بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
24941

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم استاد عزیز: بنظر حضرتعالی مقتدی صدر قابلیت و توانایی حل مشکلات عدید کشور عراق را دارد؟ و در مجموع شخصیت او را چگونه تحلیل می فرمایید با توجه به تغییرات و تزلزل دائمی شخصیت او در چند سال اخیر؟ و راه برون رفت عراق از این مشکلات را چه می دانید؟ با تشکر و آرزوی افزونی توفیقاتتان
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده یکی از مشکلات عراق، این آقا است؛ اصلا قابل پیش بینی نیست به خصوص بعضی از طرفداران او. موفق باشید

24643

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و ادب، استاد عزیز به نقل از استاد صمدی آملی و آیت الله حسن زاده نقل شده که نماز روز یکشنبه ماه ذی القعده چهار رکعتی است و با یک تشهد خوانده می شود آیا به این صورت خوانده شود صحیح است و یا با دو تشهد و سلام بخوانیم؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم:  عده‌ای از فقها می‌فرمایند نماز مستحبی عموماً دو رکعتی است، «واللّه اعلم». موفق باشید

33863

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

بسم الله الرحمن الرحیم. با عرض سلام و خسته نباشید خدمت پدر و استاد ارجمندم. ان‌شاءالله که به دور از جمیع بلیات و مورد عنایات خاص الخاص امام زمان علیه السلام باشید. بنده در بحث اعیان ثابته به مشکلی که توانایی حل آن را ندارم بر خورد کردم به همین علت مزاحم شما شدم تا حقیر را راهنمایی بفرمائید. شما فرمودید که هر کس در مقام عین ثابته خودش به خودش موجود است. حضرت حق بودن هرکس را به او می‌دهد و وقتی که به آن عین ثابت وجود دهد یکی از لوازم امکانی آن اختیار هم می‌باشد. مشکل بنده اینجاست که عین ثابت که غیر قابل تغییر است چون علم خداست وعلم خدا هم از خدا جدا نیست پس عین وجود است. حضرت حق صدام بودن صدام را به او داده چگونه صدام با اختیار می‌توانست از اولیای الهی شود با اینکه حضرت حق خود او را به او داده و او در عین ثابته اش صدام بودن می‌باشد. با تشکر از تمام زحماتی که می‌کشید و وقت می‌گذارید. فدای شما سایه تان مستدام. یا علی

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید که خداوند به ما و انتخاب‌های آینده ما علم دارد، ولی همان‌طور که ما خواهیم بود و اختیار داریم. بنابراین علم خداوند مطابق همان حضوری است که ما در دنیا با اختیار خود خواهیم بود و از این جهت جبری پیش نمی‌آید. عرایضی در این رابطه در جزوه «جبر و اختیار» که روی سایت هست، شده است. موفق باشید

31646
متن پرسش
با عرض سلام: با توجه به سوال قبل آیه مبارکه نفرموده است که روح را در او دمیدم بلکه فرموده از روحم در او دمیدم و این دو متفاوت است. مطلب بعد همچنان نطق زمین، حیوان و نفوس ناطقه فلکیه بی پاسخ ماند.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در نکته دهم کتاب «ده نکته در معرفت نفس» نکاتی در این مورد مطرح شده است که عیناً خدمتتان ارسال می‌شود:

 - قرآن در مورد روح انسان مى گويد: «فَاذا سَوَّيتُهُ وَ نَفَخْتُ فيهِ مِنْ‏ روُحى‏ ...... (۷۲/ ص) يعنى چون بدنش را آماده كردم و از روح خود در آن دميدم، به ملائكه گفتم به او سجده كنند.

از اين آيه نتيجه مى گيريم كه: الف- انسان «از روح خداست» و نه «روح خدا». چون فرمود: «مِنْ روُحي» و نفرمود: «روُحي»، يعنى روح انسان صورت نازله اى از روح خداست.

ب- روح، مخلوقى است از مخلوقات خداوند و نزديك ترين مخلوق به خداوند است و حتى از ملائكه هم بالاتر است. و در همين رابطه قرآن مى فرمايد: «ينَزِّلُ الْمَلائِكَة بِالرُّوحِ مِنْ امْرِه» (۲/ نحل) يعنى خداوند ملائكه را به كمك روحى كه از «امر» خداست نازل مى كند. بنابراين نبايد براى خدا مثل انسان يك روح قائل شويم و تصور كنيم روح خدا يعنى خود خدا، چرا كه خود خداوند در قرآن «روح» را يكى از مخلوقات معرفى مى كند و مى فرمايد: از روح خودم در جسم انسان دميدم. و اين كه مى فرمايد: از روح خودم؛ يعنى روحى كه يكى از مخلوقات من است، ولى چون مرتبه اين روح بسيار بلند است خداوند آن را به خودش نسبت داد، همان طور كه خانه كعبه را به خودش نسبت داد، اين به جهت شرافت آن مكان است، نه اين كه خداوند واقعاً خانه داشته باشد. پس:

اولًا: ملائكه به كمك روح نازل مى شوند، يعنى روح اصل است و ملائكه تجلى آن روح هستند.

ثانياً: روح از «امر» الهى است و مقامش مقام‏ «كُنْ فَيَكُون» است چون خداوند درآيه ۸۲ سوره مباركه يس فرمود: «انّماامْرُهُ اذا ارادَ شَيئاً انْ يقُولَ لَهُ كُنْ فَيكُون»، يعنى: ( «امر» خدا آن است كه چون‏ اراده كند چيزى را ايجاد كند، مى گويد بشو، و مى شود). پس روح كه از امرالهى است، نظام مادى و تركيبى و تدريجى ندارد.

ثالثاً: اصل اساسى انسان همين روح است كه فوق ملائكه است و جلوه مستقيم حق است و حامل همه اسماء و صفات الهى و همان وجه الله است و خليفه او در عالم وجود است، و چون آن روح مخلوقِ بى واسطه حق است، جامع همه كمالات الهى است، برعكسِ ملائكه كه هركدام كمال خاصى از حق را ظاهر مى كنند، به طورى كه يك ملك مظهر اسم عليم خدا است مثل جبرائيل، و يكى مظهر اسم مميت خدا است مثل عزرائيل ولى مقام روح كه حقيقت انسان نيز هست جامع همه اسماءالهى است، منتهى به ايجاد حق موجود است و از خود وجودى ندارد.

رابعاً: اين سوى دنيايى انسان «اسفل سافلين» و مقام بدن و ماده است و آن سوى انسان، روح است و مقام قرب بى واسطه، و لذا انسان ها از جهت روح خود به خدا نزديك اند، ولى به واسطه جسم خود كه از گِل آفريده شده، از او دورند. حال هرطرف را انتخاب كند، آنجايى خواهد شد.

3- آخرين و پايين ترين مرتبه و منزل روح، جاى گرفتن در بدنِ تسويه و تصفيه‏[1] شده است كه در اين مرتبه كه روح در بدن جاى مى گيرد آنقدر روح تنزّل يافته است كه تقريباً از آن مقام اصلى اش خبرى نيست. به طورى كه در اين حالت فراموش مى كند اصل و منزل اصلى اش كجاست. آنچه در بدن انسان دميده شده، صورت تنزّل يافته روح است. و نبايد فراموش كرد كه وقتى موجودى يا حقيقتى در مرتبه پايين ترى تنزّل مى كند، مرتبه اصلى و صورت اوليه آن به جاى خود محفوظ است، و در عين اينكه همان موجود و يا همان حقيقت در مرتبه اصلى خود بوده و صورت اصلى خود را دارد، در صورت پايين تر و در مرتبه پايين ترى هم تجلّى مى كند و صورت بعدى هم در حقيقت جلوه اى از صورت اصلى آن حقيقت است. در مراتب طولى تجلّيات يك موجود، هر اندازه كه پايين تر بياييم، به همان اندازه چهره اصلى و صورت اوليه موجود را ضعيف تر و محدودتر خواهيم يافت و به عكس آن، در رجوع و برگشت، در اوايل مراتب طولى، چهره اصلى و صورت اوليه موجود را كمى روشن خواهيم يافت و هراندازه بالاتر برويم، چهره اصلى موجود را بيش از پيش يافته و با آن بيشتر آشنا خواهيم شد و اگر همه مراتب تجلّى را پشت سر بگذاريم، با چهره اصلى اش روبه رو خواهيم شد.

حال آيا متوجّه شدى يعنى چه كه گفته شده: روح يا حقيقت انسان در حين استقرار در منزل اصلى خود، در مراتب نازله خود محدود و محجوب شده تا مرحله اى كه در واقع از آن حقيقت خبرى نيست؟ و آيا معلوم شد يعنى چه كه انسان داراى دو چهره است، يكى چهره قدسى والهى و يكى هم چهره اسفل سافلى؛ كه در تنزّل به سوى اسفل سافل، از آن چهره اصلى نبريده و جدا نشده است. نفس انسان بين روح كه مخلوق بى واسطه حق است و جسم قرار دارد. يعنى نه نور محض است، نه ظلمت محض، و به همين جهت هر صفت الهى را به صورت خاص و مبهم دارا است.

به وسيله نفس يا خيال، مقام عالى وجود و مقام دانى وجود به يكديگر مى پيوندد و در مرتبه نفس انسانى، نورانى و ظلمانى يكى مى شوند. پس به خودى خود نفس يا خيال انسان؛ نه عالى است و نه دانى؛ نه روح است و نه جسم، ولى ممكن است در ظلمات دنياى مادى سقوط كند و به مقامى دون مقام انسانيت فرو افتد. چنانچه پيامبر خدا «صلواة الله عليه وآله» فرمود: «النّاسُ نِيامٌ فَاذا ماتُوا انْتَبِهُوا» يعنى مردم هم اكنون كه در اين دنيا هستند در خواب اند و چون مُردند، بيدار مى شوند. پس در حالت اوليه مردم در يك بِينابِينى به سر مى برند، مگر اين كه با نور روح، ظلمت خود را از بين ببرند. موفق باشید


[1] ( 1) ۲۵- تسويه يعنى متعادل شده و تصفيه يعنى از ناخالصى ها پاك گشته

31205

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: وقت بخیر. ۱. ببخشید تو مبحث اذکار و حروف ابجد اگر بخواهیم اون ذکر روح داشته باشه باید طبق عدد خودش بگیم. حالا سوالم اینه که عدد ذکر یونسیه اگر فرضا ۴۰۰ باشه منظور دقیق آقای ملکی تبریزی در المراقبات چی بوده که نوشتن بعضی ۳۰۰۰ مرتبه در سجده تکرار میکردن و جای دیگه شخص دیگری نوشته بود بعضی ۷۰۰۰ مرتبه. ۲. شما راه تحول در امور درسی و سیستم تربیتی آموزش پرورش و دانشگاه‌ها و حوزه علمیه را از چه طریقی امکان پذیر می‌دانید؟ ۳. آیا انسان با یک لحظه غفلت مثلا یک حرف اضافه زدن یا مصادیق دیگر در مسیر سیر و سلوک ممکنه چند سال عقب بیفته؟ برای بنده دعا کنید. در پناه حق استاد گرانقدر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: با توجه به این‌که تعداد ذکر بر اساس حروف ابجد مبنایی ندارد، نباید آن را ملاک تعداد ذکر قرار داد بستگی به حال فرد دارد و نیّت کلی او و تجربه‌هایی که در این راستا داشته است. نیت کلی انجام آن ذکر مهم است. غفلت‌های جزئی ضرری به اصل قضیه نمی‌زند. موفق باشید

30140

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و عرض ارادت خدمت حضرت استاد: بنده طلبه هستم و سطح سه فلسفه را در موسسه ی حضرت استاد فیاضی گذرانده ام و الان در سدد نوشتن پایان نامه هستم و به حمدالله موضوعم تصویب شده است. موضوع پایان نامه ی بنده اصول فقه معارف در آثار مرحوم علامه طباطبایی با محوریت المیزان است. مرحوم علامه در باب معارف کار اجتهادی انجام داده است بحث این است که ایشان در مقام استنباط از چه اصولی استفاده کرده اند؟ حالا این اصول ممکن است با اصول فقه متعارف رابطه ی من وجه داشته باشد. جایگاه عقل در این اصول جیست؟ متاسفانه در باب اصول معارف کار انجام نشده است و همانطور که در فقه در طول صدها سال اصول فقه و استنباط احکام فرعی شکل گرفته و رشد یافته در باب معارف چنین اصولی نوشته نشده است. اگر هم کسانی مثل مرحوم علامه در باب معارف استنباط کرده اند ظاهرا اصول مدونی ارائه نداده اند و از کاربرد ایشان باید چنین اصولی را استفاده کرد. می خواستم لطف کنید توضیح و راهنمایی در این زمینه بفرمایید. با تشکر از زحمات شما ان شاء الله مرضی حضرت صاحب الزمان علیه السلام باشید. التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خود بنده هم در این مورد ابتدایی هستم و جزء مطالعات و تحقیقاتم نبوده است. موفق باشید

29744

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: بنده معلم هستم و اهل مطالعات مذهبی و مشغول سیر مطالعاتی شما و تفسیر المیزان را هم مدتی است شروع به خواندن و خلاصه نویسی کرده ام و مباحث معرفتی را گوش می‌کنم. حال بنده یکجا برای خواستگاری رفتم پدر دختر گفتند شغل معلمی که فایده نداره باید یک شغل دوم داشته باشی تا بشه زندگی را اداره کنی. حال بنده اگر سراغ شغل دوم بروم از مباحث معرفتی جا می‌مانم و عقب می افتم حال به نظر شما من چه کار کنم؟ آیا دنبال شغل دوم بروم یا این که این اوقات فراغتی را که دارم را در مباحث معرفتی و فرهنگی مصرف کنم؟ آیا واقعا حقوق معلمی برای شروع زندگی کافی نیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر نمی‌کنم شغل دوم دردی را دوا کند، اگر دردها را افزون ننمایند. زندگی ساده و کوتاه‌کردن آرزوهای دنیایی چاره‌ی درد است. موفق باشید

29480

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم و رحمه الله: منظور از انس با قرآن کریم چیست؟ دقیقا چه کاری باید صورت گیرد؟ به چه کتبی برای فهم دقیق این موضوع مراجعه کنم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بعد از فهم ظاهری آیات به کمک ادبیات عرب، از تفسیری مثل تفسیر «المیزان»، کار می‌آید. موفق باشید

29462

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و احترام: شما دایما از جهان غرب انتقاد می‌کنید و می‌فرمایید از روح حاکم بر آن جهان انتقاد دارید. خب این که معلوم است که جهان غرب مشکلاتی دارد و خودشان هم به این مطلب اعتراف دارند لکن بحث بر این است که ما در این چهل سال با ایدولوژی شما پیش رفتیم و اکنون این است وضع طلاق ما، وضع سرطان ما، وضع آلودگی هوا و محیط زیست ما، وضع بانکداری ما، وضع اقتصاد و تورم ما، وضع دانشگاههای ما به لحاظ عمق و نه تعداد مقالات، وضع مهاجرت نخبگان ما، وضع سیاست های کنترل فرزند ما و...
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ما هنوز از نظر فکری و نظام اداری غرب‌زده هستیم. تنها از نظر سیاسی با انقلاب اسلامی از غرب، فاصله گرفته‌ایم. مسیر اصلی ما حضور در جهانی است میان دو جهان. موفق باشید

29130
متن پرسش
سلام استاد: با توجه به فرموده امام صادق ذیل آیه «فلینظر الانسان الی طعامه» که می‌فرمایند یعنی ببیند علم را از چه کسی می‌گیرد و با توجه به حدیث امام جواد علیه السلام: «من اسقي الي ناطقٍ فقد عبده فان کان الناطق ينطق عن الله فقد عبد الله و ان کان الناطق ينطق عن ابليس فقد عبد ابليس» چطور می‌شود به تالیفات و ترجمه افرادی که از لحاظ فکری و سیاسی مورد دار هستند اعتماد کرد؟ آیا باطن نویسنده در باطن ما تاثیر نمی‌گذارد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: توجه قلبی به نظرات افراد، غیر از بررسی نظرات آن‌هاست. فرمایش حضرت در رابطه با توجه قلبی و پذیرش سخنان افراد است که انسان خود را در اختیار نظرات آن‌ها قرار دهد. در این مورد در واقع خود را به او سپرده و این نوعی پرستش است. موفق باشید

27829
متن پرسش
سلام علیکم و رحمه الله: امام خمینی در جائی به جوانان می‌فرمایند تا دیر نشده حرکت خودتان را شروع کنید و به پیری موکول نکنید بعد می‌فرمایند ما ها هنوز راه نیوفتاده‌ایم و پیر شده ایم و توان نداریم جایی دیگر از یادگار امام نقل شده پس گریه های طولانی می‌فرمودند ببینید من هر چه قدر تلاش می‌کنم نمی‌شود. تا جوانید فکری به حال خودتان بکنید. همین مضمون را علامه حسن زاده از قول ابن مسکویه نقل می‌کردند. سوال اینجاست که اولا این حرکت که امام می‌فرمایند کدام حرکت است که خود امام با آن درجه علمی و تهذیبی می‌فرمایند ما هنوز راه نیوفتاده‌ایم؟ و دوما آثار و نشانه هایش چیست از کجا بدانیم که راه افتاده ایم و از کجا مطمئن شویم در مسیری هستیم که به آن منتها خواهیم رسید؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث اجمال و تفصیل در مسیر توحید است. لذا هر اندازه انسان در این مسیر درست حرکت کند، اجمالِ قبلی به تفصیل در می‌آید و همان تفصیل، در سیر خود نسبت به تفصیل بعدی، اجمال است و هرکس در مسیر توحید قرار بگیرد و چشم‌انداز خود را حقیقتِ حیّ و حاضر قرار دهد، چنین حالتی را دارا می‌باشد حتی اگر او اشرف مخلوقات باشد. لذا آن حضرت در محضر حق عرضه می‌دارند: «ما عرفناک حق معرفتک و ما عبدناک حق عبادتک». موفق باشید

27680
متن پرسش
سلام علیکم: می‌توان گفت ولی فقیه بوسیله تسلط بر اسلام و فقه و اینکه شرایط رهبری جامعه ایمانی را در عصر غیبت دارد و اساسا دین یعنی نجات انسان از هر رنگ و تعلقی و ورود او به حریت حقیقی که عبودیت رب العالمین باشد، سعی دارد به جامعه آزادی معنوی و آزادی اجتماعی بدهد و تلاشش برای ایجاد حریت و رهایی جان انسانهای جامعه مومنین از اسارتهای روحی است تا بدین وسیله عزت یابند و هم هویت خود را در عبودیت حضرت حق ببیند و هم اینکه جز در برابر حق سجده نکنند و خود را ذیل ولایت غیر الهی و ایجاد زمینه برای استعمار دشمنان نبرد؟ یعنی این مطلب که عرض کردم در سیره امام و حضرت آقا مشهود هست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: کاملاً این‌طور است و بحمداللّه با برگرداندنِ روح آزادگی به ملت، انسان‌هایی متولد می‌شوند که شأن خود را بالاتر از آن نوع زندگیِ رفاه‌زده و سرگرم‌کننده‌ای می‌دانند که فرهنگ غربی برای انسان‌ها طراحی کرده است. موفق باشید

27316

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام خدمت آقای طاهرزاده: من یه دانشجو رشته عمرانم و علاقه ی زیادی به مبانی معرفت شناسی (معرفت نفس) دارم و در این راستا کتاب آشتی با خدا و ده نکته از معرفت نفس از خودتون را خوندم ولی میخوام کتاب معرفت نفس و حشر خودتون را بخونم راستش کلمات اکثرا فلسفی آن و آنطور که باید متوجه نمیشم. و اینکه علاقه زیادی به خواندن اسفار اربعه ملاصدرا دارم ولی همین نکته که کلمات فلسفی می باشند و متوجه عمق معنی نمیشم. خواستم یه لطف بکنید و یه راهی جلو من بزارید. مثلا اگه ترجمه ی روانی از اسفار یا همین کتاب خودتون دارین بم معرفی کنید یا فایل پی دی افش را تو کانال بزارید. من بعد چند روز جستجو بالاخره تونستم بهتون پیام بدم امیدوارم ببینین و جواب ما بدین. با تشکر از تلاش شما در راستای معرفت شناسی. من عرف نفسه فقد عرف ربه
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: راه خوبی است اگر با طیّ مقدمات جلو بروید. با توجه به آن‌چه مطالعه کرده‌اید، خوب است به سراغ کتاب «از برهان تا عرفان» در قسمت «برهان صدیقین» همراه با شرح صوتی آن بروید و سپس سراغ کتاب «خویشتن پنهان» رفته تا راه، به سوی کتاب «معاد، بازگشت به جدّی‌ترین زندگی» باز شود و بیش از ۷۰ جلسه صوتِ شرح کتاب. موفق باشید

27273
متن پرسش
سلام استاد نظرتان در مورد مطلب پایین چیست؟ نگاهی عوامانه و ایستا!
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: کدام مطالب؟!! موفق باشید

27139

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم استتد عزیز: ۱. در مورد سوال ۲۷۱۱۷ باید بگویم که بنده کتاب مقالات جلد یک را با شرح صوتی شما کار می کنم و این سوال در حین شرح برای بنده پیش آمده اگر ممکن است برای هر کدام از کشف های حدسی و قدسی مثال بزنید. ۲. در ادامه بحث الهامی در مورد مقام ولایت مطقه من متوجه نشدم بالاخره قبلا رسیدیم ذات ما همان روح است. و بعد هم که روح، مقام ولایت است ولی در کتاب می گوید افاضات از مقام ولایت به ذات انسان می رسد. بالاخره فرق این دو چیست؟ اصلا من فکر می کردم ذات ما همان ولایت و همان روح است ولی این جمله کتاب را نتوانستم بفهمم که چطور ذات ما یک چیز شد و ولایت هم یک چیز بالاتر؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. به همین جهت کتاب مذکور پیشنهاد شد که آیت اللّه شجاعی نمونه‌های خوبی برای انواع کشف‌ها مطرح می‌کنند. ۲. ذات هرکس، بهره‌ای از روح دارد. لذا در قرآن فرمود: «نفخت فیه من روحی» که در نکات ۹ و ۱۰ «معرفت نفس» بحث آن به میان آمد و خوب است که حتی قبل از مطالعه‌ی «مقالات»، مباحثی مثل «ده نکته» و «برهان صدیقین» دنبال شده باشد. موفق باشید 

26867

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: استاد گرانقدر من در مسیر معرفتی هستم الحمدلله، اما مشکلی که هست پول همسرم از ربا هست و غذای خانه ما از آن پول، به هیچ عنوان هم ایشان قابل تغییر و صحبت نیستند، از نظر شرع خب مرجع تقلیدم می فرمایند جایز هست شما پول را استفاده کنید، اما اثار تکوینی لقمه حرام مانع پیشرفتم هست و راه بسته هس. خیلی درمانده شدم، مغازه ایی ایشان به من دادند که اجاره اش را می گیریم، مغازه از پول حلال و حرام مخلوط خریده شده، آیا اجاره این مغازه هم حرام هست؟ من اجاره مغازه را به نیت اینکه پول غذایم باشد می توانم به همسرم بدهم؟ من بروم کار کنم پول کارم را به نیت پول غذا به همسرم بدهم، آیا در اینجا اگر امکان هیچ راهی نیست من باید طلاق بگیرم؟ خواهش می کنم پدرانه راهنماییم کنید. جانم به لب آمد.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که مرجع تقلیدتان می‌فرمایند باید عمل کنید و آثارِ تکوینی آن هم با تقیّد به دستورات شرع، دیگر مؤثر نخواهد بود. نباید سخت‌گیریِ بدون دلیل بر خود اعمال کنید. موفق باشید

26854

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد عزیزم: استاد بنده کارم وکالت بود که مدتی رها کردم توصیه شما این بود در کنار خانه داری وکالت رو ادامه بدهم اما بنده علاقه ای ندارم تنها به ادامه تحصیل در معارف اسلامی و تفسیر قرآن علاقه دارم که همه عمرم را صرفش کنم. همسرم حوزه را اجازه نمی دهد. به نظرتون شغل و ادامه تحصیلم را چه کار کنم؟ استاد من علاقه و استعداد خیلی زیادی در معارف اسلامی و امور فرهنگی دارم به ویژه تفسیر قرآن چه جوری از عمرم بهره لازم را ببرم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به صورت شخصی، این‌طور جواب داده شد: باسمه تعالی: سلام علیکم: وقتی احساس نیاز روحی نسبت به وکالت ندارید، به خودتان سخت‌گیری نکنید. عرض بنده این بود که بدون دلیل از وسعتِ انسانی خود غفلت نفرمایید و روحیه‌ی صوفی‌گری را به زندگی خود تحمیل کنید. موفق باشید

26543

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: ببخشید چند وقتیه گویا از کتابهای معرفتی علما بیشتر از قرآن و روایات لذت می برم و استفاده می کنم. به جایی رسیدم که از قرآن خسته میشم با چند صفحه خوندنش. چیکار کنم استاد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این لطف خدا است که از کتب معرفتیِ علماء بهره می‌گیرید ولی سعی کنید با رجوع به تفاسیر قرآن از انوار قرآن بهره‌مند شوید. موفق باشید

25693

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: ۱. اگر بدن برزخی از شوون نفس است پس چگونه است که مرگ برزخی اتفاق می افتد؟ ۲. آیا بدن اخروی همانند بدن برزخی دارای ابعاد تمثل و شکل هست یا نه؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. منظورتان از مرگ برزخی را نمی‌دانم! ۲. همین‌طور است که می‌فرمایید. در این مورد خوب است که به جزوه‌ی «نحوه‌ی بدن اُخروی» رجوع فرمایید. موفق باشید

24938
متن پرسش
با عرض سلام خدمت استاد طاهرزاده: می خواستم ببینم فرق بین برهان صدیقین ابن سینا و خواجه نصیر الدین چیست؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ملاصدرا در برهان صدیقین خود واسطه‌ی ابطال دور و تسلسل را در نظر ندارد و این به کار صدیقین که بی‌واسطه با خدا مرتبط‌اند نزدیک‌تر است. موفق باشید

23966

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد عزیز: جواب قسمت اول از سوال شماره ۲۳۹۴۴ را ندادین اگر مصلحت در پاسخ ندادن بود به دیده منت والا لطفا فرمایش بفرمایید. بسیار ممنونم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این‌طور جواب داده شد:

۲۳۹۴۴. باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. در فراز قبل از آن می‌فرمایند: آن‌ها که از گناه بازگشته‌اند، اعتمادشان به کرم توست.  و در فراز بعدی می‌فرماید: «ادبت عبادک بالتکرم» تو بندگانت را به بزرگواری دستور دادی. البته انتظار بنده از کاربران آن است که مطالب اینچنینی را از خودِ ترجمه‌ی مفاتیح استفاده کنند. ۲. هر اندازه روحِ عبودیت و تواضع سراغ انسان آید، می‌تواند امیدوار باشد در مسیر اخلاص قرار دارد و هر اندازه خودبینی به سراغش آید، باید بداند که خطر دوری از اخلاص برایش هست. موفق باشید

32282
متن پرسش

سلام و درود استاد عزیز: خدا قوت. استاد در مورد مسئلهء « شفاعت» سوالات زیادی داریم..لطفا راهنمایی بفرمایید. مثلا یکی از شبهه هایی که مطرح اینه که در«قیامت»۱. چرا وقتی خود خداوند هست، به دیگری متوسل بشیم؟ ۲. یا اینکه میگن طبق آیهء «...فَمَن يَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ خَيْراً يَرَهُ، وَمَن يَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ شَرّاً يَرَهُ‏....» هر کس هر کار خوبی کرد که نتیجه اش را می‌بیند و هر کس کار بدی کرد، چرا نوعی پارتی بازی انجام بشه، در صورتی که خدا قول داده، همه به سزای کارشان می‌رسند؟ خیلی ممنونم

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱.نسبت هر موضوع با وسائل و اسباب‌ها و واسطه‌هایی که با آن موضوع ارتباط دارد، در میان است و در این‌جا بحث نسبت انسان در انسانیتش با انسان کامل باید در میان باشد. به همین جهت قرآن در رابطه با استفاده کردن از وسایل می‌فرماید: «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَابْتَغُوا إِلَيْهِ الْوَسِيلَةَ» و در روایت داریم منظور از وسیله این‌جا ائمه (ع) هستند. ۲. پارتی‌بازی نیست! تغییر موقعیت است مثل آن‌که انسان با توبه یا توسل موقعیت خود را تغییر می‌دهد. موفق باشید

32235

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و وقت بخیر. ضمن آرزوی سلامتی و تندرستی برای جناب استاد خواستم در مورد مطالب عرفانی که استاد مروجی سبزواری مطرح می کنند بدونم. آیا نگاه ایشان به توحید و خلقت آدم و... همان نگاه مرحوم آیت الله سعادت پرور و علامه طباطبایی و سیدعلی آقا قاضی است؟ ممنون می شم که اطلاعاتی در این زمینه ارائه بفرمایید.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم. حقیقت اش اطلاعاتی در آن حد که بتوانم نظر بدهم ندارم. موفق باشید

31937

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام بر استاد عزیز و تشکر از اینکه فرصت داده و پاسخ گوی سوالات ما هستید. با توجه به سوال و جواب 31906 سوالاتی برای بنده راجع به مرحوم علامه طهرانی و رهبر انقلاب پیش آمده که درخواست دارم پاسخ بفرمائید: اینکه در سوال شماره 31906 عنوان شده: اینطور برداشت می شود که گویا تنها و تنها در این زمان ایشان بودند که به درجات عالی توحیدی رسیدند و... سوال اول: آیا در پیام ها و بیانات و... که رهبر معظم انقلاب داشته اند، آیا شخصیتی وجود دارد که رهبرمعظم به ایشان کلماتی مانند شهود، رسیدن به فقه الله الاکبر و رسیدن به درجات والای معنویت و سلوک و... نسبت داده باشند؟ البته منظورم این نیست که مثلا در صد سال اخیر تنها ایشان به این مراتب والا رسیده اند اما منظور این است که رسیدن به قله های توحید و معرفت و سلوک طبق فرمایش رهبر انقلاب برای معدودی از فرزانگان اتفاق میفتد. هرچند عده ای هم بوده اند طبق پیام های رهبرمعظم که درمسیر سلوک و سالک بودن، بوده اند اما درجات والا را رهبرانقلاب برای آنها ذکر نفرموده اند. سوال دوم: رهبر انقلاب در فرمایشی در خصوص مکتب عرفانی نجف می فرمایند: ما در بین سلسله‌ی علمی فقهی و حِكمی خودمان در حوزه‌های علمیه - در این صراط مستقیم - یك گذرگاه و جریان خاص‌الخاص داریم كه می‌تواند برای همه الگو باشد، هم برای علما الگو باشد - علمای بزرگ و كوچك - هم برای آحاد مردم و هم برای جوانها؛ می‌توانند واقعاً الگو باشند... خیلی مهم است که شخصیتهای این جوری احیا بشوند، شناخته بشوند معرفی بشوند. حال در پاسخ 31906 آمده است: برایشان احترام قائل هستیم. بسیار تفاوت است بین اینکه رهبرانقلاب جریانی را الگو معرفی نموده اند و اینکه باید اینها احیا شوند با پاسخ سوال که فقط می‌فرمائید احترام قائلیم. بنده نسبت به اسامی اشخاص چه از عرفا یا علما یا.... کاری ندارم اما وقتی رهبری جریانی را الگو و اسوه و غایت یک امری معرفی می کنند (عین بیانات رهبر معظم انقلاب : ... در طریق معرفت و طریق سلوك و طریق توحید تلاش كردند مجاهدت كردند كار كردند، و به مقامات عالیه رسیدند.) نباید ما دنبال کننده و ترویج و احیا کننده و مطالبه گر فرمایشات صریح ایشان باشیم؟ سوال سوم : اگر عارفی واقعا عارف باشد و به توحید حقیقی رسیده باشد طبیعتا دیدگاه ها و سیره و روش زندگی و مواضعش هم حول محور توحید است. حالا این برداشتها (چه درست یا اشتباه) در سوال 31906 راجع به حیات سلوکی و حیات سیاسی معنیش چیست؟ اگر مورد قبول باشد با این وضعیت باید ادامه داد حیات اقتصادی، حیات اجتماعی، حیات پزشکی، حیات تربیتی و .... ضمنا آیا برداشتهای مذکور مستند قابل ارائه ای دارد؟ ببخشید طولانی شد.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همان‌طور که متوجه شده‌اید بحثی در حضور توحیدی علامه طهرانی نیست، بحث در انحصار و منحصربودن سلوک از طریق ایشان است که البته بنده «سلوک ذیل شخصیت اشراقی حضرت امام خمینی» را ترجیح می‌دهم و فکر نمی‌کنم رهبر معظم انقلاب هم بخواهند با تأیید مسیر توحیدیِ علامه طهرانی، سلوک إلی الله به روش حضرت امام را که بسیجیان ره صدساله از آن طریق را یک‌ شبه طی کرده‌اند؛ نفی کنند و مقام حق‌الیقینی که جناب شهید حاج قاسم سلیمانی از طریق روش سلوکی حضرت امام به دست آورد را نادیده بگیرند. موفق باشید

31479
متن پرسش
بسم الله سلام استاد گرانقدر: در مسیر انجام واجبات یا ترک محرمات خیلی دچار سستی انجام میشم و کیفیت اعمال بسیار پایین میاد، خودم حدس می‌زنم از عجبه پنهان یعنی وقتی خوب عمل می‌کنم و مدتی همه چی راضی کننده است هرچند در زبان میگم خدایا من رو ببخش یا من عملی ندارم ولی در دلم و ذهنم خطور میکنه که مگه چته نماز شب میخونی و خمس میدی و... و بعدش تا مدتی ضعیف میشم که احساس گناه و دوری از خدا دارم یعنی حتی نماز صبح بعضا قضا میشه یا حال دعا و مناجات ندارم. فقط نماز واجب اونم نه با حضور و توجه و سالهاست که این حالتها برای من ادامه داره چه کنم؟ میخوام ثابت باشم نه ی مدت خوب قرآن‌ بخونم ی مدت اصلا سراغش نرم آیا شما هم فکر می‌کنید مشکل از عجبه یا چند وجهی راه درمانش چیه؟ چکار کنم اگر همش در حال کار خیر و عبادت بودم باز از خودم راضی نشم؟ خدا خیرتون بده.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به حضور تاریخی در انقلاب اسلامی و شایسته شدن برای این حضور فکر کنید. امری که موجب شد شهدای عزیز ما ره صد ساله را یک شبه طی کنند. با چنین افقی خود به خود شور اُنس با خدا و دعا و مناجات به صورت حضوری و وجودی برای انسان پیش می‌آید. مانند دعای کمیل‌های جبهه و راز و نیازهای شب‌های حمله. موفق باشید

نمایش چاپی