بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
27699

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: استاد عزیزم قبول باشه، استاد لطفا بنده را تو این زمینه راهنمایی کنید. استاد به گمانم بحث جهاد فقط جهاد به معنی خاص دفاع مقدس تا قبل از کرونا در بحث فرهنگ مطرح بود یادمه یه وقت که ابتدای کلاسهای امثال شما و شما بودم بیشتر وقتی با شهدا و مباحث شهدا و راهیان نور مرتبط می‌شدم آن احساس حضور را درک می‌کردم و می‌کنم ولی شاید اینکه اکثر افراد اینطور هستن شاید کمبود کار فرهنگی تو بحث جهاد شاید باشه در صورتی که روایات راجع جهاد زیاده مثلا تازگی این سوال برا بنده پیش اومده که چرا من وقتی مثلا دارم راجع به مباحث علمی که در روایات هست مباحثه علمی جهاد هست احساس حضور در جهاد نمی‌کنم یا مثلا آقایی که برای خانوادش تلاش میکنه و.. چرا این حس حضور در جهاد برا فرد نیست ضمن اینکه به نظرم نباید اون بحث دفاع مقدس حذف شه. استاد به نظرم میرسه نسل جدید از عمق وجود دوست داره با بحث جهاد مرتبط شه یه بار هم دفتر رهبری بحث راجع به فرهنگ جهاد داشت اگر درست فهمیده باشم. استاد اگر بخوام بیشتر راجع به جهاد مطالعه کنم چه باید کرد با توجه به بحث حماسی بودن جهاد و اینکه مثل کرونا افراد میخان خود را در عالم جهاد حس کنن شاید از ظرفیت بحث جهاد در ارتباط به عالم بالا کم بهره برده شده. متشکرم استاد.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: باید به جهانی که با انقلاب اسلامی در مقابل ما گشوده شده است، فکر کرد تا هر قدمی در راستای حضور در آن جهان برمی‌داریم، در حکم جهاد فی سبیل اللّه احساس شود. خوب است به جواب سؤال شماره‌ی ۲۷۶۹۴ سری بزنید. موفق باشید

27616

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام خدا قوت دو سوال ۲۷۵۸۷ و ۲۷۵۸۸ پاسخ داده نشده است.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این‌طور‌ به ایمیل‌تان جواب داده شد:

۲۷۵۸۸- باسمه تعالی: سلام علیکم: متوجه هستم. به همین جهت عرض شد شاید نظر به آن آیه باشد وگرنه اشکال جنابعالی در جای خود باقی می‌ماند که نباید خداوند را در عرض امور دیگر قرار داد. به هر حال باید آن متن را طوری خواند و توجیه کرد که با توحید و آیه‌ی مذکور مخالفت نداشته باشد. موفق باشید

26269
متن پرسش
سلام علیکم: استاد گرانقدر، حضرتعالی چه در آثار گفتاری و نوشتاری تان علیرغم اینکه معتقدید انقلاب اسلامی جایگاه زمینی اش همچنان تثبیت نشده و همچنان دقیق به ندای بی صدایش گوش نسپرده اند و مدیریتهایی در بستر غیر انقلابی وجود دارد، اما بشدت نسبت به آینده این نهضت امیدوارید و ملاحظه کردم در پاسخ هایتان نوشتید که تنگاها با نور توحید ذوب می شود و مشکلات در بستری ماورای مدرنیته و آنچه مطلوب این فرهنگ است، برطرف می شود. چگونه این میزان شما بر خلاف حتی خیلی از فعالان فرهنگی_اجتماعی که به انقلاب علاقه دارند اما خوشبین به آینده نیستند، آرام و مطمئن شبیه رهبر انقلاب از رد کردن این گردنه ها و گشایش تاریخی فرای مدرنیسم و گذر از غیر انقلابیون با سیره رهبری، می گویید و می نویسد و دشمنان را ناراحت از این فتح تاریخی ما می دانید؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به آیه‌ی ۲۲ سوره‌ی احزاب فکر کنید:

قرآن می‌فرماید وقتی مؤمنین صدر اسلام با احزاب یعنی اتحاد کفر جهانی روبه‌رو شدند که بنا داشتند ریشه‌ی اسلام را بکنند؛ گفتند: «هذا ما وَعَدَنَا اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ صَدَقَ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ ما زادَهُمْ إِلاَّ إيماناً وَ تَسْليماً» این است آن وعده‌ی خدا و رسول خدا (ص)، و خدا و رسول‌اش وعده‌ی صادقی دادند، و در مسیر مقابله با جمعِ کفار متحد، نه‌تنها خود را نباختند، بلکه ایمان و دل‌سپردگی‌شان به اسلام افزون شد. زیرا متوجه بودند وقتی همه‌ی کفر به میان می‌آید، با شکستی که می‌خورد  هویت تاریخی‌اش را از دست می‌دهد و تاریخ دیگری ظهور می‌کند. آن مؤمنین با نظر به چنین آینده‌ای، توانستند امروزِ خود را درست تحلیل کنند و در آن مأوا گزینند.

ملاحظه کنید تازه وقتی همه‌ی کفر متحد شوند تا توحیدی را که به صحنه آمده است نفی کنند، بصیرتِ ایمانی متوجه می‌شود خداوند بنا دارد اسلام را با هویت جهانی به میان آورد. موفق باشید 

26147
متن پرسش
با سلام: استاد در مورد برکات انقلاب برای مردم شبهات بسیاری موجود است، مثل حق تحصیل برای همه و یا حق رأی و حضور در اجتماع و سیاست و به خصوص موضوع حضور زنان در جامعه و تسهیل تحصیلات آنها متاثر از انقلاب اسلامی نبود! بلکه گذر زمان بود که خواسته های مردم را به این سوق داد. اگر زمان پهلوی را با قاجار مقایسه کنیم می بینیم که حکومت پهلوی آزادی های بیشتری را به زنان اعطا کرده و شاعران و نویسندگان و هنرمندان زن بیشتری آن دوران تربیت شده اند. حق رای به زنان داده شد، در اداره ها زن ها استخدام شدند و ...چیزی هم که الان در این دست پیشرفت ها و موضوعاتی که بالا خدمت شما عرض شد شاهدشان هستیم ثمره ی انقلاب نیست بلکه ثمره ی گذر زمان است آیا این حرف درست است؟ درست است که انقلاب حرف برای این موارد داشته اما ایجاد کننده ی اولیه در ایران نبود آیا این حرف می تواند درست باشد.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر می‌کنم اگر انقلاب پیش نیامده بود، اختلاف طبقاتی که امروز گرفتار آن هستیم و به کمک انقلاب باید از آن عبور کنیم؛ صد چندان بیشتر به ما تحمیل می‌شد و با پدیدارشدنِ انقلاب اسلامی در منطقه، تحولی در سایر کشورهای منطقه نیز ایجاد شد و آن‌ها نیز در کار خود تجدید نظر کردند. ولی از این‌ها مهم‌تر، موضوع عزّت ما است که با انقلاب اسلامی به ما برگشت. موفق باشید

25984

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام خدمت استاد عزیز و عرض خسته نباشید و خدا قوت: در بحث سلوک ذیل شخصیت امام خمینی (ره) می فرمایید که متفکرین غربی باور دارند یعنی می گویند که ابژه منفعل است و این ذهن فعال است که آن را می سازد و امور بیرونی تحت تاثیر ذهنند و هر چه که خواست انجام می دهد مثلا در بحث فلسطین. اما سوالی که ایجاد می شود این است که چرا با وجود اعتقاد به امر اعتباری و خود ساخته ذهن پدر تکنولوژی غرب بیکن و پدر تفکر غرب دکارت چگونه به یک مبنا دست یافته اند علی رقم طرح ثنویت عین و ذهن چگونه این یکدستی تفکر غربی وجود دارد؟ مگر امر عدمی هم باعث تفکر می شود که یک اعتبار دارد تمدنی را جلو می برد؟ با توجه به اینکه می گویید مبنای تفکر فقط و فقط وجود است پس بی مبنایی باید عامل سردرگمی باشد تا وحدت نظر. بنابراین غرب نباید تفکر باشد. چون مبنای عدمی دارد. چگونه و از چه جهت همگی متفکرین غربی به یک مبنای بی مبنایی رسیده و جهان امروز بر طبق آن جلو می رود. چگونه یک عدم باعث پیشرفت است در بطن خود؟ یعنی تمدن خود را جلو می برد. بن بست این تمدن درونی در کجاست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: دکارت عملاً تصوری که بیکن مطرح کرد را حالت فلسفی داد و سیر تفکر غرب با همان مبنا همچنان جلو آمد تا این‌که هایدگر متذکر آن خطا شد. موفق باشید

38459

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد: نظر شما چیست در باره این‌متن؟ «مردگان  از جمله پیامبران و امامان، نه صدای ما را می‌شنوند و نه دعای کسی را اجابت می کنند نقل از علی نجار: دبیر بازنشسته و پژوهشگر دینی سال ۶۴ یا ۶۵  در ماه رمضان مرحوم حاج شیخ نعمت الله صالحی نجف آبادی در اصفهان بود و نماز جماعت به امامت ایشان که فردی محقق و دانشمندی بزرگ بود در مسجد الحجه برگزار می شد. نماز گزاران این مسجد اغلب جوانان مخلصی بودند که بسیاری از آنها به خیل شهدا پیوستند در آن ماه، هر روز عصر در زیر زمین مسجد، جلسه کلاس و پرسش و پاسخ توسط ایشان برگزار می شد سخنان آن مرحوم بسیار عمیق و قابل تامل بود و گاهی آنقدر تازگی داشت و خلاف باورهای سنتی بود که به همه شوک وارد می کرد بطوری که با وجودی که تمام آنها مستند به آیات قرآن بود پذیرش آنها برای عده ای!! بسیار سخت و گاهی غیر ممکن بود. بعنوان مثال یک روز بحث ایشان به آنجا رسیده بود که، (اهل قبور و از جمله پیامبران و امامان (ع) نه صدای ما را می‌شنوند و نه دعای کسی را اجابت می کنند) و این حرفی بود که برای عده ای بسیار ثقیل و هضم آن بسیار دشوار و حتی غیر قابل تحمل بود. بطوری که یکی از حضار برخاست و با صدایی که اعتراض از کلامش محسوس بود گفت: حاج آقا؛ ما وقتی به زیارت امام رضا(ع) می‌رویم به آن حضرت عرض می کنیم: السلام علیک یا علی بن موسی الرضا، اشهد انک تشهد مقامی و تسمع کلامی و ترد سلامی و تعلم حاجتی و تقضی حوائجی و...... شهادت مي‌دهم كه تو جايگاه مرا مي‌داني، كلام مرا مي‌شنوي و جواب سلام مرا مي‌دهي و حاجت مرا می‌دانی و حوائج مرا برآورده می کنی و ... مرحوم آیت الله صالحی با آرامش پاسخ داد و گفت: راوی این مطالب جهود بوده است و سپس ادامه داد که: 1️⃣ هر چیزی اعم از زیارت یا حدیث و ... که مغایر با قرآن باشد مطمئن باشید از معصوم نیست و باید به دیوار کوفت. 2️⃣ این جمعیتی که اطراف ضریح امام و در رواق ها و صحن ها و ... از امام رضا همزمان حاجت می‌طلبند و او را می خوانند، تعداشان از هزاران نفر تجاوز می کند، تازه اضافه کنید مردمی که در شهرهای دور مانند اصفهان، تهران و ... او را صدا می‌زنند. حال اگر امام رضا (ع) توانایی داشته باشد که هم زمان  تک تک آنها را ببیند و صدای تک تک آنها را بطور مجزا بشنود و حوایج تک تک آنها را بطور مجزا و همزمان بداند و حوایج تک تک آنها را بر آورد کند و راه دور و نزدیک هم ‌برایش فرقی نکند، چنین کسی با چنین توانایی فقط (اله) است. یعنی با قدرتی خارق العاده. پس قبول این فرض، (لا اله الا الله) را نقض می کند زیرا غیر از الله ( اله) دیگری هم وجود دارد. بعبارت دیگر یا باید (لااله الاالله) را قبول کنیم یا اینگونه فرض ها را، زیرا هر دو با هم قابل جمع نیست. و از طرفی این گونه صفات از اختصاصات خداوندی است زیرا او سمیع و بصیر و قاضی الحاجات است. 3️⃣ وقتی حضرت علی (ع) فرقش شکافته و در بستر خوابیده بود، برای مداوای او یک پزشک یهودی آوردند. واین درحالی بود که سه_امام بر بالین او بودند، امامان حسن، حسین و سجاد خردسال و چندین امامزاده از جمله حضرت ابوالفضل، و اینها همگی بر بالین حضرت گریه می کردند و با وجودی که او عزیزترین کس نزد آنان بود اما کار خارق العاده‌ای برای او نمی توانستند انجام دهند تا او شفا یابد و تازه همه آنها هم زنده بودند. حال، وقتی در زمان حیات شان و آنهم برای عزیزترین کس شان نتوانستند کار خاصی انجام دهند، چگونه انتظار دارید که در زمان ممات برای دیگران بتوانند کاری انجام دهند!؟ و این در حالی است که قرآن می فرماید: إِنَّ الَّذِينَ تَدْعُونَ مِن دُونِ اللَّهِ عِبَادٌ أَمْثَالُكُمْ فَادْعُوهُمْ فَلْيَسْتَجِيبُوا لَكُمْ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ  اعراف: 194 مسلماً آنهائي که [براي حاجات خود] به جاي خدا مي‌خوانيد، [اعم از فرشتگان، ارواح انبياء، اولياء و مقدّسين] بندگاني همچون خود شما هستند. پس [براي آزمايش و تجربه هم که شده] آنها را بخوانيد تا درخواست شما را [در حاجات] برآورده کنند، اگر راست مي‌گوئيد! أَلَهُمْ أَرْجُلٌ يَمْشُونَ بِهَا أَمْ لَهُمْ أَيْدٍ يَبْطِشُونَ بِهَا أَمْ لَهُمْ أَعْيُنٌ يُبْصِرُونَ بِهَا أَمْ لَهُمْ آذَانٌ يَسْمَعُونَ بِهَا  اعراف: 195 آيا آنها را پاهائي است که با آن قدم بردارند [و به دنبال حل مشکلات شما بروند؟] يا دست‌هائي که با آن [بر دشمن] يورش آورند؟ يا چشم‌هائي که با آن [احوال پريشان شما را] ببينند؟ يا گوش‌هائي که با آن [درد دل‌هاي شما را] بشنوند؟ ... و ده ها آیه دیگر که بر بي‌تأثير بودن واسطه‌ها در برآوردن حاجات دلالت مي‌کند. و این اولین جرقه ها بود که زده شد و شوک هایی بود که وارد شد آنهم در آن تاریخ که خیلی سخت بود. و این گفتار به مزاق آخوندهای آن روزها خوش نیامد، او را تکفیر کردند و نگذاشتند این واقعیت در جامعه به گوش عوام برسد، تا دکان دین فروشی حفظ شود...!!!.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اشکالاتی که به آقای صالحی نجف‌آبادی گرفته می‌شود از جمله اشکالاتی که مرحوم شهید مطهری به کتاب شهید جاوید گرفتند؛ بی‌حساب نبود. متأسفانه در شخصیت آقای صالحی نوعی سطحی‌نگری و ظاهرگرایی نهفته است که البته بحث در این مورد مفصل‌تر از آن است که بتوان در این سؤال و جواب‌ها بدان پرداخته شود. همان‌طور که ملاحظه می‌کنید ایشان حتی متوجه نیستند وقتی قرآن در مورد شهداء می‌فرماید: «وَيَسْتَبْشِرُونَ بِالَّذِينَ لَمْ يَلْحَقُوا بِهِمْ مِنْ خَلْفِهِمْ أَلَّا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ» آنان به کسانی که هنوز به آن‌ها ملحق نشده‌اند، بشارت می‌دهند که نگران نباشند و یا وقتی قرآن می‌فرماید: «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَابْتَغُوا إِلَيْهِ الْوَسِيلَةَ» و ما را دعوت می‌کند تا در مسیر رجوع به او به واسطه‌ها و وسایل رجوع کنیم. چگونه می‌توان گفت نباید به اولیای الهی توسل جست؟!! حال آیا مصلحت آن است که اجابت شود یا نه، بحث دیگری است همان‌طور که مصلحت بود حضرت ابراهیم «علیه‌السلام» از آتش نمرودی نجات یابند ولی مصلحت نبود تا حضرت اباعبدالله «علیه‌السلام» شهید نشوند. موفق باشید

37368

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام محضر استاد عزیز: قرآن به بشر تذکر می‌دهد که حیات دنیا (زندگی نزدیک به انسان) را رها کنید و به حیات آخرت (حیاتی دیگر) آیا در زمانه ما حیات دنیا همان جهان تکنیک و حیات آخرت همان جهان انقلاب اسلامی نیست؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حیات دنیایی یعنی زندگی با توهّمات و آرزوهای خیالی، امری که جهان تکنیکی نیز در آن گرفتار است و گمان می‌کند با ابزارهای بزرگ می‌تواند به قدرتی که توهّم و قدرت است، دست یابد. و حیات اخروی حیاتی است که انسان متوجه حضور بیکرانه خود در همه صحنه‌ها بخصوص در زمانه خود که همان تاریخ است، می‌شود. موفق باشید

35135

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام: اخیرا جناب غنی نژاد ابتدا مناظره ای با جناب درخشان و بعد مناظره ای با جناب علیزاده داشتند و در هر دو مناظره به نظر می رسد جناب غنی نژاد موفق تر ظاهر شدند. اگر لیبرالیسم جریانی خلاف انقلاب اسلامی است چرا اولا انقلاب در مصاف آن موفقیت لازم را به دست نیاورده است و ثانیا لااقل در بحث و گفتگو این طور که دیده شد انقلاب نمی تواند افرادی را بپروراند که بر غنی نژادها فائق آیند.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در مورد مناظره آقای غنی نژاد با آقای درخشان حقیقتاً آقای درخشان با همه بار علمی که داشتند بسیار ضعیف وارد شدند. ولی در مورد مناظره آقای علیزاده با آقای غنی نزاد هرچند که آقای علیزاده میتوانست حکیمانه تر ورود کند و عمق فاجعه لیبرالیسم و یا نئولیبرالیسم را به آن صورتی که در عمق افکار آقای غنی نژاد بود نشان دهد؛ ولی به نظر می آید وسیله ای شد تا اتفاقاً جوانان ما به فکر فرو روند که چه خطری نه تنها اقتصاد ما بلکه اقتصاد جهان را تهدید می‌کند. آخرین کلمات آقای علیزاده نکته خوبی را به میان آورد. آری! جریان لیبرالیسم با روشهایی که عقل غربزده این دوران را مخاطب قرار می‌دهد، قدرت عوامفریبی بیشتری دارد و ما باید در همین رابطه نیز توانایی خود را در نشان دادن آن حیله به میان آوریم. موفق باشید

34205

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام: آیا عبارات زیر صحیح است؟ من یک درخت را دیدم. در درخت من قدرت را دیدم. این قدرت صفت خداست. صفت از ذات خدا جدا نیست. پس من خدا را دیدم. با تشکر

متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! ولی در صورتی که درخت را آینه بگیریم, نه آنکه جسم  درخت و یا صورت آن مد نظر باشد. مثل آنکه وقتی کسی شما را ملاقات می‌کند حیات و فهم شما را ملاقات نماید و نه جسم و صورت شما را. و لازمه این آن است که انسان نسبت به اسماء و صفات الهی با عبور از حس گرایی, آگاهی نسبی داشته باشد. موفق باشید

34068

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام و خسته نباشید به استاد عزیز: چه کار کنم در نماز حضور قلب داشته باشیم؟ من به معنای آن توجه دارم بعضی وقتها گریه می کنم ولی همیشه این طور نیست ولی هرکاری می کنم چشم دل باز نمی شود و چیزی نمی بینم چه کار کنیم چشم دل باز شود؟ در آیام ماه رجب و شعبان یک حالی می شوم ولی بعد آن حال معنوی می رود. در اعتکاف هم شرکت می کردم چند روز یک حالی دارم بعد از بین می رود چه کنیم آن حال برای همیشه باشد؟ با ما در آن حال سکوت زیاد دارم و دوست ندارم با کسی ارتباط برقرار کنم قبلاً خوابهای خوب داشتم ولی دیگه کم شده چه کار کنیم خواب خوب ببینیم و چشم برزخی باز شود؟ یکی از اولیا خدا دیدم آیت الله محمد تقی بهجت پشت سرش نماز خواندم دلم یک حالی می شد چند بار از نزدیک دیدم بدنم می لرزید ولی بعد آن معنویت تمام می شود چه کار کنیم چشم دل باز شود؟ سیر معنوی و سیر سلوک کنیم به خدا و اهل بیت علیه السلام برسیم، در نماز و روزه توجه به حق داشته باشیم؟ چگونه توجه به اسما الهیه داشته باشیم آیا با ذکر حل می شود؟ ذکر یونسیه شما تجویز می کنید یا اذکار دیگر اگر می شود راهنمایی کنید. اگر کسی در دنیا به آن مقامات که گفته شد نرسید آیا ضرر و خسران کرده و گناه کرده؟ این که مثلاً می گویند حضرت امام در نماز حضور نداشتند بعد در تشهد نماز حضور داشتند در نماز پرواز روح جسم داشتند و چشم دلشان باز بود و به تمام معنا پرواز داشتند چیزهای می دیدند و آیت بهجت هم همین طور در نماز چیزهای می دیدند اصلا در دنیا نبودند و در آسمانها هستند. ما چه کنیم مثل آنها باشیم برای ما که این اتفاقات نمی افتاد و ببینیم. با تشکر

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. تقویت معارفی که جان را نسبت به حقیقت بیدار می‌کند مثل «معرفت نفس» ۲. توجه به نحوه‌ای از بودن که بهترین بودن است با نظر به توصیه‌های مولایمان علی «علیه‌السلام» به امام حسن «علیه‌السلام» در کتاب «فرزندم؛ این‌چنین باید بود» ۳. با طمأنینه و با حضور قلب، عبادات را انجام دادن، به امید آن‌که خداوندعنایات خاصه خود را از ما دریغ ندارد. موفق باشید

33630

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام: استاد عزیز درطول تاریخ اگر مقاطع خاص ظهور اسلام و پیامبر (ص) و حکومت امیرالمومنین (ع) و انقلاب اسلامی را بررسی کنیم، اگرچه اینها مانند نوری در تاریخ تابیده و قصد روشن کردن زمین و زمان را داشته اما در هر سه مقطع غالب سبک زندگی و اجتماع و فرهنگ اگر چه در مقطعی تحت تاثیر قرار گرفته ولی چون مدت طولانی تحت آن نبودن غالبا نوع سبک زندگی حکومت ها یا زندگی های فاسد قبل شان مثل زندگی زمان جاهلیت و حکومت معاویه و... ادامه یافت هرچند حاکمان فاسد در تاریخ محو شدند و نور اسلام ادامه پیدا کرد. با این وصف چقدر ایجاد تمدن اسلامی توسط انقلاب اسلامی قبل از ظهور امام عصر عج متصور است؟ آیا صرف ایجاد یارانی خاص و اضطرارِ وضعیت برای ظهور حضرت کافی نیست؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: شواهد نشان می‌دهد که زمینه حضور دین به صورت عمیق‌تر در بشر امروز بر عکسِ صدر اسلام، بیشتر است و در همین راستا ملاحظه می‌کنید بعد از رحلت رسول خدا «صلوات‌الله‌علیه‌وآله» جریانی انحرافی، کار را در دست گرفت. ولی بعد از رحلت حضرت امام خمینی «رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» همان جریان حضرت امام، کار توسط رهبری انقلاب ادامه یافت و إن‌شاءالله با بلوغِ همین جریان زمینه ظهور حضرت مهدی «عجل‌الله‌تعالی‌فرجه» فراهم می‌شود. موفق باشید

33304
متن پرسش

اعوذ بالله من الشیطان رجیم. ای مامورین و ای مذهبیان مکثر العباده چه باعث این همه خشم درونتان شده؟ بگذار گفتار آن بزرگ مرد توحیدی حضرت آیت الله عبودیت رضوان الله علیه که شاگرد سلوکی حضرت امام خمینی رضوان الله تعالی علیه بوده است را بازگو کنم فرمایش می‌کردند: قبل از انقلاب که طلبه ای جوان بودم شب های پنجشنبه می‌رفتم تخت فولاد برای عبادت و دعای کمیل، در بین راه اول شب عرق خورها کنار خیابان تجمع کرده بودند به عیش و نوش آنها را می‌دیدم و با خود می‌گفتم ای وای بر آنها؛ نزدیک های صبح که باز می‌گشتم آنهایی که از همه بیشتر مست بودند و از همه بیشتر خورده بودند کنار خیابان افتاده بودند و ما بقی رفته... پیش خودم می گفتم من چه کار خوبی کردم که موفق به عبادت شدم احسنت! و آن عرق خورها در 'دل' خود می گفتند خدایا ما چه بد بنده ای هستیم و ببین آن جوان مومن را و غبطه می خوردند. جناب آیت الله عبودیت فرمایش می‌کردند که من می دانم خدا آنها را بیشتر از ما دوست داشت زیرا قلبا خود را خار درگاه حق می دانستند و ما خود را برتر. یارای ادامه گفتار ندارم اما وای بر مردمی که به اسم ولایت مداری ولایت را خار می کنند! همان ولایت فقیه که قبلا عاشق سلامت افراد جامعه است و ناراحت این رفتار های خشمگین مامورین و مذهبیانیست که از زمانه نا آگاه و از بینش ناکام و از خشم و ادعا و ریش و کثرت عبادت پُرَند... همانها که اگر ناخنشان بزنی اهل دنیایند و اگر حکومت شاهنشاهی بود خدا می داند کدام در دین و کدام در دربار و حکومت طاغوتی رخت حکومت تن می کردند تا غلدر باشند. (خامش کنم تا حق کند او را سیه روی ابد)... آغوش باز هدایت های رهبری و بازگشت به عبودیت حقیقی و سلامت دینی مامورین مگر بسته است؟ والله که باز است... در رابطه با رفتارهای خشن مامورین گشت ارشاد با دخترانی که نه می دانند حجاب چیست و نه می دانند کم حجابی آنها فقط نمی دانند. (شب عاشورای همین امثال به چشم خود دیدم که جوانان کم حجاب و با ظاهری متفاوت پشت در تجمع کرده بودند و قلبشان عاشق حسین علیه السلام اما بخاطر تفاوت لباس رویشان نمی شد وارد شوند، خب بیا و ببین ). راه ولایت باز است.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! باید هر کدام‌مان متوجه ضعف‌های خود باشیم. یکی از راه حلها برای عبور از این ضعف‌ها توصیه‌های حضرت سجاد «علیه‌السلام» به جناب زُهَری است . آن روایت این‌گونه است:

قَالَ مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيٍّ الْبَاقِرُ ع دَخَلَ مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيِّ بْنِ مُسْلِمِ بْنِ شِهَابٍ الزُّهْرِيُّ عَلَى عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ زَيْنِ الْعَابِدِينَ ع وَ هُوَ كَئِيبٌ حَزِينٌ فَقَالَ لَهُ زَيْنُ الْعَابِدِينَ مَا بَالُكَ مَهْمُوماً مَغْمُوماً قَالَ يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ هُمُومٌ وَ غُمُومٌ تَتَوَالَى عَلَيَّ لِمَا امْتُحِنْتُ بِهِ مِنْ جِهَةِ حُسَّادِ نِعْمَتِي وَ الطَّامِعِينَ فِيَّ  وَ مِمَّنْ أَرْجُوهُ وَ مِمَّنْ أَحْسَنْتُ إِلَيْهِ فَيُخْلِفُ ظَنِّي فَقَالَ لَهُ عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ زَيْنُ الْعَابِدِينَ ع احْفَظْ لِسَانَكَ تَمْلِكْ بِهِ إِخْوَانَكَ قَالَ الزُّهْرِيُّ يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ إِنِّي أُحْسِنُ إِلَيْهِمْ بِمَا يَبْدُرُ مِنْ كَلَامِي قَالَ عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ ع هَيْهَاتَ هَيْهَاتَ إِيَّاكَ وَ أَنْ تُعْجَبَ مِنْ نَفْسِكَ بِذَلِكَ وَ إِيَّاكَ أَنْ تَتَكَلَّمَ بِمَا يَسْبِقُ إِلَى الْقُلُوبِ إِنْكَارُهُ وَ إِنْ كَانَ عِنْدَكَ اعْتِذَارُهُ فَلَيْسَ كُلُّ مَنْ تُسْمِعُهُ نُكْراً يُمْكِنُكَ لِأَنْ تُوَسِّعَهُ عُذْراً ثُمَّ قَالَ يَا زُهْرِيُّ مَنْ لَمْ يَكُنْ عَقْلُهُ أَكْمَلَ مَا فِيهِ كَانَ هَلَاكُهُ مِنْ أَيْسَرِمَا فِيهِ ثُمَّ قَالَ يَا زُهْرِيُّ وَ مَا عَلَيْكَ أَنْ تَجْعَلَ الْمُسْلِمِينَ مِنْكَ بِمَنْزِلَةِ أَهْلِ بَيْتِكَ فَتَجْعَلَ كَبِيرَهُمْ بِمَنْزِلَةِ وَالِدِكَ وَ تَجْعَلَ صَغِيرَهُمْ بِمَنْزِلَةِ وَلَدِكَ وَ تَجْعَلَ تِرْبَكَ مِنْهُمْ بِمَنْزِلَةِ أَخِيكَ فَأَيَّ هَؤُلَاءِ تُحِبُّ أَنْ تَظْلِمَ وَ أَيُّ هَؤُلَاءِ تُحِبُّ أَنْ تَدْعُوَ عَلَيْهِ وَ أَيُّ هَؤُلَاءِ تُحِبُّ أَنْ تَهْتِكَ سِتْرَهُ وَ إِنْ عَرَضَ لَكَ إِبْلِيسُ لَعَنَهُ اللَّهُ بِأَنَّ لَكَ فَضْلًا عَلَى أَحَدٍ مِنْ أَهْلِ الْقِبْلَةِ فَانْظُرْ إِنْ كَانَ أَكْبَرَ مِنْكَ فَقُلْ قَدْ سَبَقَنِي بِالْإِيمَانِ وَ الْعَمَلِ الصَّالِحِ فَهُوَ خَيْرٌ مِنِّي وَ إِنْ كَانَ أَصْغَرَ مِنْكَ فَقُلْ قَدْ سَبَقْتُهُ بِالْمَعَاصِي وَ الذُّنُوبِ فَهُوَ خَيْرٌ مِنِّي وَ إِنْ كَانَ تِرْبَكَ فَقُلْ أَنَا عَلَى يَقِينٍ مِنْ ذَنْبِي وَ فِي شَكٍّ مِنْ أَمْرِهِ فَمَا لِي أَدَعُ يَقِينِي بِشَكِّي وَ إِنْ رَأَيْتَ الْمُسْلِمِينَ يُعَظِّمُونَكَ وَ يُوَقِّرُونَكَ وَ يُبَجِّلُونَكَ فَقُلْ هَذَا فَضْلٌ أَخَذُوا بِهِ وَ إِنْ رَأَيْتَ مِنْهُمْ جَفَاءً وَ انْقِبَاضاً عَنْكَ فَقُلْ هَذَا لِذَنْبٍ أَحْدَثْتُهُ فَإِنَّكَ إِنْ فَعَلْتَ ذَلِكَ سَهَّلَ اللَّهُ عَلَيْكَ عَيْشَكَ وَ كَثُرَ أَصْدِقَاؤُكَ وَ قَلَّ أَعْدَاؤُكَ وَ فَرِحْتَ بِمَا يَكُونُ مِنْ بِرِّهِمْ وَ لَمْ تَأْسَفْ عَلَى مَا يَكُونُ مِنْ جَفَائِهِمْ وَ اعْلَمْ أَنَّ أَكْرَمَ النَّاسِ عَلَى النَّاسِ مَنْ كَانَ خَيْرُهُ فَائِضاً عَلَيْهِمْ وَ كَانَ عَنْهُمْ مُسْتَغْنِياً مُتَعَفِّفاً وَ أَكْرَمُ النَّاسِ بَعْدَهُ عَلَيْهِمْ مَنْ كَانَ عَنْهُمْ مُتَعَفِّفاً وَ إِنْ كَانَ إِلَيْهِمْ مُحْتَاجاً فَإِنَّمَا أَهْلُ الدُّنْيَا يَعْشَقُونَ الْأَمْوَالَ فَمَنْ لَمْ يُزَاحِمْهُمْ فِيمَا يَعْشَقُونَهُ كَرُمَ عَلَيْهِمْ وَ مَنْ لَمْ يُزَاحِمْهُمْ فِيهَا وَ مَكَّنَهُمْ مِنْهَا أَوْ مِنْ بَعْضِهَا كَانَ أَعَزَّ وَ أَكْرَم‏

امام باقر عليه السّلام فرمود: محمد بن شهاب زهرى خدمت امام سجاد عليه السّلام رسيد در حالى كه محزون و گرفته بود، امام عليه السّلام به او فرمود: چرا محزون مى‌‏باشى، گفت يا ابن رسول اللَّه حسودان بر من حسد مى‌‏برند از اين رو محزون هستم، آنها در مال من طمع كرده ‏اند و نعمت‏هاى مرا كفران مى‏‌كنند و نيكيهاى مرا فراموش نموده‏ اند.

امام سجاد عليه السّلام فرمودند: زبان خود را نگهدار تا همه را بطرف خود جلب كنى، زهرى عرض كرد يا ابن رسول اللَّه من به آنها احسان مى‏‌كنم ولى گاهى از زبان من كلامى بدون قصد گفته مى‏‌شود امام فرمود: همان متوجه باش كه خودپسندى نكنى، و سخنى از زبانت بيرون نيايد كه بعد نتوانى آن را انكار كنى و يا معذرت خواهى بكنى.

شما بدانيد اگر سخنى از زبانت بيرون شد و كسى از شما ناراحت گرديد ديگر عذرخواهى و پوزش نمى‌‏تواند دل او را آرام كند و رفع كدورت نمايد، اى زهرى هر كس عقلش كامل نبود نابوديش آسان خواهد بود.

اى زهرى چرا نمى‏‌خواهى همه مسلمانان را مانند خانواده ‏ات بدانى، بايد متوجه باشى كه بزرگان آنها پدرت هستند و كوچك‏ها فرزند شما مى‏‌باشند، و جوان‏ها برادرت هستند، اگر اين چنين بدانى به كدام شخص ظلم مى‏‌كنى و يا به كدام يك نفرين مى‏‌نمائى، و يا مى‏‌خواهى پرده كدام يك از آنها را پاره سازى. اگر ابليس لعنة اللَّه عليه به تو تلقين كرد كه تو را بر ديگران فضيلتى هست و تو بر ساير مسلمانان فضيلت دارى، تو خود در اينجا توجه كن اگر شخصى از تو بزرگتر است بگو او از من چند سال بزرگ است و بيش از من عمل صالح دارد و ايمان او هم از من بهتر است و لذا او بر من فضيلت دارد.

اما اگر شخصى از شما كوچك‏تر است بگو او از من كمتر معصيت كرده از اين رو از من بهتر خواهد بود و اگر با تو همسال است بگو من در گناهان خود و آلودگيم يقين دارم ولى نسبت به او در شك مى‌‏باشم، پس چرا اكنون يقين خود را بگذارم و به شك عمل كنم.

اگر مشاهده مى‌‏كنى كه مسلمانان تو را تعظيم مى‏‌كنند و به تو احترام مى‏‌گذارند، بگو اين چيزى است كه آنها از من ديده‏ اند، اگر مشاهده كردى آنها به تو ظلم مى‏‌كنند و يا اعتنائى به شما ندارند بگو اين بخاطر گناهى است كه مرتكب شده‏ ام.

اى زهرى تو اگر اين چنين شكر كنى و اين گونه با آنها برخورد كنى خداوند زندگى شما را لذت‏بخش و خوشگوار مى‏‌كند و دوستانت را زياد مى‏‌گرداند، و دشمنانت را كم مى‏‌سازد، و از محبت آنها برخوردار مى‏‌گردى و خوشحال مى‏‌شوى، و از جفاى آنها دلتنگ نمى‏‌گردى. بدان كه گرامى‏ ترين مردم آن كسى است كه خيرش بر آنها جريان داشته باشد و او از مردم بى ‏نيازى حاصل كند و عفيف باشد و بعد از اين آن انسانى بزرگوار و شريف است كه عفت بخرج دهد و دست نياز بطرف كسى دراز نكند و به تو نيازمند باشد.

مردمان دنيا به مال و ثروت علاقه دارند و به آن عشق مى‌‏ورزند و هر كس در امور مالى مزاحم آنها نشود به او احترام مى‏‌كنند، اين چنين شخصى كه چشم به مال و ثروت ديگران ندارد و با عزّت زندگى مى‌‏كند معزز و محترم مى‌‏باشد.

عرایضی در شرح آن روایت گرانقدر شده است که در کانال «مطالب ویژه» می‌توانید آن را دنبال فرمایید. موفق باشید https://eitaa.com/matalebevijeh/11328

33085

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد جان: خدا قوت! استاد جان برای متخلق به اخلاق الهی شدن و خوش اخلاق شدن در خانه، محل کار، جامعه و... سیر مطالب و اصوات خودتون چگونه است؟ چه صوت یا مطالبی به ترتیب اولویت پیشنهاد می کنید؟ آیا شرح مکارم اخلاق کفایت می کنه؟ آیا این شرح نیاز به پیش نیاز نیست؟ بعد از این شرح هم مطالب دیگه ای هست برای استفاده کردن؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آنچه اصل همه خوش‌بینی‌ها و درک سایرین به حساب می‌آید، «تفکر» است و در این رابطه آری! معارف توحیدی و از جمله «معرفت نفس» از یک طرف و توصیه‌های اخلاقیِ اصیل مانند آنچه حضرت امیرالمؤمنین «علیه‌السلام» به فرزندشان در نامه ۳۱ نهج‌البلاغه فرمودند؛ و مباحث مکارم الاخلاق از طرف دیگر، کارساز است. موفق باشید

32798

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سوال در مورد خواب: با سلام خدمت استاد گرامی. دچار مشکلی هستم و هر کاری از دستم برمیاد کردم. تا بحال حداقل ۱۰ نفر از دوستان و آشنایان بهم زنگ زدن و همه یک نتیجه را در خواب دیدن، بعضی جزئیات را هم شبیه هم نقل کرده اند، ولی هیچ اتفاقی نمی افته. و این ها در حداقل ۶ ماه اتفاق افتاده. می خواستم راهنمایی بفرمایید که این خواب ها محل اعتنا هست؟ 

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال اولیای معصوم به ما توصیه کرده‌اند که نباید به خواب‌دیدن‌های خود اعتماد کنیم و زندگی خود را در دست خواب‌‌دیدن‌های خود و خواب‌دیدن‌های دیگران بسپاریم. زیرا امکان حضور شیطان در آن‌جا بسیار زیاد است. موفق باشید  

32609

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم: لطفا این شبهه را پاسخ بفرمایید: اسلام دین تفکرنیست و جواب انتقاد و توهین را با منطق و استدلال نمی‌دهد. مثلا کسروی را کشتند و افتخار کردند و برای سلمان رشدی هم حکم اعدام صادر کردند.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: باید خودتان بررسی بفرمایید که جریان کسروی و سلمان رشدی یک توطئه اساسی و دشمنی با اسلام و جهان اسلام بود؟ و یا جریان انتقاد به نکاتی که در بین مسلمانان پیش آمده؟ تمام شواهد حکایت از آن دارد که جریان این افراد، امر توطئه در مقابل یک ملت بود و شما به‌خصوص این جریان را در سلمان رشدی بهتر می‌توانید دنبال بفرمایید که چگونه جریان استکبار با پادوهای خود بنای توطئه‌کردن دارد. چه کسی و کدام ملت اجازه می‌دهد که هرکس هرطور خواست در مقابلش توطئه کند و آن توطئه را در نطفه خفه ننماید؟ موفق باشید

32565
متن پرسش

با سلام و ادب خدمت استاد بزرگوار: ۱. استاد موضوعی راجع عقل دیدم مبنی براینکه عقل دشمن خلاقیت، این صحبت چقدر صحیحه، آیا این مطلب در رابطه با عقل غربی مطرح شده؟ ۲. در ضمن بنده خیلی افراد را می‌بینم که عقل را در برابرعدم خطر و ریسک پذیری میارن و میگن کسانی که خیلی عقل دارن ریسکشون کمه و اگر صحیحه چطور باید این دو را با هم جمع کرد؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در رابطه با عقل و جلوه‌های مختلف آن و جایگاه حضور آن، بحث‌های مفصلی شده است. آری! از یک جهت به گفته حضرت باقر«علیه‌السلام» عقل، حجت باطنی خداوند است به بشریت تا بتواند حق را از باطل تشخیص دهد و این غیر از عقل فلسفی می‌باشد که از موضوعات مختلف و حتی از خداوند تنها یک مفهوم ذهنی را شکل می‌دهد و البته این‌جا است که می‌توان این عقل را به عنوان مقدمه حضور در هستی پذیرفت و چنانچه در محدوده این عقل متوقف شویم، از حضوری برتر که حضور قلب است محروم می‌گردیم و جناب حافظ در این رابطه می‌فرمایند: «عقل می‌گفت که دل، منزل و مأوای من است / عشق خندید که یا جای تو و یا جای من است». و جناب مولوی نیز در همین رابطه می‌فرمایند: «عقل، بندِ رهروان است ای پسر / وان رها کن، ره عیان است ای پسر». و این‌که بحثِ دو عقل به میان می‌آید می‌توان بحث عقل عملی و نظری را مطرح کرد، یا آن‌طور که جناب مولوی می‌فرمایند:

عقل دو عقلست اول مکسبي

که در آموزي چو در مکتب صبي

از کتاب و اوستاد و فکر و ذکر

از معاني وز علوم خوب و بکر

عقل تو افزون شود بر ديگران

ليک تو باشي ز حفظ آن گران

لوح حافظ باشي اندر دور و گشت

لوح محفوظ اوست کو زين در گذشت

عقل ديگر بخشش يزدان بود

چشمه آن در ميان جان بود

چون ز سينه آب دانش جوش کرد

نه شود گنده نه ديرينه نه زرد

موفق باشید

32474
متن پرسش

سلام استاد عزیز و بزرگوار: خدا به شما عزت، توفیق و سلامتی مضاعف عطا فرماید. دو سوال داشتم: ۱. در مباحث معرفت النفس بیان می‌کنیم که روح به صورت تکوینی، جسم را در رحم مادر مناسب با ابزار بودن برای خودش می‌سازد، چطور جسمانی الحدوث بودن روح با این مسأله جمع می‌شود؟ مباحث معرفت النفس و معاد را با صوت گوش دادم استاد لطفا یه راهنمایی بفرمایید. ۲. در دو حدیث به نقل از کتاب اصول کافی فرمودند که هرکس شور و نشاطی دارد پس هر شور و نشاطی به سستی گراید خوشا به حال کسی که سستی اش به سوی نیکی باشد. لطفا بفرمایید منظور از این بیان و سستی چیست؟ ممنونم التماس دعا

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. آری! در بستر جسم است که روح به معنای شخص خاص شروع می‌شود زیرا طبق حرکت جوهری در مسیر تبدیل قوه‌ها به فعل، جسمْ آماده می‌شود تا روح مناسب خود را جذب کند و از این جهت جناب صدرا بحث «جسمانیة‌الحدوث» بودنِ روح را می‌کند وگرنه آن روح، بالاخره منتظر است که جسم مناسب خود را بیابد و در آن حاضر شود و نقش حرکت جوهری با قبول فیض دائمی از عالم بالا ایجاد زمینه‌ای است تا آن روح در آن جسم حادث شود. ۲. شاید منظور آن باشد که انگیزه‌های وَهمی در مسیر عقلانیت دینی سیر بکند. موفق باشید

32385

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

جناب استاد با عرض سلام و احترام: احتراما حدیثی از حضرت پیامبر در موضوع دروغ گفتن و وعده دروغ به همسر دادن به شرح ذیل می باشد: کلینى، کافى، ج ۲، ص ۳۴۲، ح ۱۸. قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع یَقُولُ کُلُّ کَذِبٍ مَسْئُولٌ عَنْهُ صَاحِبُهُ یَوْماً إِلَّا کَذِباً فِی ثَلَاثَةٍ رَجُلٌ کَائِدٌ فِی حَرْبِهِ فَهُوَ مَوْضُوعٌ عَنْهُ أَوْ رَجُلٌ أَصْلَحَ بَیْنَ اثْنَیْنِ یَلْقَى هَذَا بِغَیْرِ مَا یَلْقَى بِهِ هَذَا یُرِیدُ بِذَلِکَ الْإِصْلَاحَ مَا بَیْنَهُمَا أَوْ رَجُلٌ وَعَدَ أَهْلَهُ شَیْئاً وَ هُوَ لَا یُرِیدُ أَنْ یُتِمَّ لَهُمْ. البته در برخی سایت ها می گویند منظور دروغ مصلحتی و با هدف حفظ و تحکیم و بنیان خانواده است و برخی این روایت را فاقد سند می دانند نظر حضرت عالی درباره ی این موضوع و روایت چیست؟! مثلا ما موقع خواستگاری وعده ی فراهم کردن شرایط مالی مانند خرید خانه و خودرو و مثلا کنار آمدن با نحوه پوشش و برخی خلق و خوهای طرف مقابل را بدیهم در حالی که می دانیم حقیقت چیز دیگریست به نوعی نفی خود کرده و زمینه ساز مشکلات عمده در آینده را فراهم کرده ایم.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: دروغ در موضوع سوم را باید در فضای دو موضوع قبلی مدّ نظر قرار داد به آن معنا که بخواهیم از خشونت و دوگانگی عبور کنیم. مثل آن‌که طرف از ما چیزی را طلب می‌کند که اگر از همان ابتدا بگوییم نمی‌شود، ناراحت می‌گردد. لذا چیزی نمی‌گوییم و یا قبول می‌کنیم و سپس می‌گوییم نشد و امکانش نبود. موفق باشید

32355

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام: یک سوال ذهن مرا درگیر خود کرده که چرا انسان اینقدر تحت تاثیر افرادی که به نحوی در جماعات آنان یا همراه با آنان می شود قرار می گیرد و آیا راهی وجود دارد که با اینکه در کنار مردم با عقاید مختلف قرارمی گیریم ولی همواره آنچه که می خواهیم بمانیم و تغییر نکنیم؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به همین جهت تأکید می‌شود در معارف دینی و سیره ائمه تأمّل کنید تا نسبت به افراد، افراط و تفریط نشود. عرایضی در شب ۱۳ ماه رجب إن‌شاءالله تحت عنوان «حضرت علی «علیه‌السلام» و راهی به سوی محبّتی اصیل در اسلام» خواهد شد. که ممکن است در این رابطه کمک‌کار باشد. موفق باشید

32197
متن پرسش

با سلام و عرض خسته نباشید خدمت شما: استاد نظرتان در باب مدیر شدن آقای علی عسکری در هلدینگ خلیج فارس چیست؟ بعضی مردم می گویند چرا آقای رئیسی با انتصاب آقای علی عسکری موافقت کرده است و یا اینکه ایشان را به چه علت از مدیریت این هلدینگ عزل نمی کند؟ و همین باعث آسیب زدن به اعتماد مردم می شود. امیدوارم مثل همیشه با راهنمایی های دلسوزانِ تان ما را از گمراهی برهانید. با تشکر

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال عنایت داشته باشید که تحصیلات آقای دکتر علی عسگری با مسئولیتی که به عهده ایشان گذاشته‌اند، همخوانی دارد. ایشان دارای کارشناسی مهندسی برق - الکترونیک از دانشگاه پلی تکنیک تهران، کارشناسی ارشد مدیریت از دانشگاه تهران و دکتری مهندسی صنایع - سیستم و بهره‌وری از دانشگاه علم و صنعت است. موفق باشید

32154

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد: حقیر دستی بر قلم دارم ولی برایم سوالاتی مطرح است: ۱. نهایت افق شعر کجاست و چرا شعر؟ ۲. از معاصرین کدام را عمیق‌تر می‌دانید؟ ۳. در وادی عرفان کدام یک از شعرا چه در فارسی و دیگر زبانها برترند؟ ۴. مرحوم مولوی از حیث عرفان عملی، مرحوم جامی از حیث عرفان ابن عربی روحی له الفدا افضلند صحیح است؟ ۵. جایگاه مرحوم بیدل را چگونه ارزیابی می‌نمایید؟ گویا ایشان هم محی الدینی هستند.

متن پاسخ

مه تعالی: سلام علیکم: عرایضی در جلسه هفتم بحث «عقل تکنیکی» در مورد شاعرانگی شد. شاید در جلسه آینده نیز عرایضی در تکمیل بحث قبلی بشود. آری! به گفته رسول خدا «صلوات‌الله‌علیه‌وآله»: «إنَّ مِنَ الشِّعرِ لَحِكمَةً» می‌تواند نکاتی را اشاره کند که الفاظ در قالب عادی، چنین ظرفیتی را ندارند. به همین جهت قرآن نیز در عین آن‌که شعر نیست، ولی الفاظ آن روح شاعرانگی دارد.

به نظر بنده به راحتی نمی‌توان معاصرین را درجه‌مندی کرد اعم از نیما و اخوان ثالث و فرخزاد تا قزوه و برقعی و مولوی و جامی. در مورد بیدل، ورود مخصوصی نداشته‌ام. موفق باشید   

32084

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

بسم الله الرحمن الرحیم. سلام عرض شد استاد: ببخشید می‌خواستم بپرسم تفسیر سوره حمد را که شروع فرمودید از کدام مترجم تفسیر المیزان هست چون می‌خواستم تهیه کنم. با تشکر

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ترجمه مرحوم آقای موسوی همدانی مورد تأیید خود علامه نیز بوده است. إن‌شاءالله مؤثر خواهد بود. موفق باشید

31939

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم: اگر امکان دارد منابعی برای مطالعه عمیق تر در زمینه «خرد خسروانی» معرفی کنید. وجه تمایز مباحثی که در این زمینه مطرح کرده اید با آنهایی که شیعه را محصول برداشت ایرانی از اسلام می‌دانند چیست؟ این موضوع چه ارتباطی با بحث «هویت» ملی که آقا مطرح کرده اند می‌تواند داشته باشد؟ ممنون

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد آثار پروفسور هانری کربن مطالب ارزنده‌ای را با شما در میان می‌گذارد. آثار مرحوم شایگان نیز بعضاً متذکر این امور هست. بد نیست سری هم به کتاب «انقلاب اسلامی و جهان گمشده» بزنید. موفق باشید

31248

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم استاد عزیز: در رابطه با سوال ۳۱۲۳۹: متاسفانه شماره سوال رو به یاد ندارم، ولی در پاسخ فرموده بودید که: باسمه تعالی: سلام علیکم: آدرس پیام‌رسان خود را در ایتا بدهید تا چند نمونه از سوره‌هایی که به این شکل، یادداشت‌برداری شده است، خدمتتان ارسال شود. موفق باشید
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر صورت آدرس پیام رسان خود را که هنوز نداده‌اید! موفق باشید

31148

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
﷽ (اصلاح سوال 31147) سلام علیکم و رحمة الله. استاد عزیزتر از جانم، با توجه به پاسخ شما به سوال شماره 31143 فرمودید او در عین آن‌که «احد» است «حضورش مطلق» «صمد» نیز هست، و همچنین «هُوَ الْأَوَّلُ وَ الْآخِر» است، بنابراین منظور شما همان وحدت وجود است!؟ با توجه به سخن امام خمینی (ره) که فرمودند؛ «انسان همه عجز است همه فقر است، هر چه هست از خداست.» بنابراین اگر نسبت به توحید افعالی و صفاتی توجه کنیم اگر ممالک سبعه انسان خدایی شد، وجود توحیدی می‌شود؟ و باتوجه به این که فرمودید حضرت آقا تجلی نور حضرت مهدی (عج) و حضرت مهدی تجلی نور حضرت الله اند، به یک نحوی (دور از کثرتها) حضرت آقا (ولایت مطلقه فقیه)، ظهور خداوند متعال در زمانه مااند؟ اگر این چنین باشد ما نیز برای فیض نورانی از ولایت حضرت الله باید برای رسیدن به العبودیت جوهرة کونها ربوبیت، ذیل دستگاه ولایت خودمان را قرار دهیم؟ لطفا توضیح بدید در این شرایط زمانه چگونه در دستگاه ولایت به اوج سیر سلوکی که شهدا برای خود رقم زدند برسیم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این مباحث، مباحث مفصل و مهمی است و از حیطه سوال و جواب خارج است. این روزها کتاب شرح سوره فتح در حال خروج از چاپ است. اگر إن‌شاء الله همت بفرمایید و مباحث یک سوم اول آن کتاب را دنبال کنید به لطف الهی جواب خود را خواهید گرفت، وگرنه با سوال و جوابهای محدود، سرگردانی انسان در مورد وحدت وجود رفع نمی شود. موفق باشید

نمایش چاپی