باسمه تعالی: سلام علیکم: چرا که نه؟! در هر مورد که روحیه و استعدادتان طلب میکند، خوب است ورود نمایید. موفق باشید
سلام استاد عزیز: راجع به آیت الله حسینی تهرانی میخواستم نکتهای را خدمت شما عرض کنم. احساس می کنم حتی آقای محمدصادق تهرانی یعنی فرزند ایشان نیز به گونه ای که مطالب را در کتاب نور مجرد درباره ایشان گفتهاند که اینطور برداشت می شود که گویا تنها و تنها در این زمان ایشان بودند که به درجات عالی توحیدی رسیدند و هر کدام از علما بالاخره در زندگیشان یک اشکالی پیدا میشود. و تنها کسی که به مقام توحید مطلق رسیده است ایشان میباشند یا حداقل به جامعیت ایشان کسی نیست. من کاری به عقاید آقای محمد محسن طهرانی ندارم که معلوم الحال است بلکه بحثم با آقای محمد صادق است. استاد در نور مجرد ایشان را خیلی بزرگ نمایی کرده اند بگذارید یک مطلب جالب خدمت شما بگویم همانطور که می دانید حتی آقای محمد صادق تهرانی که میانه ای خوبی با انقلاب دارد قائل به جدایی حیات سلوکی و حیات سیاسی شاگردان آقای تهرانی است. یعنی آنها حیات سلوکی خود را ذیل ایشان تعریف میکنند و حیات سیاسی خود را ذیل امام و رهبری. استاد عزیز بنده از یکی از شاگردان آیت الله سعادت پرور پرسیدم که آیا شما چنین عقیده ای دارید و آیا آیت الله سعادت پرور اینگونه فکر می کردند؟ البته اسمی از آقای علامه طهرانی نبردم. ایشان به شدت موضوع را رد کردند و فرمودند مرحوم استاد سعادت پرور به هیچ عنوان حیات سلوکی خود را جدایی از حیات سیاسی نمی دانستند و خود را ذیل امام در زمان حیاتشان و ذیل رهبری در بعد از حیات امام قرار داده بودند. والسلام علی من اتبع الهدی. امید که دل در گرو انقلاب و رهبری و امام داشته باشیم به جای بزرگان.
باسمه تعالی: سلام علیکم: بنده در جریان این امر هستم. میماند که ما چه وظیفهای داریم؟ به نظر بنده در عین احترام به علامه طهرانی به عنوان دانشمندی ارزشمند، برای افرادی که حضرت امام و رهبری را تنها در امر سیاسی محترم میشمارند، مانند خود مقام معظم رهبری، برایشان احترام قائل هستیم. در حالیکه سلوک ذیل شخصیت اشراقی حضرت امام «رضوانالله تعالیعلیه» سلوکی است که ما را در هویتِ «حق الیقینی» مستقر میکند و در دل آن حاج قاسمها ساخته میشود. زیرا اینان افق شخصیت خود را حضرت امام و رهبری قرار دادهاند. موفق باشید
سلام و عرض ادب: با تشکر از جلسه امروز سه شنبه، در مورد اربعین و روبرویی شان جدیدش ... جلسه کلی از احساس های قلبیمان را تفسیر کرد. الان دو هفته ای هست که در خواب و نیمه خواب و بیدار، معمولا در کربلا، عراق، و قبرستان وادی السلام به سر میبرم! در حالی که یک بار هم توفیق نداشتم به زیارت امام حسین (ع) بروم به دلایل زندگی و کار و ... که درجریانید. وقتی این خوابهای سلسله وار شروع شده بودند حس کردم که اراده جدیدی در صحنه هست، که حتی مرا که کربلا ندیده ام ولی چشیده ام، مرا هم به صف کرده، چند روز پیش بعد از نماز صبح راجع به اربعین حسینی و مسائل پیش آمده فکر میکردم، و قرآن به دست گرفتم و از خداوند سوالی کردم که چه در تاریخ میگذرد؟ چه باید کرد؟ که درگوشی به من فرمود: «والله انزل من السماء ماء فاحیا به الارض بعد موتها، ان فی ذلک لایه لقوم یسمعون» ... ۶۵ نحل گویا احیا موت باید رخ دهد، چه بدانم؟! شاید شان امروز احیا است احیای کیفیتِ بعد از کمیت! ولی باید قوم یسمعون بمانیم و منتظر، تا با جان بشنویم چه میشود! التماس دعا
باسمه تعالی: سلام علیکم: همانطور که عرض شد گویا ایرانیان با درک حضور اربعینی خود در سالهای گذشته، با توجه به روحیه خِرد خسروانیشان و تجربهای که به دست آوردهاند، بنا بر آن است که وجه باطنی رخداد اربعینی را در حالت جهانیاش به ظهور آورند. آری! در رخداد اخیر اربعینیِ این سالها، انسانها ذیل نظر به حضرت اباعبدالله «علیهالسلام» نسبت به همدیگر در اوج ایثار و محبت همدیگر را تجربه کردند. آیا ما ایرانیان با توجه به روحیه گسترده و گشوده آخرالزمانیمان بنا بر این است تا همان ایثار و محبت به دیگر جهانیان را ذیل فرهنگ حسینی به میان آوریم؟ و از یک طرف اگر باید سفر اربعینی جهانی شود و دلسوختههای حسینی از همه جهان در این پیادهروی شرکت کنند، از طرف دیگر گویا این سفر به صورت دیگری بناست جهانی شود و همه جهان مسیر نجف به کربلا گردد و همان نسبت بین زائر و خادم ذیل نظر به حضرت اباعبدالله «علیه السلام» به میان آید. البته و صد البته هر اندازه راه زمینی این مسیر گشوده شود، آنهایی که تجربه در آن مسیر بودن را در عین حضور دارند، سر از پا نمیشناسند و قدم در راه میگذارند و جلو میروند. بحث در آن است که اگر آن حضور ممکن نیست، گویا بنا است حضور دیگری که عرض شد به میان آید. آیا اینکه در روایت داریم در حاکمیت حضرت مهدی «عجلاللهتعالیفرجه» مسجد کوفه هزار در پیدا میکند تا همه مردمان بتوانند با حاکمیت حضرت ارتباط پیدا کنند، جنبه تأویلی ندارد به آن معنا که نسبتی بین روح و روحیههای مردم جهان با آن مرکز بر قرار میشود و هرکدام بر اساس آمادگی خاصی که دارند ورود میکنند و بهره میگیرند؟ موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در نگاه کلی آن سخن، سخن درستی بود و در عین دقت به آنچه عرض شد باید ملاحظه بفرمایید که نگاه حضرت در آن روایت، با توجه به معیّت حضرت حق است با موجودات، و این ربطی به مظهریت آن موجودات ندارد و به همین جهت حضرت میفرمایند: «ما رأیتُ شیئاً إلا و رایتُ الله قبله و معه و بعده». و بحث معیت حضرت حق با هر اسمی از مباحث خوبی است که در عرفان مورد بحث قرار میگیرد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: چرا در همان کشوری که هستید با حضوری معنوی فعالیتهای خود را در فضای مجازی شکل نمیدهید؟ در آن حدّ که گویا در همهی جهان هستید. پیشنهاد میشود سری به کانال مطالب ویژه@matalebevijeh بزنید. یا گروه فرهنگی صبّار @sabbar_ir . موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. اگر هیچ رابطهای با خدا و قرآن نداشته باشند آری! به زحمت خواهند بود. ۲. برای اهلش که متوجهی سیرهی اولیاء هستند و نوعی احساس یگانگیِ شخصیت با آنها دارند، مفید و مؤثر است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: همچنانکه در بحث سورهی واقعه عرض شد حوری و غلمان هر دو، انعکاسِ اعمال و عبادات انسانهاست، نه آنکه حوری مربوط به مردان باشد و غلمان مربوط به زنان. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: حتماً پیدا شده است. در جلسهی اخیر بحث سورهی جاثیه، به نظر بنده نکاتی جدّی در این مورد به میان آمد. خوب است آن بحث را تحت عنوان «عالَم، آینهی نمایش ربوبیت و کبریایی خداوند» دنبال بفرمایید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده در این شرایط تاریخی سلوکی که خداوند در مقابل ما گذاشته است، سلوک ذیل شخصیت حضرت امام «رضواناللّهتعالیعلیه» میباشد و رهبر معظم انقلاب «حفظهاللّه» حامل ظاهر و باطن آن سلوک هستند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. به گفتهی جناب شیخ محمود شبستری:
تفکر رفتن از باطل سوی حق / به جزء اندر بدیدن کلّ مطلق
۲. با دیدِ «بالحقّ». لذا هرچیزی را آینهی ظهور اسماء الهی مییابند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: چقدر زیبا متوجه میشویم چرا خداوند به رسول گرامیاش فرمود: «فَبِمَا رَحْمَةٍ مِنَ اللَّهِ لِنْتَ لَهُمْ وَلَوْ كُنْتَ فَظًّا غَلِيظَ الْقَلْبِ لَانْفَضُّوا مِنْ حَوْلِكَ فَاعْفُ عَنْهُمْ وَاسْتَغْفِرْ لَهُمْ وَشَاوِرْهُمْ فِي الْأَمْرِ فَإِذَا عَزَمْتَ فَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ ۚ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُتَوَكِّلِينَ» (آلعمران/۱۵۹) به مرحمت خدا بود که با خلق مهربان گشتی و اگر تندخو و سختدل بودی مردم از گِرد تو متفرق میشدند، پس از (بدیِ) آنان درگذر و برای آنها طلب آمرزش کن و (برای دلجویی آنها) در کارِ (جنگ) با آنها مشورت نما، لیکن آنچه تصمیم گرفتی با توکل به خدا انجام ده، که خدا آنان را که بر او اعتماد کنند دوست دارد.
آری! آن حضرت با سعهی صدر با مردم رفتار میکردند و در این راستا اگر هم خطایی سر میزد با خطای آنها بد بودند و نه با خودشان. إنشاءاللّه توفیق دعای به دوستان داشته باشم، دعاگو هستم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: تنها برای تو این غزل را دارم که مولوی برای شمس از عمق جانش به ظهور آورده است. موفق باشید
خوش خرامان مي روي اي جان جان بي من مرو
اي حيات دوستان در بوستان بي من مرو
اي فلک بي من مگرد و اي قمر بي من متاب
اي زمين بي من مروي و اي زمان بي من مرو
اين جهان با تو خوش است و آن جهان با تو خوش است
اين جهان بي من مباش و آن جهان بي من مرو
اي عيان بي من مدان و اي زبان بي من مخوان
اي نظر بي من مبين و اي روان بي من مرو
شب ز نور ماه روي خويش را بيند سپيد
من شبم تو ماه من بر آسمان بي من مرو
خار ايمن گشت ز آتش در پناه لطف گل
تو گلي من خار تو در گلستان بي من مرو
در خم چوگانت مي تازم چو چشمت با من است
همچنين در من نگر بي من مران بي من مرو
چون حريف شاه باشي اي طرب بي من منوش
چون به بام شه روي اي پاسبان بي من مرو
واي آن کس کو در اين ره بي نشان تو رود
چو نشان من تويي اي بي نشان بي من مرو
واي آن کو اندر اين ره مي رود بي دانشي
دانش راهم تويي اي راه دان بي من مرو
ديگرانت عشق مي خوانند و من سلطان عشق
اي تو بالاتر ز وهم اين و آن بي من مرو
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. تصمیمگیری در این مورد آسان نیست. ظاهراً صالح مقبول جهت تصمیمگیری کاربردیتر است. ممکن است در عمل برای انتخاب اصلح، به مشکل برخورد کنیم با نظر به آنکه صالحِ مقبول را در دلِ سنت اسلامی و انقلاب اسلامی، صالحِ مقبول میدانیم. ۲. چندان نمیتوانم در این مورد ورود کنم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: فکر میکنم در حال حاضر شرایط متفاوت باشد. ولی با اینهمه تا میشود نباید با لباس روحانی در سینما حاضر شد، مگر در رابطه با فیلمهای ارزشی که جنبهی تقویت و تبلیغ آنها به میان آید. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: فدایتان شوم، کدام مطلب؟!!!! موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. عبادات و دعا. ۲. خود برتر بینی و عدم تواضع. ۳. لذات شرعی مانع کمال نیست. ۴. مومنین با اظهار محبت و ایثار نسبت به یکدیگر تنها نخواهند ماند. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: در آخر جلسه عرض شد صوت شرح فصوصی که بنده عرض کردهام را در اختیار رفقا قرار دهند و اگر همت کافی در آنها باشد میتوانند از طریق صوت و جزوات مربوطه، آن را ادامه دهند. البته تأکید بنده آن است که رفقا صوت مباحث را در اختیار کسانی قرار دهند که مقدمات کار را گذرانده باشند. یعنی علاوه بر دنبالکردن مباحث معرفت نفسی و برهان صدیقین و شرح فصّ آدمی و فصّ شیثی که در «سها» بحث شد؛ به صوت آن مباحث همراه با جزوات مربوطه رجوع فرمایند، إنشاءاللّه مفید خواهد بود. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: آری! وجه قبضیِ روحها در این زمانه بیشتر شده است از وجه بسطِ روحها. ولی در هر حال آنچه کارساز است بندگی است. «گر تو خواهی حرّی و آزادگی / بندگی کن بندگی کن بندگی» . موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. به جهت آنکه آن روح بنا داشت القای روحی بکند تا حضرت مریم «سلاماللهعلیها» باردار شوند و این با صورت مردی مناسبت دارد. ۲. فرشتگان مناسب زمینهای که باید ظهور کنند، جلوه میکنند. ۳. علت آنکه آن فرشتگان ۳ عدد بودند را نمیدانم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: ۱. فرق نمیکند، عمده توجه به حضور خداوند است در این بستر، تا فکر نکنیم این ویروس است که باید تکلیف ما را معلوم کند و نه خداوند. ۲. همیشه ظهور نزدیک است، اگر ما آماده باشیم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به هرحال باید از این مرحله که مرحلهی احساسات و توهم است، عبور فرمایید. مطالعهی کتاب «ادب خیال و عقل و قلب» که روی سایت هست، میتواند کمککار باشد. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: بستگی دارد که خود را چطور تعریف کرده باشید. اگر ملاک، ایمان باشد و در فضای ایمانی همدیگر را ارزشگذاری کنید؛ به ما فرمودهاند مؤمن به صِرف ایمانش، کفوِ مؤمن است. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: سعی میشود انشاءالله جواب جنابعالی را به ایشان برسانیم. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: به نظر بنده مقصدی که سعی شده بود در رابطه با دعا در نسبت با تاریخی که در آن قرار داریم، به خوبی تبیین فرمودهاید. آری! حقیقتاً دعا ما را در جهانی بس گشوده و در عین حال کیفی و تعالیبخش وارد میکند تا همهچیز معنای دیگری پیدا کند و این به معنای برآوردهشدن حاجات اصیل انسان است. زیرا در آن فضا معنایی از زندگی در مقابل انسان قرار میگیرد که عملاً خود را در بهشت احساس میکند. بهشت، به همان معنایی که هر آنچه انسان بخواهد در اختیار اوست. موفق باشید
باسمه تعالی: سلام علیکم: میفرمایند: هر چیزی صورتی متعالی و جلوهای نورانی دارد که آن، بهارِ آن چیز است مثل بهار جوانی و بهار کشت و کار. و بهار قرآن یعنی وجهِ متعالی و نورانی آن در ماه رمضان برای انسان به ظهور میآید. موفق باشید
