بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
26996

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام خدمت استاد گرامی و تبریک سال و آرزوی بهترین ها برای شما. استاد من خیلی علاقه برای تحصیل در حوزه علمیه دارم و الان هم که در دبیرستان درس میخونم سیر مطالعاتی خودم رو دارم و تا حدودی دروس حوزه سنتی حوزه رو پیش می برم اما خانواده من اصلا راضی که من حوزه برم یا این دروس رو بخونم می‌خواستم که اولا نظر شما رو بدونم؟ و ثانیا که یک راه حلی پیش روی ما بزارید؟ و ثالثا اینکه آیا با این شرایط خوب هست که حوزه برم؟ خیلی ممنون
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده اگر خداوند میل به حوزه رفتن را در شما ایجاد کرده و استعدادتان هم بالاتر از متوسط است، خوب است که حوزه را ترک نکنید. عرایضی در جواب سؤال شماره‌ی  ۲۶۸۸۹ در این رابطه شده است خوب است به آن‌جا رجوع فرمایید. موفق باشید

25483
متن پرسش
سلام: امیر المومنین علیه السلام می‌فرمایند خدا را به وسیله فسخ اراده ها و نقض تصمیم‌ها شناختم. منظور حضرت چیست؟ مگر نه اینکه انسان مختار است و اراده ی به ثمر رساندن اهداف خود را دارد. هر چه را طالب باشیم همان را بدست می آوریم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: چنین نیست که انسان تصور کند می‌تواند مدیر عالم بشود و هر تصمیمی بگیرد محقق می‌گردد. آری! در بستر رحمت الهی آن‌چه مصلحت انسان باشد و انسان همت کند، از طرف خداوند عطا می‌شود. موفق باشید

34546

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام و عرض ادب به محضر استاد طاهرزاده: در روایاتی داریم که می‌فرماید اگر فلان عمل را انجام بدهید یا فلان ذکر را بگویید، مانند روزی که که متولد شده اید از گناهان بیرون می روید (الْخُرُوجُ مِنَ الذُّنُوبِ وَ اللَّهِ كَهَيْئَتِهِ يَوْمَ وَلَدَتْهُ أُمُّه‏). و با توجه به اینکه از حضرتعالی بارها شنیده ایم که می فرمودید: «نتایج هر عمل عبادی در صورتی محقق می‌شود که شرایط مقتضی فراهم باشد». حال اولاً: اگر امکان دارد قدری در مورد این «شرایط مقتضی» توضیح دهید. ثانیاً: چرا ما با انجام آن عمل یا ذکر، آن گشودگی و نورانیت و طهارت و تخلیه ای که آن نوع روایات متذکر شده را احساس نمی کنیم؟ با سپاس و التماس دعا.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! اگر آن عمل که فرموده‌اند موجب خروج از گناه می‌شود را، در شرایط خود انجام دهیم مثل همین اعتکافی که پیش آمد؛ حقیقتاً انسان با شخصیتی جدید می‌تواند زندگی را شروع کند. شرایط مقتضی یعنی شرایطی که آن عمل، حقیقتاً محقق شود. مثل آن‌که در اعتکاف انسان بتواند از زندگی بیرونی خود منقطع گردد و بیش از پیش نزد خود باشد و در جهانی که در خود شروع می‌کند با ابدیت خود و با حضور در محضر حق، با خود روبرو شود. موفق باشید

33489

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام علیکم خدمت آقای طاهرزاده: بنده سرباز هستم و اوایل خدمت خودم را می‌گذرانم. حدود سه ماه خدمت هستم. در این سه ماهی که سرباز بودم، تغییرات مثبت زیادی داشته‌ام. به عنوان مثال فرصت گناه کردن از من گرفته شد و مثلا نمازهایم را مرتب می‌خوانم که البته همه از لطف خدا بود. ولی مسئله‌ای ذهن من را درگیر کرده و آن هم این که من در سربازی (که در یگان پاسدار هستم) بیشتر از نماز و بیشتر از گناه نکردن (حداقل گناه‌هایی که انسان به راحتی متوجه‌شان می‌شود) کار بیشتری در حین خدمت نمی‌توانم انجام بدهم! مثلا وقت نمی‌کنم قرآن بخوانم یا مستحبی انجام بدهم! حتی گاهی اوقات سر وقت نماز صبح به مشکل بر می‌خورم. بنابراین چند سوال داشتم. ۱. اول این که در این دو سالی که خواهد آمد، بر فرض این که ان‌شاءالله عمری باشد، اگر نتوانم بیشتر از این کارها (نماز و گناه نکردن) کار دیگری انجام بدهم، آیا در رشد و سیر تکامل خودم دچار خسران نمی‌شوم؟ مثلا در زندگی عادی می‌شد کارهای بیشتر انجام داد! آیا در خدمت دچار خسران و عقب‌افتادگی نخواهم شد!؟ ۲. سوال بعد با توجه به این که خدمت سربازی، اجباری و با اکراه صورت می‌گیرد و به مدت دو سال در زندگی انسان وقفه‌ای ایجاد می‌کند، می‌خواستم بپرسم نظر بزرگان دین راجع به خدمت سربازی در زمانه ما چیست؟ از آنجایی که معنای سربازی با معنای سربازی زمان قدیم تفاوت پیدا کرده و هر سربازی لزوماً خدمتی انجام نمی‌دهد. نظر بزرگان دین و مراجع تقلید و اساتید اخلاق و همچنین خود شما راجع به این دو سال خدمت اجباری سربازی چیست؟ ۳. و سوال بعدی این که، من در مواقع نماز صبح به دلیل عوض کردن پست‌های نگهبانی گاهی اوقات به مشکل بر می‌خورم. زمانی که پست نگهبانی من مصادف با زمان بین اذان صبح و طلوع خورشید می‌شود. می‌خواستم بپرسم که اگر سر پست نگهبانی نماز بخوانم (که مثلا هر کاری غیر از نگهبانی دادن ممنوع است) و با توجه به این که در جای حساسی هم نیستیم و در شهر تهران می‌باشیم، تکلیفم چیست؟ آیا نباید سر پست نگهبانی نماز بخوانم و بگذارم نمازم قضا شود؟ در این صورت مرتکب گناه می‌شوم؟ آیا سر پست نگهبانی نماز بخوانم؟ که ممکن است کسی من را در آن حالت ببیند و برایم دردسر شود و در طول خدمت اذیت شوم و اذیتم کنند. با توجه به این که صحبت کردن با بالادستی‌ها و مسئولین مربوطه بیفایده است می‌خواستم از شما راهنمایی بگیرم. در زمانی که این اتفاق می‌افتد، تکلیف بنده چیست؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. باقی‌ماندن بر وظیفه در حدّ توان، به خودی خود نوعی بندگی به حساب می‌آید. ۲. خدمت سربازی یک امر قانونی و اجتماعی است و مثل همه قوانین اجتماعی باید رعایت شود. ۳. شاید بتوان به عنوان واجب الهی، سریعاً نماز صبح را بدونه هرگونه مستحباتی انجام داد. البته در این مورد خوب است که به مرجع تقلید خود رجوع فرمایید. موفق باشید

32596

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

با عرض سلام بر شما: در فلسفه ذات هر چیزی به هیچ عنوان تغییر نمی‌کند و سگی که ذاتش عین جنس هستش و بهشت محل افراد پاکیزه است و خدا سگ اصحاب کهف را چطور به بهشت می برد و ذاتش رو پاک می‌کند؟. ۲. به آقای سید محمد حسین طباطبایی صاحب المیزان گفتند در حجره یکی از طلبه ها غیبت کردند گذاشتند و رفتند در حجره هیچ کسی نبود از آنجا رفته بودند و گفت این حجره جای ماندن نیست و بر روح و خلق افراد تأثیر می زارد و اصلا وابدا دیگر هیچ وقت و هیچ طلبه ای نباید از آن حجره استفاده کند دلیل سخن علامه طباطبایی چیست؟

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. عنایت داشته باشید که اگر فرموده‌اند سگ نجس‌العین است، این به معنای آن نیست که ذات سگ که موجودی است از موجودات عالَم، نجس است، بلکه منظور آن است که در نسبت با ما نباید به گمان این‌که می‌توان آن را تطهیر کرد، وارد زندگی‌مان بشود از آن جهت که مظهر نفس امّاره است، وگرنه در جای خود موجود مفیدی است که باید از آن استفاده شود. ۲. به نظر می‌آید اگر هم چنین سخنی را حضرت علامه فرمودند؛ یک تذکر اخلاقی است در شرایط خاص. وگرنه جایی برای مردم در روی زمین نمی‌ماند از آن جهت که بالاخره هر گوشه‌ای از دنیا غیبتی صورت گرفته. موفق باشید

31745

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسمه تعالی بازخوانی هویت دینی و ملی محضر طربناک استاد سلام و درود: کره زمین در چه زمان و فضایی رو به نیستی و زوال می‌رود؟ برای تبیین بیشتر سوال باید عرض کنم: ما در مباحث معرفت النفسی داریم که اگر انسان در شرایط و بستر طبیعی رشد کند و عواملی مثل چشم زخم و تصادف و بیماری های غیر منتظره انسان را زودتر از وقت مقدر حیاتشان به وادی مرگ جسمی نکشاند، به تدریج از جایی به بعد این روح احساس می‌کند با نظر به این جسم نمی‌تواند ادامه حیات دهد و باید از نظر و تدبیر جسم دست بردارد و به عالم بالا برود. حال سوال این است که رسیدن قیامت و نابودی کره زمین هم در این ساحت اتفاق می افتد؟ یعنی روح جمعی بشر (منظور روح تکوینی که مختص همه ماست) در آینده به چنان تعالی و معنویتی در کره زمین نائل می‌گردد که گویا دیگر نمی‌توان در کره ای مادی با چنان ظرفیت متعالی و معنوی زندگی کرد و آن هنگام است که خورشید افول می‌کند و در نفخ صور می‌دمند تا روح جامع بشری که روزی از عالم ملکوت به عالم ماده آمده بود دوباره از عام ماده به عالم ملکوت برود؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده بحث «حرکت جوهری» در این مورد بسیار کارساز است زیرا در هر صورت نفوس انسانی تحت تجلیات انوار الهی همراه با عالم ماده در کلیت‌شان از قوه به فعل می‌رسد و در همین رابطه انسانِ آخرالزمانی به میان می‌آید. موفق باشید

31598
متن پرسش
سلام خدمت استاد بزرگوار: اگر فرض بگیریم تمام مردم ایران هم واسه پیاده‌روی دارن یقه‌ پاره میکنن، آیا میشه نتیجه گرفت مردم ما مذهبی‌تر شدن؟ چرا که دینداری یه ظواهری داره و یه حقیقتی؛ بنظر میاد بعد از انقلاب ظواهر دینداری به شدت رشد کرده ولی در زمینه حقیقت دینداری بحث فرق داره. در عموم مردم حقیقت دینداری هم تضعیف شده بخاطر عواملی مثل تهاجم فرهنگی و مثل آن و در عده قلیلی -که از ثمرات انقلاب هستن- حقیقت دینداری به شدت رشد کرده. اگر اربعین یکی از ظواهر دینداریه، بنظر میاد ما باید برای قضاوت کردن دنبال شاخص‌های دیگه‌ای باشیم که نشانگر حقیقت دینداری هستن. میشه گفت که دستگاه امام حسین اساسا چون جاذبه شورانگیز زیادی داره، روی عمده پیروانش نمیشه حساب کرد؟ هرچند بالاخره دینداری ممکنه از ظاهر به باطن حرکت کنه.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اتفاقاً بشر جدید شدیداً به دنبال دینداری حق‌الیقینی است تا تمام ابعاد وجود او در نسبت با خدا قرار گیرد. امری ماورای بهشت‌رفتن و جهنم نرفتن و رخداد اربعینیِ سال‌های اخیر از این جنس است و مردم به دنبال این نوع دینداری می‌باشند. در این رابطه عرایضی در جلسه پنجم «کربلا و برگشت به شور ایمانی گمشده» شده است. بحث را می‌توانید در کانال «مطالب ویژه» بیابید. موفق باشید

31553

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم استاد عزیز: بنده بین دو گانه ای از زندگی هستم که نمی دونم تا حدودی چی‌کار کنم! دانشجو معلم هستم. علاقه و دغدغه دارم تو حوزه های فرهنگی و تربیتی کشور به طور ویژه همون طور که رهبری مدنظر داره افسر آگاه جنگ نرم، سپاه پیشرفت کشور بسیار کنم هم فکری هم عملی، یعنی زیاد می‌خوام درس بخونم از طلبگی گرفته تا بحث های مرتبط و بدرد بخور دانشگاهی، که اگه خدا توفیق بده فردا روزی علاوه بر تسلط به مبانی دینی، فرهنگی، اسلامی، حوزه های تاثیر گذاری و پذیری جاهایی که از سن کوچک تا بزرگ کشور و انقلاب دشمن داره مورد حمله نرم قرار میده فهم و مقابله کرده به طرق مختلف معلمی، فضای مجازی، سینما و... که میشه که معارف دین و انقلاب عرضه بشه و هم اگه توفیق و توانی بود انسان های در راه برای این راه تربیت بشن، اما در حال حاضر موضوع این جاست که با توجه به این دغدغه و وسعت کار در آینده، وضعیت فعلی اینه که در خود هم از لحاظ عاطفی،... در صورت تاخیر در آن از لحاظ روحی و عاطفی مقداری به مشکل بخورم اما در کل ترس دارم نه برای بحث اقتصادی که الحمدلله به واسط معلمی حقوقی دارم از لحاظ این که به اون دغدغه ها نرسم و درگیر زندگی معمولی و روزمره شوم از طرفی ترس در تاخیر که به مشکلاتی بر بخورم از جمله سن زیاد، عدم انعطاف، مشکلاتی روحی و عاطفی و... هم برای اینکه چه کارهایی انجام بدم که در دغدغه هایی که عرض کردم موفق بشم توصیه ای کنید. هم تو مسئله دوم بیزحمت. ممنون میشم التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به طور شخصی به ایمیل تان این‌طور جواب داده شد: إن‌شاءالله به این فکر باشید که با خانواده و خانمی ازدواج کنید که شما را در اهداف‌تان همراهی نمایند. البته به شرطی که با مقدس‌مآبی‌های افراطی کار را سخت نکنید. موفق باشید

31121
متن پرسش
سلام استاد گرامی: وقت بخیر. در موضوع انتخابات از لحظه پیروزی آقای رئیسی تیترهای رسانه های خارجی خیلی عجیب شده اند. می خواستم نظرتون رو در این موررد جویا شوم. با توجه به عنوانی که در یکی از پیام ها هم بیان فرمودین «در این انتخابات ریلی که با دولت سازندگی بعد از دفاع مقدس گذاشته شد و کار به این‌جا کشید؛ تغییر کرده است.» آرای باطله در ۱۳ دوره انتخابات ریاست جمهوری ایران انتخابات ۱۴۰۰؛ تخلفات احتمالی رئیسی رسیدگی می‌شوند؟ انتخابات ۱۴۰۰؛ «آراء باطله»، رقیب اصلی ابراهیم رئیسی عفو بین‌الملل خواستار تعقیب قضایی ابراهیم رئیسی بابت «جنایت علیه بشریت» شد. رئیسی درباره اتهام «جنایت علیه بشریت» در اعدام‌های ۶۷: به عنوان قاضی باید تشویق شوم انتخابات ۱۴۰۰؛ ابراهیم رئیسی از «هیات مرگ» تا «هیات دولت»؟ اطلاع زیادی از روند کلی و اتفاقی که افتاده است ندارم ولی نگاه به این تیترها این حس را القا می کند که تیر دقیقا به هدف اصابت کرده است. سوال این است چه تحول بزرگی در حال رخداد است؟ اگر موردی هست وظیفه ماها به عنوان افرادی که دل در گرو انقلاب دارند چیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! 40 سال تبلیغاتشان را بر بادرفته می‌بینند. همه امیدشان آن بود که ادامه نظام اجرایی ما در بستر نئولیبرال‌ها ادامه پیدا کند و حال با شخصیتی روبه‌رو شده‌اند که از جنس انقلاب است. به نظر بنده هزار بار در جهنم بروند راحت‌ترند از این که ببینند انقلاب بحمدلله در بستر اصیل خود در حال ورود است. در چنین شرایطی است که معنای خود را از دست می‌دهند و لذا مجبورند مانند فردی که سختْ عصبانی است، هر تهمتی از زبان‌شان درآید. موفق باشید

31112

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد وقتتون بخیر: به نظرتون این متن درسته؟ بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحیم تبیین عالم ذرّ جسم و جسد پس از توضیح ماده و صورت و تشکیل جسم از این دو، به تبیین بدن و بُعد جسمانی از دیدگاه ملاّصدرا رسیدیم. بدن اصلی نفس را بدنی معرفی کردیم که هم خواص مجرد و هم خواص طبیعی دارد. این بدن با نفس، ترکیب اتحادی دارد و همان است که با عنوان بدن برزخی شناخته می‌شود. بدنی که از آن سخن می‌گوییم، در واقع قوّه‌ای از قوای نفس است که نفس برخی از افعال خود را با آن انجام می‌دهد و آن را به حرکت وامی‌دارد. این بدن نیز به خودی خود نمی‌تواند از نفس تخلف کند؛ تا جایی که به دلیل اتحاد نفس با بدن خود، بدن نیز همراه با نفس می‌رود تا به تجرد می‌رسد. روشن است که این بدن، غیر از بدن ظاهری است که از ترکیب عناصر چهارگانه تشکیل شده. زیرا بدن ظاهری تحت تأثیر حالات گوناگون تغییر حالت می‌دهد، دچار ضعف و سستی می‌شود، تجرد و بقا ندارد و در مرتبه‌ای از نفس جدا می‌گردد، که همان مرگ است؛ پس معلوم می‌شود اتحاد با نفس ندارد و تابع آن نیست. علاوه بر این گفتیم بدن اصلی نفس، حرکت جوهری دارد و حرکت جوهری از نقص رو به کمال است؛ اما بدن ظاهری برعکس، به مرور زمان زایل می‌شود و رو به فنا می‌رود. بدن اصلی، از قوای نفس و در واقع رتبۀ نازل آن است؛ یعنی نفس در رتبۀ نازل خود با این بدن تحقق می‌یابد. بدن ظاهری را نیز همین بدن انشا می‌کند. یعنی بدن ظاهری، بدن مرتبۀ نازل نفس است که برخلاف بدن اصلی، با خود نفس غیریت دارد. پس معلوم می‌شود در ابتدا بدنی در کار نبوده که نفس در آن حادث شود؛ بلکه حدوث نفس مساوی است با شکل‌گیری بدن اصلی که به آن جسم می‌گوییم و این همان معنای جسمانیةالحدوث است. در واقع نفس پیش از تشکیل بدن ظاهری، جسمانیةالحدوث شده و پس از حدوث، با جسم حرکت می‌کند؛ تا اینکه در عالم طبیعت قرار می‌گیرد و بدن ظاهری را انشا و در آن تصرف می‌نماید. به این ترتیب دیگر در تبیین آیۀ الست نمی‌شود این اشکال را وارد کرد که: «عالم ذرّ نمی‌تواند موطن نفس باشد، چون نفس جسمانی است و در عالم ذرّ، جسمی نبوده است!» زیرا منظور از این جسمانیت، عناصر چهارگانه و جسد مادی نیست. بدن اصلی نفس یا همان جسم، پایین‌ترین رتبۀ تجرد و نقطۀ اتصال عالم محسوس و مجرد ماست و ما با آن بدن به روحانیةالبقا می‌رسیم. اما مشکل اینجاست که بدن ظاهری یا همان جسد را اصل دیده‌ایم، از ضعف و بیماری‌اش هراس داریم و می‌ترسیم که وقتی با مرگ، این بدن را از دست بدهیم، چطور از نعمت‌های بهشتی استفاده کنیم! حال آنکه خاصیت این بدن، همین است و گریزی از ضعف و بیماری و مرگ ندارد. اصل، بدنی است که در ابدیت با آن زندگی خواهیم کرد و باید مراقب آن باشیم. زیرا نفس همیشه و در هر عالمی بدن اصلی خود را که جسم است، دارد و می‌تواند بدن متناسب با آن عالم را برای خود بسازد؛ در دنیا با عناصر چهارگانه، در برزخ با ملکات و در قیامت با عقل. برای همین است که به عنوان مثال، بینایی به عنوان یکی از قوای نفس، نه تنها در عالم ماده، بلکه در برزخ و قیامت نیز چشمی متناسب با آن عوالم دارد که آلت و مجرای ظهورش است؛ چنان‌که در روایات آمده است[1]. تدبیر ذاتی نفس برای بدن اصلی، این است که هرگز از آن جدا نمی‌شود و هرگز نمی‌میرد. نور حیات و حس و ادراک نیز در همین بدن اصلی، جاری و ذاتی است و دردها و لذت‌های مادی را آن بدن درک می‌کند، نه بدن ظاهری. اما جسد ذاتاً جماد است و نفس، آن را برای ادارۀ امور ناسوتی خود می‌سازد. بعد هم با قوای خود در آن تصرف و تدبیر می‌کند. البته با اینکه ساختن و تدبیر جسد، به عهدۀ نفس یا همان بدن اصلی است، اگر جسد به نحو معتدل ساخته و تدبیر نشود، تقصیر نفس نیست؛ زیرا نفس با عناصر و موادی که به آن داده شود، کار خود را می‌کند. پس اگر مثلاً عنصر آتش در این مواد غالب باشد، بدنی هم که ساخته می‌شود، معتدل نیست و غلبۀ صفرا دارد. از همین روست که در اسلام این‌همه به نوع تغذیه، سبک زندگی و حتی رفتار و گفتار و افکار مادر در دوران بارداری اهمیت داده شده و پس از آن برای شیردهی و تربیت فرزند نیز آداب بسیاری آمده؛ همه برای اینکه در دنیا بدن کودک با مزاج سالم و معتدل ساخته شود. همچنین ملکاتی در او رشد کند که بدن فردایش را نیز معتدل و زیبا بسازد. نتیجه آنکه ماده‌ای که صورت نفس را می‌پذیرد و نفس در آن تصرف می‌کند، این بدن ظاهری ثقیل نیست؛ بلکه ماده‌ای لطیف، معتدل و نورانی است که استعداد و شوقِ تجرد دارد؛ برخلاف جسد و بدن ظاهری که می‌خواهد در دنیا بماند! آن مادۀ لطیف یا همان جسم و بدن اصلی، متناسب با جوهر نفس است. اما جسد با جوهر نفس، تناسبی ندارد؛ ازآن‌رو که برخلاف نفس، فانی است. بنابراین هستی و حتی بدن ما این بدن ظاهری نیست که نگران باشیم پس از مرگ بدون آن چه کنیم! ما قبل از این بدن بوده‌ایم؛ پس از این بدن هم خواهیم بود. بدن ظاهری، بدنی عاریه‌ای است که نمی‌تواند جزء حقیقت موجودیت ما باشد؛ زیرا تنها به عنوان پوشش و غلافی برای جسم ساخته می‌شود، آن هم صرفاً در محدودۀ دنیا؛ و همچون لباسی است که کهنه و پاره و دور انداخته می‌شود. منظور از جدایی نفس از بدن هنگام مرگ، کندن همین لباس است که از اول هم خارج از ذات نفس بوده؛ نه جدایی از بدن اصلی. ذاتی جسد، پوسیدن و از بین رفتن است. اما برای کسی که آن را اصل دیده و وقت و انرژی‌اش را صرف بدن ظاهری کرده، همین پوسیدن و از بین رفتن، عذاب است. برعکس کسی که این بدن را اصل نگرفته، وقتی از دنیا به موطن اصلی خود رفت، لباس دنیایش را درمی‌آورد و تازه آرام و سرحال می‌شود. مثل کسی که از محل کار و جامعه و بازار به خانه برمی‌گردد و قبل از هر کاری لباس خود را عوض می‌کند و متناسب با خانه می‌پوشد تا راحت و آسوده باشد. اگر آیات قرآن را دربارۀ نفس و خلقت آدمی درک می‌کردیم، این مسائل برایمان روشن می‌شد و همۀ سؤالاتمان دربارۀ نفس، بدن، عذاب قبر، برزخ، قیامت و... به پاسخ می‌رسید. اما افسوس که اهل تفکر و تدبّر در آیات خدا نیستیم! [1]- بحارالأنوار، ج65، ص82.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به این موضوع بیشتر باید فکر بفرمایید که «حرکت جوهری» صرفاً مربوط به عالَم ماده است و در همین بدن مادی صورت می‌گیرد. باید توجه شود این بدن در دوره جنینی آماده قبول نفس می‌گردد و در بستر این بدن، بدنِ برزخیِ خود را می‌سازد و البته پس از مدتی با بدن برزخی خود، خود را ادامه می‌دهد و قصه «روحانیة البقا» یش شکل می‌گیرد. موفق باشید

30945
متن پرسش
سلام استاد: این جمله: وقتی خود را به صراحت در معرض تکنولوژی قرار دهیم به ناگهان خود را درگیر فراخوانی آزاد بخش می یابیم این جمله از مقاله پرسش از تکنولوژی است این به چه معناست؟ از عقل تکنیکی توضیح بیشتر بدهید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به گفته جناب آقای مارتین هایدگر، با نظر به ماهیت اصیل تکنولوژی به عنوان عطای الهی جهت درک بیشتر طبیعت، انسان‌ها ناگهان خود را درگیر فراخوانی آزادبخشی می‌یابند جهت انتخابی گشوده نسبت به ارتباط‌شان با طبیعت. که بحث آن مفصل است. پیشنهاد می‌شود در کنار مطالعه کتاب، صوت مباحث را نیز دنبال بفرمایید. موفق باشید

30868

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام و عرض ادب: ببخشید اینکه شما می فرمایید مثلا جایگاه صله رحم در عالم بالا چیست و حقیقتی عرشی دارد. جایگاه پدر و مادر همسر در عالم بالا چیست؟ و آیا مادرشوهری که با زبانش عروس رو میسوزونه نباید باهاش قطع ارتباط کرد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: قطع ارتباط نه. به هر حال با تحمل آن‌ها، خداوند به ما سعه‌ صدر می‌دهد و می‌فهمیم ما نیز بی‌نقص و ضعف نیستیم. موفق باشید

30769

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
باسمه تعالی. سلام استاد: در پشت آسمان هستم و راهم نمی دهند چه کنم به علت بیماری نمی توانم روزه بگیرم گاهی می‌سوزم چکنم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: «دلا بسوز که سوزِ تو کارها بکند» وقتی نمی‌توانید روزه بگیرید و اراده‌ی انجام آن فریضه را دارید، شما را چه غم؟!! موفق باشید

30640

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد محترم: در شرح مناجات شعبانیه یک جای آن فرمودید، وقتی راه باز شد و دل آمد وسط، هم ملک می آید و هم شیطان که با التماس و ناله باید از این مرحله رد شد، اینکه در مورد ماه شعبان گفته میشه باید راه پیدا بشه، و اون راه در ماه رمضان کمک می کنه، منظور از این راه آیا دل هست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! با عقل، در میدان می‌آییم تا همچنان‌که در جواب سؤال شماره‌ی 30639 عرض شد آرام‌آرام دل، منوّر شود. موفق باشید

30579

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام بر استاد: اواخر این سال، سالی که حضرت حق با اسمایی بس جدید با خلق خویش رخ نمود توفیق شد با ظن خویش، یار که چه عرض کنم خاکسار و خاک راه مولانا و محی الدین افضل الخلایق بعدالنبی باشم نظر کم نظر حقیر به توفیق یزدان بی نظیر گشوده شد بر مثنوی داستان دقیق دقوقی و فصوص فص موسوی چه کرده اند این دو آنچه عین ثابتم می طلبد ره یابی به ژرفنای این دو اقیانوس بی کران است آنچه در شارحان اندک مثنوی انسان مشاهده می‌کند معنی لغت است و یا در دستگاه محی الدین مولانا را به تفسیر می کشند و این بحر را نمی‌توان در بحر دیگری مستحیل کرد هر دو وجهی از وجوه حقند همانگونه که شیخ در مورد خراز این راز را بیان کردند راستی استاد معنی تحت اللفظی دقوقی را کجا بیابیم چه رسد به شرح شرحه ای از آن؟ باری استاد پس از سالیانی سرگردانی در کویر ظمائات و ظلمات به مجمع البحرین رسیدم و قصد جمع بین این بحرین دارم سابق پرسیدم و رهی نگشودید چه کند این سبو شکسته در جنب این دو بحر بل جنب الله. سوال دیگر آنکه در تراکتاتوس ویتگنشتاین در آخر رساله زیرپل کل رساله را می زند و تشبیه به نردبانی می‌کند که پس از استعمال مستعمل می‌شود و دیگری نیازی بدو نیست جز آنکه باعث می‌شود پای بر بام نهیم و چشم انداز او سعی در منظر خویش داشته باشیم در آخر فصوص هم بنظر رسید محی الدین تز خویش را نفی می‌نماید تا به سنتزی برسد و در انتها اشاره به سبیل می‌کند و اینکه گویا کل فصوص با اینکه نفیش کردم راه بود و معبری است نه اقامتگاه و در مورد هایدگر هم می‌بینیم که در مورد مجموعه آثارش نقلست آثار را خط می زند و به جای آن راه ها می‌نویسد این برداشت را تایید می فرمایید؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور است. جمع‌بندیِ بنده بعد از رجوع به عرفان و فلسفه‌ی صدرایی و فلسفه‌ی غرب به‌خصوص هایدگر و گادامر، حضور در جهانِ بین آن دو جهان است که تحت عنوان کتاب «انقلاب اسلامی؛ طلوع جهانی بین دو جهان» در دست چاپ می‌باشد. امید است مفید افتد. صوت آن مباحث روی سایت هست http://lobolmizan.ir/sound/1319 موفق باشید

29524

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسمه تعالی. استاد سلام: اگر بناست نظام اسلامی در کشور پیاده شود آیا در دل همین چهارچوب فعلی باید پیش رفت که مجلس و دولت و غیره داریم یا نظامی بهتر از این قابل تصور است و در چه صورتی خدا در اجتماع حاضر می شود؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. بالاخره بزرگان مؤسس قانون اساسی فکر کردند و به تصوری بهتر از آنچه پیش روست، نرسیدند وگرنه بر آن تکیه می‌کردند. ۲. اگر اجتماع مردم به قصد صلاح، گرد هم آیند حتماً حضرت ربّ العالمین کمک می‌کنند. موفق باشید

29149

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام خدمت استاد عزیز: شنبه هفته گذشته جلسه آخر تفسیر سوره ممتحنه فرمودید که الان این همه طلاق که توی جامعه ما زیاد شده بر می‌گردد به این که ما مدیریت خشم را بلد نیستیم و اصلا خشم نداریم. بنده متوجه صحبتتون نشدم. لطفا بیشتر توضیح میفرماین منظورتون چیه بوده (اگر جواب سوال توی ایتا و کانال هم بفرماین مشکلی نداره) تشکر از لطف شما.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عرض شد چون به آن‌هایی که دشمن خدا هستند، خشم نمی‌کنیم به خودمان و خانواده‌مان خشم می‌کنیم. و این است معنای غفلت از مدیریت خشم. موفق باشید

28804
متن پرسش
سلام علیکم: استاد در تفسیر سوره حدید حدیثی را بیان فرمودید که بالاترین عبادت فکر کردن است و از این تفسیر شما نسبت به این حدیث یه بی میلی نسبت به اعمال دیگر بجز واجبات در انسان بوجود می آید، مثلا طرف می گوید اگر اینطور است من بجز واجبات اعمال دیگری انجام نمی دهم و فقط فکر می کنم، استاد این چطور باید حل شود برای فرد؟ آیا می شود به این موضوع اینطور نگاه کرد، یعنی اگر قرار است قرب به سوی خدا پیدا کنیم یکی از لوازمش تفکر است یکی اش نماز شب است یکی اش گریه بر مصائب اهل بیت (ع) است و ... یا اگر هدف شناخت خدا است منظور شناخت اسماء و صفات، بگوییم یکی از لوازمش تفکر است دیگری نماز شب و دیگری گریه بر مصائب اهل بیت (ع) و نوکری در خانه اهل بیت (ع) و...، می شود گفت هیچ کدام بر آن یکی پیشی نمی گیرد و این ها با هم انسان را به آن هدف منظوره می رساند؟ در جای دیگری هم فرموده بودید کسانی هستند که اعمالی به آن صورت انجام نمی دهند ولی چون حضورشان زیاد است، بدون اعمالی زیاد، سیری سریع به سوی قرب خدا می کنند، و چیزی ذهنم را درگیر کرد این بود که فرض بفرمایید مثلا وجود نورانی حضرت امیر (ع) که مقامشان از تفکر هم بالاتر است و در مرتبه شهود هستند روزی هزار رکعت نماز می خواندند چطور می شود کسی بدون این اعمال به تنهایی، اولا اینکه حضورش زیاد شود و دوما در فرض صحت با داشتن حضوری قوی در عالم هستی سیری سریع داشته باشد؟! و حضرتعالی قبول دارید کسی که نماز شب می خواند و ... مطمئنا بهتر می تواند فکر کند در اسماء و صفات خدا یا هدف های دیگری که دارد؟ آیا می توان گفت همه ی این اعمال به هم وصل هستند و جدایی ناپذیر از هم هستند؟ و لازم به ذکر است که حقیر با این عرایض نمی خواهم بگویم که شما نماز شب و ... را نفی می کنید. در این ایام ملتمس دعای خیرتان هستم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بحمدللّه متوجه و متذکر نکات خوبی هستید. آری! اگر معرفت انسان به حضرت معبود زیاد شد، آن‌طور که حضرت امام «رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» در حدیث ۱۲ کتاب «چهل حدیث» می‌فرمایند که افضل عبادات، پیمودت تفکر در رابطه با خدا و آثار خداوند است؛ در آن صورت عبادات انسان روح دیگری به خود می‌گیرد و انسان با تکرار عبادات در آن معارف عالیه مستقر می‌شود و از قرب الهی تغذیه می‌کند. موفق باشید  

28474
متن پرسش
سلام و درود: در فرمایشات شما توجه به سیره اهل بییت علیهم السلام، عرفا، امام و شهدا را می بینیم به نحوی که بسیار جدی تلقی می شود. وجه تذکر به این امر چیست؟ و در توجه نکردن به سیره چه مشکلی پیش می آید؟ توجه به سیره که در سنت خودمان می بینیم چه نسبتی با توجه به سیره در سنت فلسفی هرمنوتیکی دارد؟ یا علی
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مطلب فوق‌العاده مهمی است از آن جهت که هر تئوری هر اندازه هم که مهم باشد اگر صورت تعیّن‌یافته‌ی آن در میان نیاید، یک مفهوم فکری است و به گفته‌ی گادامر، حقیقت در تعیّنات خودش خود را معنا می‌کند. به همین جهت در قرآن در کنار «اطیعوا اللّه»، «اطیعوا الرّسول» را آورد تا تنها به رهنمودهای فکریِ قرآنی بسنده نشود. موفق باشید

28442

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: بنده حدودا یکسال پیش با خواندن یک سری وصیت نامه شهدا، علاقه مند به نظام و رهبری شدم و تا قبل از آن تقریبا می‌توان گفت اصلا سیاست و این گونه مسائل برایم مهم نبود. من با خواندن وصیت نامه های شهدا علاقه به نظام و رهبری پیدا کردم و طوری که عکس شهدا و رهبری را به دیوار اتاقم زدم اما مشکل من این است که تقریبا می‌توان گفت ۹۹ درصد فامیل ما ضد نظام هستند و مدام در حال شایعه پراکنی یا فقط دیدن تلخی‌های جامعه و تحلیل های اشتباه هستند حرف من و خانوادم را هم قبول ندارند و من متاسفانه اطلاعات خیلی زیادی در حد شبهاتی که می اندازند را ندارم که جوابشان را بدهم، وظیفه من چیست مخصوصا همه ی مشکلاتی که دولت ایجاد کرده، زیر سر خانواده ما می‌بینند چون رهبر را دوست داریم و عکسش رو به دیوار زدیم. لطفا راهنمایی کنید من چگونه رفتار کنم برخی اوقات حرف های خیلی زشتی نسبت به رهبری می‌زنند مثلا مادربزرگم، من هم می‌دانم بحث ختم به دعوا می‌شود خب من باید چیکار کنم؟ خیلی متشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این موارد نباید وارد بحث شد، به همان معنایی که قرآن می‌فرماید: «وَإِذَا مَرُّوا بِاللَّغْوِ مَرُّوا كِرَامًا» مؤمنین چون با امور لغو و حرف‌های بیهوده روبه‌رو می‌شوند با بزرگواری از آن می‌گذرند و خود را همسنگ چنین افرادی نمی‌کنند. موفق باشید

27725

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و آرزوی قبولی طاعات و عبادات: سوالی داشتم در خصوص لعن و اینکه اشخاص را می توان لعن کرد یا اعمالشان را یا هر دو را. مثال در زیارت عاشورا لعن کاملا روی اشخاص و قاطبه بیان میشه. ممنون میشم راهنمایی بفرمایید. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: لعن‌کردن در کلّیّت خود در قرآن هست «إنَّ الَّذِينَ يَكْتُمُونَ مَا أَنْزَلْنَا مِنَ الْبَيِّنَاتِ وَالْهُدَىٰ مِنْ بَعْدِ مَا بَيَّنَّاهُ لِلنَّاسِ فِي الْكِتَابِ ۙ أُولَٰئِكَ يَلْعَنُهُمُ اللَّهُ وَيَلْعَنُهُمُ اللَّاعِنُونَ» (بقره/۱۵۹) آن گروه (از علمای اهل کتاب) که آیات واضحه و هدایتی را که فرستادیم کتمان نمایند بعد از آنکه آن را برای (هدایت) مردم در کتاب آسمانی بیان کردیم، آنها را خدا و تمام لعن کنندگان (از جن و انس و ملک) نیز لعن می‌کنند.

ولی آیا مصداق لعنی که ما در زیارت عاشورا داریم چه کسانی ممکن است باشند، بد نیست به کتاب «زیارت عاشورا، اتحادی روحانی با امام حسین «علیه‌السلام» که بر روی سایت هست رجوع فرمایید. موفق باشید

27674

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: با احترام عرض ادب جناب استاد عزیز. کتاب تاریخ می‌خواهم بخوانم. چه کتابهایی را بخوانم برایم مفید و خوب است؟ ممنون. التماس دعا هم داریم از شما
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: جهت تاریخ اسلام، کتاب «فروغ ابدیت» و در مورد تاریخ معاصر، جزوه‌ی «ریشه‌های انقلاب» که بر روی سایت هست. موفق باشید

27469

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسمه تعالی با عرض سلام خدمت استاد گرامی، استاد در زیارت حضرت زهرا (س) صحبت از امتحانیست قبل از خلقت ایشان، ٱیا این امتحان واقعا از لحاظ زمانی مطرح بوده و اصلا چه امتحانی است؟ یا اینکه همان وقایع زمان حیات زمینی ایشان است که در علم خداوند است و خدا می داند که ایشان صابره هستند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نکته‌ی دقیقی در این امر نهفته است. عرایضی در این رابطه در کتاب «بصیرت حضرت فاطمه «سلام‌اللّه‌علیها» شده است. خوب است به آن کتاب که بر روی سایت است رجوع فرمایید. موفق باشید

27464

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: می توان گفت نفس لوامه، مرتبه ای از وجود است که اگر توجه انسان معطوف به تن باشد بجای من و من انسان در سیطره و در اسارت و دنباله رو تن شود و از این طریق انسان متضرر و مرتکب معصیت یا اسارت روحی شود، من انسان ناراحتی و ناخشنودی خود را بروز می دهد و در همین اثر حس تالم و پشیمانی و خطاکار بودن به بشر و قضاوت خود به بشر دست می دهد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور است. حقیقتاً وجود انسان، نفسی است که به مصالح خود آگاه است و این حالت در فرهنگ دینی تحت عنوان «نفس لوامه» مطرح می‌شود. موفق باشید

27385
متن پرسش
سلام استاد: شما تو پاسخ سوال ۲۷۳۶۱ گفتین روش امام خمینی رضوان الله تعالی علیه هرکس خودش را می یابد در حالی که امام رحمه الله علیه خیلی به دنبال آیت الله شاه آبادی بودن تا ایشون حضرت امام رضوان الله را به عنوان شاگردشون قبول کنن. نظرتون در مورد این کار امام چیست؟! یعنی ما برای سلوک الی الله نیاز به استاد راهنما نداریم؟!
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حضرت امام از آیت اللّه شاه‌آبادی خواسته بودند درس فلسفه و عرفان برایشان بگذارند نه آن‌که دستورالعمل به ایشان بدهند. جمله‌ی مشهور آیت اللّه بهجت «رحمت‌اللّه‌علیه» که مکرر ‌فرموده‌اند: «علمِ تو، استادِ تو است»؛ حکایت از وقوع تاریخی دارد که انسان در این زمانه به وسعتی رسیده است که اگر متوجه‌ی حقایق عالَم بشود، آن علم خود به خود او را جلو می‌برد و فضای تاریخی که با حضور حضرت امام خمینی «رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» شکل گرفته، ظرفیتِ به ظهورآوردن ملکوت را به چنین انسان‌هایی فراهم کرده و بدین لحاظ ملاحظه می‌کنید با نسلی روبه‌رو هستیم که از دین و علمای دین انتظاری بیش از آنچه معمولاً گفته می‌شود دارند. گویا روحی بر این نسل دمیده شده که وَلع عرفانی‌اش خود به خود او را جلو می‌برد، به همان معنای «يَكادُ زَيْتُها يُضي‏ءُ وَ لَوْ لَمْ تَمْسَسْهُ نارٌ نُورٌ عَلى‏ نُورٍ»، بدون آن‌که نیاز به محرکی داشته باشد خودش آماده‌ی شعله‌ورشدن است. بدین معنا عرض می‌شود این تاریخ، تاریخِ عرفان است تا طاقت عبور از فرهنگ مدرنیته در بشر فراهم شود. موفق باشید

نمایش چاپی