزنی که ناشی از کوتاهیهای گذشته است، برطرف میشود و با هدایت الهی انسان در راهی قدم خواهد گذاشت که خوفی در آن نخواهد بود و با امیدواریِ هرچه بیشتر کار را ادامه میدهد. موفق باشید
با سلام: من یک گل زیبا میبینم. در این حالت زیبایی را به گل نسبت میدهم. اما اگر این زیبایی مرا به یاد خدا انداخت، سوالی از این گل دارم، که ای گل زیبا چه کس تو را اینچنین زیبا نمود؟ آیا می توان زیبایی آن زیبا آفرین را مشاهده کرد؟ راهش چیست؟ لطفاً به سوالات پاسخ دهید. ممنون!
باسمه تعالی: سلام علیکم: عالَم مظهر اسمای الهی است و اسماء الهی همان ذات میباشد در صفت خاص. درک عمیق این مسائل نیاز به دنبالکردن عرفان نظری دارد که جناب ابن عربی به خوبی آن را با ما در میان گذارده است. موفق باشید
سلام استاد عزیز: عزاداری هاتون قبول باشه ان شاءلله. دوستی از من اینگونه پرسید: خداوندی که نظام خلقت را با این عظمت و نظم آفریده که تلسکوپ جیمز وب توانسته تازه گوشه ای از این عظمت را به تصویر بکشد، چگونه ممکن هست هدف و منتهای خلقتش رساندن بنده اش به بهشت باشد، و آن بهشتی که بخورد و بگردد و بیاساید تا ابد، که چه شود؟ آیا این هدف هدفی پوچ و کوچک نیست؟ لطفا پاسخی منطقی برای ارائه به ایشان بفرمایید ممنون میشم، همواره دعاگو هستیم🌷
باسمه تعالی: سلام علیکم: این بحث را میتوانید در کتاب «آشتی با خدا» جلسه دوم کتاب تحت عنوان «خداوند چرا ما را خلق کرد؟» دنبال بفرمایید. باید تصورمان از بهشت، درست باشد مبنی بر اینکه بهشت، مقامِ تجلی اسمای الهی است و جایگاه اُنس با حقیقتالحقایق است تا در بهترین بودن در نزد خود در اُنس با آن حضرت باشیم. موفق باشید
عرض سلام و احترام خدمت استاد گرامی بنده پیگیر مباحث حصرتعالی هستم اما به عنوان یک شاگرد ناچیز خواستم مطلبی را با شما در میان بگذارم. در همین جلسه روز سه شنبه ۱۴ دیماه که خاطرهای درباره آهوان نقل شد وقتی اخر خاطره از سردار نقل شد که من به دعای اینها هم محتاجم فرمودید این مهم نیست حتی شاید راوی خاطره خودش این را اضافه کرده. عرًم این است که چرا وقتی میخواهید تبیین وجودی داشته باشید یا جایگاه تاریخی را توصیف و تبیین کنید تا این حد از واژههای دینی و اخلاقی احتراز میکنید. شاگرد کوچکتان با اینکه کاملا در ضرورت فهم تاریخی با شما همدل است پیوندی جدانشدنی بین همه واژگان و دیدگاههای دینی با فهم تاریخی میبیند. ۱۳ و ۱۴ دیماه امسال کنار مزار حاج قاسم بودم. هم اینهمه توجه قلوب را ناشی از اخلاص سردار میدیدم چنان که حضرت آقا به آن تصریح داشتند، هم حاج قاسم عزیز را طلب تاریخی مردم میدیدم. شما استاد روشندل و بزرگوار ما هستید اما میشود به نگرانی بنده لحظه ای توجه کنید که مبادا تبیین های تاریخی و وجودشناختی، بوی سکولاریته بدهند. همچنان که در تاکید بر مقام خیال، مقام عقل و حتی عمل نادیده گرفته نشود. ملاصدرا پیامبر را در همه قوای عامله واهمه خیال و عقل در نهایت حد انسانیت میداند، تاکید بیش از حد بر یک جهت ما را از تعادل انسان کامل دور میکند. از صبوری حضرتعالی برای خواندن مشقهای شاگرد کوچکتان ممنونم
باسمه تعالی: سلام علیکم: تأکید بنده بر حضور بیشتری است که در بنیان تاریخیِ حاج قاسم میتوان مدّ نظر داشت و آنچه بر روح او میگذرد را که حضور خدا در این تاریخ است؛ اصل بگیریم و واژههای دینی که در ادبیات امثال حاج قاسمها مطرح میشود را سعی کنیم با نگاه هرمنوتیکی نظر کنیم تا معنای عمیقتری از اخلاص این افراد در کلماتشان دیده شود. عرض بنده آن بود که شهید حاج قاسم در این کلمات، به دنبال حضور گسترده خود میباشد و برای حفظ آن حتی توجه او به آهوهایی است که در کنار مقر قرارگاه قدس در حال چرا هستند و با ریزش برف از چریدن در آن بیابان محروم میشوند. این یعنی تقدم بودن بر اندیشیدن که بحث آن مفصل است. موفق باشید
سلام استاد خداقوت: یه جایی میخواندم که بخش حیوانی ما که شهوت ها و غرایز ما آنجاست بخش طفیلی وجود ماست و بخش انسانی ما و روح ما اصالت ما را شکل می دهد. میخواستم بدونم اگر جسم و غرایز آن مثل میل به خوردن و شهوت و ... طفیلی است پس چرا در بهشت هم به آن توجه می شود و وجود دارد؟ سوال دوم: شما در کتاب جوان و انتخاب بزرگ فرمودید که ورزش برای حاکم کردن اراده بر بدن لازم است. اول اینکه این ورزش معناش صرف فعالیت بدنی با نگاه حاکمیت اراده بر بدن هست یا یک حرکات مشخص مثل دویدن در یک زمان مشخص؟ مثلا کسی ممکن است در طول روز خیلی درگیر این مکان آن مکان باشد و در رفت و آمد باشد. حالا یا برای کسب روزی یا هر فعالیت سالم دیگر. این هم ورزش است؟ و اینکه بنده در تاریخ اهل بیت علیهم السلام و پیامبر اکرم ص جایگاه ویژه ای برای ورزش ندیده ام. به این معنا که حضرت مثلا ساعت ۹ تا ۱۰ صبح برن ورزش اختصاصا آیا این یعنی این بزرگواران ورزش نمی کردن؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. همانطور که در شرح سوره مبارک واقعه عرض شد غذاهایی که در بهشت از آن خبر داده میشود، غذای روح است. ۲. نیّت و ارادۀ انسان در فعالیتهای روزانۀ خود نیز مهم است که بدن را در راستای سرزندهبودنِ هرچه بیشتر به کار بگیرد. البته در گذشته زندگیها طوری بوده که خود به خود بدن، سرزنده میمانده و نیاز به این نوع ورزشها نبوده. موفق باشید
بسم الله الرحمن الرحیم. سلام و عرض ادب خدمت استاد عزیز. من قبلا هم بهتون پیام دادم و قرار شد حضوری خدمت برسم که به خاطر اهمال کاری خودم حضوری خدمت نرسیدم به خاطر همین عذر میخواهم. الحمدلله نه جسمی نه مالی و...مشکلی ندارم اما از کودکی دچار وسواس فکری زیاد و کمی وسواس عملی بوده ام (وسواس عملی در احکام رو کنترل کردم). فکرم شدیدا درگیره و این افکار وسواسی زیاد فرصت زندگی را از من گرفته است. چند ماهی است از لحاظ معنوی هم سقوط کرده ام. این وسواس فکری و این سقوط معنوی باعث شده زندگی راکد و سختی را بگذرانم. با این که دانشجو ام، دغدغه شغل و درآمد هم ندارم اما بی اراده و انگیزه شده ام... .سرشار از استعدادم، دیگران را راهنمایی میکنم اما خودم بی انگیزه و بی اراده شده ام و ذهنم همیشه درگیر است. خستهِ خستهِ خسته ام. به ائمه اطهار(ع)، امامزادگان (ع) متوسل شدم اما دریغ از حل شدن این مشکل و هر سال بدتر میشود. دیگه راهی به ذهنم نمیرسد. قصد مراجعه به روانپزشک و روانشناس ندارم چون میدانم ثمره ای ندارم. تنها امیدم خدا و ائمه بود که جوابی نگرفتم (شاید به خاطر گناهانم است. نمیدانم) گفتم شما راهی پیشنهاد کنید، دعایی، ذکری، توسلی، دیدار با عالمی یا... قبلا پیشنهاد کردید که پیش روانپزشک بروم. لطف کنید راهی غیر از روانپزشک و روانشناس معرفی کنید. نیاز به شارژ معنوی هم دارم که روانپزشک و روانشناس از این مورد بی بهره اند.
باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال باید خودتان در خودتان با عزمی بزرگ حاضر شوید و البته عبادات معنوی و اولیای الهی کمک خواهند کرد. در راستای حضور در آنچه باید خود را در درون مدیریت کنید، کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» شروع خوبی است تا
ان شاالله متوجه شوید روح انسان نیاز به معارف عمیقی دارد تا آن معارف او را به سوی حقایق سیر دهد. موفق باشید
سلام استاد مهربون: استاد کسی از شاگردان تون برای نوجوان ها دوره ای ندارند که متناسب با تاریخ حاضر و اقتضای سن شون کمک شون کنه؟ .نوجوانهایی که علی الظاهر نه اهل کتاب هستن و نه اهل تفکر! خبرهای خیلی بدی از حال نوجوان ها میشنویم. متاسفانه گاهی مذهبی و غیر مذهبی هم نداره. چه کمکی آزمون بر میاد؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر میاید بحثهایی مانند آنچه در کتاب «جوان و انتخاب بزرگ» مطرحشده است را اگر با زبان خودشان با آنها در میان بگذاریم، کمکشان خواهیم کرد. در ضمن نکات خوبی در این مورد در کانال زیر میتوانید بیابید. https://eitaa.com/man_video . موفق باشید
ماندهام خدایا! شهر الرّمضان است؟! پس چرا هنوز قلبم هنوز همان خانه مکدّر است که بوده؟ همان تاریکخانه که جز غفلت چیزی در آن لانه نکرده!! خدایا! در شبانگاه شب است "من خلوت کرده، در سوسوی سیاهی شب، پایان ضیف تو را میبینم، با خود میگویم تمام شد؟» آری! تمام شد و من هنوز نشستهام و ره توشهای بر نداشتم! راستی خدایا! چگونه چشمانم را ببندم و گوش به ندایِ «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ: إِنَّا أَنْزَلْنَاهُ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ& وَمَا أَدْرَاكَ مَا لَيْلَةُ الْقَدْرِ» قرآن تو ندهم؟!! راستی! چگونه قلبم را در آسمان ابر باران آیات قرآن تو سیراب نکنم؟ در ماهی که تو میزبانی و پذیراییت، شیرینی سخن توست؟! پس چگونه دست ردً به پذیرایی دلکشات بزنم و با سخنات به استقبال تو نیایم؟ میگویند: «شرف المکان بالمکین» پس خانه «رمضان» خانه توست و حرمش قرآنِ تو، و تو به یُمن مبارکی تنزیل سخنات در این خانه؛ در شهر الرمضان، آب و نان بر ما حرام کردی تا گوشهایمان یکبار دیگر گوشِ قلب به آیات تو بسپارد و تو را بار دیگر بیابد و در گرمای خانه تو، ماهی آسوده از هر غیری باشد.
امان و درد!! که هنوز در شک تردید دارم مینویسم و باری به میهمانی تو نمیآیم و کمی قلب خود را خالی از میهمانهای ناخوانده نمیکنم؛ و پا درین خانه نمیگذارم....
ای دل به کوی عشق گذاری نمیکنی / اسباب جمع داری و کاری نمیکنی
ترسم کز این چمن نبری آستین گل / کز گلشنش تحمل خاری نمیکنی
حافظ برو که بندگی پادشاه وقت / گر جمله میکنند تو باری نمیکنی
باسمه تعالی: سلام علیکم: همینطور است. باید به دل خطاب کرد که ماه رمضان، وقتِ حضور است و توجهدادنِ «جان» به «حضوری لیلةالقدری»، که در واقع همه قرآن است بدون آنکه آیهای خاص و یا آیاتی خاص مدّ نظر باشد و اینجا است که فکر میکنیم در ماه رمضان برایمان خبری نشده. زیرا این اندازه که به تکتکِ آیات نظر داریم و به آن صورت عادت به رابطه با قرآن کردهایم؛ نظر به قرآن به عنوان یک حقیقت کلی، نظر نداریم. در حالیکه همه تلاش ما باید آن باشد تا با رعایت آنچه در این ماه باید رعایت کرد، به هویت کلیِ ایمانی خود نزدیک شویم و آن احساس حضوری است جامع. و معلوم است که در این حالت با این آیه روبهرو میشویم که: «وَ مَا أَدْرَاكَ مَا لَيْلَةُ الْقَدْرِ» یعنی مگر «لیلةالقدر» امری است درکشدنی؟ آنطور که مثلاً راستگویی خود را درک میکنیم؟ نه! نوعی از «حضور» است که از هزار ماه عبادت بالاتر است، مثل حضور ذیل ولایت علی «علیهالسلام» است و یا مثل حضور در تاریخ انقلاب اسلامی است که ظاهراً هیچچیز قابل درکی نیست، ولی همه اعمال و رفتار ما را همین نوع حضور، معنا میبخشد. و چه خوب است که به این مژده الهی بیندیشیم که خبر میدهد در ماه رمضان «لیلةالقدری» نهفته است به همان معنایی که شما به حضوری غیر قابل درک ولی در عین «حضور» نایل خواهید شد. موفق باشید
یا محبوب! علی اکبر را نمیدانم چه نامم لیک همین که با نام مبارکش می نامیم او را سعادت کم نیست. این عید بر شما مبارک باد. سپاس از پاسخ زیبایتان به سوال قبلی. اما حال سوالی دارم که نمیدانم چقدر در ورطه ی حقیقت در میتابد. دیشب در جریان صحبت با یکی از اساتید دریافتم در برهان گیر کرده ام و تا عرفان جاده ناپیدا زیاد است! وقتی عقبه ی این لشکر عشق را می نگرم فقط خودی میبینم که بی استدلال در مسلخ افتاد. لیک حال درگیر برهانم اما امروزم با سوالی عجیبن شده چه بی استدلال چه با استدلال و چه با عمق وجود چرا تا به حال به درد فراغ خود توجه نداشته ام؟ به قول خودتان شاید باید به موضوعات طور دیگری نگاه کرد اما امروزِ من دانسته ها را زمین گذاشته و فقط به یک موضوع می پردازد: چرا به فراغ پرداخته نمیشده؟ و آن هم این چنین؟ استاد بنده سعی در مطالعه و تفکر دارم اما به ناگاه کتابها همه یک کتاب و صفحات همه یک صفحه و خطوط همه یک خط و کلمات فقط یک کلمه میسازند: «او». در این خصوص، این پرداختن باید منتهی به احساس کثرت زدگی شود که نهایتش همان حضور تاریخی است که فرمودید؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! لنگان لنگان از راهِ باریک کتابی به راه باریک دیگری باید قدم گذاشت و همچنان در اطرافْ گشت و باز هم گشت. همچون موری که دانه بر دهان دارد تا به سوی لانه ببرد، ولی مییابیم که گاهی به این طرف و گاهی به آن طرف میرود، با اینکه معلوم است لانه خود را میشناسد و میداند باید به کجا برود؛ ولی گویا خداوند بنا را بر آن گذارده تا آن «مور» تنها به خانه و لانهاش نظر نداشته باشد، بلکه با وسعتی بیشتر، زندگی را در اطراف خواستههای اولیهاش تجربه کند هرچند بعداً معلومش میشود:
آنکه عمری در پیِ او میدویدم کو به کو/ ناگهانش یافتم با دل نشسته روبهرو
همان است که گفتید آری! «صفحات همه یک صفحه و خطوط همه یک خط و کلمات فقط یک کلمه میسازند» تا هر چه بیشتر «او» معلوم کند که فقط اوست که اوست. «يَا مَنْ لا هُوَ إلا هُوَ.»[1] موفق باشید
[1] - در كتاب «توحيد» صدوق از أميرالمؤمنين عليه السّلام روايت است كه فرمود: «رَأَيْتُ الْخِضْرَ عَلَيْهِ السَّلَامُ فِي الْمَنَامِ قَبْلَ بَدْرٍ بِلَيْلَةٍ ، فَقُلْتُ لَهُ: عَلِّمْنِي شَيْئًا أُنْصَرُ بِهِ عَلَي الاعْدَآءِ ! فَقَالَ: قُلْ: يَا هُوَ يَا مَنْ لَا هُوَ إلَّا هُوَ ! فَلَمَّا أَصْبَحْتُ قَصَصْتُهَا عَلَي رَسُولِ اللَهِ صَلَّي اللَهُ عَلَيْهِ وَ ءَالِهِ فَقَالَ لِي: يَا عَلِيُّ ! عُلِّمْتَ الاِسْمَ الاعْظَمَ ! فَكَانَ عَلَي لِسَانِي يَوْمَ بَدْرٍ .وَ إنَّ أَمِيرَالْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ قَرَ: قُلْ هُوَ اللَهُ أَحَدٌ . فَلَمَّا فَرَغَ قَالَ: يَا هُوَ يَا مَنْ لَا هُوَ إلَّا هُوَ ، اغْفِرْلِي وَ انْصُرْنِي عَلَي الْقَوْمِ الْكَافِرِينَ !» «من حضرت خضر عليه السّلام را در خواب ، يك شب مانده به غزوۀ بدر ديدم ، و به او گفتم: چيزي به من تعليم نما تا بدان چيز بر دشمنان ظفر يابم ! خضر گفت: بگو: يَا هُوَ يَا مَنْ لَا هُوَ إلَّا هُوَ! (اي هُويّت مطلقۀ عامّه! اي كسيكه هويّتي در عالمْ وجود ندارد بجز هويّت او!) چون شب را به صبح آوردم آن رؤيا را بر رسول خدا صلّي الله عليه وآله حكايت كردم. رسول خدا به من گفت: اي عليّ! اين اسم اعظم حقّ است كه به تو تعليم شده است! و آن ذكر بر زبان من در روز معركۀ بدر جاري بود.
سلام استاد عزیز: خدا قوت. استاد چیکار کنم من با هیچ کس صلاح نمیرم، با خانواده، با همکاران، با همسرم و.... هرکسی که با من در ارتباط هست باهاشون دعوا دارم، همیشه اعصابم خورده، خیلی دقیق و نکته سنج هستم و اگر یه ذره ببینم کسی داره بهم ظلم میکنه سریع واکنش نشون میدم و کارم رو با دعوا پیش میبرم. بخاطر همین هم با کسی صلاح نمیرم. بخاطر همین همش دارم شغل عوض میکنم و تا الان نزدیک به ۳۰ شغل عوض کردم. کتاب معرفت نفس شما را هم خوندم ولی تاثیر نداشت. بعضی ها میگن با مزاجت رو معتدل کنی. لطفاً راهنمایی بفرمایید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: همواره به وجه انسانیِ انسانها نظر کنید زیرا آنها حتی آن موقعی که اشتباه میکنند، در وجه انسانی خود به دنبال حقیقتاند. یکی از نکاتی که در دستورات دینی بدان تأکید شده، «اغماض» است نسبت به اعمال انسانها، بهخصوص اغماض نسبت به اعمال مؤمنین، زیرا اراده اصلی انسانها، اراده به سوی حق است و در همین فضا بحث «تغافل» یا نادیدهگرفتن ضعفهای افراد به میان میآید. از حضرت علی (علیه السلام) داریم که: «وَ إِنَّ الْعَاقِلَ نِصْفُهُ احْتِمَالٌ وَ نِصْفُهُ تَغَافُلٌ» به درستی که نیمی از رفتار عاقل تحمل و نیمی از رفتار او نادیدهگرفتن است و یا میفرمایند: «أشرَفُ أخلاقِ الكريمِ تَغافُلُهُ عَمّا يَعلَمُ» برترین اخلاقِ انسان بزرگوار، نادیدهگرفتن آن چیزی است که میداند. امری که در شهید حاج قاسم سلیمانی به وضوح ملاحظه میکردید و برای ادامه انقلاب اسلامی نیاز داریم این روحیه را در جامعه و در خود رشد دهیم به همان معنایی که اقیانوس، آبهای گِلآلود را در بر میگیرد و آلودگیهای آن را فرو میگذارد و آب را در آغوش میگیرد. موفق باشید
با عرض سلام و ادب خدمت استاد عزیز: راستش اخیرا یکی از آشنایان چند pdf برای اثبات حقانیت احمد الحسن برایم فرستاده که در آن با استفاده از آیات و روایات و چند راه پیشنهادی میخواهند حقانیت ایشون رو اثبات کنند از طرف دیگر انقلاب اسلامی و مبانی ای که از آن میشناختیم پیش روی من است. لطفا یه راه حل منطقی بدید که بتونم با اون حق رو پیدا کنم. سوال دومم این است که اصحاب احمد الحسن بعد از اثبات رویای صادقه و حجیت آن بر اساس آیات و روایات و اینکه شیطان نمیتواند به صورت اهل بیت علیهم السلام در بیاید، پیشنهاد میکنند که چهل شب در نیمه شب چند آیه که مشخصا درباره رویا و ... هست را بخوانم و از خدا بخواهم که حقیقت را بر من روشن سازد آنگاه اهل بیت علیهم السلام در خواب من میآیند و حقیقت را برای من روشن میکنند. حقیقتا این موضوع تشخیص را برای من سخت کرده شما چه میفرمایید؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: مگر میشود، عقل در صحنه است با رؤیا دنبال چیزی بود؟!!! در حالیکه آموزشهای دینی ما هرگز رؤیا را حجّت نمیدانند مگر آنکه با عقل و شرع تصدیق شود. بد نیست در این مورد به جواب سؤالات شماره 22560 و 22570 و 22785 رجوع شود. موفق باشید
با سلام وعرض ادب خدمت استاد بزرگوار: با توجه به گستردگی جامعه امروزی به خصوص در شهرهای بزرگ، تا حدی اعتماد کردن به یکدیگر سخت شده است، خصوصا در مساله ازدواج، برخی برای شناخت بیشتر توصیه به ارتباطات بیشتر به بهانه های مختلف می دهند، اما چطور میشود در این مدت احساسات بر فرد غالب نشود به ویژه برای شخصی که تا به حال ارتباطی از این جنس با غیر محارم نداشته است و از کجا معلوم شناختی که از این طریق به دست می آید درست باشد، و به نظر شما مراجعه به مشاور (روانشناس) بهتر نیست؟ چطورمتوجه فطرت زنده و صدق سخن افراد بشویم به خصوص اگر شانس های خوب کمی برای ازدواج موجود باشد. اگر شخصی نماز نخواند ولی گرایش به سمت دین و مذهب داشته باشد، میشود به آینده او امیدوار بود و با اعتماد با او ازدواج کرد؟ یا فقط باید حال کنونی او را در نظر گرفت؟ با تشکرفراوان، التماس دعا🌺
باسمه تعالی: سلام علیکم: مشاوره در این موارد از جهاتی خوب است. به هر حال اگر شما خود را ذیل اسلام و انقلاب تعریف کردهاید، طرف مقابل نیز باید این نوع حضور را پذیرفته باشد و از آن بیگانه نباشد و از این جهت شاید نمازنخواندن او مشکل ایجاد کند مگر آنکه همه گرایش دینی شما را بپذیرد و گیر ندهد و منکر نماز هم نباشد. موفق باشید
با سلام وعرض احترام: استاد سوالم این هست تعداد یاران امام زمان (عج) که ۳۱۳ نفر هست چه تعداد از این ۳۱۳ نفر خانم هستند؟ چون بزرگی میفرمود در ۳۱۳ یار امام زمان (عج) زن نیست همه مرد هستند ولی ۵۰ نفر به غیر این ۳۱۳ نفر خانم این ۳۱۳ نفر را یاری و کمک میکنند. استاد میشه شما نظرتون رو بفرمایید؟ با تشکر
باسمه تعالی: سلام علیکم: شاید از آن جهت باید مرد باشند که وظیفه خاصی از جمله فرماندهی مستقیم جبهههای نبرد را در اقصی نقاط جهان به عهده دارند، وگرنه هیچ جایی برای اینکه در نزدیکی به حضرت تفاوتی بین زن و مرد باشد، وجود ندارد. موفق باشید
با سلام: استاد عزیز همانطور که درپاسخ سوالی فرمودید در بحث دانش بنیان منظور دانشمندانی مثل اگر اشتباه نکنم فرمودید شیخ بهایی مد نظر هستند، سوال اول اینکه در تحلیل شخصیت این بزرگان آیا مثلا ایشان در درجه اول متقی واهل عالم معنا بودند که به واسطه ی این سلوک، به خواست خدا، مثل باغبانی که می داند با ایجاد بستری، این عالم توانایی دادن آن میوه را دارد، استعداد درک توانایی و ظرفیت و تقدیر عالم برای حل فلان مشکل را داشته و به واسطه تقوی، علم ایجاد بستر برای ظهور آن توانایی عالم را داشتند؟ سوال دوم اینکه اگر ما امروز اشخاصی مثل ایشان در درجه اول متقی و مومن و با تاکید دارای سلوک ایمانی را لازم داریم که به خواست خدا قدرت حل مسائل کشور را با یافت تقدیر از عالم بالا و تعامل با طبیعت دارا باشد، چرا باز گویا داریم در فضای علمی که به نظر امتداد یا در زمین علم صرفا برای علم نه برای در خدمت مردم بودن و حل مشکل برای نیل به زندگی اسلامی است، ادامه می دهیم؟ ممنون
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! داریم و بحمدلله بسیار هم داریم و اینکه حضرت آقا «حفظهاللهتعالی» امیدوار به آیندهاند، در همین راستا است. و در همین رابطه رئیس جمهور محترم در اصفهان که تشریف آوردند به «بهیار صنعت» که یکی از مراکز مهم تولید دانشبنیان است، سر زدند. موفق باشید
با سلام: چند سوال دارم: ۱. آیا در عالم قیامت کبری انسان بدن جسمانی دارد؟ چون در جایی شما فرمودید که موجودات عالم عقل و قیامت جسم ندارند. ۲. آیا این که گفته می شود موجودات عقلی بدن دارند، منظور جسمانی است یا ما بدن غیر جسمانی هم داریم؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد خوب است به جزوه «چگونگی حیات بدن اخروی» https://lobolmizan.ir/leaflet/171?mark=%D8%A8%D8%AF%D9%86%20%D8%A7%D8%AE%D8%B1%D9%88%DB%8C رجوع فرمایید. ۱.آری! عقل، به خودی خود جسم ندارد، ولی همینکه در مظاهر به ظهور آید در مظاهر خود عملاً حالت جسمانی به خود میگیرد. ۲. در هر صورت حقایق عالم در مقام خود، حقیقتاند و در مظاهرشان خود را مینمایانند. موفق باشید
سلام بر استاد گرامی: سخنان حضرت آقا با قهرمانان و مدال آوران بنده را به فکر فرو برد که چگونه رهبر انقلاب اینطور این افراد را بخصوص ورزشکاران را تعریف و تمجید کردند. در حالیکه ظاهراً فضای ورزشکاری بیشتر حالت سرگرمی دارد. نظر جنابعالی در این مورد چیست؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: سخن در این مورد بسیار است از آن جهت که ملاحظه میکنید چگونه دشمنان اسلام بنا داشتند از طریق همین به اصطلاح سرگرمیها، جوانان ملتها را در میدانهایی قرار دهند که فرهنگ سکولار حاکم باشد و حال، ملاحظه میکنید همان جوانان و همان ورزشکاران به افقی از حضورِ ایرانی خود میاندیشند که عزّت ایرانِ اسلامی است با هویت معنوی. حداقل کمی به کاری که خانم سمیه حیدری یعنی اولین بانوی مدالآور در رقابتهای جهانی رشتۀ جودو انجام دادند بیندیشیم که حاضر نیستند بر خلاف نظر مسئولان تشریفات، در آن صحنه بدون چادر بر سکوی گرفتن مدال بایستند و آنان را مجبور میکنند چادر او را به او بدهند. با اینکه مسئولین فدراسیون جودو به او اعتراض کردند زیرا متوجۀ حضوری که جوانان ما در آیندۀ این ایران مدّ نظر دارند، نیستند ولی رهبر معظم انقلاب از کار آن بانو تجلیل کردند و در ملاقات با آن خانم فرمودند: «خیلی کار خوبی کردید که با چادر روی سکو رفتید، باعث افتخار ایران هستید. من سجدۀ شکر به جا آوردم که شما با چادر رفتید روی سکو». حال آیا این سجدۀ شکر رهبر معظم انقلاب حکایت از آن ندارد که ایشان متوجۀ آیندهای هستند که این جوانان آن را میسازند؟ آیندهای که در عین جهانیبودن، قدسی است. https://eitaa.com/abuhossein/31462. با توجه به این امر دوباره سخنان رهبر انقلاب را مدّ نظر قرار دهید که حرفها در آن هست و با توجه به این امر به آن فردی که به گمان خود برای هستهای ما نقشه کشیده است؛ میفرمایند: «به همین خیال باش». موفق باشید
سلام استاد: ممنونم از وقتی که میگذارید. چند روز است که نمیتوانم این سوال را از خود دور کنم. که برای غزه چه کار میتوان کرد؟ حمایت مالی؟ همین؟ چطور میشه با دیدن وضعیت مردم غزه زندگی کرد؟ چطور میشه کارهای هر روزه را انجام داد. مثل قبل. انگار نه انگار که کودکان غزه یا از گرسنگی و سرما شهید میشوند یا از بمباران و زیر آوار خانه ها. یا بدن هاشان به آسمان پرتاب میشود! چطور میتوان زنده بود؟ اگر بخواهیم زندگی کنیم باید خود را به خواب بزنیم تا نفهمیم که مسلمانانی در غزه دارند زجر میکشند. اگر بخواهیم توجه کنیم به غزه... نمیدانم. چهکار میتوان کرد؟! نمیدانم این اتفاقات ما را به چه چیزی فرا میخواند؟! کاش آوینی ای بود تا در روایتش نسبت ما را با این اتفاقات روشن کند. به قول حاج قاسم جنگ ما یک گنج بود. حالا هم همینطور، جنگ آمده است تا مردان مرد را بیازماید. ولی ما کجاییم؟ چه میکنیم؟ چه باید بکنیم؟ لطفا راهنمایی بفرمایید. یا باید در کنج خانه غفلت قایم شد و یا از غصه دق کرد، نه تنها غصه کشتار وحشیانه ای که رژیم صهیونیستی انجام میدهد، نه! بلکه غصه جا ماندن از مسیر شهادت و تاریخی که مردم غزه دارند رقم میزنند.
باسمه تعالی: سلام علیکم: همانطور که رهبر معظم انقلاب فرمودند: «در قضایای غزّه، واقعاً این باند تبهکار که بر فلسطین حکومت میکنند، از حد گذراندهاند تبهکاری را؛ واقعاً از حد گذراندهاند! بنده هیچ به یاد ندارم، سراغ ندارم اینجور حرکتی را که متعمّدانه و با هدفگیری خاص، مظلومین را، کودکان را، مریضها را، خبرنگارها را، بیمارستانها را، آمبولانسها را بزنند؛ یعنی واقعاً این خیلی چیز عجیبی است، این خیلی شقاوت فوقالعادهای میخواهد که این باند و این گروه تبهکارِ خبیث [از آن] برخوردارند! به نظر من دنیای اسلام باید یک حرکتی بکند، یک کاری باید بکند. بایستی با یک هماهنگی خوبی ــ چه از لحاظ اقتصادی، چه از لحاظ سیاسی، چه در صورت لزوم از لحاظ عملیّاتی ــ دنیای اسلام مجتمعاً روی این مسئله فکر کنند و کار کنند. البتّه آنها منتظر تازیانهی خدا هم باید باشند؛ یعنی اینجور ظلم کردن، پاسخِ خداییِ سختی خواهد داشت ــ در این تردیدی نیست ــ ولی این [پاسخ الهی]، وظیفهی مردم را، وظیفه ما را، وظیفه دولتها را کم نمیکند. خدای متعال کار خودش را میکند، ما هم باید وظیفهی خودمان را انجام بدهیم.» و اینجا است که اگر هر راهی برای کمک به آن مردم مظلوم پیش آید، وظیفۀ همۀ ما میباشد که کوتاهی نکنیم. ولی گویا خداوند شرایطی فراهم نموده است تا از یک طرف چهرۀ اصلی جبهۀ استکبار روشن و روشنتر شود و از طرف دیگر معنای امروزین حاکمان جهان اسلام روشن شود، تا معلوم گردد این نوع حاکمیت، امکان ادامۀ خود را از دست داده است و ما نیز باید آماده باشیم تا هر نوع امکانی که جهت این امر پیش میآید را استقبال کنیم. گویا خداوند در این شرایط اردۀ خاصی فرموده است تا هرکس امتحان شود. موفق باشید
سلام و عرض ادب استاد بزرگوار: میبخشید مدتیست، همسرم درگیر بیماری صعب العلاجی شدند و پزشکان هم امیدی ندارند. اضطراب بالایی دارم و واقعا کم آوردم، غم زیادی بر دل و قلبم وارد شده. شما چه توصیه ای دارید؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: مهم آن است که در این نوع سختیها در دل انجام وظایفی که داریم از امتحانبودن این نوع مسائل غفلت نکنیم. عرایضی اخیراً در رابطه با سوره تغابن تحت عنوان «بسط وجود انسان در سایۀ بلا و ابتلا»https://eitaa.com/matalebevijeh/18004 شده است خوب است به آن عرایض توجه شود. موفق باشید
سلام استاد عزیز: الان حدود ۱۷ سال هست که با شما آشنا شده ام و تمام مباحث را پیگیری میکنم ابتدای امر هر سوالی برایم پیش می آمد و میخواستم خدمت تان برسم بلافاصله در جلسه بعدی از زبان شما جوابش را میشنیدم به این نتیجه رسیدم که نباید سوال کنم الان میترسم که این نتیجهگیری ام اشتباه باشد البته سوال. هم ندارم آیا خود اینکه سوال ندارم دلیل میشود که به عمق مطالب پی نبرده ام یا دغدغه و مسئله اصلی من دینداری نیست؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: به لطف الهی مهم، حضور در راهی است که انقلاب اسلامی مقابل ما قرار داده تا همچنان این حضور تاریخی ذیل اسلام و ولایت الهی شدت یابد، إن شاءالله. موفق باشید
سلام: برای بنده که تلاش هایی در راه حقیقت نموده ام قاعدتا هوش مصنوعی و شیادی هایی که ممکن است همانند اهریمنی که جناب دکارت مطرح می کند بکند پدیده ی بعضا خوش آیندی نیست. اخیرا در اخبار آمده است که این بار شست و شوی بام کعبه با هوش مصنوعی صورت پذیرفته است امید که تا بیت پروردگار کاملا تسخیر نشده است فکر عاجلی نماید که فرمود «أنا رَبُ الإبل فإنّ للبیت ربّا» ما که ابلمان سالهاست در گل مانده است و دستمان از حقیقت شاید کوتاه است و اخیرا هوش مصنوعی هم مزید بر علت شد. گفتم بگریم تا ابل چون خر فروماند به گل وین نیز نتوانم که دل با کاروانم میرود باید رفت درین عالم که یقینی معلوم نیست به دست آید اگر آن عالم هم بازتاب اینجا باشد ترسم در آنجا هم بی بهره از یقین باشم و آنگاه باید از حق پرسید چه حاصل از خلق موجودی که چنین غریق تردید تا ابد باشد؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید جایگاه هوش مصنوعی به عنوان نرمافزاری که برنامههایی به او میدهند تا با انسجامی خاص، عکسالعمل نشان دهد، جایگاهی نیست که بیرون از سنن الهی باشد و خداوند جهان را به او واگذار کند و از این جهت هر اندازه ما متوجه سنن لایتغیرِ جاری در این عالم باشیم، در نسبت با هوش مصنوعی برخورد حکیمانه خواهیم داشت. مگر ملاحظه نکردید که فضای مجازی به امید دادههای هوش مصنوعی در فتنه اخیر، چه امیدهایی داشتند ولی غافل از آنکه هر آنچه را به هوش مصنوعی داده بودند که اکثراً با توهّم برنامهریزان همراه بود؛ به آنها داد و آنها خود را در جهانی یافتند که اساساً وجود خارجی نداشت زیرا خداوند است که مدافع مسیر توحیدیِ این ملت بود و هوش مصنوعی تا اینجاها نمیتواند حاضر شود و سنن الهی را درک کند. موفق باشید
سلام علیکم وقتتان بخیر: ان شاء الله سلامت و موفق باشید. علت اینکه در آثار شهید آوینی (ره) بویژه کتاب حلزون های خانه به دوش و ایضاً آثار و یادداشتهای حضرتعالی چنین تعابیری مطرح میگردد که «روشنفکر در همه جای دنیا محکوم به سرنوشتی نهیلیستی است اما در این مرز و بوم، انتلکتوئل در مقام نفی می ماند و کارش به نفی در نفی و اثبات نمیکشد و به نحوی حتی منکر ذات خویش میشود»، چیست؟ با چه برهان و افقی از منظر حکمت معنوی شهید آوینی و حضرتعالی، این بحث که عاقبت محتوم همه روشنفکران که چه بسا بتوان از آنها بعنوان پیامبران عصر و گفتمان مدرنیته نام برد، نیست انگاری و نیهیلیسم است و در چنین فضایی غوطه ور میگردند، مطرح میشود؟ در خود جهان غرب کتبی مانند «روشنفکران و شکست در پیامبری» که دکتر حسین کچویان هم آنرا ترجمه به فارسی کرده اند، مطرح شده و به نوعی دقت به این مسئله پیش آمده ولی شهید آوینی با آن بیان شورمندانه و حکیمانه شان و از دریچه حکمت معنوی انقلاب اسلامی، روزنه دیگر و متعمقانه تر از خود آنچه امروز بعض غربیان به آن توجه کرده اند را مطرح نمودند.
باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث در سوبژهشدن انسان است برای خود و اینکه در این منزل، اگر انسان با محتوایی درست به اصالتهای انسانیِ خود جواب ندهد؛ مانند ظرفی است که تهی مانده است. در این رابطه مطالبی تحت عنوان «راز نیستانگاریِ بشر جدید و راه عبور از آن» تنظیم شده است و به صورت مقدمهای در دو جلسهای اخیراً باب آن باز شد https://eitaa.com/matalebevijeh/13805 و در مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی «رضواناللهتعالیعلیه»، بحثی با عنوان «نظر به ظرفیتهای بشرِ جدید و راه معنابخشی به آن در افق تمدن اسلامی» https://eitaa.com/matalebevijeh/13876 عرضه شد. باشد که مقدمهای گردد برای عرایضی که در پیش است. موفق باشید
سلام علیکم استاد بزرگوار: آیا دلیل مداومت بر استغفار، صرفا برای عذرخواهی از گناهان و کوتاهی های ما در پیشگاه پروردگار است؟ من مادر دو فرزند هستم، موقع استغفار کردن، بر دلم می گذرد که من از اشتباه فرزندانم، در صورت عذرخواهیشان، به راحتی و خیلی زود میگذرم. خداوند که خود ارحم الراحمین است و بر ضعف و نقص ما آگاه است، چرا ما باید مدام از خداوند طلب بخشش کنیم. شاید بفرمایید دلیل مداومت بر استغفار، این باشد که من به خودم یادآور شوم که در پیشگاه باریتعالی، و در مقابل پاکی و قداست حضرتش، بنده ناچیز و پراز لغزش هستم. مخصوصا که پیامبر و ائمه صلوات الله علیهم، و مقربین درگاه حضرتش با استغفار، قرب بیشتر را طلب میکردند. استاد من با این معنا کنار نمی آیم، چرا باید مدام بگویم ببخشید ببخشید.... میگویم کاش غفران، معنای دیگری جز بخشش داشته باشد، مثلا طلب رحمت، و فضل الهی. روز بزرگداشت مقام معلم رو خدمت شما تبریک عرض میکنم🌹
باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث در استغفار، به معنای همچنان در راه ماندن و به پیش رفتن است. و آن کس که در راه و صراط الهی قرار دارد می یابد که بسی مراحل و مقامات در پیش است. آری! به خود می آید تا در آنچه شایسته حضور در صراط مستقیم است، خود را ارزیابی کند و بنگرد چه کارهایی که باید می کرده و نکرده و از حضرت معبود تقاضا میکند تا با غفران خود کوتاهی های بنده اش را نادیده بگیرد تا بنده اش همچنان امیدوارانه پیش برود و از آن مهم تر فراز آخر ذکر استغفار است که عرضه میدارد «واتوب الیه» یعنی و همچنان من به سوی تو ادامه میدهم. و اینجا است که می فهمیم چرا رسول خدا «صلوات الله علیه و آله» میفرمایند: «إِنَّهُ لَيُغَانُ عَلَى قَلْبِي وَ إِنِّي لَأَسْتَغْفِرُ اَللَّهَ فِي كُلِّ يَوْمٍ سَبْعِينَ مَرَّةً » . به درستی که قلب من زنگارآلود میگردد [از این رو] در هر روز هفتاد بار از خدا طلب مغفرت میکنم»؟! موفق باشید
سلام علیکم وقتتون بخیر: چند سالیست مباحث شما را دنبال میکنم متاسفانه خیلی احساس پوچی میکنم. نه میتوانم از دنیا دل برگیرم نه از نظر اخروی به وظایفم عمل کرده ام، خیلی احساس بدی دارم، به نظرتون چه کنم؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: باید این امر را طبیعی قلمداد کرد از آن جهت که به گفته جناب مولوی: «ای برادر عقل یک دم با خود آر / دَم به دَم در تو خزان است و بهار». امیدوار باشید که با حضور هرچه بیشتر در تاریخی که انقلاب اسلامی به نور توحید به ظهور آمده است، شعف و شوری سراغتان آید که آن را در شخصیت رهبر معظم انقلاب و امیدواری ایشان به مدد الهی مییابید. هنر ما در شکیبائی و صبری است که در متن دینداری باید پیشه کنیم، زیرا «پردههای دیده را داروی صبر / هم بسوزد هم نماید شرح صدر». موفق باشید
سلام و درود استاد طاهرزاده: مدتی است گرفتار بیماری شدم، بسیار بی حوصله و ناامیدم. هرچند خیلی شنیدم انسان بیمار خیلی مقرب هست و چه و چه. اما هر مشکلی در زندگی راه حل داشته غیر از بیماری های صعب. خانواده ام هم خیلی سرحال نیستند و اینجور بگم بسیار بسیار خودم رو در قعر دره ای میبینم که راه نجات نیست و همین موارد باعث دلسردی و حسادت و نفرت شده. صبرم تمام شده. بنظر شما چرا خدا شفا نمیده، مخصوصا این امراض را؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال باید به این فکر باشیم که شاید مصلحت ما در این نوع بیماریها باشد. اینجا است که صبر بر بلا معنا میدهد و موجب گشایش معنوی میگردد. موفق باشید
با سلام: آیا یک مجتهد اگردرعمل اشتباه کند ازمقام فقاهتی میفتد؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: فقه، یک علم است حال چه فقیه عامل به آن علم باشد و یا نباشد، بحث علمیِ فقه جداست. موفق باشید
