بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
25005

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم استاد عزیز: نظر حضرتعالی در مورد انجیل برنابا چیست؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: احتمالاً مسئله همین طور بوده است که در ابتدای آن انجیل مطرح شده است و باید قابل اعتماد به حساب آید. موفق باشید

24406

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: در جزوه مبانی نظری عرفان در اسلام صفحه ۲ فرمودید حقیقت چیزی نیست که به سراغ ما بیاید. ولی بارها خود فرمودید با این مضمون که انسان گاهی باید منتظر باشد تا حقیقت به صورتهای مختلف به سراغش آید البته پس از آنکه شایستگی را در خود ایجاد کرد. لطفا توضیح فرمایید
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! اگر ما آماده شدیم حقیقت مثل نور خورشید بر پنجره‌ی جان انسان تجلی می‌کند. ولی پنجره را باید از کدورات پاک کرد. منظور آن است که نمی‌توان بدون آمادگی منتظر بود. موفق باشید

32941

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام: خوبید؟ بخشی از نوجوان‌ها و جوان‌ها وقتی بحث گناه و معصیت میشه دیدشون اینه که چرا انسان باید خلاف طبیعت و وجودش گام برداره؟ مثلا زن دوست داره دلبری کنه، برقصه، طنازی کنه و..‌‌. چرا باید یک سلسله دستور برای شنا کردن خلاف جهت آب آمده باشد به نام دین؟ بگذارید انسانها طبق طبیعت و وجودشان رفتار کنند. پاسخ چیست؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: انسان در گذرگاه بین گرایش‌های نفس امّاره و فطرت الهی خود باید با انتخاب‌هایش، خود را شکل دهد و انتخاب‌های فطری او است که انسان را به اصالتِ اصیل و پایدار سوق می‌دهد. موفق باشید

31365

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: با این روال که در افغانستان مشاهده می‌کنیم احتمالا باید شاهد حکومت طالبان باشیم. اتهام ارتباط جمهوری اسلامی با طالبان سالها مطرح بود تا اینکه در دولت قبل رسما به تهران آمدند. اخیرا در بین برخی اصولگرایان صحبت از طالبان خوب و بد مطرح شده و این طالبان جدید را متفاوت با قبل می‌پندارند تحلیل حضرتعالی چیست و اگر دولت طالبان تشکیل شد خطری برای انقلاب اسلامی دارد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: سعی نظام اسلامی آن بود که در حدّ ممکن طالبان را به نظام دولتی نزدیک کند و از تاریخ تحجّری که گرفتار آن هستند، نجات دهد. ولی نه طالبان توان چنین فهمی را دارند و نه آمریکا بنا دارد افغانستانی آرام در کنار ما شکل بگیرد. موفق باشید

31246

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: با توجه به دسته بندی ایی که مرحوم علامه (ره) در کتاب رساله الولایه در مورد مراتب افراد دارند و اینکه برای هرکس بسته به مرتبه خودش باید سخن گفت و برخی انقطاعی اند و برخی مرتبه دیگر هستند، ما که مربی هستیم و می خواهیم برای جمع متربیان یا مستمعین صحبت کنیم با توجه به کدام یک از این سه دسته صحبت کنیم. مطالبمان عرفانی باشد یا انذار و تبشیر های بهشت و جهنمی. آیا صحبت از رضایت خداوند و مباحث مربوط به عرفان برای نوجوانان صحیح است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مخاطبان متفاوتند. با این حال این روزها باید بیشتر امیدوارانه افراد را به حقایق عالیه دعوت کرد. موفق باشید

31065

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: از این به بعد رفتار ما با دوستان یا اقوام که رای ندادند و معتقدند نظام کنونی فاسد است چگونه باید باشد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال به ما فرموده‌اند: «إِذَا مَرُّوا بِاللَّغْوِ مَرُّوا كِرَامًا» لذا باید بزرگوارانه با خطای چنین انسان‌هایی که مغرض نیستند ولی جاهل هستند، برخورد کرد تا با دیدن سجایای اخلاقی شما شرمنده شوند. موفق باشید

30869
متن پرسش
با عرض سلام و ادب خدمت استاد گرانقدر: حضرت علامه طباطبایی «رحمة‌الله‌عليه» راجع به آیه ۲۲ سوره اعراف مي‌فرمايند: «همين كه از آن درخت چشيدند، عيب‌هايشان بر ملا شد: «فَلَمَّا ذَاقَا الشَّجَرَةَ بَدَتْ لَهُما سَوْءاَتُهُمَا» به علت نزديكي به طبيعت، نقص‌هاي آن‌ها پيدا مي‌شود، حالا هر چه بيشتر به آن نزديك شوند- به اميد بر طرف شدن نياز- نيازشان بيشتر مي‌شود». در کتاب شریف «هدف حیات زمینی آدم» توضیحات بسیار خوبی در این باره ایراد فرموده اید. با الهام از آن توضیحات و مطالعاتی که بنده در حال انجام آن هستم، برداشتی از این آیه شریفه داشتم که نظر جنابعالی را در این زمینه جویا هستم (اینکه آیا چنین برداشتی می تواند صحیح باشد؟): حکما و محققین در رابطه با ارتباط میان نفس و بدن بیان کرده اند که نفس با قطع نظر از تعلقی که به بدن دارد، «عقل» است و صفات عقلى، مَلكى است و به اقتضاى سرشت خود ناظر به كمال و ديار مناسب خود است كه: «العقل ما عُبد به الرحمن، و اكتسب به الجنان»... بدین سبب گرفتاری انسان به اخلاق و عاداتی که مانع از این اتصال به عالم اعلی می شود به سبب تعلقی است که بعد از کینونت عقلی خود به بدن می یابد. یعنی تا در عالم عقل و آن بهشت نزولی است غرق در تماشای جمال یار است اما به محض تعلق به بدن، گرفتار نقائص مزاجی خود می شود و تا بر اقتضائات این مزاج غلبه نکند و قوای حیوانی را تحت حاکمیت عقل به اعتدال نرساند در بند تعلقات بدنی و مادی خود گرفتار خواهد بود. حال سوال بنده این است که آیا این حالتی که برای آن موجود عقلی و مَلکی بعد از هبوط در عالم طبیعت پیدا می شود، به علت همان قاعده ای است که در این آیۀ شریفه ذکر شده؟ یعنی انسانی که در کینونت عقلی خود موجودی ربانی است، به علت نزدیک شدن به شجرۀ ممنوعه و کثرات عالم طبیعت، انسانی طبیعی می گردد که در طبیعت خود حائز نقص های مختلف است که همین نقائص مانع از شهود حق می گردد در حالی که در عالم قبلی این نقائص آشکار نبودند یا مزاحم وصل او به مبدآ ایجادی اش نمی شدند؟ همچنین: و آیا این تقریر صحیح است که چون هر موجودی مظهر اسمی از اسماء الهی است و این اسماء در مقایسه با اسم جامع الله دارای نقص می باشند، اگر از عالم وحدت و آن بهشت نزولی به عالم کثرت هبوط کنند، همین نقصی که در جامعیت اسمائی خود دارند در عالم طبیعت نمودار می شود و عدم اعتدال ناشی از نقص در مظهریت اسماء برای انسانی که مستعد ظهور همۀ اسماء است بصورت عدم اعتدال در مزاج و ترکیب جسمانی نمودار شده و او را به سوی عادات حیوانی و جاذبۀ مادی سوق می دهد؟ و انسان در مواجهه با این مزاج باید روشی را پیش بگیرد که نقائص مزاجی خود را با قاهریت و حاکمیت نفس بر آن به اعتدال نزدیک کند تا بدین صورت از تاثیر آن خلاصی یابد و نقص اسمائی خود را در فرصت حیات زمینی جبران نماید؟ با تشکر فراوان از شما استاد عزیز
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور است و به همین جهت بعد از آن‌که فرمود: «لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ في‏ أَحْسَنِ تَقْويم» پس از آن می‌فرماید: «ثُمَّ رَدَدْناهُ أَسْفَلَ سافِلين‏» حقیقتاً انسان را در بالاترین قوام خلق کردیم، سپس او را به پایین‌ترین پایین‌ها ارجاع دادیم؛ این سؤال پیش می‌آید چرا خداوند اگر قوام ما را در ابتدا آن بالا بالاها قرارداده و سپس گرفتار پایین‌ترین پایین‌ها کرده است؟ عجیب است که می‌فرماید خودمان آن‌ها را به «أَسْفَلَ سافِلين» ارجاع دادیم و پایین آوردیم. آیا این آیه خبر از آن ندارد که اگر مقام «أَحْسَنِ تَقْويم» را چشیدی، حال باید در دل یک تاریخ آشفته، «أَسْفَلَ سافِلينِ» هزار ساله را نیز تجربه کنی؟ تا ابر مردی بشوی به وسعت همه‌ی عالم و همه‌ی تاریخ. این‌که ما را در «أَسْفَلَ سافِلين» آورد، جز این است که می‌خواست ما در همه‌ی عوالم حاضر باشیم؟

حتماً درباره‌ی چهار منزل عرفانی فکر کرده‌اید. منزل اول «سیر من الخلق الی الحق» است. سپس سیر «من الحق فی الحق» می‌باشد که انسان در این منزل چه عشقی با خدا می‌کند. اصلاً کاری به کار مردم ندارد. در سیر سوم که سیر «من الحق بالحق الی الخلق» است، سالک در عین حضور در عالم انوار، بنا است در عالم سافل نیز حاضر شود تا این عالم را نیز تجربه کند و تا این‌جا سیر سالک جریان دارد تا سلوکش کامل شود و با نور خدا در جامعه‌ی بشری حاضر گردد. ولی سیر چهارم مأموریت است برای هدایت بشریت و مربوط به نبوت و نبیّ می‌باشد، پیامبر می‌آید تا رسالت خود را نسبت به مردم انجام دهد و از این جهت در واقع نوعی مأموریت است. آنچه سلوک را کامل می‌کند منزل سوم است که انسان جرأت خطرکردن داشته باشد و در این جهان حاضر شود تا بداند بر مردم  چه می‌گذرد. خداوند ما را نیافریده است تا شیخی باشیم در گوشه‌ای پنهان. اگر فرمود: «لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ في‏ أَحْسَنِ تَقْويم‏» و ما را در جایگاه خوب و خوشی آغاز کرد، مانند اوایل انقلاب و حالت خوشی که فضا را فرا گرفته بود ولی یک مرتبه در تهاجم فرهنگی و تهاجم نظامی قرارمان داد تا برای حضور در جهان، این سختی‌ها و تنگناها را تجربه کنیم و آن تجربه‌ی حضور خودمان در «أَسْفَلَ سافِلين» است ولی با حفظ هویت «أَحْسَنِ تَقْويم». در این حالت است که ظلمات به نور تبدیل می‌شود و انسان آتش را ابراهیم گونه برای خود گلستان می‌کند. موفق باشید  

30602

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و عرض ادب و احترام: شما در صوت های تفسیر سوره مبارکه زمر فرمودید که ما دنبال فلسفه و چرایی احکام الهی نباشیم و فقط اطاعت کنیم. اما استاد اگر ما دلیل احکام الهی را بدانیم بهتر نمی توانیم به آن هدفی که آن حکم دارد برسیم؟ به طور مثال، ما اگر چرایی سجده را بدانیم، بهتر می‌توانیم دلمان را به آن سجده بسپاریم و به آن هدفی که از انجام آن سجده داریم برسیم. با تشکر از شما
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! در آن حدّ که به راز و فلسفه‌ی اعمال عبادی نزدیک شویم، با حضور بیشتر آن اعمال را انجام خواهیم داد. ولی اصل اطاعت و عبودیت هم در جای خود خِردی به حساب می‌آید که بسی راه‌گشا است و برکات خود را دارد. موفق باشید 

30335

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: آیا مقام ملائکه عالین از مقام محمد و آل محمد (ص) بالاتر بوده که خطاب سجده برای آنان نبوده؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نمی‌دانم. زیرا ما در جایگاه مقایسه‌ی آن انوار مقدس نیستیم، هرچه هست آن فرشتگان تماماً محو جمال حق می‌باشند. موفق باشید

30201

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم با سلام خدمت استاد: بعضی ها مراجعه می کنند به قرآن تا بینند این کاری که می خواهند انجام دهند خوب است یا بد و به طور مثال خوب می آید. آیا این نوع رجوع به قرآن، تفأل است؟ اگر بله، پس استخاره دقیقا چه نوع رجوعی به قرآن هست؟ ان شاءالله همیشه در پناه حق باشید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: چندان تفاوت ندارد. در استخاره، طلب خیر می‌کنید و بر این اساس به قرآن رجوع می‌نمایید و در رویکردی دیگر به نام تفأل، به دنبال شاهدی هستید که آیا آن کار را بکنید یا نه. پیامبر «صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» می‌فرمایند: «تفألوا بالخیر تجدوه» همواره فال نیک بزنید تا آن را بیابید. بر این اساس عملاً امروزه با استخاره هر دو کار انجام می‌شود. موفق باشید

29833

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: من مدتهاست دچار ناراحتی های گوارشی هستم و هرچه به پزشک جدید و سنتی مراجعه کرده ام معالجه کامل صورت نگرفته است و برای اینکه اذیت نشوم مجبورم غذا زیاد بخورم و این مخالف توصیه های عرفانی مبنی بر کم خوری و جوع است. سوال اینست این پرخوری اجباری مخل سلوکست یا خداوند خود بنحوی جبران می‌کند؟ آیا راهکاری در روایات برای زخم معده آمده است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ما در روایات بیشتر موضوع پرهیز را داریم. آیا تأمّل فرموده‌اید از چه چیزهایی باید پرهیز کنید تا مشکل کم شود؟ موفق باشید

29764

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام و خسته نباشید خدمت استاد: مدتی هست که این فکر مرا به خود مشغول کرده است می خواستم ببینم آیا درست است یا مطابق تفکرات صوفیه یا عرفانهای شرقی است (به دلیل مطالعه در مورد آنها) که این فکر در من شکل گرفته است. اما آن فکر: تمام اتفاقاتی که برای هر شخص رخ می دهد، بهترین اتفاق برای او هست حتی اگر بلا باشد چون خداوند با اسم رب ما را تربیت می کند و تمام اتفاقات زندگی در سمت و سوی این تربیت شدن است حالا اگر اتفاق بدی باشد یا نتیجه اعمال ما و جهت پاک شدن ما از آثار hن عمل و یا جهت ارتقاء معنوی ما است زیرا همیشه رحمت خداوند بر غضب شان پیشی گرفته است. ممنون از راهنمایی های دلسوزانه جنابعالی
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حرف خوبی است. آری! به ما فرموده‌اند: «در بلا هم می‌چشم الطاف او». با توجه به این امر که در سختی‌ها از وظیفه‌ی خود غفلت نشود مثل آن‌که ما تجاوز صدام را بستر تعالی خود کردیم. موفق باشید   

29746

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام: سوال 29739 حقیر ناظر به سوال 18953 بود در آنجا معارف را از عمل تفکیک کردید در اینجا عین هم. اگر ممکن است جایگاه فرمایشتان در آن سوال و این سوال را تشریح فرمایید و اگر می‌پذیرید که برخی در معارف رشد خوبی داشتند اما در عمل مشکل داشتند کما اینکه شاهدیم بسیاری اینگونه اند به آن ۸ سوال حقیر که شهید فی سبیل الله شدند هم التفاتی بفرمایید باور کنید بسی فکر می‌کنیم تا سوالی مطرح کنیم که باب تفکر برای خود، دوستان و احیانا حضرتعالی فراهم شود، لکن برخی پاسخها آب سردیست بر تکاپوهایمان
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این دنیا معرفت، مبنای عمل صالح قرار می‌گیرد ولی در آن دنیا که قلبِ انسان در صحنه است معارف، خود به خود منجر به عمل می‌شود. پیشنهاد بنده آن است که رفقا با سیر مطالعاتی سایت جلو بروند در آن فضا اگر سؤالاتی پیش آمد، بنده در خدمت‌شان می‌توانم باشم. ممکن است حتی ذوق بعضی از عزیزان در اشاراتی که بنده مطرح می‌کنم، حاضر نباشد. لذا نباید خود را در این رابطه به زحمت بیندازند. موفق باشید

29551
متن پرسش
با سلام: در خواب و با توجه به خواب به دو نکته رهنمون شدم ملاحظه فرمایید مورد تاییدتان است: ۱. قلب یا هرچه که هسته حقیقی و لب وجودی آدمیست دارای لایه هاییست حال در عرض هم باشند یا در طول و آدمی در لایه هایی در آن واحد می‌تواند مومن باشد و در لایه هایی کافر. حقیر درین خواب احساس کردم در عمیق‌ترین لایه ها کافرم این لایه ها هرکدام ظهوراتی دارند با توجه به اینکه اهل نماز هستم و با عرفان انس دارم سخن درینست که در قیامت بر اساس ژرفای وجودی انسان حق حکم می‌نماید یا لایه های سطحی تر هم می‌تواند در سعادت دخیل باشد؟ ۲. با توجه به اینکه در خواب انسانست و ملکاتش پس از مرگ هم وضع مشابه آنست که در عین اینکه احساس وجود داریم لکن ملکات حاکمند و اختیار منداست و آدمی تماشاگرست. البته بعضا برایم پیش آمده که در خواب اختیار خواب به دستم بوده است و می‌توانستم با اراده ی خویش رویاهایم را به منصه ظهور برسانم حال پس از مرگ همچون حالت اول منفعلیم یا چون دومی فاعل یا حالت سومیست که ساحت آن متفاوت از این دو است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. به هر حال نباید به خواب اطمینان کرد به‌خصوص که بعضاً شیطان ورود می‌کند و القائات خطرناکی برای ما پیش می‌آید. ۲. آری! در برزخ و قیامت بر اساس ملکات‌مان عمل می‌کنیم، ولی در شرایطی فوق‌العاده متفاوت از شرایطی که در خواب داریم از آن جهت که در خواب هنوز، روح انسان تحت تأثیر بدن او می‌باشد. موفق باشید

28601

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام و درود: استاد نظر شما در مورد شبههء استاد «دین و زندگی» ما چیست؟ لزوم فوری و قاطعانه ی بازنگری و حذف سازمان اوقاف و تملک همه ی موقوفات بنفع مردم و دولت (وزارت اقتصاد و دارایی)..
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مگر می‌شود؟ وقف، حقوقی است که واقف آن جهت و وجه آن را مشخص کرده که مثلاً اموال شخصی خود را در امر خاصی وقف می‌کند و هرگونه تصرفی غیر از تصرفی که واقف تعیین کرده، تصرف غیر مجاز است. موفق باشید

28532

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: صوت جلسات ۵۶ ،۵۷ و ۵۸ شرح بر مقالات ایه الله شجاعی بارگزاری نشده. لطفا با توجه به اهمیت این جلسات امکان دسترسی به این جلسات را فراهم نمایید. منتظر هستم. بسیار متشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: جناب آقای توکلی بررسی نمایید. موفق باشید

28248
متن پرسش
سلام علیکم: مهمترین راه برای اینکه با دیدن معضلات و مشکلات و سوء تدبیرها که در جامعه است و حجاب انقلاب شده است، زمین گیر و ابن السبیل نشویم و با بدبینی، گذشته و راهی که آمدیم در این چهار دهه را نگاه نکنیم و دچار سوء ظن و یاس نشویم و مانند حضرت آقا، نشانه های رشد را ببینیم و معتقد به رشد در طی این چهل و یکسال باشیم و بزرگترین جهاد را برای ادامه حرکت در چله دوم نهضت، پرورش نهال امید ببینیم، چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فقط توجه به وجه توحیدی انقلاب اسلامی و این‌که توحید، یک حقیقتِ بیکرانه است که در عین لطیف‌بودن و به چشم‌نیامدن، عزیز است و هرگز مقهور هیچ‌چیزی نمی‌شود و کلّیّت انقلاب اسلامی در مقابل استکبار، توحیدی می‌باشد و یقیناً جایگاهی محکم و زندگی‌ساز دارد، چیزی که شهدا متوجه‌ی آن شدند. موفق باشید

28220
متن پرسش
با سلام خدمت استاد محترم: شهود توحید افعالی به چه معناست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی با هر فعل و حرکتی روبه‌رو شویم متوجه‌ی نقش جلالی و کبریایی حضرت حق بگردید، به نور شهود توحید افعالی منوّر شده‌اید. یافتنی است و نه گفتنی. موفق باشید

27992

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: با توجه به این که در نظام تربیتی اسلام توجه به قیامت و ابدیت خیلی اهمیت دارد حال برای بنده که معلم ابتدایی هستم این سوال پیش آمده که دانش آموزان دوره ابتدایی را چگونه به قیامت متوجه کنم؟ آیا مدام از بهشت و جهنم بگویم کافی است؟ لطفا اگر منبعی هست معرفی کنید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به حضور زیبای ابدی‌شان متذکرشان کنید و این‌که گناه، مانع آن حضور زیبا و گسترده و جامع است. موفق باشید

27752
متن پرسش
با سلام و آرزوی قبولی طاعات و عبادات شما استاد گرانقدر: الحمدالله توفیق داشتیم که چند سالی مباحث شما را دنبال کنیم و به یک نگاه متفاوتی از جهان بینی دینی رسیده ایم. حالا با توجه به فضای التقاطی که در جامعه هست در بسیاری از امور امر بر ما مشتبه می شود از جمله اینکه ما با یک گروه جوانان ولایی تصمیم گرفتم در منطقه خودمان فرهنگ مواسات را به حول و قوه الهی ایجاد کنیم و در این خصوص جریان سازی کنیم ان شاءالله. یکی از دوستان مجموعه از فارغ التحصیلان رشته توسعه دانشگاه است و در ابتدای بحث و برنامه ریزی برای تبیین نقشه راه ایشان مساله سیستم و تعیین شاخص و نرخ و ...این مفاهیم رو مطرح کردن و قائل هستند که اگر در این چارچوب برنامه ریزی نشود کار عمل گرایانه است و بی نتیجه. بنده برایم این گره ایجاد شده که چقدر در این مقوله می شود نگاه سیستمی و سنجش محور داشت و آیا با این نگاه از آن نگاه قدسی که به صرف تکلیف نظر دارد و نه سنجش نتیجه دور نمی شویم و اگر شما نگاه سیستمی را تایید نمی کنید چه مدل و الگویی را پیشنهاد می نمایید ؟مثلا ایشان می‌گوید باید شاخص های مواسات رو مشخص کنیم بعد برنامه بریزیم و هی آزمون و خطا کنیم و ببینیم که بعد از یکسال چقدر نرخ مواسات افزایش داشته. بعد بنده یکی از سوالاتم این است که شاخص اخلاص که به شدت در ایجاد و تقویت این جریان موثر است چگونه قابل سنجش است و سوالاتی از این قبیل. اگر در این خصوص کتبی معرفی بفرمائید بسیار شاکر و ممنونیم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده نباید خود را مشغول این نوع مباحث کرد. البته متفکرانی مثل گادامر در کتاب «حقیقت و روش» روشن می‌کنند برای رجوع به حقیقت، لزوماً نیاز به روش خاصی نیست تا بخواهیم در یک نظام‌مندیِ سیستماتیک خود را محصور کنیم. به نظر می‌آید راهی که مقام معظم رهبری به تأسّی از روش انبیاء در مقابل ملت گذارده‌اند و مردم نیز با صداقت کامل در همین راه در حالِ نقش‌آفرینی هستند، راهی است که ما باید در آن قدم بگذاریم. این همان حرکت جهادی است که در عین داشتن تعریفی مشخص، چندان هم خود را اسیر تعریف‌های انتزاعی نمی‌کند. موفق باشید

26664

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد عزیزم: مقاله ی «در جستجوی عشق در محضر شهدای هویزه» را داشتم مطالعه می کردم. از اولش که شروع کردم، یه حس گنگی به من دست داد، یعنی با خوندن هر کلمه، انگار تمام کلمات در وجودم بود و برام آشنا؛ اما نمیدونم چی هست! چی بود! گنگ بودم. انگار یه چیزی رو می شناسم، اما یادم نمیاد که چی، و هرچه جلو می رفتم، دلم بیشتر آشوب می شد. تا اینکه رسیدم به این جمله «این آن وقتی است که انسان محو جلوات الهی در آینه‌ی انقلاب اسلامی می‌شود و احساس می‌کند در تمام حالات، این خداست که دارد خدایی می‌کند.» که در این هنگام یکباره قفل دلم باز شد. و حقیقتا حس کردم که این کلمات شما رو انگار از دل خودم دارم میخونم. خیلی به وجد اومدم. مدت هاست که دلم خیلی روشنه. و اکثر دوستانم نسبت به رهبری و انقلاب جبهه گرفتن؛ اما همیشه بهشون میگم که تمام این مسائل در محضر خدا و امام زمان علیه السلام هست. حال دیدم که رنگ اعتقاد دلم، همرنگ هست با این گفته های شما الحمدلله. شبی خواب دیدم که در لشکر هستم در دوران دفاع مقدس، فرمانده ما شهید قاسم سلیمانی بود، در بین سربازها، شهید چمران هم حضور داشتن. و برام تعجب آور بود که چرا شهید چمران جزو سرباز معمولی هست و با ما نشسته! شهید سلیمانی فرمانده بودن و داشتن ماموریت رو شرح میدادن، حقیر به شهید سلیمانی و شهید چمران نگاه می کردم اما شهید چمران، بیشتر دلم رو می بُرد و دیدن چهره اش خیلی منو منقلب می کرد. ببخشید خیلی دارم در نوشتار زیاده روی می کنم، اما با اجازه از این هم بگم که یک ارتباط و وصل شدن به شهید، میتونه آدمی رو از هرچه دنیا هست بکنه و ببره به جایی که فقط میشه حسش کرد و اصلا قابل شرح نیست، حالی که آدم احساس میکنه از همه چیز فارغ و جداست و خودش هیچ یک از این چیزایی که می بینه نیست؛ بلکه خودش چیزی هست که فقط میتونه با اون حس و حال زیبا، بچشه و احساسش بکنه اون حالی که احساس میکنه انگار به حقیقت الان پیش شهید هست. و تمام وجودش از دنیا کنده میشه. انگار دیگه به هیچ چیزی تعلق نداره. و علامتش سوز شدید و بُغضی بسیار و سیل اشک هست که فقط باید چشید. به حقیقت اگر هنگام مرگِ من، یک شهید بیاد کنارم و این حال به من دست بده، خدایی دوست دارم هر لحظه جان بدم و مدام این حال رو بچشم. حال، این فقط چشیده ای بود از این روسیاه و جاهل... و چه چیزی چشیدند اصحاب عاشورا. ببخشید ؛ قصد این همه مزاحمت نداشتم. اما احساس کردم که شما بر دل این حقیر می خوانید؛ و این حقیر از دل شما می خوانم.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بحمداللّه این هم از برکت شهداء است که ما بیش از پیش با حقایق تاریخیِ خود آشنا می‌شویم. موفق باشید

26646

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: مطلب مربوط به «سار مدیا» که زیر مجموعه «مرکز بررسیهای استراتژیک ریاست جمهوری» (به ریاست دکتر آشنا) است: «تصویر ایران در جشنواره سی و هشتم فیلم فجر» با پایان سی‌و هشتمین جشنواره فیلم فجر، برنامه اینترنتی «نقد نو» به جمع‌بندی فیلم‌های پخش شده در این جشنواره و بررسی تصویری که از «ایران» در این فیلم‌ها منعکس شده بود، پرداخت. میلاد دخانچی: «سینمای خروج»، مفهومی بود که در فیلم‌های جشنواره امسال آن را دیدم سینمای نوعی عصیان، اعتراض، میل‌ورزی و جوشیدن آب در لیوان و بیرون زدن و لب‌ریز شدن آن سینمای پررنگ‌شدن حاشیه‌ها بر متن‌ها، حاشیه‌هایی که فقط به دنبال اعتراض هستند! سینمای امسال، سینمایی بود که در آن شاهد رقم خوردن نوعی شکاف نسلی در آن هستیم. سجاد فتاحی: سینمای این دوره، روایتی واقع‌گرایانه از جامعه ایران ارائه داده است. جشنواره فجر امسال روایتِ "غیاب تدبیر" و "فقدان امید" در جامعه ایران، جامعه‌ای با درآمد سرانه پایین و ثبات اقتصادی کم، فقر سرمایه اجتماعی و اعتماد کم در جامعه و آسیب‌های اجتماعی بود. آنچه در این دوره از جشنواره برجسته شد، شکاف بین الگوهای فرهنگی موجود و رایج در جامعه ایران با الگوهای فرهنگی و سبک زندگی مورد ترویج توسط دولت و نظام سیاسی بود. امیر ناظمی: سینمایی که بیانگر رفتن جامعه به سمت شکستن مرزها و تابوهای پیش از خود است. سینمایی همراه با تنوع زبانی، خشونت‌ورزی، غلبه پیرامون / حاشیه بر متن، جابجایی مرزها /خط‌های قرمز در فیلم‌ها حضور فیلمسازانی جوان که گویی تابوهایی را که تا الان وجود داشت، کنار گذاشته‌اند. سینمایی که فقدان توجه به حکومت مرکزی و حاکمیت مرکزی ملموس و نقش بسیار کمرنگ مذهب در فیلم‌ها مشهود بود. محمدرضا جلایی‌پور: جشنواره امسال، سینمای «خروج پیرامون» بود. زنان بزرگ‌ترین گروه تحت تبعیضی بودند که در فیلم‌ها دیدم. سینمای امسال را "اوج خروج" یا "خروج اوج" هم می‌شود نامید! آنچه در فیلم «خروج» نشان داده شد را خروجی بر علیه بخشی از دولت نمی‌بینم. بلکه خروج علیه "کل ساختار سیاسی" دیدم! آنچه سینمای مستقل ایران در این جشنواره داشت، تصویر بسیار سیاهی از جامعه ایران بود! قهرمانانی را در سینمای وابسته به نهاد‌های امنیتی دیدیم که ملیت شمول‌گرایی را به تصویر می‌کشیدند که هیچ نشانه‌ای از مذهب نداشتند! مانند آنچه در پوستر میدان ولیعصر می‌بینیم، از همه گروه‌ها پشت سر قاسم سلیمانی ایستاده‌اند، به غیر از روحانیت!
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حقیقت این است که بنده در این موارد ورودی ندارم تا بتوانم نظر دهم. موفق باشید

26455

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: آیا می توان گفت تمام عالم مثال در برزخ بدن انسان است یا تمام عالم قیامت در محشر بدن انسان است؟ آیا جملات بالا همان توصیف مجرد بودن انسان در برزخ و قیامت است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: انسان‌ها در عالم برزخ و قیامت در عالمی زندگی می‌کنند که بین آن‌ها و آن جهان، جدایی و دوگانگی نیست آن‌طور که در این دنیا هست. ولی در هر حال در عالمی زندگی می‌کنند نه آن‌که خودشان آن عالم را ساخته باشند و خلق کرده باشند. موفق باشید

25120

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: اگر در قرأن‌ منظور از« ارض» کل آسمان و کهکشانها و کرات و خود این زمین هست و منظور از «سماوات» عالم غیب و مجردات هست چرا در المیزان ذیل ایه ۴ سوره جاثیه آمده است «و خلقت انسان علاوه بر اینکه موجودی است زمینی و مرتبط با ماده، نوع دیگری است از خلقت که با خلقت آسمانها و زمین اختلاف دارد برای اینکه آسمانها و زمین تنها موجودی مادی هستند....» در همین قسمت آخر گفته شده آسمانها و زمین، منظور ماده یعنی سماوات که در آیه ۳ آمده یعنی آسمانهای مادی و مگر آسمان ماده تعداد دارد؟!!
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در معنایِ آسمان و یا سماوات، باید با توجه به جمله‌ای که مطرح می‌شود فهمید آیا منظور همین آسمانِ بالای سر ما است و یا آسمانِ غیب و معنا است؟ موفق باشید

24523
متن پرسش
سلام استاد عزیزم: تسلیت ما را در غم از دست دادن فرزند دلبندتان پذیرا باشید، حقیقتا از شنیدن این خبر متاثر شدم، اما جز دعا برای صبوری شما و خانواده گرامیتان و آرامش روح آن مرحوم، کاری از دستم بر نمی آمد. در این مدت دائم به یاد غم از دست دادن فرزند (آقامصطفی) برای امام رحمت الله علیه می افتادم و دعا می کردم خدا صبری از آن جنس نصیب شما و خانواده کند. به هر تقدیر، مرگ عزیزان در عین سختی، گویی ابواب جدیدی را به روی آدمی می گشاید، مصداق «و ان مع العسر یسری» من کمترین، من کوچکترین، من.... رویت آن «یسری» را در این «عسری» برایتان از خدا خواستم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ضمن تشکر، همین نحوه همدلیِ عزیزان نشان از آن دارد که حضرت حق رحمتش را از ما وا نگرفته است هرچند فرزند جوانی را از ما گرفت. موفق باشید

نمایش چاپی