بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
30591
متن پرسش
سلام علیکم استاد: ما نحوه تعاملمان با افرادی که تفکر و ایده جهان بین دو جهان را بطور کامل قبول ندارند مثلا آن وجه توجه به عالم مدرن رو قبول ندارن باید چگونه باشد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نکته‌ی بسیار حساسی است. آری! اگر کسی آمادگی آن را داشت که در عین مقیّد به دیانتِ الهی، خواست اسلام و دیانتِ اسلامی را در جهان امروز حاضر کند، باید بداند که با اندیشه‌ی جهان بین دو جهان می‌تواند در آن نوع بودن حاضر شود و البته این به عهده‌ی بسیاری از متدینین نیست. آنان همان اندازه که در مأوای اُنس با خدای خود بنا دارند با پاکی تمام دین‌دار بمانند، سعادتمندند و نباید کوچک‌ترین نقدی به آن‌ها بشود. بحث در حضور تاریخیِ انسان‌هایی است که بنا دارند در جهان امروز در مواجهه با جهان مدرن حاضر شوند. موفق باشید     

30572

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم سلام علیکم و رحمة الله. شخصا خیلی علاقمند هستم که بدانم دعای ثابت یا غالب حضرتعالی در قنوت نماز و در سجده شکر پس از نماز چیست؟ و اینکه برای تعقیبات نماز شخصا پیشنهادتون چیست؟ (ثابت و مشترک بین نماز های یومیه) با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده در قنوت فرازهای «مناجات شعبانیه» خوب است. در سجده‌ی شکر، همان ذکر شکراً شکراً که در مفاتیح‌الجنان ثبت شده است خوب است. با نظر به تعقیباتی که در مفاتیح مطرح است، باید هرکس مطابق ذوق خود بعضی از آن‌ها را انتخاب کند. در آخر «اصول کافی» نیز دعاهای خوبی هست که رجوع به آن ادعیه، مطابق ذوق افراد، کمک‌کننده است. موفق باشید

30308

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام استاد عزیز: چند روز پیش مطلبی از تلویزیون شنیدم ذهنم خیلی درگیر شده اینکه می‌گفت آیت الله جوادی آملی فرمودن ما نباید دنبال جنت باشیم باید دنبال «عند ملیک مقتدر» باشیم. استاد تا جایی که یادم و اینطور که فهمیدم امام آیه «فدخلی فی عبادی و ادخلی جنتی» را در بحث هاشون داشتن. سوالم اینه استاد ما الان با این حرف یعنی جایی بالاتر از سلوک امام هستیم اگه اینطوره آیا سلوک رهبری الان چیه؟ و آیا این آیه «عند ملیک» بالاتر از «و ادخلی جنتی» هست؟ استاد ببخشید ولی ذهنم خیلی درگیر این مسئله هست. ۲. استاد یه شخصیت هایی در دوران جنگ و الان هم یه عده شون هستن اینا تو همون دوران جنگ و حتی الان دنبال اینکه یه مسئولیت قبول کنن نیستن گاه می‌بینم نمیشه هم انگ بی مسیولیتی بهشون زد. خیلیشون از ترس سختی مسئله میگن و مانمی‌تونیم منظورم مسوولیت اجتماعی. یکیشون یه بار از دهنش دراومد گفت تو همون دوران هم خیلی پیشنهاد سردار شدن و اینا بهش می‌شده ولی حاضر به قبول نشده اگر اینطور باشه اونوقت این دعواهای سیاسی سر کسب قدرت را ببینیم یا؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: «جنّتی» که حضرت حق صاحبان نفس مطمئنه را بدان دعوت می‌کند، غیر از جنت و بهشت عادی است. وقتی می‌فرماید: «فدخلی جنّتی» این دعوت به جنتِ لقاء می‌باشد، کم‌ترینش «عند ملیکٍ مقتدر» است. موفق باشید

30182

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: اینکه بر مبنای بحث اعیان ثابته هرکسی خودش پدر و مادرش رو انتخاب میکنه، می‌خواستم بدونم والدینی که از بچه دار شدن جلوگیری می‌کنند آیا قدرت دارن که جلوی خلقت یکی از اعیان ثابته رو در این دنیا گرفته باشن؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر نمی‌کنم. خودشان را به زحمت می‌اندازند. بالاخره اگر بناست فرزندی به عنوان والدین انتخاب کرده باشد؛ به وسیله‌ی آن‌ها متولد می‌شود. چرا کار را بدون دلیل عقب بیندازیم؟ موفق باشید

30071

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد، با عرض خدا قوت: استاد حقیقتا صوت ها و کتب شما میتونه سوالات نسل جوان رو پاسخ بده و اونها رو از شلختگی روح و شخصیت نجات بده، افقی رو برای بودن برتر باز کنه، اما استاد نمیدونم چرا شما رو به هرکسی معرفی می‌کنم علاقه ای برای ادامه ی معرفیتون در مخاطبم نیست، جوونهای مذهبی الان خیلی تحت تاثیر آقای پناهیان هستند، من تقریبا همه مباحث ایشون رو گوش دادم و باید بگم که فوق العاده هستن برای کسایی که اول راه سلوکن، اما باید از ایشون گذشت و در بوستان آثار شما تنفس کرد، اما دوستان انگار قصد بالاتر آمدن ندارن و همچنان تکرار و تکرار، تکرار سخنرانی های معمولی و سطحی روحانی محل، استاد واقعا حیفم میاد که با آثار شما مانوس نیستن، حتی نمیخوان یکبار هم شده یه صوت از شما گوش بدن، آخه من باید چکار کنم؟، دوستانم اهل خودسازی هستن، بیگانه از آسمان معنویت نیستند، ولی حاضر نیستند یکم در سلوکشون ساحتشون رو تغییر بدهند.
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: بالاخره ذوق‌ها متفاوت است. نباید در این موارد سخت‌گیری و اصرار نمود. موفق باشید

29706

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: استاد بزرگوار: با این‌همه تاکید شما بر ملک شناسی چرا کتابی در این زمینه ندارید؟ ۲. ذکری یا نمازی یا آدابی هست برای اینکه راه توجه و تصرف ملائکه رو که بسته ام باز کنم؟ ۳. کتابی در زمینه ملک شناسی که کتاب روانی هم باشه معرفی می‌فرمایید؟ ۴. راهی برای اینکه کمک بگیرم از فرشته عزراییل برای اینکه کمکی باشه برام در قبض هام؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همچنان‌که قرآن متذکر شده است یکی از ستون‌های ایمان، ایمان به فرشتگان تحت امر حضرت ربّ العالمین می‌باشد و عرض شد آیات اولیه‌ی سوره‌ی فاطر و آخر خطبه‌ی اول نهج‌البلاغه، متذکر وجود و نقش فرشتگان هست. در مورد کمک‌گرفتن از فرشتگان، فرموده‌اند به نیّت جلب توجه مثلاً جناب حضرت عزرائیل «علیه‌السلام» دو رکعت نماز بخوانید و مطابق نقش قابض‌بودنِ آن ملک مقرب، از او مدد بگیریم که میل ما را از امور دنیایی و وَهمی قبض کند. موفق باشید

29454

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام و عرض ادب: برخورد رهبری نسبت به صحبت های امام جمعه قم در مورد تعریف و تمجید از ایشان در زمان نوزادی چه بوده است؟ چرا ایشان در اینگونه موارد برخورد قاطعی نمی‌کنند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده در جریان نیستم و فکر می‌کنم رهبر معظم انقلاب هم نمی‌توانند خود را مشغول این امور بکنند. موفق باشید

29101
متن پرسش
سلام علیکم: عرض ادب و تشکر: بخشید استاد در مورد احادیث طینت و بحث اعیان ثابته تا حد زیادی بهره بردم خدا رو شکر از مطالب مصباح الهدایه و شرح حدیث عقل و جهل ولی اینجا رو خیلی وقته متوجه نمیشم که اگر بگوییم خداوند طلب انسانها را دید و بر اساس طلب و امکان آنها شرایط تحقق و به ظهور آمدن آن طلب و امکان را فراهم فرمود بحث این است که این طلب، از کجا آمده؟ خدا داده یا انسان خودش انتخاب کرده؟ یکم توصیح بدین، یه سر نخی یا معرفی کتابی لطفا ممنونم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: طلبِ همان امتحان ذاتی انسان است که مربوط به خود موضوع می‌باشد و خداوند علم به امکانِ ذاتی موجود دارد لذا خطاب به آن می‌فرماید: «کن». به بحث «پیامبران خدا و نظر به آغازِ آغازها» رجوع شود. موفق باشید http://lobolmizan.ir/post/1669/%D9%BE%DB%8C%D8%A7%D9%85%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%AE%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B8%D8%B1-%D8%A2%D8%BA%D8%A7%D8%B2-%D8%A2%D8%BA%D8%A7%D8%B2%D9%87%D8%A7

28961

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد عزیز: وقتتان بخیر. در پی هجمه های اخیر به آقای پناهیان سوالاتی ذهنم رو مشغول کرده. از علت اصلی این هجمه ها که بگذریم استاد جان ۱. چرا آقای پناهیان بایستی هدایای میلیاردی رو قبول کنند؟ ایشون نمی توانند که هر ناشفافیت مالی جلوی اظهار نظر حقه رو میگیره. (من سالهاست با یک نماینده مجلس کار می‌کنم تاکنون یک هزاری از هیچ نهاد و کارخانه و ....حتی برای کمک به فقرا نپذیرفته چون میگه گذشته از این که معلوم نیست این پولها حق کیست، ما نباید کاری کنیم که فردا برن بگن فلانی از فلان جا اینقدر پول گرفت و دیگه نتوانیم حرف حق خودمون رو بزنیم، یا خبرشو دارن همین چند وقت پیش آقایی به حاج آقا معمار گفته که من میخوام یک باغ رو به شما هدیه بدم و اصرار هم داشته اما حاج آقا گفته نه من هیچ نیاز به باغ ندارم، یا در محرم امسال دیدیم شخصی از میناب آمده بود می‌گفت حاج آقا براتون میخوام گوشی عالی بیارم و حاج آقا انداخت توی شوخی و گفتن: نه نه نه نیاریها من گوشی استفاده نمی کنم آنوقت میرم می‌فروشمش چلوکباب میخرم می‌خورم و‌...‌خلاصه نمی پذیرند، آنوقت آقای پناهیان که یک واعظ کشوری است حواسش نبوده؟) ۲. الان مردم شاکی شدند که چرا ما از این دوستان نداریم؟! خب حق دارند. ندارند؟ نظر شما چیست استاد جان؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با توجه به این‌که جناب آقای پناهیان نشان داده‌اند بیش از آن‌که به فکر خود باشند، به فکر انقلاب و اسلام هستند؛ باید این موارد را حمل بر صحت کرد و مواظب بود این شخصیت‌ها که سرمایه‌ی کشور و انقلاب هستند، خدشه‌دار نشوند حتی اگر بر فرض از طرف ایشان سهل‌انگاری هم شده باشد؛ شخصیت ایشان چیز دیگری است. موفق باشید

28844

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: فرزند دختر ۱۲ ساله ای دارم که در بلوغ هست و قلبا و عقلا خدا را قبول دارد ولی چند روزی است نسبت به نماز و دستورات دینی بی انگیزه شده و میلی به انجام آن ندارد و سوالاتی دارد که در ذیل دو مورد آن‌را بیان می‌کنم حضرت استاد لطفا پاسخ شما به این سوالات چیست؟ «چگونه اطمینان پیدا کنم که آنچه در قرآن آمده است از سوی خدا می‌باشد؟ و اینکه چگونه مطمئن شوم که دستورات دینی از قبیل نماز از سوی خدا می‌باشد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. در مورد اعجاز قرآن، خوب است که به بحث «دریچه‌های اعجاز قرآن» رجوع شود که ذیلاً ارسال می‌گردد. ۲. حال که متوجه شدیم قرآن سخن خدا است وقتی قرآن بفرماید: «اقم الصلواة» پس این خداوند است که به ما دستور داده است نماز بخوانیم و وقتی می‌فرماید: «اطیعوا الرّسول» یعنی در جزئیات موضوع، رسول را اطاعت کنید.  موفق باشید

دريچه‌هاي اعجاز قرآن

قرآن مي‌فرمايد: «وَ اِنْ كُنْتُمْ في رَيْبٍ مِمّا نَزَّلْنا عَلي عَبْدِنا فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِنْ مِثْلِه»[1] اگر در معجزه‌بودن آنچه بر بنده‌ي ما نازل شده شك داريد، سوره‌اي مانند آن بياوريد. مبناي برهان اين است كه او يا به‌واقع پيامبر است و اين آيات از طرف خدا بر او نازل شده و يا پيامبر نيست و با استعدادهاي بشري‌اش اين آيات را تنظيم کرده است. در حالت دوم این می‌شود که از آن جهت كه بشر است اين آيات را آورده، پس شما هم كه بشر هستيد، مسلم اگر همه‌ي شما جمع شويد مي‌توانيد يك سوره ‌مثل سوره‌هاي اين قرآن بياوريد و اگر نمي‌توانيد، معلوم مي‌شود كه او از جنبه‌ي بشري‌اش به چنين توانايي نرسيده، پس او پيامبر خدا است.

در رابطه با معجزه‌بودن قرآن نمونه‌هايي مورد اشاره قرار مي‌گيرد:

۱. از نظر فصاحت و بلاغت: قرآن از نظر هندسه‌ي كلمات و نظم خاصي که کلمات دارند، نه سابقه دارد و نه لاحقه، به طوري‌که نه تا آن زمان بشريت با اين ترکيب و نظم سخن گفته و نه بعد از آن انسان‌ها توانسته‌اند از آن تقليد کنند و با آن نظم و هندسه سخن بگويند. قرآن داراي آهنگ خاصي است که در عين دارا بودن مفاهيم معنوي، بدون تكلّف و تصنّع، عالي‌ترين معاني را در عالي‌ترين قالب‌هاي لفظي اظهار مي‌کند به طوري‌که معلوم نيست الفاظ تابع معاني‌اند و يا معاني تابع الفاظ.

قرآن در زماني به صحنه آمـد و مبـارز طلبيـد كه اوج تكامـل فصاحت عرب بود. از آن عجيب‌تر بعد از آمدن قرآن نيز سخن رسول خدا(ص)و حضرت‌ علي(ع) در عين فصاحت زيادي که دارد، اصلاً شكل و هندسه‌ي قرآن را ندارد. و لذا اين مبارزه طلبي هنوز هم به قوت خود باقي است که اگر می‌توانید یک سوره مثل سوره‌های قرآن بیاورید. مضافاً اين‌که تا حال كسي نيامده بگويد قبل از قرآن چنين كلماتي به اين شكل در فلان كتاب بوده ‌است. همچنان‌كه كسي نيامده بگويد من مثل آن را آورده‌ام و اتفاقاً هر قدر انسان فصيح‌تر باشد بيشتر متوجه مي‌شود كه فصاحت قرآن از نوع فصاحت بشر نيست. همچنان‌كه جادوگران متوجه شدند كار حضرت‌موسي(ع) از نوع سحر نيست.

۲. از نظر عُلوّ معني و محتوي: بي‌گمان مطمئن‌ترين راه براي شناخت حقيقت قرآن، رجوع به متن قرآن و تأمل در توصيف‌ها و تعبيرهاي آن در باره‌ي خود مي‌باشد، توصيف‌هايي از قبيل «هُديً للنّاس»، «هُديً للمتّقين»، «تبياناً لكلّ شَيئ»، «حكيم» و «فرقان» که همه حکايت از آن دارد که وقتي مي‌فرمايد: اگر مي‌توانيد مثل آن را بياوريد، يعني آن چيزی که می‌آورید مثل قرآن از حيث هدايت‌گري و آوردن معارفِ هدايت‌گر و از حيث مطالب حكمت‌آميز، همسنگ دانش‌هاي قرآن باشد و از اين زاويه بشر را به آوردن چنين انديشه‌هايي در حد قرآن دعوت مي‌كند.

جامعيت و كمال قرآن بدين معني است كه قرآن مجيد تمامي مواد و مصالح علمي جهت رسيدن انسان به سعادت فردي و اجتماعي را دارا است و با معارف خود رابطه‌ي انسان با «خدا»، «خود»، «انسان‌هاي ديگر» و با «جهان» را تبيين مي‌كند و همه‌ي اين معارف داراي سطوح و لايه‌هاي متكثر هستند و در آن براي هرموضوعي بطن‌ها وجود دارد. در پايين‌ترين سطح با مردم عادي صحبت مي‌كند و هرچه مخاطب خود را دقيق بيابد، بطني از بطون خود را براي او مي‌گشايد و آوردن سوره‌هايي با اين حدّ از علوِّ در معاني به هيچ‌وجه در حدّ بشر نيست.

انساني که قرآن طرح مي‌کند وسعتي از قبل از تولد تا بعد از مرگ دارد و دستورات قرآن همه‌ي ابعاد اين انسان را با همه‌ي دقايق روحي‌اش فرا گرفته است، در حالي كه انسان معرفي شده از راه حس و انديشه‌ي بشري در ميان دو پرانتز (تولد) تا (مرگ) قرار دارد.

در قرآن همه‌ي اصولِ معارف قرآن از توحيد استنتاج شده و سپس گسترش يافته و به صورت اخلاق و عقايد و احكام در آمده به اين معني که هر حكمِ فرعيِ آن اگر تحليل شود به «توحيد» باز مي‌گردد و توحيد نيز اگر تفريع و باز شود، همان احكام و مقررات فرعي را تشكيل مي دهد. مي‌فرمايد: «كِتابٌ اُحْكِمَتْ اياتُهُ ثُمَّ فُصِّلَتْ مِنْ لَدُنْ حَكيمٍ خَبير»[2] قرآن كتابي است با آيات محكم که سپس به صورت تفصيل درآمده، يعني اين كتاب با آيات متعدد داراي غرض واحدي است كه وقتي به تفصيل در آيد، در يك مورد به صورت «اصول دين» و در مورد ديگر به صورت موضوعات «اخلاقي» در مي‌آيد و در جاي خود به صورت احکام شرعي ظاهر مي‌شود، به اين معني که هرچه نزول كند و از اصل به فرع برسد از آن غرض اصلي خارج نمي‌شود و از مسير توحيدي خود عدول نمي‌کند. به عنوان مثال: توحيدِ خدا در مقام اعتقاد عبارت است از اثبات «اسماء حسني» و «صفات عليايِ» الهي و در مقام اخلاق عبارت است از دارا شدن اخلاق كريمه مثل رضا، شجاعت و دوري از رذايل و همان توحيد در مقام اعمال عبارت است از به جاآوردن اعمال شايسته و پرهيز از محرمات و رعايت حلال و حرام. همه‌ي اين‌ها به توحيد برمي‌گردد و انسان را به توحيد مي‌رساند زيرا آيات قرآن يك جهت وحدت دارند و يك جهت كثرت، از جهت صدور از طرف خدا به سوي بشر، سيري از وحدت به سوي كثرت را دارا مي‌باشند ولي از جهت سير از طرف انسان به سوي خدا، سير از كثرت به وحدت را دارا هستند.

قرآن كتاب انسان شناسي است، اما آن‌گونه كه خدا انسان را آفريده و در همان راستا انسان را تفسير مي‌كند تا انسان از خود بيگانه نشود، به طوري‌که در تمام فرهنگ بشر– و نه در فرهنگ انبياء – انسان در حدّ سوره‌ي العصر هم مطرح نيست، یعنی انديشه‌ي بشر نسبت به انسان به اندازه‌ي تبييني که يك سوره‌ي كوچك قرآن در مورد انسان دارد گسترش ندارد.

قرآن پيوند با خدا را در همه‌ي شئون زندگي جريان مي دهد و انسان را در حد يك باور تئوريك متوقف نمي كند، بلكه خداي حاضر و محبوب را معرفي مي‌نمايد كه مي‌توان به او نزديك شد و با او انس گرفت. مرز ايمان و شرک در آن است که انسانِ موحّد توانسته است حقيقت وَحداني عالم را در هر مخلوقي بيابد و انسان مشرک پديده‌هاي عالم را مستقل از حقيقت وحداني مي‌نگرد.

۳. اعجاز قرآن از جهت نبودن اختلاف در آن: قرآن در طول 23 سال بر پيامبر خدا(ص) نازل شد، آن هم در شرايط اجتماعي و روحي متفاوتي که براي رسول خدا(ص) پيش مي‌آمد، بدون آن که رسول خدا(ص) پيش‌نويسي داشته باشد و يا پس از نزول آن به حكّ و اصلاح آن بپردازند با اين همه هيچ‌گونه تناقض و اختلافي در ميان مطالب آن نيست. هرگز كسي نديد كه مثلاً پيامبر(ص) يادداشتي داشته باشند و مطابق آن يادداشت آيات را قرائت كنند و يا طوري آيات را بخوانند كه بعداً معلوم شود يك كلمه را اشتباه گفته‌ و بخواهند آن را تصحيح کنند، آن هم آياتي كه قبلاً هيچ‌كس چنين كلماتي در هيچ كتابي نگفته بود و بعداً هم كسي نيامد ادعا کند شبيه آن كلمات در كتاب‌هاي رومي‌ها و يا ايراني‌هاي متمدن آن زمان ديده شده است.

قرآن طوري است که آيه‌اي مفسّر آيه‌اي ديگر و مجموعه‌ي آن شاهد بر مجموع آن است و در عين تنوع - حتي در يك موضوع – وحدت نگاه کاملاً درآن حاكم است. مثلاً در مورد عبادت و يا تقوا هزاران نكته‌ي متنوع دارد ولي همه با يك بينش و يك جهت و يک نگاه.

خودِ قرآن مي‌فرمايد: «أَ فَلا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ وَ لَوْ كانَ مِنْ عِنْدِ غَيْرِ اللَّهِ لَوَجَدُوا فيهِ اخْتِلافاً كَثيراً»[3] آيا اين منكران قرآن در قرآن تدبّر و تفكر نمي‌كنند تا متوجه شوند اگر از طرف غيرخداوند صادر شده بود، حتماً در آن اختلاف و تضاد مي‌يافتند؟ زيرا: اولاً : فكر انسان دستخوش تحول و تكامل است ، و در آخر عمر عموماً اشتباهات اول را ندارد. ثانياً: افکار انسان در طول زندگي تحت تأثير حالات متفاوت روحي‌اش قرار دارد و سخنانش هماهنگ آن حالات، و گاهی متفاوت و بعضاً متضاد خواهد بود. ثالثاً: كسي كه كارش بر دروغ باشد در طول عمر حتماً به تناقض و اختلاف مي‌افتد، در حالي‌كه هيچ‌كدام از موارد بالا در قرآن نيست و يگانگي و وحدت کاملي بر آن حاکم است.

۴. اعجاز قرآن از نظر جاذبه: قرآن در معرفي معني حيات و آزادشدن از اسارت نفس و خرافات آنچنان سخن مي‌راند كه انسان به هيچ‌وجه آن را از جان خود جدا نمي‌بيند و به‌خوبي جذب آن مي‌شود. قرآن انسان را بر عقده‌هاي دروني‌اش پيروز مي‌كند، مرگ را برايش معني مي‌نمايد، او را دعوت به تدبر در آياتش مي‌كند، مي‌گويد: «اَفَلا يَتَدَبَّروُنَ الْقُرانَ اَمْ عَلي قُلُوبٍ اَقْفالُها» آيا تدبّر در قرآن نمي‌كنند و يا بر قلب‌هاشان قفل زده شده است كه حقايق آن را نمي‌فهمند؟ به همين جهت عقل انسان در حين تدبّر در قرآن از عمق جان، حقانيت آن را تصديق مي كند و خودِ قرآن شرط تشخيص حقانيت خود را تدبّر در خودش قرار داده است. آيا تا حال ديده‌شده كسي در قرآن تدبّرِ لازم را كرده باشد و براي او در حقانيت آن ذره‌اي شك باقي بماند؟ و يا بيشتر كساني گرفتار شك نسبت به قرآن هستند كه از دور و بدون تدبّر در آن نظر مي‌دهند؟

۵. اعجاز قرآن از نظر اخبار غيبي: مثل آن واقعه‌هايي كه در حين نزول قرآن با فكر بشري درستي و نادرستي آن معلوم نبوده و در قرآن مطرح شده به طوري‌که بشر پس از سال‌ها به درستي آن پي‌برده است مثل: پيش‌بيني غلبه‌ي روم بر ايران در شرايطي كه در آن زمان چنين غلبه‌اي به ذهن‌ها هم خطور نمي‌كرد.[4]  و یا مثل حفريات باستان‌شناسان، كه پس از سال‌ها داستان حضرت يوسف و طوفان حضرت نوح و قوم سبأ را تأييد كرد. و يا اين‌كه قرآن براي فلك، مدار قائل است، برعكسِ پيشينيان كه فلك را جسم مدوري مي دانستند كه ستارگان در آن ميخكوب شده‌اند ولي بعدها معلوم شد که ستاره‌ها داراي مدار هستند و در مدار خود در گردش‌اند.

۶. اعجاز قرآن از نظر وسعت معارف و پهناوري مطلب: از طريق كسي كه برتري فوق العاده‌اي از نظر اطلاعات نسبت به ديگران نداشت و در محيطي آنچنان محدود زندگي مي‌کرد که از نظر عقب ماندگی  مثال زدني است و از آن طرف آن شخص ثلث آخر عمرش تماماً مشغول جنگ با دشمنان دين بود، چنين قرآني با اين وسعتِ علمي و دقت روحي مطرح شود حکايت از آن دارد که از طرف خداي حکيم و عليم بر او نازل شده است.

دكتر واگليري، استاد دانشگاه ناپل مي‌گويد:

«كتاب آسماني اسلام نمونه اي از اعجاز است... قرآن كتابي است كه نمي‌توان از آن تقليد كرد... چطور ممكن است اين كتابِ اعجاز آميز كار محمد باشد؟ در صورتي كه او يك نفر عرب درس ناخوانده بوده است... ما در اين كتاب مخزن‌ها و ذخايري از دانش مي‌بينيم كه مافوق استعداد و ظرفيت با هوش‌ترين اشخاص و بزرگترين فيلسوفان و قوي‌ترين رجال سياست است».[5]

 


[1] - سوره‌ي بقره، آيه‌ي ۲۳.

[2] - سوره‌ي هود، آيه‌ي 1.

[3] - سوره‌ي نساء، آيه‌ي 82.

[4] - در سال 617 ميلادي يعني هفتمين سال بعثت پيامبر اکرمf ايران بر روم پيروز شد و تا نزديک پايتخت روم پيش‌روي کرد، در همان سال قرآن پيش‌بيني پيروزي روم را در کم‌تر از ده سال نمود.(به آيات اوليه‌ي سوره‌ي روم رجوع شود).

[5]- كتاب «پيشرفت سريع اسلام »، ترجمه‌ي سعيدي، ص 49.

28057
متن پرسش
سلام استاد: دعایی کنید این تظاهرات آمریکا بی اثر نماند و یه یک ضربه سنگینی به دولت وحشی آمریکا وارد کند آنم آرزوست.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مطمئناً ابرقدرتیِ آمریکا تمام می‌شود. به تاریخی باید فکر کرد که سیاسیون ما فکر نکنند از آن به بعد ما باید آمریکا شویم و از سلوکی که تحول اساسی در نحوه‌ی بودنِ بشریت است، غفلت شود همچنان‌که تا حال در بسیاری از موارد غفلت شد. موفق باشید

28037

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و تحیت: استاد عزیز، در رابطه با تأثیر اسم بر شخصیت و سرنوشت انسان در مجلسی شنیدم که شخص صاحب نظری فرمودند: اسم ها بر شخصیت بسیار تأثیرگذار هستند و گرنه خداوند آن‌را حقی بر گردن پدر و مادر قرار نمی‌داد، اما آن‌کس که اسمش مثلاً «محمد=ستایش شده» است اما شخصی فاسد و فاسق می‌شود، او را شیاطین و ارواح خبیث ستوده اند و برعکس آن‌کس که در صراط مستقیم است، او را خدا و ملائکه می ستایند (چون نامش محمد است) یا آن‌کس که نامش «علی=بلندمرتبه» است اما شخص غیرمؤمن و نابکاری می شود، در راه شیطان و هوای نفس بلند مرتبگی یافته!! یا دچار علوّ است که مذموم خداست! استاد بنده سندی برای این نظرات نیافتم! بلکه به عکس در احادیث یافتم آن‌کس که محمد است، بخاطر نامش در محاسبه اعمال برایش تخفیفی قائل می‌شوند و... آیا فارغ از مسئله بی سند بودن این نظرات، صحیح هستند؟ آیا واقعاً اینگونه است؟ و تربیت شخص در کنار معنای اسم ظهور خاصی دارد؟ و آیا نشر این نظرات گناه نیست؟ سؤال دوم: کتابهایی که به عنوان علوم غریبه مانند سرالمستتر، جادوی مرجان و... به شیخ بهایی نسبت داده می‌شود آیا سندیت دارند؟ آیا ایشان در این علوم تبحر داشته اند و اصلاً کتابی از ایشان به جا مانده و می‌توان با آن مختصری از علم اعداد و حروف را فرا گرفت؟ سپاسگزارم
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به ما فرموده‌اند اسامی خوب بر فرزندان‌تان بگذارید تا آن‌ها شخصیت خود را بر اساس صاحبان آن اسامی مدّ نظر قرار دهند و با توجه به این امر به آن نوع سخنان که فرموده‌اید گفته شده، نباید توجه کرد به‌خصوص که شایع شده است اسامی خوب را به دلایل واهی، باید از بعضی از افراد تغییر داد زیرا مثلاً با حروف ابجد برای آن شخص در ارتباط با بقیه، همراهی ندارد. مگر حروف ابجد چیزی است که باید تا این‌جاها مدّ نظر قرار گیرد؟!! موفق باشید

28010
متن پرسش
با سلام و خدا قوت خدمت استاد عزیزم: در هنگام خواندن کتاب جوان و انتخابهای بزرگ در صفحه ۲۳ فرمودید: «ما در خواب خودمان هستیم، پس از خودت خواب نیستی هرچند از بدنت جدا هستی.» حال بعضی اوقات انسان در خواب، خواب می بیند که در حال خواب دیدن است سپس بیدار می شود. سوالم این است که او کیست؟ آیا می توان گفت جسم قیامتی است؟ یا نه. در کل او کیست که متوجه نیست که در حال خواب دیدن است سپس در حالیکه در خواب است بیدار می شود می بیند خواب می دیده و در همان حال هم در خواب است. ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: انسان همیشه خودش، خودش است و در عین حال در بیداری و در خواب می‌تواند در عوالم بالاتر حاضر شود. و این نوع حضور، حالت خواب‌دیدن برایش پیش می‌آورد حال چه خواب باشد و چه بیدار. موفق باشید

27046

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: چرا ظن از منظر قرآن قابل پیروی نیست؟ آیا اگر انسان بخواهد فقط بر پایه یقین حرکت کند چرخ اجتماع و حرکات بشر از حرکت باز نمی ایستد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آن ظنّ و گمانی که در سوره‌ی حجرات مطرح است و از آن نهی شده است، در رابطه با گمان بد به مؤمنین است و این غیر از حدس علمی است. موفق باشید

26987
متن پرسش
سلام علیکم: ۱. آیا حضرتعالی به این مطلب اعتقاد دارید که انقلاب اسلامی، طغیان سنت گراها در زمانه حکومت تجدد گرایان یعنی دوره پهلوی است و حکومت پهلوی بعلت تکیه زیاد بر روی تجدد گرایان و غفلت از سنت گرایان شکست خورد؟ یعنی واقعا حد انقلاب اسلامی در این است که آن را حرکت سنت گراها بدانیم؟ ۲. اساسا تقسیم بندی جامعه به دو گروه سنت گرا و تجدد گرا را باور دارید و آن را ملموس می دانید؟ نظر حضرتعالی را تا حدودی در پاسخ ها متوجه شدم ولی خواستم بصورت واضح و در چنین پرسشی از شما این رو بپرسم. ویژه اینکه برخی امروز هم به این تقسیم بندی معتقدند و جامعه را در این دو دسته می بینند. من خودم با توجه به نظرم و آنچه از بیانات شما آموختم این است که واقعا جمع کثیر افرادی که آنها را تجدد گرا می دانند قلوب و دل هایشان ایمانی است هر چند عقول و ظواهرشان غربی باشد و خیل همین ها در تشییع پیکر حاج قاسم حاضر شدند و قصه خود عالی شان را در این شهید عزیز دیدند و یا امسال برای اولین بار در راهپیمایی ۲۲ بهمن آمدند. هر چند من هم معتقدم ما طبقه و لایه فوقانی داریم که تحت تاثیر عالم غرب مدرن و ادبیات توسعه و نظام توسعه جهانی است ولی قطعا اگر ما کار اقنایی قوی کنیم و بدون پلورالیسم، در بستر اسلام و انقلاب گفتگو کنیم و همان المومن مراه المومن را نشان دهیم، این گفتمان تحول جدی خواهد یافت.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. در این مورد خوب است به جواب سؤال شماره‌ی ۲۶۹۲۸ نظری بیندازید. ۲. بنده با نظر شما موافقم و معتقد هستم انقلاب اسلامی و شخص حضرت امام «رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» مافوقِ گردونه‌ی دوگانه‌ی تجدد و سنتی‌بودنِ مرسوم در این تاریخ حاضر شدند. حتی سنت‌گراهایی مثل سید حسین نصر هم آن‌طور که شایسته بود به جهت حضور فعّال بعضی از مذهبی‌های سنتی، در انقلاب حاضر نشدند. موفق باشید

26918
متن پرسش
سلام علیکم: مطلبی به نظرم اومده و دیدم که حضرتعالی هم در مباحث غرب شناسی تان توجهی به این مطلب داشته اید. آیا می شود گفت امروز پرچمداران فرهنگ و تمدن مدرنیته و لیبرالیسم با راه اندازی برنامه هایی مثل جنگ نرم و شبیخون فرهنگی و شبکه سازی برای روی کار آمدن توسعه گرایان در سطح عالم اسلام ویژه ایران، می خواهند مانع از غربشناسی دقیق و انتقادی مسلمین شوند و رویکردی تهاجمی مقابل به خود آمدن مسلمانان با شناخت غرب و حرکت در راستای روح اصیل اسلامی ایجاد کنند؟ چون دیدم خود شما هم معتقدید با غرب شناسی و شناخت مدرنیته، می توانیم به خودآگاهی برسیم و به اصطلاح به خود آمدنی در راستای احیاء حکمت اسلامی شکل بگیرد ولی تهاجم فرهنگی باعث عدم توجه به حکمت اسلامی و مواجهه تمدنی با غرب و به خود آمدن می شود و به نحوی باعث می شود حتی آموزه های دینی را مستحل در نظم مدرن ببینیم و آنوقت جهت گیری مان بجای تمدن نوین اسلامی، ژاپن اسلامی و اسلام آمریکایی باشد.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: دقیقاً مطلب همین‌طور است. به گفته‌ی استاد طالب‌زاده از اساتید فلسفه‌ی دانشگاه تهران، حکمت اسلامی در مواجهه با فلسفه‌ی غرب، بهتر می‌تواند خود را بنمایاند و از این حالتِ کم‌نشاطش بیرون آید. موفق باشید

26823

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد عزیز: آیا این حرف درست است که بگوییم گاهی وظیف رهبر یک چیز است و وظیفه راهرو‌چیز دیگر؟ منظورم اینست مثلا حضرت امیر علیه السلام در حادثه آتش زدن در منزلشان مامور به سکوت بودند ولی حضرت زهرا سکوت نکردند و با خطبه خواندن و رفتن به همرا ه حسنین به درب منزل تک تک مردم سعی در روشنگری داشتند؟ مثلا می شود بگوییم رهبری خودشان در پیام رسانهای خارجی و اینستاگرام صفحه رسمی ندارند ولی خواص و فعالان رسانه باید در آن فضا ها حاضر باشند و روشنگری کنند؟ می شود گفت گاهی رهبر جامعه مجبور است حرفی بزند یا رفتاری انجام دهد که در عین درست بودن آن رفتار، خیلی جاها رفتار دیگری برای مریدان وظیفه است؟ می شود بگوییم ایشان مجبورند بخاطر شرایط زمانه و روح حاکم ‌دستکش بپوشند و توصیه بهداشتی کنند و تجمعات را لغو کنند اما ما وظیفه دیگری داشته باشیم؟!
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به طور کلّی می‌توان این نکته را که فرمودید، پذیرفت. ولی در هر حال باید طوری عمل کنیم که با جهت‌گیری نظام و مقام معظم رهبری، منطبق باشد و به همین جهت باید بسیار دقت کرد. موفق باشید

26510

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد عزیز و مهربان: امشب بعد از هزار بار توبه شکستن باز به آغوش امام رضا برگشتم. ازشون در خواست درد بی درمون رو کردم تا اینکه به حدیثی از رسول الله رسیدم که می گفت اگر جوانان نمی توانند ازدواج کنند با روزه شهوت شان را مهار کنند. خیلی امید وار شدم ولی استاد حدود ۲ سال و نیم است که دارم روزه پشت سر هم می گیرم دیگر در کل بستگانم اسمم مشهور شده به شخصی که همش روزه می گیره و دیگه تغییر کرده حتی دیگر اعضای خانواده ام روی من حسابی جدید باز می کنند و مرا قبول دارند ولی استاد از شما چه پنهان که خودم خودم را اصلا قبول ندارم و در خلوت هایم اشک می ریزم و ناله می کنم. استاد عزیز تا کی باید این مسیر را به تنهایی ادامه دهم؟ چرا خداوندی که دقیقابه سر بزنگاه دستم را می گیرد و به من راه را نشان می دهد چرا دوست دارد انقدر در سختی باشم و به خودم سخت بگیرم و انقدر دل سوزناکی داشته باشم و هر هفته در انابه و پشیمانی به سر برم؟ استاد عزیز لطف بفرمایید مرا راهنمایی کنید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: طوری در عبادات خود ورود نکنید که موجب فشار روحی برایتان شود. در حدّ وظیفه عمل نمایید و امیدوار رحمت الهی باشید. موفق باشید

25523
متن پرسش
سلام علیکم استاد عزیز: من نوجوانی ۱۷ ساله هستم که در مسجد منطقه مون الحمدلله توفیق یافتم برای مباحث معرفت دینی حول کتاب داستان راستان، برای نوجوانان دیگر صحبت کنم و تا حد توان به شبهاتشون پاسخ بدم. خدا رو شکر موفقیت هایی هم حاصل شده و بسیاری مباحث حل شده است و دوستان انس خوبی با داستانهای جذاب کتاب پیدا کردند. بسیار از کتب و جزوات و یادداشت های شما بهره برده ام و همواره دوستان را به مطالعه آثارتان توصیه کردم و توفیق داشتم از محضرتون فیض ببرم. استاد، علیرغم این مطالعات گاهی نسبت به حقیقت هدایتگری انبیاء و انقلاب اسلامی و ولایت فقیه شک می کنم و با برخی شبهات و مباحث خودم دلم میلرزه. متاسفانه بسیاری حضرات، با عینک لیبرال_دمکراسی انقلاب را می نگرند و حتی تفاوتی بین افق تمدنی انقلاب نیستند و گاهی با کمال تعجب میگند کره شمالی و کوبا برای ‌آمریکا مهم تر از ایران هست و عادت کردند اتهام تحجر به مدافعان افق تمدن انقلاب بزنند. استاد، بسیار سعی کردم با مطالعه کتاب و افزایش معرفت و آزاداندیشی و پرسش از متخصصین، واقع بینانه و نه کورکورانه خدای ناکرده با انقلاب و اسلام ناب محمدی و ولایت فقیه و امام و حضرت آقا برخورد کنم اما گاهی اوقات عجیب دلم سست می شود و می گویم نکند من اشتباه می روم و واقعاً دین از سیاست جداست و یا انقلاب اسلامی هم انقلابی است مثل خیلی انقلابهای دیگر که دورانی دارد و گذار می کند. این رو تو خیلی دوستان هم دیدم که علیرغم مطالعه اصولی مبانی اسلام و انقلاب و این مکتب و پذیرش مبانی، اما دلشون بسیار میلرزه و انگار از درون هم درگیرن. وقتی هم که بسیاری نا بهنجاری های جامعه رو می بینن بسیار دلسرد میشند. استاد شما به عنوان شخصیت مجاهد در جبهه فرهنگی و ایمانی که صاحب تجربه هم هستید، به من چه توصیه ای برای تقویت اعتقاد قلبی دارید و اینکه با چه دیدی نسبت به انقلاب و افق تمدن نوین اسلامی برخورد کنم و آیا اساسا این جدال های دورنی امثال من در این سن و سال درباره مسائل اساسی زندگیمون ویژه در باب اوضاع اجتماعی طبیعی هست یا نه؟ با تشکر و التماس دعا.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر می‌کنم همین شبهات موجب می‌شود تا جایگاه انقلاب اسلامی را سیاسی و سطحی در نظر نگیریم. بالاخره باید این نکته روشن شود که «آینده‌ی ما چه آینده‌ای است؟» بد نیست در این مورد به متن مذکور همراه با صوت آن سری بزنید. موفق باشید

24883

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام خدمت استاد: گاهی یا شاید اکثرا موقع کار و درس و نماز و مطالعه و موسیقی و ورزش و... حالاتی در بنده پیش میاد که نمیدونم حضور قلبه یا نه. حضور قلب چیه و چطور ایجاد میشه و چطور و از چه راهایی تقویت میشه؟ و چه کنیم همیشه در حضور قلب باقی بمانیم و خسته از این نوع حضور نشویم؟ و چطور تشخیص بدهیم که کی در حضور قلبیم؟ در ضمن به سوال ۲۷۸۰۸ ام که خیلی وقته خدمتتون فرستادم پاسخی داده نشده.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. نقداً پیشنهاد مطالعه‌ی کتاب «ده نکته در معرفت نفس» را همراه با شرح صوتی آن دارم. ۲. سؤال مذکور به صورت شخصی این‌طور جواب داده شد: باسمه تعالی: سلام علیکم: چرا سری به کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» نمی‌زنید؟! کتاب بر روی سایت هست. موفق باشید

24640
متن پرسش
سلام علیکم: در جواب سوال ۲۴۶۳۳ فرمودید که: خطای حس را نیز انسان با فهمی که متوجه‌ی واقعیت خارج از ذهن است می‌فهمد و به همین جهت می‌تواند بین سفسطه و واقعیت تفکیک کند. لطفاً بفرمایید منظورتان از این فهم چیست و چگونه است؟ مثلا در این مثال که ما باران را به جای قطره قطره به صورت خطی می بینیم بر فرض خطای دید در نظر بگیریم، آن فهم که فرمودید و توجیه خطای حس در این مثال را برای بنده از نظر خودتان مشخص کنید. با سپاس
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نفس ناطقه با نظر به محسوسات، متوجه‌ی قواعد عالم می‌شود و نسبتی بین آن‌چه حسّ کرده و قواعد برقرار می‌کند و در نهایت، نسبت به محسوساتِ خود حکم می‌نماید که کدام عینِ واقعیت است و کدام قابل تحلیل. موفق باشید

33525
متن پرسش

سلام خدمت استاد طاهرزاده: با توجه به این‌که جوانان علاقه‌مند به تحصیلات حوزوی به دنبال مرکزی هستند که با روحیه‌ای تحول‌خواه به سراغ تحصیلات حوزوی بروند، جهت اطلاع آن عزیزان پذیرش حوزه علمیه مشکات (امام کاظم علیه السلام) در اصفهان آغاز شده. حوزه ای تحولگرا، نخبگانی و انقلابی مورد تأیید مرکز مدیریت حوزه های علمیه اصفهان ویژه برادران مقطع دیپلم به بالا: مزایا: ۱. اهتمام ویژه به قرآن، احادیث ۲. طول دوره تحصیل کوتاه تر ( مجموعا ۷ سال تا انتهای سطح ۳) ۳.عناوین درسی جدید (بر اساس دیدگاههای مقام معظم رهبری) ۴. پذیرش نخبگانی ۵. قرار دادن علوم انسانی روز (همچون اقتصاد، مدیریت، روانشناسی و جامعه شناسی) در برنامه درسی ۶. کمک هزینه تحصیلی ویژه ۷. بهره مندی از نظام علمی نوین جهت تأمین موارد زیر: ۱. جامعیت علمی طلاب در عرصه های مختلف علوم اسلامی و انسانی ۲. تکیه بر فکر محوری و تقویت شجاعت نواندیشی و نوآوری علمی در عین حفظ سنتها ی صحیح گذشته ۳. توانمندسازی طلاب جهت تحقیق در تراث علمی حوزه برای حل مسائل علمی ۴. آموزش مهارت های مدیریت تحصیلی ۵. بسترسازی برای ورود طلاب به رشته های تخصصی ۶. آزادی ویژه برای طلاب دارای استعداد خاص و تلاشگر با هدف: تولید، تبیین و اجرای نظریات نظام ساز و تمدنی. جهت اطلاعات بیشتر به سایت حوزه علمیه مشکات مراجعه نمایید: www.howzehmeshkat.ir و جهت ثبت نام با شماره ۰۹۱۳۳۶۷۸۹۶۲ تماس حاصل نمایید. 🔈کانال اطلاع رسانی پذیرش حوزه مشکات: @Pmeshkat

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با توجه به این‌که بحمدلله حوزه علمیه مشکات (امام کاظم علیه السلام) در اصفهان شروع به فعالیت کرده‌اند، عزیزانی که مایل هستند در امور حوزوی وارد شوند یکی از مراکز قابل توجه، آن حوزه می‌باشد. خوب است که در این رابطه اقدامات لازم را مطابق نکاتی که فرموده‌اند، انجام دهند. موفق باشید

33495

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد: در اوایل تحول معنوی که سه سال پیش داشتم وسواس من شروع شد و من حدود یکسال درگیر درمان این رذیله بودم هم وسواس عملی داشتم هم فکری. البته من از بچگی ریشه های وسواس رو داشتم. حدود شش ماهی هست که دچار عجله شدم. همیشه نگران وقت نمازم. وقتی نزدیک به وقت نماز میشم یه حسی هی اذیتم می‌کنه انگار که می‌خوام نماز رو بخونم تا خیالم راحت بشه که خوندم‌ در انجام همه کارها این حس با من هست. نمیتونم با آرامش یه کاری رو انجام بدم همش با این حس مبارزه می‌کنم چون می‌دونم اشتباهه ولی با اینکه سعی می‌کنم باهاش مبارزه کنم ولی درمان نشده میشه راهنماییم کنید؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: هر اندازه انسان در معارف توحیدی و عقلانی عمیق و عمیق‌تر شود، قوه واهمه او که منشأ وسواس می‌گردد ضعیف و ضعیف‌تر می‌شود. عرایضی در این مورد در کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» شده است. کتاب روی سایت هست. موفق باشید

33224

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

بسم اللّٰه الرحمن الرحیم. سلام علیکم: آیهٔ ۳۰ سورهٔ آل عمران می فرماید: «یَومَ تَجِدُ کُلُّ نَفسٍ ما عَمِلَت مِن خیرٍ مُحضَراً و ما عَمِلَت مِن سوء» قیامت روزی است که هر کس آنچه را از کار نیک و کار بد انجام داده حاضر می‌بیند. و از سوی دیگر: «اَلتّائِبُ مِنَ الذّنبِ كَمَن لاذَنْبَ لَهُ» کسي که از گناه توبه کرده مانند کسي است که گناهي نکرده است. سوال بنده اینجاست که در قیامت انسان آیا گناهانی که از آنها توبه می کند نیز برایش ظهور می کنند یا مانند کسی که آن گناهان را مرتکب نشده ظهور نمی کند!؟ (در نظر می گیریم توبه حقیقی باشد)

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ابداً. زیرا دیگر این انسان، آن انسانِ گنه‌کار نیست که در نفس خود آن گناهان را حاضر داشته باشد. موفق باشید

32227
متن پرسش

با سلام و عرض ادب استاد عزیز: سوالی از محضرتان داشتم اینکه برای از بین بردن افکار و اوهام و خیالات در نماز و عبادات و زیارات چه راهکارهایی موثرترند؟ با تشکر از محضر شما

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خدمت آیت الله حسن‌زاده این سؤال را پرسیدیم، فرمودند از کسی بپرسید که توانسته است از این مهلکه‌ها عبور کند. حاکی از آن‌که گویا این قصّه همواره کنار انسان است. بنا به گفته آیت الله بهجت، تا آن‌جا که ممکن است قبل از ورود به نماز یعنی در طول روز، طوری خود را درگیر مسائل نکنیم که آن مسائل بر روح ما غلبه کند و در نماز ما نیز حکومت از آنِ آن مسائل باشد. کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» در این مورد نکاتی دارد. موفق باشید

نمایش چاپی