باسمه تعالی: سلام علیکم: در مورد قسمت 1؛ خوب است به کتاب «مبانی نظری نبوت و امامت» به قسمتِ «امامت در قرآن» رجوع فرمایید تا إنشاءاللّه دقتهای قرآنی شما نسبت به جایگاه اهل البیت و مقام امامت بیشتر شود تا آنجا که متوجه خواهید شد چرا حضرت ابراهیم«علیهالسلام» در دعای خود تقاضا میکنند به صالحین ملحق شوند. راستی صالحین جز کسانیاند که به تعبیر قرآن از هرگونه آلودگی پاک شدهاند، آنهم به همان معنایی که در آیهی 33 سورهی احزاب متذکر است که به تعبیر علامه طباطبایی اگر دقت کنید آن ارادهای که در آیهی مذکور مطرح است، غیر از ارادهی عمومی است که برای پاککردن همهی انسانها از طریق شریعت اراده فرموده است؟ زیرا میفرماید: خداوند اراده کرده است فقط شما اهلالبیت را از هرگونه رجسی پاک کند. 2- خود قرآن در تبیین آیات الهی رسول خدا«صلواتاللّهعلیهوآله» را مأمور کرده و میفرماید: «وَ أَنْزَلْنا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ ما نُزِّلَ إِلَيْهِمْ وَ لَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ» (44/ نحل) ما قرآن را بر تو نازل کردیم تا برای مردم آنچه به سویشان آمد را تبیین کنی. و لذا مصداقهای زکات در زمان خود رسولاللّه «صلواتاللّهعلیه» مشخص گردیده، میماند که فکر کنیم آیا امروز که منابع تولید تغییر کرده نباید مصداقهای زکات تغییر کند؟ 3- در همان کتاب روشن میشود که ما در کنار اطاعت از خدا، مأمور به اطاعت از رسول خدا و اولیالامر هستیم و مسلّم اولیالامر باید انسانهای معصومی باشند که خداوند ما را به اطاعت از آنها دستور داده است، وگرنه ما را به اطاعت از کسانی دستور داده است که امکان گمراهی ما در آنها هست که مسلّم خدای هدایتگر چنین کاری را نمیکند و از طرفی در قرآن اهلالبیت را به عنوان انسانهای معصوم معرفی نموده است تا ما در فهم قرآن و فهم مصداقهای خمس به آنها رجوع کنیم تا در مدیریت جامعهی اسلامی سرگردان نباشیم. حال اهلالبیت در روایات متعدد، جایگاه خمس را مشخص کردهاند و این به معنای قراردادنِ سهمی برای مدیریت علمی و اجرایی جامعهی اسلامی است و در مباحث فقهی بررسیهای مفصلی در این مورد شده است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: عرایضی در این رابطه در کتاب «مبانی نظری نبوت و امامت» شده است ولی به نظر میرسد چون در این موارد کار به مِراء میکشد و موجب درحجابرفتنِ قلب میگردد بهترین راه ترک این مباحث است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- همانطور که متوجهاید اسم «جواد» حضرت حق که اقتضای تجلیّات کمالی اسماء آن حضرت به اعیان ثابتهی ممکنات است، عین ذات حضرت حق است و این غیر فعل آن حضرت است که مبتنی بر نحوهای از مخلوقیت مخلوق است 2- حق «مخلوقٌ به» یعنی اینکه در آینهی امکان ذاتی ممکنات حضرت حق به وسعت ممکنات ظهور میکند و بدین معنا گفته میشود سریان حق در موجوادت هست، نه آنکه گمان شود حرکتی در کار است مثل آنکه نفس ناطقهی شما در قوهی بینایی شما سریان دارد و این به معنای حرکت نفس ناطقه در قوهی بینایی نیست. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بین انتخابگریِ انسان که ارادهی خداوند است تا او در انتخابهای خود مختار باشد و بین ارادهی مستقیم الهی در موضوعی خاص، باید فرق گذاشت. در جزوهی «جبر و اختیار» بحث شد که خداوند اختیارِ ما را اراده کرده است و نه فعلِ ما را، و چون اقتضایِ اختیار، انجام فعل و ترک آن است، آن فعل مربوط به انسان میشود چون میتوانسته است ترک آن را نیز اختیار کند و در حدیث دوم، دستور و امر الهی، همهی ارادهی حضرت حق نیست که کرده است، بلکه در متن آن دستور، چیز دیگری را نیز تعقیب می نماید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: خداوند در رابطه با چگونگى امامت حضرت ابراهيم (ع) مى فرمايد: «وَ اذِابْتَلي ابْراهيمَ رَبُّهُ بِكَلِماتٍ فَاتَمَّهُنَّ قالَ انّي جاعِلُكَ لِلنّاسِ اماماً، قالَ وَ مِنْ ذُرّيَتي قالَ لا يَنالُ عَهْدي الظّالِمين»[1] آنگاه كه ابراهيم را پروردگارش به شكلهاى گوناگون آزمود و او همه ى آزمونها را به خوبى پشت سر گذارد، پروردگارش به او فرمود: من تو را براى مردم امام قرار مى دهم، و او پرسيد: آيا از فرزندانم نيز به چنين مرتبه اى خواهند رسيد؟ پروردگارش گفت: فرزندان غير ظالم تو به چنين مقامى خواهند رسيد.
از آيه ى فوق مى توان متوجه نكات زير شد: 1- آيه بعد از امتحانات ممتد بر حضرت ابراهيم (ع) نازل شده يعنى بعد از قربانى كردن فرزند و به آتش انداختن آن حضرت و مهاجرت از شام، بدين صورت آيه در آخر عمر آن حضرت بر آن حضرت نازل شده و خبر از امامت او داد.
2- حضرت ابراهيم (ع) قبل از امام شدن «نبى» بوده و علاوه بر اين كه امتحان كردن ها در موقعى بوده كه او پيامبر بوده، همين خطابِ خدا بر او - كه مى گويد من تو را امام قرار دادم - دليل بر آن است كه آن حضرت نبى بوده است.[2]
3- حضرت ابراهيم (ع) اين «امامت» را براى فرزندانش تقاضا كرد. پس اين امامت يك مقام است و عهدى است الهى كه گاهى با نبوت همراه است و گاهى جداى از آن است و ايشان همين امامت را براى فرزندانشان تقاضا كردند، آن هم به جهت آنكه حضرت متوجه ارزش امامت براى هدايت جامعه ى انسانى شدند.
4- خداوند نه تنها تقاضاى حضرت را رد نكرد بلكه فرمود: اين عهد را به فرزندانت كه ظالم باشند نمى دهم. پس از بين فرزندان حضرت كسانى كه در هيچ بُعدى ظالم نباشند، يعنى معصوم باشند، امام هستند. در صورتى كه نه ظلم به نفس و نه ظلم به خلق و نه ظلم به حق، هيچ كدام در شخصيت آنها نباشد. لذا علامه طباطبائى «رحمةالله عليه» در مورد «لا ينال عهدى الظالمين» مى فرمايند: در ابتداى امر چهار احتمال براى ظالم بودن افراد مى رود: 1- كسانى كه تمام عمر ظالم باشند. 2- كسانى كه تمام عمر پاك باشند. 3- كسانى كه اول عمر ظالم و در آخر عمر پاك باشند. 4- كسانى كه اول عمر پاك و آخر عمر گناهكار باشند. بعد مى فرمايند: شأن حضرت ابراهيم (ع) اجلّ از آن است كه امامت را از خدا براى قسم اول و چهارم بخواهد. پس تقاضاى حضرت مى ماند براى دو گروه ديگر كه حضرت ممكن است از آن دو سؤال كند و خداوند مى فرمايد: از آن دو - يعنى آنهايى كه تمام عمر پاك باشند و كسانى كه اول عمر ظالم و در آخر عمر پاك باشند - عهد خود را به ظالمين از آن دو نمى دهم. پس مى ماند آنهايى كه همواره در عصمت بوده اند و اينها مى توانند مقام امامت را داشته باشند. بر اين اساس ما مى گوييم امامان از ابتداى عمر تا آخر عمر معصوم هستند.
5- چون واژه ى «جَعَلَ» يعنى «قراردادن» را براى امام به كاربرد و مى فرمايد: «ما تو را امام قرار داديم» پس امامت يك منصب موهبتى است و نه اكتسابى. از طرفى بايد امام معصوم باشد، پس عصمت امام موهبتى است و نه اكتسابى. و اينكه فرمود: «انّي جاعِلٌ فِي الارْضِ خليفَةً» خبر از استمرار جعل خلافت و امامت مى دهد، يعنى همواره در هر زمانى خداوند خليفه اى از خود در زمين قرار مى دهد. در رابطه با عصمت غير اكتسابى امام، امام رضا (ع) مى فرمايند:
«مَخْصُوصٌ بِالْفَضْلِ كُلِّهِ مِنْ غَيْرِ طَلَبٍ مِنْهُ وَ لَا اكْتِسَابٍ بَلِ اخْتِصَاصٌ مِنَ الْمُفْضِلِ الْوَهَّابِ» امام مخصوص به كمال و فضلى شده كه خودش به دست نياورده بلكه از طريق خدايى كه داراى فضل و بخشش است به او داده شده.
6- قرآن در آيه ى 33 سوره ى احزاب مى فرمايد: اهل البيت پيامبر (ص) از هر پليدى مبرايند، يعنى معصومند. از طرفى اهل البيت فرزندان ابراهيم اند. پس آنها امامند به همان معنايى كه ابراهيم (ع) امام بود. و در آيه ى 26 سوره ى زخرف مى فرمايد: «وَ اذْ قالَ ابْراهيم لَابيهِ وَ قومِهِ انَّني بَريءٌ مِمّا تَعْبُدون الّا الَّذي فَطَرَني فَانَّهُ سَيَهْدين وَ جَعَلَها كَلِمَةً باقيةً فِي عَقِبهِ لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُون» يعنى به ياد آر آن زمانى را كه ابراهيم به پدرش (عمويش) و قومش گفت: من از آنچه شما مى پرستيد مبرا هستم، و آن را مى پرستم كه مرا به وجود آورد و مرا هدايت خواهد كرد و آن هدايت را خداوند «كَلِمَةً باقيةً» و سنت پايدارى در نسل ابراهيم (ع) قرار داد تا بلكه مردم به آن امام رجوع كنند. از اين آيه مى فهميم كه هيچ گاه امامت از فرزندان ابراهيم (ع) خالى نيست. چون مى فرمايد: هدايت را يك سنت پايدار در نسل او قرار داد تا بشر از هدايت الهى برخوردار باشد. و در روايت داريم: «كلمه باقيه» در اهل بيت پيامبر (ص) و در ذرّيه ى امام حسين (ع) تا قيامت ادامه دارد.[3] موفق باشید
[1] - سوره ى بقره، آيه ى 124.
[2] ( 1)- امام صادق( ع) مى فرمايند: خداوند پيش از آنكه ابراهيم را به نبوت برگزيند، به بندگى خويش برگزيد، و پيش از آنكه او را به رسالت برگزيند، به نبوت برگزيد، و پيش از آنكه او را به عنوان خليلِ خود برگزيند، به رسالت برگزيد، و پيش از آنكه مقام امامت را به او عطا كند، او را به عنوان خليل خويش برگزيد، و پس از آنكه آن مقامات براى او حاصل گرديد، فرمود:« انّي جاعِلُك لِلنّاس اماماً» ( اصول كافى، كتاب الحجة، باب طبقات الانبياء، حديث 2).
[3] ( 1)- بحارالأنوار، ج 25، ص 253.
باسمه تعالی: سلام علیکم: هر دو کار خوب است ولی گویا وقتی از سیرهی ائمه«علیهمالسلام» خبر میرسد که تمام ماه رجب را روزه میگرفتند گفته نشده به استثناء آن روزهایی که به جهت تعارف دوستان در بین روز افطار کردهاند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ما در موقعیت خودمان با تقاضا و خواستنها زمینهی تجلیات رحمت الهی را در امورات خود فراهم میکنیم مثل کاری که حضرت سجاد«علیهالسلام» در مناجات «خمسه عشر» دارند 2- در تکوین چنین است که حضرت آقا فرمودند و لذا خداوند میل حقیقی را در انسانها میگذارد تا مسیر انشاء صورت انسانی را فراهم کرده باشد با اینهمه شریعت استفاده از لذّات جنسی را وقتی در مسیر شرعی باشد عامل ایجاد شوق در عبادت میداند. موفق باشید
