بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
30263

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد بزرگوار: وقتتون بخیر، استاد آیا امکانش هست تفسیر سوره های حدید و مجادله هم جزء برنامه های آتی تفسیر شما لحاظ بشه؟ دوست داریم تفسیر این ۲ سوره رو از شما داشته باشیم و به معارفش آنطور که مطابق واقع هست آگاه بشیم. تشکر از توجه و زحمات شما استاد گرامی.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بحمدالله سوره‌ی حدید بحث شده است و فکر می‌کنم جناب حاج آقا موسویان سوره‌ی مجادله را بحث کرده‌اند. بد نیست سری به کانال گروه فرهنگی «صبّار» بزنید@sabbar_ir موفق باشید

30061

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: ببخشید چرا مردم در حال حاضر انقدر پوچی و حس پوچی کل زندگیشون رو فرا گرفته، حتی قشر مذهبی که شعائر رو هم تعظیم می‌کنند وقتی تو زندگیشون نگاه می‌کنیم می‌بینیم فقط شعارزده هستن و عملا یه زندگی روزمره ی بدون هدف رو میگذرونن.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور است که می‌فرمایید. سال‌ها پیش در کتاب «آن‌گاه که فعالیت‌های فرهنگی پوچ می‌شود» پیش‌بینیِ این مشکلات شد. آنچه هست با راهی که جناب صدرالمتألّهین در مقابل ما گشوده‌اند، افقِ معنابخشیدن به آینده‌ی بشر، گشوده می‌شود. موفق باشید

30028

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام و درود خدمت استاد محترم: ضمن تشکر بابت پاسخهای قبلی شما، در مورد قاعده «الواحد لا یصدر عنه الا الواحد» می خواهم بدانم که این پارادوکسی بوجود آمده چگونه حل خواهد شد: اگر از ذات باری تعالیٰ عقل اوّل که یک موجود واحد و مجرّد می باشد صادر شده است چطور بر آن موجود واحد قاعده مذکور اطلاق نمی‌شود و او قادر به صدور و مدیریت کثرات می شود۔ کدام یکی از دو راه ذیل می‌تواند راه گشاء باشد؟: ۱۔ وقتی عقل اول بوجود می آید جنبه های وجوب و امکان گرفته حاوی ترکیب می شود و از این لحاظ دیگر واحد نیست که نتواند کثرت صادر نماید۔ ۲۔ عقل اول خود واحد است و جمیع مخلوقاتی که ازش نشئت گرفته باشند همه شون واحد اند از لحاظ وجودی پس قاعده مذکور نقض نشده است۔ متشکرم
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: جناب خواجه نصیرالدین طوسی نکات خوبی در این مورد فرموده‌اند که در جزوات «تاریخ فلسفه و کلام اسلامی» روی سایت می‌توانید دنبال کنید. از آن جهت که می‌فرمایند عقل اول به عنوان صادره‌ی اول، دارای دو وجه است، یکی وجه امکانی آن که موجب صدور نفسِ اول می‌شود و وجه عقلانی آن که عقلِ دوم را صادر می‌کند. بیشتر مطلب را در آن جزوه دنبال بفرمایید. موفق باشید

29951

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: در سوال 15699 علم و وجود را مساوق دانستید ولی در سوال 15976 آنها را مساوق ندانستید. خواهشمنداست این مسئله را تبیین فرمایید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: علم حضوری، همان وجودِ معلوم است عندالعالم. ولی علم حصولی، مفهومی است از معلوم که عارض به نفسِ ناطقه‌ی عالِم می‌شود. موفق باشید

29941

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسمه تعالی. سلام: با توجه به روایت «الان قیامتی قائم» و وجود قیامت در حال پس آن آیاتی که می گویند در زمین زلزله می شود و کواکب بهم می‌ریزند و سپس قیامت برپا می شود چیست؟ مگر قیامت همین الان برپا نیست؟ تشکر فراوان
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نسبت به ما و نسبت به زمین، این تحولات باید انجام بگیرد. ولی قیامت هم‌اکنون در مقام خودش واقع است. موفق باشید

29902
متن پرسش
با سلام: در نگاه عرفانی می‌توان به این نتیجه رسید که: رحمت بر دو نوع است: رحمت عام (رحمت امتنان) كه همه موجودات را از آن حيث كه وجود دارند فرا مي گيرند؛ چه خیر باشند چه شر و چه، طاعت باشند و چه، معصيت. رحمت خاص (رحمت وجوب) كه خداوند بر خود واجب نموده و بر كاينات بر طبق اعيان ثابته شان و بر انسان، علاوه بر آن بر طبق اعمالش عطا مي كند. قلب انسان كامل هر چند كه با رحمت ايجاد شده ولي چون همه اسما و صفات الهي را در خود متجلي مي سازد، فراگيرتر از رحمت است و رحمت بر غضب، پيشي دارد و نهايتا شامل اهل جهنم نيز خواهد شد، به اين دلايل؛ اولا: غضب، عارضي ارواح است نه ذاتي و عارضي از بين خواهد رفت و ثانيا: براي وفاي به وعيد، مرجحي جز معصيت نيست كه آن هم توسط خداوند، طبق آيات «يُبَدِّلُ اللَّهُ سَيِّئَاتِهِمْ حَسَنَاتٍ ۗ وَكَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَحِيمًا» «نتجاوز عن سيئاتهم» و «... ان الله يغفر الذنوب جميعا» بخشيده خواهد شد. پس باطن عذاب، رحمت است؛ بَاطِنُهُ فِيهِ الرَّحْمَةُ وَظَاهِرُهُ مِنْ قِبَلِهِ الْعَذَابُ» چنانچه عذاب قوم يونس، رحمت را بر آنان برگرداند.  
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ولی از آن طرف هم فکر کنید که هرکس را به خودش می‌دهند و می‌فرمایند: «اقْرَأْ كِتَابَكَ كَفَىٰ بِنَفْسِكَ الْيَوْمَ عَلَيْكَ حَسِيبًا» کتاب خود را که همان صحیفه‌ی جان تو می‌باشد، بخوان خودت برای ارزیابی خودت کافی هستی. حال اگر کسی در آن تنهاییِ قیامت، هیچ خدایی نداشت در حالی‌که فطرتش تنها با خدا آرام می‌گیرد، چه بر او می‌گذرد! عرایضی در رابطه با آیه‌ی ۳۴ سوره‌ی جاثیه شده است. شاید در این رابطه کمک کند. موفق باشید

]وَقِيلَ الْيَوْمَ نَنسَاكُمْ كَمَا نَسِيتُمْ لِقَاء يَوْمِكُمْ هَذَا وَمَأْوَاكُمْ النَّارُ وَمَا لَكُم مِّن نَّاصِرِينَ (34) [

و به آن‌ها گفته می‌شود در این زمان شما را تنها می‌گذاریم و فراموش می‌کنیم همان‌طور که شما ملاقات این روزِ خود را فراموش کردید و مأوای شما آتش است و برای شما هیچ یاوری نیست.

«وَقِيلَ الْيَوْمَ» و گفته می‌شود بفرمایید، ما امروز به شما بی‌محلی می‌کنیم. خدایی که عین رحمت است و فرمود «سَبَقَتْ رَحْمَتِي غَضَبِي»‏ رحمت من بر غضب من سبقت دارد. در این‌جا می‌فرماید این افراد نسبت به آن رحمت فراموش می‌شوند.

وقتی انسان خودش را در دنیا در آن حضورِ معنوی حاضر نکرد و از جهان کیفیِ وسیع عالم غیب و معنویت محروم شد، یک مرتبه با فراموشی از طرف خداوند روبه‌رو می‌شود و در تنهاییِ خاصی که هیچ امیدی به جایی ندارد، قرار می‌گیرد، چیزی که فکر نمی‌کنم احدی در این دنیا بتواند آن را تصور کند. در رابطه با علت این تنهایی و فراموشی، موضوع روشنی را مطرح می کند و می‌فرماید: «كَمَا نَسِيتُمْ لِقَاء يَوْمِكُمْ هَذَا» این تنهایی چیزی نیست جز انعکاس فراموشی این روزتان که امروز در مقابل خود می‌یابید ولی اکنون دیگر نمی‌توانید این روز را که روز حضور در محضر خداوند است و با خداوند به‌سربردن، از آنِ خود کنید. شما می‌توانید در همین دنیا این روزِ خود را ملاقات کنید، زیرا این روز شما بود و می‌توانستید با این روزِ خود در دنیا، آماده‌ی حضور در روزی شوید که در قیامت با آن روبه‌رو خواهید شد.

به نظر بنده نکته‌ای دقیق و ظریف در این قسمت از آیه مطرح است که جای بحث بیشتر دارد. در ادامه فرمود: «وَمَأْوَاكُمْ النَّارُ وَمَا لَكُم مِّن نَّاصِرِينَ» مگر این‌ها در دنیا به دنبال مأوا نبودند ولی دنیا را مأوای خود گرفتند؟ حال آتش مأوای آن‌ها شد که عین بی‌مأوایی می‌باشد. «وَمَا لَكُم مِّن نَّاصِرِينَ» و برای شما هیچ یاوری که به نحوی به شما کمک کند تا از تنهاییِ شما بکاهد، نیست و این چیزی جز انعکاس همان زندگی دنیای خودتان نیست که جز خودتان هیچ چیز دیگری را نمی‌دیدید و به کثرات دنیای مشغول بودید و حالا خودتان هستید بدون آن مشغولیات. وقتی بدانیم انسان بدون کمک و رحمت الهی قدمی نمی‌تواند بردارد، و حتی اهل دنیا هم در دنیا به رحمت الهی امیدوارند. وقتی این امید به‌کلی قطع شود و هیچ چیزی که بتوان به آن مشغول شد و به آن امیدوار بود، نماند، چه می‌شود؟ «واللّه اعلم».

فرمود به آن‌ها گفته می‌شود: «الْيَوْمَ نَنسَاكُمْ كَمَا نَسِيتُمْ لِقَاء يَوْمِكُمْ هَذَا وَمَأْوَاكُمْ النَّارُ وَمَا لَكُم مِّن نَّاصِرِينَ» به نظر می‌آید باز نیاز است بر روی قسمت «كَمَا نَسِيتُمْ لِقَاء يَوْمِكُمْ هَذَا» کمی بیشتر فکر شود. به منکران معاد می‌فرماید شما روزگارانی داشتید و می‌توانستید لقایی که امروز با آن روبه‌رو شده‌اید را از قبل تجربه کنید و در آن فضا زندگی کنید ولی با مشغولیات دنیایی و کبر و خود برتربینی‌ها از یادتان رفت که چنین حضوری در کنارتان بود. هرکاری که موجب شود تا ما این نوع حضور را فراموش کنیم، فردای قیامت موجب آن تنهایی خاص می‌شود. حال آن کار هرکاری می‌خواهد باشد. مگر آن‌که زندگی را با نظر به حضوری که در ابدیت داریم و می‌توان آن را احساس کرد، دنبال کنیم.

می‌فرماید: «لِقَاء يَوْمِكُمْ هَذَا» لقاء این روز که روز خود شما بود و لقائی که می‌توانستید با نظر به آن برای خود داشته باشید. این روزتان را می‌توانستید در افق حضور خدا احساس کنید و منوّر به چنین توحیدی می‌شدید که عالم برایتان محل ظهور انوار الهی می‌شد و امروز بحمداللّه این نحوه حضور خدا را در انقلاب اسلامی در مقابل استکبار، می‌توانید احساس کنید و همین امروز به آینده‌ی توحیدی خود نظر نمایید.

29680

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: همسر من از موقع کودکی یه اتفاق های ماورا طبیعه براش میوفتاده تا الان، اوایل حرفاش رو باور نمی‌کردم ولی به مرور زمان اتفاق هایی افتاد که بهم ثابت شده راست میگه. خیلی موضوعی که داره مفصله. همسرم همش احساس خطر میکنه و بعضی شبا با جیغ و گریه بیدار می‌شد. من خیلی تحقیق کردم که پیش چه کسی باید این موضوع رو مطرح کنم و ازش راهنمایی بخوام که امین باشه و از شرایطی که توش هستیم سو استفاده نکنه که زسیدم به آیت الله حسن زاده. لطفا بهمون کمک کنید که بدونیم چی داره سرمون میاد و باید چی کار کنیم؟ ممنون میشم اگه این لطف رو بهم کنید و به ما کمک کنید. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده دسترسی به آیت الله حسن‌زاده ندارم و ایشان در شرایطی نیستند که بشود کسی به ایشان مراجعه کند. پیشنهاد می‌شود سری به کتاب «جایگاه جنّ و شیطان و جادوگر» که روی سایت هست بزنند و سپس با مطالعه‌ی کتاب «جوان و انتخاب بزرگ» که آن نیز روی سایت هست، إن‌شاءالله راه‌کارهای عبور از این مشکل را بیابند. بد نیست در این مورد سری به کانال  https://eitaa.com/joinchat/1797062673C76e30f884f بزنید. موفق باشید

29461

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: پیرو سوال ۲۹۴۴۶ که ازتون داشتم. می‌خواستم بدونم کلا برای جلسه هفتگی زنانه مون اولویت با کدوم هست؟ دعا، زیارت، حدیث کسا؟ خودتون می‌خواستید جلسه بگیرین چی میخوندین؟ ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده نامه‌ی ۳۱ امیرالمؤمنین «علیه‌السلام» که در کتاب «فرزندم؛ این‌چنین باید بود» بهتر می‌تواند کمک کند به این شکل که از قبل قسمتی از آن تعیین شود و اعضای جلسه بخوانند و در جلسه ارائه دهند. بقیه هم که آمادگی خواندن ندارند، با گوش‌سپردن، از مطالب استفاده خواهند کرد. موفق باشید

29457
متن پرسش
با عرض سلام خدمت استاد عزیز: اگر جملهٔ «پدیده های مختلف در عالم ماده، چهره‌های مختلف حرکاتِ ذاتی عالم ماده اند.» درست باشد؛ پس می‌شود نتیجه گرفت هر ماده‌ای حرکت مخصوص به جوهر خودش را دارد، پس حالا انواع تحرکات ذاتی ماده چیا هستند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ذات عالم ماده عین حرکت است و این یک مرتبه از «وجود» می‌باشد که بنا به ظرفیت ماهیات مختلف آن حرکت، ظهورات مختلف دارد. موفق باشید

29417

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: با سختیهای عجیب و غریبی که دارد بخصوض از نظر اقتصادی بر سر ما می آید، احساس می‌شود اراده الهی بر این است که مردم بازنگری اساسی در اقتصاد فردی داشته باشند و از آن طرف نخبگان بازنگری اساسی در اقتصاد کلان. و از طرفی هم نفس فشار اقتصادی که انسان را از بعدی به فکر می اندازد که راستی باید کاری محکم کرد. اینها همه و همه در نظر بنده نشان از آن دارد که اراده الهی بر این تعلق گرفته که این مردم، آینده اقتصادیشان آینده ای بسیار شکوفا باشد. این مردم دارند در تنور اقتصاد ذوب می‌شوند و چکش انواع تحریم ها بر سر آنها فرود می آید، نزدیک است زمانی که آهنگرِ عالَم این فلز گداخته شده را در آب فرو ببرد و فولادی محکم از اقتصاد ما بسازد. احساس می‌شود کمی همت می‌طلبد و صبر. کاش دوستان فرهنگی کمی هم روی اقتصاد همت می‌داشتند. ما با دوستان چهار کتاب اقتصادی اسلامی دانشگاه امام صادق (ع) را مطالعه کردیم. و به تازگی کتاب آقای جبرئیلی را قرار هست مباحثه کنیم. البته که مباحث معارف را تعطیل نکردیم. ولی در جنگ اقتصادی حداقل باید در آن حوزه هم قوی باشیم. یکی از طلاب فعال در شهرستان های تبریز زمین کشاورزی بزرگی راه انداخت که ۱۰ نفر را از روستاهای اطراف سرکار آورده و تولید راه انداخته است. چنین فعالیتهایی باید صورت پذیرد. در کنار اردوهای جهادی. پیشنهاد حضرتعالی برای چنین زمانه ای در جنگ اقتصادی چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حتماً همین‌طور است. این نحوه ریخت و پاش‌هایی که ما داریم برای حضور در تاریخ انقلاب، بسیار نارسا است. صحنه، صحنه‌ای است که جریان سرمایه‌داری بحران‌های خود را آشکار کرده و کاستی‌های معرفتی‌اش، کار دستش داده است پس باید با مبانی معرفتیِ صحیح به اقتصادی فکر کرد که مطابق معرفتیِ آموزه‌های دینی خودمان باشد. موفق باشید

29360

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: با توجه به اینکه انسان ولو در سوء اختیار هایش هم مصالحی هرچند در واقع به ضررش باشد در نظر می‌گیرد. مثلا فردی را برای رسیدن به ثروتی به قتل می‌رساند ولی بالاخره آن ثروت نفعی به همراه دارد و چنین است که می‌بینیم بسیار کمند افرادی که بدون دلیل مثلا خود را کور کنند یا هرچه ثروت دارد به آتش کشد و... و در خودکشی نیز می‌بینیم که فرد آن را پلی برای عبور از وضع نامطلوب به مطلوب می‌داند پس اشکال در صغراست نه کبری. حال سخن از عین ثابت و سوء اختیارش که می‌شود چه دلیلی دارد که فرد انتخاب کند عقب مانده ذهنی باشد نه تیزهوش و سایر مشکلاتی که واقعا از خود آن افراد هم بپرسیم مطلوبشان نیست از طرفی اگر پای انتخاب در میان بیاید اینکه نیمی زن بودن را انتخاب کنند و نیمی مرد جای تردیدست و نیز در منحنی هوش می‌بینیم که درصد پایینی عقب مانده اند به همان نسبت تیزهوش و اکثریت متوسطند و این مسئله و مسئله جنسیت و بسیاری از مسائل دیگر مبتنی بر قانون احتمالات است و جایی برای انتخاب دیده نمی‌شود و مسئله دیگر در مورد انتخاب والدین اینست که این انتخاب ازلا صورت گرفت یا بتدریج صورت می‌گیرد اگر ازلیست مکانیسم این انتخابها را تشریح فرمایید چگونه در یک انتخاب ازلی چنان انتخابهای دقیقی صورت پذیرفت که در عالم خارج امکان تحقق آن بدون آنکه قانون احتمالات خدشه ای ببیند باشد و اگر تدریجی است مثلا در عصر آدم که یک پدر و مادر بودند حق آن دو را عرضه کرد به تمام عین های ثابته از بین آنها مثلا ۱۰ نفر قبول کردند به همین ترتیب در هر عصری مدام والدین را به عین های ثابته باقی مانده عرضه می‌کند و تعدادی آن‌هم دقیق بر پایه احتمالات می‌پذیرند. باز سوال است که اگر هزار عین ثابت به پدر مادری ابراز تمایل کردند اینجا حق به چه نحوی انتخابها را سامان می‌دهد آیا دراین مورد انتخاب با اوست آیا بهتر نیست بگوییم کلا انتخاب با اوست و بحث اختیار داشتن عین ثابت صحیح نیست.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر انتخاب اولیه را نفی کنیم، بحث حجتِ بندگان در مقابل خداوند پیش می‌اید که با مبنایی‌ترین مبانی که توحید است، نمی‌خواند و ابن عربی در این‌جاست که بحث «اعیان ثابته» را به میان می‌آورد. از طرفی مگر مردم در همین دنیا به هر دلیلی در شعف انتخابی قرار نمی‌گیرند که در نسبت با شرایطی که با آن روبه‌رو می‌شوند؛ مطلوب نیست ولی برای خودشان مطلوب است؟ موفق باشید

29180
متن پرسش
سلام علیکم: شما در کتاب خویشتن پنهان فرمودید علت بیماریها اینست که حیات میکروب بر حیات نفس در بدن غلبه پیدا می‌کند و فعالیت میکروب در بدن حاکم می‌شود و شخص بیمار می‌شود. بی پرده سوالم رو بپرسم آیا امثال آیت الله ممدوحی که به علت مبتلا شدن به ویروس کرونا به رحمت خدا رفتند یا شیخ حسین انصاریان که الان به علت ویروس کرونا اوضاع خوبی ندارد اینقدر تجرد نفس ندارند و اینقدر نفسشان حیات ندارد که نگذارد حیات ویروس کرونا بر حیات نفسشان غلبه کند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: شاید مصلحت‌های دیگری در کار باشد و یا اساساً اجل مسمّای آن‌ها به وقوع پیوسته است و آن ویروس بهانه باشد. مشهور است که جناب عزرائیل به حضرت ربّ العالمین عرض کرد؛ مردم بخاطراین‌که می‌دانند علت مرگ‌شان من هستم، به من بدبین می‌شوند. حضرت ربّ العالمین فرموده باشند آن‌قدر بهانه در میان است که هیچکس فکرش را هم نمی کند که مرگ آن‌ها به جهت حضرت قابض باشد. موفق باشید

28748

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسمه تعالی با سلام: سوالی در مورد اصول داشتم که از قول آیت الله جوادی فرمودید که اصول علمی اعتباری است می خواستم راجع به جایگاه علم اصول در سلوک علمی طلبگی قدری بفرمایید که چقدر به hن بپردازیم لطفا منابعی هم در این زمینه معرفی کنید. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال امور اعتباری، امور غلط و خلاف عقل نیستند. بحث بر سر آن است که مبنای اعتبار چه باشد. مثل تعداد رکعات نماز، که اعتبارِ حضرت حق است. لذا باید بزرگان دین بنشینند و مبنای اصول فقه را که بر اساس آن اصول، تکلیفِ مکلّف را تعیین کرده‌اند بازخوانی کنند و این به عهده‌ی خود حوزه و متفکران حوزه است. موفق باشید

28402

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: مادر بنده جایی برای من به خواستگاری رفتند. پسر و دختر بدون این که همدیگر را ببینند مادر دختر گفت ما خیلی به استخاره اعتقاد داریم اگر استخاره خوب آمد جواب می‌دهیم بعد از یک هفته که زنگ زدیم تا خبر بگیریم گفتند استخاره بد آمده است و ما دختر به شما نمی‌دهیم. حال سوال من این است که وقتی دختر و پسر همدیگر را ندیدند اصلا استخاره درست است؟ آیا این روش حماقت نیست که عقل خود را کنار گذاشته و به استخاره روی می آورند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ابداً این‌کار عاقلانه نیست. انسان‌ها باید با عقل خود که علاوه بر قرآن، حجت خدا است، باید زندگی کنند. موفق باشید

27533

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم و رحمه الله: در جواب سوال ۲۷۵۲۵ فرمودید: مباحث معاد رو با شرح صوتی حضرتعالی پیش برم. یعنی در همین ابتدا به کتاب معاد رجوع کنم یا پس از گذراندن شرح صوتی کتابهایی مثل ده نکته و برهان صدیقین؟ (اگر جواب این است که کتاب معاد را بخوانم، صلاح می‌دانید، روایت خوانی ام رو سوق بدم به روایات معاد بحار الانوار؟ بابت پاسخگویی به سوالات حقیر نهایت تشکر را دارم. ما رو از دعای خیرتون محروم نفرمایید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. با فرض آن‌که جنابعالی «ده نکته» و «برهان صدیقین» و «حرکت جوهری» را با صوت‌های شرح آن مباحث کار کرده‌اید؛ آن پیشنهادها مطرح شد. ۲. آری! با خود معاد با روایت‌های خوبی آشنا می‌شوید. موفق باشید

 

 

27065

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام و احترام خدمتتان استاد گرانقدر: جهت دلگرمیتان عرض کنم که این روسیاه بسیار از سوالات قبل که پرسیدم بهره ها بردم و متشکرم از شما. ۱. می خواهم خوب بدانم که فکر چیست که بالاتر از ذکر است و طبق فرمایش پیامبر به امیرالمومنین، سالکان فکری از سالکان ذکری بالاتر هستند؟ ۲. شرح حالات اولیا و دستوراتشان را زیاد خوانده ام. بسیار معدود دیده ام که استاد به شاگرد خود نوع فکر و طریق فکر را بیاموزد. البته می دانم که هست ولی ندیده ام و مانند همان خود فکر باطن است. راستش کمی گله دارم که چرا طریق تفکر را به اندازه ی طریق تذکر نیاموخته ام. ۳. ملتمسانه می خواهم بدانم که به چه اعمال یا دعایی متوسل شوم تا خدا استاد عنایت کند؟ فقط چونکه پیشرفت داشته ام می گویم که حالت مراقبه ام بد نیست؛ لطفا نگویید آب کم جو تشنگی آور بدست.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. تفکری که بالاتر از ذکر است، تفکر توحیدی است و در همین رابطه از حضرت صادق «علیه‌السلام» داریم: «افضل العبادة، إدمان التّفکر فی اللّه و فی قدرته» که حضرت امام در حدیث ۱۲ در کتاب «چهل حدیث» نکات ظریفی در شرح آن فرموده‌اند. ۲. تفکر، طریقه‌ای نیست که بتوان به کسی آموزش داد. خودِ انسان باید با نظر به موضوعاتی که قابل تفکر است مثل سرنوشت ظالمین، به تفکر فرو رفت. ۳. سری به جزوه‌ی «روش سلوکی آیت اللّه بهجت» که بر روی سایت است بزنید خوب است. موفق باشید

26901
متن پرسش
سلام علیکم: در باب «النفس جسمانیه الحدوث و روحانیه البقاء» مطلبی رو در پاسختون به سوالی خوندم ولی مسئله هنوز برام مبهمه. نقل قولی از امیرالمومنین (ع) کردید که خداوند روح‌ها را دو هزار سال قبل از ابدان خلق کرد ولی همان روح، در صورتی برای بدن ظهور می‌کند و به عنوان شخص خاص، شکل می‌گیرد که جسم انسان مطابق حرکتِ جوهری‌اش آماده‌ی پذیرش تجلیات آن روح بشود. از طرفی فرمودید که روح انسان در جنینی قبل از ۴ ماهگی، روح نباتی است و پس از آن به فعلیت روح انسانی می رسد. آیا درست فهمیدم که هم روح و هم جسم حرکت جوهری دارند؟ چون بنظرم وقتی جسم آماده افاضه روح به اون میشه خب حرکت جوهری رو طی کرده و جنینی در اثر آمادگی جسم برای تجلی روح، شکل میگیره؛ و از اون طرف خود این روح هم ابتدا جنبه نباتی داره و پس از چهار ماهگی روح انسانی بالفعل میشه پس روح هم حرکت جوهری داره.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! روح، تا زمانی که به جسم تعلق دارد پیرو حرکت جوهری جسم دارای حرکت جوهری است و از حالت نباتی به حیوانی و از روح حیوانی به روح انسانی سیر می‌کند. این مطلب را باید در بحث حرکت جوهری دنبال کنید که چگونه فیض دائمی حق، مابالقوه‌ها را به مابالفعل تبدیل می‌کند. موفق باشید

26696

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و تحیت: مدتی هست که اوهامات بنده به شدت زیاد شده و خودشون را در نماز نشان می دهند به گونه ای که اصلا از نماز خواندن چیزی نمی فهمم. بعد به آن می رسم که خب پس رب ما کو؟ کجاست؟ مگر حضرت علی علیه سلام نمی گفت من خدای نادیده را نمی پرستم؟ پس کو؟ مگر در نماز هر شب ماه رجب اول سوره کافرون خاونده نمی شود که نفی می کند و بعد سوره توحید که می گوید الله صمد؟ پس کو؟ اصلا ما چی را نفی می کنیم وقتی حق را نمی بینیم؟ خلاصه به شدت درگیر هستم. لطفا راهنمایی عملی بفرمایید
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: سیر مطالعاتی سایت ان‌شاءالله کمک می‌کند. موفق باشید

25825

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و عرض تشکر بابت پاسخ سوال قبل با عنوان بندی زیبای شما به نام «قبله زندگی شاعرانه» جناب استاد برای شروع یک کار فرهنگی در مسجد با توجه به گوناگونی افراد در آن و شرایط حساس این تاریخ، اگر بخواهیم مبتنی بر آموزه های شما شروعی داشته باشیم، آیا پیشنهادی دارید؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بهترین زبان برای ارائه‌ی مطالب فرهنگی، زبان آیات و روایات است مشروط بر آن‌که آن‌ها را خوب تبیین کنیم و با زمانِ امروزی تطبیق دهیم. موفق باشید

25671
متن پرسش
سلام علیکم: استاد با توجه به اینکه فرمودید هر چه تقوا در جامعه بیشتر ریشه بدواند، نفوذ نفاق سخت تر می شود، راهکارهای افزایش تقوا چیست و تقوا چگونه محقق می شود؟ در این راستا می توانیم خطبه متقین امیرالمومنین در نهج البلاغه را با دقت بررسی و به کار ببندیم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: تقوی به همان معنایِ مقیّدبودن به حرام و حلال الهی است. منافق در چنین شرایطی به زحمت می‌افتد و خیلی راحت به حاشیه می‌رود. به جان دوست قسم از روزی که با جدّیت تمام به تقوای الهی مقیّد نبودیم، خداوند چوبِ حضور نفوذیان را بر ما نواخت. موفق باشید   

25598

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سوال: اگر «لولاک لما خلقت الافلاک» و نظایر این جملات درسته اگر ولایت تکوینی با اهل بیته اگه واسطه فیض اهل بیت هستند چرا هیچ بودایی تو مکاشفاتش هیچ کنفوسیوسی هیچ مسیحی هیچ فرقه دیگه ای نه خواب اهل بیت رو دیده نه هم‌کلام شده در مکاشفه و هیچ خبری نیست. فقط جملاتی مثل اونها همه نجس و گمراهن اونا جهنمی هستند لجن هستند فقط شما خوبین ندیدین. ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث در مورد یک شخص نیست. بلکه بحث در شخصیت است. آیا آن ادیان، همه به دنبال کسی نیستند همانند علی «علیه‌السلام» که در سیره و عقیده و عمل چون او باشد؟ موفق باشید 

25505

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: چندی پیش فتوایی منتسب به رهبر انقلاب درباره استحباب تعدد زوجات در شرایط فعلی جامعه در فضای مجازی منتشر شده بود. اخیرا جمعی که به دیدار معظم‌له رفته بودند از ایشان در این باره سوال کردند که آیت‌الله خامنه‌ای با شنیدن آن برافروخته شده‌ و متعجب گفتند: اصلا بنده همچین فتوایی ندارم و اصلا همچین چیزی را قبول ندارم؛ چه کسی این را گفته؟ آقایان حتی به شوخی هم نباید درباره تعدد زوجات حرف بزنند، که باعث دلسردی خانم‌ها می‌شود. جالب آن‌که رهبری در محل‌ کارشان هم هشدار داده‌اند که افراد شاغل در بیت اگر همسر دوم اختیار کنند، اخراج می‌شوند. ‌آیا این متن می تواند صحیح باشد در حالی که فقهای متقدم و متأخر قائل به این مسئله بوده و هستند.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اظهار نظر در این موارد در صورتی باید انجام بگیرد که سند سخنان را بتوان در سایت مقام معظم رهبری پیدا کرد. موفق باشید

25379

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
استاد عزیز و گرانقدرم سلام: بنده چند سالی است سعی کرده ام در علوم اساسی و علوم عقلی خوب جلو بروم، ولی حالا که به خود نظاره می کنم می بینم در برخی وجوه خیلی کاستی دارم. مثل تاریخ و از لحاظ هویت تاریخی خیلی متزلزل هستم. این شاید به خاطر آن باشد که استادی در این زمینه نداشته ام. می خواستم اگر بشود یک سیر مطالعاتی یا اساتیدی را در این زمینه به بنده معرفی نمایید تا خوب برایم روشن شود. خیلی گنگ است برایم تاریخ از صدر اسلام تا کنون، هرچه می دانم عمدتا مقاطع مهم صدر اسلام و در دوران معاصر نیز تنها بعد از انقلاب و این خیلی آزارم می دهد در مواجه شدن با برخی موضوعات. خیلی ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر می‌کنم کتاب «فروغ ابدیت» آیت اللّه سبحانی در رابطه با صدر اسلام، و جزوه‌ی «ریشه‌های انقلاب» که بر روی سایت هست؛ برای تاریخ معاصر شروع خوبی باشد. موفق باشید

25275

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد طاهرزاده: در پاسخ به پرسش ۲۵۲۲۱ فرمودید که منحوس و شوم بودن ماه صفر را مطلقا رد کردید. در حالی که در مفاتیح الجنان شیخ عباس قومی، برای دفع نحوست ماه صفر اعمال و دعاهایی ذکر شده. در ضمن در کتاب میرزا جواد ملکى تبریزى، به نام مراقبات (اعمال السنه)، از قول پیامبر اکرم (ص) اومده که: هر کس مرا به خروج ماه صفر مژده دهد، او را مژده بهشت می دهم و از این جهت عقول مردم حکم به نحس بودن آن ماه نموده است. با همه این اوصاف، بالاخره صفر نحس است یا نه؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم:  به هر حال ذات آن ماه، نمی‌تواند نحس باشد. خداوند چیزِ نحس نمی‌افریند. می‌ماند منظور، مظروف‌ها و حادثه‌هایی است که در آن ماه پیش آمده و یادآورِ ظلم‌هایی است که به اولیاء الهی شده است. موفق باشید

24950
متن پرسش
سلام علیکم استاد عزیز: منابع و کتبی که در زمینه تحقیق معاویه و معاویه شناسی می باشند را بی زحمت معرفی بفرمایید. (طبق فرمایشتان در کتاب کربلا مبارزه با پوچی ها، ص۲۶: باید معاویه شناسی کرد تا بیشتر به عمق نهضت حضرت سید الشهدا علیه السلام در کربلا پی برد) خداوند با اولیایش محشورتان کنند.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: کتاب «الغدیر» به خصوص در این مورد بسیار موثر است. کتاب «حزب اموی» اثر دکتر محسن حیدری نیز نکات خوبی را با ما در میان می‌گذارد. موفق باشید

نمایش چاپی