سلام ببخشید: پرسش شماره ۳۲۹۱۲ پرسش من است پاسخ را دریافت میکنم ولی دلم میخواد متن پرسشم را داشته باشم و متاسفانه برام نمیاره ممکنه متن پرسش ۳۲۹۱۲ را برام ارسال کنید. به عنوان پاسخ این پرسش. ممنون
باسمه تعالی: سلام علیکم: در مواردی که سؤالکنندگان، سؤالاتشان مربوط به امور شخصیشان باشد و از طرفی آدرس ایمیلشان را مشخص نکرده باشند؛ با توجه به اینکه خودشان شماره سؤالشان را میدانند صرفاً جواب را در معرض نگاه کاربران قرار میدهیم. و بدین لحاظ نمیتوان این نوع سؤالات را در معرض نگاه کاربران قرار داد بخصوص که بنای این سایت آن است که جوابگوی سؤالات معرفتیِ کاربران محترم باشد ولی متأسفانه بعضاً امور شخصی و درد و دلهای عاطفی را به میان میاورند و موجب میشود تا فرصت کافی برای جواب به سؤالات اصلی از دست برود. موفق باشید
به جهت برگزاری اعتکاف در چند روز آینده؛ از جوابگویی به سؤالات عزیزان معذور هستیم. التماس دعا.
باسمه تعالی: سلام علیکم: این زمان بگذار تا وقت دگر.
سلام استاد این لینک دست نوشته ها هست https://uupload.ir/view/قصّه_های_کوچک_من_wpz.docx/ استاد این روزها درحال مطالعه کتاب شرح اسم هم هستم و از راهنمایی تان به این کتاب ممنونم آقا ببخشید سوالی هم داشتم، فتح الفتوح ورود به ساحت و جناب مهدی و سبیل ملاقات ایشان چیست؟ آن تبر بزرگ ابراهیمی که این خودم را بشکند یا بشکنم و از شر مستمر آن خلاصم کند و راحتم کند چیست؟ تسویف رهایی از این غفلت ها و هوس پردازی ها تمامم دارد می کند
باسمه تعالی: سلام علیکم: نکات بسیار جالب و دل نشینی را به میان آورده اید. آیا اجازه دارم فایل آن را برای رفقا بفرستم تا در فضای مجازی به صورت عکسنوشته در آورم؟
2- در این مورد خوب است که اولاً: به کتاب «فرزندم؛ اینچنین باید بود» و ثانیاً: به کتاب «سلوک ذیل شخصیت امام خمینی«رضواناللهتعالیعلیه» رجوع فرمایید. موفق باشید
بسم الله الرحمن الرحیم. زمانی که هوای نفس غلبه میکند و انسان در آستانه معصیت است چه بکند که بتواند بر این هوا پیروز شود؟ بارها شده که تصمیم گرفته شده که وقتی هوا فشار میآورد مبارزه کند چون بارها لمس کرده و میدانسته که بعد از انجام معصیت نابودی و پشیمانی است اما موقع فشار هوای نفس همیشه هوای نفس برنده میشود و انسان بیچاره نمیداند چه کند؟ بارها هم توبه میکند اما گویا توبهها واقعی نبوده با اینکه با آه و ناله و گریه همراه است. نمیداند چه کند؟ لطفا کمک کنید جواب این سؤال برای من حیاتی است بطوری که سرنوشت من به آن گره خورده. خواهش میکنم کمکم کنید. 🙏🏻🙏🏻🙏🏻
باسمه تعالی: سلام علیکم: نه! همان توبهها که میفرمایید واقعی نبوده، حقیقتاً واقعی بوده به عنوان تذکرات معنوی نسبت به آثار آن گناهان و به خودآمدنی نسبت به افقی که در اثر آن گناهان بسته میشود. میماند که برای عبور از میدان گناه، باید به میدان توحید نظر کرد و افقی که میدان رحمت الهی به نور ایمان در مقابل انسان گشوده میشود تا هرچه بیشتر معلوم گردد چه اندازه گناه، موجب تاریکی رابطه انسان با توحید و ایمان میشود. مباحث «معرفت نفس» برای درک توحید مؤثر است. موفق باشید
سلام استاد ارجمند، خداوند بر بنده حقیر توفیق دادند ماه رجب و ماه شعبان را روزه گرفتم، استاد فایل های صوتی گرسنگی و اثر آن بر روح، خیلی روم تاثیر گذاشت، طوری که خورد و خوراکم رو خییلی کم کردم شبها گرسنه صبح ها هم گرسنه بودم، ولی سعی داشتم به حرفهای شما عمل کنم، ولی متاسفانه چندروزی بیمار شدم، دکتر گفت که روزه نباید بگیری. حال بنده چه کنم این روزه ها هم انگار در ملکوتی شدنم اثر نداشت، انگار کوه گناه پشتم را خمیده، چکارکنم استاد خدا رو میخوام، از کری و کوری ام عذاب میکشم، این فراق و دوری ام از خدا دلمو سوزونده، هیچی حالم رو خوب نمیکنه سرگشته و حیرانم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال باید در هر کاری جانب تعادل را محفوظ بداریم و خداوند به همان اندازه که روزهداران را در این ماه مورد لطف قرار میدهد از آن جهت که به وظایف خود عمل کردهاند؛ آنانی که نمیتوانند روزهدار باشند و غمِ چنین حالتی را در دل دارند، مورد محبت قرار میدهد. زیرا او میداند که اینان نیز در شرایط مناسب، اهل روزه و روزهداری هستند. موفق باشید
با سلام و خسته نباشید: درود بر شما: میخواستیم بدانیم که آیا واقعا، جناب مرحوم ابن عربی، مبشره ای که مشاهده نمودند حقیقت دارد؟ یعنی آیا حقیقتا خود شخص پیامبر مهربانی به ایشان کتاب شریف فصوص را داده و تصمیم بر نشر آن داشتند؟ تشکر. اجرکم عندالله
باسمه تعالی: سلام علیکم: از عمق معارفی که در «فصوص الحکم» نهفته است میتوان احتمال داد آن مبشّره، صادق باشد بخصوص که علمایی همچون حضرت امام خمینی «رضواناللهتعالیعلیه» و علامه طباطبایی «رحمتاللهعلیه» نیز توجه خاصی به ابن عربی دارند. موفق باشید
سلام وعرض ادب خدمت استاد مهربان وعزیز: استاد تو بحث صله رحم وقتی انجام میدیم. مثلا خانوادگی میریم سر میزنیم اونها هنوز مثل قدیم که خانوادگی با میهمان دور هم مینشینند و زنها و مردها جدا نیستند. ولی حرفهای ناجور و غیره نمیزنند و حجابشون رو هم رعایت میکنند. استاد اینجوری هستند برای ما زیان ندارد و جلوی پیشرفت ما رو نمیگیره؟ ممنونم
باسمه تعالی: سلام علیکم: چه اشکال دارد؟! در چنین جلساتی فرشتگان هم بر قلب حاضران در جلسه نور رحمت و محبت سرازیر میکنند. موفق باشید
سلام: در مورد حضور تاریخی شهید روحالله عجمیان بیشتر توضیح میفرمایید. بنده هرچی بیشتر به ایشون و حضوری که داشتن فکر میکنم به نورانیتی که در وسط پوچی و تاریکی تو اون لحظه ضرب و شتم ایشون رخ داده بیشتر پی میبرم. نمیدانم. گویا هنوز جامعه توان شناخت نقشی که شهید عجمیان داشته را ندارد که به شکلی تقریبا ساده ازش عبور کرد، درحالیکه در شهادت شهید حججی غوغا بپا شد اما شهید عجمیان آنطور که باید خیر، نمیدانم در این چه رازیست. بنظر حقیر شهید عجمیان نقشی به مراتب بیشتر از شهید حججی بازی کرده، نورانیتی که به صحنه آورده انگاری بیشتره. نمیدانم آن لحظه که به ایشون حمله کردن او در صحنه چه میدید که وقتی سوار آمبولانس شد با همان حال زخمی و شکستگی و...، از تخت پایین آمد و سجده شکر رفت و در بیمارستان به شهادت رسید. واقعا در شهادت ایشون جز زیبایی چیزی یافت نمیشود، لذت بخشترین صحنه آنجایی دیده میشود که پیکر نیمهجانش را بر زمین میکشیدند. من که نمیفهمم. اما احساس میکنم در این زمان باید شهید عجمیان شد و صد البته شهید عجمیان شدن را به هرکس ندهند.
باسمه تعالی: سلام علیکم: در مورد شهید عجمیان و زوایای شخصیت عجیب او همین اندازه میتوان فهمید که حقیقت او عامل رسواییِ رسواهایی شد که چهره خود را پنهان کرده بودند و این کم عظمتی نیست. چه کسی باور میکرد فرزندان عمو سام تا این اندازه در انسانیت سقوط کنند و چهره همه جنایتکاران آخرالزمانی را که نهایت ظلمات است در مقابل نور، یکجا به نمایش بگذارند؟!! مطمئن باشید هرگز چنگیز خان مغول این اندازه پست و رذل نبود. به فکر فرو روید که آیا آخرالزمان جز این است که نهایت ظلمات در مقابل نهایت نور قرار میگیرد؟ و حکایت شهید روح الله عجمیان چنین حکایتی است و انسان حقیقتاً در میماند که این انسان، چه انسانی است که این اندازه میتواند در نشاندادن حقّانیت همه شهدای ما توانا باشد. تنها میتوانم بگویم:
یک دهان خواهم به پهنای فلک
تا بگویم وصف آن رشک ملک
ور دهان یابم چنین و صد چنین
تنگ آید در فغان این حنین
این قدر گر هم نگویم ای سند
شیشهٔ دل از ضعیفی بشکند
شیشهٔ دل را چو نازک دیدهام
بهر تسکین بس قبا بدریدهام
حقیقتاً طاقت فکرکردن در این مورد برای ما نمانده است. بنده این شهدا را نماینده همه شهدای همه تاریخ میدانم. شهدایی که در همه تاریخ بنا داشتند استکبار را در همه جلوههایش رسوا کنند و نقشههای دشمن را به هم بریزند تا به تعبیر مقام معظم رهبری نقشههای مهندسیشده بسیار دقیق، قابل پیادهشدن نباشد. همه اینها را باید به حساب شهیدان این دوران گذاشت. بنده حیرانم که اینان در درون خود به دنبال چه تأثیری بودند که خداوند تماماً جواب تقاضای اینها را در بیشترین تأثیر ممکنه گذاشت از خانواده محترم اینان نیز حیرانم، از مادر آرمان عزیز بگو تا خواهر روح الله عجمیان و مادر شهید دانیالزاده. اینان چه دیدند که این اندازه با حقیقت در متن انقلاب آشنا شدند؟!! این نیز صفحه دیگری از انقلاب است که هنوز خوانده نشده است!!
همراه جناب مولوی باید گفت: «شیشهٔ دل را چو نازک دیدهام / بهر تسکین بس قبا بدریدهام»
این گفتهها تنها برای تسکین دل خودمان بود که شیشه دل نشکند و از عظمت کار، قالب تهی نکنیم. موفق باشید
سلام و عرض ادب خدمت استاد بزرگوار: آیا موسیقی رپ اشکال شرعی ندارد؟ در کانال مطالب ویژه در ایتا یک کلیپی منتشر شده که با ریتم رپ هست.
باسمه تعالی: سلام علیکم: رهبر معظم انقلاب سالها قبل در سخنرانی خود در دانشگاه تهران فرمودند هیچ نوع موسیقی در ذات خود حرام نیست، حرمت موسیقی به محتوای آن و یا آنچه باعث فتنه و فحشاء میگردد؛ میباشد. موفق باشید
با عرض سلام خدمت استاد بزرگوار: پیرامون سوال ۳۴۲۳۱ عنوان میکنند که ماده اولیه ای در کار نیست و انرژی صرفا هست به معنای ازلی و ابدی در این صورت پاسخ چیست؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال چیزی میتواند ازلی و ابدی باشد که در ذات خود و در وجود و بودنش، محتاج غیر نباشد و عین وجود و بودن باشد و این برای موجودی معنا میدهد که هیچ نقص و محدودیتی نداشته باشد و به یک معنا کمال مطلق باشد و این جز خدای واجبالوجود نیست. بحثی که جناب صدرالمتألهین تحت عنوان «برهان صدیقین» به میان آوردهاند. موفق باشید
ضمن عرض سلام و آرزوی صحت و سلامتی خدمت استاد بزرگوار: استاد میشه بفرمائید رنگین کمان کدام حقیقت قدسی هست که تنزل کرده و در عالم عنصری بدین صورت ظاهر شده است؟ مثلا فرمودید آب تجلی اسم لطیف هست. شیطان تجلی اسم مضل هست. بنده احساس میکنم رنگین کمان باید یک حقیقت مستتر به سر باشد. ممنون از شما و کمک های بی دریغ شما
باسمه تعالی: سلام علیکم: به همان شعری که از جناب حافظ عرض شد، بپردازید که میفرماید: «ابرو نمود و جلوهگری کرد و رو ببست». آری! در دل فضای بیکران رُخ مینمایاند و جلوهگری میکند در حالیکه هیچچیز مشخصی نیست جز همان هوای بیرنگ. و قصه حقیقت همیشه همینطور است که تنها حقیقت است، هرچند به صورتهای گوناگون جلوهگری کند. اما باز حقیقت است و لاغیر. موفق باشید
اگر درباره مسئله توحید، بر سر دوراهی قرار گرفتم که عقل چیزی می گوید و نقل (حدیث) چیز دیگری میگوید و با هم قابل جمع نیستند، من باید عقل را انتخاب کنم یا نقل را؟ ممنونم!
باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی ما دین خدا را بر اساس عقلمان میفهمیم و رسول خدا «صلواتاللهعلیهوآله» مقامشان مقامِ عقل است، مگر میشود در چنین دینی، امری مقابل عقل در میان باشد؟ موفق باشید
استاد بزرگوار مجددا سلام علیکم: با عرض معذرت ازاینکه وقت شمارا می گیرم . سوال دیگری ازمحضرتون داشتم: بنده معلم هستم؛ مداحی هم می کنم، فن سخنوری خیلی قوی هم دارم ولی بعضا حس می کنم در ارتباط گیری با دیگران کمی مشکل دارم و با هرفردی نمی توانم ارتباط دوستانه و طولانی مدت بگیرم مگر اینکه مدت طولانی باشد آن فرد را شناخته باشم اصطلاحا آدم خیلی بجوشی نیستم. و تقریبا شخصیت آرومی دارم. به نظر شما جایگاه این قضیه در زندگی چقدر است؟و برای اینکه این مسئله را اصلاح کنم باید چه کنم؟ گاهی با خودم می گویم مسائلی بسیار مهم تراز این مسئله در زندگی وجود دارد و علاوه بر اینکه کمی ذهن من را به خود مشغول کرده ناراحت هم هستم که چرا ذهن من درگیر این قضیه شده؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: به حکم آنکه مؤمن، برادر مؤمن است؛ هر آنکس که در بستر اسلام و در تاریخ انقلاب اسلامی ذیل ولایت رهبری حاضر است، محبوب ما میباشد باید به او دل سپرد و به حکم «السلام علینا و علی عباده الله الصّالحین» بر او و بر ما سلام. موفق باشید
بسم الله الرحمن الرحیم. سلام علیکم و رحمة الله: خبرگزاری رسا پس از مصاحبه با حضرت آیت الله العظمی نوری همدانی اینگونه بیان میکند: [ایشان ولایت فقیه را نماینده و نائب امام معصوم دانست و تأکید کرد: «فقیهی در جایگاه ولایت و حکومت قرار میگیرد که از نظر عدالت و تقوا تالی تلو معصوم است.»] منبع: https://rasanews.ir/fa/news/212752/%D9%88%D9%84%DB%8C-%D9%81%D9%82%DB%8C%D9%87-%D8%AA%D8%A7%D9%84%DB%8C-%D8%AA%D9%84%D9%88-%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85-%D9%85%D8%B9%D8%B5%D9%88%D9%85-%D8%A7%D8%B3%D8%AA حال، اینکه به عنوان مثال امامین انقلاب تالی تلو معصوم می باشند، در ابتدا احتیاج به توضیح برای ما (مؤمنین انقلابی) دارد تا در حد کفایت این مفاهیم را درک نمائیم تا بتوانیم خود، آنها را برای سایرین تبیین و اثبات کنیم. لذا از حضرتعالی تقضای کمک داریم. با تشکر
باسمه تعالی: سلام علیکم: با نظر به سنت پیامبر «صلواتاللهعلیهواله» و ائمه هدی «علیهمالسلام»، فقیه را در ولایتش و إعمالِ حاکمیتش مدّ نظر قرار میدهیم و هرچند انتظار عصمت از او نیست، ولی دنبالکردن سیره اولیای الهی مدّ نظر است. موفق باشید
با سلام: استاد محترم جنابعالی در اکثر مطالب تان روی حضور تاریخی و درک آن حضور تأکید فراوان دارید و حتی شرط عبور از نیستانگاری را درک حضور تاریخی میدانید. حال برای ما این سؤال هست که چگونه میتوان تاریخ را آنطور که منظور نظر جنابعالی است، درک کنیم؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: این نکته بسیار مهمی است و حقیقتاً مسئله امروزِ ما میباشد بخصوص که در روایات ما نیز شرط بصیرت و عقلانیت را، زمانشناسی میدانند. عرایضی تحت عنوان «معنای حضور تاریخی و درک حضور خود در آن تاریخ» در 9 فراز تنظیم شده. امید است بتواند این مهم را مدّ نظر عزیزان بیاورد بخصوص که موضوع درک حضور تاریخی، موضوعی نیست که صرفاً با علم به تاریخ و اطلاعات زیادی که از زمانه خود به دست میآوریم، حاصل شود. بلکه نیاز به حساسیت و تأمّل خاصی دارد. موفق باشید
معنای حضور تاریخی و درک حضور خود در آن تاریخ
باسمه تعالی
در رابطه با درک حضور تاریخی ، خوب است به تلاش بیوقفه سعید بن عبدالله حنفی نظر کنید که چگونه از یک طرف با طی مسافتی به طول ۳۰۰ فرسنگ، نامه سران کوفه را به امام حسین «علیهالسلام» رساند، و سپس با طی همان مسافت جواب نامه امام را به کوفیان برگرداند و سپس از کوفه با طی همان مسافت نامه مسلم بن عقیل را به امام رساند، و سپس در شب عاشورا خطبهای خواند و در آن خطبه خطاب به امام حسین «علیهالسلام» عرض کرد: «به ذات خداوند تو را ترک نمیکنیم» و پس از او زهیر بلند شد و آن خطبه مشهور را خواند. در روز عاشورا در مقابل امام در قبله امام آن چنان استوار ایستاد كه هر تيرى به سوى امام حسين «علیهالسلام» مى آمد سینه را سپر قرار مى داد و نمى گذاشت آسيبى به آن حضرت برسد، تا اينكه پيكرش پر از زخم شد، در اين هنگام به امام حسين «علیهالسلام» رو كرد و عرضه داشت: «يا بن رسول اللَّه اَوَفَّيتُ؟:» اى پسر رسول خدا آيا به عهد خود وفا كردم؟» امام فرمودند: «نَعَمْ، أَنْتَ أَمامِي فِي الْجَنَّةِ، فأقرء رسول اللَّه عنّى السّلام، و اعلمه انّى في الاثر» آرى! تو جلوتر از من در بهشت هستى، سلام مرا به رسول خدا «صلىاللَّهعليهوآلهوسلم» برسان، و به آن حضرت عرض كن كه من نيز به دنبال تو خواهم آمد. در همین رابطه به شیدایی جناب بُریر، آن پیرمردِ معلّم قرآن شهر کوفه نظر کنید که چگونه شب عاشورا شوخی سر میداد. عبدالرحمن به او گفت: دست از شوخی بردار، سوگند به خدا که این ساعت، موقع مزاح و باطل نیست. بُریر در پاسخ گفت: سوگند به خدا که تمام عشیره و قوم من میدانند که من اهل مزاح و سخنِ درهم و باطل نبوده ام، نه در سن جوانی و نه در سن کهولت، ولیکن قسم به خدا که الآن نسبت به آنچه ما به آن برخورد خواهیم کرد بسیار خوشحال و مسرورم.
۱. با نظر به شخصیت سعید بن عبدالله و بُریر خُضیر هَمدانی و امثال آنها میتوان به معنی حضور در تاریخی که با امام حسین «علیهالسلام» شروع شد فکر کرد، به معنای حضور در تاریخ توحیدی که انسان با درک آن حضور، نه شب میشناسد و نه روز، تمام جان و همّت خود را به میان میآورد تا خود را در آن آغازی حاضر کند که انسان را در وسعت آن تاریخ تا انتها وسعت و گسترده میکند.
۲. حال ما باید از خود بپرسیم چگونه باید مسیری را که با انقلاب اسلامی در پیش گرفتهایم ادامه دهیم؟ با توجه به آنکه ما دارای سنت معنویِ چشمگیری هستیم که با حضورِ خود در آن سنت میتوانیم متذکر هستی و بنیاد خود شویم.
۳. روشنفکران غربزده ما به گذشته اصیل خود نظر ندارند، در حالیکه شخصی مانند هایدگر که میخواهد در سنت تاریخی خود حاضر شود، یونان را به عنوان گذشته خود میبیند تا اکنونِ خود را دریابد و از این طریق چشم اندازی را مقابل ما میگشاید. حال باید از خود پرسید امکاناتی که ما در تاریخ خود داریم کداماند؟ در حالیکه با نظر به فلسفه اسلامی میتوانیم به میراث مهمی نظر اندازیم و اگر صخرههایی در مقابل خود داریم که باید از آنها عبور کنیم، از آن طرف سنتهایی داریم بسی گشوده و گسترده که راه را بسی هموار میکنند، بهخصوص اگر به حکمت صدرایی متفکرانه نظر کنیم.
۴. اگر پاسخهای گذشته برای امروز کافی نیست، میتوان برای امروز و فردای خود، بصیرتهایی را از حکمت صدرایی بیابیم. مسلماً تفکر در یک سنت شکل میگیرد و از این جهت به همان اندازه که از سنتهای خود، به جهت نوعی غربزدگی فاصله داشته باشیم، به همان اندازه در بحران تفکر گرفتار میشویم.
۵. حضور در یک تاریخ و گفت و گو با نظر به «وجود»، در بستر رخدادی ظهور میکند که آن رخداد نمادی از «وجود» باشد وگرنه به صرف اینکه انسانها در یک زمان در کنار همدیگر باشند گفت و گو صورت نمیگیرد. در کنار هم بودن و گفت و گو داشتن مربوط به کسانی است که بحران را میبینند و متوجه شدهاند آدمیتِ عالَم مدرن تغییر کرده، در حالی که متاسفانه بعضیها با غفلت از این موضوع میخواهند همه چیز را به عالم خود و به گذشته برگردانند، چه سنتگراها باشند که از امکاناتی که بشر جدید و عالم جدید دارا است غفلت میکنند و چه افرادی که خود را تنها در جهان مدرن دنبال میکنند.
آری! اگر آینده به گذشته نظر دارد ولی در گذشته متوقف نیست و غرب اگرچه نظر به آینده داشت ولی آن روشناییِ بنیادینی که مربوط به هستی انسان بود را انکار کرد و لذا به تاریکی گرایید، روشنایی بنیادینی مانند آزادی و مذهب.
۶. اگر متفکران ما تحت تاثیر مسیر جناب فارابی در بستر عقلانیت دینی حاضرند که در جای خود امر میمونی است، باید مواظب باشیم عقلانیت فلسفی ما گرفتار نوعی متافیزیک که مانع تفکر است، نشود و از این جهت در مواجهه با دنیای مدرن، ادامه روش فارابی کافی نیست بلکه باید با جهان مدرن و با اکنونِ تاریخیِ آن مواجه شد وگرنه شکاف بین ما و جهان جدید همچنان باقی میماند، شکاف دو دریایی که در این زمانه باید همدیگر را درک کنند.
۷. به گفته پروفسور هانری کربن شیعه چون باطنیتر بود، ایرانیها آن را پذیرفتند زیرا خرد ایرانی در ذات خود نبوی است و لذا در مواجهه با اسلام در اصیلترین نوع حضور، خود را یافت. آیا در این زمانه نیز جز این است که باید با نظر به اصالتهای خود و از منظر سنتهای تاریخی ِخود، به جهان جدید بنگریم؟ زیرا حیات انسانی، تاریخی است و باید همواره با تاریخ مرتبط بود. آیا از خود پرسیدهایم جهت ارتباط با ایدههای بشر جدید، چگونه برای عزم ملی باید به سوی آن ایدهها روانه شد تا بتوانیم رابطهای متفکرانه با تاریخ خود برقرار کنیم؟ و حضور تاریخی ما معنوی و قدسی و وجودی باشد.
۸. روشنفکران دینی نمیتوانند از مقوله دین و معنویت دفاع کنند. زیرا درک معرفت دینی در حدّ مجموعهای از گزارهها، به معنای مرگ حیات معنوی است. از آن جهت که دین، ابژه میشود و روشنفکران دینی درکی از خطر ابژهشدنِ دین ندارند و در غفلت از درک هستی و نسبتی که با هستی باید داشت، بهسر میبرند و متوجه نیستند معنا، قابل تقلیل به گزاره نیست بلکه درک وجودی انسان از خود و یا به تعبیر هایدگر «دازاین» است که سطح معنا را تعیین میکند، به این معنا ما در کدام سطح از «وجود» هستیم؟ که با درک حضور خود در تاریخ، بتوانیم در مقابل نیهیلیسم و سوبژکتیویته جدید باشیم، نیهیلیسم و سوبژکتیویسمی که روشنفکران دینی در آن دست و پا میزنند و لذا نسبت به حضور تاریخی، بهخصوص حضوری که با انقلاب اسلامی پیش آمده، در غفلتاند و از معنایی که جریانهای حاضر در انقلاب اسلامی، همانند سعید بن عبدالله حنفیهای این زمان در خود احساس میکنند، بیبهرهاند.
۹. همچنان باید از خود پرسید چه تصویری باید از جهان کنونی و انسان کنونی داشت تا نه از سنتهای دینیِ گذشته مانند کربلا، منقطع باشیم و نه نسبت به حضوری که در این تاریخ باید داشت غفلت کنیم؟ تا کربلا همچون کوزهای نگردد که از زندگی خارج شده و به موزهها سپرده شده. در حالیکه کربلا، آرمان بزرگ امروزین ما میتواند باشد و البته انسانی که هیچ آرمان بزرگی ندارد به هر وضعی تن میدهد و این شروع نیستانگاری است که با حضور در تاریخ کربلا و در نسبتی که در امروز تاریخمان یعنی در نسبت حضور در انقلاب اسلامی، میتوانیم با امام حسین «علیهالسلام» پیدا کنیم؛ امکان عبور از آن نیستانگاری فراهم است.
سلام خدمت استاد عزیز: پوزش بابت مزاحمت بنا به توصیه حضرتعالی بارها سعی کرده ام تفسیر وزین المیزان را مطالعه کنم. ولی هر بار بعد از مدتی به دلیل سنگینی مطالب دلسرد شده و مطالعه را رها کرده ام و از این بابت حسرت میخورم. اخیرا متوجه شدم کتاب ۴ جلدی «خلاصه تفسیر المیزان» را خانم فاطمه مشایخ ترجمه کرده اند. اصل کتاب به زبان عربی از آقای کمال مصطفی شاکر است. آیا مطالعه این کتاب را به عنوان مقدمه ای برای مطالعه تفسیر المیزان مناسب میدانید؟ آیا میتوان بخشی از برکات و انوار مطالعه تفسیر المیزان را با مطالعه این کتاب بدست آورد؟ ممنون و متشکر و با آرزوی قبولی طاعات
باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد جناب آقای عباس پورسیف قبلاً این زحمت را کشیدهاند و در مقایسه با کتابی که میفرمایید تصور بنده آن است که آقای پورسیف دقت بیشتری نسبت به آقای کمال مصطفی شاکر داشتهاند. با اینهمه در دل تفسیر المیزان، همان تقابل آراء است که ذهن انسان را میپروراند. ولی اگر صرفاً بخواهیم نظر علامه را نسبت به آیات بدانیم، همان دو کتاب تا حدّی کمک میکند. موفق باشید
بسم الله الرحمن الرحیم. سلام استاد گرامی، در پرسش ها جستجو کردم، دو مورد پیرامون مساله کشف حجاب، که سوال بنده است، یافتم، مطالبتون را خواندم و سوالم این است که وظیفه ما در این مساله چیست؟ بنده وقتی به این موضوع، فضای کشور، صحبتهای رهبر معظم فکر میکنم به یک تشخیص شفاف نمیرسم، از جهتی، حدود الهی هتک شده و برهنگی به عنوان نماد فرهنگ غرب در حال جولان دادن است و ما نسبت به حفظ حدود الهی در حد توان مسئولیم و از طرف دیگر حس میکنم، مجالی برای حتی تذکر لسانی نیست چون به نوعی اثر معکوس خواهد داشت، نمیدانم حسم چقدر درست است اما عمیقا حس میکنم، جز حضور عفیفانه در جامعه با یک صلابت درونی و اعتقاد عمیق به حجاب و سایر ارزشهای انسانی و البته تقویت حس نوع دوستی و طلب مغفرت برای فریب خوردگان و بی اثر شدن، کید دشمنان، راهی ندارم، به نظر شما چقدر درست تشخیص داده ام، آیا در مقابل خدای متعال، معذور هستم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! هیچ حرفی بنده زیباتر از همین سخنان جنابعالی در نسبت ما با بیحجابیهای پیشآمده، ندارم جز همینکه میفرمایید: «حضور عفیفانه در جامعه با یک صلابت درونی و اعتقاد عمیق به حجاب و سایر ارزشهای انسانی و البته تقویت حس نوع دوستی و طلب مغفرت برای فریب خوردگان و بی اثرشدن کید دشمنان». این میتواند وظیفه فرهنگی ما نسبت به آن امر باشد. البته مسئله رعایت قانون، خارج از بحث شرعیِ آن به عهده دولتمردان است و قوانینی که باید با دقت و حکمت تصویب کنند. سخنان جناب حاج آقا فرهاد فتحی در این مورد قابل توجه است. https://eitaa.com/sheikh_farhad_fathi/12405 موفق باشید
یا محبوب! عرض سلام و رضوان حضرت معشوق بر شما باد: ماه رمضان با یازده روز «گذشت» بر شما مبارک باد. در گفت و گو با یکی از دوستان، نام خدا آمد و معشوق میگفت من میخواهم به خدا برسم و عشق زمینی مرا به آسمان میرساند. خدایا! من حال دیوانگان را دارم! عشق زمینی و آسمانی دیگر چه صیغهای است! در تفکر خود میپندارم وقتی تنها هست اوست، و اصلاً «موجودی» جز او نیست و حیات و قدرت و هرچه که «هست» اگر فکرش را بکنیم از اوست، پس اصلاً موجودی جز او نمیماند که بخواهد زمینی باشد یا آسمانی باشد تا بعد، جدا جدا عشق بورزیم. استاد: من از عشق هیچ نفهمیده بودم تا اینکه: من از تمام دنیا شبی بریدم که دیدم «دولت عشق آمد و من دولت پاینده شدم»، عشق مجازی اصلاً برای همین مجازی است و توهّم اینکه از برخی دوستان اهل معرفت، این زمینیِ آسمانیها را میشنوم، برایم دردناک است، در حالیکه در کوچه پسکوچههای دردِ دوری و بغض، چنگ میزنم بر نوری که تابیده، و عشقی که سوزانده، و سعی در پاککردن نگاه از کثرات دارم که وهم است و عنایت اوست. شنیدن این حرفها مرا در دلْ آوارهتر میکند. سؤال قبلی که فرمودید ابهامدار است هم در همین مورد بود. سپاسگزارم اگر سخنی دیگر از حق را ناقل باشید. التماس دعا
باسمه تعالی: سلام علیکم: در مورد عشق، سخن بسیار است تا آنجایی که جناب مولوی میفرمایند:
چون قلم اندر نوشتن میشتافت ** چون به عشق آمد قلم بر خود شکافت
عقل در شرحش چو خر در گل بخفت ** شرح عشق و عاشقی هم عشق گفت
معلوم است که عشق، در ذات خود جز نظر به نور کمال مطلق نیست که جان را فرا میگیرد. در آن حدّ که به گفته جناب مولوی:
عشق شنگ بی قرار بی سکون .... چون درآرد کل تن را در جنون
از آن جهت که عشق، نوعی حضور است و جان را در نزد «جان» به شکوفایی و وسعت میآورد و عشق مجازی یعنی او را در مظاهردیدن، مثل عشق به اولیای معصوم. ولی آنچه بدون نظر به حضرت معبود پیش میآید، با هر عنوانی که باشد نوعی از توهّم است و نباید به نام عشق از آن نام برد، هرچند هر توهّمی هم بد نیست. مثل دوستداشتن دو دوست که همدیگر را دوست بدارند. به همان معنایی که جناب مولوی میفرمایند:
عشق هایی کز پی رنگی بود ** عشق نبود عاقبت ننگی بود
و این غیر از آن است که در مورد عشق مجازی فرمود:
عاشقی گر زین سر و گر ز ان سر است ** عاقبت ما را بدان سر رهبر است
بدان معنا که چه از طرف خدا شروع شود تا ما را به سوی خود رهنمون گردد، و چه با عشق به اولیاء، عشق شروع شود که در این صورت نیز ما را به عشقِ به حضرت محبوب منتقل میکند. موفق باشید
سلام عليكم استاد عزیزم: خدا قوت. برای خواندن فلسفه نظر شما را دیدم که روی بدایه و نهایه است آیا می شود با شرح منظومه شروع کرد یا همان بدایه بهتر است؟ آیا کلا به خواندن منظومه نیازی هست یا خیر؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: با توجه به تدوین «بدایه الحکمه» و «نهایه الحکمه» توسط علامه طباطبایی و از آن مهمتر با وجود استادانی که آن دو کتاب را به خوبی شرح دادهاند مانند جناب آقای امینینژاد و جناب آقای یزدانپناه، نباید از این فرصت غفلت کرد. به نظر میآید با توجه به این امر، رجوع به منظومه جناب سبزواری چندان نیاز نباشد هرچند که کار ارزشمندی است بخصوص که با وجود آن اشعار، مطالب به خوبی در ذهن میماند. موفق باشید
سلام خدمت استاد: مباحث تخیل فعال رو خوندم ولی مواردی رو متوجه نشدم. چطور بفهمیم خیالی که داریم از نوع خیال پردازی است یا تخیل فعال؟ اصلا این خیال فعال مثل همین صورت هایی است که در ذهن میسازیم یا نه؟ تفاوت و شباهت خیال فعال با بعد قلبی چیست؟ آیا میتوان گفت تخیل فعال یعنی با صورتِ حقیقت مرتبط میشویم و قلب یعنی با خودِ حقیقت مواجه و رو به رو میشیم؟ یا تخیل فعال همون ارتباط قلبی با حقیقت است؟ آیا تخیل فعال مرتبه ای از سلوک است؟ استاد! خیال پردازی عملی باطل (بیهوده) است یا مفید؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: هر خیالی که مبتنی بر امر عقلی و امر شرعی نباشد، ریشه در وَهمیات دارد و محل ورود شیطان میشود. در همین رابطه پیشنهاد میگردد کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» که روی سایت هست، مطالعه شود. موفق باشیدhttps://lobolmizan.ir/book/78?mark=%D8%A7%D8%AF%D8%A8%20%D8%AE%DB%8C%D8%A7%D9%84
سلام استاد: اگر امکانش هست در مورد «وَ اِذالْبِحارُ سُجِّرَت» در فص نوحی ییشتر توضیح بدهید؛ من فکر میکنم با مطالعه و سعی در یافتن فصوص و منازل و دیگر کتاب ها در حال یافتن علم الهی هستم. ان شاءالله پس از یافتن این معارف در قلب و حرکت کاملا جدی به سوی این معارف دریای علم تبدیل به آتش شوق میشود. آیا این طور است؟ اگر ممکن است کمی توضیح فرمائید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: این نوع مباحث، مباحث مربوط به سؤال و جواب سایت نیست. بیشترین مطلب در همان مباحث بسیار دقیق «فص نوحی» باید دنبال شود که البته استحضار دارید که فصّ مذکور از مشکلترین قسمتهای فصوص الحکم است و سعی شده است با شرح صوتی، کمی از سنگینی آن کم شود. موفق باشید
سلام و ادب: وقتتون بخیر. استاد نظرتون درباره کتاب «چیستی و نحوه وجود فرهنگ» استاد یزدان پناه رو میخواستم بدونم؟ با تشکر
باسمه تعالی: سلام علیکم: کتاب مذکور را مطالعه نکردهام. موفق باشید
سلام علیکم: استاد سوالی برای من پیش آمده خواستم شما راهنمایی بفرمایید: کتابی است به اسم تکلیف بندگان نسبت به حضرت ولیعصر (عج). استاد در این کتاب اینگونه نوشته شده: هر گونه بیعتی پیش از ظهور حضرت قائم (عج) بیعت کفر و نفاق و نیرنگ است خداوند کسی را که این بیعت را انجام دهد و کسی را که با او بیعت شود را لعنت کند. بعد سندش رو هم زده بحار الانوار. استاد یکی از دوستان من این سوال را پرسیده که آیا باید رهبری را به عنوان نائب امام زمان (عج) قبول داشت که چنین پاسخی بهش دادند. بعد استاد از اون طرف هم یه فرقه ای پیش آمده به اسم فدایی رهبری یعنی اینها در مجالسشان بیشتر از اینکه از امام زمان (عج) صحبت کنند از رهبر صحبت میکنند. استاد من واقعا گیج شدم واقعا مسیر درست کدام هست؟ ما فرقه ها را چگونه میتوانیم تشخیص دهیم که خدایی نکرده وارد گرداب آنها نشویم؟ بعد آیا این پاسخ درست بوده؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: روایاتی که متذکر هستید، میفرماید هرکس به عنوان امام زمان قبل از ظهور حضرت مهدی«عجلاللهتعالیفرجه» به میان آید، طاغوت است و بیعت با او در حکم بیعت با طاغوت میباشد. ولی ارادت به رهبر معظم انقلاب به عنوان نایب امام زمان در آن حدّ است که حتماً ملاحظه فرمودید آیت الله ناصری به طلاب میفرمایند گوشتان به دهان رهبر انقلاب باشد به عنوان نایب امام زمان «عجلاللهتعالیفرجه». موفق باشید
سلام علیکم و رحمت الله: رنج مردم غزه را با دیدگاه الهی و قرآنی چگونه باید توجیه و توصیف کرد که اولا موجب شک ما نسبت به الطاف خداوند نشود ثانیا بر ایمان ما هم افزوده شود خداوند متعال از یک طرف خود را به اسما حسنا توصیف میکند و از طرف دیگر میفرماید «الم یعلم بان الله یری». اما در قبال رنج و شکنجه مخلوقات خود در منظر ما ظاهرا نظاره گر است البته نگویید خدا را با انسان مقایسه نکنید و خدا که انسان نیست بالاخره خوبی خوب است و اکثر مسلمانان جهان که مردهاند و کاری نمیکنند و عده ای گرسنه و تشنه و بی سر پناه در محاصره قرار گرفته اند و هر روز هم بمباران میشوند آیا توجه به آنها از اسما حسنا هست یا نیست؟ شاید بگویید برای رسوایی و شناساندن استکبار جهانی و منافقان از امت اسلام باشد ولی به چه قیمتی؟ به قیمت شکنجه ۲ میلیون انسان؟ مشکل بنده پیدا کردن جایگاه صفات الهی و سنن الهی و تطبیق آن با مسائل روز است ولی در این مورد خاص یعنی جریان غزه که شاید از بد ترین ها باشد و موارد مشابه مثل جریان اصحاب اخدود هر چه فکر میکنم نمیدانم آن را با کدام صفت الهی باید توجیه و تحلیل کرد و البته باز نگویید در مقابل هستی نامحدود اینها چیزی نیست یا بر اساس صفت غنا برای خدا چیزی نیست اما برای آنها که رنج میبرند هم چیزی نیست؟ اینجا باید نظر به کدام سو انداخت؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: مسئلۀ حساسی است. واقعاً اگر کربلا و نگاه حضرت زینب «سلاماللهعلیها» به صحنه نبود که همه چیزشان را از دست دادند، ولی با بصیرت خود متوجه شدند برای عبور از تمدن پیچیدۀ اُموی باید این هزینهها را داد؛ انسان حیرت میکرد که خدا با جریان غزّه آنطور که میفرمایید چه چیزی را میخواهد در این تاریخ به میان آورد؟ آیا میتوان در دل این حادثۀ بزرگ، ما نیز به این نتیجه برسیم که برای عبور وجدانها از وضع پیچیدۀ استکبار و روح نژادپرستیِ غرب باید بگوییم «ما رأیت الاّ جمیلاً»؟ و مانند رهبر معظم انقلاب اینطور فکر کنیم که: «نمونه دیگری از بروز اراده الهی، تجمعات ضد صهیونیستی در اروپا و حتی آمریکا و افزایش چشمگیر حمایت افکار عمومی جهان از مردم فلسطین است.»4/12/1403 ایشان معتقدند قضیه، قضیۀ بروز اراده الهی است که بنا دارد در این صحنهها عظمت اسلام را نشان دهد و بیحساب نیست که میفرمایند امروز عزّت پرچم اسلام در دست مردم غزّه است از آن جهت که فردا، فردایِ دیگری خواهد بود به همان معنای «ایمان» و «امید» و حضور خاص اسلام در آینده با هویت آخرالزمانیِ آن. موفق باشید
سلام استاد گرامی: ان شاءلله میخواهم اعتکاف شرکت کنم راهنمایی بفرمایید بهترین کارهایی که با توجه به سن خودم باید انجام بدهم و بهره ی کافی که برایم باقی بماند چه اعمالی هست؟ اگر مطالبی در سایت خودتان دارید لطفاً آدرس بفرمایید تا استفاده کنم. خدا خیرتان بدهد.
باسمه تعالی: سلام علیکم: خوب است ابتدا به جزوۀ «اعتکاف و چگونگی ورود به عالم آن» https://lobolmizan.ir/leaflet/173?mark=%D8%A7%D8%B9%D8%AA%DA%A9%D8%A7%D9%81 رجوع شود و سپس به مباحثی که در سالهای گذشته در رابطه با حضور در اعتکاف پیش آمده، رجوع گردد https://lobolmizan.ir/search?search=%D8%A7%D8%B9%D8%AA%DA%A9%D8%A7%D9%81&tab=sounds موفق باشید
