باسمه تعالی: سلام علیکم: به طور شخصی اینطور جواب داده شد: باسمه تعالی: سلام علیکم: اولاً روی رفقای طلبهای که خواهران مذهبی دارند، فکر کردهاید از آن جهت که آنها فرهنگ زندگی با طلبه را عموماً میدانند. ثانیاً: همانطور که میفرمایید حضور در ارگانهای عقیدتی، شخصیت علمی شما را نگه میدارد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی متوجه شدید که جبههای توحیدی مقابل جبههی استکبار به ظهور آمد، میدانید که دیر یا زود جبههی توحیدی زمینهی افول و نابودی جبههی کفر را فراهم میکند. اینجاست که هر اندازه صبر و مقاومت در جبههی توحید بیشتر باشد نه تنها اهل توحید در استقرار روحانی محکمی قرار میگیرند، جبههی کفر نیز سرعت نابودیاش بهتر فراهم میشود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همانطور که مکرراً عرض شده باید مردم به رشدی برسند که زمینهی ظهور فراهم شود وگرنه به همان علت که غیبت واقع شد، غیبت همچنان ادامه مییابد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال در عین اینکه باید مواظب بود فتنهای پیش نیاید، به نحوی جبران کنید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در هر موردی که ما در بین خوف و رجاء قرار میگیریم در حدّ اظهار عبودیت وظیفه ی خود را انجام میدهیم و همیشه بالاخره خداوند انسان را در بین خوف و رجاء امتحان میکند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی انسان توبه کرد، دیگر عملی که با توبه رفع شده است به میدان نیست تا دیده شود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به آن فرزند متذکر این امر شوید که خدا از تو از این به بعد انتظار دارد نسبت به دستوراتش بیتفاوت نباشی ولی واجب نکرده تا به تو سختگیری کند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: «یقین» در آن روایت در نسبت سیر به سوی حضرت حق مطرح شده است ولی منظورِ «یقین» در آیهی ۱۴ سورهی نمل یعنی اینکه فرعون اطمینان داشت حضرت موسی «علیهالسلام» پیامبرند و نه ساحر. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بالاخره وجهی از آن مربوط به فتنهی دشمنان است. ولی همانطور که نایب الامام فرمودند مثل همیشه باز به ضرر خود فتنهگران تمام میشود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در کنار عبادات، آن چیزی که عبادات را به محتوی میرساند؛ معارف اصیل است. پیشنهاد ما سیر مطالعاتی بر روی سایت است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر میکنم ترک حداد بیش از سه روز به معنی عزا و ماتمگرفتنِ بیش از سه روز است و شاید این غیر از آن باشد که عرف، پذیرفته است شخص عزادار در حدّی که یادآورِ عزاداریاش باشد، لباس مشکی بپوشد. با اینهمه نباید بر پوشیدن لباس مشکی به مدت طولانی تأکید کرد. موفق باشید
سلام علیکم: با عرض شرمساری در ارتباط با مطالبی که در مورد جناب دکتر داوری اردکانی در کتاب «انقلاب اسلامی طلوع جهانی بین دو جهان» مطرح شد، چند مطلب را خدمت تان عنوان می کنم امیدوارم تذکرات لازم را مرحمت فرمایید: اولاً: این اشارات جنابعالی بود که ما متوجه اندیشه های بسیار بلند جناب دکتر داوری شدیم و توانستیم با این پدیدار به نحو خوبی ارتباط برقرار کنیم. و از این جهت از شما خاضعانه سپاسگزارم. بنده شخصاً نه تنها از ارادتم به انقلاب چیزی کم نشد بلکه چندین برابر شد. و لذتی که از کتاب «انقلاب اسلامی و وضع کنونی عالم» دکتر داوری یا آن مقاله ی ایشان در مورد امام خمینی «رضوان الله تعالی علیه» بردم وصف ناشدنی است. ثانیاً: آنچه که بنده با نظر به اندیشهها و جایگاه جناب دکتر داوری متوجه شدم، این هست که ایشان در مواجهه با غرب و مدرنیته رسالتی را برای خودشان تعریف کرده اند تا هر چه بیشتر و بهتر ذات غرب و جهان مدرن و در نتیجه درد و بلای «توسعه نیافتگی» و «بی تاریخی» که ما را دربرگرفته است را برای ما شفاف و روشن کنند تا ما عمیقاً و دقیقاً به یک خودآگاهی تاریخی نائل شویم. تا اینجا به نظرم ایشان سرآمد روزگار خودشان هستند و نظیر ندارند. کما اینکه «امام و رهبری» در مواجهه با چهره ی استکباری جهان مدرن و نظر به سنن الهی نظیر ندارند. و «حاج قاسم» هم به عنوان بازوی امام و رهبری در مواجهه با خنثی کردن نقشه های استکبار در منطقه نظیر ندارد. لذا با در نظر گرفتن این نکات ما متوجه می شویم که خدای متعال برای مواجهه با غربی که چهره ها و اضلاع گوناگونی دارد، شخصیت های تاریخیِ مختلفی را پروریده و وارد میدان کرده که هر کدام گوشه ای از کار را گرفته و با همدیگر «پازل» جبهه ی نورانی و تاریخی انقلاب اسلامی را تشکیل داده اند. از نظر این حقیر دلیری و روح حماسی و انقلابیِ عجیبی در اندیشه و شخصیت جناب دکتر داوری در مواجهه با تفکر فلسفی غرب پنهان است. کافی است به حکم «تعرف الاشیاء باضدادها» ببینیم چه شخصیت ها و جریاناتی به خون ایشان تشنه هستند! حال که جناب دکتر داوری ما را به خوبی بیدار می کنند و متذکر دردها و مسائل و مشکلات تاریخی مان می کنند، اینجاست که باید عمیقاً متوجه جایگاه تاریخی انقلاب اسلامی باشیم به عنوان راه خروج از باتلاق توسعه نیافتگی و حبل اللهی که از افق آینده و پس فردای تاریخ به سوی خرابه ی امروز ما تابیده تا ما راه نجات را ماوراء دوگانه های «توسعه یافته و توسعه نیافته»، «سوژه و ابژه»، «تضاد سنت و مدرنیته»، پیدا کنیم و از درد و بلای بی تاریخی و نومیدی نجات پیدا کنیم و در حلقه و قوس و خط توحیدی که بین گذشته و آینده و بین حضرت آدم تا حضرت مهدی علیهما السلام وجود دارد، قرار بگیریم. ان شاءالله طبیبِ عشق مسیحا دَم است و مُشفِق، لیک/ چو دَرد در تو نبیند که را دوا بکند؟ یا به قول دکتر داوری: «اگر درد را احساس کردیم درمان هم میسر می شود» حرف زیاد است. جهت جلوگیری از اطاله کلام، به همین اندازه اکتفا می کنم. عذرخواهم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: بحمدلله بسیار خوب متوجه جایگاه استاد عزیز جناب آقای دکتر رضا داوری اردکانی شدهاید. حقیقتاً ایشان با نظر به تجربهای که بنده نسبت به ایشان داشته و دارم، شخصیتی میباشند رازگونه و فوقالعاده عمیق، و اگر بخواهیم در این زمانه و در این تاریخ، سالکی را مدّ نظر آوریم که در عین جهانیبودن نسبت به درک انسان نسبتی اساسی با حقیقت داشته باشد و دغدغه هدایت بشرِ امروز در او فعّال و سرزنده باشد؛ بنده آقای دکتر رضا داوری را میدانم. اگر گفته شده است: «گویا ولیّ شناسان رفتند از این ولایت»، به جهت آن است که ما هنوز در سلوک فردی به دنبال سالکان هستیم. در حالیکه حضرت امام «رضواناللهتعالیعلیه» و رهبر معظم انقلاب«حفظهاللهتعالی» در جای خود با آن نحوه سیاستمداری و دکتر رضا داوری با آن نحوه اندیشهورزی، سالکان این روزگارند. به نسبت دکتر داوری با آوینی و سخنانی که ایشان بعد از شهادت آن شهید بزرگوار فرمودند، نظر کنید تا معنای حضور تاریخی دکتر داوری را بیابید. موفق باشید
سلام استاد بزرگوار: از پژوهشها و تاملهای حضرتعالی در باب آزادی و حجاب بسیار بهره بردیم شاید بخاطر تاثیر عمیق تفکر حضرتعالی یا بخاطر داشتن منابع مشترک فکری، قبل از اینکه یادداشت حضرتعالی درباره نسبت حجاب و آزادی منتشر شود، متنی نوشته بودم و در گروههایی مطالبی به اشتراک گذاشتم که با ۱۵ دقیقه پایانی جلسه چهارشنبه حضرتعالی اشتراک جدی داشت. عرض بنده این بود که در نسبت میان جمهوریت و اسلامیت، در بودنِ ایرانی، اسلامی و مدرن ما از آنجا که نظام ما در صدد اجرای اسلام است، هرجا که اسلام حدود اندیشه و عمل انسان را مشخص کرده، به آراء عمومی مراجعه نمیکند و قانون را بر اساس دین و البته با اجتهاد اهل فقاهت و قانون وضع میکنند و با همه پرسی قانون اساسی کلیت آن به رای عمومی گذاشته شد. اما موقع اجرای قانون یا ممانعت از نقض قانون، نیازی نیست، تک تک افراد به منشا قانون ملتزم باشند، یعنی اقتضای ساختار اجتماعی مدرن و جمهوریت این است که وقتی مسالهای به شکل قانون در آمد، چه از اقلیتی باشیم که رای مثبت به نوع حکومت یا قانون اساسی ندادهایم، چه با منشا قوانین یعنی اسلام موافق نباشیم، باید ملتزم به قوانین باشیم. در مرحله تعقیب قانونی یا تذکر قانونی به کسی که قانون را اجرا نمیکند نه تنها لازم نیست بلکه نباید، سراغ منشا قانون بروند، کف خیابان و در مواجهه با فردی که قانون گریزی داشته حرف از اسلام و انگیزه های دینی زدن، نه تنها سازنده نیست که مخرب و مسدودکننده یا دشوارکننده مسیر تبیین فکری -در نسبت با افراد غیرملتزم به قانون- برای اهالی اندیشه است. باورمندی و ایمان، قابل پیگرد قانونی نیست، سلوک فردی است و باید به افراد مجال تفکر و پذیرش داد. امیختگی برخوردهای قانونی با عناوین دینی، مجال این سلوک را از افراد میگیرد، احساس تحمیل میکنند و کار برای کسانی که میخواهند، با رفق و مدارا کم و کاستی های و البته زیبایی های درونی فرد را به او متذکر شوند به شدت دشوار میشود. تحلیلم را عرض کردم تا بنده را به اشکالاتم آگاه کنید. از اینکه فرصت میگذارید و پاسخگوی سوالات ریز و درشت هستید بی نهایت ممنونم.
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! در امور اجتماع و تولد اجتماع در صد ساله اخیر، رعایت وظایف فردی کافی نیست. باید افراد متوجه وظایف اجتماعی خود باشند. وظایفی که موجب قوام اجتماع میشود که در این زمانه، قوام زندگی انسان جدید نیز به قوام اجتماع است و اینجا است که باید افراد از این دیدگاه و از این زاویه متوجه جایگاه قانون باشند به عنوان قوانین زندگی. که متأسفانه بسیاری از مردم ما متوجه این امر نیستند و میل به قانونگریزی در آنها هست. باشد که آرامآرام به چنین هوشیاری برسیم که قوام زندگی به قوام رعایت قوانین است و نه گریز از قوانین، هرچند که رعایت آن قوانین سخت باشد. موفق باشید
با سلام و خسته نباشید خدمت استاد عزیز: اگر بخواهیم جایی دمکراسی در جمهوری اسلامی و حکومت های غربی را مقایسه کنید و نتیجه بگیریم آیا توانستیم دمکراسی لازم را در جمهوری اسلامی محقق کنیم یا نه غرب از ما در این مورد پیشی گرفته است. برای بهتر دیدن موضوع چه کتاب و بحثی را پیشنهاد میدهید؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! ما هنوز آنطور که باید و شاید در دموکراسی به معنای حقیقی آن که رعایت حقوق انسانها را به عنوان شهروند بپذیریم؛ وارد نشدهایم و در ابتدای کار هستیم. منتها میخواهیم در تاریخ غرب وارد شویم که متأسفانه به جهت غفلت از امر قدسی نسبت به انسان و ابعاد متعالی انسان، گرفتاریهای فراوانی پیش میآورد. اینجا است که باید به انقلاب اسلامی به عنوان «جهان بین دو جهان» فکر کرد. موفق باشید
با سلام خدمت استاد عزیز و گرانقدر: در مسیر پیاده روی اربعین نائب الزیاره شما و همه موحدان عالم در طول تاریخ هستم و همزمان مانوس با سخنرانی های اخیر شما در محرم امسال هستم. خدا خیرتان بدهد زیرا افقی که با این فرمایشات جنابعالی در پیش روی انسان باز میشود احساس سبکبالی و شوق و شوری را در دل ما بوجود می آورد که وصف ناشدنی است. یه نتیجه ای گرفتم که عرض میکنم تا شما آن را ارزیابی فرمایید. همانطور که هر سوره و هر آیه از قرآن منعکس کننده تمام قرآن است البته اگر دست اهلش باشد ما هم در تاریخ و روزگاران خود که به اعتقاد من تاریخ همان قرآن جاریست که جهان تکوین با آن پیش میرود و ما در تشریع ابتدا باید با گوش دل آن را شنیده و مطابق آن عمل کنیم. لذا اگر شنیدن و عمل کردن مطابق این تاریخ و این قرآن جاری درست انجام شود دیگر فرقی نمیکند که کجای این کتاب تاریخ بشریت باشیم و این هم با عدل الهی سازگار خواهد بود بجای اینکه ما دائما حسرت بخوریم که چرا در زمان امام حسین (ع) نبودیم تا جان خویش را فدای ایشان نماییم کافیست با عمل به وظیفه تاریخی خود در زمره یاران حضرت قرار بگیریم مانند حاج قاسم ها و حججی ها... کافیست با گوش فرا دادن به قرآن جاری در تاریخ خود جای خودمان را در کتاب تاریخ انسان بیابیم و این یافت تا به حال دو بار برای من پیش آمده است یکی در همین پیاده روی اربعین و یکی هم در تشییع پیکر پاک حاج قاسم سلیمانی. امیدوارم خداوند این احساس حضور را در تمام لحظات قسمت ما بکند، آمین
باسمه تعالی: سلام علیکم: بحمدلله به نکته خوبی اشاره کردهاید. آری! میتوان در هر زمانهای خود را ذیل اراده الهی احساس کرد و در همه جهان و در همه تاریخ حاضر شد و با عبادات الهی، این حضور را را به فعلیت آورد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: از این جهت، آری! مانند شاعر وجه وجودی خود را در معرض نور حضرت حق قرار میدهید ولی نه به آن شکل که تنها در موطن خیال متوقف باشیم که البته آن نیز در جای خود ارزش دارد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث در نسبتها است. اگر بتوانیم نسبتهای خود را با عالَم و آدم با حضور ابدی خود شکل دهیم و نه با نسبتهای زودگذر دنیایی، عملاً خود را در قیامت مییابیم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: چرا که نه! اگر واقعاً در آن اذکار، افقهای جان خود را به سوی حضرت معبود انداخته باشد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به حضوری که با حاج قاسم پیش میاید فکر کنید. إنشاءالله مباحث اخیری که در مورد حاج قاسم در کانال «مطالب ویژه» عرض شد مفید خواهد بود. موفق باشید@matalebevijeh
باسمه تعالی: سلام علیکم: شخص خاصی مدّ نظر ندارم مگر علمای جلیلالقدری که عموماً مشغول درس و بحث خود هستند. با شهدا مسئلهتان را حل کنید، بالاخره به ما وعده دادهاند «وَ يَسْتَبْشِرُونَ بِالَّذينَ لَمْ يَلْحَقُوا بِهِمْ مِنْ خَلْفِهِمْ أَلاَّ خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ» (آلعمران/170) آنها راههای حقیقی را در مقابل ما میگشایند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر میاید بشود با همدلی با جناب دکارت و شکِ دستوری او، در این مورد فکر کرد. پیشنهاد میشود به جزوات «فلسفهی غرب» در قسمت دکارت، سری بزنید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: چندان نباید به این امور وارد شد و حساسیت به خرج داد. عرایضی در کتاب «جایگاه جنّ و شیطان و جادوگر» شده است. با روحیهی ایمانی و توکل بسیاری از این فتنهها خود به خود خنثی میشود ما نباید معطل آنها شویم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. خود انسان بر اساس تشخیص خود باید عمل کند و خداوند در این مسیر کمک میکند. ۲. با نظر به حقیقت مییابیم که چگونه گناه ما را از عالم متعالی محروم میکند و همین امر موجب میشود که گناه را نپسندیم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: خالق هستی، هستیِ خود را در حدّ ظرفیت ممکنالوجودها در آنها جلوه میدهد و از این جهت، آن نوع دوگانگی که در تولید مطرح است، اینجا مطرح نیست. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر نمیکنم جای گیج شدن باشد وقتی جبههی توحید و جبههی استکبار مقابل هم قرار بگیرند، مسلما هر جریانی که به نحوی با استکبار و تنگناهایی که آن جبهه برای مردم ایجاد میکند مقابله کند، جبههی انسانی است. موفق باشید