استاد مهربان، سلام علیکم: سوال ۳۳۷۰۲ رو مطالعه کردم، بخشی از حرفهای سوال کننده درست بود از نظر من....مدتی است میخواستم این مطلب رو براتون بنویسم شاید به درد کسی خورد، استاد بزرگوارم، من یک خانم محجبه هستم و چادرم را دوست دارم. اما اگر نور شهدا بر قلب من نتابیده بود، نه تنها حجاب نمی داشتم، حتما خیلی هم بدحجاب بودم! چون ظاهرا بخش عمده ای از مناسک مذهبی و جامعه دینی ما، روح تشنه یک جوان رو اقناع نمی کنه، چیزی فراتر از اون نیازه... من سالها پیش وقتی دبیرستانی بودم اصلا چادری که نبودم هیچ، موهام رو هم کلی بیرون میگذاشتم و دوستانم هم همینطور بودن تا اینکه دانشگاه قبول شدم رفتم شهر دیگر، در خوابگاه مسئول بسیج خواهران، خیلی خانم باصفایی بود و با همه خوش خلق. و عجیب روحش عجین با شهدا، یک اتاق کوچیک توی خوابگاه بود، اتاق بسیج که پر از عکسهای شهدا بود، گاهی که این خانم میرفت در اون اتاق، من هم که دیگه باهاش آشنا شده بودم و میرفتم در اتاق بسیج و حس میکردم روحم سبک میشه، من دانشگاه اهواز بودم و بسیج بچه ها رو میبرد مناطق جنگی، من هم باهاشون رفتم، نور شهدا، غربت خدا آشنای خوزستان، صفای شهیدگونه آن مسئول بسیج باعث شد جذب حجاب برتر بشم، در جایی که خیلی از دخترهایی که از شهرشان با چادر آمده بودن، آنجا چادر و.... رو کنار میگذاشتن... بعد از آن من به دانشگاه امام صادق علیهالسلام رفتم و کلا خداوند مسیر زیبایی رو جلوی پایم گذاشت. اما با خودم فکر میکنم من اگر طعم حضور پررنگ شهدا، طعم حضور در مدرسه عشق بسیج دانشجویی رو نچشیده بودم، هیچ چیزی منو به داشتن این نوع حجاب سوق نمی داد. و بعد از آن بود که فهمیدم واقعا زن وقتی که حجاب دارد به خدا نزدیکتر است. ما داریم راه رو اشتباه میریم، اول میخواهیم بچه هامونو باحجاب کنیم تا بعد. ما باید طعم حضور در عالمی که شهداء درش حاضر شدند، آن ولایت پذیری ناب، رو به فرزندانمان بچشانیم، آنها خودشون اسلام عزیز رو رها نخواهند کرد. جبهه ها مدرسه عشق خمینی بوده و این قابلیت را دارد که تا قرنها از این چشمه جوشان نسلهای مومن و انقلابی تربیت شوند. مگر می شود طعم حضور در دنیای خامنه ای عزیز را بچشی و محجوب و متدین نباشی؟ آه که کاش خداوند ما را در امر به معروف کردن، به راه راست هدایت کند. حاج آقا معمار در یکی از سخنرانیهاشان میگفتن شما روی ولایت پذیری دخترانتون که کار کنید با حجاب میشن، استاد بزرگوارم، نمی دانم تونستم منظورم رو برسونم یا نه؟ ...التماس دعا دارم از حضورتون
باسمه تعالی: سلام علیکم: نکات دقیقی است آنچه را میفرمایید. حقیقتاً چنانچه انسان متوجه نور حقیقت شود که در این زمانه در آینه سیره و حرکات شهدا به ظهور آمده؛ خود به خود به معنویت و جهان با صفای معنویات، جذب میشود و برای باقیماندن در عالم معنویات است که وظایف شرعی خود را با حالت خوش و امیدوارانه انجام میدهد و همه حرف برای این نسل و بشر جدید آن است که ظرفیت گسترده آخرالزمانیاش را که ظرفیت صعود به سوی عالم عرش است، با گناهان از دست ندهد و رعایت دستورات شرعی برای هرچه بیشتر حاضرشدن در آن عالم بیکرانه است. موفق باشید
با سلام و ادب: استاد عزیز با توجه به دستاوردهای جبهه باطل در طول تاریخ و عدم دستیابی اسلام بعنوان بهترین روش زندگی به اهداف والای انسانی جهان شمول این فرضیه را چطور می توان تبیین کرد که: اسلام بعنوان تئوری غیرقابل اجرا و یا در بهترین حالت با راندمان بسیار پایین می باشد که نتوانسته با گذشت زمان مشابه نسبت به جبهه باطل بستری مناسب برای زندگی مطلوب با تعریف خود را به نفرات بیشتری ارائه دهد و در نهایت با آینده ای در انتظار به سر برد تا شاید با گذشت تاریخی دیگر و ایجاد همین نسبت از انسانهای ارزشی و انسانهای بی ارزش موعودی بیاید و در تاریخی دیگر و شاید بسیار بسیار دور و شرایط بسیار دشوار آن مطلوب خود را در این دنیا به ظهور برساند. نکاتی که حقیر لازم به ذکر میدانم: ۱. چه بسیار آیه و حدیث و روایت که در شرایط مختلف معنی متفاوت و حتی متضادی به خود گرفته (جواب متفاوت پیامبر به سوال مشابه ابوذر و سلمان و یا داستان مولوی از فیل در تاریکی...) و تفاسیر متعدد از قرآن ۲. آیه های متعدد قرآن مبنی بر "اکثرهم لا یومنون، لا یعلمون و... قلیل من... و بشر الصابرین (تا کی و برای چه صبر) ۳. طبع قطور (خلق الانسان قطورا) و عجول و (...فی کبد) و لذات آنی گناهان بعنوان پاداش زودهنگام و هزار اما و اگر پاداش کار خیر و تقوا و نیت خالص و.... .۳. سخنان امام خمینی در صحیفه و سخنان رهبری که بسیار میتوان عدم تحقق، عدم تطابق، عدم تعمق آن را دید و خود را جدای از یگانگی با آنها یافت. ۴. سخنان جنابتان در آخرین جلسه تفسیر که شبکه های بیگانه از جمعی از ملاها که موافق جریانهای اخیر بودند یاد کرده و شما گفتید حتی یک نفر را نمی تواند نام ببرد، از خاتمی ها و خامنه ای ها و خمینی ها و صانعی ها گرفته تا مقلدین آقای شیرازی در همین اصفهان. اینها ملا نیستند که شما با این لحن مطلب را متذکر میشوید که صادقانه انسان به آن همه کتاب منتشر شده از شما خود را پای منبرتان متوهم میپندارد. الحاصل استاد، گویا باید طور دیگری بود. اما چطور؟ با سپاس فراوان از خدای متعال بابت وجودتان. والسلام
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر میاید عرایضی که در شرح جزوه «انقلاب اسلامی و فهم امام خمینی از انسان و جهان مدرن» شد متذکر این امر باشد که حضرت امام خمینی «رضواناللهتعالیعلیه» خیلی زود متوجه انسان جدید و تاریخ مدرن شدند و در این رابطه از یک طرف کتابهای عرفانی را نوشتند و از طرف دیگر نظام سیاسی مبتنی بر انقلاب اسلامی را شکل دادند. شرح صوتی جزوه مذکور در این مورد کمک خواهد کرد. https://eitaa.com/matalebevijeh/10677
آری! حقیقت همواره با آرامش پیش میرود تا پیوندی دوباره بین انسان و خدا در تاریخی که انوار الهی از جامعه بشری رَخت بر بسته است، برقرار شود و باز اعتصام بحبل الله در معنای «جمیعا» بودنِ آن شکل بگیرد و عصر بیگانگی و پوچی، به عصر همگرایی تبدیل شود. این وظیفه خاص شیعه به عنوان مابعدالطبیعیترین ملت است، تا تاریخ اسلام را از نو در قلمرو اراده معطوف به حق به ظهور آورد، آن هم از طریق نیروهای معنوی تازهای که به نحو تاریخی از ایران سر برمیآورند، ولی در هیئتی مدرن. موفق باشید
سلام استاد عزیز: وقت شما بخیر کلیپ زیبایی دیدم خواستم نظر شما رو هم در موردش جویا شوم https://bayanbox.ir/info/8097181322742615367/%D8%AF%D8%B1-%D9%88%D8%B5%D9%81-%D9%85%D9%88%D9%84%D8%A7
باسمه تعالی: سلام علیکم: با تشکر فراوان. هر سال و هر روز به هر بهانهای و با هرکس ما راهی به ساحت گسترده و گشوده مولایمان پیدا کنیم، گویا زندگی را شروع کردهایم. چه خوب بود که باز ما را از این طریق به یاد مولایمان انداختید تا بفهمیم حضرت مولی الموحدین «علیهالسلام» چه اندازه گسترده است که در همه جانها با هر نوع شخصیتی حاضرند و قلبها، خود را کاملاً با آن حضرت آشنا میداند. حقیقتاً:
این کیه این بای بسم الله الرحمن الرحیمه!
این کیه معنی یا و سین و اصل و حا و میمه!
این کیه نامش به جای نام سبحان العظیمه!
این کیه در خلوت و جلوت محمد را امینه!
این کیه راهش به راه حق صراط المستقیمه!
این کیه مسند نشین همواره در عرش برینه!
موفق باشید
سلام: آیا مطالعه کتب عرفان نظری برای طلاب مبتدی را مجاز میدانید؟ پیش نیاز عرفان نظری چه علومی است؟ با تشکر
باسمه تعالی: سلام علیکم: نه. به هر صورت از این نکته غافل نباشید که فرمودهاند: «الا یا ایها الطلاب ناشی! علیکم بالمتون لا بالحواشی» ۲. پیشنیازِ عرفان نظری برای طلاب، پس از دروس رسمی حوزه و گذراندن رسائل و مکاسب و حضور در درس خارج، «حکمت صدرایی» است تا با عمقی لازم به این نوع مباحث بپردازند. موفق باشید
با سلام وعرض ادب و احترام: جناب استاد بنده واقعا دغدغه ظهور را دارم و به طور جدی تصمیم گرفته ام خود را برای ظهور آماده کنم. شاید اشتیاق بنده را به پای جوانی و... بگذارید اما بنده بارها روی این موضوع دقیق شده ام و فکر کرده ام و متوجه شده ام که نمیتوان بیشتر از این بدون حضور شخص امام (عج) به زندگی ادامه داد. و وقتی دنیا از اساس مشکل دارد و انحراف دارد، و سبکزندگی و تفکرمان از پایه ایراد دارد، نمیتوان بی تفاوت به زندگی ادامه داد و مشغول اهداف شخصی شد. جناب استاد بنده به لطف خدا رتبه سه رقمی در کنکور کسب کردم و اکنون در رشته و دانشگاهی درس میخوانم که آرزوی خیلیهاست. و اطمینان دارم اگر توفیق باشد و بر روی درس رشته خود متمرکز شوم، تا آخرین درجات میتوانم پیش بروم. اما این اهداف و دغدغهها در برابر دغدغه ظهور بسیار کوچک و ناچیزند... خلاصه بگویم، از آرزوهای شخصی خود گذشته ام اما نمیدانم چطور باید برای ظهور آماده شوم و مهمتر از آن، چطور در امر ظهور موثر باشم؟ البته بنده کسی نیستم و از حد معمول هم توانم کمتر نباشد، بیشتر نیست. اما میدانم اگر انسان خودسازی صحیحی داشته باشد، میتواند تا حد فوقالعادهای در اطراف و اطرافیان اثر بگذارد؛ مانند شهید بهشتی میتواند «یک ملت» باشد و مانند شهید سلیمانی «یک مکتب» . بیشتر از عمر و توان و استعدادم هم چیزی ندارم که در این راه بگذارم. اما همینها را نمیدانم چطور به کار بگیرم که به درد ظهور آقا بخورد. بارها سیر مطالعاتی یا مراقبه جدی را شروع کرده ام اما از ترس اینکه مبادا راه را اشتباه بروم، متوقف شده ام. آن طور هم که شواهد نزدیکبودن ظهور را نشان میدهند، زمانی برای آزمون و خطا ندارم. متاسفانه در رشته سخت و پرکاری هم درس میخوانم و با اینکه نسبت به دروس دانشگاه بیاعتنا شده ام و به «پاس کردن» قناعت میکنم (تا بتوانم زمانم را صرف مطالعه و ... کنم) اما باز هم نمیتوانم تمام وقتم را خالی کنم. به همین دلیل میترسم کند پیش بروم و دیر شود... از خودخوری و سرگردانی خسته شده ام و آمدم از شما راهنمایی بگیرم. لطفا لطفتان را از بنده دریغ نفرمایید و بفرمایید که اکنون دقیقا باید چه کنم؟ مطالعه کنم یا ابتدا به مراقبه و خودسازی اخلاقی بپردازم؟ اگر بناست مطالعه کنم تا چه حد جلو بروم و اگر بنا به مراقبه است با چه روشی؟ و در مورد مطالعه، استاد بنده متوجه شده ام که استعداد کلامی و فلسفی دارم. به همین خاطر گفتم شاید بهتر باشد قبل از یک سیر مطالعه اسلامی، یک سیر مطالعه برای فلسفه اسلامی داشته باشم و با صوت تدریس اساتید پیش بروم. آیا شما این رویه را تایید میکنید؟ و از آنجایی که فلسفه خواندن به هر حال زمان میبرد، به نظرتان برای ظهور «دیر نمیشود؟!» با سپاس فراوان از اینکه راهمان را روشن میکنید. اجرتان با خدا
باسمه تعالی: سلام علیکم: پیشنهاد بنده در دنبالکردن دقیق قرآن است با کمکگرفتن از تفسیر المیزان تا بستر حضور انسانی که تمام وجودش ظهور قرآن است، فراهم شود و او «فهم» گردد و تنها نماند. سیر مطالعاتی سایت میتواند مقدمه ورود به فهم تفسیر المیزان باشد. دنبالکردن کامل رهنمودهای رهبر معظم انقلاب به عنوان نایب امام بسیار کارساز است. موفق باشید
بسمه تعالی. بازخوانی هویت دینی و ملی. محضر طربناک استاد سلام و احترام: چه تفاوت است بین آنکه همه ی هم و همت خود را در این گذاشته است که به بشریت خدمت کند و آنکه همه هم و همت خود را گذاشته تا در بهترین نحوه بودن خود حاضر گردد؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: مسلّم بهترین «بودن» برای انسان وقتی فراهم میشود و ظهور میکند و انسان خود را در هستی احساس مینماید که همه همّت خود را در مسیر خدمت به خلق قرار دهد، ولی با رویکردِ حضور در آغوش خدا. و این یعنی همان مقام «رحمةٌ للعالمین» بودنِ آخرین پیامبر. موفق باشید
لا موثر فی الوجود الی الله: با عرض سلام و احترام خدمت استاد گرامی در رابطه با تفسیر آیه ۳۰ سوره دهر همانطور که در جلسه فرمودید جناب علامه طباطبایی (ره) «یشاء» رو غیر از فعل خدا می دانند به این جهت که جبر پیش نیاید منتهی سوالی که برای این حقیر پیش آمده است که در متون دینی عبارت هایی هست که یشاء رو کنار یفعل آورده است مثلاً در یکی از اذکار هنگام غروب آفتاب و یا در تعقیبات نماز مغرب داریم که می فرماید: الحمدلله الذی یفعل ما یشاء و لا یفعل ما یشاء غیره حال اون چیزی که به ذهن این حقیر رسید این هست که وقتی اراده هایی که مربوط به خود انسان مطرح باشه اشاره به یشاء داره مثل رفتن به مسجد یا میخانه اما زمانی که اراده های الهی مطرح باشه به تعبیری حضرت حق می خواهد سنت های خودش رو در نظام هستی جاری کنه یفعل رو کنار یشاء میاره مثل آمد و شد شب و روز و یا پیروزی جنگ بدر که می فرماید و ما رمیت اذ رمیت و یا اینکه خرمشهر را خدا آزاد کرد. به نظر شما این برداشت درسته؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: کاملاً درست میفرمایید. آری! حضرت حق هر فعلی را که اراده کند انجام میشود و لذا فرمودهاند اراده او عین فعل او است. ولی در مورد انسان اگر خداوند فعل انسان را اراده کند، عملاً اراده انسان و اختیار انسان منتفی خواهد بود و به همین جهت حضرت پروردگار فرمودند: «وَمَا تَشَاءُونَ إِلَّا أَنْ يَشَاءَ اللَّهُ إِنَّ اللَّهَ كَانَ عَلِيمًا حَكِيمًا». که ای انسانها! شما طلب و خواستی ندارید جز همان طلب و خواستی که حضرت رب العالمین که علیم و حکیم است میخواهد و لذا باید طوری عمل کنید و تقوا پیشه نمایید که آنچه را که حضرت حق برای شما میخواهد موجب سعادت شما شود. و در همین رابطه جناب مولوی میفرماید:
چون خدا خواهد که پردهٔ کس درد
میلش اندر طعنهٔ پاکان برد
ور خدا خواهد که پوشد عیب کس
کم زند در عیب معیوبان نفس
چون خدا خواهد کهمان یاری کند
میل ما را جانب زاری کند
ای خنک چشمی که آن گریان اوست
وی همایون دل که آن بریان اوست
موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: جناب هگل در موضوع روح نکات دقیقی دارد که اقلاً باید با استادی که او را فهم کرده است، مدتی بحث «روح» را دنبال کرد. پیشنهاد اولیه بنده مطالعه هگل است در جزوه «تاریخ فلسفه غرب» و پس از آن کتاب آقای بیزِر در رابطه با هگل نکتههایی را روشن میکند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: کتاب «مجموعه آشنایی با فلسفه غرب» از دکتر مجتبوی و «تاریخ فلسفه غرب» از کاپلستون إنشاءالله میتواند مفید باشند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر بدی نیست که سعی شود با نظر به شهادت حضرت و چهلم آن حضرت، محرم و صفر را شرایط تمرکز و توجه به سیره آن حضرت و معارف دینی قرار دهیم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همینطور که میدانید جریانهایی که تحت عنوان «اهل حق» در میدان هستند، متفاوت و حتی در مقابل هم میباشند. از این گذشته آنچه امروز انسانها را متوجه حق و حقیقت میکند راهی است که شهداء در مقابل ما گشودند با طعم ضد استکباری. در حالیکه اکثر این جریانها از هر گونه حرکت سیاسی، اجتماعی خود را جدا میدانند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: چنانچه ملاحظه فرمایید آقای صادقی تهرانی اصل را در نگاههای تجربی و علوم تجربی جهت تفسیر آیات قدسی الهی گرفته بودند و معلوم است که در واقع حقیقت ذیل نگاه علوم تجربی قرار میگیرد. در حالیکه آن علوم در نسبت با حقیقت، بسیار نگاه محدودی دارد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به قرآن و روایات ائمه معصومین «علیهمالسلام» فکر کنید که بسیار راهگشاست بخصوص با نظر به شخصیت رهبر معظم انقلاب «حفظهالله». در این حالت، افقهایی برای رفتن و رفتن گشوده میشود. بتوانید مدتی با کتاب «سوره جاثیه و راز زمینگیری امّتها» بهسر ببرید خوب است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همانطور که عرض شد اگر به آیهی مربوطه نظر کنید خداوند در خطاب به شیطان میفرماید: «... يَا إِبْلِيسُ مَا مَنَعَكَ أَنْ تَسْجُدَ لِمَا خَلَقْتُ بِيَدَيَّ ۖ أَسْتَكْبَرْتَ أَمْ كُنْتَ مِنَ الْعَالِينَ». با این برداشت که باید خطاب خداوند به فرشتگان به «عالین» نرسیده باشد. در حالیکه ائمه «علیهمالسلام» مورد خطاب هستند. لذا میتوان گفت «عالین» واقعاً عالین هستند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: جواب مفصل نیاز نیست. در همان حدّ معمول که رعایت حلال و حرام خدا را بکنید و چندان هم به خود سختگیری ننمایید؛ خدای مهربان رحمتش را به شما ارزانی میدارد. خوش بینی و عدم خشم با اطرافیان. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: إنشاءالله . مگر نشده؟! موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همیشه خداوند در تجلی است و بستگی به قبول قابل دارد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: با توجه به آنکه به ما فرمودهاند: «اَلیوم یوم العمل و غداً یوم الحساب» پس تکامل به معنای دنیایی آن تا اول سکرات است ولی از آن به بعد حجابها از مؤمنین رفع میشود و به اندازهای که مقامات عالیهی عالم ابدیت را مدّ نظر دارد، با رفع حجابها به سوی آن مقامات سیر میکند و از این جهت، افراد متفاوتند که معارف آنها متفاوت است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث آن مفصّل است به همین جهت حضرت امام در نامه به گورباچف در رابطه با سخنان ابن عربی فرمودند: سخنان باریکتر از مو. به عنوان نمونه همین آیهای که میفرماید: «وَحَاقَ بِآلِ فِرْعَوْنَ سُوءُ الْعَذَابِ» (غافر/۴۰) یا آیه ۴۶ سوره مبارکه غافر که می فرماید: «النَّارُ یُعْرَضُونَ عَلَیْها غُدُوًّا وَ عَشِیًّا وَ یَوْمَ تَقُومُ السَّاعَةُ أَدْخِلُوا آلَ فِرْعَوْنَ أَشَدَّ الْعَذابِ؛ ابن عربی به ما دقت میدهد که چرا فرمود: «آل فرعون» و نفرمود آل فرعون و خودِ فرعون؟ موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همینطور است که میفرمایید. بنده نخواستم به سؤالکننده نسبت به آن مطلب اشکال کنم، وگرنه اشکال جنابعالی وارد است. بیشتر منظور بنده آن بود که متوجه شویم موضوع رزق، چیز بالاتر از این اموری است که عدهای گمان کنند کسی میتواند رزق مقسوم آنها را از آنها بگیرد مگر آنکه خود انسان کوتاهیهایی داشته باشد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: کار خاصی لازم نیست انجام دهید. همینکه مطالب را ادامه دهید خودتان إنشاءالله اهل فکر میشوید، به جای آنکه بخواهید آن حرفها در حافظهی شما بماند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: البته بنده در این مورد صاحبنظر نیستم. عدهای از اهل علم و دارای تخصص لازم نسبت به این امر بدبین هستند آنهم از زوایای مختلف. در تجربه هم بعضاً پیش آمده که خطاهای روشنی داشتهاند. به نظر میآید نمیتوان به این روش چندان اعتماد داشت. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: چرا ابتدا بیشتر به تفاسیر قرآن نپردازید و به آیاتی که فکر کردهاید، تدبّر کنید؟ و حتی اگر برایتان ممکن بود همان آیات را حفظ نمایید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همانطور که در جواب سؤال شمارهی ۲۸۰۰۱ عرض شد اگر متوجهی فرآیندینظرکردن به تحقق نگاه توحیدی انقلاب اسلامی باشیم، میتوانیم همین امروز خود را در آیندهای احساس کنیم که هنوز به ظهور نیامده است. راستی چه کسی باور میکرد امروز رئیس دو قوه رقیب دولتی باشند که بنا داشت روح انقلاب را از حرارت و حیات بیندازد. ولی برعکس شد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. آن سخنرانی بحثی بود در بین دبیران محترم معارف اسلامی ۲. بنده سورهای که صرفاً در رابطه با غرب بحث شده باشد، در بین مباحث خود نداشتهام. خوب است که با سورهی زمر که نور توحید دارد شروع کنید و از سورهی العمران و نساء نیز غافل نباشید. موفق باشید
