باسمه تعالی: سلام علیکم: همینطور است که میفرمایید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده سیر مطالعاتی بر روی سایت خوب باشد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: قرآن میفرماید: «فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفًا ۚ فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْهَا» یعنی جهت جان خود را به سوی دینی متعادل سوق بده که آن منطبق است با سرشتی الهی که مردم را مطابق آن سرشته است. حال با توجه به چنین سخنی انسان باید خود را در مقابل این بیان الهی ارزیابی کند و بنگرد آیا میتواند مبنایی در جان خود نسبت به سخنان الهی بیابد؟ آن مبنا، همان فطرت است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همیشه برای حضور در تاریخی دیگر این تنگناها بوده و هست. فکر میکنم بحث «آیندهی ما چه آیندهای است» که صوت و متن آن بر روی سایت هست، نکاتی داشته باشد. به جواب رهبری به آقای علی خوشلفظ نظر کنید که فرمودند : این انقلاب یک چیز عجیبی است؛ حتّی شماها هم که رفتهاید در دلش و آنجور کار کردهاید، هنوز به آن اعماق و ریزهکاریهایش نرسیدهاید؛ ما که بیشتر از شما نرسیدهایم؛ خیلی این انقلاب چیز عجیبی است. این برای اربابهای دنیا، حالاحالاها دردسرها خواهد داشت؛ این اوّل کار است الان. زنده باشید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: انشاءالله کتاب «معرفت نفس و حشر» که بر روی سایت هست و کتاب «معرفت نفس» آیت الله حسن زاده جوابگوی این امر میباشد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ضمن تشکر، همین نحوه همدلیِ عزیزان نشان از آن دارد که حضرت حق رحمتش را از ما وا نگرفته است هرچند فرزند جوانی را از ما گرفت. موفق باشید
سلام علیکم استاد: ذیل یکی از بحث ها فرمودید عمده مشکل این است که فکر ما توحیدی نیست. برای رسیدن به فکر توحیدی چه باید کرد؟ لازم به ذکر است که شرح برهان صدیقین و حرکت جوهری را شرکت کردم ولی هنوز فکر توحیدی را نیافتم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: بقیه راه را به لطف الهی با تدبّر در قرآن و تفسیری مثل تفسیر المیزان و تأمّل در خطبههای توحیدی نهجالبلاغه ادامه دهید. موفق باشید
با سلام خدمت استاد محترم: در مورد توحید ماه رجب و ماه شعبان. توضیحات و کلیپ های بسیار خوبی از مجموعه شما هست. ولی در مورد ماه ذلحجه، چیزی در دسترس نیست. اگه ماه رجب فنا بود و احدی بود و نفی کثرات و ماه شعبان بقا بود و واحد و تجلی به اسما و صفات، توحید ماه ذلحجه چه نوع توحیدی است؟ اگر امکانش هست توضیح کاملی ارائه نمایید ممنون می شوم. سوال دوم: در مبحث احدیت جمع اسما ذاتی که می گویند لا شرقی و لاغربی، جایی خواندم که یعنی ظاهر و باطن یکی شود، سر و علن یکی شود. این را هم متوجه نشدم یعنی چی؟ چه تفاوتی است بین اینکه سر و علن یکی شود با جایی که فقط حق فقط در صحنه هست و یا حق به خلق در صحنه هست.
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. حقیقتاً توحید ماه ذیالحجه توحید فنایی و عرشی است به همان معنایی که کثرتها در وحدت فانی میشود و انسان به وسعت کثرتها در هویت وحدانی خود را در عالم مییابد به همان معنای معجزهآسای دعای عرفه حضرت سیدالشهداء «علیهالسلام» که چگونه به جزئیترین اجزای بدن اشاره میفرمایند و همه را در توحید فنایی و عرشی مدّ نظر قرار میدهند تا آنکه عالَم آینه نور وحدانی حضرت معبود شود و ما بمانیم و توجه تامّ و تمام به جلوات او. ۲. آری! وقتی هویت اسمائی «لا شرقی و لا غربی» شد آنچه میماند نور است به جامعیت احدی. لذا همه چیز هست و هیچ چیز نیست مانند نور بیرنگ. در این مورد خوب است به مباحث مطرحشده در شرح «برهان صدیقین» که روی سایت هست رجوع فرمایید. موفق باشید
سلام و عرض ادب خدمت استاد گرامی: ذیل کتاب جایگاه رزق انسان در هستی، آیا استفاده از خدمات شرکت های «بیمه» یک نوع تدبیر معیشت تلقی میگردد یا یک نوع غفلت از جایگاه رزق؟ نظر به اینکه شخص مکلف می شود هر ماه مقداری از درآمد خود صرف انواع بیمه کند تا از حوادث غیر مترقبه و پیش آمدهایی در آینده مصون بماند. البته عنایت دارید که بیمه انواع مختلفی اعم از درمان، بازنشستگی، عمر و... که ممکن است بشود بین آنها تفاوتی قائل شد (کما اینکه بعضی بیمه عمر را بیمه سرمایهگذاری می دانند) و عنایت دارید که درآمد شرکت های بیمه از ارائه خدمات بیمه ای بسیار بالاست.
باسمه تعالی: سلام علیکم: شاید نتوان نظر صریحی در این موارد داد ولی برداشت شخصی بنده آن است که اگر نیازمندی در این موارد هست که بتوانیم مشکل او را رفع کنیم بیش از آنکه شرکتهای بیمه ما را بیمه کنند حضرت حق و نظام الهی و فرشتگان این کار را خواهند کرد. البته بحث رعایت قانون در رابطه با بیمه شخص ثالث امر جدایی است آن هم به جهت رعایت قانون و نه به جهت امیدهایی که به بیمه داشته باشیم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: قبلاً در کتاب «هدف حیات زمینی آدم» عرض شد: اختیار، ذاتیِ انسان است که در نسبت امکانات متعددِ خود با عین وجود در خود مییابد. به این فکر کنید که تفاوت انسان که اختیار دارد با سایر موجودات، در داشتن امکانات متعدد او است. و اینجا است که به خودی خود ترجیح امکانی بر امکان دیگر که همان اختیار است، پیش میآید و به همان معنایی که امکان، ذاتیِ انسان است، اختیار نیز، ذاتیِ انسان میباشد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: از این جهت، آری! مانند شاعر وجه وجودی خود را در معرض نور حضرت حق قرار میدهید ولی نه به آن شکل که تنها در موطن خیال متوقف باشیم که البته آن نیز در جای خود ارزش دارد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث در این مورد زیاد شده ولی خوب است در این مورد هم فکر شود که ظاهرا تعداد مسیحیان موجود در عراق در سالهای اخیر تقلیل یافته در حدّی که از چند میلیون به چند صد هزار رسیدهاست. گویا حضور جناب آقای پاپ برای نوعی دلگرمی جهت مسیحیان عراق بودهاست. البته تحلیلهای دیگری که شده، در جای خود محفوظ است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: روی سایت هست به آدرس http://lobolmizan.ir/sound/1304
موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده جنّ شناس نیستم، در آن حدّ که از آیات و روایات برداشت میشود و به کمک تفسیر قیّم المیزان نسبت به آن آیات، آن عرایض شده است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بالاخره وقتی به خود بیاییم متوجهی نحوهای از وجود مجرد که ذات خودمان باشد، میشویم و میفهمیم موجود مجرد، فوقِ زمان و مکان است و این نوعی در آستانهی درک حضور خداوند در عالَم میباشد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ولی این نوع قبضها چون با روحیهی انتظار جهت بسطِ بعد از قبض است، به سرانجام خوبی میرسد و اساساً سلوک بدون قبض نمیشود. زیرا مؤمن باید قبض را و عبور از قبض را تجربه کند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: خوب است که این موارد را انسان امتحان بداند و این نوع افراد را انسانهای ضعیفی بشمارد که در جهان تنگ خود بهسر میبرند و آنها را در جهان تنگ خود به خودشان واگذارد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به ما فرمودهاند: «الیوم، یوم العمل و غداً یوم الحساب» امروز روزِ طلب و عمل است و فردا مطابق ملکات خود زندگی میکنیم و نمیتوانیم ارادهی جدیدی داشته باشیم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: حتماً تأثیر دارد. زیرا «چه خوش بُوَد که برآید به یک کرشمه دو کار». موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: إنشاءاللّه. البته اگر حقالنّاس، مادی باشد و برایتان امکان دارد برایشان صدقه بدهید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همانطور که مکرراً عرض شده باید مردم به رشدی برسند که زمینهی ظهور فراهم شود وگرنه به همان علت که غیبت واقع شد، غیبت همچنان ادامه مییابد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده رویهمرفته میتوان نکاتی را که فرمودهاید پذیرفت. میماند که گاهی مسائلی برای بشر مسئله است که حقیقتاً مسئله نیست. آری! در این موارد از تقوا نباید انتظارِ حلّ آن مسائل را داشت، بلکه تقوا موجبِ انصراف انسان از علمِ لاینفع میشود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در جزوهی «نحوهی حیات بدن اُخروی» بحث شده است که حضرت رضا «علیهالسلام» این آیه را از نوع جدال خداوند با طرف مقابل میدانند و میفرمایند همانطور که خداوند به بندهاش دستور میدهد جدال کند، خودش نیز جدال کرده است. خوب است که در مورد دلایل نحوهی بدن اُخروی به آن جزوه رجوع شود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: آیهی مذکور در رابطه با عقائد انحرافی یهود میباشد که جناب حضرت جبرائیل و حضرت میکائیل را دشمن میداشتند لذا آیهی مذکور میفرماید کسانی که دشمنی خدا و ملائکه و رسولان خدا که در اینجا منظور حضرت جبرائیل و میکائیل است را پیشه کنند بدانند که کافر بوده و دشمن خدا میباشند. موفق باشید
صد نوا خیزد ز ناى نینوایت، یا حسین / نغمه هاى عشق باشد در نوایت، یا حسین میزند آتش، به قلب دوستانت دم به دم / داستان جانگداز کربلایت، یا حسین / سلام وعرض ادب خدمت استاد عزیز: ان شالله عزاداری هاتون قبول باشه. استاد من جواب سوالم رو میدونم ولی نمیدونم چرا مینویسم انگار دلم میخواد از زبون شما بشنوم تا حجت برام تمام بشه خیلی دلم مشهد و رضا میخواد. خیلی روحم اربعین میخواد. زمین و زمان انگار آماده هستند و شرایط رفتن من به لطف خدا جورشده مشکل اصلی اینه که همسر من دستش تنگه من رو بفرسته مشهد یا کربلا حقوقشون فقط کفاف زندگیمون رو میده و گاها هزینه کارهای جهادی که انجام میدیم چون لازم به این کارها هست. استاد من کمی طلا دوسه تا النگو پساندازدارم (ارث پدری) که مال خودمه! عقلم و دلم میگه مگه قراره چقدر عمر کنی بفروش و برو. منتظر چی هستی؟ کجا امن تر از اونجا؛ کجا بهتر از اونجا که میشه عاشقی کنی طعم حرم رو هم که چشیدی! پس چته؟ بفروش و برو! استاد من زندگی خیلی ساده ای دارم خیلی اهل دنیا و این حرفا نیستم که بخرم و بپوشم و... ولی نمیدونم چرا همش فکر پیری و مشکلات رو میکنم میگم خوب همین پسانداز زندگیمه قرار باشه هر دفعه بفروشم بعد چیکار کنم؟ میدونم دارم خودم رو توجیح میکنم میدونم که مگه من از آینده خبر دارم که چقدر عمر میکنم میدونم که الانم رو باید بگیرم تا با نگاه اهل بیت برم جلو. آیا منی که میگم حب دنیا ندارم چرا این وقتا تا میخوام طلا بفروشم واز خودم چیزی روجداکنم دلم و دستم میلرزه وبه این میرسم که انجام بدم یا نه؟ آیا درسته یا نه؟ آخه اطرافیانم هم میگن چند بار میری کربلا؟ ولی من تو دلم میگم اگر هزار بار هم برم بازم برام کمه. میشه راهنماییم کنید؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: نه افراط و نه تفریط. بتوانیم یک بار در سال زیارت کربلا و مشهد را داشته باشیم، بسیار خوب است. اینکه رعایت همسر خود را میکنید ارزش مجاهده دارد. آری! نباید بیدلیل پساندازهایی را مدّ نظر داشت که چندان لازم نیست. از آن طرف هم نباید پشتوانهای که در موارد ضروری نیاز داریم را بهکلی از دست داد. موفق باشید
