با سلام و درود خدمت شما استاد محترم: چرا رهبری سخنانی از جنس پیشگویی زیاد میگوید؟ چرا رهبر از اندیشههای عقلایی در مملکتداری فاصله گرفت و همهی سرمایههای ایران را صرف پروژهی ظهور کرد؟ آیتالله العظمی گرامی در مصاحبه ای گفت من از ۵۰ سال پیش به مرحوم آیتالله العظمی بهجت گفتم خوابهای شما محقق نمیشود و همانطور که تاکنون دیدهایم محقق نشده است. مرحوم آیتالله ناصری هم بشدت تحت تاثیر سخنان آیتالله بهجت بود و سخن آیتالله بهجت را مبنی بر اینکه حتا پیرمردهای شما هم ظهور را درک میکنند افشا کرد ولی آن عزیزان پیرمرد رفتند و ظهور نشد. محمود احمدی نژاد هم بشدت تحت تاثیر کرامات و سخنان جن "اسفندیار رحیم مشایی" و سخنان جن "علی یعقوبی" بود و دیدیم که چقدر آمریکا و اسرائیل را تحریک به حملهی نظامی به ایران میکرد و هزینههای بسیار زیادی برای جمکران و نشر فرهنگ بسوی ظهور کردند، معتقد بودند که ظهور با حمله اسرائیل و آمریکا به ایران آغاز میشود. آثار از نوار پیاده شده علی یعقوبی را به رهبری دادند و و به ایشان گفتند شما سید خراسانی هستی و شما یکی از ارکان ظهوری. ایشان را علاقمند به موضوع ظهور و تلاش برای بسترسازی منطقه از یمن تا لبنان برای جلوانداختن ظهور کردند. علی یعقوبی گفته بود اگر ظهور را جلو نیندازید ممکن است تا چهارصد سال دیگر هم ظهور نشود. زمانی که محمود احمدینژاد در دور اول ریاست جمهوری بود، رهبری در جلسهای به او گفت همینطور محبوب مردم باش تا در دور دوم رای بیاوری. محمود گفته بود که کار به دور دوم نمیکشد و ظهور رخ میدهد. ولی ظهور نشد. بنده بجهت داشتن دانشجویی که خواهرزاده علی یعقوبی بود در جریان اندیشه بسوی ظهور علی یعقوبی قرار داشتم. آن دانشجو سال ۸۳ همهی cd های سخنرانی ها و همهی جزوات و کتاب چهل شب با کاروان حسینی علی یعقوبی را بمن داد و من همه را به دقت مطالعه کردم. تیم یعقوبی و احمدی نژاد یک CD منتشر کردند و در آن cd اقدام به تطبیق شخصیتهای نام برده شده در روایات ظهور با شخصیتهای حقیقی کنونی کردند. مراجع قم به تطبیق دادن ها اعتراض کردند. و آن مراجع از سوی عوامل اینها مورد اهانت قرار گرفتند. اینکه کلیهی سیاستگذاری های کشور در کلیهی زمینهها خارج از چارچوب علم و عقلانیت به پیش میرود، همه به دلیل به پیش بردن امور در چارچوب اندیشهی بسوی ظهور است. اکنون هم که احساس می کنند شرایط پایانی دورهی خدمت مقام رهبری نزدیک شده است، بشدت احساس می کنند که ظهور بسیار بسیار نزدیک است، زیرا بنا به سخنان مرحوم آیتالله العظمی سید رضا بهاءالدینی قرار است ظهور قبل از درگذشت مقام معظم رهبری رخ بدهد. سخنان آیات عظام بهاءالدینی و بهجت بیش از دیگران در ذهنیت سازی مقام رهبری تاثیر گذاشت که ایشان از اندیشههای علمی و عقلایی در مملکتداری فاصله بگیرند و همهی سرمایههای ایران و حتا آبروی خود را صرف پروژهی ظهور کنند. بخاطر بیاورید محمود احمدی نژاد به شهریار بحرانی کارگردان سینما بودجه کلان داد تا فیلم سینمایی «ملک سلیمان» را ساخت. در تلویزیون هم صبحهای جمعه برنامهای بنام «بسوی ظهور» ارائه می کردند. حتا یکی از شخصیت هایی که در آن برنامه تلویزیونی آوردند تا نظر خود را در بارهی روایات ظهور و روایات آخرالزمانی بدهد آیتالله هاشمی رفسنجانی بود. مرحوم هاشمی رفسنجانی در آن مصاحبه ضمن احترام گذاشتن به حضرت امام زمان علیه السلام گفت قیام امام زمان فقط به دست خداست. تز اصلی محمود احمدی نژاد بر اساس سخنان علی یعقوبی این بوده است که حکمرانی در دولت امام زمان مبتنی بر قوای جنیان خواهد بود مانند دولت سلیمان. از این رو، کسانی را که توانایی های جنی بالا داشتند در ریاست جمهوری جمع کردند و در تصمیم گیری های مختلف از نظرات آنها استفاده میکردند. اکنون هم در راس نظام از این افراد استفاده می شود. لذا شاهد بودیم که یک مدتی مقام رهبری سخنانی از جنس «پیشگویی» زیاد میگفتند و در رسانههای خارجی هم داغ شده بود. مانند محو شدن اسرائیل در ۲۵ سال آینده، یا اینکه جمهوری اسلامی ایران سال به سال پیشرفتهتر میشود. تا افول تمدن غرب و فروپاشی ایالات متحده آمریکا.
باسمه تعالی: سلام علیکم: این موارد، مواردی نیست که بتوان طی یک سؤال و جواب در آن ورود کرد. ابعاد مختلفی دارد که هرکدام نیاز به بحث جداگانهای دارد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ابتدا باید بین امور اعتباری با امور حقیقی تفکیک کرد. انسانیت یک امر وجودی و حقیقی است از آن جهت که تشکیکبردار است، ولی نبوت و امامت یک مأموریت الهی است و لذا اگر حضرت محمد«صلواتاللّهعلیهوآله» نبی اللّه هم نبودند ولی مطابق شریعت الهی عمل میکردند انسان کامل محسوب میشدند. از این جهت در سؤال شما بین امور حقیقی با امور اعتباری تفکیک نشده. موفق باشید
بسمه تعالی علیک السلام
مسلم خواب نمی تواند به خودی خود حجت باشد مگر این که شاهدی بیرونی از سخن معصوم بر آن صحه بگذارد.و لذا اگر علمای شهید پرور نباشند شهادت به صحنه نمی آید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- مسلّم موسیقی به عنوان یک هنر، زیباییهایی برای خود دارد و نمیتوان نسبت به آن زیبایی، مثل همهی زیباییهای دیگر بیتفاوت بود و اسلام هم نسبت به محتوای موسیقی بحث حرامبودن را پیش میکشد و نه در رابطه با ذات آن. میماند که در هر حال حوزهی فعالیت موسیقی تحریک خیال است و سالک إلی اللّه نمیخواهد در محدودهی خیال متوقف شود و از این جهت است که اولیاء معصوم«علیهمالسلام» ورودی به موسیقی نداشتهاند و گفته میشود بنای نظام اسلامی ترویج موسیقی نیست 2- کثرت طلاق در حال حاضر به جهت غلبهی روح فردگرایی یا ایندیدوآلیسم میباشد و حکایت از عدم توان انسانها در فهم یکدیگر دارد. زیرا که همیشه یکی از زوجها ونوسی و دیگری مریخی است. حال اگر بتوانند همدیگر را درک کنند هرکدام در دنیای وسیعتری وارد خواهند شد و این غیر از این است که اسلام بخواهد زنان قلدری و بیمنطقی مردان را تحمل کنند. آنچه مورد نظر اسلام است هستهی توحیدی خانواده میباشد که انسان را از فردگرایی آزاد میکند و غرب به جهت عدمِ درکِ دقیق خانواده متأسفانه بیشتر مغلوب فردگراییِ آزاردهنده شده است. عرایضی در مورد «سکنیگزیدن انسان در خانواده» در کتاب «زن؛ آنگونه که باید باشد» شده است 3- بنده هم مثل شما معتقدم باید شرایطی فراهم باشد که زنان استعدادهای خود را نشان دهند و چقدر خوب است که معلوم گردد زنان چه تواناهایی حتی در امور ورزشی دارند؛ میماند که اگر شرایط عفاف و حیا رعایت نشود، آنقدر ظرائف زن قدرتمند است که فضای سکس را بر فضای محیط ورزشی و نمایش تواناییهای او حاکم میکند و محیط را از تعادل صحیح خارج میکند. و لذا اگر بتوانیم ماوراء نگاه غربی به زن، و ماوراء سبک زندگی غربی به دنبال فضایی باشیم که زنان استعدادهای خود را بنمایانند به همان معنا که رهبر معظم انقلاب«حفظهاللّه» زنان ورزشکار را تجلیل نمودند، کار به تعادل رابطهی بین زن و مرد ختم میشود و این نیازِ امروزِ ما است و نمیتوان از آن چشم پوشید. در همین رابطه است که بنده معتقدم همانطور که یک روز رانندگی برای زن، تبرّج و خودنمایی بود و لذا اشکال شرعی داشت و امروز، دیگر رانندگیِ زن در کلیت خود، تبرّج محسوب نمیشود؛ دوچرخه سواری زنان نیز میتواند تبرّج به حساب نیاید. آری! مسلّم تبرّج را هر فقیهی حرام میداند، ولی موضوع تبرّج را، عرف تعیین میکند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در حکومت طاغوت، حاکمان، خودشان دنبال فساد هستند ولی در حکومت اسلامی، حاکمانْ به دنبال اصلاح مردم میباشند تا مردم از عاداتِ باقیمانده از حاکمیت طاغوت نجات یابند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- مرحوم سید هاشم حداد و علامهی طباطبایی هر دو ذیل مرحوم علامه قاضی سلوک خود را انجام دادهاند. منتها مرحوم علامه علاوه بر آن، مأموریت ارائهی معارف الهی در این تاریخ و مطابق ذوق این تاریخ را به عهده داشتند. ولی در راستای دستگیری در امور فردی شاگردان خاصشان، فرقی با هم نداشتند. 2- همیشه در کنار سالکِ مجذوب – که با استاد جلو میرود – مجذوبِ سالک هم بوده است. ولی در انقلاب اسلامی تاریخی با این خصوصیات ظهور کرده که علم انسانها برای سلوکشان کافی است و اگر ارادهی سلوکی را در خود ایجاد کنند، از راه به بیراهه نمیروند 3- سلوک ملاصدرا هرچه بوده است، سلوکِ فوقالعادهای بوده. به ندرت چنین افرادی پیدا میشوند که در اوج عرفان و برهان در تاریخ ظهور کنند. موفق باشید
با نام حضرت حق با سلام خدمت استاد طاهرزاده: جناب استاد موضوعی به شدت رنجم می دهد و آن شبهه شرک است، وقتی زیارت میروم و توسل پیدا می کنم در ته قلبم این است که مبادا شرک باشد و من مشمول آن آیات شدید قرآن شوم که می گویند کسانی که غیر خدا را می خوانید الی آخر... استاد از شما نمی خواهم پاسخ دهید که اینها شرک نیست همه را می دانم کتابهای مختلفی خوانده ام از مباحث فلسفی و عرفانی صادر اول و این مسایل تا حدی آگاهم، اشعار مولوی، سخنان محی الدین، پاسخهای کلامی متکلمین آیات قرآنی که بزرگان در این حوزه آورده اند را می دانم، با کتابهای شما در این حوزه مثل مبانی نظری و عملی حب اهل البیت (ع) آشنا هستم و عقلم هم کاملا تصدیق می کند ولی وقتی زیارت می خوانم و توسل پیدا می کنم و اهل البیت (ع) را صدا می زنم و از این قیبل ته قلبم می لرزد و می گوید نکند شرک باشد؟ نکند پاسخهایی که بزرگان داده اند جائیش اشتباه باشد و این تصورات ته قلب حس مناجات و توسل را از من می گیرد. مثلا در اوج گریه در زیارت عاشورا این وسوسه ها دیگر توان ادامه را از من می گیرد، ولی وقتی دعاهایی که مستقیما با خدا صحبت و مناجات می کند را می خوانم کاملا راحت هستم و حال و گریه دارم از طرفی با توجه به مباحث واسطه فیض نگرانم نکند این تشکیک ها ارتباط مستقیم من را با خدا بی ارزش کرده است و من نمی فهمم؟ خلاصه در یک دو گانگی نکند شرک باشد از یک طرف و نکند این شک مرا در پیش خدا ساقط کرده از طرف دیگر غمی سنگین را بر دلم مستولی کرده است و حال از شما استاد عزیز که می دانم نقش اهل البیت (ع) و حضور و وجود نوری آنان همه وجودتان را پر کرده است راه حل می خواهم و البته این زمان طولانی است سراغم آمده است درست از زمانی که با شبهات و هابیت آشنا شدم با کمال تشکر از استاد عزیز.
باسمه تعالی: سلام علیکم: إنشاءاللّه آمادهاید تا یک قدم جلوتر بیایید و به اصطلاح به تلوین بعد از تمکین برسید. در تمکین انسان میرسد به اینکه فقط خدا در صحنه است، ولی در قدم بعدیِ توحید مییابید همهی مخلوقات بالحق در صحنهاند و مظاهر کامل اسماء حسنای الهی یعنی اهل البیت«علیهمالسلام» را از یک طرف بالحق مییابید و از طرف دیگر حق را در آن مظاهر جستجو میکنید و به توحید حقیقی که همان وحدت در عین کثرت و کثرت در عین وحدت است میرسید. یعنی کثرتها را نیز در حق و بالحق یافتهاید. إنشاءاللّه سه جلسهی بحثی که در اعتکاف ماه رجب امسال عرض شد، کمک میکند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: سیر مطالعاتیِ موجود در سایت برای دانشجویان و طلاب مفید است ولی طلاب عزیز بهتر است بعد از بحث ده نکته در معرفت نفس و برهان صدیقین، زیاد وقت در روی این مباحث نگذارند و بیشتر به دروس رسمی حوزه بپردازند تا عقب نمانند و إنشاءاللّه پس از چند سال حضور در درس خارج وارد این مباحث شوند. موفق باشید
