بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
24617

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: چگونه روش عرفا با هم فرق می کند و با این حال می توانند انسان را به خدا برسانند؟ مثلا می گویند روش آیت الله انصاری همدانی روش محبت بوده است. در صورتی که روش علامه طباطبایی و آیت الله شجاعی و... روش ریاضت است. و اینکه شما بزرگوار کدام روش رو برای سالک بیشتر می پسندید؟ روش ریاضت را یا محبت؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. به روایتی فکر کنید که می‌فرماید «الطرق الی الله بعدد انفس الخلائق». ۲. گویا روش «محبت» کارساز تر است ولی نه به معنای بی تفاوتی نسبت به ریاضات شرعی. موفق باشید

34595
متن پرسش

با سلام خدمت استاد گرامی: ۱. چگونه نور اعتکاف از بین نرود و در دل باقی باشد و بتوانیم آن نور را نگه داریم؟ ۲. این گفته که در قرآن بیان شده از جمله پل صراط یا شب اول قبر، عذاب قبر، آیا تقریب به ذهن ما هست چون آنجا پل نیست مثل دنیا نیست و یا مثالی مثل دنیا آورده اند برای فهم ما از این مفاهیم هست؟ چون آن عالم با این عالم فرق می کند برای بیشتر فهم این مفاهیم قرآن درک آنها مثل عذاب قبر، فشار قبر، تنگی لحد و عذابها باید چه کنیم؟ با خواندن آیات عذاب یک ترسی و وحشتی وجودمان را می گیرد چه کار کنیم که این ترس را داشته باشیم؟ چه کنیم بیشتر اسما الهی را در زندگی حس کنیم و از کجا بفهمیم اسما جلال و یا جمال در ما تجلی کرده و اسما و صفات در دل آمده یا نه؟ ۳. آیا درست است اگر انبیا علیه السلام ولایت حضرت علی پذیرفتند به مقام انبیا رسیدند یا از اول پذیرفته بودند حدیثی هست جعلی که می گوید چون حضرت نوح و یا حضرت یونس که در ماهی رفت وقتی پذیرفت نجات یافت در صورتی که پذیرفته بودند واین درست نیست آیا شما تأیید می کنید؟ بعضی مواقع آقایان مداح ها و واعظین نسبت ناروا می دهند به حضرت انبیا و اهل بیت مثلا می گویید حضرت زینب سرش را به محفل زد یا حضرت ابا عبدالله حضرت علی اصغر علیه السلام را به میدان آورد برای آب در صورتی این گونه نیست. حضرت آیت الله فاطمی نیا این موارد را رد می کردند و صحیح آن را بیان می کردند. نظر حضرتعالی را می خواستم. یا حضرت علی علیه‌السلام سر در چاه کردند می گفتند در هیج جا سندی برایش نندیدند و یا حضرت قاسم اسبش رفت در بین دشمن زیر دست و پای دشمن قرار گرفت آن را هم رد کردند گفتند اسبش نرفته و از طرف دشمن به این طرف آمده اند و یا قضیه مرد نابینا که آمد خانه حضرت زهرا علیه السلام گفتند آن هم صحیح نیست. ما باید چه کنیم با این روضه های دروغ؟ آیا کتاب القطره و کتاب بحار الانور مجلسی چون حدیث ضیعف زیاد دارد چون دست بردند در احادیث مجلسی و کتب تعبیر خواب و کتب طب رضا را هم رد کردند، گفتند راوی آن یکی هست هیچ وقت حضرت رضا علیه السلام برای مأمون علیه لعنت طب نگفتند، مأمون کوفت بخورد لعنت خدا بر او باد. نظر حضرت عالی را می خواستم. چه کتب حدیثی و کتبی برای عاشورا و وقایع تاریخی همچون از انبیا بخوانیم؟ این درست است حضرت یوسف صدیق علیه‌السلام گفت در زندان به آن شخص گفت سفارش به حاکم مصر بکند؟ آیا حضرت یوسف علیه السلام معصوم مگه نبودند؟ مگه عصمت نداشتند که نباید به غیر خدا بگویند فقط از خداوند متعال استمداد می گرفتند و اینکه دیرتر به پدرش رسید مقام انبیا را از او گرفتند آیا اینها درست هست؟ یا حضرت آدم علیه السلام و تمام انبیا هیچ وقت خطا و اشتباه نداشتند می گویند حضرت آدم ترک اولی کردند. آیا این کلمه درست است یا نه چون آنها عصمت داشتند ولی اهل بیت مقامشان از انبیا بالاتر هست؟

متن پاسخ

 باسمه تعالی،سلام علیکم: ۱. با هرچه دقیق‌تر در رعایت تقوای الهی، إن‌شاءالله آثار نوری اعتکاف می‌ماند. ۲. آری! پلی است که با صورت برزخی خود نمادِ عبور ما از دنیا به سوی بهشت است مثل عبوری که از غرب به سوی جهان انقلاب اسلامی می‌توان داشت و صورت برزخی آن حقیقتاً پلی خواهد بود از جنس قیامت. ۳. بالاخره همین‌که می‌فرمایید آری! بعضی از این گفته‌ها یا ساختگی و یا ذوقی است و بعضی از آن‌ها با استنباط‌های ما تطبیق نمی‌کند. به نظر می‌آید با مطالعه آثار عالمانی دقیق همچون حضرت امام خمینی «رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» و علامه طباطبایی و شهید مطهری می‌توانیم سره را از ناسره باز یابیم. اتفاقاً در مورد حضرت یوسف «علیه‌السلام» علامه طباطبایی می‌فرمایند وظیفه آن حضرت بود تا از ابزارهایی که خداوند برای رهایی او به‌وجود آورده است، استفاده کند و این امر، هیچ منافاتی با عصمت آن حضرت ندارد. زیرا صراحت آیه قرآن است که می‌فرماید: «قَالَ لِلَّذِي ظَنَّ أَنَّهُ نَاجٍ مِنْهُمَا اذْكُرْنِي عِنْدَ رَبِّكَ فَأَنْسَاهُ الشَّيْطَانُ ذِكْرَ رَبِّهِ فَلَبِثَ فِي السِّجْنِ بِضْعَ سِنِينَ» و به جهت آن‌که شیطان از یاد آن طرف که بنا بود به عزیز مصر، مظلومیت حضرت یوسف را متذکر شود؛ برد، حضرت یوسف همچنان در زندان ماندند. نه آن‌که شیطان از یاد حضرت یوسف ربوبیت ربّ را به فراموشی رساند!! زیرا در چند آیه قبل می‌فرماید: «إِنَّهُ مِنْ عِبَادِنَا الْمُخْلَصِينَ» (یوسف/۲۴) و معلوم است که شیطان بر مخلَصین تصرفی ندارد. و این عظمت تفسیر قیّم «المیزان» است که قرآن را با قرآن تفسیر می‌کند و این‌جا است که ایشان می‌فرمایند کلیه روایاتی که حکایت از آن دارد که شیطان یاد ربّ را از حضرت یوسف «علیه‌السلام» برد، به کلّی مردود است. زیرا با قرآن نمی‌خواند. موفق باشید      

31842
متن پرسش

سلام خدمت استاد گرامی: استاد در خصوص بعضی موارد که سوال بعضی از دوستان هست که درگیر گناه هستیم (عموما جنسی) و بارها توبه می کنیم و توبه می شکنیم اغلب هم شما پاسخی به این مضمون داده اید که توبه نشانه این است که خدا شما را به حال خود رها نکرده و اگر صد بار توبه شکسته ای باز آی و اینکه آنقدر این توبه را ادامه دهید تا به نور آن مشکلات حل شوند و توجه به مهمان ناخوانده بودن گناهان (البته صحبت و پاسخ شما روح خودش رو داره و من صرفا تیتر راه کار رو منظورم بود) بعضی موارد پیش میاد دوستی سوالی می پرسه، سعی می کنم به پاسخ شما ارجاعش بدم ولی وقتی ماها متن پاسخ رو برای کسی ارسال می کنیم اون حضور شما هم کمتر دیده میشه و شاید بیشتر راهکار برای افراد می مونه. سوالم این بود آیا با این وجود و با این نگاه ، هنوز نمی شه یک راهکاری هم ارائه داد که از شر این شیاطین خلاصی پیدا کرد؟ مثلا آیا به کسی که در سوریه و یا در یمن در برابر دشمنان می جنگه صرف این دلگرمی که بالاخره جبهه حق پیروز است کافیست یا این که باید یه دفاع ضد موشکی بهش داد که بتونه تهاجم هوایی رو دفع کنه، یک عبادتی، ذکری، دعایی چیزی بالاخره مثلا نمازهای نافله و دعاهای در تعقیب اون و یا چه بدانم استاد سامانه پدافند هوایی نیازمندیم.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! دفاع ضد موشکی که به خوبی بر آن تأکید دارید، همان حضور در تاریخ انقلاب اسلامی است که انسان معنای خاصی از جنس معنایی که شهدا برای خود یافتند، می‌یابند و از این طریق با مقابله با صحنه‌های فساد دشمن به زیباترین شکل پاکدامنی و عفت خود را حفظ می‌کند زیرا می‌داند که قضیه، تهاجم فرهنگی و شبیخون فرهنگی است و لذا زشتیِ این نوع گناهان را از زاویه اجتماعی و سیاسی آن مدّ نظر قرار می‌دهد. و این‌جا است که توبه او راهی می‌شود برای هرچه بیشتر نزدیک‌شدن به جهانی که شهدا در آن وارد شده‌اند یعنی توبه‌ای سلحشورانه. موفق باشید

31408

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد علی و بزرگوار خداوند طور هم با عزت و سلامت به شما و خانواده محترم عنایت فرماید : استاد بنا داریم در شهرمان که از نظر بد حجابی و بی حجابی خیلی وضعیت نا بهنجار دارد حرکتی فرهنگی در زمینه حجاب و پوشش اسلامی انجام دهیم نیاز به راهنمایی شما داریم که این حرکت را از کجا آغاز کنیم؟ و به چه سبک که بهترین نتیجه ان شاء لله حاصل شود. موید باشید
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌آید با توجه به شرایطی که در آن هستیم، بیشتر باید افراد مذهبی با نشان‌دادن سجایای اخلاقی و کمک و ایثار به مردم، نشان دهند که راه اسلام راهی است که سعادت بقیه در آن است. به گفته جناب مولوی: «مؤمن آن باشد که اندر جزر و مدّ / کافر از ایمان او حسرت خورَد». موفق باشید

31218
متن پرسش
با سلام: با توجه به شریفه ی «سَخَّرَ لَكُمْ ما فِي السَّماواتِ وَ ما فِي الْأَرْضِ جَمِيعاً» سوالاتی پیش می آید ۱. با توجه به وسعت چند میلیارد سال نوری جهان چگونه همه آنچه در آسمانهاست مسخر آدمی است اگر بگوییم در آینده می‌شود هم بعید است چون اگر ابزارهایی در حد سرعت نور هم انسان بسازد چند میلیارد سال طول می‌کشد به آنجا برسد چه برسد به اینکه بخواهد تسخیر کند. ۲. چون سماوات را مسخر آدمی دانسته می‌توان برداشت کرد هفت آسمان مادیست چون تسخیر آسمان معنوی که دور از ذهن می نماید. ۳. دلیل وسعت چند میلیارد سال نوری جهان چیست اگر موجودات فضایی آفریده نشده است و فقط انسان آفریده شده بنظر می‌رسد منظومه شمسی کافی بود اگر قصد نشان دادن قدرت بود آفرینش چند کهکشان کافیست برای پی بردن به قدرت حق. ظاهرا قبل از اوایل قرن قبلی میلادی و اکتشافاتی که بر اثر تلسکوپ هابل رخ داد بشر جهان را منحصر در کهکشان راه شیری می‌دانست و پس از آن بود که متوجه شد میلیاردها کهکشان دیگر نیز وجود دارد با این وجود بشر قبل از آن با نظر به آسمان پی به عظمت خالق می‌بردند ولو قطر راه شیری طبق محاسبات کنونی حدود صد هزار سال نوری باشد که البته قدما احتمالا کوچکتر از این می پنداشتند معذالک بیشتر از بشر کنونی با همان چند ستاره کم سو با چشم غیر مسلح به خدا و عظمتش راه می جستند.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در آیه مذکور می‌توان به نظام عالم فکر کرد که چگونه این نظام بستری است تا انسان‌ها در مجموع و در نسبت با کلّیّت چنین نظامی حیات معقول خود را داشته باشند و به کمالات لازم سیر کنند. آری!

اگر یک ذره را برگیری از جای

خلل یابد همه عالم سراپای

موفق باشید

31212

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام بر محبوبِ دلم: استاد بزرگوار در شهر ما فردی به عنوان مطالبه گری و دغدغه مندی متنی را در فضای مجازی مطرح کرد که بنده درصدد جواب دادن به این متن بر آمده ام. بنده با توجه به یادداشت شما تحت عنوان حیاء و حریم مطالبی را مطرح کرده ام. بنده هر دو متن را برای شما ارسال می کنم. لطف بفرمایید نظر دهید آیا این ادبیات بنده مناسبِ تاریخ و زمانه فعلی است یا نه؟ تشکر متن اول: سلام: «دوچرخه سواری بانوان در قادرآباد بلامانع است؟» در کنار جمعیت قابل توجهی از مردان علاقه‌مند به این رشته زنانی هم هستند که برای حفظ سلامت، تفریح و گذراندن اوقات فراغت پا به رکاب می‌شوند و از این طریق پرچم استقلال هویت و اعتماد به نفس خود را بالا نگه می‌دارند. متاسفانه زنان دوچرخه‌سوار در جامعه و بخصوص شهر ما با محدودیت و مشکلات زیادی دست و پنجه نرم می‌کنند و ناملایمات بسیاری را به جان می‌خرند تا شاید روزی برسد که بتوانند بدون هیچ تبعیضی در خیابان‌ها رکاب بزنند. بدون شک آن روز دور نیست اگر مردم و مسئولین «نگرش» خود را عوض کنند و به تغییرات مثبت تن دهند.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده متوجه فرمایش شما نمی‌شوم. هرچه هست آن‌جایی که بحث تبرّج و خودنمایی برای آن‌ها در میان باشد، باید خودشان مواظب باشند تا از ابعاد ظریف شخصیتی‌شان خارج نشوند و به همین جهت به اعتبار تبرّجی که بعضاً در بعضی موارد در دوچرخه‌سواری خانم‌ها پیش می‌آید بحث جایز نبودن این کار در میان است. به نظر بنده همان بحثی که تحت عنوان «حیا» در کتاب «انقلاب اسلامی و جهان گمشده» مطرح است، می‌تواند جوابگو باشد. موفق باشید

31036
متن پرسش
سلام استاد: عرض ادب. همان‌طور که مستحضر هستید، یکی از دغدغه‌های اصلی فعالان فرهنگی شهر، فعالیت درست در ایام انتخابات است. معمولاً ما فعالان فرهنگی از طرف همکاران، اقوام، متربیان و... مورد سؤال قرار می‌گیریم که به چه گزینه‌هایی رسیده‌ایم و از ما درخواست می‌کنند که از بین کاندیداهای ریاست جمهوری و شورای شهر، فرد و افرادی رو بهشون معرفی کنیم. در حالت عادی، ما با تحقیق و بررسی در بین کاندیداها و لیست‌های مختلف، به گزینه‌هایی می‌رسیم و به اطرافیان معرفی می‌کنیم. ولی سؤال اینه که وقتی یکی از علمای شهر برای پشتیبانی از حرکت جمعی، از یک لیست مشخص حمایت می‌کنند، وظیفه ما چیست؟ اگر ما بر اساس تحقیق و بررسی خودمون به گزینه‌هایی برسیم که الزاماً در لیست مورد حمایت فلان چهره علمی یا فقهی شهر وجود ندارند، آیا اجازه داریم، کسانی که اصلح تشخیص دادیم رو به دلیل حمایت یک عالِم یا حمایت از ائتلاف و وحدت، کنار بگذاریم و به لیست معرفی‌شده ایشون رأی بدیم؟ سؤال بعد هم اینکه، آیا اساساً ما در انتخابات باید به دنبال کشف و معرفی و رأی به اصلح باشیم، یا وظیفه ما حمایت از ائتلاف و وحدت و این نوع دغدغه‌ها است؟ اگه بین انتخاب اصلح و حمایت از ائتلاف و وحدت، قرار بشه یکی رو انتخاب کنیم، وظیفه ما انتخاب کدام مورد است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: اولا مطمئن باشید هرگز آن عزیزان اصرار ندارند از اشخاصی که شایسته بودنِ آن‌ها برای شما محرز شده‌است عدول کنید؛ ثانیا بعضا خود رفقا آن بزرگان را در محذور قرار می‌دهند که در چنین اموری وارد شوند در حالی که بهتر آن است تا رفقا اجازه دهند بزرگان شهر به حکم «علینا بالقاء ‌الاصول و علیکم بالتفریع» آن‌ها ملاک‌های کلی را در انتخاب افراد ارائه دهند تا افراد جهت انتخابات در میدانی که آن بزرگان ملاک‌ها را تعیین کرده‌اند خودشان مصداق‌های جزئی را انتخاب کنند؛ به خصوص که همه می‌دانیم خوبان یک شهر مثلا در امر شوراها منحصر به آن لیستی نیست که آن عزیزان و بزرگان شهر پشتیبانی می‌کنند. ثالثا اخلاق اسلامی اقتضا می‌کند تا رفقایی که بنا دارند طبق تشخیص خود به یک لیست رأی دهند، با گشودگی کامل نسبت به انتخاب بقیه برخورد کنند. رهبری می‌فرمایند: «ملّت عزیزمان انتخابات را نماد وحدت ملّی قرار بدهند، نماد دودستگی و نماد تفرقه قرار ندهند، نماد دوقطبی‌گری قرار ندهند؛ این تقسیم‌های غلط «چپ» و «راست» و امثال اینها را کنار بگذارند. آنچه مهم است آینده‌‌ی کشور است». رابعا: حلقه‌های میانی از نقش خود غفلت نکنند از آن‌جایی که رهبر انقلاب به آن‌ها توصیه دارند در جایی قرار بگیرند که جدای از آن‌چه رهبری به عنوان شخصیتی که تکلیف کلی را تعیین می‌کنند و نیز جدای آن‌چه مربوط به دولت است قرار گیرند؛ لذا در این رابطه می‌فرمایند: «این به عهده‌ی جریانهای حلقه‌های میانی است. این، نه به عهده‌ی رهبری است، نه به عهده‌ی دولت است، نه به عهده‌ی دستگاه‌های دیگر است.» و از این جهت رفقا باید خودشان در سنت انقلاب اسلامی بر اساس آتش به اختیاری که اقدام در این سنت است ابتکارات خود را شکل دهند. موفق باشید

30943

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: فقط اعمال ارادی انسان در عین ثابت است یا غیر ارادی ها هم به انتخاب عین ثابت است. مثلا انسان بودن هم در عین ثابت انتخاب شد و مثلا می‌توانستیم حیوان بودن، فرشته بودن، خدا بودن (فضل خدا اینست که در عین ثابتش زودتر از بقیه اعیان وجوب را برگزید و ما امکان را) و سایر موجودات بغیر انسان را انتخاب کنیم اما انسان بودن را برگزیدیم و پس از آن سایر امور غیر انتخابی در این دنیا مثل پدر و مادر، سال تولد، جنسیت و ... را انتخاب کردیم و پس از آن در بطن مادر شقی و سعید خود را انتخاب کردیم و اکنون که عین ثابت انتخابات اصلیش را کرده است در بستر آن ریزه کاری های جزئی آن را در این دنیا مشخص می‌کنیم مطلب دیگر اینکه مبحث عین ثابت بحث پرتاب شدگی استاد هایدگر را منتفی می‌کند؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ممکن‌بودنِ ممکن‌الوجود، ذاتی آن است. معنا نمی‌دهد امکانِ خود را انتخاب کند. حضرت علامه طباطبایی در کتاب شریف «بدایة الحکمه» در این رابطه مطالب ارزنده‌ای را مطرح کرده‌اند. موفق باشید

30295

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: ببخشید استاد؛ می‌خواستم بپرسم که تعریفی که رهبری از اصطلاح دو قطبی شدن در جامعه می‌کنند چی هست؟ آیا جمله زیر درسته؟ «دوقطبی‌ای که حضرت آقا مطرح می‌کنند بین مردم نیست. چون همیشه دو جناج در انتخابات ها رو در روی هم هستند. دو قطبی‌ای که حضرت آقا خطرش رو گوشزد کردند دو قطبی بین مردم و خواص هست‌ که سال ۸۸ نمایان شد. مردم احمدی‌نژاد رو خواستند و خواص نخواستند پس فتنه شد.»
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده آن دو قطبی که منظور رهبر معظم انقلاب بود، دو جبهه‌ای می‌شد که همدیگر را تکفیر می‌کردند، وگرنه همواره دو جناح در انتخابات در دو قطب قرار دارند. موفق باشید

29972

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسمه تعالی. با سلام و خدا قوت، استاد در بحث فرد سحرشده آیا حتما باید به فرد آشنا به این امور مراجعه کند یا با همین معوذتین و آیات وارد شده رفع می‌شود، اگر باید به کسی مراجعه شود از کجا فرد مطمئن را بیابد؟ این روزها هستند حکیمانی که علاوه بر دستورات غذایی و دارویی گاها این مطلب را دخیل می‌دانند اذکاری می‌دهند که ظاهرا غیر شرع نیست مثل قربانی، صدقه، ذکر یا علی به تعداد بالا به طور مداوم، منتهی ادعا دارند که سحر بدست ایشان باز می‌شود، اصلا گوش دادن به حرف ایشان درست هست؟ مصداقی از شرک خفی نیست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: خوب است در این مورد به کتاب «جایگاه جنّ و شیطان و جادوگر» رجوع شود. اگر با معرفت به خدا، به خداوند رجوع شود وسوسه‌‌های شیطان خنثی می‌گردد. موفق باشید

29769

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام و عرض ادب: در یک مجموعه تربیتی از نظام تربیتی استفاده می کنیم. یکی از دوستان به نقل از استاد طاهرزاده گفتند: در اسلام نظام تربیتی تعریف نشده و نداریم. اگر امکان دارد در این مورد راهنمایی بفرمایید. متشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در اسلام، نظام تربیتی همان نظام اخلاقی است که مدون شده آن‌هم با مبانیِ معرفت نفس. و به همین جهت در ابتدای کتب اخلاق، مانند «معراج السعاده» ابتدا بحثی در رابطه با «تجرد نفس» به میان آمده. موفق باشید

29613

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: من یه دختر مجرد هستم ۲۰ سالمه دانشجو هستم و اهل مطالعه کتا های دینی نیستم مشکلی ک برای من پیش اومده هر موضوع منفی منو آشفته میکنه و خیلی منفی بافی می‌کنم و فکر و خیال مغذم رو درگیر میکنه جوری ک دائما آشفته هستم می‌خواستم با توجه به این مشکل یه برنامه و یا یه راهنمایی چیزی به من بدید ممنون.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: باید سعی کنید متوجه‌ی نظام احسن عالَم باشید زیرا خالق عالم، عالَم را بستری برای کمال انسان‌ها آفریده. در این نگاه است که متوجه می‌شویم «قطره‌ای کز جویباری می‌رود / در پی انجام کاری می‌رود». سیر مطالعاتی سایت می‌تواند به روح و روحیه‌ی شما کمک کند إن‌شاءالله. با کتاب «جوان و انتخاب بزرگ» شروع کنید به عنوان دشتِ اول، باید خوب باشد. موفق باشید

28675

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و تشكر: با توجه به آيه «اليوم ....» مربوط به عيد غدير و سخنراني روز گذشته آيا مي توان گفت كه اتمام دين همان قسمت اول حديث ثقلين است و اكمال دين قسمت دوم حديث ثقلين.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: حرف خوبی است. به همین جهت تأکید پیامبز خدا آن بود که این دو نباید از هم جدا شود. موفق باشید

28587

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسمه تعالی با عرض سلام و خدا قوت خدمت استاد عزیز: چندیست بروی مبانی طبی ایرانی و اسلامی و طب چینی کار می‌کنم و دغدغه راهکار درمان در مسایل روان شناسی که امروز دغدغه بسیاری از مردم است را دارم، با دنبال کردن مباحث حرکت جوهری و معاد اگر درست متوجه شده باشم چون شیخ الرییس معتقد به جوهری بودن حرکت نیست. یک حلقه مفقوده در طب هست که فکر می‌کنم با مبانی جناب ملاصدرا باید حل شود. استاد بضاعت بنده در عمق این مبانی کم است و امثال علامه حسن زاده که هم مبانی معرفتی ملاصدرا را دارند و هم دستی در طب از ایشان جز یک کتاب کلی طب و طبیب و تشریح پیدا نکردم، لطفا اگر منبعی که نحوه تعامل جسم و نفس که در واقع در عالم خارج یکی هستند و ما در ذهن دو تا کرده ایم و یکی نازله دیگریست، معرفی نمایید. .با تشکر و آرزوی طول عمر با برکت برای شما پدر و استاد دلسوز.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: متأسفانه در این موارد ورودی نداشته‌ام و لذا منبعی و یا شخصی را نمی‌شناسم. موفق باشید

28107

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: در بحث حرکت جوهری آیا با کتاب و صوت قصد این را داشته اید که مقدمه ای برای کار فلسفی و مقدمات فلسفی برای فهم حرکت جوهری باشد یا از طریق همین کتاب و صوت ها و تمرین آن فهم حقیقی حرکت جوهری واقع می‌شود؟ مدتی است که درگیر بحثم اما بعد از این بیست روز متوجه شده ام که هرچه کتاب را کار می‌کنم نهایتا یک صورتگری خیالی دارم انجام می‌دهم و متوجه شدم که به قول خودتان صرفا حرکت جوهری دون شدم و متصل به عقل نشده ام. نمیدونم گیر کار کجاست؟ چه کنم؟ منتظر توصیه شما هستم. ضمنا بگویم که بحث های معرفت النفسی را بسیار خوب ارتباط می‌گیرم و متوجه یافت و حضور ان‌شاءالله که شده ام اما از عقل بهره ای ندارم. چه باید کرد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! پرده‏ های دیده را داروی صبر ** هم بسوزد هم بسازد شرح صدر. به هر حال ممکن است کمی طول بکشد ولی این راه، راهی است که انسان در آن ناکام نمی‌شود. موفق باشید

28086

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیک و ریحانه استاد خدا قوت: می‌خواستم ببینم علت پیشنهاد حضرتعالی در دنبال کردن صوت های فصوص جناب استاد یزدان پناه نسبت به سایر شروح چیست؟ آیا شرح آیت الله جوادی آملی در این زمینه کافی نیست؟ یا نکات و مسایلی در شرح جناب آقای یزدان پناه مد تظرتان هست که به این شرح نظر دارید؟ این را از آن جهت پرسیدم تا در رجوع به فصوص به لطف الهی بهره ای که طلب داریم را در این دوران به وجه متعالی آن طلب کنیم و از وجوهی که می شود متذکر بشویم غفلت نکنیم. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: جناب آقای یزدان‌پناه با توجه به شرح استاتیدِ قبلی، جمع‌بندی خوبی را ارائه داده‌اند از این جهت اگر کسی بخواهد مطالب فصوص را دنبال کند از طریق ایشان عملاً از بقیه اساتید نیز بهره برده است. موفق باشید

27717
متن پرسش
سلام استاد عزیز: به لطف خدا از سال ۱۳۹۰ با حضرتعالی و آثار شما از طریق یکی از دوستان آشنا شدم اما تا اواخر سال ۱۳۹۸ با آثار شما غریب بودم و هیچ اشتها و کششی در درونم شکل نمی‌گرفت که سیر مطالعاتی رو دنبال کنم. اما از اواخر سال ۱۳۹۸ یه تشنگی خاصی نسبت به این سیر مطالعاتی در درونم ایجاد شد. و هنگامی که خود را در این آب معرفت انداختم، لذتش رو چشیدم که حد نداره. به طوری که دوست دارم صبح تا شب فقط بخوانم و به فکر فرو برم. الحمدلله. حالا سوال اینجاست که چرا در همون سال ۱۳۹۰ دلم به این سمت و سو کشیده نشد؟ و سوال بعد اینکه چی میشه که بعد از این همه سال، تازه در درون، آدمی متوجه میشه که این معارف گمشده ام بوده؟ و سوال بعد اینکه آیا باید افسوس و حسرت این هشت سالی که هدر رفت رو بخورم؟ یا اینکه بگم خدا رو شکر که لااقل قبل از اینکه بمیرم خدا جان منو آگاه به این طریق کرد؟ سوال بعد اینکه دلم نمیخواد از کتاب ها، زود به کتاب بعدی منتقل بشم؛ مثلا کتاب جوان و انتخاب بزرگ و کتاب چه نیاز به نبی رو سه دور خوندم و خلاصه برداری هم کردم، اما احساس می‌کنم که بازم که میخونم، کتاب برام تازگی و چیزای تازه تری برام داره..آیا به کتاب های دیگه برسم یا همین کتاب ها رو تا زمانی که اشتها دارم ادامه بدم؟ تشکر و سپاس
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. هرکس را صبحدمانی و فلقی است و هنر ما باید آن باشد حال که صبح، دمیدن آغاز کرده و در بین‌الطلوعین آن هستیم، مواظب باشیم خواب بر ما غلبه نکند تا از حرکت باز ایستیم. ۲. وقتی کتابی رویهمرفته مطالعه و دریافت شد، جلو بروید. موفق باشید

27173
متن پرسش
سلام علیکم: حضرتعالی در آن دسته آثارتان که مربوط به غرب شناسی و تمدن اسلامی است، به این سخن شهید آوینی (ره) اشاره زیادی دارید که در برخورد با تکنولوژی یا نظم مدرن و برخاسته از غرب متاثر مدرنیته، بایستی به خودآگاهی در شناخت تکنیک برسیم تا بتوانیم آن را در روح عقاید و فرهنگ خود مستحل کنیم. بحث شاید اینجا باز شود که ممکن است این اشکال و ابهام وارد شود که خب شما در مواجهه با تکنیک و تمدن غربی با این رویکرد درگیر انفعال می شوید و می خواهید که از ابزار و توسعه غربی بی بهره ببرید ولی در عین حال روحی که این ابزار با خود می آورد را در اثر غربشناسی و شناخت تکنیک قصد دارید بشناسید تا مبادا خودباخته و از خود بیگانه شوید و این یک رویکرد بیشتر نظری و حکمت اندیشه است و در عمل نظر به تمدن زایی و مواجهه در مقیاس تمدنی ندارید و می خواهید. مثلا با بصیرت هم دین تان و عدم هضم در مدرنیته داشته باشید هم بهره از تکنیک و نظم مدرن. هر چند من معتقدم اگر ضوابط و مختصات را رعایت نکنیم این احتمال و شاید انفعال پیش بیاید ولی خب اینجا من نکنه دارم که ما اگر قصد تمدن سازی داریم و مواجهه خود را بصورت تمدنی با غرب مدرن می دانیم و حتی به تلقی من در جوهره با مدرنیته و غرب تضاد و تعارض های اساسی داریم در حدی که با دو انسان متفاوت در دو دستگاه انسان و تمدن سازی مواجهیم، چطور باید آن تکنولوژی و ساز و کاری که انکشاف و تعامل با طبیعت بعنوان مخلوق و صورتی از خالق حکیم است، درونش وجود دارد ولی در بستر غربی به طلوع و ساخت رسیده را بایستی در نظم تمدنی خود مستحل کنیم که رنگ خودی و در چارچوب تمدنی مان معنا بدهد و رنگ آن را بگیرد و مبادا حالتی نچسب و ناهمگن با روح تمدن اسلامی و به اصطلاح تافته جدابافته به خود بگیرد مثل اینکه بسیاری ساز و کارهای اقتصاد ربوی غرب من جمله بانک را بصورت عجیبی می خواهیم اسلامیزه کنیم و سر آن عمامه بگذاریم در حالی که شاید در ساز و کارهایی تکنولوژی های مناسبی باشد ولی ذات بانک که با این کنه و ماهیتش نمی تواند در چارچوب روح فرهنگی و عقاید ما بیاید و با روح ما بخواند و ما دنبال این است نیستیم که ذات بانک ربامحور هست یا نه و نقطه ثقل آن با نقطه ثقل اقتصاد اسلامی آیا می خواند فقط دنبال این هستیم که عقود اسلامی در آن جاری شود و هم اکنون هم تبدیل به یک وصله ناجور شده است. سوال اصلی من که بصورت مختصر خدمتتان عرض کنم این است که چگونه می توان بستر و زمین خود را در عرصه های مختلف متناسب روح فرهنگی و عقایدمان تعریف کرد و به آن خودآگاهی و بصیرت رسید ولی وقتی بحث نظام سازی و ابزارسازی در میان است، هدف و حکمت نظری خود را شناخته و در طرح برنامه ها ابزار و تکنولوژی را در همین چارچوب مستحل کنیم و بسازیم مثل کاری که امام با انتخابات کرد، نقطه ثقل حکومت اسلامی را تحقق ولایت الله از طریق ولی فقیه تعیین کرد و انتخابات را بعنوان ابزاری در نظام ولایی و با نظارتی مثل شورای نگهبان و در جهت گفتمان و امرهم شوری بینهم معنا داد و روح فرهنگی ما در انتخابات هست؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بحث در عقل تکنیکی، بحث در ظهورِ «وجود» است در این تاریخ. و این مثل ظهور «وجود» در انقلاب اسلامی است و لذا شناخت غرب به یک معنا منجر به حضور در تاریخی می‌شود که ما را فراگرفته است. و این غیر از انفعال از غرب است که خودِ غربی‌ها نیز در این رابطه، غرب‌زده‌اند. به این فکر کنید که بشر جدید، بشری است که تمدنی، خود را احساس می‌کند و نه فردی. و غرب به این معنا، جهانِ همه‌ی انسان‌ها است. و البته این غیر از اسلامیزه‌کردنِ غرب است که جنابعالی به‌خوبی متوجه‌ی آن هستید و متأسفانه بعضی از مذهبی‌های تجددزده گرفتار آن هستند.

فکر می‌کنم جواب سؤال‌تان را با نشان‌دادنِ شخصیت همه‌جانبه‌نگرِ شهید آوینی، راحت‌تر می‌توانم بیان کنم که چگونه آن شهید می‌فهمد در جهان باید حاضر شود و جهان را بشناسد ولی با روحِ عرفان حضرت روح اللّه «رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه». البته در این رابطه به صورت جسته و گریخته، مطالبی عرض شده است، به‌خصوص در کانال تلگرامی «عصر جدید» به آدرس @asre_jadeid . موفق باشید 

26590

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم سلام استاد: حلال بفرمایید از مزاحمت های مکرر. ۱. اینکه می گویند انسان هزاران صورت ایجاد می کند که در برزخ با آنها روبرو است آیا درست فهمیدم؟ حساب و کتاب قیامت اینگونه نیست که از دقایق ما به معنی دنیایی سوال کنند بلکه از ما حصل دقایق ما که به چه چیزی ختم شده سوال می شود، یعنی مثلا یک صورت می شود به اسم حسادت؟ یا اینکه از تک تک مواقعی که ما حسادت کردیم سوال می شود؟ ۲. انسان مثلا اگر صدها صورت حسادت ایجاد کرده با توبه واقعی این صورت را پاک می کند و صورت های جدید ایجاد می کند آیا صورت های قبلی هنوز موجود است؟ ۳. استاد وقتی به حقوق اشیا و افراد نگاه می کنیم دیوانه می شویم، به هر لحظه که برمی گردیم حقوق بسیاری افراد را زیر پا گذاشته ایم که می گویند باید با وکلایی اینها بعد مرگ روبرو شوی، و می گویند حق الناس سهوی و عمدی ندارد همه بازخواست می شود. خوب با این بی دقتی و فراموشی و یا جهل خود چه کنیم که هر لحظه در حال گناه کردن هستیم. نمی خواهم نظر دهم ولی آیا این ناعادلانه نیست که از انسان در این عالم محدود مادی از لحاظ قوا اینگونه سخت حسابکشی کنند. من بعد از یک بیماری سخت واقعا تمرکز خور را برای دقت کردن روی چندین مساله با هم، از دست داده ام و به هر حال تا می خواهم جایی را درست کنم جای دیگر خراب می شود.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. به نظر می‌آید همان حالت اول باشد. ۲. نه. ۳. به هر حال ما در حد توان خود عمل می کنیم و امیدوار به رحمت الهی هستیم. گفت:‌ گر چه بهشتش نه به همت دهند / آن قدر ای دل که توانی بکوش. موفق باشید

26182
متن پرسش
سلام علیکم استاد گرامی: اولا از شما معذرت خواهی می کنم بابت لحن سوال قبلیم. حقیقتش من مثل شما بزرگان حضور قلب و آرامش ناشی از ایمان ندارم. برای همین با یه سری حوادث زود خونم به جوش میاد و... استاد ازتون راهنمایی میخام چرا که مطمئنم کلام دلنشین شما از دلی برمیاد که خدا در اون دل قویاً حضور داره. استاد با توجه به اینکه مطالب کانالتون را دنبال می کنم متوجه شدم که در شرایط فعلی در عرصه جهاد اصغر جنگ نرم هستیم؟ اگر جوابتون مثبته لطفا بفرمایید من به عنوان سرباز این جنگ نرم (بیشتر در فضای مجازی منظورمه) چه وظیفه و مسئولیتی دارم؟ و دقیقا باید چیکار کنم که ‌واقعا موثر و مفید باشه؟ استاد من فکر می کنم اون سیلی انتقام را یکی باید زیر گوش خود من بزنه تا خوابم نبره. (استاد گرامیم برای موفقیتم در جهاد اکبر برای حضور قلب خودم و برای اینکه صدای خدا را از درونم بشنوم و دنبال اون صدا قدم بردارم شدیدا محتاج دعای شما هستم) باز هم از محضرتون حلالیت می طلبم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: البته که دعاگو هستم. عنایت داشته باشید که ما در این تاریخ با جهانِ گسترده‌ای روبه‌رو هستیم با انسان‌هایی به وسعت آن جهان. باید با بیکرانگیِ انسان‌ها با آن‌ها سخن گفت. گویا قیامتی برپا شده است «وَ فُتِحَتِ السَّماءُ فَكانَتْ أَبْواباً» (نبأ/۱۹) آسمان گشوده شده است و درهای زیادی در مقابل انسان‌ها باز شده. چرا بعضی‌ها هنوز در پنجره‌ای محدود به عالَم و آدم می‌نگرند و از سردیِ زندگی خود، خود را خلاص نمی‌کنند؟! موفق باشید

25640
متن پرسش
با سلام و تشکر: استاد بزرگوار چند مرتبه دیده ام که شما فرمودید قضای الهی تغییرناپذیر است و با دعا و اعمال صالح می توان از قضایی به قضای بهتر پناه برد آیا معنای حدیثی که می گوید دعا قضا را برمی گرداند حتی اگر محکم شده باشد همین است یا مسأله دیگری مراد حدیث است؟ ممنونم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به هرحال نظام هستی دارای انضباط خاصی است و می‌توان در معرض نظامی قرار گرفت که دارای حکم مخصوصی است و می‌توان خود را در معرض وجه دیگری از انضباطِ الهی قرار داد که به اصطلاح گفته می‌شود «از قضایی به قضایی دیگری پناه‌بردن» و معلوم است در شرایط جدید، حکمِ دیگری بر او جاری می‌گردد. موفق باشید

25435

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد: ۱) مرحوم آیت الله سعادت پرور واقعا شاگرد خاص سلوکی علامه طباطبایی رحمت الله علیه بودن؟ ۲) از ایشون نامه ای خطاب به یکی دیدم که ادعا کردند اگر این دستورات که ۱۳ بند هست را انجام دهی، راه صد ساله را در یک سال طی خواهی کرد. سوالم اینجاسة که این صرفا مبالغه بوده که صد سال رو یک ساله میشه رفت؟ صد سال الکی نیست آخه استاد که یک عارف بزرگی مثل مرحوم پهلوانی تهرانی اینطور بفرمایند. ۳) من که وقتی این فرمایش رو دیدم، داشتم بال درمی‌آوردم، ولی سریع فکری خطور کرد که نکنه اون نامه فقط برای همونی که نامه براش نوشته شده اثر مذکور رو میذاره؟ یا برای بنده هم که تا حدودی به مبانی خودشناسی و خداشناسی از طریق آثار شما چند سالیست آشنایی دارم همین اثر رو داره؟ ۴) البته در بندی از نامه بحث ارتباط خاص با استاد خاص سلوکی آمده که نظر شما در مورد این بند رو هم می خواستم بدونم. استاد بنده به کسی جز شما فی الحال اطمینان ندارم در این روابط. با شرح صوتی شما رسیدم به توبه از رذائل اوصاف و اخلاق در جلد دوم مقالات به توصیه خودتون. ولی این دستورالعمل که به طور خاصی نصیبم شد رو نمیدونم بهش توجه کنم یا نه؟ ۵) قسمتی از سرفصلهای نامه رو می‌آورم و اصلش هم به صورت مستند پی‌گیری کردم و صحت داشت و در بازار اندروید هم تحت عنوان «ره صد ساله» موجود هست: _ ترک معصیت _ انجام مستحبات و ترک مکروهات حتی المقدور _ سحرخیزی و نماز شب _ توسل به معصومین علیهم السلام _ قرائت قرآن _ ملازمت استاد _ پرهیز از افراط و تفریط _ پرهیز از استماع سخنانی که تفرقه حواس می‌آورد _ پرهیز از اشخاص بی‌موالات _ مراوده با سالکِ مراقب _ سکوت _ احتراز از خواهش های نفسانی (که فکر می کنم منظور مباحات می‌باشد) _ به خود پرداختن _ عدم بدبینی به عبد خدا _ عدم تقویت جهات مادی، بیش از مایحتاج (ببخشید طولانی شد معلم عزیزم)
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. اطلاع ندارم، ولی ایشان را انسان فرهیخته‌ای می‌شناسم. ۲. این یک اصطلاح است، یعنی انسان سریعاً به نتیجه می‌رسد. ۳. این به ذوق افراد بستگی دارد، روح و روحیه‌ی افراد متفاوت است. ۴. پیشنهاد می‌شود جزوه‌ی «روش سلوکی آیت اللّه بهجت» که بر روی سایت هست، مطالعه گردد. ۵. نکاتی مفید و بسیار خوبی است، می‌ماند که باید از حضور تاریخیِ خود در متن انقلاب و مقابله با استکبار غفلت نشود. موفق باشید

24653

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت شما: استاد شما برای ایجاد شدن طلب معنویت و رفتن به سوی خدا برای یک جوان دانشجو چه کتابی رو پیشنهاد می کنید و مناسب می دانید؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر می‌کنم مطالعه‌ی کتاب «جوان و انتخاب بزرگ» و کتاب «ده نکته در معرفت نفس» و کتاب «آشتی با خدا» مفید باشد. موفق باشید

24418
متن پرسش
استاد عزیز سلام: با توجه به جواب سوال ۲۴۴۱۱ بنده منظورم این بود که مگر طبق فلسفه ارتباط مجرد با ماده محال نیست، پس چطور می گویید نفس با بدن مادی ارتباط دارد؟ پس یا این فرض فلسفی که ارتباط مجرد با ماده محال است غلط است و یا اگر درست است چگونه توجیه می شود؟ بالاخره همان تدبیر انضمامی هم ارتباط مجرد و ماده هست، شاید توجیه این باشد که نفس که مجرد است از نظر وجودی شدیدتر است و همه جا میت واند حضور داشته باشد حتی در عالم ماده، و مادیت ماده به دلیل ضعف وجودیش بر نفس که وجودی شدید است تاثیر ندارد و این نفس است که ماده را که همان بدن است متأثر می کند و این فقط به دلیل شدت وجود مجرد نسبت به ماده امکان دارد و قطعا از احکام و قوانین الهی است، مثل ارتباط باری تعالی با عالم ماده که البته چون وجود مطلق و شدیدترین وجود است پس در همه عوالم حضور کامل دارد حتی عالم ماده.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: نکاتی که می‌فرمایید قابل تفکر است ولی باید مباحث «برهان صدیقین» که نظر به صِرف وجود دارد و مباحث کتاب «معرفتِ نفس و حشر» که موضوع را در افق دیگری مدّ نظر قرار می‌دهد، مورد غفلت قرار نگیرد. موفق باشید

22455

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: استاد محترم. نمی دانم چه دلیلی هست. وقتی سعی می کنم متمرکز بشم و سرم به کارم باشه و تمرین می کنم که جمع خاطر باشم یکهو سر و کله خیلی آدم پیدا میشه که وسط کارم از من درخواست دارن یک کاری براشون انجام بدهم و من خیلی ها را می دانم که اگر اون کار رو بخوام برای ایشان انجام دهم طول خواهد کشید و از کار خود باز می مانم، از طرفی اگر بگویم من نمی رسم الان هم معمولا باز یک جور ناراحتی پیش میاد و احساس بی توجهی و از طرف من هم معذب شدن و باز از کار مفید جا ماندن. نمی دانم وظیفه ام کدام است؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: کمک به خلق در حدّ توان لطف خدا است. موفق باشید

نمایش چاپی