باسمه تعالی: سلام علیکم: لعنت چرا؟ باید با متانت تمام و دلایل محکم آن کارها را انتقاد کرد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده نیز بحمداللّه خیلی زود متوجهی مشکلی که شما میفرمایید، شدم. راهکار را باید در تعالیِ انسان و به شکوفاآمدنِ کرامتهای انسانی جستجو کرد تا خود به خود این افراد منزوی و انگشتنما شوند، هرچند گرگهایی هستند در لباس میش، ولی از گرگ هم تندخوتر و کینهورزترند. به انقلاب اسلامی و آیندهای امیدواریم که اینان را هرچه بیشتر رسوا میکند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: نمیدانم. هرچه هست در برخورد با این توصیهها باید قصّهی ما قصّهی «تو پای به راه در نِه و هیچ مپرس» باشد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: این نوع نوشتهها که بیشتر در فضای نوعی از تفکر فلسفی و منطقی نوشته و شرح داده میشود، غیر از کتابهایی است که علمای دین بر اساس شخصیت خود مینویسند مثل کتاب «المراقبات» از ایت اللّه ملکی و یا کتابهای حضرت امام. با اینهمه، قسمتهای توحیدی «منظومه» مرحوم سبزواری با روحی که توحید را چشیده است، به ظهور میآید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ما نمیتوانیم به این راحتیها چنین تطبیقهایی را بر قرآن تحمیل کنیم، به همین جهت عرض شد عظمت قرآن در جای دیگر است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده خوب است به جزوهی «قرارگرفتن در بودنِ تاریخی خود» که بر روی بنر سایت هست، سری بزنید إنشاءاللّه راهگشا خواهد بود. موفق باشید
اعجازگونگی خلقت مابین روزمرگی ها آنچنان گم شده که انگار نه انگار عالم را رمزی هست! با کت و شلوارهایی اتو کشیده شغل و صاحبخانه بودن و درآمد ثابت و تعداد فرزندانمان را به یکدیگر متذکر میشویم که نکند خدایی ناکرده بی معرفت بمیریم! لابلای غربزدگیهامان میگوییم بیچاره مردم مظلوم غزه و یمن باید یاری شوند تا وجدانمان قبل و بعد از مذاکره آرام بگیرد! به هم لبخند میزنیم و میخواهیم سر به تن هیچکس نباشد! آه ای انسان ای غریبترین مخلوق هستی... کاش نبودی تا همه آسوده باشند! انگار فقط مشکل تویی ای انسان! مواظب باشیم موقع بالابردن دستمان در نماز جمعه هنگام تکبیر و مرگ بر آمریکا گفتن، خدایی نکرده اتوی کتمان خراب نشود! کاش خطبه دوم زودتر تمام شود آخر ناهار خانه پدرخانم به صرف کباب دعوتیم! الناس عبید الدنیا هم باشد برای بعد از آروغ ناهار... بیایید به هم لبخند بزنیم، راستی دوغ آبعلی با کباب میچسبد. [در راه خانه پدرخانم وقتی شیشههای جلو پایین هستند] چقدر امروز اکسیژن هوا لطیف است و ما را یاد بهار دلها میاندازد... پسرم دَرسَت را بخوان بروی دانشگاه برایمان دندانپزشک شوی! (یک کلام از وجدان: کاش دندانپزشکی بود که دندان حرص و طمعت را میکند.) لَش شدن بعد از کباب هم خیلی میچسبد! گور بابای معرفت! اصلا تقصیر مردم است که اشتباه رای میدهند، این بد حجابها را باید توی گونی کرد (خطابات مرد شریف نماز جمعه خوان بعد از میل کردن کباب به همراه دوغ آبعلی و اتفاقات پس از آن به پدرخانم)... _کادر بسته: بوس پدرخانم از لپهای نوه_ داماد نمازجمعه خوان بعد از هضم غذا: الناس نیام اذا ماتوا انتبهوا را در ذهن مرور میکند که مجلس، مجلس غفلت نبوده باشد خدای ناکرده که تفکر ساعتی افضل است از عبادت ۷۰ سال! وسطهای موت اختیاری مادر خانم میوه و چایی را آورد... هرچه زده بودیم پرید... آه غزه ان شاالله کار تو باشد برای شنبه... تو که کلی برای بیداریمان صبر کردی، یک روز که دیگر بجایی بر نمیخورد... شنبه هم که انگار نافش به جمعه بعدی گره خورده! جمعه بعدی هم که صبح کله پاچه میهمان همکارمان هستیم که با او رفت و آمد خانوادگی داریم! آخرین سکانس: دیگر دیر وقت است برویم بخوابیم، شب بخیر...
باسمه تعالی: سلام علیکم: ولی نه!!! ای غزّه! تو ما را کُشتی. خدا میداند حتی اگر مُردن در این زمانه همراه با اشک و آه برای مردم غزّه نباشد، مُردن نیست، سَقَط کردن است. ولی حکایت رهبر عزیز و بصیر ما، حکایت وجدان و وجدانهایی است که تماماً با مظلومترین مردم به سوی آیندهای نظر دارند که نهتنها انتقام آن مردم مظلوم گرفته میشود، متوجه اراده و عزمی هستیم که حضرت ربّ العالمین با توجه به آه و اشک مردم جهان که همه هر روز با مردم غزّه میمیرند؛ میباشد و محال است، آری! محال است خداوند ذیل آن وجدان و این عزم و اشک و آه، ارادهای را به ظهور نیاورد و در راستای ظهور آن اراده، در موقعیتی که آسانترین کار شهیدشدن زیر بمبهای رژیم صهیونیستی است، ما اطمینان داریم به انتقام بزرگ الهی برای ویرانکردن خانۀ هرگونه غربزدگی و نژادپرستی. و اینجا است که رهبر معظم انقلاب میفرمایند: «ایمان به هدف و یقین به حقّانیت مسیر بسیار مهم است» که البته به گفتۀ ایشان تلاشهای خصمانهای برای مخدوشکردن آن وجود دارد، در عین آنکه اگر به گفتۀ شما عدهای گمان میکنند با زندگیهای عادی میتوانند در آن جبهه حاضر باشند؛ به اشتیاق وصفناپذیر صدها و هزاران جوان مؤمن و پرانگیزه در این حضور باید نظر کرد، آن طور که رهبر معظم انقلاب در نگاه واقعبینانۀ خود به آنان نظر دارند. در بیانات (24 فروردین 1304). موفق باشید
سلام استاد: آیا این دسته بندی درسته؟ نامهای زیبای خدا یا اسماء حسنی را به سه گروه تقسیم کردهاند: اسماء جمالی که شامل ۴۵ نام بوده و برای کسب روزی و رحمت پروردگار به کار میرود. اسماء جلالی که شامل ۲۲ نام بوده که برای از بین بردن دشمنی و خصومت کاربرد دارد. اسماء مشترک که شامل ۲۲ نام بودن که بر اساس نیت افراد خواص هر دو گروه قبلی را دارست. لطفا کتابهایی برای شناخت بیشتر در زمینه اسما الهی معرفی کنید. از خودتان و دیگر نویسندگان.
باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر نمی کنم بتوانیم با چنین مرزبندی، اسماء را معنا کنیم. جلد اول کتاب «مقالات ایت الله شجاعی نکات ظریفی جهت تفکر نسبت به اسماء الهی دارد. موفق باشید
بسم الله الرحمن الرحیم. سلام علیکم: برای کسی که زمان زیادی ندارد در ماه رجب، از ادعیه و نماز های وارد شده به نظر شما کدام افضل است تا انجام دهیم؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر میآید تأمّل بر دعایی که از ناحیه مقدسه آمده است و در مفاتیح موجود است و بنده نیز شرح مختصری بر آن دادهام؛ و نیز سرزدن به کتاب «ماه رجب، ماه یگانهشدن با خدا» و شرح سوره «حمد» که بنا است از روزهای اول ماه رجب در کانان «مطالب ویژه» قرار گیرد، إنشاءالله مفید باشد. موفق باشید
با سلام و عرض ادب: ی سوال داشتم از خدمت استاد طاهرزاده عزیز، بین بچه هایی که الان یا چند سالی هست که جلسات حاج آقا را شرکت میکنند شبهه یا چالش بوجود آمده مبنی بر اینکه تا زمانی که تمدن اسلامی بوجود نیاید مشکلات جوامع اسلامی حل نخواهد شد و لذا گفتمان فعلی استاد و امثال ایشان همچون آیت الله میرباقری حفظه الله در حال حاضر حرفی برای گفتن ندارد و تا بحال جز مراتب اعتقادی راهکاری نداشته. خواهشمنداست راهنمایی بفرمایید🌷
باسمه تعالی: سلام علیکم: تصور ما آن است تا انسان معنای تاریخی و معنای هستیِ گسترده خود را نیابد، اساساً افقی از تمدن اسلامی برایش پیش نمیآید تا بخواهد برای تحقق آن تلاش کند. اکثر تلاشهایی که عزیزان در رابطه با تمدن اسلامی انجام می دهند، چندان در افق تاریخی انقلاب اسلامی نیست و به انسانی که در عین نظر به هویت جهانیاش باید در هویت قدسی خود حاضر باشد، کمتر فکر میشود. موفق باشید
سلام استاد وقتتون بخیر: من با توجه به موضوع پایان نامهام در رشته شهرسازی که مرتبط با بحثهای تمدن نوین و نگاه به انسان ویژه تمدن نوین بود با مباحث کتب مرتبط با تمدن شما (مثل گزینش تکنولوژی، فرهنگ مدرنیته و توهم، علل تزلزل تمدن غرب) آشنا شدم، و بعد بر اساس منابع استفاده شده در آن کتابها با آقای احمد فردید و هایدگر و ملاصدرا. اما استاد عزیز احساس میکنم احتیاج به یک ذهنیت نظاممند دانشی دارم، اینکه کلیتی در ذهن من نشسته باشد که هر یک از این اندیشمندان از ابتدا تا کنون چگونه نگریستهاند به طور کلی و پس از روشن شدن این نظم و چیدمان در ذهنم مرور دقیقتری که از هر یک داشتم را جایگذاری در این نظام کنم تا ان شاءالله بتواند موثرتر باشد. لذا پرسشم از شما این است که میشود منبعی به من معرفی کنید که صادقانه این دیدگاههای مختلف را توضیح مختصری از همگی داده باشد تا بتوانم با مطالعه آن به این ذهنیت کلی دست یابم تا بعد مطالعات دقیقتر را در آن جایگذاری کنم؟ کتب و مقالاتی در این زمینه موجود بود، اما از آنجا که این ذهنیت قرار است زیربنای مطالعات آتی باشد خواستم از شما طلب کنم تا منبعی صادق و سالم را در صورت امکان به من معرفی کنید. ممنونم از شما
باسمه تعالی: سلام علیکم: در مورد فلسفه غرب تصور میکنم متأسفانه کسی هنوز آنطور که شایسته و بایسته باشد، کتابی را تنظیم نکرده است. مرحوم سید جلال الدین مجتبوی، کتاب «کلیات فلسفه» اثر ریچارد پاپکین-آوروم استرول را ترجمه کردهاند. شاید هم کتابهایی به بازار آمده باشد که بنده اطلاع ندارم. ولی رویهمرفته به طور پراکنده ترجمههای خوبی از بعضی فیلسوفان غرب هست. در مورد فلسفه اسلامی بهخصوص اسلوب صدرایی آن میتوانید در ابتدا به کتابهای «ده نکته در معرفت نفس» و «برهان صدیقین» و کتاب «معرفتِ نفس و حشر» رجوع فرمایید. موفق باشید
سلام علیکم خدمت استاد طاهرزاده: استاد بنده طلبه هستم و خودم را در آینده در کسوت یک فرد ذوابعاد می بینم. فردی که بتونه مسائل رو از چند وجه ببینه و بررسی کنه. توی بررسی که از اساتید انقلابی کردم متوجه شدم جناب عالی و استاد رائفی پور و حاج آقای پناهیان و استاد حسن عباسی و آیت الله مصباح و شهید مطهری و عین صاد و از همه مهم تر رهبری و امام خمینی، همون اشخاصی هستند که من می پسندم و دوست دارم شاگردی این بزرگواران رو بکنم. حالا سه تا موضوع پیش آمده . ۱. آیا این طور مطالعه صحیح هست؟ این همه استاد و این همه کتاب و سخنرانی؟ ۲. اگر صحیح هست چه طوری شروع کنم؟ از کجا شروع کنم؟ هر کدام از این بزرگواران توی آثارشان سیر مطالعاتی دارن. باید سیر مطالعاتی همشون رو شروع کنم؟ البته همه ی این ها جدا از دروس حوزه و یادگیری زبان خارجی هست. ۳. آیا برای ذو ابعاد شدن و مطالعات میان رشته ای داشتن این کارهایی که می خوام بکنم کافی هست؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر میآید جنابعالی که بحمدلله در کسوت طلبه میباشید اگر خود را با مبانی قرآنی و روایی، ذیل حضرت امام و رهبر انقلاب حاضر کنید، خودتان شخصیتی خواهید شد برای تحلیل و تبیین هرچه بیشتر آنچه به عنوان عطای الهی به بشر امروز شده است به نام انقلاب اسلامی. موفق باشید
سلام استاد عزیز: در مورد آقای محمد حسینی گفتید ظلمات فی الظلمات. قبول دارم که بازیچه ابلیس هست این آقا. اما گاهی شیطان درس هایی میدهد و نقاط کوری را نمایان میکند که بسیار از مومنان نمیبینند چرا که ابلیس هم ردیف ملائک بوده. توجهتون رو به چند جمله از این آقا جلب میکنم "ذلک الکتاب یعنی آن کتاب واشاره به انسان کامل دارد وقرآن ناطق شهدا رتبه بندی دارند و نیت ها حتی اگر انتقام شخصی در آن باشد غربال میشود و یاران انسان کامل در شهادتشان هم تسلیم هستند و تفکر میکنند فتنه آینده انقلاب بین اهل ظاهر شریعت و اهل طریقت و حقیقت دین است. موسی شخصی را کشت که جم کردنش خودش داستان شد و پشیمانی و.. اما خضر بچه ای را کشت که ۷۰ سال بعد فهمیدن چقدر برکت داشت. مولوی، حافظ وعطار راه را برای خضر شدن و حکم به باطن و احکام طریقت نشان میدهند و یاران مهدی این چنیند. اما حوزه هنوز مولوی را نجس میداند چه برسد به عطار که ۷ شهر عشق را گشته و ما اندر خم یک کوچه ایم. پس انقلاب در آبنده از اشتباهات قاسم سلیمانی و بی تدبیری های بعضی شهدا عبور میکند و کسانی در غربال رو میآیند که اشتباهات واضح آقای خامنه ای را توجیه نکنند مثل قضییه فرزند آوری که خودشان اقرار کردند اما جم کردنش ۳۰ سال زمان میبرد و این تازه دشمن شناسی عمیق نمیخواست.
باسمه تعالی: سلام علیکم: ما با نظر به سیره امامان معصوم میتوانیم در این جهان به درستی و مطابق واقعیتها زندگی کنیم و در ابدیت خود به عالیترین شکل حاضر شویم. در حالیکه شیطان قسم خورده است مانع حضور ما در صراط مستقیم شود هرچند حیلههای خود را پنهان کند. موفق باشید
با سلام خدمت استاد عزیز تر از جانم: چند کلامی درد دل چند کلامی برای اتفاقات اخیر که انتظار داشتم به غیر از عبور محافظه کارانه از کنار قضیه و به نحوی درگیر نشدن با این موضوع صریح و شفاف اعلام موضع کنید. آری آزادی ارجح بر عدالت است و واقعا دولت را برای سلب آزادی و نداشتن برنامه کار آمد و حرکت جهادی در موضوع فرهنگ و معیشت و ... محکوم می کردید که به جای یک عذرخواهی ساده و محاکمه چند نفر و تسکین دل مردم فقط به زور متوسل شدن را پیشه گرفتند. یادم هست در کتابی از شما خواندم که دلاکی به جای تعویض تیغ اصرار بر خوردن بیشتر داشت برای زور بازویی بیشتر اگر واقعا دیدن مردمی که دوست دارند با فلان پوشش به خیابون بیایند و یک زندگی حداقلی برای ازدواج و شغل و مسکن دارند زیاد است کاش دوست و دشمن میکردیم و این مردم را با چشم دشمن نمیدیدیم. اگر واقعا ظلم و اختلاس می شود و محکم نمیتوانند جلوی آن را بگیرند لا اقل یک عذر خواهی ساده بکنند. یادم به سخنرانی امام ره افتاد که فرمود من از شماها عذر می خواهم. من از ملت ایران عذر می خواهم. من از ملت ایران عذر می خواهم. من از این مادرهایی که بچه های خودشان را از دست دادند معذرت می خواهم. من از این برادرهایی که عزیزان خودشان را دادند، از دست داده اند، معذرت می خواهم. من از این ارتشیهایی که جوانان خودشان را از دست داده اند، از این پاسدارها که جوانهای خودشان را از دست داده اند و برادران خودشان را، معذرت می خواهم که عُرضۀ این را ندارم که کار را درست کنم. من از حضرت مهدی ـ سلام الله علیه ـ من از پیشگاه پیغمبر اکرم معذرت می خواهم. من از پیشگاه ولی عصر امام مهدی ـ سلام الله علیه ـ معذرت می خواهم. من از پیشگاه ملت ایران معذرت می خواهم. من از شما برادران، برادران ارتشی، برادران پاسدار، برادران ژاندارمری و سایر قوای انتظامی که در راه اسلام جوانهای خودشان را دادند، معذرت می خواهم. ما نتوانستیم برای شما کاری انجام بدهیم. ما ضعیف هستیم. ما باز گرفتار کاغذبازی هستیم. ما باز گرفتار آرمهایی شاهنشاهی هستیم. مملکت ما باز مملکت شاهنشاهی است. وزارتخانه های ما، وزارتخانه های ما باز وزارتخانه های طاغوتی است و ما نتوانستیم اینها را اصلاح کنیم کاش ما هم اینگونه شهامت داشتیم
باسمه تعالی: سلام علیکم: همانطور که رهبر معظم انقلاب درآخرین جلسات صحبت خود فرمودند به هر دلیل ما کوتاهیهایی داشتهایم که بحث آن بسیار پیچیده است از آن جهت که رهبر انقلاب یا باید با آقای هاشمی درگیر میشدند و برای آبادکردنِ دهی، شهری را خراب میکردند و یا برای حفظ انقلاب باید مستقیماً مقابله نمیکردند. به این نکته فکر کنید که رهبر معظم انقلاب چگونه با حکمت و بصیرت الهی خود توانستند قدم به قدم انقلاب را از تنگناهای تاریخی داخلی و فتنههای خارجی استکبار، جلو و جلوتر ببرند که حاصل آن امروز، دولتی است که قدرت بازخوانی و بازسازی آنچه کوتاهی شده است، دارد و همینکه رهبر معظم انقلاب در فکر جایگاه انقلاب اسلامی در نظم نوین جهانی میباشند، حکایت از آن دارد که مسئله جهان استکباری آیندهای است که ایران نقش چشمگیری درآن دارد. موفق باشید
با سلام خدمت شما استاد عزیز: در قاعده «کل ما بالعرض لا بد آن ینتهی الا ما بالذات»، آیا میتوان گفت که اگر بالعرض به ما بالذات ختم نشود، دور یا تسلسل میشود؟ با تشکر!
باسمه تعالی: سلام علیکم: بالاخره بالعرض، که به خودی خود نمیتواند باشد وگرنه بالعرض نیست. موفق باشید
با سلام: جهت اطلاع استاد عزیزم و در صورت صلاحدید قرارگیری در کانال تصویر منبع نیز برای ادمین کانال ایتا ارسال شده است. اگر بفرمایند، متن منبع انگلیسی نیز موجود است. در کانال اینجانب نیز تصویر مقاله درج شده است. مرگ ناگهانی قلبی در افرادی که مانند مرحوم مهسا امینی قبلا عمل جراحی خارج کردن کرانیوفارنژیوما را انجام داده و تحت درمان غددی بوده اند در دنیا مسبوق به سابقه است و چندین گزارش موردی از مرگ آنها در مقالات معتبر جهانی به چاپ رسیده است. از جمله در مقاله نشان داده شده در تصویر، به دو مورد مرگ ناگهانی در این بیماران اشاره شده است. همچنین در مقالات معتبر، توصیه هایی مبنی بر لزوم بررسی های دقیق دوره ای قلبی در این بیماران به چاپ رسیده است. به عنوان مثال در تحقیقی که در ۱۲ بیمار جراحی شده با این تومور در بیمارستان Boston/Dana بین سالهای ۱۹۹۵ تا ۲۰۰۵ انجام شده مشخص شد که نیمی از این بیماران دچار مشکلات قلبی هستند که می تواند پیش زمینه ای برای مشکلات بعدی باشد. از این ۱۲ نفر سه نفر (معادل ۲۵ درصد آنها) دچار فاصله QT نسبتا طولانی بودند که علت شناخته شده ای برای افرایش احتمال مرگ ناگهانی قلبی است. شایان ذکر است که شیوع این مشکل، یعنی فاصله QT طولانی در جمعیت عادی، فقط ۱ مورد در هر ۷۰۰۰ نفر است. پروفسور بهرام رسولیان پزشک و استاد تمام فیزیولوژی منبع: مجله معتبر بین المللی Pediatric Neurology http://eitaa.com/ProfRasoulian
باسمه تعالی: سلام علیکم: همینطور است. اینکه مقام معظم رهبری فرمودند: «حال، چگونه میشود یک سازمان و یک مجموعه عظیم خدمتگزار برای احتمال اینکه خطایی سر زده باشد، مورد تهمت قرار گیرد. هیچ منطقی پشت سر این کار نیست و این، کار عاملی جز دستگاههای جاسوسی و سیاست گذاران عنود خارجی ندارد.» حکایت از آن دارد که جریانی مربوط به جاسوسان داخلی به محض آنکه خانم مهسا امینی سکته میکند، آن را رسانهای کرد. وگرنه همینطور که میفرمایید مواردی اینچنینی در کارنامه پزشکی بسیاری از این افراد که چنین خصوصیاتی را داشتهاند، بوده است. موفق باشید
سلام استاد گرامی که خدا را شکر میکنم سر راهم قرار داد. در مورد تفاوت نحوه دریافت وحی پیامبر خاتم (ص) و پیامبران پیشین چه تمایزی است؟ آیا وحی پیامبران پیش هم لفظ و معنا از خدا بوده؟ آیا در المیزان اشاره ای شده است؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: به یاد دارم که جناب علامه طباطبایی در المیزان در جایی متذکر این امر مهم هستند که پیامبر آخرالزمان «صلواتاللهعلیهوآله» در مواجهه با وَحیِ الهی از یک طرف قلب مبارک آن حضرت متذکر حقایق آن وحی میشد و در همان حال عقل ایشان مفاهیم آن را درک میکرد و گوش ایشان عیناً همان کلماتی که حاوی آن حقایق بود، میشنید و ظاهراً سایر پیامبران مرحله آخر را نداشتند. در این مورد در کتاب «زبان قرآن، اصیلترین زبان» عرایضی شده است. موفق باشید
سلام استاد: نظرتون راجع به مصاحبه دکتر فیاض پیرو صحبتهایی که در برنامه سوره شد رو میخواستم بدونم. ممنون. https://farhikhtegandaily.com/news/73997/عدالت-اجتماعی-در-فلسفه-ملاصدرا-وجود-ندارد/
باسمه تعالی: سلام علیکم: متأسفانه آقای دکتر فیاض با توجه به شخصیت مذهبی و انقلابیشان در جمع اساتید جامعهشناسی دانشگاه، نسبت به فلسفه و عرفان بسیار کم اطلاعاند و چقدر خوب بود در این مورد نظر نمیدادند. مرحوم شهید مطهری در کتاب ارزشمند «انسان و سرنوشت» بین جبری که امویان دامن میزدند تا به جامعه القاء کنند این تقدیر خداست که آنها بر مردم حاکم شدهاند؛ و بین تقدیر الهی که نکتهای است قرآنی و معارف بسیاری را در خود نهفته دارد، به خوبی در آن کتاب تفکیک میکنند. ولی متأسفانه آقای دکتر فیاض بین جبر اُموی که معاویه بدان دامن میزد و دقتهای امثال ابنعربی نسبت به تقدیر الهی، نتوانستهاند تفکیک کنند و در آن برنامه معاویه و ابنعربی را در عرض هم قرار دادند و یا انتظار دارند که فلسفه اسلامی که از «وجود» سخن میگوید، در موضوع عدالت که امر دیگری است در حوزه دیگر، ورود کند و چون ورود نکرده است، پس فلسفه ارزش ندارد! در این صورت باید بسیاری از آیات توحیدی قرآن را هم بیارزش قلمداد کرد. موفق باشید
با سلام و خسته نباشید خدمت استاد بزرگوار: سوالم اینه که وجود بما هوهو که چیزی نیست که بخواهد موجود باشد بالاخره هر چه که وجود دارد یک ذاتی دارد اما صرف وجود هیچ ذاتی ندارد فقط به معنای هستی و بودن است. و اگر قائل شویم خداوند وجود بما هو وجود است دیگر نمیتوانیم خداوند را چیزی فرض کنیم باید آن را صرف بودن بدانیم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! همینطور است. میماند که قرآن متذکر میشود «له الاسماء الحسنی» او در هر جایگاهی از مخلوقات و ممکنالوجودها که ظرفیت تجلی او را دارند، به نور اسمی از اسمای حسنایش ظاهر میشود و ما هستیم و انوار اسمای حسنای او، آیا آینهای زیباتر از حسین بن علی «علیهماالسلام» در نمایش انوار اسماء الهی او میشناسید که به ظهور و به فعلیت آمده باشد؟ موفق باشید
سلام علیکم: ۱. دیشب یعنی شب چهارم محرم فرمودین که امثال اصحاب اباعبدالله در تاریخی حضور یافتن که اباعبدالله حضور یافت تا ابدی بشن و شناخته بشن و مورد الگو واقع بشن، خب شبهه ای که برای من بوجود اومده اینه که شهدای گمنام یا شهیدانی که اسم و رسمی ازشون نمونده اینها چگونه در تاریخ انقلاب اسلامی حضور یافتن؟ چگونه جاودانه میشن وقتی که هیچ نام و نشونی از آنها نیست تا در آینده و ده ها قرن بعد مورد توجه آیندگان باشند؟ ۲. و اینکه فرمودین باید که حضور در تاریخ انقلاب اسلامی پیدا کرد همانطور که اصحاب اباعبدالله حضور پیدا کردن در تاریخ حسین علیه الاسلام، خب حضور تاریخی آنها با جنگیدن و شمشیر زدن و جا نزدن از معرکه کربلا بود و یک راه مشخص و معین بود. مسئله اینجاست که ما چگونه در تاریخ انقلاب اسلامی حضور پیدا کنیم، باید چکاری انجام بدیم؟ از منِ به شخصه چه بر می آید تا حضورم ابدی شود؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. ملاک، حضوری است که در نزد خود و در جان خود مییابند. بحث در حضوریبودن است که در جان آنها پیش آمده و در این راستا در آن تاریخ حاضر شدهاند، حال چه گمنام و چه با نام، برای خود آنها چه تفاوتی میکند؟ مهم حضور تاریخی است که برایشان پیش میآید و روحی که با شخصیت خود بر تاریخشان میدمند. ۲. برای ما آنچه میتواند مبنا باشد آن است که خود را به عنوان یک سرباز در تاریخ انقلاب اسلامی تعریف کنیم، حال هرچه پیش آید خوش آید. موفق باشید
با سلام: سوال اول: آیا انسان کامل بودن از مقوله وجود است و اشتدادی است؟ سوال دوم: اگر جواب مثبت است، آیا ابن عربی انسان کامل بوده است؟ سوال سوم: آیا استاد علامه طباطبایی (قاضی طباطبایی) انسان کامل بوده است؟ سوال چهارم: در زمانه ما چه کسانی مصداق انسان کامل بودن هستند؟ با تشکر
باسمه تعالی: سلام علیکم: با تعریفی که میتوان از سخنان خود جناب ابن عربی استنباط کرد، انسانهای کامل عموماً پیامبران هستند و آن مقام را میتوان امری موهبی دانست[1]. آری! ذیل حضور آن عزیزان، بزرگان سلوک میتوانند حاضر شوند و از کمال همهجانبه آنها بهرهمند گردند مانند نور بیرنگ که حتی در شرایطی که نسبت به منبع نور در مرتبه نازله هست، همه طیف نوری را که هفت رنگ هست به صورت جامعیت در خود دارد. موفق باشید
[1] - در این مورد خوب است رجوع شود به جواب سؤال شماره 33124
سلام علیکم استاد گرامی: شما جایی فرمودید (عین عبارات را فراموش کرده ام) که انقلاب ما انقلاب فقهی نبود. لطفا این موضوع را در بستر مسائلی مانند حجاب و موسیقی و... برای بنده تبیین بفرمایید. خداوند به شما خیر بدهد.
باسمه تعالی: سلام علیکم: همانطور که میدانید اسلام در عقاید و اخلاق و احکام برای انسان شکل گرفته است و به همین جهت باید با همان وسعت عقاید و اخلاق و احکام در میان باشد. سخن منتقدین بعضاً به ما آن است که ما تنها وجه فقهی اسلام را در انقلاب حاکم کردیم. در حالی که موضوع حجاب و موسیقی دو امر از امور فقهی است و میشود کسی کلیت انقلاب اسلامی را پذیرفته باشد ولی در عین حال احکام حجاب و موسیقی را نپذیرد. به نظر میآید روش مقام معظم رهبری بهتر است که سختگیری نمیکنند، نه اینکه منکر موضوع باشند. زیرا بالاخره ظاهر دینی هم در جای خود مهم است.
به این صحبت مقام معظم رهبری با علمای خراسان شمالی توجه شود، راهکارهای خوبی در آن نهفته است آنجایی که فرمودند: «خودتان را مجهز کنید. مسلح به سلاح معرفت و استدلال کنید، بعد به این کانونهای فرهنگی - هنری بروید و پذیرای جوانها باشید. با روی خوش هم پذیرا باشید؛ با سماحت، با مدارا. فرمود: «و سنّة من نبیّه»، که ظاهراً عبارت است از «مداراة النّاس» ؛ مدارا کنید. ممکن است ظاهر زنندهای داشته باشد؛ داشته باشد. بعضی از همینهائی که در استقبالِ امروز بودند و شما - هم جناب آقای مهماننواز، هم بقیهی آقایان - الان در این تریبون از آنها تعریف کردید، خانمهائی بودند که در عرف معمولی به آنها میگویند «خانم بدحجاب»؛ اشک هم از چشمش دارد میریزد. حالا چه کار کنیم؟ ردش کنید؟ مصلحت است؟ حق است؟ نه، دل، متعلق به این جبهه است؛ جان، دلباختهی به این اهداف و آرمانهاست. او یک نقصی دارد. مگر من نقص ندارم؟ نقص او ظاهر است، نقصهای این حقیر باطن است؛ نمیبینند. «گفتا شیخا هر آنچه گوئی هستم / آیا تو چنان که مینمائی هستی؟». ما هم یک نقص داریم، او هم یک نقص دارد. با این نگاه و با این روحیه برخورد کنید. البته انسان نهی از منکر هم میکند؛ نهی از منکر با زبان خوش، نه با ایجاد نفرت. بنابراین با قشر دانشجو ارتباط پیدا کنید.»
ملاحظه کنید رهبر معظم انقلاب نخواستند نفی دستورات فقهی بکنند بلکه خواستند متذکر این امر شوند که بعضاً باید امور دیگر را نیز مد نظر قرار داد. موفق باشید
سلام خدمت استاد طاهرزاده: استاد نمیدونم چرا این جنس رفتارها چطور در من به وجود آمده، لکن من از این جنسم که اگر شخصی در قالب مذهبی و حتی طلبه از مفاهیم و آیات و روایات در جهت اثبات فضائل ائمه بگوید و بگوید نوکر خدا و پیغمبر هم هستم ولی در پایان سخنش نسبتی با انقلاب و ولایت فقیه نداشته باشد و جایگاه ولی امرمسلمین و اولی الامری که در رأس نظام اسلامی است را با روایات و قرآن نفی کند، نمیتوانم ساکت بنشینم و او را تایید کنم. انگار جنس امیرالمومنین او با ما فرق میکند. امیرالمونینی که در قسمتی از تاریخ بوده و حالا امتدادی ندارد! «یک امیرالمومنین وهمی و انتزاعی که نسبتی با حقیقت امروز ما ندارد.» معنی ندارد شخص از امام امت اطاعت نکند و بگوید من راه خدا و ائمه اطهار را میروم، حضرت آقا میفرمایند: نه آقا این راه خدا نیست، راه شیطان است. حالا این شخص استاد حوزه هم که باشد بنده نمیتوانم ساکت بنشینم، لکن با اینکه این جنس رفتار را در خود مشاهده میکنم، میخواهم خودم را بازیابی کنم و نسبت به برخوردم با این اشخاص که گاه با غرض این حرف ها را میزنند، چگونه باید رفتار کرد که حد اعتدال باشد و او متوجه غلط فاحش خود شود در عین حالی که حرمت ها حفظ شود؟! چون این افراد بسیار محکم و با تعصب مذهبی نمیخواهند متوجه حقیقت شوند. اینها فقط نقل را قبول دارند نه عقل را ...
باسمه تعالی: سلام علیکم: در اینکه باید به حکم «کلّ یومٍ هو فی شأن» در هر تاریخی مظاهر الهیه آن تاریخ را ذیل اسلام بشناسیم، حرفی نیست و امروزه غفلت از جایگاه تاریخی انقلاب اسلامی غفلت از توحید و نور خداوند است. با اینهمه نمیتوان آن افراد مذهبی که هنوز متوجه این امر نشده و در تاریخ گذشته زندگی میکنند را طرد و یا نفی کرد. اگر زمینه هست باید متذکرشان شد و اگر زمینه نیست، باید به حالِ خودشان واگذار کرد تا إنشاءالله به مرور متوجه شوند، آیا خُلقِ محمدی «صلواتالله علیهوآله» جز این است؟ موفق باشید
با سلام و احترام: من در معیارهای ازدواج دچار مشکل شدهام. با دوستم که حرف میزدم بسیار سختگیرانه با من صحبت میکردند و میگفتند باید دختری که انتخاب میکنی از لحاظ رعایت مسائل دینی یک پله از خودت بالاتر باشد تا بتواند تو را رشد دهد. اما من با نظر ایشان مخالفم و معتقدم لزومی به این مسئله نیست و حتی ممکن است کسی که ظاهرا از شما کمتر رعایت مسائل را میکند شخص مناسبی برای ازدواج با شما باشد. میخواستم نظر استاد را در این مورد بدانم. سوال دوم اینکه آیا ما میخواهیم با مرجع تقلید ازدواج کنیم که مبری از هرگونه ترک واجب یا عمل به حرام باشد یا با کسی که از نظر اخلاق و رفتار و علاقه بین طرفین مورد پسند شماست، ولو اینکه ایراداتی در التزام به مسائل دینی در ایشان باشد؟ چون خود ما هم طبیعتا مبری از هرگونه گناه نیستیم
باسمه تعالی: سلام علیکم: نظر بنده نیز به نگاهی که جنابعالی به موضوع فوق دارید، نزدیک است. آری! نهایتاً ما در نسبت با همسر خود بر مبنای شرع مقدس اسلام میتوانیم در موضوع رعایت واجبات و ترک محرمات سخن بگوییم و عدم انجام مستحبات و یا انجام مکروهات، امری است که مربوط به خود افراد است و در دل آن رخصتی از طریق شریعت نهفته است. موفق باشید
بسم الله الرحمن الرحیم. سلام الله علیکم. محشر بود استاد. دست مریزاد. کتاب عالم انسان دینی. به توصیه دو هفته قبل شما آن را خواندم. راهنمایی بسیار ارزشمندی بود برای سلوک. در همان موقعیت همیشگی دعاگویتان هستم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: امید است بتوانیم در تاریخی که تاریخ بیعالّمیِ بشر است و جهان مدرن بشر را بیعالَم کرده است؛ با حضور در عالَم محمدی «صلواتاللهعلیهوآله» که عالَمِ عالمهاست، در جهانی حاضر شویم که سراسر کیفیتها در منظر ما به ظهور آیند و هر کمیّتی آینهای باشد به سوی کیفیتهای فرازین. مگر حضرت حق نفرمودند: «وَ إِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلاَّ عِنْدَنا خَزائِنُهُ وَ ما نُنَزِّلُهُ إِلاَّ بِقَدَرٍ مَعْلُومٍ» (حجر/ (۲۱) هیچ چیزی در این عالم نیست مگر آنکه اصل و وجه جامع و خزینه او نزد ما میباشد و نازل نکردهایم آن پدیده را مگر به اندازهای محدود و معلوم، پس هر شیئی اشارهای است به وجه عنداللّهی آن شیئ و عالَم انسان دینی یعنی عالمی که اگر بر زمین و در عالم کثرات هست از عالم عنداللهی منقطع نیست یعنی در این جهان، آن جهانی شده است. آری! «این جهان، آن جهان شدن عشق است». موفق باشید
