بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
26154
متن پرسش
با سلام استاد گرامی: وقت بخیر. پس از شهادت سپهبد سلیمانی من فهمیدم که خیلی عمرم به هدر رفته و واقعا در مسیر بندگی کاری نکرده ام، از کجا شروع کنم؟ چه کنم که در خسران دنیایی و آخرتی قرار نگیرم، من متاهل ام و دو بچه کوچک دارم، تربیت اونها هم اولویت من هست اما من تا خودم رو تربیت نکنم، چطور باید اونها رو تربیت کنم؟ بسیار سر در گم هستم، کمک کنید. با سپاس فراوان از اینکه وقت می گذارید برای ما.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به آن‌چه آن سردارِ عزیزِ سفرکرده گفت، فکر کنید. راه روشن است.

آن شهید بزرگوار می‌گوید:

«رزمنده‌ها! یادگاران جنگ! یکی از شئون عاقبت به‌خیری، نسبت شما با جمهوری اسلامی و انقلاب است. والله والله والله از مهم‌ترین شئون عاقبت به‌خیری این است. والله والله والله از مهم‌ترین شئون عاقبت به‌خیری رابطه‌ی قلبی و دلی و حقیقی ما با این حکیمی است که امروز سُکّان انقلاب را به‌دست دارد. در قیامت خواهیم دید مهم‌ترین محور محاسبه، این است.»

موفق باشید   

25987

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: بهره بردن از تکنولوژی و علم تمدن غرب، در کشور ما یک مساله تمدنی بوده و هست و الگوهای متفاوتی هم داده شده و خود شما هم چندین کتاب در این زمینه نوشته اید. اما استاد، یک مسئله دردآور و شاید مضحک این باشه که خیلی ها در زمینه و راهبردهای غربی حرکت می کنند و جهت می گیرند و خب برای اینکه مثلا بگند اسلامی هم شده میان چندین آیه و حدیث کنارش میذارن که دون شان دیانت مبینه. یعنی مثلا می خواهند روان شناسی اسلامی اجرا کنند چند واحد علم النفس هم میان میذارند که واقعاً در ذهن مخاطب هم چنین تداعی میکنه ما خودمون هویت و روحیه مستقل هم نداریم و اصل علم و تمدن در وادی غرب هست حالا ما هم می خواهیم در اون جهت باشیم و در عین حال روحیه اسلامی رو هم در اختیار داشته باشیم که رسماً یک افت برای تمدن اسلامی است. ویژه اینکه ما الگویی مانند فارابی، ابن سینا و ملاصدرا داریم که در برخورد با فلسفه غرب، چنان رویکردی دنبال می کنند که آن مباحث فلسفی در دایره معارف اسلامی وارو شود و حتی راهی برای تبیین و تحکیم عقاید دینی و توحیدی محسوب گردد. و یا الگویی در عصر حاضر مثل شهید شهریاری و احمدی روشن داریم که در برخورد با تنکولوژی مدرن ویژه در انرژی هسته ای، روح تمدنی و قلب سلیم خود را از دست نمی دهند و در عین حال از آن ابزار جهت اعتلای جامعه اسلامی بهره می بردند. واقعاً و حقیقتاً با توجه به اینکه شهید آوینی و حضرتعالی و سایر متفکران انقلابی، اشاره دارید که باید به روح علم و تکنولوژی غرب که در راستای همان روح و وادی غربی است توجه داشت و آن روح علم و تکنولوژی را از آن خود کنیم و به تعبیری به ماده بیگانه، صورت خودمان را بدهیم تا در وادی و زمین ما تعریف شود اما از طرفی در شرایط امروز که عصر پیشرفت تکنولوژی ها و علوم است و از طرفی ما هم با حضور تاریخی انقلاب اسلامی و اشارات امام و آقا، بدنبال تمدن نوین اسلامی هستیم، و اینکه به قول خودتان اگر ابزاری از تمدن غرب گرفتیم باید توجه کرد آن ابزار در راستای همان تمدن و روح غربی تعریف شده، در تمدن نوین اسلامی و جبهه انقلاب امروز در برخورد با این تکنولوژی ها و علوم به نحوی که در دایره اسلامی قراد و تعریف گردد، چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با توجه به همین نگاه که می‌فرمایید؛ عرایضی تحت عنوان «انقلاب اسلامی؛ طلوع جهانی میان دو جهان» شده است که می‌توانید به آدرس زیر به آن رجوع فرمایید. موفق باشید http://lobolmizan.ir/post/1651

25557

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسم االه الرحمن الرحیم این اواخر سوالی ذهن من را مشغول کرده. اگر مردی روحیات کاملا زنانه داشته باشد و یا بالعکس و اگر عمل نکند به فساد و بیماری های روحی دچار شود حکم او چیست؟ آقای خامنه ای و امام خمینی در مورد این موضوع فرمودند که عمل تغییر جنسیت مانعی ندارد. ولی در بسیاری از کتب مانند علائم آخرالزمان این افراد را مورد لعن خداوند و پیامبر گرامی اسلام معرفی کردند. اگر شخصی واقعا دچار این بیماری باشد دین اسلام چه حکمی برای او می دهد؟ از پاسخگویی شما متشکرم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حکم دین اسلام همانی است که فقها می‌گویند. آن کس که در روایت لعن شده، مصداقش این افراد نیستند، مربوط به کسانی است که تماماً مردند و خود را شبیه زن می‌کنند و یا بر عکس. موفق باشید

25061
متن پرسش
سلام: آیا روح، خودش جسم خودش را می سازد؟ اگر آری، چرا بعضی ارواح بدن خود را ناقص می سازند؟ به عبارت دیگر چرا بعضی جنین ها ناقص الخلقه هستند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این مطلب در شرح کتاب «ده نکته در معرفت نفس» و کتاب «خویشتن پنهان» روشن شد که اگر روح در شرایطِ مناسبی در دوره‌ی جنینی قرار نداشته باشد به طور کامل نمی‌تواند بدنِ مناسب خود را بسازد و لذا نقش روحیه‌ی مادر و غذای مناسبی که باید به جنین برسد مهم است. موفق باشید

24845

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم استادجان: وقتتون بخیر. استاد اگر تمدن غرب نماد اسم طاغوت است آیا می توان گفت ملل مسلمان که تا حدی درگیر تمدن غربند خداوند احد را ذیل اسم طاغوت پرستش می کنند؟چنین پرستشی مورد قبول است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: رویهمرفته همین‌طور است مگر آن‌که انسان‌ها مانند پیامبر خدا «صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» شیطانِ خود را مسلمان کنند و تکنیک در اختیار روحی غیر از روح غربی قرار گیرد. موفق باشید

33674

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با عرض سلام خدمت استاد عزیز: بعضی از رذائل که مربوط به امیال باطل بوده اخیرا به شدت به (تصور و تخیل) اینجانب آمده و احساس می‌کنم که در حالا ریشه دار شدن است چه توصیه ای می فرمایید؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مقاومت در مقابل آن نوع خطورات در جای خود نوعی سلوک به حساب می‌آید. در این مورد خوب است به کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» که روی سایت هست، مراجعه شود. موفق باشید

33225
متن پرسش

سلام: استاد مطهری در کتاب تعلیم و تربیت در اسلام آن جا که در مورد عوامل تربیت سخن می گویند در آخر یکی از عوامل را « کار» معرفی می کنند. - نخست می گویند: «انسان‌ یک موجود- به یک اعتبار- چند کانونی است. انسان جسم دارد، انسان قوّه خیال دارد، انسان عقل دارد، انسان دل دارد، انسان... استاد مطهری، تعلیم و تربیت در اسلام، ص277» - بعد درباره ی «کار و تمرکز قوّه خیال» می گویند: «ولی نفس انسان جور دیگری است، همیشه باید او را مشغول داشت؛ یعنی همیشه باید یک کاری داشته باشد که او را متمرکز کند و وادار به آن کار نماید و الّا اگر شما به او کار نداشته باشید، او شما را به آنچه که دلش می‌خواهد وادار می‌کند و آن وقت است که دریچه خیال به روی انسان باز می‌شود؛ در رختخواب فکر می‌کند، در بازار فکر می‌کند، همین‌طور خیال خیال خیال، و همین خیالات است که انسان را به هزاران نوع گناه می‌کشاند. اما برعکس، وقتی که انسان یک کار و یک شغل دارد، آن کار و شغل، او را به سوی خود می‌کشد و جذب می‌کند و به او مجال برای فکر و خیال باطل نمی دهد.» - جای دیگر می گویند: «انسان باید کاری را انتخاب کند که آن کار عشق و علاقه او را جذب کند .... پس در مورد کار، این جهت را باید مراعات کرد و آن وقت است که خیال و عشق انسان جذب می‌شود و در کارْ ابتکاراتی به خرج می‌دهد.» - زیر عنوان «کار و آزمودن خود» می خوانیم: «اگر انسان دست به کاری زد و دید استعدادش را ندارد، کار دیگری را انتخاب می‌کند و بعد کار دیگر تا بالاخره کار مورد علاقه و موافق با استعدادش را پیدا می‌کند. وقتی که آن را کشف کرد، ذوق و عشق عجیبی پیدا می‌کند و اهمیت نمی‌دهد که درآمدش چقدر است. آن وقت است که شاهکارها به وجود می‌آورد که شاهکار ساخته عشق است نه پول و درآمد. با پول می‌شود کار ایجاد کرد، ولی با پول نمی‌شود شاهکار ایجاد کرد. واقعاً باید انسان به کارش عشق داشته باشد.» با اینکه ایشان در جاهای دیگر با کارزدگی موافق نیستند. _ می خواستم بدانم اگر بنا باشد هدف عبودیت باشد اینکه از یک طرف انسان در عین حال به تمام واجبات و محرمات و.. توجه داشته باشد اعتقادی اخلاقی فقهی و.. آن هم براساس اعتقاد و ایمان به خدا. از طرف دیگر کمال و سعادت ما در قرب به خدا به یک معنا افزایش معرفت حضوری و قلبی و توجه به خدا. البته می توانیم در کلام و سخن بگوئیم کار را برای رضای خدا انجام بدهیم ولی آیا وقتی انسان به «کار» وشغلش عشق بورزد و غرق در کار شود آیا واقعا از توجه به ابعاد دیگر مسائل دیگر و هدف اصلی باز نمی ماند آنهایی که کارشان و شغل شان را واجبات عینی گذاشته اند (مثلا اهل علوم دینی) چقدر باید روی اخلاص کار کنند تا حداقل برای خودشان یک کم دلشان خوش باشد که در راه هدف کار می کنند چه برسد به دیگران. اگر این طور باشد الآن دانشمندان آمریکایی که در بخش های مختلف کار می کنند و غرق درعلم و تخصص وکارشان هستند هم...! آنها هم که در حال ساخت سلاح های دقیق و مخرب اند بلاخره با علاقه به اینکه یک علم و تخصصی دارند موقعیت اجتماعی و... دارند مشغول کارند آیا انسان بهتر نیست ساده ترین مشاغل را داشته باشد ولی خودش را گول نزند * چه طور می شود عشق و علاقه به کار(از هر نوعی: هنری فنی علمی) البته وقتی که به عنوان عامل تربیت شد[؟!] واقعا در راستای هدف اصلی { عبودیت نجات توجه به تمام ابعاد و استعدادها انجام تمام واجبات و محرمات...} باشد و نه مانع آن. تشکر

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خدا مرحوم شهید مطهری را به جهت این‌چنین دقت‌ها رحمت کند. ابتدا خوب است سعی کنیم متوجه فضا و بستری باشیم که آن مرحوم متذکر جایگاه کار می‌شوند و این‌که چگونه وقتی کار در راستایی باشد که انسان در واقع خود و استعدادهایش را کشف کند متوجه می‌شود اگر او خود را متوجه اموری جدّی ننماید خیال او، او را مشغول می‌کند. با توجه به این امر رویکرد انسان به کار، رویکردی حکیمانه و قدسی و معنوی می‌شود و لذا در هر کاری که وارد شود در واقع آن میدان برای او میدان کشفِ بیشتر خود او می‌باشد و از این جهت به آن کار عشق می‌ورزد. حال چه آن کار، کاری باشد که مرحوم صاحب جواهر با پشتکارهای شبانه‌روزی خود انجام می‌دهد و چه کاری که مرحوم شهید شهریاری بدان مشغول می‌باشد. در هر دو حال اولاً: در راستای احیای خود قدم گذاشته است و ثانیاً: منوّر به الهاماتی می‌شود که در آن مسیر، مددکار او خواهد بود و این‌جا است که فرق اساسی بین این افراد و آن کارشناسانی خواهد بود که صرفاً اسیر امیال خود و کاری است که هیچ وجه متعالی مدّ نظر آن شخص نیست. موفق باشید      

33178

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با سلام خدمت شماک بنده معلم بودم و تازه بازنشسته شده ام. من از اول مشتاق مسایل فلسفی و عرفانی بودم. حدود ۷ سال قبل با آثار علامه حسن‌زاده آملی و استاد صمدی آملی آشنا شدم. من عرفان را دوست داشتم. من گفتم بهتر است به جای عرفان های دیگر به عرفان شیعی رجوع کنم. من تمام گفته های استاد حسن زاده و استاد صمدی را سمعا وطاعتا از روی حسن نیت کار کردم و اصلا فکر نمی کردم که مخالفینی داشته باشد. تا اینکه حدود ۲ سال پیش با تفکرات آقای میلانی آشنا شدم و نتیجه آن شد که آنچه از استادان حسن زاده و صمدی یاد گرفته بود دچار شک شدم. من از نظر روانی به هم ریختم. من آرزو داشتم هرچه زودتر بازنشسته شوم تا اساسی روی عرفان و فلسفه کار کنم، اما آرزویم بر باد رفت. الان نه می توانم دست از تفکرات عرفانی و فلسفی ملاصدرا دست بردارم و نه دفع شبهات حسن میلانی را بکنم، سر دو راهی هستم. لازم به ذکر است من بسیاری از کتابها و صوت های شما را استفاده کرده‌ام. بارها برهان صدیقین و ده نکته معرفت نفس را کار کرد ده ام. الان اصلا کلا از حسن میلانی عرفان و فلسفه صدرا بدم می آید. از دین دارم بیزار می‌شوم. با این دو راهی چکنم. افکار میلانی از یک طرف و افکار عرفانی از سوی دیگر همانند دو آهنربای پر قدرت من را به سوی خود می کشند. استاد عزیز باید چکار کنم؟ با تشکر!

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده در سخنان آقای میلانی، منطقی که شخصیت ما را در سعه وجودی‌اش جلو ببرد، ندیدم. آنچه ایشان تأکید می‌کنند برداشت‌های سطحی خودشان است از دین اسلام و بیشتر برای متوقف‌کردن انسان در ظواهر دین، خوب است. بشر جدید طالب وسعتی است که راه هایی چون عرفان و حکمت می‌تواند به او کمک کند. نباید به او پیشنهاد کنیم «چراغ خرد خاموش کن و کورکورانه تقلید نما». موفق باشید

32906

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و عرض ادب خدمت استاد عزیز: ضمن تبریک ولادت حضرت معصومه سلام الله علیها اینکه حضرت معصومه سلام الله علیها شفیعه در قیامت هستند، آیا طبق زیارتنامه شفاعت حضرت در بهشت هست یا در قیامت؟ و اینکه آیا شفاعت اهل بیت علیهم السلام و امام زادگان اولیا و شهدا در بهشت نه در قیامت ممکن هست یا نه؟ و اگر بحث شفاعت در بهشت امکان دارد منبع برای مطالعه بنده معرفی می‌کنید. ممنونم از لطفتان التماس دعا دارم. یا حسین

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در روایات به ما فرموده‌اند اگر به صورت انسان محشور شویم امامان ما را مورد شفاعت قرار می‌دهند و در جمع‌بندی می‌توان گفت شفاعت، بیشتر در قیامت انجام می‌گیرد. مباحثی در مورد معنای شفاعت و جایگاه آن در کتاب «معاد» و مباحث سوره «مرسلات» شده است. خوب است به آن دو مبحث رجوع شود. موفق باشید

32171

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام خدمت حاج آقای طاهرزاده: حضرت استاد آیا ما در مسیر کسب معرفت مجاز به استفاده از آموزه‌های مکاتبی مانند مکتب بودا و استفاده از آموزه‌های اشخاصی مانند کنسفیوس و لائوتسه هستیم، البته با حفظ معارف عالی دین مبین اسلام و پیامبران الهی و ائمه اطهار علیهم السلام.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده به حکم «اطْلُبُوا الْعِلْمَ‏ وَ لَوْ بِالصِّينِ» که رسول خدا «صلوات‌الله‌علیه‌وآله» ما را تشویق کردند از معارف موجود در شرق عالم استفاد ه کنیم؛ خوب است که با موارد فوق آشنایی داشته باشید. جناب آقای داریوش شایگان می‌فرمایند اوپانیشادها را در محضر علامه طباطبایی ترجمه می‌کردیم و می‌خواندیم و علامه طباطبایی با شوق زیاد به آن مطالب توجه می‌کردند و می‌فرمودند: ما هم همین‌ها را می‌گوییم و به زیبایی تمام آن مطالب را در منظر توحیدی خودشان شرح می‌دادند. موفق باشید

31526

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
استاد عزیز که شما را بسیار دوست دارم سلام: سخنان آقای پور حسن را در «مطالب ویژه» گوش کردم. خوب تحلیل ایشان در مورد طالبان و قوم پشتون جالب بود. اما به نظر بنده تلویحا و ته صحبت های ایشان به نوعی تطهیر ۲۰ سال جنایت آمریکا در افغانستان بود و حتی زیر سوال بردن حضور ایران در سوریه و عراق و به رخ کشیدن قدرت استکباری آمریکا و حتی دوری از شرق و آویزان شدن مجدد ایران به غرب که بسیار موذیانه مطرح کرد.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آقای دکتر پورحسن چنین فردی نیستند که با چنین واژه‌هایی از ایشان نام ببریم. این نوعی بدبینی اخلاقی است. موفق باشید

31327

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام خدمت استاد: استاد عزیز صوت سوره احزاب را که گوش کردم شما فرمودید بانکها دیرکرد می‌گیرند و این حرام است و به نظرم درستش هم همین است و حرف و استدلال شما درست است، سوال اینکه چرا شورای نگهبان به بانکها اجازه اخذ دیرکرد را داده؟ با توجه به آثار وضعی که این حرامی در زندگی و جامعه دارد.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حضرت آیت الله جوادی این موضوع را مکرر مطرح و دنبال می‌فرمودند. نمی‌دانم کار به کجا کشید. ظاهراً تغییراتی کرده است. موفق باشید

30520
متن پرسش
سلام و عرض ادب: وقتتون بخیر. عذرخواهم که وقتتون رو می‌گیرم، مسئله‌ای برام پیش اومده که خیلی اذیتم می‌کنه. بنده یک پسر ۱۷ ساله هستم و خدا رو شکر نسبتا اطلاعات دینی خوبی دارم و بحمدالله سعی بر این داشتم که طبق دستورات خداوند و ائمه زندگی کنم. رجب سال گذشته بود که تصمیم گرفتم یک چله به طور جدی مراقبه و محاسبه داشته‌باشم، البته این مراقبه اعمال سختی نداشت، فقط علاوه بر دوری از گناه، برای اعمال روزمره سعی در متعالی بودن نیّت داشتم. توی ماه رمضان همون سال، مشغول مطالعۀ کتابی دربارۀ سیرۀ امیرالمومنین بودم که کم‌کم احساس شک نسبت به حقانیت امیرالمومنین برای خلافت و ولایت پیش اومد خیلی احساس وحشتناکی بود که به لطف و عنایت خدا، بعد از تضرع و دعاهای شبانه، برطرف شد. از اون زمان تا همین امروز درگیر شک‌ها و تردیدهای مختلفم، یه بار به ائمه شک می‌کنم، یه بار به پیامبر، یه بار به عرفا و علما، یه بار به انقلاب، یه بار به فلسفۀ اسلامی و حتی نعوذبالله به خود خدا. خدا فرموده «ان تنصروا الله ینصرکم و یثبت اقدامکم» لذا من هم در حد توان برای با قصد یاری اولیای خدا سعی می‌کنم با کارای رسانه‌ایم فضائل اهل بیت رو نشر بدم ولی با همۀ عنایتی که اهل بیت به من داشتن، باز هم تقریبا هر دفعه که حدیث شریف کسا رو می‌خونم شک می‌کنم که «از کجا معلوم که صحت داشته باشه، از کجا معلوم که نعوذ‌بالله...» برای رفع این شک‌ها، خیلی نیاز به استدلال ندارم چون که از نظر عقلی این عقاید رو صحیح می‌دونم، ولی یک چیزی توی وجودم هست که هروقت خدا لطف می‌کنه دلم رو نسبت به یک چیز، آروم می‌کنه، یک شک دیگه پیدا میشه، حسرت زندگی مثل یک شیعۀ عادی به دلم مونده، حسرت یه زیارت با معرفت به دلم مونده، حسرت یه روضۀ بدون تردید و بدون بی‌حرمتی به دلم مونده. آخه چه چیزی توی شاکله‌ام هست که این تردیدها رو جذب می‌کنه؟ من مگه چه گناه بزرگی کردم که باید اینطور تقاص پس بدم؟ بعضی وقتا با خودم می‌گم نکنه خدای نکرده لقمه‌ای که سر سفرمونه مشکل داره و شبهه‌ناکه؟ درسته که اونطور که زمینه و ظرفیت داشتم، عبودیت نکردم، ولی چرا باید هر روز حسرت سال قبل رو داشته باشم؟ توقع یقین ندارم ولی این حد از شک رو تقریبا توی هیچ کس ندیدم. به طور واضح دارم می‌بینم که محبتم نسبت به شهدایی مثل حاج قاسم کم شده، تبدیل شدم به یک موجود سست عنصر و بی‌اراده و در عین حال ناسپاس و احتمالا به دلیل ظاهر مذهبی، منافق. نمی‌دونم چرا باید دقیقا زمانی که هدف زندگی‌م رو پیدا کردم این بلا سرم بیاد؟ الان احساس می‌کنم نسبت به همون هدف که عبودیت و انجام تکلیف بر اساس خواسته الهیه، هم سست شدم و با اینکه عقلا ضرورتش رو فهمیدم، یه چیزی توی وجودم می‌گه که ضرورتی نداره عمل بر اساس این هدف. فکر کنم اگر توی این مسئلۀ آخر شکست بخورم، دیگه نمیتونم سر بلند کنم و توی غرایز غرق می‌شم و در حیوانیت می‌میرم. توی سن من خیلی زوده که از سطح وظیفه به غریزه تنزل پیدا کنم، خواهش می‌کنم راهنمایی کنید چطور نجات پیدا کنم از این قلب مریض؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌آید این یک لطف باشد تا راهِ تعمق در معارف دینی که جنبه‌ی وجودی دارد، مقابل شما گشوده شود. پیشنهاد اولیه‌ی بنده، دنبال‌کردن مباحث «ده نکته در معرفت نفس» و «برهان صدیقین» است همراه با شرح صوتی آن‌ها. تا إن‌شاءالله به جایی برسید که بودن‌تان عین جهان شود و آن‌جا است که هیچ شکی در میان نمی‌ماند. موفق باشید

30461

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام و خدا قوت خدمت استاد بزرگوار: یه سوالی داشتم خدمتتون استاد. می‌خواستم بدونم که آیا ظلمت و تاریکی و فساد و گناه تا قبل از وقوع انقلاب اسلامی به اوج خود رسید و بعد از وقوع انقلاب اسلامی در جهان اتفاقی افتاد که به سمت نور و روشنایی در حرکت هستیم تا رفته رفته خورشید ولایت عظمی طلوع کند و دنیا را روشن کنه و این حرکت آرام آرام داره اتفاق میوفته با توجه به اتفاقاتی که در دنیا میوفته امثال: (شکل گرفتن محور مقاوت) و همچنین (افول قدرتهای استکباری در جهان) که داریم یک سری اتفاقات را در دنیا می‌بینیم، حرکت می‌کنیم، و یا نه هنوز راهی زیاد مانده تا به اوج ظلمت و تاریکی و گناه و فساد در دنیا برسیم و از طرفی شیعه به اون اندازه از قدرت کافی برسه که سیطره استکباره در دنیا را برچینه تا ظهور اتفاق بیوفته. حرف من سر اون نقطه قله هست که به سراشیبی میوفته هست که آیا رسیدیم به اون نقطه یا هنوز راهی زیاد در پیش داریم؟ ممنونم استاد از اینکه وقت با ارزشتون را در اختیار ما قرار میدین. دعای امام زمان (ع) همراهتان
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌اید نمی‌توان به راحتی در این موضوع نظر قاطع داد. ولی هرچه هست همه‌چیز گواه بر آن است که جهان به سوی حقیقت و در مسیر نفی استکبار جلو می‌رود و هرکس در این مسیر باشد، مانند کسی است که در نقطه‌ی نهایی حاضر است. موفق باشید

30367

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: خسته نباشید. پیشنهاد شما برای بررسی مبانی تفکر غرب در مواجهه با اسلام برای بررسی در گعده دانشجویی که دانشجویان مهندسی هستیم برگزار کنیم چه کتابی است؟ پیشنهاد اولیه کتاب مبانی توسعه تمدن غرب شهید آوینی بود، حال خواستم نظر شما را نیز بدانم. با تشکر فراوان و التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: کار خوبی است و کتاب خوبی را هم انتخاب کرده‌اید. مرحوم شهید آوینی بحمدالله مطالعات بسیار خوبی در رابطه با فلسفه‌ی غرب دارد و اشاراتی که می‌کند همه مبتنی بر تحقیقات خوب علمی است. موفق باشید

30312

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: با عرض تبریک ایام! قبلا جزوه چاپی از شما منتشر شده به نام چگونه تفکر به تاریخ ما بر می‌گردد، الان هر چی تو سایت دنبالش گشتم پیدا نکردم، نام تغییر کرده یا؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: شاید جزوه‌ی «نقش فرآیندی انقلاب اسلامی در این تاریخ» باشد. موفق باشید

http://lobolmizan.ir/leaflet/1690

30256

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: آیا ما هم در تعیین مقدرات الهی نقش داریم؟ اگر نقش داریم، چه کنیم که به بهترین وجه مقدرات رقم بخورد؟ (علی الخصوص در شب نوزدهم ماه رمضان چه کنیم؟) امام صادق‌عليه السلام: التَّقديرُ في لَيلَةِ تِسعَ عَشرَةَ و الإبرامُ في لَيلَةِ إحدي و عِشرينَ و الإمضاءُ في لَيلَةِ ثلاثَ و عِشرينَ مقدّرات در شب نوزدهم تعيين، در شب بيست و يكم تأييد و در شب بيست و سوم ماه [رمضان] امضا مي‌شود. الكافي ، ج ۴ ، ص ۱۵۹ .
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: تقدیرات مانند نظام علت و معلولی است. هر علتی معلول خاص خود را دارد. موقعیت انسان هر اندازه الهی شد، تقدیراتی که به عنوان علت، برای او رقم می‌خورد ارزشمندتر است. موفق باشید

29442

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم سلام علیکم: استاد دلیل این که روی حفظ قرآن کار میشه چی هست؟ آیا با حفظ قرآن افق متفاوتی نصیب می شود که با رو خوانی نمی شود؟ با این که به فرموده حضرتعالی نگاه به کلمات قرآن خودش یک اتصال هست. دیگر این که در علمی مثل نا باروری که به روش های مختلف آزمایشگاهی فرزندی متولد می شود که حتی جنسیت آن را بعضا مشخص می کند آیا با آیه ای از قرآن که می فرماید بعضی را دختر بعضی را پسر بعضی را هر دو و بعضی را عقیم قرار دادیم، مغایر نیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. ترکیب و نظم الفاظ قرآن، صورتی از نظم ملکوتی آن است و در حدّ خودش ما را به وجه ملکوتی آن الفاظ منتقل می‌کند.۲. علم به چگونگی جنین، مغایرتی با آیات قرآن ندارد که خداوند می‌فرماید جنس جنین را او تعیین می‌کند. موفق باشید

28950
متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم. سلام بر شما. همان گونه که می‌دانیم ابتدای انقلاب و با شروع جنگ، جوانان مومن و انقلابی، برای حفظ اسلام، تکلیف خود را این دانستند که در جبهه های جنگ حضور پیدا کنند و از اسلام و انقلاب دفاع کنند و امثال شهید حسن باقری که اصلا به نظامی گری علاقه ای نداشتند و تخصصی هم در آن نداشتند، اما به خاطر ضرورت آن روزها تبدیل به یک عنصر برجسته در جنگ می‌شوند، و آنهایی که در زمانه ی خود درست و به موقع عمل کردند و در تاریخ ماندگار شدند و به وظیفه شان درست عمل کردند و دچار روزمرگی ها نشدند، حال ما در کجای تاریخ ایستاده ایم؟ امروز جبهه و خط مقدم نبرد واقعا کجاست؟ ما با باید مجهز به سلاح هایی باشیم؟ علاقه ها و استعداد را کنار می گذاریم، ندای این روزها و فردای انقلاب و اسلام چیست! که بعضی از ما جوان ها آن را نمی‌شنویم، و فکر می‌کنیم باید مانند شهدا و هشت سال دفاع مقدس وارد عرصه نظامی شویم در حالی که امروز خط مقدم شاید جای دیگری است و ما غافلیم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این نکته‌ی بسیار مهمی است که جایگاه و رسالت ما در کنار شهدا کجاست. در کتاب «گوش‌سپردن به ندای بی‌صدای انقلاب اسلامی» عرایضی شده است بخصوص جناب شهید آوینی مدّ نظر آورده شده که چگونه در کنار شهدا با تبیین تاریخی که شهدا شکل داده‌اند می‌توان مسئولیت خود را به انجام رساند. موفق باشید

28902

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد عزیز: ابتدا از افقی که پیش روی ما گشودیده اید خیلی خیلی سپاسگزارم. برادر بنده متاسفانه با وجود اینکه اهل نماز و روزه بوده، مدتی است به خاطر سو ظن به خداوند نماز را ترک کرده است. شاید درخواست نابجایی باشد، امکانش هست تلفنی راهنمایی شون کنید. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: متأسفانه امکان ورود مستقیم برایم نیست. ولی به ایشان بگویید «هیچ جز حق غمگساری دیده‌ای؟». موفق باشید

28563

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد عزیز وقت شما بخیر: می‌خواستم بدونم اگر دانشجو_معلمی بخواد کارِ علمی سنگین بلند مدت بکنه و در تحول آموزش و پرورش در آینده سهیم باشه، روی کارش تمرکز کنه فقط، یا کمی هم درگیر کار های تشکیلاتی و مطالباتی بیرونی (کارهایی درمورد مسائل استانی و کشوری که گاهی بی نتیجه و گاهی ثمربخش هستند و ارتباطی به معلمی ندارند) بشه؟ آیا تعادل در رعایت این دو را توصیه می‌کنید؟ یا مطلق به اولی پرداخته شه؟ [با احتمالِ اینکه در آینده، فرد در حوزه علمی بیشتر می‌تواند موثر واقع شود]؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آنچه وظیفه‌ی مستقیم شما می‌باشد را باید خوب انجام دهید و در کنار آن اگر شرایطی برای فعالیت‌های دیگر پیش آمد که در توان شما بود، از آن استقبال کنید. موفق باشید

28229

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: الان ۲۷ سال سن دارم و عاشق علوم اسلامی ام ولی نزدیک ۳ سال است رفیقی دارم با عقایدی در مقابل من و تماما برای من ضرر بوده است باید او را ترک کنم ولی به قول سعدی او می‌کشد قلاب را نمیتونم ترکش کنم تا اون رو می‌بینم این علاقه باعث میشه دوباره محبتش توی دلم وارد بشه، می‌دانم اگر با او باشم عاقبت به شر می‌شوم تو رو خدا راهنمایی کنید چه کار کنم این محبت اون درون من از بین بره؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال اگر بحمداللّه متذکر این نتیجه شده‌اید که آن رفیق مانع سیرِ صحیح شما می‌شود؛ بدون آن‌که قهری صورت گیرد به صورت کج‌دار و مریز، رابطه تان را سرد و ضعیف کنید. موفق باشید

27452

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و آرزوی سلامتی: با عنایت به فرمایشات رهبری در باب جهش تولید - همانطور که مستحضرید یکی از ارکان جهش تولید ارتقای فناوری است - در این صورت محققین رشته های غیر حوزوی ( رایانه - مکانیک - شیمی - مدیریت و ...) به عنوان مجاهدین علمی و یا علما محسوب می گردند؟ آیا کارهای شهدای هسته ای و یا موشکی کشور در مرتبه ی علمای حوزوی هست یا خیر؟ التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: چرا که نه! مگر جز این است که مولایمان علی «علیه‌السلام» هم در ناله‌های شبانه و هم در اسداللّهیِ شمشیر به دستِ روزانه، مجاهدِ راه حق بودند. موفق باشید

26663

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
ضمن عرض سلام: اگر مثلا پدر من فوت کرده باشد و من هم آدم خوبی باشم آیا پس از مرگم می توانم پدرم را در برزخ ملاقات کنم؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر اذن داشته باشید و شرایط دو تفکر طوری باشد که آن گرایشِ دنیایی فراهم باشد؛ آری! موفق باشید

26246

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: عرض ادب. استاد برداشت زیر صحیح است: یک صراط مستقیم داریم که صراط انسانی است و در سبیلهای مختلف تجلی دارد. صراط, تجلی الله است به جامعیت و سبیل تجلی الله است به اسم خاص. متشکرم و التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور است که می‌فرمایید. موفق باشید

نمایش چاپی