باسمه تعالی: سلام علیکم: به ما فرمودهاند اغماض و گذشت، دو سوم دین است یعنی با اغماض میتوانیم نور دینداری خود را بیفزاییم و اساساً به روی خود نیاوریم که چنین برخوردهایی با ما شده است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. آری! امکانِ هر شیئ، ذاتیِ آن شیئ است و خداوند وجود یا خلقت آن شیئ را به آن شیئ می دهد. ۲. انسان از آن جهت که دارای ابعاد مختلفی در امکانِ وجودیاش هست، اختیار او ذاتی اوست و لذا با توسل به خداوند میتواند وجهِ امکانی خود را به طرف بُعدِ سعادتمندیاش بکشاند. عرایضی داشتهام که ذیلاً متن آن عرایض را خدمتتان ارسال میدارم: موفق باشید
پیامبران خدا و نظر به آغازِ آغازها
باسمه تعالی
السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا رَسُولَ اللَّهِ، السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا حَبِيبَ اللَّهِ
ما از رسول خدا «صلواتاللّهعلیهوآله» سخن میگوئیم ولی به حکم «لا نُفَرِّقُ بَيْنَ أَحَدٍ مِنْ رُسُلِهِ» سخنانمان در مورد همه پیامبران است.
۱. اصلیترین کار رسولان خدا توجه بشریت است به آغازِ آغازها، یعنی آغازِ هستیِ موجودات که همان حضرت حق است و آغاز انسان که وجه امکانی او یا عین ثابتهی او میباشد. زیرا از این طریق، تفکر اصیل به بشر عطا خواهد شد.
۲. پیامبران خدا متذکر شدند که خداوند خالق همهی عالم است یعنی «وجود» و «بودن»ِ هر موجودی را او داده است و در نتیجه خداوند، بودنِ محض و هستی مطلق میباشد و این اولین قدم در راستای تفکر است از آن جهت که تفکر مربوط به «وجود» است و آغازِ آغازها.
۳. پیامبران در مورد مخلوقات بهخصوص انسانها فرمودند خداوند با نظر به امکانِ بودن مخلوقات، آنها را خلق کرد و لذا حضرت موسی«علیهالسلام» در تفسیر جایگاهِ نبوت خویش و برادرشان دو نکته را در میان آوردند که: «قالَ رَبُّنَا الَّذي أَعْطى كُلَّ شَيْءٍ خَلْقَهُ ثُمَّ هَدى»(طه/50) یعنی اولاً: پروردگار ما خلقتِ هر موجودی را به آن موجود عطا میکند. ثانیاً: او را هدایت مینماید و در راستای هدایت خداوند است که پیامبران را میفرستد. ولی در نکتهیاول، معرفتی بسآغازین را متذکرشدند از آن جهتکه میفرمایند خلقت هرمخلوقی را خداوند بهآن مخلوق میدهد. یعنی ازیک جهت خلقت آن مخلوق، مربوط بهخودش است وخداوند یعنیآنبودنِ محض، مطابقِ آنخلقت، آن موجودرا «وجود» میبخشد.
۴. در راستای معرفتِ آغازین برای هر مخلوق، در قرآن داریم: «إِنَّما أَمْرُهُ إِذا أَرادَ شَيْئاً أَنْ يَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ» (یس/82) وقتی خداوند خواست موجودی را بهوجود آورد در خطاب به آن میگوید: «بشو» و آن موجود میپذیرد که «بشود». یعنی قبل از آنکه آن موجود، موجود شود؛ در علمِ خداوند امکانِ بودنش هست و خداوند مطابق آن امکان به آن موجود، وجود میدهد.
۵. راستی! اگر خداوند آغازکنندهی امکانِ هر موجودی بود، آن مخلوق حق نداشت از خداوند سؤال کند که چرا آن را آنچنان خلق کرده است؟ در حالیکه: «فَلِلَّهِ الْحُجَّةُ الْبالِغَةُ» (انعام/149) برای خداوند حجت بالغه هست و آنچنان نیست که کسی بتواند حجتی در نفیِ حجت بالغهی الهی داشته باشد.
6. حال با توجه به مباحث فوق، به این فکر کنید که اگر کسی نحوهی بودن خود را درست درک کند و متوجه باشد حضرت حق در راستای نحوهی بودنِ او به او «وجود» میدهد؛ مییابد که تنها از طریق وجود خود با پروردگارش میتواند مرتبط شود و معنی روایت مشهور: «الطُّرُقُ الَی اللهِ بِعَدَدِ اَنفاسِ الخَلائِق» میرساند که راهِ هرکس به سوی پروردگارش، همان نحوهی «بودن»ِ اوست، و مأوایِ حقیقی هرکس، بهسربردن در این نحوه بودن است.
۷. مشکل بشر از آن جا پیدا شد که به جای مأواگزیدن در نحوهی بودن خود و از آن طریق با پروردگار عالم، مرتبطشدن؛ دلْ در بودنهای دیگران انداخت و به مقایسهها گرفتار شد و از بهترین مأوا و «بود» محروم گشت. در حالیکه پیامبران خدا و بهخصوص آخرین پیامبر به ما متذکر شدند: «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا عَلَيْكُمْ أَنْفُسَكُمْ ۖ لَا يَضُرُّكُمْ مَنْ ضَلَّ إِذَا اهْتَدَيْتُمْ» (مائده/۱۰۵) ای مؤمنان! متوجهی خودتان باشید که در آن صورت، انحرافِ بقیه وقتی شما در مسیر هدایت باشید، به شما ضرر نمیرساند.
والسلام علیکم و رحمة اللّه و برکاته
باسمه تعالی: سلام علیکم: پسر! بر خیال راست، کج را میخری. با خدا باشد و از خدا بخواه که یک چشمزدن غافل از آن یار نباشی. بر فرض هم بهشت، شیرین باشد؛ بهشتافرین که شیرینتر است. از خدا میخواهم بنده و جنابعالی و همهی رفقا در بزمی که حضرت ربّ العالمین با حضور مولایمان علی «علیهالسلام» در فضای بیکرانهی ابدیت بر پا میکند؛ حاضر باشیم و در مستیِ جمال حضرت مولا همدیگر را آینهی نور ولایت ببینیم و به همدیگر عشق بورزیم. عجب دنیایی است، دنیای کیفیتها!!! موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر میاید حرف خوبی باشد. میتوانید برای فهم بهتر موضوع، به بحثِ «معنای درک شب قدر» که در کانال مطالب ویژه هست، رجوع فرمایید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ملاحظه فرمودید که بنده از آقای میرسلیم با احترام یاد کردم ولی روحی که بتواند در این تاریخ تصمیم بگیرد، غیر از روحی است که در زمان گذشته تصمیمهای خوب گرفته. مشکل را باید در عدم حساسیت نسبت به زمانه پیدا کرد که به برگرداندن زمان به عقب فکر میکنیم در حالی که باید ببینیم اقتضائات زمانه چیست. آیا کارهای خوب گذشته در این زمان هم به همان شکل جواب میدهد؟ موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: اگر هم درست باشد که معلوم نیست؛ مربوط به افراد خاص و شرایط خاص است، چه ربطی به امروز و مردم این زمانه دارد؟!! موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر میکنم سیر مطالعاتی سایت در این مورد کمک کند بهخصوص اگر سری به جزوهی «روش سلوکی آیت اللّه بهجت» که بر روی سایت هست، بزنید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. هر دو کتاب بسیار خوب است کتاب آیت اللّه جوادی برای جوانان کمی سنگین است. ۲. کتابهای «کربلا؛ مبارزه با پوچیها» و «حماسهی حسینی» و «راز شادی امام حسین«علیهالسلام» در قتلگاه» میتواند افقهایی را در مقابل رفقا بگشاید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به هر حال باید طوری عمل کرد و آن عزیزان طوری عمل می کردند که خودشان گرفتار فقر نشوند تا از ادامهی زندگی و توفیقات انفاقهای بعدی باز بمانند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. شاید از این نظر متذکر باشند که امکان ندارد اهل ولایت بد اخلاق باشند پس عملاً از دین خود بهرهای نبردهاند ۲. به نظر میرسد که میتوان گفت شیطان نظر به خلیفة اللهیِ آدم در زمین دارد و مقام خلیفة اللهی آدم در زمین مدّ نظر اوست و از این جهت، وجهِ زمینی خود را با وجهِ زمینی آدم مقایسه میکند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: اینطور جواب داده شد:
۲۳۶۳۷. باسمه تعالی: سلام علیکم: در منزل استخاره نمیکنم. موفق باشید
۲۳۶۴۹. باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. در این موارد بیش از استخاره باید با صاحبنظران آن فن مشورت کرد که به اصطلاح میگویند باید به «بیّنه» رجوع شود. ۲. بنده در منزل استخاره نمیکنم. موفق باشید
۲۳۶۵۰. باسمه تعالی: سلام علیکم: محبت به خلق و رعایت حقوق آنها و صلهی رحم، کارساز است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همان صورتها آینهی شفاف و زلال حضور حضرت حق برای شما خواهند شد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: روح انسان به جهت ذاتِ مجردی که دارد، ماورای حواس پنجگانه با عالَم مرتبط است و به همین جهت حتی خطاهای حس را هم متوجه میشود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همانطور که در جواب سؤال یکی از کاربران عرض شد وقتی ما نسبت به رخداد بزرگی مثل انقلاب اسلامی احساس مسئولیت کردیم، خود به خود اخلاقِ مناسب آن مسئولیت در ما شکل میگیرد و تذکراتِ اساتید اخلاق در این رابطه معنا پیدا میکند، وگرنه اخلاق منهای احساس مسئولیت نسبت به وظیفهای بزرگ، چندان در جای خود قرار نمیگیرد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: قبلاً به رفقایی که این سؤال را داشتند، عرض شد میشود با مبانیِ معرفت نفسی در امر یوگا جلو رفت. پیشنهاد میشود بر روی کتاب «ده نکته در معرفت نفس» و شرح صوتی آن که هر دو بر روی سایت هست، وقت بگذارید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: شواهد حکایت از آن دارد که در دل جریان حضور ویروس کرونا در جهان در این تاریخ، تقدیری در میان است تا انسانها بهکلّی خود را و جهان خود را بازخوانی کنند. ولی در این بازخوانی بالاخره اصالتهای عالم در جای خود محفوظ است. مثل آنکه علمِ به خود داریم که دلیل بر تجرد نفس است و یا اینکه آنچه را ملکات میپنداشتیم با فشار سکراتی حاصل از بیماری کرونا متوجه میشدیم چندان هم آن امور از ملکات نبودهاند که ویران شده. در هر حال به نظر میآید تقدیری است که باید اکثر انسانها تجربه کنند تا به حضور دیگری بیندیشند و به پساکرونا که ظاهراً جهان دیگری است فکر کنند، بهخصوص که کارشناسان پزشکی، افقِ ده ساله آینده را افق همراه با این ویروس میدانند. که البته این نگاه، در محدوده اندیشههای تجربی است. گویا باید موضوع را عمیقتر از این دنبال کرد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: با توجه به همین امر باز عرض بنده آن است که اصل انقلاب اسلامی که مسیر حضور خدا در مقابل جهان استکبار و سکولاریته است، حفظ میشود و مردمی که در این زمانه به دنبال مأوایی بیرون از سیطره استکبار میباشند میتوانند خود را در آن مأوا دنبال کنند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همچنانکه عرض شد لازمهی ارتباط با «فصوصالحکم»، دنبالکردن مباحث «ده نکته در معرفت نفس» و کتاب «از برهان تا عرفان» و کتاب «معاد» همراه با شرح صوتی آنها است که حدود ۱۲۰ جلسه میباشد. پس از آن میتوانید با جناب حاج آقا نظری موضوع را در میان بگذارید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: جهان بحمدالله در حال آمادهشدن به شرایطی است که شرایط موجود نباشد و تمدن اسلامی با تقابل با ظلمات استکبار، زمینهی ظهور حضرت «عجلاللهتعالیفرجه» را فراهم میکند و در این راستا تحولی عظیم در جهان صورت میگیرد. کتاب «بصیرت و انتظار فرج» که روی سایت هست در این رابطه نکاتی را متذکر میشود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. ظاهراً هرکدام مطابق امکانشان که نسبت به بدن مشترک دارند، اراده میکنند و لذا این دو نفس میپذیرند در شرایط اتحاد با همدیگر، نفسِ خود را تدبیر کنند. ۲. نفس ناطقه جهت حضور در بدن، بستر تدبیر میخواهد وگرنه اگر بدن داشته باشد ولی سر او را از بدن جدا کنند چون میدان تدبیر ندارد از بدن منصرف میشود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: جناب استاد حاج آقا نیلیپور عزیز و مجاهد با آن تجربه و تعهد و دلسوزی و سعهی صدر و صفا و اشرافی که در موضوع جوانان دارند حتماً آثار ایشان برای جوانان مفید خواهد بود. امید است که رفقا از نوشتههای ایشان غفلت نکنند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: این احساس رویهمرفته میتواند خوب باشد ولی توجه داشته باشید بعضی از یاران پیامبر خدا «صلواتاللهعلیهوآله» به طور مستقیم در کنار حضرت فعالیت داشتند مانند حضرت علی «علیهالسلام». ولی بعضی از یاران آن حضرت مانند اویس قرنی در حالیکه او نتوانست پیامبر خدا را ملاقات کند بیسر و صدا با کمالاتی که از خود نشان داد، راه پیامبر خدا را در منطقهی یمن هموار کرد و زمینهی پذیرش ایمان به پیامبر خدا را با سلوک خود فراهم نمود. به همین جهت گاهی مسیر ما باید اویسی باشد و آن راه را کم و بیارزش ندانیم زیرا بعضی از مردم با حرکات و سکنات ما متوجه میشوند که راهی برای سعادت در پیش است که به ظاهر چندان هم چشمگیر نیست. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! «گرچه بهشتاش نه به کوشش دهند / آنقدر ای دل که توانی بکوش». موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: تا شرح «ده نکته» لازم است مطلب دنبال شود. از آن به بعد بستگی به روح خودتان دارد که مثلاً کتاب «انسان در تنگنای بدن» و یا «خویشتن پنهان» و «معرفت نفس و حشر» را طلب کند یا نه. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: نمیدانم. ولی باید به مسیر کلی فکر کرد. عرایضی شده است که إنشاءاللّه این روزها روی سایت قرار گرفته است، ذیلاً خدمتتان ارسال میشود: موفق باشید
جایگاه تمدن نوین اسلامی در این تاریخ
باسمه تعالی
در طلیعهی حضور تاریخی هستیم که از یک طرف در افق خود نظر به تمدن اسلامی داریم و در جستجوی مبانی الهیاتی آن باید بود و از طرف دیگر در جهانی باید حاضر بود که در مواجهه با تمدن غربی است و در صدد گشودن راهی هستیم که در عین حضور تمدنی در این تاریخ از هویت قدسی خود، غفلت ننماییم و نیز در جهان خود جایگاه سایر افکار و ادیان و عقاید روشن گردد تا آنها نیز تکلیف خود را با تمدنی که تحت عنوان تمدن نوین اسلامی در پیش است، روشن بدانند. با توجه به چنین نکاتی نظر عزیزان را به موارد زیر جلب مینمایم:
۱. اسلام به عنوان یک حقیقت فراتاریخی، مطابق طلب انسانها و آمادگی روحی آنها در هر تاریخی برای آنها به ظهور میآید. وقتی بشر روحِ تمدنی داشته باشد و خود را جهانی احساس کند، جواب آن روح را مطابق آیهی «يَسْئَلُهُ مَنْ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ كُلَّ يَوْمٍ هُوَ في شَأْنٍ» (الرّحمن/۲۹) خواهد داد و خداوند با جلوهی آن اسماء حسنایی که مناسب آن روزگاران است، بشر را تغذیه میکند، از آن جهت که در وصفِ جهانیبودنِ اسلام فرمود: «وَ ما أَرْسَلْناكَ إِلاَّ كَافَّةً لِلنَّاسِ بَشيراً وَ نَذيراً» (سبأ/۲۸) و در دل همین حضور جهانی است که ما را دعوت به ارتباط با حضرت پروردگار در فضای اجتماعی و جمعی میکند و میفرماید: «وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَميعاً وَ لا تَفَرَّقُوا» (آلعمران/۱۰۳) و ملاحظه دارید که روی «جمیعاً» تأکید شده است تا به تحقق جامعهی دینی توجه شود.
۲. بشر امروز خود را جهانی مییابد و به همین اندازه میخواهد در جهان حاضر باشد و قرآن نیز او را با چنین حضوری همراهی میکند. امام خمينى «رضواناللّهتعالیعليه» در پيام استقامت، در همین راستا مىفرمايند: «راستى اگر مسلمانان مسائل خود را به صورت جدى با جهانخواران حل نكنند و لااقل خود را به مرز قدرت بزرگ جهان نرسانند آسوده خواهند بود؟» زیرا در جهانی حاضر هستیم که قدرتهای بزرگ با روحیهی تمامیتخواهیشان همهی ملتها را ذیل تمدن خود میخواهند و ضرورت قدرتی بزرگ که همهی مناسبات را با فرهنگ خود تعریف کند، امری است که حکایت از واقعبینی و زمانشناسی حضرت امام «رضواناللّهتعالیعلیه» دارد، وگرنه هویت اسلامیِ جهان اسلام به فراموشی میرود.
۳. اگر تمدن، بسط دانش و فکر و فرهنگی است که توان انسجام عقلانی و درونی در حوزه های مختلف که مربوط به انسان است را، دارا میباشد، میتوان گفت آنچه امروزه در ایران اسلامیِ شیعیِ حاضر در انقلاب اسلامی واقع شده، شرایط تحقق یک تمدن را در خود فراهم کرده و این مشروط بر آن است که از فرآیندیبودنِ تمدنها در تاریخ غفلت نشود.[1]
۴. تمدنی که در پیش رو خواهیم داشت، مسلّم تمدنی است که در مواجهه با تمدن غربی به ظهور میآید، تا از طرفی از ضعفهای آن تمدن مبرّا باشد و از طرف دیگر خوبیهای آن را بسط دهد، و لذا هرگز نباید بحث تقابل تمدنها در میان باشد از آن جهت که هر تمدنی، روحی است تاریخی و خردی است که بشر را در هر دورانی در برمیگیرد و از این جهت بین خرد مدرن و فرهنگ غربی باید تفکیک کرد.
۵. خرد جدید، خردی است تاریخی و مربوط به جغرافیای خاصی نیست، تقدیری است تا انسان از تک ساحتی قرون وسطا که خدا را در مفاهیم بلند جستجو میکرد، خدا را در همهجا بیابد و طبیعت نیز آینه انکشاف حقیقت باشد و بدین لحاظ از نظر تاریخی خرد جدید میتواند قدمی به جلو باشد.[2]
با توجه به امر فوق بنا بر این است که خرد جدید را بفهمیم که مبتنی بر نظام معرفتی خاص خود میباشد که چندان شبیه و نزدیک به زیستِ جهان گذشتهی ما نیست و به یک معنا در آن خرد جدید نحوهای از جهانیشدنِ بشر به میان آمده است.
۶. رهبر معظم انقلاب «حفظهاللّه» در توصیف حضرت امام خمینی «رضواناللّهتعالیعلیه» نسبت به مواجههی ایشان با خردِ مدرن میفرمایند: «یک نمونهی دیگر از این تحوّل - در حضرت امام- در نگاه به دین و مسائل دینی، پافشاری بر تعبّد بود، در عین نگاه نوگرایانه به مسائل؛ یعنی امام، یک فقیه نوگرا، یک روحانی نوگرا بود؛ به مسائل با چشم نوگرایانه نگاه میکرد؛ در عین حال به شدّت پابند به تعبّد.» (۱۴/۳/۹۹)
۷. انقلاب اسلامی به عنوان یک موجود زنده مانند خودِ اسلام، مراحلی دارد، مثل آنکه در قرآن داریم: «الْيَوْمَ أُحِلَّ لَكُمُ الطَّيِّباتُ وَ طَعامُ الَّذينَ أُوتُوا الْكِتابَ حِلٌّ لَكُمْ وَ طَعامُكُمْ حِلٌّ لَهُمْ وَ الْمُحْصَناتُ مِنَ الْمُؤْمِناتِ وَ الْمُحْصَناتُ مِنَ الَّذينَ أُوتُوا الْكِتابَ مِنْ قَبْلِكُم» (مائده/۵) و این بدان معناست که وقتی شرایط، تاریخی تغییر کند نحوهی حضور اسلام بین ملل و جوامع نیز تغییر میکند در آن حدّ که تا دیروز ازدواج با زنان اهل کتاب را ممنوع کرده بود و امروز ازدواج با آنها را بدون آنکه لازم باشد مسلمان شوند، اجازه میدهد. زیرا سیطرهی فرهنگیِ اسلام پس از یازده سال آنچنان قدرتمند شده است که نهتنها هضم فرهنگ یهود و نصارا نمیشود، بلکه آنها را در خود هضم میکند بدون آنکه نیاز باشد آنها دین خود را تغییر دهند.
۸. رهبر معظم انقلاب «حفظهاللّه» در پیام خود به امام جمعهی هرمزگان میفرمایند: «... تقویت جریان انقلابی و جوانان مؤمن و روی گشاده و دست مهربان با عموم طبقات، توصیهی مؤکد اینجانب است.» (۲۶ تیرماه ۹۸). ملاحظه میفرمایید که انقلاب در شرایطی قرار دارد که علاوه بر نظر به جریان انقلابی و جوانان مؤمن، به عموم مردم که جدای از جریان انقلابی و جوانان مؤمن هستند، رویی گشاده و دست مهربانانه دراز میکند تا آنها را در برگیرد، زیرا بحمداللّه در شرایط تاریخیِ گشودهای حاضر شده است تا بقیه را نیز از آنِ خود کند.
۹. خردِ جدید با نظر به جهانیشدن انسان، به یک معنا هجرت از اخلاق فردی به اخلاق اجتماعی است و دغدغهی اصلاح اجتماع را به جای تأکید بر اصلاح فرد به میان میآورد و ما با انقلاب اسلامی و تأکید بر ساختن اجتماع دینی با دغدغههای خاصی روبهرو هستیم، شبیه دغدغههای هگل و هایدگر در ساختن اجتماعی که در عین مدرن بودن، مذهبی باشد. هگل با روبهروشدن با تاریخ و خرد مدرن سعی دارد با مدّ نظر قراردادن خرد مدرن، راه کارهای حفظ هویت دینی را پایهریزی کند و در این رابطه قانون را به جای اخلاق میگذارد، با این رویکرد که انسان مدرن با رعایتِ قانون احساس کند کاری اخلاقی انجام میدهد.
۱۰. تنگنظری در هرجایی باشد، بهخصوص در جریان مذهبیها، ریشه در متوقفشدن آنها در مفاهیمِ دینی دارد و برعکس، انسانها با نظر به حقایق قدسی سعهی صدر پیدا میکنند. رهبر معظم انقلاب «حفظهاللّه» در خاطرات خود میفرمایند:
«یکی از کمونیستها را به سلول ما آوردند، در حالیکه بنده در حال نماز بودم چون لباس سفیدی را به صورت عمامه به سر داشتم و به جای عبا یک پتو به دوشم بود، هرکس مرا در تاریکیِ سلول میدید تصور میکرد من لباس روحانی به تن دارم. همینکه آن فرد با بنده روبهرو شد چهرهاش در هم رفت و غمگین و افسرده به گوشهی سلول خزید. من به او نزدیک شدم و کوشیدم با او نیز مانند سایر زندانیان جدیدالورود رفتار کنم و افسردگیاش را بزدایم. به او گفتم: شما گرسنهاید یا تشنه؟ اما اخم از چهرهاش کنار نرفت، با دست به مالشدادن شانهها و سر و گردنش پرداختم، سعی کرد از پاسخدادن به هر سؤالی خودداری کند. من عادت داشتم مقداری از غذای افطار را نگه دارم، به او نان و قدری مربا دادم، حاضر نشد بخورد. بالاخره به زور به او غذا خوراندم و آب نوشاندم چون میدانستم پس از دستگیریاش غذایی نخورده و چه بسا کتک هم خورده باشد. قدری چهرهاش باز شد. جهت مراعات او نماز عشای خود را به تأخیر انداختم. صحبت با او را ادامه دادم. چون گمان میکرد من میخواهم او را به صفوف اسلامگرایان جذب کنم، سرش را بلند کرد و با لحنی خشک گفت: اجازه دهید اعتراف کنم من به هیچ دینی عقیده ندارم. فهمیدم که چه در ذهنش گذشته، دنبال جملهای مناسب ذهنیت و منطق و شرایط او میگشتم. گفتم: سوکارنو رئیس جمهور اندونزی در کنفرانس باندونگ گفت: ملاکِ اتحاد ملتهای عقبمانده، نه وحدت دینی و نه وحدت تاریخی و فرهنگی و امثال آن، بلکه وحدتِ نیاز است. مسائل، یکی است و سرنوشت، نامعلوم، و دین نباید میان من و شما جدایی بیندازد. انتظار این پاسخ را از من نداشت. دیدم تغییر در چهرهاش آشکار شد، خیلی هم باز شد و با ما گرم گرفت. بعد به او گفتم: شما استراحت کن و ما نماز میخوانیم.»[3] ما در ادامهی انقلاب و حضور تاریخی خود در این زمانه نیاز به چنین سعهی صدری داریم تا بدون آنکه بخواهیم جهان را مسلمان کنیم، جهان از آنِ ما باشد. مثل مردم غزّه که در موردشان گفتهاند شیعیانیاند که دستبسته نماز میخوانند، زیرا عقل و قلبشان شیعه است.
۱۱. نظر به اسمای الهی و مظاهر آن و عبور از مفاهیم، عاملی است تا انسان با حقایق اسماء در آینهی مخلوقات روبهرو شود. قرآن در آیات ۳۶ و ۳۷ سورهی جاثیه میفرماید: «فَلِلَّهِ الْحَمْدُ رَبِّ السَّماواتِ وَ رَبِّ الْأَرْضِ رَبِّ الْعالَمينَ & وَ لَهُ الْكِبْرِياءُ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ هُوَ الْعَزيزُ الْحَكيمُ» این یعنی کمالات الهی که مورد حمد قرار میگیرند و کبریایی او را در همین آینههای مخلوقات که در زمین و آسمان هستند بنگریم و در همین مخلوقات با حقیقت مأنوس شویم.
۱۲. قرآن در رابطه با تحمل سایر ملل و سایر افکار، به پیامبر خدا «صلّیاللّهعلیهوآله» میفرماید: «قُلْ لِلَّذينَ آمَنُوا يَغْفِرُوا لِلَّذينَ لا يَرْجُونَ أَيَّامَ اللَّهِ» (جاثیه/۱۴) ای پیامبر! به مؤمنین بگو نسبت به آنهایی که امیدی به ایّام اللّه ندارند، اغماض داشته باشد و به آنها گیر ندهد. و این حکایت از آن دارد با آنهایی که مانند مسلمانان به برزخ و قیامت و یا به ایّام اللّهِ حاکمیت حق در جهان امیدوار نیستند، باید اغماض نمود.
۱۳. قرآن اهل کتاب را به جای دعوت به اسلام، به توحید دعوت میفرماید و میگوید: «قُلْ يا أَهْلَ الْكِتابِ تَعالَوْا إِلى كَلِمَةٍ سَواءٍ بَيْنَنا وَ بَيْنَكُمْ أَلاَّ نَعْبُدَ إِلاَّ اللَّهَ وَ لا نُشْرِكَ بِهِ شَيْئاً» و در راستای پذیرش حضور متدینینِ اهل کتاب میفرماید: «لَيْسُوا سَواءً مِنْ أَهْلِ الْكِتابِ أُمَّةٌ قائِمَةٌ يَتْلُونَ آياتِ اللَّهِ آناءَ اللَّيْلِ وَ هُمْ يَسْجُدُونَ & يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ وَ يَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ يَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَ يُسارِعُونَ فِي الْخَيْراتِ وَ أُولئِكَ مِنَ الصَّالِحينَ» (آلعمران/۱۱۳ و ۱۱۴). و نیز در سورهی نساء آیهی ۱۶۲ میفرماید: «لكِنِ الرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ مِنْهُمْ وَ الْمُؤْمِنُونَ يُؤْمِنُونَ بِما أُنْزِلَ إِلَيْكَ وَ ما أُنْزِلَ مِنْ قَبْلِكَ وَ الْمُقيمينَ الصَّلاةَ وَ الْمُؤْتُونَ الزَّكاةَ وَ الْمُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ أُولئِكَ سَنُؤْتيهِمْ أَجْراً عَظيماً».
آیات فوق همه حکایت از آن دارد که اسلام بنا دارد در سعهی توحیدی با سایر ملل به گفتگو بنشیند.
۱۴. در مورد اهل سنت از امام صادق «علیهالسلام» داریم: «إِنَّ لِلْجَنَّةِ ثَمَانِيَةَ أَبْوَابٍ بَابٌ يَدْخُلُ مِنْهُ النَّبِيُّونَ وَ الصِّدِّيقُونَ وَ بَابٌ يَدْخُلُ مِنْهُ الشُّهَدَاءُ وَ الصَّالِحُونَ وَ خَمْسَةُ أَبْوَابٍ يَدْخُلُ مِنْهَا شِيعَتُنَا وَ مُحِبُّونَا فَلَا أَزَالُ وَاقِفاً عَلَى الصِّرَاطِ أَدْعُو وَ أَقُولُ رَبِّ سَلِّمْ شِيعَتِي وَ مُحِبِّي وَ أَنْصَارِي وَ مَنْ تَوَلَّانِي فِي دَارِ الدُّنْيَا فَإِذَا النِّدَاءُ مِنْ بُطْنَانِ الْعَرْشِ قَدْ أُجِيبَتْ دَعْوَتُكَ وَ شُفِّعْتَ فِي شِيعَتِكَ وَ يُشَفَّعُ كُلُّ رَجُلٍ مِنْ شِيعَتِي وَ مَنْ تَوَلَّانِي وَ نَصَرَنِي وَ حَارَبَ مَنْ حَارَبَنِي بِفِعْلٍ أَوْ قَوْلٍ فِي سَبْعِينَ أَلْفَ مِنْ جِيرَانِهِ وَ أَقْرِبَائِهِ وَ بَابٌ يَدْخُلُ مِنْهُ سَائِرُ الْمُسْلِمِينَ مِمَّنْ شَهِدَ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَ لَمْ يَكُنْ فِي قَلْبِهِ مِقْدَارُ ذَرَّةٍ مِنْ بُغْضِنَا أَهْلَ الْبَيْت» (الخصال، ج۲، ص: ۴۰۸) بهشت هشت در دارد؛ يك در از آنِ پيغمبران و صديقان است، يك در از آنِ شهيدان و صالحان است، و از پنج در شيعيان و صديقان ما داخل ميشوند، من پيوسته بر سر صراط ايستاده و درخواست ميكنم؛ پروردگارا! شيعيان و دوستان و ياران مرا و كسانى كه مرا در دنيا به ولايت شناختهاند، سالم دار. يك بار آوازى از شكم عرش ميرسد كه درخواست تو پذيرفته شد، شفاعت تو در باره شيعيانت قبول شد، هر تن از شيعيان من و كسانى كه ولايت مرا پذيرفته و مرا به گفتار يا كردار يارى كرده و با دشمنانم جنگيدهاند، هفتادهزار تن از همسايگان و خويشان خود را ميتوانند شفاعت كرد؛ از يك درِ ديگر مسلمانان ديگرى كه خدا را به يگانگى شناخته و ذرهاى دشمنى ما خاندان در دلشان نيست وارد ميشوند.
راوی از ابیجعفر «علیهالسلام» سؤال میکند وضع موحدین که اقرار به نبوت حضرت محمد «صلّیاللّهعلیهوآله» دارند ولی اهل گناه هستند و امامی ندارند و ولایت را نمیشناسند، پس از مرگ چگونه است؟ حضرت فرمودند: «أَمَّا هَؤُلَاءِ فَإِنَّهُمْ فِي حُفَرِهِمْ لَا يَخْرُجُونَ مِنْهَا فَمَنْ كَانَ لَهُ عَمَلٌ صَالِحٌ وَ لَمْ يَظْهَرْ مِنْهُ عَدَاوَةٌ فَإِنَّهُ يُخَدُّ لَهُ خَدّاً إِلَى الْجَنَّةِ الَّتِي خَلَقَهَا اللَّهُ بِالْمَغْرِبِ فَيَدْخُلُ عَلَيْهِ الرَّوْحُ فِي حُفْرَتِهِ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ حَتَّى يَلْقَى اللَّهَ فَيُحَاسِبَهُ بِحَسَنَاتِهِ وَ سَيِّئَاتِهِ فَإِمَّا إِلَى الْجَنَّةِ وَ إِمَّا إِلَى النَّارِ فَهَؤُلَاءِ الْمَوْقُوفُونَ لِأَمْرِ اللَّهِ» (بحارالأنوار، ج۶۹، ص: ۱۵۸). امام «عليهالسّلام» فرمودند: آنها در قبرهاى خود خواهند ماند و از آنجا بيرون نخواهند گرديد، هركدام از آنها كه كارهاى نيك انجام داده باشند و عداوت و عنادى از آنها ظاهر نشده باشد از قبر او راهى به طرف بهشتى كه خداوند در مغرب آفريده است باز مىگردد و تا قیامت روح و بشارت به قبر او مىرسد، تا روز قيامت برپا شود، در آن هنگام در پيشگاه عدل خداوندى حاضر مىگردد و به حساب كار او مىرسند و خوبىها و بديهاى او را در نظر مىگيرند، در اينجا يا به طرف بهشت مىروند و يا به طرف دوزخ رهسپار مىشوند، وضع اينها بستگى به امر خداوند دارد.
والسلام علیکم و رحمة اللّه و برکاته
[1] - رهبر معظم انقلاب«حفظهاللّه» در راستای تحقق آرمانهای فکری فرهنگی میفرمایند: «دچار شتابزدگی و بهانهگیری هم نباید بشویم. یکی از چیزهایی که واقعاً ماها همه باید به آن توجّه بدهیم، این است که یکی از عیوب کار، این بیصبری و شتابزدگی است؛ مرتّب آدم پا به زمین بزند که «آقا چرا نشد؟ چرا نشد؟» خب هر چیزی قدری دارد، هر چیزی اَجَل و اَمَدی دارد، همه چیز باسرعت انجام نمیگیرد.» (۱۳۹۷/۱۲/۲۳)
[2] - در این مورد خوب است به مقالهی «پرسش از تکنولوژی» از آقای مارتین هایدگر رجوع شود.
[3] - گزیدهای از کتاب «خون دلی که لعل شد» از صفحات ۲۴۷ تا ۲۵۱.
