بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
33339

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام و درود خدمت استاد عزیز: بنده بعضی وقتا نماز شبم را قبل از خواب می‌خوانم و در وقتش نمیخونم چون می‌ترسم سر وقتش بیدار نشم مجبورم قبل از خواب بخوانم. می‌خواستم بدونم آیا این نماز باعث موفقیت بنده میشه؟ آیا باعث تعالی و رشد من میشه؟ ثوابی که برای نماز شب ذکر شده شاملم میشه؟ با تشکر

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: إن‌شاءالله. زیرا اهل فنّ به این امر نیز توصیه کرده‌اند. موفق باشید

33134

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام: یکنفر، یک خانوم، به من گفتن که با جن و انجام طلسم در طول چهل روز بین دو نفر جدایی انداختن. دعوا راه انداختن که به جدایی کامل منجر شده و این‌کارو با یک سری وسایل انجام دادن. ایشون فقط اسم یکی از اون دو نفر رو داشتن. نام مادر رو نداشتن و نام اون نفر دیگه رو هم کلا نداشتن. میخوام بدونم آیا واقعا همچنين چیزی ممکن هست با جن و بدون داشتن اسم کامل؟ چجوری دعوا راه میندازن؟ مگه جن با طرف هماهنگه که سر چی دعوا راه بندازه؟ خیلی برام مهمه. ممنون میشم راهنماییم کنین.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد با نظر به آیه ۱۰۲ سوره بقره در کتاب «جایگاه جنّ و شیطان و جادوگر» عرایضی شده است. خوب است به آن‌جا رجوع شود. کتاب روی سایت هست. موفق باشیدhttps://lobolmizan.ir/book/95

33105

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با عرض سلام و خسته نباشید: من سوالاتی در زمینه رزق و روزی داشتم که اخیرا با مطالعه کتاب جایگاه رزق انسان در هستی علی رغم قوت قلب گرفتن، سوالات دیگری افزون بر سوال قبلی‌ام پیش آمد. با این که در زندگی خود آثار قواعد رزق را مشاهده می‌کنم، اما این سوالات همچنان باعث مشغولیت من هستند. ۱. اگر «روزی هر جنبنده‌ای بر عهده خداست»، چرا امروزه بخشی از انسان‌ها از گرسنگی می‌میرند؟ به طوری که طبق آمار منتشر شده هر ۱۱ دقیقه یک نفر بر اثر گرسنگی می‌میرد و حدود ۸۰۰ میلیون نفر در دنیا با گرسنگی درگیر هستند. شاید دلایلی نظیر اعمال خود انسان ها یا عدم تلاش آن ها یا عدم پرداخت خمس توسط عده ای و ... بتوان برشمرد، اما همین مرگ بر اثر گرسنگی در دنیای حیوانات نیز وجود دارد درحالیکه مواردی نظیر تنبلی و استعمار در دنیای حیوانات وجود ندارد و آن ها به طور غریزی به دنبال روزی خود هستند. ۲. در حدیثی از امام صادق (ع) در کتاب ذکر می‌شود که «خدا نه آنچنان تنگ می‌گیرد که به کلی قطع شود، و نه آنچنان وسعت می‌دهد که بی حساب باشد.» در مورد اول، همانگونه که در سوال ۱ مطرح شد مشاهده می‌شود روزی یک عده‌ای قطع می‌شود و اجل و پایان زندگی آن‌ها با نبود رزق اتفاق می‌افتد. حتی در مواردی کودکان پس از به دنیا آمدن بر اثر گرسنگی می‌میرند که با موضوع روزی از طریق شیر مادر قابل جمع نیست. همچنین در دنیا افرادی هستند که ثروت‌های بسیار عجیب در اختیار دارند که به گونه‌ای بی حد و مرز محسوب می‌شود. مشاهدات امروز ما چگونه با این حدیث قابل جمع است؟ ۳. در کلام امیرالمومنین گفته می‌شود که «قسم دوم روزی، روزی‌ای است که خود به دنبال توست.» همانگونه که مرگ به دنبال توست، و آن روزی با تلاش اندک و کافی به انسان می‌رسد. اما از طرفی اهتمام به همت و تلاش بسیار نیز توصیه شده است، در داستان راستان شهید مطهری با نقل از بحارالانوار در بخش نصیحت زاهد داستانی از امام باقر (ع) می‌آورد که ایشان در زیر گرمای آفتاب مدینه به هنگام ظهر با سختی و مشقت فراوان با همراهیانش در حال کار کردن در باغی بودند. این دو وجه که روزی به دنبال ماست و سفارش فراوان به کار و تلاش و کسب روزی و این که ۹ جزء عبادت کسب و کار حلال است به نظر بنده قابل جمع نمی‌رسد. ۴. همانگونه که در کتاب نیز گفته می‌شود ثروت بسیار باعث تکبر و فقر باعث گناه است، اما چیزی که مشاهده می‌شود عدم توازن است. یعنی میزان گناه فقرا به علت قرار گرفتن در فشار و تنگنا بیشتر از میزان تکبر ثروتمندان است و انجام امور اولیه دینی نیاز به حداقلی از امکانات دارد. در سیره معصومین نیز گفته می‌شود که زندگی ایشان ساده بوده‌است، اما این ساده بودن به معنای فقیرانه و زاهدانه بودن نبوده و بلکه به معنای عدم مصرف گرایی می‌باشد. به غیر از امام علی (ع) در دوره خلافت ایشان که علت سیره زندگی خود را حاکم بودن و هم سطح پایین ترین افراد جامعه بودن عنوان می‌کنند، سایر ائمه از ظرفیت ها و امکانات موجود در جامعه تا حد مناسبی بهره برده‌اند. بنابراین در بخش های مختلف کتاب حس می‌شود به گونه ای سعی شده است فقر در نوع هایی مطلوب نشان داده شود، اما حضرت علی (ع) فقر را فرزند تنبلی و ناتوانی عنوان می‌دارند، همان حضرت علی (ع) که در دوران خلفا مشغول به خلق ثروت بوده‌اند و باغات و قنات های بسیاری را احداث کرده بودند. پیشاپیش با تشکر از شما.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور که متوجه‌اید و بحمدلله موضوع «رزق» را دنبال می‌کنید، سؤالات زیادی در این سال‌ها شده‌ است که هر کدام می‌تواند بابی را در موضوع رزق بگشاید و به همین جهت پیشنهاد می‌شود به آرشیو مربوط به رزق که در آدرس پیشنهادی آمده، رجوع فرمایید . إن‌شاءالله علاوه بر دریافت سؤال، مطالب دیگری نیز برایتان روشن می‌شود. موفق باشید  https://lobolmizan.ir/category/67?tab=quests&inner_tab=all-quest

33098

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و ادب: شهید مهدی باکری فرمانده جنگ بود، تعداد یاران کم بودند ولی ایشون به عنوان فرمانده بود ایستاد و در آخر شهید شدن. آیا عقلانی نبود ایشون زودتر برمی‌گشتن تا شهید نمیشدن؟ ملاک در این شرایط ها چیست؟ یا زمانی که حضرت امام زمان جنگ حکم صادر کردند آیا بهتر نبود اون افراد تحصیل کرده نمیرفتن تا بعدا از جنگ به جامعه خدمت کنند؟ ملاک چیست؟ و بر همین اساس محمد ابن حنفیه عقلانی فکر کرد گفت من علمم زیاده به مردم حدیث میگم دین رو تبلیغ می‌کنم و درخواست امام رو نپذیرفت و به خود امامم گفت نرو. آیا دو دوتا چهار تای محمد ابن حفیه درسته یا نه؟ اگه نه میشه گفت نصرت خدا و امام ممکنه عقلانی نباشه؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اولاً به این فکر کنید که به تعبیر مقام معظم رهبری شهدا بعد از شهادت‌شان دست‌شان بازتر است و خداوند نیز در همین رابطه در نسبت با شهدا فرمود: «يَسْتَبْشِرُونَ بِنِعْمَةٍ مِنَ اللَّهِ وَفَضْلٍ وَأَنَّ اللَّهَ لَا يُضِيعُ أَجْرَ الْمُؤْمِنِينَ» شهدا به نعمت الهی که همان ولایت الهی باشد، بشارت دادند و خداوند اجر مؤمنین را که در این آیه منظور، شهدا می‌باشند ضایع نمی‌کند یعنی آنان با شهادت خود نتایجی که می‌خواستند و آن نفی حاکمیت ظلم بود را، می‌یابند. ثانیاً: « ملت عشق از همه دینها جداست ** عاشقان را ملت و مذهب خداست»‏. مگر می‌توان کار عشق را به دست عقل داد؟! موفق باشید

32639

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

استاد گرامی سلام: وقت شما بخیر. طاعات شما مقبول. بنده اولین سالی که با گروه ساحت حضور آشنا شدم و در کلاسها شرکت کردم برای ماه رمضان با توجه به کتاب رمضان دریچه‌ی رؤیت، احساس می‌کردم وظیفه‌ی م این هست که در ماه رمضان خیالات خودم را کنترل کنم و نگذارم هرز برود فکر می‌کنم امسال خیلی نیاز مبرم به این امر داشتم. به خصوص که بعضی مزاحمت‌ها و مانع تراشی‌ها با فعال کردن خیال برای بنده رخ می‌داد. در روز اول ماه رمضان هم آقا به این امر اشاره داشتند که ماه رمضان بستر مناسبی برای چنین امری است. خدا را شکر الان این را به عنوان سپر محکم مد نظر دارم و امیدوار به لطف خداوند هم هستم. در مورد مسائلی که چند بار عرض کردم که باعث تحیر و تعجب بنده می شد و خیلی من را انگشت به دهان می کرد، تصمیم گرفتم دیگر صحبت‌های او را دنبال نکنم چون دلیلی که مرا وا می داشت که رفتارهای او را دنبال کنم دیگر الان وجود ندارد و دوم اینکه نهایت حرفها و کید و مکر و حیله‌ی او همین چیزهایی هست که در این ایام نشان داده و چیز دیگری ندارد «و إن کید الشیطان کان ضعیفا» مکر ایادی شیطان که از او هم ضعیف‌تر. من اینقدر خوشبین به همه چیز هستم که فکر می‌کردم این پشمینه پوش تند خو و دراز قبا دار ممکن هست از روش خودش دست بردارد اما دیدم اینطور نیست منم دوست ندارم خودم را معطل او کنم. لطفا اگر موضوع و مطلبی هست که باید در این ماه به آن توجه کنم بفرمایید

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! در روایات به ما فرموده‌اند که شیطانی را در ماه رمضان به بند می‌کِشند که امر به فحشاء می‌کند. ولی شیطان وسوسه‌گر در میدان است و ما از طریق توجه به سیره اولیای الهی باید از وسوسه‌های شیطان که شاید در ماه رمضان بیشتر هم باشد، عبور کنیم. به همین جهت جناب مولوی فرموده: «ره لقمه چو بستی ز هر حیله برستی / وگر حرص بنالد، بگیریم کَری‌ها». و منظور از نالیدن حرص، همان وسوسه است که با بستنِ ره لقمه، فعّال‌تر به میدان می‌آید و ما با بی‌‌اعتنایی به آن وسوسه‌ها و خود را به کَری‌زدن، از آن وسوسه‌ها می‌توانیم عبور کنیم. موفق باشید

32490

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و عرض ادب: بنده خانمی هستم حدود ۴۲سال، ومجرد، خواستگار زیاد دارم ولی هر بار به هر دلیلی ازدواج اتفاق نیفتاده است. سؤال من این است که آیا من نباید به این نتیجه برسم که خدا برای من ازدواج مقدر نکرده، وبه دلیل درگیری ذهنی که برایم ایجاد می کند و مرا از پرداختن به مطالعه عمیق و تمرکز روی آن دور می کند، و خواه ناخواه روی حضور قلب در عبادت من هم تأثیر می گذارد (البته خیلی تلاش کردم که اینگونه نباشد ولی متاسفانه نتوانستم) بهتر نیست بعد از ۲۰ سال قید ازدواج را بزنم و به هیچ خواستگاری دیگر فکر نکنم. ممنون استاد، خیلی برایم دعا کنید، عمرم صرف این قضیه شد.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! هر چه بادا باد. می‌توان در حضوری گسترده و دریایی گشوده خود را حاضر کرد که آمدن و نیامدن خواستگاران چندان بزرگ نباشد که دریای آرام ما را طوفانی کند. می‌توان جهانی بود که این موج‌ها تنها موجی باشند که اگر آمدند، خوش آمدند و اگر نیامدند، به خدایشان می‌سپاریم. لذا شرط این حضور آن نیست که نفی خواستگاران بکنید، بلکه چندان جایگاه بزرگی برایشان قائل نباشید. موفق باشید

32104

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام: در جزوه «جایگاه تفسیر المیزان و روش استفاده از آن» و در ذیل عنوان «احاطه علامه طباطبایی بر موضوعات روز» به تفسیر آیات ۵۰ الی ۵۴ سوره انعام ارجاع داده اید، که تصور می‌کنم اشتباهی در ارجاع رخ داده، زیرا بنده آن عبارتی که ذکر کرده اید را در این آیات ندیدم. به نظرم ارجاع صحیح، آیات ۵۱ به بعد سوره مائده باشد. با تشکر

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با تشکر تذکر بجایی است ان شاء الله در اسرع وقت اصلاح می شود.

31321

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: چگونه می‌توان جلوی تسویف را گرفت؟ هرچه که سنم بالاتر می‌ره بیشتر داره این واژه برام معنا پیدا میکنه. اگه راهکار عملی می‌شناسید لطفاً به من بگید. ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: توجه به امر مهمی که در پیش داریم، یعنی اُنس با خدا، راهی برای فردافرداکردن نمی‌گذارد. در آخرین عرایضی در رابطه با سوره مطففین شد ملاحظه کردید که چگونه حضرت حق فرمود: «وَفِي ذَٰلِكَ فَلْيَتَنَافَسِ الْمُتَنَافِسُونَ» (مطففین/26) باید برای رسیدن به حقیقت، دوان دوان و نفس‌زنان جلو رفت و جلوتر رفت. موفق باشید http://lobolmizan.ir/sound/1325

30776

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: دو سوال داشتم: ۱. آیا اگر کسی مانند شیطان که در جهت منفی تجردش زیاد شد وجودش هم شدید می‌شود؟ ۲. آیا شیطان بدلیل تجرد زیاد می‌تواند بگوید «الان قیامتی قائم؟
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: شیطان گرفتار توهّمات خود است و تجرد او تجرد خیالی است و نه عقلی. و لذا سراسر در حجاب أنانیت خود می‌باشد. موفق باشید

30728

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام خدمت استاد گرامی: «ذَٰلِكَ الْكِتَابُ لَا رَيْبَ ۛفِيهِ ۛهُدًى لِلْمُتَّقِينَ» در این تعبیرات اشاراتی هست که بنحو اجمال بانها |شاره می‌شود: ۱. تعبیر باسم اشاره بعید «ذلك» نه به کلمه «هذا»: برای تجلیل و تعظیم مقام قرآن است که از آفهام متوسط دور باشد. ۲. کتاب: به معنی تثبیت و ضبط و اظهار نیّت و مقصود است و حقیقت قرآن مجید همین است، یعنی آحکام و حقایق و معارفی است که از جانب خداوند متعال ظاهر و تجلّی کرده و در قلوب مومنین و در صفحات خارجی ثبت و ضبط می‌شود و این تثبیت از جانب خداوند متعال صورت می‌گیرد و اين تعبیر در اين مورد مناسبتر از کلام یا قرآن یا فرقان است زیرا نظر در کلمه قرآن بجهت تفّهم و ضبط تنها از طرف بنده باشد و در کلام بجهت تنها ظهور نیّت باطنی است و در فرقان به جهت جدا کردن حق از باطل باشد. پس مراد از کتاب همان معنی مصدری ثبت و ضبط کردن از جانب خداوند باشد نه بمعني اسم مفعول (ثبت شده) تعبیر به ریب مناسبتر از شک است: زیرا ریب دلالت می‌کند به توهم که تولید شک می‌نماید و از این تعبیر مأخذ و منشأً شک نیز منظور گشته و هر دو جهت نفي مي شود و چون کتاب را بمعنی تثبیت خداوند گرفتیم: نبودن ریب در آن کاملا روشن و قطعی خواهد شد زیرا که در تثبیت و فعل خدا شکی واقع نمی‌شود. ---------------- این مطلب از علامه مصطفوی رو مناسب دیدم برای شما ارسال کنم اگر نظری دارید بفرمایید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حرف خوبی است. إن‌شاءالله ایشان در اشاعه‌ی معارف اسلامی بیش از پیش موفق باشند. موفق باشید

30559

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: حالتون خوبه؟ میلاد امام حسین مبارک. سوالی ذهنم را مشغول کرده. با توجه به این که شبهات فراوانی به اسلام وارد است کسی که دنبال حق است و تقلید گر و احساساتی نیست با چه انگیزه ای در صدد رفع شبهات براید و یا در اسلام و فرقه های آن تحقیق کند؟ عقل حکم می‌کند به احتمال ۹۹ درصد برخی شبهات اثر گذارند و اسلام را از حق بودن ساقط می کند!
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: زیبایی کار به همین است که شبهاتی باشد و اسلام با جواب‌دادن به آن شبهات، قدرت خود را جهت هدایت بشر در این تاریخ به نمایش بگذارد. موفق باشید

30243

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: فرمودید: «آن یکی جودش گدا آرد پدید / آن یکی بخشد گدایان را مزید یعنی جهان هستی ظهور اسما الهی است و این اسما به تناسب قابلیت در موطنی خاص ظهور پیدا می‌کنند پس خدا دو کار می‌کند یکی تجلی اسما و دیگری خلق موطن و محل هایی برای پذیرش این تجلیات.» آیا این دوییت تجلی و متجلی علیه دوییتی واقعیست یا عقلی و اعتباری؟ چون با این فرض دو چیز به ذهن میاید که یک کار تنزل اسما و صفات است از عالم معنا تا مراتب نازله جهان هستی (البته تنزل به نحو تجلی) و کار دیگر ایجاد قابلیت است برای پذیرش اسما (به تعبیری حرکتی از بالا به پایین برای افاضه و حرکتی از پایین به بالا برای پذیرش فیض) و این قاعده را حتی در مورد موجودات مجرد هم تایید فرمودید در حالی که برداشت اولیه بنده این بود که مثلا جبرییل امین خود اسم علیم است در مرتبه نازله نه قابلیتی که اسم علیم در او ظهور کرده. البته آیات قران کریم هم صحبت از حرکت دوری دارد که «انا لله و انا الیه راجعون» یعنی دو قوس نزول و صعود و آن شعر مولوی را هم اگر تطبیق با همین دو قوس دهیم با توحید صمدی سازگارتر است که با رحمت رحمانیه افاضه وجود می‌کند و با رحمت رحیمیه به وجود نازله کمال می‌دهد. (نه اینکه قابلیت سازی و گدا آفرینی می‌کند) عنایت فرموده این مشکل ذهنی بنده را حل نمایید. جزاکم الله خیرا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با توجه به این‌که برای غیر حضرت «الله» برای همه‌ی عالم صفت ممکن‌الوجود را به‌کار می‌بریم، خداوند از یک طرف ممکن‌الوجودها را خلق می‌کند و از طرف دیگر کمالاتی که می‌توانند داشته باشند را به آن‌ها افاضه می‌کند. لذا حضرت موسی در مقابل فرعون فرمودند: «رَبُّنَا الَّذِي أَعْطَىٰ كُلَّ شَيْءٍ خَلْقَهُ ثُمَّ هَدَىٰ». موفق باشید

30152

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: آیه شریفه قرآن کریم می‌فرماید «شهدالله انه لا اله الا هو» یعنی شانی از شوون خداوند که جامعیت اسمایی دارد یا اولین تجلی شهادت می‌دهد که هو یا مقام ذات یکی است؟ این شهادت چگونه و به چه معناست و چگونه باید در مورد آن اندیشید؟ جزاکم الله خیرا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: می‌فرماید نور حضرت «الله» در عالم، حکایت از آن دارد که تنها اوست که اوست در یگانگی و معبودیت. موفق باشید

29162

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد،وقت بخیر اربعین حسینی رو بهتون تسلیت میگم استاد من سوالی که داشتم اینکه،مگر خداوند در قرآن نفرمودند که من از همه چیز جفت آفریده ام و حتی ما میدونیم که در ذرات هم این رعایت شده،پس چطوریه که بعضی از انسانها ازدواج نمیکنند،مگر جفت آفریده نشدند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در مورد انسان، بحث اختیار در میان است. آری! خداوند زن و مرد را در نوع انسانی جفت آفریده، ولی چون انسان‌ها مختارند خودشان باید شرایط تکوینی عالم را در برنامه‌های خود به میان آورند و شکل دهند. موفق باشید

28864
متن پرسش
سلام علیکم: اعظم الله اجورنا فی مصیبه الحسین علیه السلام استاد بزرگوار همانطور که مستحضرید و در آیه اول سوره ممتحنه به آن پرداختید آیات متعددی در قرآن در نهی محبت و موده و ولایت و بطانت اهل کتاب کفار و مشرکین هست و تنها چند آیه مثل آیه اول ممتحنه و ۲۲ مجادله تصریح به دشمنی آنها دارد. یعنی حتی اگر دشمن نباشند حداقل خیرخواه نیستند. دیشب شب تاسوعا ۱۴۴۲ در جمع عاشورائیان آیه ۵ سوره مائده که اجازه ازدواج با اهل کتاب را به مردان مسلمان داد به منزلهء ناسخ این‌همه آیه در نهی محبت غیر مومنان دانستید البته تصریح به نسخ نکردید ولی زمان اجرای آن آیات را گذشته و فقط در سالهای اول بعثت دانستید و فرمودید چون دیگر ایمان مسلمانان مستحکم شده بود خطری از جانب اهل کتاب آنها را تهدید نمی‌کرد. استاد بزرگوار از عملکرد مسلمانان از رحلت پیامبر تا عاشورا روشن شد که ایمان عمیق و مستحکمی نداشتند و آن‌همه آیات در نهی قرابت قلبی با غیر مومنان اعم از کافر مشرک و اهل کتاب خبر از اهمیت فاصله گرفتن در حیطه محبت با آنها می‌دهد قرآن می‌فرماید «و من یتولهم منکم فانه منهم» لطفا از موضوع به این مهمی به سادگی عبور نکنید درست است که عدالت و انصاف باید در حق آنها اجرا شود و احسان به آنها موجب جذب آنها به اسلام می شود ولی ضرورت مرز گذاری ولایی و حبی را نادیده نگیرید که راه نفوذ آنها به قلب مومنان غیرعمیق و عموم جامعه اسلامی را باز می‌کند. ارادتمند حضرتعالی هستم و در معرفت دینی خود به شدت به حضرتعالی مدیونم. وفقکم الله
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که بحمدللّه متوجه شده‌اید درگیرنشدن با اهل کتاب هرگز به معنای مودّت و دوستی با آن‌ها نیست، بلکه فرمود حتی به آن‌هایی که «ایّام اللّه» را نپذیرفته‌اند، گیر ندهید، ولی فرمود: «لا تتخذوا الیهود و النصاری اولیاء». ولی نه آن‌که دوست نگرفته‌اید، دشمن شما به حساب آیند، دشمنی مربوط به شرکی است که رسماً نفیِ توحید می‌کنند و حضرت ابراهیم «علیه‌السلام» در این رابطه می‌فرمایند: «وَبَدَا بَيْنَنَا وَبَيْنَكُمُ الْعَدَاوَةُ وَالْبَغْضَاءُ أَبَدًا» که بین ما و مشرکین برای همیشه دشمنی و بغض هست. و البته این به معنای به قتل‌رساندن آن‌ها و کشتن آن‌ها نیست بلکه به معنای جداکردن مرز خود با آن‌ها می‌باشد به صورت کامل. موفق باشید

28343

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: سپاسگزارم از پاسختان به سوال شماره ۲۸۳۳۴، استاد هر شخصی اعمالی را انجام می‌دهد گاهی برای حاجت، گاهی مثلا استغفار می‌‌گوید برای آمرزش گناهان و ...، منظور این است که برای نیت خاصی اعمال را انجام می‌دهد، حال سوال این است که اینطور اعمال که برای نیت خاص است ثواب هم دارد؟ و این اعمال هم می‌شود هدیه کرد به اهل بیت (ع)؟ یا اینکه اعمال عبادی که فرمودید تعریف خاصی دارد؟ و به طور کل بهترین نیت چه نیتی است برای انسان، با توجه به اینکه هدفش تکامل و قرب به سوی خداست و می‌خواهد به آن برسد؟ و هم اینکه پوشش دهد مشکلات و حاجات دنیایی انسان را؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. همین‌که انسان برای رفع حوائج خود از مسیر دین استفاده می‌کند و اعتماد خود را به دین و نگاه معصومین انداخته، ثواب آن را می‌برد. ۲. عرایضی در کتاب «چگونگی فعلیت‌یافتن باورها» شده که اساساً در چه افقی می‌توان با نظر به اولیای الهی اعمال عبادی خود را به برکت بیشتر رساند. موفق باشید

28113

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و عرض ادب خدمت استاد عزیز: حاج آقا چند روز پیش سوالی با شماره ۲۸۰۵۸ خدمتتان ارسال شد. جسارتاً صلاح ندیدید جواب بفرمایید یا مشکلی در سیستم بوجود آمده است. باتشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به طور شخصی به ایمیل‌تان این‌طور جواب داده شد:

۲۸۰۵۸- باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظرم نباید به آن خودکشی فکر کرد. با همان ردّ مظالم و عباداتی که به نیّت ایشان خوانده می‌شود، به ایشان کمک کرد. موفق باشید

27529

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحيم سلام الله عليكم: حضرت استاد، هنگامی که با نگاه وجودی خود را فانی در دریای رحمت بیکران الهی دیدیم، بجز این که از خداوند مهربان بخواهیم که این حالت را برای ما دائمی گرداند، چه خواسته دیگری می‌شود داشت؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مگر در آن حالت خواسته‌ای هم می‌ماند وقتی به نور حق وجودِ خود را در عالم احساس کردیم؟‌ موفق باشید.

26884

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: بعضی در باب حکمت تولد و وجود افراد ناقص الخلقه و معلول از بدو تولد یا افرادی با اختلال های نظیر اوتیسم و شش انگشتی شدن، معتقدند که اگر دنیا را محل آزمایش و هم چنین معبری برای معاد بدانیم، پس وجود این افراد آزمایشی است برای خودشان و ما که برای خود افراد مبتلا و درگیر این مشکلات، آزمایش صبر است و برای ما آزمایش محبت و رحمت. آیا چنین دیدگاه در این باب مبنای صحیح و درستی دارد یا خیر؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این حرف در جای خود درست است ولی نباید ما را از وظیفه‌ای که نسبت به جنین به عهده داریم، غافل کند و در دوره‌ی جنینی از مواظبت‌های لازم جنین غفلت نماییم. موفق باشید

26496

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و احترام خدمت شما استاد ارجمند و با آرزوی سلامتی برای شما: الحمدلله رب العالمین در حال حاضر ایران اسلامی ما در علوم و فناوریهای پیشرفته ای مانند نانو، بیو، هوافضا، سلولهای بنیادی و غیره جایگاه ارزنده و والایی کسب کرده است و بنده هم با عنایت خدا در یکی از همین علوم تحصیل کردم. اما همانطور که جنابعالی فرمودید تکنولوژی غرب روح و فرهنگ خاص خود را به همراه دارد و اگر فرد یا جامعه شیعه ما با آرمانهای خود به این موضوع توجه نداشته باشد ممکن است در فرهنگ غرب حل بشود. چند سوال دارم. ۱. به عنوان یک شخص که در این حوزه کار می کنم چه راهکار عملی پیشنهاد می کنید؟ ۲. حالا که به لطف خدا و زحمت استاد فرهیخته ای چون شما از این موضوع آگاه شدم آیا تکلیفی برای بنده در قبال جامعه علمی و فناورانه ای که با آنها از نزدیک کار می کنم وجود دارد (با توجه به اینکه مسئولین ما با دیدن حرکت غرب به سمت مسائل اخلاقی فناوری در حال ورود به این بخش هستند و زمینه برای بنده هم فراهم است)؟ ۳. بنده فکر می کنم باید افق دیدم رو زمان ظهور امام زمان در نظر بگیرم و بر این اساس برنامه ها و طرحها رو تنظیم کنیم. یعنی با ظهور و تجلی منبع علم و فناوری هستی چه مسیری برای پیمودن و رسیدن به ۲۵ حرف باقیمانده از علم در اختیار بشر قرار می گیرد و ما از الان سعی کنیم در اون مسیر حرکت کنیم. آیا درست است؟ راه سختی است إن شاالله با مدد خدا و نگاه اهل بیت و دعای استاد بزرگ و چراغ نورافشانی چون شما برای فرزند کوچکتان بتوانم گامی هرچند کوچک در این راه بردارم. التماس دعا. با سپاس و احترام فراوان.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. روحیه‌ی انقلابی و رعایت تقوی اثر خود را در خنثی‌کردنِ حجاب‌های آن فرهنگ به میان می‌آورد. ۲. باید متوجه شد عقل تکنیکی، رویکردِ اصلی‌اش کشف استعدادهای طبیعت است از آن حیث که منجر به درک حقیقت می‌شود که بحث آن در موضوع «تذکر به عقل تکنیکی» شد. آدرس صوت آن  http://lobolmizan.ir/sound/1225  می‌باشد. ۳. در این مسیر خداوند الهاماتی به انسان می‌کند. موفق باشید

26494

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد جان: اگه ممکنه مراحل زندگی حضرت امام رو با سفرهای چهارگانه ملاصدرا تطبیق بدین. ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر می‌کنم خود حضرت امام «رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» بر اساس احوالات خودشان بتوانند آن مراحل را بفرمایند. آن‌چه ما از آن مرد الهی دیدیم، منزلِ نهایی بود که سیر «فی الحق بالحق الی الخلق» می‌باشد برای دستگیریِ خلق تا ظهور مولایمان حضرت مهدی «عجل‌اللّه‌تعالی‌فرجه». موفق باشید

35749
متن پرسش

سلام و عرض ارادت. به خدا گفتم ای صاحب زمان و مکان، به فقیری که هیچ ندارد و حتی خودش را هم ندارد رحم کن. با خدا بارها عهد کرده بودم که به راه ادب اباالفضلی برسم، ولی عهد شکستم و سستی کردم، و چه بد کردم، بارها عهد کردم که سکوت کنم تا از جهنم زبانم بیرون بزنم ولی خرابش کردم، از خدا خواستم به من فرصت دهد تا در حق والدینم جبران کنم، بارها فرصتم داد و بارها خراب کردم؛ دعا کنید باز رحمم کند و فرصتم دهد؛ وگرنه من با اینهمه شرمندگی چه کنم؟ واقعا والدین می توانند دو بال پرواز باشند همچنانکه اگر بشکنند عامل سقوط، دعا کنید بال هایم جان بگیرد و بالا بروم، برای سلامتی جان و ابدیت والدینم دعا کنید، من، هم خسته ام، هم شرمنده، هم سرگشته. دعا کنید خدا نعمت ها را برای من ادامه دهد که در این فقر خود نمیرم، آنقدر که فقر دنیا آدم را عاشق می کند فقر ابدیت تمامِ آدم را فرسایش می دهد، دعا کنید از اربعین جا نمانیم که این کابوس سختی برای ماست. دعا کنید امام حسین که می آید و می رود، سری هم به موکب دل ما بزند، من هوس نوکری زائران به سرم زده، و اول والدینم، من هوس سختی کشیدن به سرم زده، دعا کنید در ضریح ذوب شوم و طائر سرگردان مقتل شوم، دعا کنید حسین، زهیرِ قلب مرا هم زنده کند، و دست حرّ دلم را بگیرد و به پای خیمه ها ببرد، من بی حسین دیوانه نمی شوم، من دیوانه «بودم» که اینهمه بی حسین زندگی کردم! دلم می خواهد چهره ی والدینم را تا هستم در این پیاده روی ها ببینم. دعا کنید. راستی اربعین پیاده رفتن است یا پیاده آمدن؟

متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: خیر! از این حرف‌ها گذشته است. همان کسی که بدون حسین «علیه‌السلام» زندگی کرده است «دیوانه» است و همو که تنها وقتی حسین «علیه‌السلام» را پیدا کرد، «دیوانه» او می‌گردد. قصه دیوانگی قصه عجیبی است که چگونه انسان، همه چیز دارد و هیچ چیز ندارد؛ و این، همه زندگی است. مانند دیوانه دیوانگان حضرت مولانا، همو که در مثنوی قصه دیوانگی خود را سرود و در دیوان شمس، دیوانه دیوانه‌‌بودنِ خود را افشاند و گفت:
عاشق شده ای ای دل سودات مبارک باد
از جا و مکان رستی آن جات مبارک باد
از هر دو جهان بگذر تنها زن و تنها خور
تا ملک ملک گویند تنهات مبارک باد
ای پیش‌روِ مردی امروز تو برخوردی
ای زاهد فردایی فردات مبارک باد
کفرت همگی دین شد تلخت همه شیرین شد
حلوا شده‌ای کلی حلوات مبارک باد
در خانقه سینه غوغاست فقیران را
ای سینه بی‌کینه غوغات مبارک باد
این دیده دل دیده اشکی بد و دریا شد
دریاش همی‌گوید دریات مبارک باد
ای عاشق پنهانی آن یار قرینت باد
ای طالب بالایی بالات مبارک باد
ای جان پسندیده جوییده و کوشیده
پرهات بروییده پرهات مبارک باد
خامش کن و پنهان کن بازار نکو کردی
کالای عجب بردی کالات مبارک باد
موفق باشید

 

34496

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام خدمت استاد: برخی اوقات شما در رابطه با سوالات اکثرا خواهران و احیانا برادران در زمینه ازدواج بسیار منفعل هستید آیا برای شما این وضعیت حق و حقوق زنان نگران کننده نیست؟ در سنت اسلامی ما مرد جایگاه و زن هم مقامی داشت. امروز با لطائفی همه دور زده می شود مثلا حق طلاق و... این طور همه چیز را برای زنان خواستن اگر منجر به وضع بهتر خانواده می شد باز وجهی داشت امروز زنان تمام حقوق یک زن مدرن را دارند از حق کار و تحصیل (بدون کار در زمان تحصیل به جهت حمایت پدر) و هم تمام شان زن اسلامی را این امور باعث ضعیف شدن خانواده شده، مردان پا به ازدواج نمی دهند و زنان جواب نمی دهند. البته این وضع نگران کننده است چراکه این نامتعادل بودن خیلی ادامه دار نخواهد بود تا چندی پیش پسران بیشتر به دنبال دختران شاغل بودند الان کم و بیش مواردی می بینم مردان شرط ضمن عقد کرده اند بر حتمی بودن کار زن و تقسیم خرج خانه. بحث این است شما بسیار منفعلانه در این مسئله وارد می شوید. اینکه زنان هم متکفل خرج خانه شوند نه اینکه به میل خودشان به زودی با این روند جزو وظایف آنان شمرده خواهد شد و چه بسیار از زنان آسیب خواهند دید و می‌دانید زنان به دلایل مختلف توانایی حضور در همه صحنه های کار در کنار مردان را ندارند به دلیل فضای خشن و بدنی خیلی از کارها. برای شما این تغییر زن خانه دار به زن کارگر مهم نیست؟ اینکه زن طبق گفته رهبر انقلاب باید در اجتماع باشد و خانه داری به معنای خانه نشینی نیست را قبول داریم اما این وضع و اینگونه پاسخ های شما که با سست کردن اقتدار مرد به روش های گوناگون او را از یک مرد فداکار برای خانه کنده و الان پسران خودشان را مسول تشکیل خانواده نمی دانند و زنان هم کوچک ترین همراهی با شوهر را نمی توانند بپذیرند. الان بسیاری از زنان هیچ همراهی برای مثلا تغییر شهر برای کار همسر را نمی پذیرند. اینها آیا ریشه در فضایی که حتی در بین مذهبی ها گسترش یافته که شما هم کم و بیش در آن شریک هستید دارد بالاخره ما روایت رسول خدا بر تقسیم کار بیرون و درون خانه را داریم یا نه؟ بالاخره آیه «الرجال قوامون علی النسا» را داریم یا نه؟ اگر اشتباه متوجه شدیم بفرمایید. بالاخره نمی‌شود تمام آنچه مرد با آن اعمال اراده می کند را گرفت و دچار اشکال در هویت او نشویم. از آنجا که در فضای معمولی نه در وضع امروز پسران راحت تر به کسب و کار می توانند بپردازند و امر جنسی خارج خانواده خیلی بیشتر به زنان آسیب می‌زند و پسران با وارد شدن در آن به دلیل سخت بودن ازدواج و استفاده بیشتر و بدون مسولیت برای آنها فراهم شده درست است باز به این رویه ادامه دهیم ؟ به نظر می آید جریان مقابل انقلاب با پیش کشیدن حق زنان برای آسیب به نظام اسلامی ما هم دچار یک رقابت بیخود شده ایم و کور کورانه سعی در پیش گرفتن داریم. چندی پیش به گمانم آقای رائفی پور گفتند (در رابطه با حق زن مبنی بر گرفتن پول برای کار خانه) اینها برای این است مرد احساس پر رویی نکند و هر بار زن را در خانه دید بداند به او دارد لطف می کند. با این منطق می توان گفت هر بار زن از خانه پایش را بیرون گذاشت بداند مرد به او لطف کرده و یا هر روز که مرد با زن دیگری ازدواج نکرد به خانه آمد به او لطف کرده آیا این حرف ها باعث قوت خانه می شود؟ اینکه زنی کنار مرد خود برای خانه زحمت می کشد را اینجور به جان هم بیندازیم درست است؟ نگویید جای آن حرف چیز دیگری است و... در مشاوره های خانواده اثر این گفتمان ها را می توان دید. زنانی که با اندک اختلاف در یک بحث ساده به سرعت بحث کار خانه را پیش می کشند و از طرفی مهریه سنگین و از طرفی حق طلاق زنان و از آن طرف تبلیغ برای اینکه هزینه زن برای خودش است و از طرفی با توجه به فضای سنتی ما که اگر زن کار از دست بدهد زیر خرج شوهر یا پدر می رود البته فعلا و از طرفی حق کار خانه و... باعث شده همه آنچه آورده دین و سنت و مدرنیته باشد در حق زن به او داده شده و دست مرد را خالی کردیم. با این وضع طبیعی است زنان به راحتی به مردان جواب ندهند. طبیعی است به راحتی حتی حاضر نشوند با اندک اختلافی زندگی را تحمل کنند. یک نگاه به سنت ازدواج که رایج شده شده بیاندازید، پسران دهه ۷۰ دهه ۸۰ را برای ازدواج قبول می کنند چرا که با فاصله بیشتر و زیاد پسر فرصت پیشرفت و مال و.... داشته و برای یک دختر با فاصله کمی بیشتر می تواند مورد قبول باشد با این روند هر دهه که می گذرد بر دختران مجرد یک دهه افزوده می شود. الان چند میلیون زن بالای ۳۲ سال وجود دارد که شوهر ندارند!!! چون مردان هم به طرز طبیعی و هم این وضع که ایجاد شده اصلا توانایی ارضای خواسته های آنها را ندارند و دنبال دختران سن پایین تر می روند این ریشه در ضعیف کردن مرد ندارد؟ این ریشه در اینکه بالاخره زنان باید با مرد در زندگی راه بیاید ندارد؟ وقتی برای کار شوهر و محل زندگی و.... که اسلام تلاش کرده مرد که خرجی آور است اولویت و بر اساس اقتضای کار او تنظیم شود زن را محق کردیم و تخلف از آن را نوعی بدبختی آن زن قلمداد کردیم ازدواج سر می گیرد؟؟ بهتر می دانید استاد بالاخره مردان مجرد سن بالا راحت تر با توجه به قدرت مالی و....حتی نیاز جنسی و عاطفی را برطرف کرده و می‌کنند اما برای یک خانم سخت است و نمی تواند در سن بالای ۳۲ سال با هر سال یا دو سال یا حتی کمتر با یک مرد بودن سر کند. تفاوت در خلقت وجود دارد. بالاخره مرد راحت تر با این مشکل کنار می آید مرد نیاز کمتری نسبت به زن در مورد دوست داشته شدن توسط یک نفر را دارد.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ملاحظه فرمایید که شرایط امروزین تاریخی که انسان جدید در آن حاضر است، شرایط تاریخی خاصی است و نمی‌توان تاریخ را به عقب برگرداند. در کتاب «زن؛ آن‌گونه که باید باشد» سعی شده نگاه قرآن و روایات به زن مدّ نظر قرار گیرد ولی باید همان نگاه قرآنی در این زمان و این تاریخ، جواب دهد و باید طوری باشد که زنان ما احساس نکنند خداوند و قرآن به آن‌ها ظلم کرده، چیزی که متأسفانه با برداشت دینیِ بعضی از مذهبی‌ها پیش آمده است. در این رابطه عرایضی تحت عنوان «معنای حضور انسان آخرالزمانی نزد خود و دیگران و در جهان» https://eitaa.com/matalebevijeh/11304  شده است امید است مفید افتد. موفق باشید

34205

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام: آیا عبارات زیر صحیح است؟ من یک درخت را دیدم. در درخت من قدرت را دیدم. این قدرت صفت خداست. صفت از ذات خدا جدا نیست. پس من خدا را دیدم. با تشکر

متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! ولی در صورتی که درخت را آینه بگیریم, نه آنکه جسم  درخت و یا صورت آن مد نظر باشد. مثل آنکه وقتی کسی شما را ملاقات می‌کند حیات و فهم شما را ملاقات نماید و نه جسم و صورت شما را. و لازمه این آن است که انسان نسبت به اسماء و صفات الهی با عبور از حس گرایی, آگاهی نسبی داشته باشد. موفق باشید

33995

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام وقت بخیر. بنده چند وقتی هست.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در بعضی موارد روانپزشکان در این مورد کارهایی کرده‌اند که خوب است نسبت به پیشنهادهای آن‌ها فکر کنید. ولی از ورزش و مطالعه و انس با دوستان غفلت نشود. پیشنهاد می‌شود سری هم به کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» که روی سایت هست، بزنید. موفق باشید

نمایش چاپی