بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
33294
متن پرسش

استاد بزرگوار سلام: در اطرافیان من کسی هست که در هر دیدار احتمالا بدون هیچ سوءنیت و در کمال سادگی به من طعنه می‌زند یا جملاتی می‌گوید که دلم را شدیداً می‌شکند. از آنجایی که بزرگتر هست و در بحث کردن با او و ابراز ناراحتی هم سودی نمی‌بینم معمولا در مقابل حرفهایش می‌خندم انگار صحبت بانمکی کرده است. اما بعد از دیدارمان تا دیدار بعدی با تمام وجود با قلب و مغزم کلنجار می‌روم که با یادآوری حرفهایش کینه پیدا نکنم. تازه وقتی کمی آرام می‌گیرم دوباره دیدار بعدی پیش می‌آید و حرف‌های دل‌شکننده محتمل بعدی. نسبتم هم با او طوری نیست که بتوانم محدودتر از این با او در ارتباط باشم. این را هم بگویم که از دل‌شکستگی‌هایم تقریبا به هیچکس نمی‌توانم بگویم. اگر با خانواده و اقوام حرف بزنم غیبت می‌شود و با دوستانم هم سختم هست حرف‌هایی از این جنس بزنم پس در این جدال بسیار هم تنها هستم و یک‌نفره و بی هیچ یاوری با خودم مبارزه می‌کنم. استاد من از سینه‌ای که پر از کینه و احساس منفی به دیگران باشد می‌ترسم. حدیثی از اهل‌بیت شنیده‌ام که شیعیان ما قلب‌شان از هر غل و غش و دغلی پاک است اما من پر از غل و غشم. عاجزانه از محضر شما درخواست دارم راهنمایی‌ام کنید که با چه فکر یا عملی نسبت به حرف‌هایی از این جنس بی‌تفاوت بشوم و بتوانم کینه به دل نگیرم و در مقابل او و دیگرانی شبیه او بداخلاقی یا بی‌محلی نکنم؟ استاد دوست دارم ظرفم را بزرگ کنم اما خیلی کوچکم. مثلا تقریبا مطمئنم که او قصد شکستن دل من را ندارد اما به واسطه سن و تفاوت فرهنگی و فاصله‌ای که بین دنیاهایمان هست این حرف‌ها را به من می‌زند، اما هرچه این موضوع را پیش خودم مرور می‌کنم باز هم دلم قانع نمی‌شود که از حرفهایش نشکند.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مگر این سخن بزرگ و بزرگ‌تر از بزرگِ حضرت معبود را فراموش کرده‌اید که می‌فرماید: «وَعِبَادُ الرَّحْمَنِ الَّذِينَ يَمْشُونَ عَلَى الْأَرْضِ هَوْنًا وَإِذَا خَاطَبَهُمُ الْجَاهِلُونَ قَالُوا سَلَامًا» (فرقان/63) بندگان خدای رحمان که وسعت رحمانی‌اش شامل عموم بندگان است، انسان‌هایی می‌باشند که بدون هیچ تکبرّ و با فروتنی تمام روی زمین حرکت می‌کنند و چون در صحنه‌های مختلف با افرادی روبه‌رو شوند که جاهلانه با آنان برخورد می‌کنند، در مقابل، گفتگویی همراه با سلام و سلامتی با آنان در میان می‌گذارند. و نیز در جای دیگر می‌فرماید: اینان « وَإِذَا مَرُّوا بِاللَّغْوِ مَرُّوا كِرَامًا» چون با امری لغو و غیر منطقی روبه‌رو شوند با بزرگواری از آن امور می‌گذرند و خود را همسنگِ سخنان پوچ و لغو و بی‌ثمر نمی‌کنند. موفق باشید  

32707

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام وقت بخیر: بعد از خواندن کتاب جایگاه رزق در عالم هستی این سوال برام پیش آمده که علت اینکه ایشان دو گونه رزق رو که در نامه ۳۱ نهج البلاغه آمده، برخلاف نظر دیگران که می گویند رزق دوگونه یعنی یک نوع رزق که بدنبال انسان می آید و نیاز به تلاش نیست و نوع دوم که باید انسان به دنبال او رفت، ایشان در این کتاب می فرمایند رزق دوگونه یعنی رزقی که مقدر هست و رزقی که مقدر نیست درصورتی که رزق به چیزی گفته میشه که انسان ازاون برخوردار بشه اگه بهش نرسی که رزق نیست. خواستم بپرسم برچه مبنایی نظرشان راجع به رزق اینگونه است؟ ممنون میشم اگر پاسخ بدید.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که این نوع روایات می‌فرمایند رزق نوع دوم از نوع نیازهای اصلی انسان نیست ولی از آن جهت نام رزق به آن نهاده شده که انسان می‌تواند از آن برخوردار شود هرچند نیاز اصلی او نباشد. موفق باشید

32518

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد جان، خدا قوت! دکتر ابراهیم فیاض می گویند که فلسفه ملاصدرا عامل انحطاط هست و امام (ره) از فلسفه صدرا عدول کرده و فلسفه ی شیخ انصاری را برگزیده بود! نظر شما در مورد این حرف دکتر فیاض چیست؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در جریان نظرات آقای فیاض هستم. نه تنها دلیلی بر سخن خود ندارند، حتی با نامه‌ای که حضرت امام به آقای گورباچف در اواخر عمرشان نوشتند؛ کاملاً نظر آقای فیاض را رد می‌کند. و رهبر معظم انقلاب حتی معتقدند نگاه صدرا آینده جای و جایگاه خود را می‌یابد. در این رابطه می‌توانید به کتاب «سلوک ذیل شخصیت امام خمینی «رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» که روی سایت هست رجوع فرمایید. موفق باشید

32358

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام و تشکر: ۱. سوالم درباره شفای امراض سخت است. به نظر می رسد اگر کسی مبتلا شد، چاره فعلا فقط در مرگ است، اصلا شفایی نیست. آنچه علم مادی دارد که فعلا به جایی نمی رسد از یک طرف، از سوی دیگر آنچه در دین هم آمده که فلان سوره و فلان ختم هم مگر برای چند نفر جواب داده است؟ تعداد کسانی که از این خوان بهره مند شده اند بسیار کمتر از کسانی است که بهره نبرده اند. پس یا علم پیشرفت کند یا کار زیادی از دین برنمی آید؟ طرف برای درمان به فلان مرتاض هندی و فلان مقدار پول مراجعه کرده و مرض محکوم به مرگ را، شفا گرفته. افراد برای شفا واقعا دنبال این علوم بروند؟ ۲. در دوره آخر الزمان که فقر و بیماری و ظلم نیست، مردم به چه آزمایش می شوند؟ بساط آزمایش برچیده می شود؟ یا مسابقه در کسب معارف است؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: هرچه هست همه این دستورات و درمان‌ها، زمینه است تا نفس ناطقه انسان توان تدبیر بدن را به دست آورد و به همین جهت هیچ‌کدام از این موارد مطلق نیست و آیا نفس ناطقه اگر از عضوی منصرف شود و یا نتواند آن را تدبیر کند، مگر این نوع درمان‌ها می‌توانند کاری بکنند؟ دعا یکی از وسایلی است که زمینه تدبیر نفس ناطقه را فراهم می کند. اگر نفس ناطقه آمادگی تدبیر لازم را در مورد آن عضو در اراده خود داشته باشد. موفق باشید

32152

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد عزیز: وقت شما بخیر علامه جوادی آملی در تاریخ ۱۳۹۶/۰۹/۱۱ در پیامی که به همایش بررسی شخصیت علمی و اخلاقی آیت اله هاشمی رفسنجانی داشتند، فرمودند که «دیدید او از تخت به تخته کشانده شده ولی هیچ تکان نخورد! معلوم می‌شود آن وقت که روی تخت بود آیت الله هاشمی رفسنجانی بود و آن وقت که روی تخته آمده آیت الله هاشمی رفسنجانی بود. معلوم می شود آنچه بیرون از جان این مرد بزرگ بود، در جان او اثر نگذاشت و این معنای اخلاق است!»  حتی در همین پیام ایشان را جامع علم و جهاد و شجاعت و شهامت دانستند و بنحو جامع اکمل! نظر شما راجع به این پیام ایشان چیست؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: برداشت ما آن است که این نگاه به آقای هاشمی با نگاه مقام معظم رهبری متفاوت است. بخصوص که رهبر معظم انقلاب در نماز میت ایشان آن جمله که معمولاً برای متوفی می‌خوانند را، اظهار نکردند. نکاتی در جواب سؤال‌های شماره‌  ‏۱۸۳۱۲  و ۱۵۲۶ در این رابطه شده است که می‌توانید به آن‌جا رجوع فرمایید.با همه این توصیفات نمی توان از شخصیت حکیمانه و عالمانه آیت الله جوادی به راحتی عبور کرد. موفق باشید

32117
متن پرسش

استاد ارجمندم سلام و عرض ادب: در فرمایشات گرانقدرتان فرمودید که با سعه صدر، تفکر در جهانی بین دو جهان، نظر به مبانی انسانیِ انسان جدید و تاریخ انقلاب اسلامی باید کارها را جلو برد، در جلسات سها هم بحث بسیار جدید و دقیقی در مورد عقل تکنیک مطرح می‌شود ولی بعضا آدمِ امروز را به انفعال می کشاند و اصولا بحثها در بستر فکر کردنِ محض مطرح می‌شود، بنظر می‌رسد باید راهی برای نقطه شروع ارائه داد، راهی که مشکل گشا باشد و اثرات آن را در جامعه حس کرد، راهی که بشود مشکلاتی که بطور خلاصه و مثال آورده ام را درمان کرد، راهی که با آن جامعه ای درست شود که حضرت حجت عجل الله تعالی در آن حضور پیدا کنند. در حوزه فرهنگ در صدا و سیما مسئله حیا و غیرت به مسخره گرفته می‌شود، دائم تبلیغات مسخره می کنند و مردم را برای خرید به ولع می اندازند، سبک زندگی غلط و توسعه هوس را پرورش می‌دهند، شخصیت می‌دهند به افرادِ بی شخصیتی همچون بعضی از سلبریتی های سگ و گربه باز که از افسردگی نمی دانند چکار کنند و اکثرا در دام اعتیاد و گرفتاری های اخلاقی هستند، هزینه کردن وقت و پول مردم برای برنامه خندوانه ای که خنده دارد ولی آنقدر جای شادی واقعی در آن خالی است که انیماتور و برنامه ریز جوانش به بد ترین شکل خودکشی می‌کند! در فرهنگ ارشاد اسلامی! فیلمها وسریال هایی تولید می‌شود که یک ساعتش زحماتِ یک عمر کار فرهنگی دلسوزان در مجموعه های فرهنگی را به باد می‌دهد، به دولتی که نوکر جد و اباءش هستیم و معتقدیم هدیه الهی به مردم است و متاسفانه وزیر انقلابیش آقای رستم قاسمی به مردم قول می‌دهد که مازاد پرداخت هزینه بلیط اربعین به حساب زائران واریز می‌شود و بعد از چند ماه هیچ خبری نمی‌شود، به امام جمعه شهرم که می‌گوید رهبری درس خوانده است و من هم درس خوانده ام و نمی‌داند که مراجع هم در امور مملکت مقلد ولی امر هستند، به امام زادگان محترمی که تولیتشان افتاده دست کارتل های اقتصادی مثل اسنوا، ظریف مصور و... به معماری بیمار و توهم انگیز شهر که آسمان شهر را از مردم گرفته، آسمانی که نگاه کردن به آن قلب را آرام می‌کند، و خیلی از مشکلات دیگر که در مجال مکاتبه نیست و قطعا خود حضرتعالی هم بابتش خون دل می‌خورید. آیا شهید عزیز آوینی فقط به مشکلات فرهنگی فکر کرد؟ آیا شهید عزیز سلیمانی سلام الله، به مسئله داعش، فقط فکر کرد؟ آیا داعش فقط در سوریه و عراق بود؟ آیا داعش به فرهنگ، اقتصاد و باور جامعه ما حمله نکرده؟ استاد ارجمندم، بنظر باید راه حلی قابل اجرا برای پیگیری و اعتراض، در جهت اقامه حق و توسعه تمدن اسلامی پیدا کرد. (به راه بادیه رفتن به از نشستن باطل اگر مراد نیابم بقدر وسع بکوشم) گروهی در فتنه ها آسودند و گروهی دیگر دست به حمله و پیکار با فسادگران زدند و با شکیبایی که داشتند بر خدا منت ننهادند و جان دادن در راه خدا را بزرگ نشمردند، شمشیرها در راه خدا کشیدند و بینش خود را بر شمشیرها نشاندند و جهاد کردند و از کسانی هستند که در چشم متکبران خوار و در روی زمین گمنام و در آسمان ها معروف اند. نهج البلاغه خطبه ۱۵۱ التماس دعا.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! مائیم و همین مشکلاتی که فرمودید و بستری به نام انقلاب اسلامی که تاریخی است برای عبور از این مشکلات. و به همین جهت همه تلاش بنده با تجربه‌های اجرایی که داشته‌ام، آن است که متوجه حضور تاریخی خود باشیم. زیرا تنها و تنها در چنین حضوری است که می‌توانیم در این تاریخ، از این تنگناها عبور کنیم. و بنده حضور تاریخی انقلاب اسلامی را عطای الهی برای عبور از این مشکلات می‌دانم. به همین جهت در متنی که در رابطه با حاج قاسم عرض شد، نوشتم:

حضور در تاریخی که حاج قاسم‌ها می‌سازد

او در این تاریخ و بر روی این زمین هیچ دلیلی برای ماندن در زندگیِ معمولی نداشت. حاج قاسم چندان که می‌توانست مهر می‌ورزید، او از میان غوغا برآمده بود و از غوغا هراسی نداشت و از این‌که دشمنانِ انسانیت او را دوست نمی‌داشتند، خشمگین نمی‌شد. آن مهرِ بزرگ، طالب مهرهای فریب و زهدهای دروغین نبود، زاهدانی که به زندگی با بدخواهی می‌نگرند.

آن‌هایی که در راهی قدم می‌زنند که انقلاب اسلامی مقابل انسان گشوده است، صاحب گام‌هایی خواهند بودکه هرگز نه سُست می‌شود و نه باز می‌ایستد، گرچه در میانه راه، کوه‌های بلند و محنت‌های بزرگ باشد. آن کس که سبک‌پای است آن‌چنان کوه‌ها و مرداب‌ها را طی می‌کند که گویا در حال رقصیدن است.

هان! ای حاج قاسم‌ها! باید دل‌های خویش را در تاریخی که می‌تواند حاج قاسم بسازد، برکشید و پای بر فرق هر آن چیزی بگذارید که مانع رفتن شما است. دل‌های شما پاک و مقدس است، هیچ‌کس را امروز که روز حاج قاسم‌ها است کوچک نباید شمرد. حاج قاسمِ امیدوار و سبُک‌بار که با افشاندن بال‌هایش آماده پرواز بود و به پرندگان -آن یاران شهیدش- اشاره می‌کرد، حقیقی‌ترین سخنان را بر زبان داشت و از جمهوری اسلامی که حرم است، گفت و از راز عاقبت به‌خیری در ارادت به مقام معظم رهبری«حفظه‌الله‌تعالی».[1]

موفق باشید

[1] - می‌فرماید: برادران، رزمندگان، یادگاران جنگ؛ یکی از شئون عاقبت به خیری «نسبت شما با جمهوری اسلامی و انقلاب» است. والله والله والله از مهم‌ترین شئون عاقبت به خیری همین است. والله والله والله از مهم‌ترین شئون عاقبت به خیری، رابطه قلبی و دلی و حقیقی ما با این حکیمی است که امروز سکان انقلاب را به دست دارد. در قیامت خواهیم دید، مهم‌ترین محور محاسبه این است.

31945

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام: روایتی از امام صادق (ع) داریم که مجموع دورانی که پیامبران از امت خویش غیبت داشته اند باید درباره غیبت امام زمان (عج) هم اجرا شود. حال سوال این است که مجموع دوران غیبت پیامبران از قوم خویش چند سال بوده؟ با تشکّر

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نمی‌دانم. روایت را هم ندیده‌ام. موفق باشید

31759

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد خسته نباشید: وقتتون بخیر. میشه در مورد موضوعی که در زمان کرونا پیش آمده که برخی جوانان می گویند «در هیئت ها کرونا نیست و کسی در آنجا مریض نمی شود و خود آنجا شفا خانه است» چند تا دلیل بفرمایید بر نفی این مسئله. شرمنده مزاحمتون شدم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آیا طرف‌های مقابل جهت این سخنان‌شان دلیل دارند؟ تازه بر فرض که چنین باشد، وقتی رهبر معظم انقلاب به عنوان نایب امام زمان «عجل‌الله‌تعالی‌فرجه» توصیه بر رعایت دستورات ستاد کرونا دارند، چرا از این توصیه ها سر باز بزنیم و خود را از برکات تبعیت از رهبر انقلاب محروم کنیم؟! موفق باشید

31136

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: استاد عزیز می‌خواستم نظرتون رو درباره سبک زندگی و افرادی که از نظر اعتقادی فقط میدونن که خدایی هست و به مرتبه باوری که در زندگی کاربردی باشد نرسیده اند و از لحاظ احکامی و واجبات گاهی نماز می خونن و از نظر اخلاقی بیشتر روزمره با بداخلاقی های غیبت و تهمت و حق و ناحق کردن می گذرانند و گرفتاران روزگار که فرصتی رو درباره بدگویی از نظام اسلامی و... از دست نمیدن، انسانهایی که زندگی عادی دارند و فقط اینکه مثلا دزدی نمی کنند والحق و الانصاف جدیدا سد زندگی توحیدی دیگران هم می شوند، این مدل ها در اطرافیان کم نیستند حالا ۵۰ الی ۶۰ سال سن هم دارن. حال جدای از اینکه اینها دیگری هستند اما نه از نوع کافر و... آیا خداوند به اندازه عقل اینها با آنها برخورد می کند؟ جایگاه اینها در دستگاه الهی کجاست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نمی‌دانم. ما نباید در این موارد با این افراد درگیر شویم. به ما فرموده‌اند: «وَإِذَا مَرُّوا بِاللَّغْوِ مَرُّوا كِرَامًا» مؤمنین وقتی با امور لغوی روبه‌رو می‌شوند با بزرگواری از این موارد عبور می‌کنند. موفق باشید

29644

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
عرض سلام و خسته نباشید: کتاب های شما که در کتابخانه های اینترنتی (کتابراه، طاقچه، فیدیبو) به صورت رایگان عرضه شده است، مورد رضایت کامل شما برای عرضه و دانلود هست؟ ممنون.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: از نظر بنده بلا مانع است. موفق باشید

28712
متن پرسش
سلام علیکم: پاسخ حضرتعالی به سوال من (همان سوال ۲۸۶۸۹ با عنوان چیزی که نباید از آن غفلت کرد) دقیقا همان چیزی است که مد نظر من هم بود و جدا مطالب تان صحیح و متقن بود و شاید زاویه نگاهی که در پاسخ به یکی سوالات قبلی بود و موجب شد آن متن را خدمتتان بفرستم و نظرم به این بود که علیرغم طوفان ها و ناتوی فرهنگی و سوء تدبیرها و دنیاطلبی و بی بصیرتی در زمامداری و بعضی مسئولان همچنین غفلت ها و پوچ شدن بعضی فعالیت های فرهنگی خودمان، ولی در کل روند دینداری و هویت دینی رشد کرده و این خودش یک ظرفیت عظیم است که باید قدرش را دانست هر چند من هم با حضرتعالی کاملا همدل و همنوا هستم بسیاری ظرفیت های انقلاب و تشیّع و مکتب امام و رهنمودهای حضرت آقا را به صحنه نیاوردیم و ضربه خوردیم و این، عیب انقلاب و مربوط به مکتب انقلابی نبود بلکه از ضعف ما و بعض مسئولان و عدم توجه به بانگ توحیدی این نهضت بود و توجه نکردیم این انقلاب یک انقلاب تمدن ساز است و ظرفیت و افقی جهانی به ظرفیت آحاد بشر را مد نظر دارد و نمی‌توان با مدرنیزه و غربگرا شدن و در عین حال نفی و انزوا و یا ستیزه گر تمامه با عالم مدرن مانند سلفیت و بعضا جریان هایی در درون شیعیان، و همچنین ترکیب الگوهای اسلامی و غربی و گزینش گری و غرب گزینی، تمدن نوین اسلامی بپا کرد که پرچمدارش امامی بود که نه غربگرا بود نه منزوی و ستیزه گر تمامه و منکر تمامه عالم مدرن و نه اهل ترکیب گری و غرب گزینی بود. بله، جدا انقلابی جهانی و به صحنه آوردن اسلام در قامت یک پرچم جهانی و مقابل تمدن مدرنیته و لیبرال دموکراسی با قرائت عرفانی_سیاسی و تمدن ساز حضرت امام، نیاز به بازنگری جهانی و الگوسازی جهانی و اقیانوس بودن دارد که متاسفانه در بسیاری عرصه ها و صحنه ها از آن غفلت کردیم و اگر در بسیاری عرصه ها هم توانستیم توفیق پیدا کنیم و تمدنی عمل کنیم چیزی جز به صحنه آوردن ظرفیتهای تشیع و اسلام ناب انقلابی و عمل در راستای افق گذاری امامین انقلاب نبود ویژه آنجایی که در ساختار کلی و زعامت جامعه اسلامی، الگوی ولایت فقیه را برقرار کردیم و حتی مشارکت مردمی در انتخابات را بدون پذیرش توسعه و بسط دموکراسی ذیل نظام ولایی استحاله کردیم و دیدیم اگر ولایت فقیه و این ساختار کلی و الگوی زعامت نبود، بعید نبود انقلاب ما هم سرنوشتی مانند بسیاری نهضت های اسلامی و حتی جریان های بیداری اسلامی چند سال در مصر و لیبی پیدا کند که به خاطر همین‌که در نظام سازی ناموفق بودند، استحاله شدند و از مسیرشان منحرف و حتی در درون جبهه استکبار هضم شدند. لذا وقتی پاسخ تان به سوالم را دیدم، متوجه شدم دقیقا همنوا و همسو با شما هستم و شاید اختلاف جزئی در بحث باشد که آن هم از سر دلسوزی و دغدغه مندی شماست و گرنه خودتان هم به کرات به رشد هویت دینی در بین مردم پس از انقلاب اشاره کردید و گلایه تان از این است که بعضی وجوه نامطلوب چه در عرصه زمامداری و مدیریت و چه بعضا در سطح جامعه را می بینیم بخاطر کم کاری خودمان از همراهی با امام و رهبری عزیز بود و اینکه نسبت خودمان را با انقلاب گم کردیم و بجای اینکه در تمام عرصه ها از دریچه ای که امام مقابل ما برای نگاه به انقلاب گشود، به عرصه و انقلاب و تمدن مطلوب نگاه کنیم، از دریچه ای نگاه کردیم که شایسته نبود و این باعث نارسایی و کاستی هایی که شد که برایمان نامطلوب است ولی بحول و قوه الهی این امور هم به صفای رهبر عزیز انقلاب و هدایت حکیمانه شان و عزمی که در درون مردم در حال رشد است و فرو ریختن ابهت استکبار و تحجر مدرن که در یادداشت حضور انقلاب در صحنه های اخیر عالم هم به آن اشاره کردید و می بینیم خود پرچمداران لیبرال دموکراسی با چه مشکلاتی طرف هستند و حتی مجبورند از نظریه پایان تاریخ خودشان عدول کنند، مسیر برای تثبیت جایگاه زمینی انقلاب چنان ماوای آسمانی و ملکوتی اش که ثتبیت شده فراهم می‌شود و ما هم از فیض گوش سپردن به ندای بی صدای آن بهره ها خواهیم برد.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همواره بحمداللّه بر این باور هستم که افق جبهه‌ی توحیدی انقلاب در مقابل استکبار یقیناً به پیروزی ختم می‌شود و مأوای اصلی ما در همین‌جا است و با همین باور، حتی اگر خودمان شهید و فرزندان و زنان‌مان اسیر شوند، باز پیروزی از آن ما است. زیرا در این شهادت‌ها و اسارت‌ها آن جبهه‌ای که چون دود بر هوا می‌رود و از صحنه‌ی این تاریخ خارج می‌شود، جبهه‌ی استکبار است. عمده مأواگزیدن در آن جبهه است که عرض شد. و البته کار آسانی نیست، روحی توحیدی و یقینِ الهی و سعه‌ی صدر و نظر به حقیقت را در هر صحنه‌ای از ما طلب می‌کند. عرض بنده آن است که باید مواظب باشیم آن مأوایی که خداوند از طریق انقلاب اسلامی و تقابل توحیدی با استکبار در مقابل ما گشوده است را، عده‌ای چه آن‌ها که داخلی هستند و چه آن‌ها که خارجی می‌باشند به حاشیه نبرند و مانع چنین حضوری نگردند. موفق باشید   

27399

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام بر حضرت استاد طاهرزاده حفظه الله تعالی: با توجه به روایت مشهور زیر که اکثرا با آن آشنا هستند لطف بفرمایید با توجه به فرمایش امام صادق (ع) انسان اگر بخواهد به این روایت عمل کند باید چقدر این اذکار را بخواند و شرایط خاص و ... ندارد؟ ممنون از لطف شما. التماس دعای خیر.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: کدام روایت؟ موفق باشید

27299
متن پرسش
با عرض سلام و احترام خدمت استاد محترم، چطور می توان کسی را که از بد اخلاقی و بی محبتی شوهرش و رفتارها و کردارهای غلط وی رنج می برد و با این اوصاف بیش از ۳۰ سال است که با همه مشکلات ساخته و تحمل کرده است را امیدوار نمود؟ با توجه به اینکه به خداوند سبحان بدبین شده است و اعتقادش به آخرت ضعیف شده است. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌آید این موارد را باید بیشتر با مشاوری که روحیه‌ی طرفین را می‌شناسد؛ در میان بگذارید. موفق باشید

27231

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحيم با سلام خدمت شما استاد محترم: استاد من پايان نامه اي با موضوع غيب دارم. با وجود اطلاع از مشغله ي بسيار شما، چون با چارچوب فكري شما در برابر انديشه هاي مادي تا حدي آشنايي پيدا كردم، بسيار مشتاق دريافت نظرات محترمتان در مورد پايان نامه ام هستم. يك ايميل درخواست دارم تا بتوانم فايل پايان نامه ام را بفرستم خدمتتان. با تشكر فراوان
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این موارد بنده نمی‌توانم ورود کنم. همین نکته در جواب سؤال شماره‌ی ۲۳۷۸۶ عرض شده است. موفق باشید

25383

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: در مورد تفسیر آیه نور خیلی تحقیق کردم ولی آخرش معنی آن را نفهمیدم که چرا خدا خودش را به این شکل معرفی کرده. با تشکر از شما استاد عزیز.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عرایضی در بحث سوره‌ی نور و از آن مهم‌تر در شرح تفسیر حمد حضرت امام در این مورد شده است. خوب است که صوت آن مباحث را دنبال بفرمایید. موفق باشید

39884

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام خدمت استاد گرامیم: همانگونه که انسان با خواندن قرآن تاثیرات قلبی و نوری گیرش می آید و یا به زیارت امام معصوم (ع) می‌رود به این تاثیرات قلبی و نو ری می‌رسد. بلاتشبیه كتاب فصوص الحکم این عربی کتابی است که انسان با خواندن آن به تاثیرات قلبی و نوری می‌رسد. آیا این اندیشه ام درست است؟ با تشکر از زحمات استاد گرامیم!

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور است از آن جهت که به گفتۀ جناب ابن عربی در آن کشفی که از رسول خدا «صلوات‌الله‌علیه‌وآله» داشته، «فصوص الحکم» ظهورِ ارادۀ آن حضرت است که از طریق جناب ابن عربی به کلمات در آمده و همان‌طور که حضرت امام در نامه به گورباچف مرقوم فرمودند، نکاتی است باریک‌تر از مو. موفق باشید

35935
متن پرسش

سلام و نور: عرض تسلیت به مناسبت ایام شهادت. از مجموعه خانه طلاب جوان قم (نشریه خط) هیئت تحریریه در شماره جدید نشریه علاوه بر پیگیری موضوع اصلی آن که به نظم نوین جهانی می‌پردازد، همچنین به دنبال بررسی و تبیین سبک زندگی علمی طلبه عصر انقلاب هستیم، در این میان برخی ریزموضوعات انتخاب شده اند که به پیوست خدمت تان تقدیم می شود، لکن اگر فراغت بالی برای حضرت استاد حاصل است توفیقی است که از قلم جنابتان در رابطه با موضوع عرفان نظری و سوالاتی که ذیل این موضوع مطرح شده استفاده کنیم. سوالات درباره عرفان نظری: اولا عرفان نظری آری یا نه؟ (با توجه به کلیپ معروف رهبری و موضع ایشان نسبت به عرفان نظری که منجر به حرف و حدیث هایی است) چرا عرفان نظری ضرورت دارد؟ ثانیا آیا این درس باید عمومی باشد یا خصوصی (نظر حضرت امام نسبت به تعطیلی درس فلسفه مرحوم علامه و ممشای ایشان در طرح مباحث عمیق عرفان نظری در جلسات تفسیر سوره حمد از صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران به ظاهر متناقض به نظر می رسد)؟ عرفان نظری چه کاربردی دارد آیا مبانی این علم در جامعه شناسی سرریز دارد؟ می توان از مباحث عرفان نظری در تحلیل های سیاسی بهره برد؟ چه میزان در امامت و رهبری امت دخیل است؟ شیوه مطلوب تحصیل این علم چیست؟ برای تعمیق در اندیشه و مکتب علمی امام آیا تحصیل عرفان نظری لازم است یا خیر؟ و در نهایت اگر عرفان نظری نخوانیم از چه چیزی محروم خواهیم شد؟ پیشاپیش از بذل توجه حضرتعالی سپاسگزاریم

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم:

۱. عرفان نظری به عنوان مبانی معرفتی که دستورات شریعت بر آن بنا شده است، همواره مورد توجه دین و ائمه هدی «علیهم‌السلام» بوده است. در آن حدّ که امام صادق «علیه‌السلام» مى‏ فرمايند: «أَفْضَلُ الْعِبَادَةِ إِدْمَانُ التَّفَكُّرِ فِي اللَّهِ وَ فِي قُدْرَتِه»؛ بالاترين عبادت ادامه‏ تفكر در باره ‏خدا و قدرت او است. در اين روايت، خداوند و آلاء و نشانه ‏هاى قدرت او موضوع تفكر است. مى‏ فرمايند تفكرى كه موضوعش خدا و آثار قدرت پروردگار باشد، بالاترين عبادت است. ولی عرفان نظری به عنوان موضوعاتی که تحت این عنوان بحث می‌شود مثل «اعیان ثابته» و یا «احدیت» و امثال آن، موضوعاتی نیست که نیاز همگان باشد و ملاحظه فرمودید که شهدای ما ره صدساله را یک شبه طی کرده‌اند آنهم با نظر به شخصیت حضرت امام خمینی «رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» و اشاراتی که ایشان نسبت به حقایق داشتند و به نظر می‌آید رهبر معظم انقلاب متذکر این امر هستند که فکر کنیم همه مردمان باید متوجه این اصطلاحات باشند.

۲. به هر حال مباحثی که در عرفان نظری مطرح است از آن جهت که نظر به اسمای الهی دارد بسیار مهم است و قرآن می‌فرماید: «وَلِلّهِ الأَسْمَاء الْحُسْنَى فَادْعُوهُ بِهَا»؛ (اعراف/۱۰۸) براى خداوند اسماء حسنايى هست، او را به آن اسماء بخوانيد. يعنى گاهى حق به صفت رحمان جلوه مى‏‌كند، به آن تجلى مى‏‌گويند: «اسم رحمان» يا به صفت رحيم جلوه مى‏‌كند، به آن تجلى مى‏‌گويند: «اسم رحيم» اين‏ها اسماء حسناى الهى هستند يعنى حق ‏اند در صفاتى خاص. آن وقت آن اسماء مظهر مى‏ خواهد تا به نمايش در آيند: امام صادق«علیه‌السلام» در رابطه با آيه‏ فوق مى‏ فرمايند: «نَحْنُ وَ اللّه الاسْماءُ الْحُسْني» به خدا سوگند ماييم اسماء حسناى الهى. ملاحظه كنيد امام خودشان را چطورى به ما معرفى مى‏ كنند و ما را به كجا راه‏نمايى مى‏ فرمايند. ابتدا بايد متوجه بود «اسماء حسنا» يعنى چه که عرفان نظری در این مورد به ما کمک شایانی می‌نماید بخصوص اگر گرفتار اصطلاحات نباشیم و اشارات مطرح شده در عرفان نظری را مدّ نظر داشته باشیم. بعد از آن است که می توانیم متوجه باشیم چرا ائمه‏ معصومين (عليهم السلام) اسماء حسناى پروردگار هستند.

۳. همان‌طور که متوجه هستید حضرت امام در مرحله‌ای از تاریخ متوجه هستند مباحث عرفانی اگر عمومی گردد و لقلقه زبان عده‌ای شود، علاوه بر آنکه آن معانیِ بلند از جایگاه خود تقلیل می یابند، حتی ممکن است مورد سوء استفاده قرار گیرد ولی با ظهور انقلاب اسلامی و افق جدیدی که برای مردم ما پیش آمد، اصطلاحات عرفان نظری اشارات خاص خود را به میان آورد و ملاحظه فرمودید که چه اندازه حضرت امام در شرح سوره «حمد» از آن اصطلاحات به طور خاص استفاده کردند و چه اندازه جایگاه آن خالی بود تا معلوم شود آموزه‌های دینی تا کجاها انسان را جلو می‌برد و چه اندازه جای تأسف دارد که ما آن راه را با جوانان خود در میان نگذاشتیم تا آن حدّ که آن‌ها گمان می‌کنند دین، تنها همین اصطلاحات عرفی و تکالیف ساده است. در حالی‌که بشر جدید و نسل جوان ما نظر به نهایت‌ها دارند که مباحث عرفانی متذکر آن می‌باشد.

۴. مسلّماً عرفان نظری به معنای خاص آن که جایگاه انسان را در هستی در ابعاد متعالی آن مدّ نظر قرار می دهد، امری نیست که در مباحث سیاسی بتوان از آن سخن نگفت و جامعه ایده‌آل مدّ نظرِ اسلام را از آن طریق تبیین نکرد.

۵. مسلّماً شخصیت حضرت امام خمینی از مباحث عرفانی ایشان جدا نیست و اگر متوجه باشیم امروز که انسان‌ خودش برای خودش مسئله شده است و موضوع سوبژگیِ انسان در میان است؛ شخصیت فکری حضرت امام مدّ نظر نیاید، عملاً انسان جدید همواره از گمشده خود محروم خواهد بود و این‌جا است که با نظر به شخصیت امام و مباحث حِکمی و عرفانیِ ایشان می‌توان بشر امروز را که به نهایت‌ها نظر دارد؛ مورد خطاب قرار داد و با او به گفتگو نشست.

۶. به نظر می‌آید امروز بیش از هر روز ما نیاز به معارف عرفانی و حِکمیِ موجود در آموزه‌های دینی خود داریم زیرا بشر آخرالزمانی بشری است که اگر نتواند خود را در نهایتِ خوبی‌ها حاضر کند, خود به خود برای جوابگویی به خلأ درونی خود در میدان ظلمانی‌ترین ظلمات‌ها قرار می‌گیرد و این امری است که متفکران امروز متوجه آن شده‌اند و نباید جایگاه طرح سوره «حمد» امام را در تلویزیون را ساده گرفت و یا از آن غزل خاصی که خانواده حضرت امام پس از رحلت ایشان مطرح کردند را ساده گذشت. غزلی که در یکی از ابیات می‌فرمایند: «در میخانه گشایید به رویم شب و روز / که من از مسجد و از مدرسه بیزار شدم». باید از خود پرسید این میخانه کدام میخانه‌ای است که حضرت روح الله «رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» طالب گشوده شدنِ در آن می‌باشند و آن مدرسه و مسجد کدام مدرسه و مسجدی است که حضرت ایشان از آن بیزار گشته‌اند؟ در حالی‌که همه می‌دانیم آن مرد بزرگ فرزند مدرسه و مسجد بوده‌اند. موفق باشید      

35431
متن پرسش

بنی امیه در چهار فاز با اسلام جنگیدند. فاز اول فاز ابوسفیان: در این مرحله بنی امیه تلاش کردند اسلام را در نطفه خفه کنند و از پاگرفتن آن جلوگیری کنند. در این فاز مخالفت آنها با ظاهر و باطن اسلام بود. برخورد اردوگاه اسلامی در این فاز مقابله آشکار تا پیروزی بود (پیامبر ص). فاز دوم فاز عثمانی: در این فاز تلاش شد اسلام بگونه ای تاویل شود تا با اشرافیت بسازد و طبقه اشرافی که بنی امیه خود را از آن می‌دانست احیا شود. خاصه خواری و باندبازی از ضروریات و خصوصیات این دوره بود. برخورد مرکزیت حقیقی اردوگاه اسلام در این فاز نصیحت و عدم تأیید بود تا مردم به آگاهی برسند (امیرالمؤمنین ع). فاز سوم فاز معاویه: در این فاز دیکتاتوری اشراف به اوج رسید و اسلام به کلی از محتوا تهی شد. اما ظواهر اسلام حفظ شد. برخورد مرکزیت حقیقی اردوگاه اسلام در این فاز مماشات و صبر استراتژیک بود (امام حسن ع). فاز چهارم فاز یزید: بنی امیه به تقابل آشکار با باطن و ظاهر اسلام برخواست و چون ظواهر دین نیز در معرض خطر افتاد مرکزیت اردوگاه اسلام نیز به تقابل آشکار پرداخت تا امت بیدار شود (امام حسین ع). فاز اول را می‌توان معادل انقلاب سال ۵۷ دانست. فاز دوم معادل دولت هاشمی رفسنجانی، فاز سوم معادل دولت روحانی و فاز چهارم مقابله آشکار با ظواهر اسلامی مانند حجاب و تئوریزه کردن مماشات با آن است. در فاز چهارم امام حسین علیه السلام به بهای بقای ظاهری خود از ظواهر دین عبور نمی‌کند. ما امروز در فاز یزیدی هستیم. استاد بزرگوار لطف بفرمایید و نظرتان را راجع به این نوع تفکر در جامعه امروز بفرمایید. سپاسگزارم

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نگاه تاریخی به رخدادها، نگاهِ متفکرانه است و نگاهی که مدّ نظر آورده‌اید مخاطب را به ساحتی از تفکر دعوت می‌کند. آری! در حال حاضر جبهه یزیدی می‌خواهد همه آنچه در جامعیت انقلاب اسلامی به ظهور آمده است را نفی کند و جبهه حسینی انقلاب اسلامی که نمادی همچون حاج قاسم سلیمانی به میان آورده، طوری در این مرحله از تاریخ به ظهور آمده که می‌تواند ما را دعوت کند تا در همه ابعاد انقلاب اسلامی، بازاندیشی کنیم و در این راستا جهانِ اموی را به‌کلی نفی نماییم. این است معجزه انقلابی که شهدا پشتوانه آن می‌باشند. آنانی که با شهادت‌شان نشان دادند فردایی را مدّ نظر دارند بسی گسترده‌تر و گشوده‌تر از امروز؛ که البته بحث آن مفصل است و باید بیش از این از آن سخن گفت. موفق باشید     

34267
متن پرسش

با سلام و احترام و وقت بخیر: استاد سیر رجوع به قرآن چگونه است؟ آیا اول ادبیات عرب بخونیم؟ اول تفسیرالمیزان بخونیم؟ یا مستقیم به خود قران و ترجمه رجوع کنیم؟ هر طور که باید باشد بنده را راهنمایی بفرمایید. با تشکر. اجرکم عندالله

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. بهترین شکل رجوع به قرآن آن است که انسان تا حدّی با ادبیات عرب آشنا باشد و سپس به معارفی مثل «معرفت نفس» و «برهان صدیقین» که مقدمه تفکر و تدبر نسبت به قرآن است بپردازد و آن‌گاه با تفسیری مانند «المیزان» راه انس با قرآن را هموار کند. ۲. حال اگر شرایط ارتباط با ادبیات عرب کارساز نبود، معرفت نفس و برهان صدیقین و سپس حدود ۱۰۰ جلسه به بحث‌هایی که در سوره‌هایی مثل سوره روم و عنکبوت و آل‌عمران و نساء شده است؛ بپردازند و سپس به المیزان رجوع کنند، إن‌شاءالله نتیجه می‌گیرند. موفق باشید

33456
متن پرسش

با سلام و خسته نباشید خدمت شما استاد: این حسادت زنانه برای بعضی مشکل ساز شده است! حتما می‌شده زنها از این حسد رهایی بیابن که خداوند در قرآن هم فرموده، مردها میتونن چهارتا زن بگیرن! استاد: من کاری به هواپرستان ندارم که تایید این حکم می‌کنند و از آن سوء استفاده کرده و می‌کنند. یا افرادی که ردّ حکم خدا می‌کنند و جور دیگه ای خودشونو در مضیغه و سختی نگه داشته اند. فقط راه رهایی از این حسد برایم مهم است. شما برای رفع بدبینی به فردی در سایت فرموده بودید که اثری مستقل از خدا برای دیگران قایل نشو. صاحب اختیاری که تدبیر امور به دست اوست. من هم جوابی اینچنین قانع کننده و خدایی پیغمبری برای حسدم می‌خواهم. و دیگه خسته و مستاصل شده ام. چگونه باید دید؟ یکی من را از این نابینایی و جهنم نجات بده....

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به وسعت انسانی خود فکر کنید و راهی که صاحب و خالق هستی برای ما گذارده که اگر شرایط طوری بود که مردان احساس وظیفه کردند با زنان دیگری ازدواج کنند، برای زنان در وسعت بیکرانه خود قابل پذیرش باشد و آن را امری برای تنگنای زندگی خود که مأوایی الهی باید باشد، تصور نکنند. عرایضی در این مورد در سوره احزاب شد. عمده آن است که بفهمیم چگونه می توان با نظر به بیکرانگی خود از «حسد» و نداشتن آنچه دیگران دارند؛ آزاد شد. راستی را! اگر انسان مستغنی به الطاف و رحمت الهی است، از نداشتن‌هایی که دیگران دارند، ناراحت می‌شود؟ ندیدید در این سفر اربعینی آن‌هایی که ذیل زیارت حضرت سیدالشهداء «علیه‌السلام» با انواع رحمت‌های الهی منوّر شدند، چگونه هیچ نداشتنی برایشان مهم نبود؟ و به جای این‌که خشمگین شود چرا اتاق آن‌ها تنگ و سخت بود، در جهانی حاضر بودند که بود و نبود اتاق برایشان مساوی بود. موفق باشید   

33080

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و عرض ادب خدمت استاد بزرگوارمان. وکیل خوب در چشم مردم وکیلی است که در سریع ترین زمان با کم ترین هزینه بهترین نتیجه را برایمان رقم بزند یکی از اسماءالله اسم وکیل است خداوند جل جلاله نه تنها بهترین وکیل بلکه تنها وکیل حقیقی است پس چگونه است که اگر به آدمی ظلمی شده باشد و یا حقی خورده شده باشد و این آدم درمانده و از همه جا بریده، به اسم یا وکیل حضرت احدیت از عمق جان پناهنده شده باشد شاید عمری طول بکشد تا به نتیجه برسد و حق خورده شده اش برگردد و آبرویش برود؟ چرتکه ی الهی در اسم وکیل چگونه است و رمز و راز و سرّ این اسم را برایمان شرح دهید که مدتهاست ذهن این حقیر را به خود درگیر کرده. با آرزوی عاقبت به خیری برای استاد عزیزم شما را به خدا می سپارم

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر به او واگذار کردیم و می‌دانیم که او بهترین وکیل است؛ به این باید فکر کرد که «شاید رسیده باشیم» زیرا بنا بر آن شد که او وکالت ما را در امورمان به عهده بگیرد حال «زير دريا خوش‌تر آيد يا زبر / تير او دلکش تر آيد يا سپر» مطمئن باشید او شما را در مشکلات رها نخواهد کرد. موفق باشید

32455

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام: نظر شما در مورد بحث بازنشانی بزرگ (Great reset) چیست؟ آیا درست است یا صرف یک توهم است؟ و منظور از آن چیست؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این موارد مطالعه‌ای غیر از همین مباحثی که در سایت ها مطرح است نداشته‌ام و از این جهت نظر خاصی ندارم.  موفق باشید

31398

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام خدمت استاد عزیزم: استاد جان! بنده در این اندیشه به سر می‌برم که برای پیشبرد اهداف متعالی انقلاب باید چکار کنم؛ هرچند احساس می‌کنم تقدیر خویش را خدمت در دولت جوان و حزب الهی می بینم! اما گاها فکر می‌کنم باید تخصصی را در خود احیاء و ایجاد نمایم. گاها فکر می‌کنم باید نظام فرهنگی کشور را تدوین کنم! گاها فکر می‌کنم باید قوانین کشور را بازآفرینی کنم! و معمولا به این فکر می‌کنم؛ این برنامه ها در قالب نگارش مقالات و کتاب ها ممکن است! اما استاد جان! با عنایت به اینکه حضرتعالی در کتب ارزشمندتان متذکر می شوید که باید با رفع حجاب های ظلمانی و نورانی نفحات الهی بر قلب شما بوزد و آماده دریافت الهام الهی شوید؛ حال سوأل اصلی اینجا است؛ که برای ساخت نظامات اجتماعی و تمدن اسلامی، باید با اندیشه حصولی خود و بهره گیری از اندیشه نخبگان، آن را تئوریزه و اجرایی نمود یا بایستی برای ساخت نظام اجتماعی ِ الهی (تمدن اسلامی)، منتظر الهام الهی برقلب خویش باشیم!؟ ضمن اینکه چقدر باید به دو ساحت فوق اعتناء و اعتماد نمود!؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: هر دو. آری! فرموده‌اند: «آن‌قدر ای دل که توانی بکوش / گرچه بهشتش نه به کوشش دهند» پس باید در تعالی علم و اخلاق و معرفت بکوشیم و از آن طرف‌منتظر الطاف الهی باشیم. موفق باشید

29403

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: در رابطه با گله مندی شما از رفتار بعضی رفقا با شما موافقم. تو دانشگاه ما هم نمیدونم چرا افرادی که ظاهر مذهبی تر داشتن اخلاق و برخورد خوبی نداشتن و این خیلی عامل بدبینی افراد به دین میشه.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: شیطان بعضاً عجب خود را به ما مذهبی‌ها القاء می‌کند، خودِ ما باید مواظب باشیم. موفق باشید

29115

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: ببخشید استاد مطالبی که آقای تاج زاده و هم فکرانش در فضای مجازی منتشر میکنن رو دیدین؟ استاد ایشون یجوری حرف میزنن در توییتر که حتما در آینده یه اغتشاش و فتنه در پیش داریم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: رویهمرفته در جریان افکار ایشان هستم. بالاخره از کسانی که متوجه حقیقت انقلاب اسلامی نیستند، چه انتظاری باید داشت. موفق باشید

نمایش چاپی