بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
32553

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و عرض ادب خدمت استاد عزیز و بزرگوار: استاد می‌خواستم فرق بین (دلیل حکم ) ، (فلسفه و حکمت حکم)، (علت حکم) و (اسرار حکم) را متوجه بشم . مثلا دلیل شرب خمر را گفته اند فلان آیه و حکمت و فلسفه اش هم گفته اند به دلیل بیماری و آسیب های اجتماعی و اخلاقی که داره باید ترک کرد و... علتش هم مثلا گفته اند چون مسکر است. اما اسرارش نگفته اند؟! آیا میشه گفت اسرار احکام غیر از فلسفه و دلیل و علت احکام است؟ یا اینکه باید بگیم اسرار همان علت است اما هر حکمی چند علت مختلف باید داشته باشه که بعضی از علت ها خبر از اسرار می‌دهد و بعضی ها هم برای معیار احکام است مثل مسکر بودن؟ و اینکه چرا شما در بحثاتون به جای اسرار قدسیِ وضو از کلمه فلسفه قدسی وضو استفاده کرده اید؟ آیا منظورتون از فلسفه همان حکمتی است که بعد از ایجاد وضو برای انسان محقق می شود مثل طهارت باطنی و طول عمر و... یا اینکه منظورتون از فلسفه همان فهم کنه و سر و حقیقت احکام است؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در جمله‌هایی که بحث فلسفه فلان عمل و یا فلان سخن به میان می‌آید منظور همان حکمت و انگیزه و هدف آن عمل و آن سخن است. و در مورد نکاتی که در ابتدای سؤال فرموده‌اید همین اندازه می‌دانم که این اصطلاحات در دل جمله‌هایی که به‌کار رفته‌اند، معنای خود را نشان می‌دهند. موفق باشید

31569

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: به نظر شما چطور شخصی مثل محسن رضایی که با وعده پول دادن به مردم و زنان خانه دار می‌خواست در انتخابات پیروز شود در حالی که چنین وعده ای با آرمان های انقلاب همخوانی ندارد مشاور اقتصادی رئیس جمهور شده است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: البته بنده ممکن است با روش آقای رضایی موافق نباشم، ولی روش ایشان نیز در جای خود، کارشناسی شده است و پشتوانه علمی دارد به جای آن‌که یارانه‌ها را به مراکزی مثل بیمارستان‌ها بدهند، به خود مردم می دهند که البته بحث آن مفصل است. موفق باشید

39926

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

یه سوال دارم از کتاب خویشتن پنهان: در صفحات ۲۳۹ و ۲۴۰ اشاره شده به اینکه اگر درجه وجودی انسان، شدید بشه که از عالم ملکوت هم بالاتر بره، قبض روح توسط خود خداوند انجام میشه و نه تجلی نور حضرت عزرائیل علیه السلام ۱۴ معصوم بزرگوار که درجه وجودیشون از همه بالاتر هست درسته؟ طبق این مطلب، خود خداوند قبض روحشون رو انجام میده درسته؟ اگر درسته پس اون موضوع که میگن حضرت عزرائیل علیه السلام به شکل پیرمردی اومدن و از رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم اذن گرفتن برای قبض روح، چیه؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! با توجه به آن روایات که می‌فرماید خود خداوند اولیای خود را قبض روح می‌کند؛ می‌توان به این نتیجه رسید که حضرت حق با نور قابض خود در جلوۀ عزرائیل «علیه‌السلام» به ظهور می‌آید و این قبض، غیر از قبضی است که نسبت به بقیه پیش می‌آید که متوجۀ نور قابض حضرت حق نمی‌شوند. موفق باشید

36376

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

عرض سلام و ادب: متن زیر برگرفته از سخنرانی حضرت آیت‌الله مصباح یزدی در جمع اساتید مراکز آموزش عالی قم در تاریخ 1391/02/21. هست و سوالی برای بنده ایجاد کرده که مرحوم استاد با استناد به چه دلیل و توضیحی می‌فرمایند که می‌شود از گفته های فروید درباره ضمیر ناخودآگاه فهمید که وجود ناخودآگاه متکی به وجود روح است و اصالتا ناخودآگاه مربوط به روح است و نه روان یا جسم! این مسئله برای بنده بسیار مهم است من دانشجوی روان‌پرستاری هستم و دائما با این گذاره ها درگیر هستم اگر اثبات شود که واقعا ضمیر unconscious به روح بازمی‌گردد خیلی مطالب باید تجدید نظر شوند. متشکر واقعا اما گفته های آیت الله مصباح: در روان‌شناسی و علوم دیگر مکاتبی هم هست که بر اساس آنها، روح هم واقعیتی دارد، خواه در این صدد برآمده و تصریح کرده باشند، یا لازمه حرف‌هایشان این باشد. حالا این خیلی گفتنی نیست و شاید هم از این حرف سوء استفاده بشود که بعضی از نظریات فروید ناخودآگاه بر پذیرفتن وجود روح مستقل از بدن مبتنی است، هرچند من تصریحی از خودش ندیده­ ام؛ این مسأله، فلسفی است و در روانکاوی مطرح نمی‌­شود، اما بعضی از نظریات را اگر تحلیل فلسفی کنیم، بر اصل وجود روح مستقل از بدن مبتنی است.»

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با توجه به این‌که فروید بی‌ارتباط با نگاه هایدگر به انسان نیست، و در هایدگر، انسان به عنوان دازاین، امری است گشوده نسبت به وجود، می‌توان فروید را با قرائتی غیر از قرائت روان‌شناسانه دنبال کرد از آن جهت که علم روان‌شناسی نظر به عکس‌العمل‌هایی در انسان دارد که از طریق جسم ظهور می‌کند ولی روح، امری است وجودی که در نزد خود مستقر است که البته بحث آن مفصل است. از آن جهت که پرسش از «وجود»، پرسشی است که باید همواره گشوده بماند، بدون آن‌که از چیستی آن سؤال شود، همان‌طور که گل سرخ بدون چرا است، می‌شکفد چون می‌شکفد. وجود نیز چون وجود است، حاضر است و وجود دارد، امری که اندیشه اصالت‌دادن به وجود، متذکر آن است. موفق باشید

36000

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام و احترام: کاش کتاب خویشتن پنهان، جلد دوم داشته باشد و تمام مسائل مربوط به نفس را بیان می کردید. به نظرتان حل مسائل نفس چقدر به درمان بیماری ها کمک خواهد کرد؟ یا اینکه جهل انسانها به مسائل و قدرت نفس و چگونگی استفاده از آن چقدر باعث می شود در گرفتاریهای دنیا گرفتار شوند و فرصت خود را از دست بدهند؟ استاد قبول دارم که بلا برای مومن، از طرف خدای حسن البلا آمده ولی وقتی می بینم طرف بدون دین و اهل بیت؛ بیمار را با انرژی درمانی خوب می کند و به بقیه هم می گه برین پیش امام تون، خیلی سخته. همه ی معارف را داشته باشی و دستت بهش نرسه و یک کافر اینجوری مسخره ات کنه، واقعا

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث «معرفت نفس» و «معرفت حشر» در رابطه با حضور بیکرانه انسان است نزد خود و درک حضور ابدی‌اش. در حالی‌که انرژی درمانی، نوعی تحریک قدرت واهمه نفس است در حوزه بدن که به گفته بعضی از افرادی که تحت درمان قرار گرفته‌اند اگر خودشان فعالیت‌های بدنی‌شان را دنبال نکنند، حتی آثار کار انرژی درمانی خنثی می‌شود. موفق باشید

34873

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام وقتتون بخیر: استاد عزیز اگه بخواین به یک نوجوان چند تا کتاب معرفی کنید چه کتاب هایی رو معرفی می‌کنید؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اتفاقاً با توجه به همین نوع سؤالات، کتاب‌های «جوان و انتخاب بزرگ» و «چه نیازی به نبی» و «فرزندم؛ این‌چنین باید بود» تدوین شده است. إن‌شاءالله اگر موضوعات آن را در گفتگوهای دوستانه با جوانان در میان بگذاریم، امید است که آن‌ها در افقِ دید خود متوجه این نوع حضورها بگردند. موفق باشید

34794
متن پرسش

بسم الله الرّحمن الرّحیم با عرض سلام خدمت استاد گرامی و ضمن تبریک سال نو و آرزوی قبولی طاعات و عبادات. در مورد «پیشرفتِ هنر در وجود علمی انسان» تلاشی انجام دادیم، لطفا راهنمایی بفرمایید. همچنین با توجه به نکاتی که در باب زیارت شهدا در مقتل ایشان فرمودید، مورد زیبای «سیاست و هدایت ذاتی هنر» نیز پیش می آید، در این زمینه توضیحاتی بفرمایید. همانطور که می‌دانیم در هر اثر هنری ملاحظاتی علمی وجود دارد که تلاش می‌کند اثر هنری، بیان قوی تری داشته باشد. این ملاحظات علمی زمانی اهمیت بیشتری پیدا می‌کنند که هنر افقی را مدنظر دارد و می‌خواهد راهی به «وجودِ علمی انسان» بگشاید و «هست» را به انسان یادآور شود، و بی‌افقیِ «هنرِ نیستی» را به صورت علمی تبیین کند. در این راستا، نظر بر تقدیر علمی تاریخی هنر می‌تواند راه‌گشای تفکر باشد. زیرا اگر در تاریخ رسمی شدن حکومت شیعه و ظهور فلسفه ی اصالت وجود ملاصدرا، خاک درآمیخته با رنگ و فرم، زیبایی ها و اسرار وجود را در مساجد و هنر معماری اسلامی متجلی می‌کند و عین الیقین تاریخیِ هنر رقم می‌خورد، در تاریخِ انقلاب اسلامی که هنر در جایگاه شهادت قرار دارد و با ریخته شدن اولین قطره‌ی خون پاک شهید، خاک تربت و سجده‌گاه می‌شود، دوران حق الیقین تاریخیِ هنر است. و از این رو است که سینمای هنر انقلاب اسلامی، استعداد تجلی زیبایی‌ها و اسرار وجود را دارد. اکنون که محتوای هنر اسلامی می‌تواند در حضور عمیق‌تر و لطیف‌تری نسبت به افقی که مد نظر دارد قرار بگیرد، فرمِ هنر نیز، با فن‌آوری های نو وسعتِ حضورِ جهانی یافته است. هرچند حضور در این فرآیند یعنی با حضور قلب در رجوع حقیقی به حقیقت ماندن و صبرِ معلق بودن در لایه های وجودیِ فرم، مستلزم «استقامت هنرمندانه» است، ذوق و ادراک هنری به شخصی که در وفاداری به حقیقت، فداکارانه ذوق بیان حقیقت را داشته باشد، عطای وجودی می‌شود و اطمینان قلب در راه هنرمندی حاصل می‌شود. ظهور هنر انقلاب اسلامی، در وجود علمیِ انسان، راه را برای پیشرفت هنر می¬گشاید، و نظر بر اسرارِ تحقق چنین هنری، ادبیات هنری جدیدی را بوجود می¬آورد. زیرا آنچه در عالم هنرِ انقلاب رخ می¬دهد، مصداقِ عالم درونی هنرمند است. هنرمند، برای خلق اثر هنری کثرت¬ها را در سینه¬اش نگه می¬دارد، تا در بهترین ترکیب، معنا در عین وحدت ظاهر شود. این کثرت¬ها، «حسّی از معنای قلبی» دارند و اعتباریات نقشی در معنا بخشیدن به این کثرت¬ها ندارد. آیا در روح هنریِ انقلاب اسلامی نیز، «با¬هم بودن»ِ بسیجی ها از همین جنس نیست که زیبایی¬ها را در فرمِ دفاع مقدس می¬آفریند؟. روح هنری انقلاب اسلامی با شهادت، نسبت¬هایی را می¬آفریند که از جنس زیبایی¬شناسانه است. و مصداق آن در هندسه و هنرِ معماری اسلامی نیز مشاهده می¬شود. آثاری که با وجود همه¬ی شکوهی که در شخصیت خود دارند، در فرم (تناسبات، رنگ¬ها، منحنی¬ها، به¬هم¬رسیدن¬ها) وارسته هستند و احساسی از جنسِ بیان دارند. به راستی «وارستگی» نسبتی است زیبایی¬شناسانه، در ظهورِ وحدت ¬در ¬عین ¬کثرت و کثرت¬ در¬ عین¬ وحدت، که استاد طاهرزاده به زیبایی آن را در وصف انقلاب اسلامی انتخاب کرده¬ و راه بیان نسبت¬ها را در هنر گشوده اند. و از این¬رو هنر سینمای انقلاب اسلامی در ظهور زیباییِ چنین نسبت¬های انسانی و حقیقی می¬تواند اثرگذار باشد. اکنون که هنر سینمای شکل گرفته در تمدن مدرن می¬خواهد این امانت را بپذیرد، نخست باید حقیقتِ انقلاب اسلامی را بیابد. معرفت به حقیقت و زیبایی ظهور¬یافته در خِرَد انقلاب¬اسلامی می¬تواند، هنرمند را در ظهور فرم سینمایی هدایت کند. هرچند اسرارِ وجودِ علمیِ انقلاب اسلامی بر هنرمند پوشیده است، اما از آنجایی¬که او را در بر¬گرفته است، افقی را مشخص می¬کند و به صورت هنرمندانه تفکر می¬سازد. هر چند عالمِ هنر، علم حضوری است، اما ادراکِ عالم علوم مهندسی (نیروها، نسبت¬ها، الگوریتم¬ها، اثر¬گذاری ها، ساده¬سازی ها و ...) و عالم علوم انسانی (ارتباط، بیان، ادراک، احساس و ...) و وجود شناسی آنها می¬تواند حضور علمی و فن¬آورانه¬ایی را برای سینمای انقلاب اسلامی فراهم کند. از طرفی حضور هنرمندانی که در دامان هنرهای اسلامی پرورش یافته و به فهم زیبایی¬شناسانه¬ی اسلامی از فرم رسیده و روح معنوی فرم را ادراک می¬کنند نیز می¬تواند در ظهورِ فرم سینماییِ انقلاب اسلامی راهگشا باشد. چه بسا سینمای انقلاب اسلامی راه گشوده¬ایی باشد برای هنرمندانی که در جستجوی نسبت های حقیقی در هنر هستند. زیرا هنر سینما بستری فراهم می¬کند تا سایر هنر¬ها نه تنها در نسبت با یکدیگر معنای خود را بیابند و صحنه ایی از زندگی را بسازند و تجربه شوند، بلکه در نسبت با حقیقت، جایگاه تاریخی خود را کشف کنند و پیشرفتِ وجودی خود را رقم بزنند. همچنین هنرمندان نیز با حضور در فن¬آوریِ وجودِ علمیِ هنر، نه تنها «احساسِ بودن» خود را به وسعت جهانی شدن و متعالی شدن تجربه می¬کنند که از مقتضیاتِ هویتِ انسانِ امروز است، بلکه در این فرآیند، خود جزئی از اثر هنریِ حقیقت هستند و همراه با سلوکِ فرم، سلوک می¬کنند و در هنر وجودی¬تر و حقیقی-تری خود را می¬یابند و به نسبت¬های حقیقی¬تری در عالمِ هنرِ انقلاب اسلامی و وجود خویش می¬رسند.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده بر این باور هستم که ما بخواهیم و یا نخواهیم، باید در میدان هنری که تصاویر با ما گفتگو می‌کنند، حاضر شویم و در این میدان متذکر حضور تاریخیِ خود گردیم، میدانی که شهادت، وجهی از وجود آن است و همان طور که می‌فرمایید در چنین حضوری است که نه‌تنها هنرمند بسطِ حضور تاریخی خود را تجربه می‌کند، حتی مخاطبان خود را هم در کنار روحانیتِ شهدا حاضر می‌نماید و از این طریق، هر دو وارد مکتب مقاومت می‌شوند.

به نظر می‌آید با انقلاب اسلامی، آرام‌آرام مکتب «مقاومت» به همان معنایی که قرآن با «بشّرالصابرین» متذکر آن است، خود را تا آن‌جا نشان داد که جبهه استکبار با آن همه جنایتی که انجام داد ، با امری روبه‌رو شد که تمام نقشه‌هایش برای ادامه خود زیر سؤال رفت و در همان راستا پدیده داعش با آن‌همه حسابی که روی آن شده بود بی‌اثر ماند، زیرا در فرهنگ «مقاومت» و شهادتی که در آن مطرح است، موضوعِ وسعت‌دادن به زندگی در میان است و این غیر از آن است که خود را به کشتن بدهی تا به گمان خود به بهشت بروی، با این تصور که بهشت، دنیای بهتری است با امکانات فراوان، و این‌جا است که تفاوتی اساسی بین فرهنگ مقاومت و حضور در تاریخِ توحیدی، همراه با شهادت، با حرکات انتحاری داعشی‌ها معلوم می‌شود. و این هنرمند است که می‌تواند تفاوتِ اصلی بین این دو روح و روحیه را نشان دهد.

با نگاهی پدیدارشناسانه به پدیده «مقاومت» که عملاً نگاهی است تاریخی به آن موضوع، می‌توانیم برای رهایی از بی‌تاریخی و گرفتار اکنون‌زدگی‌نشدن، جایگاه تاریخی خود را در این شرایطِ تاریخی بیابیم که در کجا اگر باشیم سخن حضرت امام برایمان معنا می‌دهد که فرمودند:

«مگر بيش‏ از اين است كه فرزندان عزيز اسلامِ ناب محمدى در سراسر جهان بر چوبه ‏هاى دار مى‏ روند؟ مگر بيش‏ از اين است كه زنان و فرزندان خردسال حزب الله در جهان به اسارت گرفته مى‏ شوند؟ بگذار دنياى پست ماديت با ما چنين كند ولى ما به وظيفه‏ ى اسلامى خود عمل كنيم.»

این سخنان، شناسنامه ما در فرهنگ مقاومت و شهادت می‌باشد و موجب هویت‌بخشی به ما خواهد بود تا در خود نبوغی را احساس کنیم که در سردارانی چون حاج حسین خرازی‌ها طلوع کرد و در شهید عماد مغنیه و شهید حاج قاسم سلیمانی به بلوغ خود رسید، به عنوان درک معنای خود در این تاریخ. در این حالت اگر هنرمند توانست خود را در فرهنگ «مقاومت» معنا کند و زندگی را ماورای زنده‌بودن و یا شهیدشدن احساس نماید، در بودنِ خود منوّر به إشراقی می‌شود که یا شهید آوینی است و یا شهید عماد مغنیه و یا شهید حاج قاسم سلیمانی، زیرا در معرض نفحات ایّام دهرِ خود قرار گرفته که رسول خدا«صلّی‌الله‌علیه‌‌وآله» از آن خبر دادند و فرمودند: «إِنَّ لِرَبِّكُمْ فِي أَيَّامِ دَهْرِكُمْ نَفَحَاتٍ ألا فَتَعَرَّضُوا لَهَا». این است معنای حضور هنرمندانه در این تاریخ. موفق باشید

34762

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام خدمت شما استاد بزرگوار: ببخشید استاد، چند وقتی هست گرفتار نوعی فکر خیلی بد و وحشتناک شدم، فکری که نوعی توهین به دین میشه، که حتی نمیخوام به زبان بیارم، استاد این فکر زندگی منو مختل کرده، هیچ کاری نمیتونم بکنم، از هیچ چیزی نمیتونم لذت ببرم، من چندین سال بود هر شب قرآن میخوندم، الان توی این چند وقت با استرس قرآن میخونم، پاهام میلرزه، استاد نمیدونم وسواس فکری هست یا شیطان داره به شدت آزارم میده، فکر می‌کنم خدا به خاطر این فکر وحشتناک سخت مجازاتم میکنه و نمیخوام آدم بدی باشم، همه ی وجودم درد شده، و با هیچ کس نمیتونم راجع بهش صحبت کنم، فقط میخوام خودم رو بکشم که دیگه از دست این فکر راحت بشم، حتی نمیدونم از کجا اومد به یکباره، ولی نمیخوام یک وقت این فکر غلبه کنه و مسلمانی ام را بگیره، استاد برای آخرین امید ها به شما مراجعه کردم که راهکاری بهم بدین تا شاید از شر این افکار خلاص بشم، فقط با یک نفر صحبت کرده بودم و ایشون گفتند چون داری در یک مرحله ای پیش میری شیطان آزار میرسونه، چون در زمان قبل از این فکر صوت های معاد شما رو گوش می‌دادم، واقعا خودم حس می‌کردم تغیری هرچند کوچک داره ایجاد میشه، نمیدونم شایدم با گناه های خودم این فکر زشت ایجاد شده، ولی خواهش می‌کنم کمکم کنید استاد، واقعا مستاصل شدم و حاضرم جانم را بدم ولی خوب بشم، ۱۱ تا چهار قل هم خوندم، ولی نمیدونم ... دیگه خیلی دارم ناامید میشم.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این تنها مشکل جنابعالی نیست. این قصه روح بشر جدید است که برای هرکس به نوعی ظهور می‌کند و در این رابطه بنده در سال اخیر بیشتر از قبل با رفقایی که در این نحوه از حضوروارد شده‌اند، روبرو شده‌ام. نه! قصه، قصه دیگری است و آن این‌که بنا است در جهانی بسی گشوده‌تر با هستی خود روبرو شویم، وگرنه در دل حرکات مذهبی و فعالیت‌های دینی به بودنی که وسعت ما را با انسانیت انسان‌ها یگانه کند، نمی‌رسیم. در این رابطه پیشنهاد اولیه آن است که جزوه «شهید حاج قاسم سلیمانی؛ سرّی از اسرار تاریخی ما» را مطالعه فرمایید و این شروعی است برای درک انسانیت گسترده انسان‌ها تا همان کس و کسانی که نزدیک‌ترین‌ها به شما هستند و دورشان می‌پنداریم، به نحوی دیگر نزدیکی و نزدیک‌تربودن‌شان را بیابید. ما در این مرحله از انقلاب در جهانی دیگر باید حاضر شویم و این‌جا است که بیش از آن‌که شرایط را تغییر دهیم، باید در خودِ دیگری خود را حاضر کنیم. بنابراین جای یأس نیست، جای امیدواری و پایداریِ بیشتر است در راهی که از طریق انقلاب اسلامی پیش آمده است. در محضر شهدا حاضر شوید و به آن‌ها قول دهید ما راهی را که با شما در پیش گرفته‌ایم، آمده‌ایم که بگوییم تا آخر هستیم. نسبت به معارف عمیق قرآنی نیز حساس باشید تا جهانی بسی گسترده‌تر در مقابل‌تان گشوده شود، جهانی که به گفته مقام معظم رهبری به قلّه‌ها نظر بیندازیم. موفق باشید

34494
متن پرسش

سلام استاد: اخیرا به لطف خداوند متعال، من شیوه صحیح دعا کردن رو یاد گرفتم، می‌خواستم بپرسم اینکه الان معرفت به شیوه صحیح دعا به لطف خداوند پیدا شده است، آیا شرایط خاصی یا نکاتی هست که باید رعایت کنم؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: شیوه دعا آن است که ما در دعا با یگانه‌ای که راز هستی ما را می‌داند و می‌داند هر کدام از ما سزاوار چه نوع صورتی از زندگی باید باشیم؛ روبه‌رو هستیم. با دعاهایی که انسان‌های کامل یعنی ائمه معصومین «علیهم‌السلام» به ما رسانده‌اند، این مسیر در مقابل انسان گشوده و گشوده‌تر می‌شود. موفق باشید

34440
متن پرسش

سلام و عرض ادب خدمت استاد طاهرزاده: ناظر به کتاب فاخر «انقلاب اسلامی طلوع جهانی بین دو جهان» برداشت‌هایی به ذهن این حقیر رسیده با حضرتعالی در میان می‌گذارم که اگر نکته‌ای هست ما را مستفیض فرمایید. بنده در این کتاب هیچ تضاد و تناقضی با مطالب قبلی شما ندیدم. و از اینکه برخی از حضار محترم سخن از تغییر استاد طاهرزاده مطرح می‌کردند تعجب می‌کردم. چرا که شما معتقدید «انقلاب اسلامی همچون روحی است که در کالبد یا جنینِ جهان مدرن و اندیشه های تجلی یافته و آن را دربرگرفته». و از این طریق تمام جهان مدرن با تمام مظاهرش می‌تواند در اختیار و در قبضه روح انقلاب اسلامی قرار بگیرد و جلو برود. و همه چیز رنگ و رویی توحیدی و قدسی به خود بگیرد. کافی است بشریت متذکر این حضور تاریخی و توحیدی از طریق انقلاب اسلامی بشود و از این طریق وارد جاده و مسیری مقدس و پرامید و آینده‌داری بشود که همواره به سوی او گشوده و در تجلی و در تابش و وزیدن هست. مثل کاری که در عرصه‌های اجتماعی و نظامی و فضای مجازی در حال رخ دادن است. حضور انقلاب اسلامی در عرصه نظامی و مجازی با رویکرد توحیدی و نفی کفر و استکبار است. در حالی‌که جهان غرب و استکبار و استعمار، هدفش از این موارد سیطره و سلطه جویی و بسط نیهیلیسم در جهان است. حال انقلاب اسلامی به عنوان «طلوع جهانی بین دو جهان»، همچون روحی آمده تا این خلأ عظیمی که در جهان مدرن وجود دارد را برطرف کند. لذا نه از خرد مدرن فاصله می‌گیرد و نه هضم آن می‌شود. درست مثل حضور نفس ناطقه در بدن. که نه بیرون از بدن است و نه درون بدن! و این رخداد تاریخی و جهان بین دو جهان، همچنان ادامه خواهد داشت تا زمانی که انقلاب اسلامی به کمال خودش برسد و از این بدن (جهان مدرن) به کلی بی‌نیاز شود. و عصر «ظهور تامّه‌ی» حضرت مهدی «عجلّ الله تعالی فرجه الشریف» با خصوصیات خاص خودش فرا برسد. البته نه اینکه قبل از ظهور تامّه، از مراتب نازله و از تجلیات خورشید ظهور تامّه حضرت از افق آینده بی بهره باشیم.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: شاید آن عزیزانی که می‌فرمایند طاهرزاده تغییر کرده، انتظار دارند تا انقلاب اسلامی در همان محدوده اولیه‌اش می‌ماند و ماها نیز در همان محدوده در آن مرحله متوقف می‌شدیم. در حالی‌که این انقلاب اسلامی است که مانند یک انسان متولد می‌شود و همچنان رشد می‌کند تا به بلوغ خود نزدیک شود، بلوغی که بحمدلله جنابعالی به‌خوبی تبیین نمودید. حقیقتاً همین‌طور است که می‌فرمایید. «حال انقلاب اسلامی به عنوان «طلوع جهانی بین دو جهان»، همچون روحی آمده تا این خلأ عظیمی که در جهان مدرن وجود دارد را برطرف کند. لذا نه از خرد مدرن فاصله می‌گیرد و نه هضم آن می‌شود.» آری! راز امیدواریِ رهبر معظم انقلاب دقیقاً همین نکته است که متوجه معنای جایگاه تاریخی انقلاب اسلامی هستند که چگونه جای خود را در تاریخ آینده بشر جدید باز می‌کند زیرا ما با بشری روبه‌رو هستیم که در عین جهانی‌بودن بنا دارد از روح سکولاریته جهان مدرن به سوی هویت قدسی خود حرکت کند و این جز با ماهیت کلی انقلاب اسلامی که جهانی است بین دو جهان، محقق نمی‌شود. ای کاش عزیزانی که به انقلاب اسلامی اشکال می‌کنند و یا به ما خرده می‌گیرند که «چرا با توجه به ضعف‌هایی که در نظام اجرایی ما هست، از انقلاب اسلامی دفاع می‌کنیم؛» متوجه این امر تاریخی می‌شدند، امری که با حضور در آن، عملاً خود را ذیل اراده الهی در افق تاریخی انقلاب اسلامی احساس خواهند کرد و این همه معنای زندگی در این زمانه است. موفق باشید     

34403

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم: اینجانب طلبه هستم. با توجه به اینکه یادگیری مسائل شرعی از رساله عملیه خیلی مهم است ولی بنده راهی پیدا نمی‌کنم که بتوانم رساله عملیه مراجع را خوب یاد بگیرم به بعضی از اساتید هم گفتم گفتند با دیگر طلاب مباحثه کنید ولی طلبه ای که علاقه به احکام داشته باشد پیدا نکردم و حتی حاضر نیستند مسائل مبتلابه را بخوانند چه برسد به کل رساله. از نظر حضرتعالی اگر بخواهم رساله مطالعه کنم چه روشی باید باشد؟ ۲. لطفاً دو نفر از مراجعی را که به اعلمیت می‌شناسید بفرمایید به ترتیب اعلمیت.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. ظاهراً کتاب «آموزش فقه» اثر جناب آقای فلاح‌زاده که در پایه‌های ابتدایی حوزه‌ها خوانده می‌شود، کتاب خوبی است. ۲. با توجه به این‌که ما در تحقیق خود از جوانب مختلف رهبر معظم انقلاب را اعلم و ارجح می‌دانیم؛ نمی‌توانیم کس دیگری را در عین احترام به همه مراجع محترم به عنوان اعلم پیشنهاد کنیم. موفق باشید

34337

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و رحمه‌الله خدمت استاد عزیز: إن شا الله توفیقتون روز افزون، یک مسئله ای که درحال حاضر درگیرش هستم و به شدت بنده رو آزرده و لحظات زندگی بنده رو فرسایشی و اضطراب آوار کرده، بنده دانشجو معلم سال آخر کارشناسی الهیات و طلبه پایه ۱ و از جهت مطالعاتی مقدار کمی رو مبانی اندیشه اسلامی، بحث های تربیتی و کلامی کار کردم اما از همه اینا که بگذریم از جنبه عمل درگیر یک کار تربیتی در مسجد و بسیج شدم روی یه تعداد قابل توجهی دانش آموز ابتدایی و راهنمایی که به قول آقای صفایی حائری عشق و دغدغه بود اما شور زیاد بدون تمرین می‌تونه کمر آدم رو با وجود عشق زیاد بشکنه و بنده الان مبتلا به همچین دردی شدم، دغدغه کار فرهنگی و تربیتی هست، انسی با این بچه ها گرفتیم اما واقعا کم آوردم و به دلیل عمق کم، علم کم، عدم درس خواندن درست و عدم ارتباط مستمر با یک بزرگتر، وجود عادت های بد و... باعث شده علاوه بر خودم که رشدم بسیار کم شده به نظرم با این وضعیت آینده این بچه چیز خوشایندی و پر ثمر نخواهد و نگران استمرار صحیح اینا هستم، از طرفی دلم می گوید غوره نشده مویز شدی باید کمی صبر می‌کردی تا به حد قابل قبولی برسی بعد دیگر سازی شروع می‌کردی و به‌شدت به این اعتقاد دارم و به‌ نظرم گرفتاری من سر اینه و به دلم هست گرفتاری ها رو ترک یا کم کنم و وقت بزارم بیشتر رو خودم از طرفی خسته از دچار روزمرگی شدن با این بچها و خسته و ناراحت از کارهای ابلاغی نمایشی و بعضاً به نظر من مطابق آنچه که در کتاب آنگاه که فعالیت های فرهنگی پوچ می شود، شما خواندم بسیج که صرفا دنبال کمیت، شتابزده بدون فکر و بحث های فرعی هستند تا حضور تاریخی گام دومی و.... از طرفی هم می‌گویم شاید ترک این بچه ها حالا که تونستی جمع کنی آنان را صلاح نیست اما از طرفی نمی دانم با آینده آنان چه کنم واحساس اینه است که اگه اولویت و مقدمه چیزی که میشه خودسازی برای انجام بشه این قضیه به لطف خدا حفظ و اساسا تربیت دست خداست ما ها چه کاره ایم؟! خلاصه مطلب این شرایط بنده است و تردید به تصمیم صحیح دارم لطفاً راهنمایی بفرمایید و به نظر شما آیا فرضا بگیم بله اصل بر همون تقویت خودسازی عمومی مثل مبانی فکری، اخلاقی و... تقویت خودسازی تخصصی مثل درسی و علوم لازم بیشتر وقت صرف اینا تا مدتی مقدار از وقت صرف نشر چیز های که بلدیم با این بچه ها؟ ببخشید پر حرفی کردیم. التماس دعا

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌آید به جمع آن دو فکر کنید که از یک طرف در معارف دینی، عمق لازم را بیابید و از طرفی این یتیمانِ آل محمد «صلوات‌الله‌علیه‌وآله» را رها نکنید. به نظر می‌آید آشنایی آن‌ها با معرفت نفس به روش کتاب «جوان و انتخاب بزرگ» و آشنایی آن‌ها با قرآن، نتیجه‌بخش خواهد بود. موفق باشید

34152

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام: وقت بخیر استاد! استاد داشتم خطبه فدکیه رو مطالعه می‌کردم رسیدم به آخر داستان که حضرت زهرا سلام الله علیها از مسجد برگشتن خانه و با امام علی علیه السلام گفتگو هایی داشتن راستش من کسی نیستم که بخوام ایراد بگیرم ولی هر جور فکر می‌کنم نمیتونم گفته های حضرت زهرا به امام علی رو بپذیرم چون کلماتی بکار برده شده در معنی خیلی تند و یه جورای طعنه زدن به امام و برداشت نوعی تعلل کردن از امام رو میرسونه اصل خطبه که کاملن مشخصه ولی همون آخرش رو اگه لطف کنید تبیین کنید. ممنون میشم خدا خیرتون بده.🌹

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم:  مرحوم دکتر سید جعفر شهیدی در کتاب خود تحت عنوان «زندگانی فاطمۀ زهرا «سلام‌الله‌علیها» دقیقاً همین اشکال را مطرح می‌کنند و می‌فرمایند این قسمت به احتمال زیاد، ساختگی باشد زیرا آن کسی که این قسمت را جعل کرده است متوجه نبوده حضرت زهرا «سلام‌الله‌علیها» در خانه، خطبه نمی‌خوانند. در حالی‌که جملاتی که از حضرت با همسرشان در خانه نقل شده است، همان حالت سجع‌گونه خطبه‌ای را دارد که در مسجد مدینه نقل کرده‌اند. علاوه بر این اساساً فضای سخن، فضایی نیست که بتوان آن را به حضرت زهرای مرضیه «سلام‌الله‌علیها» نسبت داد. موفق باشید  

34020

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام عرض شد: ما صور جزئی (حس مشترک! و یا...) و معنای جزئی (وهم) و معنای کلی (عقل) داریم. اما در نیافتم و ندیدم که درباره صور کلی بحثی و ذکری شده باشد در متون آنلاین که جستجو کردم و اینکه کدام قوه آن را دریافت و یا با کدام قوه در ارتباط است؟ ممنون می‌شوم اگر لطف کرده واضح و به تفصیل وقت خودتان و علاقه این قضیه را به ما توضیح دهید.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌که پای «صورت» در میان باشد حضور در موطن خیال مطرح است. آری! اگر خیالِ انسان نورانی باشد، آن صور را در اتصال با مبانی عقلی‌اش می‌یابد و از آن جهت آن صور کلّی است که در هر صورتی، حقایق کلّی و جامع را می‌یابد. بد نیست در این مورد سری به کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» که روی سایت هست، بزنید. موفق باشید

33977

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام: تشکر می‌کنم از اینکه به سوال 33906 پاسخ دادید در ادامه همان سوالات، یک نکته و دو سوال دارم از محضر شما: ۱. اینکه عرض کردم تقریبا بهترین مدرسه شهر به این معنی نیست که مادران دانش آموزان کاملا انقلابی یا خیلی باسواد باشند (هم مخالف نظام دارند، هم بی تفاوت، هم انقلابی و هم متدین) و با توجه به اوضاع اخیر و اغتشاشات و مسائل بوجود آمده، در این صورت آیا باز هم کتاب چه نیازی به نبی را پیشنهاد می کنید؟(البته در نهایت نظر و کتاب مطرح شده توسط شما انتخاب خواهد شد) ۲. برای معلمان همین مدرسه نیز می خواهیم مسابقه کتابخوانی برگزار کنیم ان شاءالله، معلمان این مدرسه غالبا جوان ۳۵ سال و با طرز فکر معمولی و شاید کم اعتنا به دین و انقلاب هستند، برای این عزیزان چه کتابی را پیشنهاد می کنید؟ آیا به سراغ کتبی با موضوعات شیوه های معلمی برویم یا کتاب دیگری پیشنهاد می‌کنید؟ با تشکر فراوان

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. شاید به جهت آن‌که سطح بحث در آن کتاب حالت عمومی دارد، إن‌شاءالله مفید افتد. ۲. إن‌شاءالله کتاب «آشتی با خدا» کمک کند زیرا در فصل‌های اولیه کتاب، نظر به مسائلی شده است که مسائل چنین افرادی نیز هست. البته با بقیه نیز مشورت بفرمایید بهتر است. موفق باشید

33954

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم: خوبین ۱. هنگام هجوم تفکرات منفی و حساسیت های بیجا چه کار کنیم؟ ۲. راه درمان خطورات منفی و اصلا عالم خیال چیه؟ ۳. چجوری خوش بینی و مثبت اندیشی رو تو خودمون تمرین کنیم؟ ۴. درمان خوف بیش از حد و ناامیدی از خدا چیه؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» إن‌شاءالله در این مورد و مواردی که می‌فرمایید راه‌گشا خواهد بود. کتاب روی سایت هست. موفق باشیدhttps://lobolmizan.ir/book/78?mark=%D8%A7%D8%AF%D8%A8%20%D8%AE%DB%8C%D8%A7%D9%84

33775

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد: من یه ضعف شخصیتی دارم که خیلی بده و اجازه دفاع از حق رو بهم نمیده. من یه حالت ضعف و ترسی در وجودم غالبه که حتی نمیتونم جواب آدمایی که اطرافم هستن و وهمیات فضای مجازی رو باور کردن بدم. دقیقا مصداق مومن ضعیف هستم. علی رغم اینکه از نظر علمی و مطالعاتی خیلی فعالیت دارم. و این خیلی عذابم میده. لطفا منو راهنمایی کنید.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌که در ابتدای امر با آن‌هایی که گرفتار توهّمات فضای مجازی شده‌اند، همراهی نمی‌کنید نصف راه را رفته‌اید. در کنار این حضور اگر شرایط تذکری دوستانه پیش آمد، تذکر می‌دهید. ولی جدال، نیاز نیست. موفق باشید

33746

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد عزیز: بین آیه تطهیر و آیه صد سوره یونس ارتباطی قابل تعریف است؟ درصورت امکان تبیین کنید. با سپاس فراوان از وجودتون. «وَ ما كانَ لِنَفْسٍ أَنْ تُؤْمِنَ إِلاَّ بِإِذْنِ اللَّهِ وَ يَجْعَلُ الرِّجْسَ عَلَى الَّذينَ لا يَعْقِلُونَ»

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! اگر خدا می‌خواهد زمینه آلودگی و رجس را از جان انسان‌هاپاک کند، شرط آن را تعقل نسبت به حقایق قرار داده است. بنابراین هرکس در تعقل بیشتر نسبت به امور حاضرتر باشد، نسبت به پاکی و درک حقیقت حاضرتر است. این‌جا است که می‌فهمیم آنانی که عین طهارتند یعنی اولیای معصوم (ع)، عین عقل‌اند. موفق باشید

33671

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد: من امسال برای دبیری فلسفه قبول شدم. می‌خواستم یه منابعی معرفی کنید برای دبیران خصوصا دبیران معارف که با وجود وضعیت فعلی آموزش و پرورش و کتابهای درسی موجود باید چه رویکردی رو دنبال کنند.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خوب است ابتدا پس از مطالعه کتاب «ده نکته در معرفت نفس» و کتاب «از برهان تا عرفان» همراه با شرح صوتی آن‌ها که روی سایت هست؛ به جزوه «تاریخ فلسفه و کلام اسلامی» https://lobolmizan.ir/leaflet/233  رجوع شود و سپس به «بدایة الحکمه» از علامه طباطبایی با شرح استاد امینی‌نژاد بپردازید. موفق باشید

33601

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

یا فارس حجاز: با عرض سلام و تشکر من صوت که فرمودید را دو سه روز پیش گوش دادم. به استاد بفرمایید من غلط کردم به شما بزرگوار ایراد بگیرم منظورم این بود که فکر می‌کردم روی این دو تا آیه بیشتر. صحبت می‌کنند و ادامه این نور الهی را به ظهور مرتبت میدونن آخه من خودم وقتی این آیات سوره ی صف را میخونم به این فکر می‌کنم که از زمان پیامبر تا حالا چقدر دشمن کار میکنه که بتونه نور خدا را خاموش کنه ولی خداوند بشارت میده که با فرستادن این رسول دینش را بر همه ی ادیان چیره می‌دهد.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده در جریان این موضوعی که می‌فرمایید و صوت مورد نظر نیستم. موفق باشید

33529

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد وقتتون بخیر: من دختری ۲۱ ساله هستم می‌خواهم شروع کنم به خوندم کتاب های معرفتی و دینی کتاب معاد شما رو هم خوندم معاد بازگشت به جدی ترین زندگی که واقعا هم عالی بود خدا قوت میگم بهتون. شما برای شروع چه کتاب هایی رو پیشنهاد می‌دید؟ قبلا سپاس از پاسخگویی شما

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. إن‌شاءالله که شرح صوتی آن کتاب را نیز دنبال کرده باشید. زیرا در شرح صوتی آن کتاب نکات ظریفی پیش آمده که إن‌شاءالله برای درک عمق مطلب، لازم است. ۲. پیشنهاد ما سیر مطالعاتی سایت می‌باشد. موفق باشید

33398
متن پرسش

با سلام: آیا ما عرفان نظری را می آموزیم تا مقدمه‌ی عرفان عملی باشد؟ اگر پاسخ آری است، آیا عرفان عملی ما باید بر اساس عرفان نظری باشد؟ با تشکر!

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عرفان نظری سراسر متذکر معارف عالیه توحیدی است و مسلّم بنا به فرمایش اولیای معصوم عبادات هرکس به اندازه معارف توحیدی او ارزش و نتیجه دارد. موفق باشید

33387

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم استاد عزیز: موفقیت شما را روز به روز از خدا خواستارم. استاد یه قضیه ای هست خیلی ذهنم رو درگیر کرده حدیثی داریم میگه «أَوَّلُ مَا يُحَاسَبُ اَلْعَبْدُ اَلصَّلاَةُ فَإِنْ قُبِلَتْ قُبِلَ مَا سِوَاهَا وَ إِنْ رُدَّتْ رُدَّ مَا سِوَاهَا.» من دارم می‌بینم خیلی از نمازگزاران نمازشون ظاهرا به صورت صحیح ادا نمیکنن یعنی مثلا رکوع و سجود یا قرائت «عمدا» به خوبی ادا نمیکنن و اعمال صالح زیادی دارن به زیارات ائمه (ع) میرن حتی تو دنیا عنایت خاصی دارن انگار مورد توجه خدا به صورت خاص هستند... می‌خواستم بدونم جریان اینا در روز بعد فوتشون و روز قیامت چطور محاسبه میشن وقتی که به نماز اهمیت نمیدن؟ چطور مجازات میشن؟ اعمالشون چطور محاسبه میشن؟ آیا مورد قبول خداوند میشه نمازشون؟ در روز آخرت چطور؟ عزیزمی استاد با تشکر

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌که نمازگزار با نیّت انجام نماز، نماز را شروع می‌کند إن‌شاءاللّه مورد قبول خواهد بود. ولی هر اندازه آداب را بدون افراط و وسواس رعایت کند و سعی نماید حضور قلب و یاد خدا را در نماز زنده نگه دارد، به همان اندازه برکات بیشتری از نماز نصیبش می‌شود. موفق باشید

33166

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

بسمه تعالی. بازخوانی هویت دینی و ملی محضر طربناک استاد سلام علیکم: آیا خداوند به امکان ها علم دارد؟ یا امکان؛ همان علم خداوند پیش از تعین یافتن است؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این دو یکی است. آری! خداوند به امکان‌ها که ذاتیِ هر مخلوقی است، علم دارد و از همان جهت که امکان هر شیئ همان علم خداوند است، می‌گوییم علم خداوند لغو نیست و علمِ به معلوم است. موفق باشید

33051

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام خدمت استاد بزرگوار: مطلبی را عرض می‌کنم‌ چون درباره برخورد حضرتعالی با برخی سوالات برای بنده ابهامی پیش آمده. لطفا راهنمایی بفرمایید. بنده چند بار دیده‌ام که وقتی یک سخنران مطلبی را در بیانات خود داشته که با مبانی دینی فاصله دارد و برای افراد ابهام و دوگانگی ایجاد می‌کند. وقتی از حضرتعالی سوال می‌کنند، سعی می‌کنید حمل به صحت کنید. فهم حقیر این بود که حمل به صحت در امور شخصی است مثلا وقتی حس می‌کنیم از طرف کسی به ما توهینی شده، حمل به صحت می‌کنیم که دلمان به مومنین صاف باشد. اما وقتی یه سخنران مذهبی به اسم دین مطالبی بیان می‌کند که خلاف خواست دین از ماست جای حمل به صحت نیست با حفظ احترام آن شخص و حتی بدون ذکر نام او می‌شود تغییری که با سلایق شخصی خود در دین ایجاد کرده گوشزد کرد. می‌شد دوستان سایت اسم سخنران را حذف کنند اما حضرتعالی نظر واقعی خود را درباره خطای مکرر ایشان در برخی مسائل بیان بفرمایید. اگر تصور من اشکال دارد لطفا راهنمایی بفرمایید.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده کاملاً با نظر جنابعالی موافق هستم زیرا اگر در مقابل عقیده غلطی که منجر به انحراف جامعه می‌شود، سکوت کنیم عملاً به حقیقت ظلم کرده‌ایم مگر آن‌که بتوان نظر آن فرد را به نحوی توجیه کرد که با معارف اسلامی همراهی داشته باشد. به همین جهت اگر نمونه‌ای در این مورد هست متذکر شوید؛ متشکر می‌شوم. موفق باشید

نمایش چاپی