با سلام خدمت استاد عزیز و سپاس بابت وقتی که می گذارید: اگر امکان داشته باشد با مطالعه قسمت اول نوشته ام در مورد سوال شماره ۱ و ۲ نظرتون را بفرمایید. انسان دارای عالَم دینی که برای هر عمل در زندگی خود حدّگذاری بنام عالم دینی و وجدان دارد، وانسان بعدی گرفتار وجه افراطی و گشتلی زندگی دنیایی، که تکنولوژی افراطی او را دچار چندپارگی شخصیت کرده. اکثریت جامعه با انسان اول را با یک فتوا می توان به نظم آورد و جامعه با انسان دوم را نه، شاید با قانون و اجبار و زور. ما باید سالها قبل با تربیت انسان دارای عالَم دینی، انسانی در نظام اسلامی تربیت می کردیم که براساس عالم خود ابزار زندگیش را بسازد و یا با ورود سیل آسای تکنولوژی غربی آنچه که مزاحم عالم خود یافت پَس می زد. حال ما با دو موضوع طرف هستیم یکی انسان خارج از عالَم دینی و دیگری قشر دینی جامعه که شاید آنطور که باید با بیان توصیه و اخلاق و احکام کشش جذب نظم آوری فرد خارج شده از عالَم دینی را نداشته باشد مگر مواردی خاص. پس آنچه در اینجا از همه مهمتر است ساخت عالَم دینی برای انسانها نه صرف دانش و علم و ساخت انسان دارای عالَم دینی است که بوسیله ی آنها بتوان جامعه دینی ساخت نه با قانون و... ۱. آیا این بیان صحیح است؟(حال آنچه برایم سوال بزرگی است اینکه جدای از صحبت سبک زندگی قدیمی ها و اینکه ما دیگر نمی توانیم مثل آنها زندگی کنیم اما آن فضای گفتاری، رفتاری و زندگی آنها که شاید بتوان نامِ داشتن ملکه ی ترس از خدا را برایش گذاشت، باید ما در امروز مان داشته باشیم، اگر مراحلی در نظر بگیریم اول تربیت انسان دینی و دوم ساخت تمدن توسط این انسان، ساخت این انسان چگونه است؟ آیا می توان روال بیان شده داخل گیومه را برای ساخت انسان دینی بیان کرد؟ «سختی های آخر الزمانی امروزین ما همچون شاخصی تعیین کننده هر روز مقابل ما قرار گرفته و ما را مجبور به انتخاب می کند و انتخابی که ظرفیتهایی درون انسان برای برگشت به اصل ایجاد می کند، خداوند آگاه به این ظرفیتها هر از چند گاهی با تجلی بزرگی در جامعه مثل انقلاب اسلامی و... در ایام الله ها رخ نموده و ظرفیتهای ایجاد شده را جواب داده و نیکان روزگار آشکار شده، و تا رسیدن تعداد نیکان به حد نصاب در علم خدا پس سنت خداوند مبنی بر خداوند حال قومی را تغییر نمی دهد مگر اینکه خودشان تغییر کنند، جاری شده و خداوند می آید و با تحول درون انسانها، آنها خدا ترس می شوند (در سطح اجتماع)» ۲. در بحث دانش بنیان، اینکه ما نیاز داریم که مسئول ما، مخترع ما، کاشف ما، فن آور ما، انسانهای دارای عالَم دینی باشند که در موقع اجرا مسولیت و کارش آنچه از درون عالَم خود می یابد ظهور دهد، آیا برنامه امروز ما برای اینکه فرمایش رهبری مبنی بر دانش بنیان درست برداشت شود که بسط تمدن غربی نباشد و گرفتار گشتلها نشود چیست؟ در یک جمله دانشی که در دانش بنیان مطرح است، چگونه دانشی است؟ ممنون
باسمه تعالی: سلام علیکم: مطالبی که میفرمایید نیاز به دنبالکردن نکات مفصلی دارد. در مورد مطلب اول، آری! به نظر بنده درست است و در رابطه با دیگر مطالب، پیشنهاد میشود اولاً: سری به جزوه https://lobolmizan.ir/leaflet/1005 تحت عنوان «انقلاب اسلامی و فهم امام خمینی از انسان و جهان مدرن» بزنید. ثانیاً: جواب سؤال شماره 32990 میتواند از جهاتی راهگشا باشد. موفق باشید
سلام: چند وقتی هست که مخصوصا صبحها که برای نماز بیدار می شوم دلم بسیار «وحشت» دارد از من و حسابرسی ام ...
باسمه تعالی: سلام علیکم: با معارفی مانند «معرفت نفس» و تأمّل در سورههای قرآن به لطف الهی از این مشکلات عبور خواهید کرد. موفق باشید
سلام استاد: در منابع تاریخی معتبر اول ذی القعده واقعا روز ولادت حضرت معصومه هست یا جهت گرامیداشت اون حضرت به این نام نامگذاری شده؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده تحقیق خاصی در این مورد نداشتهام ولی بالاخره عزیزانی که اهل تحقیق در این مورد بودهاند به چنین نتیجهای رسیدهاند. موفق باشید
سلام علیکم و رحمت الله و برکاته: از نظر نظم و مدریت شخصی و گروهی، منبعی معرفی میکنید که راه کارهای نظری و عملی از جنبه اسلامی را بررسی کرده باشد؟ استاد لطفی بکنید و توضیح بدهید مطلب را... همانگونه که نقل میکنند سیر و سلوک جز با مدیریت نظم و زمان انجام پذیز نیست. بنده قصد دارم یک جریان عظیمی در مدرسه علمیه راه اندازی کنم ذیل نظم و مدریت قربته الی الله. خدا خیرتون دهد
باسمه تعالی: سلام علیکم: این مباحث, مباحثی نیست که در دل یک سوال و جواب بگنجد. پیشنهاد می شود کتاب «امامت و رهبری» شهید مطهری را به عنوان شروع این نوع امور مد نظر داشته باشید. موفق باشید
سلام: من میخاستم کتاب های علامه حسن زاده رو تا حدودی خریداری کنم کتاب هزار و یک کلمه که هفت جلدی هست رو سفارش دادم فروشنده گفتن یه سری از کتابای کوچیک علامه توی این هفت جلد هست مثل طب و طبیب اما اینکه کامل کدوم کتابا هست رو نمیدونستن میخاستم بپرسم شما میتونید راهنمایی کنید که من کتاب تکراری نخرم. دیگه مثلا مراتب رویا نامه برنامه ها بر نامه ها دستورالعمل های اخلاقی و سیر و سلوک، سر اجابت دعا، صد و ده اشاره، نور علی نور در ذکر و ذاکر، در اسمان معرفت، طب و طبیب، قران و لیله القدر الاوبه الی توبه رساله رابط و رابطی ولایت تکوینی اینا رو میخام ببینم کدوماش توی اون هفت حجد مطالبش هست و اینکه هزار و یک نکته با هزار و یک کلمه یکیه؟ ی فروشنده گفت متفاوته و جلدها رو هم که دیدم متفاوت بود منتهی یه فروشنده دیگه گفتن یکیه ببخشید من قم هم نیستم که بتونم حضوری برم برای خرید این شهری هم هستم نه کتابفروشی هست که داشته باشه این کتابارو نه استادی رو میشناسم ببخشید اگه امکانش هست راهنمایی بفرمایید. تشکر
باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر نمیکنم به راحتی بتوانید به نتیجهای که جنابعالی به دنبال آن هستید برسید. مهم آن است که بالاخره از جایی شروع کنید که پیشنهاد میشود با مباحث «معرفت نفس» که ایشان در این مورد زحمات زیادی کشیدهاند، شروع کنید نتیجه میگیرید. موفق باشید
سلام علیکم: استاد بزرگوار لطفا نظرتان را راجع به چنین برداشت و تفسیری از قرآن میفرمایید چون امکان کپی متن و یا ارسال عکس نبود لینک را قرار دادم https://www.instagram.com/p/CXCHPQQo5tE/?utm_medium=copy_link
باسمه تعالی: سلام علیکم: متأسفانه امکان دسترسی به اینستاگرام برایم نیست. موفق باشید
در تفسیر سوره جاثیه اشاره کردید که این روزمرگی هاست که اجازه نمیدهد انسان با وجه ملکوتی عالم ارتباط برقرار کند؛ آیا امکان دارد بیشتر راجع به این مسئله توضیح دهید؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: این موضوعات را با دنبالکردن همان مباحث میتوانید برای خود ملکه کنید. سعی بفرمایید همان مباحث را دنبال کنید و اینطور نیست که با تعریف چنین موضوعاتی مطلب تمامشده تلقی گردد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: این موارد تخصصیتر از آن است که بتوان طی یک سؤال و جواب روشن نمود. به خصوص که رهبر معظم انقلاب «حفظهاللهتعالی» به عنوان یک فقیه متوجهی این امور هستند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در این موارد یک راه حلّ نمیتوان داشت. آری! بعضی موارد باید به حکم «وَإِذَا مَرُّوا بِاللَّغْوِ مَرُّوا كِرَامًا» (فرقان/۷۲) باید با بزرگواری از موضوع عبور کرد ولی در جایی هم ممکن است که لازم باشد تذکر بدهیم، البته با حفظ متانت. چند جلسهی اخیر دوشنبهها إنشاءالله میتواند مفید باشد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: با نظر به حقیقت و تلاش برای نظرکردن به حقیقت وجود، جایگاه هرچیزی معلوم میشود که حجاب حقیقت است، مثل افراد معاند؛ و یا آینهی ظهور حقیقتاند مثل شهدا. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر میکنم این نوع اذکار با این تعداد در صورتی که بخواهد مداومت داشته باشد، نیاز به استاد دارد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر میآید کار خوبی است بهخصوص اگر همراه با معرفت به قواعد توحیدِ عالَم وجود باشد. موفق باشید
سلام و عرض ادب خدمت استاد محترم: درباره سوال ۳۶۰۵۹ خواستم مطلبی خدمتتان عرض کنم؛ بنده از طریق شخصی با کتاب قدیس آشنا شدم که آن کتاب در قالب رمان؛ دو داستان را مطرح کرده؛ یکی مربوط به کشیشی روسی و دیگری مربوط به تاریخ اسلام و دوره امیرالمومنین علیه السلام؛ جالب اینکه در حین خواندن این کتاب و لابلای داستان ها؛ بخش های زیادی از نهج البلاغه هم مطالعه می شود؛ یعنی نویسنده بطور هنرمندانه و در قالب قصه ما را ناخواسته و ناخودآگاه مشغول خواندن نهج البلاغه می کند، بنده در یک بانک اطلاعاتی کتاب ویژه بانوان در ایتا عضو هستم و آن شخص این کتاب را اینطور معرفی کردند که با خواندن قدیس؛ انگیزه حداقل یکبار خواندن نهج البلاغه در ما ایجاد می شود و اینطور شد که من به خواندن قدیس وسوسه شدم و در پی آن حقیقتا تصور ذهنی سنگین و سختی که همیشه از نهج البلاغه داشتم برایم شکسته شد؛ از اینرو به نظر می رسد اگر مطالب فلسفی و معرفت النفسی یا حتی تفاسیر قرآن به همان هنرمندی کتاب قدیس، قصه وار لابلای متن گنجانده شود یا برخی موارد حتی المقدور بصورت رمان درآید شوق و گرایش به مطالعه آن کتب را در برخی اشخاص ایجاد می کند و تصور سخت ذهنی شان از آن کتب شکسته می شود؛ هر چند که هم، چنین کتبی و هم نهج البلاغه پس از آن بطور حتم و جدّی نیاز به حضوری حضوری و تسبیح وار دارد ولی این شیوه نوشتار شاید بتواند پای دل انسان را به سمت آن کتب باز کند تا پس از آن، خود راه بگویدت که چون باید کرد و هرکه اهلش باشد دل به دریای آن بزند
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده در جریان آن کتاب نیستم. امید است کاربران محترم با مطالعه آن کتاب، وارد تجربهای که جنابعالی داشتهاید و بهرههایی که بردهاید، بشوند. موفق باشید
سلام استاد عزیز: استاد آخر با این اوضاع پبش آمده چه کنیم؟ راست راست توی خیابون راه میرن روسری هم سرشون نیست فقط دورگردنشون هست، پوشش و لباس های ناجور.. دیگه میخوان چکار کنند؟! من که خانم هستم حیا می کنم سرم را بالا بگیرم وقتی میرم بیرون چه برسه به آقایان! تا یه محجبه میبینن از قصد تازه بدتر میکنن دیگه مگه میشه بهشون نگاه کرد چه برسه بخوایم تذکر بدیم، من که از درون میسوزم این وضعیت را میبینم ولی حقیقتا میترسم حتی مهربانانه بخوام تذکر بدم! چطور از این جامعه توقع حرکت به افق توحید دارید؟ بر خلاف فرموده رهبری من یکی با دیدن این اوضاع دچار انفعال و ناامیدی شدم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: ملاحظه کنید که این خشم پیشآمده و این تحریکی که فعلاً رسانهها دامن میزنند، ماندنی نیست، عجله نکنید، بعداً شما حرفهایی دارید و گوشهایی که آماده شنیدناند. در ضمن عرایضی در جواب سؤال شماره 33702 شده است. خوب است سری به آن بزنید. موفق باشید
سلام و ادب: روایت مشهوری از پیامبر اکرم (ص) نقل شده که فرمودند ملائکه به خانه ای که سگ در آن باشد وارد نمی شود. با توجه به رواج یافتن خرید و نگهداری از سگ در بین نوجوانان و جوانان شاید سوالی که به ذهن آن ها برسد این باشد که خب وارد نشوند. مگر چه اهمیتی دارد ملائکه به خانه ما وارد شوند. مشتاقم توضیح جنابعالی را در این خصوص بدانم که اولا: چرا پیامبر (ص) مسأله نگهداری از سگ را با حضور ملائکه در خانه مرتبط میدانند؟ چه رابطه ای بین حضور سگ با حضور ملائکه در خانه وجود دارد؟ دوم اینکه: اصل حضور ملائکه در خانه چه اهمیتی دارد که موجب می شود اهالی خانه روی حفظ این حضور حساس باشند و از نگاه داشتن سگ در خانه خودداری کنند؟ چنانچه توصیه ای در خصوص روش صحیح مقابله با این پدیده ضد فرهنگی دارید نیز بفرمایید. با تشکر.
باسمه تعالی: سلام علیکم: در جزوهای که تحت عنوان «حکم تندیس یا مجسمه» سالها قبل نوشته شد، روشن گردید که چرا میفرمایند سگ و مجسمه اگر در محل زندگی و مثلاً داخل اتاق باشد، فرشتگان که عبارت باشند از انوار الهی؛ حضوری در آن محل نخواهند داشت. بدین معنا که انسان از حاضرشدن در جهانهای گشوده معنویت محروم میگردد و با انواع افسردگیها و نیستانگاریها دست به گریبان میشود. موفق باشید
سلام علیکم: برای مطالعه تاریخ زندگی و شخصیت (مذهب و ...) و همچنین آشنا شدن با نظام فکری و یک کلیاتی از نظریات فلسفی و عرفانی هر کدام از شعرای زیر چه کتاب و منبع مطالعاتی رو معرفی میکنید؟ جناب مولای رومی و حافظ و عطار
باسمه تعالی: سلام علیکم: در این موارد کتابهای زیادی با تخصصهای متفاوتی نوشته شده. هرکس باید مناسب ذوق خودش ببیند کدام را باید انتخاب کند و فکر میکنم در این سالها کتابهایی منتشر شده و دیگر بنده در جریان آنها نیستم. موفق باشید
من در رشته فیزیک تحصیل کردم و تا کنون در زمینه معارف اسلامی و دینی و... هیچگونه مطالعهای نداشتم. دوست عزیزی سایت صبار رو به من معرفی کردند جهت استفاده از مبحث ده نکته از معرفت نفس. من صوت تمام جلسات را گوش دادم و بسیار برای من جذاب بود و علاقه مند شدم که بیشتر مطالعه داشته باشم، ولی اصلا نمیدونم چه مباحث و چه کتبی را دنبال کنم. ممنون میشم اگر من رو راهنمایی بفرمایید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: خوب است با سیر مطالعاتی که سایت «لُبّ المیزان» پیشنهاد کرده است؛ کار را جلو ببرید. إنشاءالله نتیجه لازم حاصل میشود. موفق باشید
سلام و عرض ادب: استاد در کتاب اسرار نماز آیت الله جوادی بین آداب و حکمت و اسرار نماز تفاوت قائل شده است و حکمت را به نتایج عمل، آداب را به مسائل اجرایی نماز و اسرار را به عوالم وجودی بالاتر که باطن عمل است ربط می دهد اما در کتاب حکمت عبادات، حکمت و اسرار را یکی می داند! راز این تناقض چیست؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر میآید در آنجایی که بین حکمت و اسرار تفکیک کردهاند، خواستهاند مطلب را دقیقتر بیان کنند از آن جهت که حکمت عبادات را میتوان با مخاطب در میان گذارد، ولی راز آنها را هرکس در نزد خود مییابد به همان معنایی که جناب مولوی میفرمایند: «هرکه را اسرار حق آموختند / مُهر کردند و لبانش دوختند». موفق باشید
بسم رب الشهداء و صدیقین. باعرض سلام و خدا قوت خدمت استاد عزیزتر از جانم، استاد طاهرزاده: استاد بنده از خداوند متعال درخواست دارم که جایگاه من را در این زمانه که در آن به سر میبرم نشان دهد خوشا به سعادت شهید نواب صفوی و حضرت امام و حاج قاسم عزیز که زندگی را زندگی کردند، نه مردگی. استاد شما را به حضرت فاطمه الزهراء قسم میدهم دعا کنید ما جایگاه مان را در این حضور تاریخی درک کنیم و حرکتمان را نسبت به حرکت امام و رهبری ادامه دهیم. همچنین خواهشمندم بفرمایید چگونه باید این درک و ایفای جهاد الهی را درست تشخیص دهیم و از همین الان در جایگاه خود حاضر شویم؟ با تشکر و من الله توفیق
باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر در عین رعایت واجبات و احساس سربازی رهبر انقلاب، محبت به حضرت علی «علیهالسلام» را در جان خود دارید، مطمئن باشید به لطف الهی جایگاه شما در زیر سایه مولایمان علی «علیهالسلام» خواهد بود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم:پاسخ به جیمیل تان ارسال شد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: متنی ارسال نشده. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: فدای شما شوم، اول، پدری آن را ثابت کنید که بنده حقیر یعنی اصغر طاهرزاده، استاد حسن زاده عزیز هستم؟! تا بعد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همینطور است که متوجه هستید وگرنه برای اصلاح شخصیت آن افراد دعا کنیم که خوب است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! ولی متوجه باشید مستحبات، واجبات را پشتیبانی میکند. موفق باشید
سلام علیکم:
تقدس جمهوریت با نظر به تاریخ قدسی فردا
آری! شاید و چه بسا حقیقتا اگر انسان با نظر به افق برین و گشوده ای از آنچه که می تواند باشد و حاضر شود در نظر به جمهوریت ذیل انقلاب اسلامی در تجسم انسانی همچون حاج قاسم ها و یا همچون شهدا به آینده و فردای این تاریخ نگاه کند دیگر حضورش در صحنه ی انتخابات را ادامه ی دیروز تحجر و فساد و رانت امروز نمی فهمد بلکه به طلب فردایی برای حضور هر چه بیشتر از جنس حاج قاسم ها دنبال می کند و این یعنی همان (جمهوریت) آری، ما در صحنه ی حضور مردمی در انتخابات چه بسا دست به انتخابی بزنیم که در افق تاریخ فردای ما نباشد اما جنس حضور ما فردایی است گرچه انتخابمان اینگونه نشود. امید و امیدواری به فردای تاریخ درست در این نقطه است که شکل می گیرد و یأس و بازگشت از مسیر هم در این نقطه مفهوم می شود. [درست همان جایی که می توانیم باشیم اما بدون نظر به فردا و نظرگاه حضور و طلبی که می شود به آن چشم دوخت و انتظار کشید اما پا پس می کشیم]. باید یکی از محورهای جبهه ی تبیین در انتخابات پیش رو، نظرگاه فردایی باشد که جنس حاج قاسم است و نظرش به جمهور در دفاع از حرم است (حرم جمهوری اسلامی) اگر ستون این خیمه بلرزد خیمه ی حرم آل الله خواهد لرزید. شاید به یک وجه با آنانی که از انتخابات دلسرد شدند وجه اشتراکی بتوان یافت اما وجه افتراق است که درست نقطه ی مقابل آن که جمهوریت را تقویت می کند. وجه اشتراک همان ادامه ی دیروزی است که با رانت و فساد و تبعیض و بی عدالتی و....سایه بر امید حضور انداخته است تا انسان پا پس بکشد و یأس در عالم اراده ی انسانی اش رخنه کند و او را از برهه ای حساس در تاریخی بس بزرگ و تقابلی به شدت معنا دار و معنا بخش محروم کند و این همان جنود ابلیس است که آدمی را ابتدا بی اراده می کند و آنگاه بر حیات سرگردانی اش افسار می زند و صحنه ی زندگی اش را میدان تفرج توهمات و خیالات می کند و سپس در یک تاریکی سرگردان و بی معنایی او را بی حاصل دچار دوران زندگی از امروز به فردا و از فردا به فردایی دیگر تا فرا رسیدن مرگ اگر قبلش منجر به خودکشی نشود می کشاند. اما وجه افتراق در همان طلب فردایی است که ظهور انسانهایی میتواند باشد از جنس حاج قاسم ها که نه حضوری ملی داشته باشند بلکه مکتبی باشند فرا روی انسان های معنویت خواه و آزادی طلب و آزاده که در پی فردایی در قامت انسانیاند، نه ادامهی دیروز و نه رانت و فساد و اختلاس. کافی است در این افتراق و اشتراک بیندیشیم، فکر کنیم و به گفتگو بنشینیم تا انسانها حضور جمهوریت را همان ادامهی حضور حاج قاسمی ببینند و تصدیق کنند که اگر نبود آن حضور، جریان استکبار و صهیونیزم انسان را در سحر توهّمات و تخیلات و تمایلات نفسانیشان به اسارت میگرفتند و از انسان بردهای میساختند در تسخیر تمایلات عالم خود. آنچنان که در پروتکل های اندیشه ورزی شان نظر به چنین انسانی در آخرالزمان برای خود ترسیم کردند. جمهوریت همان دیروز نیست تا پا پس بکشیم، بلکه ادامهی فردایی است که با امروز تاریخ انقلاب اسلامی گره خورده است و درست همین جاست که باید حاضر شد، حضور از جنس فردایی برای عبور از دیروز با نظر به شهدا، اما نه با تکیه بر احساسات بدون تفکر تاریخی. و این صورت تفکر تاریخی بر عهدهی جبهه نخبگان انقلابی است تا افق حیات بخش فردا را و عبور از صورت گذشته را در تعین حاج قاسم ها به جمهوریت نشان دهند تا این طلب در جانشان زنده شود و در تاریخ حضور فردای خود شرکت کنند آنچنان که زیر تابوت حاج قاسم حاضر شدند.آری تابوت حاج قاسم طلب گمشده ی فردایی و پس فردایی انسان بود فلذا به صحنه آمد و در پی گمشدهی خود میگشت. به نظر میرسد اگر همین انسان را در فردایی از این جنس که همان طلب گمشده و حضور فراگشودهی خودش باشد حاضر کنیم و یا بتواند حضورش را در آن فردا بیابد، جمهوریت شکل خواهد گرفت و مشارکت ذیل یک تاریخ قدسی از همان صورتی که در تشییع پیکر حاج قاسم بود بار دیگر صورت خواهد گرفت. آری! باید به این نحوه از مشارکت فکر کرد و در وجه و صورت های مختلف آن برای معنابخشیاش و صورتگریاش به انسان تفکر کرد بدون آنکه بخواهیم گرفتار جدال و مراء با او شویم بلکه او خودش را متعلق به فردای انتخابات بیابد و حضورش را حضور خود معنا کند آنچنان که در تشییع شهدا رخ میدهد که حضورش را حضور تشییع خود می یابد اگر چه زباناش را ندارد تا این را بازگو کند اما معنایش را در خود به همراه دارد. سخن در مشارکت، سخن در نحوهی حضور انسان است که طلبی بس متعالیتر و معنابخشتر از دیروز را دارد که یأس از دیروز او را از ادامهی فردا باز نگه داشته است و اگر مطلوب و معنایی فراتر از امروز و دیروز را در فردایی که حقیقتاً در دل انقلاب اسلامی وجود دارد را در او زنده کنیم؛ امید را برای جمهوریت زنده کردهایم. بلی، سخن در نحوهی چگونگیها باقی است و کلام با اجمال همراه است و برای تفصیل باید به «گفت» نشست و زبان را به صحنه آورد تا هم گوشها بشنوند و هم زبانها سخن بگویند تا قلب تصدیق کند.
باسمه تعالی: سلام علیکم: در اینکه بشر جدید بنا دارد در انتخاب خود، خود را حاضر کند؛ بحثی نیست. و در اینکه در این انتخاب به دنبال حضوری بس متعالی است، باید با او به گفتگو نشست تا معلوم شود اگر آن انتخاب با نظر به افق توحیدی و بستر متعالی انجام نگیرد؛ انتخاباتی انجام نگرفته است، بلکه با بازی رسانهها، هوسهای سرگردان به میان آمده است و تقابل اساسیِ بین حضور مردمی در جمهوری اسلامی با جمهوریتهای سکولار دقیقاً در همین نکته است.
نظام مقدس جمهوری اسلامی میدانی را برای انسان فراهم میکند تا هرکس خود را در نزد خود در میدان انتخابی که انجام میدهد احساس کند و شورِ بودن خود را تجربه نماید. زیرا نه انسان میتواند بدون انتخابهایش و با تحمیل دیکتاتوران در این زمانه زندگی کند و نه میتواند در انتخابهای خود در افق تاریک سکولاریته، نیستانگاریِ خود را عمق ببخشد. و اینجا است که معنای انتخابات در نظام مقدس جمهوری اسلامی معلوم میشود با همان نگاه دقیقی که جنابعالی بر آن تأکید دارید. یعنی انتخاب برای حضور فردایی که در پیش است و در دل همین نظام میتوان با همه تنگناهای تاریخی که داریم به آن فردا نظر کرد. در این مورد بسیار میتوان سخن گفت تا معنای سخن آن پیر فرزانه را «فهم» کرد که فرمود: «فقط «جمهوری اسلامی»، نه یک کلمه زیاد و نه یک کلمه کم.» زیرا با این جمله بدون آنکه از حضور تاریخ جدید خارج شویم، از پوچی آراء سرگردان در جهان مدرن مبرّا خواهیم شد. چه اندازه در غفلتاند آنانی که جایگاه انتخابات را در نظام جمهوری اسلامی به اموری متصل میکنند که اتفاقاً با ادامه انتخاباتی که بر آن تأکید شده است؛ میتوان از آن امور و از آن تنگناها عبور کرد. موفق باشید.
