بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
24281
متن پرسش
سلام علیکم: فردی هست که حدود یکماه به علت سرطان بدخیم در کما بسر می برد و با دستگاه زنده است حال با توجه به اینکه اگر بدن به اندازه ای خراب شود که دیگر توسط نفس قابل استفاده نباشد، نفس بدن را رها می کند. حال اگر خانواده این بیمار رضایت دهند که دستگاه رو جدا کنند آیا شرعا اشکالی دارد؟ لازم به ذکر است این خانواده از نظر اقتصادی نیز در وضعیت بدی هستند و هزینه دستگاه و یا نماز و روزه قضا را به سختی تهیه می کنند.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اتفاقاً باید به نفس ناطقه‌ی آن فرد اجازه بدهند تا خودش بدن خود را تدبیر کند و اگر احساس کرد آن بدن قابل تدبیر نیست آن را رها کند و راحت شود. موفق باشید

32699

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد اصغر طاهرزاده عزیز: لطفا بنده را راهنمایی بفرمایید. بنده بعد از اتفاقی که چندین سال پیش برایم افتاد و منجر به فوت پدرم شد کلا نگرشم نسبت به خود و دنیا سرد شد و بیشتر به دنبال این بودم که اصلا هدف از خلقت انسان چه بوده و بسیاری از چرا های دیگر. ولی با راهنمایی یک دوست که عرض کردم دوست دارم خودم را بشناسم سی دی (شرح ده نکته از معرفت نفس) و مبحث معاد و کتاب «معاد؛ بازگشت به جدّی‌ترین زندگی» همراه با سی‌دی و سپس آشنایی یا سایت لب المیزان و دانلود و مطالعه کتب شما طبق سیر مطالعاتی پیشنهادی شما حال بسیار خوبی پیدا کردم. ولی چندین سال است که دیگر آن ذوق و شوق قبلی را ندارم و به این نتیجه رسیدم که به لطف خدا اگر بتوانم بجای مطالعه، به آنچه آموختم عمل کنم بهتر است و میدان عمل هم آنقدر گسترده است که دیگر وقتی برای مطالعه باقی نمی ماند و از طرف دیگر هم که شاید اشتباه باشد تصورم بر این است که اگر عمل خالصانه شد علم حضوری خودش بدون مطالعه از درون می جوشد. لطفا راهنمایی بفرمایید تکلیفم چیست؟ چه کنم که بهترین استفاده مفید را از عمر و زمان محدود ببرم که فردای قیامت پشیمان نباشم که ای کاش... آیا دوباره سیر مطالعاتی شما را از سر بگیرم یا سیر مطالعاتی دیگر یا کلا دستورالعملی عملی به پیشنهاد شما؟ ممنون از اینکه وقت می‌گذارید و راهنمایی می فرمایید. خداوند خیر دنیا و آخرت را نصیبتان فرماید.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید که پس از آگاهی نسبت به حقایق، آنچه آن حقایق را در شخصیت ما شکلِ وجودی می‌دهد، حضور تاریخی مطابق آن معارف است و بدین لحاظ خوب است که در مسیر مطالعه مباحث مربوط به «انقلاب اسلامی» خود را وارد نمایید اعم از «انقلاب اسلامی، بازگشت به عهد قدسی» و «سلوک ذیل شخصیت حضرت امام خمینی «رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» تا «انقلاب اسلامی، طلوع جهان بین دو جهان». و همه این موارد باید در کنار اُنس با قرآن محقق شود مثل مباحثی که در شرح سوره مبارکه آل عمران و یا سوره احزاب انجام گرفت. موفق باشید

32400

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

بسم الله الرحمن الرحیم. خدمت استاد طاهرزاده بزرگوار سلام علیکم و رحمة الله. همان طور که مستحضر هستید، افرادی چه به ظاهر متدین و حتی روحانی (بیشتر در فرقه ضاله شیرازی ها) و چه افرادی غیر مذهبی (روشنفکرنماها) بویژه امروزه، بر تبل سکولاریسم و جدایی دین از سیاست (بخصوص نسبت به مسئله ولایت فقیه) مغرضانه یا جاهلانه می کوبند و این تفکر باطل و غیراسلامی را به شدت تبلیغ می‌کنند. ما اما حسب الامر رهبر معظم انقلاب امام خامنه‌ای مدظله العالی موظفیم در راستای جهاد تبیین، با این خط فکری و انحرافی مبارزه کنیم. لهذا از حضرتعالی درخواست می شود در این مهم ما را یاری بفرمایید. استدلالات قرآنی و احادیث اهل بیت علیهم السلام که مؤید اسلام سیاسی و مسئله ولایت فقیه است قطعا مفید و کاربردی خواهد بود. بنده مطالب و استدلال هایی در مقالات و کتب مختلف خواندم اما منبعی (کتاب یا مقاله) که در این زمینه جامع و کامل کار کرده باشد (و تمام یا اکثر آیات و روایات اسلام سیاسی را شامل باشد) نیافتم. لطفا در این زمینه ما سربازان جهاد تبیین و دلسوزان اسلام و انقلاب را یاری بفرمایید. قبلا از عنایات حضرتعالی متشکریم.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حتماً در جریان هستید که حضرت امام «رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» در کتاب «ولایت فقیه» خود دلایل خوبی در این رابطه مطرح نموده‌اند. در جواب سؤال شماره 32396 بحثی تحت عنوان «مبانی حکومت دینی» عرض شد که خوب است به آن بحث رجوع فرمایید. موفق باشید

32170

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام: آیا شرح معرفت نفس و حشر استاد وجود دارد؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: صوت آن مباحث به صورت ضعیف ضبط شده است و در اختیار جناب حاج آقا نظری به شماره 09136032342 هست. می‌توانید به ایشان رجوع فرمایید. موفق باشید

31626

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: استاد عزیز خواستم در مورد عبارت قرآنی «lفزادهم ایمانا» در قرآن بدانم. در صوت انقلاب اسلامی و وظیفه ای که داریم سخنانتان را گوش دادم. استاد عزیز در شروع مقاطع خاص مثل شروع انذار و بشارت انبیا و سختی های همراهش و صدر اسلام و در معاصر انقلاب اسلامی و دفاع مقدس، اگر اینها را نقطه های عطف تاریخ بدانیم که نیاز به درک و فهم حضور تاریخیِ جدیدی دارد، استاد عزیز آن کسانی که در این مقاطع، مصداق «فزادهم ایمانا» می شوند یا برای آنکه بشویم، استاد این افراد در دوره قبل ظهور انبیا و تاریخ جدید، چه مدل افرادی بودند؟ آیا اینها اجمالی را دریافته بودند؟ آیا این سعه صدر و بصیرت در عین ثابته آنها بوده؟ فکر که می کنم،حضرت علی (ع) که در مورد رویت خدا از ایشان سوال کردند و فرمود خدایی که نبینم نمی پرستم، جدای از ایشان و عظمت شان، افراد ذیل ایشان را چگونه دریابیم؟ ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بحمدلله در جستجوی نکته مهمی هستید که برای ورود به آن نیاز است مقدماتی را طی کنید. در بحث سوره «فتح» به لطف الهی آن مقدمات و ظرائف مطرح شده است. خوب است در این مورد به کتاب «سوره فتح و آینده روشن مجاهدان سالک» که روی سایت هست، مراجعه فرمایید. موفق باشید

31461

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: چند ساله پدرم رو از دست دادم. زمانی‌که در قید حیات بود تا زمانی که از دنیا رفت من کنار ایشون زندگی نکردم یعنی اصلا کاری بمن نداشت. زندگی خودش رو می‌کرد. نه خرجی من رو متقبل می‌شد نه چیزی، جر اواخر که دو سه بار پول یارانمه ام رو بهم داد و من واقعا در مضیقه زندگی می‌کردیم. من و مادرم اون شهر دیگه بود و ما شهر دیگه، منزل جد مادریم تا بزرگ شدم و ایشون از دنیا رفت. من دائما گله می‌کردم حتی بعد از فوتش و گاهی هم از شدت ناراحتی نفرین می‌کردم حالا حس می‌کنم ایشون از من ناراضیه و شاید عاقم کرده. حالا چکار کنم؟ لطفا جواب در کانال گذاشته شود ممنونم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: شما برای ایشان صدقه بدهید بلکه به او کمک شود. فکر نمی‌کنم عدم رضایت ایشان با توصیفی که می‌فرمایید جهت سلوک و سیر شما اختلالی ایجاد کند. موفق باشید

31250

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: استاد بنده هروقت تصمیم می‌گیرم که بیام به سیر مطالعاتی سایت رو بپردازم، حتی یه برنامه هم می‌ریزم ولی عملی نمیشه. البته الان قراره هر هفته مباحث معاد رو با دوستم پیش ببرم، و هم چنین چند هفته ای هست که دارم با یه حاج آقایی معرفت نفس کار می‌کنم، همین کافیه؟ اگه قرار باشه یه سلسله مباحث رو هر روز پیش ببرم کدوم رو پیشنهاد می‌کنید؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مسیر معرفت نفس، مسیر خوب و با برکتی است. إن‌شاءالله نتایج خوبی به همراه خواهد داشت. موفق باشید

30573

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: اگر به این صفحه ویکی پدیا که در انتها لینکش را آورده ام و در مورد فهرست کشورها در زمینه نرخ تورم است رجوع فرمایید می بینید که ایران درین لیست از آخر دوم است و فقط تورم ونزوئلا از ما بیشتر است که نمی‌دانم در آن کشور چقدر همسویی هایی که با ما داشتند موجب این فلاکت شد و آیا ما هم به سرنوشت آنها دچار می‌شویم؟ حتی زیمباوه هم که زمانی تورم وحشتناکی تجربه کردند اگر این فهرست منطبق بر واقع باشد معلوم می‌شود که بعد از برکناری فرد بی کفایتی چون موگابه توانستند خودشان را جمع و جور کنند. حقیر با مطالعه ای که در تورم در یک قرن اخیر در سایت ها داشتم در سالهای منتهی به انقلاب تورم افزایش می یابد و بعد از انقلاب ادامه می یابد و فرقی نمی‌کند چه دولتی از چه جناحی راس کار بوده کارنامه هیچ یک مطلوب نیست و ظاهرا ربطی به توسعه یافتگی یا عدم توسعه ندارد چون خیل عظیم کشورهای جهان سوم تورم را مهار کردند و نیز ربطی به غربزدگی یا تقابل با غرب ندارد چه این همه کشورها غربگرا هستند و مشکل تورم ندارند یا برخی کشورها چون کره شمالی یا کوبا با آمریکا و غرب مشکل یا تقابل دارند ولی این تورم های نجومی را در آنها شاهد نیستیم بخصوص کره که با آن فقر منابع بعید می‌دانم یک چاه نفت ما را هم داشته باشند مقابل استکبار ایستاد و تن به سازشی خفت بار چون برجام نداد و تورم ما را هم ندارد اما لینک تورم در کشورها https://fa.m.wikipedia.org/wiki/%D9%81%D9%87%D8%B1%D8%B3%D8%AA_%DA%A9%D8%B4%D9%88%D8%B1%D9%87%D8%A7_%D8%A8%D8%B1_%D9%BE%D8%A7%DB%8C%D9%87_%D9%85%DB%8C%D8%B2%D8%A7%D9%86_%D8%AA%D9%88%D8%B1%D9%85
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مسلّم مواردی است که اقتصاددانان باید نظر دهند که ضعف‌ها از کجاها می‌باشد، چه اندازه از آن داخلی است و چه اندازه از آن مربوط به جنگ اقتصادی با غرب است. موفق باشید

30438

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: من خانمی ۲۸ ساله هستم و یک فرزند سه ساله دارم و باردارم هستم. من جدیدا خیلی زود عصبانی می‌شوم مخصوصا با فرزندم پرخاشگری می‌کنم و بعد عذاب وجدان می‌گیرم. خیلی ناراحت هستم و مخصوصا برای تربیت فرزندانم نگران هستم چون تمام وقت من به بچه داری میگذره و دست تنها هستم. چکار کنم صعه صدر پیدا کنم و این اخلاقم از بین برود؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: متوجه باشید خداوند است که روح‌ها را هدایت می‌کند. لذا نباید چندان نگران بود. وظیفه‌ی ما تذکر دلسوزانه به فرزندان‌مان است، بقیه‌اش را خداوند حلّ می‌کند. موفق باشید

30372
متن پرسش
سلام علیکم: پیامبر بدلیل سلوکی که داشتند فرمودند الان قیامتی قائم و خود را در قیامت می‌دیدند. حال سوال بنده اینست که عالم ارض و زمین دنیا که مثل پیامبر سلوک نکرده و هنوز قوه ها به فعل تبدیل نشده، پس پیامبر زمین قیامت رو چطور می‌دیدند؟ مگر نه اینکه زمین قیامت همین زمین است؟ «تبدل الارض غیر الارض»
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید که هیچ غایتی نمی‌شود که مفقود باشد و از طرفی هیچ حرکتی بدون غایت نیست. پس در هر حرکتی، غایت آن حرکت، موجود است و اولیای الهی آن غایت را فرا رویِ خود می‌یابند. موفق باشید

30335

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: آیا مقام ملائکه عالین از مقام محمد و آل محمد (ص) بالاتر بوده که خطاب سجده برای آنان نبوده؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نمی‌دانم. زیرا ما در جایگاه مقایسه‌ی آن انوار مقدس نیستیم، هرچه هست آن فرشتگان تماماً محو جمال حق می‌باشند. موفق باشید

30203

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: متاسفانه جواب سوال 30191 برام ارسال تشده و توی جواب ها هم پاسخ این سوال نبود. ممنون میشم به بنده هم جواب بدید؟ شاید اینکه گفتم احتمال داره پای اجنه درمیون باشه فقط یه توهم هست. در هر صورت این حالت در من هست و نمیدونم چیه و راه درمانش کدومه؟ بنده واقعا نیاز به راهنماییتون دارم تا ان شالله به یاری خداوند بتونم خودم رو پیدا کنم و با محبت خدا و اهل بیت علیه السلام قدم بردارم. حتی اگر پاسخم رو به ایمیل ارسال نمی‌کنید تو لیست سوالات هم قرار بدید مطالعه اش می‌کنم. ممنون از توجه شما
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به طور شخصی به ایمیل‌تان این‌طور جواب داده شد:

باسمه تعالی: سلام علیکم: سعی کنید با حضور در جلسات مذهبی و با ورزش و تغذیه‌ی مناسب جهت تقویت بدن و ارتباط با رفقای خوب، خود را وسعت دهید. موفق باشید

30010
متن پرسش
سلام استاد: در خصوص سوال ۲۹۹۸۴ انصافا یه خورده بهتر توضیح بدید متوجه بشم. سوالم این است اگر فقط روح است که در بیمار شدن یا نشدن نقش دارد پس نقش این همه سفارشات طبی که به ما کرده اند تا بیمار نشویم چیست؟ مانند اینکه نمک زیادنخورید تا فشار خونتان بالا نرود یا اینکه در پاییز خودتان را گرم نگه دارید تا سرما نخورید. ممکن است در جواب بگویید این سفارشات همه برای این است تا زمینه مناسب را برای روح فراهم کنیم تا بتواند بدن را تدبیر کند. استاد اشکالی که به این جواب وارد است اینست که اگر قرار باشد همه این کار ها را بکنیم تا روح بتواند به خوبی تدبیر کند دیگر بین شخصی که روحش از نظر تجرد قوی تر است با شخصی که روحش تجرد کمتری دارد از نظر بیمار شدن بدن یا بیمار نشدن بدن هیچ فرقی نمی‌کند. چون اینجا فراهم کردن زمینه موضوعیت دارد نه تجرد روح! خواهش می‌کنم گره ذهنی مرا باز کنید. تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که عرض شد بالاخره بدن، زمینه است تا روح، در تدبیرِ بدن راحت باشد و در این نمی‌توان شک نکرد. می‌ماند که هر اندازه روح، کم‌تر گرفتار کثرات باشد و در یگانگی خود بیشتر حاضر باشد؛ بهتر می‌تواند بدن را تدبیر کند و البته این غیر از تقدیر خداوند است که آن مربوط به روح است و نحوه‌ی ارتباطی که مطابق آن تقدیر، إعمال می‌کند. در این موارد خوب است به کتاب «خویشتن پنهان» و نیز به آرشیو سؤال و جواب‌های سایت که مربوط به «معرفت نفس» است رجوع فرمایید. موفق باشید

29815
متن پرسش
با عرض سلام: قسمتی از جوان و انتخاب بزرگ: «وقتی انتخاب بزرگ انسان قيامتي باشد آن انتخاب برای انسان یک نوع شادی و شعف درونی به همراه می آورد، زیرا هدفی را دنبال می کند که همواره قابل دسترسي است و حادثه هاي دنيايي نمي توانند آن را از او بگيرند تا ناراحت شود و به همین جهت تأکید می کنیم با انتخابِ زندگیِ ابدي، به عنوان اساسی ترین هدف، ديگر فرورفتگی و خردشدن در خود - که برای اهل دنیا هست- براي انسان پيش نمي آيد و گرفتار يأس و افسردگی نمی گردد. در شرايطي كه انتخاب اصلي انسان حيات ابدي اوست، يأس معنی ندارد. يأس با کفرِ به خدا و رحمت الهی پیش می آید و مربوط به كافران است. قرآن كريم می فرمايد: «اِنَّهُ لا يَيْأسُ مِنْ رَّوْحِ اللّهِ اِلاَّ الْقَوْمُ الْكافِرونَ» يعنی مأيوس و سرخورده از رحمت خدا نيستند، مگر كافران. چون آن ها جهت زندگي و هدف خود را غلط انتخاب كرده اند، دنيايي را مقصد گرفته اند كه همواره در حال گذران و ناپايداري است. دين اسلام به لطف خدا دين بسيار خوبی است زیرا انتخابی را در مقابل انسان قرار می دهد كه آن انتخاب مانع می شود تا ما در غم های امور دنيا بپوسیم و فرسوده شویم. از خود بپرسید آيا می توان غير از اسلام را دوست داشت؟!» این گزاره که انتخاب هدف قیامتی باعث میشه که برای انسان احساس یاس آشقتگی و حتی احساس پوچی پیش نیاید برای من اثبات نشده. مگر نه این است که خود فهم اینکه دنیا پوچ و گذرا و آخرت ماندگار هست احساس درد و پریشانی نمی آورد؟ اصلا نشانه خبر داشتن از پوچی دنیا را درد میدونند. مگر امام علی که هدفشان اخروی بود طبق نهج البلاغه نداریم که می‌گفتند:«یتململ کتململ سلیم یقول اه من قلة الزاد، و طول الطريق، و بعد السفر، و عظيم المورد.» و دوم اینکه اگر هدف اخروی باشه چه الزامی وجود دارد که به این هدف می‌رسیم؟ همین خودش باعث پریشانی می‌شود و احساس پوچی هم می آورد چرا که اگر نرسیم مانند اهداف دنیوی نیست که گذرا باشند بلکه یک عدم موفقیت هست که به حقیقت انسان مربوط هست. موفق نشدن حقیقی است. لطفا راهنمایی بفرمایید که چگونه احساس شعف درونی ناشی از انتخاب هدف قیامتی را درک کنیم با این تفاسیر. صمیمانه متشکرم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به اصل قضیه که فکر کنیم می‌یابیم که در هر حال، دنیاگرایی با بحران همراه است و آخرت‌گرایی با آرامش. و این‌که انسان در آخرت‌گرایی با خودش درگیر می‌شود تا خود را شایسته‌ی حضور در آن عالم بکند، نوعی تلاش مفید و نتیجه‌بخش است، برعکسِ تلاش دنیاگرایی که همواره با احساس نگرانی همراه است. موفق باشید

28730

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد عزیز و آرزوی طول عمر زیاد برای شما: اینکه ما در عقائد توحیدی خود معتقدیم که دنیا در قبضه ی خداست و همه کاره عالم فقط و فقط اوست و هیچ چیزی از دست خدا در نرفته است و عدم او یعنی عدم کل هستی و اراده ی ما نیز در طول اراده ی حضرت رب کریم است و جز خیر از ایشان صادر نمی شود و بطور کلی هیچ ما سوی الله اثر استقلالی ندارد پس: معنای این دعای ما که به خداوند عرضه می‌داریم خدایا ما را به خود وامگذار در چیست؟ مگر چنین چیزی اصلا ممکن است؟ (بنده بارها دوستان و نزدیکانی را دیده ام که به هیچ وجه اعقتادات توحیدی قوی ندارند ولی خداوند بسیار با آنها مهربان است و از آنها دستگیری کرده و خودشان اصلا از این موضوع اطلاعی ندارند یا به حساب خوش شانسی می‌گذارند)
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی خداوند کسی یا جامعه‌ای را به خود واگذارد، آن را از رحمت حضرت حق محروم می‌شوند و نتیجه‌ای که باید در راستای خلقت خود بگیرند، نخواهند گرفت. موفق باشید

28676

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: ببخشید در مورد تفاوت معیت قیومی و معیت تقومی (نسبت حضرت علی (ع) با پیامبر اکرم (ص) و سایر انبیا) کجا مطلبی فرموده اید؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: دز این مورد یاد ندارم چیزی گفته باشم عمده معنایی است که از دل جملاتی که این واژه ها به کار برده میشوند به دست آید. موفق باشید

28460

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: در مورد ملائکه: ۱. آیا ملائکه نسبت به یکدیگر دارای فضیلت و برتری هستند؟ ۲. اگر آری، سر این فضیلت که خداوند به برخی از آنها عنایت کرده در چیست؟ در صورت امکان منبعی هم برای تحقیق معرفی بفرمایند. یا علی
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث درجه‌ی وجودی فرشتگان ربطی به شخص آن‌ها ندارد. زیرا آن‌ها موجودات مختاری نیستند، بلکه محل تجلیات انوار اسماء الهی می‌باشند. موفق باشید

28270
متن پرسش
سلام علیکم: حضرتعالی، آخرالزمان را ظهور باطنی ترین بعد هستی در آثار و مباحث تان دانستید و نکاتی را در این باب مطرح فرمودید. آیا ظهور انحرافات عقیدتی و اخلاقی و نحله های فاصله دار از معارف و حقایق ناب عالم و ابتلائات شدید آخرالزمان و تعابیری که درباره حیرت در آخرالزمان هست، هم وجهی از ظهور باطنی ترین بعد هستی است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده همین‌طور است زیرا عالم ماده، عالم تضادها می‌باشد و رذیلت و فضیلت هر دو در آخر الزمان به نهایت می‌رسد تا جبهه‌ی مقابله‌ی «اشقی الاشقیاء» با جبهه‌ی «اسعد السعداء» به ظهور آید. موفق باشید

28180

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و احترام وقت بخیر استادِ عزیز می‌خواهم بروم سراغ شرح مولانا سوالم اینه که شرح جناب محمد تقی جعفری برای شروع بهتر است یا آقای کریم زمانی؟ سوال دوم اینکه شرح کریم زمانی برای چه کسانی بهتر هست و شرح جناب علامه برای چه کسانی؟ برای شرح جناب علامه چه پیش زمینه های مطالعاتی باید گذرانده باشیم؟ و سوال آخر اینکه کدام یک جامع تر و کامل تر و عرفانی تر است؟ می‌خواهم بخرم بین این دو انتخاب نمی‌دانم کدام یک بهتر مرا به نتیجه می رساند. استاد من همیشه براتون دعاهای خوب می‌کنم. عرفانتان روز افزون ان شاءلله.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: هر دو شرح خوب است. شرح آقای کریم زمانی راحت‌تر مطلب را جمع‌بندی می‌کند ولی شرح مرحوم علامه جعفری در وسعتی بیشتر و حضوری جهانی، موضوع را با ما در میان می‌گذارد. موفق باشید

27858

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: استاد عزیز اینکه گفته می‌شود غیبت غیر مسلمان جایز است و حرام نیست می‌توان گفت که حرام فقهی نیست ولی آثار ظلمت و کدورت در دل ایجاد می‌کند و نفس را در سیر الی الله دچار مشکل می‌کند؟ ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: موضوع در فاسق‌بودن طرف است. مثل افراد فاسقی مانند ترامپ و پومپئو، که حضرت آقا در صحبت‌شان با دانشجویان به عالی‌ترین شکل آن‌ها را تخطئه کردند. موفق باشید

27591

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و عرض ادب خدمت استاد عزیز: حضرتعالی در مباحث تاریخ تحلیلی اسلام فرموده بودید که: یکی از علت های مخالفت با پیامبر این بود که ایشان می خواستند اختیارشان را از آنان سلب کنند و آنان را عبد خدا کنند. آیا می شود گفت علت مخالفت تمامی اقوامی که به سوی آن ها پیامبر فرستاده می شد همین بود؟ اگر جوابتان مثبت است پس چرا آنان با وحدانیت و پرستش خدا مخالفت می کردند؛ یعنی بنده و برده خدا نمی شدند اما به جای بت ها خداوند را می پرستیدند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال وقتی نفس امّاره‌ی انسان، محور شود دیگر نمی‌تواند به خدایی دل بسپارد که مانعِ خداییِ نفس امّاره است. موفق باشید

27467
متن پرسش
سلام و عرض ادب: حضرتعالی در یکی از کتب تان فرمودید که «ظهور محدود است و حضور واسع» منظورتون از اینجا صرفا درباره نفس و من انسان هست یا منظورتون اینه شخصیت انسان اگر در پرتو اسلام ظهور کنه و دین را در حد دانایی و دانسته ها و وجه نظر ظاهرشده خودش بیاره، محدود شده ولی اگر به افق بیکران حقیقت بنگره و نفس خودش رو در عالم غیب حاضر کنه، وسعت پیدا کرده؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در هر حال در آن حالت هم حضور نفس به جهت تجردش، حضوری است در همه‌ی عوالم؛ ولی ظهورش، محدود به عالمی است که در آن ظاهر می‌شود. بعد از مباحث «معرفت نفس» خوب است در مباحث «فعلیت‌یافتن باورهای دینی» این موضوعات را دنبال کنید. موفق باشید

26283

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد گرامی: با توجه به این که شما در کتاب ادب خیال عقل و قلب می فرمایید اگر کارها طوری شود که در عالم ما جای گیرد عین زندگی ما بشود جای تخصص علمی خودتان را در شخصیت تان پیدا کنید و اگر شخصصتان را در تخصصتان جستجو کنید در آخر می خواهید از آن فرار کنید. بنده اینچنین شده ام. رشته ام حقوق است و می خواهم از آن فرار کنم. چون احساس می کنم خواندن این مطالب چه بدرد من می خورد. چطوری عملا کارمان را در عالممان قرار بدهیم؟ شما می فرمایید می توانید ریاضی دان باشید و اهل مطالعه دینی اما من حس می کنم رشته تحصیلی ام جانم را سیراب نمی کند کار بی فایدهای می کنم برایم هم مقدور نیست ادامه تحصیل در رشته های دینی بدهم اما فقط به علوم دینی علاقه دارم به نظر شما حقوق را که در آن بی هدف و بی علاقه هستم ادامه بدهم و اگر بدهم چه جوری جانم را با آن سیراب کنم که مانع انس ام با عالم غیب نشود چه جوری عالم دار شویم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: انسان باید در این زمانه به وسعت شخصیت خود فکر کند، نه‌تنها با تمرکز کامل درس خود را به‌خوبی ادامه باید بدهید، باید چندین مطالب علمی و دینی را هم با تمرکز کامل دنبال کنید. موفق باشید .

26255
متن پرسش
سلام علیکم: آیا می توان همچنان گفت بر روح تکنیک و تکنولوژی و تصمیم سازی های مدرن و لیبرال_دموکراسی، آن نوع دیدگاه انسان ابزار ساز بیکن حاکم است و همچنان بشر مدرن می کوشد تا برای ارضای خواسته هایش جهان را تغییر داده و معرفت توهمی را بر سنن عالم و طبیعت غالب کند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: امروز مسلّم وضع دنیای غرب چنین است ولی هایدگر معتقد است در دل تکنیک، انکشاف مستتر است و روح بشر در دل انکشاف، نظر به حقیقت دارد و با رشد منجی این امکان هست که تکنولوژی از سیطره‌ی گِشتل، آرام‌آرام خود را آزاد کند. موفق باشید 

36134
متن پرسش

سلام خدمت استاد گرامی: در ذیل بحث های گذشته و درک حضور ما در نیهیلیسم مطلبی مد نظرم بود که خدمتتان بیان می کنم: هستی در هر دوری ظهوری دارد و از طرفی بشر با نیهیلیسم یا نیست انگاری مواجه شده است، حال اگر نیهیلیسم به عنوان یک اتفاق تاریخی مدنظر قرار گیرد، جایگاه نیهیلیسم در مواجهه با هستی چیست؟ به نظر می رسد که نیهیلیسم امری مقابل هستی نیست که مثل تقابل عدم و هستی باشد بلکه باید آن را ظهور خود هستی ببینیم، آنگاه اگر نیهیلیسم را هستی ببینیم دیگر نمی توانیم آن را امری شر مورد نظر قرار دهیم بلکه خود نیهیلیسم امری مقدس و برترین ظهور هستی در کل ادوار تاریخ بشریت تاکنون باید دانست. این نیهیلیسم چیست؟ آیا چیزی به معنای نفی همه الهه ها و نفی تمام تقدس هاست؟ اگر نیچه در نیهیلیسم متوجه مرگ خدا که مقدس ترین حقیقت تاریخ بشریت بوده است و در هیچ دوره ای از تاریخ نفی مطلق نشده، گشته است، آیا متوجه نشده که هستی به صورت نیهیلیسم ظاهر گشته است؟ نیهیلیسم قرار است تمام مقدسات را که برای بشر تقدس یافته بی تقدس کند و مگر نه آنکه تا زمانی که الهه ها نفی نگردند الله به ظهور در نخواهد آمد. تاریخ ما گرفتار تقدس هایی بود که باید نفی می گشتند حتی اگر این مقدس خدا و انبیاء بودند و غرب با مواجهه ای که با هستی داشت مرگ همه مقدسات را رقم زد زیرا تمام تاریخ غرب جدید نیهیلیستی است و با نیچه به ظهور تام رسید و آخرین مقدس خودش هست که با شکاکیت رو به اضمحلال و رفتن است. اگر انقلاب اسلامی در تاریخ نیهیلیستی ظهور کرده است نباید همان حقیقتی دید که آمده تا نیهیلیسم تاریخ غرب باشد و مهر پایانی باشد بر آخرین مقدس تاریخ ما که امروز به صورت تکنیک به ظهور در آمده و غرب آن را به گشتل در آورده است. به نظر انقلاب اسلامی ادامه تاریخ نیهیلیستی است اما نیهیلیستی که باید آخرین مقدس را برای همیشه از مسیر حذف کند، البته باید باز متوجه بود که نیهیلیست نیستی نیست، بلکه ظهوری از هستی و وجود است، و انسان امروز درون روح این تاریخ حاضر است و بیرون از آن نیست لذا نمی توان انقلاب اسلامی را بیرون از تاریخ نیهیلیستی نگاه کرد. بنده نمی توانم نیهیلیسم را نعمت و رحمت هستی نبینم بلکه بزرگترین اتفاق برای ظهور اسم الله است زیرا الله بدون نفی تمام الهه ها و خدایان ناقص به ظهور در نخواهد آمد و این آخرین دور از تاریخ بشر است که بشر به نهایی ترین و بالاترین نقطه تاریخی دست یافته است و آن همان نیهیلیسم مقدس است که خبر از ظهور هستی مطلق می دهد. زیباترین اتفاق تمام ادوار تاریخی بشر رقم خورده است، در نیست انگاری «ما رأیت الا جمیلا» به ظهور خواهد آمد، در نیستی باید هستی را یافت که: در نومیدی بسی امید است / پایان شب سیه سپید است. در مورد شریعت نیز باید متذکر شوم که شریعت اگر نسبتی با حقیقت تاریخی برقرار نکند و شخص متوجه نشود که این شریعت بی نسبت با روح تاریخی است که حقیقت زمانه ماست آنگاه دچار روزمرگی و درد نیست انگاری می گردد و بزرگترین ریای تاریخی همین انجام شریعت بی نسبت با زمانه است لذا یا فرد بر همین مبنا ادامه می دهد و در نیهیلیسم سرگردان خود باقی می ماند و یا اینکه از شریعت جدا می گردد، و چه بد است شریعتی که نتوانسته نسبتی با روح حقیقت تاریخی خود برقرار کند، انسانی به ظاهر متدین ولی پوچ و بی معنا و بی نسبت با تاریخ خود، آنچه که امروز در جامعه متدین بی نسبت با انقلاب اسلامی می توان مشاهده نمود. تنها شریعتی که در این تاریخ می توان با حقیقت مرتبط گردد که نسبت خود را با انقلاب اسلامی پیدا کرده باشد، زیرا انقلاب اسلامی حقیقی ترین حقیقت تاریخی است که نیهیلیسم مقدس را به ظهور در آورده تا به هستی مطلق ما را هدایت کند، نیهیلیستی که نفی آمریکا و اسرائیل و تمام جهان کفر و باطل و مقدسات دروغین و حتی شیعه و شریعت جداشده از انقلاب است. آری بدون انقلاب اسلامی راهی نه به شریعت است نه راهی برای نجات از نیهیلیسم زمانه و نه راهی برای شیرین شدن تاریخ نیهیلیستی. به راستی که شریعت بدون حقیقت زمانه بزرگترین ریای تاریخی است، و در تاریخ انقلاب اسلامی زندگی کردن شیرین ترین نیهیلیسم زمانه است، که هرگز ناامیدی در آن راه ندارد.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در رابطه با پدیده نیست‌انگاری، باید موضوع را در تاریخی که با سوبژه‌شدنِ انسان برای خودش پیش آمده، دنبال کرد از آن جهت که با نوعی خودبنیادی، عملاً انسان آن‌طور خود را معنا کرد که خودش جوابگوی خودش می‌باشد و این‌جا بود که آرام‌آرام موضوع احساس خلأ امور قدسی برای بشر جدید پیدا شد و نیچه به خوبی متوجه این امر گشت که با سوبژه‌شدنِ انسان، انسان حتماً گرفتار نیست انگاری می‌گردد. در این‌جا بنا نیست نسبت به ظرفیت گسترده انسان نادیده گرفته شود، بلکه توجه به این امر که این ظرفیت با روحیه خودبنیادی به کجا می‌کشد، آن نوع از هوشیاری است که نیچه به خوبی متوجه آن شد و اگر به عنوان تقدیر زمانه از آن یاد می‌شود به معنای آن نیست که درک چنین تاریخی، جبرِ تاریخی را پیش می‌آورد بلکه برعکس، انقلاب اسلامی حامل روحی است نسبت به درک همین نیهیلیسم تا بتواند جواب روح بشر جدید را با هرچه قدسی‌شدنِ او در همه ابعاد بدهد به همان معنای به ظهورآوردنِ همه نسبت‌های انسان نسبت به خود و نسبت به جهان به معنای «دازاینِ» هایدگر. در این‌جا است که باید به هایدگر فکر کرد که به جای پذیرفتن و تسلیم نیست‌انگاری، متذکر حضور آن است یعنی عملاً تصدیقی در میان نیست، بلکه فهمِ آن هنر فیلسوف است و مسلّماً انسان، طالب نوعی «بودن» و اگزیستانسی است که سراسر وجود او ذیل تاریخی که در آن حاضر است، وجود خود را احساس کند. این‌جا است که باید بین فهمِ نیهیلیسم و یا تسلیم‌شدن نسبت به آن تفکیک کرد. جناب حاج آقا نجات‌بخش نکته‌ای تحت عنوان «مسئله نیهیلیسم و خودآگاهی به حوالت تاریخی عصر جدید»
https://eitaa.com/soha_sima/2902 فرموده‌اند که خوب است به آن نیز توجه شود. موفق باشید   

 

نمایش چاپی