سلام و خسته نباشید خدمت استاد: سوال ۱: شما در نکته های معرفت نفس گفتید که ما عین حیات ایم، خود زنده بودن ایم، زنده ایم به جلوه أسم حی، و زنده بودنشون رو با تو نمایش بگذارند نه چیزی هستید که زنده اید و نه مرده بودی زنده ات کردن. حال برداشت من از حرف شما اینه که من دائما زنده بوده ام و از همون لحظه که خدا اراده کرده به من هستی(وجود) بخشیده تا ابدیت و چون ما جلوه (أسمی) از خدا ایم پس از خدا ایم و خدا هم که عین حیات است و دائما بوده است پس ما هم دائما بوده ایم نه اینکه مرده (نیست) بودیم و زنده شدیم. اما شما در نکته ده معرفت نفس فرمودین که ما مستقیم از ذات خدا نیستیم بلکه مخلوق خدایم چون مقام روح بالا است خدا روح رو از خودش میدونه و ذات خدا مثل ماده تقسیم پذیر نیست وحدت دارد. حال معنی خلق کردن چیست مگر این نیست که یعنی فلان چیز اول نبوده بعد ایجاد شده ساخته شده و اگر مستقیم از ذات خدا نیستیم چطور جلوه ای (أسمی) از خدا ایم یا برداشت من از نکته دهم اشتباهه و اشتباه متوجه شده ام؟ سوال ۲: در کتاب معرفت نفس، آشتی با خدا، آنگاه که فعالیت های فرهنگی پوج میشود، چگونگی فعلیت یافتند باورهای دینی، أسماء حسنی متوجه شدیم که باید خدا دار باشیم (ارتباط با حق، حضور قلب، متجلی شدن أسماء بر قلب، احساس حضور) نه خدا دانی صرف. از طرفی متوجه شدیم که این کار توسط استعداد بعد قلبی وجودی روحی انجام میشه و اگر خدا با أسماء اش با ما برخورد کند احساس سرزندگی و بی نیازی رو تجربه میکنیم و پی میبریم که این احساس وجودی و تجربه از جنس فکر و خیال نیست از جنس دیگری (قلبی) است و این کار توسط بعد قلبی انجام میشود. اما شما در مباحث عالم خیال فعال فرمودید که با عالم غیب الغیوب که نمیشه مرتبط شد و أسماء الهی در عالم خیال منفصل (مثالی) تجلی میکنه و وقتی پای تجلی میاد وسط پای صورتِ حقیقت معنا میاد وسط و ما از طریق خیال متصل خودمون با عالم مثال با صورت أسم یا صورت معنا مرتبط میشیم. حال سوال اینجاست که بالاخره ارتباط با أسماء از طریق خیال فعال صورت میگیره یا از طریق استعداد قلبی؟ تفاوت جایگاه خیال فعال با قلب چیست؟ آیا به هم مرتبط اند؟ البته فرمودید که خیال فعال با خيال پردازی (وهم) درون ذهن تفاوت دارد و با فکر درون ذهن تفاوت دارد و خیال فعال چیز دیگری است.
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. نفس ناطقه انسانی همانطور که ملاحظه فرمودهاید عین حیات است همانطور که آب عین رطوبت و تری است ولی وجود آنها از خداوند است به این معنا که مخلوقات در ذات خود ممکنالوجود هستند و وجودشان را از خداوند میگیرند که عین وجود است و از این جهت تنها خداوند است که خداوند است و بقیه در «وجود» نیازمندِ خداوند میباشند و از جهتی مظاهر انوار اسماء او هستند. ۲. همچنانکه در پاورقی آن کتاب عرض شد، خیالات پاک در موطن حضور قلبی عامل ظهورات صور معنوی میشوند و از این جهت میتوان تفاوتی بین آنها قائل نبود. موفق باشید
با سلام و عرض ادب خدمت استاد عزیز: بنده معلم هستم و با دانش آموزان مقطع متوسطه اول و دوم کار تربیتی می کنم و به بیان معارف دینی به دانش آموزان مشغولم از کتاب جوان و انتخاب های بزرگ و ده نکته در معرفت نفس مطالبی رو برای بچه ها بیان کردم که با استقبال خوبی مواجه شد خواستم درخواست کنم کتابهای دیگری از خودتان و اساتید دیگری برای دادن نگاه صحیح به نوجوانان در خصوص زندگی و تقویت مبانی اعتقادی این عزیزان معرفی نمایید و اگر توصیه خاصی دارید که در روند کار تربیتی میتونه اثر گذار باشه لطفا بفرمایید. با تشکر
باسمه تعالی: سلام علیکم: کتاب «چه نیازی به نبی» و «فرزندم؛ اینچنین باید بود» که روی سایت هست و کتاب «نامههای بلوغ» از مرحوم صفائی حائری إنشاءالله مفید خواهد بود. موفق باشید
با سلام خدمت استاد عزیز: می بخشید شما سیر مطالعاتی آثار استاد مطهری را بیشتر تاکید می فرمایید یا سایرین از جمله خود شما بزرگوار را؟ با تشکر و التماس دعا
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر میآید با تأمّل در آثار عالم فرهیخته و سرزنده نسبت به مسائل اجتماع یعنی شهید مطهری بسیار جهت انضباط ذهنی و عقلی در دین مفید خواهد بود نهایتش اگر سری هم به مباحث «ده نکته در معرفت نفس» و «برهان صدیقین» با شرح صوتی آن بزنید؛ بهتر میتوانید با آثار آن عالم بزرگوار رابطه برقرار کنید. موفق باشید
بسمه تعالی. بازخوانی هویت دینی و ملی. محضر طربناک استاد سلام و احترام: آیا بر اساس این دو آیه از قرآن که می فرماید «الذی خلق فسوی» و «الذی قدر فهدی» نمیتوان نتیجه گرفت نظر جناب شیخ الرئیس که عالم، موجودی است که وجود دارد، و نه وجودی که این چنین موجودیت یافته است، صحیح میباشد؟ اگر طبق آیه خداوند خلق کرده و سپس هماهنگی بخشیده و یا تقدیر و اندازه گیری کرده و سپس هدایت کرده پس نظر جناب صدرا مبتنی بر نحوه وجود غلط و نظر جناب شیخ صحیح میباشد.
باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال در آیه «الّذی خلق فسوّی» هم نظر در حضور خداوند است که به مخلوقات «وجود» میدهد. و جناب شیخالرئیس هم از این جهت منکر اصالت وجود نیست. آقای دکتر غلامحسین دینانی با اشاره به کلام مشهور ابن سینا که میفرماید: «ما جعل الله المشمشه مشمشه بل اوجدها» گوید: این کلام نشان دهنده این است که وی معتقد به اصالت وجود بوده است؛ اگرچه آن را به صراحت اعلام نکرده است. موفق باشید.
سلام و عرض ادب: در کتاب مقالات شمس استشهاد به قرآن و کلام رسول الله زیاد دیده میشه. اما چیزی که برام سوال شده اینه که معنی برخی عبارات ایشون مثل اینکه گفتن که من از خواندن رساله محمد تاریکتر میشم مرا رساله خود باید. یا توی برخی عبارات میگن عارفان صوفیان به محمد احتیاجی ندارند و... اینا رو به چه معنی باید فهمید؟ یکی از شماره صفحه هایی ک به خاطر دارم صفحه ۲۷۰ مقالات شمس تصحیح محمد علی موحد هست.
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. احتمالاً باید مطلب را در فضای خودش معنا کرد. آری! بعضی مواقع قرآن برای عدهای چنین است که فرمود: «وَلَا يَزِيدُ الظَّالِمِينَ إِلَّا خَسَارًا) (اسراء/82) و اینجا سالکِ عالم به وضعیت و موقعیت خود میفهمد که در نسبت با قرآن به جهت عدم آمادگی روحیاش، چه برایش پیش میآید. ۲. و شاید بحث در آن باشد که رسول خدا «صلواتاللهعلیهوآله» راه را نشان دادهاند و من باید خودم آن راه را طی کنم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. فکر میکنم در تفسیر قیّم المیزان بتوانید نکاتی را بیابید. ۲. در ظاهر، قضیه از این قرار است که میفرماید انسان بسترِ ظهورش در پایینترین درجه عالم یعنی عالم ماده بوده است که همان «طین» گفته میشود و در تبیین آن، عنوان «صلصال کالفخّار» به کار میبرد به معنی گل کوزهگری. و این در حالی است که به صورت «حمأ مسنون» یا لجنی در میآید که بستر رشد موجودات آلی خواهد بود و در اصطلاح زمینشناسی به آن زاپروپلهای پرکامبرین میگویند که منشأ تک سلولیهای اولیه است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: از زمانی که ایشان به تهران سفر کردند، ارتباط افراد با ایشان کم شده و بنده نیز سالهاست که ارتباطی با ایشان ندارم. علامه حسنزاده، عالِمی عارف و فیلسوفی توحیدی میباشند که خود را در هیچ فرقه و گروهی تعریف نکرده و وارد نشدهاند و اساساً با حضور تاریخیِ انقلاب اسلامی چه نیاز است به آن نوع فرقهگراییها؟! موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: مسلّم مواردی است که اقتصاددانان باید نظر دهند که ضعفها از کجاها میباشد، چه اندازه از آن داخلی است و چه اندازه از آن مربوط به جنگ اقتصادی با غرب است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بالاخره آن نرمافزار بر اساس دادههایی که ما به آن دادهایم، جواب میدهد. مگر میشود از این طریق برای هرکس و در هر زمان نتیجه گرفت؟ موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: تفاوت نمیکند. زیرا آنچه هویت علمی داشته باشد، حتی علومی مثل ریاضیات، مربوط به نفس ناطقه میباشد. میماند که اگر انسان ابزار ارائهی آن را به هر دلیلی از دست بدهد، نفس نمیتواند آن را در عالَم بیرون ظاهر کند و یا ارائه دهد. مثل قوهی بینایی که مربوط به نفس ناطقه است. ولی اگر چشم از بین برود، نفس نمیتواند از آن قوه در دیدن پدیدههای خارج از ذهن خود استفاده کند. پیشنهاد میشود در این رابطه بحث «ده نکته در معرفت نفس» دنبال شود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. طرح خلقت آدم در ۶ هزارسال پیش، سخن محکمی نیست که بتوان آن را به پای قرآن گذاشت. ۲. انسان کامل، مقامی است فوق عالم ماده که در زمانهای مختلف در شخصیت انبیاء باشرایط تاریخیِ آنها به ظهور میآید و در این تاریخ، در حضرت مهدی «عجلاللهتعالیفرجه» ظهور دارد. ۳. نظریهی بیگبنگ بیشتر یک توهّم است و ما در مباحث زمینشناسی هیچ جایگاهی برای آن قائل نیستیم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در بحث حرکت جوهری عرض شد که این عالم قیامت میشود و باز عالمی دیگر و قیامتی دیگر. در روایت داریم: «عَلِيَّ بْنَ الْحُسَيْنِ ع يَقُولُ إِنَّ اللَّهَ خَلَقَ مُحَمَّداً وَ عَلِيّاً وَ الطَّيِّبِينَ مِنْ نُورِ عَظَمَتِهِ وَ أَقَامَهُمْ أَشْبَاحاً قَبْلَ الْمَخْلُوقَاتِ ثُمَّ قَالَ أَ تَظُنُّ أَنَّ اللَّهَ لَمْ يَخْلُقْ خَلْقاً سِوَاكُمْ بَلَى وَ اللَّهِ لَقَدْ خَلَقَ اللَّهُ أَلْفَ أَلْفِ آدَمَ وَ أَلْفَ أَلْفِ عَالَمٍ وَ أَنْتَ وَ اللَّهِ فِي آخِرِ تِلْكَ الْعَوَالِم» - ابو حمزه ثمالى گفت از حضرت زين العابدين عليه السّلام شنيدم ميفرمود خداوند محمّد و علي و پاك فرزندانش را از نور عظمت خود آفريد و آنها را بصورت شبح قرار داد قبل از آفرينش مخلوقات سپس فرمود تو خيال ميكنى خداوند جز شما چيزى نيافريده بخدا سوگند هزار هزار آدم و هزار هزار عالم آفريد كه تو در آخرين عالم قرار گرفتهاى. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همینطور است که میفرمایید. زیرا انسان در ذات خود، خدا را دارد و عواملی موجب این غفلت میشود که به آن حجابهای حضور خدا میگویند مثل مواردی که جنابعالی برشمردید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: خودشان از طریق جمعکردن و تکاثف هوا، جسمی را که بخواهند را به خود می گیرد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در هر حال نباید در هیچکدام از وجوه قضیه افراط کرد. آری! همانطور که به ما فرمودهاند باید رویهمرفته از ظاهر طرف خوشمان بیاید، ولی اصرار بر صِرفِ زیبایی نباشد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ابداً. ما همه حتی اکثر افراد مذهبی که گرفتار آگاهی نسبت به حقایق هستند به جای احساسِ حضور در آغوش حقایق، به نحوی گرفتار دوگانگی بین اُبژه و سوبژه و نیهیلیسم هستند. امروز تنها از طریق انقلاب اسلامی به همان روشی که شهداء، خود را در آن یافتند میتوان از آن نوع دوگانگی تا حدّی رهایی یابند. زیرا وقتی مدّ نظر انسان، حقیقت باشد و نه مفاهیمی از حقیقت، عملاً نظر به حقیقت عین اتحاد با آن میشود و این امری است که با دیانت به معنای واقعی آن پیش میآید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در قیامت، انسانها با ملکات و نیّتهایی که از قبل کردهاند، روبهرو میشوند. در آنجا تکامل به معنای ارادهای جدید معنا ندارد، تنها رفعِ حجاب در میان است از آن جهت که آنچه به دنبال آن بودند و موانع دنیایی مانع رسیدن به آنها میشده، رفع گردد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده «برهان صدیقین» جناب ملاصدرا در این مورد بسیار توانا است. کتاب «از برهان تا عرفان» همراه با شرح صوتی آن که هر دو بر روی سایت هست، إنشاءاللّه مفید خواهد بود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در شرح آن دعای جلیلالقدر عرض شد واژهی «استماع» به معنای توجه است و نه گوشدادن، لذا در قرآن داریم: «وَإِذَا قُرِئَ الْقُرْآنُ فَاسْتَمِعُوا لَهُ وَأَنْصِتُوا لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ» (اعراف/۲۰۴) یعنی وقتی قرآن خوانده میشود به آن توجه کنید. و در همین رابطه در دعای مذکور از خدا میخواهیم با عنایت خود به شما توجه کند و نظر مبارکش را به شما مبذول دارد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. نظر به علوّ حضرت محبوب داریم. ۲. دستِ دعاکننده، از رحمت الهی بهرهمند میشود و لذا به صورت نمادین، دستهای بهرهمندشده از رحمت الهی را به صورت میکشیم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی بدانیم روحها به نحوی میتوانند با همدیگر متحد شوند، اگر متوجه بودیم بعضی روحها مثل روح اولیای الهی به افقی بس متعالی در عالم نظر دارند؛ سعی میکنیم با نوعی اتحاد با روح آنها عالم را بنگریم که راهکارِ عملی آن، نظر به سیره و روایات آنها است، ولی با آن چنان رویکردی که عرض شد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در کتاب «صلوات بر پیامبر، عامل قدسیشدن روح» عرض شد که چگونه به نور صلوات، حضور ائمه «علیهمالسلام» را به میان میآوریم و با آن حضور، کارها را ادامه میدهیم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: خود بنده امکان ورود در این امور برایم مقدور نیست ولی رفقا تا حدی در پیامرسان ایتا ابوابی را گشودهاند مثل https://eitaa.com/joinchat/2058223627C6292143c14 موفق باشید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: انسان باید در این زمانه به وسعت شخصیت خود فکر کند، نهتنها با تمرکز کامل درس خود را بهخوبی ادامه باید بدهید، باید چندین مطالب علمی و دینی را هم با تمرکز کامل دنبال کنید. موفق باشید .
بسم الله الرحمن الرحیم استاد عزیزتر از جانم سلام علیکم: شهادت سردار رشید اسلام سپهبد قاسم سلیمانی را خدمت امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف و نایب بر حق شون امام خامنه ای این قلب تپنده دلهای بیدار و منتظر و جنابعالی به عنوان سرباز جبهه فرهنگی و دینی این عزیزان تسلیت و تبریک عرض می کنم. جانانم مراد از تصدع اوقات طرح سوالیست که سالهاست با من هست و باعث اضطراب و افسردگی و تفرق و سردردهای شبانه و فشارهای روزانه شده، به طوریکه به جان آمده و شب و روزی نیست که آه و افسوس نکرده و اشکهایی جاری نشود. زیاد متصدع نمیشوم و یک راست به اصل مطلب می پردازم، استاد عزیزتر از جانم حقیر در این حدود ۳۳ سال که از عمرم گذشته، شب و روزی نبوده که به تکامل و اصلاح روح و روانم فکر نکرده باشم و تا حدودی عمل نکرده باشم، اما انگار در یک تسلسل عجیب گیرافتاده ام و انگار قرار نیست که اتفاق مثبتی بیوفتد و از این زندان بی در و دیوار که ظهورش این روزمرّگی و ناامیدی و اضطراب همیشگی قلب و وجودم می باشد، سالیان سال هست که انتظار فرجی در این کار می کشم و هر اتفاق و امتحانی که پیش میآید بنایش را بر این میگذارم که این وسیله رسیدن به آن فرج و آن گشایش می باشد، هرچند که ارتباط ظاهری چندانی با این داستان نداشته باشد و امید دارم که بزودی آن اتفاق موعود بیوفتد و رهایی پیدا کنم. جانانم سالهاست یک ندای درونی میگوید فلانی تو قرار است که نقش مهمی ایفا کنی و ان شاءالله شهادت در این راه از باب فضل الهی نصیبت خواهد شد اما بقول سردار شهیدمان تو تا شهید نباشی، شهید نمیشوی. شهید نیستم و شهادت می خواهم و هیچ تصوری ندارم این سربازی و این جانبازی در قواره و تقدیر من چگونه نوشته شده است! مرا چه می شود؟ بکجا می روم؟ چه میگویم؟ فدایتان شوم ای آرامش قلب بی قرارم! والسلام علیکم و رحمةالله و برکاته
باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر میکنم باید به مأوایی فکر کرد که به عنوان تقدیر الهی در آن قرار دارید و در این حال، بودنِ شما برایتان پذیرفتنی میشود و در آن بستر، آنچه وظیفه است انجام میدهید تا «آنچه پیش آید خوش آید». موفق باشید