بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
24579

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: کتاب اصول فلسفه و روش رئالیسم چه موقع باید خونده بشه؟ بعداز نهایه الحکمه یا قبل از آن؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده بهتر است بعد از کتاب «نهایه» مطالعه شود. موفق باشید

24145

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسمه تعالی. سلام علیکم جناب آقای استاد طاهرزاده. در چند جا از کتاب «عقل و ادبِ ادامه انقلاب اسلامی در این تاریخ» برای پیگیری بیشتر مطلبتان، آدرس بعضی از آثار خود را جهت ارجاع، به خواننده داده‌اید. بنده آن عناوین را در بین لیست کتب، جزوات و آثار صوتی جنابعالی هر چه جستجو نمودم پیدا نکردم. آن عناوین از این قرار است: ۱. «مقاله حرّ». به نقل از کتاب: «عقل و ادبِ ادامه انقلاب اسلامی در این تاریخ» ص ۲۴۸ و ص ۲۶۰. ۲. «جایگاه دولت و نظام اسلامی و انقلاب اسلامی». به نقل از کتاب: «عقل و ادبِ ادامه انقلاب اسلامی در این تاریخ» ص ۱۴۸ و ص ۴۳۵. ۳. «راز پایداری انقلاب اسلامی و خطر نفوذ و استحاله». به نقل از کتاب: «عقل و ادبِ ادامه انقلاب اسلامی در این تاریخ» ص ۲۴۴. خواهشمندم بفرمایید چگونه میتوانم به محتوای عناوین مذکور دسترسی پیدا کنم؟ کوچیکتان: حنیف.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عموماً این نوع مقالات را که غیر از کتاب و جزوه هستند، باید در قسمت «یادداشت ویژه» دنبال بفرمایید. موفق باشید

32326
متن پرسش

با عرض سلام خدمت استاد گرامی، در جستجوی زبان فطرت سینما و ظهور عقل تکنیکی در دوربین انقلاب اسلامی، لطفا راهنمایی بفرمایید. چنین دوربینی چه می بیند؟ و ما را به کجا دعوت می کند؟ و چگونه حضوری را برای ما رقم می زند؟ همانطور که دوربین سنتهای جاری در عالم را می بیند و ضبط می کند، وجود انسان هم ضبط کننده است. و همین ویژگی ذاتی به دوربین هویتی زنده از جنس حضور تاریخی می دهد. دوربین اگر چه ظاهری را ضبط می کند ولی با نحوه ی ضبط کردنش باطنی را نشان می دهد. دوربین در دل صحنه ها به دنبال معنا و مأوا به حرکت در می آید و از طریق حرکت و سکون در مواجهه با آنچه در برابرش قرار گرفته است، با ما صحبت می کند و با جهت گیری و زاویه ی نگاه و قاب تصویر، ارزش گذاری و حس وجودی اش را بیان می کند. دوربین حسِ بودنی را بیان می‌کند و نسبت به داستان در موقعیتی قرار می گیرد و تصاویری را به نمایش در می آورد که جهت گیری وی را نسبت به تجلیات حق آشکار می کند. دوربین اگر ایمان و قدرت ایمان را بشناسد می‌تواند حیات حقیقی را در ایمان قوی عبودیت نشان بدهد. اینکه دوربین تلاش کند چیزی را شریکِ حق نگرداند و نگاهش پیوسته وحدت وجود را بیان کند، ایمان و عرفانِ دوربین را می‌خواهد. عرفان نسبت ها و رابطه هایی را در میدانِ دید قرار می دهد تا هویتی از جنس تجلی آشکار شود. این نسبت ها در تکنیک سینما با داستان، حرکات دوربین، شخصیت ها و مکان ها تعریف می شود. از آنجایی که انسانیّت شاعرانگی است، در یک اثر سینمایی که می خواهد به شعر نزدیک شود، همگیِ این عناصر شعور دارند و حریم انسانیّت را نگه می دارند و البته بیشترین انسانیّت باید در نگاه دوربین باشد. قلب تپنده ی دوربین با جاذبه و دافعه زنده است. دوربین در داستان جذب زیبایی ها می شود، و چه چیزی زیباتر از قلبی که با ایمان زینت یافته است. ایمان و استقامت ورزیدن در آن به قدری جذاب است که بر طبق آیات قرآن فرشتگان را به طرف خود می کشاند. از این رو فیلم های مختلفی در سراسر جهان با استفاده از این تکنیک و به تصویر کشیدن ایمان قهرمان، مخاطبان را جذب کرده اند. زیرا فطرتاً ایمان زیباست. از طرفی زیبایی قلب مؤمن از عرش رحمان است و مقام تدبیر عالم قدس. و انسان مؤمن برای حفظ حریمِ نور مقدسی که در قلبش تابیده است تا عرصه شهادت به پیش می‌رود. پس برای نشان دادن این زیبایی، دوربین حفظ حریم ها را نشان می دهد. چرا که حریم نسبت ارتباط ابعاد وجودی انسان با حقیقت است، از درون تا بیرون. پس برای رسیدن به حرم امن الهی در تکنیک سینما، صحبت از شعور می شود، و شاعرانگی در حرکات دوربین و تصاویر ظهور می کند. تصویری که دوربین نشان می‌دهد. همان نگاهی است که کثرت را به وحدت می برد. از طرفی اگر چه نشان دادن تصویر به صورت دو بعدی به فضای نقاشی و خیال نزدیک تر است و نشان دادن آن به صورت سه بعدی، دنیای مادی و ظاهری را بیشتر تداعی می کند. ولی از آنجا که حقیقت بی نهایت بعد دارد و یا به عبارت بهتر بی نهایت وجه و در دعای جوشن کبیر حقیقت، با بی نهایت اسم خوانده می شود، فرم حقیقی می تواند از سه بعد عبور کند و ماوراء سه بُعد یعنی بی نهایت بُعد را نشان دهد. از آنجایی که باطن عالم صورت حق است، دوربین به جای اینکه گوش نشان دهد، شنیدن را نشان می‌دهد و در حالت خلوص مظهر «السمیع» می شود. در هر صورت حرکات دوربین حالی را منتقل می کند که در آن اسم «الباعث» به صحنه می آید و بر انگیختگی در مخاطب پدیدار می شود. «یا باعث و یا وارث» و دوربین می تواند به قدری بی گناه به عالم بنگرد، که مخاطب را وارث فضای پاک فیلم کند. دوربین جامع تر و ملکوتی تر می بیند و با جزئیات بیشتر، ظرافتی را نشان می‌دهد که فراتر از ادراک حضور لحظه ایی انسان در صحنه است. دوربین چشم خداست. پاک است. زیبا می بیند. و جایی که چشم گناه می کند، دوربین در چشم بازیگر قرار نمی گیرد و زاویه دید او را نشان نمی دهد. دوربین خطاپوش است و نواقص را دنبال نمی کند و فقط برای عبرت متذکر می شود. دوربین مومن است می‌خواهد خودش را در نور مومن دیگر ببیند و هر کجا کمالات می بیند تأمل می کند. هر جا انسانیت، بندگی و عبودیت می بیند، محو تماشا می شود و «ما رأیت الا جمیلا» می گوید. و دوربین نیروی حرکت الهی است، که در صحنه جاری است آنگاه که ظالمی را متوقف می‌کند. و از طرفی ظهور زیبایی حقیقی در تکنیک سینما بر حرکت استوار است؛ و حرکت معقولی است که به حس در می آید، چه حرکت وضعیِ دوربین و حرکت انتقالی بین صحنه ها و تصاویر به کمک تدوین. حرکت ریشه در حس وجودیِ موجودات دارد، که در خاصیت های مختلف به ظهور می آید. و دوربین با نوع حرکتش مخاطب را در حس وجودی مربوط به همان حرکت حاضر می‌کند. حس کشیده شدن، پاره شدن، در هم تنیده شدن، تحمل کردن فشار و معلق بودن در هوا. حرکت حتی می‌تواند حس پرستش گونه ایی را به تصویر بکشد و مانند پروانه ایی که به دور شمع می‌گردد به دور تجلیات حق بگردد و حس شوق و طلب آسمانی شدن را منتقل کند و مظهر اسم «الواسع» شود. از طرفی حرکت صورت فیض حق بر طبق استعداد تعینات است. و در صحنه هایی از داستان، نحوه ی حرکت دوربین می‌تواند صورت فیض حق باشد. و رعایت قاعده ی عمل و عکس العمل، دعا و اجابت دعا، طلب و افاضه ی فیض، نوع حرکت را تکمیل می کند و معنا را حقیقی تر منتقل می کند. و هر چقدر حرکات دوربین پیچیده تر باشد معانی متفاوت تری را منتقل می کند و حرکت ساده ی دوربین در کنار حرکات پیچیده و منحنی می تواند هندسه ی حرکتی غنی تری را در کنار معنای عمیق تر ارائه کند. حرکت و سکون دوربین می‌تواند معنای معیّت و تقابل را هم القا می کند و متناسب با معنای تصویر و حرکت آن، هم راستا بودن و غیر هم راستا بودن، سازگاری و ستیز، پذیرش و گریز، جاذبه و دافعه را هم مطرح کند. از طرفی چه حرکت دوربین نوع حضور فیزیکی را می تواند منتقل کند. اما حرکت دوربین شوق و نگرانی های دل هم است. در روایت آمده است که هر کجا چشم برود، دل هم می رود. بنابراین دوربین تنها حضور چشم نیست، حضور دل است. همچنین هندسه و سرعت حرکت اگر متناسب با دستگاه ادراکی انسان باشد، حس امنیت و تعادل و اگر نامتناسب با آن باشد حس عدم امنیت و عدم تعادل را منتقل کند. هر چند که دوربین باید از حرکات نمایشی و خودنمایی پرهیز کند و با تقوی باشد و خروجی از تاریکی به نور داشته باشد.

متن پاسخ

- باسمه تعالی: سلام علیکم: نکات بسیار خوبی را در رابطه با «دوربین» متذکر شدید وقتی به گفته جنابعالی دوربین از حرکات نمایشی و خودنمایی‌ها پرهیز کند. آری! همچنان‌که در متون دینی خود داریم حضرت عیسی«علیه‌السلام» به یاران خود فرمودند: «به دندان‌های سفید آن لاشه بنگرید» و افق دیدها را به سویی راهنمایی کردند که نگاه بر زیبایی‌ها است؛ می‌توان جایگاه دوربین را نیز در این تاریخ و در این زمان آن‌طور معرفی نمود تا انسان‌ها با چشمِ دوربینی که بر شانه سالکی چون شهید آوینی است، واقعیت‌ها را بنگرد. و این رسالت بزرگی است که افراد می‌توانند در این تاریخ از طریق دوربین به نمایش بیاورند و به یک معنا «وقت»، وقتِ دوربین در فضای مجازی است تا حقیقت در آینه همین صحنه‌ها به نمایش آید. مهم آن است که متوجه شویم تا کجاها می‌توان از دوربین متذکر اموری شد که در عین ظاهربودن، باطن هستند و این معجزه «دوربین» است وقتی در اختیار شهید آوینی‌ها باشد. بهتر می‌دانم که رفقا همین متنی را که نوشته‌اید، دوباره بخوانند و در باره آن فکر کنند تا معلوم شود در کجا می‌توان ایستاد و در آن‌جا دوربین را بر دوش گذاشت که آن‌جا، هر جایی نیست و متفکران اصیل امروز جهان متوجه چنین امری شده‌اند، هرچند شیطان نیز در فهم استعداد دوربین بیگانه نیست و راه ما راهی است که از چشم شیطانی عبور کنیم و با چشمی که در دل واقعیات، حقیقت را برجسته می‌کند؛ عالَم را بنگریم و این از توانایی‌های امروزین دوربین در تکنیک سینما خواهد بود. پیشنهاد می‌شود بحث «نگاهی پدیدار شناسانه به تکنیک سینما»https://eitaa.com/matalebevijeh/9541 ملاحظه گردد. موفق باشید 

31785

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

سلام استاد: از کجا بدانیم حس و حالی که داریم، واقعی است یا وسوسه ی شیطان است؟ چون گاهی شیطان ممکن است از نقاط قوت ما هم وارد شود، برای مثال من به دلیل اینکه دو تا بچه کوچک دارم بیشتر زمانم به بچه ها می‌گذرد، واجبات را انجام می دهم ولی مستحبات و دعا و قرآن زیاد خواندن و... نمی‌رسم اما خیلی احساس اعتماد و عشق به خدا و امیدواری به آینده دارم و خیلی حس می‌کنم به خدا نزدیکم و حتی گاهی فکر می‌کنم خدا به من فرقان داده و راه حل ها را در ذهنم می‌اورد و کمکم می کند در واقع با تمام وجود علی رغم کاستی های عبادی و اخلاقی که دارم و خطاهایم، باز هم حس می کنم خدا حواسش به من هست و با من حرف می‌زند. آیا به این ها اهمیت دهم و راضی باشم یا اینکه وسوسه ی شیطانه و خود بزرگ بینی و اینکه مثلا فکر کنم من آدم خیلی خوبی هستم و دچار غرور و عجب شوم. تفاوتش در چیست؟

متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر حس عبودیت و تواضع نسبت به حق در شما حاضر است إن‌شاءالله صورت رحمانی حضرت حق در میان است. موفق باشید

31337

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
به نام خدا با سلام خدمت استاد گرانقدر: دو سول از حضرتعالی داشتم: ۱. نوشته مربوط به روش استفاده از تفسیر المیزان را مطالعه نمودم ولی بعد از چند بار متوجه نشدم اگر امکان دارد با یه آیه مثالی بزنید. ۲. یکی از دوستان که از خانواده مومن می باشد متاسفانه متوجه خیانت زن خودش شده است البته آن خانم بسیار نادم و پشیمان است و دایم گریه می کنه و طلب عفو از خدا و گذشت شوهر را داره و روانپزشک هم گفته چون ایشون تحت درمان بوده و دو قطبی بوده است حتی ممکنه خودش متوجه این عمل نشده ولی برای دوستمون این مسئله بسیار سنگین است. خواهشمند است ایشون را راهنمایی فرمایید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. شما نمونه‌های کار را در جزوات «لُبّ المیزان» می‌توانید ملاحظه کنید. به عنوان نمونه، قسمتی از سوره «فتح» خدمتتان ارسال می‌شود.

سوره فتح

 مدنيّه «29 » آيه

بسم الله الرحمن الرحيم

اين سوره؛ حول محور صلح حديبيه دور مي‌زند.

إِنَّا فَتَحْنَا لَكَ فَتْحًا مُّبِينًا«1»

     حال كه براي حج در حالي از مكه خارج شديد كه اميد برگشت برايتان نبود و با عدة قليل هزاروچهرصد نفري با توكل الهي و با پاي خود به طرف قريش كه داغ دل جنگ بدر و اُحد و احزاب در دل داشتند، حركت كرديد و از قدرت و شوكت آنها هراسي به خود راه نداديد، براي شما فتحي آشكار را گشوديم كه همان صلح حديبيه باشد كه در راستاي اين صلح همة موازنه‌ها به نفع شما تمام خواهد شد، هم قريش با آن همه شوكت راضي شدند با شما صلح كنند و هم زمينة اسلام‌آوردن قبايل زيادي فراهم شد و هم شما به‌عنوان يك قدرت به رسميت پذيرفته شديد و هم بنا شد كه سال بعد سه روز مكه را براي انجام حج، براي شما خالي كنند و.....

لِيَغْفِرَ لَكَ اللَّهُ مَا تَقَدَّمَ مِنْ ذَنْبِكَ وَمَا تَأَخَّرَ وَيُتِمَّ نِعْمَتَهُ عَلَيْكَ وَيَهْدِيَكَ صِرَاطًا مُّسْتَقِيمًا«2»

     اين فتح بدان جهت است كه گناهان گذشته و آينده‌ات آمرزيده شود - البته باید متوجه بود صِرف رابطة بين «فتح» و «آمرزش گناهان» ما را متوجه مي‌كند كه اين گناه، گناه فردي نيست كه راه آمرزشش توبه است و لذا با توجه به معني «ذنب» كه يعني هر عملي كه آثار شوم داشته باشد و معنی «مغفرت» که به معنی پوشاندن هرچيز است. مي‌گوييم؛ قيام رسول‌الله«صلواة‌الله‌عليه‌واله» در ابتدای رسالت در مکه، عليه كفر، عملي حادثه‌آفرين و دردسرساز بود، و كفار قريش در مقابله با او بسيار مصرّ بودند خداوند با صلح حديبيه(يا فتح مكه) شوكت قريش را از آنان گرفت و در نتيجه گناهاني كه رسول‌خدا«صلواة‌الله‌عليه‌وآله» در نظر مشركين داشت را پوشانيد و آن‌جناب را از شرّ قريش ايمني داد و اين‌كه مي‌گويد گناهاني كه بعد هم كرده‌اي مي‌پوشانيم، همان خون‌هايي است كه بعد از هجرت از سران قريش ريخت كه با ضعف بنية قريش آثار آن كينه‌ها از بين رفت-  و بعد در ادامة آیه مي‌فرمايد: و نعمتش را بر تو تمام كرد، هم در دنيا با غلبة بر دشمنان و هم در آخرت، و در ازاء اين فتح به صراط مستقيمي كه سالك خود را به‌سوي بهشت مي‌كشاند، رهنمون شدي.

     پس حاصل دو آیه این شد که در شرایط تحقق صلح حدیبیه پیروزی آشکاری به تو دادیم که حتی در اثر آن فتح آثار کینه و ناراحتی‌های مشرکین برای همیشه – اعم از گذشته و آینده-  از بین رفت و نعمت را نیز بر تو تمام نمود و به سوی صراط مستقیم راهنمایی‌ات کرد.

وَيَنصُرَكَ اللَّهُ نَصْرًا عَزِيزًا«3»

     و خداوند شرایط را براي يك نصرت عزيز، نصرت کم نظیری كه هيچ جبّاري نتواند آن‌را بشكند، آماده مي‌كند و موانع را مرتفع مي‌سازد. چنانچه مكه و طائف را براي پیامبر«صلواة‌الله‌علیه‌واله» فتح كرد. شرك را در سرزمين حجاز ريشه‌كن كرده و يهود را ذليل و اسلام را حاكم نمود.

۲. در هر صورت چیز مشکلی است. اگر حقیقتاً پشیمان شده است می‌تواند ایثار کند و اغماض نماید. موفق باشید

30799
متن پرسش
سلام: فهمیدن علت اینکه یک نفر جوان ۳۰ ساله هنوز اندوخته ای نداره که ازدواج کنه و خونه ای داشته باشه. برام سخته. میگم اگر بهتر درس خونده بود و بیشتر تلاش کرده بود شاید یه رشته پر شغلی قبول می‌شد. یا از اول کسی عاقلانه و هوشمندانه در برنامه ریزی راهنماییش می‌کرد برو دنبال یه شغل تخصصی مثل مکانیکی و درس رو ول کن شاید الان وضعش بهتر بود. چطور راحت میشه بگیم این جوان قسمتش همین فقر و نداری هست؟ ما انسانهای گناهکار معمولی از کجا بفهمیم که مثلا تقدیرمون اینه که پای فرزندمون مشکل داشته باشه؟ (مثال خود استاد در مورد خودشون در سخنرانی) التماس دعا.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: هر اندازه هم موضوع را بالا و پایین بیندازیم، در هر حال به این نتیجه می‌رسیم که رزق ما که خانه و همسر هم جزو آن هست، در اختیار خداوند است. البته در بعضی موارد عده‌ای رزق جوانان را می‌قاپند که إن‌شاءالله در دلِ نظام توحیدی انقلاب اسلامی این قاپیدن‌ها سر به سلامت نمی‌برد که گمان شود همچون نظام سرمایه‌داری 90 در صد مردم جیره‌خوار 10 در صد از وال‌استیریت‌ها باشند. موفق باشید

30162
متن پرسش
سلام علیک: در تجربه مرگ تقریبی که برای خیلیها پیش آمده و قابل انکار نیست افراد خود را در همین دنیا و در کنار دیگران احساس می‌کنند آیا این وضعیت آنان موقتی بوده و می‌شود گفت با آنکه مرده اند هنوز سفر برزخی آنان شروع نشده؟ و چون سفر برزخی شروع نشده گاها می‌توانند احیا شوند؟ و اگر این سفر شروع شد دیگر بازگشت امکان ندارد؟ و آیا سکرات مرگ همان شروع سفر برزخی است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور است که می‌فرمایید که این روح‌ها هنوز سفر برزخی خود را شروع نکرده‌اند تنها وجه تجرد خود را به آن صورت‌های مختلف احساس می‌کنند. سکرات، مقام انتقال روح از دنیا به برزخ است. موفق باشید

29909

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسمه تعالی. سلام: استاد در مورد تبلیغ در حالی که مردم به امور سطحی مشغول هستند چه باید کرد و چه موضوعی باید با مردم در میان گذاشت؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌اید مباحث «معرفت نفس» و «معاد» و مباحث قرآنی تأثیر بیشتری خواهد گذاشت. موفق باشید

29850

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد عزیز: سوالی مطرح کردم در مورد شهدای هواپیمایی که سپاه با اشتباه انسانی زد، هنوز پاسخی دریافت نکردم گفتم سوالم رو با سوالی دیگر پیگیری کنم، رفتار جمهوری اسلامی با مردم مثل اون قاضی است که سرباز رو برای گرفتن مدرک شناسایی سیلی می‌زند، اخیرا فردوسی پور با گزارشگری در یک پیج انیستاگرامی با مخاطب میلیونی اثبات کرد که رفتار بیت و صدا و سیما کاملا غیرمنطقی بوده، هنوز از این اتفاق نگذشته که سایت های اصولگرا تلاش می کنن این پیروزی فردوسی پور رو برعکس نشون بدن. آیا جمهوری اسلامی در تلاش برای اصلاح خود هست؟ با مسئولانی که خود رو پاسخگوی مردم نمی دونن، حتی با به شهادت رساندن نخبگان هیچ هیچ هیچ مسئولی حاضر به عکس العمل نشد. منتظر پاسختان هستم. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده هیچ وقت مدافع حرکاتی که با روح تاریخی انقلاب اسلامی نمی‌خواند نیستم؛ عرض بنده آن است که متوجه اصل حضور تاریخی انقلاب اسلامی باید بود که تنها راه عبور از تنگناهای تاریخی همین راهی است که خداوند در مقابل ما گشوده‌است و شهدای عزیز در دلِ چنین تاریخی حاضر شدند جان‌شان را بدهند و خداوند هرگز نتایج کار آن‌ها را که به نتیجه رسیدنِ اهداف انقلاب است ضایع نمی‌کند. موفق باشید

29806

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: استاد بنده از دستتون گله دارم. شما به خوبی با تبعات و عوارض فکری بعضی از سیاسیون آشنا هستید و میتونید در مورد آنها قلم بزنید اما نمی‌زنید! شما میتونید توضیح دهید که بعضی از سیاسیون مثل آقای قالیباف اگر مدیریتشون در دولت اجرایی بشه ما را وارد چه تنگناهایی می کنه اما توضیح نمی‌دید! شما میتونید خطر بزرگ سکولاریسم و لیبرالیسم پنهان که توسط بعضی از آقایون مثل قالبیاف که می‌تونه انقلاب را با اون مواجه کنه را بگید اما نمیگید! شما میتونید قلم بزنید و از عوارض تقدم توسعه بر عدالت بگید و نمیگید! چرا استاد؟! حداقل برای ما بگید تا ما برای مردم بگیم!
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید اگر در بعضی از سرداران از جمله آقای قلیباف متأسفانه چنین ضعف‌هایی هست؛ جهت‌گیری ایشان و امثال ایشان نسبت به مقام معظم رهبری، بسیاری از این ضعف‌ها را به حاشیه می‌برد به همان معنایی که «حبّ علیٍ حسنه لا یضرّه سیئه». موفق باشید

29496

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: استاد خدا قوت. با توجه به اینکه ما طلبه هستیم و می خواهیم از فکر دکتر داوری و فردید و کسانی که در زمینه غرب صاحب نظر هستند استفاده کنیم از چه موقعی می توانیم شروع کنیم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌که بتوانید نکاتی که آقای دکتر داوری را می‌فرمایند را بفهمید؛ خوب است که آثار ایشان رادر کنار خود داشته باشید. اخیراً متنی تحت عنوان «نوع مواجهه با متفکران در بستر انقلاب اسلامی» در حال تهیه است که إن‌شاءالله می‌تواند بهتر جواب این سؤال را بدهد. موفق باشید

29380

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم استاد: استاد در مسیر سلوک قبض طولانی مدت هم داریم؟ معمولا چقدر طول می‌کشد؟ یک مدتی است که هرچه صدا می‌زنم جواب نمی‌شنوم، اصلا انگار خدا توجهی نمی‌کند، انس و محبتی اصلا احساس نمی‌کنم، نمیدونم چرا به به این نقطه رسیدم، شاید بخاطر گناهانم است، ولی خدا هم تواب و غفار است. استاد من احساس نا امیدی می‌کنم چون مدتی است که واقعا سرد شدم، آیا خدا رهایم کرده یا یک قبض طولانی مدت است؟ (مگر می‌شود خدا بنده ای را ولو گنه کار را نبخشد و رهایش کند) آیا در این راه امکان دارد که خداوند شخصی را بخاطر گناهش کلا برای همیشه رها کند و در را ببندد؟ استاد لطفاً راهنمایی ام کنید، چه کار کنم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: «تو مگو ما را به آن شه راه نیست / با کریمان کارها دشوار نیست». پیشنهاد بنده آن است که شرح «مناجات التّائبین» که در سایت تحت عنوان «در آغوش خدا» مطرح شده است؛ کارساز باشد. موفق باشید

29023
متن پرسش
سلام استاد: خدا قوت، استاد چرا نمی‌شود حالات را بیان کرد؟ چرا هر وقت می‌خواهم حالتی را حتی به استادم حضرتعالی هم بگویم، جوری دست و پایش را قطع می‌شود که اگر ذبح می‌شد بهتر می‌بود. چرا اساسا حالات معنوی قابل بیان نیستن؟ آیا همیشه اینگونه خواهد بود؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: باید زبان ارائه، عوض شود. زبان دیگری در میان است که إن‌شاءالله با آن «گفت»، گفته‌ها می‌توان گفت. در متن شماره‌ 18 مباحث «انقلاب اسلامی، طلوعی بین دو جهان» این‌طور عرض شده است:

18- اگر انسان در آن احساس بیکرانه در سعه‌ی ذاتی‌اش که از جهتی به سوی وجود نظر دارد، خود را در معرض تجلیّات وجود مطلق قرار ‌دهد ، تجلیّات حضور خداوند را در ابعاد متفاوت‌اش می‌یابد، یعنی در عقل، به فهمی خاص نسبتِ به بیکرانگی خدا می‌رسد و در قلب به احساسی خاص نسبت به بیکرانگی آن حقیقت دست می‌یابد و در سامعه به شنیدنی خاص نسبت به بیکرانگی آن حقیقت نایل می‌شود و زبان انسان نیز تجلی همان حقیقت بیکرانه است، منتها در همه‌ی این موارد اجمال در میان است، چه در عقل و چه در قلب و چه در سمع و چه در زبان، و هر اندازه انسان با حضورِ بیشتر یعنی «تقوا» با رویکردِ به تفصیل‌درآوردنِ تجلیّات، نظر به حقیقت بیکرانه داشته باشد و با مسئله‌ای مشخص به آن حقیقت بیکرانه، نظر کند، زبان او آن حقیقت بیکرانه را بهتر ظاهر می‌کند و بهتر می‌تواند دریایی را در کوزه‌ای جای می‌دهد، کوزه‌ای که از جنس دریاست، موجی که منقطع از دریا نیست. لذا به همان معنایی که موج عین دریا است، زبان عین حضور خدا می‌شود و هر سخنی را که انسان در این رابطه بگوید و یا نام ببرد، حقیقت را ظهور داده و به اشیاء اجازه داده تا در دل آن زبان، به ظهور آیند و آینه‌ی «وجود» باشند ولی نه بی‌نسبت با حقیقت انسان که موجب دوگانگی سوبژه و اُبژه شود، بلکه همان عالم انسانی است که از آن طریق ساخته می‌شود و انسان در این زبان سکنی می‌گزیند، زیرا نوعی از تجلی است که او را فرا گرفته و همواره و در هر حال افقی را در مقابل خود دارد که خودش نیز در آن افق است، بدون محجوب‌شدن از طریق هسته‌ای معنایی و مفهومی.

موفق باشید     

28642

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد گرامی: بنده به عنوان یک زن در تاریخ فعلی در مسیر بندگی و سلوک هر چه فکر می کنم با چه انگیزه ای وکیل باشم انگیزه ای ندارم فکر می کنم حضور قلبم خیلی کم می شود اگر ما پهلوان خانم نباشیم یعنی دنبال قدرت و ثروت نباشیم آیا به نیت خدمت به خلق در این شغل خدمت کنیم؟ خوب استاد می ترسیم حب دنیا ما رو از مسیر بندگی خارج کند. استاد بنده حافظ قرآن هم هستم و می توانم در این عرصه به جای وکالت خدمت کنم. اما استاد هر چه فکر می کنم شب ها و روزها نمی توانم تصمیم بگیرم که در کدام مسیر باشم به خدا نزدیکترم. استاد نظر شما چیه بنده با مطالعه سیر مطالعاتی شما سعی می کنم در همه مسائل زندگی پیرو نظر شما باشم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در جهان باید حاضر شد. فکر می‌کنم بعد از مدتی که در امر وکالت حاضر شدید، آن حضور قلب و طمأنیه‌ای که به دنبال آن هستید به‌دست آورید. موفق باشید

28061

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: سوال شماره ۲۷۹۵۵ و ۲۷۹۵۹مربوط به بنده است که از خدمتتان پرسیدم و واقعا هم برایم کارساز بوده و تا حد امکان طبق دستورالعمل شما پیش رفته ام ولی مشکلی دارم و آن هم اینکه من قبلا هم از افراد دیگری کمک خواسته بودم و طبق دستورات آنها عمل کرده ام ولی نمی‌دانم چرا بعد از مدتی تاثیر خود رارروی من از دست می دهند ولی دستورات شما زمان بیشتری برای من موثر بودرحتی روحیه ورسرزندگی مرا به من برگرداند و برای این امر من بسیار بسیار از شما سپاسگزار هستم، ولی اکنون خوابم مجددا دچار مشکل شده است، چون گاهی اینقدر بیداری مکرر دارم و تحت تاثیر سنگینی خوابم قرار می‌گیرم که دستورالعمل قبل از خواب را اجرا نمی‌کنم، و به جای شب، روز می‌خوابم. ممکن است بار دیگر مرحمت فرموده و مرا راهنمایی کنید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: احتمالاً باید در روز به خود سخت‌گیری نکنید. در ضمن با تجربه، خودتان به این نتیجه برسید که چه نوع غذاهایی بخورید که خواب‌تان طبیعی شود و به هر حال باید زود خوابید و روح را به زودخوابیدن عادت داد. موفق باشید

28040

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
به نام خدا سوال و درخواست خصوصی هست لطفا نشر عمومی ندهید. ببخشید قبلا طی سوال شماره ۲۷۹۷۴ سوال و مشکلم را خدمتتون فرستادم اما پاسخی دریافت نکردم. ممکن خواهش کنم یک راهنمایی بفرمایید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: سؤال شماره ۲۷۹۷۴ به صورت شخصی این‌طور جواب داده شد: باسمه تعالی: سلام علیکم: خیلی نباید به این امور توجه کرد. در این مورد خوب است سری به کتاب «جایگاه جنّ و شیطان و جادوگر» که روی سایت هست بزنید. موفق باشید

27893

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
استاد گرامی سلام لطفا بفرمایید: ۱. فرایند قبض روح چیست و حضرت عزرائیل چگونه جان انسان ها می گیرد؟ ۲. چرا پس از خواب روح به بدن بر می گردد ولی پس از مرگ دیگر این امکان وجود ندارد؟ ۳. لطفا در خصوص فرایند خواب رفتن هم توضیح بفرمایید که چگونه انسان به خواب می رود؟ ۴. آیا خواب رفتن هم توسط حضرت عزرائیل انجام می شود؟ با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این موارد را با مطالعه‌ی کتاب «ده نکته در معرفت نفس» و «خویشتن پنهان» و کتاب «معاد» که روی سایت هست ان‌شاءالله دنبال بفرمایید تا نتایج خوبی نصیب‌تان شود. موفق باشید

27832

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: یکی از مواردی که مطرح شده برای دوری از گناه جنسی بحث اینکه انسان تنها نباشد این درست است ولی آن چه مورد سوال بنده است این است که اساس تنها بودن منفی نیست. مثلا بنده ممکنه است در تنهایی مطالعه کنم یا در تنهایی دعا و نماز بخوانم اتفاقا در مواری که انسان تنها هست احساس می‌کند راحت تر است. مثلا تمرکز بیشتر روی مطالعه مباحث دینی یا دعا و نیایش دارد البته منظورم این نیست که انسان در جماعات حاضر نشود مورد سوال من این است که اصل تنها بودن کلا نمی‌تواند مذموم باشد درست است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین‌طور است. آن توصیه مربوط به کسانی است که توهّم در آن‌ها غلبه دارد و نمی‌توانند اندیشه‌ی خود را مدیریت کنند. موفق باشید

27677

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام بر استاد گرانقدر ما: خوشحالم میتونم مستقیم باهاتون صحبت کنم - برخلاف مسئولین دیگر یا اساتید دیگر - بحثی بین من و آقایی هست حدود ۱ سالیه (توی جلسات آنگاه که فعالیاتهای فرهنگی پوچ می‌شود) - که من میگم امثال امید دانا، حسن آقا میری، و کسانی شبیه به اینا رو نباید بزرگ کرد - چرا- چون اندازه علمای اصیل و یا تحلیلهای بی عیب و نقص تحت شعاع قرار میگیره ولی ایشون مصر هستن که در مورد اینگونه افراد باید گزینشی رفتار کرد و به بعضی حرفاشون که صحیحه اعتنا کرد به حرف غیر صحیحشون اعتنا نکرد یا اگر در مقام نقد بود نقد کرد - باز من میگم همه که نمیتونن این طور تحلیل کنن! و ایشون میگن ذیل انقلاب اسلامی مردم بسیار آگاه تر از اینی هستن که در ظاهرشون ما داریم می‌بینیم و به قول قدیمیا نصفشون زیر زمینه! ایشون میگن مردم وقتی تمایل به صحبتهای مهربانانه آقا میری نشون میدن حتی اون قسمتهایی که حرف پر مغزی هم نباشه - گویی دارن با گوشه چشمشون به باقی روحانی ها نگاه میکنن که نگا کنید ما یکم عطوفت و مهربونی و صحبتهای رحمانی از شما میخوایم تا تکون بخوریم! مثل بچه ای که از پدرش نامهربانی ببینه و وقتی پدر همسایه بهش محبت میکنه خوشحال میشه خیلی، ولی یواشکی به پدر خودش نگاه میکنه و تو دلش میگه: ایناها اینجوری محبت کن - و در اصل هم اون بچه پدرش رو دوست داره - (این ها مثالهای ایشون بود برای بحثهایی که در مورد آقا میری داشتیم) در مورد امید دانا هم میگن نباید به دینش نگاه کرد و باید به اصل موضوعاتی که به تحلیلمون کمک میکنه نگاه کرد و معتقدند مردم خیلیاشون متوجه میشن که کدوم عقاید و معارف دارای نور هست و کدوم نیست - و به مردم هم یک نحوه وحی و الهام میشه (البته حرفای ایشون رو نتونستم کامل بنویسم بیشتر مثالهاشون رو نوشتم تا قاعده ها رو ولیکن خودتون تفکر شاگردتون رو بهتر میدونید دیگه) آخه استاد این نگاه ایشون زیادی خوشبینانه نیست! یا نگاه من بد بینانه است؟!
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در مباحث فقهی داریم که فضیلت یک فکر آن است که دشمن، مؤید آن باشد و از این جهت صحبت‌های آقای امید دانا را می‌توان در این رابطه جای داد: «خوشتر آن باشد که سر دلبران ** گفته آید در حدیث دیگران‌‌» در مورد صحبت‌های آقای آقامیری نمی‌توانم نظر بدهم چون صحبت‌های کمی از ایشان را دنبال کرده‌ام، هرچند کار ایشان را قبول ندارم و فکر می‌کنم آثار سوئی دارد. موفق باشید

27627

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسمه تعالی بازخوانی هویت دینی و ملی محضر شریف استاد سلام علیکم: تفاوت جایگاه اشراقی آثار جناب محی الدین ابن عربی (رضی الله عنه) و جناب صدرالمتالهین (رضوان الله علیه و حشرنا معه) در چیست؟ اولا: اینکه می‌گویند جناب ابن عربی شهود عرفا را نظام مند کرده اند و جناب صدرا شهود عرفا را استدلالی کرده اند به چه معنا است؟ ثانیا: به نظر شما به جز مورد اول که ذکر شد آیا جایگاه اشراقی این دو ابر انسان تفاوت دیگری دارد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: جناب صدرالمتألّهین نیز در جایی همین نکته را می‌فرمایند که تا آن‌جا که ممکن بوده سعی کرده‌اند سخن عرفا را در قالب برهان اظهار کنند با این توجه که عمق عرفان، موجب فهمِ بهتر فرهنگ اهل‌البیت می‌شود. موفق باشید

26644

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام خدمت شما استاد بزرگوار: اگر فردی به فرد دیگر در این دنیا محبت زیاد داشته باشد و با او بودن را هم تجربه کند اگر میان این دو فاصله افتاد برای محب فراق پیش می آید حال مگر اولیا خدا ملاقات الهی را تجربه کرده اند که بعد از دوری به فراق مبتلا شده اند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به گفته‌ی مولایمان علی «علیه‌السلام»: «انّ للقلوب اقبالاً و ادباراً» که به اصطلاح عرفا، «بسط» و «قبض» برای قلب هست. موفق باشید

26628

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام محضر مبارک استاد طاهرزاده: استاد حدود یکسال هست که با اصوات شما و اپلیکیشن حیات طیبه به حمد خدا مأنوسم و بسیار از این بابت خدا را شاکرم. الان در حال مطالعه کتاب «فرزندم این چنین باید بود» هستم اما سوالم در رابطه با این موضوع است که از کجا متوجه بشویم که چه میزان از امور باید به خدا سپرده شود و چه میزان سعی و تلاش و برنامه ریزی از ناحیه ما باید شکل پذیرد؟ بطور مثال مدیری تحت تأثیر غیر واقعی و زیرکانه دیگران (طوری که واقعیت امر واضح نیست اما رفتار این چنین مشاهده می شود)نظرش نسبت به یکی کارمندان تغییر می کند، در اینجا وظیفه شخص کارمند، سپردن امور به خداست یا در جهت اصلاح ذهن مدیر باید اقدام کرد (که خود این اصلاح باعث تبعات منفی شخصیتی خواهد شد)
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال باید همه‌ی امور را به خدا واگذار کرد و در بستر این‌چنین توکلی وظایف خود را نیز انجام دهیم مثل آن‌که از خود دفاع نماییم. موفق باشید

25793

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام خدمت استاد بزرگوار: استاد عزیز چرا گروهی در تلگرام راه نمی اندازید و در سایت آدرسش رو نمی گذارید که دنبال کننده های آثار شما و علاقه مندان به مباحثتون اونجا با هم گفتگو و اشتراک نظر کنند؟ به نظرتون خوب نیست که چنین گروهی وجود داشته باشه؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در توان بنده بیش از آن که بر روی جواب سؤالات وقت می‌گذارم، نیست. رفقا در اینساگرام تلاش‌هایی دارند. موفق باشید

25182
متن پرسش
سلام پدر عزیز و بزرگوار و عزیزتر از پدر: استاد ذهن بنده چند وقت یه بار درگیر دولت و رئیس دولت یعنی جناب روحانی میشه و از عملکردهای ایشون دچار بهت و شگفتی، حرف و حدیث پیرامون تحلیل عملکرد و نیات ایشون زیاده، عده ای میگن ایشون منافق هستن و عده ای میگن نه اینجوری نیست و ایشون فقط جاهل هستن یا علم اداره دولت و کشور رو نداره ولی نیات بدی هم نداره، می خواستم ببینم نظر شما استاد در مورد ایشون و نیاتشون چی هستش؟ نظر شما برای بنده مهمه، ان شاءالله نظر رحمت خداوند و دعای خیر اهل بیت همراه همیشگیتون باشه.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همچنان‌که در ابتدایِ آمدن این دولت عرض شد این دولت از جنس انقلاب اسلامی نیست تا بتواند اهداف اصیل انقلاب اسلامی را دنبال کند. به نظر می‌آید همان روش برخورد رهبر معظم انقلاب «حفظه‌اللّه» با این دولت، بهترین روش باشد تا إن‌شاءاللّه مردم متوجه شوند این جریان فکری برای ادامه‌ی زندگی در بستر انقلاب اسلامی شایستگیِ لازم را ندارد؛ هرچند که باید به روش مقام معظم رهبری، آنان را تحمل کرد. موفق باشید

24578

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: ما طلبه ها بعد از اینکه بدایه الحکمه و نهایه الحکمه رو خوندیم برای بحث نفس و معاد چه کتابی رو مطالعه کنیم؟ چون اون دو تا کتاب فاقد مباحث نفس و معاد هستند.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فعلاً «ده نکته در معرفت نفس» و کتاب «خویشتن پنهان» و کتاب «معاد» با شرح صوتی آن‌ و بعداً جلد ۸ و ۹ اسفار. موفق باشید

نمایش چاپی