بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
9870
متن پرسش
سلام استاد: خسته نباشید. اگر بخواهیم خداوند در منظم شدن کارها و برنامه های علمی به ما کمک کنند چه ذکری بگویییم و با چه نامی حضرت حق را بخوانیم؟ 2- اگر بخواهیم ساعات مطالعاتمان بیشتر شود در کنار توسل و ترک رذایل، چه ذکری بخوانیم؟ سپاس بسیار
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده ذکر خاصی را نمی‌شناسم. به ما فرموده‌اند روزی 70 بار استغفار، روح را به تعادل برمی‌گرداند و روزی 21 بار آیت‌الکرسی کمک می‌کند تا خدا امورات ما را در دست گیرد. گفتن ذکر «لا إله إلا اللّه» هر اندازه که باشد، خوب است. موفق باشید
5830
متن پرسش
سلام وخداقوت میخواستم سیرانسان شناسی شما اینجوری باید خواند؟ 1.جوان وانتخاب بزرگ 2.آشتی باخدا شرح 3.ده نکته شرح 4.جزوه انسان دراسلام(نمیدانم همان شماره 8 هست) 5.برهان تاعرفان شرح 6.معاد شرح(کتاب آنگاه که فعالیت های فرهنگی پوچ میشودوفعلیت باور دینی شرح آنها) 7.خوشتن پنهان 8.انسان ازتنگنای بدن تافراخنای قرب الهی باتشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی‌: سلام علیکم: همین طور که می‌فرمایید خوب است منتها انسان از تنگنای بدن تا فراخنای قرب الهی، همان انسان در اسلام است که ویرایش شده و فصلی به آن افزوده شده که خوب است بعد از خویشتن پنهان مطالعه شود. دیگر این‌که شرح کتاب معاد با شرح کتاب آن‌گاه که فعالیت‌های فرهنگی پوچ می‌شود جدا است و به همین ترتیب که اول معاد باشد و بعد کتاب آن‌گاه که فعالیت‌های فرهنگی پوچ می‌شود، خوب است. موفق باشید
2902
متن پرسش
سؤال16: در تدوین یک علم یا تمدن، اصالت با کدام است؟ مبادی یا غرض؟ یعنی کدامیک به دیگری جهت می‌دهد؟ کدامیک از دو گزینة زیر در این راستا صحیح است؟ الف) غرض اصالت دارد؛ یعنی اگر ما غرض خاصی را انتخاب کنیم، به دنبال آن غرض، مبادیِ متناسب با آن غرض را انتخاب می‌کنم؟ مثلاً اگر غرض‌مان از یک تمدن «ارضای نفس اماره» شد، آنگاه مبادی‌ای را به عنوان مبادی فکر خود انتخاب می‌کنیم که متناسب با آن غرض بوده بتواند تمدنی را تدوین کند که «نفس اماره»مان ارضاشود. ب) مبادی اصالت دارد؛ یعنی اگر مبادیِ خاصی را انتخاب کنیم، به‌ناچار با آن مبادی باید غرض خاصی را دنبال کنیم؟ مثلاً اگر مبادی خود را اینطور انتخاب کنیم که: «باید دنبال شهرت باشیم» و «باید رقبا را از میدان به در کنیم به هر قیمتی» و خلاصه این که «هوس‌هایمان را باید به هر قیمتی ارضاکنیم»، با این مبادی، مسلّماً غرض ما از تمدنی که می‌خواهیم ایجادکنیم، «ارضای نفس اماره» خواهدبود.
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: مبادی به خودی خود میل و غرض انسان را نیز به‌وجود می‌آورد و در واقعیت دوچیز نیستند هرچند از نظر مفهوم دو مفهوم باشند. به عنوان مثال اگر مبادی ما شخصیت حضرت امام«رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» باشد و تفکر خود را مبتنی بر آن شخصیت شکل دهیم، به خودی خود میل رسیدن به آن شخصیت را مدّ نظر داریم و همه‌ی استدلال‌های خود را مبتنی بر رسیدن به آن شخصیت تنظیم می‌کنیم با این مبنا که آن استدلال‌ها از بدیهیات نظری فاصله نداشته باشند وگرنه مبادی ما خرافی خواهد بود. موفق باشید
2458
متن پرسش
با سلام.در تاریخ آمده که جناب اقای فردید اساسنامه ی حزب رستاخیز را نوشته اند و در اولین سخنرانی خود در ایران علیه انقلاب موضع گیری های شدیدی گرفته اند.نظر جنابعالی در این مورد چیست؟
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: آقای فردید اولین کسی بود که در دانشگاه مبانی ولایت فقیه را بر خلاف عرف روشنفکری آن زمان تبیین کرد و از آن دفاع نمود و به همین جهت شاگردان او از مدافعین ولایت فقیه هستند. البته از نظر بنده فیلسوف نیاز به دفاع ندارد، فیلسوف حرف خود را زده و بذری را افشانده. متأسفانه وقتی کار بر مدار شارلاتانیسم بچرخد شخصیت متعهدی مثل فردید که سخنانش نشان می‌دهد در افقی کاملاً حِکمی و عرفانی به‌سر می‌برد آماج تهمت‌هایی قرار می‌گیرد که انسان به یاد تبلیغات معاویه بر ضد علی«علیه‌السلام» می‌افتد که کار را به جایی رسانده بود که مردم می‌گفتند مگر علی هم نماز می‌خوانده که در محراب کشته شده؟ مسلّم هیچ‌کس بی‌‌عیب نیست ولی بسیار فرق است بین کسی که تمام عمر به دنبال حقیقت بوده و وقتی با امام خمینی و انقلاب اسلامی روبه‌رو می‌شود این‌چنین به دفاع از آن می‌پردازد با کسی که تمام عمر به دنبال مطرح‌کردن خود می‌باشد. با روزنامه‌ی رستاخیز که آن زمان یک روزنامه‌ی رسمی است مصاحبه‌کردن و حکیمانه‌ترین سخنان را گفتن، جرم است یا هنر؟ باید پرسید چرا جریان فردید توسط غرب‌زدگان تیرباران می‌شود؟ آیا به جهت آن نیست که ما در آینده آوینی‌ها نداشته باشیم؟ از فردید در مصاحبه‌ی روزنامه‌ی رستاخیز خواسته بودند چه کتابی برایش معتبر است؟ گفته بود قرآن کتابی است که من هیچ کتابی را با آن مقایسه نمی‌کنم. پرسیده بودند چه طور قرآن را مدّ نظر دارید؟ گفته بود: مواجهه‌ای که یک شیعه‌ی اصیل به قرآن دارد. و از این طریق از این روزنامه پایگاهی برای مقابله با اندیشه‌های حزب رستاخیز استفاده می‌کرد که مصاحبه‌های او با آقای میبدی در این امر مشهور است. موفق باشید
2235
متن پرسش
بسمه تعالی . . . سلام علیکم استاد عزیز. . . بنده همان کسی هستم که بواسطه آثار شما از اوج هلاکت نجات پیدا کرد الحمد لله. . . 3 سال پیش که تغییر کردم ماه رمضانی نصیبم شد که اصلا نه توانایی حرف زدن داشتم نه زیاد خوردن،اینقدر آرام بودم،از هر اذان وقت افطار لذت میبردم،اما بخدا هیچی نمیدونستم که الان میدونم این دله یه چیزیش بود که تفسیرشو نمیدونستم،اون موقع هیچی نمیدونستم اما الان میدونم ولی دیگه حالتی ندارم،الان فقط تفسیر اون حالتای قدیممو میدونم،اون موقع حالت داشتم اما این ماه رمضان اولش با امیدواری شروع شد،3 روز اول تقریبا خوب بود. . . 1- قصد کردم جامعه بخونم هر روز،قبلا هفته ای 2 دفعه جامعه میخوندم بخدا لذت میبردم اما در این ماه نمیدونم چرا گرفتن،دیگه کار به جایی رسید که با خدا درگیر شدم. . . استاد بخدا سخته اون جامعه رو بچشید بعدش بیاید این جامعه رو بهتون بدن با مشت میزیدم تو سرم که خدا من که همون گناهکارم،ماهم که ماه توئه پس کجا رفت جامعه ها. . . گفتم شاید عادت کردم به هر روز خوندن گفتم یک روز در میون بخونم،اما هی دلم پیش جامعه بود باز که میام بخونم میبینم دلم میره. . .بخدا قبلا گناهام بیشتر بود،این ماه هر چند ناقص گفتیم سعی کنیم کنترل کنیم جامعه بدن دیدم گرفتن،زدیم تو سرمون.داغون شدیم،دیگه صبر نداریم،عزیزمون بمیره برامون آسونتره. . . حتی فکر گرفتنش داره دیوانم میکنه. . . چکار کردم که شیطانو باز کردن؟ . . .استاد بخدا چه چه میزدیم وقتی جامعه میخوندیم 2- استاد غذایی که میخورم بخدا اینقدر کمه که خودمم تعجب میکنن،از یه بچه هم کمتره اما بازم معده لعنتی اذیت میکنه،تا افطار میکنم معده کمی بازیمون میده این زبون باز میشه. . . استادم 2 شب مونده به قدر. . . به شدت ترس تمام وجودم رو برداشته،من که توی این 3 ماه گفتم بندگی کنم اینقدر ضعیف عمل کردم الانم هیچی ندارم،گناها رو برداشتم برای شب قدر. . . نمیدونم استاد. . . ای که دلم لک زده یه دفعه دیگه اون نمازی که پشت عالم اصفهانی خوندم دوباره بدن،ای استاد همه لحظاتشو همین الان یادمه،ولی نماز صبحمم که امروز خوندم یادم نیست. . . استاد یه چی بگید ببینیم این دلمون رو باید بزنیم به کدوم دیوارم تا ازش خلاص بشیم. . .(استاد تاکید میکنم ترس از شب قدر و شرمندگی خرابم کرده دیگه روم نمیشه بگم به آقا که همون برکاتی که به اولیاء مرحمت میکنید به ماه هم بدید) موفق باشید.
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: مگر نگفت «که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکل‌ها» هم می‌دهند تا راه را بنمایانند و هم می‌گیرند تا راهمان بیاندازند و مگر عبدالله مبارک مروزی نگفت: «السکون حرام علی قلوب الاولیاء»؟ حرام است بر قلب دوستانش که همواره به یک منوال باشد. دوستانش در دنیا مضطرب‌اند در حال طلب و در آخرت مضطرب‌اند در حال طرب. در دنیا به غیر حق سکونت بر ایشان روا نیست و در عقبی به حضور حق، قرار بر ایشان روا نمی‌باشد. ریشه‌ی‌سکونت یا رسیدن به محبوب است و یا غفلت از آن ، در حالی که رسیدن به محبوب دل در دنیا روا نیست و غفلت از او هم شأن دوستان خدا نیست. در تعجّبم که چرا طوری سخن می‌گویید که گویا می‌خواهی قضیه شکل دیگری داشته‌باشد. خدا می‌داند چه‌کار کند، شما به او عرضه بدار «سیّدی لو انْتَهَرتَنی عنْ بابِک ما بَرحْتُ» اگر از درگاهت بیرونم کنی بیرون نمی‌روم. با همین روحیه و امید در شب قدر به خداوند رجوع کنید و از خدا غیر از این انتظار نداشته‌باشید، او شیفتگی و شیدایی بنده‌اش را دوست دارد. ابو حمزه خراسانی می‌گوید «عارف زندگی خویش همواره دفع کند ـ‌روز به روز‌ـ و زندگانی همی ستاند ـ‌روز به روزـ».
2212
متن پرسش
سلام علیکم شرح حدیث عنوان بصری همین 19 جلسه است ؟لطفا اگر ادامه دارد بر روی سایت فرار دهید
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: همان 19 جلسه بود. موفق باشید
1785

حکمت خالدهبازدید:

متن پرسش
باسلام. لطفا نظر صریح خود را در رابطه با حکمت خالده بیان فرمایید. باتشکر
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیک السلام به نظر بنده از یک جهت حکمت خالده همان «لا نُفرق بین اَحَدٍ من رُسُله» است که خداوند می‌فرماید رسولانی در سراسر تاریخ بشر به صحنه آمده‌اند که همگی از حکمتی آسمانی و قدسی سخن می‌گفتند و لذا در پاورقی ص 114 کتاب «فرهنگ مئرنیته و توهّم» عرض شده که در صورتی ما از موضوع حکمت خالده درست استفاده می‌کنیم که حاصل آن تفکر نظر به حضرت مهدی«عجل‌الله‌تعالی‌فرجه» باشد که حامل حکمت همه‌ی اولیاء و انبیاء است وگرنه حکمت خالده گرفتار یک نوع سکولاریسم پنهان می‌شود و به تحول باطنی فردگرایانه بسنده می‌کنند. موفق باشید
329

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
ضمن سلام میخواهم برانم که سرّ حکمت دانستن یک چیز چیست؟ مثلا چرا استاد عالی قدر ما استاد طاهر زاده در مباحث خودشان مسائل سیاسی را مطرح میکنند که چندان مربوط به موضوع نمیباشد؟ مثلا در بحث "زن" از مصدق سخن به میان می آورند و میگویند که ایشان یک کافر به تمام معنا هستند. شنیدن این سخن برای جاهلی که عمری با آثار این گونه افراد عشق کرده چه حس و قضاوتی را در دلشان ایجاد میکند؟ شاید باعث شود که عده ای که از نظر سیاسی با ایشان اختلاف نظر دارند به دلیل این اختلاف نظر از شنیدن بحث ها خودداری کرده و هدایت نشوند ؟ در حالی که میشود برای مسائل سیاسی جلسه های مجزایی در نظر گرفت. البته بنده به این حقیقت کاملا واقفم که ایشان مصداق حدیثیند که میگوید افرادی گوششان ، لسانشان و خلاصه کلیه ی جوارحشان گوش و چشم و ... خداست.(با مراتب گوناگون). ولی میخواهم بدانم که سر و حکمت این کارشان چیست؟
متن پاسخ
باسمه تعالی علیکم السلام از سر دلسوزی نگران هستی که افراد بتوانند هرچه بیشتر با معارف الهی آشنا شوند، خداوند شما را با پیامبران«علیهم‌السلام» که دلسوزان واقعی بشریت‌اند محشور کند، ولی ای عزیز! اگر در دل معارف الهی، جهت‌گیری سیاسی و اجتماعی افراد تصحیح نشود، عبادات او به کارش نمی‌اید. در همین راستا است که پیامبر«صلواة‌الله‌علیه‌وآله» می‌فرمایند: « لَوْ عَبَداللهَ عَبْدٌ سَبْعینَ خَریفاً تحتَ المیزاب قائماً لیلهُ، صائماً نهارُه، وَ لَمْ یَکُنْ لَهُ ولایةُ علی‌بن‌ابی‌طالب«علیه‌السلام» لَأکَبَّهُ اللهُ عَلَی مِنْخَریهِ فِی النّار»؛ اگر بنده‌ای خدای را هفتادسال زیر ناودان کعبه عبادت کند در حالی که شب‌ها به نماز ایستاده و روزها، روزه‌دار است و ولایت علی‌بن‌ابی‌طالب«علیه‌السلام» را نداشته باشد، از بینی او را در آتش می‌اندازند. پس پذیرش ولایت الهی و قبول حاکمیت احکام الهی در نظام اجتماعی – که از طریق خدا و رسول«صلواة‌الله‌علیه‌وآله» و امامان معصوم«علیهم‌السلام» - محقق می‌شود شرط دینداری است و اگر امام خمینی«رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» در مورد مصدق می‌فرمایند: «او هم مُسلم نبود» بر همین اساس است که عرض شد. موفق باشید
13595
متن پرسش
سلام استاد: درباره خوندن روضه های مکشوف (به اصطلاح هیئتیها روضه باز) نظرتان چیست؟ عده ای از علما نهی می کنند و آن را نوعی بی احترامی به اهل بیت می دانند (هر چند که به لحاظ تاریخی صحیح می دانند) و عده ای دیگر می گویند اگر بیان نشود باعث دفن شدن آنها در تاریخ می شود. گوش دادن به این نوع روضه ها را صلاح می دانید یا نه؟ تشکر از توجهتان
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: کربلا ملکوتی و باطنی دارد بسیار وسیع‌تر از آن‌چه در صحنه‌ی زمین واقع شد و خباثت دشمن در تقابل با وجه زمینی آن بزرگان، کم‌ترین و پایین‌ترین مرتبه‌ی حادثه است. لذا نباید با مکشوف‌کردن مرتبه‌ی نازله‌ی آن حادثه، افق‌های بلند موضوع را به حاشیه برد. به همین جهت علمای بزرگ تأکید می‌کنند روضه‌خوانیِ مکشوف نشود و مسلّم وقتی حادثه در افق‌های بلندتر آن ارائه شود، مرتبه‌ی پایین‌تر آن محفوظ می‌ماند و دفن نمی‌گردد. ولی این خطر در مورد عکس‌اش بیشتر جاری است. موفق باشید

10470

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: برای ما طلاب که می خواهیم مطالعه غیر درسی داشته باشیم بهتر است مطالعه ها موضوع محور باشد یا مولف محور؟ یعنی اینکه بهتر است مدتی روی کتب استاد مطهری استاد مصباح، استاد جوادی و ... وقت بگذاریم. یا بهتر است مثلا در مورد مسئله امامت یا تاریخ یا مهدویت کتب مولفان مختلف را مورد بررسی قرار دهیم؟ (کتاب ادب خیال را خوانده ام)
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: هر دو کار خوب است، گاهی باید موضوعات را دنبال کرد مثل موسم محرم و مطالب مربوط به کربلا. و گاهی باید گوهر فکر یک عالم اسلامی را به‌دست آورد. موفق باشید
10419
متن پرسش
با سلام: استاد عزیز با توجه به پاسخ شما به سوال (10307) که یکی از کاربران پرسیده بود و تحت عنوان (کربلا و نجات انسان‌ها از زیر خروارها گناه) در بخش یادداشت ویژه انتشار یافته ابهاماتی برایم وجود داشت که در ادامه مطرح می کنم. 1- اول آنکه فرمودید: (زمانه زمانه‌ی گناه‌آلودی است و این آخرین تیری است که شیطان آخرالزمان از ترکش خود رها کرده و بعد از مدتی می‌بینی به‌خود آمدی.) منظور از این به خود آمدن چیست و چگونه اتفاق می افتد. چراکه هرگنه کاری که محبتی از اهل بیت علیهم السلام در دل داشته باشد پس از آنکه آتش غضب و شهوت فرو نشست و غفلت زایل شد به خود می آید اما آن لحظه به خود می آید که در اثر گناه همه چیز خودش را از دست داده و اگر دوباره شروع کند بازهم ممکن است به غفلت و معصیت دچار شود. از همین رو خواستم بدانم منظورتان از اینکه فرمودید: (بعد از مدتی می‌بینی به‌خود آمدی.) چیست. این چگونه به خودآمدنی است و چگونه اتفاق می افتد؟ یا یک بیداری پایدار است؟ و ممکن؟ 2 - دوم اینکه فرمودید: (اگر کسی با دشمنان اسلام فرسنگ‌ها همراه بود و تنها یک قدم تا انتهای راه مانده، اگر در آخرین قدم نیز برگردد می‌تواند در صعود به اشخاص درجه‌ی اول برسید و همراه حبیب بن مظاهرها شهید شود... در همراهی با سفلگان هر قدم که برداری جذبه افزون می‌گردد و جرأت برگشت را به‌کلّی از انسان می‌گیرد. پس تو نیز هنگامی که سقوط از حدّ گذشت، به کناری برو و در کار خود بیندیش و به آخرین منزلی که در این راه می‌رسی فکر کن و این شهیدان را از نظر دور مدار تا معلوم شود جای ناامیدی نیست) لطفا توضیح دهید منظور از این همراهی و بازگشت چیست؟ در تاریخ و زمانه ما که عده ی زیادی از جوانان و نوجوانان در لجنزار ترویج فحشا گرفتار شده اند و متاسفانه نوجوانان ما بهترین لحظات زندگی خود را این روزها در دام این مفاسد سپری می کنند چگونه باید بازگشت از این راه و به حبیب بن مظاهرها رسید؟ منظورتان از سفلگان چه کسانی است؟ و چرا همراهی با آنها جذبه افزونی دارد؟ 3- سوم اینکه فرمودید: (این شهیدان به ما می‌گویند: وقتی امام حسین(ع) مدّ نظرها باشد و تاریخِ دفاع از انقلاب اسلامی ظهور کند، با یک حرکت معقولانه می‌توان از زیر خروارها گناه به‌در آمد و در هیچ حالی نباید از دست‌یابی به اهداف مقدس مأیوس شد حتی اگر در لشکر یزید باشی.) لطفا در مورد این حرکت معقولانه بیشتر توضیح دهید. منظورتان از یک حرکت معقولانه چیست؟ این چه حرکتی است که ما را ناگهان از زیر خروارها گناه نجات می دهد؟ درحالی که بسیاری از جوانانی که در دام گناه افتاده و از خود ناراضی هستند از این شکایت می کنند که هرچه قدر از گناه فاصله می گیرند دوباره با یک فرصت و پیش آمد به آن برمی گردند و یا به آن عادت کرده اند؟ 4- چهارم اینکه فرمودید: (از آن‌جایی که نفس امّاره را باید کشت و با نظر مبارک اولیاء الهی به‌خصوص حضرت سیدالشهداء(ع) این کار ممکن است، باید به طریقی نظر مبارک حضرت را جلب کرد تا ما مالک نفس خود شویم و راه عبودیت پیش گیریم و اشک بر اباعبداللّه(ع) وقتی با نظر به مقام حضرت باشد، کارها خواهد کرد.) در اینجا دو سوال مطرح است. اول آنکه این طریقی که فرمودید، در زمانه ما و با توجه به وضع حال بسیاری از این نوجوانان و جوانان که به دنبال راه نجاتی می گردند چیست؟ و اگر اشک می توانذ کارها کند پس چرا می بینیم که عده ای از این جوانان با آنکه شبهای محرم در عزاداری شرکت می کنند و اشک برای سیدالشهدا (ع) می ریزند ولی در همین ایام هم ممکن است باز هم گناهان خود را دنبال کنند و تکرار نمایند؟ در پایان اینکه همواره در همه مجالس ما را نهیب می زدند که شما از خودتان و این همه گناهی که کردید خجالت بکشید، در مناجاتشان می گویند: من که این کار را کردم یا آن کار را کردم و آنقدر همه ی گذشته جلوی چشم انسان مجسم می شود که باورش نمی شود حضرت سیدالشهدا علیه السلام به او هم نگاهی بکند. دائم به خودش می گوید آخر امام حسین علیه السلام به آدمی مثل من چکار دارد؟ من باید بروم با همین خجالت و شرمندگی بمیرم. واقعا هم احساس شرم می مند اما شرمی که با یاس همراه هست. حالا شما آمدید و می گویید امام حسین علیه السلام با دلسوزی تمام آمده دنبال شما. شما که دلتان اباعبدلله را می خواهد ولی جرات نمی کنید شما بروید به سویش. می گویید ما هم می توانیم با این همه گناه برگردیم و یار اباعبدلله باشیم آن هم در مقام بهترین یارانشان. فرمودید این دیوار عصمتی که به دور شهدا کشیده اید اجازه نمی دهد تا صدای دلسوزانه اباعبدلله را بشنویم. حالا برای ما روشن کنید که با این امیدی که اکنون به دستگیری و نجات پیدا کرده ایم و با این گمانی که می بریم که سفینه النجات هستی برای ما هم جایی در رکاب خود تدارک کرده است، چه باید بکنیم تا همانگونه که فرمودید این دام ها و غل و زنجیرهای گناه و شهوت و غضب و نکبت را از دست و پای خود آزاد کنیم و در هوای عشق و ارادت و محبت به اباعبدلله تا پای جان غلام حلقه به گوش ایشان بمانیم؟ چگونه قدم برداریم و انتخاب کنیم و آن حرکت معقولانه را انجام دهیم تا مطمئن باشیم برای ابد از این دام های حیله گر مکار رهایی یافته ایم و شیطان و هوای نفس نخواهد توانست برای ما جلوه کند و برما چیره شود؟
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: ابتدا لازم است عرض کنم این متنی که روی سایت مطالعه فرمودید متنی بود که بنا بود در روز شنبه 08/10/ 93 بر اساس آن صحبت کنم که بحمداللّه این کار انجام شد و امید است در شرح آن متن در آن سخنرانی سؤالاتی که داشته‌اید برطرف شده باشد 1- منظور از گناه‌آلوده بودن زمانه آن است که دنیای استکبار که حیات خود را در نفی ارزش‌های الهی می‌داند چهارصد سال است زمینه را برای رواج گناه فراهم کرده و این سال‌ها آن را به اوج رسانده به طوری که اگر تا دیروز در پشت پرده این‌کار را رواج می‌داد، امروز علنی کرده و همین امر موجب می‌شود که مردم به آن فکر و فرهنگ پشت کنند و زندگی دیگری را انتخاب نمایند و در آن حال شما با فضای دیگری روبه‌رو می‌شوید که در آن فضا به جای سبقت به سوی گناه با سبقت به سوی پاکی و طهارت روح روبه‌رو می‌شوید و این خیلی دور نیست 2- ما سال‌ها است با فرهنگ ظلمانی غرب همراهی کردیم در حدّی که تفکر و سبک زندگی ما تماماً غربی شده، مثل کسانی که در فرهنگ اموی پروریده شده بودند، حال با ظهور انقلاب اسلامی و احیاء روح حسینی باید منتظر بود که این ملت مثل همان‌هایی که از لشکر عمرسعد به امام حسین«علیه‌السلام» پیوستند، به معنای حقیقی به انقلاب اسلامی و به رهبری آن رجوع کنند و این خیلی دور نیست 3- حرکت معقولانه که در مقابل ملت‌های ما است یک جمع‌بندی تاریخی است که به خود می‌آیند که باید با تمام وجود به زندگی دینی رجوع کرد و مطابق عقیده‌ی دینی خود زندگی را شکل دهیم که در مقاله‌ی « کربلا و افقی که باید در پیش رو قرار دهیم» عرایضی در این مورد شده 4- مگر بنا است اگر با اشک و عزاداری، امام حسین«علیه‌السلام» نظر مبارکشان را بر ما انداختند و مزه‌ی دین‌داری را به جان ما چشاندند، شیطان بی‌کار بنشیند؟! دوباره شیطان از زاویه‌ای دیگر وارد می‌شود و دوباره امام حسین«علیه‌السلام» ما را دستگیری می‌کنند تا ما به آن جمع‌بندی تاریخی برسیم که من به آن بسیار امیدوارم و در آن جمع‌بندی تاریخی است که یک‌مرتبه شما می‌بینید همان‌طور که نظام شاهنشاهی پس از پنجاه سال تبلیغ برای فاسدکردن ملت، ملت حسینی با روبه‌روشدن با پیام حضرت روح اللّه«رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» به خود آمدند و پنجاه سال تبلیغات را زیر پا گذاردند؛ ما باید نسبت به حرکت سیدالشهداء«علیه‌السلام» ساده نگذریم و به این سفینه‌ی نجات با امیدواری تمام نظر کنیم. موفق باشید
9863
متن پرسش
سلام حضرت استاد اوقتتان بخیر: علامه حسن زاده در مورد علوم یا خط فرموده اند که وقتی ملکه شد نفس دارا می شود. پس چرا با کنار گذاشتن آن علم یادمان می رود در صورتیکه ملکه راستگویی یا سایر صفات اخلاقی همیشه با ما هست؟ 2- اینکه در ابتدای فراگیری علمی مطالب را فراموش می کنیم یعنی به مرحله ملکه نرسیده و باید با تکرار ملکه شود درست است استاد؟ 3- اگر کسی با حرفهایش باعث شود اعتماد به نفس ما پایین بیایید و برنامه ریزی های چند ساله ما به هم بریزد و مدتی صرف بازسازی خودمان بکنیم و هزار مشکل دیگر، این تاثیر هم برایش به عنوان ظلم محاسبه می شود یا فقط همان حرف؟ اگر این گونه باشد که آثارحرفهاهم محاسبه شوند پس ما باید خیلی مراقب حرف زدنهایمان باشیم.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- تا چیزی ملکه نشده است اگر ترک کنیم از یادمان می‌رود 2- همین‌طور است. وقتی نفس توانست به‌راحتی با مبادی آن علم ارتباط برقرار کند دیگر فراموشی برایش معنا ندارد 3- همین‌طور است، ما باید مواظب لوازم حرف خودمان هم باشیم. موفق باشید
9182
متن پرسش
سلام استاد عزیز: قبلا وسواس داشتم. بعد از ازدواج با کمک شوهرم خیلی بهتر شدم. مدتیه زخم هایی توی بدنم به وجود اومد و خون ریزی و... مشکلم اینه که دوباره مدتیه شیطون داره خیلی اذیتم میکنه و از طرف دیگه حالا نفسم خیلی شدید سرزنشم میکنه. به خودم گفتم اصلا یه مدت بذار نجس باشی مگه چی میشه درسته؟ الان درگیریم بیشتر ذهنیه و یه مقدار آب هم زیاد میریزم خیلی نفسم سرزنشم میکنه. حالا که دارم خودم رو قوی میکنم توی برنامه داشتن و مطالعه و لذت در نماز مشتاقم از زبان شما راه حل را بشنوم.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: هر اندازه معارف توحیدی خود را بهتر کنید از قوه‌ی واهمه راحت می‌شوید. کتاب‌های «آشتی با خدا» و «ده نکته در معرفت نفس» و «فرزندم این‌چنین باید بود» را مطالعه فرمایید. ورزش را فراموش نکنید. موفق باشید
2957
متن پرسش
فقط اگر بتوانید به احادیث مورد اشاره بصورت موردی پاسخ دهید ممنون می شوم. سلام علیکم! در باب رابطه با نامحرم و صحبت با نامحرم و ... دین اسلام خیلی خیلی احتیاط کرده و سخت گرفته. که البته این احتیاط کاملا بجاست و این وادی، وادی بس خطرناکی است که هر کسی حتی اولیاء الله را نیز می تواند آلوده سازد. مانند ماجرای عابد برصیصا. اما از آن طرف می بینیم احادیثی در این زمینه وجود دارد که آدم نمی داند وجهش چیست. برای نمونه حدیث داریم:«قَالَ دَاوُدُ ع لِابْنِهِ امْشِ خَلْفَ الْأَسَدِ وَ الْأُسُودِ وَ لَا تَمْشِ خَلْفَ المَرْأَة»(مستدرک الوسایل ج14 ص275) حال یعنی حتی راه رفتن پشت سر یک زن نیز می تواند خطرناک باشد؟!!! هر روزه هزاران مرد پشت سر هزاران زن در خیابان و جاهای دیگر راه می روند و از این باب نیز هیچ خطری وجود ندارد. (دقت کنید می گویم از این باب بله ممکن است خطراتی افراد را تهدید کند اما نه از این باب.) مخصوصا آنکه زن مورد نظر نیز چادری و با حجاب کامل باشد. حالا بله اگر دختر جوانی بود که بدحجاب بود لباس تنگ پوشیده بود و با ناز و عشوه راه می رفت؛ بله ممکن است راه رفتن پشت سر همچین دختری خطرآفرین باشد. اما راه رفتن پشت سر یک زن چادری که معمولی راه می رود و حتی کفشش نیز صدا نمی دهد و ممکن است پا به سن گذاشته باشد این هیچ خطری ندارد. خود بنده بارها شده در خیابان پشت سر دختری راه رفته ام و هیچ خطری نداشته است. خود شما نیز قطعا تا بحال این اتفاق بارها برایتان افتاده. آیا خطری داشته؟!!! یا مثلا حضرت امیر ع در بخشی از نامه خویش به امام حسن ع می فرمایند:«وَ إِنِ اسْتَطَعْتَ أَلَّا یَعْرِفْنَ غَیْرَکَ فَافْعَل‏» خوب یعنی حتی شناختن یک مرد نامحرم نیز ممکن است برای یک زن خطرآفرین باشد؟!!! حتی یک شناخت معمولی و به اسم. الان فرض بگیرید ائمه ع نسبت به زنان نامحرم هستند. پس اگر شوهر این زن بتواند کاری کند که این زن ائمه ع را نشناسد این کار را بکند. درست است؟! یا مثلا الان ولی فقیه نامحرم است. پس اگر مردی بتواند کاری کند که زنش ولی فقیه جامعه را نشناسد این کار را بکند. درست است!؟ مرجع تقلید زن نیز کذالک. حال این اشخاص، اشخاص شاخصی بودند که زن باید آنها را بشناسد و ممکن است شما بفرمائید نخیر این نامه شامل این موارد نمی شود. حالا بیائیم سراغ اشخاص عادی: بالاخره زن ممکن است برادرشوهر داشته باشد، ممکن است شوهرخواهر داشته باشد، شوهرخاله و شوهرعمه داشته باشد و سایر اشخاص نامحرمی که نسبت فامیلی نزدیکی با زن دارند. یعنی طبق نامه حضرت ع اگر مرد می تواند کاری کند که زن هیچیک از این اشخاص را نشناسد این کار را بکند؟!!! اگر اینگونه است چرا؟!!! چرا مثلا یک زن اگر شوهرخاله ای که ممکن است 25 30 سال بزرگرتر از خودش است را بشناسد ممکن است خطرآفرین باشد؟!!! سوال بعد اینکه برای مثال حضرت علی ع برادران متعددی داشتند؛ یعنی حضرت فاطمه س هیچیک از این برادران را حتی به اسم نیز نمی شناختند؟!!! نمی دانم شوهر حضرت زینب س برادر داشتند یا نه. اما اگر برادر داشتند یعنی حضرت زینب س حتی برادران شوهر خویش را حتی به اسم نیز نمی شناختند؟!!! یعنی فرضا اگر یکی از برادران حضرت علی ع می آمد در خانه و مثلا با حضرت کاری داشت؛ حضرت فاطمه س او را نمی شناختند؟!!! یا فرضا حضرت زینب س با جناب مسلم بن عقیل پسرعمو دخترعمو بودند. یعنی حضرت زینب س جناب مسلم را نمی شناختند؟!!! و سایر فرضها و مثالها یا مثلا حضرت علی ع می فرمایند من به دختران جوان سلام نمی کنم. خوب من واقعا نمی دانم. من خودم تا حالا باهار شده در مهمانی ها و جاهای دیگری به دختران سلام کرده ام و هیچ اتفاقی نیز نیفتاده. دوستان دیگری نیز که این را پرسیده ام آنها نیز گفته اند برای ما نیز اتفاقی نیفتاده. نمی دانم. شاید ما مریضیم. شاید شهوت جنسی ما فوق العاده پائین است. شاید ... . اما واقعا این برایم سوال است که آیا حتی یک سلام خشک و خالی نیز ممکن است موجب مفسده شود؟! یا حتی خود بنده و باز دوستان که پرسیده ام شده که مثلا در مهمانی چند کلمه ای را با دختر نامحرم حرف زده ایم اما باز هم هیچ اتفاقی نیفتاده. احتمال قریب به یقین تابحال برای شما نیز اتفاق افتاده که با زن یا حتی دختر نامحرمی چند کلمه ای صحبت کنید. حالا سر کلاس درس در خیابان در اداره جات یا در هر جای دیگری. حال آیا این صحبت برایتان مفسده داشته یا خیر؟!!! حتی شده باز بنده و دوستان که موقع صحبت با یک نامحرم به او نگاه نیز کرده ایم(اما نه نگاه خیره و از روی شهوت) اما حتی نگاه نیز هیچ مفسده ای نداشته است. حال واقعا این برایم سوال است که اگر این احادیث است آیا ماها مریضیم که هیچ اتفاقی برایمان نیفتاده یا نه ما مریض نیستیم بلکه این احادیث منظور دیگری دارند؟؟!! یا مثلا حدیث داریم از حضرت فاطمه س که بهترین زن زنی است که نه نامحرمی او را ببیند نه او نامحرمی را ببیند یا مثلا حتی ایشان در برابر نابینا نیز رو می گرفتن. اما در مورد همین حضرت زهرا س این حدیث را نیز داریم:«عَنْ جَابِرِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ الْأَنْصَارِیِّ قَالَ:- خَرَجَ رَسُولُ اللَّهِ ص یُرِیدُ فَاطِمَةَ ع وَ أَنَا مَعَهُ فَلَمَّا انْتَهَیْتُ إِلَى الْبَابِ وَضَعَ یَدَهُ عَلَیْهِ فَدَفَعَهُ ثُمَّ قَالَ السَّلَامُ عَلَیْکُمْ فَقَالَتْ فَاطِمَةُ عَلَیْکَ السَّلَامُ یَا رَسُولَ اللَّهِ قَالَ أَدْخُلُ قَالَتْ ادْخُلْ یَا رَسُولَ اللَّهِ قَالَ أَدْخُلُ أَنَا وَ مَنْ مَعِی فَقَالَتْ یَا رَسُولَ اللَّهِ لَیْسَ عَلَیَّ قِنَاعٌ فَقَالَ یَا فَاطِمَةُ خُذِی فَضْلَ مِلْحَفَتِکِ فَقَنِّعِی بِهِ رَأْسَکِ فَفَعَلَتْ ثُمَّ قَالَ السَّلَامُ عَلَیْکُمْ فَقَالَتْ فَاطِمَةُ وَ عَلَیْکَ السَّلَامُ یَا رَسُولَ اللَّهِ قَالَ أَدْخُلُ قَالَتْ نَعَمْ یَا رَسُولَ‏ اللَّهِ قَالَ أَنَا وَ مَنْ مَعِی قَالَتْ وَ مَنْ مَعَکَ قَالَ جَابِرٌ فَدَخَلَ رَسُولُ اللَّهِ ص وَ دَخَلْتُ وَ إِذَا وَجْهُ فَاطِمَةَ ع أَصْفَرُ کَأَنَّهُ بَطْنُ جَرَادَةٍ فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص مَا لِی أَرَى وَجْهَکِ أَصْفَرَ قَالَتْ یَا رَسُولَ اللَّهِ الْجُوعُ فَقَالَ ص اللَّهُمَّ مُشْبِعَ الْجَوْعَةِ وَ دَافِعَ الضَّیْعَةِ أَشْبِعْ فَاطِمَةَ بِنْتَ مُحَمَّدٍ قَالَ جَابِرٌ فَوَ اللَّهِ لَنَظَرْتُ إِلَى الدَّمِ یَنْحَدِرُ مِنْ قُصَاصِهَا حَتَّى عَادَ وَجْهُهَا أَحْمَرَ فَمَا جَاعَتْ بَعْدَ ذَلِکَ الْیَوْمِ.»(کافی ج5 ص529) خوب در اینجا جناب جابر وجه حضرت فاطمه س را مشاهده کرده که گفته زرد بود. همچنین جناب جابر اینقدر با دقت به چهره حضرت نگریسته که جاری شدن خون زیر پوست را هم دیده است. پس مثلا نمی شود در توجیهش گفت که این همان نظرة الأولی است که فقها اجازه داده اند. چون با یک نگاه اتفاقی که فوری طرف سرش را پائین بیندازد این میزان جزئیات را انسان نمی تواند بفهمد. یا مثلا به این حدیث دقت فرمائید:« عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سَلْمَانَ الْفَارِسِیِّ عَنْ‏ أَبِیهِ قَالَ: خَرَجْتُ مِنْ مَنْزِلِی یَوْماً بَعْدَ وَفَاةِ رَسُولِ اللَّهِ ص بِعَشَرَةِ أَیَّامٍ... فَقَالَ ع یَا سَلْمَانُ ائْتِ مَنْزِلَ فَاطِمَةَ بِنْتِ رَسُولِ اللَّهِ ص فَإِنَّهَا إِلَیْکَ مُشْتَاقَةٌ تُرِیدُ أَنْ تُتْحِفَکَ بِتُحْفَةٍ قَدْ أُتْحِفَتْ بِهَا مِنَ الْجَنَّةِ... قَالَ سَلْمَانُ الْفَارِسِیُّ فَهَرْوَلْتُ إِلَى مَنْزِلِ فَاطِمَةَ ع بِنْتِ مُحَمَّدٍ ص فَإِذَا هِیَ جَالِسَةٌ وَ عَلَیْهَا قِطْعَةُ عَبَاءٍ إِذَا خَمَّرَتْ رَأْسَهَا انْجَلَى سَاقُهَا وَ إِذَا غَطَّتْ سَاقَهَا انْکَشَفَ رَأْسُهَا فَلَمَّا نَظَرَتْ إِلَیَّ اعْتَجَرَتْ ثُمَّ قَالَ یَا سَلْمَانُ جَفَوْتَنِی بَعْدَ وَفَاةِ أَبِی ص‏ قُلْتُ حَبِیبَتِی أ أجفاکم [لَمْ أَجْفُکُمْ‏] قَالَتْ فَمَهْ اجْلِسْ وَ اعْقِلْ مَا أَقُولُ لَکَ... فَقَالَتْ لِی یَا سَلْمَانُ أَفْطِرْ عَلَیْهِ عَشِیَّتَکَ فَإِذَا کَانَ غَداً فَجِئْنِی بِنَوَاهُ...»(بحارالأنوار ج43 ص66) خوب طبق این حدیث اولا حضرت فاطمه س دلش برای سلمان که یک نامحرم است تنگ شده و مشتاق دیدار او بود. چرا؟!!! البته اینجا نمی خواهم عصمت آن حضرت را نعوذبالله نفی کنم. اما چرا زنی که اسوه عفت و حیا است و حتی در برابر نابینا حجاب را رعایت می کند اینجا دلتنگ و مشتاق دیدار یک نامحرم شده!؟ هر چند آن نامحرم شخصی مثل جناب سلمان باشد. ثانیا جناب سلمان اینجا می فرماید عبای حضرت هر وقت حضرت عبایش را روی سرش می کشید ساق پایش پیدا می شد و هر وقت ساق پایش را می پوشاند سرش پیدا می شد. حوب یعنی اینجا جناب سلمان هم سر حضرت را دیده هم ساق پایش را. چرا؟!!! یا مثلا در مواردی داریم که جناب سلمان از طرف پیامبر ص یا امیرالمومنین ع مأمور می شد بیاید در خانه و مطلبی را به حضرت فاطمه س بگوید. خوب آیا در این حالت نمی شد از طریق دیگری این مطلب را به حضرت منتقل کرد که تخاطب دو تا نامحرم پیش نیاید؟!!! البته هیچیک از این سوالات نعوذبالله به معنای نفی عصمت یا پائین آوردن شأن این بزرگواران نیست. اما خوب ظاهرا تعارضی وجود دارد بهمین خاطر سوال می پرسم که برایم رفع تعارض شود
متن پاسخ
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: همان‌طور که می‌دانید یک مجتهد در برخورد با روایات معارض متوجه جایگاه و جهت روایات است، عین همان برخوردی که با آیات قرآن می‌کنیم و جای آیات متشابه را با آیات محکم معلوم می‌نمائیم و لذا وقتی می‌فرماید: «یدالله فوق ایدیهم» با توجه به آن‌که فرموده است: «لیس کمثله شیئ» به دنبال دست برای خدا نمی‌گردیم، می‌فهمیم می‌فرماید قدرت خداوند فوق قدرت آن‌هایی است که می‌خواهند توطئه کنند. در مورد امتناع از راه‌رفتن در پشت سر نامحرم، نظر به فضایی داشته باشید که مستقیماً در پشت سر او راه می‌روید و به او نظر دارید، همان فضایی که دختر شعیب«علیه‌السلام» آمد تا حضرت موسی«علیه‌السلام» را دعوت کند تا با پدرش دیدار داشته باشد. معلوم است که حضرت موسی«علیه‌السلام» با توجه به آن فضا توصیه می‌کنند آن دختر پشت سر آن حضرت راه برود و او حضرت را از عقب راهنمایی کند. این غیر از فضایی است که در یک خیابان شلوغ اتفاق می‌افتد، مگر آن‌که در آن خیابان شلوغ نیز چنین فضایی به‌وجود آید، در آن صورت هم شما باید برای به میدان‌نیامدن «وَهم» خود را بپائید. در مورد روایت حضرت زهرای مرضیه«سلام‌الله‌علیها» که می‌فرمایند: بهترین زن آن است که نه نامحرمی او را ببیند و نه او نامحرمی را ببیند. موضوع برمی‌گردد به جامعه‌ای که هیچ معنایی نداشته که زنان در کوچه و خیابان حاضر شوند چون در زندگی آن روز همه‌ی مایحتاج زندگی در محدوه‌ی خانه فراهم بوده ، این غیر از آن است که اگر میهمانی به خانه آمد و یا به خانه‌ای میهمانی رفتند، هیچ توجه و نگاهی به میزبان ننمایند و یا حضرت زهرا«سلام‌الله‌علیها» طالب ملاقات با ولیّ خدا یعنی جناب سلمان نباشند. اما در مورد آن پوشش که سلمان از کوتاهی آن صحبت می‌کند می‌خواهد بگوید آن پوشش کوتاه بوده‌ نه این‌که نعوذبالله سلمان پاهای عریان حضرت را دیده. مگر در حال حاضر چادر زنان ما همان‌طور نیست که وقتی به سر می‌کنند پاهایشان معلوم است بدون آن که پا ها عریان باشد؟ همان‌طور که عرض کردم هنر ما در فهم روایات باید توجه به جهتی باشد که روایات مدّ نظر دارند. موفق باشید
81

بدون عنوان*بازدید:

متن پرسش
بسم الله الرحمن الرحیم سلام علیکم و خدا قوت "اگر می‌خواهی این دشت طولانی را طی کنی، هفته‌ای یک جلسه از قرآن و یک جلسه از نهج‌البلاغه کافی است، و رویِ هم رفته بهتر است به ترتیب تاریخ طرح مباحث آنها را پی‌گیری کنید." برگرفته از جزوه سیر مطالعاتی اولا: اگر بخواهیم سی دی های تفسیر و نهج البلاغه استاد را بر حسب تاریخ ایراد آنها پیگیری کنیم نیاز به دانستن تاریخ ایراد آنها داریم. آیا تاریخ آنها قابل دسترسی است؟ (مدتی است که با دوستان بحث تفسیر و نهج البلاغه را آغاز کرده ایم) ثانیا: آیا سی دی های ایشان در قم هم قابل دسترسی می باشد؟ ثالثا: آیا به صورت دی وی دی نیز ارایه شده است؟ ضمنا به خاطر اطلاع رسانی پیرامون تعطیلی جلسات یازدهم و سیزدهم آبان از طریق اینترنت هم بسیار سپاسگذارم چرا که ما آمدنمان به اصفهان را با زمان جلسات آقای طاهرزاده تنظیم می کنیم. با تشکر 11/8/1387
متن پاسخ

با سلام
جواب اول:لیست cdها بر اساس تاریخ بحث ها تنظیم شده است.
جواب ثانی:به منوی صفحه اصلی قسمت"مراکز تهیه آثار استاد"مراجعه نموده وسفارش خود را بصورت تلفنی باگروه فرهنگی المیزان بفرمائید تا با هماهنگی انجام شده برای شما ارسال گردد.
جواب ثالث:خیر ولی انشاالله در آینده سخنرانی های استاد بصورت DVDدر اختیار علاقه مندان قرار خواهد گرفت.

12880
متن پرسش
سلام حضرت استاد خسته نباشید: 1. چرا برای علامه محمد حسن الهی برای پاسخ به شبهات‌شان کشفی مثل شیخ اشراق یعنی بدون واسطه شخص احضار ارواح اتفاق نیافتاد 2. اینکه در کشف میزان هوشیاری این قدر بالاست که سوالات پرسیده می شود و سالک قدرت سخن گفتن دارد این همان معنی جمله انسان با تمام وجود تعقل می کند نیست؟ 3. در مقام کدام یک از کشف ها انسان قدرت بر نطق دارد؟ 4. ببخشید معنای این جملات را نتوانستم درست بفهمم: الف) غیریت و کثرت بین خود انسان و بین عقل و چشم و گوش او وجود ندارد؟ ب) و نیز به هیچ وجه غیریت و کثرت بین عقل و چشم و گوش او وجود ندارد؟ 5. این یعنی در مراحل اولیه مکاشفات غیریت و کثرت وجود دارد درست است استاد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به هیچ‌وجه حضرت آیت اللّه محمد حسن الهی کم‌تر از مرحوم شیخ اشراق نیست! آن احضار روح یک تفریح روحانی بود وگرنه آن مرد الهی در مقامی است که قدرت جذب مرحوم قاضی از برزخ را هم در چنته دارد 2- آری! در آن صحنه، هوشیاری قلبی و قدسی، جنبه‌ی عقلانی نیز به خود می‌گیرد و از هر ساحتی که سؤال شود نفس ناطقه مطابق آن ساحت ظهور می‌کند، چه ظهور عقلی و چه ظهور قلبی. ولی هوشیار باشد که آن‌جا جای مفهوم نیست 3- هرجا اذن نطق باشد نفس ناطقه آن استعداد را ظهور می‌دهد، ربطی به کشف‌ها ندارد 4- این مسئله‌ی توحید بین عقل و چشم و گوش نکته‌ی بسیار ظریفی است که باید با حوصله در کتاب «معرفتِ نفس و حشر» آن‌جایی که ملاصدرا کشفِ افلوطین را تبیین می‌کند، دنبال فرمایید 5- آری! ولی در هرصورت وقتی ما از بدن عبور کنیم و با نفس از نظر وجودی، آزاد از کثرت بدنی، مرتبط باشیم با چشم می‌شنویم و با گوش می‌بینیم و از این نوع حضورها که گفتنی نیست. امیدوارم بنده و جنابعالی توفیق چشیدنش را پیدا کنیم. موفق باشید

10779
متن پرسش
سلام استاد گرانمایه: اولا تشکر از جواب جامع و کاملتان امیدوارم اینگونه با پاسخ هایتان دل ما را شاد می کنید خدا دلتان را شاد کند. بنده همچنان در حال مطالعه روی ادیان هستم و سوال دیگری دارم و آن اینکه آیا غیر از روایت جابر ابن عبدالله انصاری که پیامبر اسلام نام دوازده امام پس از خود را به اسم برده اند روایات دیگری مبنی بر اثبات دوازده امام بودن پس از پیامبر وجود دارد و سوال بسیار حیاتی دیگر اینکه چرا خدای متعال بر ائمه پس از پیامبر به صراحت اقرار نکرده است که در امر دین اختلاف نشود آیا این را یک جور کم کاری قرآن نمی توان دانست و یا عدم حقانیت ائمه شیعه (کرم الله وجههم) اینگونه اثبات نمی شود.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: از ابن عباس که مورد اعتماد اهل سنت است نیز در مورد جانشینان رسول خدا«صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله» روایت داریم که زمخشری در تفسیر خود به نام کشاف. و فخر رازی در تفسیر خود به نام تفسیرکبیر ذیل آیه‌ی23 سوره‌ی شوری آورده‌اند 2- در کتاب «مبانی نظری نبوت و امامت» دلایل آن‌که چرا نام علی«علیه‌السلام» در قرآن نیامده است با استفاده از نظرات علامه طباطبایی«رحمة‌اللّه‌علیه» عرض شده. ایشان در آن‌جا روشن می‌کنند که اگر نام علی«علیه‌السلام» در قرآن آمده بود جریانی که بعدا سقیفه را به‌وجود آورد، به‌کلّی قرآن را نفی می‌نمود. موفق باشید
7670

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
باسلام خدمت استاد بنده دانشجوی دکتری رشته مهندسی هستم در درون خودم سالهاست که میل قلبی به حکمت متعالیه و جناب صدرالمتالهین را حس می کنم و دغدغه اعتلای تمدن اسلامی برین مبنا توسط انقلاب اسلامی حضرت امام را دارم حال دو راهنمایی از محضر شما طلب دارم 1)بنده تا حدودی کتب شهیدمطهری و آیت الله مصباح و آیت الله جوادی و .... را مطالعه کرده ام حال دوست دارم که با آرا و نظریات جناب صدرالمتالهین آشنا شوم و استفاده معرفتی بکنم و هفته ای چندساعت وقت برای این مطلب بگذارم شما چه منبعی برای این منظور پیشنهاد می کنید؟ 2) تصمیم دارم در آتیه و حین دوره دکتری با همین دغدغه تولید علم و تمدن سازی وارد حوزه شوم ولی می دانم درسن حدود 28سالگی باید با ترتیب و سیر خاصی پیش بروم تا مفید واقع بشوم لذا از شما خواهش دارم که درین زمینه هم راهنمایی بفرمایید و یک سیر حوزوی مدون و هدفمند برای بنده مشخص بفرمایید با تشکر
متن پاسخ
باسمه‌تعالی: سلام‌علیکم: 1- شاید از کتاب «از برهان تا عرفان» همراه با شرحی که داده‌ام بتوانید شروع کنید 2- خود حوزه سیر خود را دارد و شما در ابتدای امر و چندسال اول باید خود را به آن سیر بسپارید و بعداً افق ادامه‌ی کار برایتان روشن می‌شود. موفق باشید
11597

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام محضر استاد گرامی: اقتدار مرد در برابر همسر یعنی چه؟ و باید آن را چگونه بدست آورد. با تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مرد تنها در خروج همسرش از خانه حق دخالت دارد، در بقیه‌ی امور باید با تفاهم کارها را جلو ببرند. اقتدار چه نیاز است؟! موفق باشید

10545
متن پرسش
به نام حق. سلام استاد: بارها شده که سوال هایی رو من می شنوم که چرا به سران فتنه ظلم شده؟ یعنی بدون محاکمه و دادن حق دفاع از خودشون حصر شدند. اصلا حصر خانگی نه در اسلام هست و نه در قانون!! به الفرض هم اگر باشه چرا اون ها رو محاکمه نمی کنند که هم حقیقت روشن بشه و هم اون ها اجازه ی دفاع از خودشون رو داشته باشند؟ مگر نباید به مجرم هم اجازه ی دفاع و صحبت داد؟ احساس نمی کنید این گونه خود سرانه حکم دادن و اجرا کردن باعث می شه که هم مردم نسبت به نظام بدبین بشن و هم قانون رو بی اعتبار می کنه؟ خیلی از مردم چون نمی دونند واقعا حقایق فتنه رو اشتباهی از اون ها دفاع می کنند. ضمننا شما فرمودید که حق اون ها اعدام هست می شه دلیل خودتون رو بگین؟ ضمنا اگر حصر خانگی مبنای قانونی و یا شرعی داره بیان کنید. لطفا ما رو کمک کنید چون واقعا هیچ مرجعی برای پیدا کردن این پاسخ ها نداریم!ممنون.التماس دعا
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: جُرم آن‌ها که خیلی روشن است که دستور طغیان در مقابل نظام را به افراد داده‌اند و اطلاعیه‌ی آن‌ها نشانه‌ براندازی نظام را می‌دهد، و با توجه به این مطلب آن نکته را در جواب سؤال شماره‌ی 10434 عرض کردم. عنایت داشته با شید که عمل سران فتنه مصداق بغی بر جامعه اسلامی و امام مسلمین است که جرم آن از نظر فقها قتل است و آیت الله جنتی بی حساب آن سخن را نفرمودند. موفق باشید
9346

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: استاد موضوع پایان نامه ام در ارتباط با حدیث جنود عقل و جهل و عاشورا است، ابتدا میخواهم از سند این حدیث شروع کنم، میشه راهنمایی ام کنید که چه کتابهایی بخوانم تا اطلاع پیدا کنم در مورد سندش؟ و چه کتابهای دسته اولی راجع به این حدیث وجود دارد؟ جستجو کردم فقط شرح امام خمینی را پیدا کردم.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: در مورد سند می‌توانید به نرم‌افزار «درایة النّور» که مطابق با نظر کارشناسیِ برخی از کارشناسان علم رِجال است، مراجعه کنید. کارشناسان پدیدآورنده‌ی این نرم‌افزار سند این حدیث را در «کافی»، صحیح، معرفی کرده‌اند و همچنین این حدیث در «خصال» و «علل‌الشرایعِ» شیخ صدوق ذکر شده. در مورد شرح حدیث، کتاب‌های «مرآت‌العقول» از مجلسی، و «روضة‌المتقین» از پدر مجلسی، و «شرح الکافی» از ملاصالح مازندرانی و حضرت امام خمینی در کتاب «شرح حدیث جنود عقل و جهل» می‌توانید رجوع فرمایید. موفق باشید
9261

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام امیدوارم حالتون خوب باشه: یه سوالی داشتم. نظرتون در مورد این که شبها رو بیدار بمونیم تو ماه رمضون اما روزها تا نماز ظهر بخوابیم چیه? من دو سه روزه این کارو میکنم اما مطمئن نیستم کار اشتباهی نباشه! چون تو روز گرسنه مون نمیشه و اونجور که فهمیدم اصلاً توی ماه رمضون باید گرسنگی و تشنگی بکشیم! اما از یه طرف دیگه وقتی روزه ایم زیاد سرحال نیستیم و نمیتونیم فعالیت و مطالعه و... بکنیم و شب راحت تره! آخرش موندیم چیکار کنیم!
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر نمی‌کنم اگر از شب می‌توانید استفاده کنید اشکال داشته ‌باشد. البته بنده چنین تجربه‌ای ندارم و نتایج و آثار آن را تجربه نکرده‌ام. موفق باشید
13378

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد خدا قوت. در مورد سوال 13355 هنوز کمی مشکل دارم. شما در جواب فرمودید که: «سعی کنید در این شرایط نظر خود را به زنان نامحرم معطوف نکنید، حال در مقابل چشم شما قرار بگیرد، دیگر مشکل چندانی ایجاد نمی‌کند زیرا شما اراده نکرده‌اید که آن‌ها را نگاه کنید.» آخه مراجع می گویند قسمت هایی از بدن نامحرم که نگاه کردن به آنها حرام است چه به قصد لذت نگاه کنید و چه بدون قصد لذت نگاه کنید حرام است. و در قسمت دوم جواب فرمودید که: «و در مورد امر به معروف و نهی از منکر هم فراموش نکنید که باید شرایط آن فراهم باشد و سخن شما برای آن‌ها مؤثر واقع شود و اگر چنین نباشد وظیفه از شما ساقط است و شما موظفید به درس و بحث خود مشغول باشید.» ولی رهبری در جلسه ی پرسش و پاسخ در دانشگاه تهران در تاریخ 22/02/1377 فرمودند که: «البته به شما بگویم عزیزان من! منکر را باید بشناسید. چیزهایی ممکن است به نظر بعضی منکر بیاید؛ در حالی که منکر نباشد. باید معروف و منکر را بشناسید. واقعاً باید بدانید این منکر است. بعضی گفته‌اند که باید احتمال تأثیر وجود داشته باشد. من می گویم احتمال تأثیر همه جا قطعی است؛ مگر در نزد حکومتهای قلدر، قدرتمندان و سلاطین. آنهایند که البته حرف حساب به گوششان فرو نمی رود و اثر نمی کند؛ اما برای مردم چرا. برای مردم، حرف اثر دارد. بنابراین، پاسخ من این شد که بهترین روش برای شما که از من سؤال کردید، «زبان» است.» این اشکالات مرا به حساب مچ گیری نذارید قصدم این نیست می خواهم در این زمان تکلیفم را بدانم. ممنون
متن پاسخ

- باسمه تعالی: سلام علیکم: این‌که می‌فرمایید بدون قصد لذت هم نگاه به نامحرم حرام است، غیر از آن است که شما به استاد و تخته‌ی سیاه نگاه کنید و در جلوی چشم شما دانشجویان بدحجاب قرار داشته باشند! این‌جا موضوع به‌چشم‌خوردن است، نه نگاه‌کردن. و در مورد این‌که رهبری عزیز فرمودند منکر را بشناسید خواستند ما منکر را تنها در بی‌حجابی زنان نبینیم. آیا زیباجلوه‌دادن استکبار منکر محسوب نمی‌شود؟ موفق باشید

11105
متن پرسش
با سلام خدمت استاد گرانقدر و تبریک عید میلاد النبی (صل الله علیه و آله). از محضرتان سوال می گردد که (۱) : چرا در این (برهه حساس) از تاریخ انقلاب اسلامی شاهد عقب گرد مدیریتی و بازگشت به تفکراتی شده ایم که حداقل صورت ظاهری آنها فتنه سال ۸۸ بود؟ این سوال از آن جهت شکل گرفت که به تناقضی از پیشروندگی انقلاب با زعامت منحصر به فرد رهبری عزیز و از طرف دیگر عقبگرد نسبت به مبانی روشن انقلاب از جانب بعضی از مسئولین هستیم! (۲) : چرا امروز شاهدیم که اکثر قریب به اتفاق رجل سیاسی و فرهنگی کشور، از متدینین تا اعضا حزب منحله مشارکت در ولایتمداری و پایبندی آقای احمدی نژاد به ولایت فقیه و شخص رهبری (مد ظله العالی) تشکیک ایجاد می کنند؟ این سوال از آن جهت طرح می گردد که روز گذشته حضرت آیت الله علم الهدی (مد ظله العالی) در پنجمین نشست همگرایی اصولگرایان فرمودند: ( آیت الله علم الهدی در مورد وحدت اصولگرایان با احمدی نژاد گفت: آقای احمدی نژاد یک نفری بود که عوضی رفت، مرد و تمام شد. احمدی نژاد جریان نیست. او مقابل ولایت ایستاد و سقوط کرد.) در حالی که با رجوع به صحبت های آقای احمدی نژاد در ارتباط با رهبری به این گفته رسیده ام : ((۹مرداد ۸۸): دکتر محمود احمدی‌نژاد صبح امروز در آیین یازدهمین هم اندیشی علمی- پژوهشی اساتید بسیجی کشور گفت: در روزهای اخیر عده ای با خیال خام خود به تکاپو افتادند تا رابطه دولت و رهبر عزیز انقلاب را خدشه‌دار جلوه دهند و با جار و جنجال، جدایی و فاصله بین دولت و رهبری را القاء کنند، در حالی که آنان نمی‌دانند که نوع رابطه ما با مقام معظم رهبری فراتر از قالب‌های سیاسی و اداری است و از جنس محبت، اعتقادی و پدر پسری است.) متاسفانه به تناقضی آشکار برخورده ام، لطفآ راهنمایی بفرمایید.
متن پاسخ
- باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- با توجه به این‌که حضرت امام خمینی«رضوان‌اللّه‌تعالی‌علیه» در کنار طرح ولایت فقیه برای حکومت دینی سوره‌ی حمد را با نگاه عرفانی بحث کردند تا معلوم شود سیاست ما باید با نگاه عرفانی توسط انسان‌هایی مدیریت شود که قلب خود را با خدا آشنا کرده‌اند. ولی با حضور دولت سازندگی و روحیه‌ی آقای هاشمی رفسنجانی متأسفانه روحیه‌ی عرفانی انقلاب تا حدّ زیادی به حاشیه رفت و در همان زمان بنده و امثال بنده این خطر را پیش‌بینی می‌کردیم و حالا هم هیچ راهی نداریم جز آن‌که با برگشت به معارف الهی تلاش کنیم مدیران آینده‌ی کشور در زمره‌ی کسانی باشند که حقیقتاً قلب‌شان با خدا مأنوس است. تأکید بنده در نظر به میراث عرفانی امام برای ادامه‌ی درست انقلاب اسلامی است 2- بنده هم از سخنان آقای علم الهدی تعجب کردم که آیا اشتباهات آقای احمدی‌نژاد در آن حدّ است که این طور سخن بگوییم؟! موفق باشید
11016

فقه جواهریبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد محترم: با توجه به صحبت‌هایی که از حضرت امام (ره) و رهبری در مورد حوزه و روحانیت جمع آوری شده به دست می‌آید که یکی از تاکیدات مهم ایشان در حوزه متمرکز بر روی مساله فقه جواهری و حفظ آن است. چنان که امام می‌فرمایند هرکس خلاف این نظر را داشته باشد یا نمی‌فهمد و یا قصد خیانت دارد. البته بر روی کلام، فلسفه و اخلاق هم تاکید می‌کنند ولی تاکید بر روی فقه خیلی زیاد است. اصلا قابل مقایسه نیست. من نتوانستم در دستگاه تمدنی دلیل این همه تاکید را بفهمم. از همین رو خواستم بدانم باید به موضوع از چه زاویه‌ای نگاه کرد تا از زاویه نگاه این بزرگان اهمیت موضوع برایمان روشن شود.
متن پاسخ
باسمه تعالی: سلام علیکم: اهمیّت یادگیری فقه به روش اجتهادی ـ‌ آن هم با روش مرحوم صاحب جواهر که محور را تمرکز بر روایات و اقوال سلف فقهاء قرار می‌دهد ‌ـ موجب می‌شود انسان در برداشت نظر دین از منابع و اظهار نظر از پایگاه اسلام، از سطحی زدگی دور گردد و بدون شک این روش از شرایط لازم در ایجاد تمدّن اسلامی است. موفق باشید
نمایش چاپی