بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
31901

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد: سوال۱. در قرآن آمده که همه موجودات در آسمان و زمین تسبیح خدای مهربان می گویند. تازگی به فکر افتادم که با این وجود هوا و اکسیژنی هم که نفس می کشم ذکر خدا می گه، درسته؟ همه ذرات ریز و درشت تسبیح می گویند. درسته؟ خیلی دوست دارم دید توحیدی به همه چیز داشته باشم. راهنمایی کنید.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: تمام عالم از نظر وجودی و در تکوین خود متوجه خالق خود هستند و با نظر تکوینی به خالق خود، تسبیح‌گوی او می‌باشند. در این مورد خوب است بعد از مباحث «معرفت نفس» از «برهان صدیقین» کار را شروع کنید. موفق باشید

31768

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استادم: استاد من یه حالتی در خود دارم که از آن می‌ترسم و نمی‌دانم خوب است یا بد. من گاهی آنچنان شاد و پرانرژی با انگیزه ام که در پوست نمی‌گنجم و گاهی بسیار افسرده و ساکت و غرق در افکارم و گاهی آرزوی مرگ می‌کنم. این دو احوال اینقدر متضاد هستند که من را می‌ترساند. لطفا راهنماییم کنید اگر کتابی باید بخوانم یا نماز خاصی یا ذکر دعایی لطفا بهم بگید چه کنم تا احوالاتم به ثبات خوب و الهی برسد. ممنونم
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: گفت «ای برادر عقل یک دم با خود آر/ دم به دم در تو خزان است و بهار.»

آری! فطرت انسان‌ها خداگرایی لازم را همراه با معرفت فطری دارد ولی همواره با ادامه‌ی عبادات است که بعضا این فطرت ظهور می‌کند و آرام آرام به فعلیّت لازم می‌رسد؛ به همین جهت شریعت الهی با توجه به چنین احوالاتی که ما انسان‌ها داریم عبادات ما را می‌پذیرد در عین این‌که همه‌ی آن‌ها با حضور قلب همراه نیست زیرا در کلیت، آن عبادات جواب‌گویی به فطرت است و آن‌چه در نهایت پیش می‌آید برایند آن رجوعی است که در طول زندگی نسبت به حضرت پروردگار برای انسان پیش می‌آید و به همین جهت نباید آن عباداتی که به ظاهر با حضور قلب همراه نیست را بی بها دانست هر چند که باید تلاش کرد شرایط غفلت نسبت به حضور قلب را به حداقل رساند. موفق باشید

31676

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام خدمت استاد عزیز و تشکر فراوان بخاظر بیانان روشنگر و راه گشای شما: در ادامه سوال 31660 علاقه داشتم بر توضیحاتتون بیافزایید به همین بهانه یک مورد که اخیرا دوباره مظرح شده بیانان امام جمعه قزوین و قضیه هفت سنگان بود (برای اینکه فضا تا حدودی مشابه بود) http://www.ensafnews.com/272957/%D8%AA%D8%AE%D8%B1%DB%8C%D8%A8-%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85-%D8%AC%D9%85%D8%B9%D9%87-%D9%82%D8%B2%D9%88%DB%8C%D9%86-%D8%A8%D9%87-%D8%AE%D8%A7%D8%B7%D8%B1-%D8%A7%D9%81%D8%B4%D8%A7%DA%AF%D8%B1%DB%8C-%D8%B9/ فرمودین: موضوع عدالتخواهی باید در بستری بس عمیق‌تر انجام گیرد روح نظام به سوی حضور در وجدان عمومی مردم است و هرچه بیشتر حساسیت‌ها را در کیفی‌کردن زندگی‌ها قرار دهیم، خود به خود حقارت طلب دنیا بیشتر روشن می‌شود و این، کار اساسی است و فرمودید: حرکت عدالت‌خواهانه اگر با عمق معرفتی و توجه به نظام تکوینیِ عالم انجام نشود، آن‌چنان سطحی می‌گردد که جریان عدالت‌خواهی را در مقابل کلیّت نظام می‌برد و همچنین یاد متن نکات برگزیده شما از کتاب اخلاق افتادم. اما آن اخلاق یعنی اخلاق سقراطی که دعوت به خیر است، این جهان را نمی تواند نجات دهد. ما که هر روز زندگی مان متحول می شود، اگر می خواهیم عدل و خویشتن داری و حکمت را رعایت کنیم و قول و فعل مان شجاعانه باشد، باید از خِردی برخوردار باشیم که اوضاع متغیرِ موقع و مقام را بشناسد و بگوید در آن مقام چه باید گفت و چه باید کرد. پس گفتن این که چه چیز فضیلت است، کافی نیست. به بهانه این موارد علاقمند بودم بر مواردی که در پاسخ سوال بیان کرده بودید بیافزایید. تشکر از شما - خداوند خیرتان دهد
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که عرض شد و باز تأکید می‌شود ما در فهم عدالت در تاریخ جدید و درک معنای شهر و شهروندی در این زمانه باید با عمق بیشتری وارد شویم و اساساً نوعی بازسازی در معنای حضور در شهر و رابطه آن با نهادهای دولتی باید پیش آید، وگرنه به صورت‌های مختلف این ماجراها دامنگیرِ ما خواهد شد. همچنان‌که شده است. شاید کتاب «انقلاب اسلامی؛ طلوع جهان بین دو جهان» افق حضوری را متذکر شود که در دل آن اخلاقی به ظهور آید در حدّ رابطه ای که باید در این زمانه نسبت به همدیگر شکل دهیم. آری! تعریف اخلاق در آن حدّ که در آن تاریخ ارسطو فرموده است، برای حضور در اجتماعی که امروز بشر برای خود شکل داده، کفایت نمی‌کند وگرنه در جای خود غلط نیست. موفق باشید

31271

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
باسمه تعالی سلام علیکم: بنده طلبه ی آخر سطح هستم و به این نتیجه رسیده ام که تخصص خودم را در حوزه ی «داستان نویسی» قرار بدم. از آنجا که عنصر اصلی داستان قوه ی خیال است، آیا باید صبر کنم تا معقول را جدی بخوانم و به سر منزلی برسانم یا می توانم همزمان با مطالعه معقول و عرفان، داستان نویسی را هم انجام دهم؟ پرسشم دو جهت دارد: ۱. آیا قبل از قوی شدن قوه ی عقل، درست است قوه ی خیال را پرورش داد؟ آیا در سلوک اثر منفی ندارد؟ ۲. آقای دکتر دینانی از قول علامه نقل می کردند که تا زمانی که فلسفه را کامل نکردید، شعر را کنار بگذارید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در بستر حضور تاریخی انقلاب اسلامی و با نظر به سیره و سنت اولیای الهی، خیال را می‌توان طوری پرواز داد و مسائلی را مدّ نظر خواننده آورد که بازگوکننده اهداف متعالی انسانِ اسلامی و انسانِ انقلابی باشد. موفق باشید

31261

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: برای مبحث مدینه الفاضله و رسیدن به جامعه آرمانی، انسان فاضله فقط باید علم النفس (قوه عقل عملی) مورد تحقیق قرار بگیره یا از دیدگاه قرآن دل (قلب) برای ایمان نیازه و واجبه؟ برای انسان فاضله دل پذیرا چه خصوصیاتی باید داشته باشه؟ اگه بحث طولانیه کتاب معرفی کنید لطفا.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث در توحیدی شدن هرچه بیشتر بشریت است تا انسان نسبت خود را با خدا و با خود و با خلق، الهی کند. در این رابطه هم عقل و هم قلب باید در صحنه باشد. سری به کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» بزنید، بد نیست. موفق باشید

31250

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: استاد بنده هروقت تصمیم می‌گیرم که بیام به سیر مطالعاتی سایت رو بپردازم، حتی یه برنامه هم می‌ریزم ولی عملی نمیشه. البته الان قراره هر هفته مباحث معاد رو با دوستم پیش ببرم، و هم چنین چند هفته ای هست که دارم با یه حاج آقایی معرفت نفس کار می‌کنم، همین کافیه؟ اگه قرار باشه یه سلسله مباحث رو هر روز پیش ببرم کدوم رو پیشنهاد می‌کنید؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مسیر معرفت نفس، مسیر خوب و با برکتی است. إن‌شاءالله نتایج خوبی به همراه خواهد داشت. موفق باشید

31232
متن پرسش
سلام علیکم: در اواخر بحث برهان صدیقین فرمودید که بین وحدت تشکیکی و وحدت شخصی فرق هاست. خواستم بگم درسته که در برداشت اولیه از تشکیک وجود ما مراتبی را تصور می‌کنیم ولی اگر خوب نگاه کنیم (خصوصا با تطبیق این مطالب به مباحث وحدت نفس با قوایش که در کتاب ده نکته گذراندیم) بین تشکیک وجود و وحدت وجود فرقی نمی‌بینیم. فرقش اینه که تشکیک در وجود مربوط به ذهن است و وحدت وجود مربوط به خارج است. درسته استاد؟ آخه من از اول برهان سعی کردم مطالب رو با وحدت من و قوایم در موطنهای مختلف چک بکنم به خاطر همین از اول برهان تا آخرش وقتی از تشکیک وجود صحبت می‌شد من برداشت وحدت وجود می‌کردم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: وجود، در ذات خود دارای وحدت شخصی است ولی در نسبت با ما، ظهوراتش متفاوت است و بدین لحاظ، وحدتش نسبت به ما تشکیکی می‌باشد. موفق باشید

31125

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام خدمت استاد گرامی; یکی از همکاران ما مسیحی هستند که حدود ۳ سال است با ایشان آشنا شده ایم. ایشان گرایش زیادی به اسلام پیدا کرده اند ولی هنوز مسلمان نشده اند و بیشتر دنبال شناخت اسلام هستند. در ابتدا رفته بودند حوزه ولی به دلیل اینکه مسلمان نبودند ایشان را ثبت نام نکردند و به دلیل برخورد نا مناسب ی مقدار زده شدند. حدود یک سال قبل رفتند دانشگاه پیام نور و در یکی از رشته های علوم دینی اسلام مشغول تحصیل هستند ولی ظاهرا جذابیت لازم را برای ایشان نداشته. البته بنده برای ایشان توضیح دادم که نه حوزه و نه رشته های مرتبط مناسب حال ایشان نیست. به ذهنم خطور کرد که سیر مطالعاتی شما را به ایشان معرفی کنم. به نظر شما ایشان چه مسیری را طی کنند تا با مبانی اسلام به صورت کارکردی آشنا بشوند. ایشان خانم هستند و حتی تمایل شدیدی به بحث حجاب و چادر دارند.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: البته عنایت داشته باشید که اسلام، اصراری ندارد که اهل کتاب مسلمان شوند. بیشتر آن‌ها را تشویق به توحید می‌کند و طبیعی است که خودشان عمق توحید را در اسلام می‌یابند. آری! چه خوب است که برای فهم بیشتر اسلام به قرآن رجوع کنند و تفاسیری مثل تفسیر المیزان در فهم قرآن می‌تواند کمک‌کار آن‌ها باشد. موفق باشید

30933

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: استاد این دو آیه قرآن رو چطوری میشه با هم جمع کرد؟ یه جا می‌فرماید «انما الدنیا لعب» و یه جا می‌فرماید «ما خلقت هذا باطلا» بالاخره ما چیکار کنیم به چشم بازی نگاهش کنیم یا به چشم حکمت؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: می‌فرماید در دل همین دنیا باید به اهداف بلندی فکر کرد که برای آن خلق شده‌اید و دنیا را هدف قرار ندهید بلکه آن را محل امتحان و عبور بدانید. موفق باشید

30750

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد محترم: در تفسیر سوره فتح فرموده بودید که دوره ای است که شهود حقیقت نمی خواهیم، حس حضور حقیقت می خواهیم. دوره حق الیقینی است، در آغوش خداوند بودن، در حدیث کنز مخفی هم فرمودید که محل نمایش حق و به صحنه آمدن رب است، در مورد ماه رمضان هم احساس حضور حق در جان را توضیح می دهید؟ یعنی ماه رمضان همان حق الیقینی و حس حضور حقیقت است، اینکه جان محل تجلی انوار الهی شود؟ و رب به صحنه بیاید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: باید به همین امید ماه رمضان را شروع کرد. در این رابطه نوشتار «ماه رمضان و معنای گمشدن خدا در مسیر روزه‌داری» که در بنر سایت هست می‌تواند در این امر متذکر موضوع باشد. موفق باشید

30489

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم آقای طاهرزاده: نظرتون راجع به ورود آقای سعید محمد به عرصه انتخابات چیست؟ آیا کار درستی کرده که حتی حاضر شده از سمت بالای خودش استعفا بده و وارد عرصه انتخابات بشه؟ آخه این بنده خدا رو حتی خود جبهه انقلابی هم نمیشناسن چه برسه به مردم عادی. بعدشم اگه کسی توی زمینه ای موفق بود اولا خب همون جا رو سفت و سخت بگیره و بره جلو! دوما دلیل نمیشه که توی زمینه دیگه ای هم باشه.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: شاید خود ایشان با توجه به شخصیت علمی جهانی که دارند، احساس کرده‌اند به صحنه بیایند تا اقلاً معلوم شود برای اداره‌ی کشور چه راه‌کارهایی دارند و شاید در مناظرات بتوانند حرف‌هایی که نیاز است گفته شود، را بگویند و در نهایت در میدان طرح خود در کنار سایر نامزدها تصمیم نهایی گرفته شود. موفق باشید

30322

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام و خسته نباشید خدمت استاد طاهر زاده: چگونه می‌توانیم ارتباط مان را با اهل بیت قوی تر کنیم و بتوانیم با اهل بیت اَجین تر بشویم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این مورد خوب است به کتاب «مبانی نظری و عملی حبّ اهل‌البیت» که روی سایت هست رجوع فرمایید. موفق باشید

29996

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: آیا شیطان بدترین مخلوقیست که آفریده شده است یا بدتر از او هم ممکن است باشد و اگر هست چه کسی یا کسانی هستند و چه ویژگی هایی دارند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: قرآن در رابطه با شیطان می‌فرماید: در مقابل فرمان مستقیم الهی تکبّر ورزید. و این درست در مقابل حقیقت هر مخلوقی است که باید در مقابل حضرت حق بندگی کند. به همین جهت جناب مولوی می‌فرمایند:

ذلّت آدم ز اشکم بود و باه

وآن ابلیس از تکبر بود و جاه

لاجرم او زود استغفار کرد

وآن لعین از توبه استکبار کرد

موفق باشید

29921

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام: خاطره ای رهبری از امام نقل کرده اند که امام نمی‌دانستند که اهل سنت بعضا برای معاویه احترام قائلند. حال سوال اینست که با توجه به عدم آگاهی امام نسبت به اولیات مذهب اهل سنت تدین ایشان به مذهب تشیع مانند عموم افراد ارثی و تقلیدی نیست؟ چون هرکس اگر برای یافتن مذهب حقه تحقیق بسیار ابتدایی و مختصری هم می‌کرد تعبیر خال المومنین قطعا بگوشش می‌خورد.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: رهبر معظم انقلاب چون مدتی در قسمت اهل سنت تبعید بودند متوجه‌ی این امر شدند وگرنه عموماً بیشتر بحث عدم نقد خلفا مطرح بود. موفق باشید

28785

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
استاد سلام: بین الطلوعین به چه زمانی گفته می شود؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: از زمانی که اذان صبح گفته می‌شود تا طلوع آفتاب. موفق باشید

28718

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام و عرض ادب: ۱. آیا تعمق در قرآن به ترتیب نزول سوره ها، آیا تاثیری در فهم قرآن دارد؟ یا اینکه چون آیات آیینه یکدیگرند و مسأله شان نزول آنچنان معنایی پیدا نمی‌کند، می‌شود از هر قسمت که گرفت به همه آن رسید؟ اصلا اساسا با پذیرش گزینه دوم که نظرات مرحوم علامه هم هستند، گزینه اول نفی میشود یا خیر؟ ۲. ترتیب سور قرآن به ترتیب نزول، جایگاهشان چقدر حائز اهمیت است؟ التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. به نظرم بد نیست سری به جزوه‌ی «روش کار با تفسیر المیزان» بزنید. ۲. ترتیب نزول سوره‌ها نه چندان مهم است و نه ممکن است زیرا بعضی از آیات در سوره‌های دیگری است که سال‌های قبل آمده است. کتاب «قرآن هرگز تحریف نشده» از آیت اللّه حسن‌زاده در این مورد نکات خوبی دارد. موفق باشید

28429

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام خسته نباشید: نسبت به نظر رهبری نسبت به صدای زنان که فرمودند اگر صداى زن (چه به صورت تک خوانی و یا همخوانی با زنان و یا با مردان) به صورت غنا نباشد و گوش دادن به صداى او هم به قصد لذت و ریبه نباشد و مفسده‌‏اى هم بر آن مترتّب نشود، اشکال ندارد، اگر مفسده داشته باشد و یا تحریک شهوت بکند، جایز نیست.» چگونه می‌توان آن قصد و ریزه را درون خود تشخیص داد یعنی چه مبنایی بر آن است مثلاً اگر به قصد آرامش گرفتن که خب صدای زن لطیف‌تر است باشد مانند موسیقی درمانی که الان هست چگونه برداشت می‌شود؟
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: این به خود انسان مربوط است که چه نسبتی با آن موسیقی برقرار کند. موفق باشید

27805
متن پرسش
سلام علیکم: منظور از صفت «سابق» برای حضرت حق چیست و اینکه خداوند متعال پیش گیرنده است و از اسماء مذکور در روایات و ادعیه ماست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اسم «سابق» حضرت ربّ یعنی سبقت‌گیرنده در همه‌ی امور، به همان معنایی که او در عین اول‌بودن، آخر است. موفق باشید

27405
متن پرسش
سلام استاد: خدا قوت. متنی که در ادامه می آورم یکی از دلنوشته های بنده در سال گذشته است. امیدوارم شما مرحمت کنید و به یکی از سوالهای مستمر ذهن بنده پاسخ بدهید. خداوند اجرتان را زیاد کند. راستی چرا اولین چیزی که یاد می گیریم تو مدرسه اینه که به نام خداوند بخشنده مهربان. اما تصویری که از خدا داریم بخشنده و مهربان نیست. چرا خدای من عبوس و خشمگین و سختگیره؟ دین که حتما راست میگه. پس چرا حرفهای روانشناسی اینقدر دلنشین تره؟ و سوال خیلی مهمی که شاید چند ساله تو ذهنمه: ارتباط روانشناسی با دین چیه؟ خب داشتم خدا رو تعیین تکلیف می کردم. بارها به این نکته توجه کرده بودم که خوندن قرآن برام لذت بخش نیست. اما دعاها به نظرم دلنشین تر میاد. حالا بگذریم که هیچکدوم رو هم نمیخونم. به خصوص دعای کمیل در بین دعاهایی که من می شناسم. امروز به این فکر کردم که دلیل این تفاوت حسی بین قرآن و مفاتیح مدل خداییه که ازش برداشت می کنم. خدای تو قرآن خیلی جدی و قاطع و شایدم عصبانی داره داد و بیداد میکنه. اما خدای توی دعاها آروم نشسته تا باهاش درد دل کنی. در وقت ناراحتی آدم حسابی و آدمایی که روح پاکی دارن چیکار میکنن؟ من فکر می کنم آدم حسابی ها لابد با خدا درد دل میکنن اما من خب راحت نیستم باهاش چرا؟ چرا وقتی ناراحتم با خدا درد دل نمی کنم؟ ۱. به خاطر اینکه اون ته تهای مغزم فکر می کنم لابد حق با من نیست و خدا هم که کلا همیشه چه حق با تو باشه چه نباشه یه جواب تو آستین داره واست. اگر حق با تو نباشه که هیچی یکی یکی اشتباهات و ایرادای خودت رو میکنه تو چشت بعدم میگه دندت نرم می خواستی ادم باشی. مگه نگفته بودم بهت. اگرم حق با تو باشه که بازم داره: گذشت، کظم غیظ، بزرگ منشی، حق پدر و مادر و.... بعدم که یه سری گیر ریشه ای داره به زندگیهای ماها بده که اصلا مگه من به تو نگفتم چجوری زندگی کن اگر ال می کردی بل نمیشد و اگر چنین چنان؟ ۲. واسه خدا نمیشه مظلوم نمایی و اینها کرد یا مثلا یکمشو تعریف کنی یکم تعریف نکنی حق به جانب تعریف کنی؛ کلا جلو قاضی و معلق بازی؟ ۳. خدا فقط میشنوه جواب نمیده که. آدم بالاخره یکی رو لازم داره دل به دلش بده و دلجویی کنه ازش و اینها. وقتی هم عصبانی ام احساس می کنم خدا هم عصبانیه و نمیشه پرش رفت. اصلا معنی غضب خدا چیه؟ خدا که از حالتی به حالتی نمیره که مثلا خوشحال بشه بعد عصبانی بشه. التماس دعای زیاد
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: نمی‌دانم شما چطور قرآن می‌خوانید که با چنین خدایی روبه‌رو می‌شوید؟!! خدایی که خودش در قرآن می‌فرماید: «لَقَدْ أَنْزَلْنَا إِلَيْكُمْ كِتَابًا فِيهِ ذِكْرُكُمْ ۖ أَفَلَا تَعْقِلُونَ» (انبیاء/۱۰) حقیقت آن است که ما به سوی شما کتابی را نازل کردیم که در آن به یاد شما بودیم، آیا در این مورد فکر کرده‌اید؟ خداوند خواسته است ابعاد متعالی انسان به فراموشی سپرده نشود در حالی‌که حتماً می‌دانید خداوند عذابی از خود ندارد مگر آن‌که متذکر می‌شود نتیجه‌ی اعمال ما چنین و چنان است. «وَقِيلَ لِلظَّالِمِينَ ذُوقُوا مَا كُنْتُمْ تَكْسِبُونَ» (زمر/۲۴) به ظالمین یعنی آن‌هایی که به خود ظلم کرده‌اند گفته می‌شود آنچه را که خودتان به دست آورده‌اید، بچشید. آیا خدایی مهربان‌تر از چنین خدایی می‌توان تصور کرد؟! به گفته‌ی مولوی:

تو مگو ما را به آن شه راه نیست / با کریمان کارها دشوار نیست.      

 موفق باشید

26699

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و عرض ادب خدمت استاد عزیزتر از جانم: بنده همکار شما در یکی از شهرستانهای همدان می باشم. این چنین موجز و با سخاوت که شما راهنمایی می فرمائید فقط از دستان با سخاوت معلم برمی آید. چندین سال بود با وجود مطالعه کتب عرفانی در مورد مصداق رب. دچار شک بودم. اگر ممکن است شرحی بر طائیه ابن فارض بفرمائید تا بهرمند شویم. از خدا برایتان طول عمر می خواهم. با سپاس فراوان
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: کار ارزش‌مندی است. شاید فصوص الحکم تا حدی در فهم شرح طائیه کمک کند؛ همان‌طور که شبیه این مطلب را ابن فارض در مورد فتوحات گفته است. حتما شنیده‌اید که جناب ابن عربی از جناب ابن فارض خواست تا شرحی بر آن طائیه بنویسد و او گفت «فتوحات مکیه‌ی» شما شرح طائیه می‌باشد. موفق باشید

26556

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام خدمت شما استاد بزرگوار: اگر ما بخواهیم زیارت آل یاسین بخوانیم تا (آمین آمین) و کافیست یا قسمت دوم آن را هم بخوانیم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: هر دو فراز خوب است ولی همین‌طور که متوجه‌اید زیارت «آل یاسین» همان قسمت اول است. موفق باشید

26499

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: آیا می توان گفت که همان طور که خداوند عین وجود است عین عقل هم است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور است. این موضوع به طور روشن در بحث «برهان صدیقین» مطرح شده است. به کتاب «از برهان تا عرفان» که بر روی سایت هست سری بزنید. موفق باشید

25967

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: با عرض ادب خدمت شما ستاد گرانقدری که طی چند سال اخیر انس ویژه ای با مباحث تون پیدا کردم و در این ایام نوجوانی در یافتن مسیری بزرگ به وسعت جهانی که در آن هستم کتب شما توانست راهنمایی ام کند و البته از جهت خانوادگی و ارتباطی که با مادرم خانم پیراوی ونک داشتید، بیشتر ارادت و علقه عاطفی به ایشون پیدا شد و ارادت بیشتری به حضرتعالی پیدا کردم. استاد عزیز؛ مطلبی بشدت ذهنم رو درگیر کرده، اینکه چرا هنوز با وجود انجام عبادات و مراقبه های نفسانی، هنوز راه را پیدا نکردیم و قلبمان در راه قرار نگرفته و آن را در نیافته است. این را بدین جهت عرض می نمایم که در کتاب فعلیت یافتن باورهای دینی، فرمودید بزرگانی مثل امام، علامه طباطبایی، آیت الله قاضی در کمیت عبادات و انجام فرائض با متدینین ما آنچنان تفاوتی ندارند بلکه تفاوت آنها اینست که آنها راه را می یابند و قلبشان آن راه را در می یابد و لذا از گذشته و آینده که عدم است رها شده و حال را در می یابند که وجود دارد و انسان را از حجاب زمان رها می کند. این ره یافتگی و یافتن آن راهی که ما را از حجاب زمان رها می کند، چرا هنوز با وجود آن عبادات و مراقبه ها یافت نشده و ما سرگردانیم؟ آیا علتش این است که هنوز روح عبادات و هدف حیات زمینی را نیافته ایم یا اینکه هنوز جهان را به وسعت وجودی خود معنا نکرده ایم یا علت دیگری در میان است؟ التماس دعا؛ موفق باشید
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: چه می‌گویی پسر؟! مثل آتشفشان شده‌ای و خودت هم نمی‌دانی. «به کجا چنین شتابان؟». «رهرو آن است که آهسته و پیوسته رود». بحمداللّه در خانواده‌ای این‌چنین با طمأنینه و با سابقه‌ی دیانتِ دیرین، به طلوع آمده‌ای و به خوبی در زیر سایه‌ی مادری آن‌چنین حکیم و گشاده‌فکر روزگار می‌گذرانی. کم نداری. من نمی‌دانستم این آقای برمکی که ما را بمبارانِ سؤالات خود کرده است، شما هستید؟!! کمی به دورِ اندیشه‌ی مادرت که استادی است ارزشمند با آثاری اندیشمندانه، بچرخی، آن راه که به دنبالش هستی، به ظهور می‌آید، ولی مناسبِ این تاریخ. تا حقیقت را در آینه‌ی انقلاب اسلامی به تماشا بنشینی و با آن مأنوس باشی. موفق باشید

25812
متن پرسش
سلام علیکم: استاد عزیز، با مطالعه کتاب «جایگاه اشراقی انقلاب اسلامی در فضای مدرنیسم» یک روحیه و بینش عجیبی برای خودم ایجاد شده و حس کردم خود شما هم با نگارش این کتاب این احساس و بینش را دنبال می کنید و بدنبال گشایش مقابل مخاطبان هستید و امیدوارم توانسته باشم با آن افق متعالی انس بگیرم و این مباحث راهبر و متذکر من باشد. پس از مطالعه این کتاب، با دید جدیدتری ارتباط قوی بین مطالب تان و بیانیه گام دوم انقلاب دیدم و پس از دقت در تعابیر آن بیانیه، روحیه ام قوی تر شد. حس می کنم ما با وجود تمام مشکلات فرهنگی و اجتماعی و اقتصادی ویژه در حوزه تولید و اشتغال و غربزدگی و بحران تمدنی که رو به روی ما ظاهر شده است، اما در دل همین سختی ها ما در نعمت هستیم و این نقمت ها برای ما بشارتی است که: «ان تصبروا و تتقوا لا یضرکم کیدهم شیئا». این را در کربلا هم می شود دید آنگاه که سیدالشهدا برای اصحابشان تببین می فرمایند که شما در دل همین غربت و سختی، در اوج نعمت خدایید و خداوند بر شما منت نهاده و عزت را نصیبتان کرده است. به همین صورت در خیلی از برهه های دیگر مثل جنگ احزاب هم دیدم آنجا که فرمود چشمها خیره شده بود و جانها به گلو رسیده بود اما رسول الله سخن از فتح بزرگ و گسترش قلمرو اسلام و پیروزی نهایی بر جبهه کفر و نفاق می زدند. حسی به من می گوید ما اکنون در این برهه از انقلاب با رهبری حضرت آقا، شرایطی مثل یک آتشفشان را داریم.ِ آتشفشانی که مواد مذاب و دودها و مواد پر سر و صدا را بیرون می ریزد و آنها سرد می شوند لیکن آتش فشان قطورتر و بلند تر می شود و به مراتب به رشد بهتری می رسد. این مشکلات و مسئولین عافیت طلب و آغشته به چرب و شیرین ریاست، هم به نظرم همانند همان مواد مذاب پر سر و صدا هستند که دوران گذار ما از آنها شروع شده و بحمدالله بحای اینان، رویش های صالح و مومن و جهادگری می رویند که رشد انقلاب را تسریع و بهبود می بخشند. آری! به‌مراتب رویش‌ها بیشتر از ریزش‌هاست و این اتفاقات در دوره اخیر مجلس و دولت و قضای اقتصادی و مسائلی نظیر برجام، اثبات کرد در بستر مشی انقلابی و رویش ها است که می توان جلو رفت. این آرامش و امیدواری رهبر انقلاب ابتدا برای من بشدت سوال برانگیز و تعجب آور بود که چرا رهبری با وجود این حجم از مشکلات چنین آرام و با طمانینه است و حتی می گفتم رهبری برای اینکه دل خوشی بین جریان انقلابی باشد، مجبورست امید دهد حتی امید واهی. اما اکنون می بینم مبنای امیدشان چقدر منطقی و دال بر ظهور عهدی نوین و عصری جدید و تاریخی فراتر از تنگناهای مدرنیته، غربگرایی، اسلام تحجر و اسلام سکولار است و ایشان گویی مطمئن اند با صبر تمدنی و اعتقاد به نصرت حضرت الله و کار جهادی_انقلابی، آینده از آن توحید است. به عقیده ام بیانیه گام دوم ایشان نوعی تحدیث نعمت در این شرایط سخت حرکت به سمت تمدن اسلامی است کما اینکه خداوند به رسولش فرمود: «و اما بنعمه ربک فحدث» و خوشحالیم که این چنین نعمتی را در اختیار داریم و ان شاء الله با بصیرت نافذ و عمار وار، آن را به انقلاب جهانی حجت بن الحسن (ارواحنا فداه) متصل کنیم. هان مشو نومید چون واقف نه‌ای از سر غیب / باشد اندر پرده بازیهای پنهان غم مخور // ای دل ار سیل فنا بنیاد هستی بر کند / چون تو را نوح است کشتیبان ز طوفان غم مخور. عذر می خواهم مطالبم طولانی شد و امیدوارم مطالبتون افق خوبی رو مقابل من باز کرده باشه. موفق باشید
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: دقیقاً همین‌طور است. زیرا قرآن به ما می‌فرماید: «واللّه ولیّ المتقین» پس مگر می‌شود خداوند انسان‌های با تقوایی که در پشت این انقلاب ایستاده‌اند را، تنها بگذارد. انقلاب اسلامی سفره‌ی گسترده‌ای است به وسعت بهشت، تا هرکس خواست از نعمت‌های بهشتی بهره‌مند شود؛ بهره‌ی ابدی خود را از آن برگیرد و بیانیه‌ی گام دوم، تذکر به همین عطای چهل‌ساله‌ای است که سال‌های بسیار ارزشمندی در پیش روی ما گشوده است. عمده آن است که ما مأوای خود را در زیر سایه‌ی انقلاب اسلامی انتخاب کنیم. موفق باشید

25594
متن پرسش
سلام استاد: اینکه فرزند نوری هست که به زندگی وارد میشه، یعنی ما باید خودمون رو پاک کنیم تا نور وارد زندگیمون بشه؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌که می خواهید به عنوان یک مسلمان، زندگی کنید، پاک و پاکیزه‌اید. وسواس چرا؟! موفق باشید

نمایش چاپی