بسم الله الرحمن الرحیم
گروه فرهنگی لب المیزان
به لب المیزان خوش آمدید.
گروه فرهنگی المیزان
آرشیو پرسش و پاسخ ها
تعداد نمایش
شماره پرسش:
نمایش چاپی
شماره عنوان پرسش
32757

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش

باسمه تعالی. محضر استاد گرانقدر سلام علیکم: بنده حدود ۱۰ سال هست که با مباحث حضرتعالی مانوسم و خدا رو شاکرم بابت این موضوع. ان شاءالله به حق حضرت زهرا (س) خدا به عمر شما برکت بده. بنده در حال حاضر پس از مطالعه کتاب سلوک در تقدیر توحیدی و نیز عقل و ادب و در شرایطی که هنوز توان هضم کتاب ندای بی صدا رو ندارم، به این نتیجه رسیدم که به قول حضرتعالی یک راه داریم و آن هم زندگی در سایه ملکوت حضرت روح الله (رضوان الله). راه ورود به این زندگی هم معرفت النفس هست. پیش از این کتب ده نکته و نیز خویشتن پنهان رو هم مطالعه و مباحثه کردیم. اما الان در نقطه معرفت النفس شاید به ظاهر متوقف شدیم. برای ورود به وادی معرفت النفس چه کنیم حضرت استاد؟ بنده از فحوای یکی از جملات شما در یکی از کتب به این نتیجه رسیدم که باید در خلوت (به ویژه بین الطلوعین در وضعیت سجده) به هستِ خود بدون هرگونه چیست توجه و تمرکز کنیم. و با تمرین و ممارست این کار امید به گشودگی و ورود به وادی معرف النفس و سپس بهره مندی از ملکوت حضرت امام (ره) داشته باشیم. آیا اینطور هست؟ استدعا دارم راهنمایی بفرمایید. یک گلدسته ای به ما نشان بدهید تا راه را پیدا کنیم و وارد مسجد معرفت النفس شویم حضرت استاد‌. تشکر.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: بحمدلله به نکته خوبی رسیده‌اید. آری! راهی در پیش است که چندان هموار نیست ولی به لطف الهی نتایج آن امیدبخش است. در هر فرصتی مثل همان بین‌الطلوعین به بودن بیکرانه اکنون جاودانه خود نظر داشتن، برکات خاص خود را دارد. پیشنهاد می‌شود مباحث اخیر مربوط به سوره مرسلات را دنبال فرمایید.https://lobolmizan.ir/sound/984?mark=%D9%85%D8%B1%D8%B3%D9%84%D8%A7%D8%AA  موفق باشید

31730
متن پرسش
سلام:‌ درگذشت علامه حسن زاده را تسلیت می گویم احساس می‌کنم گویی اربعین را خودشان انتخاب کردند یا ایشان که انتخابی نداشتند خدا وعده ی دیدار را اربعین معین کرد.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر می‌آید همین‌طور باشد. ایشان به واقع اربعینی بودند از آن جهت که:

سحرگه ره روی در سرزمینی

همی‌گفت این معما با قرینی

که ای صوفی شراب آنگه شود صاف

که در شیشه بماند اربعینی

موفق باشید

31690

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با عرض سلام: در قصیده مرحوم لبید عامری دو نکته به نظرم رسید یک تعبیر «الا کل شی ما خلا الله باطل» که می دانید از حیث عرفانی در عرش است ما را در اینکه نمی توان مثل قرآن آورد به تردید انداخت. آیا این مثل قرآن و حتی فوق نیست چون در قرآن تعبیر «کل شی هالک الا وجهه» است اما باز بنظر می‌رسد تعبیر لبید چیز دیگریست چون از هالک بذهن متبادر می‌شود که هر چیزی می میرد ولی تعبیر لبید فصیح مشخص است چه می گوید و از این حیث برتری دارد و اگر هالک را به این معنی بگیریم همین الان هر چیزی جز خدا در هلاکت است باز کافی نیست چون هالک یعنی یک چیزی بود بعد نابود شد بر خلاف باطل که از ابتدا سالبه به انتفاء موضوع می‌کند مثال بزنم خدایان هالکند یعنی خدایانی بودند که بعد الان در حال هلاکتند اما خدایان باطلند یعنی خدایانی در کار نیست وحده لا اله الا هو فصاحت بیت لبید بنظر می‌رسد بالاتر است و عامری تعبیر الله را آورده که هم از وجهه روشن تر است هم الله را می‌توان الله ذاتی در نظر گرفت که فوق العاده عمق می یابد بر خلاف وجهه که تازه در روایات فکر کنم به معصومین اطلاق می‌شود بنابرین نهایت به انسان کامل یا قول بعض محققین را بپذیریم تعین اول اما الله را می‌توان تا ژرفترین ژرفنای حق هم سرایت داد اما سوال دوم در قصیده عامری آمده است «وَكُلُّ اِمرِئٍ يَوماً سَيَعلَمُ سَعيَهُ» در قرآن کریم هم به این مضمون آمده است «أَنَّ سَعْيَهُ سَوْفَ يُري» حال سوال اینست که عامری که قبل از قرآن همین را گفته بود امکان دارد اقتباس صورت گرفته باشد چون سابق خوانده بودم که اقْتَرَبَتِ السَّاعَةُ وَانْشَقَّ الْقَمَرُ از امرو القیس است گویا ایشان می فرمایند دنت الساعه و انشق القمر من غزال صاد قلبی و نفر محبت کنید در مورد اقتباس های قرآن توضیح دهید. اما لینک آن قصیده غرای مرحوم عامری رضوان الله تعالی علیه واقعا هر چه فکر می‌کنم فوق آن مصرعش امکان ندارد کلامی گفته شود و هر چه آیت الحق ابن عربی اعلی الله مقامه الشریف را با اندک دانشم مورد مداقه قرار می‌دهم باز احساس می‌کنم جز بسط آن کلام عرشی چیز دیگری نیست. https://www.aldiwan.net/poem21189.html
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: عنایت داشته باشید آنچه قرآن به عنوان معجزه و کلام خدا مطرح می‌کند، سوره‌های قرآن است با آن نوع انسجامِ خاصی که سازمان فکری انسان را شکل می‌دهد و لذا می‌فرماید: «وَإِنْ كُنْتُمْ فِي رَيْبٍ مِمَّا نَزَّلْنَا عَلَىٰ عَبْدِنَا فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِنْ مِثْلِهِ» وگرنه جملات و اشعار خوب در هر فرهنگی می‌توان پیدا کرد. آیا جناب کنفسیوس چنین جملاتی حکیمانه کم دارند؟! موفق باشید

30836

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد گرانقدر و آرزوی عمر طولانی: بنده در جایگاه شغل و فعالیت اقتصادی در سعادت اخروی انسان ها دچار چالش هستم که در دو مثال خدمتتان عرض می‌کنم: ۱. به عنوان مثال آیا می‌توانیم اینگونه ادعا کنیم یک کارخانه دار شغل اش همانقدری موجب سلوک فردی اوست که یک معلم معارف و این در حالیست که خداوند استعداد معلم شدن را به آن کارخانه دار نداده و استعداد کارخانه دار شدن را به آن معلم پس اگر آن کارخانه دار از لحاظ سلوک معنوی نسبت به آن معلم عقب بیوفتد این یک نوع بی عدالتیست در تخصیص استعداد ها به انسان ها؟ ۲. در یک مثال دیگر مثلا شخصی که برای گذران معاشش مثلا به او استعداد داد و ستد در بازار بورس داده شده و استعداد و علاقه ی دیگری به شغل دیگری ندارد آیا باید شخصیتش را تغییر دهد بطوریکه مثلا در نفس او علاقه و جدیت نسبت به شغلی مانند معلمی پدید آید؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. همین‌طور است حتی ممکن است انواری به قلب آن کارخانه‌دار که به قصد کارآفرینی تلاش می‌کند، برسد که بسی برتر و پاک‌تر از آن الطافی است که به استاد معارف می‌رسد. ۲. در مسیر کسب معاش باید آنچه در بستر طبیعی به ما می‌رسد، ورود کرد و آن وقتی است که ما کاری انجام داده باشیم و حاصل کار خود را استفاده کنیم. مسئله بورس، از این جهت برای بنده حل نیست، والله اعلم. موفق باشید

30032

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام و عرض ادب: بنده با گروهی از بچه های مسلمان و اکثرا شیعه در لندن و ایرلند جنوبی مرتبط هستم. بعضاً در گفتگوهایی که با ایشان دارم از مباحثی که از شما یاد گرفتم استفاده می کنم. از معارف اسلامی گرفته تا بحث های مربوط به انقلاب اسلامی و غرب شناسی. الحمدلله بازخورد بسیار خوبی دارد و ایشان مرتبا درخواست ارائه مطالب جدید را دارند. مباحث مربوط به انقلاب اسلامی و تقابل آن با غرب از جهت هویت بخشی به ایشان، بسیار مورد استقبال قرار می گیرد و همچنین مباحث عرفانی و تفسیری که رنگ دیگری به زندگی شان می دهد و خلأ معنوی آنها را پر می کند. با توجه به این مطلب به ذهن حقیر رسید که بعضی از کتب کم حجم، ابتدایی و همه فهم تر جنابعالی را با توجه به نیاز و اقتضائات ایشان ترجمه کنم. کتبی مثل جوان و انتخاب بزرگ، بحث ماه رجب، روزه، زیارت عاشورا، عالم انسان دینی یا... . شاید این شروع جرقه ای باشد تا در آینده در صورت صحت، فرصت و توفیق از جانب پروردگار وارد مباحث انقلاب اسلامی و غرب شناسی هم بشوم. می خواستم در این رابطه هم نظر شریفتان را بدانم، هم اذن این کار را گرفته باشم، هم پیشنهاد و یا راهنمایی خاصی اگر دارید بی نصیب نمانم. لازم به ذکر است که به سختی های کار ترجمه و انتقال مفهوم و معنا از یک زبان به زبان دیگر واقف هستم. بنابراین برای این کار از دو تن از دوستان انگلیسی زبان که به اصطلاح (native) هستند کمک خواهم گرفت که کاملا مطمئن شوم مخاطب انگلیسی زبان، متن را در چهارچوب فکری فرهنگی، زبان و جغرافیای خویش درک خواهد کرد. با جناب آقای توکلی هم صحبت کردم در مورد شروع این کار و مباحث مربوط به نشر و... ایشان هم لطف کردند اذن اولیه را دادند و استقبال کردند. ببخشید متن کمی طولانی شد. طلبه ی سطح دو حوزه علمیه قم، از شاگردان و ارادتمندان قدیمی شما
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: لطف دارید. همین‌که جناب آقای توکلی را در جریان گذاشته‌اید موجب می‌شود موازی‌کاری صورت نگیرد. إن‌شاءالله کار مفیدی که در نظر دارید، موجب رضایت الهی باشد. موفق باشید

29977

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام خدمت شما استاد عزیز: می‌خواستم حضوری شما را ببینم. چطور میتونم شما رو ببینم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: هر روز صبح بعد از نماز صبح که در مسجد خدیجه کبری «سلام‌الله‌علیها» انجام می‌شود، خدمت دوستان هستم. موفق باشید

29840
متن پرسش
سلام: شیطان هر لحظه به تمام افراد بشر دسترسی دارد و اعمال همه را زیر نظر دارد تا اغواگری کند؟ و اگر اینطور باشد بنظر می‌رسد تجرد فوق العاده بالایی دارد و بالاتر از تجرد مثالی است و چون برخی وساوس ظاهر عقلی دارد و اصلا شیطان با وجودی طرف است که ناطق است و باید از تمام تار و پودش مطلع باشد و دست از احدی نمی‌کشد مگر مخلصین و می‌دانیم برخی افراد از تجرد عقلی گذشته اند و در آن مدارج بالا هم باز شیطان از وسوسه دست نمی‌کشد و اگر منازل را ۱۰۰ بگیریم در عبور از ۹۹ به ۱۰۰ شیطان در کمین نیست؟ و اگر به صد رسیدیم باز سعی نمی‌کند ما را به زیر کشد و سد راه الی الله شود پس چنین وجودی نمی‌تواند خود از عقل و حتی فوق عقل بی بهره باشد و در فریب آدمی موفق و گویا بالاتر از ملائکه بود که سراسر عقلند بنظر می‌رسد شیطان تمثیلا ماهی است که بجای آنکه رو به شمس بایستد پشت به او استاده و بنابرین هرکه تحت ظل شیطان باشد در خسوف است و برای آنکه بتواند خسوف را کامل کند بتواند سایه تمام انوار الهی شود پس مرتبه ای از تجرد نیست که شیطان را از او بهره نه و در کل شیطان چه وجودیست که لا یشغله شان عن شان.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: مسلّم شیطان در موطن خیالش به‌سر می‌برد که می‌گوید «أنا خیرٌ منه». اگر متوجه‌ی حقیقت می‌شد که این جمله را نمی‌گفت. آری! انسان‌ها مراتبی دارند حتی وقتی در موطن عقل ناب هستند، از موطن خیال منقطع نمی‌باشند و شیطان از این موطن در آن‌ها وارد می‌شود. ولی آن‌ها با عقلِ ناب‌شان از او تأثیر نمی‌پذیرند و شیطنت او را تشخیص می‌دهند. موفق باشید

29266

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام و عرض ادب و احترام خدمت استاد و برادر بزرگوارم: حقیر همیشه دعاگوی جنابعالی و همه ی عزیزانی که برای انقلاب عزیز ایفای نقش مستمر دارند، هستم. استاد ارجمندم، حقیر خواستم نظر حضرتعالی رو درباره، کتاب با عنوان حرکت و نامه های بلوغ، و... یا دقیقتر عرض کنم. در مورد، نویسنده کتاب مرحوم علی صفایی چیه؟ خیر دنیا و آخرت رو برای استاد خوبم و همه ی دوستان فعال و انقلابی لب المیزان از خداوند متعال مسئلت می‌کنم. التماس دعا
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده کتاب خوبی است. خداوند مرحوم آقای صفایی را رحمت کند. موفق باشید

29184

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام و ادب: استاد من نفس انقلاب اسلامی را و ولایت و رهبری را قبول دارم، البته با اندک اطلاعاتی که دارم، الان مایلم تخصصی تر و با مطالعه انقلاب را بپذیرم. شما چه منبعی را معرفی می کنید؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ابتدا باید مبانی کلامی موضوع دنبال شود مثل کتاب «مبانی نظری نبوت و امامت» به‌خصوص قسمت آخر کتاب که مربوط به بحث «حکومت دینی» است و سپس مباحثی مثل کتاب «سلوک ذیل شخصیت امام خمینی «رضوان‌الله‌تعالی‌علیه». موفق باشید

29005

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با توجه به اینکه روح شهدا و امامان پس از شهادت، از بند جسم رها می شود و تجرد کامل می یابد و نفس مجرد در مکان و زمان محدود نیست و ما شیعیان باور داریم که این نفوس مجرد همواره ناظر بر اعمال مایند و نجوای ما را می شنوند، توسل به شهدا (یعنی این امور مجرد حاضرد در هر مکان و زمان که می شنوند و می‌بینند) به جای خداوند، رقیب مفهوم توکل به خدا در اذهان نخواهد شد؟
متن پاسخ

 باسمه تعالی: سلام علیکم: مگر بدون اذن خدا آن‌ها کوچک‌ترین اقدام و اراده‌ای می‌توانند داشته باشند. نهایتاً خداوند است که به آن‌ها اذن می‌دهد تا توجهی به ما بکند. موفق باشید

28979

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
به نام خدا با سلام به یمن مسائلی که در باره حجه الاسلام پناهیان این روزها مطرح شد بعضی پای بنز و ویلای نزدیک 500 منری با 300 متر در دو طبق ساخت رو برا توجیه ایشون پیش کشیدن حالا پناهیان به کنار، راستی استاد در آن زمان با آن فقر و زاغه نشین های تهران ماشین بنز! و ویلای استاد مطهری در قلهک را چه کنیم (عکسهاش تو اینترنت هست) چه طوری با آن‌همه مباحث ساده زیستی و مثل عموم مردم بودن جور در میاد؟ آخه بنز بهترین و لوکس ترین ماشین اونم شهید مطهری؟! آخه ویلای نیم جریبی. دو طبقه اونم تو منطقه خوب تهران؟! راستی به نسل جوان چی بگیم؟ از پاسخ شما متشکرم
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در عین این‌که بدون دلیل نباید کارهایی را توجیه کرد که مورد تأیید شریعت الهی نیست، محذورات افراد را نیز باید در نظر گرفت و این‌که آیا در آن شرایط، آن نوع زندگی جنبه‌ی اشرافیت داشته و یا برای یک استاد دانشگاه، عادی به حساب می‌آمده و شرایطی بوده است برای انجام بهتر وظیفه‌ای که به عهده داشتند. موفق باشید

28763

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد گرامی: بعضا صحبتهای شما رو گوش میدم و براستی در این بی قراری که با آن  اسیرم  تنها چراغ روشن است. استاد گفتید که بایستی به آنچه که پروردگار برایمان مقدر کرده آرام بگیریم. اما پذیرش این اصلا آسان نیست. من خود شخصا همیشه سعی بر این داشتم که  به نوعی از این تنهایی در بیایم ولی مدتهاست که تنهایی بسیار دارم. این موضوع مثل یک نیاز در پس زمینه فکر من هست و اجازه رشد به من نمی‌دهد. خارج از کشور بودم با خود فکر کردم به خاطر ازدواج با فردی هم عقیده به ایران باید برگشت، ایران امکان بیشتری هست. برگشتم  اما ایران بواسطه شغلم سر از جایی دراوردم که تنهای تنها هستم. به لحاظ خانوادگی با این تنهایی غیر هضم شدنی چه کنم؟ خیلی دوست داشتم که غنا داشتم و برایم تنهایی مهم نبود دوست داشته شدن مهم نبود، چه کنم درگیرم هنوز. لطفا راهنمایی کنید و دعا کنید.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: کار آسانی نیست ولی چیز بدی هم آن را به حساب نیاورید. به هر حال به یک معنا «خلق را با تو بد و بدخو کند / تا تو را ناچار رو آن سو کند». به نظرم خوب است سری به کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» بزنید. از ورزش و تواناکردن بدن و استوار نمودن آن غفلت نکنید. موفق باشید

27756

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام علیکم: امیدوارم هر چه زودتر امکان دیدار حضوری شما و استفاده از محضرتان فراهم شود. بنده در حین مطالعه کتاب درباره غرب آقای دکتر داوری، به عبارتی که در پایان همین متن آورده ام برخوردم، به خاطرم رسید یکبار در جایی پای سخنرانی شما (با موضوع ناگزیر بودنمان از حضور در عالم خیال) مطلبی نزدیک به همین عنوان شنیدم ولی متاسفانه عین عبارات در خاطرم نیست. لطفا نظر خودتان در مورد این عبارت را بفرمایید. عبارت این است: غرب در دوره یونانی و در آغاز رنسانس به حق رو کرده است، اما آنها در تعرض به حق، وقتی بعضی حجاب های قرون وسطی را برداشتند، حجاب خود را باز نشناختند و حجاب حجاب را به جای حق گرفتند و این اشتباه حجاب و محجوب بود.. با آرزوی توفیق و تندرستی.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! به جای عبور از فردگراییِ قرون وسطایی، و حضور در جهان گشوده و معنوی، غربِ بعد از رنسانس گرفتار جهان محدود مادی شد، ولی آن را جهانِ گشوده‌ای پنداشت که بشر به دنبال آن است و این، حجابِ حجاب است. موفق باشید 

27436

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام محضر استاد ارجمند طاهرزاده دامت توفیقاته. بسیار شاهدیم که در اقوام و فامیل به واسطه اینکه از آنها دختر نگرفته ایم گله و گله گذاری و اختلاف و توقعات زیاد و... سوال اینست آیا ما شرعا در اسلام باید از فامیل زن بگیریم و اگر نگیریم مرتکب خلافی شده ایم؟ آیا مشمول ترک صله رحم می شویم؟ مثلا در فامیلی شاهدیم برادری چند دختر دارد و برادر دیگر چند پسر اما پیوندی نشده و گله و اختلاف. چه باید کرد؟ بعضا شاهدیم مثلا خاله ای چند دختر دارد و یتیم هم هستند ولی پیوندی با اطرافیان نشده و بعدا شاهدیم که آنانکه باید مثلا دختر خاله را می گرفتند در ازدواجشان به مشکلات عدیده می افتند. این چه داستان و تعبیری دارد؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: چیز واجبی نیست. ولی اگر رویهمرفته بتوانیم رعایت آن‌ها را در این امور نیز بکنیم، چرا نکنیم؟ موفق باشید

27189

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام: در کتاب «آنگاه که فعالیت های فرهنگی پوچ می شوند» مطالبی را گفته اید که بنده برداشتم از آنها این هست که نباید به صورت علمی به سراغ فروعات دین بریم. مثلا به لحاظ علمی خصوصیات زیادی برای نماز ذکر شده که البته نمی شود از آنها چشم پوشی کرد! خب به هر حال به کلی از اینها چشم پوشی کنیم یا اینکه فقط باید طوری با اینها برخورد کنیم که ایجاد انگیزه ای برای انجام عمل نشود! و اصلا اگر تکنولوژی بتواند گوشه هایی از منفعت اعمال دینی را به ما نشان دهد و ما اعمال دینی را تحلیل علمی کنیم و منافعی را که تکنولوژی گفته بیان کنیم آیا این در آخر به حذف دین می انجامد؟! یعنی امکان دارد حتی انسانهای مسلمان و مومن هم فکر کنند علم بدون دین می تواند سعادت انسانها را تامین کند؟!
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: دین الهی برای آن است که انسان را در ساحاتی بس متعالی جای دهد و دیدگاهی بسیار گسترده‌تر از آنچه علم تجربی از واقعیات در مقابل بشر می‌گذارد، را نشان دهد. در جلسات ۵۰ به بعد شرح آن کتاب، در این مورد نکاتی عرض شده است خوب است به شرح صوتی کتاب نظری داشته باشید. موفق باشید

26746
متن پرسش

سلام علیکم: در یادداشت «براستی همه ما حاج قاسم هستیم»، اشاره به حس حضور تاریخی خدا از طریق انقلاب اسلامی کردید و فرمودید، شهید سلیمانی در بستر این نهضت غرق در اراده الهی بود. در کتاب انقلاب اسلامی بازگشت به عهد قدسی نیز در این باب مطالبی دارید و نوشته اید «مشکل امروز ما اين است که جوانان ما دارند عالَم ديني شان را از دست مي دهد و گرنه از من و شما بهتر مي توانند خدا را ثابت کنند، ولی با علم به وجود خدا، وارد عالَمی نشده اند که منجر به اُنس با خدا گردد و به همين جهت در عالَم خود جايگاهی براي احکام الهی نمي شناسند.» در ادامه هم تبیین فرمودید علت اینکه خیلی افراد نسبت به تک تک احکام دینی سوال کرده و یا ابهام برایشان ایجاد می شود، همین وارد نشدن و نشناختن عالَم دینی است. فکر می کنم و برداشتم این است که منظور حضرتعالی این بود که اگر ما سعه وجودی مان را از طریق الفت با ذات اقدس رب العالمین بالا ببریم و به عمق جهانی کاری که در پرتو انقلاب اسلامی در حال شکل گیری است بیندیشیم و خود را در طرح بزرگ تمدن سازی توحیدی حاضر ببینیم، صبر و بصیرت پیشه می کنیم و دیگر سختی ها و مشقت های این مسیر ما را زمین گیر و ابن السبیل نمی کند و آن وقت حتی عباداتی مثل نماز یومیه را هم از دین دید می بینیم که این نماز، به ما عظمت روحی می دهد تا در کلان پروژه تاریخ خود ثابت قدم و استوار بمانیم و به واقعیت این جمله امام راحل برسیم که عالَم محضر خداست. نمی دانم تا چه حد این برداشت من از سخنان حضرتعالی درست بوده اما بواقع نکات عمیق و قابل تدبر و حکمت آمیز در یادداشت تان درباره شهادت حاج قاسم سلیمانی بود و ان شاء الله باب تدبر برای همه ما به برکت خون این شهید عزیز، باز شود.

متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: همین طور است. احساسِ بودنِ حقیقی، نه به بودنِ مفهوم، بلکه در بودنِ تاریخی محقق می‌شود و انقلاب اسلامی عطای الهی است به بودنِ تاریخی که همیشه انسان اصیل به دنبال آن است. علی «علیه‌السلام» مظهر کامل بودنِ تاریخیِ اسلام‌اند. عرایضی در این رابطه در بحث سوره‌ی «نبأ» شد. متن درس‌گفتارِ آن را در زیر خدمتتان می‌فرستم. البته تنها یک جلسه در شرح مفادّ آن متن بحث شده. عمری باشد ادامه خواهد یافت. موفق باشید

تعیّن تاریخی نباء عظیم

باسمه تعالی

در راستای به ظهور آمدن نباء عظیم که یوم الفصلی است وعده داده شده در تحقق شخصی که مصداق «وَ فُتِحَتِ السَّماءُ فَكانَتْ أَبْواباً» است می توان گفت:

۱. انسان با نظر به «بودن»اش، حقیقت را در بستر تقدیرِ تاریخ احساس می‌کند، از آن جهت که «حقیقت» در افق زمان و تاریخ، در شخصیتی متعین فهمیده می‌شود.

۲. «بودنِ» انسان در گرو فهم «وجود» است تا با این فهم، انسان مانند سایر موجودات صرفاً در درون جهان قرار نگیرد بلکه چون فهمی از وجود دارد، در میان آینده و گذشته و آزاد از زمان، خود را احساس می‌کند و بر این اساس، یعنی بر اساسِ فهم «وجود»، موجودات از حیث وجودشان در افقِ فهم انسان به حضور در می‌آیند و معنا می‌شوند. یعنی انسان کامل جایگاه هر چیزی را به معنای واقعی‌اش درک می‌کند.

۳. وقتی انسان خود را در تاریخی که به اراده‌ی الهی ظهور آمده،  احساس کند، با نظر با وجه وجودی خود به موجودات، گشوده می‌شود. نحوه‌ی گشودگی و برون‌خویشیِ انسان اصیل، وجهی از همان ساختارِ در جهان‌بودنِ آن است.

۴. بودنِ در زمان و تاریخِ خود، بودنی است غیر ذهنی که می‌توانیم خود را بیش از آن‌که بفهمیم، حسّ کنیم. این است معنای «كَانَ أَكْثَرُ عِبَادَةِ أَبِي ذَرٍّ رَحْمَةُ اللَّه عَلَيْهِ التَّفَكُّرَ وَ الِاعْتِبَار» اكثر عبادت اباذر تفكر و عبرت گيرى بوده.

۵. انسان، موجودی است که باید در همان نحوه‌ی واقعیت و وجودش، عین روی‌آورندگی باشد. بودنِ انسان اساساً چیزی جز روی‌آورنده‌بودن نیست، وجودی که عین گشودگی است و به همین جهت، هویت اش تعلقی است. «ماهِيتُهُ انِيتُهُ»، چيستى او همان هستى اوست‏ و در این رابطه پرسش از آن‌که انسان چیست، پرسش بی ربطی است.

۶. انسان اصیل در عین آن‌که یک فرد است، به وسعت هستی است و درعین آن‌که متناهی است، مطلق است به جهت مقام فهم «وجود و بودن» خویش. این انسان از حیث وجودش سر و کارش از یک طرف با وجودِ خویش است و از طرف دیگر با تمام عالم وجود سر و کار و رابطه دارد.

۷. گشودگی انسان اصیل، ایجاب می‌کند تا همواره با امکان‌های بودن خویش و به تبع آن، با انحاء اتمام نا پذیر مواجهه با موجودات، روبرو باشد.

۸. اگر انسان خود را تنها یکی از موجوداتِ عالم بفهمد، غیر اصیل است ولی انسان اصیل باشد، بودن خود را در خواهد یافت و آن را مصممانه بر عهده خواهد گرفت.

۹. آینده‌ی آغازین و اصیل، حرکت به سوی خود است؛ به سوی خودی که عین ربط به بیکرانه وجود است برای تعالی یافتن.

۱۰. این که  انسان با موجود نسبت برقرار کند و موجود بما هو موجود را تجربه کند، به جهت آن است که  وجود به او عطا شده. و گرنه خود را یک وجود بیگانه از سایر موجودات می‌فهمد.

۱۱. رویداد های تاریخی در بستر اسلامی که شروع شد، انسان اصیل، خود را به واسطه‌ی روشنی‌گاه های وجود احساس می کند، اساسا به واسطه‌ی رویدادهای تاریخی است که انسان و حقیقت در تعلّق متقابل یکدیگر قرار می‌گیرند. به همان معنایی که علی علیه السلام از طریق اسلام با حقیقت روبرو شدند و آن را در صحنه های نبرد دنبال کردند.

۱۲. انسان با آن گشوده شدن نسبت به انوار الهی در پرتو رخدادهای توحیدی به دست می‌آید.

۱۳. تاریخ هستی، همان تاریخ فرستادن‌ها و حوالت هستی است که موجودات را به نحوی آشکار و در عین حال پنهان می‌دارد.

۱۴. تاریخِ حقیقی، حال است. حال، آینده است از آن جهت که حال، چیزی است که انتظارِ وقوع لوازم تاریخ جدید را می‌کشد. آیا این همان بودن نیست که ذاتی است همواره در حال، آن چیزی که در برابر ما، منتظر ما است؟ همان آینده‌ای است که به درستی اندیشه شده.

۱۵. وقتی انسان عین نسبت با وجود باشد، وجود، صرفاً خود را در چنین نسبتی آشکار می‌سازد که همان حضور یافتن است که تعلّق متقابل میان انسان و خدا است.

۱۶. هستی یا وجود به مثابه‌ی رویداد، همواره ارتباطی متقابل میان انسان و وجود را بر قرار می‌کند و وجود به مثابه‌ی رویداد، همواره در پیوند با انسان است که همان «کلّ یومٍ هو فی شأن» است. یعنی تاریخ توحیدی ظرفیت رابطه‌ی متقابل بین خدا و ظرفیت تاریخی انسان است.

۱۷. احساسِ «بودن»، در مواجهه‌ی با حق، در تاریخ، یعنی خود را به صورت اصیل احساس‌کردن است و این نوع «بودن» همان رویداد مواجهه با جنبه‌ی وجودی هر موجود است و در این حالت، انسان بر عکس سایر موجودات، وجودش عین گشودگی خواهد بود که این، در واقع همان «هویت تعلقی» انسان می‌باشد. انسان در این حالت در زمان نیست، بلکه ماورای زمان، عین گشودگی با موجودات است و به موجودات، مجال می‌دهد تا در نسبت با زمان خاص‌شان آشکار شوند. معنای فراتاریخیِ اولیای الهی را باید در این نحوه بودن جستجو کرد.

۱۸. هویت تعلقیِ انسان یعنی در عینِ ربط‌بودن با کلّ هستی. این یعنی جمع بین تناهی و نامتناهی که در اولیای الهی محقق می‌شود.

۱۹. انسان از موطن «بودن»ِ خود در مقام نظر به رویدادهای تاریخی در فهمِ وجود قرار می‌گیرد و از این حیث، بر تمام موجودات تقدم می‌یابد. این نوع «بودن»، احساسِ انسان است نسبت به خود در بیکرانگیِ با وجود، نه موجودی در میان موجودات.

۲۰. انسان با فهمِ «بودن»ِ خود، فهمنده‌ی وجود است و با بودنِ صرف خویش مواجه می‌شود و این همان راز گشودگی انسان است یعنی درکِ اتحاد با خویشتن که منجر به درک وجودی همه‌ی موجودات می‌شود و همه‌ی عالَم را نزد خود احساس می‌کند به همان معنایی که مولایمان علی «علیه‌السلام» می‌فرمایند:

اتَزْعَمُ انَّكَ جِرْمٌ صَغيرٌ             وَ فيِكَ انْطَوَى الْعالَمُ الاكْبَر

تو مى‏ پندارى كه همين جسم كوچك هستى، در حالى كه جهان بزرگى در نهاد تو پنهان است.

 با این‌همه، انسانِ اصیل نمی‌تواند وجود خود را به صورت تامّ و تمام تجربه کند. زیرا ذاتاً همواره در مقام «امکان» است یعنی بیشتر از آنچه واقع شده است می‌باشد و همین امر موجب می‌شود تا احساسِ «بودن» در عینِ حضور بیکرانه‌ی «وجود» را در خود احساس کند.

۲۱. آن‌چه آینده است، در اصل همان امکان است که به سوی انسان اصیل که با «بودن»ِ خود به‌سر می‌برد، می‌آید، وقتی که او گشودگی خویش را حفظ کرده باشد. پیشروی انسان در آینده به معنای بازگشتِ او به سوی خود است، به معنای آنچه همواره از پیش بوده است.

۲۲. انسانِ اصیل در «حال» قرار می‌گیرد و می‌تواند با موجودات، مواجه شود، به واسطه‌ی رابطه‌ی آینده و گذشته. و لذا نحوه‌ی ارتباط آینده‌بودگی و «حال» را در وحدت‌شان نشان می‌دهد.

۲۳. انسان اصیل در مواجهه با موجودات باید خود را در حدّ مطلقِ گشودگی دریافته باشد و این دریافت، همان حرکتی است که در نخست از آینده در مواجه با نهائی‌ترین امکان، آغاز می‌شود و به سوی «بودگی» می‌رود.

۲۴. انسان اصیل که خود را در گشودگی نسبت به همه چیز می‌یابد، به اطلاقی می‌رسد که در آن اطلاق، دیگر خود را به واسطه‌ی موجودات درون جهان نمی‌فهمد. بلکه «بودن» خویش را در خود جهان احساس می‌کند. 

26636

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام استاد گرامی شبتون خوش: من سوالی کردم اما متاسفانه جوابی نشنیدم. پسر۱۰ ساله ی بنده در باغ رضوان گلدانی شکستند که بنده طی چند هفته بر سر مزاری که گلدان را شکست می رفتم که شاید بستگان مرحوم را ببینم و خسارت گلدان را بپردازم اما متاسفانه کسی را ندیدم. بنده در قبال این چه کاری می توانم بکنم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: این موارد را بهتر است از دفتر مرجع تقلید خود سوال بفرمایید. موفق باشید

25403
متن پرسش
با سلام: آیا می توان گفت که در قیامت فقط با حضرت الله که با مظاهرش بر من تجلی می کند و این وجود های جدا از هم مانند زن، فرزند، حضرت محمد (ص)، برداشته می شود؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در قیامت، نسبت‌ها تغییر می‌کند به همان معنایی که قرآن می‌فرمایدک «والأمرُ یؤمئذ للّه» در آن روز تنها نسبت انسان با خدا معنا پیدا می‌کند حال به همان اندازه که سایر امور، خدایی‌اند با آن‌ها رابطه خواهیم داشت به‌خصوص با پیامبر خدا «صلوات‌اللّه‌علیه‌وآله». موفق باشید

24329

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: امکانش هست یک دوره انواع خوابها را که اشاراتی در معرفه النفس اجمالا کردید به صورت تفصیلی در جلساتی توضیح بدهید یا اگر توضیح دادید راهنمایی به جلسات آن بفرمایید. تشکر
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: سعی بنده آن است که در این موارد ورود نکنم زیرا ابعاد زیادی کار را به اختلال می‌کشاند. مرحوم آیت‌الله محمد شجاعی در کتاب‌های «رساله‌ی محبت» و «پنج رساله» نکات ظریفی دراین مورد فرموده‌اند. موفق باشید

23304

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام: دانشجوی ارشد روانشناسی بالینی هستم. از دوران دبیرستان با آثار استاد انس داشتم و همچنین با کتب مرحوم عین صاد. الان و با رویایی بیشتر با مباحث روانشناسی غربی به دنبال یک سیر مطالعاتی برای رسیدن به مباحث اسلامی هستم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در کنار مباحثِ معرفت نفس، به نظریات «استیون هیس» بد نیست توجه بفرمایید. موفق باشید

31045
متن پرسش
با سلام و عرض تشکر از حضور گرم شما و بابت زحماتی که در پاسخگویی به شبهات و سوالات ما تقبل نموده اید. جناب استاد من گاهی نمازم رو با تمام قلب میخونم ولی گاهی نمی دونم برای کی و برای چی نماز میخونم ولی به امید اینکه اون حالت برطرف بشه باز میخونمش. یه سوالی که برام هست این هست که مقصود از خوندن نماز اگر کرنش و توجه به درگاه خدای بزرگ هست خب مگر با توجه و حضور در لحظه و رعایت مسئولیت در قبال دیگران و... نمیشه این کار رو ادا کرد، و اینکه واقعا ایرانیها قبل از اسلام مگر چیزی جایگزین نماز نداشتن خب آنها هم خدا پرست بودند. چرا باید حتما نماز خوند؟ گاهی وقت واقعا خسته ام و نمی‌فهمم چی میخونم فقط بخاطر ناچار بودن میخونمش. ممنون از لطفتون.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در موضوع نفس، مباحث بسیار ارزشمندی شده است تا انسان به بهترین نحوه از نمازگزاری نائل شود. مثل کتاب «آداب الصلواة» که حضرت امام تألیف نمودند. بحث، در بهترین نحوه حضور در محضر حضرت حق است که در آخرالزمان بهترین حضور، حضورِ محمدی «صلوات‌الله‌علیه‌وآله» می‌باشد و نماز، حضور در محضر حق است با افقی که حضرت محمد «صلوات‌الله علیه‌وآله» به نور الهی به میان آورده‌اند. آری! بالاخره قبض و بسط در صحنه است. «آن‌قدر ای دل که توانی بکوش / گرچه بهشتش نه به کوشش دهند». موفق باشید

30904
متن پرسش
با سلام و آرزوی قبولی طاعات: استاد عزیز میتونیم بگیم شب قدر چون یک حقیقت معنوی است، زمان و مکان نداره و میتونی مثلا شب قدر من، شب بیست و یکم باشه؟ در طول سال شب قدر جاری است آیا واقعا در یک شب خاص قرآن به قلب امام زمان علیه السلام نازل می‌شود؟ استاد گرامی لطفا بفرمایید چرا در دعای اللهم عرفنی نفسک... از شناخت خدا شروع می‌کنیم؟ ممنونم
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. آری! در روایت هم فرموده‌اند شب قدر را در طول شب‌های سال پنهان کرده‌اند و از این جهت می‌توان گفت آن سه شب، صورتِ روشن‌تر شب قدر است و تازه، از این سه شب، شب 23 ، ظهورِ بیشتر دارد و در عین حال از شب 27 نیز نباید غافل بود. به همین جهت در دعای شب 27 متذکر شب قدربودن آن می‌شوید. ۲. آری! تا خداوند به عنوان ربّ العالمین شناخته نشود، نبوت نبیّ و امامت امام که ظهور ربوبیت حضرت حق است، درست درک نمی‌شود و متوجه جایگاه آن نمی‌گردیم. موفق باشید

30622

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
سلام خدمت استاد گرامی: روایت از أَمِيرَ اَلْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلاَمُ صَاحِبُ هَذَا اَلْأَمْرِ اَلشَّرِيدُ اَلطَّرِيدُ اَلْفَرِيدُ اَلْوَحِيدُ. صاحب اين امر، شريد (آواره) و طريد (رانده) و فريد (تك) و وحيد (تنها) است. البته کسی که با خداست هرگز چنین نیست، بلکه این حال امام در بین امت اوست، بلکه این حال امت است، این حال ماست. استاد در مورد این روایت توضیح می خواستم چکار کنیم که در زندگیمون به جایی برسیم که از این وضعیت نجات پیدا کنیم؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: در این موارد خوب است و چقدر خوب، اگر با همّتی و عزمی به میدان بیایید و با حوصله و پشتکار شرح «مناجات التّائبین» را که روی سایت هست، دنبال بفرمایید تا آرام‌آرام در جلسات آخر إن‌شاءالله رازهایی برای جواب به این سؤال برایتان نمایان شود. موفق باشید

30553
متن پرسش
با سلام: آیا گروه هایی هستند که مباحث ماه شعبان شما را جمع آوری کرده با شند تا ما به آن ها رجوع کنیم.
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: علاوه بر کانال @matalebevijeh کانال های زیر نیز فعال  هستندhttps://eitaa.com/joinchat/2809856099C3b4af1d5b8

https://eitaa.com/joinchat/2778398828Cfed1dac2b8

30441

بدون عنوانبازدید:

متن پرسش
با سلام خدمت استاد محترم: بعد از نیمه ماه رجب، حال و هوایی را که در ابتدای ماه رجب داشتم دیگر ندارم، نمی دانم علت چیست؟ دوم اینکه در نیمه ‌دوم ماه ما باید دنبال چه چیزی باشیم؟ سومین سوال اینکه اگر از ماه رجب به سوی ماه رمضان سیر صعودی باشد، پس ماه شعبان باید معنوی تر از ماه رجب باشد، آیا ممکن است توحید ماه شعبان قوی تر از توحید ماه رجب باشد؟ ممکن است توحید ماه شعبان مثل منزل تشهد نماز باشد، یعنی باقی به الله شدن؟
متن پاسخ

باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. آن حال باید ما را به رجوعی عمیق‌تر به سوی خدا برساند. ۲. معارف الهی باید دنبال شود. ۳. در آینه‌ی نبیّ در ماه شعبان در دین خدا حاضر می‌شوید به جهت آن‌که ماه شعبان، ماه رسول خدا «صلوات‌الله‌علیه‌وآله» است. قال علی علیه السلام: صَومُ شَعبانَ یَذهَبُ بِوَسواسِ الصَّدرِ وَ بَلابِلِ القَلبِ. روزه ماه شعبان، وسواس دل و پریشانى‏ هاى جان را از بین مى ‏برد. تحف العقول ص ۱۰۲ - خصال ص ۶۱۲. موفق باشید

نمایش چاپی