بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
29508

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام و رحمت الهی بر استاد عزیز: چند سالی است که این مسکین شما را می شناسم لکن توفیق خواندن مکتوباتتان را نداشته ام و تنها گفتگوی شما با آقای دخانچی را دیده ام. خواستم عرض کنم خدمتتان که عمیقا شما را دوست دارم و نمی دانم چرا؟ حقیقتا حب شما در دلم موجد است و امروز بواسطه بحث هایی، چند جلد از کتب شما را خریدم و اکنون «چه نیازی به نبی» مقابلم هست. عذرخواهم که این سطور وقت شریفتان گرفت. فقط خواستم عرض کنم: دوستتان دارم. برای عاقبت به خیری این کمترین هم دعا بفرمایید لطفا.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده دعاگو هستم.

  از هر دو جهان بگذر تنها زن و تنها خور

تا ملك و ملك گویند تنهات مبارك باد

ای پیش رو مردی امروز تو برخوردی

ای زاهد فردایی فردات مبارك باد

كفرت همگی دین شد تلخت همه شیرین شد

حلوا شده‌ی كلی، حلوات مبارك باد

موفق باشید

29395

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: بعضی از پی دی اف های کتابای کنکور حرامه و باید خودمون بخریم. منتهی ما اون کتابارو داریم و خریدیم. ولی ماله خواهرمه و به من نمی ده. آیا میتونم اون کتابایی رو که داریم فایلشونو دانلود و استفاده کنم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ظاهراً باید احتیاط کرد. خوب است که از دفتر مرجع تقلیدتان بپرسید. موفق باشید

28464

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام: در خصوص آیات و روایات موجود درباره خمس توصیح دهید؟ اینکه چند آیه یا سوره از قران کریم در باره خمس وجود دارد‌؟ آیا بر اساس قران کرین خمس فقط به غنائم جنگ تعلق می‌گیرد؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: یک موضوع مفصل فقهی است و بزرگان دین در این مورد مطالب گسترده‌ای مطرح کرده‌اند. به نظر بنده بتوانید در اینترنت جستجو کنید و جواب سؤال خود را بیابید. موفق باشید

28372
متن پرسش
سلام علیکم: در سوال ۲۸۳۶۲ که در باب تفاوت انقلاب اسلامی با نظامهای ایدئولوژیک نوشتید، یک نظری داشتم که خواستم خدمتتان مطرح کنم. با توجه به متن سوال، بیشتر تمرکز بر روی حکومتهای توتالیتر و حکومتهای نظیر شوروی یا حتی در سطح جهان اسلام مثل آل سعود یا آل خلیفه را داشت و این گونه حکومتها با اینکه اساسا بر اساس ایدئولوژی خاصی که قرارست زمامداری و جریان سازی اجتماعی کنند و با حکومتهای مرسوم لیبرال دموکراسی و مدرنیته فاصله و تفاوت دارند، ولی اساسا ظرفیتی برای احیای تمدنی ماورای مدرنیته که در این تاریخ بتواند ظهور و بروز پیدا کند و خویشتن اصیل و توحیدی بشر که اصل وجود و جان و نفس اوست را احیا کند و در عین ظهور و بروز در این عصر، بشر را از عقل منهای عالم قدسی همچنین فرهنگ مدرنیته و سوبژکتیویته شدن دیدگاه بشر عبور دهد و با رجوع به عالم بشر موحد در این عصر و بعثت تاریخی انسان، او را به انس و آشتی با رب العالمین ببرد و با حرکت بسوی وجود و حقایق باطنی عالم، بتواند ما را از تامه های کبری و یا غبارهای آخرالزمانی رها سازد، ندارد و از جنس خقیقتی توحیدی و وجودی و اشراقی نیست. امیدوارم نظرم توانسته باشد این بحث را دریابد و توانسته باشم منظور و مقصود حضرتعالی را دریابم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: کاملاً همین‌طور است. سعی داشتم در جواب آن سؤال تذکری به سؤال‌کننده‌ی محترم داده باشم، ان‌هم به صورت کاملاً اجمالی. اتفاقاً بعداً گفتم ای کاش متذکر آل سعود که مصداق سخن خانم هانا آرنت می‌باشد؛ می‌شدم. تأکید بنده آن است که وقتی در نظامی حقیقت یعنی توحید، به میان آید اساساً آن نوع تنگ‌نظری‌ها مطرح نیست، هرچند ما نیز بعضاً گرفتار آن نوع داعشی‌گری‌ها هستیم، ولی کلیّت نظام، تقابل توحید با استکبار است و این است مأوای بشر امروز، و راز دفاع ما از انقلاب اسلامی در این‌جا است. موفق باشید   

28233

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: پیرامون سوال ۲۸۲۱۷ که در مورد ترتیب سیر مطالعاتی پرسیدم ۲ ترتیب برای سیر نوشته اول یا دومی بهتره و آیا منطور از سیر مطالعاتی اولیه همان مقدمات اولیه که شامل کتاب جوان و چه نیاز به نبی و ده نکته هست؟ روزی چند ساعت خوبه کتاب هاتون رو بخونیم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: سیر مطالعاتی همان سیری است که از کتاب «جوان ...» شروع می‌شود. قسمت الف، مربوط به مباحثی است که لازم است دوستان دنبال بفرمایند. موفق باشید

27967
متن پرسش
سلام استاد طاهرزاده چه ادله ای بر تولد مهدی موعود و رد ادعاهای آقای سید ابوالفضل برقعی و سید احمد کسروی مبنی بر عدم تولد ایشان وجود دارد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عرایضی در کتاب «مبانی معرفتی مهدویت» شده است مبنی بر آن‌که اساساً عین‌الانسان همیشه در عالم هست و در طول تاریخ، مصداق آن است که تغییر می‌کند و بنا به شواهد روایی مصداق امروزینِ عین‌الانسان یا انسان کامل، مولایمان حضرت مهدی «عجل‌اللّه‌تعالی‌فرجه‌الشریف» می‌باشند. موفق باشید

27591

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و عرض ادب خدمت استاد عزیز: حضرتعالی در مباحث تاریخ تحلیلی اسلام فرموده بودید که: یکی از علت های مخالفت با پیامبر این بود که ایشان می خواستند اختیارشان را از آنان سلب کنند و آنان را عبد خدا کنند. آیا می شود گفت علت مخالفت تمامی اقوامی که به سوی آن ها پیامبر فرستاده می شد همین بود؟ اگر جوابتان مثبت است پس چرا آنان با وحدانیت و پرستش خدا مخالفت می کردند؛ یعنی بنده و برده خدا نمی شدند اما به جای بت ها خداوند را می پرستیدند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال وقتی نفس امّاره‌ی انسان، محور شود دیگر نمی‌تواند به خدایی دل بسپارد که مانعِ خداییِ نفس امّاره است. موفق باشید

27345
متن پرسش
سلام استاد عزیزم: شما فرمودید با توجه به روایتی از پیامبر که دوستی علی حسنه ای است که با وجود آن سیئه زیانی نمی رساند. ۱. آیا عنوان مومن شامل حال کسانی که دوستی علی را دارند اما نماز و حجاب ندارند یا اگر اهل واجباتند اما اهل گناهانی چون غیبت اند می شود؟ ۲. شما فرمودید می توان به آنها نظر مثبت داشت اما آیا اگر ما دوستانی این چنینی داریم می توانیم با آنها انس و دوستی داشته باشیم آیا با سیر و سلوک مغایر نیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. باید هرکس و هرکدام را در جای خود و در اندازه‌ی خود جای داد در آن حدّ که خصومتی در میان نیاید و اگر جای محبت است، از آن غفلت نشود. ۲. به هر حال اگر هر کدام را در جای خود ببینیم و آن‌جا که جای محبت است از آن غفلت نکنیم، در مسیر سلوک موفق خواهیم بود. به گفته‌ی جناب حافظ: «روز و شب عربده با خلق خدا نتوان کرد». موفق باشید

27017
متن پرسش
سلام خسته نباشید: آیه ای هست که اشاره می کند به آرامش: «الا بذکرالله تطمئن القلوب» من هرچه در خودم و در جامعه دیدم نقض این آیه بوده است. انسانی که فشار روحی بر او غلبه می کند رو دیدم موقع گرفتاری به راه های گوناگونی چون موسیقی، سیگار و اعتیاد و.... اگه هم آدم مثبتی باشه ورزش و..... نمی خوام نعوذبالله کفر بگم ولی خدا نمی تونه آرومم کنه؟ می دونم اشکال از من هست ولی چکار کنم این مشکل رفع بشه؟ سوال دومم اینه که روانشناسان می گن برا آرامش، مراقبه یا مدیتیشن کنید این روش در دین چه جایگاهی دارد؟ سوال سومم این است که مثبت اندیشی با واقع بینی چه تفاوتی دارد؟ متاسفانه من اکثر مواقع سعی می کنم واقع بین باشم و مثبت اندیشی رو چیزی جز خیالات و اوهام می پندارم! نظر شما در این مورد چیست؟ ممنونم که حوصله بخرج می دهید برای جواب ها.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. گفت: «یک روز به اخلاص بیا در برِ ما / گر کام تو بر نیامد، آن‌گه گله کن».

 ۲. در دین، تمرکز بر حضور حق و تفکر در سنن الهی مطرح است.

۳. وقتی عالم در قبضه‌ی خداوند حکیم و مهربان است چرا نباید نسبت به آینده امیدوار باشیم. موفق باشید

26302

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: ببخشید من همسرم معتقدن که رزق مادی بچه رو خدا میده، ولی خدا تربیت رو گذاشته به عهده ی پدر و مادر. و میگن من چون الان در خودم نمی بینم که پدر خوبی بشم پس الان نباید بچه دار شیم. ایشون انقلابی هم هستن ولی حرف گوش نمیدن. فقط اگه بفهمن یه چیزی روایته قبول میکنن. استاد در این باره حدیثی هست؟ اصلا این فکر درسته که رزق مادی با خداست ولی تربیت با والدین؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آیا حرف از این بالاتر که قرآن می‌فرماید خداوند انسان‌ها را بر اساس فطرت الهی آفریده؟ و کافی است ما کارهای خلاف دین نکنیم تا انسان بر اساس فطرتش جلو برود. در ثانی این از حقوق زن است که هنگام ازدواج، همسر او مانع فرزندآوری او نگردد. موفق باشید 

 

25992

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
جناب استاد با عرض سلام و ادب: مشکل بغرنجی دارم که امیدوارم با راهنمایی مدبرانه حضرتعالی به لطف خدا حل شود. همسرم انسان حق طلبی است و اعتقادات مذهبی دارد هرچند خیلی عمیق نیست ولی به آن پایبند است. ایشان از لحاظ سنی، زمان شاه بچه بوده و عملا آن دوران را تجربه نکرده است ولی متاسفانه تحت تاثیر تبلیغات وسیع شبکه های سلطنت طلب که با ترفندهای مختلف در جهت تطهیر چهره خاندان پهلوی تلاش می کنند واقع شده و بخصوص به شخص محمدرضا پهلوی ارادت پیدا کرده و عقیده دارد که او بسیار وطن پرست و دور اندیش بوده و در جهت اعتلای ایران تلاش می کرده است!! و اگر سلطنتش ادامه می یافت ما به یکی از قدرتهای منطقه تبدیل شده و مردم زندگی آزاد، آرام و مرفهی داشتند و همچنین رضاخان خدمات زیادی به ایران کرده است!! بخصوص با دیدن اوضاع نابسامان فعلی جامعه، آن را به ناکارآمدی حکومت دینی نسبت می دهد و عقیده جدایی دین از سیاست را مطرح می کند. یکی از دلایل مهم او برای علاقه اش به شاه، صحبتهای او در مصاحبه با چندین خبرنگار آمریکایی و انگلیسی در سالهای ۵۴ تا ۵۶ است که در آن با کاهش قیمت نفت که در خواست آنها بوده مخالفت می کند و خود را حمایتگر مردم ایران حتی با وجود مخالفت اربابانش، نشان می دهد. همسرم می گوید بخاطر این مخالفتهای سالهای آخرشاه بود که خود آمریکا و انگلیس انقلاب ایران را طراحی و اجرا کردند تا او را سرنگون کنند!! می دانم موضوع خیلی دامنه دار و مفصل است ولی آیا راهی وجود دارد که این شبهات پاسخ داده شود و همسرم حقیقت را بفهمد؟ مشاهده چنین عقایدی در همسر، برای من که علاقه عمیقی به حضرت امام (ره) و انقلاب اسلامی ایشان دارم بسیار عذاب آوراست. با سپاس بی پایان و التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حدّاقل کتاب‌هایی که خودِ طرفداران شاه و دربار نوشته‌اند را مطالعه کنند، می‌فهمند چه فسادی در نظام شاهنشاهی حاکم بوده است. مثل ۱. از سید الضیاء تا بختیار از بهنود ۲. ظهور و سقوط دولت پهلوی از فردوست ۳. خاطرات علم که آقای دکتر حداد زحمت آن را کشیده‌اند و از وصیت‌نامه‌ی علم، قسمت مربوط به شاه را درآورده‌اند. موفق باشید

25987

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: بهره بردن از تکنولوژی و علم تمدن غرب، در کشور ما یک مساله تمدنی بوده و هست و الگوهای متفاوتی هم داده شده و خود شما هم چندین کتاب در این زمینه نوشته اید. اما استاد، یک مسئله دردآور و شاید مضحک این باشه که خیلی ها در زمینه و راهبردهای غربی حرکت می کنند و جهت می گیرند و خب برای اینکه مثلا بگند اسلامی هم شده میان چندین آیه و حدیث کنارش میذارن که دون شان دیانت مبینه. یعنی مثلا می خواهند روان شناسی اسلامی اجرا کنند چند واحد علم النفس هم میان میذارند که واقعاً در ذهن مخاطب هم چنین تداعی میکنه ما خودمون هویت و روحیه مستقل هم نداریم و اصل علم و تمدن در وادی غرب هست حالا ما هم می خواهیم در اون جهت باشیم و در عین حال روحیه اسلامی رو هم در اختیار داشته باشیم که رسماً یک افت برای تمدن اسلامی است. ویژه اینکه ما الگویی مانند فارابی، ابن سینا و ملاصدرا داریم که در برخورد با فلسفه غرب، چنان رویکردی دنبال می کنند که آن مباحث فلسفی در دایره معارف اسلامی وارو شود و حتی راهی برای تبیین و تحکیم عقاید دینی و توحیدی محسوب گردد. و یا الگویی در عصر حاضر مثل شهید شهریاری و احمدی روشن داریم که در برخورد با تنکولوژی مدرن ویژه در انرژی هسته ای، روح تمدنی و قلب سلیم خود را از دست نمی دهند و در عین حال از آن ابزار جهت اعتلای جامعه اسلامی بهره می بردند. واقعاً و حقیقتاً با توجه به اینکه شهید آوینی و حضرتعالی و سایر متفکران انقلابی، اشاره دارید که باید به روح علم و تکنولوژی غرب که در راستای همان روح و وادی غربی است توجه داشت و آن روح علم و تکنولوژی را از آن خود کنیم و به تعبیری به ماده بیگانه، صورت خودمان را بدهیم تا در وادی و زمین ما تعریف شود اما از طرفی در شرایط امروز که عصر پیشرفت تکنولوژی ها و علوم است و از طرفی ما هم با حضور تاریخی انقلاب اسلامی و اشارات امام و آقا، بدنبال تمدن نوین اسلامی هستیم، و اینکه به قول خودتان اگر ابزاری از تمدن غرب گرفتیم باید توجه کرد آن ابزار در راستای همان تمدن و روح غربی تعریف شده، در تمدن نوین اسلامی و جبهه انقلاب امروز در برخورد با این تکنولوژی ها و علوم به نحوی که در دایره اسلامی قراد و تعریف گردد، چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با توجه به همین نگاه که می‌فرمایید؛ عرایضی تحت عنوان «انقلاب اسلامی؛ طلوع جهانی میان دو جهان» شده است که می‌توانید به آدرس زیر به آن رجوع فرمایید. موفق باشید http://lobolmizan.ir/post/1651

25806

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد عزیز: در تفسیر المیزان در ذیل آیات مربوط به سوره توبه جناب علامه (ره) می فرمایند: «رواياتى كه پيرامون تفسير آيات است اگر واحد باشند حجيت ندارند، مگر اينكه با مضمون آيات موافق باشد، كه در اين صورت بقدر موافقتشان با مضامين آيات حجيت دارند، و اين خود در فن اصول، حلاجى شده است، سرش هم اين است كه حجيت شرعى دائر مدار آثار شرعيه اى است كه بر آن حجت مترتب مى شود، و وقتى چنين شد قهرا حجيت روايات منحصر مى شود در احكام شرعى و بس. و اما آنچه روايت در باره غير احكام شرعى از قبيل داستانها و تفسير وارد شده و هيچ حكم شرعى را در آن متعرض نشده بهيچ وجه حجيت شرعى نخواهد داشت. و همچنين است حجيت عقلى يعنى عقلائى، زيرا بعد از آنهمه دسيسه و جعلى كه در اخبار و مخصوصا اخبار تفسير و قصص سراغ داريم و خود المنار هم به آن اعتراف كرده و از احمد نقل كرده كه گفته است : اين روايات اصلى ندارند ديگر عقلا كجا و چگونه به آن اخبار و صحت متن آنها اعتماد مى كنند؟ پس در نزد عقلا هم حجيت ندارد، مگر آن روايتى كه متنش با ظواهر آيات كريمه موافق باشد. پس كسى كه متعرض بحث روايات غير فقهى مى شود در درجه اول بايد از موافقت و مخالفتش با كتاب بحث كند، آنگاه اگر ديد روايتى با ظاهر كتاب موافق است آن را اخذ كند و گر نه طرح و طرد كند. پس، ملاك اعتبار روايت تنها و تنها موافقت كتاب است، و اگر موافق با كتاب نبود هر چند سندش صحيح باشد معتبر نيست و نبايد فريب صحت سندش را خورد. پس، اينكه مى بينيم بسيارى از مفسرين عادت كرده اند بر اينكه بدون بحث از موافقت و مخالفت كتاب، سند روايت را مورد رسيدگى قرار داده و بصرف سند حكم مى كنند به اعتبار روايت، آنگاه مدلول آن را بر كتاب خدا تحميل نموده و كتاب خدا را تابع و فرع روايت مى شمارند روش صحيحى نيست، و هيچ دليلى بر صحت آن نداريم. تازه نامبردگان در روايتى كه جنبه قرينه دارد بحث سند را هم پيش نمى آورند. ببخشید استاد برداشت بنده درست است: ۱. اگر روایتی واحد باشد اما درباب احکام شرعی باشد و سند آن صحیح باشد حجیت عقلی و شرعی دارد. ۲. اما اگر روایتی واحد باشد و در غیر احکام شرعی (مثلا تفسیر آیات و یا شأن نزول آیات) باشد حتی اگر سند آن هم صحیح باشد، حجیت شرعی و عقلی ندارد مگر اینکه با آیات قرآن منطبق باشد.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. از آن‌جایی که در حدیث ثقلین «کتاب اللّه و عترت» را برای ما حجت قرار داده‌اند، اگر مطلبی را قرآن متعرض نشده و امام معصوم متذکر شده‌اند، برای ما حجت است. ۲. این حرف درستی است زیرا در این مورد ملاک قرآن است. موفق باشید

33484
متن پرسش

سلام و عرض ادب خدمت استاد طاهرزاده: امروز تقریبا در سطح جامعه اجماعی وجود دارد که جمهوری اسلامی از آرمان های انقلاب اسلامی به خصوص عدالت اجتماعی و مردمی بودن بسیار فاصله گرفته و این فاصله روز به روز دارد بیشتر می‌شود، نظام بانکداری فاسد، فسادهای سیاسی و اقتصادی عجیب و غریب، استفاده نامشروع از مناصب قدرت و فسق بسیاری از مدیران و تبعیض در اجرای عدالت و احکام شرعی. حال پرسش این است که آیا واقعا مقام معظم رهبری وظیفه خودشان در اصلاح وضع امت را ایفاء کرده‌اند یا نه؟ رهبری که در جمهوری اسلامی تشریفاتی نیست! مردم دادشان در آمده. نظام هم انگار تصمیم جدی برای اصلاح ندارد. چرا باید مردم همچنان به رهبری و نظام امیدوار باشند و از رهبری اطاعت کنند، در حالی که ایشان را منفعل در این ماجرا و بعضی حتی مسبب و تسهیل گر می‌دانند؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: هنر رهبر معظم انقلاب آن است که با روشی حکیمانه، جامعه ما را از تنگناهای تاریخی عبور دهند و اگر چنین نمی‌کردند سرنوشت انقلاب اسلامی مانند سرنوشت انقلاب الجزایر و انقلاب مصر می‌شد و معلوم است که برای شروع یک تاریخ و عبور از تنکناهای رسوب‌کرده در جامعه، باید صبر و شکیبایی پیشه کرد و به سخن حکیمانه ایشان نظر کرد که می فرمایند: «به نظر من، این دو جمله‌ی حیاتی و اساسی و جاودانی قرآن که «وَ تَواصَوا بِالحَقِّ وَ تَواصَوا بِالصَّبر»، برای ما همیشه دستورالعمل است و امروز بیش از همیشه. تواصی به حق یادتان نرود؛ تواصی به صبر یادتان نرود. صبر یعنی پایداری، یعنی ایستادگی، یعنی خسته نشدن، یعنی خود را در بن‌بست ندیدن؛ این معنای صبر است. راه حق را بروید، دیگران را هم به راه حق بکشانید. کوشش کنید؛ بچّه‌های مؤمن، مسلمان، علاقه‌مند، هیئتی و به معنای واقعی کلمه قرآنی و اسلامی سعی کنند در محیط دانشگاه، در محیط‌های گوناگون تأثیر بگذارند، محیط را به همان رنگی که خودشان به آن معتقد هستند ــ به راه خدا ــ منوّر کنند و ملوّن کنند. و این تواصی بر شما لازم است، برای ما لازم است. امروز، هم به حق تواصی کنید، هم به صبر. نگذارید محیط، محیط خسته‌ای بشود، محیط ازکارافتاده‌ای بشود.»

آری! معنی زندگی جز این نیست که ابتدا حق را بشناسیم و بدان توصیه کنیم و پس از آن با صبر و شکیبایی همچنان بر حق تأکید نمایی تا جهانی مناسب حقیقت در مقابل‌مان گشوده شود. موفق باشید 

32907
متن پرسش

سلام علیکم: عرض ارادت و تبریک به مناسبت میلاد فرخنده حضرت معصومه (س) جناب استاد اینجانب در خصوص سرود سلام فرمانده نکته ای به نظرم رسید که فارغ از اجرای آن در کشور و به حضور آوردن حماسی و با معنویت مردم در صحنه، اجرای آن در سایر کشورها (عربی، اروپایی و آمریکایی و...) چه به صورت انفرادی و چه به صورت جمعی با زبان اصلی آن یعنی زبان فارسی است و این یکی دیگر از پیش بینی های حضرت آقا در خصوص برتری و تسلط زبان فارسی در جهان بویژه جهان اسلام است که بحمدالله دارد محقق می گردد و این نکته ظریفی است که در کنار همه جهات مثبت این سرود می توان به آن اشاره نمود. در ادامه قسمتی از بیانات رهبر حکیم و فرزانه انقلاب حضور مبارکتان ارائه می گردد. خواهشمند است نظر خود را در مورد بیان فرمایید. بیانات در اجتماع مردم اسفراین‌ ١٣٩١/٠٧/٢٢ ملت ایران این استعداد را دارد که آنقدر پیشرفت کند که بتواند در جهات گوناگون به عنوان یک الگوئی در دنیا خودش را نشان دهد. چرا ما به خودمان بدبین باشیم؟ چرا با نظر تحقیر به خودمان و ملت خودمان و آینده‌ی خودمان نگاه کنیم؟ دشمن می‌خواهد این را به ملت ما تلقین کند و در طول سالهای متمادی تلقین کرده است. اینجور باوراندند که حتماً عنصر غربی پیشرو است و باید دنبال او حرکت کرد؛ نه، یک روزی تاریخ ما به ما نشان می‌دهد که قضیه بعکس بوده است. ما در دنیا پیشرو بودیم؛ پیشرو در علم بودیم، پیشرو در صنعت بودیم، پیشرو در تمدن‌سازی بودیم، پیشرو در فرهنگ بودیم؛ دیگران از ما یاد می‌گرفتند، می‌آموختند؛ چرا امروز همان طور نشود؟ همت جوانان ما و نگاه آنها به مقوله‌ی پیشرفت باید آنجور باشد که ما آن آینده را در نظر بگیریم. من چندی قبل به جوانهای دانشجو و نخبه این نکته را گفتم، باید همت شما این باشد که در دنیا به وضعی برسیم که اگر کسی بخواهد به تازه‌های علمی دست پیدا کند، مجبور باشد زبان فارسی یاد بگیرد. جوانان ما این آینده را به عنوان یک آینده‌ی حتمی و قطعی در نظر بگیرند، برای آن تلاش کنند، برای آن کار کنند. نخبگان ما، نخبگان سیاسی ما، نخبگان علمی و فرهنگی ما، با این نگاهِ به آینده حرکت کنند، برنامه‌ریزی کنند و به هیچ حدی قانع نباشند. این مقوله‌ی پیشرفت است. بیانات در دیدار اساتید دانشگاه‌ها ١٣٩٢/٠۵/١۵ از پیشرفت علمی در كشور برای گسترش و نفوذ زبان فارسی استفاده شود. زبان خیلی مهم است برادران و خواهران عزیز! اهمیت زبان ملی یك كشور برای خیلی‌ها هنوز دانسته و شناخته نیست. زبان فارسی باید گسترش پیدا كند. باید نفوذ فرهنگیِ زبان فارسی در سطح جهان روزبه‌روز بیشتر شود

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور است که می‌فرمایید. عجیب است که بعضاً دیده می‌شود اندیشمندان عرب از این‌که لغات فارسی را به‌کار می‌برند، افتخار می‌کنند. به این جمله حضرت امام «رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» نسبت به آینده‌ای که ما در پیش داریم؛ بیندیشید که می‌فرمایند: « ما برای درک کامل ارزش و راه شهیدان‌مان فاصله طولانی را باید بپیماییم و در گذر زمان و تاریخ انقلاب و آیندگان آن را جستجو نماییم. مسلّم خون شهیدان، انقلاب و اسلام را بیمه کرده است. خون شهیدان برای ابد درس مقاومت به جهانیان داده است. و خدا می‌داند که راه و رسم شهادت کور شدنی نیست؛ و این ملت‌ها و آیندگان هستند که به راه شهیدان اقتدا خواهند نمود. و همین تربت پاک شهیدان است که تا قیامت‌ مزار عاشقان و عارفان و دلسوختگان و دارالشفای آزادگان خواهد بود. خوشا به حال آنان که با شهادت رفتند! خوشا به حال آنان که در این قافله نور، جان و سر باختند! خوشا به حال آنهایی که این گوهرها را در دامن خود پروراندند!». حقیقتاً جهان آینده ما بر عکس تصور بعضی از روشنفکران که می‌خواهند در بستر ادامه غرب‌زدگیِ گذشته ما باشد، جهان دیگری است که در عین حضور در این تاریخ ولی از ابعاد غیر قدسی که جهان مدرن گرفتار آن است، مبرّی می‌باشد. تأسف ما از آن است که چگونه بعضی از مردم ما فریب دشمنان ما را می‌خورند و به دنبال آنند که انقلاب اسلامی راهی را طی کند که رسانه‌هایی مثل بی‌بی‌سی در مقابل‌شان قرار داده.  موفق باشید        

31626

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: استاد عزیز خواستم در مورد عبارت قرآنی «lفزادهم ایمانا» در قرآن بدانم. در صوت انقلاب اسلامی و وظیفه ای که داریم سخنانتان را گوش دادم. استاد عزیز در شروع مقاطع خاص مثل شروع انذار و بشارت انبیا و سختی های همراهش و صدر اسلام و در معاصر انقلاب اسلامی و دفاع مقدس، اگر اینها را نقطه های عطف تاریخ بدانیم که نیاز به درک و فهم حضور تاریخیِ جدیدی دارد، استاد عزیز آن کسانی که در این مقاطع، مصداق «فزادهم ایمانا» می شوند یا برای آنکه بشویم، استاد این افراد در دوره قبل ظهور انبیا و تاریخ جدید، چه مدل افرادی بودند؟ آیا اینها اجمالی را دریافته بودند؟ آیا این سعه صدر و بصیرت در عین ثابته آنها بوده؟ فکر که می کنم،حضرت علی (ع) که در مورد رویت خدا از ایشان سوال کردند و فرمود خدایی که نبینم نمی پرستم، جدای از ایشان و عظمت شان، افراد ذیل ایشان را چگونه دریابیم؟ ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بحمدلله در جستجوی نکته مهمی هستید که برای ورود به آن نیاز است مقدماتی را طی کنید. در بحث سوره «فتح» به لطف الهی آن مقدمات و ظرائف مطرح شده است. خوب است در این مورد به کتاب «سوره فتح و آینده روشن مجاهدان سالک» که روی سایت هست، مراجعه فرمایید. موفق باشید

31530

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام و عرض ادب: استاد اصول کافی چه ترجمه و چه شرحی رو بخونیم و طریقه مطالعه اش چه جوریه؟ از کدوم کتاب و بابش شروع کنیم؟ التماس دعا از شما استاد زحمتکش و دلسوز
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر نمی‌کنم ترجمه‌های آن کتاب تفاوت چندانی با هم داشته باشند. از کتاب «کفر و ایمان» شروع بشود خوب است. موفق باشید

31461

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: چند ساله پدرم رو از دست دادم. زمانی‌که در قید حیات بود تا زمانی که از دنیا رفت من کنار ایشون زندگی نکردم یعنی اصلا کاری بمن نداشت. زندگی خودش رو می‌کرد. نه خرجی من رو متقبل می‌شد نه چیزی، جر اواخر که دو سه بار پول یارانمه ام رو بهم داد و من واقعا در مضیقه زندگی می‌کردیم. من و مادرم اون شهر دیگه بود و ما شهر دیگه، منزل جد مادریم تا بزرگ شدم و ایشون از دنیا رفت. من دائما گله می‌کردم حتی بعد از فوتش و گاهی هم از شدت ناراحتی نفرین می‌کردم حالا حس می‌کنم ایشون از من ناراضیه و شاید عاقم کرده. حالا چکار کنم؟ لطفا جواب در کانال گذاشته شود ممنونم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: شما برای ایشان صدقه بدهید بلکه به او کمک شود. فکر نمی‌کنم عدم رضایت ایشان با توصیفی که می‌فرمایید جهت سلوک و سیر شما اختلالی ایجاد کند. موفق باشید

31062

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: در پاورقی جزوه فص شیثی فرمودید رسول خدا در مقام عین ثابته خود اولین کسی بودند که به خدا ایمان آوردند. حال سوال بنده این است که در مقام عین ثابته که هیچ گونه کثرتی نیست پس رسول خدا چگونه «اولین» نفر بودند در حالی که یک و دو معنی ندارد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: هرکس در عین ثابته خود مختار است و در آن مقام با وجود علمی همه موجودات و افراد، مرتبط است. موفق باشید

30988

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: نظر شما راجع به واکسن کرونا چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد صاحب‌نظر نیستم. موفق باشید

30886
متن پرسش
با عرض سلام خدمت استاد عزیز: پیرو سوال شماره 30873؛ شما در کتاب شریف «هدف زمینی آدم» چندین بار به وجود نقائص پنهان در عالم برزخ نزولی اشاره کرده اید. مثلاً: «آدم در زندگي در برزخ نزولي هنوز نقص دارد و آن عبارت است از اين‌كه امكان از دست‌دادن آن شرايط برايش هست. درست است كه زندگي در زمين، نقصش بيشتر است، ولي در مقايسه با برزخ صعودي، برزخ نزولي داراي يك نحوه نقص است.» همچنین: «اين‌كه «لِيُبْدِيَ لَهُمَا مَا وُورِيَ عَنْهُمَا مِن سَوْءَاتِهِمَا» تا آنچه از عيب‌ها براي آن‌ها پوشيده بود را آشكار كند. يعني آدم و حوا در آن بهشت‌ نقص‌ها و عيب‌هايي دارند كه در آن مقام به جهت عدم توجه نظر به آن عيوب ندارند. حالا آن عيب‌ها چه چيزي است كه شيطان تلاش مي‌كند آن‌ها را عمده و آشكار کند؟ آيا همان ميل به لذات دنيايي و ميل به طبيعت که در آن‌جا اهميتي نداشت، نيست؟... چه‌چيز در آن عالم براي آن‌ها پنهان بود؟ «مِن سَوْءَاتِهِمَا» معايبشان.» عرض بنده هم این بود که بالاخره یک نقص هایی بود که هرچند در آن عوالم قبلی به جهت وحدتی که حاکم است آشکار نبود اما با ورود به عالم طبیعت آشکار می شود. حال با توجه به اینکه می فرمایید: «حالا بعد از نزديکي به شجره و در عين پذيرفتن توبه، بايد زندگي زميني‌تان را شروع كنيد. ولي اگر روي زمين بياييد در زمين از طريق شريعت الهي نقص‌هايتان را كشف مي‌كنيد و در صدد جبران آنها برمي‌آييد.» حالا همان نقایص و معایب پنهان از کجا سرچشمه می‌گیرد؟ چون این عیب ها و نقص ها در عالم طبیعت برای هر کسی به نحو متفاوتی آشکار می شود. مثلا کسی قدرت طلب است و کسی شکم پرست است و ... شما در این کتاب ضمن توضیحات خود نقایص انسان را در قیاس با کمال مطلق دانسته اید و فرموده اید: «انسان طوري است كه مي‌خواهد به مقصد خود يعني بندگي خدا برسد، چون علم به خود دارد كه هيچ است، هيچ. و در مقايسه با کمالات مطلق پروردگارش كه مقصد و مقصود اوست، متوجة نقص‌هاي خود مي‌شود.» با توجه به فرمایش شما بنده این سوال را مطرح می کنم که آیا اینطور نیست که همان نقصی که در مقابل کمال مطلق داریم ــ و همین نقص در قیاس با مظاهر اسم جامع الله نیز نمود پیدا می‌کند ــ به صورت نقص های جسمانی در عالم طبیعت ظهور پیدا می کند و انسان را دچار تعب می کند؟ (در ادامه بیشتر توضیح می دهم) شما در این کتاب می فرمایید: «‌هر چه به طبيعت نزديك بشويد، به تعب مي‌افتيد و از بهشت خارج مي‌شويد، آن وقت نقص‌ها و زشتي‌ها ظاهر مي‌شود... هبوط يعني کاري کنيم که روح گرفتار جسم شود و جهت جان را به جسمي كه در دنياست معطوف داريم و همه توجه‌مان به نقص‌هاي جسم مشغول شود» پس نقائص ما به واسطۀ جسم عنصری در عالم طبیعت نمودار می شود و در عوالم قبلی نقائصی هست که نمود ندارد و منظورم از نقائص این نیست که انسان فی حد ذاته عیبی دارد بلکه خلقت هر انسانی بنابر عین ثابته ای که دارد در تعادلی مناسب شأن او انجام پذیرفته و در عوالم علوی هیچ عیب و نقصی از این جهت ندارد اما چون قرار است که مقامات خود را با ارادۀ خویش کسب نمایند همین نقصی که شما هم فرمودید در قیاس با کمال مطلق در وجود هر کسی تعبیه شده، در عالم طبیعت در قالب نقص های جسم های ظهور می یابد و انسان را گرفتار امتحان و ابتلاء می کند. جهت توضیح دقیقتر: طبق نظر عرفا مزاج زمینی انسان و ترکیب جسمانی او که مرجّح و مخصّص حدوث نفس و معیّن استعدادهای نفسانی و جبلّی اوست، صورت زمینیِ استعدادی است که در عین ثابتۀ او و اسمائی که این عین ثابته مظهر آن هاست وجود دارد. بر این اساس، مثلاً کسی که در آن استعداد اصلی در عالم علمی، اسم علیم در او ظهور چندانی نداشته باشد، در مزاج زمینی او نیز این نمودار خواهد شد و چندان استعداد فهم دقائق علمی را ندارد و یا کسی که مظهر برخی اسماء جلالی است مثلا مزاجی غضبناک خواهد داشت. به عبارت دیگر، آن نقصی که از جهت قیاس با اسم جامع الله و عین ثابتۀ آن ــ که در نهایت اعتدال است ــ دارد در عالم طبیعت که عالم اضداد است در قالب مزاجی ظهور می نماید که به جهت غلبۀ خلط صفرا و عنصر آتش او را از تعادل حقیقی انسان کامل دور می کند و همین عدم تعادل در مزاج جسمانی است که نقص او در ظهور جامع اسماء را آشکار می کند و او را به تعب می اندازد و نحوۀ سلوک زمینیِ او را معلوم می کند. یعنی انسان عصبانی مزاج باید با این خصیصه ای که در عوالم قبلی به جهت وحدت حاکم بر آن نمودی نداشت جهاد نماید و نفس خود را حاکم بر این تمایل بدنی و مزاجی نماید تا نقص او جبران شود، یا به عبارت دیگر حالتی برای او ایجاد شود که همانند عوالم قبلی با وجود مظهریت او از اسماء جلالی در تعادل قرار گیرد. اما تعادلی مناسب شأن عالم طبیعت و وقتی چنین کرد و در هر عالمی تعادلی مناسب آن عالم را ایجاد کرد (در عالم طبیعت تعادل مزاجی و در برزخ صعودی ملکۀ عدالت) آنگاه خلیفۀ حق در این عوالم گشته و آن شأن والای اولیۀ خود را با ارادۀ خویش دوباره به دست آورده است. با تشکر از زحمات شما استاد گرانقدر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: رویهمرفته نکات خوبی را مطرح می‌فرمایید. آری! در برزخ نزولی که روح، از مقام بالاتر وجود تکویناً به مرتبه نازل‌تر نزول می‌کند، نقص‌هایی محقق می‌شود که صورت این فرآیند، نزدیکی به شجره ممنوعه است که نماد عالَم کثرت می‌باشد عالمی که جامعیت ندارد و هرچیزی، چیزهای دیگر نیست. در حالی‌که در مقام برتر یعنی در مقام جامعیت هر چیزی، چیزهای دیگری هم هست مثل نور سبز در نور بیرنگ. ولی در طیف نوری که از منشور عبور می‌کند نور سبز، شش نور دیگر نیست. در رابطه با حضور در عوالم مادون یعنی عالم اسفل السافلین و تجربه چنین حضوری خوب است به جواب سؤال شماره 30869 رجوع شود. موفق باشید

30837

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: میگم من‌ در حین خوندن کتاب برهان صدیقین اینجور برام تصور شد که عالم ماده همون خداست منتها به مرتبه نازله. یعنی مجموع پدیده های مادی به صورت مجموع می‌شود صورت نازله یک حقیقت که خداست. نه اینکه تک تک پدیده های مادی هر کدام خداست بلکه همه با هم!!! یکی دو روز با این حالت سپری کردم و نماز خوندم. ولی شما در ادامه بحث گفتید که اینجوری نیست و بحث رو توضیح دادید‌. سوالم اینه آیا در این یکی دو روز که من با همچین اعتقادی زندگی کردم کافر بودم و نجس؟ سوالی که دارم می‌پرسم از یه جهت خودم خندم میگیره و از یه جهت میگم نکنه واقعا شرعا کافر بودم و نجس
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ابداً این‌طور نیست. در همان دو روز هم به دنبال خدا بودید و خودِ حضرت ربّ راه را نشان دادند زیرا با نیّت صادق به دنبال حضرت رب‌ّ‌العالمین به هر در و دیواری زدید تا بالاخره متوجه شدید: «وَ ربّی اَحسَنُ ربّی». موفق باشید

30771

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم و رحمه الله: استاد عزیز در کتاب شریف «ادب خيال عقل و قلب» نکته ای فرمودید که با توجه به اینکه ساحت بشر در نوع رجوع به عالمان عوض شده و امروزه علوم را در کتاب ثبت مي کنند و فرمودید پس ديگر انتظار نداريم خدمت فلان عالم برويم و از او بخواهيم اسرار سينه خود را به ما بگويد. سوال حقیر این است که جدایی از کسب علوم، عده ای از علما نقش نَفَس یک اهل دل و یک عالم ربانی را در رشد معنوی لازم می‌شمردند، لذا به نظر حضرتعالی این مورد هم با تغییر ساحت تغییر کرده و آیا با حضور در جان مطالب کتب بزرگان می‌شود از نفس قدسی آنها بهره برد؟ متشکرم. التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بحمدالله معارف الهی با نظر به هویت اشخاصی مثل حضرت امام«رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» جای خود را باز می‌کنند و در همین رابطه مرحوم آیت الله بهجت فرمودند: «علم تو استاد تو است». البته این بدان معنا نیست که اگر صاحبدلی متعیّن به معرفت و اخلاق یافتیم، از او غافل باشیم. موفق باشید

30766

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: تا حدی کتبتان را مطالعه کردم آیا امکان دارد دستورالعملی را برای اینکه دل را در حضور حق ببریم ارائه فرمایید؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: پیشنهاد می‌شود به سراغ کتاب «با دعا در آغوش خدا» بروید. کتاب فعلاً روی بنر سایت هست. موفق باشید.

30695

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: در جلسه فرمودید روایتی داریم که اگر ذکری را می‌گویید ولی قلب با شما همراه نیست ادامه ندهید زیرا قصاوت قلب می آورد. اگر اشتباه نکنم یکی از علما گفتند مثلا اگر نماز شب هم بی حالید و حضور قلب ندارید باز هم بخوانید اثر وضعی خود را دارد.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! در هر دو حال باید انسان به خودش نظر کند که عباداتش برایش به جای حضور قلب، صرفاً عادت نشود. از آن طرف اگر در ابتدای امر چندان حضور قلب برای او نیست، این را نباید حمل بر عادت کرد. موفق باشید

نمایش چاپی