باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- مسلّم موسیقی به عنوان یک هنر، زیباییهایی برای خود دارد و نمیتوان نسبت به آن زیبایی، مثل همهی زیباییهای دیگر بیتفاوت بود و اسلام هم نسبت به محتوای موسیقی بحث حرامبودن را پیش میکشد و نه در رابطه با ذات آن. میماند که در هر حال حوزهی فعالیت موسیقی تحریک خیال است و سالک إلی اللّه نمیخواهد در محدودهی خیال متوقف شود و از این جهت است که اولیاء معصوم«علیهمالسلام» ورودی به موسیقی نداشتهاند و گفته میشود بنای نظام اسلامی ترویج موسیقی نیست 2- کثرت طلاق در حال حاضر به جهت غلبهی روح فردگرایی یا ایندیدوآلیسم میباشد و حکایت از عدم توان انسانها در فهم یکدیگر دارد. زیرا که همیشه یکی از زوجها ونوسی و دیگری مریخی است. حال اگر بتوانند همدیگر را درک کنند هرکدام در دنیای وسیعتری وارد خواهند شد و این غیر از این است که اسلام بخواهد زنان قلدری و بیمنطقی مردان را تحمل کنند. آنچه مورد نظر اسلام است هستهی توحیدی خانواده میباشد که انسان را از فردگرایی آزاد میکند و غرب به جهت عدمِ درکِ دقیق خانواده متأسفانه بیشتر مغلوب فردگراییِ آزاردهنده شده است. عرایضی در مورد «سکنیگزیدن انسان در خانواده» در کتاب «زن؛ آنگونه که باید باشد» شده است 3- بنده هم مثل شما معتقدم باید شرایطی فراهم باشد که زنان استعدادهای خود را نشان دهند و چقدر خوب است که معلوم گردد زنان چه تواناهایی حتی در امور ورزشی دارند؛ میماند که اگر شرایط عفاف و حیا رعایت نشود، آنقدر ظرائف زن قدرتمند است که فضای سکس را بر فضای محیط ورزشی و نمایش تواناییهای او حاکم میکند و محیط را از تعادل صحیح خارج میکند. و لذا اگر بتوانیم ماوراء نگاه غربی به زن، و ماوراء سبک زندگی غربی به دنبال فضایی باشیم که زنان استعدادهای خود را بنمایانند به همان معنا که رهبر معظم انقلاب«حفظهاللّه» زنان ورزشکار را تجلیل نمودند، کار به تعادل رابطهی بین زن و مرد ختم میشود و این نیازِ امروزِ ما است و نمیتوان از آن چشم پوشید. در همین رابطه است که بنده معتقدم همانطور که یک روز رانندگی برای زن، تبرّج و خودنمایی بود و لذا اشکال شرعی داشت و امروز، دیگر رانندگیِ زن در کلیت خود، تبرّج محسوب نمیشود؛ دوچرخه سواری زنان نیز میتواند تبرّج به حساب نیاید. آری! مسلّم تبرّج را هر فقیهی حرام میداند، ولی موضوع تبرّج را، عرف تعیین میکند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در اینکه هر نهادی از جمله وزارت ارتباطات نسبت به این موضوع وظیفهای دارند، بحثی نیست. ولی عنایت داشته باشید که این پروژه حدّاقل 25 سال پیش به همین شکل که میفرمایید کلید خورد و چیز جدیدی نیست و خروجی آن هم، آن نبود که دشمن میخواست. با این همه راهکارِ اصلی آن است که انسانها با نور ایمان متوجهی کثافت و زشتی این حرفها و این کارها بشوند. و از این جهت دین اسلام، دین آخرالزمان است که توان رویارویی با همهی فتنههای آخرالزمان را دارد. لذا حضرت سجاد«علیهالسلام» میفرمایند: «إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ عَلِمَ أَنَّهُ يَكُونُ فِي آخِرِ الزَّمَانِ أَقْوَامٌ مُتَعَمِّقُونَ فَأَنْزَلَ اللَّهُ تَعَالَى قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ وَ الْآيَاتِ مِنْ سُورَةِ الْحَدِيدِ إِلَى قَوْلِهِ وَ هُوَ عَلِيمٌ بِذاتِ الصُّدُور»[1] خداوند مى دانست در آخرالزمان اقوام متعمّقى مى آيند كه براى آنها سوره توحيد و شش آيه اول سوره حديد را نازل كرد. اين خبر نشان مى دهد براى فهم سوره ى توحيد و شش آيه ى اول سوره ى حديد نياز به روح آخرالزمانى است. موفق باشید
[1] ( 1)- الكافى، ج 1، ص 91.
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- انسان در همان سعهی قلبیاش تا بینهایت میتواند جلو رود زیرا قلب او برای درک حقایق عالم ظرفیت بینهایتی دارد به همان معنایی که خداوند در حدیث قدسی میفرماید: «لا يَسَعُني اَرْضِي وَلا سَمائي و لَكِنْ يَسَعُني قَلْبُ عَبْدِي المُؤمِن» زمين و آسمانم گنجايش مرا ندارند ولى قلب بنده مؤمن من دارد. و از این جهت انسانها تفاوتی نسبت به همدیگر ندارند 2- هرکس در مقام امکانِ ذاتی خودش به کمال لازم میرسد. حال اگر امکانِ ذاتیاش انسان باشد، میتواند به کمال ذاتی خود برسد، چه امام خمینی باشد و چه صدام. زیرا از نظر انسانبودن و داشتنِ ظرفیت تجلی همهی اسماء تفاوتی ندارند 3- همینطور است. انسان با گناه، از سعهی اصلی انسانی خود دور میشود و با توبه جبران میگردد 4- سعهی ذاتی همان مقام امکانی افراد است و سعهی عرضی آن چیزی است که انسان با ارادهی خود بهدست میآورد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- مرحوم سید هاشم حداد و علامهی طباطبایی هر دو ذیل مرحوم علامه قاضی سلوک خود را انجام دادهاند. منتها مرحوم علامه علاوه بر آن، مأموریت ارائهی معارف الهی در این تاریخ و مطابق ذوق این تاریخ را به عهده داشتند. ولی در راستای دستگیری در امور فردی شاگردان خاصشان، فرقی با هم نداشتند. 2- همیشه در کنار سالکِ مجذوب – که با استاد جلو میرود – مجذوبِ سالک هم بوده است. ولی در انقلاب اسلامی تاریخی با این خصوصیات ظهور کرده که علم انسانها برای سلوکشان کافی است و اگر ارادهی سلوکی را در خود ایجاد کنند، از راه به بیراهه نمیروند 3- سلوک ملاصدرا هرچه بوده است، سلوکِ فوقالعادهای بوده. به ندرت چنین افرادی پیدا میشوند که در اوج عرفان و برهان در تاریخ ظهور کنند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: چرا خود را در قاب عصمت دنبال میکنید؟ خدا را شکر نمایید که توفیق این نوع عبادات را به شما داده است. اگر نظر مبارک حضرت توّاب نبود، میل عبادت و مناجات با خود را به شما نمیداد. مطمئن باشید همین کارها زمینه میشود تا آرامآرام میلِ به گناهان قوت خود را از دست بدهند و پس از مدتی از آنها عبور نمایید. موفق باشید
