باسمه تعالی: سلام علیکم: ممکنالوجود در ذات خود همواره ممکنالوجود است و لذا وقتی هم که حادث شد، برای ادامهی بقاء نیاز به خلقت مدام دارد زیرا ذاتی که ممکن است، هیچوقت واجبِ بالذات نمیشود. در این مورد خوب است «برهان صدیقین» مطالعه شود تا بین علت حقیقی و علت معدّه تفکیک گردد. موفق باشید
تعالی: سلام علیکم: هرگز نباید به صندوق صدقات کمیتهی امداد بیاعتماد بود. بحث بر سر آن است که اگر فقیری را میشناسیم – چه در فامیل و چه در همسایهها- او را ترجیح دهیم و گرنه ما با دادن صدقه از طریق صندوق صدقات حتماً به لطف الهی به نتیجهای که باید برسیم، میرسیم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده استاد صمدی از سر دلسوزی آن سخنان را فرمودند. ولی عنایت نداشتند که رهبر معظم انقلاب کاملاً در جریان این امور هستند. همانطور که قبلاً عرض شد، رهبر معظم انقلاب متوجه بودند نباید ما به عنوان یک کشور مذهبی در دامی بیفتیم که جریانهای سیاسی غرب به بهانهی ویروس کرونا برایمان پهن کردهاند و آن اینکه ما را متهم کنند به علم جدید اعتماد نداریم. و به همین جهت رهبر معظم انقلاب حتی یک کلمه از طب سنتی نام نبردند، ولی کار را طوری رهبری کردند که بالاخره آرامآرام وزیر بهداشت به سوی طب سنتی سوق پیدا کرد و علت اصلی استعفای آقای ملکزاده هم همین گرایش وزیر بهداشت به طب سنتی بود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ضمن تشکر فراوان از توصیههای فوقالعاده دلسوزانهتان. بگذارید به رسم درد و دل عرض کنم: روزی که به بنده پیشنهاد مدیر کلی آموزش و پرورش استان اصفهان را در سال 1369 دادند مدتها گریه کردم زیرا میدانستم از محبوبهای دلم که کتاب بود و کتاب بود و خلوت! جدا میشوم ولی عهدی با انقلاب داشتم که آن عهد شرعی اجازه نمیداد از زیر بار آن مسئولیت شانه خالی کنم. در مورد موضوعات سیاسی که به سرنوشت انقلاب گره خورده است باز قصّه از همین قرار است. آری همینطور که متذکر شدهاید جبههی فرهنگی انقلاب نباید در قوارهی یک حزب وارد مسائل سیاسی شود، ولی آیا واقعاً میتوان نسبت به مباحث سیاسی انقلاب در موضعگیریهایی که منجر به تحقق اهداف رهبری میشود کوتاه آمد؟! به نظرم موضوع برادر عزیزمان جناب آقای دکتر جلیلی از این جنس بود و وقتی احساس میشود رفقای اصولگرا در موضوع قرارداد هستهای تا حدّ زیادی رهنمودهای رهبر عزیز«حفظهاللّه» را در راستای همدلی و همزبانی با دولت نادیده میگیرند، آیا وظیفهی فرهنگی اقتضا نمیکند متذکر موضوع باشم؟ میدانم متأسفانه فضا آنقدر غبارآلود است که این نوع تذکرات با نگاه سیاسی دیده میشود و یک نحوه ضربه به آبروی فکری فرهنگی بنده میزند، ولی مگر انسان آبرو را برای کجا میخواهد؟! اینکه در نهایت دلسوزی میفرمایید ثقل سؤال و جواب سایت این اندازه سیاسی نباشد، توصیهی کاملاً درستی است و خدا را شکر میکنم که در این سایت با چنین کاربرانی مثل شما و یا سؤالکنندهی شمارهی 11773 مرتبط هستم، ولی روی این مسئله هم فکر کنید که نباید از یگانگی بین دیانت و سیاست که روح تاریخی است که حضرت امام خمینی«رضواناللّهتعالیعلیه» ظهور دادند غفلت کرد و در عین عدم ورود در موضوعات موسمی و زودگذر سیاسی از حضور ابعاد سیاسی شریعت الهی بازماند که میدانم البته و صد البته منظور شما این نیست. ما هم مخلصیم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: 1- عنایت داشته باشید همانطور که حضرت امام خمینی در کتاب «ولایت فقیه» میفرمایند ولایت فقیه یک موضوع کلامی است در راستای موضوعِ امامت. و مثل سایر موضوعات علم کلام، باید دلایل حقانیت آن را دنبال کرد، یک موضوع فقهی نیست که بخواهیم نظر فقها را بدانیم 2- بنده از نظر همهی فقهای مذکور خبر ندارم ولی رویهمرفته همهی آقایان با مبانی مختلف، حاکمیت جامعهی اسلامی در زمان غیبت را به عهدهی فقها میدانند 3- همانطور که علامهی طباطبایی میفرمایند: اولیالأمر که در قرآن آمده و اطاعت آن واجب است، مربوط به انسانهای معصوم است، نه آنطور که بعضی از مفسرین اهل سنت میگویند مربوط به علمای اهل سنت باشد و تصور کنیم خداوند خواسته است مسائل اجتماعی و سیاسی جامعه را آنها حل کنند، مگر مجتهدین و فقهایی که توانایی کشف سخن معصوم را داشته باشند 4- در قسمت سوم کتاب «مبانی نظری نبوت و امامت» از صفحهی 195 به بعد تحت عنوان «مبانی حکومت دینی» دلایل حقانیت حاکمیت ولیّ فقیه را میتوانید بیابید. کتاب بر روی سایت هست. موفق باشید
باسمه تعالی
پس از سلام همچنانکه مستحضرید ریشه وسواس تحریک قوه وَهمیه است و شیطان نیز جهت انحراف انسان از طریق همین قوه عمل میکند.
به عنوان یک اصل، جهت تضعیف قوه واهمه، باید قوه عاقله را تقویت نمود.
مواردی که میتوان قوه عاقله را تقویت و قوه واهمه را تضعیف نمود، عبارتند از:
1- تدبّر در امور عقلی مثل تدبّر در کتب علمای دین و از همه مهمتر تدبّر در قرآن از طریق مطالعه تفاسیر.
2- تقویت بدن از طریق غذاهای کمحجم و مقوی و خواب مناسب، چون در شرایطی که بدن ضعیف یا خسته باشد قوه واهمه فعالتر است.
3- ورزش جهت تقویت اراده و پیادهروی.
4- اجتناب از جلسات و شرایطی که موجب تحریک احساسات و قوه واهمه میشود، حتی برای چنین افرادی جلسات مذهبی که دارای شرایط مذکور باشد تا زمانی که بهبود نیافتهاند قابل اجتناب است.
5- چنانچه وسواس فرد مذکور بیش از حدّ رشد کرده باشد، استفاده از داروی روانپزشکان در صورت رعایت امور فوق قابل استفاده است.
سلام و عرض ارادت خدمت معلّم عزیز و بزرگوار جناب استاد طاهرزاده. روز معلّم را خدمت جنابعالی تبریک عرض می کنیم. به لطف الهی از حضرتعالی چیزهای زیادی یاد گرفتیم. امیدواریم که خدای متعال به احسن وجه از شما بپذیرد و شما را در دنیا و آخرت و در عالی ترین درجات با پیغمبر اکرم و اهل بیت طاهرینش علیهمالسلام محشور فرماید.
باسمه تعالی: سلام علیکم: با تشکر از لطف جنابعالی. امید است بتوانیم در راهی حاضر شویم که با دلزندگیِ تمام، موجب حیاتی فعّال برای رفقا و برای خودمان باشیم. آری! قصه ما قصه خاصی باید باشد به همان معنایی که جناب ملک الشعرای بهار فرمود: «روح پدرم شاد که میگفت به استاد / فرزند مرا عشق بیاموز و دگر هیچ». حال مائیم و جهانی که تنها با شور و شوق معنوی در تاریخی که تاریخ توحید است در مقابل شرک، باید عشق را به معنای امروزین آن مزمزه کنیم. موفق باشید
نظر جنابعالی را به نامه ای که مشهور است آقای ابراهام لینکلن به معلم پسرش نوشته جلب می کنم.
به پسرم درس بدهيد. او بايد بداند كه همه مردم عادل و همه آن ها صادق نيستند، اما به پسرم بياموزيد، كه به ازاي هر شياد، انسان صديقي هم وجود دارد.
به او بگوييد، به ازاي هر سياستمدار خودخواه، رهبر جوانمردي هم يافت مي شود.
به او بياموزيد، كه در ازاي هر دشمن، دوستي هم هست. مي دانم كه وقت مي گيرد، اما به او بياموزيد، اگر با كار و زحمت خويش، يك دلار كاسبي كند بهتر از آن است كه جايي روي زمين پنج دلار بيابد. به او بياموزيد، كه از باختن پند بگيرد. از پيروز شدن لذت ببرد. او را از غبطه خوردن بر حذر داريد. اگر مي توانيد، به او نقش موثر كتاب در زندگي را آموزش دهيد. به او بگوييد، تعمق كند، به پرندگان در حال پرواز در دل آسمان دقيق شود. به گل هاي درون باغچه و زنبورها كه درهوا پرواز مي كنند، دقيق شود. به پسرم بياموزيد كه در مدرسه بهتر اين است كه مردود شود اما با تقلب به قبولي نرسد. به پسرم ياد بدهيد، با ملايم ها، ملايم و با گردن كش ها، گردن كش باشد. به او بگوييد، به عقايدش ايمان داشته باشد حتي اگر همه بر خلاف او حرف بزنند. به پسرم ياد بدهيد، كه همه حرف ها را بشنود و سخني را كه به نظرش درست مي رسد انتخاب كند. ارزش هاي زندگي را به پسرم آموزش دهيد. اگر مي توانيد به پسرم ياد بدهيد كه در اوج اندوه تبسم كند. به او بياموزيد كه از اشك ريختن خجالت نكشد. به او بياموزيد كه مي تواند براي فكر و شعورش مبلغي تعيين كند، اما قيمت گذاري براي دل بي معناست. به او بگوييد، كه تسليم هياهو نشود و اگر خود را بر حق مي داند پاي سخنش بايستد و با تمام قوا بجنگد. در كار تدريس به پسرم ملايمت به خرج دهيد، اما از او يك نازپرورده نسازيد. بگذاريد كه او شجاع باشد، به او بياموزيد كه به مردم اعتقاد داشته باشد توقع زيادي است اما ببينيد كه چه مي توانيد بكنيد.
