باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده اگر خداوند میل به حوزه رفتن را در شما ایجاد کرده و استعدادتان هم بالاتر از متوسط است، خوب است که حوزه را ترک نکنید. عرایضی در جواب سؤال شمارهی ۲۶۸۸۹ در این رابطه شده است خوب است به آنجا رجوع فرمایید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: چنین نیست که انسان تصور کند میتواند مدیر عالم بشود و هر تصمیمی بگیرد محقق میگردد. آری! در بستر رحمت الهی آنچه مصلحت انسان باشد و انسان همت کند، از طرف خداوند عطا میشود. موفق باشید
سلام و عرض ادب به محضر استاد طاهرزاده: در روایاتی داریم که میفرماید اگر فلان عمل را انجام بدهید یا فلان ذکر را بگویید، مانند روزی که که متولد شده اید از گناهان بیرون می روید (الْخُرُوجُ مِنَ الذُّنُوبِ وَ اللَّهِ كَهَيْئَتِهِ يَوْمَ وَلَدَتْهُ أُمُّه). و با توجه به اینکه از حضرتعالی بارها شنیده ایم که می فرمودید: «نتایج هر عمل عبادی در صورتی محقق میشود که شرایط مقتضی فراهم باشد». حال اولاً: اگر امکان دارد قدری در مورد این «شرایط مقتضی» توضیح دهید. ثانیاً: چرا ما با انجام آن عمل یا ذکر، آن گشودگی و نورانیت و طهارت و تخلیه ای که آن نوع روایات متذکر شده را احساس نمی کنیم؟ با سپاس و التماس دعا.
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! اگر آن عمل که فرمودهاند موجب خروج از گناه میشود را، در شرایط خود انجام دهیم مثل همین اعتکافی که پیش آمد؛ حقیقتاً انسان با شخصیتی جدید میتواند زندگی را شروع کند. شرایط مقتضی یعنی شرایطی که آن عمل، حقیقتاً محقق شود. مثل آنکه در اعتکاف انسان بتواند از زندگی بیرونی خود منقطع گردد و بیش از پیش نزد خود باشد و در جهانی که در خود شروع میکند با ابدیت خود و با حضور در محضر حق، با خود روبرو شود. موفق باشید
سلام علیکم خدمت آقای طاهرزاده: بنده سرباز هستم و اوایل خدمت خودم را میگذرانم. حدود سه ماه خدمت هستم. در این سه ماهی که سرباز بودم، تغییرات مثبت زیادی داشتهام. به عنوان مثال فرصت گناه کردن از من گرفته شد و مثلا نمازهایم را مرتب میخوانم که البته همه از لطف خدا بود. ولی مسئلهای ذهن من را درگیر کرده و آن هم این که من در سربازی (که در یگان پاسدار هستم) بیشتر از نماز و بیشتر از گناه نکردن (حداقل گناههایی که انسان به راحتی متوجهشان میشود) کار بیشتری در حین خدمت نمیتوانم انجام بدهم! مثلا وقت نمیکنم قرآن بخوانم یا مستحبی انجام بدهم! حتی گاهی اوقات سر وقت نماز صبح به مشکل بر میخورم. بنابراین چند سوال داشتم. ۱. اول این که در این دو سالی که خواهد آمد، بر فرض این که انشاءالله عمری باشد، اگر نتوانم بیشتر از این کارها (نماز و گناه نکردن) کار دیگری انجام بدهم، آیا در رشد و سیر تکامل خودم دچار خسران نمیشوم؟ مثلا در زندگی عادی میشد کارهای بیشتر انجام داد! آیا در خدمت دچار خسران و عقبافتادگی نخواهم شد!؟ ۲. سوال بعد با توجه به این که خدمت سربازی، اجباری و با اکراه صورت میگیرد و به مدت دو سال در زندگی انسان وقفهای ایجاد میکند، میخواستم بپرسم نظر بزرگان دین راجع به خدمت سربازی در زمانه ما چیست؟ از آنجایی که معنای سربازی با معنای سربازی زمان قدیم تفاوت پیدا کرده و هر سربازی لزوماً خدمتی انجام نمیدهد. نظر بزرگان دین و مراجع تقلید و اساتید اخلاق و همچنین خود شما راجع به این دو سال خدمت اجباری سربازی چیست؟ ۳. و سوال بعدی این که، من در مواقع نماز صبح به دلیل عوض کردن پستهای نگهبانی گاهی اوقات به مشکل بر میخورم. زمانی که پست نگهبانی من مصادف با زمان بین اذان صبح و طلوع خورشید میشود. میخواستم بپرسم که اگر سر پست نگهبانی نماز بخوانم (که مثلا هر کاری غیر از نگهبانی دادن ممنوع است) و با توجه به این که در جای حساسی هم نیستیم و در شهر تهران میباشیم، تکلیفم چیست؟ آیا نباید سر پست نگهبانی نماز بخوانم و بگذارم نمازم قضا شود؟ در این صورت مرتکب گناه میشوم؟ آیا سر پست نگهبانی نماز بخوانم؟ که ممکن است کسی من را در آن حالت ببیند و برایم دردسر شود و در طول خدمت اذیت شوم و اذیتم کنند. با توجه به این که صحبت کردن با بالادستیها و مسئولین مربوطه بیفایده است میخواستم از شما راهنمایی بگیرم. در زمانی که این اتفاق میافتد، تکلیف بنده چیست؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. باقیماندن بر وظیفه در حدّ توان، به خودی خود نوعی بندگی به حساب میآید. ۲. خدمت سربازی یک امر قانونی و اجتماعی است و مثل همه قوانین اجتماعی باید رعایت شود. ۳. شاید بتوان به عنوان واجب الهی، سریعاً نماز صبح را بدونه هرگونه مستحباتی انجام داد. البته در این مورد خوب است که به مرجع تقلید خود رجوع فرمایید. موفق باشید
با عرض سلام بر شما: در فلسفه ذات هر چیزی به هیچ عنوان تغییر نمیکند و سگی که ذاتش عین جنس هستش و بهشت محل افراد پاکیزه است و خدا سگ اصحاب کهف را چطور به بهشت می برد و ذاتش رو پاک میکند؟. ۲. به آقای سید محمد حسین طباطبایی صاحب المیزان گفتند در حجره یکی از طلبه ها غیبت کردند گذاشتند و رفتند در حجره هیچ کسی نبود از آنجا رفته بودند و گفت این حجره جای ماندن نیست و بر روح و خلق افراد تأثیر می زارد و اصلا وابدا دیگر هیچ وقت و هیچ طلبه ای نباید از آن حجره استفاده کند دلیل سخن علامه طباطبایی چیست؟
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. عنایت داشته باشید که اگر فرمودهاند سگ نجسالعین است، این به معنای آن نیست که ذات سگ که موجودی است از موجودات عالَم، نجس است، بلکه منظور آن است که در نسبت با ما نباید به گمان اینکه میتوان آن را تطهیر کرد، وارد زندگیمان بشود از آن جهت که مظهر نفس امّاره است، وگرنه در جای خود موجود مفیدی است که باید از آن استفاده شود. ۲. به نظر میآید اگر هم چنین سخنی را حضرت علامه فرمودند؛ یک تذکر اخلاقی است در شرایط خاص. وگرنه جایی برای مردم در روی زمین نمیماند از آن جهت که بالاخره هر گوشهای از دنیا غیبتی صورت گرفته. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده بحث «حرکت جوهری» در این مورد بسیار کارساز است زیرا در هر صورت نفوس انسانی تحت تجلیات انوار الهی همراه با عالم ماده در کلیتشان از قوه به فعل میرسد و در همین رابطه انسانِ آخرالزمانی به میان میآید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: اتفاقاً بشر جدید شدیداً به دنبال دینداری حقالیقینی است تا تمام ابعاد وجود او در نسبت با خدا قرار گیرد. امری ماورای بهشترفتن و جهنم نرفتن و رخداد اربعینیِ سالهای اخیر از این جنس است و مردم به دنبال این نوع دینداری میباشند. در این رابطه عرایضی در جلسه پنجم «کربلا و برگشت به شور ایمانی گمشده» شده است. بحث را میتوانید در کانال «مطالب ویژه» بیابید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به طور شخصی به ایمیل تان اینطور جواب داده شد: إنشاءالله به این فکر باشید که با خانواده و خانمی ازدواج کنید که شما را در اهدافتان همراهی نمایند. البته به شرطی که با مقدسمآبیهای افراطی کار را سخت نکنید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! 40 سال تبلیغاتشان را بر بادرفته میبینند. همه امیدشان آن بود که ادامه نظام اجرایی ما در بستر نئولیبرالها ادامه پیدا کند و حال با شخصیتی روبهرو شدهاند که از جنس انقلاب است. به نظر بنده هزار بار در جهنم بروند راحتترند از این که ببینند انقلاب بحمدلله در بستر اصیل خود در حال ورود است. در چنین شرایطی است که معنای خود را از دست میدهند و لذا مجبورند مانند فردی که سختْ عصبانی است، هر تهمتی از زبانشان درآید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به این موضوع بیشتر باید فکر بفرمایید که «حرکت جوهری» صرفاً مربوط به عالَم ماده است و در همین بدن مادی صورت میگیرد. باید توجه شود این بدن در دوره جنینی آماده قبول نفس میگردد و در بستر این بدن، بدنِ برزخیِ خود را میسازد و البته پس از مدتی با بدن برزخی خود، خود را ادامه میدهد و قصه «روحانیة البقا» یش شکل میگیرد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به گفته جناب آقای مارتین هایدگر، با نظر به ماهیت اصیل تکنولوژی به عنوان عطای الهی جهت درک بیشتر طبیعت، انسانها ناگهان خود را درگیر فراخوانی آزادبخشی مییابند جهت انتخابی گشوده نسبت به ارتباطشان با طبیعت. که بحث آن مفصل است. پیشنهاد میشود در کنار مطالعه کتاب، صوت مباحث را نیز دنبال بفرمایید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: قطع ارتباط نه. به هر حال با تحمل آنها، خداوند به ما سعه صدر میدهد و میفهمیم ما نیز بینقص و ضعف نیستیم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: «دلا بسوز که سوزِ تو کارها بکند» وقتی نمیتوانید روزه بگیرید و ارادهی انجام آن فریضه را دارید، شما را چه غم؟!! موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! با عقل، در میدان میآییم تا همچنانکه در جواب سؤال شمارهی 30639 عرض شد آرامآرام دل، منوّر شود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همینطور است. جمعبندیِ بنده بعد از رجوع به عرفان و فلسفهی صدرایی و فلسفهی غرب بهخصوص هایدگر و گادامر، حضور در جهانِ بین آن دو جهان است که تحت عنوان کتاب «انقلاب اسلامی؛ طلوع جهانی بین دو جهان» در دست چاپ میباشد. امید است مفید افتد. صوت آن مباحث روی سایت هست http://lobolmizan.ir/sound/1319 موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. بالاخره بزرگان مؤسس قانون اساسی فکر کردند و به تصوری بهتر از آنچه پیش روست، نرسیدند وگرنه بر آن تکیه میکردند. ۲. اگر اجتماع مردم به قصد صلاح، گرد هم آیند حتماً حضرت ربّ العالمین کمک میکنند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: عرض شد چون به آنهایی که دشمن خدا هستند، خشم نمیکنیم به خودمان و خانوادهمان خشم میکنیم. و این است معنای غفلت از مدیریت خشم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بحمدللّه متوجه و متذکر نکات خوبی هستید. آری! اگر معرفت انسان به حضرت معبود زیاد شد، آنطور که حضرت امام «رضواناللّهتعالیعلیه» در حدیث ۱۲ کتاب «چهل حدیث» میفرمایند که افضل عبادات، پیمودت تفکر در رابطه با خدا و آثار خداوند است؛ در آن صورت عبادات انسان روح دیگری به خود میگیرد و انسان با تکرار عبادات در آن معارف عالیه مستقر میشود و از قرب الهی تغذیه میکند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: مطلب فوقالعاده مهمی است از آن جهت که هر تئوری هر اندازه هم که مهم باشد اگر صورت تعیّنیافتهی آن در میان نیاید، یک مفهوم فکری است و به گفتهی گادامر، حقیقت در تعیّنات خودش خود را معنا میکند. به همین جهت در قرآن در کنار «اطیعوا اللّه»، «اطیعوا الرّسول» را آورد تا تنها به رهنمودهای فکریِ قرآنی بسنده نشود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در این موارد نباید وارد بحث شد، به همان معنایی که قرآن میفرماید: «وَإِذَا مَرُّوا بِاللَّغْوِ مَرُّوا كِرَامًا» مؤمنین چون با امور لغو و حرفهای بیهوده روبهرو میشوند با بزرگواری از آن میگذرند و خود را همسنگ چنین افرادی نمیکنند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: لعنکردن در کلّیّت خود در قرآن هست «إنَّ الَّذِينَ يَكْتُمُونَ مَا أَنْزَلْنَا مِنَ الْبَيِّنَاتِ وَالْهُدَىٰ مِنْ بَعْدِ مَا بَيَّنَّاهُ لِلنَّاسِ فِي الْكِتَابِ ۙ أُولَٰئِكَ يَلْعَنُهُمُ اللَّهُ وَيَلْعَنُهُمُ اللَّاعِنُونَ» (بقره/۱۵۹) آن گروه (از علمای اهل کتاب) که آیات واضحه و هدایتی را که فرستادیم کتمان نمایند بعد از آنکه آن را برای (هدایت) مردم در کتاب آسمانی بیان کردیم، آنها را خدا و تمام لعن کنندگان (از جن و انس و ملک) نیز لعن میکنند.
ولی آیا مصداق لعنی که ما در زیارت عاشورا داریم چه کسانی ممکن است باشند، بد نیست به کتاب «زیارت عاشورا، اتحادی روحانی با امام حسین «علیهالسلام» که بر روی سایت هست رجوع فرمایید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: جهت تاریخ اسلام، کتاب «فروغ ابدیت» و در مورد تاریخ معاصر، جزوهی «ریشههای انقلاب» که بر روی سایت هست. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: نکتهی دقیقی در این امر نهفته است. عرایضی در این رابطه در کتاب «بصیرت حضرت فاطمه «سلاماللّهعلیها» شده است. خوب است به آن کتاب که بر روی سایت است رجوع فرمایید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همینطور است. حقیقتاً وجود انسان، نفسی است که به مصالح خود آگاه است و این حالت در فرهنگ دینی تحت عنوان «نفس لوامه» مطرح میشود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: حضرت امام از آیت اللّه شاهآبادی خواسته بودند درس فلسفه و عرفان برایشان بگذارند نه آنکه دستورالعمل به ایشان بدهند. جملهی مشهور آیت اللّه بهجت «رحمتاللّهعلیه» که مکرر فرمودهاند: «علمِ تو، استادِ تو است»؛ حکایت از وقوع تاریخی دارد که انسان در این زمانه به وسعتی رسیده است که اگر متوجهی حقایق عالَم بشود، آن علم خود به خود او را جلو میبرد و فضای تاریخی که با حضور حضرت امام خمینی «رضواناللّهتعالیعلیه» شکل گرفته، ظرفیتِ به ظهورآوردن ملکوت را به چنین انسانهایی فراهم کرده و بدین لحاظ ملاحظه میکنید با نسلی روبهرو هستیم که از دین و علمای دین انتظاری بیش از آنچه معمولاً گفته میشود دارند. گویا روحی بر این نسل دمیده شده که وَلع عرفانیاش خود به خود او را جلو میبرد، به همان معنای «يَكادُ زَيْتُها يُضيءُ وَ لَوْ لَمْ تَمْسَسْهُ نارٌ نُورٌ عَلى نُورٍ»، بدون آنکه نیاز به محرکی داشته باشد خودش آمادهی شعلهورشدن است. بدین معنا عرض میشود این تاریخ، تاریخِ عرفان است تا طاقت عبور از فرهنگ مدرنیته در بشر فراهم شود. موفق باشید
