بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
5048
متن پرسش
در ماه رمضان از یک طرف حدیث داریم که قران زیاد تلاوت کنیم و از طرف دیگر حدیث داریم که هیچ خیری در تلاوت بدون تدبر نیست. حالا بهتر است کمی از قران را بخوانیم و به آن بیندیشیم و یا یک ختم قران انجام دهیم
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: آهنگ قرآن به خودی خود یک نحوه اتصال با عالم معنا را به همراه دارد تا آن‌جا که ممکن است با صوتی حزین و با رعایت آهنگ قرآن یک جزء بخوانید و حتی‌المقدور سعی کنید به معانی آیات نیز توجه فرمایید. موفق باشید
4435
متن پرسش
سلام استاد گرامی، میخواستم ببینم سوالاتی را که بدون مشخص کردن عنوان خاص منتشر میکنید دلیل خاصی دارد؟ یعنی نمی خواهید محتوای آن سوالات خیلی در نظر عموم قرار بگیرد که با عنوان "بدون موضوع" آن ها را منتشر میکنید؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: عنوان مناسبی به نظرمان نمی‌رسد. اگر برای سؤالات عنوان تعیین نکنیم سایت به طور خودکار آن سؤال را تحت عنوان «بدون موضوع» ثبت می‌کند. موفق باشید
4105
متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم با عرض سلام و تحیت خدمت استاد عزیز حدود ده سالی است که گرفتار عشقی شده ام و از ان جایی که حکم خدا و رضایت او و آل الله برام به لطف خدا مهم است خیلی سعی کرده ام از این عشق رها شوم چه تضرعها و اشکها که به در گاه خدا نداشته ام در مراسم متعدد اعتکاف شر کت کرده ام و چه زازی ها که با او نداشتم توسلات مکرر به ال الله داشته ام بعضی وقتها در سجده بسیار اشک ریخته ام و از خدا نجات خواسته ام بسیاری از کتب شما و بزرگان و تفاسیر قر ان و روایات ال الله را مطا لعه نمو ده ام قران را تلاوت می کنم و از تفاسیر ان لذت می برم بعضی وقتها در جملات بزرگان مثل امام ملا صدرا و دیگران تامل می کنم ولی نمی دانم چرا وقتی به قلبم رجوع می کنم ان عشق را در قلبم به شدت می بینم حا لا از چند جهت در عذابم یکی این که چرا من نا خواسته به عشقی دچار شده ام که مورد رضای خدا نیست و و قطعا نمی توانم به او برسم چرا که متا هل است و می دانم رب حکیم مهربان علیم انچه که به من داده بهترین چیز هایی است که مرا به تکامل می رساند و انچه نداده لطف او بوده است و سعادت حقیقی در قیامت و رضای خداست و دنیا محل گذر است ولی از جهتی ان عشق را به شدت در دل خود می یابم و به شدت زجر می کشم از شما استاد عزیز و مهربان می خواهم مرا راهنمایی فرمائید خدا شما را حفظ فرماید
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر همین‌طور مقاومت کنید و همین که موضوع به ذهنتان آمد دنبال نکنید از آن آزاد می‌شوید به طوری که انشاءالله در سایر موارد هم به خوبی می‌توانید بر واهمه‌ی خود حکومت کنید. موفق باشید.
1719
متن پرسش
سلام علیکم: 1-به توفیق الهی موفق شدم کتاب آداب الصلوه امام را با شرح جنابعالی به اتمام برسانم حال سوال این است برای تکمیل بحث کدام راه موثرتر است:1-دوباره اداب الصلوه را مرور کنم 2-ابتدا سر الصلوه را خوانده و سپس اداب الصلوه را مرور کنم 3- سر الصلوه و اداب الصلوه را به صورت تطبیقی با هم مرور کنم؟ 2- با تعقیبات و ادعیه فراوان بعد از نماز باید چگونه برخورد کرد؟ چرا که از یک طرف وقت انجام همه آنها نیست و از طرف دیگر انسان می بیند که هر کدام از این تعقیبات برای منظور خاصی گفته شده است که انجام ندادم آن ما را از اثرات آن ادعیه محروم می کند؟ اصولا برای سنین و روحیات مختلف و شرایط شغلی افراد چگونه باید با این معارف برخورد کرد مثلا یک طلبه می تواند به تمام این آداب و ادعیه بپردازد اما لازمه اش کم کردن از دروس و تحصیلاتش می باشد و بالعکس اما راه تعادل بر اساس چه ملاکی باید باشد؟ همین پرسش در سایر موارد مثل قرائت قرآن می باشد که مثلا چقدر از وقت روزانه را باید به این امر اختصاص داد چرا که اگر 24 ساعت را وقت بگذاریم باز هم حق قرآن ادا نمی شود از طرفی در تزاحم با سایر برنامه ها بر اساس چه ملاکی وقت مناسب برای قرائت و تدبر در قرآن بگذاریم؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام در کنار دروس حوزه، بعد از آداب‌الصلات تعقیبات محدودی که با روح‌تان می‌خواند را برای خود انتخاب کنید و همان‌طور که حضرت صادق«علیه‌السلام» می‌فرمایند: دوازده هلال بر آن باقی باشید و تعقیبات را تغییر ندهید و نیز بر همان اساس که در روایات وارد شده پنجاه آیه از قرآن را هر روز بخوانید. اگر لازم می‌دانید کتابی در معارف مطالعه کنید، بر کتاب معاد تأمل کنید. موفق باشید
450

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام و خدا قوت. گاهی اوقات مثلا در سلف سرویس دانشگاه شرایطی برای بنده ایجاد می شود که غذایی اضافه است و اگر خورده نشود هدر می رود و ممکن است سبب اسراف گردد. از طرفی خوردن آن هم می تواند منجر به پرخوری باشد. و واقعا گاهی اوقات انتخابی جز یکی از این دو، وجود ندارد. می خواستم بدانم شما در این شرایط چه پیشنهاد می کنید. زیرا از طرفی اسراف گناه کبیره است و از طرف دیگر پرخوری نیز بسیار مذموم. لطفاً این سوال را با فرض اینکه راهی جز دو روش خوردن و یا هدر رفتن غذا وجود ندارد بیان کنید.
متن پاسخ
علیکم السلام باسمه تعالی در هر حال بیش از نیاز بدن غذاخوردن حرام است و آثار منفی زیادی در قساوت قلب و بیماری بدن دارد، ما مسئول اسراف‌کاری‌های بقیه نیستیم. غذاها به هدر برود بهتر است از این‌که ما گرفتار پرخوری شویم. موفق باشید
12645
متن پرسش
سلام استاد: نماز و روزتون قبول درگاه حق، استاد از کجا بدونیم که شب قدر رو درک کردیم. آیا دعاهایی که برای ترک یک اخلاق بد که از خدا خواستیم در صورت درک شب قدر دفعی اتفاق می افتد، ممنون میشم در این مورد توضیح هید. التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که قبلاً عرض شد چون نحوه‌ی حضور فرشتگان و روح در شب قدر حالت حضوری  دارد ما نمی‌توانیم به شکل مفهومی و فکری تأثیر آن‌ها را بفهمیم باید امیدوار به وعده‌ی الهی باشیم و از رحمت حق مأیوس نگردیم. موفق باشید

11406
متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم: استاد عزیز سلام علیکم (این سوال خصوصی است. لطفا در سایت منتشر نشود) پس از آشنایی با مباحث معرفت النفس و برهان صدیقین بود که احساس کردم مسیر زندگی خود را یافته‌ام و از آن به بعد راه تهذیب و مراقبه و تذکر در پیش گرفتم و سعی کردم با پرهیز از گناه و قراردادن خود در فضایی که دائما مباحث به صورت حضوری برایم تکرار شود به عالم انسان دینی ورود پیدا کنم و این اتفاق هم برایم افتاد. نمی‌توانستم به کسی بگویم که در چه عالمی قرار گرفته‌ام چون کسی نمی‌فهمید چه می‌گویم ولی خداوند شاهد است که توحید را به عینه در عالم می‌دیدم و حضور خداوند را در همه حال درک می‌کردم. گویا امامان معصوم علیهم السلام دائما در قلبم حاضر بودند و به خصوص نسبت به حضرت علی (ع) و حضرت زهرا (س) چنان محبتی در قلبم احساس می‌کردم که قلبم از فشار هیجان و نشاط می‌خواست از سینه‌ام بیرون بیافتد. نظم عجیب و دقیقی در زندگانیم حاکم شده بود. ارتباطم به یکباره با مردم دگرگون شده و هر کس با من روبرو می‌شد با محبت و عزت بسیاری با من برخورد می‌کرد که مرا به تعجب وا می‌داشت. به خود می‌گفتم من که چیزی ندارم پس حتما کار خداست و خود را هرگز شایسته آن همه عزت و احترام نمی‌دانستم. قلبم وسعت عجیبی یافته بود و از بدی و کم لطفی و اشتباه دیگران به این زودی ها تنگ نمی‌شد. هرکس با من مرتبط می‌شد احساس آرامش می‌کرد و بارها بعضی از ایشان به من می‌گفتند که این همه متانت و آرامش تو به خاطر چیست؟ خضوع عجیبی پیدا کرده بودم. خشم و عصبانیت و . . . مثل آنکه رام من شده بودند. خدا می‌داند که مثل آنکه چیزهایی بین زمین و آسمان می‌گذشت و رفت و آمد می‌کرد که قلبم متوجه می‌شد. بخصوص در مساله رزق این خیلی برایم ملموس بود. سخن هایی به قلب و زبانم جاری می‌شد که منشاء آن را نمی‌دانستم ولی به شدت دیگران بواسطه شنیدن آن جذب می‌شدند و خودم گاهی فکر می‌کرد که آخر چطور چنین مسائل دشواری به یکباره برایم حل شده است. در مورد انقلاب و حضور در بستر تاریخی چنان بود که حس می‌کردم همگام با اراده‌های حق پیش می‌روم و وظیفه شناسی و جدیت خاصی بخصوص در تحصیل پیدا کرده‌ام. خانواده بسیار جذب من شده بودند و حتی کسانی که مدت‌ها ایشان را ندیده بودم سراغم را می‌گرفتند و حالم را جویا می‌شدند. نماز و مناجات و ذکر و همه چیزم حال دیگری داشت و در یک ارتباط و ذکر قلبی دائمی با خداوند روزهایم سپری می‌شد لکن گناهی بود که از مدت‌ها پیش به آن عادت کرده بودم و وقتی زمینه‌اش برای چندمین بار فراهم شد با اکراه و تنفر و احساس دوری شدید و درحالی که به شدت از آن منزجر بودم احساس تمایلی در خود نمی‌کردم که آن را مرتکب شوم آن را انجام دادم. گرچه بارها تا آن روز از آن شرایط نجات یافته بودم ولی این بار در دام گناه گرفتار شدم. بعد از آن به یکباره احساس کردم تمام آنچه را که گفتم از دست دادم و زندگی دوباره تکراری و کسل کننده،‌ پر از تنش و اضطراب و درگیری و غم شد. دیگر نمی‌توانستم برای دیگران صحبت کنم و آن حرفها را بزنم. تمایلی هم مثل آنوقت نداشتم که با آن شور وصف ناپذیر برای دیگران صحبت کنم. همه چیز بهم ریخت. برای مدتی انزوا پیشه کردم و خودم را از همه کس مخفی می‌کردم. عصبانی و بد خلق و حسود و بهانه جو شده بودم و روز و شبم یکنواخت شده بود و هیچ چیز نمی‌توانست مرا شاد کند و حالم را بهتر کند. برای مدت چندین ماه توبه و استغفار و ندامت پیشه کردم تا در ماه رجب سال بعد در مراسم اعتکاف دوباره دریچه‌ای به رویم باز شد و به آن عالم دوباره ورود پیدا کردم و دوباره با آرامش و اطمینان و یقیین آن عالم به نحوی مواجه شدم که دوست داشتم دیگر لحظه‌ای پس از آن در این دنیا نمانم. اما بار دیگر آن ساعت غفلت و گناه اتفاق افتاد و تا چندین بار به دست آوردم و از دست دادم. این بار اما گویا از جای بسیار مرتفع و بلندی بر زمین افتاده باشم دیگر در خود توان بلند شدن و تکرار کردن این همه را ندارم. نمی دانم و اصلا هم نفهمیدم چرا آن گناه را مرتکب می‌َشوم که اگر دلیلش را می‌فهمیدم راهش را مسدود می‌نمودم و چاره‌ای می‌اندیشیدم. اما اینکه چرا می‌خواستم دوباره در آن عالم قرار گیرم را می‌دانستم. چیزی برایم زیباتر از این نبود که با مشاهده حضور حق با همه چیز و در همه چیز در مسیر عبودیت و عمل صالح قرار گیرم و از غم و تنهایی و اضطراب و تلاطم نجات یابم. بی خدا اگر همه عالم هم با من دوست باشند و به من محبت کنند در دلم احساس غم و تنهایی می‌کنم. اکنون در حسرت چیزی که از دست داده‌ام شب و روز می‌سوزم ولی می‌ترسم که دوباره شروع کنم. از دوباره زمین خوردنش می‌ترسم. نمی‌دانم چکار کنم. این بار هرچه کردم نتوانستم دوباره شروع کنم و نمی دانم از کجا شروع کنم. لطفا کمکم کنید. روزهای سیاهی را می‌گذرانم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی بزرگانِ این راه می‌فرمایند ما با چندبار توبه بالاخره شیطان را ناامید کردیم، پس نباید فکر کنید این تنها قصه‌ی شما است که می‌فرمایید سؤال و جواب را روی سایت نگذاریم چیزی هم در سؤال ندیدم که به شخص خاصی اشاره داشته باشد و موجب شناسایی او شود! اما این‌که می‌گویید می‌ترسید دوباره سیر دینداری خود شروع کنید زیرا از زمین‌خوردن دوباره‌ی آن می‌ترسید، این‌طور نیست. آری صورت آن گناه در ذهن شما هنوز هست و گاه و بیگاه خود را نشان می‌دهد و طاقت را از شما می‌گیرد ولی قدرت ماندن ندارد زیرا صورت اُنس با خدا در شما از آن قوی‌تر است و بر آن غلبه می‌کند. مشکل این است که در این وسط شیطان به میدان می‌آید تا ما را مأیوس کند که «فایده ندارد اگر دوباره شروع کنید باز آن گناه برمی‌گردد»، در حالی‌که این‌طور نیست زیرا اگر صورت آن گناه که در گوشه‌ی ذهن شما هست دوباره برگردد با قوت بیشتر و با سرعت بیشتر آن را در اسرع وقت رفع می‌کنید تا آن‌جایی که پس از مدتی دیگر آن صورت، قدرتِ عمل ندارد و از بین می‌رود. توسل به معصومین«علیهم‌السلام» که جانشان از صورت هر گناهی پاک است کارساز است، از طرفی خود را در شرایط ارتباط با آن گناه قرار ندهید. موفق باشید  

10770
متن پرسش
سلام: در جواب سوال 10727 ذکر کردید که 1. اگر حضرت می پذیرفتند شرط عبدالرحمن رو این بمنزله تایید سیره خلفا تلقی می شد حال سوالم دقیق این است که 1. آیا آن کمک به عثمان ،تایید سیره عثمان و خلفا نبود؟! 2. حضرت پاسخی غیر از صراحت در رد کردن خلافت نمی توانست بدهد؟ به عبارت دیگر نه آن چنان رد کند و نه کاملا قبول کند بلکه توریه و مثل این کار ها را برای خدا بکند. تا بعد از آنکه به حکومت رسید با آنها مبارزه کند. همچنان که می بینید امام در دوران 5 ساله حکومت خودش لحظه ای کوتاه نیامد و دست به جنگ جمل و غیره زد. حال بفرماید چه مصلحتی در کار بود که امام روحی فداه ترجیح داد بجای تغذیه شدن جامعه از او ، 12 سال دیگر جامعه از امام معصوم محروم بماند و جامعه با عثمان به انحراف بیشتر برود. 2. در قسمت دوم جوابتون این نکته را یافتم «اگر حضرت خودش در صحنه می آمد چون افراد جبهه مقابل از او بغض داشتند لذا می خواست با مستقیم ورود نکردنش آتش جنگ را بیشتر نکند البته بازمجبور شد بیاید» درست است؟ لطفا شواهدی را برای مجبور شدن حضرت ذکر فرمایید؟ تذکر جدی :بنده حقیر، خس بی سر پا یی هم در مقابل مولایم علی (علیه السلام) هم نیستم. غرض از این سوالات (نه شبهات) هم این است که با کمک شما بتوانم امامم، واسطه فیض عالم را بهتر در همه ابعاد از جمله سیاست و حکومت داری درک کنم البته اگر رزق باشد تا به قلبم برسد. چرا که درک از شرایط پیچیده جامعه برای هرکسی مقدور شاید نباشد. با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- کمک به عثمان در آن تاریخ تلاشی بود که خلیفه‌کشی باب نشود 2- اگر حضرت علی«علیه‌السلام» در آن مقطع تاریخیِ شورا مرز خود با خلفا را تعیین نمی‌کردند دیگر علی«علیه‌السلام» آن علی که به قول شما بعدا 12 سال جامعه از امام محروم نکند نبود، خودش یک سیاسی‌کار بود. بنده قبلاً عرض کردم اگر فرصت بگذارید و فضای تاریخی آن زمان را احساس کنید، نه‌تنها به عظمت کار حضرت مولا پی می‌برید و ارادتان صدچندان می‌شود راه‌کار زندگی قدسی در این زمانه را نیز می‌یابید، إن‌شاءاللّه. موفق باشید
6898
متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم.سلام علیکم.1.آیا اینکه از عالم ذر معلوم است که هر کسی از کدام پدر و مادر متولد می شود به این معنیست که در طول زندگی والدین اعمال آن ها تعیین نمی کند چه روحی امکان تولد از آن ها را دارد؟2.اگر طبق ادعیه ائمه در طول سال ها صلب ها و رحم های طیبه را پشت سر گذاشتند تا متولد شدند این درباره ی افراد عادی هم صدق می کند؟ چگونه می شود انتظار داشت از پدر و مادری معمولی و گناه کار فرزندی صالح متولد شود؟3.شرایط وقوع "تخرج المیت من الحی" از انسانی گناه کار چیست؟باتشکر.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- ظاهراً فرزند هرکس صلب والدین خود را انتخاب کرده چون در آیه‌ی 173 سوره‌ی اعراف می‌فرماید از پشت هرکس ذرّیه‌اش را اخذ کردیم 2- همین‌طور که در شماره‌ی 3 سؤال اشاره کرده‌اید این امکان هست که از والدینی گناه‌کار فرزند صالح حاصل شود و نمونه‌های زیادی از این قبیل داریم. موفق باشید
5871
متن پرسش
سلام علیکم . سوال اول من در امور روزمره معیارم را طوری قرار دادم که هر کاری باعث حجاب و قساوت و سختی روی دل و قلب ام میشود آن را رها میکنم . مثلا بعد از دعای ندبه برای بچه های مسجد سخنرانی میکنم , اما احساس کردم که داره حجاب میشه , با برادران دینی زیاد برخاست بنشین میکردم و بعد متوجه شدم در این وسط دل ام کمی سخت میشود , نمیدانم به خاطر حرف زدن های زیادمان بود یا نه .کتاب خواندن ام گاهی شهوت میشوم که در سوال پیش گفتم و همون جا کتاب را میبندم .استاد گاهی اوقات حتی خواندن تفسیر قرآن برایم حجاب میشود چون احساس میکنم الان دارم میخوانم که فقط بدانم , وقتی به قلب ام رجوع میکنم و از قلب ام سوال میکنم میبینم حتی خواندن تفسیر قرآن را برای دانستن و بالا بردن اطلاعات میخواهد نه برای حرکت , که خودتان این حالت را در شرح نامه 31 بیشتر توضیح دادید.حرکت جوهری را که میخواندم به جای اینکه مرا متوجه خالق کند , مدام به مباحث سنگین و دشوار حرکت جوهری فکر میکردم . حتی در راه رفتن , در خیابان .و اصلا حساب کتاب قلب ام از دست ام رها شده بود . حتی مسجد رفتن ام هم گاهی حجاب و نفسانیات میشود و از این حیث مسجدم رو عوض میکنم و به مسجدی میروم که کسی من را نشاسد , چون مسجد خودمون همه من رو میشناسند و مدام به صحبت و ... میپردازند . و مثالهایی از این دست . حال میخواستم بپرسم این شیوه و راهکار من مورد تایید قرآن و اهل بیت هست ؟ و سوال دوم . در کتابی دیدم برای عاشق خدا شدن اول باید معرفت به خدا پیدا کرد دوم مدام از خود او خواست تا عشقمان را فزونی دهد و سوم کارهایی را که او دوست دارد انجام دهیم . حال میخواستم بپرسم برای حصول معرفت خدا یعنی حتما باید برویم اسفار و حرکت جوهری و معاد و معرفت نفس بخونیم یا برویم کتابهای روایی مثل توحید مرحوم صدوق و ... را مطالعه کنیم و یا مباحث توحیدی مثل توحید در قرآن آیت الله جوادی آملی را مطالعه کنیم ؟ و سوال سوم .ببینید من همیشه تو ذهن ام دوست دارم کسی بشوم مثل مرحوم سیدهاشم حداد . چون نه ایشون سواد حوزوی داشت و نه من . برای همین وقتی به ایشون فکر میکنم دل گرم میشوم . از طرف دیگر تمام عرفای ما درس حوزه خونده بودند . و هنگامی که به علمایی مثل مرحوم قاضی و ملاحسینقلی خان همدانی و مرحوم بهجت نگاه میکنم فکر میکنم که اگر درس حوزه و اسفار نخونم نمیتونم به جایی برسم . من میدونم وقتی مرحوم حداد به درجات بالا نائل آمدند کتاب های سنگین فلسفی و عرفانی را تحلیل میکردند و علم حضوری به او داده شده بود . و یا داستان شهید مطهری و مرحوم حداد که شهید مطهری سوالات بی پاسخ خود را از مرحوم حداد میپرسد . این را میدانم ولی میخواهم بپرسم مرحوم حداد در طی طریق الی الله اسفار و ... خوانده بود .یعنی بدون فلسفه و عرفان نظری میتوان حرکت کرد و به درجات بالا رسید ؟منظورم از درجات بالا فقط کشف و شهود نیست بلکه طی کردن سفرهای چهارگانه است با تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی‌: سلام علیکم: مؤمن باید در مسیر توحید متوجه حضور و تأثیر حق باشد ولی این بدین معنا نیست که از وسائطی که خداوند قرار داده دوری کند. خوب است که مواظب هستید چیزی حجاب قلب‌تان نشود ولی باید در دل انجام وظایف شرعی سعی کنید توجه خود را به خدا بیندازید نه این‌که از ترس حجاب‌شدن کتاب یا صحبت‌ برای بچه‌های مسجد، کتاب‌خواندن را یا صحبت‌کردن را ترک کنید، باید سعی کنید توجه و نیت شما تغییر کند. به هرحال به ما دستور داده‌اند برای کسب علم تا چین هم بروید حالا شما تفکر بر روی حرکت جوهری را از ترس آن‌که فکرتان را مشغول می‌کند رها می‌کنید؟ در حالی‌که اگر با تفکر و تعقل عمیق‌تر با آیات و روایات روبه‌رو شوید از لایه‌های عمیق آیات و روایات آگاه می‌شوید و درجه‌ی توحید شما شدیدتر می‌شود. مرحوم حداد تا حدّ سیوطی ادبیات عرب را خوانده بودند و متون عربی را به‌خوبی می‌فهمیدند. از طرفی استاد بزرگی مثل مرحوم قاضی داشتند که مبانی فلسفی و عرفانی را به ایشان آموخته بودند ما امروز از طریق اساتیدی مثل حضرت امام و علامه طباطبایی و شاگردان آن‌ها باید راه را جلو ببریم. موفق باشید
5598
متن پرسش
بسم الله/ با سلام و تقدیم احترام با توجه به اینکه تمدّن چیزی جز عینیت تفصیلی نسبت انسان با مبداء وجود نیست : 1) اگر "شهود اولیه ی وجود" را بنیان طراحی یک دستگاه فلسفی معطوف به تمدّن در نظر آوریم، این "ادراک نخستین از وجود"، چگونه شکل می گیرد و چگونه دگرگون می شود؟ و جایگاه فاهمه ی انسان و میزان توانش در ادراک آن کجاست؟ 2) آیا اساسی ترین پرسش مغفول مانده در فلسفه ی غرب ، "پرسش از هستی" است؟ 3) امکان "همزبانی "ملاصدرا و شیخ اشراق و فیلسوفان پدیدارشناس غربی مثل هایدگر و هوسرل را چقدر می دانید؟ و آیا گشودگی راه آینده همین همسخنی نیست؟ 4) آیا آن "خدایی که می تواند ما را نجات دهد" همان "خدای انقلاب اسلامی ایران" است؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: بحمداللّه از نوع سؤال‌تان برمی‌آید که اندیشه‌ی ارزشمندی در صحنه دارید. 1- حقیقتاً وقتی متوجه باشیم تمدن چیزی جز عینیت تفصیلی نسبت انسان با «وجود» نیست و متوجه باشیم «وجود» حقیقتی است که در عین در ظهور و خفابودن، همواره نور خود را در مظاهر مختلف می‌نمایاند و با ظهور خود دست و دل یک ملت را با ظهور خود به سوی تعالی سوق می‌دهد و با خفای خود انسان‌ها را به خودشان وامی‌گذارد تا تمدنی بسازند که حجاب حقیقت باشد؛ پس نباید پرسید «ادراک نخستین از وجود چگونه شکل می‌گیرد» . چون این وجود است که اگر تاریخی را آماده دید ظهور می‌کند، ما فقط می‌توانیم ناظر ظهور نور وجود باشیم و تقدیری که شروع شده است را درست بشناسیم، چیزی که شما در انقلاب اسلامی شاهد آن هستید و حضرت روح‌اللّه«رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» با جمله‌ی «خدای مقلب‌القلوب، قلب این ملت را در جهت تحقق این انقلاب هدایت کرد» خبر آن تقدیر تاریخی را به ما رساند. هنر انسان‌ها آن است که کاری بکنند از این تقدیر تاریخی بیرون نیفتند، به نظرم فاهمه به این کار می‌آید تا به جای ساختن تاریخ، تاریخ خود را بشناسد وگرنه بی‌تاریخ می‌شود. 2- حقیقتاً همین طور است که اساسی‌ترین پرسش، پرسش از هستی است که هایدگر در یک شهود اجمالی متوجه آن شد و به تعبیر جناب فردید؛ آقای خمینی به تفصیل آن پرداخت و آن را از دست فلسفه نجات داد و تلاش بنده در کتاب «سلوک ذیل شخصیت امام خمینی«رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» برای تبیین چنین مطلبی است که بفهمیم چرا شهود هایدگر، شهود عبور از غرب است و چرا حضرت روح‌اللّه«رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» به نور نبوت نبی‌اللّه«صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» صورت کاربردی‌دادن به آن شهود است که بر قلب حضرت امام اشراق شد 3- بنده بین نگاه صدرایی و هایدگر که یکی صورت تکامل‌یافته‌ی اشراق سهرودی و دیگر صورت زنده‌تر فهم هوسرل است جدایی نمی‌بینم به شرطی که به هر دو با نگاه وجودی نظر کنیم 4- چقدر احساس همزبانی می‌کنم با این جمله‌ی شما که متوجه شده‌اید «تنها خدایی می‌تواند ما را نجات دهد که در انقلاب اسلامی ظهور کرد» من نمی‌دانم شما چه کسی هستی، ولی از کلماتت معلوم است، خیلی خوش‌ترکیبی. موفق باشید
3466

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام این چندمین باراست که ازشماسوال میپرسم وشماجواب نمیدهیدومیگویدیکباردیگرسوال رامطرح کنیدحکم داشتن مجسمه ویاحیوانات خشک شده در خانه چیست وچکاربایدکردبرای زیادشدن رزق وروزی ممنون میشم جواب بدهید
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: این سؤال یک سؤال فقهی است و باید از مرجع تقلید خودتان بپرسید. موفق باشید
3370
متن پرسش
سلام علیکم... بنده ی خوب خدا دیده ای که دلی دلسوزی که می ببیند دیگران در چه حالی و در چه راهی از وهم و خیالات هستند و چگونه او دارد می سوزد ولی می داند که راه به جایی نیست و انگار که غرق در عبادات بی ثمر خود حتی در بصیرتی کوچک دلخوش کرده اند... نگویید کسی دارد می گوید چشمش را به روی همه چیز بسته است کسی به من می گفت مگر می شود یک جمعی و ملتی به سمت حق بیایند و همه ی مناسبات خود را خدایی کنند راستی من که در خانواده ی خود مانده ام، در کارهای بی ثمرشان در رفتارها و کارهایشان که ناگر نه انگار که هیچ صفایی و نشاطی دینی و قلبی نیست در خانواده، با اینکه مذهبی هستند و یا در کارهای فرهنگی که هزاران نوع تفکر هستند،و دلشان می خواهد که با این سطح از نگاه خود به دین کمک کار انقلاب رهبری باشند و دست به کارهایی پزحمت و هزینه می زنند به همراه بی نتیجگی و بیثمری آنها و..... استاد خوبم..! اینها را می دانم که می دانید ولی به من بگویید آیا از غم دلسوزی دین دز این زمانه در جامعه باید جان داد و یا باید بی خیال بود در جایی نشست که این کار من نیست... معرفتی قلبی و راهی عملی نشانم دهید... تشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: معرفت نفس شروع خوبی است. موفق باشید
13283
متن پرسش
با سلام: استاد با توجه به سوال 13234 و سوالهایی که در این رابطه از شما پرسیده اند می خواستم در این مورد بیشتر توضیح بدین. منظورتون در این شرایط چیست؟ آیا اصلا پوشیدن این لباس که موجب جلب توجه است و من را بیشتر به لباس متوجه می کند تا به حضور حق لازم است؟ چگونه است که بزرگان ما خیلی راحت این لباس را در تن کرده اند و همه جا می پوشند؟ منظورم اینه که اذیت نیستند. ای کاش استاد بزرگوار در مورد لباس روحانیت با توجه به مسایل معرفتی که در کتابهای خود مطرح می کنید جزوه یا کتابی می نوشتید تا طلبه هایی مثل بنده که زیاد هم هستند و در تردید پوشیدن و نپوشیدن لباس هستند از این تردید به در آیند.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حضرت آیت اللّه حسینی طهرانی در درس 135 از کتاب‌های «امام شناسی»، بحث مفصلی در رابطه با معمم‌شدن داشته‌اند. خوب است که بدان‌جا رجوع کنید. این طبیعی است که ابتدا ذهن انسان مشغول لباسی که پوشیده است، می‌شود. ولی بعداً حضور با لباس روحانیت را به عنوان یک رسالت دنبال می‌کند. موفق باشید

13159
متن پرسش
سلام استاد: ببخشید که چند بار است مزاحمتان شدم من طلبه ام و سؤال خیلی مهمی برایم پیش آمده و دغدغه ی فکری ام شده، خانواده ی من زیاد پولدار نیستند که بتوانند خیلی مرا حمایت مالی کنند و خودم هم پس انداز زیادی ندارم می خواهم بدانم به فکر کاری باشم که در حین طلبگی آن را انجام دهم؟ رضایت امام زمان (عج) در چیست؟ عده ای می گویند که اصلا طلبه نباید به فکر شغل و منبع درآمدی باشند و امام زمان (عج) خودش می رساند و عده ای می گویند مگر امامان ما خودشان کشاورزی نمی کردند و بیل نمی زدند. استاد حرف کدام یک درست است؟ من در تابستان می توانم کار کنم. رضایت امام زمان (عج) در چیست؟ آیا در تابستان به مطالعه ام برسم یا کار کنم؟ استاد عزیز، منی که آه در بساط ندارم آیا اگر به درستی به وظیفه ی طلبگی ام بپردازم شما ضمانت می کنید که من در آینده فقیر نمانم یعنی ازدواج و خانه و مسکن و... را امام زمان (عج) می رساند؟ استاد من به شما اطمینان کامل دارم. لطفا واضح جوابم را بدهید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: تا آن‌جا که ممکن است باید طلبه با زندگی ساده خود را وفق دهد. زیرا مثل ائمه نیست که علم لدنی داشته باشد پس هرکاری که جدّیت او را از تعلیم علم کم کند برای او مفید نیست می‌ماند تابستان که فرصت خوبی است برای کارکردن و یا کارهایی که شخصیت علمی و تحصیلی او را به حاشیه نبرد. خداوند به تجربه به ما نشان داده است که به وقتش نیاز منطقی طلبه را برآورده کرده است. موفق باشید

12711
متن پرسش
سلام استاد گرامی: نظرتان در مورد آقای محمد علی طاهری (عرفان کیهانی) چیست؟ استاد عزیز صحبتهای شما برای افراد زیادی روشنگر خواهد شد. چون متاسفانه در جامعه افرادی هستند که در جستجوی معنا به این مسائل گرایش پیدا می کنند. تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این افراد به‌شدت مردم را به اسم عرفان سرگردان می‌کنند و مردمی که متوجه‌ی حقایق نیستند این سخنان پوچ و وَهمی را حق می‌دانند و عملاً گرفتار یک‌نوع زندگی بی‌نتیجه می‌شوند و لذا وظیفه‌ی دلسوزان جامعه است که نسبت به این نوع فریبکاری‌ها به‌شدت برخورد کنند. موفق باشید

12684
متن پرسش
23 / 4 / 1394 توافق هسته ای؛ ما و آینده چند وقتی است که پرونده پیچیده هسته ای ذهن بیشتر مردم ما را درگیر کرده بود. اقشار مختلف با نگاه هایی متفاوت به آن می نگریستند. امروز پایان این نگاه ها بود. هرچه بود اتفاق افتاد و تاریخ درباره آن قضاوت خواهد کرد. رهبر از مذاکره کنندگان تشکر کرد اما از توافق نه. شاید اسرار مگو باشد که ما محرم نیستیم. محرم راز دل شیدای خود کس نمی بینم ز خاص و عام را. شاید رهبر و راهبر ما در زمان غیبت امام معصوم بر خلاف شادی هایی که مردم در کوچه و خیابان برای توافق می کنند؛ ظاهری آرام و دلی نگران برای آینده دارد. آینده ای که گرگان زمانه در پی آنند که از دریدن در آن باز نمانند. حال پرسش اینجا ست که چه باید کرد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در عین آن‌که نظر جنابعالی را به جواب سؤال شماره‌ی 12682 جلب می‌کنم، تأکید باید کرد مواظب جاده‌ای باشیم که بعد از توافق هسته‌ای بین ما و آمریکا باز می‌شود و از تبدیل‌کردنِ دشمن به دوست غافل گردیم. در حالی‌که هنوز ما به اندازه‌ی کافی با افرادی از داخل روبه‌روییم که آمریکایی‌شدن را آرمان خود می‌دانند و متوجه‌ی آن نوع حیات قدسی که انقلاب اسلامی برای ما پدید آورده است، نیستند. موفق باشید

12663
متن پرسش
سلام استاد: من این طرف اون طرف میشینم و خودم را منتسب به شما می کنم و ادعای شاگردی تون اما خوب برای خودم در سیاست مجتهد هستم مثلا و تقلید نمی کنم مثلا مثل این نوشته در وبلاگم شما را ناخشنود می کنه آیا؟ و مرا ازتون دور یا اجازه داریم در این حد منتقد بمونیم؟ نوشتم اخیرا: هوالشاهد این روزا هر ساعتش مطلبی به ذهنم میزنه برای ازش نوشتن اما حسش نیست درباره دیدار اخیر دانشجویان با رهبری مث روز روشنه که حساب شده و فیلترشده هست باید اسمشو گذاشت «دیدار بخشی از دانشجویان موافق و معتقد به نظام با رهبری» این نحوه کار جز ضرر به نظام نفعی نداره، دیدارهای کلیشه ای و متن های سفارشی پ.ن: کاش من مشاور رهبری بودم!!
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خیلی هم خوب است که هرکس خودش اهل فکر باشد، ولی مواظب باشید در ارائه‌ی نظر خود همه‌ی جوانب را بنگرید و اگر از جهاتی مثل بقیه فکر نمی‌کنید لااقل متوجه باشید مبنای نظر بقیه چیست. مثلاً در این مورد خاص، آیا آنچه توسط دانشجویان به گفته‌ی شما گزینشی ارائه می‌شود، روح اصلی دانشگاه  نیست؟ آیا باید عده‌ای که مقیّد به هیچ قیدی نیستند و حالت آنارشیست‌گری دارند هم در چنین جلساتی به میدان بیایند؟ مگر روح انقلاب که مردم انجام دادند از آنِ معاندان نظام است؟ موفق باشید

11906
متن پرسش
با سلام ‌و عرض ادب خدمت استاد گرامی بدون مقدمه چند سؤال از محضر شریفتان می پرسم ۱- نظرتان راجع به استفاده کاملا اسلامی ما از شبکه های اجتماعی بالاخص واتساپ و وایبر چیست؟ با توجه به اینکه عضویت در بسیاری از سایتهای اسلامی جهت دریافت اخبار و نظرات از طریق همین واتساپ است. نظر حضرتعالی برای این حقیر قطعا نافذ است ۲- آیا شما جهت اعلام نظرات گرانقدرتان و یا.... ارسال بصورت جیمیلی یا شبکه های اجتماعی دارید که ما هم با افتخار عضو شویم و بهره مند گردیم؟ ۳- جسارتٱ می شود راجع به وبلاگی که من از اشعار پدرم که محب خالص و صدیق اهلبیت علیهم السلام بود و من همیشه آرزو داشتم آنها را چاپ کنم و بدلیل فقر مالی نتوانستم، اینک وبلاگی با نام تحفةالزهرا (س) ،که پدرم بر اشعارشان گذاشته بودند ساخته ام با آدرس http://dousty.blog.ir نظر گرانقدرتان را مرقوم بفرمایید با تشکر و التماس دعای ویژه یا علی
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- بنده خودم فضای این شبکه‌ها را نمی‌شناسم ولی می‌دانم که نمی‌توان در این نوع فضاها حاضر نشد، می‌ماند که هرکس باید خودش خود را حفظ کند که گرفتار جنبه‌ی انحرافی این نوع شبکه‌ها نشود ولی نمی‌شود در آن‌ها تصرف نکرد. گفت: «در تو نمرودی است در آتش مرو / گر که خواهی رفت، ابراهیم شو» 2- خدا رحمت کند پدر گرامی‌تان را، اشعار زنده‌ای است و افق جان انسان را به حقیقی‌ترین انسان‌ها که مظهر توحید حضرت حق‌اند می‌اندازد تا طلب انسان از زمین کنده شود و آسمانی گردد. موفق باشید

10623
متن پرسش
با توجه به تحولات به وجود آمده پس از ظهور اسلام در عربستان چگونه می توان ثابت کرد که عوامل محرک تاریخ فقط مادی نیست؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: چه موضوعی موجب شده که تصور بفرمایید عوامل محرک تاریخ مادی است؟ چرا فکر نکنیم هدایت الهی و اراده‌ی حق در تاریخ بر اساس ظرفیتی است که ملت‌ها دارند؟ موفق باشید
10272

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
عرض سلام و خدا قوت خدمت استاد گرامی: حقیر هفته ای یک روز با دانش آموزان مقطع راهنمایی جلسه ای تحت عنوان حلقه صالحین دارم. نظر جنابعالی را در مورد توضیح کتاب جوان و انتخاب بزرگ را در این کلاس می خواستم. با تشکر. التماس دعا
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: رفقا آن کتاب را کار کرده‌اند و می‌فرمایند نتایج خوبی داشته، البته مشروط بر آن‌که با عجله جلو نروید. موفق باشید
9463

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد عزیزم: طاعات شما قبول درگاه حق. اینجانب در ماه رمضان روی این حدیث آقا رسول الله(ص) خیلی تفکر کردم که می فرمایند: چگونه باشید آنگاه که زنانتان فاسد و جوانانتان فاسق گردند و شما هم امر به معروف و نهى از منکر ننمایید؟ گفتند: اى پیامبر خدا، چنین چیزى امکان دارد؟! فرمود: آرى، بدتر از این هم ممکن است، چگونه باشید آنگاه که امر به منکر و نهى از معروف کنید؟! گفتند: اى پیامبر خدا، مگر چنین چیزى می‏شود؟! فرمود: آرى، از این بدتر نیز می‏شود زمانى که معروف را منکر و منکر را معروف بپندارید؟! ( ابن شعبه حرانى، حسن بن على، تحف العقول / ترجمه حسن زاده - قم، چاپ: اول، 1382ش) استاد گرانقدرم، من واقعا گیج شده ام نمیدانم وظیفه ام نسبت به جامعه چیست؟ اکنون کار به جایی رسیده است که انگار من بخاطر حجابم یا بخاطر شرکت نکردنم در مجالس رقص و موسیقی باید از همه معذرت خواهی کنم! استادچرا اینگونه است؟ من میدانم عالم مردم عوض شده است و باید عالم انسان تغییر کند. اما اینقدر روزه سکوت گرفتیم که نه تنها عالم عوض نشد بلکه دیگر امر به معروف و نهی از منکر هم گویا بی فایده است. استاد گرامی ام! البته فکر نکنید این حقیر خیلی خانم مجتهده امین هستم. نه، من نیز دوران جاهلیت را گذرانده ام و مزه تلخ پوچی های دنیا را چشیده ام و در نهایت با معرفت نفس، خدای نفس خویش را شناختم. آری من از نهایت شب به طلوع فجر رسیدم و هنوز هم راهی بس دراز در پیش رو دارم. استاد مهربانم، شاید سرزنشم کنید از این سخن که میخواهم بگویم و بفرمایید تو کجا و نفحات رحمانی کجا؟ اما امسال شبهای قدر از از خداوند متعال خواستم برای رسالتم نسبت به خانواده ام و نسبت به همنوعانم یاریم دهد. آنگاه سوره ابراهیم علیه السلام در وجودم تجلی کرد، آیا وقت بت شکنی به مسلک ابراهیم خلیل برای من نرسیده است؟؟؟!!! (یا دلیل المتحیرین)
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: ما همه وظیفه داریم هیچ‌کدام از ابعاد بت زمانه یعنی غرب را نپذیریم و به صورتی ریشه‌ای آن‌طور که رهبری عزیز جلو می‌روند با غرب و استکبار برخورد کنیم و مطمئن باشید وقتی معنای تمدن غربی به بی‌معنایی تبدیل شد بسیاری از مشکلات حل می‌شود لذا در امور فردی و امور اجتماعی با روش حکیمانه باید به غرب پرداخت. موفق باشید
8570
متن پرسش

باسمه تعالی سلام علیکم. انشاء الله به برکت اعتکاف همه ی ما مشمول هدایت خاص خداوند متعال قرارگیریم . د رفرمایش اخیر مقام معظم رهبری دامه برکاته با اعضای ستاد مرکزی اعتکاف تاکید فرمودند که اعتکاف باید آسیب شناسی گردد و همچنین فرمودند برای اعتکاف باید برنامه ریزی هوشمندانه و با توجه به معنای اعتکاف انجام گیرد و اگر برنامه ریزی نشود نیروی جمعیت جوان مشتاق هدر خواهد رفت و احیانا زیان آفرین خواهد شد لذا از حضرتعالی که قلم و بیان شیوای دارید تمنا داریم کتاب یا جزوه ای غیر از آنچه دارید بنویسید و همین قدر عرض کنیم که همه ی فضاهای اعتکاف مثل فضای اعتکاف مسجد شما که بنده یک سال توفیق شرکت در آن را داشته ام نیست و الان مسائلی در اعتکاف ها پیش آمده است که تشخیص درست یا نادرستی آن برای امثال بنده مشکل است بعنوان نمونه در اعتکاف اخیر دهها نفر پسر و دختر زیر 16، 17سال ثبت نام کردند که به سختی آرام می شدند و بعد از افطار منچ و شطرنج بازی می کردند به این امید که اینها جذب محیط های فاسد نشوند. یا جزء برنامه های روزانه مشاور تربیتی خانواده - سخنرانی جناب سرهنگ با موضوع هنجارهای اجتماعی - یادواره شهدا و خاطره گویی، بود به امید استفاده از این جمعیت محصور شده. با آرزوی توفیقات روز افزون برای جنابعالی والسلام

متن پاسخ

باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: وظیفه‌ی ما است که به صورت تئوریک و عملی اعتکاف را تبیین کنیم تا مردم بدانند چه نتایجی می‌توانند به‌دست آورند. در همین رابطه جزوه‌ی «اعتکاف و چگونگی ورود به عالم آن» نوشته شد. برگزارکنندگان اعتکاف باید از اهداف آن غفلت نکنند و بستر نظر به اهداف را فراهم نمایند. موفق باشید

6969
متن پرسش
باسلام آیا این درست است که علامه طهرانی می فرمایند اقای طباطبایی به توحید ذاتی نرسیده بودند من رفتم پیش اقای حداد و از ایشان گرفتم و بهد به اقای طباطبایی یاد دادم و به توحیدذاتی رسید؟ 2.در خطبه 1نهج البلاغه داریم:داخل فی الاشیالابالممازجه، ولی در غرر الحکم داریم :لیس فی الاشیابوالج ولاعنها بخارج، این دو چگونه باهم جمع می شوند؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- خیلی این حرف بعید است، از نوع برخورد آیت‌اللّه طهرانی با علامه طباطبایی بر می‌آمد که ایشان برای علامه جایگاهی بسیار متعالی قائل بودند، و از طرفی مگر می‌توان گفت مقام آقای مرحوم هاشم حداد بالاتر از علامه طباطبایی«رحمة‌اللّه‌علیه» است؟ 2- وقتی می‌فرماید داخل اشیاء هست ولی نه آن‌که ممزوج با آن‌ها باشد، در واقع دارند می‌فرمایند آن‌طور نیست که در اشیاء ولوج کرده باشند و در آن‌ها فرو رفته باشند. پس نسبت حق به اشیاء مثل نسبت دریا است با موج، که نه دریا بیرون موج است و نه داخل موج، بلکه تمام هویت موج را در برگرفته بدون آن‌که موج، دریا باشد یا دریا، موج. موفق باشید
5882
متن پرسش
سلام استاد. نظر شما در رابطه با بازی های کامپیوتری چیست.
متن پاسخ
باسمه تعالی‌: سلام علیکم: بنده صاحب‌نظر نیستم می‌گویند ضررش بیشتر از نفعش هست به هرحال تا آن‌جا که ممکن است باید فرزندانمان را از امور لغو فاصله بدهیم. موفق باشید
نمایش چاپی