به نام خدا
با سلام: از طریق منوی پایین صفحه اصلی به قسمت مراکز فروش مراجعه و با پیدا کردن نقشه استان تهران و کلیک روی تعداد مراکز فروش استان تهران لیست این مراکز که 14 مرکز می باشد برای شما نشان داده می شود. یا با جناب آقای مهندس نظری به شمارهی (09136032342) تماس بگیرید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در روایت از رسول خدا«صلواتاللّهعلیهوآله» داریم: «جَنِّبُوا مَسَاجِدَكُمْ صِبْيَانَكُمْ ومَجَانِينَكُمْ» کودکان و دیوانگان را از مساجد دور کنید. حتی در شرح حال بعضی از علمای بزرگ داریم که قبل از اقامهی نماز در درب مسجد میایستادند و مانع ورود کودکان میشدند. زیرا دیوانگان و کودکان، فضایِ قدسی مسجد را از بین میبردند و این حکم، برای هرکس که رعایت فضای مسجد را نکند، جاری است. به همین جهت خوب است که هیئت امنای محترم که وظیفه دارند در حفظ فضای قدسیِ مسجد همت نمایند، قدم در پیش بگذارند و مانع حضور چنین افرادی شوند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در مباحث فلسفی این موضوع مطرح است که علم حصولی میتواند مقدمهی علم حضوری باشد و بحثی تحت عنوان «المعرفة بذر المشاهده» مطرح است. ولی کتاب خاصی که به طور مشخص این موضوع را دنبال کرده باشد نمیشناسم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: عرایضی در این رابطه در کتاب «مبانی نظری نبوت و امامت» شده است ولی به نظر میرسد چون در این موارد کار به مِراء میکشد و موجب درحجابرفتنِ قلب میگردد بهترین راه ترک این مباحث است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بین انتخابگریِ انسان که ارادهی خداوند است تا او در انتخابهای خود مختار باشد و بین ارادهی مستقیم الهی در موضوعی خاص، باید فرق گذاشت. در جزوهی «جبر و اختیار» بحث شد که خداوند اختیارِ ما را اراده کرده است و نه فعلِ ما را، و چون اقتضایِ اختیار، انجام فعل و ترک آن است، آن فعل مربوط به انسان میشود چون میتوانسته است ترک آن را نیز اختیار کند و در حدیث دوم، دستور و امر الهی، همهی ارادهی حضرت حق نیست که کرده است، بلکه در متن آن دستور، چیز دیگری را نیز تعقیب می نماید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: هر دو کار خوب است ولی گویا وقتی از سیرهی ائمه«علیهمالسلام» خبر میرسد که تمام ماه رجب را روزه میگرفتند گفته نشده به استثناء آن روزهایی که به جهت تعارف دوستان در بین روز افطار کردهاند. موفق باشید
بسمه تعالی . . . سلام علیکم استاد عزیز. . . بنده همون جوانم که تغییرم دادید(سوال 22 35)،استاد همه اون زمان، تغییر منو محال و معجزه دونستن ما قدر ندونستیم،الحمد لله جواب اون سوالم که فرمودید شب قدر 23 به ما رسید و برای ما ساخت و تکمیل شدیم و انشاالله منتظریم ببینیم عید فطر چی قراره بدن. . . ولی استاد یه چی هست اونکه یه غمی اومده تو دلمون از بقیه ماه رمضان که داره تموم میشه نمیدونیم بعدش چیکار کنیم،یعنی میمونه نمیمونه راستش این دعای 45 رو که فرازاش رو میخونیدیم دیدیم راسته والا. . . خلاصه استاد یه چیزی بگید ببینیم با این غم باید چه کنیم؟چه کنیم که بعدش بتونیم شکمو دست بگیریم،زبونو کنترل کنیم،تحملو زیاد کنیم و . . . از بقیه برکات ماه برامون دائمی بشه؟اگر منبع مطالعاتی هست بفرمایید؟(استاد وقتی جوابمون رو میدید این دلمون با بعضی حرفاتون صفا میشه،وقتی رو جوابتون فکر میکنیم میبینیم انگار این جواب قبلش تو دلمون بود اما توجه نداشتیم. . . استاد وقتی جامعه رو گرفتن ازمون به شدت ناراحت شدیم و با خدا درگیر شدیم،آقا رو تحدید کردیم که دیگه جامعه نخونیم خب استاد سخته بخدا بگیرن،به درو دیوار میزنید تا بخونید اما نمیشه،البته نه اینکه ایشون محتاجن،خواستیم ارواح عممون این بحر رحمت دل آقا رو به جوشش در بیاریم تا اینکه شب قدر که سخنرانی 40 حب اهل البیت رو گوش دادیم رسیدیم به اینکه و " بالمومنین رعوف رحیم" آره میدونستیم،اما اون شب با اون جواب شما و اون بخش از ابوحمزه که فرمودید و یه فراز از ابوحمزه انتخاب کردیم که در این فراز از قضا همون حرف شما بود. . . دیگه آخر شبمون ساخته شد و شرمندگی گرفت تمام وجودمون رو و سوختیم از بی غیرتی. . .خدا کنه انشاالله خداوند به حقیقت صاحب الامر علیه السلام برای تمام مسلمانان جهان بهترین تقدیر رو رقم بزنه از جمله شما استاد عزیز و بقیه علماء و بخصوص رهبر عزیزمون و انشاالله نظام اسلامی رو برای ما حفظ کنه. . . ) موفق باشید.
باسمه تعالی؛ علیکم السلام: حفظ روحانیّت ماه رمضان با ورع ممکن است و ورع به آن معنی است که نه تنها از گناهان فاصله بگیریم، از شبهات نیز باید فاصله بگیریم. امام باقر میفرمایند: «إِنَّ أَشَدَّ الْعِبَادَةِ الْوَرَعُ» سختترین عبادت ورع است. معلوم میشود «ورع» چیزی بالاتر از عمل به اعضاء و جوارح است، بلکه باید در سختترین میدان که میدان قلب است وارد شد و در آن حوزه عمل نمود و شخصیت خاصی را برای خود شکل داد. در واقع «ورع» بیش از آن که یک عمل باشد ایجاد یک «عالَمی» است برای خود که خصوصیات خاص خود را دارد. حضرت صادق برای رسیدن به عالَم «وَرع» میفرمایند: «الْمُتَوَرِّعُ یَحْتَاجُ إِلَى ثَلَاثَةِ أُصُولٍ، الصَّفْحِ عَنْ عَثَرَاتِ الْخَلْقِ أَجْمَعَ وَ تَرْکِ خَوْضِهِ فِیهِمْ وَ اسْتِوَاءِ الْمَدْحِ وَ الذَّم» شخصی که اهل ورع است باید سه اصل اساسی را رعایت کند، از لغزشهای مردم کاملاً چشمپوشی کند، در امور مردم دخالت و تجسس نمی¬کند و مدح و نکوهش مردم برایش مساوی است. حضرت در ادامه میفرمایند: «أَصْلُ الْوَرَعِ دَوَامُ الْمُحَاسَبَةِ وَ صِدْقُ الْمُقَاوَلَةِ وَ صَفَاءُ الْمُعَامَلَةِ وَ الْخُرُوجُ مِنْ کُلِّ شُبْهَةٍ وَ رَفْضُ کُلِّ عَیْبَةٍ وَ رِیبَةٍ وَ مُفَارَقَةُ جَمِیعِ مَا لَا یَعْنِیهِ وَ تَرْکُ فَتْحِ أَبْوَابٍ لَا یَدْرِی کَیْفَ یُغْلِقُهَا وَ لَا یُجَالِسُ مَنْ یُشْکِلُ عَلَیْهِ الْوَاضِحُ وَ لَا یُصَاحِبُ مُسْتَخِفِّیالدِّینِ وَ لَا یُعَارِضَ مِنَ الْعِلْمِ مَا لَا یَحْتَمِلُ قَلْبُهُ وَ لَا یَتَفَهَّمُهُ مِنْ قَائِلٍ وَ یَقْطَعَ مَنْ یَقْطَعُهُ عَنِ اللَّه» اصل ورع آن است که انسان همواره به حساب خود برسد و راست سخن بگوید و ارتباط خود را با مردم نیک سازد، از شبهات دورى کند، شک و شبهه و عیبها را از خود جدا سازد، از هرگونه لغوی خوددارى نماید، درهائى را به روى خود باز نکند که بعد نتواند آنها را ببندد، با کسى که او را خوب نمىشناسد همنشین نگردد. با کسانى که دین را سبک مىشمارند رفاقت نداشته باشد، در مسائلى که تحمل آن را ندارد و دلش آنها را قبول نمىکند معارضه نداشته باشد، اگر سخنى را از گویندهاى نفهمید با او مخالفت نکند و گفتهی کسى را که از خدا قاطعانه سخن مىگوید بشنود. وقتی انسان در چنین عالَمی که روایت فوق متذکر آن است قرار گرفت، در عالَم «ورع» وارد شده و نتیجهای نصیب او میشود که همهی اسلام برای تحقق آن نتیجه آمده است. رسول خدا میفرمایند: «مَن لَقَی اللّهَ سُبْحانَهُ وَرعاً أعْطاهُ اللّهُ ثَوابَ الإسلام کُلّه»هرکس در حالیکه دارای ملکهی «ورع» است، خدا را ملاقات کند خداوند ثواب تمامی اسلام را به او عطا میفرماید. به همین جهت حضرت صادق میفرمایند: «عَلَیْکُمْ بِالْوَرَعِ فَإِنَّهُ لَا یُنَالُ مَا عِنْدَ اللَّهِ إِلَّا بِالْوَرَع» بر شما باد که «ورع» پیشه کنید زیرا به دست نمیآید آنچه نزد خدا است مگر از طریق «ورع». این یک قاعده است که با «تمرکز» بر پاکیها و نظر به عالم معنویت و دوری از گناه، آرامآرام ملکهی وَرع در جان انسان ظهور میکند. «ورع» بالاتر از تقواست و حالتی از حذر است که اگر در انسان شکل گرفت او را بسیار محتاط مینماید تا آنجا که نهتنها از گناه که حتی از شبهه هم بیمناک و فراری است و حریمی را در اطراف خود ایجاد میکند که روایات در وصف آن به سپر نام بردهاند و امیرالمؤمنین در این رابطه میفرمایند: «الْوَرَعُ جُنَّةٌ مِنَ السَّیِّئَات» ورع همچون سپر است در مقابل گناهان و زشتیها. در حالیکه برای تقوا تعبیر لباس را به کار میبرند و میفرمایند: «لِباسُ التَّقْوَی» یعنی تقوا لباس است. اصل قضیه از این قرار است که ابتدا باید با تمرکز و توجه قلب بر روی وظیفه و اوامر و نواهی الهی، روحیهی نگهداریِ خود از لغزشها در ما ایجاد شود. اگر توجه انسان بر روی حرام الهی شدید شد و مواظب بود گرفتار گناه نشود آرامآرام ملکهی «ورع» در او ظهور میکند. ورع دریچهای است بسیار متعالی و آنچنان انسان را از حجابهای بین خود و پروردگارش آزاد میکند که تا ملاقات خداوند و نظر به اسماء حسنای او جلو میبرد. تا تمرکز قلبی و روحیهی نگهبانی از خود نسبت به محارم الهی در انسان پیدا نشود، «ورع» شروع نمیشود در همین رابطه در حدیث قدسی داریم: «ابْنَ آدَمَ اجْتَنِبْ مَا حَرَّمْتُ عَلَیْکَ تَکُنْ مِنْ أَوْرَعِ النَّاس» ای فرزند آدم! از آنچه بر تو حرام شده اجتناب کن تا با ورع ترین مردم باشى. یک وقت ممکن است ما قالب و صورت ظاهری گناهان را بشناسیم و انجام ندهیم، مثل آن که دزدی نمیکنیم، ولی یک وقت دل ما بر دوری از گناه تمرکز دارد و از خود طوری نگهبانی میکند که به گناه نزدیک نشود، در این حالت است که «وَرع» ظهور میکند. با توجه به مجموعهی روایات میتوان این طور نتیجه گرفت که «ورع» آن توانایی و قدرتی است که به توفیق حق، اجتناب از گناه و دوری از محرمات را در نفس انسان پدید میآورد تا انسان بتواند در ساحت آن ورع، مراتب ترقی و کمال را با سرعت طی کند و به کسب فضائل بیشتری نائل آید و به مقام قرب الهی برسد. موفق باشید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: آنچه خواندهاید سخن علامه حسنزاده نیست و جناب علامه آن را ترجمه کردهاند و اکثر علماء با این سخن محیالدین مخالفاند از جمله آیتاللّه جوادی معتقدند: «مسئلهی ابدیت عذاب بدون شناخت انسان میسر نیست و اگر انسان یک گوهر داشته باشد آن وقت میتوان بحث کرد آیا این عوارض در جهنم عارض بر جان انسان شده یا همسنخ انسان است و اگر همسنخ انسان است دیگر عذاب نیست و اگر همسنخ انسان نیست ابدی نیست. ولی وقتی انسان دارای یک گوهر نبود و دارای فطرت و طبیعت بود موضوع متفاوت میشود بدین معنا که فطرت او آنچه را طبع او به عنوان ملکاتِ خلاف شریعت در خود نهادینه کرده است نمیپذیرد و همواره این تضاد که مسخر به انواع عذابهای رنجآور میشود در چنین انسانی باقی است» البته بحث آن مفصل است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در اینکه در شرایط حساسی قرار داریم، بحثی نیست. و موضوعاتی که مطرح میفرمایید در آن حدّ نیست که بشود در یک سؤال و جواب، همهی زوایای آن را بررسی کرد که کجا ما قضاوتمان تند است و کجا باید با بصیرت تمام به حرکات دولت اعتراض کرد! لذا بهترین راه همان است که در عین انتقاد به دولت و اطمینان کامل به استحکام انقلاب اسلامی، فرصت به دولت داده شود تا این جریان، خود را بهخوبی بنمایاند و ظرفیتها و ادعاهای خود را به صحنه آورد تا اندازهی این جریان نسبت به راهِ گشودهی انقلاب اسلامی در مقابل استکبار معنا شود. مسلّم انتقادهای افراطی موجب میشود که دولت طوری از خود دفاع کند که ضعفها نیز پنهان بماند. در نقد آقای دکتر جبرائیلی از fatf ملاحظه کردید که ایشان بند هفتی(7) را نقد میکردند که مربوط به بند هفتی که آقای دکتر طیبنیا امضاء کرده است، نبود. و امثال این نوع انتقادها اولاً: فضا را دو قطبی میکند و به جای آنکه ما بتوانیم با شفافیت بیشتر، جریانها را تفکیک کنیم، با کدورت هرچه بیشتر انقلاب را مسئلهدار خواهیم کرد و کتاب «عقل و ادب ادامهی انقلاب اسلامی در این تاریخ» در این راستا نوشته شده است. موفق باشید
- باسمه تعالی: سلام علیکم: فضایی که در دولت یازدهم ایجاد شده، بستر خطر نفوذ استکبار را به سرکردگی آمریکا فراهم میکند که جنایات و زشتیهای آنها فراموش شود و تنها راهکارِ مقابله با این نفوذ، تقویت روحیهی ضد استکباری یعنی تقویت انقلابیگری راستینی است که مقام معظم رهبری بر آن تأکید دارند و حیات این ملت را در گرو این روحیهی انقلابی و آزادمنشانه میدانند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنا شد ما تفکر را همواره پاس داریم و فکر کنیم راز اینکه رهبر عزیز انقلاب«حفظهاللّه» در این مرحله از انقلاب اسلامی ما را وارد فاز «همدلی و همزبانی» با دولت میکنند چیست؟! جز این است که باید با نگاهی غیر از نگاه تک بعدی به حرکات و فعالیتهای دولت نظر کرد و محذورات آن ها را در نظر گرفت؟ مگر نه این که مقاومت مردم و رهنمودهای مقام معظم رهبری ما را به جایی رساند که میتوانیم دشمن غربی را مجبور کنیم فعالیتهای هستهای ما را به رسمیت بشناسد و تیم مذاکرهکننده بر مبنای چنین فضایی که مردم و رهبر عزیز ایجاد کردند؛ قرارداد لوزان را به این جا رساندند؟ آن وقت باید بگوییم آقای جلیلی عزیز که در مقابل زیاده خواهی های افراطی طرف غربی مقاومت کرد اشتباه کرد؟ رهبر انقلاب«حفظهاللّه» هرگز با مذاکره مخالف نبودند ولی فرمودند به آمریکائیها نمیتوان اعتماد کرد و تیم مذاکرهکننده با همین فرض جلو رفتند و در نتیجه خطاهایی که در قرارداد ژنو به جهت اعتماد به آمریکا پیش آمد در این قرارداد جلویش تا حدّی گرفته شده است. نگرانی بنده آن است که چرا عزیزانی مثل شما جوانب موضوع را در نظر نمیگیرید؟!! آیا اگر توانسته باشیم با مذاکره با1+5 میدان را از جبههی جنگطلبان آمریکا و صهیونیستها و سعودیها بگیریم، به معنای آن است که نظام شاهنشاهی را تطهیر کردهایم؟ مگر در این مذاکرات غرب و آمریکا را به رسمیت شناختیم؟ فکر میکنم رهبری عزیز با توصیهی همدلی و همزبانی با دولت میخواهند نیروهای اصولگرای ما را از افراط و تفریط خارج کنند و به مرحلهای از تاریخ انقلاب وارد کنند که بدون کوتاهآمدن از ارزشها تعقل کنیم. از کجای قرارداد لوزان در آوردید که پس باید خیلی از موضعگیریهای حضرت امام هم غلط باشد؟!! نباید بر روی توصیهی مقام معظم رهبری«حفظهاللّه» در مورد همدلی و همزبانی با دولت فکر کرد، آیا این توصیه مسئولیت سنگینی را بر دوش ما نمیگذارد. بنده از آقای حسین شریعتمداری و زاکانی میپرسم در این مقالاتشان چه وجهی از همدلی و همزبانی با دولت مدّ نظر قرار گرفته؟ آیا جز نهایت بدبینی را مدّ نظر قرار دادهاند و محذورات و زحمات تیم مذاکرهکننده را به هیچوجه در نظر نگرفتهاند؟! مگر وظیفهی این تیم جز این بود که ثابت کنند فعالیت هستهای ما صلحآمیز است و در این راستا مطابق نیازمان فعالیت هستهای داشته باشیم؟ چرا در کنار اینکه رسانههای رژیم صهیونیستی گفتهاند: «توافق لوزان حدّاقل برای 20 سال امنیت اسرائیل را تضمین میکند» و این به جهت آن بود که در تصورات خود برای ایران فعالیت تسلیحاتی اتمی قائل بودند، لااقل سخن ویلیام کریستول، بنیانگذار نشریهی «ویکلی استاندارد» راکه از جنگطلبان آمریکا است قرار نمیدهیم که میگوید: توافق لوزان مجموعهای سرازیر از امتیازات اعطایی به ایران است؛ آن را نابود کنید. (http://www.shafaqna.com/persian/elected/item/112053). ما ادعایی داریم مبنی بر اینکه نمیخواهیم از فعالیتهای هستهای خود اسلحهی اتمی بسازیم و بر این اساس است که تا رسیدن به نیاز اورانیوم مورد مصرف در رآکتور بوشهر فعالیت فردو را برای مدتی تعطیل کردهایم تا توانسته باشیم توافقی را با جبههی غربی شکل دهیم و خود را در این صحنه به عنوان یک تصمیمگیر در جهان امروز به طرف مقابل بر خلاف انتظارش تحمیل کنیم و این به معنای آن نیست که ما به آنچه میخواستیم در فعالیت هستهای خود رسیده باشیم بلکه به آن معنا است که طرفهای مقابل به آنچه که میخواستند نرسیدند و این معنای حضور انقلاب اسلامی در جهان جدید است. در عین آنکه بین دو دشمن توافق بر سر تنها موضوع خاص فعالیت هستهای شده است و طرف مقابل مسئلهی تحقیق و توسعهی هستهای را برای ما به رسمیت شناخته است، هرچند که در آینده تا آنجا که میتواند مانعتراشی خواهد کرد ولی فراموش نکنید که ما با اطمینان به برنامهی هستهای خود و بازی در زمین خود این قرارداد را جلو میبریم نه بر اساس قرائتی که آمریکا برای جوابگویی به رقبای داخلیاش از آن دارد وگرنه تمام پیشبینیهایی که با نگاه بدبینانه به قرارداد میشود منطقی خواهد بود و حرف دکتر ظریف مبتنی بر این نکته است وگرنه نباید آن قرارداد را یک پیروزی نامید یا گمان شود نگاه دولت که به نظر بنده و امثال بنده نسبت به ارزشهای اسلامی و انقلابی چندان مثبت نیست، نادیده گرفته می شود. موفق باشید
